اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به همه عزیزای دلم 😍استاد جانم چطور تشکر کنم که پاسخ این حد از سخاوت شما ومریم جونم باشه، که ما رو هر بار مهمون اون همه زیبایی میکنید و یکی از یکی دیوانه کننده تر، و این شنهای سفید و صحبتهای ارزشمندتون که دیگه نور علی نور بود، هزار مرتبه شکر خدا برای وجود عزیزتون و این سفر الهیمون، هر چقدر از زیبایی اون شنهای سفید و اون مکان بهشتی بگم کم هست دیدن این فایل ها داره توی وجودم وابستگی مو به خانواده کم و کمتر میکنه و باعث میشه درخواستم رو برای دیدن دنیای زیبای خدا هر بار خالص تر به جهان ارسال کنم ، چقدر لذت بردم از صحبتهاتون در مورد خالق بودنمون و توجه به زیبایی ها که واقعا اصل و اساس همه چیزه و ما رو پر از آرامش و در صلح بودن با خودمون و همه اطرافیانمون میکنه، چقدر حسم خوبتر ه، چقدر توی این مدت با توجه به زیبایی های همسرم، دارم وجه خوبشو بیشتر و بیشتر میبینم، سپاسگذارتون هستم 💐استاد جانم در مورد یکی از هم زمانیهایی که برای من هم رخ داده در مورد دوره سلامتی بود قبل از اینکه من دوره رو شروع کنم یه مقدار نگران رزقم بودم و اینکه بیشتر غذام باید گوشت باشه، برای منی که یک عمر دلسوزی این و اونو کرده بودم و غذای بهتر رو به بقیه (فرزند، همسر، مهمان…) داده بودم برای منی که یک عمر ترس از نظر همسر و اطرافیان داشتم و مشرک بودم و خدا رو روزی رسانم نمیدیدم، برای منی که احساس لیاقت در وجودم کم بود، برای منی که از بچگی باور کمبود در وجودم رخنه کرده بودزندگی به این سبک غذایی کار راحتی نبود، اما خدا رو هزار مرتبه شکر از چند ماه قبل از شروع دوره روی دوره عزت نفس کار کرده بودم و آمادگی شروع دوره در وجودم ایجاد شده بود، حالا بگم از همزمانی، چند روز مونده بود به شروع دوره خداوند یه مرد رو که اصلا نمیشناختیمش و گوسفندهای زیاد داشت و هر جمعه گوسفند برای فروش سر میبرید، اومده بود محل کار همسرم تا کاری رو براش انجام بده. و به همسرم در مورد شغلش گفته بود و گفته بود شما هر موقع گوشت گوسفند و جگر و… خواستی بگو تا خودم براتون بیاره و الحق که نسبت به جاهای دیگه هم قیمتش مناسب تر و هم گوشت بهتری داشت و من به راحتی غذای خوشمزه و لذیذمو به سبک دوره سلامتی هر روز میخورم و سپاسگذار خدای رزاقم هستم و به لطف خدا همسرم هم با اینکه خودش دوره رو رعایت نمیکنه اما همه چیز رو برای من با لطف و مهربانی تهیه میکنه و دستی از خدا شده، و این جادوی تمرکز بر زیبایی و خوبی آدمها و توجه نکردن به مسائل و مشکلات و اخبار و…. و تعریف نکردن از رفتارهای نا زیبای بقیه ست ، استاد هر چه دارم رو اول از خدا و بعد هم از شما دارم دستاتونو میبوسم به امید دیدار🤩😍😘
هرآنچه استاددرمورداوضاع وشرایط کشورمون گفتن رامنم قبول دارم .قبول دارم که باجنگیدن وایجاددرگیری ومبارزه ،کاری ازپیش نمیره .وبااین همه انرژی منفی، من ایرانی به جایی نمیرسم حتی اگه سران کشورم تغییرکنن .
بله میتونم اینودرک کنم که شادی وخوشبختی درگرو،عوامل بیرونی نیس بلکه تودرون منه وبامنه.
استاد،من طوری زندگی میکنم که انگارتواین کشورنیستم .واقعن هیچ توجهی به این اتفاقات وخبرهاوحوادث روزانه ندارم .
خداروشکرمیکنم که هیچی نه می بینم ونه میشنوم .
استاد ناراحت شدم که قصد اومدن به ایران راداشتی ولی به تعویق افتاد.
امیدوارم که، به قول خودتون دربهترین زمان و بهترین مکان ،تشریف بیاریدکشورخودتون .وکشورماراباانرژی مثبت خودتون ،عطرآگین کنید.
به امید اون روز🙏.
تک تک همزمانی های استادومریم جون بابت اتفاقاتی که براشون می افتاده وباکلی آدماواتفاقات جدیدروبرومیشدن ،جالب بود.وهمه ی اینا،زمانی رخ میده که واقعن خودتوبه دست خدابسپاری وباهدایتش پیش بری.
بازم بابت سفر،واینکه بدون برنامه ریزی به هرجایی که هدایت میشن ،میرن .خاستم بگم من برعکس اینکاروانجام میدادم وفک میکردم که برنامه بچینی وطبق اون بری ،خوبه.
ولی حالامتوجه شدم ویادگرفتم، اتفاقاباهدایت پیش بری بهتره.وبیشترخوش میگذره.وتجربه های بهتری کسب میکنی چون ممکنه باآدمای جدیدواتفاقات جدید،روبروبشی .
میگم که هرچی باخداباشی ،همه کارات رله تره.
خب استادازماخواستن هرجایی که تسلیم شدیم و هدایت شدیم ،بنویسیم .
وپیروی ازدستورالعملهاوتجربه های شما.وتغییرات باورهای منفی ومخربم که باعث شده بودن سالهای سال ازهمه چی عقب بمونم وهیچ رشدوپیشرفتی توهیچ زمینه ای نداشته باشم .
خیلی تغییرها،توخودم صورت دادم .نتایج خیلی مثبتی هم گرفتم ولی توبعضی اززمینه هافعلابانشانه هاپیش میرم تابادوره ی تکامل ،به نتایج عالی ای که میخام ودرنهایت رسیدن به تمام خواسته هام راببینم .
تسلیمم دربرابر خانواده ی همسرم .همه ی اونهارامیپذیرم وباز قصدتغییراونهاراندارم.
دربرابر پسرم ،ودخترم تسلیمم ،وبه خودم اجازه ی مداخله برای انجام خواسته هاواحساساتشون نمیدم .فقط درحدآگاهی .
اجازه میدم خودشون هرآنچه که بایدراتجربه کنن .به جای امرونهی کردن به اونها،خودم راتغییرمیدم تاالگوی مناسبی برای هردوشون باشم.
دربرابر همسرم تسلیمم،باهمه ی خوبیهاولطف ومحبتهاش ،اخلاقهایی داره که در فرکانس من نیس ،ولی نگاهم راازش برمیدارم وتوجهم راروی نکات مثبتش میزارم .استادیه کمبودی توروابطم دارم که سالهاس ،دامنگیرمه .هر ترفندی راکه بگیدانجام دادم ولی نتیجه ی خاصی نگرفتم .بازفکرش وکمبودش سراغم میاد.انگارمدام بایدلحظه به لحظه حواسم باشه که نرم توفکرش واجازه ندم که توافکارم بیاد.
این یکی از خواسته های بزرگمه که دوست دارم از ذهنم حذف بشه.چون متاسفانه ،وجودش توافکارم اجازه ی انجام خیلی ازکارهاواحساسات رانمیده .
ولی من خودمودربرابراین احساس هم تسلیم کردم وبااینکه یه جاهایی به خاطرش دردمیکشم ،میخام باهدایت خداپیش برم تاببینم چ اتفاقاتی راخودش برام درنظرداره .شایدکه نه ،صددرصدیه جای کار خودم میلنگه که هنوز نتونستم این مشکل درونیم راحل کنم .ولی دیگه حرفشونمیزنم .وپیش خداقورنمیزنم .سعی میکنم خواستم رابگم نه اون چیزی که ندارمش .
روزی که این مشکل درونیم رفع بشه ،حتمن برای شماودوستانم به اشتراک میزارم .
الان، فقط ازخدامیخام منوازوجودخودش سیراب کنه که این فکرواین احساس ازوجودمن خارج بشه.چون فک میکنم تنها راه حلش ،همینه .من که دارم سعی خودمومیکنم .ب امیداونروز.
دوست دارم دربرابرفرمان خدا،امرخداوندهم تسلیم باشم .ودراین جهان بتونم فقط بندگیشوبکنم .
سخته ولی میشه ،استادتونسته منم بایدبتونم .
سخته که ازبعضی چیزایی که تولحظه دوست داری انجامش بدی ولی خدای تومخالفه اون رفتاروکردارتوس ،بگذری .وطوردیگه وجوردیگه عمل کنی ،انصافا سخته .
ولی اگه بتونی طبق قوانین جهان وخواسته ی امرخدا،انجام بدی ،میدونم دقیقن میدونم بعدش ب چ حس خوبی میرسی که قابل مقایسه با هیچ احساسی نیست.فقط رعایت اصول تولحظه رامیخاد.
استاد جانم در ابتدا ازتون سپاسگزارم این واژه رو به دایره لغات همه بچه های گروه تحقیقاتی عباسمنش اضافه کردین
استاد من بیش از 3 سال بود مهاجرت می خواستم خودشم به آمریکا یه جورایی شاید حال خوبم رو وابسته نتیجه کرده بودم اما این وابستگی ناخودآگاه بود، در ظاهر همه چی عالی بود اما در باطن مهاجرت با ارزش در ذهن من مهاجرت به یک جای دور دور دور بود
اما پارسال با تضادهایی که هدیه الهی بودند من چشم دل باز کردم و با یک چمدان و دختر دو نیم سالم مهاجرت کردم به رشت، و خیلی از این بابت خرسندم، استاد من از شما یاد گرفتم باید شهر غریب برات طبیعی بشه، باید دوری از مادر و خواهر برات طبیعی بشه
و اینهم با طی تکامل و جسارت برام طبیعیتر شد
استاد اومدم رشت نه مقصدی مشخص بود نه مکانی ولی یک دل پر از ایمان و امید به آینده با من همراه بود و همچنین ایمان به خدایی که رزق را به راحتی وارد زندگی من می کند
استاد با آمدن من به رشت درها یکی پس از دیگری باز شدند و من اون موقع معنای حرفهای شما رو فهمیدم
تو مقاومت ها رو بردار موفقیت ها بوم بوم اتفاق می افتند
اولین هدایت اصلاح روابط من بود
من بنابر هدایت الهی با خانواده همسرم در یک ساختمان سه طبقه زندگی کردیم که من و خانواده همسرم عاشق هم شدیم
چون من تمام وجودم را پای تمرکز بر نکات مثبت گذاشتم
می توانم بگویم به اندازه یکسال طلایی روزهای فوق العاده زیبایی داشتم
کینه ای به دل داشتم که سالها بود مرا همراهی می کرد
با قدرت پرودگار آن را کنار گذاشتم
روحم صاف و صیقلی شد
حالا نوبت قدم بعدی بود
بعد از اطلاح روابط که به نظر من تاثیر بسزایی در عزت نفس دارد
آخر استاد من روی خودم سالهاست کار می کنم
با خودم می گفتم ایراد کار من کجاست که نتایج بزرگی که مد نظرم است نمی گیرم
خداوند به من یک پاسخ داد بود
صلح
صلح
و صلح
و من با صلح آن مانع بزرگ را برداشتم
استاد من تک درخت جلوی خونمون رو بسیار تحسین می کردم
اگر چه محله ما پر از آشغال بود
اما من تنها آن درخت روبروی خانه را تحسین می کردم
تااینکه یک روز قلب من گفت باید یک سال بیشتر در این شهر بی نظیر زندگی کنی
این گفتن هم از روی نوشته یک تیشرت در ویترین مغازه گفته شده بود
(One More Episode)
که الان هم بر تن من است
یک روز در گشت و گذارهای همیشگی خود در گلسار به همسرم گفتم
بایست
سه بنگاه در کنار هم
قلبم با نشانه ها گفت برو بنگاه وسطی
چون خانم بود
من برای اولین بار بر ترسم پا گذاشتم و رفتم داخل
گفتم من ملک می خواهم برای سرمایه گذاری
استاد از خداوند یک ویژگی خواسته بودم خدایا تجارتی سودمند می خواهم که ضامنش تو باشی
و سپس تمام ویژگی های ملک را نوشته بودم
محدوده گلسار، فستیوال نور، خوش نقشه، و مهم تر از همه اینها خداوند سرمایه ما را در مدت کوتاهی چند برابر کند
استاد ما بیش از 20 ملک دیدیم
اما یک ملک بود
در قلب گلسار
بسیار کهنه و حتی کثیف
اما با جسارت وارد آن شدیم
و قلب ما گفت این همان خواسته شماست
خواسته ما با ظاهری ترسناک نمایان شده بود
اما قلب ما فریاد می زد این همان است
با اینکه ما می توانستیم
یک ملک در خیابان 96 گلسار نوساز با آسانسور بخریم
یک ملک در قلب گلسارخریدیم اما بدون آسانسور طبقه چهارم ، کهنه و کثیف
استاد ما باید به قلب خود گوش کنیم
استاد خدا قلب های صاحبان ملک را نرم کرد (4 برادر پیر و سرسخت) و ما ملک را خریدیم
نجواهای ذهنی بسیار بود
اما رب با همان خنده همیشگی اش لبخند رضایت داشت
اما نتیجه
در عرض دو هفته ملک ما دوبرابر سود کرد
برایم خوشحالی داشت
اما تعجب نه
چرا که با خدا همه چیز شدنی است
استاد من نه پدر دارم نه برادر
اما همیشه می گویم یک ارباب گردن کلفت دارم در همه کارها کنار من و پیشگام است
بله پاداش داد رب الارباب و اولین پاداش نام خیابان بود
نام خیابان ما هدایت است و ببینید قدرت تحسین و تمرکز چه ها که نمی کند
اینرا بچه هایی می توانند دریابند که از بر و بچه های گلسار باشند
که مدار این محله با تمام محله هایی که در آنها نفس کشیده و بزرگ شده ام فرق دارد
آدم ها
اصناف
آب و هوا
و حالا به جای یک درخت در میان انبوهی از درختان در ایوان خود قهوه می خوریم
فایل آگاهی بخش استاد عزیزم را گوش می کنیم
و با خودمان زمزمه می کنیم یعنی مقصد بعدی کجاست
و او با همان لبخند همیشگی اش می گوید
اون با من رفیق
و منهم رب را با تمام وجودم به آغوش می کشم و می گویم
سپاسگزارم سرورم
بهت ایمان دارم
مقصد بعدی شادی بیشتر لذت بیشتر و عشق بیشتر است.
به امید نوشتن مقصد بعدی در همین سایت الهی و ملکوتی
ازتون بی نهایت ممنون چه قدر لذت بردم ممنون که چند لحظه ما رو به نابتری جای ممکن میبرین سپاسگذارم
استاد وقتی میگید کامنت بزارید واز تجربه خودتون بگید ومیگید که حتما برای شما پیش اومد من میرو میگردم مگم مگه میشه برام پیش نیومده باشه حتما برای من شد خدا هر لحظه من هدایت میکنه فقط باید ببینم یادم اومد چند وقته میخوام یک تابلو برای سالنم درست کنم وبزنم البته استاد من ۱۸ ساله ارایشگرم وبدون تابلو تو خونه کار میکنم یک واحد گرفتم سالن کردم ولی ترس از این که بیان جمع کنن داشتم ولی ایمانم قوی کردم وگفتم تابلو میزنم خداوند بهتر اتفاقهارو جلو پام میزاره چون آشنه پاشیلم هست ترس از دست دادن کارم ولی میخوام برم به دل ترسم وخیلیم ایمان دارم بهترینها نسیبم میشه
من هر جا میرفتم برای تابلو قیمت خیلی بالا میگفتن به همسرم گفتم ایشون گفتن بیا بریم جای که مخصوص همین کار شب باهم رفتیم اونجا بسیار شلوغ وکمبود جای پارک ولی ما رفتیم خلوت وبه راحتی جای پارک بود مارفتیم قیمت گرفتیم یکم ارزونتر بود ولی نه اونقد اومدیم خونه همسرم گفت خودم درست میکنم کاری نداره چون خودش از دستتش برمیومد خلاصه فردا اون روز به همسرم گفتم بیا امشب بریم خدا من هدایت میکنم به بهترین مغازه وبا قیمت خوب باز همسرم از سر کار اومد ما رفتیم استاد اون شب ما رفتیم خلوت وجای پاک خوب ولی امشب که رفتیم با این که هوا سرد بود همسرم گفت جای پاک نیست ماشین دورتر از اونجا پارک کرد وما بدو بدو رفتیم تا برسیم به اون مغازه ها تا حالا یا سفارش بدیم یا قطعات بخریم درست کنیم همین جور که میرفتیم هنوز مونده بود به اون مغازه ها برسیم یک مغازه بود که همسرم گفت میخوای از اینجا بپرسیم گفتم بپرس رفتم استاد با ارزونترین قیمتی که اصلان فکر اون قیمت تو سر من نبود بهتر طرح برام زد وما سفارش دادیم اومدیم بیرون تو راه به همسرم گفتم دید گفتم خدا هدایت میکن ببین چه جوری ما دیشب اومدین جا پارک بود ولی امشب شما ماشین کجا پارک کنی ما پیاده بیایم این مغازرو ببینیم وبه اسونی وبه راحتی سفارش بدیم که اگر با ماشین میومدیم اون مغاز رو نمیدیدیم بدون انیکه اذیت بشیم واقعا با تمام وجود خداروشکر کردم وحتی الان که دارم مینویسم چه قدر انرژیم رفت بالا وچه شوری درمن ایجادشد خداروشکر
وبرای اسم سالن من واقعا هدایت شدم همش میگفتم خدا میخوام یک اسمی باشه که هم مربوط به کار خودم باشه هم با فکر کردن به تو برسه یک روز داشتم به اسمهای سالن نگاه میکردم یک اسم تمام توجه من به خودش جلب کرد همون اسمی که شما استفاده کرده بودین افرینش وخداروشکر کردم برای این اسم که هم من وبه یاد قوانین خداوند میندازو هم مربوط به کار خودم منهم یک جورای دارم خلق میکنم ویک افرینش ایجاد میکنم خداروشکر
زیبای افرینش 😍☺️
ممنون استاد که من وادار به این کار کردین تا بشینم و به یادبیارم که بابا خدا خلفه وعده نمیکنه وهمه انسانهارو هدایت میکنه وبرای من اتفاق افتاده فقط باید ببینم وبا تمام وجود لمسش کنم
سپاسگذارم از شماو مریم عزیز ودوستانی که وقت گذاشتن وکامنت خوندن 🙏❤❤❤
سلام به استاد عزیزم، هدایت شده و هدایتگر من در این زمان از زندگیم، سلام به مریم عزیزم که با ایده های ناب و هدایتیشون ما رو غافلگیر میکنن
اول از همه بگم خود این فایل امروز برای من قسمتی از هدایت پروردگارم بود
وقتیکه ساعت 4 صبح از خواب بیدار شدم و ذهنم پر بود از افکار مختلف، پر بود از نگرانی، پر بود از ایده، و در یک لحظه با خودم گفتم خدایا من با این ذهن محدودم عاجزم و توانایی فکر کردن به این همه موضوع و جواب پیدا کردن براشون نیستم، خودت کمکم کن، هدایتم کن و جواب سوالهامو بهم بگو و بعد تصمیم گرفتم برای تماشای طلوع برم لب ساحل اما قبلش اومدم سراغ سایت و گفتم تا برسم به ساحل تو مسیر فایل امروز رو گوش بدم و به محض باز کردن سایت و دیدن اسم فایل امروز داشتم دیوونه میشدم
خدایا تو در لحظه جوابم رو میدی، در لحظه هدایتم میکنی، در هر لحظه همراهم هستی
حتی اسم فایل هم خودش جواب سوالام بود چه برسه به خود فایل که چی بگم از زیباییهاش، نکته هاش، درسهاش، هدایتهاش
خدایا شکررررررت
تا برسم به ساحل چند دقیقه اول فایل و گوش دادم و رسیدم به ساحل، چقدر آسمون امروز زیبا بود، چه طلوعی، چه سکوتی، چه خلوتی و چه عشقبازی، و البته چه همزمانی جالب و دوست داشتنی، همزمان با لذت بردن شما در اون کویر و شنزار زیبا منم داشتم از دریا و آرامشش، از طلوع و گرماش، از شنهای لب ساحل و تنهایی و خلوتم با خداوند لذت میبردم
استاد و مریم جونم کلی لذت بردم و کلی درس گرفتم و مهمترین موضوع جواب سوالاتم رو گرفتم به بهترین و زیباترین شکل
اما دوست دارم از زمان آشناییم با شما بگم که چه جاهایی خودم رو سپردم به دستان قدرتمند خداوند و چقدر زیبا هدایت شدم
1_اولین بار زمانیکه میخواستم تصمیم بزرگی برای زندگیم بگیرم و شدیدا خشمگین بودم، پر از ترس بودم، غمگین بودم و قاطع بودم برای تصمیمم توسط یکی از دوستانم که دستی از دستان خداوند بود با فایلهای شما و سایتتون آشنا شدم و هیچ وقت یادم نمیره من چند ماه نه فقط چند هفته طول کشید تا احساس کنم دیگه اون وحیده قبل نیستم و همه چیز برام عوض شد
شادی، آرامش، عشق و ایمان همه وجودم و گرفته بود
باورش برای خودم و اطرافیانم سخت بود
چقدر تو زمان کوتاه این تغییرات اتفاق افتاد و من مسیر زندگیم عوض شد وقتیکه خودم رو به خدا سپردم و گفتم من در مقابل این همه رنج و درد عاجزم و فقط خودت نجاتم بده و راه رو برام روشن کن و روشن کرد و الان دو سال و نیم از اون روز میگذره و من هنوز احساس خوشبختی، شادی، آرامش و عشق و ایمان دارم اونم بخاطر اینکه خواستم جور دیگه ای زندگی کنم و خدا منو به این مسیر بهشتی هدایتم کرد
2_اولین دوره ای که میخواستم بخرم واقعا نمیدونستم چیکار کنم و چه دوره ای نیاز واقعی منه چون اون زمان درآمد زیادی هم نداشتم و نمیتونستم خیلی زیاد هزینه کنم، یادمه چند روز مونده بود به ماه رمضون از خدا خواستم هدایتم کنه روی سایت تو کل ماه رمضون روی فایلهای رایگان کار کنم و ماه رمضون متفاوتی داشته باشم و چقدر زیبا هدایت شدم به فایلهای روز شمار تحول زندگی من
و چقدر زندگی من با این فایلها تغییر کرد
من تقریبا دو ماه رو فایلها کار کردم که متوجه شدم شدیدا به دوره عزت نفس احتیاج دارم و به محض اینکه فهمیدم دوره رو خریداری کردم و شروع کردم به کار کردن و زندگی من متحول شد، شخصیت من عوض شد با لین دوره بینظیر و البته هنوز دارم با این فایلها کار میکنم
3_وقتیکه میخواستم شغل مورد علاقه ام رو پیدا کنم و ازش خواستم هدایتم کنه و چقدر زیبا من فقط قدم بر میداشتم و اون قدم بعدی رو بهم میگفت
اول یه خواب دیدم و تو خواب بهم گفته شد چیکار کنم، و رفتم دنبالش در طول مسیر یه شغل بهم پیشنهاد شد گفتم تا نتیجه کارم به ثمر بشینه مشغول این کار بشم و بیکار نباشم تا اینکه تو مدت 4 ماهی که تو شغل جدبدم بودم اول متوجه شدم کاری که پیگیرش بودم خیلی هزینه بر بود و سرمایه زیادی میخواست و من اون سرمایه رو نداشتم و دوم اینکه مجبور میشدم سالها رو سر کارم بایستم و نمیتونستم سفر برم و این مانع شد برای من
تا اینکه تو شغل جدید که رفته بودم متوجه شدم به چه موضوعی علاقه دارم و با توکل به خدا رفتم سمتش اوایلش چالش داشتم چون خیلی بلد نبودم ولی خیلی مطالعه میکردم و آروم آروم خودم رو ارتقا دادم
و الان بعد گذشت حدود 8 ماه خیلی راضی و خوشحالم و بینهایت شغلم رو دوست دارم و ازش لذت میبرم و این نکته رو بگم همه این اتفاقات زمانی افتاد که دوره عزت نفس رو گرفتم و روی عزت نفس خودم کار میکردم
4_از سفرهام بگم که چقدر خداوند زیبا هدایتم میکنه و من میرم
سال گذشته هفته آخر آبان ماه دقیقا یکسال پیش، خدا هدایتمون کرد اولین سفر خانوادگی خارج از کشور رفتیم و چقدر پر از زیبایی و درس بود برام
بعد از اون با به دنیا اومدن خواهرزادم یه سفر رویایی به شهرمون رفتم و بعد 6 سال تجربه پاییز شهر زیبامون، تجربه جمع خانوادگی و بودن کنار خانوادم در شب یلدا بعد 6 سال
5_استاد عزیزم، مریم جونم و دوستای من تو اهداف و برنامه های امسالم از خدا خواسته بودم سفر زیاد برم، هم با خانوادم هم با دوستام هم تنهایی و جالب اینکه خرداد ماه رفتم به شهرمون و یک تجربه بینظیر از سفر داشتم
یه نکته مهمش این بود:
شب قبل از سفرمون سر گرفتن بلیط هواپیما بین همسرم و من و دخترم یکم بحث شد و همسرم مردد بود اولش یکم عصبانی شدم بعد گفتم خدایا هر چی به خیر و صلاحمون هست همون بشه من اصراری ندارم و حتی چمدونم و خالی کردم و بعد ساعت 3 صبح همسرم بلیط گرفت و قرار بود من و دخترم بریم ولی اینقدر بلیط ارزون شد خودش هم گرفت و کاراش و به همکاراش سپرد و با ما اومد، اما نکته جالبش اینکه دقیقا 4 روز بعد اومدن ما زلزله های کیش شروع شد و جالبه اینکه اگه ما اون روز نیومده بودیم باید یه هفته صبر میکردیم چون تا هفته بعد پرواز نبود و ما هم تو زمان زلزله قطعا کیش بودیم، اما از اونجایی که وقتی رها میکنی و به خودش میسپاری و به قول مریم جون و استاد تو مدار اتفاقات بد نیستی خدا هدایتت میکنه به فضای بهتر، به جایی که آرامش داشته باشی
من سفرم دوماه طول کشید و جالبه کل اون زمان زلزله من نبودم و وقتی برگشتم کیش دیگه زلزله ای نیومد
حتی یکی از دوستانم که میدونه تو چه مسیری هستم بهم گفت ببین تو این شرایط که همه تو استرس هستن تو هدایت شدی به جایی که در آرامش هستی و داری لذت میبری
این همون نکته ای بود که مریم جون از درسهای استاد گرفتن:
وقتی با جایی هم مدار نباشی مهم نیست چقدر میخوای بری اونجا خداوند اجازه نمیده، دنیا دنیای هم مداری هست، شما جایی هستی که با اتفاقات اونجا هم مدار هستی
و من عین این درس و تجربه کردم
راستی من تو اون سفر هم باخانوادم سفر کردم، هم سفر دوستانه رو تجربه کردم و هم سفر تنهایی رو و بینظیر بود
در جهان هر چیز چیزی جذب کرد،
گرم گرمی را کشید و سرد سرد
6_اما بازم از هدایت خداوند بگم تقریبا دو هفته از سریال سفر به دور امریکا گذشته بود که یهویی یه سفر برام پیش اومد اولش نمیخواستم برم و گفتم اگه بلیط گیر اومد میرم و بعدش گفتم حالا که پیش اومده میرم و باز هم همزمانی هدایت الله بود، وقتی رفتم شهرمون دیدم خواهرم اسباب کشی داره و دست تنها بود با بچه کوچیک و از اونجایی که از شما یاد گرفتم و شعار زندگیم شده که من هم در زمان مناسب به مکان مناسب هدایت میشم، خدا هدایتم کرد که کنار خواهرم باشم و بهش عشق بدم و کمکش بکنم و همزمان پدرم که یه عمل کوچیکی داشت و شدیدا نگران بود تو اون روزا کنارش بودن و خوشحالم که در زمان مناسب در مکان مناسب بودم
اینا هدایتهایی بود که بزرگتر بود، من از زمان آشنایی با شما همه زندگیم هدایته استاد عزیزم
هر روز و هر لحظه صبح. که بیدار میشم ازش میخوام که خودش بهترینها رو برام رقم بزنه، بهم بگه و من قدم بردارم
و چقدر زیبا به ما گفته میشه
البته هنوز باید خیلی کار کنم، خیلی بیشتر اعتماد کنم، بیشتر رو باورهام کار کنم تا قویتر بشم تا به قول استاد :بتونم رو دوش خدا سواری کنم❤️❤️🙏
هنوز خیلی جاها نمیتونم ذهنم و خاموش کنم و اذییتم میکنه ولی با تمرین حتما امکان پذیره، با دیدن هدایتهای کوچیک کوچیک،
با گفتن خدایا ما رو تسلیم خودت کن
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
خدایا تنها تو هستی که قدرت داری، آگاهی داری و فقط خودت میتونی به ما قدرت و آگاهی بدی
و نکته بسیار مهم که مریم جون گفتن:
تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا حاصل کانون توجه ما و باورهای خودمون هست
من صددرصد موافقم و هر جا میبینم حالم بد شده و نتایج یا شرایط بر وفق مرادم نیست به اطرافیان و خانوادم غر نمیزنم و سعی میکنم مشکل رو درون خودم و افکار خودم پیدا کنم
از زمانی که انگشت اتهامم رو از دنیا و اطرافیانم برداشتم و تمرکزم رو روی خودم گذاشتم زندگیم بهشت شد و اینا رو اول مدیون خداوند زیباییها هستم و بعد دستان زیبای خداوند روی زمین که در حال حاضر استاد عزیزم و مریم جان هستن
خدا حافظ و نگهدارتون باشه عزیزانم❤️❤️
چقدر این پارک زیبا بود، چقدر این موزیک با این صحرای بی انتها قشنگ بود😍😍😍😍خدایا چقدر اشک ریختم از زیبایی و عظمت اونجا
همزمان دیدن اون صحرا و دیدن این ساحل و دریای زیبا 🙏🙏😍
خدایا شکرت برای این همزمانی ها
برای این هدایت های زیبا و دیدن همزمان این همه زیبایی و درک این همه آگاهی🙏🙏❤️❤️
استاد سپاسگزارم از شما، از مریم جون که اینقدر دقیق و زیبا همه نکته ها رو مینویسن و به ما هم انتقال میدن و به ما هم آموزش میدین❤️❤️🙏
خدایا شکرت برای این فایل بی نظیر و دیدن اینهمممممه زیبایی و این انرژی فوق العاده
خدایا شکرت برای این سایت خدایی
خدایا شکرت برای این کاتالوگ بی نظیر استاد عباسمنش و مریم عزیز
خدایا شکرت برای دیدن این فایل بی نظیر
خدایا شکرت برای بودن من در این مسیر الهی
استاد عزیزم بی نهایت تحسینتون میکنم برای عامل بودن به هدایت هاتون
برای گوش دادن به نشانه ها
برای تسلیم بودنتون در درگاه خدا
استاد جانم چقدر این ایمان قوی شما رو دوست دارم
استاد جانم من یکی از بزرگترین آرزوهای من بودن در دورهمی های شماست و گفتن نتایجم برای شما
استاد جانم خداروشکر میکنم منم در این دوماهه خود خدا برام یه پروژه بزرگ برام آورد تا من تمام تایمم سرگرم این پروژه باشم و اصلا نتونم به مسأله دیگری فکر کنم ینی همزمان با ایجاد این شلوغی ها در ایران این پروژه استارت خورد بزرگترین پروژه من تا همین الان
تمام این دو ماه
من بودم و فایلهای شما در گوشم همزمان با انجام کارم
من بودم و خدا
من بودم و بیان خواسته هام و تجسمشون
من بودم و آرامش قلبی و ورودی های مالی دو سه برابر ماه قبلش
خداروشاکرم
خداروشاکرم
این از فضل پروردگار من بوده استاد
هو من عندالله
هذا من فضل ربی
خدایا ازت میخوام همینطوری تمرکزم رو بزاری روی زیبایی ها روی خواسته هام
خدایا ازت میخوام کنترل کنم نجواهامو
خدایا میخوام اون جایی که من میرم هیچ درگیری و شلوغی نباشه هیچی خدا
همش شادی ببینم حال خوب ببینم لذت ببرم
خدایا هشتک من تویی
#خدا هست
این هشتک منه جای لعن و نفرین به حکومت و رهبر و …
خدایا فارغ از این که بیرون چه خبره تو منو هدایتم کن
تو منو ببر به سمت خواسته هام
به بی نهایت پروژه های بزرگ چند صد میلیونی
به بی نهایت سلامتی عشق رابطه عالی توحید
خدایا تو تنها نیروی برتر این جهانی
همه قدرتها در دست توست
تو هادی و حامی منی
خدایا منو ببر به مدارهای بالاتر
خدایا منو ببر به مدار بندگانی که به راه راست هدایتشون کردی نه آنها که بهشون غضب کردی(بواسطه رفتار و اعمال خودشون )
سلام و درود به همه همفرکانسیهای نازنین و استاد قشنگم و خانم شایسته دوست داشتنی ….
چقدر خوشحالم چقدر شاداب و سپاسگزارم و چقدر حسه خوبی دارم با دیدن این فایل زیبا هم لبخند زدم هم اشک ریختم و هم سپاسگزار بودم و البته همه فایلهای سفر بدور اآمریکا قشنگه اما هر چه جلوتر میریم میبینیم از این هم زیباتر میشه .
گاهی کوه سر سبز ….گاهی جنگل زیبا … گاهی دریای آرام … گاهی کوهای داغ آتشفشانی بینظیر ..و حالا هم این کوهه سفی شنی زیبا که واقعا بینظیر و باور نکردنیه خدارو صد هزار مرتبه شکر ..و
بهتر از همه اینها در این فضای ملکوتی حرفهای استاد و مریم جان در مورد هدایت خدایا اگر هر لحظه من شکر گزار باشم برای این فایله بینظیر باز هم کمه .
استاد قشنگم واقعا هدایت قشنگترین اتفاقهارو رقم میزنه . من با دوره دوازده قدم زندگیم متحول شد و در فایل هشتم به مهاجرت از ایران هدایت شدم بخدا قسم که من حتی در ذهنم هم نمیگنجید که از ایران برم نهایتا میگفتم که تا شمال سفر کنم چوصلا خارج از کشور نرفته بودم و حتی بهش فکر نمیکردم و الان تو استانبول بعد از یک سال و نیم زندگی ده برابر بهتر از ایران رو دارم خدارو صد هزار مرتبه شکر اونهم با پنجاه میلیون تومن پول مهاجرت کردن و با چهار نفر همسر و پسر و دخترم و به هر کسی که میگفتم باور نمیکرد دروغگو خطابم میکردن
و استاد چقدر اتفاقهای بعد مهاجرت برام رویایی بود اولش که اومده بودم من فقط و فقط به توکلی که ما تو فایل قدم دوازدهم در قدم شش و هفت بهش اشاره کرده بودین و توضیحه مفصل دادین گوش میکردم و عمل میکردم و حتی گاهی بقدری میترسیدم از غربت و تنهایی که حالمو بد میکرد اما بعدش میگفتم خدا هست خدا هست خودش میگه چیکار کنمو استاد واقعا یک ایمان عجیبی پیدا کرده بودم که منو قوی میکرد ی حسه قشنگ و اتفاقها یکی پس از دیگری پیش اومد .
منیکه حتی در بدو وردوم به اینجا یک بالش هم نداشتم زیر سرم بزارم و تنها ی خونه خالی اجاره کرده بودیم الان بعد یکسال و نیم توش پر وسایل و راحتم و اونقدر به جاهای دیدنی و زیبا هدایت میشم که رویاییه و تنها من سپاسگزاری میکنم و اشک میریزم . اما اینم بگم گاهی یادم میره کجا بودم و ناسپاسی هم میکنم .
و بعد دیدن این جاهای زیبا با حسه قشنگم به دوره زیبا و پر محتوای قانون سلامتی آشنا شدم و چقدر این دوره بینظیره ….
امروز داشتم به این فایل نگاه میکردم و به مسیله مدار که بر خوردم و شنیدم دیدم حتی بدن ما هم به همین شیوه عمل میکنه وقتی ی مدت بهش خوراکه خوب میدی تو مدار شادی و سلامتیه و وقتی ی غذای بد بهش میدی منظورم خارج از برنامست سریع آلارم میده و اونرو بلافاصله به بیرون از جسمت هدایت میکنه و توی اون محیطه تمیز آشغال نمیزاره بمونه ..
من اینجام چون روی خودم کار کردم و در معرض وقایعه ایران قرار نگرفتم و از اون محیط دور شدم .
حتی اتفاقهایی که در اینجا رخ میده گاهی خانوادم از ایران به من خبر میدن واقعا از اتفاقهای نابهنجار دورم .
چقدر درکتون میکنم استاد که وقتی گفتید نشد به ایران سفر کنید چون دقیقا این اتفاق برام افتاد…..یکی از خواهرام مریض شد و من میخواستم به ایران برم و ملاقاتش کنم وهر کاری میکردم جور نمیشد برم هر کاری ینی جوری که میشد ولی نشد …. که بعد شنیدم اوضا اینطور بهم ریخته و الان شما تو حرفاتون اشاره کردید که وقتی روی خودت کار میکنی جهان تورو به جاهای نامناسب نمیبره و مدارت با اونجا ناهماهنگ میشه .
آره استاد دیدن فایلهای سفر به دور آمریکا برا لذتبخشترین و زیباترین فیلمه دنیاست ..
شما و همدم گرامیتون به زندگی همه ما نور و خوشیبختی و توحید بخشیدید.و رسالتتون رو بخوبی اجرا کردیدو چه بسا بهتر از این هم خواهد بود .خدارو صد هزار مرتبه شکر بابته بدونتون و بودنم در این مدار زیبا …
دوستتون دارم بقدر شنهای سفید اون دشته زیبا اون کوهای قشنگ و رنگا رنگ درختهای کنار جاده و همه دنیای زیبایی که برای ما ساختید 💜💜💜❤❤❤❤❤💜💚💚💚💚💕💕💕
ودوستان عزیز هم فرکانسی در سایت خانواده صمیمی عباس منش
استاد جان خیلی وقت است که کامنت ننوشتم و از، اتفاقات زندگی ام نگفته ام براتون
اما امروز دیگه تصمیم گرفتم که گوش به فرمان خداوند بدهم و براتون بنویسم
واقعآ شمارو تحسین میکنم به خاطر این آزادی مالی و زمانی که دارین و راحت سفر میروید بدون استر س و محدودیت که هرچقدر دلتون بخواد در سفر باشید این خواسته در من شکل گرفت که من از این جنس زندگی و لذت بردن میخوام و شما یک مثال و الگو شدید برام که میشود داشت و زندگیش کرد خدارو هزار مرتبه شکر شما فوق العاده اید، آفرین به شما و نوش جونتون این لذت و آزادی و رهایی
واقعآ حق با شماست که چه فضای رویایی و ملکوتی است و چقدر زیباست این فضا و این نگاه زیبا بین شما برای من چقدر قشنگه که بابا این ها دارن همیشه میبینن و در سفرن اونم کجا آمریکا که زیبا ترین کشور جهانه ولی اینهابا دیدن هر زیبایی و منظره کلی ذوق میکنن انگار بار اولشونه که همچین فضای رو میبینن دمتون گرم برای این کنترل ذهن و این کانون توجه و تمرکز جدی بر خواسته ها و اجرای به طور کاملآ عملی و ساده در زندگی شخصی خودتون،
استاد این هم زمانی خداوند بود با این فایل وتجربه زنده و تازه وداغ خودم از هدایت و همزمانی هایی که هفته گذشته تجربه کردم و کلی ذوق کردم و خداوند را شکر کردم برای این قانون بدون تغییر خودش وبه راستی چقدر ایمانم قوی تر شد به خودش و داستان هدایت و رهایی
خدایا شکرت
داستان این جوری شروع شد که اوایل آبان ماه توی تمرین ستاره قطبی ام نوشتم خدا دوست دارم چند خبر خوب بشنوم و خوشحال بشم و ذوق کنم
وخدایا دوست دارم یک دوست هم فرکانسی بهم زنگ بزنه،البته اینم بگم چند روز قبلش اصلآ حالم زیاد خوب نبود ولی تو اون روز خودم رو میزون کردم و از لحاظ فرکانسی و ارتعاشی به بالا رسوندم وبا خودم و جهان هستی به صلح رسیدم و میخوام پیرو گفته استاد شما از لحظه ای که فرکانست عوض میشه نشانه ها میاد حالت خوب میشه اتفاقات رخ میدهند
بریم سراغ داستان هدایت من
واین خواسته من بود در اون روز و دیدم نزدیک ظهر یک پیام برای گوشی من اومد که جشن دوتا از دوستان بسیار عزیز من دعوت شدیم به شهر بسیار زیبای اصفهان اونم برای روز 20 آبان که دقیقآ روز تولد خودم بود و نمیدونید چقدر خوشحال شدم و شادمان از این خبر
توپرانتز اینم بگم استاد من چند ماه پیش تنهایی رفتم اصفهان و خونواده ام جور نشد ببرم و این خواسته من و اونها بود که در اولین فرصت بریم و از این شهر زیبا دیدن کنیم و همون موقع به خداوند گفتم من نمیدونم چه طوری خودت یه جوری ردیفش کن بچه همو بیارم و این شهر رو تجربه کنن
و خداوند پاسخ داد بعد تقریبآ دوما ما دعوت شدیم به مراسم ازدواج دو عزیز
وباز هم خداوند برای ما ردیف کرد که دقیعآ افتاد روزی که من تایم استراحتم باشه و سر کار نباشم چون کار من شیفتی هستش و برای مرخصی باید جایگزین بزاری و یه سری داستان ها داره اگه توی شیفت کاریت بخوای مرخصی بری
پس همه چی ردیف شد برای سفر عالی به اصفهان
همون موقع گفتم خدایا خودت هدایت مون کن
و دیگه درگیر با چی بریم چطوری بریم نشدم
تا این که دو روز قبل سفر آماده میشدیم برای مسافرت
وما ماشین نداریم و شهر ما چون کوچیکه ترمینال نداره
گفتم خدایا چطوری بریم مگه بریم عوارضی که با دوتا بچه سخته و سرده علافی داره
که چند جا تماس گرفتم شمال، کردستان که گفتم ما نصفه شب میرسیم شهر شما وبرای، شما نمیصرفه این همه کرایه و نصفه شب بیاین سر را
من به چند تا از دوستانم گفته بودم میخوام برم اصفهان که کار خدا و همزمانی دقیقآ روز قبل سفر تو مسیر شرکت یکیشون گفت شهاب جان فردا میری اصفهان؟ گفتم اره پرسید را کی؟ گفتم معلوم نیست شاید برم عوارضی
گفت که من خانمم فردا میفرستمش اصفهان و براش بلیت گرفتم و اتوبوس شهر زیبای همدان هستش و قیمتش هم عالیه میخوای برات بلیط بگیرم؟ گفتم خیلی ممنون لطف میکنی و همون جا سه تا بلیط برامون اوکی کرد و چقدر من خوشحال شدم و خداوند رو شکر کردم برای این دستانش روی زمین اونم چی این اقا توی آپارتمان طبقه بالا ما میشینن و فرداش با هم راهی سفر شدیم
حالا اینم بگم که توی این فصل ازسال بهترین تایم برای کسب و کار خونگی من و همسرم هستش و این نجواهای ذهنی هی میگفت نمی خوای برای الان موقع پول در اوردن و محصول درست کردنه باید کار کنی چه موقع مطافرته ول کن نرو
امامن گوش ندادم وعمل کردم و راهی سفر شدیم و گفتم این خدا برای ما میچزنه من بر خلاف ذهنم عمل میکنمباورتون نمیشه توی این 35 سال اولین مسافرتی بود که اینقدر لذت بردیم وکلی کیف کردیم
سه شبانه روزفقط خنده و شادی و رقص بود
کلی ازمون پذیرایی کردن و محبت کردن به ما وکلی درس گرفتیم از این خانواده های عزیز و یاد گرفتیم بسیار انسانهای بینظیری بودن و از بودن باهاشون لذت بردیم خدایا صد هزارمرتبه شکرت
و ما اونجا کارمون و محصولاتمون رو معرفی کردیم و نشون دادیم استاد نمیدونید چطوری، برای ما تبلیغ میکردن و مارو معرفی میکردن به دوستان و اشناهاشون من خودم ماتم برده بود
این حرف شما یادم اومد که میگفتید خدا پول میشه براتون، خدا مشتری میشه براتون خداوند همه چیز میشودهمه کس را……
چقدر دوستان همفرکانسی جدیدی پیدا کردیم و آشنا شدیم و خوشحال شدیم
هرچی بگم از این سفر کم گفته ام
یه روزی یکی از دوستان پیشنهاد داد بریم استخر
و ما هم قبول کردیم نمیدونید چه اتفاق ها و همزمانی ها رخ داد من با یک آقای هم کلام شدم وایشون شماره من رو گرفت برای خرید محصولات و پول بلیت استخرمن و پسرم و حساب کردش در روز تولدم وهمین اقا الان مشتری عمده ما شده و اینو همون جا به خودم گفتم که شهاب دست خدارو باز بزار من قرار بود بیام سفر نه جذب مشتری و فروش محصول ام خداوند برای ما برنامه ای دیگر داشت هم تفریح و شادی هم کسب درامد و بازار یابی
و تجربه ایستخر و پارک ابی چقد. عالی بود و بهمون چسبید و همون مکان به پسرم شایان گفتم پسرم دیدی همش استخر و موج های ابی وجاهای زیبا رو توگوگل سرچ میکردی و هدایت شدیم به این جای زیبا، اخه پسر من هرچی رو که میشنونه و میخاد اطلاعات کسب کنه سریع میره سرچ میکنه ازنم از شما یادگرفته استاد
ما با کم ترین هزینه رفتیم و بیشترین لذت رو بردیم، خدارو هزاران بار شکرت
وحتی راننده اتوبوسمون با هم رفیق شدیم و بلیط برگشت رو با نصف قیمت ردیف کرد و الان داریم با هم کار میکنیم و برامون بار میبره
و استاد یه چیز جالب تر این که اون اقا که تو ورودی استخر باهاش اشنا شدم یکی از مربی های اون مجموعه بود و بعدا خوش گفت که یک سالی میشه قانون جذب رو پیگری میکنن و برام خیلی جالب بود که ادم های هم مدار وارد رابطه میشوند من تو هر مدار وفرکانسی باشم ادم هم مدار من میان توی مدار من
استاد جان تازه داررم یه زره درک میکنم حرف شمارو که شما میگفتید شما روی خودتون کار کنید و دیگه به بقیه چیز ها کار نداشته باشید خداوند خودش همه چیز رو محیا میکنه، چون خودم تو حوضه کسب وکارم دارم میبینم اتفاقات داره رخ میده و شرایط و آدم ها میان و به من کمک میکنن که من رشد کنم و پشرفت کنم در راستای گسترش جهان
برای من این سفر خلی درس و پیام داشت که این همه به ذهن و عقل خودت رجوع و اعتماد نکن به هدایت پروردگار ایمان بیار و قلبت رو باز کن برای شنیدن صدای خدا
این فایل هم بسیار عالی بود واز شما ممنون و سپاسگزارم که این اگاهیی ها رو با ما در میان میگذارید.
من دیشب این فایل رو تا نصفه دیدم و حس خیلی عالی داشتم و از دیدنش واقعا ذوق میکردم ولی وسطا خوابم گرفته.
و نزدیکای صبح خواب استادو دیدم😍😍😍
اول بگم که تو خوابم من و مامانم از یحایی رد میشدیم که همه،یعنی همه با سینی های پر خوراکی و خوردنی و غذا و شربت میگشتن و به همدیگه تعارف میکردن ،میز های پر از غذا کنار خیابون بود
و تو خواب تعجب کرده بودم از اینهمه فراوانی،از این همه دست و دلبازی
از اینهمه نعمت که ریخته اینجا
(حالا بماند اون وسط یه اقایی بود که مثلا میخواست پیراشکی پخش کنه ،اما در اصل پیراشکی ها رو نمیدادبه کسی یه گوشه مخفی شده بود و داخل نون پیراشکی ها رو خالی میکرد و تنهایی میخورد)بنظرم این آقا نماد باور فقر بود
و اما برسیم به اصل مطلب😍😍😍😍
رسیدیم یجا که یه خانمی گفت استاد عباسمنش بعد از ۴۳هفته اسم یجایی رو گفت اونجا موندن اومدن ایران 😍😍😍😍
وای که چقدر ذوق داشتم که استاد رو از نزدیک میبینم ،بعد استاد اومدن و شروع کردن به سخنرانی.فقط منتظر بودم استاد سخنرانی اش تموم بشه و من برم بغلش کنم.
و تو خواب همش تو ذهنم تکرار میشد که استاد قبلا گفتن با نتیجه کار دارن،منکه نتیجه انچنانی نگرفتم
شاید نخواد منو ببینه،
اما از لحاظ افراد حاظر من نزدیکترین شخص به استاد بودم ،و میگفتم حتما بهم اجازه میده باهاش صحبت کنم و بغلشون کنم😍😍😍😍
و اما……
.
.
اما استاد تو سخنرانی چی گفت:
یه بخشش یادم مونده که گفتن :
کامنت گذاشتن برا افرادی که نمیتونن بخونن اش بیهوده است،مثال تام و جری رو زد گفت هی برا جری کامنت بزارین مگه توانایی خوندن کامنت رو داره که چیزی هم ازش درک کنه🙄
بقول استاد هدایت های هر شخص مخصوص خودش هست
چون من هنرمندم و ذهنیتم کارتونی و فانتزی هست
استاد از کارتون برام مثال زد
فکر کنم منظور استاد خود من بودم که کامنت هارو نمیخونم،و این یه هدایت بود از طرف خدا تا بیام کامنت هارو بخونم واگاهی دریافت کنم.
و دغدغه من که تو خواب نداشتن نتیجه بزرگ بود حل بشه.
.
و نمیدونم چرا تا از خواب پاشدم خواستم اون ۴۳هفته که اون خانم تو خواب گفت رو با مدت عضویت خودم در سایت مقایسه کنم،که دیدم دقیقا یک ماه مونده تا ۴٣هفته بشه زمان عضویتم.
حس میکنم تو این یه ماه باید بیشتر رو خودم کار کنم تا نتایج بزرگی دریافت کنم🥰
سلام خدا خوبی خدا جونم مرسی بابت وجود گلهایی مثل استاد و خانم شایسته گل،
سلام استاد و مریم جون خوبید صد در صد خوبید و انشاالله خوب بمانید افزاینده،
استاد عزیز زبانم بند آمده از اینهمه معجزه اعتماد به خداوند مهربان که شما دارید عملی به ما نشان میدهید خدا کیه و اعتماد و عاشقی با خداوند کردن چه ها که نمیکنه خدا در زندگیمون
حسهای متفاوت بعد دیدن و شنیدن این فایل
زبانم بند شده متعجب و شگفت زده شدم
دقتمو بیشتر کردم گوشهامو تیزتز شاید صد بار گوش دادم کلمه ای از دست ندم
گریه ام میگیره بعد رفتم به فکر و دقت در زندگی خودم که تو زندگی خودم چقدر معجزه هست الله اکبر الله اکبر الله اکبر،
خدایا معجزه هست مبدونم زندگی تکت تکمون از بدو خلقتمون،
استاد من ایرانم اما طوری خدا در دستان خودش در بهترین نقطه از محله زمان مکان داره محافظت میکنه منو همسرم و خانواده و حالمونو خوب میکنه که اصلا انگار تو ایران زندگی نمیکنیم تو بهشتیم ،اره بهشتو آورده برامون خدا میگه این قدرت من حتی در هر جا که باشی میتونم بهشتو بهت بدم، منو همسرم جدا از همه چی هستیم و فقط مدام شادی داره برامون پیش میاد و افزایش ثروت ،
الهی شکر خدایا
استاد ممنونم ازتون که گفتید امسال هدفگذاری کردید
و منم دیشب نشستم واضح و روشن نوشتم که چی میخوام
هر چند خدا منو منعطف و آرام و رها بدنیا آورده اما حالا با شناخت قوانین زیبای خدا با آگاهی من باید بر شکر و قدر دانی ام و اعتمادم به خدا بیفزاییم و این صفات زیبارو در خودم که خداوند بهم داده بیشتر کنم چون در این حس و صفاتی که دارم دیدم و میبینم خدا همش داره بیشتر بهتر بهم عطا میکنه خدایا چقدر دوستم داری وای خدایا دوست دارم،
خدایا امسال خواستم:(من تو شوم و تومن شوی) میخواهم صفات ورفتار خودت تماما با اعتماد به خودت در من تجلی کند و با تو یکی شوم خداااا🤲🌟
چون خداوندا تو کاملی ابدی باقی کافی غنی و سرشار و پری از نعمت از عشق از محبت ازبخشندگی از احترام از مهربانی از آبرو داری از حمایت کردن قدرتمند بودن مورد اعتماد بودن و ستارالعیوب بودن و
قوربون صفات بی نهایت و بینهایت زیبات بشوم خدا که وقتی میگی
تو یک اعتماد کن به من و تسلیم عشق من شو
و یک قدر دانی کن ببین چه هااا کنم برات🤲🌟🤲🌟🤲🌟🤲🌟🤲🌟🤲🌟
سلام به همه عزیزای دلم 😍استاد جانم چطور تشکر کنم که پاسخ این حد از سخاوت شما ومریم جونم باشه، که ما رو هر بار مهمون اون همه زیبایی میکنید و یکی از یکی دیوانه کننده تر، و این شنهای سفید و صحبتهای ارزشمندتون که دیگه نور علی نور بود، هزار مرتبه شکر خدا برای وجود عزیزتون و این سفر الهیمون، هر چقدر از زیبایی اون شنهای سفید و اون مکان بهشتی بگم کم هست دیدن این فایل ها داره توی وجودم وابستگی مو به خانواده کم و کمتر میکنه و باعث میشه درخواستم رو برای دیدن دنیای زیبای خدا هر بار خالص تر به جهان ارسال کنم ، چقدر لذت بردم از صحبتهاتون در مورد خالق بودنمون و توجه به زیبایی ها که واقعا اصل و اساس همه چیزه و ما رو پر از آرامش و در صلح بودن با خودمون و همه اطرافیانمون میکنه، چقدر حسم خوبتر ه، چقدر توی این مدت با توجه به زیبایی های همسرم، دارم وجه خوبشو بیشتر و بیشتر میبینم، سپاسگذارتون هستم 💐استاد جانم در مورد یکی از هم زمانیهایی که برای من هم رخ داده در مورد دوره سلامتی بود قبل از اینکه من دوره رو شروع کنم یه مقدار نگران رزقم بودم و اینکه بیشتر غذام باید گوشت باشه، برای منی که یک عمر دلسوزی این و اونو کرده بودم و غذای بهتر رو به بقیه (فرزند، همسر، مهمان…) داده بودم برای منی که یک عمر ترس از نظر همسر و اطرافیان داشتم و مشرک بودم و خدا رو روزی رسانم نمیدیدم، برای منی که احساس لیاقت در وجودم کم بود، برای منی که از بچگی باور کمبود در وجودم رخنه کرده بودزندگی به این سبک غذایی کار راحتی نبود، اما خدا رو هزار مرتبه شکر از چند ماه قبل از شروع دوره روی دوره عزت نفس کار کرده بودم و آمادگی شروع دوره در وجودم ایجاد شده بود، حالا بگم از همزمانی، چند روز مونده بود به شروع دوره خداوند یه مرد رو که اصلا نمیشناختیمش و گوسفندهای زیاد داشت و هر جمعه گوسفند برای فروش سر میبرید، اومده بود محل کار همسرم تا کاری رو براش انجام بده. و به همسرم در مورد شغلش گفته بود و گفته بود شما هر موقع گوشت گوسفند و جگر و… خواستی بگو تا خودم براتون بیاره و الحق که نسبت به جاهای دیگه هم قیمتش مناسب تر و هم گوشت بهتری داشت و من به راحتی غذای خوشمزه و لذیذمو به سبک دوره سلامتی هر روز میخورم و سپاسگذار خدای رزاقم هستم و به لطف خدا همسرم هم با اینکه خودش دوره رو رعایت نمیکنه اما همه چیز رو برای من با لطف و مهربانی تهیه میکنه و دستی از خدا شده، و این جادوی تمرکز بر زیبایی و خوبی آدمها و توجه نکردن به مسائل و مشکلات و اخبار و…. و تعریف نکردن از رفتارهای نا زیبای بقیه ست ، استاد هر چه دارم رو اول از خدا و بعد هم از شما دارم دستاتونو میبوسم به امید دیدار🤩😍😘
به نام خداوندی که مالک روزجزاست.
سلام به استادعزیز دل ومریم عزیز.
پیروی از هدایت الهی وپدیده ی همزمانی.
عجب جایی ،عجب مکانی ،واقعنم فضای روحانی وملکوتی هستش .
وقتی آدم ازهمه چی سیراب باشه ،همچین فضاهایی که سکوت وسادگی وبی آلایشی درش حکم فرماس،مثل همین کویر شنهای سفید،باعث ایجادبعدمعنوی ،وحس نزدیکی خودش ومعبودش به آدم دست میده.
کویرزیباست.
ازخاک وشن پاک کلی انرژی مثبت دریافت میشه .
میتونم حس کنم استادومریم جون چ حس های قشنگی ازاین فضادریافت کردن .
خوش به حالشون که به چنین فضایی هدایت شدن.وممنون ازشون که ماراهم شریک این حس قشنگشون کردن.
ماهم احساس خوبی پیداکردیم .منم خداراخیلی یادکردم .وازش خیلی تشکروسپاسگزاری کردم.
طبق گفته های استاد،خدایامارابه راه راست هدایت کن .تومسیرخواسته ها،تومسیرهدایتت،تومسیرسپاسگزاری .
استاد همیشه میگن :ناخواسته هاتون راسرزبون نیارید،همیشه ازخواسته هاتون حرف بزنید.
به نظرم ،وقتی خودت روبه دست پروردگارت میسپاری وخودت ازش درخواست میکنی که منوهدایت کن ،خیلی اتفاقات جالب و هیجان برانگیزی میفته.
انگارلذت هرچیزی برات صدبرابربیشترازقبل میشه .
به نظرم درک بعضی از حقایق بی نهایت برات لذتبخش میشه .
مشقتهاوسختیهای دنیابرات نامفهوم میشه .طوری رهاهستی که باورداری ایناچیزی جزبازی های کودکانه ی دنیاوجهان نیست.
خداراهمه جاوتوهرلحظه حس کردن بهترین وبیشترین انگیزس .
مقاومتهاتو،راحترکنارمیزاری باتضادهاراحترروبرومیشی
جهان راپراززیبایی وشکوه وجلال می بینی .
به چشم توهیچ چیزی بدیازشت به نظر نمیاد.
همه ی آدماباهمه ی خصوصیات اخلاقیشون ،دوست داشتنی وخوب به نظرمیرسن .
انگارهیچی تواین جهان وجودنداره که توراعصبانی یاخشمگین بکنه .
همه ی وجودت سرشارازمهرومحبت خدایی میشه .
خدایاواقعن مارابه راه راست هدایت کن 🙏.
تنهاتورومیپرستیم وتنهاازتویاری میجوییم .
چقداین واژه هادلنشینن.وقتی ازته اعماق وجودت ودرونت بیرون میاد چ حس قشنگی بت دست میده .انگارتواون لحظه توآغوش گرم ،خدانشستی وداری خودتوبراش لوس میکنی .
کاش همیشه این احساس راتووجودمون درک میکردیم وازیادنمی بردیم.
کاش بدونیم همه چی زندگیمون باکانون توجهمون نسبت به هرآنچه زیباست ،بهتربوجودمیاد.
خداکنه همیشه حواسمون به کانون توجهمون باشه که منه خالق ،چی دارم برای زندگی خودم خلق میکنم .
وسعی کنم جززیبایی ،وخوبی ،ومثبت نگری ، چیزی نبینم .
هرآنچه استاددرمورداوضاع وشرایط کشورمون گفتن رامنم قبول دارم .قبول دارم که باجنگیدن وایجاددرگیری ومبارزه ،کاری ازپیش نمیره .وبااین همه انرژی منفی، من ایرانی به جایی نمیرسم حتی اگه سران کشورم تغییرکنن .
بله میتونم اینودرک کنم که شادی وخوشبختی درگرو،عوامل بیرونی نیس بلکه تودرون منه وبامنه.
استاد،من طوری زندگی میکنم که انگارتواین کشورنیستم .واقعن هیچ توجهی به این اتفاقات وخبرهاوحوادث روزانه ندارم .
خداروشکرمیکنم که هیچی نه می بینم ونه میشنوم .
استاد ناراحت شدم که قصد اومدن به ایران راداشتی ولی به تعویق افتاد.
امیدوارم که، به قول خودتون دربهترین زمان و بهترین مکان ،تشریف بیاریدکشورخودتون .وکشورماراباانرژی مثبت خودتون ،عطرآگین کنید.
به امید اون روز🙏.
تک تک همزمانی های استادومریم جون بابت اتفاقاتی که براشون می افتاده وباکلی آدماواتفاقات جدیدروبرومیشدن ،جالب بود.وهمه ی اینا،زمانی رخ میده که واقعن خودتوبه دست خدابسپاری وباهدایتش پیش بری.
بازم بابت سفر،واینکه بدون برنامه ریزی به هرجایی که هدایت میشن ،میرن .خاستم بگم من برعکس اینکاروانجام میدادم وفک میکردم که برنامه بچینی وطبق اون بری ،خوبه.
ولی حالامتوجه شدم ویادگرفتم، اتفاقاباهدایت پیش بری بهتره.وبیشترخوش میگذره.وتجربه های بهتری کسب میکنی چون ممکنه باآدمای جدیدواتفاقات جدید،روبروبشی .
میگم که هرچی باخداباشی ،همه کارات رله تره.
خب استادازماخواستن هرجایی که تسلیم شدیم و هدایت شدیم ،بنویسیم .
راستش استادجونم ،من ازاول سال ینی ورودبه ۱۴۰۰۱،شروع کردم بطورجدی طبق قوانین وخواسته های شماپیش رفتن.
وپیروی ازدستورالعملهاوتجربه های شما.وتغییرات باورهای منفی ومخربم که باعث شده بودن سالهای سال ازهمه چی عقب بمونم وهیچ رشدوپیشرفتی توهیچ زمینه ای نداشته باشم .
خیلی تغییرها،توخودم صورت دادم .نتایج خیلی مثبتی هم گرفتم ولی توبعضی اززمینه هافعلابانشانه هاپیش میرم تابادوره ی تکامل ،به نتایج عالی ای که میخام ودرنهایت رسیدن به تمام خواسته هام راببینم .
استاد،من تسلیم دربرابر خانوادم ،دربرابرپدرم ،مادرم ،خاهرهام وبردارهام.من تسلیمم ودیگه درپی تغییراونهانیستم .
تسلیمم دربرابر خانواده ی همسرم .همه ی اونهارامیپذیرم وباز قصدتغییراونهاراندارم.
دربرابر پسرم ،ودخترم تسلیمم ،وبه خودم اجازه ی مداخله برای انجام خواسته هاواحساساتشون نمیدم .فقط درحدآگاهی .
اجازه میدم خودشون هرآنچه که بایدراتجربه کنن .به جای امرونهی کردن به اونها،خودم راتغییرمیدم تاالگوی مناسبی برای هردوشون باشم.
دربرابر همسرم تسلیمم،باهمه ی خوبیهاولطف ومحبتهاش ،اخلاقهایی داره که در فرکانس من نیس ،ولی نگاهم راازش برمیدارم وتوجهم راروی نکات مثبتش میزارم .استادیه کمبودی توروابطم دارم که سالهاس ،دامنگیرمه .هر ترفندی راکه بگیدانجام دادم ولی نتیجه ی خاصی نگرفتم .بازفکرش وکمبودش سراغم میاد.انگارمدام بایدلحظه به لحظه حواسم باشه که نرم توفکرش واجازه ندم که توافکارم بیاد.
این یکی از خواسته های بزرگمه که دوست دارم از ذهنم حذف بشه.چون متاسفانه ،وجودش توافکارم اجازه ی انجام خیلی ازکارهاواحساسات رانمیده .
ولی من خودمودربرابراین احساس هم تسلیم کردم وبااینکه یه جاهایی به خاطرش دردمیکشم ،میخام باهدایت خداپیش برم تاببینم چ اتفاقاتی راخودش برام درنظرداره .شایدکه نه ،صددرصدیه جای کار خودم میلنگه که هنوز نتونستم این مشکل درونیم راحل کنم .ولی دیگه حرفشونمیزنم .وپیش خداقورنمیزنم .سعی میکنم خواستم رابگم نه اون چیزی که ندارمش .
روزی که این مشکل درونیم رفع بشه ،حتمن برای شماودوستانم به اشتراک میزارم .
الان، فقط ازخدامیخام منوازوجودخودش سیراب کنه که این فکرواین احساس ازوجودمن خارج بشه.چون فک میکنم تنها راه حلش ،همینه .من که دارم سعی خودمومیکنم .ب امیداونروز.
تسلیمم دربرابر مشکلات ،ناملایمات زندگی .
تسلیمم دربرابر هرآنچه توزندگیم اتفاق میفته.
دربرابرهوا،سرما،گرما،همه چیه طبیعت جهان هستی ،تسلیمم ومثل قدیم قورنمیزنم چقدهواگرمه ،سرده ،چرااینجوریه وهزاران بهانه های دیگه .
تمام سعیم رامیکنم دربرابر همه چی باپذیرش اون چیز ،تسلیم باشم.
دربرابرخداوقدرت خداودانایی وبزرگی وعظمت خداوندهم تسلیمم .
دوست دارم دربرابرفرمان خدا،امرخداوندهم تسلیم باشم .ودراین جهان بتونم فقط بندگیشوبکنم .
سخته ولی میشه ،استادتونسته منم بایدبتونم .
سخته که ازبعضی چیزایی که تولحظه دوست داری انجامش بدی ولی خدای تومخالفه اون رفتاروکردارتوس ،بگذری .وطوردیگه وجوردیگه عمل کنی ،انصافا سخته .
ولی اگه بتونی طبق قوانین جهان وخواسته ی امرخدا،انجام بدی ،میدونم دقیقن میدونم بعدش ب چ حس خوبی میرسی که قابل مقایسه با هیچ احساسی نیست.فقط رعایت اصول تولحظه رامیخاد.
فقط نیازبه آگاهی داره .اینکه حواست باشه تولحظه آگاهانه تمرکزت رابه کجامیبری .
بایه انتخاب ساده ،لحظه ی بعدخودت راخلق میکنی .
آقاشیطون ،اگه میشه لطف کن وکمتردورو،ورمابپلک .بزارماکاردرست راانجام بدیم .ماکه ازتوخیری ندیدیم .توهم که ازماخیری نمی بینی .پس کمتربیاسمت ما.انقدذهن ماراآشفته وپریشون نکن .
ماتورانمیخاییم .😬
ماخدارادوست داریم .
مادوست داریم برای کسی که حس خوب بهمون میده ،بندگی کنیم .بالاغیرتن سمت مانیا.
میدونم روزی که عاشقانه وبادل وجون ،همه جوره توهمه لحظات تسلیم خداباشم .اون روزه که من رهاوآزادوخوشبخت هم دراین دنیاهم تودنیای بعدخواهم بود.
آرامش من بدست نمیاد مگر اینکه تسلیم خداباشم .وباهدایت خودش پیش برم .
انشالله که بتونیم .
حتمن میتونیم .چون مادوست داریم که بتونیم ،حتمن یه روزمیادکه تونستیم .
ماتوفرکانس خیرها وخوبیهاومثبتهاوزیبایی های جهانیم .اگرچه فعلن لنگ میزنیم ولی یادمیگیریم که پرقدرت ،این بهره هاراازدنیاببریم .
استادجونم عزیزدلم که همیشه انرژی مثبت هستی .تواین فیلم که دیگه خیلی بیشتر.
بهترینها برای تک تکمون.
عاشقتم عباس منشم.
با هدایت تا هدایت
سلام استاد عزیزم و مریم زیبارو
استاد جانم در ابتدا ازتون سپاسگزارم این واژه رو به دایره لغات همه بچه های گروه تحقیقاتی عباسمنش اضافه کردین
استاد من بیش از 3 سال بود مهاجرت می خواستم خودشم به آمریکا یه جورایی شاید حال خوبم رو وابسته نتیجه کرده بودم اما این وابستگی ناخودآگاه بود، در ظاهر همه چی عالی بود اما در باطن مهاجرت با ارزش در ذهن من مهاجرت به یک جای دور دور دور بود
اما پارسال با تضادهایی که هدیه الهی بودند من چشم دل باز کردم و با یک چمدان و دختر دو نیم سالم مهاجرت کردم به رشت، و خیلی از این بابت خرسندم، استاد من از شما یاد گرفتم باید شهر غریب برات طبیعی بشه، باید دوری از مادر و خواهر برات طبیعی بشه
و اینهم با طی تکامل و جسارت برام طبیعیتر شد
استاد اومدم رشت نه مقصدی مشخص بود نه مکانی ولی یک دل پر از ایمان و امید به آینده با من همراه بود و همچنین ایمان به خدایی که رزق را به راحتی وارد زندگی من می کند
استاد با آمدن من به رشت درها یکی پس از دیگری باز شدند و من اون موقع معنای حرفهای شما رو فهمیدم
تو مقاومت ها رو بردار موفقیت ها بوم بوم اتفاق می افتند
اولین هدایت اصلاح روابط من بود
من بنابر هدایت الهی با خانواده همسرم در یک ساختمان سه طبقه زندگی کردیم که من و خانواده همسرم عاشق هم شدیم
چون من تمام وجودم را پای تمرکز بر نکات مثبت گذاشتم
می توانم بگویم به اندازه یکسال طلایی روزهای فوق العاده زیبایی داشتم
کینه ای به دل داشتم که سالها بود مرا همراهی می کرد
با قدرت پرودگار آن را کنار گذاشتم
روحم صاف و صیقلی شد
حالا نوبت قدم بعدی بود
بعد از اطلاح روابط که به نظر من تاثیر بسزایی در عزت نفس دارد
آخر استاد من روی خودم سالهاست کار می کنم
با خودم می گفتم ایراد کار من کجاست که نتایج بزرگی که مد نظرم است نمی گیرم
خداوند به من یک پاسخ داد بود
صلح
صلح
و صلح
و من با صلح آن مانع بزرگ را برداشتم
استاد من تک درخت جلوی خونمون رو بسیار تحسین می کردم
اگر چه محله ما پر از آشغال بود
اما من تنها آن درخت روبروی خانه را تحسین می کردم
تااینکه یک روز قلب من گفت باید یک سال بیشتر در این شهر بی نظیر زندگی کنی
این گفتن هم از روی نوشته یک تیشرت در ویترین مغازه گفته شده بود
(One More Episode)
که الان هم بر تن من است
یک روز در گشت و گذارهای همیشگی خود در گلسار به همسرم گفتم
بایست
سه بنگاه در کنار هم
قلبم با نشانه ها گفت برو بنگاه وسطی
چون خانم بود
من برای اولین بار بر ترسم پا گذاشتم و رفتم داخل
گفتم من ملک می خواهم برای سرمایه گذاری
استاد از خداوند یک ویژگی خواسته بودم خدایا تجارتی سودمند می خواهم که ضامنش تو باشی
و سپس تمام ویژگی های ملک را نوشته بودم
محدوده گلسار، فستیوال نور، خوش نقشه، و مهم تر از همه اینها خداوند سرمایه ما را در مدت کوتاهی چند برابر کند
استاد ما بیش از 20 ملک دیدیم
اما یک ملک بود
در قلب گلسار
بسیار کهنه و حتی کثیف
اما با جسارت وارد آن شدیم
و قلب ما گفت این همان خواسته شماست
خواسته ما با ظاهری ترسناک نمایان شده بود
اما قلب ما فریاد می زد این همان است
با اینکه ما می توانستیم
یک ملک در خیابان 96 گلسار نوساز با آسانسور بخریم
یک ملک در قلب گلسارخریدیم اما بدون آسانسور طبقه چهارم ، کهنه و کثیف
استاد ما باید به قلب خود گوش کنیم
استاد خدا قلب های صاحبان ملک را نرم کرد (4 برادر پیر و سرسخت) و ما ملک را خریدیم
نجواهای ذهنی بسیار بود
اما رب با همان خنده همیشگی اش لبخند رضایت داشت
اما نتیجه
در عرض دو هفته ملک ما دوبرابر سود کرد
برایم خوشحالی داشت
اما تعجب نه
چرا که با خدا همه چیز شدنی است
استاد من نه پدر دارم نه برادر
اما همیشه می گویم یک ارباب گردن کلفت دارم در همه کارها کنار من و پیشگام است
بله پاداش داد رب الارباب و اولین پاداش نام خیابان بود
نام خیابان ما هدایت است و ببینید قدرت تحسین و تمرکز چه ها که نمی کند
اینرا بچه هایی می توانند دریابند که از بر و بچه های گلسار باشند
که مدار این محله با تمام محله هایی که در آنها نفس کشیده و بزرگ شده ام فرق دارد
آدم ها
اصناف
آب و هوا
و حالا به جای یک درخت در میان انبوهی از درختان در ایوان خود قهوه می خوریم
فایل آگاهی بخش استاد عزیزم را گوش می کنیم
و با خودمان زمزمه می کنیم یعنی مقصد بعدی کجاست
و او با همان لبخند همیشگی اش می گوید
اون با من رفیق
و منهم رب را با تمام وجودم به آغوش می کشم و می گویم
سپاسگزارم سرورم
بهت ایمان دارم
مقصد بعدی شادی بیشتر لذت بیشتر و عشق بیشتر است.
به امید نوشتن مقصد بعدی در همین سایت الهی و ملکوتی
سلام به استاد عزیز
ومریم جان مهربون
ازتون بی نهایت ممنون چه قدر لذت بردم ممنون که چند لحظه ما رو به نابتری جای ممکن میبرین سپاسگذارم
استاد وقتی میگید کامنت بزارید واز تجربه خودتون بگید ومیگید که حتما برای شما پیش اومد من میرو میگردم مگم مگه میشه برام پیش نیومده باشه حتما برای من شد خدا هر لحظه من هدایت میکنه فقط باید ببینم یادم اومد چند وقته میخوام یک تابلو برای سالنم درست کنم وبزنم البته استاد من ۱۸ ساله ارایشگرم وبدون تابلو تو خونه کار میکنم یک واحد گرفتم سالن کردم ولی ترس از این که بیان جمع کنن داشتم ولی ایمانم قوی کردم وگفتم تابلو میزنم خداوند بهتر اتفاقهارو جلو پام میزاره چون آشنه پاشیلم هست ترس از دست دادن کارم ولی میخوام برم به دل ترسم وخیلیم ایمان دارم بهترینها نسیبم میشه
من هر جا میرفتم برای تابلو قیمت خیلی بالا میگفتن به همسرم گفتم ایشون گفتن بیا بریم جای که مخصوص همین کار شب باهم رفتیم اونجا بسیار شلوغ وکمبود جای پارک ولی ما رفتیم خلوت وبه راحتی جای پارک بود مارفتیم قیمت گرفتیم یکم ارزونتر بود ولی نه اونقد اومدیم خونه همسرم گفت خودم درست میکنم کاری نداره چون خودش از دستتش برمیومد خلاصه فردا اون روز به همسرم گفتم بیا امشب بریم خدا من هدایت میکنم به بهترین مغازه وبا قیمت خوب باز همسرم از سر کار اومد ما رفتیم استاد اون شب ما رفتیم خلوت وجای پاک خوب ولی امشب که رفتیم با این که هوا سرد بود همسرم گفت جای پاک نیست ماشین دورتر از اونجا پارک کرد وما بدو بدو رفتیم تا برسیم به اون مغازه ها تا حالا یا سفارش بدیم یا قطعات بخریم درست کنیم همین جور که میرفتیم هنوز مونده بود به اون مغازه ها برسیم یک مغازه بود که همسرم گفت میخوای از اینجا بپرسیم گفتم بپرس رفتم استاد با ارزونترین قیمتی که اصلان فکر اون قیمت تو سر من نبود بهتر طرح برام زد وما سفارش دادیم اومدیم بیرون تو راه به همسرم گفتم دید گفتم خدا هدایت میکن ببین چه جوری ما دیشب اومدین جا پارک بود ولی امشب شما ماشین کجا پارک کنی ما پیاده بیایم این مغازرو ببینیم وبه اسونی وبه راحتی سفارش بدیم که اگر با ماشین میومدیم اون مغاز رو نمیدیدیم بدون انیکه اذیت بشیم واقعا با تمام وجود خداروشکر کردم وحتی الان که دارم مینویسم چه قدر انرژیم رفت بالا وچه شوری درمن ایجادشد خداروشکر
وبرای اسم سالن من واقعا هدایت شدم همش میگفتم خدا میخوام یک اسمی باشه که هم مربوط به کار خودم باشه هم با فکر کردن به تو برسه یک روز داشتم به اسمهای سالن نگاه میکردم یک اسم تمام توجه من به خودش جلب کرد همون اسمی که شما استفاده کرده بودین افرینش وخداروشکر کردم برای این اسم که هم من وبه یاد قوانین خداوند میندازو هم مربوط به کار خودم منهم یک جورای دارم خلق میکنم ویک افرینش ایجاد میکنم خداروشکر
زیبای افرینش 😍☺️
ممنون استاد که من وادار به این کار کردین تا بشینم و به یادبیارم که بابا خدا خلفه وعده نمیکنه وهمه انسانهارو هدایت میکنه وبرای من اتفاق افتاده فقط باید ببینم وبا تمام وجود لمسش کنم
سپاسگذارم از شماو مریم عزیز ودوستانی که وقت گذاشتن وکامنت خوندن 🙏❤❤❤
بنام خداوند زیباییها
“پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی”
سلام به استاد عزیزم، هدایت شده و هدایتگر من در این زمان از زندگیم، سلام به مریم عزیزم که با ایده های ناب و هدایتیشون ما رو غافلگیر میکنن
اول از همه بگم خود این فایل امروز برای من قسمتی از هدایت پروردگارم بود
وقتیکه ساعت 4 صبح از خواب بیدار شدم و ذهنم پر بود از افکار مختلف، پر بود از نگرانی، پر بود از ایده، و در یک لحظه با خودم گفتم خدایا من با این ذهن محدودم عاجزم و توانایی فکر کردن به این همه موضوع و جواب پیدا کردن براشون نیستم، خودت کمکم کن، هدایتم کن و جواب سوالهامو بهم بگو و بعد تصمیم گرفتم برای تماشای طلوع برم لب ساحل اما قبلش اومدم سراغ سایت و گفتم تا برسم به ساحل تو مسیر فایل امروز رو گوش بدم و به محض باز کردن سایت و دیدن اسم فایل امروز داشتم دیوونه میشدم
خدایا تو در لحظه جوابم رو میدی، در لحظه هدایتم میکنی، در هر لحظه همراهم هستی
حتی اسم فایل هم خودش جواب سوالام بود چه برسه به خود فایل که چی بگم از زیباییهاش، نکته هاش، درسهاش، هدایتهاش
خدایا شکررررررت
تا برسم به ساحل چند دقیقه اول فایل و گوش دادم و رسیدم به ساحل، چقدر آسمون امروز زیبا بود، چه طلوعی، چه سکوتی، چه خلوتی و چه عشقبازی، و البته چه همزمانی جالب و دوست داشتنی، همزمان با لذت بردن شما در اون کویر و شنزار زیبا منم داشتم از دریا و آرامشش، از طلوع و گرماش، از شنهای لب ساحل و تنهایی و خلوتم با خداوند لذت میبردم
استاد و مریم جونم کلی لذت بردم و کلی درس گرفتم و مهمترین موضوع جواب سوالاتم رو گرفتم به بهترین و زیباترین شکل
اما دوست دارم از زمان آشناییم با شما بگم که چه جاهایی خودم رو سپردم به دستان قدرتمند خداوند و چقدر زیبا هدایت شدم
1_اولین بار زمانیکه میخواستم تصمیم بزرگی برای زندگیم بگیرم و شدیدا خشمگین بودم، پر از ترس بودم، غمگین بودم و قاطع بودم برای تصمیمم توسط یکی از دوستانم که دستی از دستان خداوند بود با فایلهای شما و سایتتون آشنا شدم و هیچ وقت یادم نمیره من چند ماه نه فقط چند هفته طول کشید تا احساس کنم دیگه اون وحیده قبل نیستم و همه چیز برام عوض شد
شادی، آرامش، عشق و ایمان همه وجودم و گرفته بود
باورش برای خودم و اطرافیانم سخت بود
چقدر تو زمان کوتاه این تغییرات اتفاق افتاد و من مسیر زندگیم عوض شد وقتیکه خودم رو به خدا سپردم و گفتم من در مقابل این همه رنج و درد عاجزم و فقط خودت نجاتم بده و راه رو برام روشن کن و روشن کرد و الان دو سال و نیم از اون روز میگذره و من هنوز احساس خوشبختی، شادی، آرامش و عشق و ایمان دارم اونم بخاطر اینکه خواستم جور دیگه ای زندگی کنم و خدا منو به این مسیر بهشتی هدایتم کرد
2_اولین دوره ای که میخواستم بخرم واقعا نمیدونستم چیکار کنم و چه دوره ای نیاز واقعی منه چون اون زمان درآمد زیادی هم نداشتم و نمیتونستم خیلی زیاد هزینه کنم، یادمه چند روز مونده بود به ماه رمضون از خدا خواستم هدایتم کنه روی سایت تو کل ماه رمضون روی فایلهای رایگان کار کنم و ماه رمضون متفاوتی داشته باشم و چقدر زیبا هدایت شدم به فایلهای روز شمار تحول زندگی من
و چقدر زندگی من با این فایلها تغییر کرد
من تقریبا دو ماه رو فایلها کار کردم که متوجه شدم شدیدا به دوره عزت نفس احتیاج دارم و به محض اینکه فهمیدم دوره رو خریداری کردم و شروع کردم به کار کردن و زندگی من متحول شد، شخصیت من عوض شد با لین دوره بینظیر و البته هنوز دارم با این فایلها کار میکنم
3_وقتیکه میخواستم شغل مورد علاقه ام رو پیدا کنم و ازش خواستم هدایتم کنه و چقدر زیبا من فقط قدم بر میداشتم و اون قدم بعدی رو بهم میگفت
اول یه خواب دیدم و تو خواب بهم گفته شد چیکار کنم، و رفتم دنبالش در طول مسیر یه شغل بهم پیشنهاد شد گفتم تا نتیجه کارم به ثمر بشینه مشغول این کار بشم و بیکار نباشم تا اینکه تو مدت 4 ماهی که تو شغل جدبدم بودم اول متوجه شدم کاری که پیگیرش بودم خیلی هزینه بر بود و سرمایه زیادی میخواست و من اون سرمایه رو نداشتم و دوم اینکه مجبور میشدم سالها رو سر کارم بایستم و نمیتونستم سفر برم و این مانع شد برای من
تا اینکه تو شغل جدید که رفته بودم متوجه شدم به چه موضوعی علاقه دارم و با توکل به خدا رفتم سمتش اوایلش چالش داشتم چون خیلی بلد نبودم ولی خیلی مطالعه میکردم و آروم آروم خودم رو ارتقا دادم
و الان بعد گذشت حدود 8 ماه خیلی راضی و خوشحالم و بینهایت شغلم رو دوست دارم و ازش لذت میبرم و این نکته رو بگم همه این اتفاقات زمانی افتاد که دوره عزت نفس رو گرفتم و روی عزت نفس خودم کار میکردم
4_از سفرهام بگم که چقدر خداوند زیبا هدایتم میکنه و من میرم
سال گذشته هفته آخر آبان ماه دقیقا یکسال پیش، خدا هدایتمون کرد اولین سفر خانوادگی خارج از کشور رفتیم و چقدر پر از زیبایی و درس بود برام
بعد از اون با به دنیا اومدن خواهرزادم یه سفر رویایی به شهرمون رفتم و بعد 6 سال تجربه پاییز شهر زیبامون، تجربه جمع خانوادگی و بودن کنار خانوادم در شب یلدا بعد 6 سال
5_استاد عزیزم، مریم جونم و دوستای من تو اهداف و برنامه های امسالم از خدا خواسته بودم سفر زیاد برم، هم با خانوادم هم با دوستام هم تنهایی و جالب اینکه خرداد ماه رفتم به شهرمون و یک تجربه بینظیر از سفر داشتم
یه نکته مهمش این بود:
شب قبل از سفرمون سر گرفتن بلیط هواپیما بین همسرم و من و دخترم یکم بحث شد و همسرم مردد بود اولش یکم عصبانی شدم بعد گفتم خدایا هر چی به خیر و صلاحمون هست همون بشه من اصراری ندارم و حتی چمدونم و خالی کردم و بعد ساعت 3 صبح همسرم بلیط گرفت و قرار بود من و دخترم بریم ولی اینقدر بلیط ارزون شد خودش هم گرفت و کاراش و به همکاراش سپرد و با ما اومد، اما نکته جالبش اینکه دقیقا 4 روز بعد اومدن ما زلزله های کیش شروع شد و جالبه اینکه اگه ما اون روز نیومده بودیم باید یه هفته صبر میکردیم چون تا هفته بعد پرواز نبود و ما هم تو زمان زلزله قطعا کیش بودیم، اما از اونجایی که وقتی رها میکنی و به خودش میسپاری و به قول مریم جون و استاد تو مدار اتفاقات بد نیستی خدا هدایتت میکنه به فضای بهتر، به جایی که آرامش داشته باشی
من سفرم دوماه طول کشید و جالبه کل اون زمان زلزله من نبودم و وقتی برگشتم کیش دیگه زلزله ای نیومد
حتی یکی از دوستانم که میدونه تو چه مسیری هستم بهم گفت ببین تو این شرایط که همه تو استرس هستن تو هدایت شدی به جایی که در آرامش هستی و داری لذت میبری
این همون نکته ای بود که مریم جون از درسهای استاد گرفتن:
وقتی با جایی هم مدار نباشی مهم نیست چقدر میخوای بری اونجا خداوند اجازه نمیده، دنیا دنیای هم مداری هست، شما جایی هستی که با اتفاقات اونجا هم مدار هستی
و من عین این درس و تجربه کردم
راستی من تو اون سفر هم باخانوادم سفر کردم، هم سفر دوستانه رو تجربه کردم و هم سفر تنهایی رو و بینظیر بود
در جهان هر چیز چیزی جذب کرد،
گرم گرمی را کشید و سرد سرد
6_اما بازم از هدایت خداوند بگم تقریبا دو هفته از سریال سفر به دور امریکا گذشته بود که یهویی یه سفر برام پیش اومد اولش نمیخواستم برم و گفتم اگه بلیط گیر اومد میرم و بعدش گفتم حالا که پیش اومده میرم و باز هم همزمانی هدایت الله بود، وقتی رفتم شهرمون دیدم خواهرم اسباب کشی داره و دست تنها بود با بچه کوچیک و از اونجایی که از شما یاد گرفتم و شعار زندگیم شده که من هم در زمان مناسب به مکان مناسب هدایت میشم، خدا هدایتم کرد که کنار خواهرم باشم و بهش عشق بدم و کمکش بکنم و همزمان پدرم که یه عمل کوچیکی داشت و شدیدا نگران بود تو اون روزا کنارش بودن و خوشحالم که در زمان مناسب در مکان مناسب بودم
اینا هدایتهایی بود که بزرگتر بود، من از زمان آشنایی با شما همه زندگیم هدایته استاد عزیزم
هر روز و هر لحظه صبح. که بیدار میشم ازش میخوام که خودش بهترینها رو برام رقم بزنه، بهم بگه و من قدم بردارم
و چقدر زیبا به ما گفته میشه
البته هنوز باید خیلی کار کنم، خیلی بیشتر اعتماد کنم، بیشتر رو باورهام کار کنم تا قویتر بشم تا به قول استاد :بتونم رو دوش خدا سواری کنم❤️❤️🙏
هنوز خیلی جاها نمیتونم ذهنم و خاموش کنم و اذییتم میکنه ولی با تمرین حتما امکان پذیره، با دیدن هدایتهای کوچیک کوچیک،
با گفتن خدایا ما رو تسلیم خودت کن
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
خدایا تنها تو هستی که قدرت داری، آگاهی داری و فقط خودت میتونی به ما قدرت و آگاهی بدی
و نکته بسیار مهم که مریم جون گفتن:
تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا حاصل کانون توجه ما و باورهای خودمون هست
من صددرصد موافقم و هر جا میبینم حالم بد شده و نتایج یا شرایط بر وفق مرادم نیست به اطرافیان و خانوادم غر نمیزنم و سعی میکنم مشکل رو درون خودم و افکار خودم پیدا کنم
از زمانی که انگشت اتهامم رو از دنیا و اطرافیانم برداشتم و تمرکزم رو روی خودم گذاشتم زندگیم بهشت شد و اینا رو اول مدیون خداوند زیباییها هستم و بعد دستان زیبای خداوند روی زمین که در حال حاضر استاد عزیزم و مریم جان هستن
خدا حافظ و نگهدارتون باشه عزیزانم❤️❤️
چقدر این پارک زیبا بود، چقدر این موزیک با این صحرای بی انتها قشنگ بود😍😍😍😍خدایا چقدر اشک ریختم از زیبایی و عظمت اونجا
همزمان دیدن اون صحرا و دیدن این ساحل و دریای زیبا 🙏🙏😍
خدایا شکرت برای این همزمانی ها
برای این هدایت های زیبا و دیدن همزمان این همه زیبایی و درک این همه آگاهی🙏🙏❤️❤️
استاد سپاسگزارم از شما، از مریم جون که اینقدر دقیق و زیبا همه نکته ها رو مینویسن و به ما هم انتقال میدن و به ما هم آموزش میدین❤️❤️🙏
به نام الله یگانه رب و معبود من
سلام به استاد عزیزم
سلام به مریم جانم
خدایا شکرت برای این فایل بی نظیر و دیدن اینهمممممه زیبایی و این انرژی فوق العاده
خدایا شکرت برای این سایت خدایی
خدایا شکرت برای این کاتالوگ بی نظیر استاد عباسمنش و مریم عزیز
خدایا شکرت برای دیدن این فایل بی نظیر
خدایا شکرت برای بودن من در این مسیر الهی
استاد عزیزم بی نهایت تحسینتون میکنم برای عامل بودن به هدایت هاتون
برای گوش دادن به نشانه ها
برای تسلیم بودنتون در درگاه خدا
استاد جانم چقدر این ایمان قوی شما رو دوست دارم
استاد جانم من یکی از بزرگترین آرزوهای من بودن در دورهمی های شماست و گفتن نتایجم برای شما
استاد جانم خداروشکر میکنم منم در این دوماهه خود خدا برام یه پروژه بزرگ برام آورد تا من تمام تایمم سرگرم این پروژه باشم و اصلا نتونم به مسأله دیگری فکر کنم ینی همزمان با ایجاد این شلوغی ها در ایران این پروژه استارت خورد بزرگترین پروژه من تا همین الان
تمام این دو ماه
من بودم و فایلهای شما در گوشم همزمان با انجام کارم
من بودم و خدا
من بودم و بیان خواسته هام و تجسمشون
من بودم و آرامش قلبی و ورودی های مالی دو سه برابر ماه قبلش
خداروشاکرم
خداروشاکرم
این از فضل پروردگار من بوده استاد
هو من عندالله
هذا من فضل ربی
خدایا ازت میخوام همینطوری تمرکزم رو بزاری روی زیبایی ها روی خواسته هام
خدایا ازت میخوام کنترل کنم نجواهامو
خدایا میخوام اون جایی که من میرم هیچ درگیری و شلوغی نباشه هیچی خدا
همش شادی ببینم حال خوب ببینم لذت ببرم
خدایا هشتک من تویی
#خدا هست
این هشتک منه جای لعن و نفرین به حکومت و رهبر و …
خدایا فارغ از این که بیرون چه خبره تو منو هدایتم کن
تو منو ببر به سمت خواسته هام
به بی نهایت پروژه های بزرگ چند صد میلیونی
به بی نهایت سلامتی عشق رابطه عالی توحید
خدایا تو تنها نیروی برتر این جهانی
همه قدرتها در دست توست
تو هادی و حامی منی
خدایا منو ببر به مدارهای بالاتر
خدایا منو ببر به مدار بندگانی که به راه راست هدایتشون کردی نه آنها که بهشون غضب کردی(بواسطه رفتار و اعمال خودشون )
خدایا منو تسلیم ترم کن به نشانه هات
خدایا منو عاملترم کن
خدایا منو موحدترم کن ، صبورترم کن ، محسن ترم کن ، سپاسگزارترم کن ، خدایا منو برای خودت کن
استاد جانم بی نهایت سپاسگزارم برای این فایل
حس و حالم رو منقلب کرد
عاشقتونم
سلام و درود به همه همفرکانسیهای نازنین و استاد قشنگم و خانم شایسته دوست داشتنی ….
چقدر خوشحالم چقدر شاداب و سپاسگزارم و چقدر حسه خوبی دارم با دیدن این فایل زیبا هم لبخند زدم هم اشک ریختم و هم سپاسگزار بودم و البته همه فایلهای سفر بدور اآمریکا قشنگه اما هر چه جلوتر میریم میبینیم از این هم زیباتر میشه .
گاهی کوه سر سبز ….گاهی جنگل زیبا … گاهی دریای آرام … گاهی کوهای داغ آتشفشانی بینظیر ..و حالا هم این کوهه سفی شنی زیبا که واقعا بینظیر و باور نکردنیه خدارو صد هزار مرتبه شکر ..و
بهتر از همه اینها در این فضای ملکوتی حرفهای استاد و مریم جان در مورد هدایت خدایا اگر هر لحظه من شکر گزار باشم برای این فایله بینظیر باز هم کمه .
استاد قشنگم واقعا هدایت قشنگترین اتفاقهارو رقم میزنه . من با دوره دوازده قدم زندگیم متحول شد و در فایل هشتم به مهاجرت از ایران هدایت شدم بخدا قسم که من حتی در ذهنم هم نمیگنجید که از ایران برم نهایتا میگفتم که تا شمال سفر کنم چوصلا خارج از کشور نرفته بودم و حتی بهش فکر نمیکردم و الان تو استانبول بعد از یک سال و نیم زندگی ده برابر بهتر از ایران رو دارم خدارو صد هزار مرتبه شکر اونهم با پنجاه میلیون تومن پول مهاجرت کردن و با چهار نفر همسر و پسر و دخترم و به هر کسی که میگفتم باور نمیکرد دروغگو خطابم میکردن
و استاد چقدر اتفاقهای بعد مهاجرت برام رویایی بود اولش که اومده بودم من فقط و فقط به توکلی که ما تو فایل قدم دوازدهم در قدم شش و هفت بهش اشاره کرده بودین و توضیحه مفصل دادین گوش میکردم و عمل میکردم و حتی گاهی بقدری میترسیدم از غربت و تنهایی که حالمو بد میکرد اما بعدش میگفتم خدا هست خدا هست خودش میگه چیکار کنمو استاد واقعا یک ایمان عجیبی پیدا کرده بودم که منو قوی میکرد ی حسه قشنگ و اتفاقها یکی پس از دیگری پیش اومد .
منیکه حتی در بدو وردوم به اینجا یک بالش هم نداشتم زیر سرم بزارم و تنها ی خونه خالی اجاره کرده بودیم الان بعد یکسال و نیم توش پر وسایل و راحتم و اونقدر به جاهای دیدنی و زیبا هدایت میشم که رویاییه و تنها من سپاسگزاری میکنم و اشک میریزم . اما اینم بگم گاهی یادم میره کجا بودم و ناسپاسی هم میکنم .
و بعد دیدن این جاهای زیبا با حسه قشنگم به دوره زیبا و پر محتوای قانون سلامتی آشنا شدم و چقدر این دوره بینظیره ….
امروز داشتم به این فایل نگاه میکردم و به مسیله مدار که بر خوردم و شنیدم دیدم حتی بدن ما هم به همین شیوه عمل میکنه وقتی ی مدت بهش خوراکه خوب میدی تو مدار شادی و سلامتیه و وقتی ی غذای بد بهش میدی منظورم خارج از برنامست سریع آلارم میده و اونرو بلافاصله به بیرون از جسمت هدایت میکنه و توی اون محیطه تمیز آشغال نمیزاره بمونه ..
من اینجام چون روی خودم کار کردم و در معرض وقایعه ایران قرار نگرفتم و از اون محیط دور شدم .
حتی اتفاقهایی که در اینجا رخ میده گاهی خانوادم از ایران به من خبر میدن واقعا از اتفاقهای نابهنجار دورم .
چقدر درکتون میکنم استاد که وقتی گفتید نشد به ایران سفر کنید چون دقیقا این اتفاق برام افتاد…..یکی از خواهرام مریض شد و من میخواستم به ایران برم و ملاقاتش کنم وهر کاری میکردم جور نمیشد برم هر کاری ینی جوری که میشد ولی نشد …. که بعد شنیدم اوضا اینطور بهم ریخته و الان شما تو حرفاتون اشاره کردید که وقتی روی خودت کار میکنی جهان تورو به جاهای نامناسب نمیبره و مدارت با اونجا ناهماهنگ میشه .
آره استاد دیدن فایلهای سفر به دور آمریکا برا لذتبخشترین و زیباترین فیلمه دنیاست ..
شما و همدم گرامیتون به زندگی همه ما نور و خوشیبختی و توحید بخشیدید.و رسالتتون رو بخوبی اجرا کردیدو چه بسا بهتر از این هم خواهد بود .خدارو صد هزار مرتبه شکر بابته بدونتون و بودنم در این مدار زیبا …
دوستتون دارم بقدر شنهای سفید اون دشته زیبا اون کوهای قشنگ و رنگا رنگ درختهای کنار جاده و همه دنیای زیبایی که برای ما ساختید 💜💜💜❤❤❤❤❤💜💚💚💚💚💕💕💕
به نام خدای مهربان
سلام عرض میکنم خدمت استاد و خانم شایسته
ودوستان عزیز هم فرکانسی در سایت خانواده صمیمی عباس منش
استاد جان خیلی وقت است که کامنت ننوشتم و از، اتفاقات زندگی ام نگفته ام براتون
اما امروز دیگه تصمیم گرفتم که گوش به فرمان خداوند بدهم و براتون بنویسم
واقعآ شمارو تحسین میکنم به خاطر این آزادی مالی و زمانی که دارین و راحت سفر میروید بدون استر س و محدودیت که هرچقدر دلتون بخواد در سفر باشید این خواسته در من شکل گرفت که من از این جنس زندگی و لذت بردن میخوام و شما یک مثال و الگو شدید برام که میشود داشت و زندگیش کرد خدارو هزار مرتبه شکر شما فوق العاده اید، آفرین به شما و نوش جونتون این لذت و آزادی و رهایی
واقعآ حق با شماست که چه فضای رویایی و ملکوتی است و چقدر زیباست این فضا و این نگاه زیبا بین شما برای من چقدر قشنگه که بابا این ها دارن همیشه میبینن و در سفرن اونم کجا آمریکا که زیبا ترین کشور جهانه ولی اینهابا دیدن هر زیبایی و منظره کلی ذوق میکنن انگار بار اولشونه که همچین فضای رو میبینن دمتون گرم برای این کنترل ذهن و این کانون توجه و تمرکز جدی بر خواسته ها و اجرای به طور کاملآ عملی و ساده در زندگی شخصی خودتون،
استاد این هم زمانی خداوند بود با این فایل وتجربه زنده و تازه وداغ خودم از هدایت و همزمانی هایی که هفته گذشته تجربه کردم و کلی ذوق کردم و خداوند را شکر کردم برای این قانون بدون تغییر خودش وبه راستی چقدر ایمانم قوی تر شد به خودش و داستان هدایت و رهایی
خدایا شکرت
داستان این جوری شروع شد که اوایل آبان ماه توی تمرین ستاره قطبی ام نوشتم خدا دوست دارم چند خبر خوب بشنوم و خوشحال بشم و ذوق کنم
وخدایا دوست دارم یک دوست هم فرکانسی بهم زنگ بزنه،البته اینم بگم چند روز قبلش اصلآ حالم زیاد خوب نبود ولی تو اون روز خودم رو میزون کردم و از لحاظ فرکانسی و ارتعاشی به بالا رسوندم وبا خودم و جهان هستی به صلح رسیدم و میخوام پیرو گفته استاد شما از لحظه ای که فرکانست عوض میشه نشانه ها میاد حالت خوب میشه اتفاقات رخ میدهند
بریم سراغ داستان هدایت من
واین خواسته من بود در اون روز و دیدم نزدیک ظهر یک پیام برای گوشی من اومد که جشن دوتا از دوستان بسیار عزیز من دعوت شدیم به شهر بسیار زیبای اصفهان اونم برای روز 20 آبان که دقیقآ روز تولد خودم بود و نمیدونید چقدر خوشحال شدم و شادمان از این خبر
توپرانتز اینم بگم استاد من چند ماه پیش تنهایی رفتم اصفهان و خونواده ام جور نشد ببرم و این خواسته من و اونها بود که در اولین فرصت بریم و از این شهر زیبا دیدن کنیم و همون موقع به خداوند گفتم من نمیدونم چه طوری خودت یه جوری ردیفش کن بچه همو بیارم و این شهر رو تجربه کنن
و خداوند پاسخ داد بعد تقریبآ دوما ما دعوت شدیم به مراسم ازدواج دو عزیز
وباز هم خداوند برای ما ردیف کرد که دقیعآ افتاد روزی که من تایم استراحتم باشه و سر کار نباشم چون کار من شیفتی هستش و برای مرخصی باید جایگزین بزاری و یه سری داستان ها داره اگه توی شیفت کاریت بخوای مرخصی بری
پس همه چی ردیف شد برای سفر عالی به اصفهان
همون موقع گفتم خدایا خودت هدایت مون کن
و دیگه درگیر با چی بریم چطوری بریم نشدم
تا این که دو روز قبل سفر آماده میشدیم برای مسافرت
وما ماشین نداریم و شهر ما چون کوچیکه ترمینال نداره
گفتم خدایا چطوری بریم مگه بریم عوارضی که با دوتا بچه سخته و سرده علافی داره
که چند جا تماس گرفتم شمال، کردستان که گفتم ما نصفه شب میرسیم شهر شما وبرای، شما نمیصرفه این همه کرایه و نصفه شب بیاین سر را
من به چند تا از دوستانم گفته بودم میخوام برم اصفهان که کار خدا و همزمانی دقیقآ روز قبل سفر تو مسیر شرکت یکیشون گفت شهاب جان فردا میری اصفهان؟ گفتم اره پرسید را کی؟ گفتم معلوم نیست شاید برم عوارضی
گفت که من خانمم فردا میفرستمش اصفهان و براش بلیت گرفتم و اتوبوس شهر زیبای همدان هستش و قیمتش هم عالیه میخوای برات بلیط بگیرم؟ گفتم خیلی ممنون لطف میکنی و همون جا سه تا بلیط برامون اوکی کرد و چقدر من خوشحال شدم و خداوند رو شکر کردم برای این دستانش روی زمین اونم چی این اقا توی آپارتمان طبقه بالا ما میشینن و فرداش با هم راهی سفر شدیم
حالا اینم بگم که توی این فصل ازسال بهترین تایم برای کسب و کار خونگی من و همسرم هستش و این نجواهای ذهنی هی میگفت نمی خوای برای الان موقع پول در اوردن و محصول درست کردنه باید کار کنی چه موقع مطافرته ول کن نرو
امامن گوش ندادم وعمل کردم و راهی سفر شدیم و گفتم این خدا برای ما میچزنه من بر خلاف ذهنم عمل میکنمباورتون نمیشه توی این 35 سال اولین مسافرتی بود که اینقدر لذت بردیم وکلی کیف کردیم
سه شبانه روزفقط خنده و شادی و رقص بود
کلی ازمون پذیرایی کردن و محبت کردن به ما وکلی درس گرفتیم از این خانواده های عزیز و یاد گرفتیم بسیار انسانهای بینظیری بودن و از بودن باهاشون لذت بردیم خدایا صد هزارمرتبه شکرت
و ما اونجا کارمون و محصولاتمون رو معرفی کردیم و نشون دادیم استاد نمیدونید چطوری، برای ما تبلیغ میکردن و مارو معرفی میکردن به دوستان و اشناهاشون من خودم ماتم برده بود
این حرف شما یادم اومد که میگفتید خدا پول میشه براتون، خدا مشتری میشه براتون خداوند همه چیز میشودهمه کس را……
چقدر دوستان همفرکانسی جدیدی پیدا کردیم و آشنا شدیم و خوشحال شدیم
هرچی بگم از این سفر کم گفته ام
یه روزی یکی از دوستان پیشنهاد داد بریم استخر
و ما هم قبول کردیم نمیدونید چه اتفاق ها و همزمانی ها رخ داد من با یک آقای هم کلام شدم وایشون شماره من رو گرفت برای خرید محصولات و پول بلیت استخرمن و پسرم و حساب کردش در روز تولدم وهمین اقا الان مشتری عمده ما شده و اینو همون جا به خودم گفتم که شهاب دست خدارو باز بزار من قرار بود بیام سفر نه جذب مشتری و فروش محصول ام خداوند برای ما برنامه ای دیگر داشت هم تفریح و شادی هم کسب درامد و بازار یابی
و تجربه ایستخر و پارک ابی چقد. عالی بود و بهمون چسبید و همون مکان به پسرم شایان گفتم پسرم دیدی همش استخر و موج های ابی وجاهای زیبا رو توگوگل سرچ میکردی و هدایت شدیم به این جای زیبا، اخه پسر من هرچی رو که میشنونه و میخاد اطلاعات کسب کنه سریع میره سرچ میکنه ازنم از شما یادگرفته استاد
ما با کم ترین هزینه رفتیم و بیشترین لذت رو بردیم، خدارو هزاران بار شکرت
وحتی راننده اتوبوسمون با هم رفیق شدیم و بلیط برگشت رو با نصف قیمت ردیف کرد و الان داریم با هم کار میکنیم و برامون بار میبره
و استاد یه چیز جالب تر این که اون اقا که تو ورودی استخر باهاش اشنا شدم یکی از مربی های اون مجموعه بود و بعدا خوش گفت که یک سالی میشه قانون جذب رو پیگری میکنن و برام خیلی جالب بود که ادم های هم مدار وارد رابطه میشوند من تو هر مدار وفرکانسی باشم ادم هم مدار من میان توی مدار من
استاد جان تازه داررم یه زره درک میکنم حرف شمارو که شما میگفتید شما روی خودتون کار کنید و دیگه به بقیه چیز ها کار نداشته باشید خداوند خودش همه چیز رو محیا میکنه، چون خودم تو حوضه کسب وکارم دارم میبینم اتفاقات داره رخ میده و شرایط و آدم ها میان و به من کمک میکنن که من رشد کنم و پشرفت کنم در راستای گسترش جهان
برای من این سفر خلی درس و پیام داشت که این همه به ذهن و عقل خودت رجوع و اعتماد نکن به هدایت پروردگار ایمان بیار و قلبت رو باز کن برای شنیدن صدای خدا
این فایل هم بسیار عالی بود واز شما ممنون و سپاسگزارم که این اگاهیی ها رو با ما در میان میگذارید.
خداوند یار و نگهدارتون🌹🌹
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربانم
و سلام به دوستای گلم
من دیشب این فایل رو تا نصفه دیدم و حس خیلی عالی داشتم و از دیدنش واقعا ذوق میکردم ولی وسطا خوابم گرفته.
و نزدیکای صبح خواب استادو دیدم😍😍😍
اول بگم که تو خوابم من و مامانم از یحایی رد میشدیم که همه،یعنی همه با سینی های پر خوراکی و خوردنی و غذا و شربت میگشتن و به همدیگه تعارف میکردن ،میز های پر از غذا کنار خیابون بود
و تو خواب تعجب کرده بودم از اینهمه فراوانی،از این همه دست و دلبازی
از اینهمه نعمت که ریخته اینجا
(حالا بماند اون وسط یه اقایی بود که مثلا میخواست پیراشکی پخش کنه ،اما در اصل پیراشکی ها رو نمیدادبه کسی یه گوشه مخفی شده بود و داخل نون پیراشکی ها رو خالی میکرد و تنهایی میخورد)بنظرم این آقا نماد باور فقر بود
و اما برسیم به اصل مطلب😍😍😍😍
رسیدیم یجا که یه خانمی گفت استاد عباسمنش بعد از ۴۳هفته اسم یجایی رو گفت اونجا موندن اومدن ایران 😍😍😍😍
وای که چقدر ذوق داشتم که استاد رو از نزدیک میبینم ،بعد استاد اومدن و شروع کردن به سخنرانی.فقط منتظر بودم استاد سخنرانی اش تموم بشه و من برم بغلش کنم.
و تو خواب همش تو ذهنم تکرار میشد که استاد قبلا گفتن با نتیجه کار دارن،منکه نتیجه انچنانی نگرفتم
شاید نخواد منو ببینه،
اما از لحاظ افراد حاظر من نزدیکترین شخص به استاد بودم ،و میگفتم حتما بهم اجازه میده باهاش صحبت کنم و بغلشون کنم😍😍😍😍
و اما……
.
.
اما استاد تو سخنرانی چی گفت:
یه بخشش یادم مونده که گفتن :
کامنت گذاشتن برا افرادی که نمیتونن بخونن اش بیهوده است،مثال تام و جری رو زد گفت هی برا جری کامنت بزارین مگه توانایی خوندن کامنت رو داره که چیزی هم ازش درک کنه🙄
بقول استاد هدایت های هر شخص مخصوص خودش هست
چون من هنرمندم و ذهنیتم کارتونی و فانتزی هست
استاد از کارتون برام مثال زد
فکر کنم منظور استاد خود من بودم که کامنت هارو نمیخونم،و این یه هدایت بود از طرف خدا تا بیام کامنت هارو بخونم واگاهی دریافت کنم.
و دغدغه من که تو خواب نداشتن نتیجه بزرگ بود حل بشه.
.
و نمیدونم چرا تا از خواب پاشدم خواستم اون ۴۳هفته که اون خانم تو خواب گفت رو با مدت عضویت خودم در سایت مقایسه کنم،که دیدم دقیقا یک ماه مونده تا ۴٣هفته بشه زمان عضویتم.
حس میکنم تو این یه ماه باید بیشتر رو خودم کار کنم تا نتایج بزرگی دریافت کنم🥰
و ممنونم از خدا بابت این هدایت بی نظیر
و استاد بابت این فایل آگاهی بخش.
سلام خدا خوبی خدا جونم مرسی بابت وجود گلهایی مثل استاد و خانم شایسته گل،
سلام استاد و مریم جون خوبید صد در صد خوبید و انشاالله خوب بمانید افزاینده،
استاد عزیز زبانم بند آمده از اینهمه معجزه اعتماد به خداوند مهربان که شما دارید عملی به ما نشان میدهید خدا کیه و اعتماد و عاشقی با خداوند کردن چه ها که نمیکنه خدا در زندگیمون
حسهای متفاوت بعد دیدن و شنیدن این فایل
زبانم بند شده متعجب و شگفت زده شدم
دقتمو بیشتر کردم گوشهامو تیزتز شاید صد بار گوش دادم کلمه ای از دست ندم
گریه ام میگیره بعد رفتم به فکر و دقت در زندگی خودم که تو زندگی خودم چقدر معجزه هست الله اکبر الله اکبر الله اکبر،
خدایا معجزه هست مبدونم زندگی تکت تکمون از بدو خلقتمون،
استاد من ایرانم اما طوری خدا در دستان خودش در بهترین نقطه از محله زمان مکان داره محافظت میکنه منو همسرم و خانواده و حالمونو خوب میکنه که اصلا انگار تو ایران زندگی نمیکنیم تو بهشتیم ،اره بهشتو آورده برامون خدا میگه این قدرت من حتی در هر جا که باشی میتونم بهشتو بهت بدم، منو همسرم جدا از همه چی هستیم و فقط مدام شادی داره برامون پیش میاد و افزایش ثروت ،
الهی شکر خدایا
استاد ممنونم ازتون که گفتید امسال هدفگذاری کردید
و منم دیشب نشستم واضح و روشن نوشتم که چی میخوام
هر چند خدا منو منعطف و آرام و رها بدنیا آورده اما حالا با شناخت قوانین زیبای خدا با آگاهی من باید بر شکر و قدر دانی ام و اعتمادم به خدا بیفزاییم و این صفات زیبارو در خودم که خداوند بهم داده بیشتر کنم چون در این حس و صفاتی که دارم دیدم و میبینم خدا همش داره بیشتر بهتر بهم عطا میکنه خدایا چقدر دوستم داری وای خدایا دوست دارم،
خدایا امسال خواستم:(من تو شوم و تومن شوی) میخواهم صفات ورفتار خودت تماما با اعتماد به خودت در من تجلی کند و با تو یکی شوم خداااا🤲🌟
چون خداوندا تو کاملی ابدی باقی کافی غنی و سرشار و پری از نعمت از عشق از محبت ازبخشندگی از احترام از مهربانی از آبرو داری از حمایت کردن قدرتمند بودن مورد اعتماد بودن و ستارالعیوب بودن و
قوربون صفات بی نهایت و بینهایت زیبات بشوم خدا که وقتی میگی
تو یک اعتماد کن به من و تسلیم عشق من شو
و یک قدر دانی کن ببین چه هااا کنم برات🤲🌟🤲🌟🤲🌟🤲🌟🤲🌟🤲🌟