پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 16


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سینا گفته:
    مدت عضویت: 2678 روز

    به نام خداوندی که شنوا و بینا است و درخواستهای ما را پاسخ می دهد

    درود بر استاد بزرگوار و مریم بانو عزیز!

    چه فایل درجه یک و به موقعی.

    در این روز های پر هیایو در ایران که هر عصر شلوغی و شعار و زد و خورد در چند قدمی من اتفاق می افتد، سوال من این بود که نقش من این وسط چیست؟ آیا بایستی کاری کنم؟ بایستی منهم برم وسط خیابان و شعار بدم؟

    دیشب که دعوت شده بودیم به یک تولد، با دیدن این صحنه ها خانم ام گفت، این بچه ها دارند اینجا کتک میخورند و ما داریم میریم شادی کنیم… و حسی از عذاب وجدان داشت و این سوال را دوباره در ذهن من پر رنگ کرد.

    چه کنم در این واویلا؟

    و پروردگارم در پاسخ به این درخواست، در این فایل درجه یک از زبان استاد عباسمنش من را هدایت کرد.

    روی زیبایی ها تمرکز کن، روی خودت و باورهایت و نعمت هایت زوم کن. ببینشان، سپاسگزارشان باش یاد آوری شان کن، در موردشان صحبت کن، در مورد آنچه می خواهی صحبت کن، آن را از پروردگارت، از رب ات که مربی خصوصی تو است بخواه و ایمان داشته باش به اکبر بودنش. ایمان داشته باش به رزاق بودنش. ایمان داشته باش به

    من حیث لا یحتسب

    به اینکه از جایی نعمت می دهد که تو حتی فکرش را هم نمیتوانستی بکنی؟

    مگر عقل محدود تو تا چقدر را می تواند ببیند، تحلیل کند، کنار هم قرار دهد….. .

    پس بخواه و بسپار.

    وظیفه ما همین است. و اگر در مسیر صحیح باشیم و حال خوبی داشته باشیم و نعمت خوار خوبی باشیم و از آنچه خدا بهمان داده نهایت لذت و کیف را ببریم او بیشتر و بیشتر میکند، نه نعمت را بلکه خودمان را، ظرفمان را، درکمان را. خدایا شکرت.

    اتفاق جالب این است که در زندگی کاری (شرکت مان) و زندگی شخصی رشد های عجیب و غریبی طی همین دو ماه گذشته با همین فرمولی که استاد عنوان کردند در این فایل اتفاق افتاده است که برای تقویت ایمان خودم و خانواده عزیزم در این سایت با شما به اشتراک میذارم:

    1- ما به لطف خدای مهربان بزرگترین قرارداد شرکت را که مبلغ آن 10 برابر بزرگترین قراردادهای قبلی بود منعقد کردیم. این دقیقا بعد از درخواست ما برای خرید منزل برای شریکم اتفاق افتاد. طبق آموزه های استاد عباسمنش ما یکسال است که چک و چک بازی را کنار گذاشتیم و نقد کار میکنیم. به پروردگار عالیمان گفتیم ثروتی بده که بتوانیم منزل دلخواه شریکم را نقد بخریم و این قرارداد شیرین را از جایی که فکرش را نمی کردیم سر راه ما قرار داد. قراردادی که سفری به همراه داشت به مشهد مقدس و بسیار حال و هوای درجه یک و عرفانی منحصر به فردی برای من داشت. خدایا صد هزار مرتبه شکرت!

    2- بعد از انعقاد قرارداد و با حس و حال شکر گزاری ایجاد شده و شور وشعف فراوان، خیر و برکات همچنان ادامه داشت. آشنایی با تامین کنندگان جدید، پیمانکاران توانمند جدید، بالا رفتن اعتماد به نفس سازمان ما در انجام کارهای بزرگتر تنها بخشی از این نعمتهای مدام بود. از همزمانی های بسیار جالب خرید مواد خام به قیمت بسیار مناسب از بازرگانی بود که به تازگی بارش از گمرک ترخیص شده بود. در زمان مناسب ما مبلغ قرارداد را نقدی دریافت کردیم و در زمان مناسب نقدی خرید کردیم و کیف کردیم. در زمان مناسب کارخانه ظرفیت برای انجام همچین پروژه بزرگی را داشته باشد.

    3- ما در اردیبهشت ماه قصد جذب نیرویی داشتیم که مهارتهای زیادی داشته باشد از جمله مهارتهای کامپیوتری، فنی، حسابداری، برقراری ارتباط موثر و فروش و … . در الهامی جالب به سمت ثبت آگهی در سایت دیوار هدایت شدیم. رب گفت که در آگهی بعد از مشخصات ورد نظر بنویس “علاقه مند به رشد و پیشرفت” و آرم شرکت را نیز اضافه کن!

    هفته بعد نیرویی با همین مشخصات آمد و گفت به دو دلیل آمدم:

    1-3 این جمله رشد و پیشرفت

    2-3 از روی آرم شرکت در اینستا سمینار های شما را دیدم و احساس کردم از این آدم میشود چیز یاد گرفت.

    این همکار نازنین هم اکنون یکی از دستان توانمند خدا کنار ما هست.

    4- بعد از جذب این همکار نازنین پروردگار عالمیان گفت: هجرت کن، در ماندن می پوسی!

    (کارخانه ما و دفتر مرکزی ما در اراک هست) و من با آموزشهای استاد عباسمنش بسیار دوست داشتم مهاجرت کنم. در مرحله اول مهاجرت جزیی به این صورت که دو دفتری در تهران داشته باشیم و من دو روز در هفته را به تهران بیایم. پانزدهم مهرماه 1401 وقتی برای بازدید از نمایشگاه صنعت تهران رفته بودم در غرفه دوستم نشسته بودم که دوست مشترکی وارد شد. 15 سال بود همدیگر را ندیده بودیم، و وقتی صحبت از کار و دفتر شد گفت به دفتر ما بیا! یک سوییت هم دارد که میتوانی استراحت کنی. فردای آن روز رفتم و دیدم به به! چه مکان درجه یکی. مبله با تمام امکانات درجه یک مثل اتاق جلسات، اشپزخانه مجهز. همه چیز از پیش، پیش بینی شده بود، حتی نوشیدنی مورد علاقه من در یخچال که شیره انگور است. (ما اراکی ها شیره انگور هزاوه را بسیار دوست داریم). انگار سن آماده شده بود برای هنرنمایی من! خدایا شکرت

    5- یکی از اهداف ما از مهاجرت جزئی به تهران، آشنایی با اکو سیستم و آمادگی برای مهاجرت کلی بود. در این دفتر بینظیر انسان نازنینی ما را هدایت کرد به سمت سایت مناقصات و به یاری خدا با پیگیری انها هم اکنون در حال گرفتن کارهای بزرگتری هستیم.

    6. این دفتر بینظیر نزدیک دفتر یکی از بهترین دوستان من است که من را با استاد عباسمنش آشنا کرد و ما بصورت هفتگی جلسات ذکر نعمت و صحبت در مورد آگاهی های درجه یکی داریم!

    نعمت ها و اتفاقات و همزمانی ها بسیار است و به سبب طولانی نشدن متن فاکتور میگیرم.

    دو نکته مهم:

    1- همه ی این اتفاقات درجه یک در همین دو ماهه اخیر که اغلب اطرافیان درگیر این اتفاقات بودند برای ما رخ داده است!

    پس اتفاقات زندگی من ربطی به محیط فیزیکی ندارد. این موضوع را در سال 98 وقتی برای اولین بار به اروپا رفتم درک کردم. در آلمان که توسعه یافته ترین کشور اروپایی است کارتن خواب دیدم. در حالی که تصور میکردم حداقل آلمان دیگر نباید فقیر داشته باشد!

    2- با تکیه بر این مهاجرت جزئی درجه یک و منطقی تر شدن محقق شدن خواسته ها، حالا درخواست من از پروردگار عالمیان این است:

    1-2 مهاجرت کلی به همراه خانم ام و فرزدنم به تهران . اقامت در یک منزل سه خوابه زیبای مبله که اتاق کارش رو به پارک ساعی باشد . میخواهم در آن اتاق حسابی روی خودم کار کنم، کیف کنم و سپاسگزار نعمت های بینهایت پروردگارم باشم

    2-2 یک دفتر کار شیک و مرتب هم در نزدیکی محل اقامت می خواهم که به دور از ترافیک و شلوغی ها حداکثر استفاده را از زمان با ارزشم ببرم و بیشتر و بهتر روی خودم کار کنم

    3-2 و این مهاجرت کلی به تهران زمینه ساز مهاجرت بزرگتر به آلمان باشد. کشوری که در محصول ما (جک های هیدرولیکی) سرآمد دنیاست و با امکانات لجستیکی و زیر ساختهای فوق العاده قوی که دارد بستری مناسبی برای جهانی شدن محصول ما خواهد بود به یاری پروردگار عالمیان

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت.

    از دست و زبان که براید کز عهده شکرش به در آید

    اگر استاد عباسمنش در این شلوغی ها و هیاهو در بهشت خودش و در این کویر بینظیر دارد کیف میکند، بخاطر این نوع تفکری

    است که سخاوتمندانه در اختیار ما قرار می دهد. او توانسته پس ماهم می توانیم!

    پس پیش به سوی خلق دنیای دلخواه با توکل بر او که رب العالمین است.

    تنها تو را میخوانیم وتنها از تو کمک می خواهیم!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  2. -
    الهه سوادکوهی گفته:
    مدت عضویت: 3083 روز

    به نام خدایی که هر لحظه هدایتگر بندگانش هست

    سلام استاد جان عشق و مریم جانم

    استاد جانم چقدر این جایی ک رفتین زیبا بود و چقدر ازتون ممنونم ک این جای زیبا راجبه موضوع مورد علاقه من یعنی هدایت صحبت کردین

    وای استاد نمیدونید چقدر خوشحال شدم وقتی گفتید تو برنامتون هست ک بیاین ایران و کلی ایده و سمینار میخواین اینجا اجرا کنید😍😍😍

    در مورد موضوع هدایت میخوام از مسیر شغلیم بگم و بگم چقدر من خوشحالم با تمام وجودم خوشحالم ک خداوند ب طرزی جادویی منو ب مسیر علاقم هدایت کرد و ایده ها و ثروت ساختن از این مسیر رو بهم داد.

    دوس دارم کمی ازین مسیر شخصی خودم براتون بگم و مثالی باشم برای ذهن منطقی خودم و کسانی ک کامنتمو میخونن

    .

    من الهه هستم

     دختری ک همیشه تو زندگیم فعال بودم و به لطف خدا به هرکاری دست زدم توش موفق شدم الگو شدم

    کسی ک بین اطرافیانم اغلب با ویژگی شجاعت،جسارت و شهامت شناخته میشم در مورد دست زدن ب کارهای مختلف در حوزه های مختلف

    سال ۸۹ در سن ۱۸ سالگی تو رشته مهندسی متالورژی در دانشگاه غیرانتفاعی شهر خودم مشغول ب تحصیل شدم

    سال ۹۲ بود که خیلی اشتیاق شدیدی در وجودم جوشش پیدا کرد برای اینکه یه دانشگاه دولتی و بزرگ با امکانات عالی و لِوِل بالاتر از لحاظ علمی رو تجربه کنم . کما اینکه دلم میخواست ادامه تحصیل بدم و تو مقطع دکترا برای خارج از کشور اَپلای کنم . پس انگیزه شدیدی در من پیدا شد که درس بخونم و تو کنکور ارشد با رتبه خوب دانشگاه دولتی تهران قبول بشم (من ساکن اصفهانم)

    علی رقم موج های منفی هم کلاسیها و دوستانم ک میگفتن نمیشه و رسیدن ب دانشگاه دولتی تهران اونم تو مقطع بالاتر براشون خیلی بیگ شات بود، اما من مصمم ادامه دادم و با تمام تمرکزم با تمام عشق و انگیزم به صورت لیزری و با پشتکار ادامه دادم و بله :) همونجور ک حدس میزنید در سال ۹۳ من قبول شدم برای مقطع کارشناسی ارشد اونم با رتبه عالی (۲۵۰ در دانشگاه علم و صنعت تهران بزرگراه رسالت خ هنگام)

    خب وقتی قبول شدم سد ذهنی خیلی از همکلاسیهای قبلیم شکسته شد و سال بعدش چندین نفرشون دانشگاه دولتی و حتی دانشگاه علم و صنعت قبول شدن!

    من از همونجا خیلی واضح متوجه شدم ک قدرت تو وجودمه و هروقت با پشتکار و علاقه مسیری رو پیش ببرم میتونم توش بهترینِ خودم بشم.

    خلاصه گذشت و من درسم تموم شد اما بنا به دلایلی دیگه مایل به ادامه تحصیل برای مقطع دکترا نبودم و بنابراین هدف اَپلای هم دیگه برام وجود نداشت

    اما من به هر دری میزدم ک برم تو رشته خودم سرکار اما بخاطر باورهای محدودکننده و قدرت دادن ب عوامل بیرونی و تاثیر گرفتن از باورای منفی اطرافیان من نتونستم تو رشته م مشغول بشم و کم کم از اون فضای تحصیل و رشته خودم فاصله گرفتم و تو حوزه فروش مشغول ب کار شدم

    خب این حوزه برام خیلی جدید بود و سراسر تجربه و درس زندگی بود برام

    سال ۹۶ بود کم کم این خواسته در من شکل گرفت که من دوس دارم کارم برای خودم باشه و کارمندی و زندگی روتین و تکراری برام خیلی خسته کنندست. اینکه صبح میرم شرکت و عصر ک میام خسته هستم و فقط میرسم غذا درست کنم و ۲ ۳ ساعتی برای خودم باشم و دوباره روز از نو روزی از نو (اینم بگم ک من تهران تنها زندگی میکردم و خونه گرفته بودم)

    پس این خواسته از اونجا در من متولد شد و ماندگار

    خلاصه ش کنم که من دست ب کارهای زیادی میزدم ک بتونم به این استقلال کاری و مالی برسم اما خب بازم ب دلیل باورهای غلطم نافرجام میموند

    از یه جایی ب بعد با بورس آشنا شدم و همش میگفتم این دیگه خودشه این همونیه ک میخوام این همون آزادی زمانی و مکانی و مالی رو بهم میده (اون موقع سال ۹۸ بود و داشتم سریال سفر ب دور امریکا فصل اول رو میدیدم و این خواسته آزادی زمانی مکانی توی شغل خیلی برام بولد شده بود)

    یه مدت بورس رو انجام دادم و بعد فارکس و حتی برای آموزشم بها پرداخت کردم وقت گذاشتم دنبال کردم وووووووو

    اینجا بود ک یه اتفاق خیلی قشنگ تو دنیای من رخ داد

    نوروز ۱۴۰۰ بود که من داشتم با یکی از بچه های سایت ک تازه دوست شده بودیم راجبه شغلمون حرف میزدیم و بهم گفت شغلت چیه؟ گفتم من فارکس کار میکنم

    گفت درامدت ازش چطوره؟

    گفتم تازه شروع کردم و هنوز برام راضی کننده نیست!

    بعد بهم یه حرفی زد ک خیلی بهم برخورد.. یه بحث درامدی و رسیدن ب خواسته ها بود ک من داشتم میگفتم من مطمئنم به زودی اوضاع عوض میشه و درامدم بالا میره و یه جورایی تو این توهم بودم ک فارکس منو به همه چی میرسونه

    دوستم بهم گفتم: بدهکار خودت نمون!!

    خیلی بهم برخورد و این برخوردن همانا و اتفاقات هدایتی بعدش همانا…

    من بعد از اون حرف خیلی با خدا صحبت کردم و گفتم خدایا این رسمش نیست من میخوام از لحاظ مالی رشد کنم و بهاشم میپردازم ولی چرا اون نتیجه رخ نمیده!؟؟؟!!

    من خیلی زود ب این نتیجه رسیدم ک بورس و فارکس علاقه قلبی من نیست

    وقتی تو فایل ۱۶ مصاحبه با استاد ، استاد گفتن که‌کاری که عاشقشی کاریه ک حاضری رایگان انجامش بدی و حتی اگه هیچکس تورو نشناسه بازم حاضری فقط و فقط بخاطر دل خودت انجامش بدی بدون شهرت بدون معروف شدن و نه خسته میشی نه گشنه میشی و نه…

    همونجا گفتم نه

    فارکس کاری نیست که من اینجوری عاشقش باشم

    من فقط عاشق فاکتورهای اون کار شده بودم ولی انجام خود اون کاره برام لذت بخش نبود

    من فقط عاشق نتیجه مالی شده بودم ک قرااااار بود از اون کار کسب کنم (که بدون عشق و علاقه عمراً کسب نمیشد)

    خیلی زود خیلی زود چند روز بعدش از طریق یه دوست دیگه ای طی یک تماس تلفنی طولانی ک اونم خودش هدایته خالص بود چون من اصلا تاحالا با اون دوستم تلفنی حزف نزده بودم و صرفا مجازی پیام مدادیم اما من از طریق اون هدایت شدم ب کاری ک همیشه عاشقانه دوسش داشتم ولی هیچوقت به چشم یه بیزنس بهش نگاه نکرده بودم و اون کار قنادی بود

    من از بچگی عااااشق کیک و شیرینی درست کردن بودم. همیشه با کمترین امکانات اینکارو انجام داده بودم و لذت میبردم ازش

    اصلا من عاشق خلق کردن بودم نه پای سیستم نشستن و کد زدن یا چارت رو نگاه کردن

    من عاشق طعم ها و خلق اونها بودم

    خیلی راحت و واضح وقتی من از خدا خواستم ک راه رو نشونم بده منو هدایت کرد ب این مسیر قنادی

    اولین کاری ک ب قلبم افتاد این بود ک از کیک هایی ک بلدم درست کنم ک همشم تجربی یاد گرفته بودم ولی طعم بهشت میداد، درست کنم و سمپل ببرم برای کافه ها و محصولاتمو پرزنت کنم

    خب من بلافاصله انجامش دادم و میدونستم ک باید ب هدایتها عمل کنم تا قدم بعدی بهم گفته بشه

    توی ۲ روز برای ۱۶ تا کافه از ۶ ۷ مدل کیکی ک درست کرده بودم سمپل بردم و با عزت نفس بهشون توضیح میدادم (اینم بگم ک چندماه قبلش روی دوره عزت نفس کار کرده بودم و حتی اون تمرین آگهی بازرگانی رو چندبار انجام داده بودم)

    خلاصه این قدم رو برداشتم ولییییییی نتیجه نداد!

    الان میفهمم ک چرا

    درسته من در مسیر علاقم بودم و تسلیم هدایتها و عملگرا بودم و ایمانم رو نشون میدادم اما یه جای کار ک خیلی هم مهم بود بازم میلنگید و اون باورهای من بود…

    باورهایی ک مرتب عین میخ تو سرم میکوبید که مشتری کمه رقیبا زیادن کیکهای تو انقدرم خاص نیستن قیمتت بالاست و هزارتا محدودیتهای این شکلی ک به خوردم میداد

    گذشت تا اینکه من چند ماه بعدش تصمیم گرفتم برای بالا بردن تجربه و مهارتم و البته داشتن ورودی مالی ک اصل خیلی مهمی در داشتن عزت نفس و استقلال هست، برم توی یه قنادی تو همون حیطه مورد علاقم یعنی کیک و شیرینی تر و دکور کیک های تولد و خامه کشی شاگردی کنم

    وقتی رفتم اونجا چه معجزاتی رخ میداد برام..تمام سوالاتی ک این سالها راجبه کار قنادی و ترکیب مواد اولیه و خامه و خیلی چیزا داشتم تو همون روزای اول بهم پاسخ داده شد و من به عینه دیدم ک وقتی حرکت میکنی و پا روی ترسهات میذاری چه درهایی به روت باز میشه

    شاید اگه کسی جای من بود میگفت عمراَ با مدرک فوق لیسانس مهندسی و با این ابهت برم شاگردی کنم و آخر کار تمیزکاری کنم محیط اطرافمو میز کارمو

    اما من اینا رو نمیدیدم

    واقعا نمیدیدم و حتی ۱% به اینا فکر نمیکردم

    من عاااااشق اینکار بودم و داشتم لذت میبردم از اون محیط

    داشتم لذت میبردم از کار با اون وسایل از کار با خامه از دکور کردن کیک و شیرینی ها

    اصلا نه خسته میشدم نه متوجه گذر زمان میشدم

    همه کارگرای اونجا حتی اوستا کارها میخواستن به هر نحوی شده از زیر کار در برن و فقط زودتر برن خونه یا به هر بهانه ای نیان سرکار

    اما من برای اولین بار در زندگیم داشتم معنای عشق واقعی ب کار رو با تمام وجودم لمس میکردم و باهاش زندگی میکردم

    و البته خداوند در پاسخ به این احساس خوبم شرایط رو به نحوی برای من میچید که من بازم لذت بیشتری ببرم و بازم بیشتر یاد بگیرم و مهارتمو ارتقا بدم

    انقدر زیبا خداوندم دلها رو برام نرم میکرد و اوستای من چقدر برام وقت میذاشت و تجاربش رو بهم میگفت انگار ک من رفتم کلاس آموزشی و بدون پرداخت بهای مادی و تازه با دریافت حقوق داشتم اون همه تجربه و مهارت یاد میگرفتم و لذت میبردم

    ۶ ماه مشغول بودم اونجا (تا همین خرداد امسال ۱۴۰۱)

    تو این ۶ ماه من انقدر اعتماد به نفس کاریم بالاتر رفته بود که در کنار قنادی ک میرفتم، خودمم کلی سفارش کیکهای کافی شاپی و تولد میگرفتم و لذت میبردم از این خلق کردن محصول از خلق مشتری از خلق ثروت و خلق خواسته هام

    وقتی قدم برداشتم خدا مشتری ها رو برام میفرستاد و من با بهترین کافی شاپ منطقمون همکاری میکردم ک هفته ای چند تا کیک بهم سفارش میداد و بیشترین واریزی ها رو به حسابم از عشق و علاقم داشتم

    در کنارش همش به خدا میگفتم من ازت یه ایده میخوام که برای خودم باشه یه محصول انحصاری یه چیزی که تو همین حیطه علاقم با همین امکانات و مهارتی ک دارم بتونم انجامش بدم و از لحاظ مالی جهش های بزرگی کنم

    هر ایده ای ک ب قلبم میومد انجام میدادم

    مثلا اومدم کیک های کافه ای رو اسلایس کردم و تو طرف های تک نفره میذاشتم و میاوردم تو یخچال همین قنادی ک توش کار میکردم میفروختم و از اونجا هم درامد داشتم و صاحب قنادی چقدر باهام راه میومد بدون اینکه بخواد درصد سود زیادی ازم بگیره

    و من واقعا عمل میکردم ب ایده هام

    خرداد ماه بود ک دیگه ۶ ماه بود تو این قنادی بودم و تو دفتر اهدافم نوشتم خدایا دلم میخواد این ماه محصول روانشناسی ثروت ۱ رو بخرم و اساسی تر روی باورام کار کنم و ایده ها رو بهتر دریافت کنم و نوستم که میخوام تا آخر همین ماه برم قنادی و بعدش ایده ای ک قراره بهم بدی رو اجرایی کنم و بیزنس خودمو شروع کنم

    الان ک یادش میفتم لبخند گنده ای میاد روی صورتم از اینکه چقدر خداوند زیبا و دقیق پاسخ میدهد….

    دقیقا ۳ روز مونده بود به تموم شدن خرداد ماه که به طرزی معجزه آسا، واقعا معجزه وار مادرم محصول ثروت ۱ رو با اشتیاق خرید و من ذووووووووووق من شوووووووق انگار دنیا رو بهم داده بودن محصولی ک من ۱ ساااال بود با تمام وجود میخواستمش و حالا چقدر زیبا و به موقع اومده بود تو زندگیم

    ۲ روز بعد از خرید محصول من با تعدادی از بچه های فوق العاده سایت رفتیم سفر شمال در واقع یه سفر کوله گردی و پیمایش در دل جنکل های مسیر ماسوله تا ماسال در استان رشت بود

    ۱ هفته تو اون سفر رویایی بودم و روی ابرا بودم و حتی اینم تو هدفام بود ک دوس دارم برم سفر به رشت و ماسال و تالش

    برای سفر من ۱ هفته از قنادی ک توش کار میکردم مرخصی گرفته بودم و اونام موافقت کرده بودن

    اما بعد از اینکه از سفر برگشتم صاحب قنادی بهم پیام داد که دیگه نیازی نیست برم سرکار و نیرو نمیخوان!!!!

    وای بچه ها وای استاااااد باورتون میشه اصلا ناراحت نشدم و درجا به خدا گفتم چی برام در نظر داری؟؟؟؟؟؟

    چندروز بعدش دیدم که من تو دفتر هدفام دقیقا همین درخواستو دادم که میخوام تا آخر خرداد برم سرکار و تسویه کنم

    و بله…

    خدایی ک بهترین چیدمان رو برام میکنه درخواستم رو اجابت کرد

    مطمئن بودم ک قراره یه ایده ناب بهم بده و بیزنس خودمو استارت بزنم تو مسیر علاقم

    فقط یک هفته بود که از سفر برگشته بودم و دیگه سرکار هم نمیرفتم و با تمام تمرکز و اشتیاقم دوره ثروت شروع کرده بودم و داشتم رو جلسه ۱ کار میکردم..کامنتاشو میخوندم الگوهای رو مییدیدم میرفتم سرچ میکردم از افراد ثروتمند از ایده هاشون

    و اونجا بود ک گفتم عههههههه

    پس اینجوریه؟؟؟

    این ایده هایی ک این افراد اجرا کردن و به این درامدهای میلیاردی رسیدن اینقدر سادست؟؟؟؟؟!!!

    پس چرا تا الان فکر میکردم ایده ثروت ساز یه ایده عجیب غریب و خاص و جدید و خفنی باید باشه وگرنه نمیشه باهاش میلیاردی پول ساخت!!!!!

    مثلا میدیدم تو حوزه کاری خودم (صنایع غذایی و خوراکی) ، یه پسر ۱۴ ساله به اسم فریزر دوهرتی اومده یه مربای خونگی که رسپی اونو از مادربزرگش گرفته درست کرده و از فروش ب در و همسایه شروع کرده و بعد استقبال شده و بعد گسترش بیشتر و بیشتر تا اینکه الان که ۳۰ سالشه و یه کارخونه خیلی بزرگ مربا داره و با بزرگترین فروشگاه های زنجیره ای کشور خودش انکلستان مثل والمارت و تسکو و… داره کار میکنه و داره وارد فاز صادرات ب کشورهای دیگه میشه…

    اصلا این الگو انقدررررررر سیمانهای کهنه و قدیمی ذهن منو در هم کوبید که بارها به خودم گفتم الهه جانم همینقدر ساده میشه ثروتمند شد ایده ها همینقدر ساده هستن همینقدر طبیعی ثروت میاد قرار نیست کار شاق بکنی کافیه پشتکار داشته باشی با باورهای درست ادامه بدی و میبینی ک ثروت میاد زیادم میاد…

    استاد از همونجا بود یعنی درست ۱ هفته از شروع دروه ثروت ۱ و جلسه اول، که خداوند منو اماده کرد و یه ایده نااااااب و دسته اول و درجه یک بهم داد در مسیر علاقم

    کِی؟

    زمانی که من با تمام وجودم خواستم

    و قدم برداشتم

    و باور کردم که میشود

    داستان ایدم اینجوری بود که بعد از سفر من از لحاظ مالی دستم واقعا خالی شده بود و صفر صفر شده بودم و در حالی ک داشتم رو دوره ثروت کار میکردم اما نمیتونستم صفر بودن رو تحمل کنم حتی برای ۱ هفته و چند روز!!!

    گفتم از همین جایی ک هستم شروع میکنم با همین چیزی ک دارم شروع میکنم

    من مهارت خیلی خوبی در درست کردن کوکی دارم

    مخصوصا کوکی شکلاتی

    جوری ک تاحالا هرکس از کوکی های شکلاتیم خورده عاشقش شده

    اولین چیزی ک به ذهنم(یا بهتره بگم به قلبم) رسید این بود ک مواد اولیه کوکی رو که دارم پس کوکی درست میکنم و میبرم به کافه ها گیم نت ها ارائه میدم و میفروشم

    فقط میخواستم یه کاری کنم

    نمیتونستم بیکار بمونم و صفر بمونم!

    انجامش دادم و همون روز ۱۰۵ هزار تومن از فروش کوکی هام خلق کردم

    من ذووووووووق

    من شووووووق

    خیلی حسم خوب بود ازینکه امروز صبح صفر بودم و الان ۱۰۵ هزار تومن پول دارم

    یه بسته دیگه از کوکی هام باقی مونده بود و تقریبا تمام کافه ها رو رفته بودم

    داشتم برمیگشتم خونه که چشمم به یه باشگاه یوگا و مدیتیشن افتاد و همون ندای هدایتگر درونم به طرز واضحی بهم گفت: برو تو این باشگاه و این بسته کوکی که داری رو پرزنت کن

    استاد بخدا الان ک دارم میگم درونم منقلب میشه ازین نیروی هدایت…

    بهش گفتم چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    به من میگی کوکی رو ببرم باشگاه ارائه بدم؟؟؟؟!!!

    بابا این کوکی توش شکر داره ، به درد باشگاه نمیخوره!!!

    گفت تو چیکار داری تو برو کاریت نباشه

    تسلیم شدم..ماشینو پارک کردم و رفتم در باشگاه

    رفتم داخل و از همون دور انگار ک مطمئن بودم اینجا ک کوکی خریدار نداره، یه نگاه انداختم دیدم هیچکس تو باشگاه نیست حتی منشی، و فقط مربی بود به همراه یکی از شاگرداش ک داشت ازش مشورت میکرفت

    بهش معرفی کردم و باورتون میشه با اشتیااااق بهم گفت به به کوکی؟؟؟؟ آره چرا نمیخوام؟؟تست هم داره؟

    و من از تسترهایی ک برده بودم بهش دادم خورد گفت وااااای چقدر خوشمزست فقط یه چیزی:این داخلش شکر داره؟؟؟؟

    گفتم بله شکر توشه

    گفت نههههه من شکر نمیخورم . من آرد و گلوتن هم نمیخورم

    برای من یه کوکی درست کن که توش آرد نباشه شکر نباشه به جاش عسل یا شیره باشه، جو باشه، کره بادام زمینی باشه، شکلات تلخ و مغزجات

    و خداوند به همین راحتی ایده شو از زبان این مربی عزیز به من داد با تمام جزئیات و حتی رسپی ……………..

    دیوانه شدم

    شب اومدم خونه و رفتم تو یوتیوب کلی سرچ کردم (البته به انگلیسی): کوکی رژیمی- کوکی بدون شکر- کوکی بدون آرد- بیسکوییت رژیمی- کوکی ورزشکاری

    و رسیدم به یه محصولی که اسمش گرانولا بار بود

    خیلی برام جدید بود

    Granula Bar؟؟؟؟

    اومدم به فارسی هم سرچ کردم گرانولا بار

    دیدم بلهههه

    همچین محصول رژیمی وجود داره دقیقا با همون ویژگی های مورد نظر اون مربی

    دیگه رفتم انواعشو دیدم و سریعا دست ب کار شدم و با همون مواد اولیه ای که تو خونه داشتم ۱۰ تا دونه ازش درست کردم و بسته بندی کردم

    فرداش رفتم پیش مربی و ۴ تاشو ازم خرید و پولشو بهم داد و من اولین درامدم رو از ایده الهامی خداوندم خلق کردم

    خیلی بهم احساس قدرت داد

    ((درامد روز اول ۲۸ هزار تومان ))

    اینو تو دفترم همون موقع نوشتم

    چون امید داشتم ایمان داشتم ک این روند افزایشیه و دوس داشتم روند رشدم رو ثبت کنم

    ۶ تای دیگه مونده بود که فرداش رفتم یه باشگاه دیگه و مربی اونجا ازم خریدشون و خیلی خیلی استقبال کرد و شبش بهم پیام داد کلی اعلام رضایت کرد و تازه ۱۰ تا دونه هم بهم سفارش داد برای خودش و ۷ تا برای شاگردش

    دیگه داشتم میمردم از ذوق

    میگفتم آره آره همینه

    این مسیر درسته

    ادامه میدم

    ایده ای که تو روز اول هم فروش داری هم سفارش و تازه با این همه استقبال روبرو میشه جواب میده

    این ایده همونیه ک دنبالش بودم

    ((درامد روز دوم: ۱۲۰ هزار تومان))

    ((درامد روز سوم: ۲۰۳ هزار تومان))

    ((درامد روز چهارم: ۵۰۰ هزار تومان))

    و این روند ادامه پیدا کرد

    من هر روز تولیدم رو بیشتر میکردم مواد اولیه بیشتری میخریدم و روزی چندبار به باشگاه های مختلف میرفتم با مربی ها ، ورزشکارا صحبت میکردم و محصولمو ارائه میدادم

    هر روزی که از باشگاه برمیگشتم و محصولم فروش رفته بود و پول رو خلق کرده بودم انقدر با تمام وجودم سپاسگزار بودم ک فقط دوس داشتم داد بزنم خدایا شکرت

    هر روز عصر بعد بعد ازینکه برمیگشتم میرفتم روی پشت بوم خونه و راه میرفتم و با خدا حرف میزدم و ذوق میکردم و صدامو ضبط میکردم..

    با تمام وجودم میگم که بهترین تابستونِ تمام عمرم رو امسال سپری کردم

    چون با تمام وجود خالق بودن رو، احساس قدرت رو، احساس پویا بودن رو تجربه کردم و مهمتر از همه تونستم قانون رو در عمل پیاده کنم و یاد بگیرم و رشد کنم از همه لحاظ

    چقدر اون تمرین آگهی بازرگانی و کار کردن رو دوره عزت نفس به من قدرت داده بود که بتونم برم کل کلاسهای گروهی باشگاه های منطقمون رو سر بزنم و بعد از کلاس وایسم براشون توضیح بدم و چقدر استقبال میشد هم مربی ها ازم میخردین و هم شاگرداشون

    و این پاداش ایمانی بود ک داشتم در عمل نشون میدادم

    استاد خیلی یاد وقتی میفتادم ک شما رفتین تو ۳۰ تا کلاس صحبت کردین

    منم تو مدت تقریبا ۲ ماه رفتم کل باشگاه های منطقه رو سر زدم و حتی تو رختکن با تک تک ورزشکارای بدنسازی حرف میزدم و معرفی میکردم و فروش داشتم تا اینکه محصولم جا افتاد و فروشم بالاتر رفت و من عشق میکردم با این کار

    من اصلا برام سخت نبود این رفتن حضوری و پرزنت کردن محصولم

    من فقط داشتم اون Big Picture رو میدیدم

    من فقط به خودم میگفتم الهه درسته خیلی وقتا تو معرفیت جواب منفی هم میشنوی و شاید خیلی وقتا اصلا خجالت بکشی ک دوباره داری میری تو این باشگاه و یادت نیست چهره افراد رو و دوباره به اون شخص معرفی میکنی و بهت میگه خانوم دیروز بهم گفتی اینا رو، اما اشکالی نداره..این کمترین بهایی هست ک داری میپردازی و این جزئی از روند تکامل و رشد توئه

    استاد شاید با هزار نفر تو این مدت حضوری صحبت کردم و محصولمو معرفی کردم

    و این مسیر چقدررررررر منو بزرگ کرد

    چقدر من تو این مسیر خط ب خط قانون رو بهتر و بهتر درک کردم

    همون جملات گرانبهایی ک تو این سالها از شما میشنیدم و فقط تو دفترم مینوشتم و گوش میدادم، الان داشتم در عمل ازشون استفاده میکردم و تجربشون میکردم و هربار به درک بهتری میرسیدم که عهههههههه پس تکامل این بود…عههههه پس اون ایمان فعالی ک استاد ازش حرف میزد این بود هدایت و الهام این بود جنسش.. هدایتهای قدم ب قدم رو تازه فهمیدم یعنی چی

    اینکه دستان خدا میان و بهت کمک میکنن بدون چشمداشت تازه فهمیدم چقدر شیرین و دلچسبه و شیرین تر اینکه تو میدونی اینا رو خدا برات فرستاده و تو به اونا وابسته نمیشی و اعتبارشو ب خدا میدی و خدا بازم بهترشو برات میفرسته

    وای خدا شکرت

    تقریبا ۲ ساعته دارم ۷ صفحه تایپ میکنم ولی دوس دارم بازم ادامه بدم

    من از وقتی دارم این ایده رو اجرا میکنم به معنای واقعی دارم میفهمم عشق و علاقه به کار یعنی چی

    دارم تجربش میکنم که وقتی در حین انجام کارم هستم اصلا گشنگی برام معنایی نداره اصلا سیر میشم بس که ازین عشق مینوشم

    خستگی برام بی معنا میشه و ساعتها سر پا هستم و دارم سفارش میزنم و اصلا خسته نمیشم و فقط کِیف میکنم ازین خلق ازین خالق بودن

    دارم میبینم ک حتی وقتی سرما خورده بودم و به شدت بی حال بودم همون موقع یه سفارش عالی بهم داده شد و من جون گرفتم و بلند شدم و رفتم با اشتیاق انجامش دادم و بعدش حس کردم بیماری از بدنم رفت بخدا رفت. انقدر من رفتم تو فرکانس لذت و شادی خلق کردن که مدارم با بیماری و حال نداری فاصله گرفت و من سرزنده شدم پویا شدم

    من دارم باهاش زندگی میکنم و چقدر سپاسگزار خداوندم بابت این موضوع

    هر روزی ک تولید دارم واقعا روزم متفاوته احساس اشتیاق و سپاسگزاری کل وجودمو فرا میگیره

    دارم تجربه میکنم که وقتی میگم خدایا آسانم کن برای آسانی ها یا در حین انجام هر مرحله ای از کارم مرتب از خودم میپرسم که چطور ازینم راحت تر؟ چطور ازینم ساده تر و لذت بخش تر؟؟ چقدر زیبا آسان میشم برای آسانی ها و چه ایده هایی با همون امکانات موجودم بهم میده که سرعت کارمو چندین برابر بیشتر میکنه و لذت بردنم رو بیشتر و بیشتر

    اصلا من تو این مسیر انگار تازه فهمیدم باور ساختن یعنی چی..

    کار کردن روی باورا یعنی چی

    و تو این چند ماه تقریبا هر روز هر خواسته ای که تو مسیر کارم دارم رو تکرار میکنم جوری ک انگار دارمش و مخصوصا وقتی ب تضادی تو این مسیر برمیخورم و تازه میفهمم چیو میخوام و به وضوح میرسم ک عهههه پس ازین به بعد باید اینجوری عمل کنم نسبت به این موضوع

    یه جمله ای خانم شایسته عزیزم تو یکی از مقالات سایت دارن که من چسبوندم رو دیوار اتاقم و این سوال و پاسخ دادن بهش چقدر بهم کمک میکنه:

    چه باوری بسازم که نتایج به شکل دلخواه من تغییر کنه؟؟؟

    و من هربار با پاسخ به این سوال و تکرار اون باورها و اجراشون در عمل، به نتایج دلخواهم توی بیزنسم دست پیدا میکنم

    تنها باوری ک فکر میکنم خیلی خیلی جای کار بیشتری برام داره باور فراوانی هست

    فراوانی مشتری فراوانی درامد فراوانی فرصت

    که به میزانی ک دارم روش کار میکنم همون روز نتایجش میاد

    خوبی کار کردن روی قانون و باورها اینه که نیاز نیست صبر کنی تا سالهای سال این باورها ثمر بده

    نه

    به همون میزانی ک داری روی خودت کار میکنی و در واقع داری کانون توجهت رو کنترل میکنی، به همون میزان نتیجه میاد و تو دلگرم تر ادامه میدی و بازم نتایج بزرگتر و بزرگتر…

    مثلا یکی از باورهایی ک من در مسیر کارم خیلی تکرارش میکردم مخصوصا اون اوایل این بود که:

    عوامل بیرونی مثل تعطیلات رسمی، جمعه ها، شرایط اقتصادی سیاسی و… هیچ تاثیری روی روند درامد من نداره

    و من دقیقااااا پاسخش رو از جهان میدیدم که من همیشه جمعه ها سفارش و واریزی داشتم

    من حتی توی تعطیلات تاسوعا عاشورا که دیگه همه جا تعطیله، بیشترین سفارش و واریزیم رو تا اون موقع داشتم

    و اینا همش بهم باور قوی تری داد برای ادامه دادن

    چقدر این روند زیباست

    چقدر حرکت کردن در این مسیر عشق و علاقه لذت بخشه

    چقدر ایمانم قوی تر شده چقدر انسان سپاسگزار تری شدم نسبت به اوایل همین امسال

    و چقدر هربار دارم بیشتر و بیشتر با پوست و گوشت و استخونم درک میکنم که ثروتمند شدن چقدر مقدسه

    حتی مسیر رسیدن ب ثروت همش رشد و شکوفاییه

    و چقدر از وقتی تو این مسیرم با تمام وجودم لمس کردم که چقدر به خدا نزدیک تر شدم چقدر انسان سپاسگزارتری شدم چقدر بهتر دارم خالق بودنم و یکی بودنم با خدا رو درک میکنم جقدر بهتر دارم کانون توجهم رو کنترل میکنم چقدر بیشتر برای خودم و احساس خوبم ارزش قائلم و در کل چقدر این مسیر بزرگترم کرده

    میدونم کامنتم خیلی طولانی شد ولی میخوام ادامه بدم و در مورد بحث تضاد و ایجاد خواسته از طریق تضاد از خودم و مسیر کاریم بگم ک حتما راهنما و راهگشای خیلی ها خواهد بود

    خودم اینا رو روی برگه نوشتم و هر روز مرورشون میکنم و به خودم میگم که این هدایتهای خدا همیشه بوده پس ازین به بعدم هست

    .

    ۱- اون زمانی ک من کار کیک تولد و کافی شاپی انجام میدادم همیشه درخواستم این بود ک خدایا دوس دارم یه محصول منحصر به فرد داشته باشم که خاص خودم باشه. درسته من دارم کیک درست میکنم و لذت میبرم اما میخوام یه ایده ای بهم بدی که برای خودم باشه و خاص خودم تا بتونم برند شخصیمو داشته باشم

    و چقدر زیبا خداوندم، این سیستم بدون نقص جوری به درخواستم پاسخ داد و ایده ای بهم داد که با این محصولی ک دارم (گرانولا بار) که فرمول و رسپیش رو کاملا خودم و خدا طبق تجربه و آزمون و خطا و ایده های الهامی طراحی کردیم، به راحتی میتونم برند شخصیمو داشته باشم ک ب لطف خدا و با ایمان تونستم برای گرفتن سیب سلامت و مجوز بهداشت برای محصولم اقدام کنم که تمام کاراش انجام شده و تا چند روز دیگه صادر میشه و میتونم خیلی بهتر و بیشتر در بیزنسم گسترش ایجاد کنم (البته البته با رعایت کالم قانون تکامل و راحت شدنم با تعداد تولید روزانه)

    ۲- من از سالها پیش شاید بگم ۱۰، ۱۵ سال پیش همیشه درخواستم این بود ک خدایا من دوس دارم کارخونه داشته باشم کارآفرین باشم صادرات کنم تو حوزه تجارت وارد بشم و تجربه کنم

    اما هیچ ایده ای نداشتم براش

    اما الان با محصول فوق العادم خداوند همون هفته های اول شروع کارم به قلبم انداخت که این مسیرو ادامه بده تو خیلی خیلی بیشتر از الانت پیش میری و گسترش ایجاد میکنی و کارخونه میزنی و به تولید انبوه میرسی…

    من چقدرررررررر اون روزی ک روی پشت بوم داشتم سپاسگزاری میکردم و خدا این جمله رو بهم گفت مصمم تر شدم و اشتیاق و انگیزم هزار برابر شد که باعث شد برای گرفتن مجوز بهداشتم اقدام کنم

    و مطمئن شدم ک این همون مسیریه ک میتونم اول توی خونه به اون تعداد مشخصی ک هدفمه برسم و توش پایدار بشم و بعد کارگاه بزنم و بعد گسترش کارگاهم و کارخونه و صادرات و جهانی کردن محصولاتم به امید خدای هدایتگر

    ۳- این محصولی ک خدا هدایتم کرد به سمتش، جوریه که به راحتی قابلیت مکانیزه تولید کردن توی یه کارگاه کوچیک رو هم داره و به امید خدا میتونم به راحتی بعد از تولید خانگی، به اون هدف کارگاه مکانیزه هم دست پیدا کنم (نمونه مشابهش رو توی یوتیوب دیدم که یه شخص خارجی چقدر قشنگ کارگاه مکانیزه خودشو طراحی کرده بود با چند تا دستگاه کوچیک ولی کارا ک حجم تولید رو قشنگ ۱۰، ۲۰ برابر الان و حتی بیشتر بالا میبره)

    ۴- اینکه محصول من و ایده الهامی من جزء دسته بندی شیرینی خشک هست اینم خودش یه موهبت خیلی بزرگیه که کلی مزایا برام داشته. یکیش اینکه میتونم براش سیب سلامت بگیرم وگرنه به شیرینی تر و خامه ای مجوز داده نمیشود! خدایا شکرت یعنی با این حد از دقت پاسخ میدهد

    ۵- من همیشه اونوقتا ک کیک خامه ای درست میکردم خیلی باید مراقب میبودم ک زود انجامش بدم ک خامه آب نشه و دفرمه نشه و کیکم خراب نشه تو دمای محیط و این خواسته در ناخوداگاه من بوده که ای کاش میشد نگهداری محصولم راحت تر باشه و یخچال نخواد و اینقدر زود آب نشه

    و خداوند دقیقا منو ب محصولی هدایت کرده که نه تنها هیچ نیازی به یخچال نداره، بلکه حتی میتونی توی کیفت توی کمد تو کشو هرجا ک بخوای بذاری و هیچیش نشه و سالم بمونه

    ۶- چقدر من دوس داشتم وقتی دارم کیکهای خامه ایم رو ارسال میکنم سالم بمونن تو مسیر با جابجایی و سرما و گرما آسیب نبینن و چقدر این منو محدود میکرد ک فقط با کافه های نزدیکم کار کنم و اون موقع ها چقدر فکر میکردم به راه حل این مساله برای حمل کیک هام، ولی نمیدونستم قراره به ایده ای هدایت بشم که نه تنها حملش خیلی راحته اینقدر ک سبک و کویک و جمع و جوره بلکه حتی با پیک موتوری هم میشه ارسالش کرد حتی با پست میشه چندروز تو کارتن بمونه بدون اینکه هییییچ آسیبی بهش وارد بشه . وای خداااا دارم دیوانه میشم از این دقت هدایتهات

    ۷- در مورد مدت زمان موندگاری محصول، من اونوقتا ک کیک خامه ای درست میکردم همش میگفتم کاش این کیکها موندگاریش بیشتر بود و ۴، ۵ روزه بیات نمیشدن. ولی تو نگو که خدا ایده بهتری برام داشته و این ایده جدیدم نه تنها تا هفته ها موندگاری داره بلکه انگار هرچی میمونه طعمش بهتر میشه و اجزاش اصطلاحاً بیشتر و بهتر به خوردِ هم میرن : )

    ۸- چقدر دوس داشتم کارم بدون سر صدا باشه و هر زمانی از شبانه روز بتونم انجامش بدم و مثلا سر صدای همزن رو نداشته باشه و الان ایده من برای انجامش توی خونه نه نیاز به همزن داره نه تجهیزات خاصی میخواد. به راحتی و با لذت و عشق فراوان انجامش میدم هر ساعت از شبانه روز…خدایا شکررررررت

    ۹- خیلی دوس داشتم محصولم جوری باشه که ارزش آفرینی کنم. سالم باشه و بهش ایمان کامل داشته باشم ..و خداوند هدایتگرم دقیقا ایده یه شیرینی رژیمی و سالم و البته خوشمزه و کامل رو بهم داد که با ایمان معرفیش میکنم و از سلامت و صداقت کاریم و طبیعی بودن مواد اولیش اطمینان کامل دارم خدایا ممنووووووونم ازت

    ۱۰- اون وقتا که کیک کافی شاپی کار میکردم همش تو ذهنم بود که کاش بازار کارم و مشتری هام وسیع تر بود مگه چندتا کافه تو منطقه ما هست و از اون طرف مسافت های طولانی هم ک محدودیت داره باز

    و خداوندم بهم گفت عزیزم نگران چیزی نباش

    بازار کار وسیع تر میخوای؟

    با سوپر مارکت چطوری؟؟؟؟ : )

    آیا مغازه ای بیشتر از سوپر مارکت و فروشگاه های مواد غذایی زنجیره ای و غیر زنجیره ای داریم؟؟؟؟

    من الان به راحتی میتونم بعد از گرفتن مجوزم محصولمو توی سوپر مارکتها عرضه کنم و انقدر تقاضا داشته باشم ک نرسم پاسخگو باشم….

    البته همین الان هم ک هنوز مجوز بهداشت رو محصولم نخورده با یه سوپری ۲ ماهه ک دارم کار میکنم و استقبال خیلی خوبی از محصولم شده از سمت مشتریانش…خدایا شکرت هزاران هزار بار

    ۱۱- چقدر چیدمان و زمان بندی خداوندم دقیق و بی نقصه..از ۹ قبل به دلم انداخت برم فنی حرفه ای کلاسشو ثبتنام کنم و مدرک مهارتم رو بگیرم که الان برای گرفتن مجوز بهداشت چقدر به کمکم اومد…تقریبا ۳، ۴ ماه پروسه اش اون موقع طول کشید ک اگه الان میخواستم برم چقدر کارم عقب میفتاد ولی خداوند از قبل برام برنامشو چیده بود..خدایا من عاشقتمممممممم

    ۱۲- یه تضاد دیگه ای ک تو کار قبلیم داشتم این بود ک همیشه بعد از کارم کلی ظرف کثیف میشد یعنی کار با خامه و ابزارهاش چون زیاده ظرف کثیف زیاد تولید میشد ک بعد از کارم کلی باید زمان میذاشتم بشورمشون

    اما تو کار جدیدم اصلا ابزار و ظرف خاصی کثیف نمیشه و بعد از کارم ۳، ۴ تیکه ظرف هست ک به راحتی و به سرعت شسته میشه

    واقعا دیگه چی ازین بهتر؟؟؟

    خدا همه جوانب رو برام در نظر گرفت و از همه نظر بهترینها رو بهم هدیه داد

    من اگه میخواستم با عقل و درک خودم بشینم فکر کنم و ایده پردازی کنم، اصلا مگه به ذهنمم همچین ایده ای میرسید؟؟؟؟؟ اونم با این دقت و جزئیات

    من تمام تضادهای قبلیم خیلی ناخوداگاه به خواسته تبدیل شد و به همین راحتی ورق برگشت

    از لحاظ درامدی هم الان با چند تا بوفه باشگاه دارم به طور ثابت کار میکنم و مرتب بهم حجم بالا ۱۰۰ تا، ۲۰۰ تا سفارش میدن به جز سفارشات خرد ۱۰ عددی یا ۲۰ عددی که از افراد میگیرم

    .

    واقعا خدارو شکر صدهزاران هزار بار

    من این مواردی ک از هدایتم گفتم رو هر روز به خودم میگم و هربار ک میخونمشون انگار برام تازگی دارن و هربار اشک شوق ب چشمم میاد و میگم خدایا تویی ک اینقدر بی نقص و دقیق هدایتم کردی و ایده رو بهم دادی مشتریها رو برام آوردی و قدم ب قدم ایدمو پخته تر و کامل تر کردی، حتما ازین ب بعدم هستی و بیشتر و بهتر هدایتم میکنی

    خدایا من تسلیم تو هستم و با تمام وجودم بهت اعتماد دارم

    این مسیر همون مسیر لذت و خوشبختی و سعادت و زنده گانی کردنه برام

    همون مسیریه که ثروت نتیجه بدیهی و طبیعیشه

    این رد پای طولانی رو از خودم به جا میذارم و مطمئنم به زودی خبرای بهتر و بزرگ تری از خودم بهتون میدم و این پازل هر بار کامل تر و زیبا تر چیده میشه و هر قسمتش به درستی سر جای درستش قرار میگیره مخصوصا با پیش بردن این دوره طلایی و شگفت انگیز

    استاد عزیزم عاشقانه دوستت دارم و از خدا براتون بهترینها رو میخوام

    .

    با عشق

    الهه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 169 رای:
    • -
      مرضیه ایزدی گفته:
      مدت عضویت: 1817 روز

      سلام الهه جانم

      چقدر کامنت زیبایی نوشتی اشکم دراومد از خوشحالی و لذت

      چقدر زیبا تکاملت را طی کردی

      چقدر زیبا درسهای استاد را به صورت عملی اجرا کردی

      واقعا از خوندن کامنتت این اول صبحی حسابی احساس خوبی پیدا کردم

      راستش را بخوای من اومدم کامنت خودم را خوندم و بعدش به خدا گفتم خدایا می خوام یک کامنت عالی بخونم که حالم را خوب کنه که هدایت شدم به کامنت شما

      چقدر لذت بردم

      مثل اون داستانهای انسانهای موفق که از موفقیت های کوچیکشون می گن بعد می رسند به دستاوردهای بزرگ

      من مطمئنم که به زودی اسم شما و برندتون در گوگل سرچ می شه

      و همونطور که خواسته خودتون هست یک برند موفق می شوید که هم در ایران هم در خارج از ایران بنام می شوید

      چقدر ازتون یاد گرفتم و چقدر الگوی خوبی هستید برای ما که مثل شما در مسیریم

      من از شما یاد گرفتم که مسیر هدایت الهی را بنویسم تا مسیر تکاملم را بفهمم

      الان منم در مسیر همین هدایت الهی هستم و دوست دارم کسب و کار شخصی خودم را داشته باشم و مطمئنم به زودی این اتفاق برای من هم می افتد چون نشانه هاش را می بینم و مسیری که همونجور شما گفتید خداوند انسان را به مسیری می برد که در آن آموزشهایی است و مدارکی است که در زمان مناسب بدردت می خورد

      بازم ممنون بابت کامنت زیبا و پربارت که هر لحظه خوندنش منو با لذت همراه کرد

      همیشه بهترینها براتون باشه

      مرضیه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      آرزو رحمانی گفته:
      مدت عضویت: 1676 روز

      سلام الهام عزیز من هم مثل قبلا شما کار کیک خانگی میکنم و ساکن اصفهان هستم و خیلی هدایتی به کامنت شما هدایت شدم قطعا پاسخی بوده به سوالات من و تضاد هایی که من هم مثل شما و همه همکارامون بهش برمیخوریم کامنت شما دقیقا حال این روزای منه و جواب تمام سوالات من بود این که گفتی چقدر دوره عزت نفس بهت واسه پرزنت کارت کمک کرد من رو مطمعن تر و مصمم تر کرد واسه کار کردن رو عزت نفسم و خریدن دوره تاثیر گذار عزت نفس،منم مثل شما روانشناسی ثروت رو دارم ولی بهتون تبریک میگم بخاطر این ایمان و پشتکار و این حد از عملگرایی قطعا شما کارخونه خودت رو میزنی اگه با این فرمان جلو بری و چقدر ازت سپاسگزارم که انقدر با جزییات مسیرت رو توضیح دادی و خدا میدونه که این مسیر کاری و این تضادها و این خواسته ها که از دل تضادها بیرون اومدن مسیر خیلی ها مثل منه که به لطف پروردگار هدایتگر اومدم و جواب سوالات و تضادهایی که توی کار مثل شما بهش برخوردم رو گرفتم‌،واستون آرزوی موفقیت میکنم الهام جان😘😘

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      آنا گفته:
      مدت عضویت: 2003 روز

      خیلی زیبا بود الهه عزیز واقعا از بند بند کامنت لذت بردم ممنون از اینکه ثبتش کردی و به حال خوب بچه های سایت اضافه کردی

      خوشحالم برای موفقیتت و امیدوارم یروزی به زودی بتونم از سایتت پیجت کوکی آنلاین بخرم

      وقته کارمند بگیری که سفارشات زیاد توراهن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      اکرم هاشمی گفته:
      مدت عضویت: 1724 روز

      سلام و درود خدا بر شما دوست عزیزم

      از خواندن کامنتت فوق العاده لذت بردم

      از برنامه ریزی بدون عیب و نقص خداوند غرق لذت شدم

      وااااااای خدایاااااا

      تو پاسخ میدی

      و انقدررررررر دقیق!!!

      بخاطر ایمانت دوست گلم بینهایت بهت تبریک میگم

      مرسی که نوشتی

      و از نعمت ربت گفتی

      و بر ایمان ما افزودی

      خداروشکر

      خداروشکر

      خداروشکر

      سعادتمند در دنیا و آخرت باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
      • -
        الهه سوادکوهی گفته:
        مدت عضویت: 3083 روز

        سلام اکرم عزیزم

        صبحم رو با خوندن پاسخت شروع کردم و چقدر نشانه خوبی بود برام از ایمان از اینکه خداوند پاسخ میدهد و دقیق هم پاسخ میدهد..

        مرسی از تبریک و تحسینت عزیزم

        هر روز دارم حضور خدا رو بهتر و بیشتر نه فقط تو بیزینسم بلکه تو کل زندگیم حس میکنم

        کافیه تسلیم باشم تا ببینم چطور هدایتم میکنه ب صراط مستقیم…

        و تمرین باید کرد تسلیم بودن را…

        عاشقتم ممنون ک برام نوشتی😍

        در پناه خدا

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      سید میثم رضوی گفته:
      مدت عضویت: 2536 روز

      سلام الهه جان

      دمت گرم کلی لذت بردم و کلی حال کردم

      هنوز طعم اون کوکی‌هایی که آوردید خونمون زیر دندونامه…

      چقدر لذت بردم چقدر حال کردم

      چقدر آموختم چقدر یادگرفتم از این همه شجاعت و ایمان و اعتماد بنفس و ایمانی که عمل آورده و البته که پاسخ خداوند هم همیشه مثبته و ان علینا للهدی رو هر لحظه داره اجرا میکنه…

      من مطمئنم که شما با اون شخصیت و اعتماد بنفس بالایی که دارید موفق و پیروز خواهید شد انشالله…

      آرزوی بهترینها رو براتون دارم…🥰

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        الهه سوادکوهی گفته:
        مدت عضویت: 3083 روز

        سلاااااام آقا میثم عزیزززز

        نمیدونید چقدر خوشحال شدم وقتی اسم شما رو در پاسخ هام دیدم

        خدارو شکر برای وجودتون

        خیلی دلتنگتونم از همینجا اعلام میکنم

        ممنونم از تحسینتون از خدا میخوام هر روز با ایمان تر و عملگرا تر باشیم و هر روز در حال ساختن باورهای قدرتمندکننده و درست که رمز پایداری نتایج و حال خوب همین باورهای درسته

        بیاید پیشمون

        در پناه خدا باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      Souri گفته:
      مدت عضویت: 1555 روز

      سلام الهه جان تبریک میگم بخاطر شجاعت و عزت نفس بالایی که داری.شرایط منم تقریبا مثل شماست منم فوق لیسانس از یه دانشگاه خوب دولتی ولی علاقمند به کار خیاطی که بخاطر کمبود عزت نفس و حرف مردم میترسم تو دل این کار برم و بر ترسهام غلبه کنم امیدوارم خدا بهم کمک کنه و با ایمان قدم اول رو بردارم .سرگذشت شما دوست عزیز خیلی بهم کمک کرد برای شروع حرکت به زودی میام اینجا و مثل شما مراحل تکامل و هدایتمو برای دوستای دیگه توضیح میدم..

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        الهه سوادکوهی گفته:
        مدت عضویت: 3083 روز

        سلام گل سرخ عزیزم

        ممنونم از پیام و تحسینت عزیزم

        نادیده گرفتن حرف مردم و رفتن در دل ترس ها و تحقق خواسته های قلبیمون فقط و فقط لازمه ش داشتن عزت نفس هست

        عزت نفس واقعا واقعا پایه و فونداسیون بنای وجود ما و آرزوهای ماست

        پیشنهاد میکنم از دوره طلایی عزت نفس استفاده کنی

        و اینکه میخوام بگم وقتی تو در حوزه علایقت هرچی که هست حتی چمن زنی! به موفقیتهای بزرگ و درامدهای میلیاردی میرسی و حتی شهرت و اعتبار خیلی بالا(که همه و همه با داشتن علاقه +باورهای درست به راحتی قابل تحققه)، اون موقع همون مردم یا حتی نزدیکان تو که از رفتن به این مسیر منعت میکردن یا تو فکر میکردی که اگه بری منعت میکنن، اونقدر بهت افتخار میکنن و تورو برای هم مثال میزنن ک سد ذهنی خیلیهاشون شکسته میشه و اونوقت تو حتی باعث گسترش جهان میشی

        چرا که اونها هم باور میکنن ک میشه و قدم برمیدارن و ب میزان باوراشون ب نتایج خوبی میرسن

        امیدوارم خیلی زود (در بهترین زمان) بیای و از نتایج خوبت بنویسی

        راستی میتونی اسم و فامیل حقیقیت رو به صورت کامل بنویسی تا اونموقع بتونم بشناسمت

        در پناه رب جهانیان فرمانروا و اختیار دار هممون باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      امیر آهنگری گفته:
      مدت عضویت: 1979 روز

      سلام الهه عزیز

      سلام الهه شجاع

      سلام الهه با ایمان

      سلام الهه قوی

      سلام الهه هدایت گر

      سلام الهه موفق

      که همیشه فعال بودی و دست به هر کاری دست زدی موفق بودی

      چقد تحسینت میکنم برای شجاع بودنت

      چقدتحسینت میکنم برای خالق زندگی بودنت

      چقد تحسینت میکنم برای شناخت زیبات از سیستمی بودن جهان و عمل ب قوانین جهان و حرکت کردن نه حرف زدن بلکه حرکت کردی

      چقد تحسینت میکنم برای حرکت کردنت

      پاداش جهان برای حرکت کننده هاست و درها بهتری باز خواهد شد

      هزاران تحسین برای تویی که حرکت کردی حتی شیرینی ب باشگاه بردی و نتیجه شجاعتت ایده جدید بوده

      من از نه صب تا چهار ظهر توی سایت بودم و روی باورهام کار میکردم خداروشکر با ازادی زمانی مالی که دارم

      و داشت خابم میبرد که هدایت شدم ب این کامنت زیبات و چقد انرژی گرفتم الان اومدم پیاده روی کنم اینقد انرژی گرفتم

      و همه دوستانی که از کامنتت انرژی گرفتن مطمئنن جهان این انرژی بهت برمیگردونه

      ممنونم ازت برای دوساعت وقتی که گزاشتی این کامنت نوشتی

      کلی باور در ذهن من ساختی که میشود بخدا میشود بابد ایمان داشت و حرکت

      نکته خیلی مهمی که گفتی باور فراوانی و مواد قندی که بیشترین مصرف الان در بین مردم داره

      من قبلن سوپر مارکتی داشتم و اینو لمس کردم

      و هر روز درخاست مشتریا یرای چیز شیرین بیشتر و چه بهتر همه از تو میخرن چون داری ب بهتر شدن جهان کمک میکنی و مولد هستی

      بی نهایت کامنتت زیبا بود

      خداروشکر هدایت شدم ب این کامنت زیبا

      مطمئنم نتایجت عالی تر خواهد شد و باز برامون خواهی نوشت

      آرزوی

      سلامتی شادی ثروت حال خوب و هدایت الله برات دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        الهه سوادکوهی گفته:
        مدت عضویت: 3083 روز

        سلام امیر عزیز و مهربان

        امیدوارم حالت عالی باشه

        واقعا ازت ممنونم بابت تمام ابراز لطف و محبتت و چقدر من خوشحال و خوشبختم برای بودنم در این خانواده صمیمی و مهربون ک واااااقعا دوستی و صمیمیت و هم خانواده بودن به هم خونی نیست به همفرکانسیه….

        چقدر خدارو شکر میکنم ک آزادی زمانی دارید و این بازم فکت خوبیه برای ذهنم که پس اگه امیر تونسته منم میتونم آزادی زمانی مکانی و مالی داشته باشم

        خدارو شکر ک تونستم منشا اثر باشم و انگیزه ای در دوستانم ایجاد کنم

        ضمنا خواستم این خبر خوب رو هم بدم که تقریبا 1 ماهه مجوز بهداشت مشاغل خانگی رو برای محصول ارزشمند و خوشمزم گرفتم و دارم با سوپر مارکت ها و فروشگاه های شهرم کار میکنم و هر روز محصولمو به مغازه های بیشتری معرفی میکنم

        شاید در شروع برام سخت باشه که هر روز هم تولید دارم(اونم ب صورت تماما دستی) و هم بازاریابی و فروش و ب طبع نه شنیدن ها از برخی مغازه ها

        اما مدام ب خودم میگم این تازه شروعشه

        باید ادامه بدی و ایمانت رو نشون بدی تا آسان بشی برای آسانی ها

        البته همین الانم ب اندازه مدار الانم مرتب هدایت میشم

        انقدر هدایتها زیاده که واقعا از نوشتنشون توی دفترم غافل میشم بس که هر روز اتفاق میفتن

        هرچقدر دارم روی باورام بهتر کار میکنم خصوصا دوره ثروت، دارم شرایط رو ب شکل دلخواهم تغییر میدم

        ایده های خداوند حرف نداره…کافیه عملگرا باشیم

        بازم ممنونم ک برام نوشتی

        در پناه فرمانروای جهان باشی

        الهه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      الهام گفته:
      مدت عضویت: 1204 روز

      خانم سوادکوهی عزیز

      واقعا بهتون تبریک میگم

      چقدر خوب و کامل و با جزئیات نوشتید

      چقدر قشنگ مسیرو طی کردید

      موفقیتهای بزرگتر در حوزه صادرات محصولتون مثل روز برام روشنه

      الحق که قانون و خیلی خوب درک کردید و اجرا کردید

      موفقیت مبارکتون باشه عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      متین گفته:
      مدت عضویت: 1941 روز

      سلام الهه جان

      چقدر خوشحالم به کامنت تاثیرگذارت هدایت شدم .

      برات آرزوی بهترینهارو دارم و تحسینت میکنم که پر قدرت ادامه دادی و علاقه تو پیدا کردی و الانم داری کسب درآمد میکنی به امید بزرگ و بزرگتر شدن و کارخونه دار شدنت دوست عزیز

      منم تقریبا 2سال هست که کار مورد علاقمو پیدا کردم و امسال خیلی دارم روی کسب مهارتم کار کردم . انقدر مهارتم زیاد شده نسبت به همکارام ولی متاسفانه اصلا ازش نمیتونم اونجور که دوست دارم پول در بیارم و پایدار نیست .

      میدونم که باورهای غلط زیاد دارم . حتی اصلا نمیدونم چه قدمی باید بردارم .

      ولی تو کامنتت اینکه گفتی خودت حضوری میرفتی و کارتو تبلیغ میکردی خیلی خوشم اومد و حتی اونجایی که گفتی خیلیا نمیخواستن یا میگفتن قبلا توضیح دادی و حتما آدم تو اون موقعیت معذب میشه ولی مهم اینه که جلو رفتی و ادامه دادی .

      منم حتما باید کارم رو برم و تبلیغ کنم مطمانم اگر اون آدمها حتی وارد پیجمم نشن خدا خودش برام مشتریها و قدم های بعدی رو میفرسته .

      برای خدا مهم اینه که من با عزت نفس جلو رفتم و ادامه دادم .

      یه ایرادی که دارم خیلی چیزارو میگم نه اگر اینکارو کنم یه آشنا یا یکی از دوستا و همکارا بفهمن کلی مسخرم میکنن .

      الان اینم یعنی حرف دیگران برام مهمه .

      باید خیلی روی خودم کار کنم و پیوسته قدم بردارم .

      ممنون که وقت گذاشتی و تجربه تو گفتی و این باعث میشه که در ذهن منطقیمون جا بیوفته که ما هم میتونیم .

      خدا همه مارو دوست داره و هدایتمون میکنه .

      به امید امتحان کردن کوکی های خوشمزت :)))))

      موفق باشییی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      لیلی کرمی گفته:
      مدت عضویت: 2421 روز

      با سلام به الهه عزیز من از کامنت شکا بسیار لذت بردم از این همه ذوق وشوق و هدایت حالم خوب شد این همه لذتی که از کارت میبری واقعا کیف کردم منم چقدر دلم خواست از این شیرینی خوشمزه شما بخورم عزیزم رد پایی بسیار عالی ازت خودت جا گذاشتی تو این چند ماه که گذشته حتما لولهای بالاتری رو رسیدی لطفا باز هم برامون بنویس

      برات آرزوی موفقیت میکنم عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      تاجر سعادتمند گفته:
      مدت عضویت: 2376 روز

      سلام و با آرزوی سلامتی و شادکامی

      به الهه عزیز

      اول کامل در عقل کل از کامنت خانم کیانی فر

      که خیلی هدایتی بهش رسیدم چون دوست داشتم ببینم همسر سید علی رو که در مورد آشنایی یشون خونده بودم

      بماند

      رسیدم به کامنت شما در عقل کل

      که بعداز اون همه خوندن

      اومدم از طریق لینک هم اینجا رو خوندم

      و چقدر لذت بردم از کامنت عالی شما

      هدایت‌های خداوند عزیزم

      در کارهای شما

      و چقدر با عشق و حوصله فراوان کامنتت رو خوندم

      من از هر کامنتی که لذت ببرم

      نمیتونم زیرش پاسخ نزارم

      چون الحق که باید ادا کنم این لذتم رو به اون شخصی که این کامنت رو با عشق و کیفیت بالا

      نوشته و فرکانسش به من منتقل میشه

      خیییلی لذت بردم از اونجا که گفتی بهت پیام‌ دادن که دیگه نیا و عکس العمل تو رو دیدم و خوشحال شدم

      چون تجربه کردم بعد از کار کردن روی خودم

      و خیلی از جاهای دیگه کامنتت که به شخصه خیلی لذت بردم و استفاده کردم

      برات انرژی های فوق العاده عالی از همینجا ارسال میکنم

      و دوست دارم به جاهایی برسی که در هدفهات نوشتی

      طول عمر با عزت از خدا برای شما آرزو دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      حمید حمیدی گفته:
      مدت عضویت: 2456 روز

      سلام دوست عزیز. چقد لذت بردم از کامنت زیبایی که نوشتی وچقد لذت بردم از اینکه وقتی درخواست کردم دقیقا بعد چند لحظه خداوند به همین واضحی منو هدایت کردبه کامنت شما که دقیقا من هم الان تو مسیر قبلا شما بودم وامروز که روز جمعه اس و من ساعت 9از پای سیستم بلند شدم واینکه من هم چند وقتی هست حدودا دوسال که دارم فارکس کار میکنم وامروز که دیگه خیلی خسته شده بودم هرچند که از خیلی وقت پیش قلبم بهم میگفت که این کاری نیست که تو بهش علاقه داری فقط به خاطر پول هست که داری ادامه میدی ولی من بهش گوش نمی‌دادم ولی امشب دیگه با صداشو بیشتر احساس کردم وگفتم واقعا این کاری نیست که من عاشقش هستم که اگر درآمد هم نداشته باشه باز من بخوام انجامش بدم وبا خودم گفتم‌ نه این کار برا من نیست وهمون موقع تصمیم گرفتم که برم ودر مسیر علاقه ام حرکت کنم و در حین خواندن کامنت زیبای شما هدایت های زیادی رو دریافت کردم که از همین فردا دنبالشون میرم واز شما دوست عزیز واستاد عزیزم هم بی نهایت سپاس گذارم.خدایا شکرت که بازم هدایتم کردی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      zeinab گفته:
      مدت عضویت: 1128 روز

      سلام الهه عزیز

      من نمی دونم چجور خدا هدایت کرد به کامنت شما اما مطمعنم نشونه است برای من بعد از یکسال آموزش دیدن فارکس نه برای علاقه برای پول ساختن احساس خستگی درونی عمیقی کردم که واقعا تلاشم زیاده اما چرا نمیشه !

      نه اینکه جا بزنم حس میکردم این شرک که من منتظرم فارکس منو پولدار کنه و ….همه چی گذاشتم کنار و سپردم خودم به خدا که من رو هدایت کنه به هر طریقی که میتونه به سمتم علاقه ام حتی اگه تا آخر عمر جوابی نگرفتم ولی منتظر پاسخ میمونم تا هدایتم کنه و این کامنت شما برای من نشانه بود که هدایت میکنه نگران نباش صبور باش توکل کن جواب ها به تو گفته خواهد شد اون آگاهی مطلقه و تورو از خودت بیشتر میشناسه

      شاد و سلامت باشی :)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      نشانه تقوی گفته:
      مدت عضویت: 1577 روز

      سلام الهه عزیز

      همیشه این که افراد خیلی بسته بدون اشاره به این که چه کاری انجام می دن از رشد و پیشرفتشون می نویسند و بعد از خوندن کامنتشون تازه هزار تا سوال جدید تو ذهنم درست می شه برام ناخوشاینده.

      اما شما چقدر دقیق، چقدر ظریف با همهء جزئیات از مسیرتون گفتین.

      چقدر لذت بردم از خوندن مسیری که طی کردین.

      چقدر برام جذاب بود از نکته های مهمی که از باورهاتون بیان می کردین و اون جمله خوب خانم شایسته، که منم الان نوشتمش.

      خواستم ازت تشکر کنم که وقت گذاشتی و همه این مسیر را نوشتی.

      چراغ های زیادی را در ذهنم روشن کردی. چرا که منم سه ساله در شغلی هستم که نه بهش علاقه ای دارم و نه برام درآمد آنچنانی داره . دائم از خدا درخواست هدایت دارم.

      ازتون ممنونم.

      شما را لایک می کنم که مسیرتون را دنبال کنم و موفقیت های بیشتری ازتون ببینم.

      موفق و پیروز باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      حسین و نرگس گفته:
      مدت عضویت: 2108 روز

      سلام خدمت خواهر عزیزم…بخدا نمیدونم چطوری از این همه مهربانی و لطفی که داشتین و این آگاهی ها رو که بسیار برای من هم الهام بخش بودن به اشتراک گذاشتین تشکر کنم، و این همه نور وارد قلبم شد و این آرامش و اطمینان که با توکل به خداوند من هم میتونم ثروت سازی کنم… و اینکه اینقدر وقت گذاشتین و این حجم از آگاهی رو منتشر کردید و من رو به گریه انداختید… ممنونم هر جا هستین رو به رشد و همیشه در سلامت و سعادت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      زیبا گفته:
      مدت عضویت: 2802 روز

      به نام خداوند هادی و راهنما و هدایتگر

      سلام الهه جان

      نمیدونم الان تو چه مرحله هستی ولی مطمعن هستم با هدایت خدا بهترین کار آفرین خودت شدی

      بهت تبریک میگم

      اینکه دنبال علاقه رفتی ایول دوست من

      اینکه به خودت نگفتی با مدرک مهندسی اونم تو دانشگاه دولتی تهران برام افت داره بدم شیرینی پزی و کارت رو شروع کردی بهت تبریک میگم

      بهت تبریک میگم با توکل و قدم قدم پیش رفتی

      بهت خدا قوت میگم که چه خوب از مسیر نوشتی و من فقط لذت بردم و ایده اومد

      دوست من واقعا لذت کار چیز دیگه هست و بس و من فقط خوشحال از اینکه میتونیم خالق باشیم هستم

      خدایا شکرت بابت همه چیز

      خداوند هر لحظه روشنگر راه و مسیرت باشه

      شاد موفق و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      الیسا شهابی گفته:
      مدت عضویت: 2208 روز

      به نام خدای هدایتگرم و درود به همه عزیزای دلم

      وقتی که استاد داشت می گفت از هدایت های زندگیتون برام توی کامنت بنویسید اول با خودم گفتم که مگه من چه هدایت بزرگی دارم، هنوز اونقدر زیاد مثل دوستان عزیزم که نوشتن توی کامنت ها هدایت نشدم، اما بعدش احساسم بهم گفت که بابا این همه خدا تو رو هدایت کرد، با این سن کمی که داری چه الهام هایی که بهت نشده، شاید مثل دوستانم که توی کامنت ها نوشتن زیاد بزرگ نباشه ولی من رو به مسیر های فوق العاده هدایت کرده اون هم با این سن کم که تازه در مدت کمی فهمیدم احساس قلبی و هدایت و حرف زدن با خدا یعنی چی؟

      از همین هدایتی که الان بهم الهام شد می خوام بگم، احساس استرس داشتم طبق عادت گفتم بیام داخل سایت یه چرخ بزنم تا حالم خوب بشه و آرامش بگیرم، بعد وقتی وارد سایت شدم تصمیم گرفتم از قسمت عقل کل سوالی که ذهنمو درگیر کرده بود سرچ کنم تا ببینم دوستانم چه پاسخ هایی دادن، با کامنت خانم الهه رو به رو شدم که بسیار کامنت دوست داشتنی بود و علاوه بر اینکه احساس من رو خوب کرد، بهم آموزش های خوبی هم داد، این کامنت الهه عزیز طولانی بود و برای ادامه لینکشو گذاشته بود که هر کس می خواست بخونه، وقتی لینک رو زدم هم به ادامه کامنت الهه هدایت شدم هم به این فایل استاد.

      الان دیگه جواب تمام سوال های ذهنم که بهم استرس داده بود و باعث بوجود امدن احساس بد در من شده بود رو فهمیدم. من به لطف الله یکتا هدایت شدم به پاسخ سوال های ذهنم.

      خدایا ممنونم و سپاسگزار که هر وقت دارم از مسیر خارج می شوم و به سمت نجواهای شیطانی می روم برای من یک نشانه می فرستی و من رو دوباره به مسیرم هدایت می کنی.

      هدایت بعدی این بود که من امروز تمام موزیک های گوشیم که یکم احساس بدی می دن رو پاک کردم، این هم از استاد یاد گرفتم که هر چیز بی ارزش زندگیتون که بهتون احساس بد میده رو بی درنگ حذف کنید از زندگیتون. بله و الان هدایت شدم به این موزیک زیبای چاووشی که وقتی پلی شد اشک از چشمان من سرازیر شد به خاطر خدایی که همیشه حواسش به من هست.

      شعری که برای من کار میکنه اینه؛هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر

      آرامتر از آهو بی باک تر از شیرم

      هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر

      رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سحر صدیقی گفته:
      مدت عضویت: 1767 روز

      سلام الهه عزیزم.

      من اصن عادت به خواندن کامنت های خیلی حد طولانی رو ندارم،کامنت شما هم که ماشاالله خودش ی شاهنامه بود بس که زیاد بود.

      ولی آنقدر با ذوق خوندم و کنجکاو شدم که اصن متوجه طولانی بودنش نشدم و همش میخواستم ادامه داشته باشه و با خودم میگفتم نتیجه آخرش نوشته الان کارخونه تولیدشو دارم آنقدر که واستون ملموس هست این خواسته.

      چقدر کیف کردم از هدایت خدا،چقدر لذت بردم از همت و اراده و صبر و پشتکار و ادامه دادنتون،

      از اینکه خیلی پرو و جسور بودین در رسیدن و داشتن خواسته تون

      از اینکه خستگی ناپذیری

      از اینکه ناامیدی واستون معنایی ندارد

      از اینکه چنان شور عشقی در شما فوران کرده که اصن تمام ترمزها رو ذوب می‌کنه

      چقدر عمل گرا هستین،چقدر لذت بی نهایت بردم از کامنتتون ،واقعا همه چیز در کامنت شما هویدا بود و بیداد میکرد از ایمان از تعهد از توکل از اراده از عمل از یقین به رسیدن از بزرگ کردن ظرف وجودتون

      از همه چیز…………..

      بی نظیر بود

      عاشقتم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      سیده مهین گفته:
      مدت عضویت: 2267 روز

      سلام دوست عزیز

      خیلی خیلی خوشحال شدم و لذت بردم از این همه رشد و تکامل و ایده هایی که بهت الهام شده

      چه مسیر قشنگ و لذت بخشی داشتی

      خط به خط کامنتتون با عشق خوندم و کلی لذت بردم انگار تمام این اتفاقات برای خودم افتاده

      چقدر حس قشنگیه

      چقدر احساسم خوب شد

      چقدر باورهای قشنگی در من شکل گرفت

      چقدر حال دلم عالی شد

      دوست عزیزم منتظر نتایج های قشنگت هستم

      بهترینها را از صمیم قلبم برات آرزومندم.

      در پناه حق سالم و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      پدرام فصیح زاده گفته:
      مدت عضویت: 1505 روز

      سلام از گچساران به اصفهان…. حالتون چطوره؟

      امروز که مجدد کامنتتون رو خوندم یاد روزهایی افتادم که شده بودم یه آدم افسرده و از بز درآمدی همش تو خونه بودم و واقعا نمیدونستم باید چکار کنم برای درآمد بیشتر…

      دقیقا این کامنت شما منو بلند کرد و بر به سمت رفتن به تک تک مغازه ها و فروش محصول خدماتی که تازه واردش شده بودم و این کامنت شما نقطه ی عطفی بود برای حرکت من…

      واقعأ ازتون ممنونم خانم سواد کوهی

      خیلی کامنت عالی بود

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      محمد رازی گفته:
      مدت عضویت: 2216 روز

      سلام الهه جان

      اول ممنونم ازت که اینقدر قشنگ مسیرت رو توضیح دادی و خودش یک کارگاه «جمع‌بندی قانون» بود.

      در رابطه با حوزه کاری شما منم خواستم یه الگویی بهتون معرفی کنم که البته احتمالا میشناسید

      چند وقت پیش رفته بودم تو مترو دیدن یکی از همکارام، ایشون یک غرفه پیراشکی فروشی زده بود.

      تو صحبت هایش گفت این برند« بابی دونات» مال دامادمون هست و این تنها شرکتی هست که تو تهران مجوز و استاندارد داره.

      بعدش تعریف کرد که دامادمون اوایل یه مغازه پیراشکی نزدیک میدون انقلاب داشت و از اونجا کارو شروع کرد و کم کم آمد کارگاه زد که بیشتر دونات و پیراشکی بزنه

      منم از قبل دم در همه سوپرمارکت ها این برند رو دیده بودم و تصور من این بود که این یک کارخونه عریض و طویله

      اما اینجوری نبود

      فیلم های خط تولید رو دیدم و همکارام تعریف کرد که این خط تولید رو خود دامادمون طراحی و اجرا کرده!

      می‌گفت دامادمون همیشه نمایشگاه های صنعت و بسته بندی رو میره

      حتی تو کشورهای دیگه

      و از دستگاه های جدید الگو میگیره و میاد اینجا خودش تغییر میده و میگن براش درست کنن به قیمتی شاید ده درصد اون دستگاه خارجی

      و اینجوری روز به روز کارخونه رو گسترش میده

      و الان ماشاالله کل تهران و حتی شهرستان ها رو پوشش میده

      و به صدها نفر مستقیم و غیر مستقیم خیر و برکت میرسه.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      محسن فصاحت گفته:
      مدت عضویت: 1158 روز

      چه باوری بسازم که نتایج به شکل دلخواه من تغییر کنه؟؟؟

      درود خداوند بر الهه آسمانی خداوند همیشه پشت و پناه و پشتیبان شما باشد بسیار عالی احسنت واقعا لذت بردم چه هدایتی

      چه پیغام سروشی

      و چه گوش شنوایی

      جهان سراسر خیر و شادی است وقتی همه چیز دست اوست و ما باید فقط اعتماد کنیم

      حسابی لذت بردم بارها خوندم و هربار بهتر و بیشتر یاد گرفتم

      چه خوب بود گروه تحقیقاتی عباسمنش پیام شما را به عنوان پیام انتخابی قرار می داد در صفحه اصلی ولو خلاصه شده

      هدف گروه تحقیقاتی عباسمنش بالا بردن سطح آگاهی و تجربه است که درس‌های زیادی در این کامنت نهفته شده

      چه هدایتی چه همزمانی؟!!! وای دیوانه شدم الهه عزیز واقعا متشکرم که وقت گذاشتی نوشتی و تجربیات واقعی نه فانتزی را در اختیار ما قرار دادی

      خداوند یار و نگه دارت باشه انشاءالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فاطمه نورانی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2738 روز

    سلام استاد عزیزم خانم شایسته مهربان و همه اعضای سایت اولا بسیار بسیار سپاسگزارم بخاطر این فایلهای ارزشمندتون که همیشه اشک منو نه از سر ناراحتی بلکه از سر شوق در میاره و اینو تو ذهنم بارها و بارها مرور میکنه که خدا هست خدا هست خدا هست پس نترس بخند و قوی باش

    در مورد تمرینی که استاد فرمودن *یکی از خواسته های من اومدن به شهر بزرگتر و زیباتر و تمیز تر از شهری که قبلا ساکن بودم بود ولی هیچ ایده ای نداشتم که چطوری باید بیام و چون من کارمند هستم‌میگفتن که انتقالی گرفتن از شهر کوچیک به کلان شهر معمولا موافقت نمیشه و نیاز به پارتی بزرگ داره ولی من موقعی که برای تفریح اومده بودم به اون شهر بهم الهام شد برو به اداره اون شهر سر بزن و برای انتقالی تقاضا بده در حالی که طبق قانون من باید اول موافقت شهری که اونجا کار میکردم رو میگرفتم ولی من به الهامی که بهم شده بود گوش دادم و رفتم به اون اداره ای که تو اون شهر میخواستم باشم و موقعی که داشتم در مورد درخواستم با معاون اونجا صحبت میکردم یکی از افراد کارگزینی اومد داخل و متوجه شد که من میخوام بیام اونجا گفت اتفاقا پست شما اینجا خالی هست و ما به شما نیاز داریم و همونجا در جا نامه منو زدن و موافقتشون را اعلام کردن و بعد اداره خودمون هم به طور معجزه آسایی قبول کرد و من بدون هیچ تلاش اضافه و به قول خودشون پارتی بزرگ اومدم به شهری که میخواستم

    *در مورد خرید خونه هم این اتفاق برای من افتاد و من هدایت شدم به بهترین خونه برای خرید و بهترین زمان برای خریدن

    *در مورد پیدا کردن آدرسها بارها هدایت شدم

    *من همیشه علاقه به گرفتن عکس داشتم و دوست داشتم عکاسها ازم عکس بگیرن چون استایل قشنگی دارم همیشه کلی پول به عکاسها میدادم برای گرفتن عکس از من ولی یک روز به طور هدایتی رفتم جایی بعد یک عکاس بهم گفت چه چهره جذاب و استایل قشنگی دارید میشه مدل من بشید و الان کلی عکس دارم به صورت مجانی

    *خیلی هدایتهای ریز و درشت هست مثلا هدایت شدن برای تعمیر بوق ماشینم به آدم کار درست و کار بلد که با مبلغ خیلی ناچیز و جا انداختن فقط یه قطعه کوچک درستش کرد در حالی که تعمیر کار قبلی میگفت خیلی هزینه بر است و باید کل فرمونت باز بشه و خیلی زمان براست

    * حتی هدایت شدن به فایلهای شما در حالی که اون موضوع درست و دقیقا همون مسئله ای بوده که ذهنم را درگیر کرده

    * هدایت شدن به دوره بینظیر قانون سلامتی و کلی مسائل منو حل کرد

    * هدایت شدن به واضحی که هنوز که هنوزه الهام خداوند در مورد روابط با همسرم در گوشم زنگ میزنه و چقدر منو آروم کرد و روابطم را بهبود بخشید

    *هدایت شدن برای شروع کار جدید که خیلی وقت هست که در خواست من از خدا بوده که دیگه کارمند نباشم هنوز اول راه هست انشالله میام از نتایجش با ذوق براتون میگم و ایمان خودم و بقیه را قویتر میکنم

    در آخر روی شما استاد قشنگم و مریم شاییسته ام را میبوسم و قدران شما هستم که اصلا بزرگترین هدایت منهدایت به سایت و آگاهیهای شما بوده دوستتون دارم انشالله که همیشه سلامت ثروتمند و سعادتمند باشید و بدرخشید مثل الماس دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  4. -
    صحرا دختر طبیعت گفته:
    مدت عضویت: 2978 روز

    سلام سلام سلام به خدای فراوانی و آسانی ها که قراره خیلی طبیعی و عزتمندانه منو به خواسته هام برسونه 🥳🤩💃🏽🗽🇺🇸🧘🏽‍♀️

    سلام به استاد و مریم عزیزم 🤗🥰 و همسفر های پایه 🙋🏽‍♀️🙂➕🌻

    من چی شنیدم ، استاد قرار بود بیاد ایران

    اما استاد خوب مون ایران نیست😉

    نیاید هم ایران باشه ، به جاش ما بچه‌های سایت ، همون ۱٪ که از بدنه جامعه جدا هستیم و عزم مون رو جزم💪🏽 کردیم برای تغییر زندگی مون ، هم مدار استادمون هستیم برای دیدن زیبایی های آمریکای ثروتمند دوست داشتنی 🗽🇺🇸

    ما بچه های سایت فارغ از موقعیت جغرافیایی مون ، با استاد و مریم عزیزم هم مدار هستیم و آگاهانه هر روز میایم و فایل میبینیم و 👣 میگذاریم 👏🏼👏🏼👏🏼

    چقدر چقدر چقدر لذت بخش و شیرینه 🥲🥲🥲

    با شروع این سری از سریال زیبای سفر به دور آمریکا 🇺🇸🗽 به خودم قول دادم که برای هر قسمت تحت هر شرایطی کامنت بگذارم 🙂

    دمت گرم صحرا که تا به الان متعهد بودی به این قولت 👏🏼👏🏼👏🏼

    خدا میدونه که چه اتفاقات خوبی تو راهه🥲🥲🥲

    پیشاپیش از خدای خوبم خیلی خیلی تشکر میکنم

    خدایا شکرت شکرت شکرت 🙏🏽💚🙏🏽💚

    چند روز پیش جایی بودم که عزیزی برگشت گفت مشخصه اصلا پیگیر اخبار نیستی (با حالت 😳)

    و من در پاسخ گفتم بله آگاهانه اخبار رو دنبال نمیکنم و بعد 🤐 کردم

    به طرز عجیبی شور و شعفی در وجودم در جریانه و تا به همین لحظه همه کارهام به آسانی و راحتی در حال انجام شدنه…

    هر لحظه از زندگیم پر از هدایت الله مهربانی هاست 🥲🥲🥲

    من به اندازه ای که روی خودم کار کردم و توحیدی عمل کردم ، نشونه ها رو بهتر متوجه شدم…

    من بعد از اون دورهمی فوق العاده 🥲 استاد و مریم عزیز در کالیفرنیای چهار فصل ، بیشتر باور کردم که می‌شود و ما حتما حتما به خواسته هامون میرسیم.

    بله به خواسته مون میرسیم به آسونی و راحتی و خیلی طبیعی و عزتمندانه

    منطق این باور هم ، اتفاقات سری قبل سفرمون بود که یک عالمه خواسته در من بوجود آورد و بعد آروم آروم نشونه ها از راه رسیدن🥲🥲🥲

    من در اون شرایط مشغول به کار نبودم ، ولی در حال کار کردن روی خودم بودم و خیلی آگاهانه ورودی هامو کنترل میکردم و پیگیر هر قسمت سفر بودم و در بیشتر مواقع در حال تحسین زیبایی ها و شادی ها و فراوانی ها بودم…

    و‌ بعدش به جاهای خیلی خوب و زیبایی هدایت شدم ، ولی مهم تر از اون ، به کار مورد علاقه ام هدایت شدم که نشونه اون دعوت شدن خیلی آسون و راحتم به یک کنفرانس بین المللی در مجمع جهانی در آمریکا🇺🇸 بود…

    قبل این کنفرانس ، موضوعات مورد علاقه ی خودمو گاهی بهش فکر میکردم و در حد مطالعه سطحی بود نه داشتن رویا و خواسته…

    بعدش یک سری نشونه اومد و گفتگوهای خوبی هم صورت گرفت….

    و بعد به دیدن یک ویدیو در یوتیوب هدایت شدم و خودم رو در اون فضای آموزشی کنار بچه ها میدیم🥲🥲🥲

    اینو خیلی خوب یادمه که اون مدرسه در شهر زیبای تمپا بود🥲🇺🇸🗽

    و بعد چند روز ، مدیر مدرسه ای خارج از کشور با یکی دوستانم که از دستان بینظیر الله مهربان بود یک جلسه آنلاین رو هماهنگ کرده بود که همزمانی داشت با کنفرانس بین المللی ما

    این مسیر زیبای توحیدی موجب کسب یک عالمه تجربه های ناب ناب ناب شد…

    و بعد اون سفر توحیدی خارج از کشور در اسفند ۱۴۰۰ 🥲🥲🥲

    خدای من اسفند ۹۹ نشونه ها و همزمانی ها اتفاق افتاد و من اسفند ۱۴۰۰ در همون لوکیشن فوق العاده کنار یک عالمه بچه بودم 🥲🤹🏽‍♀️🧑‍🤝‍🧑👶

    تازه اول راه هستم و در حال سپری کردن مسیر زیبای تکامل…

    خدای خوبم تنها تو را میپرستم

    و تنها از تو یاری می جویم

    منو هدایت کن به راه مستقیم ، راه کسانی که به آنها نعمت داده ای…

    راهی پر از زیبایی و ثروت و فراوانی و عشق و آرامش

    الهی آمین 🙏🏽💚🙏🏽💚

    🗓️ بماند یک 👣 در ۲۷ذابان ۱۴۰۱ ، ۱۸ نوامبر ۲۰۲۲

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    النور گفته:
    مدت عضویت: 2323 روز

    سلام استاد عزیزم

    چی بگم که الان چقدررررر خوشحالم…اول صبح که فایلتون رو دیدم سریع دانلود کردم چون عاشششق این مبحثم و وقتی گفتید تمرین، با اینکه هنوز تو مدار کامنت گذاشتن به صورت جدی نیستم اما گفتم حتمااا حتما میام و براتون تعریف می کنم و برای دوستان خوبم توی سایت تعریف می کنم. تعریف می کنم براشون و از هدایت هام می گم… می گم که چطور الله مهربانی ها تماااااام این مدت که من فقط تصمیم به تغییر گرفتم چطووور منو هدایت کرد و در ها رو باااز کرد و اتفاقات و شرایطی رو جلویی پای من آورد که جز خوبی و خیر من راه دیگه ای نداشته باشم…. به خداوندی خدا الان ایننننقدرررر حالم خوبه که نمی دونم چی بگم و چطور تشکر کنم… الهی به امید تو الهی کمک کن بتونم از اول این داستان رو برای دوستان عزیزم در این سایت تعریف کنم الهی شکرت

    از دی ماه پارسال برای من تضادی رخ داد که به شدت من رو بهم ریخت. در روابط دوستانه بود و من به تازگی به شهر جدیدی مهاجرت کرده بودم و باید همه چیز رو در زندگیم از نو می ساختم…کسی رو نمی شناختم و باید کارم رو هم از ابتدا شروع می کردم و در کنارش هم این تضاد… شروع کردم… می دونستم که قبلا اشکالم این بود که خیلی روی ناخواسته ها تمرکز می کردم و خدا رو شکر نمی کردم…پس شروع کردم به شکرگزاری…دقیقا همون تایم تو اینستاگرام یکی از مدرسان موفقیت چالش 18 روز شکرگزاری گذاشته بود که سعی کردم شرکت کنم. میگفت تا ذهن میاد نجوا کنه ذهنتو ببند به شکر گزاری.. منم همین کارو می کردم. حتی سر کار و دوره هایی هر 15دقیقه یکبار سرکار سه تا شکرگزاری توی دفترم می نوشتم طوریکه مدیرمون گاهی می اومد تو اتاقمون می پرسید:”کتاب می نویسید؟!” ولی من ادامه می دادم و همین نوشتن ها چقدررررر حااال منو بهتر کرد…

    بعد کم کم تصمیم گرفتم استاد رو با جدیت بیشتری دنبال کنم اما اونقدرررر مدارم دور بود که بعد از چند فایل ذهنم خیییلییی بهم می ریخت و مقاومتتت شدیدددد داشت و برای همین ول می شد… رسیدم به سال جدید… باووورتون نمی شه… یه سری اهداف برای سال جدید نوشتم… الان می گم خنده م میگیره که چقدرررر اهداف ساده ای بودن ولی خب…بهر حال من شروع کردم و یه قولی به خودم دادم!!!! که اگر بتونم یک ماه از “روز شمار تحول” فقط فایلاشو گوش بدم یه محصول برای خودم بخرم…بااااورتون نمی شه من فایلا رو گوش مدادم و هیییی تغییر پشت تغییر در زندگیم رخ می داد…اصلا مدیرمون که فرد بسیااار سخت گیری بود با من به شدتتت متفاوت برخورد می کرد و اونقدددر با من نرم خو بود که همکارانی که داشتم و 10 سال بود که پیشش کار می کردن حیرت زده بودن که چرا با اونا این رفتار رو نداره خلاصهههه…از پروژه هایی که فقط به من می داد، فقط منو می برد سر پروژه ها و اضافه حقوق و… اما…یه روز نشستم گفتم خدایا من چکاری انجام بدم؟ کاری که سود داشته باشه و باهاش کسب و کار خودمو شروع کنم و… اون عزیزی که در اینستاگرام چالش 18 روزه گذاشته بود گفته بود روزی 1 ساعت با خدا خلوت کنید، سکوووت و هیچ کاری نکنید…این مورد یکم برای من دشوار بود اما یه روز که کسی خونه نبود فرصتش برای من پیش اومد و من نشستم و سکوت کردم و با خدا خلوت کردم و خدا گفت فلان سنسور رو بساز!!! گفتم خدایا هیییچ ایده ای ندارم و اون گفت کاریت نباشه قدماتو بردار هدایت می شیییی….

    به خداوندنی خدا به مسیری هدایت شدم که قبل از اون نمی دونستم اصن برای این کار وجود داره و سنسور رو طراحی کردم با دقت بسیار بالا و هزینه بسیار کم…حین ساختنش مدیرمون بهم گفت فلان مشتری خیلی قدرمون دوساله که بهم میگه این سنسور رو بساز و من بهش گفتم نمی شه!!!! ای خدا الان خنده م می گیره!!!! اون زمان که بهم گفت گفتم خدایا حرفش نه منو ناراحت کرد نه خوشحال… من انجامش می دم چون تو بهم گفتی…دقیقا هفته پیش همکاراشون تو جلسه بهم گفتن ما همچین سنسوری باید به دستگاه مون متصل داشته باشیم ای خدا خنده م میگیره!!!!

    خلاصه…من هی هدایت می شدم و البته که هر روز روی باور هام کار می کردم و فایلا رو گوش میدادم و هر زمان که باور مناسبی پیدا می کردم یادداشت می کردم و مرور یا حتی باگ ها و باور های اشتباهم رو پیدا میکردم روی اصلاحشون کار می کردم طوریکه در کمتر از یکسال همه بهم میگفتن تو چقدرررر تغیییر کردیییی!!!! سرکار برای حل مشکلاتم می گفتم خدایا تو هدایت کن و از کسی نمی پرسیدم و به خداوندی خدا هدایت می شدم… ذهنم مسخره می کرد که “مگه خدا الکترونیک بلده؟!” ولی خدایا فقط من و تو می دونیم به خداوندی خدا هدایت می شدم، می گفت اینجا رو کلیک کن! این کلمه رو جستجو کن و به خداوندی خدا در کمتر از یکسال به جایی رسیدم به من به همکارانم مشاوره میدادم و حتی مدیرمون منو می برد برای آموزش به افراد سازمان های دیگه…آره خداجون آره…می خوام بگم خداااا بود که مرتبه من رو بالا برد… به من عزت دا که عزت همه از آن خودش هست… ای خدا… خداجونم شکرت… چی بگم آخه…روابطم عالی شد عاللیییی منی که نمی تونستم تو روی پسرها نگاه کنم حالااا اونقدررر راحت با هم صحبت میکردیم و اونا اونقدررر راحت با من حرف می زدن که هیچ کس حتی خودمم باورم نمی شد… هر وقت تو روابطم تضادی پیش می اومد می رفتم کار می کردم روی خودم و حساااابی باگ ها رو درمی آوردم و اصن بعضی وقتا می دیدم خدا خودش اون آدما رو اصلاح کرده و اونا می اومدن معذرت خواهی اصن باور نکردنی خلاصه… رسیدم به فایل “سه برابر کردن درآمد” استاد… اوف عجب فایلی بود… تعهد رو دادم و باز هم کار کردم. هنوز یک سال من تمام نشده اما حقوقم افزایش پیدا کرده و هنوز هم سعی می کنم با حال خوب ادامه بدم…یه روز فایل “فقط روی خدا حساب کن” استاد تو فایل های روز شمار اومد منم فایلا رو صبح ها موقع صبحانه خوردن و آماده شدن برای رفتن به سرکار گوش می دادم و بعد سرکار هر زمان که می تونستم می اومدم نظرات اون فایل رو به صورت امتیاز مرتب می کردم و می خوندم و دیوااانهههه می شدم!!!! اون روز من خیییلییی یاد گرفتم از اینکه شرک نداشته باشم اما شبش هنوز برام سوال بود که اصن ایمان و توکل یعنییی چییی و بعد ای خداجونم چی بگم… یه فایل برام نوتیفیکیشن اومد از یوتوب که “ایمان و توکل” ای خدا الان می فهمم که واااقعا وقتی سوالی داری خدا همون موقع جواب میده اگه تو مقاومتی نداشته باشی یا روزی که می گفتم خدیا آخه من چجوری قرآن بخونم به خداوندی خدا گفت برو تو عقل کل تا رفتم اصلا معرفی اپلیکین قرآنی بود اسم تاپیک من حتی نرفتم تو جستجو اصن اون موقع اوایل کارمم بود و نمی دونستم سایت چجوریه و بعد… خلاصه هر روز هم ایمانم بیشتر می شد و هم کم کم و کوچولو کوچولو می فهمیدم جهان چجوری کاار می کنه و خدایا اصن یه اتفاقاتی می افتاد که معنی حرفای استاد در مورد فرکانس و همه چی رو بهتر می فهمیدم اصن می رفتم یه جاهایی یه انسان های ثروتمند یا مغازه های ثروتمند رو می دیدم و بعد می اومدم برای همکارام که سال ها تو همین شهر زندگی کردن تعریف می کردم که همچنین جایی وجود داره و اونا با تعجب می گفتن با اینکه بار ها رفتیم اونجا ولی همچنین چیزی ندیدیم و من تازه معنی حرف مریم جان شایسته رو درک می کردم که ما تو مدار های مختلف زندگی می کنیم نه شهر های مختلف و …خلاصه همزمانی های مختلفی برام رخ میداد و مثلا از خدا پول می خواستم فرداش پول می اومد یه انسان هایی می اومدن تو زندگیم که دقیقا ویژگی هایی که من می خواستم رو داشتن و بعد…هر بار که موانع ذهنیم برطرف می شد اصن اتفاقات به صورت “خود به خود” که استاد میگن پیش می اومد هدایایی دریافت می کردم که مثلا یک روز قبل بهشون فکر می کردم هدایت می شدم به جاهایی که چیز هایی که می خواستم رو داشتن بدون اینکه من خبر داشته باشم، خطوط اتوبوس به راحتی سر راهم می اومدن اونم تو شرایطی که همه می گفتن خط ها دیر میان و …به خدا می گفتم من نمی دونم!!!! حقوق منو برسون به فلان قدر و ماه بعد بدون اینکه من بگم به بالاتر از اون می رسوند، اطرافیانم اصن تغییر کردن و مثلا پدرم دست و دل باز تر شده بود و فعال تر… تو همین مدت با مادرم به سفری غیر منتظره رفتیم که برنامه هیچی شو نریخته بودیم و اونقدر در این سفر همه چی هدایتی شد: از افرادی که سر راهمون قرار گرفتن که بی چشمداشت کمکمون میکردن از امکاناتی که دریافت میکردیم مثلا بجای اتاق معمولی به ما اتاق VIP میدادن همه جا، همه دستی از خداوند شده بودن تا بهترین تجربه رو داشته باشیم، می خواستم برم کلاس رانندگی، همون موقع که تصمیم می گیرم کلاس رانندگی میاد دقیقا جفت محل کارم و من بدون اونکه بدونم بهترین مربی آموزشگاه که وقتش پر هست بهم میدن و بعد ها از بقیه می شنوم که ایشون بهترینه و یا زمانی که تصمیم گرفتم سایتم رو راه بندازم و مدام به تضاد می خوردم و از خدا خواستم کسی رو بیاره سر راهم که دوستم باشه و بتونه منو راحت راهنمایی کنه و خدا هدایتم کرد یک روز برم جایی و دقیقا اون دوست رو ببینم و اون شخص همونی باشه که باید و هدایتم کنه…

    خیلی کامنتم طولانی شد اما خواستم برای دوستانم تعریف کنم که چقدررر تو این مدت کم، ازشون یادگرفتم و دوست دارم براشون بگم…امیدوارم نتایجم بزرگ و بزرگ تر بشه و یه روز بیام از نتایج بزرگتر بگم که برای همه دوستان عزیزم تو این سایت گران بهامون مفید باشه…

    الهی شکرت

    در پناه الله مهربانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    سید ساسان حسامی گفته:
    مدت عضویت: 2190 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان

    سلام به تمام بچه های سایت عباسمنش که از هر جای این کره ای خاکی این فایل رو دیدن و کامنت می‌زارن و کامنت مطالعه میکنم انشالله که حال دلمون مثل احساس استاد که با کلمه روحانی تشبیه کردن این آستیت پارک عالی باشه خدا سپاسگزارم این روز جمعه ۲۷ آبان عالی ساختی خدایا شکرت که قوانین ثابتی داری وراهنما و الگوی عملی دارم که از این قوانین عالی استفاده می‌کنه عالی نتیجه میگیره این یکی دعا هر روزم داخل تمرین ستاره قطبی هست

    استاد عزیز اون لحظه که گفتین هدف سفر ایران بوده کنسل شده یه لحظه ناراحت شدم چون دوست داشتم شما رو ایران ببینم و داخل سمینار شرکت کنم ولی بعدکه شما از مواهب و هم زمانی های عالی که اتفاق افتاد و هدایت خداوند در هر لحظه دیدم خدا شکر کردم چقدر این سفر به دور آمریکا در بهترین زمانش اتفاق افتاد تا آگاهانه سعی کنم فوکوس کنم روی خواسته هام درست که اگر ایران اومده بودیم عالی بود ولی خدا بهترشو بهمون هدیه داد چون چه جاهایی دیدم که بدونشما واین سایت درصدش کم بود بود که این تجربه رو داشته باشیم چه خواستی هوایی تو وجودمون جوانه زد مثل دیدن شهر نشویل مثل کوه راشمر مثل یلواستون همون‌طور که فصل اول سفر به آمریکا آبشار نیاگارا رفت تو جعبه خواسته هام به خداوند این هام خواسته جدیدم هست و اینو میگم بهش که من نمی‌دونم چه جوری تو بگو تو هدایت کن عقل من راهی ندارن ولی احساسم میگه میشه چون احساس خوبه پس امید دارم به فضل و کرم اش چون وهاب استاد سپاسگزارم که احساس تون و نوجهه به خواسته هامون هر روز و هر روز بهمون گوش زد میکنی چون اصل خودتون گفتید مهم نیست چقدر حق داری تو احساس بد باشی باید احساس بد مثل آتیش در نظر بگیری که با هر حسی دستت تو آتیش کنی میسوزی و احساس خوب اتفاقات عالی برات فراهم می‌کنه و بارها تجربه اش کردم

    در مورد هدایت و اینکه تسلیم باشیم مثل شما مثل حضرت ابراهیم و اینکه خدا هر لحظه هدایت می‌کنه و الهام می‌کنه و این ما هستیم گوش هامون بستیم به این هدایت آخرین تجربه که خیلی بود بود تو ذهنم من یکی از هدف ها خرید یه ملک برای شغلم بود و تمام تلاشم این بود و یه مورد پیدا شد و از همون اول اون انسان صداقت کامل نداشت و خدا داشت نشونه هارو بهمون نشان میداد و من کسی که خودش به نابینا بودن نیز میخواستم ببینم و فقط هدف خرید بود به هر قیمتی در حالی هدف احساس آرامش بود ولی بعدها فهمیدم که اگر این اتفاق می‌افتاد چقدر دردسر برام داشت تو بلند مدت خلاصه کلام بازم خدا لطف داشت به این بنده سر به هوا رفتیم برای قراداد و چون داخل اون بنگاه برای نوشتن قولنامه توضیحات کاملی میخواستم بنویسم امضا قراداد موند برای بعداً ولی بعد اینکه برگشتم اصلا احساسم خوب نبود انگار اون خدای درونم بهم فهموند که کارم اشتباه بوده و لطف خدا بود که قراداد امضا نشد چون باید یه مبلغ به حق فسخ میدادم که با امضا نشدن قراداد کنسل بود و فقط یه مبلغ به عنوان هزینه کار به املاک دادم که اون هم به عنوان تجربه که از این به بعد هر جا کس حسن و خداوند بهم با الهام و نشانه بهم نشان داد توجه کنم و بازم سپاسگزارم ازش که تو همه حال هدایت می‌کنه حتی مهمونی رفتن رو که چند وقت قبل قرار مهمونی بود که فراهم نشد چون اون خانواده بیشتر تو فضای این روزا جامعه بودن و به قول شما مدارها نداشتن که اتفاق بیفته و خیلی خوشحالم بیشتر اوقات تو سایت و در حال خواندن کامنت دوستان تو هر قسمت جدید یا استفاده از محصولاتی هستم که بار با گوش دادنش یه نکته جدید یاد میگیرم و میفهمم .

    فکر کنم فرکانس بچه های که آمریکا بودن بیشتر بوده این اتفاق داخل ال ای اتفاق افتاد و چه فایلی بی نظیری بود همراه اونها از شوق اشک ریختم و وجودمون اونجا احساس کردم و گفتم من هم انشالله در زمان مناسب زمانی نتیجه عالی داشته باشم شما رو در آمریکا ملاقات میکنم به امید خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    کیان علیپور گفته:
    مدت عضویت: 1718 روز

    سلام خدمت دوستان عزیزم،در حالیکه صحبت های استاد و مریم عزیز رو داشتم گوش میدادم و همزمان دفتر شکرگزاری م رو داشتم می نوشتم،دنبال یه جمله بودم که هم تاکیدی باشه و انرژی بخش،که همون لحظه در ادامه ی صحبت های مریم عزیز که در مورد پدیده ی همزمانی داشت صحبت می کرد منم شامل این قضیه شدم و خودشون گفتن این جمله خیلی مهمه و منم تو دفترم نوشتم بدین صورت:تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا حاصل کانون توجه و باورهای ماست که البته گفتن استاد فرمودن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    کوروش گفته:
    مدت عضویت: 2172 روز

    به نان خدای مهربان

    سلام هم فرکانسی های عزیزم

    (( من هرچقدر این دنیا رو بیشتر گشتم هرچقدر مردم رو بیشتر دیدم فهمیدم هرچی بدبختی وجود داره بابت شرکه ))

    جمله ای که تو گوشم زنگ میزد یکسره طی این فایل

    استاد این یک هفته انقدر اتفاقای عجیبی برام افتاد که بخوام بنویسم چندین ساعت میکشه 😂😂

    فقط جمع بندی کردم برای خودم

    فهمیدم من خوشبخت ترین آدم روی کره ی زمین هستم که با شما آشنا شدم استاد

    همین

    من همین الان طعم آزادی رو دارم حس میکنم شاید هنوز نه جسمی اونقدر زیاد

    ولی روحی کامل😍😁✌

    استاد ممنونم

    هزاران بار ممنونم

    که هستین

    این هفته انقدر درس گرفتم انقدر بزرگ شدم انقدر درکم زیاد شد

    استاد خدا با من صحبت کرد

    مثل خانم شایسته که تابلوی انگلیسی و مجسمه آزاد رو اگه اشتباه نکنم دیده بودن قبل اومدن به امریکا

    منم دیدم

    منم نشونه رو دیدم

    واضح ترین شکل ممکن

    و گفتم

    (( من دارم میرم ))

    دقیقا ۲ هفته پیش به خدا میگفتم خدایا ه میخوام واضح بهم بگو

    و این هفته بچه ها خدا گفت باشه کوروش

    از ۵۰ جهت هدایتم کرد

    انقدر مسیر رو واضح کرد برام که نمیدونم کدوم رو بگم

    انقدر زیاده

    ولی استاد من باید بیام آمریکا شمارو بغل کنم

    شما نمیدونین با من دارین چیکار میکنین

    من روحم سبک شده

    آزادم

    توحید توم جریان داره

    استاد من دارم میام 😍😍

    خیلی واضح شد برام

    ۹۹ درصد مسیر این هفته بهم گفته شد

    خدا با من صحبت کرد

    وقتی این مسیر رو شروع کردم

    و امروز تمام فایل های دانلود رو دانلود کردم

    بیشترشون رو

    و یکسره ورودی خوب دادم

    یکسره سفر دور آمریکا دیدم و الانم میخوام برم رو زندگی دربهشت

    الان میفهمم که دارم غربال میشم

    دارم غربال میشم

    من میرم از جایی که ساخته شده است لذت میبرم

    استاد یه حس عجیبی دارم که انگار رو هوا هستم😂😂 انقدر ازاد و رهام

    خوشحالم

    از تعهدم که موندم پای فایل های دانلودی

    و گفتم از همین فایل ها من باید نتیجه بگیرم

    و چنان نتیجه ی بزرگی داره شکل میگیره

    و گرفته

    که نمیدونم چی باید بگم

    فقط میخوام بغلتون کنم

    برای همه ی بچه ها آرزو میکنم زوده زود استاد و خانم شایسته عزیز رو ببینیم مثل بچه های ال ای 😍

    چه آمریکا چه ایران چه هرجا

    روز فوق العاده ای داشته باشیم 😍❤❤فعلا عزیزانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 347 رای:
    • -
      Rojina گفته:
      مدت عضویت: 2091 روز

      سلام کوروش عزیز

      من به صورت برهه ای احساس شما رو تجربه کردم و میفهمم چی میگین و الان چه حالی دارین و خیلی براتون خوشحالم.

      تحسینتون میکنم که اینقدر به درستی روی خودتون کار کردین که الان به این سطح فرکانسی رسیدین و همچین احوالات خوبی رو دارین تجربه میکنین.

      امیدوارم بهترین ها براتون اتفاق بیفته.

      امیدوارم منم بتونم قدرت ایجاد این حجم از احساس خوب درونی پایدار رو داشته باشم.

      شاد و سلامت باشید🌈

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
      • -
        کوروش گفته:
        مدت عضویت: 2172 روز

        سلام روژینا جان

        اولا بگم چه عکس پروفایل زیبایی دارین 😍😁 رها و آزاد

        دوما ممنونم بابت کامنتی که گذاشتی و حس خوبتو انتقال دادی بهم

        منم امیدوارم هرچی اون حس های بی نظیری که یه تایمی داریم

        که مو به تن ادم سیخ میشه

        اشک تو چشمای ادم از خوشحالی جمع میشه

        برات همیشگی باشه دوست خوبم❤❤

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      الهه رشیدی گفته:
      مدت عضویت: 2518 روز

      به نام خدای مهربان

      خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که منو به این کامنت زیبا هدایت کردی

      سلام کوروش عزیزم

      چقدر کامنت زیباتون حس و حالمو الهی تر کرد

      و چقدر شما دوست عزیزم رو تحسین میکنم بابت اینکه اینقدر عالی دارید روی خودتون و باورهاتون کار میکنید

      تحسین میکنم این باورهای توحیدی تون رو

      این جمله ی زیباتون اشک توی چشمام جمع کرد ((من هرچقدر این دنیا رو بیشتر گشتم هرچقدر مردم رو بیشتر دیدم فهمیدم هرچی بدبختی وجود داره بابت شرکه ))

      خدای من این حس و حالتون ادمو دیوونه میکنه

      چقدر اون حس رهایی رو دارم از کامنت زیباتون دریافت میکنم

      چقدر زیبا دارید به تعهدتون عمل میکنید

      با تمام وجودم این وجود ارزشمندتون رو تحسین میکنم

      و چقدر این دعای زیباتون بهم حس فوق العاده ای رو داد خدایا شکرت

      الهی که همیشه تن تون سالم و دلتون شاد باشه

      الهی که حساب های بانکی تون پر از پول باشه

      الهی که هر آنچه در دل داری به چشم ببینی

      عاشقتم کوروش جان

      خدایا شکرت؛ ادامه میدیم این مسیر الهی رو مصمم تر و قوی تر و قدرتمندتر همراه با الله یکتا

      خدایا تنها و تنها خودت برامون کافی هستی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
      • -
        کوروش گفته:
        مدت عضویت: 2172 روز

        سلامممم الهه عزیزم 😍😍

        مرسی که انقدر حالمو خوب کردی با کامنتت ❤😍

        من همین اول یه چیزی رو بگم

        واقعا داشتن همچین دوستای فوق العاده ای

        شاید یک روزی برام تصورشم سخت بود

        ولی الان میبینم که وقتی ورودی خوب بدی

        لاجرم آدمای فوق العاده ای مثل شما الهه عزیزم و تمام دوستان وارد زندگی آدم میشن

        اره وقتی این کلمنت رو نوشتم خودم نمیدونستم چی دارم میگم

        فقط می‌نوشتم

        یه چیزی دستامو حرکت میداد

        اصلا حسی روشون نداشتم😂

        من کارم آنلاینه

        یه چند وقت رفته بودم تو دل جامعه

        و دیدم

        یا خدا

        چخبرررره😂😂

        اصلا حس کردم من از مریخ اومدم

        نمیدونم چی بگم

        دیدم خدایا

        این باورها چقدر ضعیفن

        همون باور هایی که منم داشتم

        ولی الان

        فقط منتظرم استاد و خانم شایسته و همه ی بچه هارو بغل کنم که تو این مدت با فایل ها و کامنت ها

        باعث شدین تغییری کنم که وقتی تو یه جمعی میشینم

        فقط خداروشکر کنم که خدایا

        منم همین شکلی بودم ولی الان کجام

        الان چه درکی از قانون دارم

        الان بقول استاد من رو دوشت نشستم

        الان بقول استاد کارا برای توئه خوش گذرونی ها مال من

        و بعد دیوونه میشم😍😂

        انقدر این حس که از لحاظ ذهنی آزادی دارم یکم تونستم بیشتر از بعضیا توحید رو باور کنم

        انگار رو ابرا هستم

        من ممنونم بابت کامنت زیبایی که گذاشتی الهه جان

        من هم خداروشکر میکنم بابت اینکه اومدم تو سایت و دیدم کنار اسمم دایره ابیه اومده و دیدم به به

        الهه خانم با یه کامنت پر انرژی پاسخ دادن به کامنتم

        ایشالله همیشه از اتفاقای خوب زندگیت برامون تو کامنتا بگی

        و همیشه هرثانیه معجزه ها و همزمانی ها رو ببینی عزیزم❤❤❤✌

        آزادی رو در همه ی جوانب تجربه کنی😍

        و استاد

        استاااد حتی اگه اومدین ایران

        سمینار گذاشتین

        استاد فعالیت سایت رو کنار نزارین 😂

        اینکه بشینی فایل هارو ببینی و کامنت هارو بخونی

        برای چندین ساعت چنان ورودی های مثبت و خوب و درستی میگیری

        چنان باورهایی میسازی که حال خوب اون تایم رو با هیچی حاضر نیستی عوض کنی

        این کامنتا فوق العادن

        ممنونم استاد

        بابت این سایت ❤❤

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      امین ابریشم کار گفته:
      مدت عضویت: 1586 روز

      سلام ودرود دوست عزیز امیدوارم همیشه شاد و سرحال باشید از متنتون خیلی لذت بردم.

      منم مثل شما پلن مهاجرت دارم

      خیلی خوشحال میشم اگه در مورد مهاجرتتون و سرایط و طریقه رفتن و اومدن نشونه هاتون توضیح بدید تا باورهای من و افراد دیگری هم تقویت شه و بتونیم مثه شما انقدر سبک شیم و مهاجرت کنیم.

      🥰🥰🥰

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
      • -
        کوروش گفته:
        مدت عضویت: 2172 روز

        سلام عزیزدلم ❤❤

        امیدوارم که حال دلت خوب باشه امین جان

        امین عزیزم میدونی من بمبارون شدم با هدایت ها😂

        خودم چند ساعت با خودم داشتم حرف میزدم دیروز فقط

        و به شکل کاملا ساده دارم میرم استرالیا شایدم آمریکا

        سعی کردم تمرکز خاص نکنم رو هیچکدوم و دست خدارو نبندم

        ولی یکدونه از این دوتا کشور رو میرم احتمالا زمستون یا بها سال بعد

        برنامه هاش تکمیل شده تقریبا

        ولی دستان خدا که واقعا ازشون متشکرم خیلی زیاد شدن تو زندگیم از وقتی شروع کردم ورودی هامو کنترل کنم

        مثلا یکی که تا قبل از این که ورودی هامو با تمرکز بالا کنترل کنم همیشه راجب زندگی تو ایران حرف می‌زد

        بعدش اومد گفت

        من دوست دارم تمام هزینه رفتن و زبان و اینا همه چی رو بدم

        تو برو استرالیا

        گفت من میدونم اونجا چقدر زیباست

        برو اونجا زیبایی هاشو ببین

        اگر سخت بود برات من هستم

        به شکل خیلی عجیبی این ادم تغییر کرد

        همونی بود که کل صحبتش مالیات و این داستانا بود

        کم کم از اون فضا اومد این فضا که هرجا زیبایی بیشتره باید بره ادم اونجا

        و من فقط مبهوت میموندم که خدایاااااا چججججوری

        احساس خوب و ورودی ها خوب دارن چیکار میکننن با من نه حتی

        با آدمای اطرافم

        و کلی منو راهنمایی کرد از صفر تا صد رفتن

        از زیبایی ها گفت

        از کار و زندگی گفت

        از سطح بالا زندگی و راحتی و هرچی ویژگی خوب بود از طبیعت زیباش و همه چی گفت برام

        و این ادم فقط یکی از اتفاقای عجیب این یکی دو هفته من بود

        کسی که همیشه به همه میگفت

        اینجا باید بترکونیم

        اینجا

        همه چیز اینجائه

        اینجا باید بمونیم

        در طی ۳ ۴ بار دیدنش آروم آروم عوض شد

        شد این ادم با این افکار

        و جالب تر اینکه

        از وقتی من هدایت الهی ۱ و ۲

        فایل نتیجه از آموزه های استاد ۱

        و سفر دور آمریکا رو تمرکزی شروع کردم به دیدن

        هرکی دور بر منه

        ببین امین

        هرکی که ضد و مخالف شدید مهاجرت بود

        طی یکی دوماه

        انقدر نرم شدن

        همه شون میگن بریم

        تازه میگن تو برو دعوت نامه بده به ما 😂😂 کسایی که میگفتن همه چی همینجاس

        آروم آروم هرروز حس میکردم

        دارن شل تر میشن 😂😂 و باورهای قبلی رو میزارن کنار

        الان شاید یه جمع ۱۰ ۱۵ نفره دورم که همه میگفتن اینجا و دنبال نازیبایی های اینجا بودن

        الان میگن نه اونور آب زیباتره

        پس بریم اونجا

        اره امین جان این یکی از اتفاقای جالب بود برام

        بازم هست

        میگم خیلی هدایت شدم

        یعنی من یکم با خدا بحثم شده بود 😂😁 و گفته بودم چرا مشخص نمیکنی دقیق

        گفتم انقدر دقیق باشه که دیگه نگم یک نشونه دیگه بفرست که مطمئن شم

        و امین خدا از هر راهی که بلد بود هدایتم کرد😂

        ایشالله که خودتم بزودی به خواسته قلبی و جایی که دوست داری میرسی پسر خوشتیپ 😍❤

        روز خوبی داشته باشی عزیزم❤❤

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
        • -
          امین ابریشم کار گفته:
          مدت عضویت: 1586 روز

          کوروش دیوونت شدم پسر😅😅

          موقعی که کامنت تو خوندم رفتم تو پروفایلت و علامت اینکه هر موقع کامنت خواستی بذاری به من خبر بده را (روشن کردم).🥰🥰

          افرین به این تعهدت

          افرین به کنترل کانون توجهت

          افرین به ایمانت.

          قول میدم به روزی منم عین تو میام چنین کامنت فوق العاده ای سرشار از عشق مینویسم و میگم کوروووووش منم اومدم پیشت

          و تو امریکا همدیگر را میبینیم و همدیگرو بقل میکنیم و دوست های خوبی میشیم برای همدیگه

          اینو بهت قول میدم.

          نمیدونم زمان دقیق این اتفاق کیه و چجوری میشه که ما همدیگرو ببینیم ولی قانون جهان اینه کبوتر با کبوتر باز با باز.🥹🥹🥹🥹🥹

          See you koroush in USA

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مهدیه حسینی گفته:
      مدت عضویت: 1878 روز

      سلام به شما آقای کوروش

      اول اومدم که شروع کنم به کامنت نوشتن ولی بعد ی لحظه هدایت شدم به سمت کامنت ها من اصلا کامنت های فایل های دانلودی رو نمیخونم بیشتر فایل دوره هایی که خریدیم رو میخونم باهمسرم ولی الان ی لحظه هدایت شدم به کامنت شما دوست گرامی چقد از خوندن کامنتتون لذت بردم و خداروشکر که انقد عالی نتیجه گرفتین اونم فقط از فایل های دانلودی خیلی خیلی تحسین برانگیز هست و خداروشکر کع من رو هدایت کرد به سمت این کامنت و نتیجه زیبا به امید موفقیت های بیشتر شما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      آنا گفته:
      مدت عضویت: 2003 روز

      کوروش عزیز سلام

      چقدر خوشحال میشم میبینم شماهایی را که در سن کم به این درک از آگاهی رسیدین به لطف استاد عباسمنش و پرودگار

      دقیقا شرک پایه‌ی تمام مشکلات هست. مسیری که در پیش گرفتی درست ترینه و میتونی از طریق همین فایل‌های دانلودی رایگان به تمام خواسته هات برسی. زمانی که من و همسرم در سایت ثبتنام کردیم و گفته استاد رو شنیدیم که میگفتن تا از فایل های رایگان نتیجه نگرفتین فایلی نخرید و اولین محصول فروشی را با درآمدی بخرید که از طریق آموزه های من دریافت کردین، تصمیم گرفتیم کل فایل های دانلودی رو درو کنیم.و چند ماه بیشتر طول نکشید به چنان موفقیت‌هایی رسیدیم که مایی که فکرمیکردیم انقد مبالغ دوره ها بالاست که نمیتونیم هزینه کنیم، الان به راحتی هر دوره ای بخواهیم میخریم. بدون توجه به هزینه اش.هرچند ارزشی که این دوره‌ها دارن با پول قابل محاسبه نیست.

      امیدوارم شماهم خیلی سریعتر از چیزی که فکرش رو کنی وارد مدارهای قوی تر ثروت و سلامتی و خوشبختی و آرامش بشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      پرستو سلیمی گفته:
      مدت عضویت: 1212 روز

      به نام خدای ثروت و موفقیت

      سلام دوست عزیز امیدوارم حال دلتون خوب و در حال سپری کردن روزهای شادی باشین که قطعا هستین.. راستش من تازه اومدم تو سایت و فقط فایلهای رایگان رو گوش میدم و اصلا وقت نکردم کامنت بخونم از صبح دوست داشتم برم سراغ مرا به سوی نشانه ام هدایت کن و ببینم چه نشانه ای برام میاد ولی تمرکز رو خواسته ام نداشتم و اینکه من خیلی خیلی دوسدارم مهاجرت کنم و این موضوع تو ذهنم خیلی پررنگه ولی امروز همش میگفتم برا کدوم هدفم نشانه بخوام و به نتیجه ای نرسیدم الان که غروبه و بازم اومدم داخل سایت اصلا به فکر نشانه نبودم و گفتم برم چندتا فایل دانلود کنم که یه فایل نشانه های الهی بود رو دانلود کردم و ناخودآگاه کامنت شمارو خوندم منی که اصلا سراغ کامنت ها نرفتم و بعدش دونه دونه کامنت دوستانی که به شما پاسخ داده بودند و به خودم گفتم پرستوجان خدا هم هدفتو مشخص کرد هم نشانه اش رو برات فرستاد واقعا خداروشکر میکنم خیلی خیلی خداروشکر میکنم که منم امروز نشانهمو دیدم لحظاتتون پر از نگاه مهربان خدا موفق و پیروز باشید دوست عزیز و همه ی دوستان این جمع مثبت نگر️️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      فاطمه گفته:
      مدت عضویت: 2305 روز

      کوروش عزیزم سلام

      این چند روز حسم خوب نبود.

      میخواستم کامنت بخونم هدایت شدم ب منتخبا. گفت برو اول منتخب ها رو بخون. کامنت تو رو که خوندم، یه لحظه حسودیم شد به حسو حالت، میفهمیدمش و مدت هاست تجربه اش نکردم و یه یجورایی دلتنگ اون موقعایی شدم ک مثل تو این حس رو داشتم و انگار از همه چیز رها بودم و روی زمین قدم برنمیداشتم. نوشته بودی فایل های دانلودی رو دانلود کردی نوشتی رفتی سراغ سریال های سایت، چیزی ک دیشب وقتی داشتم فایل رو گوش میکردم بش رسیدم، گفتم باید بارها و بارها و بارها فایل های استاد رو گوش بدم، و همین ک داشتم میخوندم و دوباره تایید شد ک فاطمه، باید بارها و بارها و بارها گوش بدی فایل هارو، باید همش تو گوشت باشن، و همون لحظه انگار نوری تو قلبم روشن شد، راه خروجی از این حس و حال، و اون حس خوبه رو حسش کردم دوباره…. و همون لحظه این قسمت فایل رسید: وقتی که شما روی خودت کار میکنی، هدایت میشی به اتفاقات و آدم هایی ک باعث حس خوب بیشتر تو میشن… خدای من… سرشار شدم از اون حس خوبه، از اون رو هوا بودنه. خدایا شکرت ک به وضوح میگی باید چیکار کنم. دیروز پرسیدم، گفتم نمیدونم چیکار کنم برای خارج شدن از این حس و حال…. و تو جواب میدی، تو اجابت میکنی…

      سپاسگزارم کوروش عزیز بابت نوشتن این حست.

      سپاسگزارم استاد عزیــــــزم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        کوروش گفته:
        مدت عضویت: 2172 روز

        سلام به فاطمه ی عزیز

        امیدوارم که الان دیگه همون حال و هوایی که میخواستی رو داشته باشی

        فاطمه

        منو با این ریپلای که کردی بردی به اون روزا

        دقیق یادمه اون روزو

        اون لحظه به لحظه نوشتن این کامنت

        وسط انجام یه کاری بودم

        کل کار رو ول کردم نشستم اینو نوشتم

        اونم وسط خیابون

        الان دوباره خوندمش

        من دوتا راه استرالیا و آمریکا برام واضح شده بود

        یعنی طوری که انتخاب میکردم رفته بودم

        اینقدر نشونه ها واضح بود

        یادمه اون تایم همه درگیر اخبار منفی بودن

        و اون روزا من با سفر دور آمریکا قشنگ تو آمریکا بودم

        ولی نرفتم

        حس کردم هنوز تو ایران پر نشدم

        سعی کردم ببینم دارم میترسم از رفتن یا حسم واقیعه

        ولی متوجه شدم

        واقعا خیلی راه هست برام اینجا

        هنوز خیلی نتایج هست که اینجا میشه بدست آورد

        و زوده رفتن

        البته که میرم حتما

        ولی وقتی که برای تفریح با یه کمپر بیوفتم به جون 50 تا ایالت آمریکا

        فاطمه امروز روز عجیبی بود برام

        من یه صفحه نوشتم از آینده

        و ضبطش کردم انداختم تو گوشم

        شاید 100 بار پلی شد

        آخر شب

        کسی که می‌گفت اصلا معامله خوب انجام نمیشه و سود نداره

        اون آدم کلا برگشت

        و گفت اتفاقا من نشستم فکر کردم به این دلیل به این دلیل

        اصلا این بهترین معامله ممکنه

        من تعجب نکردم

        چون میدونستم تاثیرش از چیه

        ولی خب خواستم بگم که انشالله تو پاییز زمستون امسال بتونم تیگو 8 پرو ثبت نام کنم

        منی که 2 سال 3 سال پیش پول آب معدنی نداشتم

        تازه من واقعا بقول استاد

        من واقعا 1 درصد شاید رو خودم تونستم کار کنم

        تهش 5 درصد بیشتر امتیاز نمیدم به خودم

        ولی سعی کردم اصل توحید رو بزارم الویت

        گفتم خدایا من باورهامو بزرگ میکنم جای کوچیک کردن خواسته هام

        و بقیش با تو

        فاطمه عزیز

        قسمت شد اینارو اینجا بنویسم

        راستش نمیدونم چرا

        حسم انقدر خوبه که گفتم بنویسم

        همه چیز به فرکانس هامونه

        به کانون توجه

        فاطمه از من به تو

        یه آینده رو بشین بنویس

        و ضبطش کن

        یکسره گوش کن

        حتی روزی که حالت بد بود

        قید همه چیزو زدی و گفتی این چیزا الکیه

        اینو بزار باز گوش کن

        نزار حست بد بشه

        حتی به بدترین وضعیت روحی رسیدی گریه کن بخواب یا هرچی

        ولی برگرد

        سبک شو

        ولی توش نمون

        برگرد تو مسیر

        بقول استاد چندساعت حال بد ادمو از مسیر نمی‌اندازد بیرون

        من دارم از این نوشتن آینده معجزه میبینم

        توام آینده ای که دوست داری رو بنویس

        امیدوارم که هم تو حال خوبم تونست باشم شریکت کنم دوباره

        و هم این حرفایی که خودشون مثل همیشه نوشته شدن و اصلا یادم نمیاد دو خط پیش چی نوشتم

        یه کمکی بکنه

        دلت شاد باشه همیشه فاطمه عزیز ، ایشالله تو کامنت های بعدیت اتفاقای خوبتو بگی و مارک با خودت همراه کنی

        و بازم ممنونم از استاد عزیز و خانم شایسته عزیز

        انشالله همیشه سلامت باشین و غرق خوشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
        • -
          فاطمه گفته:
          مدت عضویت: 2305 روز

          کوروش عزیزم سلام

          نمیدونم واقعا چی بگم

          اشک ریختم وقتی کامنتت رو خوندم، همون روز که کامنتت رو خوندم، بهم راه حل دادی، دست خدا شدی، هدایت شدم به کامنتت، و امروز هم، خدا از زبون تو باهام حرف زد. آره! آدم بالا پایین میشه حسش. اما حرفایی که تو نوشتی، انگار خدا صورت منو گرفت رو به روی خودش و باهام حرف زد. رفتم کامنت قبلیت رو دوباره خوندم،یاد آوری! و دوباره خدا بهم گفت چیکار کنم. از زبون تو. توحید، نوشتن آینده، برگرد هرچقدر حست بد شد، بمون تو مسیر و همه چی درست میشه. رد میشی از این روزا. و من ظهر تو نمازم، بهش گفتم هدایتم کن. حتی نگفتم در مورد چی، فقط گفتم خدایا، خودت هدایتم کن. و الان ک هدایت شدم به سایت سر بزنم، اون دایره آبی تو پروفایل غافلگیرم کرد، بهم حس خوبی داد و هنوز نمیدونستم که فاطمه، خدا جوابتو داد

          کوروش واقعا ازت سپاسگزارم، خیلی زیاد، همیشه بیا و از این کامنت های دلی ات برامون بنویس.امروز خدا از طریف کامنتت باز هم بهم گفت چیکار کنم.

          و ربّی که همیشه پاسخ میدهد…

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      ارسانه عبدالهی گفته:
      مدت عضویت: 1662 روز

      سلام به همه خانواده صمیمی عباسمنش خیلی براتون خوشحالم که هدایت ها ونشونه هارو می بینید منم خیلی دوست دارم برم آمریکا وزیبایی های اونجا رو از نزدیک ببینم خوشحالی شما مثل این بود که انگار من دارم تجربه می کنم براتون خوشحالم من بعد از فاصله گرفتن از سایت دوباره هدایت شدم به سایت الان با تعهد بیشتر فایل هارو گوش می‌کنم وبیشتر لز قبل متوجه میشم ونیاز دارم بیشتر وبیشتر درک کنم وعمل کنم خوشحالم براتون به زودی مهاجرت کنید وخبر رفتن تون رو تو سایت بزارید درپناه خدا شاد وپر روزی باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        کوروش گفته:
        مدت عضویت: 2172 روز

        سلام ارسانه عزیز

        امیدوارم که حال دلت عالی باشه

        ارسانه بنظرم به کانون توجه خودت بستگی داره و احساس لیاقت و تکامل

        چیزی غیر از این 3 تا نیست مهاجرت

        من اون روزا عجیب آزادی میخواستم

        البته که بهش رسیدم

        به آزادی زیادی رسیدم تو همین ایران

        و هنوز آزادی های خیلی بیشتری همینجا برام باید ایجاد شه و خواهد شد

        من فکر میکردم باید برم تا به آزادی بیشتر برسم

        ولی بخاطر همون خواسته و تمرکز و حس خوب

        آزادی بیشتر رو همینجا دریافت کردم

        ولی ارسانه عزیز

        موضوع صحبتم اینکه اون تایم که این کامنت رو نوشتم

        من روزی 5 قسمت سفر دور آمریکا میدیدم

        یعنی من 2 3 بار خواب دیدم که خودم تو جاهای مختلف آمریکام

        حتی مکان هایی رو تو خواب میدیدم

        میرفتم میدیدم تو واقعیت هستن

        و حتی تو یکی از کامنت های سایتم هم نوشتم

        اصلا اصلا اصلا نمیخوام جنبه نصیحت داشته باشه کامنتم

        ولی من خودم خیلی اوایل شبیه یو یو بودم

        یه وقتایی میومدم دوباره ول میکردم

        دوباره میومدم تو سایت و فایل ها

        دوباره خداحافظ

        ارسانه اگر واقعا مهاجرت میخوای

        تمرکزت رو کنترل کن

        من خودم یه تایمی که دیگه به ته خط رسیده بودم

        تازه اومدم کل 700 فایل دانلودی رو گرفتم

        و گفتم دیگه باید تغییر کنم

        و از رفتار یو یو وار دراومدم

        البته که ربات نیستیم

        ولی خواستم بهت بگم که

        تمرکزت رو نگه داشته باش

        مطمئن باش که نتایج چند برابر سریعتر رخ میدن

        و یه تمرینی که من نتیجه عجیبی دارم ازش میگیرم

        و دیشب بهم گفته شد

        یهو اومد تو ذهنم

        این بود که بشینم یه تیکه از آینده رو بنویسم

        و ضبط کنم و گوش کنم

        بهت توصیه میکنم

        چون

        عجیب

        نتیجه

        گرفتم ازش

        من چون یکم برام عبارت های تاکیدی عجیبا و حس خوبی بهشون ندارم

        ولی با این تمرین خیلی خوب تمرکزم طی ساعت های زیادی جمعه روی هدفم

        امیدوارم که هممون توی فلوریدا یه روز با استاد و خانم شایسته سلفی بگیریم و داستانمون رو برای استاد بگیم

        من که هیچوقت یادم نمیره اون روز اول رو

        که انگار یکی اومد گفت ببین

        هیچکدوم از رویاهات قرار نیست بمیرن

        راه دارن

        بیا راهشو بهت بگم

        ایشالله که همیشه دلت خوش باشه عزیزم

        خوشحال شدم بابت کامنتت

        امیدوارم به خواسته هات برسی و اون روز که داری تو آمریکا راه میری کامنت بنویسی و بگی بلاخره شد

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      خوشبخت ترینم گفته:
      مدت عضویت: 1092 روز

      سلام به داداش کوروش عزیز

      وای چقدر شما از ته دل جملات رو پشت هم نوشتی قشنگ مشخصه چقدر خوشحالی

      و چقدر خوبه که هدایت‌هارو درک کردی من بهت تبریک میگم راستش منم انگاری دارم هدایت میشم من یه بار داستان هدایت و تغییر زندگیم رو به طور خلاصه نوشتم تو سایت اما میخوام بگم همش رو مدیون اول هدایت خداوند و بعد استاد عباسمنش عزیزم هستم

      راستش آقا کوروش من گاهی فک میکنم این جایی که من هستم جای واقعیم نیست این افکار همیشه میاد تو مغزم

      من از ایران میرم همراه دخترم و همسرم میرم ترکیه اونجا بچه ی بعدیم دنیا میاد

      من به دلیل ی سری شرایط باید برم و مطمئنم نیروی خداوندی کمکم میکنه

      با توجه به حرفی که مریم جون و استاد گفتن بله درسته من با بعضی مکان‌ها و انسان ها هم مدار نیستم نه به خاطر اینکه فک کنید اونها بدن و آدمای بدی هستن اونا خیلی خوبن و دارن زندگیه خودشون رو میکنن ..‌این منم که باید روی خودم کار کنم

      البته اینم بگم که الان ودر هنسن لحظه از همین چیزایی که دارم خیلی راضیم و خدارو هزاران بار شکر میکنم و نوشتن این عبارات ارزشمند با اذان صبح برام یکی شد..الله اکبر الله اکبر

      خداوند بزرگتر از آن است که وصف شود هر روز که از،خواب پا میشم خدارو شکر میکنم که میتونم امزوز رونفس بکشم ودر کنار انسان هایی که دوسشون دارم زندگیه خوبی داشته باشم .به انسان ها محبت کنم خودم رو تغییر بدم و یادم باشه که من اومدم به این دنیا که فقط شاد باشم و خوبی کنم که صد برابر دوباره بهم برمیگرده من اومدم به این دنبا که این دنیارو جای بهتری برای زندگیه دیگر انسان ها کنم حتی با یک دلگرمی که به یک‌نفر بدم خدایا صد هزار مرتبه شکرت بابت این زندگیه زیبا این جای قشنگ که استاد جانم و مریم جانم نشستن خدایاشکزت استاد رو به این دنیا آوردی و هدایتش کردی تا به وسیله اون ما هم هدایت بشیم خدایا شکرت شکرت شکرت بابت همه چیز هر جا هستین بهوقول استاد جان عزیزم شاد ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      رسول بنادری گفته:
      مدت عضویت: 1727 روز

      سلام دوست خوبم آقا کوروش عزیز امید وارم حالت همیشه خوب باشه و توی این مسیر همیشه مستمر بمونی

      چون من خودم هی میام چند مدتی حالم خوبه نتیجه میگیرم ولی اصلا حواسم نیست تا ب خودم میام میبینم دور شدم از این مسیر امید وارم همه ی ما توی این مسیر مستمر بمونیم

      نکته ای از کامنت ارزشمندت ک توی مغز من زنگ زد این بود ک

      تعهد دادی ب خودت ک باید با همین فایل های دانلودی نتیجه بگیری و نتایج بزرگ داره اتفاق میوفته

      اول خیلی قشنگ خدا منو ب این فایل هدایت کرد و این ضعف من رو بهم گفت

      ضعف عدم تمرکز

      من طبق چیزی ک فکر میکردم ب خودم گفته بودم هر هفته بیام یه جلسه از دوره ی عزت نفس رو ببینم و دفعه ی چندممه ک دارم مرورش میکنم، ب خودم گفتم بیام از جلسات ابتدائی شروعش کنم

      ولی طبق این فایل از خدا هدایت میخوام از هر فایلی ک اون گفت شروع میکنم و میرم فایل بعدی

      و رفتن ب فایل بعدی هم دست خودش بزارم هرموقع موقعش شد بهم بگه

      و چیزی ک خیلی مهمه تمرکزه

      وقتی من ب خودم میگفتم ک هر جلسه رو یک هفته میخوام ببینم، توی ذهنم بیشتر این بود ک سریع دوره رو تموم کنم پیش میومد چند روز از یک هفته میگذشت فایلی رو نمیدیدم، اصلا تمرکزم رو اون نبود چون میگفتم جلسه بعدی هم هست

      ولی الان ب خودم میگم

      با همین یک جلسه ک هدایتم کرده خدا

      این سوال رو از خودم بپرسم ک

      : اگه فقط همین یه فایل ارزشمند رو داشتی و میتونستی توی همه ی جنبه های زندگیت ازش استفاده کنی ، چطور گوشش میدادی، چطور تمریناتش رو انجام میدادی؟

      ک فقط تمرکزم بره رو همین فایل و ن هیچ فایل و دوره ی دیگه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    فرشته باقری گفته:
    مدت عضویت: 1708 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلاااام استاد عشق و مریم عزیزم که انقدر آرامش از صورتت میباره

    وقتی فایل و دیدم گفتم من باید برای این فایل کامنت بزارم و از خدای مهربونم هدایت میخوام تا بهترین جملاتو به زبونم بیاره …

    واقعا چقدر قلبم آروم گرفت وقتی فایل هدایت و نگاه کردم واقعا همه چیز هدایت پروردگارمونه اون قسمتی که استاد گفتند ما میگیم خدایا هدایتم کن ولی یجورایی دوست داریم از مسیری که ما میخوایم و تو ذهنمونه خدا هدایتمون کنه و این دقیقا بزرگترین مشکل من بود که فکر میکردم به خدا اعتماد دارم و ازش هدایت میخوام

    الان متوجه شدم و تونستم درک کنم که وقتی خودتو رها میکنی، وقتی خودتو بخدا میسپاری و روی شونه های خدا میشینی یعنی دیگ ذهنتو خاموش کنی از هر مسیر های محدودی که ذهنت میشناسه

    و بخدا اجازه بدیم و دستش رو باز بزاریم تا هدایتمون کنه و ته قلبمون ایمان داشته باشیم و اپسیلونی هم نا امیدی و نگرانی توی وجودمون نگه نداریم

    آره من تازه تونستم درک کنم و خدارو شکر میکنم که هدایت شدم به این فایل فوق العادهههه

    میخوام داستان هدایت خودمو بگم که خودم خیلی براش ذوق دارم

    من دوسالی بود دانشگاه ها مجازی بود و تصمیم گرفتم برم سرکار پولامو جمع کنم که بتونم لپ تاپ بخرم برای رشتم ( اونموقع استاد رو میشناختم ولی خیلی رو خودم کار نمیکردم)

    دوسال کار کردم ولی هرچی در میوردم نمیفهمیدم چطور تموم میشد لپ تاپ ک نتونستم بخرم که هیچ هرماه پولم کم میوردم

    تا دیدم دوسال شد کاردانیم تموم شده و من هیچ پیشرفتی نکردم لپ تاپ هم ندارم چون میخواستم نرم افزار رویت که مربوط به رشته ی معماری هست رو یاد بگیرم و کارمو شروع کنم….

    دیگ گفتم باید یه تغییری بکنم کار کردنو گذاشتم کنار گفتم میخوام بمونم خونه رو خودم و باورام کار کنم چون میدونستم دلیل اینک نمیتونم لپ تاپ بخرم چیه (چون خیلی به خواستم چسبیده بودم و همش غر میزدم) گفتم من رهاش میکنم و روی خودم کار میکنم

    تا اینک باید برای کارشناسی ثبت نام میکردم و منتظر جوابای کارشناسی موندم

    پدرم میدونست ک من خیلی نیاز به لپ تاپ دارم،

    شاید باورتون نشه برای خودمم خیلی سخت بود باورش بدون هیچ تلاشی، بدون هیچ تلاشیییییی پدرم برام یک لپ تاپ خرید و من از خوشحالی در پوست خودم نمیگنجیدم واقعا اون موقع قانون رهایی و درک کردم، چون واقعا رهاش کردم گفتم اقا من این خواسترو دارم دیگ هروقت اومد منم ازش استقبال میکنم

    ولی بعد چند روز که جواب کارشناسی اومد یکم حالم گرفته شد چون من قبول نشده بودم و خیلی عجیب بود که افراد با معدل پایین تر از من قبول شده بودن و من مردود شدم….

    خیلی منو به فکر فرو برد که چه دلیلی میتونه داشته باشه این موضوع؟؟؟

    متوجه شدم این خیریت خیلی بزرگی داره این هدایت خداست و الان بغض کردم🥺

    خدا با قبول نشدنم بهم گفت دختر نازم بشین خونه نرم افزاری که میخوای و با تمرکز یاد بگیر، روی باورات کار کن الانم شرایط ایران خوب نیست همش جنگ و بکش بکشه نری بیرون بهتره که ذهنت درگیر بشه بشین با خیال راحت کاراتو انجام بده بعدا میفرستم بهترین دانشگاههه

    بخدا همینو شنیدمم ازش و انقدر الان از قبول نشدنم خوشحالم ک باورم نمیشههههه

    و دارم روی نرم افزاری که گفتم کار میکنم و من قدم اول و برداشتم و منتظر قدم بعدی میمونم با صبر، صبری که پر از امید و حال خوبه

    برای همتون این حال خوب رو آرزو میکنم😍❤💕 عاشقتونم که تا اینجا کامنتمو همراهی کردید🍓

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 257 رای:
    • -
      الهه رشیدی گفته:
      مدت عضویت: 2518 روز

      به نام خدای وهاب

      سلام فرشته ی عزیزم

      این کامنت زیباتون بهم یه دنیا حس و حال خوب رو هدیه داد

      چقدر شما عزیزم رو تحسین میکنم به خاطر اینکه به ندای قلبت گوش دادی و اون قدم اول رو برداشتی و خدا میدونه چه اتفاقات خوبی در پیش رو داری به خاطر این ایمانی که نشون دادی عزیزدلم

      و چقدر این داستان زیباتون برا خریدر لپ تاپ برام جذاب بود چون منم خیلی وقته که میخام لپ تاپ مو عوض کنم و یه لپ تاپ جدیدی بگیرم و امروز خدا با کامنت زیباتون بهم گفت به زودی بهت هدیه میدم الهه

      و خدارو هزاران بار شکر میکنم به خاطر وجود ارزشمند استاد و مریم جان و شما دوستای عزیزم و این خونه ی بهشتی مون که دارم کلی کنارتون بزرگ میشم و رشد میکنم

      خدایا شکرت

      عاشقتم فرشته ی زیبای خدا

      ادامه میدیم این مسیر الهی رو مصمم تر و قوی تر و قدرتمندتر و با اراده ی پولادین مون همراه با الله یکتا

      خدایا تنها و تنها خودت برامون کافی هستی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
    • -
      علیرضا قهرمانلو گفته:
      مدت عضویت: 1291 روز

      سلاام هم فرکانسی . الان داشتم کامنتت رو میخوندم و اینکه چجوری متوجه داستان هدایتت شدی و اجازه دادی که هدایت بشی .با خوندنش حسم خیلی خوب شد گفتم بیام ریکامنت بدم. خوشحالم که به خواستت رسیدی امیدوارم همینجوری تکاملی و خیلی سریع به بقیه خواسته هات هم برسی👍👌

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • ناشناس گفته:
      مدت عضویت: 3897 روز

      دلیل اینکه نتونستین لب تاپ بخرین اینه لب تاپ ۴ میلیونی طی دو سال شده ۳۰ میلیون تومان اما حقوق شما نهایتا ده درصد رفته بالا به شکل منطقی و محاسباتی شما نمی‌تونستین لب تاپ بخرین دلیل اینکه الان لب تاپ دارین اینه که پدر محترمتان دیده هر چی تلاش کردین نتونستین بخرین خونه نشین شدین خودتون با خودتون فکر میکنین نه درس میخونین نه سرکار میرین بنده خدا برای اینکه شما افسرده نشین هرطور شده رفته خریده واستون ، خیلی از پدر مادرا اینجورین واسه بچه هاشون از همه چی میگذرن ، دلیل اینکه که کارشناسی قبول نشدین اینه که با خودتون درگیر بودین نه سرکار رفتین نه درست درس خوندین دیدگاه الانتون که خدا بزرگه و کمک میکنه خیلی زیباست اما اینکه الان خوش حالیت که قبول نشدین خیلی مخربه دلیل اینکه قبول نشدین خودتون بودین نه خداوند به نظرم اگه می‌خواین قبول شین شروع کنین به تلاش کردن نه توهم زدن، اینا نظر منه شاید درست نباشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
      مدت عضویت: 2021 روز

      سلام و درود خدمت شما و دوستان.

      فرشته خانم چقدر از خدا سپاسگزارم که هدایت شدم و این کامنت زیبای شما را خوندم.

      خیلی خوشحال شدم که دیدم قانون چقدر زیبا جواب داد و خداوند اون خواسته شما را بهتون داد.

      من خودم چندتا چیز از خدا خواستم و همش ذهنم میرفت سمت اینکه چطور میخوای بهش برسی.

      اما امروز با این فایل زیبای استاد و این کامنت زیبای شما بیشتر از قبل دارم به ذهنم ثابت میکنم که خودم رو رها میکنم و مطمئنم خدا مرا به خواسته ام میرسونه.

      چقدر خوبه که ذهنتون رو کنترل کنیم و چقدر کنترل ذهن تاثیر گذار هست بر زندگی ما.

      الان سر کارم و اگه میشد گریه میکردم از سر شوق از سر ذوق از سر اینکه چقدر خدای یکتا، خدای بزرگ، خدای نزدیک، خدای هدایتگر، خدای فراوانی، خدای وهاب بخشنده و مهربان هستند.

      چقدر زندگی من زیبا شده با این آموزه ها و این کامنت ها.

      چقدر به همزمانی بیشتر و بیشتر دارم پی میبرم. ❤️ 🌹

      امیدوارم همیشه و هر روز هم شما و هم تمام دوستانی که در این سایت و هم فرکانس با من، شما و استاد و مریم خانم عزیز هستند به راحتی به خواسته هاشون برسند.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      بهاره صرام گفته:
      مدت عضویت: 1536 روز

      سلام عزیزم

      چقدر حس ارامش و عجله و هبجان باهم توب کامنتتون به من رسید 😍🤗

      عزیزم همینجوری که گفتی وقتی روی خودت کار کردی ،خداوند از بی نهایت دستی که روی زمین داره از طریق پدر جانت بهت هدیه داد و شما لپ تاب و دریافت کردی

      خداروشکر که چقدر برنامه ریزی خدای قشنگ حرف نداره خوشحالم واست عزیزم 😍

      خداروشکر که حست خیلی خوبه.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      رضا باقری گفته:
      مدت عضویت: 2700 روز

      سلام خدمت شما امیدوارم همچنان حالتون خوب باشه

      با این که تاریخ کامنت شما برای چند ماه پیش هست ولی برای من اولین کامنت اومده و منم بعد از خوندن کامنت شما دیدم چقدر اتفاقاتی که تجربه کردید مشابه زندگی منه

      اون قسمت رهایی که توضیح دادین منم دقیقا برای خرید ماشین تجربه کردم و وقتی رها کردم وبه خدا سپردم،خداهم من رو در بهترین شرایط و زمان ممکن هدایت کردومن ماشین صفر با بهترین قیمت خریدم

      منم در طول تحصیلم یه جاهایی شکست خوردم با این که تمام تلاشم رو کردم واگر برگردم به گذشته هیچ کاری باقی نمونده که بخوام انجامش بدم ولی خب نتیجه دلخواهم رو نگرفتم با این که اینستا رو پاک کردم و جلو نشتی انرژی رو گرفته بودم و تمرکزی تلاش میکردم ولی از خدا هدایت خواستم و گفتم نشونه هارو برام بفرست و دلیل این شکست رو بهم بگو که همون موقع وارد سایت شدم و به سمت فایل الگو برداری از افراد موفق قسمت 4 هدایت شدم و چندین و چند بار این فایل رو دیدم و نکاتش رو یادداشت کردم و اشک میریختم و خدارو شکر میکردم بخاطر این نشونه ها و اتفاقات به ظاهر بد که آخرش برای ما خیره.اگر تا الان این فایل رو ندیدین بهتون پیشنهاد میکنم حتما ببینید.

      یه جایی از فایل استاد میگه برای همه ما پیش اومده که خواسته ای داشتیم ولی اونجوری که ما میخواستیم پیش نرفته و اتفاق نیوفتاده ولی بعد که توکل مون رو حفظ میکنیم و ادامه میدیم و تلاش میکنیم به خواسته مون میرسیم،تازه متوجه میشیم که زمان مناسبش الانه وبرنامه خداوند چقدر قشنگ تر از برنامه های ماست و من الان ظرفم بزرگ شده وآمادگی دریافت این نعمت ها رو دارم و الان قشنگه،الان جذابه…

      و قطعا برای ما هم همین طور هست

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1618 روز

      بنام خداوند بخشنده مهربان

      دوست عزیزم چقدر خواسته شما مشابهت با خواسته منه!

      منم از خداوند یه سیستم عالی برای کارم میخام.خداوند بهم الهام کرده بهم میده..هدایتهاش هر لحظه برام میاد برای تمام خواسته هام..

      و نکته زیبایی که دوستدارم اینجا منشنش کنم.امروز روز جمعه با این فایل و سفر به دور آمریکا قسمت 179.بازم این همزمانی رو خداوند بهم نشون داد..تا بهم بگه مسیرت هر روز داره روشنتر میشه..

      بیشتر مواقع جاهایی قرار میگیرم که همون لحظه الهامات پروردگارمو میبینم..

      دقیقا بجایی هدایت میشم که خداوند باهام صحبت میکنه..

      دقیقا تو تنهاییم..خداوند بهم گفت مسیرت درسته.ادامه بده همه چیز بهت میدم..

      این همزمانی خداوند لحظه به لحظه همراهم هست..

      دوست عزیزم همه ما در این مسیر زیبای خداوند زندگیمون هیچ ربطی به قبلا نداره..

      درهایی برویم باز میشه که فقط از تمام وجودم میگم خدایا دوستت دارم..

      نور آبی رنگ خوشرنگی هر لحظه با نوشتنم روی دستم میشینه..

      اینقدر این هدایت الله زیاده دوستدارم هر لحظه بگم خدایا دوستتدارم.تو تمام منی.

      تو ثانیه های وجودمی.

      من بجز خودت هیچ کسو ندارم

      یه عمر از تو رویگردان بودم

      هر چه باهات عشق بازی میکنم کمه.

      دوست عزیزم از شما هم تشکر میکنم بابت پیام زیباتون

      استاد عزیزم من شبانه روز دعا گویت هستم که اینقدر زیبا داری الهامات پروردگار را برای ما واضح میکنید..

      این فایل نشانه روز جمعه منو دگرگون کرد.

      آب پاکی روی قلبم ریخت دیگه نگران چیزی نباشم.

      بتونم در مقابل باورهای محدود کندده ام باایستم و روشون کار کنم.

      سپاس بیکران…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    هانیه حساس گفته:
    مدت عضویت: 2065 روز

    بسم الله النور

    به نام خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم می کنه

    اول که عکس فایل رو دیدم فکر کردم یه قسمت دیگه از سفر به دور آمریکاست. اما بعد دیدم عنوان و دسته ش چیز دیگه ایه. استاد جان یه فایل عالی برامون تو سفر ضبط کرده…چی بهتر از این؟ چقدر عالی و ارزشمند

    واااااااو چه آسمون آبی؛ چه تصویر فوق العاده ای…صحرای پر از برف!!! فکر نکنم برف باشه استاد…..از همون شن های سفید قشنگه گمونم…واقعا انرژیش رو میشه حس کرد…چه فضای خداگونه ایه …چقدر زیباست … بله بله درست حدس زدم….شن های سفید روان هستن که مثل آرد نرمن. چقدر تحسنتون می کنم که همیشه توی همچین فضاهای بکری بدون کفش و به قول معروف پابرهنه راه می رین و انرژی ناب زمین رو از پاهاتون دریافت می کنین….

    اوکی پس ما توی White Sand National Park هستیم…چقدر قشنگه زیبایی ببینیم و بشنویم و کلام خدا رو تو این فضای روحانی و پر انرژی از کلام بنده خوب خدا بشنویم

    همین اول اشکهام سرازیر شد…خدای من!!! چی داری به من هانیه می گی؟! من هفته ای که گذشت همه ش همین رو می گفتم و توی ستاره قطبی و نیایش های صبح هام سوره حمد رو این چند روز تکرار می کردم…می گفتم خدایا کمکم کن همین یک سوره رو بفهمم..همین ایاک نعبد و ایاک نستعین رو بفهمم و با همه وجودم زندگی کنم…با همه وجودم می خواستم : اهدنا الصراط المستقیم …صراط الذین انعمت علیهم…غیر المغضوب علیهم و لاالضالین … هر روز میخوام خدایا هدایتم کنه به مسیر مستقیم…به مسیر و مدار اونهایی که بهشون نعمت دادی….نه اونها که بهشون خشمگین شدی و نه گمراهان … هر روز می گفتم خدایا الحمدلله رب العالمین ….کمکم کن فرق الله و رب رو تو همین یه جمله؛ همین یه آیه بفهمم که تویی که تنها فرمانروای جهانی و ستایش مخصوص توست …من از تنها فرمانروای جهان کمک میخوام و فقط و فقط اون رو می پرستم…من این هفته و خصوصا این سه روز اخیر هر روزم با این آیات و درخواست از خدا برای درک بیشتر و عامل بودن بهشون گذشت و الان که شما استاد عزیزم همینها رو گفتین و این آیات رو خوندین؛ مثل روز برام واضح شد که خدا داره بهم میگه: آفرین هانیه!‌ همین فرمون برو جلو…همین راه درسته..ادامه بده…محکم تر و قوی تر؛ مصمم تر و مومن تر پیش برو

    وای از این فضا استاد … گوارای وجودتون این حال خوب..گوارای وجودتون این همه انرژی روحانی و الهی که تو اون فضا جاریه…تحسینتون می کنم برای اینهمه متعهد بودنتون…برای بودنتون تو مدار زیبایی ها و نعمت ها و رزق بغیر حساب خداوند…هدایتتون به این مکان فوق العاده هم رزق بغیر حسابه … گوارای وجودتون خلوتی که با خدای زیبای زیبابین داشتین و خلق کلی خواسته جدید در قلبتون … مبارکتون باشه اجابت تک تک خواسته هاتون

    من اشک هام بند نمیاد…خیلی منقلب شدم از دیدن این فضا و صحبت های اول فایل…خدا می دونه در ادامه چه کلام نورانی دیگه ای قراره بشنوم و چقدر منقلب بشم

    مریم جانم چقدر تحسینت می کنم بابت توجه به این همزمانی ها و هدایت هاتون توی سفر…همین توجه کردن و نوشتنشون و اینجا دوباره مرورشون با ما؛ شما رو توی همین مدار و فرکانس همزمانی ها و هدایت های بیشتر و تجربه های لذت بخش بیشتر قرار میده. چقدر تحسینت می کنم که امروز که بلند شدی و این هدایت رو شنیدی؛ اقدام کردی و شروع کردی به نوشتن این همزمانی ها

    ۱- همزمانی توی خلق همین سفر به دور آمریکا : چقدر جالب استاد که شما یه برنامه سفر دیگه داشتین و حتی بلیت هم گرفته بودین و دودل بودین و منتظر هدایت … چقدر ازتون یاد می گیرم..چقدر شما واقعا و عملا قانون رو زندگی می کنین…چقدر هوشیارین به نشونه ها و هدایت ها و وقتی نشونه واضح رو دریافت کردین حتی خرید بلیتتون و بهایی که پرداخت کردین هم شما رو منصرف نکرد که به نشونه و هدایت الله اعتنا نکنین و این یعنی ایمان…ایمانی که عمل می آورد و هدایت شدین به این سفر رویایی و زیبا داخل آمریکا

    ۲- خرید تراک کمپر :‌ چققققققدر جالب بود…. واقعا عجب برنامه ای چید خدا…راسته که خدا کار نمی کنه؛‌ شاهکار می کنه! سفر رو کنسل کنین … برنامه سفر آمریکا بذارین برای دو سه روز آینده …بین تراک کمپر و ون دودل باشین و چون زمان کوتاهه به نتیجه برسین که تراک کمپر الان گزینه بهتر و در دسترس تریه براتون و بعد از سرچ از کمپانی ببینین چندین ماه باید منتظر باشین و بعد هدایتی متوجه بشین که یه نفری که تراک کمپری با سایز و وزن و ویژگی های دلخواه شما خریده وبرای ماشین اون کوچیکه رو برای فروش گذاشته و از قضا اون هم دو روز زمان داره برای فروشش …خدااااای من!!!! و بازم از قضا پول نقد بخواد و شما بخاطر سفری که مهیاش بودین پول نقد هم داشته باشین والا با توجه به آخر هفته و تعطیلی بانک ها این معامله انجام نمیشد….الله اکبر!! کی می تونه اینها رو بچینه؟ کدوم مدیر برنامه ای؟‌ خدایا تو بی نظیری…تو بی نهایتی … تو علیمی … چطور از نیاز هرکدوم ماها تو نقاط مختلف این دنیات باخبری و نیازها رو رفع می کنی به این زیبایی؟

    خداااااای من شما داشتین میومدین ایران استاد؟ باورم نمیشه … الان نمی دونم چی بگم…هم خوشحالم و هم ناراحت …اما نه! بیشتر خوشحالم که کنسل شد سفرتون…چون الان شرایط سفر برای من باتوجه به کارم مهیا نیست و اگه شما ایران بودین من با سر باید میومدم و خودم رو می رسوندم بهتون…خدا خواسته توی شرایط بهتر این دیدار برنامه ریزی بشه … ایمان دارم توی شرایط پر از آرامش و امنیت و آزادی قراره شما رو از نزدیک ببینم … حالا توی هر موقعیت مکانی که خودش می دونه…مهم اینه که من در بهترین مکان در بهترین زمان باشم و تو این مدت هم رشد تکاملیم رو طی کنم تا در مدار دیدار شما از نزدیک قرار بگیرم. قانون مدار و فرکانس میگه نمیشه در مدار و فرکانس مختلف با فرد یا محیطی باشی و اونجا قرار بگیری…جهان تو رو دور می کنه از محیط و افرادی که با تو هم فرکانس نیستن.

    وقتی روی خودت کار میکنی؛ وقتی تسلیم هدایت خدایی؛ فقط سمت خودت رو عالی کار می کنی و اون وقت خدا هدایتت می کنه به شرایط بهتر و موقعیت های عالی تر و برات نشونه می فرسته و هدایتت می کنه که فاصله بگیری از جایی و موقعیتی که هم فرکانس تو نیست و تو وقتی تسلیم باشی دیگه با عقل و ذهن خودت کار نمی کنی و پیش نمیری…حتی اگه از دو ماه قبل بلیت گرفته باشی و چمدونت رو هم خورد خورد جمع کرده باشی و پلن های دور و درازی هم ریخته باشی. پای هدایت که میاد وسط؛ تسلیمی و عامل ترین…تحسینتون می کنم استاد عزیزم و باز هم ازتون یاد گرفتم و می گیرم

    جمله طلایی که مربم جون نقل کردین از استاد : تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا؛ بدون استثنا؛بدون استثنا؛ حاصل کانون توجه ما و باورهای خودمونه …

    درباره سفرهای بدون برنامه و هدایتی استاد باید بگم من خودم از اونهایی بودم که همیشه باید برنامه سفرم مشخص می بود…یعنی این رو جزو نظم و برنامه ریزی می دونستم و دلم میخواست یه پلن مشخص برای سفرهام داشته باشم و همسرم برعکس من آدم در لحظه و چقدر همیشه حرص می خوردم که ایشون برنامه مشخص نداره … البته فکر کنم اینکه ایشون دفتر فنی دارن و مثل من کارمند نیستن هم بی تاثیر نیست. چون خودش می تونه تنظیم کنه کی برگرده سر کارش و من نه…همون بحث آزادی زمانی که خواسته پررنگ منه … اما از وقتی با شما آشنا شدم و سفرهاتون و زندگی در بهشت رو دقیق تر دنبال می کنم من هم راحت و رها بودن رو دارم تمرین می کنم و به وضوح می بینم چقدر سبک و رها هستم و لذت بیشتری می برم..نمونه ش همین عید امسال و سفر به اصفهان زیبا که جزو بی نظیرترین و عالی ترین سفرهام بود

    ۳- همزمانی تولد راین و رفتن به کانزاس سیتی و هدایت به کلی نشنال پارک زیبا

    ۴- همزمانی رسیدن به یلوستون درست تو آخرین روزی که اجازه اقامت توش بوده … بودن در بهترین زمان از نظر آب و هوایی و بعد از رفتنتون از اونجا؛ باریدن برف سنگین تو اون موقعیت

    ۵- همزمانی تماس دوست هاتون و رفتن به سمت راس و تیفانی و مساعد بودن هوا برای پرواز

    ۶- هدایت به ترما پلیس از طرف راس و تیفانی و اینکه خود استاد دخواست آب گرم رو بدن و این هدایت رو دریافت کنن

    ۷- هدایت به آدام و آب گرم

    ۸- همزمانی آشنایی با خانواده جیسون و شب رویایی دور آتیش

    خدایا تو هر لحظه هدایت می کنی؛ این منم که باید بشنوم…خدایا ذهن منطقیم رو خاموش کن و قلبم رو باز کن…هر روز می نویسم خدایا شنواترم کن؛ بیناترم کن به هدایت هات؛ به درک بودنت؛‌ به تسلیم بودنت؛ خدایا هر لحظه به الهاماتت بینا و شنوام کن…خدایا من رو رو دوشت سوار کن و تو من رو راه ببر…هرجایی که تو بگی..هر کاری که تو بگی …چون تو بر خودت وظیفه کردی که اجابتمون کنی به شرط ایمان و تسلیم من

    ۹- همزمانی کار توی لس آنجلس و برنامه دیدار حضوری با بچه های سایت که من بی نهایت تحسین می کنم این عزیزان رو

    ۱۰ – توقف در یه شهر کوچیک و نزدیکی به نمایندگی فورد و چقدر جذاب که ابتدا اینترنت قطع باشه و فکر کنن که شما از قبل وقت گرفتین و بعد از تموم شدن کارهاتون؛ اینترنت وصل بشه و متوجه بشن شما از قبل رزرو نکرده بودین و کلی خدمات هم گرفتین…اینه برنامه ریزی خدا

    رب من

    من رو شنواتر و بیناتر کن به دریافت هدایت هات؛ من رو تسلیم تر کن برای عمل به هدایت هات؛ من رو عامل تر کن رب من…خدایا من رو به آزادی مالی و زمانی برسون تا تجربه کنم این مدل سفرهای هدایتی رو نامحدود و بدون تایم لاین مشخص و صرفا با هدف لذت بردن و دیدن زیبایی ها. خدایا هدایتم کن یادم بیاد کجاها دل به تو دادم و از برنامه ریزی های ذهن منطقیم تبعیت نکردم و نتیجه عالی بوده…از خودت میخوام یادم بیاری و بنویسم تا این مرور و تکرار؛ ذهنم رو عادت بده به این کار و لاجرم نتایج زیباتری رو تجربه کنم

    چیزی که الان یادمه سفر عیدمون به اصفهان بود. خب ما از قبل فکر می کردیم مثل هرسال میریم شهرمون به دیدن خانواده ها و البته که خواسته قبلی من این نبود و دلم یه سفر می خواست. دختر من امسال سال آخر دبیرستانه و کنکور داره و موسسه ای که باهاش کار می کنه ازش مشاوره می گیره اصفهان هست..خود همین هم و انتخاب و ثبت نام تو همچین موسسه ای که توی شهر محل اقامتمون نیست هدایت خدا بود. خلاصه اواخر سال ۱۴۰۰ مشخص شد که این موسسه یه اردوی مطالعاتی برای بچه های پایه ۱۱ و ۱۲ گذاشته که یه فرصت خوب بود برای جمع شدن بچه ها دور هم و استفاده از انرژی جمعی و ارتباط فیس تو فیس با مشاورهاشون. خب راه ما خیلی دور بود؛ پرواز مستقیم به اصفهان هم نبود و ماشینمون هم فروخته بودیم. خلاصه توی روزهای آخر ما تصمیم گرفتین که بریم اصفهان و به قول معروف هم فال و هم تماشا باشه؛ اما چون شب عید بود و ما هم دیر اقدام کرده بودیم و خب اصفهان هم شهر توریستیه؛ پرواز تهران – اصفهان راحت جا نمیداد. زاهدان – تهران رو گرفتم ومسیر بعدی رو سپردم به خدا و گفتم یه جوری جور میشه اگه قرار باشه بریم. فوقش اینکه زمینی میریم از تهران و یه ماشین رنت می کنیم. برای اقامت هم هر هتل و سایتی می زدیم و تماس می گرفتیم جا نمی داد و اونم دیگه سپردیم که همونجا پیدا می کنیم یه جای خوب

    فرداش عصر یعنی یک روز قبل از بلیت تهرانمون؛ بلیت ها رو چک کردم و تونستم بلیت تهران – اصفهان که باز شده بود رو برای فردا صبح روزی که تهران می رسیدیم بگیرم و درست لحظه ای که گفتم خدایا برای اقامتمون هم خودت جور کن…همسرم زنگ زد و گفت دوست یکی از دوستاش که اصفهانه امروز زنگ زده بوده به دوستش و صحبت شد و اینم گفت که دوستمون داره میاد اصفهان و هتل نتونسته پیدا کنه. استاد ایشون حضوری رفته بودن یکی از همون هتل هایی که من تلفن زده بودم و گفته بودن تکمیله؛ برامون برای ۴ شب جا گرفته بود و همسرم هم هر ۴ شب رو پرداخت و رزرو کرد و به همین راحتی و با نهایت ارزشمندی همه چیز جور شد

    مدتی که اصفهان بودیم هم پر از هدایت ها و هم زمانی ها و برنامه ریزی بی نظیر خدا بود. اینکه من و همسرم خیلی دلمون می خواست هتل عباسی اصفهان باشیم و اونجا جا نمیداد..هتلی که اون دوست عزیزبرامون گرفته بود؛ روبروی همون هتل عباسی بود. شب ها می تونستیم بریم توی محوطه و باغ بی نظیر اون هتل قدم بزنیم و از فضاش استفاده کنیم و ساعتها بشینیم و آش و بستنی و هرچیزی که سرو می شد بخریم و استفاده کنیم. بی نظیر بود اون هتل و خوشحال و سپاسگزار بودم از اینکه نزدیک این هتل هستم و میتونم رایگان از فضای سبز محوطه ش استفاده کنم.

    استاد روز سوم؛ هتلی که بودیم گفتن مدت اقامتتون تموم شده و هرجور همسرم براشون با رسم شکل :) توضیح داد که ما ۴ شب رزرور کردیم و … متوجه نمیشدن..تا جایی که گفتیم حتما خیره و می گردیم دنبال یه هتل دیگه و چون قرار بود من یک هفته بیشتر بدون همسرم اصفهان بمونم تا زمانی که اردوی مطالعاتی دخترم توی دانشگاه اصفهان تموم بشه همسرم وسواس بیشتری داشت که جای خوبی بگیریم که خیالش راحت باشه. غروبش داشتیم قدم می زدیم من و همسرم توی همون خیابون که از جلوی هتل عباسی رد شدیم و یکهو؛‌ انگار یکی بهش بگه..همسرم گفت بریم اینجا هم بپرسیم و راهش رو کج کرد و دستم رو کشید به سمت هتل عباسی!!…رفتیم رسپشن و گفتیم از این تاریخ تا فلان تاریخ اقامت می خواییم…بسیار خوش برخورد و عالی بودن و چک کردن و برای فرداش اوکی دادن و برای هفته بعد هم گفتن به احتمال بالای ۹۰ درصد می تونیم بهتون اقامت بدیم چون هفته دومه و مسافرها کم کم میرن..فردا صبح خبر بگیرین….استاد مات و مبهوت بودیم از این هدایت بی نظیر خدا…من و همسرم انگار رو ابرها بودیم..اصلا باورم نمیشد اینجوری یهو راهمون کج بشه و بریم از هتل عباسی که اونقدر دوست داشتیم اونجا باشیم بپرسیم و اونها هم اتاق خالی داشته باشن.

    ناگفته نمونه استاد که فردا صبح همون هتلی که اقامت داشتیم بهمون گفتن اشتباه حساب کردن و ما یک روز دیگه هم می تونیم بمونیم و ما خودمون نخواستیم و رفتیم هتل عباسی و با عزت و احترام برای کل هفته بعد رو هم تونستیم رزرو کنیم و همون روز هتلمون رو از این ور خیابون بردیم اونور خیابون و نگم که چقدر روزهای بی نظیر و فوق العاده ای رو اونجا تجربه کردیم…بعدش هم که همسرم و پسرم رفتن شمال من با نهایت عزت و ارزشمندی اونجا بودم و چند شب هم دخترم میومد پیشم و خلاصه همه چیز دست به دست هم داد که به راحت ترین شکل ممکن؛ خواسته رفتن اصفهان و دیدن و اقامت توی هتل عباسی برام رقم بخوره و خواسته مهمم که خلوت و تنهایی بود و چقدر به همه ما خوش گذشت … من و دخترم با بودن کامل توی اصفهان که خواسته قلبی هردومون بود…همسر و پسرم هم با بودن یک هفته اصفهان و یک هفته شمال که اونم خواسته قلبی شون بود و با این شرایط هر چهارنفرمون بهمون بی نهایت خوش گذشت در نهایت استقلال و احترام به حریم شخصی همدیگه…همینجا اینو هم بگم اینم از دستاوردهای من از آموزه های بی نظیر شماست والا من یک آدم بی نهایت آویزون بودم که معتقد بودم زن و شوهر باید بهم وصل باشن همیشه و همه جا ولی الان واقعا از این دلبستگی بدون وابستگی لذت می برم و همه مون واقعا خوشحالیم

    همونجا باز یه اتفاق جذاب افتاد که یکی از روزهایی که ما رفته بودیم سی و سه پل متوجه شدیم آب رو که مدتها بود بسته بودن باز کردن و همون زمانی که ما اونجا بودیم زاینده رود زیبا پرآب بود و من و همسرم یه پیاده روی عالی و جذاب توی رودخونه داشتیم

    نگم از راننده هایی که در خدمت ما بودن و بهترین جاهای اصفهان و بهترین محصولات و سوغاتی هایی که خود اصفهانی ها می دونستن و توریست ها کمتر مطلع بودن ما رو می بردن و به ما معرفی می کردن..بهترین رستوران ها؛ بهترین غذاها؛. بهترین جاهای تفریحی دنج و ناب؛ خودشون ازمون با گوشی مون عکس می گرفتن….اصلا بی نظیر بود و اون سفر واقعا یکی از رویایی ترین سفرهای ما شد…برگشتمون و بلیت گرفتنمون و … هم بماند

    بازم از این همزمانی ها و هدایت های بی نظیر زیادن توی زندگیم استاد..هر روز و هر لحظه؛ اما دلم گفت اینها رو بنویسم که درباره سفر بود و بی ربط به حال و هوای سفر شما نبود و به امید خدا باز هم به سفرهای زیباتر و جذاب تر هدایت بشم….ممنون که باعث شدین این موارد یادم بیاد و باز هم از مرورشون لذت ببرم

    در پناه الله یکتا شاد؛ سلامت؛ پر روزی؛ عاشق و سعادتمند باشین استاد عزیز و مریم جان

    می بوسم روی ماهتون رو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 294 رای:
    • -
      مهدیه چیتگر گفته:
      مدت عضویت: 1514 روز

      سلام هانیه خانوم، چقدر از کامنتتون لذت بردم و یه جاهایی احساساتی میشدم و جاهایی که به هدایت ها نزدیک میشد تعجب میکردم و در آخر که داستان هتل عباسی رو گفتید بلند بلند از این همه قدرت خدا میخندیدم و میگفتم چجوری؟

      چه کسی میدونه،که خدا چه برنامه ای برای ما داره

      قشنگ شمارو میبره روبروی هتل عباسی و شما به جای اینکه حسرتش رو بخورید و درگیر این بشید که چرا نشد، میرید و از همون هتل عباسی با امکاناتش لذت می‌برید و خداوند پاسخ این زاویه نگاه شمارو میده، چون زود قضاوت نکردید… و همه ی این اتفاقات فقط باعث میشه ما رشد کنیم و در این مسیر به شناخت بهتر از خداوند برسیم، و هر چه معجزات بیشتر میشه بیشتر به این پی می‌بریم که تنها قدرت از آن خداونده … سپاسگزارم که تجربه ی قشنگتو در اختیارمون قرار دادی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
    • -
      الهه سجاد گفته:
      مدت عضویت: 3848 روز

      سلام هانیه جون عزیزم

      واقعا” تبریک میگم و بهت افتخار میکنم و ازت تشکر میکنم که با عشق این کامنت طولانی و زیبا رو نوشتی

      بنظر من کامنت نوشتن بچه ها ، جنسش یه جورایی از جنس ایثاره

      اینکه اینقدر خالصانه میان اتفاقات زندگیشونو تعریف میکنن تا به رشد و سعادت دیگران هم کمک کنن

      ممنونم از همه ی دوستان عزیزم در سایت که با نوشته هاشون ، ایمان و باور می آفرینند🌹🌹🌹

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      Ehsan Moqadam گفته:
      مدت عضویت: 2231 روز

      درود بر شما هانیه جان

      دقت و تیزبینی شما در یادداشت برداری از نکات این جلسه و مرور دقیق اتفاقات و خاطراتتون قابل تحسینه

      چقدر خوندن کامنت شما باور آدم رو درباره هدایت خداوند، امکان پذیری تمام خواسته ها و همینطور رهایی و لذت بردن و اصل ماندن در احساس خوب تقویت میکنه

      این همزمانی ها هر روز و هر ثانیه داره تو زندگی ما اتفاق میفته ما هستیم که فراموش می کنیم

      این جلسه نکاتی که استاد و خانم شایسته عزیز گفتند و خوندن کامنت شما دوستان جان باعث میشه اهمیت مرور این اصل رو بهتر متوجه بشیم چون وقتی آگاهانه به یاد میاریم رحمت و هدایت خداوند رو باعث میشه که احساس بهتر و نزدیک تری با خداوند به عنوان تنها فرمانروای جهان هستی و نقشی که خودمون در این بازی داریم درک کنیم و لاجرم به مسیرهای زیباتر و تجرب ناب تری هدایت بشیم.

      باز هم از شما دوست عزیزم سپاس گزارم که انقدر زیبا برامون نوشتید و بسیار خوشحالم که انقدر خوب روی خودتون کار می کنید و پاشنه های آشیلتون رو می شناسید و تغییر میدید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      صفورا کوشککی گفته:
      مدت عضویت: 1480 روز

      هانیه عزیزم سپاسگذارم به خاطر دیدگاه زیبا و طولانیت از خوندن خط به خط کامنتت لذت بردم و خداوند رو سپاسگذارم که منو به به کامنت زیبای شما هدایت کرد.ولی چیزی که منو واداشت که کامنت بزارم براتون اون قسمتی بود که گفتید چقدر دلبسته ی همسرتون هستید بدون وابستگی.و هر کدوم به همدیگه اجازه دادید چیزی رو که دوستش داره رو تجربه کنه.واقعا تحسینتون میکنم به خاطر عمل به این آگاهی ها.انشاءالله روز به روز در این مسیر پر از خیر و برکت بیشتر پیش برید و موفق و شاد تر از روز قبل باشید

      در پناه جان جهان…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      بهاره صرام گفته:
      مدت عضویت: 1536 روز

      سلام هانیه عزیزم

      اپل بگم که خیلی خوش اومدین به اصفهان قشنگ ، امبدوارم بازم بیاین و لذت ببرید به ماهم خبر بدین که ازتون پذیرایی کنیم با افتخار 🤗

      خداروشکر که چقدر حس خوب گرفتم از نوشته هاتون و از هدایت های بی نظیرتون و از عشقی که بین شما خانواده ی عزیز در جریانه ،

      لذت بردم مخصوصا اونجایی که تاکید کردین همسرتون دستتون و کشید و برد بهتربن هتل اصفهان

      خداروشکررررررش هزاران بار ان شالله که همیشه در پناه خداوند و هدایت های بی نظیرش باشید 😍

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      حمید معدندار گفته:
      مدت عضویت: 1294 روز

      سلام خانم هانیه همفرکانسی گرامی

      کامنت شما خیلی عااالی بود

      بعضی قسمتهاش بغض کردم و چقدر لذت بردم

      تحسینتون میکنم که در چنین مسیر زیبایی قرار گرفتین

      چقدر خوب هدایت شدین به خواسته ها و اتفاقای خوب

      و چقدر نگاهتون به این فایل زیباست و عالی توضیح دادین نکات این فایل رو

      بسیار لذت بردم از خوندن کامنت تون و اتفاقهای خوبی که براتون افتاده

      و چه ارتباط بینظیری تونستین برقرار کنین با خدای خودتون که تحسین تون میکنم

      و خدا را سپاسگزارم که پاسخ میده به بنده ای که ایمان کامل داره

      و خدای یکتا هدایت میکنه بنده ای رو که خودش رو سپرده دست او

      چقدر خوشحال شدم از اینکه شما هر چی که خواستین خدا هدایتتون کرده و تو این سفر بهتون داده

      شما الگوی خوبی برای هزاران نفر خواهید بود ، چه کسانی که الان میان و کامنت شما رو میخونن

      و چه کسانی که در آینده میان و این کامنت زیبا رو میخونن

      ممنونم از شما بابت این تجربه عاالی که تو این سایت به اشتراک گذاشتین

      و همه اینها یچیز رو به من میفهمونه اونم اینه که : ” قانون جواب میده ”

      براتون آرزوی بهترین اتفاقات ، شادی ، فراوانی و سعادت رو دارم

      موفق ، شاد ، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: