پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 39


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم السادات هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 1700 روز

    سلام دوست عزیزم چقدر کمکتون وکامنتتون برای من و وصف این روزهای منه…من از خدا کمک خواستم که خدایا چیکار کنم؟من تو زندگیم هیچ وقت با وام و قسط چیزی نخریدم اما الان این کارو کردم و مقداری طلا داشتم گذاشتم بانک و دستگاه لیزر و …..خریدم اما ماه اول چنان گذشت که تصمیم گرفتم بانک رو تسویه کنم و فقط بدهی من بشه برای ماهانه لیزر و کرایه سالن..اما هرکاری کردم نتونستم کسی رو پیدا کنم که طلاهارو بیاد بانک بخره و تسویه کنیم بریم ..۲نفر گفتن میایم اما نیومدن..اما توی قبلم گفتم الخیر فی ما وقع میدونستم اینها برای من خیره .امروز صبح زود بلند شدم مجدد به خدا گفتم خدایا خودت هدایتم کن..من نمیدونم چیکار کنم…الان شما این پیام رو گذاشتید گفتی از چیزی که داری برای خودته استفاده کن..خب منم هینو میخوام طلای خودمو بفروشم که یکی از اقساط رو تمام کنم..اما هنوز نشده…اما میدونم که تکاملم رو باید طی کنم هم توی درامدم و هم پرداخت و بای. درآمدم رو افزایش بدم…..باز هم سپاسگزارم از کامنتتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    نسرين خالقي گفته:
    مدت عضویت: 1605 روز

    سلام بر استاد عزیز و مریم بانو و همه دوستان

    به قول دوستی در یکی از کامنت ها ما همیشه در حال هدایت شدن هستیم حالا شاید دقیق به خاطر نیاریم .

    یک نمونه ساده که چند روز پیش مواجه شدم ، من ظهرها وقت ناهار را میرم پیاده روی ، چون در این کشوری و جایی که هستم طبیعت بسیار زیبایی داره و معمولا ۴۵ دقیقه پیاده روی می کنم و از مسیرها ی مختلف میرم و بر می گردم ، اون روز مسیر جدیدی را رفتم موقع برگشتن دو انتخاب داشتم و با کمی تامل دومی را انتخاب کردم که بر خلاف همیشه که از کوچه پس کوچه میرفتم ، اینبار از خیابان اصلی رفتم. خیابانهای اینجا در حالت عادی خیلی افراد کمی تردد می کنند و اینجا که تقریبا بزرگراه بود که خیلی کمتر فرد پیاده دیده میشد .

    چند متر جلوتر خانمی را دیدم که دنبال ادرس می گشت و تقریبا میشه گفت سرگردان بود،جز من و او کسی در خیابان نبود ، از روی google map ادرس را براش پیدا کردم و چون مسیرش خیلی دور بود شماره اتوبوسی را هم که باید سوار میشد گفتم بهش و خوشحال برگشتم سر کارم .

    من معمولا پیامهایی که خوب هستند ذخیره می کنم و اون قلب کوچولو را می زنم تا دوباره این نوشته های و کلام های الهی که از قلم دوستان نوشته میشه را بخونم. در مورد این فایل دیدم اگر بخوام ذخیره کنم باید همه را ذخیره کنم اینقد که این فایل و جوابها عالی هستند .

    بعد از فایل ” انرژی که خدا می تامیم ” ، این تاثیر گذارترین فایل برای من أست ، همه فایل ها عالی هستند ولی این دو تا عالی تر هستند ، سپاس ای خدا که خودت را از زبان این بنده خلیل ات به ما می شناسانی .

    شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    آسمان گفته:
    مدت عضویت: 1282 روز

    به نام الله یکتا فرمانروای مطلق آسمانها و زمین و هرچه در آنهاست

    سلام به همه شما خوبان ❤

    من‌امشب رفتم سراغ این میوه فروشی هایی که کنار جاده بساط میکنن، چون هوا سرده اینا آتیش باحالی دارن و من کیف میکنم کنار اتیش میشینم بوی دود میگیرم ولی بازم حسش خیلی خوبه، دیشب هم رد شدم کنار اتیشی که یه پیرمرد روشن کرده بود اجازه گرفتم نشستم، امشب دوباره رفتم سراغ همون اتیش از قبل از خدا هدایت خواستم (برنامه بیرون رفتن داشتم با دوستم کنسل شد دقیقه ۹۰) منم رفتم همینجا ک‌گفتم، به اقای پیرمرد سلام کردم‌ و با خوشرویی گفتم اتیشتون کووو؟ گفت وایسا الان میام و بنده خدا رفت سه سوت اتیش به پا کرد من نشستم کنار اتیش و ایشون هیزم جمع میکردن از اطراف که خاموش نشه و گفتن این مقوا بگیر باد بزن گفتم چشم، بعد اومد نشست کنار اتیش و بدون هیچ مقدمه ای تاکید میکنم خداشاهده بدون هیچ مقدمه ای، بدون اینکه حتی من جمله ای بگم، تو چشام نگاه کرد و گفت 🌺هر روز صبح یساعت با خدا حرف بزن با خدا رو راست حرفاتو بزن، با خدا روراست باش، وقتی با خدا رو راست باشی خدا رو حس میکنی و وقتی خدا رو حس کنی عاشقش میشی و نمی تونی دیگه ازش دل بکنی🌺 من پلک نمیزدم فقط مات و مبهوت بودم و گفتم خدایا سپاسگزارم خدایا شکرت و گفت 🌺 از هیشکی نترس فقط از خدا بترس، گفت خواسته هاتو از خدا بخواه همه رو اجابت می کنه، گفت خدا همیشه باهاته گفت یه لحظه هم تنهات نمیذاره، گفت وقتی با خدا حرف میزنم جوابم میده باهام حرف میزنه گفت من قشنگ میفهمم خدا باهام حرف میزنه، گفت خدا رو مثل نور میبینم وقتی میخوام بهم نشونه بده نورش میبینم🌺

    … یساعتی نشستم و زیر اسمون خدا کنار اتیش به حرفای ایشون گوش میکردم🌺 گفت با خدا باشی آرامش داری گفت نیکی کن به مردم گفت دلمو حاضر نیستم یه گوشش با کل کره زمین عوض کنم گفت این دنیا محل گذره و تعلقی به دنیا ندارم فقط میخوام پیش خدا اعمالم سربلندم کنه 🌺

    سرم رو به آسمون‌کردم و خدارو شکر کردم توی راه برگشت به حرفای پیرمرد فکر میکردم و حسسسس خیلی خوبی داشتم

    و اومدم خونه هندزفری گذاشتم و اولین فایلی که پلی کردم همین فایل همزمانی بود که نمیدونم یکی دو روز قبل دانلود کرده بودم ولی گوش نداده بودم این فایل گوش کردم کامل، بعد تصویریشم دانلود کردم و گفتم خدایا تو داری با من چکار میکنی فقط میدونم الان حالم با تو الله یکتا با تو معبودم بی نظیره، با خدایی که دارم هر روز بیشتر از روز قبل میشناسم حالم بهتره، به قول پیرمرد 🌺با خدایی که حسش کنم🌺 با تو همه چی عالیه، بدون تو هیچی قشنگ نیست، بدون تو خدایا بهشت هم جهنمه و با تو همه جا بهشته

    عاشقتم خدای بینهایت مهربون و بی نهایت قدرتمند که همه کاره عالم خودتی فقط ❤

    سپاسگزارم خدایا که من توی این مسیر قراردادی نمیدونم چی قراره بشه ولی هرچی هست همون خوبست چون با تو الله یکتا که خوب مطلقی همه چی فوق العادست عشقم❤❤❤❤❤❤❤❤

    سپاسگزارم از استاد عباس منش عزیز اگه این موقع شب دارم کامنت میذارم به خاطر معرفت و مرام باحالی که دارین اون دستی که آخر کلیپ تکون دادین🥰👍😍 منم همزمان براتون دست تکون دادم و الان کامنت گذاشتم تا تجربه اتفاق رو بگم از کنسل شدن بیرون رفتن با دوستم تا هدایت شدن به سمت حرفهای پیرمرد و این همزمانی گوش دادن به این فایل

    حرفاتون با گوش جان شنیدم….

    با دعاهاتون آمین گفتم….

    و با ملکا ذکر تو گویم و اون تصاویر شگفت انگیز گریه کردم…

    سپاسگزارم ازت استاد عباس منش عزیز

    سپاسگزارم از خانوم شایسته عزیز

    و همه خوبانی که این سایت مدیریت میکنن

    در پناه الله یکتا باشیم هممون، که بهترین و امن ترین پناهگاه ❤❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    فرهاد شکوه گفته:
    مدت عضویت: 4304 روز

    🍁🍁🍁به نام خدای مهربون و نزدیک🌹🌹🌹

    سلام به همگی عزیزان و استاد گلمون💖

    هفته پیش طی یه مسافرتی که یه مدت بود در نظر داشتم برم با دوستم ولی براش هیچ برنامه ریزی نکرده بودم که کی برم،یهو هفته پیش در عرض ۲ روز همه شرایطش محیا شد و قدم در راه گذاشتیم بدون اینکه دقیقا بدونیم کی و کجا و چند روزه قراره بریمیک دور نمایی داشتم که کدوم سمت بریم ولی نه اینکه معلوم کنم یا بگم مقصد کجاس و….و دوستمم تقریبا همین شکلیه و خیلی درگیر برنامه ریزی های از پیش تعیین شده نیست(هم مداریم)

    خلاصه اولین اتفاق هدایتی این بود که یه دوست جدید باهامون اومد و اون دوستمون که قرار بود باهامون بیاد که ۳نفری بریم کار براش پیش اومد و نیومد(که ماها میدونیم کار به منزله ی هم مدار نبودمه و…)

    روز اول لب دریا دقیقا جایی نشستیم که یه گروه اومدند پیشمون و موسیقی زنده اجرا کردند بدون اینکه ما بدونیم برنامه ای هست و چقدر لذت بردیم لب دریا.

    اسکان شب اولمون براحتی با اولین جایی که رفتیم جور شد و شب توی اون تراس مه زیبایی رو به تماشا نشستیم

    من یسری پوشاک نیاز داشتم که دو ماهی بود هربار که میخواستم برم بازار نمیشد و گفتم موقع مناسبش پیش میاد و جنس خوب و مورد پسندمو میگیرم و دقیقا عصر روز اول رفتیم بازار منطقه آزاد و چیزایی رو که نیاز داشتم با کیفیت عالیشو گرفتم و خیلی لذت دارم میبرم ازشون.

    شب دوم تو شهر بعدی دوباره خیلی هدایتی با اولین جایی که ایستادیم برا اسکان،یه اقای خیلی باشخصیت ما رو برد خونشون و چقدر خونه ی زیبا و تمیزی داشتند که البته ما اجاره یک شب رو بهشون پرداخت کردیم

    روز سوم با تماس پدر دوستم پیشنهاد داد بریم یه ابشار اون منطقه و چقدر تو فصل پائیز مثل بهشت بود اونجا،جنگل ۱۰۰۰رنگ واقعا

    روز چهارم توی مسیرمون یهو یه چیزی بهم چشمک زد و رفتیم داخل یه فرعی و توی یه وویوی رویائی ناهار خوردیم که چقدر زیبا بود

    شب همون روز وقتی به شهر مقصدمون رسیدیم خیلی جالب بود به محض اینکه از ماشین پیاده شدم ینفر از تو پنجره ی یه هتل صدام کرد و گفت دنبال جا میگردی گفتم تازه رسیدیم و همون موقع اسکان اون شب و شب بعدش هم اوکی شد و با یه قیمت ناچیز و جای مناسب واقعا

    صبح برگشت برا خوردن صبحونه تو راه باد میومد پیش خودم گفتم خدایا یه جای خوب برا صبحونه داری برامون و چند دقیقه بعد چندتا آلاچیق که دورشون پوشیده شده بود دیدم و رفتیم داخلشون و یه صبحونه ی دلچسب خوردیم

    و ظهرش دوباره هدایت شدیم برا ناهار داخل یه رستوران تو راهی(معمولا تو راهیا خیلی کیفیت ندارند) که واقعا غذای بسیار بسیار با کیفیتی خوردیم و همگی تحسینش کردیم

    کلا از آب و هوا هم که جالب بود این چند روز آفتابی و مطبوع بود و دقیقا روز برگشت ما هوا به ۲ درجه رسید و باد شدید شروع شده بود ولی تمام این ۵ روز واقعا بهمون خوش گذشت بدون اینکه اذیت بشیم یا بخوایم زور بزنیم برا اسکان یا غذا و…

    قطعا همش لطف و کارگشایی پرودگار بوده و هست و آخر این سفر هم که داشتم این همزمانی ها رو زیر دوش برا خودم مرور میکردم از خدا خواستم که کمکم کنه که توی بقیه ی جنبه های زندگیم هم بتونم اینجور رها باشم و دستشو باز بذارم تا هم لذت ببرم و هم به خواستم برسم

    و برای شما دوستان عزیزم هم همین خواسته رو میخوام

    به امید خدای مهربونمون

    در پناه حق🍁🍁🍁

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    مسیر توحیدی موفقیت گفته:
    مدت عضویت: 2209 روز

    به نام خدای مهربون و نزدیک

    سلام به همگی عزیزان و استاد گلمون

    هفته پیش طی یه مسافرتی که یه مدت بود در نظر داشتم برم با دوستم ولی براش هیچ برنامه ریزی نکرده بودم که کی برم،یهو هفته پیش در عرض ۲ روز همه شرایطش محیا شد و قدم در راه گذاشتیم بدون اینکه دقیقا بدونیم کی و کجا و چند روزه قراره بریمیک دور نمایی داشتم که کدوم سمت بریم ولی نه اینکه معلوم کنم یا بگم مقصد کجاس و….و دوستمم تقریبا همین شکلیه و خیلی درگیر برنامه ریزی های از پیش تعیین شده نیست(هم مداریم)

    خلاصه اولین اتفاق هدایتی این بود که یه دوست جدید باهامون اومد و اون دوستمون که قرار بود باهامون بیاد که ۳نفری بریم کار براش پیش اومد و نیومد(که ماها میدونیم کار به منزله ی هم مدار نبودمه و…)

    روز اول لب دریا دقیقا جایی نشستیم که یه گروه اومدند پیشمون و موسیقی زنده اجرا کردند بدون اینکه ما بدونیم برنامه ای هست و چقدر لذت بردیم

    اسکان شب اولمون براحتی با اولین جایی که رفتیم جور شد و شب توی اون تراس مه زیبایی رو به تماشا نشستیم

    من یسری پوشاک نیاز داشتم که دو ماهی بود هربار که میخواستم برم بازار نمیشد و گفتم موقع مناسبش پیش میاد و جنس خوب و مورد پسندمو میگیرم و دقیقا عصر روز اول رفتیم بازار منطقه آزاد و چیزایی رو که نیاز داشتم با کیفیت عالیشو گرفتم و خیلی لذت دارم میبرم ازشون.

    شب دوم تو شهر بعدی دوباره خیلی هدایتی با اولین جایی که ایستادیم برا اسکان،یه اقای خیلی باشخصیت ما رو برد خونشون و چقدر خونه ی زیبا و تمیزی داشتند که البته ما اجاره یک شب رو بهشون پرداخت کردیم

    روز سوم با تماس پدر دوستم پیشنهاد داد بریم یه ابشار اون منطقه و چقدر تو فصل پائیز مثل بهشت بود اونجا،جنگل ۱۰۰۰رنگ واقعا

    روز چهارم توی مسیرمون یهو یه چیزی بهم چشمک زد و رفتیم داخل یه فرعی و توی یه وویوی رویائی ناهار خوردیم که چقدر زیبا بود

    شب همون روز وقتی به شهر مقصدمون رسیدیم خیلی جالب بود به محض اینکه از ماشین پیاده شدم ینفر از تو پنجره ی یه هتل صدام کرد و گفت دنبال جا میگردی گفتم تازه رسیدیم و همون موقع اسکان اون شب و شب بعدش هم اوکی شد و با یه قیمت ناچیز و جای مناسب واقعا

    صبح برگشت برا خوردن صبحونه تو راه باد میومد پیش خودم گفتم خدایا یه جای خوب برا صبحونه داری برامون و چند دقیقه بعد چندتا آلاچیق که دورشون پوشیده شده بود دیدم و رفتیم داخلشون و یه صبحونه ی دلچسب خوردیم

    و ظهرش دوباره هدایت شدیم برا ناهار داخل یه رستوران تو راهی(معمولا تو راهیا خیلی کیفیت ندارند) که واقعا غذای بسیار بسیار با کیفیتی خوردیم و همگی تحسینش کردیم

    کلا از اب و هوا هم که جالب بود این چند روز آفتابی و مطبوع بود و دقیقا روز برگشت ما هوا به ۲ درجه رسید و باد شدید شروع شده بود ولی تمام این ۵ روز واقعا بهمون خوش گذشت بدون اینکه اذیت بشیم یا بخوایم زور بزنیم برا اسکان یا غذا و…

    قطعا همش لطف و کارگشایی پرودگار بوده و هست و آخر این سفر هم که داشتم این همزمانی ها رو زیر دوش برا خودم مرور میکردم از خدا خواستم که کمکم کنه که توی بقیه ی جنبه های زندگیم هم بتونم اینجور رها باشم و دستشو باز بذارم تا هم لذت ببرم و هم به خواستم برسم

    و برای شما دوستان عزیزم هم همین خواسته رو میخوام

    به امید خدای مهربونمون

    در پناه حق🍁🍁🍁

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    محبوبه کریمیان گفته:
    مدت عضویت: 3408 روز

    سلام استاد عزیزم و مریم جان و دوستان هم فرکانسی

    واقعا این قسمت پر از آگاهی های ناب و زیبایی بود.

    داشتم به این فکر میکردم که همین ورودی های ذهن ماهست که ما رو شکر گزار می‌کنه یا ناشکر

    ما وقتی با دیدن سریال سفر به دور آمریکا ورودی درستی به ذهنمون می‌دیم کلی زیبایی میبینیم و به این درک میرسیم که خدای من چقدر زیباست و چه قدرتی داره و همون لحظه شروع میکنیم به سپاسگزاری کردن که خدایا شکرت که من رو لایق دونستی تا این زیبایی ها رو ببینم و لذت ببرم و پر بشم از حس خوب و به خودم بگم خدای من چقدر زندگی زیباست چقدر تمرکز بر زیبایی ها به من حس خوبی میده شکرت و حتی بارها پیش میاد که از شدت احساس خوبی که داریم اشک میریزیم و شکر گزاری میکنیم

    و بالعکس

    وقتی از طریق جامعه و فضای مجازی ورودی منفی به ذهنمون می‌دیم میگیم اه چه دنیای کثیفی چه آدمای پلیدی اصلا خدا کجاست مگه خدا میبینه اینا چکار میکنن چه ظلمی میکنند اصلا خدا چرا ما رو به این دنیا آورد که این رنج و ظلم و ببینیم ووووبعد شروع میکنیم به ناشکری و حتی بعضی ها خودشونو به کشتن میدن چون این زندگی براشون آرامش نداره و اینا همش نتیجه ی همون ورودی نا مناسب دادن به ذهنمون است

    ممنونم استاد که ورودی مناسب برامون میسازی عاااشقتم

    هدایت و همزمانی های زیادی از سمت خدا دیدم که برام مثل معجزه بوده

    مثلا من یه خونه بزرگ و دوبلکس دوست داشتم تمام ویژگی های رو توی دفترم برای خدای مهربونم نوشتم و حتی صدامو ضبط کردم که چی می‌خوام وبعد برای طراحی نقشه اقدام کردم حدود دو یا سه ماه طول کشید که من طراحی نقشه رو تایید کنم چون منتظر هدایت های خدا بودم و در کنارش تحقیق میکردم و خداوند به من الهام میکرد که مثلا برو گوگل اینو سرچ کن یا اینستا اینو سرچ کن بعد که من عکس هایی از خونه های زیبا و لاکچری می‌دیم و ایده های عالی به من میداد که اونا رو عکس می‌گرفتم و ذخیره میکردم و بعد به طراح میگفتم اینا رو برای خونه من لحاظ کن مثلا

    آشپزخانه با کابینت جزیره ای که لوله کشی خاص خودش رو داشت چون سینک ظرفشویی و کانتر وسط آشپزخانه داشت

    حمام خصوصی شیشه‌ای که داخل اتاق خواب ما درست شد اتاق مستر

    یه درب دو لخت بزرگ شیشه‌ای که ویوی بسیار زیبا و سر سبز شالیزار رو به خونه ما داده

    راه پله فلزی گرد و زیبا

    اینا همشون هدایتی بود و همزمانی های زیادی برام پیش آورد خدایا شکرت و الان اون خونه ی دوبلکس زیبا رو ساختم و تا یه هفته دیگه به این خونه ورود میزنم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    آیسا رها گفته:
    مدت عضویت: 1529 روز

    سلام استاد عزیزم

    من تو ایران هستم شهر کرج گوهردشت

    پدیده همزمانی برای من اینطوری اتفاق افتاد که در این دوران من دوره دوازده قدم رو خریدم و الان رو قدم دوم هستم. من بیشتر از هر زمانی دارم رو خودم و باورهام و رشد شخصیت و مالیم کار میکنم و زیباتر از همیشه دارم زندگی میکنم و استاد من با افکارم واقعا دارم زندگی مو میسازم. با تمرین ستاره قطبی من دارم آزادی مو میسازم. دنیایی رو تو همین کشور برا خودم ساختم که هیچ کدوم از کلمات نامناسبی که شما به کار بردید تو دنیای من نیس. برعکس دنیای من پر از امنیت و آزادی و اتفاقات خوبه.

    تو این مدت من آزادتر از همیشه هر روز با سگم رفتم پارک پیاده روی کردم ، با موهای باز و بلوز شلوار. استاد تو همین مدت ثروت بیشتری وارد زندگی من شده. چنان تمرکزی روی خواسته هام و باورهام کار میکنم که هر روز برام معجزه اتفاق می‌افته. هم زمانی دیگه ای که تجربه کردم هم زمانی کارکرد دوره قانون سلامتی و این آزادی هاست. من ۳۸ کیلو وزن کم کردم و اندام زیباتری ساختم و صورتم زیباتر شده و با اعتماد به نفس بالایی لباس های آزاد میپوشم و هر لحظه برای آزادی و شجاعت و امنیتم و آرامشم شکرگزاری میکنم. از خداوند سپاسگزارم که تمام عوامل دست به دست هم دادن که من خواسته هامو خلق کنم و تجربه کنم. استاد امیدوارم کامنت منو بخونید و بدونید که اوضاعی که شما تاکید کردید عمومی نیست و قانون همون قانونی که شما بهمون یاد دادید ، یعنی احساس خوب اتفاق خوب ، به قول خودتون استثنا نداره. تو هر شرایط و هر زمان و هر کشوری پابرجاست.

    درود بر شما استاد عزیزم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    آلما منشی باغان گفته:
    مدت عضویت: 2138 روز

    سلام مجدد استاد جان

    یه عالم نشستم از تجربیات و همزمانیهای زندگیم در این یکی دوسه هفته گذشته براتون نوشتم . برگشتم که ادیت کنم ، سایت پرتم‌کرد بیرون 😅😂

    هراتفاقی ،حتی به ظاهر ناخوشایند هم ، در راستای رسیدن من به خواسته هامه ☺️☺️

    دوستتون دارم ❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    مهناز کلاته گفته:
    مدت عضویت: 1735 روز

    سلام استاد عزیزمممممم

    استاد با این فایل من امشب دیوانه شدم

    چقدر زیبایی….

    چقدر حرفای عالی….

    چقدر آگاهی…..

    چقدر اهنگ با محیط سازگار ، هزار بار اهنگو گوش کردمو زیبایی ها رو دیدم

    انقدر حالم خوب شد پاشدم همون موقع دفترمو اوردم شکرگزاری هامو نوشتم

    عاشق خدام ، عاشق شمام ، عاشق مریم جانم. مرسی ازتون . چقدر قشنگ گفتید ک وقتی با جایی هم فرکانس نباشید جهان خودش اجازه نمیده ک شما در اون مکان قرار بگیری ، خیلی باورمو قوی تر کرد.

    چقدر قانون خوب عمل میکنه . استاد بعد از اینکه شما در یکی از فایل ها گفتید الان وقتشه خودتونو از جامعه جدا کنید من اصلا دیگه اینستا نرفتم ک‌ دیگه هیچ اطلاعی از وضعیت نداشته باشم ، دقیقا چند روز بعد وقتی پیروی کردم از هدایت الهی و صحبت شما همسرم در کارش ب ی جای خیلی بهتر هدایت شد ، ک هم درامدش خیلی بهتر شده و هم همکارای خیلی خوبی داره .درست در این شرایط ک خیلی ها دارن از نازیبایی ها میگن زندگی ما ب مرحله ی زیباتری هدایت شد واقعا از صمیم قلبم ازتون ممنونم ک این زیبایی ها و اگاهی ها رو ب اشتراک میذارید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    ناعمه احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1586 روز

    سلام 🌱❤️

    استاد باورمون شد ها،گفتم یا خدا ببین این دفعه دیگه استاد چ جای شگفت انگیزی رو کشف کرده،برف زیر پاشه ولی تیشرت پوشیده 😅👍

    🌱 استاد چقدر فرکانسش مثبت بود اینجا،چقدر همه مون حال کردیم اصلا از حال و هوای خودتون و مریم جون هم معلوم بود چ فرکانس مثبتی گرفتین از فضا،چقدر حالمونو خوب کردین خیلی🤗🤗

    🌱 من ک حتی دوییدم و جیغ و غلطی زدم اونجا ک نگو 😉😌

    خیلی کیف کردم خیلی جای زیباییه چی بگم من آخه

    🌱 چقدر لذت بخشه ک تو همچین فضای روحانی ای بشینی با خدات خلوت کنی،از سپاسگزاری های سال ات بگی از لطف هایی ک خدا در حقت کرده،و بعدش بیای و از خواسته های جدیدت بگی و از اینم موفق تر و شادتر و ثروتمند تر بشی دمتون گرم الگوهای توحیدی من 🙏😊

    🌱 استاد چقدر این هدایت الهی ب آدم آرامش میده در وهله اول،فک کن یکی باشه ک ب تو بهترین ایده هارو بده تو هر شرایطی، اصلا خیال جمعی بهتر از این !؟

    فک کن تو فقط باید بگی خدایا تو بگو من انجامش بدم اصلا من هیچی نمیدونم چقدر این تنبل بودنه اینکه از مغزت کمک نخوای راحته والا

    البته ک باید تکاملی طی کنیم این مسیرو،و رفته رفته ظرف وجودی مون آماده دریافت الهامات بزرگ و بزرگ تر بشه

    استاد من تو خواسته هام ب خدا میگفتم خدایا الهاماتت رو ب من بگو،نگو ک خدا هر لحظه هرلحظه در حال هدایت همه مون چ اشیا چ گیاهان چ حیوانات و صد البته ما بندگان عزیزش

    🌱 با این فایل تون متوجه شدم ک من باید درخواست کنم ک خدایا چشم و دل و قلب من رو باز کن ک الهاماتت رو بشنوم

    ک این بیشتر شنیده شدن الهامات ملزم ب چی هست ؟ ب ظرف وجودی تو

    🌱 گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

    تو ب اندازه ظرفت و ب اندازه فرکانس کنونی ات الهامات رو میشنوی

    تو درخواست کن از خدات، اشکال نداره کم کم پله هارو طی میکنی و هی بزرگ و بزرگ تر میشی

    من واقعا تصمیم گرفتم کل نظرات این فایل رو بخونم ک چقدر ایمان من رو بیشتر میکنه ب هدایت چقدر باور سازی میکنه،ممنونم از همه بچه های گل ❤️🌱

    🌱 و البته یاد آوری کنم ب خودم ک با عمل کردن ب ایده هاست ک الهامات بیشتری رو میشنوی ها

    مثلا من از خدا خواستم خدایا دلم میخواد تجربه جدید کسب کنم،گفت خوب پاشو فلان روز از صبح زود برو فلان جا تنهای تنها بگرد و بگرد و لذت ببر منم گفتم چشم قربان ب امید تو میریم جلو

    درخواست هاتون از اول کوچیک باشه،مثلا بگو تقوای بیشتر و میخوام عشق بیشتر نسبت ب خودم و انسان ها، مثلا امروز سپاسگزارتر باشم و امروز چشمم رو ب روی نعمت هایت بگشا وووو

    و همین طور برررررریم جلو 💃

    🌱 استاد من چقدررر شوک شدم وقتی شنیدم می‌خواستین بیاین ایران ی لحظه دهنم وا موند، گفتم خدااااای من فکرشو بکن سمینار، دیدن از نزدیک، حرف های خوب زدن، بچه هارو دیدن، عشق کردن وووو

    خیلی خوشحال شدم خیلی، و فکر اینکه ی روزی ب وقتش قراره بیاین و ما میتونیم دورهم جمع بشیم و عشق کنیم منو ب وجد میاره 🤗🤗

    🌱 چه همزمانی هاییییی خدای من دیوانه شدیم 🥹

    اون تراکی ک نصف شب پیدا کردین، اون پول نقدی ک همراه تون داشتین،اون تعویض روغنی،همزمانی قطع اینترنت،حتی روز پروازتون

    🌱 مریم جون من چقدر این رها بودن تون رو دوست دارم،اینکه خودتون رو می سپرین ب جریان هدایت و بااینکه برنامه داشتین برا خودتون،ولی گفتین این یه نشونه است من باید برم

    🌱 و بازهم میگم چقدر قانون فرکانس ب آدم اطمینان خاطر میده،اینکه تو اگر خودت بخوای هم نمیتونی با آدم هایی ک فرکانس متفاوت از تو دارن در یک جا بمونی،اصلا جهان بهت این اجازه رو نمیده

    🌱 اینو ب خودم میگم و ب تو دوست عزیزی ک داری این متن و میخونی، بیا این روزا اعراض کنیم و نشویم و نبینیم و بگذریم و بسپریم ب خدا

    مطمئن باش این تقوا پاداش بسیاری داره،ما داریم بزرگ تر میشیم ما با ایمان تر میشیم،ایمان مون رو ب خدا ثابت میکنیم

    🌱 تو روی خودت کار جهان خودش کارشو ب بهترین نحو انجام میده

    تقوا تو این شرایط باعث میشه خدا جایزه های بزرگ تری در آینده ببخشه بهمون 😉

    🌱 استاد چقدر من لذت بردم از بازی با شن از لذت بردن تون،از خودتون بودن

    🌱 خوب راستش در مورد هدایت و همزمانی هام بخوام بگم،بهترین اش داستان هدایتم ب سایت بود

    من قبل از آشنا شدن با سایت شما از طریق دیگه ای رفته بودم تو فضای آشنایی با فلسفه و عرفان و از اون دسته مطالب ک تهش دیوانه میشی،و همزمان با یک دوستی آشنا شدم ک خود ایشون باعث ترک من از اون کلاس شد و بعدشم بخاطر اختلاف فرکانسی ارتباط مون قطع شد و انگار ایشون فقط از طرف خدا مامور شده بود ک منو از بیراهه نجات بده ،تو همون ۲ هفته آشنایی مون (دقیقا همزمانی آشنا شدن ما و رفتن من ب اون کلاس ) و نتیجه این شد ک من بعد از ۲ هفته اون کلاس رو ترک کردم و با اینکه خیلی جوگیر شده بودم ولی واقعا خدا نمیدونم چطوری انقدر سریع منو کشید بیرون از اون بیراهه و حدود ۱ ماه بعدش اومدم تو سایت شما ب صورت هدایتی  ثبت نام کردم

    🌱 و هزاران هدایت ریز و درشتی ک خدای عزیزم هر روز انجام میده،از اینکه کجا برو کدوم مسیر رو برو،چ حرفی بزن،چ رفتاری بکن،چ غذایی بخور وووو

    🌱 حتی بسیار همزمانی ها شده نصف شب بیدار شدم و گفتم برای چی بیدار شدم الان ؟ بعد رفتم لب پنجره و با یک منظره بسیار زیبا از ستاره ها ک مثلا انگار همه شون روبروی پنجره دورهم جمع شده بودن ک من ببینم اشون،یا یک طلوع زیبا رو دیدم و ستایش کردم و خوابیدم و اون روز خیلی حس خوبی رو تجربه کردم

    حتی همین همزمانی خلوت شدن خونه مون اینکه من بیام و تو آرامش تمام این فایل رو ببینم و کامنت بنویسم 😉

    دوستتون دارم و سپاسگزارم 🙏❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: