اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
از موقعی که خودم رو ارزشمند دونستم و تمرین کردم که گفتگوهای ذهنیم رو جهت بدم به چیزهایی که میخوام فایل های شما رو که به تازگی نگاه میکنم چه جدید چه قدیم یه احساس دیگه ای دارم یه جور دیگه دارم حرف های شما رو میفهمم و درک میکنم قبلا اصلا اینطور نبود
قبلا فایل های رایگانی که میزاشتید و نگاه میکردم و فکر میکردم که اینا چرت و پرته اون باورها و افکار درست توی فایل های پولی عباس منشه تو این فایل ها بابا چیزی نمیگه اگر چیزی هم بگه تبلیغی میکنه برای محصولات و بعد کنجکاو شدم که بدونم توی محصولات شما چی میگید اصلا پولش رو هم نداشتم پرداخت کنم
توی سایت های اپارات و سایت های ویدیویی دیگه قسمت هایی از محصولات شما رو گذاشته بودن و من خیلی کنجکاو بودم که بدونم چی میگید توی اون محصولات اولا که اصلا نمیتونستم نگاه کنم گفتم استاد راضی نیست نباید نگاه کنم ولی این کنجکاوی من به حدی بالا بود که رفتم اون قسمت هایی که به صورت چند دقیقه ای گذاشته بودن و دیدم
و اونجا شوکه شدم به خودم گفتم عباس منش اینا رو توی فایل های رایگان هم میگفت ولی به خاطر اینکه رایگان بود من بهش توجهی نمیکردم اصلا باورم شکست و تازه فهمیدم که میگفت به خدا اینا هم ارزشمنده با عشق براتون اماده میکنم با عشق و بعد از اون که محصول راهنما عملی و عزت نفس و از سایت خریدم تازه میفهمم چه معجونی شده
در هر صورت ببخشید اگر قسمتی از فایل های پولی شما رو دیدم
حتی قبل تر که محصول راهنما و عزت نفس رو خریدم گفتم نه اینا بدرد نیمخوره اون محصولات گرون ترش تاثیر گذار تره اونجا یه سری حرف هایی رو میزنه یه سری باورهایی رو میگه که اصلا میترکونه اینا اصلا بدرد نمیخوره
و دارم روی فایل های رایگانی که روی سایت میزارید و محصولاتی که از سایت تهیه کردم و بخش عقل نهایت استفاده رو میکنم و با جدیت کارمیکنم و با تکامل پیش میرم تا بتونم این اگاهی ها رو هضم کنم و محصولات دیگه رو هم تهیه کنم
تازه بعد از یکی دوسال میفهمم من مثل ادمی بودم که میرفت باشگاه ورزشی و به خاطر کوتاهی و تمرین نکردن خودش به برنامه که مربی بهش داده بود اون نتیجه ای که میخواست رو نمیگرفت و همش به مربیش میگفت که مربی چرا من نتیجه نمیگیرم این برنامه بدرد نمیخوره برنامه دیگه ای رو برام بنویس اما برنامه درست بود من مشکل داشتم تمامش به خاطر من بود نه مربی و برنامه
?????????????????????????
از وقتی که این نگاه رو در خودم ایجاد کردم
عباس منش مربی خصوصی منه و محصولات و فایل هایی که تولید میکنه ارزشمنده و داره برای من تولید میکنه و هر چیزی که میگه رو باید باور کنم و عمل کنم و من لیاقت این اگاهی ها و اطلاعات رو دارم
و به خودم قول دادم قول درست و حسابی هر چی عباس منش میگه میگم چشم و با این نگاه با این باور با این ایمان فایل های عباس منش و گوش میکنم و تمرین میکنم اصلا یه جور دیگه دارم درک میکنم حرف های شما رو که قبلا اصلا اینجور نبودم
????????????????????????
سپاسگذارم به خاطر این فایل زیبایی که اماده کردید واقعا سپاسگذار خداوندی هستم همیشه دستش تو دستامه و هدایتم میکنه
هر فایلی که شما میزارید رو برای خودم درست میکنم ایزوله میکنم در واقعه و اون طلا و الماس ها رو ازش میکشم بیرون تا بتونم نهایت استفاده رو از این صحبت ها داشته باشم
خیلی مورد علاقمم نیست کامنت روی سایت بزارم ولی یه حس خوبی بهم گفت اینکار رو بکنم
از اونجایی که هستی شروع کن به لذت بردن یعنی از اونجایی که هستی به دنبال نکات مثبت بگرد وقتی شما بتونی اونجایی که هستی به احساس بهتر برسی به جهان داری در واقعه اینو میگی که منو به خواسته های بیشترم برسون چون خواسته های بیشتر وقتی از راه میرسن که شما به احساس بهتری رسیده باشی— کی میتونیم به احساس بهتری برسیم ؟ موقعی که ذهنمون و کنترل کنیم
یعنی کل داستان اینه که چطور من ذهنم و کنترل کنم که توی شرایطی که به ظاهر شرایط خوبی نباشه بتونم به احساس بهتر برسم
هر کسی که تونسته موفقیت بزرگی رو کسب کنه مهم ترین ویژگیش تونایی کنترل ذهنش بوده تونایی کنترل احساسش بوده تونایی اینو داشته که تو شرایط به ظاهر سخت بتونه به نکات مثبت توجه کنه بتونه حالش و خوب نگه داره بتونه کنترل کنه ذهنش و در یک کلام
مردم به صورت عام واکنش گران یعنی یه اتفاقی میفته اینا مثل آینه واکنش نشون میدن یه چیز ناراحت کننده رخ میده اینا ناراحت میشن یه چیز خوشحال کننده رخ میده اینا خوشحال میشن یعنی اینا یه واکنش نشون میدن به محیط اطرافشون اما منی که میخوام زندگیم و خلق کنم نباید واکنش نشون بدم به محیط اطرافم باید خلق کنم محیط اطرافم و— به چه شکل ؟ با تونایی کنترل ذهن که توی هر لحظه چه شرایط جالب باشه چه شرایط جالب نباشه سعی کنم جوری نگاه کنم به شرایط که به احساس بهتری برسم
سعی کنم که ذهنم و کنترل کنم سعی کنم که افکارم و مثبت نگه دارم فارغ از اینکه اوضاع چطوره سعی کنم که تو هر لحظه از زندگیم به شرایط به شکلی نگاه کنه که بهم احساس بهتری میده سعی کنم توی گذشته از خاطراتی استفاده کنم که بهم احساس بهتری میده نه خاطراتی که بهم احساس بدتری میده سعی کنم به اینده به چیزهایی فکر کنم که بهم احساس بهتری میده نه ترس هایی که ممکنه برام بوجود بیاد سعی کنم در مورد خودم جوری به خودم نگاه کنم که احساس بهتری به خودم بده احساس لیاقت بیشتری به خودم بده احساس خود ارزشمندی بیشتری داشته باشم نه اینکه نقاط ظعفم و بیشتر و بیشتر ببینم
اون ادمی که یه طراح خیلی خوبی شده یه ورزشکار خیلی خوبی شده یه بیزینس من خیلی موفقی شده اون ادم یه عالمه نجوها داشته که جلوی پیشرفتش و میگرفته اما کنترل کرده اون نجوها رو تونسته تمرین کنه— اون تمرین کردنا این ادامه دادنا هم خودش کنترل ذهن میخواد
اون فرد اگه نتونه ذهنشو کنترل کنه با چند بار تمرین کردن و نتیجه نگرفتن ناامید میشه اون ناامید نشدنه اون ادمه دادنه اون حفظ انگیزه اینا همش کنترل ذهنه دیگه یعنی اون تمرینی که داری میبینی نتیجه ایجاد شده دلیلش کنترل ذهن بوده والی همه دوست دارن طراح خوبی بشن همه دوست دارن برنامه نویس خوبی بشن همه دوست دارن بدن خیلی اماده ای داشته باشن
شما زندگی تمام کارافرینان بزرگ و نگاه کنید میبینید در تمام موفقیت های هر فردی که شما میشناسید نمیشناسید داخل کشور خارج از کشور ردپای این چیزی که دارم میگم به وضوح تو زندگیش میبینید ردپای کنترل ذهن تو شرایطی که اوضاع خیلی جالب نیست که قران بهش میگه توکل قران بهش میگه ایمان به غیب لاخوف علیهم ولاهم یحزنون کسی که به خدا ایمان داشته باشه و عمل صالح انجام بده و به اخرت ایمان داشته باشه نه غمی داره نه ترسی داره نه غمی از گذشته داره نه ترسی از اینده داره و حتما پاداش خواهد گرفت
کسی که تو این دنیا خوشبخته اون دنیا هم خوشبخت خواهد بود و کسی که تو این دنیا بدبخته اون دنیا به قول قران فرشته ها میپرسن در دنیا چگونه زیستید ؟ میگن خوار و زبون بودیم مستضعف بودیم میگن اونور که اوضاتون خیلی خراب تره —-کسی که اینجا بدبخته اونجا بدبخت تره کسی که اینجا میتونه ذهنشو کنترل کنه که قران بهش میگه تقوا که معنای تقوا کنترل ذهنه تونایی کنترل ذهن کسی که میتونه این ویژگی رو ایجاد کنه بهش دنیا و اخرت داده خواهد شد در تمام ابعادش
سلام به استاد مهربانم و خانوم زیبا و دوست داشتنیم بانو شایسته
سلام دوستای عزیزم
کنترل ذهن موضوعیه که خیلییی بهش احتیاج دارم
مخصوصا الان که اصلن مسیر زندگیم داره به ی سمت دیگه میره
من تو کامنتهای قبلیم نوشته بودم که من دوستدارم مهاجرت کنیم به قزوین
و همه کارای مربوطه به مهاجرت هم انجام دادم
نشونه هاهمه میگفتن که فقط کافیه به غیب ایمان داشته باشی و همه چی اوکیه
خیلی برامجالب بود
امروز ی قرار داشتم با دوستم که دقیقا 25مرداد ماه بهش پیام داده بودم و گفته بودم ک من میخام بیام توسالنتون و کار کنم
و اونام گفته بودن ک ما نیرو نمیخاییم
دقیقا 10روز بعدش کلاسهای من شروع شد
بعدش من دیگه شروع کردم و لیزر فوکوس روی یادگیریم بااینکه بیشتر از 500تومن هم پول نداشتم و همین الانم 300دارم فکنم
خلاصه من فایل (چه کسی مالک توست؟) رو در تاریخ 25مرداد نوت برداری کرده بودم و یکسری حرفای استاد ک خیلی محم بودن رو نوشته بودم
امروز یهو قبل از قرار دلم خاست برم و اون فایلی ک نوت برداری کردم رو همزمان ک گوش میدم بخونم از رو نوت برداریم
پروردگارا اون موقع ک دوستم گفته بود نیرو نمیخاییم حسابی دلم گرفته بود
چون من با کلی امید و انگیزه از کارم اومده بودم بیرون از سالنی ک توش قبلا کار میکردم بدلیل اینکه چیزی بهم اضافه نمیکرد اومدمبیرون
خوب من توقع داشتم که خداوند بعد از این شجاعتم پاسخم رو بده دیگه؟
وقتی به درهای بسته خوردم نشستم و با تمام وجود گریه کردم چون خیلی حس بدی داشتم ازینکه پولام داره تموم میشه و من ینی باید برم فروشگاه بشم فروشنده یا کارگر بشم؟
خلاصه نیم ساعتی گریه کرده بودم ولی پاشدم و سرپا کردم خودم رو
الان پلن های خداوند رو میتونم دقیق ببینم
شاید 2ماه بعد بهتر بتونم درکش کنم که چرا ما الان مهرماه 1402 نرفتیم قزوین
خداوند بمن اجازه ورود به سالن رو نداد چون من کلاسام رو رفتم الان خیلیییی اطلاعاتم نسبت به شنیون و فر و ….. زیاد شده
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیزم، بانو شایسته همراه و همدل و همه عزیزان حاضر در این مکان مقدس…
در بحث کنترل ذهن، یه نکته بسیار مهم وجود داره که استاد به زیبایی در موردش صحبت کردن. این که ما بتونیم نسبت به اتفاقات واکنشی عمل نکنیم، اینجوری نباشه که تا یه اتفاق باب میلمون افتاد خوشحال بشیم و تا زمانی که به قول خانوم ترانه علیدوستی در سریال شهرزاد خشی به خیشی افتاد و ته خیار تلخ شد بخوایم بهونه بیاریم!
البته که این کار فقط روی زبون ساده است و اصلا نمیشه به راحتی انجامش داد. تقوای زیادی میخواد و نیاز به یک اراده و همت بلند داره تا آدم همیشه یادش نگه داره که فارغ از هر اتفاقی که بیرون افتاده، اون باید حالش خوب باشه.
یه آیه توی قرآن هست چند روز پیش که دیدمش خیلی منو به فکر وا داشت:
و بعضى از مردم خدا را تنها با زبان مىپرستند، اگر [دنیا به آنها رو کند و] خیرى به آنان برسد، حالت اطمینان پیدا مىکنند امّا اگر مصیبتى براى امتحان به آنها برسد، دگرگون مىشوند [و به کفر رو مىآورند]. [به این ترتیب] هم دنیا را از دست دادهاند و هم آخرت را و این همان خسران و زیانِ آشکار است.
چقدر این آیه زیبا مفهوم کنترل ذهن رو بیان می کنه. خداوند به وضوح میگه که بعضیا خدارو فقط با حرف می پرستن. بر روی زبون میگن ما به خدا ایمان داریم اما در عمل تا یه اتفاق ناخواسته ای براشون میفته، یا در کم شدن ثمراتشون مورد آزمایش قرار می گیرن، بنارو میذارن بر ناسازگاری و دوباره به سمت اعمال مشرکانه قدم برمیدارن. این سخن قرآن خیلی برای من درس داره.
که مسعود! این نیست که تو بخوای واکنش گرا عمل کنی! تا هر اتفاقی اتفاد با توجه به برداشتت از اون اتفاق، احساست هم بخواد تغییر کنه. نه! تو باید در یک مسیر ساده و مشخص حرکت کنی و مطمئن باشی که خداونده که زندگی تورو مدیریت می کنه (البته اگه این مدیریت زندگیت رو بهش سپرده باشی.).
و وظیفه تو اینه که توی زندگی اتفاقات مثبت رو یکی یکی پیدا و ثبت کنی و اون هارو به قدرت خداوند و کاری که روی ذهنت انجام دادی ربط بدی. و از طریق ارتباط دادن افکار و نتایجت، این باور رو در وجودت بیشتر و بیشتر تقویت کنی که خداونده که داره زندگی تورو مدیریت می کنه.
و وقتی این باور از طریق تکرر افکار که در اثر دیدن اتفاقات مثبت هست توی وجودت ایجاد و قوی شد، اونوقته که دیگه توپ تکونت نمیده! میگی من نمی دونم این مساله چطور میخواد حل بشه. فقط اینو می دونم که خداوند من به بهترین شکل این مساله رو حل می کنه و هیچ حرف دیگه ای هم توش نخواهد بود.
این چیزیه که دارم سعی می کنم این روزا خیلی بیشتر در خودم ایجاد کنم. البته که همین موضوع هم به صورت هدایت گونه از جانب خداوند به من گفته شد.
خدارو به خاطر الهامات بی نظیرش سپاسگزارم.
در پناه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، شاد و سالم و پیروز و سربلند و سعادتمند باشید.
تو کامنت یکی از بچه ها خوندم که بهش هدایت شده و بعد کشف کرده کجاها کنترل ذهن نداشته.
خدا خودش شرایط گوش کردنشو برام آسان کرد.
چندین بار گوش دادم و هنوزم دارم گوش میدم.
اونجایی که هستی، دنبال نکات مثبت بگرد.
چون وقتی حست خوب شه جهان تو رو به شرایط بهتر میرسونه.
تو ذهنم اومد که دقیقا وقتی تو یه شرایط سخت هستم چطوری فکر میکنم؟ چه واکنشی میدم؟
من اولش میترسم و مضطرب میشم.
ولی بعدش کم کم دنبال اینم که خودم حال خودمو بهبود بدم.
همزمان هم حالم بده هم تلاشمو میکنم یه کاری کنم که خوشحال نگهم داره.
مثال بارزش برام بعد از زایمانه، سختیِ بزرگی که نمیتونستم تا مدتها درکش کنم و بپذیرمش.
عدم تطبیق پذیری داشتم تو ذهنم با شرایط جدید و این فشار میاورد بهم.
همش افکار ازاردهنده حجوم میاوردن بهم، افکاری از روی ترس و اضطراب و پریشانی و خستگی و ناتوانی و ضعف…
اما همون ایام هم تلاش میکردم برای تغییر حال و هوام.
اون موقع شاید زیاد متوجه نبودم، اما تازه فهمیدم من تو اوج سختی داشتم تلاش میکردم…
مثلا پیاده روی میرفتم، کامنت مینوشتم تو صفحه ی زیبایی ها را ببینیم، مشاوره رفتم و …
همین کارهای کوچولو باعث شدن تو مسیر بمونم.
متوجه شدم مشغول کنترل ذهن هم بودم، انقدر توقعم از خودم بالا بود تو دو ماه اول تولد پسرم، که نمیدیدم و متوجه تلاشهام نمیشدم زیاد.
الان که الحمدالله ارومتر شدم و تطبیق پذیریم با تغییرات داره بهتر میشه، بهتر درک میکنم و متوجه میشم ناخودآگاه من داشته تمرین های درس های استاد رو انجام میداده ولی چون زورِ کنترل ذهنم به خاطر فشار بالای نجواهای ذهنی که روم بود، کمتر بود، فکر نمیکردم دارم واسه بهبودم تلاش میکنم.
به خودم سخت میگرفتم و فکر نمیکردم از اون تنگنا رها بشم.
ولی خداوند هدایت و حمایتم کرد و میکنه و از اون بحران به اندازه ی خیلی زیادی خارج شدم.
الان دقت میکنم افکار اون زمان درصد زیادی ازم فاصله گرفتن و روز به روز ارامشم بهتر میشه الحمدالله.
بچه داری سخت نیست، خیلی سخته.
اما شدنیه، همونطور خیلی سخت نمیمونه.
میشه یادش گرفت، تمرین کرد و کم کم آسان شد تو بچه داری.
چون همینطوری که زمان میگذره هم بچه توانمندتر میشه هم پدر و مادرش، یعنی سه تایی با هم رشد میکنن، یاد میگیرن و جلو میرن.
چالش های بچه داری انتها نداره، اما وقتی منعطف شدم که بچه داری رو اسانتر کنم برای خودم، حالم خوب تر شد.
تو تمام این فایل هایی که گوش دادم و راجع به کنترل ذهن بود همیشه شما این اصل و تکرار کردین که انچه ما بیشتر بهش توجه میکنیم از اصل و اساسش وارد زندگیمون میکنیم و اینو تو ذهنم میخوام تتو کنم :)))
کلی از هر فایل کنار این اصل نکات عالییی فوق العاده که شاید ذهنم نشتی داشته دریافت کردم
و الانم راجع به لذت بردن از همونجایی که هستم انصافا تو تمام این مدتی که عضو سایتم اینو بار اولی که شنیدم رعایت کردم و فراموشش نکردم شاید بیشتر اوقات بوده که دلم میخواسته پرواز کنه سمت فایل هایی که تو سفر به دور امریکاها و زندگی در بهشت ها دیدم اما اینجوری نبوده بشینم حسرت بخورم چرا من الان اونجا نیستم ذوقش و داشتم و گفتم کاش منم اونجا بودم اما مراقب احساسم بودم که بد نشه و این منطق و براش اوردم اگه الان این کشوری این محله ای حتی این ساختمونی فرکانست تورو اینجا کشونده یا نگه داشته تغییرش بده به جای بهتر هدایت میشی و انصافا از همون جایی بودم اینقدر لذت بردم که هر سال فقط تو همین کشور خودم به جاهای عالی تر هدایت شدم
یه تجربه ای یادم اومد ک بگم
چند سال پیش که دوست نزدیکم ک فامیلمون هست مجرد بود یادمه تو اون سال ما تقریبا هر هفته یا تعطیلات و شمال بودیم اونجا ویلا داشتن و ما پنج شنبه ها تعطیل بودیم هر هفته چهارشنبه اخر شب میزدیم ب دل جاده و میرفتیم شمال با همون امکاناتی که داشتیم و هربارم کلی بهمون خوش میگذشت اینقدر ک کل ویلا انرژی مثبت گرفته بود از بس همیشه ما اونجا فول خوش میگذروندیم شاید کی وارد جمع مون میشد و میومد میگفت چه خوشی میگذره چ کار خاصی انجام میدین یا چ امکانات خاصی ویلا داره؟ اما ما حرفهاش و نمیفهمیدیم چون حتی در سکوت تو شهرک ویلایی شون قدم میزدیم هم داشت یه عالمه به ما 3تا من و دوستم و خواهرم خوش میگذشت چه برسه راجع به مسایل مختلف هم صحبت میکردیم یا بازی های محدودی داشتیم 3 نفره گاهی هم پسردایی مون میومد سنش از ما کمتر بود اما اونم هم فرکانس بود باهامون و خوش میگذشت بهمون
اما چند سال بعد ک دیگه کمتر رفتیم و ایشون ازدواج کرد و درگیر روزمرگی ها شدیم و اکیپ جدید اونا همیشه سر شمال رفتن غر میزدن گرمه، شلوغه، ترافیکه، دوره، و.. خلاصه تفریحاتمون محدود به همین اطراف تهران بود البته شاید داشتن ویلا از خود دوستم هم بی تاثیر نبود و اجاره ویلا با تایم مشخص و هزینه هربار سخت بود اما همین پیشنهاد ساده ک تا جاده چالوس بریم یه جنگلی یه دریا و جاده بعد اخر شبش برگردیم هم همیشه در حد حرف بود :)) جوری ک چند سال ویلای اونا خالی بود و خودشونم کم میرفتن اما بازم ما کمتر میرفتیم میخوام بگم لذت به مکان خاص و افراد خاص و حتی کشور خاص فقط نیست من بارها گفتم تو همین محله خودمون کلی تنهایی میرفتم پیاده روی میرفتم کافه و کلی هم بهم خوش میگذشت و میگذره حتی و برای همین این حرفهای شما رو با تمام وجود درک میکنم
امیدوارم هرجایی هستم بیشترین لذت و ببرم و با تقوا باشم
ای جانم چقدر این خونه ها ومحله زیبا تمیز و شیک بود
I can create any thing I want
این جمله رو بارها و بارها باید ملکه ذهنم کنم
که من میتونم هر چیزی رو که میخوام خلق کنم
توانایی کنترل ذهن:تقوا
ایمان به خدایی که تنها منبع قدرت ،رزق ،سلامتی ،عشق و هر آنچه که میخواهیم هست.
نقطه ی مشترک تمام افراد موفق جهان و یک
درصدی ها همین است(توانایی کنترل ذهن)
ما باید در هر شرایطی به محیط و اتفاقات به گونه ای بنگریم که احساسمون خوووووب و بهتر بشه.
سپاسگزار داشته هامون باشیم .
کانون تمرکزمون رو بزاریم روی خواسته هامون
کانون توجه و تمرکز یعنی چی میبینم چی میشنویم
چی می گیم چه چیزی رو از گذشته به یاد میاریم و نسبت به آینده چه تخیل و تجسمی داریم.
وقتی میتونیم این ورودی ها رو کنترل کنیم که از این پنج مورد که نوشتم خوراک میگیره میتونیم فرکانس مناسبتری رو به جهان هستی ارسال کنیم و جهان هستی بهترین جوابها رو به این فرکانس ها به ما بر میگرداند.
به نام خداوند دریای نور خدایی که دارد به هر جا حضور استاد عباس منش عزیز و هم فرکانسی های عزیز با سلام و ارادت ، من دقایقی پیش آخرین فایل استاد تحت عنوان ” توانایی کنترل ذهن” را با دقت و شوق تمام دیدم از دیدن این فایل بسیار محظوظ شدم ، آن طبیعت رویایی، آن سکوت محض که گهگاه فقط با صدای پرندگان شکسته می شد، دریاچه کوچک ،همه و همه گویا قطعه ای از بهشت را برای ما به تصویر می کشید ، سخنان جذاب و تاثیر گذار استاد حقیقتا جای بسیار سپاس وتقدیر دارد. نکته اساسی درفایل های استاد این است که بطور پیوسته و همیشگی هر الهامی که به او می شود، هر حسی خوبی که از هر چیزی دارد، اینگونه صادقانه با خانواده صمیمی خود در میان می گذارد و شوق داشتن احساس خوب را که سر منشا ء اتفاقات خوب است ؛ در ما زنده نگه می دارد، بدون تردید ارائه دیدگاهها و تجربیات بی نظیر استاد که با زبانی صمیمی و ساده بیان می شود غیر قابل وصف است ونمی توان با هیچ زبان و گفتاری حس قدرشناسی خود را بیان کرد به قول حافظ :
چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد
سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد
غبار راه راهگذارت کجاست تا حافظ به یادگار نسیم صبا نگه دارد
تعلیمات استاد عباسمنش به ما می آموزد که مطمئن با شیم اگر در مدارو احساس خوب باشیم و بتوانیم هر لحظه ذهنمان را در جهت خواسته ها و امواج مثبت متمرکز کنیم ، ؛به هرآنچه که خواستار آن هستیم خواهیم رسید وجالب اینکه تمام کائنات نیز با ما و آرمانمان هماهنگ خواهد شد ،این قانونی لاتغییر است. او به ما می آموزد که هیچکس جز خودمان نمی تواند زندگی مان را تغییر دهد و تکیه بر توانایی هایی که خداوند به ما داده است همراه با ماندن در احساس خوب حتی در سخترین شرایط رمز اصلی موفقیت است. به قول بودا که در آخرین توصیه ها به شاگردانش گفت : “در زندگی تنها به خود و توانایی های خود متکی باشید ، حقیقت بزرگترین پناهگاه شماست به حق که بزرگترین پناهگاه انسان است و غیر ازاو، مفر ، و پناهگاهی نیست ، متکی باشید ” آری تنها باید بسوی خدا گریخت ” فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ “” پس به سوى خدا بگریزید” همیشه در زندگی پناهتان او باشد تا کامیاب شوید ، زندگی استاد به ما می آموزد که با تمرکز ذهن بر خوبی ها ، انسان هر روز می تواند از قله ای به قله دیگر صعود کند و آنقدر بالا برود تا به معرفت و آزادی کامل از هر لحاظ ؛ برسد . آزادی و استقلال مالی ، آزادی زمانی ودریک کلام آنگونه که دوست دارد زندگی اش را بسازد و به تمام معنا رها باشد . درپایان بار دیگر از استاد عزیز برای اشتراک گذاشتن آموزهای عالی و هر احساس خوبی که دارند ؛ سپاس بیکران دارم و برای خانواده صمیمی سایت عباس منش آرزو می کنم که همواره احساس خوب داشته تا اتفاقات خوب را تجربه کرده وهمیشه ودر همه وقت احساس خوشبختی و شادی کنند . که تمام رمز هستی و خوشبختی انسان در همین کلام آخر نهفته است. امید که همگی مان قدردان آموزه های استاد بوده و با عمل و حرکت کردن بسوی باورهای درست جهان بهتری را برای خود و ودیگران خلق کنیم. با بسیار سپاس عمادالدین فیاضی
سلام به شما سلام به عقبیا سلام جلویا سلام به همه
از موقعی که خودم رو ارزشمند دونستم و تمرین کردم که گفتگوهای ذهنیم رو جهت بدم به چیزهایی که میخوام فایل های شما رو که به تازگی نگاه میکنم چه جدید چه قدیم یه احساس دیگه ای دارم یه جور دیگه دارم حرف های شما رو میفهمم و درک میکنم قبلا اصلا اینطور نبود
قبلا فایل های رایگانی که میزاشتید و نگاه میکردم و فکر میکردم که اینا چرت و پرته اون باورها و افکار درست توی فایل های پولی عباس منشه تو این فایل ها بابا چیزی نمیگه اگر چیزی هم بگه تبلیغی میکنه برای محصولات و بعد کنجکاو شدم که بدونم توی محصولات شما چی میگید اصلا پولش رو هم نداشتم پرداخت کنم
توی سایت های اپارات و سایت های ویدیویی دیگه قسمت هایی از محصولات شما رو گذاشته بودن و من خیلی کنجکاو بودم که بدونم چی میگید توی اون محصولات اولا که اصلا نمیتونستم نگاه کنم گفتم استاد راضی نیست نباید نگاه کنم ولی این کنجکاوی من به حدی بالا بود که رفتم اون قسمت هایی که به صورت چند دقیقه ای گذاشته بودن و دیدم
و اونجا شوکه شدم به خودم گفتم عباس منش اینا رو توی فایل های رایگان هم میگفت ولی به خاطر اینکه رایگان بود من بهش توجهی نمیکردم اصلا باورم شکست و تازه فهمیدم که میگفت به خدا اینا هم ارزشمنده با عشق براتون اماده میکنم با عشق و بعد از اون که محصول راهنما عملی و عزت نفس و از سایت خریدم تازه میفهمم چه معجونی شده
در هر صورت ببخشید اگر قسمتی از فایل های پولی شما رو دیدم
حتی قبل تر که محصول راهنما و عزت نفس رو خریدم گفتم نه اینا بدرد نیمخوره اون محصولات گرون ترش تاثیر گذار تره اونجا یه سری حرف هایی رو میزنه یه سری باورهایی رو میگه که اصلا میترکونه اینا اصلا بدرد نمیخوره
و دارم روی فایل های رایگانی که روی سایت میزارید و محصولاتی که از سایت تهیه کردم و بخش عقل نهایت استفاده رو میکنم و با جدیت کارمیکنم و با تکامل پیش میرم تا بتونم این اگاهی ها رو هضم کنم و محصولات دیگه رو هم تهیه کنم
تازه بعد از یکی دوسال میفهمم من مثل ادمی بودم که میرفت باشگاه ورزشی و به خاطر کوتاهی و تمرین نکردن خودش به برنامه که مربی بهش داده بود اون نتیجه ای که میخواست رو نمیگرفت و همش به مربیش میگفت که مربی چرا من نتیجه نمیگیرم این برنامه بدرد نمیخوره برنامه دیگه ای رو برام بنویس اما برنامه درست بود من مشکل داشتم تمامش به خاطر من بود نه مربی و برنامه
?????????????????????????
از وقتی که این نگاه رو در خودم ایجاد کردم
عباس منش مربی خصوصی منه و محصولات و فایل هایی که تولید میکنه ارزشمنده و داره برای من تولید میکنه و هر چیزی که میگه رو باید باور کنم و عمل کنم و من لیاقت این اگاهی ها و اطلاعات رو دارم
و به خودم قول دادم قول درست و حسابی هر چی عباس منش میگه میگم چشم و با این نگاه با این باور با این ایمان فایل های عباس منش و گوش میکنم و تمرین میکنم اصلا یه جور دیگه دارم درک میکنم حرف های شما رو که قبلا اصلا اینجور نبودم
????????????????????????
سپاسگذارم به خاطر این فایل زیبایی که اماده کردید واقعا سپاسگذار خداوندی هستم همیشه دستش تو دستامه و هدایتم میکنه
هر فایلی که شما میزارید رو برای خودم درست میکنم ایزوله میکنم در واقعه و اون طلا و الماس ها رو ازش میکشم بیرون تا بتونم نهایت استفاده رو از این صحبت ها داشته باشم
خیلی مورد علاقمم نیست کامنت روی سایت بزارم ولی یه حس خوبی بهم گفت اینکار رو بکنم
از اونجایی که هستی شروع کن به لذت بردن یعنی از اونجایی که هستی به دنبال نکات مثبت بگرد وقتی شما بتونی اونجایی که هستی به احساس بهتر برسی به جهان داری در واقعه اینو میگی که منو به خواسته های بیشترم برسون چون خواسته های بیشتر وقتی از راه میرسن که شما به احساس بهتری رسیده باشی— کی میتونیم به احساس بهتری برسیم ؟ موقعی که ذهنمون و کنترل کنیم
یعنی کل داستان اینه که چطور من ذهنم و کنترل کنم که توی شرایطی که به ظاهر شرایط خوبی نباشه بتونم به احساس بهتر برسم
هر کسی که تونسته موفقیت بزرگی رو کسب کنه مهم ترین ویژگیش تونایی کنترل ذهنش بوده تونایی کنترل احساسش بوده تونایی اینو داشته که تو شرایط به ظاهر سخت بتونه به نکات مثبت توجه کنه بتونه حالش و خوب نگه داره بتونه کنترل کنه ذهنش و در یک کلام
مردم به صورت عام واکنش گران یعنی یه اتفاقی میفته اینا مثل آینه واکنش نشون میدن یه چیز ناراحت کننده رخ میده اینا ناراحت میشن یه چیز خوشحال کننده رخ میده اینا خوشحال میشن یعنی اینا یه واکنش نشون میدن به محیط اطرافشون اما منی که میخوام زندگیم و خلق کنم نباید واکنش نشون بدم به محیط اطرافم باید خلق کنم محیط اطرافم و— به چه شکل ؟ با تونایی کنترل ذهن که توی هر لحظه چه شرایط جالب باشه چه شرایط جالب نباشه سعی کنم جوری نگاه کنم به شرایط که به احساس بهتری برسم
سعی کنم که ذهنم و کنترل کنم سعی کنم که افکارم و مثبت نگه دارم فارغ از اینکه اوضاع چطوره سعی کنم که تو هر لحظه از زندگیم به شرایط به شکلی نگاه کنه که بهم احساس بهتری میده سعی کنم توی گذشته از خاطراتی استفاده کنم که بهم احساس بهتری میده نه خاطراتی که بهم احساس بدتری میده سعی کنم به اینده به چیزهایی فکر کنم که بهم احساس بهتری میده نه ترس هایی که ممکنه برام بوجود بیاد سعی کنم در مورد خودم جوری به خودم نگاه کنم که احساس بهتری به خودم بده احساس لیاقت بیشتری به خودم بده احساس خود ارزشمندی بیشتری داشته باشم نه اینکه نقاط ظعفم و بیشتر و بیشتر ببینم
اون ادمی که یه طراح خیلی خوبی شده یه ورزشکار خیلی خوبی شده یه بیزینس من خیلی موفقی شده اون ادم یه عالمه نجوها داشته که جلوی پیشرفتش و میگرفته اما کنترل کرده اون نجوها رو تونسته تمرین کنه— اون تمرین کردنا این ادامه دادنا هم خودش کنترل ذهن میخواد
اون فرد اگه نتونه ذهنشو کنترل کنه با چند بار تمرین کردن و نتیجه نگرفتن ناامید میشه اون ناامید نشدنه اون ادمه دادنه اون حفظ انگیزه اینا همش کنترل ذهنه دیگه یعنی اون تمرینی که داری میبینی نتیجه ایجاد شده دلیلش کنترل ذهن بوده والی همه دوست دارن طراح خوبی بشن همه دوست دارن برنامه نویس خوبی بشن همه دوست دارن بدن خیلی اماده ای داشته باشن
شما زندگی تمام کارافرینان بزرگ و نگاه کنید میبینید در تمام موفقیت های هر فردی که شما میشناسید نمیشناسید داخل کشور خارج از کشور ردپای این چیزی که دارم میگم به وضوح تو زندگیش میبینید ردپای کنترل ذهن تو شرایطی که اوضاع خیلی جالب نیست که قران بهش میگه توکل قران بهش میگه ایمان به غیب لاخوف علیهم ولاهم یحزنون کسی که به خدا ایمان داشته باشه و عمل صالح انجام بده و به اخرت ایمان داشته باشه نه غمی داره نه ترسی داره نه غمی از گذشته داره نه ترسی از اینده داره و حتما پاداش خواهد گرفت
کسی که تو این دنیا خوشبخته اون دنیا هم خوشبخت خواهد بود و کسی که تو این دنیا بدبخته اون دنیا به قول قران فرشته ها میپرسن در دنیا چگونه زیستید ؟ میگن خوار و زبون بودیم مستضعف بودیم میگن اونور که اوضاتون خیلی خراب تره —-کسی که اینجا بدبخته اونجا بدبخت تره کسی که اینجا میتونه ذهنشو کنترل کنه که قران بهش میگه تقوا که معنای تقوا کنترل ذهنه تونایی کنترل ذهن کسی که میتونه این ویژگی رو ایجاد کنه بهش دنیا و اخرت داده خواهد شد در تمام ابعادش
با عشق به همه دوستان
?????
بنام خدای مهربانم
سلام به استاد مهربانم و خانوم زیبا و دوست داشتنیم بانو شایسته
سلام دوستای عزیزم
کنترل ذهن موضوعیه که خیلییی بهش احتیاج دارم
مخصوصا الان که اصلن مسیر زندگیم داره به ی سمت دیگه میره
من تو کامنتهای قبلیم نوشته بودم که من دوستدارم مهاجرت کنیم به قزوین
و همه کارای مربوطه به مهاجرت هم انجام دادم
نشونه هاهمه میگفتن که فقط کافیه به غیب ایمان داشته باشی و همه چی اوکیه
خیلی برامجالب بود
امروز ی قرار داشتم با دوستم که دقیقا 25مرداد ماه بهش پیام داده بودم و گفته بودم ک من میخام بیام توسالنتون و کار کنم
و اونام گفته بودن ک ما نیرو نمیخاییم
دقیقا 10روز بعدش کلاسهای من شروع شد
بعدش من دیگه شروع کردم و لیزر فوکوس روی یادگیریم بااینکه بیشتر از 500تومن هم پول نداشتم و همین الانم 300دارم فکنم
خلاصه من فایل (چه کسی مالک توست؟) رو در تاریخ 25مرداد نوت برداری کرده بودم و یکسری حرفای استاد ک خیلی محم بودن رو نوشته بودم
امروز یهو قبل از قرار دلم خاست برم و اون فایلی ک نوت برداری کردم رو همزمان ک گوش میدم بخونم از رو نوت برداریم
پروردگارا اون موقع ک دوستم گفته بود نیرو نمیخاییم حسابی دلم گرفته بود
چون من با کلی امید و انگیزه از کارم اومده بودم بیرون از سالنی ک توش قبلا کار میکردم بدلیل اینکه چیزی بهم اضافه نمیکرد اومدمبیرون
خوب من توقع داشتم که خداوند بعد از این شجاعتم پاسخم رو بده دیگه؟
وقتی به درهای بسته خوردم نشستم و با تمام وجود گریه کردم چون خیلی حس بدی داشتم ازینکه پولام داره تموم میشه و من ینی باید برم فروشگاه بشم فروشنده یا کارگر بشم؟
خلاصه نیم ساعتی گریه کرده بودم ولی پاشدم و سرپا کردم خودم رو
الان پلن های خداوند رو میتونم دقیق ببینم
شاید 2ماه بعد بهتر بتونم درکش کنم که چرا ما الان مهرماه 1402 نرفتیم قزوین
خداوند بمن اجازه ورود به سالن رو نداد چون من کلاسام رو رفتم الان خیلیییی اطلاعاتم نسبت به شنیون و فر و ….. زیاد شده
وقتی امروز رفتم سالن و مسعول پرسید چی بلدی چی اموزش دیدی؟
من تونستم ی جواب خوب بدم
اما اگه اون موقع میرفتم مطمعنن قبولم نمیکردن
خوب بگذریم
بریم سره این خاستم که 180° مسیر زندگیم تغییر کرد
خوب امروز ذهنم داشت میگفت فرشته خوب اون همه تجسم و احساس خوب و … چیشد؟
مطمعنن درزمان مناسب برمیگرده به سمتم پس نگرانش نیستم
اما منی که میخاستم شنیون رو پیش برم اما پیشنهادی که بهم شده در حوزه رنگه
من وقتی تو سالنم حالم خیلیییی خوبه
کلن به کارای سالن علاقه دارم ولی شنیون رو خیلی بیشتر دوستداشتم
اما الان میخام برم تو حوزه رنگ
نمیدونم اینده چیه
حتی فردا
ولی میدونم که هر اتفاقی بیوفته به نفع منه
خدایا کمکمکن کنترل ذهن تواین شرایط رو برام اسون کن
مخصوصا فردا
خدایا کمکم کن سپاسگزارت باشم
خدایا کمکم کن لایق نعمتهات باشم
خدایا کمکم کن که برگردم به مسیر احساس خوب
خدایا کمکم کن جز تو کسی رو ندارم
خدایا کمکم کن یکروزی با عشق بیامبرای بچهای سایت بنویسم که بچهااااااااا منماهانه 50میلیون درامد دارم دوتا پرسنل زیر دستمه
خدایا کمکم کن احساسم خوب شه
خدایا کمکم کن
من به کمکت نیاز دارم
منو رها نکن
و خدایی که در این نزدیکی است…
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیزم، بانو شایسته همراه و همدل و همه عزیزان حاضر در این مکان مقدس…
در بحث کنترل ذهن، یه نکته بسیار مهم وجود داره که استاد به زیبایی در موردش صحبت کردن. این که ما بتونیم نسبت به اتفاقات واکنشی عمل نکنیم، اینجوری نباشه که تا یه اتفاق باب میلمون افتاد خوشحال بشیم و تا زمانی که به قول خانوم ترانه علیدوستی در سریال شهرزاد خشی به خیشی افتاد و ته خیار تلخ شد بخوایم بهونه بیاریم!
البته که این کار فقط روی زبون ساده است و اصلا نمیشه به راحتی انجامش داد. تقوای زیادی میخواد و نیاز به یک اراده و همت بلند داره تا آدم همیشه یادش نگه داره که فارغ از هر اتفاقی که بیرون افتاده، اون باید حالش خوب باشه.
یه آیه توی قرآن هست چند روز پیش که دیدمش خیلی منو به فکر وا داشت:
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَهٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَهَ ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبین [11]
و بعضى از مردم خدا را تنها با زبان مىپرستند، اگر [دنیا به آنها رو کند و] خیرى به آنان برسد، حالت اطمینان پیدا مىکنند امّا اگر مصیبتى براى امتحان به آنها برسد، دگرگون مىشوند [و به کفر رو مىآورند]. [به این ترتیب] هم دنیا را از دست دادهاند و هم آخرت را و این همان خسران و زیانِ آشکار است.
چقدر این آیه زیبا مفهوم کنترل ذهن رو بیان می کنه. خداوند به وضوح میگه که بعضیا خدارو فقط با حرف می پرستن. بر روی زبون میگن ما به خدا ایمان داریم اما در عمل تا یه اتفاق ناخواسته ای براشون میفته، یا در کم شدن ثمراتشون مورد آزمایش قرار می گیرن، بنارو میذارن بر ناسازگاری و دوباره به سمت اعمال مشرکانه قدم برمیدارن. این سخن قرآن خیلی برای من درس داره.
که مسعود! این نیست که تو بخوای واکنش گرا عمل کنی! تا هر اتفاقی اتفاد با توجه به برداشتت از اون اتفاق، احساست هم بخواد تغییر کنه. نه! تو باید در یک مسیر ساده و مشخص حرکت کنی و مطمئن باشی که خداونده که زندگی تورو مدیریت می کنه (البته اگه این مدیریت زندگیت رو بهش سپرده باشی.).
و وظیفه تو اینه که توی زندگی اتفاقات مثبت رو یکی یکی پیدا و ثبت کنی و اون هارو به قدرت خداوند و کاری که روی ذهنت انجام دادی ربط بدی. و از طریق ارتباط دادن افکار و نتایجت، این باور رو در وجودت بیشتر و بیشتر تقویت کنی که خداونده که داره زندگی تورو مدیریت می کنه.
و وقتی این باور از طریق تکرر افکار که در اثر دیدن اتفاقات مثبت هست توی وجودت ایجاد و قوی شد، اونوقته که دیگه توپ تکونت نمیده! میگی من نمی دونم این مساله چطور میخواد حل بشه. فقط اینو می دونم که خداوند من به بهترین شکل این مساله رو حل می کنه و هیچ حرف دیگه ای هم توش نخواهد بود.
این چیزیه که دارم سعی می کنم این روزا خیلی بیشتر در خودم ایجاد کنم. البته که همین موضوع هم به صورت هدایت گونه از جانب خداوند به من گفته شد.
خدارو به خاطر الهامات بی نظیرش سپاسگزارم.
در پناه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، شاد و سالم و پیروز و سربلند و سعادتمند باشید.
خدانگهدار
1402/12/2
21:50
یا ارحم الراحمین
سلام.
تواناییِ کنترلِ ذهن.
هدایت شدم به شنیدنش.
قبلش گفتگو با دوستان 20 رو شنیدم، بعدشم این فایل.
تو کامنت یکی از بچه ها خوندم که بهش هدایت شده و بعد کشف کرده کجاها کنترل ذهن نداشته.
خدا خودش شرایط گوش کردنشو برام آسان کرد.
چندین بار گوش دادم و هنوزم دارم گوش میدم.
اونجایی که هستی، دنبال نکات مثبت بگرد.
چون وقتی حست خوب شه جهان تو رو به شرایط بهتر میرسونه.
تو ذهنم اومد که دقیقا وقتی تو یه شرایط سخت هستم چطوری فکر میکنم؟ چه واکنشی میدم؟
من اولش میترسم و مضطرب میشم.
ولی بعدش کم کم دنبال اینم که خودم حال خودمو بهبود بدم.
همزمان هم حالم بده هم تلاشمو میکنم یه کاری کنم که خوشحال نگهم داره.
مثال بارزش برام بعد از زایمانه، سختیِ بزرگی که نمیتونستم تا مدتها درکش کنم و بپذیرمش.
عدم تطبیق پذیری داشتم تو ذهنم با شرایط جدید و این فشار میاورد بهم.
همش افکار ازاردهنده حجوم میاوردن بهم، افکاری از روی ترس و اضطراب و پریشانی و خستگی و ناتوانی و ضعف…
اما همون ایام هم تلاش میکردم برای تغییر حال و هوام.
اون موقع شاید زیاد متوجه نبودم، اما تازه فهمیدم من تو اوج سختی داشتم تلاش میکردم…
مثلا پیاده روی میرفتم، کامنت مینوشتم تو صفحه ی زیبایی ها را ببینیم، مشاوره رفتم و …
همین کارهای کوچولو باعث شدن تو مسیر بمونم.
متوجه شدم مشغول کنترل ذهن هم بودم، انقدر توقعم از خودم بالا بود تو دو ماه اول تولد پسرم، که نمیدیدم و متوجه تلاشهام نمیشدم زیاد.
الان که الحمدالله ارومتر شدم و تطبیق پذیریم با تغییرات داره بهتر میشه، بهتر درک میکنم و متوجه میشم ناخودآگاه من داشته تمرین های درس های استاد رو انجام میداده ولی چون زورِ کنترل ذهنم به خاطر فشار بالای نجواهای ذهنی که روم بود، کمتر بود، فکر نمیکردم دارم واسه بهبودم تلاش میکنم.
به خودم سخت میگرفتم و فکر نمیکردم از اون تنگنا رها بشم.
ولی خداوند هدایت و حمایتم کرد و میکنه و از اون بحران به اندازه ی خیلی زیادی خارج شدم.
الان دقت میکنم افکار اون زمان درصد زیادی ازم فاصله گرفتن و روز به روز ارامشم بهتر میشه الحمدالله.
بچه داری سخت نیست، خیلی سخته.
اما شدنیه، همونطور خیلی سخت نمیمونه.
میشه یادش گرفت، تمرین کرد و کم کم آسان شد تو بچه داری.
چون همینطوری که زمان میگذره هم بچه توانمندتر میشه هم پدر و مادرش، یعنی سه تایی با هم رشد میکنن، یاد میگیرن و جلو میرن.
چالش های بچه داری انتها نداره، اما وقتی منعطف شدم که بچه داری رو اسانتر کنم برای خودم، حالم خوب تر شد.
الهی شکرت بی نهایت.
استاد جان خیلی ممنونم ازتون برای تک تک فایلها.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام بر همه عزیزان
سری فایل های هدایت شده من از کلید کانون توجه …
استاد از دیشب رفتم سراغ قدم دوم جلسه اول و تا الان 3بار گوش دادم و اینقدر مطالبش فوق العادست که میخوام حداقل 6/7بار گوشش کنم
چقدر بکگراند عالی هستش هوا فوق العاااادهه وای اصلا ادم دیوونه میشه
تو تمام این فایل هایی که گوش دادم و راجع به کنترل ذهن بود همیشه شما این اصل و تکرار کردین که انچه ما بیشتر بهش توجه میکنیم از اصل و اساسش وارد زندگیمون میکنیم و اینو تو ذهنم میخوام تتو کنم :)))
کلی از هر فایل کنار این اصل نکات عالییی فوق العاده که شاید ذهنم نشتی داشته دریافت کردم
و الانم راجع به لذت بردن از همونجایی که هستم انصافا تو تمام این مدتی که عضو سایتم اینو بار اولی که شنیدم رعایت کردم و فراموشش نکردم شاید بیشتر اوقات بوده که دلم میخواسته پرواز کنه سمت فایل هایی که تو سفر به دور امریکاها و زندگی در بهشت ها دیدم اما اینجوری نبوده بشینم حسرت بخورم چرا من الان اونجا نیستم ذوقش و داشتم و گفتم کاش منم اونجا بودم اما مراقب احساسم بودم که بد نشه و این منطق و براش اوردم اگه الان این کشوری این محله ای حتی این ساختمونی فرکانست تورو اینجا کشونده یا نگه داشته تغییرش بده به جای بهتر هدایت میشی و انصافا از همون جایی بودم اینقدر لذت بردم که هر سال فقط تو همین کشور خودم به جاهای عالی تر هدایت شدم
یه تجربه ای یادم اومد ک بگم
چند سال پیش که دوست نزدیکم ک فامیلمون هست مجرد بود یادمه تو اون سال ما تقریبا هر هفته یا تعطیلات و شمال بودیم اونجا ویلا داشتن و ما پنج شنبه ها تعطیل بودیم هر هفته چهارشنبه اخر شب میزدیم ب دل جاده و میرفتیم شمال با همون امکاناتی که داشتیم و هربارم کلی بهمون خوش میگذشت اینقدر ک کل ویلا انرژی مثبت گرفته بود از بس همیشه ما اونجا فول خوش میگذروندیم شاید کی وارد جمع مون میشد و میومد میگفت چه خوشی میگذره چ کار خاصی انجام میدین یا چ امکانات خاصی ویلا داره؟ اما ما حرفهاش و نمیفهمیدیم چون حتی در سکوت تو شهرک ویلایی شون قدم میزدیم هم داشت یه عالمه به ما 3تا من و دوستم و خواهرم خوش میگذشت چه برسه راجع به مسایل مختلف هم صحبت میکردیم یا بازی های محدودی داشتیم 3 نفره گاهی هم پسردایی مون میومد سنش از ما کمتر بود اما اونم هم فرکانس بود باهامون و خوش میگذشت بهمون
اما چند سال بعد ک دیگه کمتر رفتیم و ایشون ازدواج کرد و درگیر روزمرگی ها شدیم و اکیپ جدید اونا همیشه سر شمال رفتن غر میزدن گرمه، شلوغه، ترافیکه، دوره، و.. خلاصه تفریحاتمون محدود به همین اطراف تهران بود البته شاید داشتن ویلا از خود دوستم هم بی تاثیر نبود و اجاره ویلا با تایم مشخص و هزینه هربار سخت بود اما همین پیشنهاد ساده ک تا جاده چالوس بریم یه جنگلی یه دریا و جاده بعد اخر شبش برگردیم هم همیشه در حد حرف بود :)) جوری ک چند سال ویلای اونا خالی بود و خودشونم کم میرفتن اما بازم ما کمتر میرفتیم میخوام بگم لذت به مکان خاص و افراد خاص و حتی کشور خاص فقط نیست من بارها گفتم تو همین محله خودمون کلی تنهایی میرفتم پیاده روی میرفتم کافه و کلی هم بهم خوش میگذشت و میگذره حتی و برای همین این حرفهای شما رو با تمام وجود درک میکنم
امیدوارم هرجایی هستم بیشترین لذت و ببرم و با تقوا باشم
ممنونم استاد بینظیر و خوشتیپم ازتون دوستتون دارم
به نام خدایی که هر لحظه منو هدایت میکنه
خدایی که داشتنش یعنی داشتن همه چیز و همه کس.
سلام به استاد عزیزم سلام به خانم شایسته گرامی سلام به دوستان خوب و با ارزش من.
دوستان من دو روزه درگیر تضادی شده بودم که کنی کنترل ذهن برام سخت شده بود و از خدا هدایت خواستم تا بتونم به راحتی ذهنم و کنترل کنم
و خدا مثل همیشه عالی و بینظیر هدایتم کرد
یک آن انگار روحم از تنم جدا شد و خودم و از بیرون نگاه کردم
از بالا ، مثل اینکه تو هواپیمایی و همه چیز خیلی کوچیک دیده میشه
خودم و دیدم و برام خیلی جالب بود که وقتی از بیرون به خودم نگاه کردم دیدم تضادی که تو ذهنم بزرگش کردم خیلی ناچیزه ، اصلا ارزش نداره
یک آن به طرز عجیبی ارامش عمیقی وجودم و گرفت ، با خودم گفتم خدا هم ما رو اینجوری میبینه ها
مثل یه مادر که وقتی بچه اسباب بازی که به دردش نمیخوره رو میخواد و مدام پافشاری میکنه
مادر میدونه چقدر بی ارزشه و میگه بچه ی من الکی گریه نکن این به دردت نمیخوره
ولی اون بچه بازم پافشاری میکنه
خدا مدام میگه ذهنتو کنترل کن بهت پاداش میدم چون اون میبینه که چقدر این موضوعاتی که ساعتها به خاطرش بیخود و بی جهت حسمون و بد میکنیم ، بی ارزشن.
دوباره از دور خودم و به دقت نگاه کردم
دیدم چه نعمتهایی دارم
من داشتم بافتنی میبافتم و تو ذهنم پر از نجوا بود .
من نعمت دست های سالم داشتم و به راحتی میبافتم
من نعمت راحت نشستن داشتم و بدون هیچ مانعی راحت نشسته بودم
کنارم پسرم بود که داشت بازی میکرد اونم سالم
قلبی تو سینم بود که عالی کار میکرد
و ……..
خیلی خیلی نعمتهای دیگه
باورم نمیشد ، تضاده هی کوچیک تر میشد
من هرچی خودم و از دور میدیدم تضاد بی ارزشتر میشد
الان که دارم مینویسم تمام تنم داره میلرزه و اشک تو چشام جمع شده
خدا روحم و برد سر جاش و بعدش بهم گفت
مهمترین نعمتت منم
مهمترین و با ارزشترین چیزی که داری شناخت منه
راست میگفت
میدونین بچه ها
بچه های سایت ، ما خیلی با ارزشیم چون خدا هدایتمون کرده به این سایت
خدا با هر کسی این کار و نمیکنه
با چشای خودم دیدم که وقتی اوایل که نمی دونستم و این سایت و به خیلی ها توصیه میکردم هیچ کس اهمیت نمیداد چون امادگی هدایت و نداشت و تو مدارش نبود.
ولی من چی ،من هدایت شدم
پس چرا ارزش خودم و نمی دونستم و به نجواها اجازه داده بودم بزرگ بشن .
خدای من من امروز فقط ازت یه چیز میخوام
اونم اینه که هیچ وقت منو به حال خودم رها نکنی
همیشه مثل امروز کنارم باشی
داشتنت برام خیلی کافیه
تنها کسی که حالم و خوب میکنه فقط تویی.
تنها کسی که بهم یاد اوری میکنه چقدر با ارزشم فقط تویی.
خدایا من چی کار کردم که این قدر برات عزیز شدم
چی کار کردم که منو هر روز بیشتر اگاه میکنی و کاری میکنی بیشتر لذت ببرم
خدایا چقدر اخه منو دوست داری ، داری تمام تلاشتو میکنی بهترین زندگیو داشته باشم
دیدم که خیلیا خیلی وقته تو جهل و نادانی موندن
ولی خدا داری با من چی کار میکنی
من هر روز بیشتر عاشقت میشم
بچه ها ، خیلی وقتا شده برای یک دقیقه خودتونو از بیرون نگاه کنین
به خدا ، معجزه میکنه
خدایا شکرت
سلام دوستان عزیز
سوره اعراف آیه 200و201
واگر از شیطان وسوسه ای تو را برانگیخت،به خداوند پناه ببر که بی شک او شنوای داناست
البته هنگامی که پرهیزکاران گرفتار وسوسه شیطانی میشوند به یاد خدا می افتند و ناگهان بینا و بصیر می شوند
آیاتی در مورد تقوا امیدوارم به درد دوستان عزیز بخورد
بیا با من در این لحظه برقص و پایکوبی کن.
ای جانم چقدر این خونه ها ومحله زیبا تمیز و شیک بود
I can create any thing I want
این جمله رو بارها و بارها باید ملکه ذهنم کنم
که من میتونم هر چیزی رو که میخوام خلق کنم
توانایی کنترل ذهن:تقوا
ایمان به خدایی که تنها منبع قدرت ،رزق ،سلامتی ،عشق و هر آنچه که میخواهیم هست.
نقطه ی مشترک تمام افراد موفق جهان و یک
درصدی ها همین است(توانایی کنترل ذهن)
ما باید در هر شرایطی به محیط و اتفاقات به گونه ای بنگریم که احساسمون خوووووب و بهتر بشه.
سپاسگزار داشته هامون باشیم .
کانون تمرکزمون رو بزاریم روی خواسته هامون
کانون توجه و تمرکز یعنی چی میبینم چی میشنویم
چی می گیم چه چیزی رو از گذشته به یاد میاریم و نسبت به آینده چه تخیل و تجسمی داریم.
وقتی میتونیم این ورودی ها رو کنترل کنیم که از این پنج مورد که نوشتم خوراک میگیره میتونیم فرکانس مناسبتری رو به جهان هستی ارسال کنیم و جهان هستی بهترین جوابها رو به این فرکانس ها به ما بر میگرداند.
سلام.چقدر حس خوب میگیرم از دیدن این تصاویر و حرفای مفید.دنیا،دنیای لیاقت هاست.ان شاله همیشه حال دلتون خوب باشه.
به نام خداوند دریای نور خدایی که دارد به هر جا حضور استاد عباس منش عزیز و هم فرکانسی های عزیز با سلام و ارادت ، من دقایقی پیش آخرین فایل استاد تحت عنوان ” توانایی کنترل ذهن” را با دقت و شوق تمام دیدم از دیدن این فایل بسیار محظوظ شدم ، آن طبیعت رویایی، آن سکوت محض که گهگاه فقط با صدای پرندگان شکسته می شد، دریاچه کوچک ،همه و همه گویا قطعه ای از بهشت را برای ما به تصویر می کشید ، سخنان جذاب و تاثیر گذار استاد حقیقتا جای بسیار سپاس وتقدیر دارد. نکته اساسی درفایل های استاد این است که بطور پیوسته و همیشگی هر الهامی که به او می شود، هر حسی خوبی که از هر چیزی دارد، اینگونه صادقانه با خانواده صمیمی خود در میان می گذارد و شوق داشتن احساس خوب را که سر منشا ء اتفاقات خوب است ؛ در ما زنده نگه می دارد، بدون تردید ارائه دیدگاهها و تجربیات بی نظیر استاد که با زبانی صمیمی و ساده بیان می شود غیر قابل وصف است ونمی توان با هیچ زبان و گفتاری حس قدرشناسی خود را بیان کرد به قول حافظ :
چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد
سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد
غبار راه راهگذارت کجاست تا حافظ به یادگار نسیم صبا نگه دارد
تعلیمات استاد عباسمنش به ما می آموزد که مطمئن با شیم اگر در مدارو احساس خوب باشیم و بتوانیم هر لحظه ذهنمان را در جهت خواسته ها و امواج مثبت متمرکز کنیم ، ؛به هرآنچه که خواستار آن هستیم خواهیم رسید وجالب اینکه تمام کائنات نیز با ما و آرمانمان هماهنگ خواهد شد ،این قانونی لاتغییر است. او به ما می آموزد که هیچکس جز خودمان نمی تواند زندگی مان را تغییر دهد و تکیه بر توانایی هایی که خداوند به ما داده است همراه با ماندن در احساس خوب حتی در سخترین شرایط رمز اصلی موفقیت است. به قول بودا که در آخرین توصیه ها به شاگردانش گفت : “در زندگی تنها به خود و توانایی های خود متکی باشید ، حقیقت بزرگترین پناهگاه شماست به حق که بزرگترین پناهگاه انسان است و غیر ازاو، مفر ، و پناهگاهی نیست ، متکی باشید ” آری تنها باید بسوی خدا گریخت ” فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ “” پس به سوى خدا بگریزید” همیشه در زندگی پناهتان او باشد تا کامیاب شوید ، زندگی استاد به ما می آموزد که با تمرکز ذهن بر خوبی ها ، انسان هر روز می تواند از قله ای به قله دیگر صعود کند و آنقدر بالا برود تا به معرفت و آزادی کامل از هر لحاظ ؛ برسد . آزادی و استقلال مالی ، آزادی زمانی ودریک کلام آنگونه که دوست دارد زندگی اش را بسازد و به تمام معنا رها باشد . درپایان بار دیگر از استاد عزیز برای اشتراک گذاشتن آموزهای عالی و هر احساس خوبی که دارند ؛ سپاس بیکران دارم و برای خانواده صمیمی سایت عباس منش آرزو می کنم که همواره احساس خوب داشته تا اتفاقات خوب را تجربه کرده وهمیشه ودر همه وقت احساس خوشبختی و شادی کنند . که تمام رمز هستی و خوشبختی انسان در همین کلام آخر نهفته است. امید که همگی مان قدردان آموزه های استاد بوده و با عمل و حرکت کردن بسوی باورهای درست جهان بهتری را برای خود و ودیگران خلق کنیم. با بسیار سپاس عمادالدین فیاضی