اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
دوباره داشت برای بار سوم آتش جهنم رو برای من یادآوری میکرد که بهم بفهمونه
ببین قدرت من رو
ببین تنها من قدرت دارم و ببین مرحله به مرحله دقیقا آیاتی از سوره هارو بهت نشونه دادم و به زبونت جاری کردم تا بفهمی چقدر دقیق و بزرگ و قدرتمندم که انقدر دقیق میگم آیاتی رو که درمورد قیامت و جهنم و عذاب جهنم هست که اگر آگاه نباشی به افکارت و کنترل نکنی ذهنت رو
و اعمالی انجام بدی تو هم با اعمالت جهنم رو برای خودت خلق خواهی کرد
پس دوباره تاکید میکنم
تو هیچی نیستی طیبه
همه کارهات رو بسپر به خدا
و بترس و عبرت بگیر از عاقبت فرعون و امثال فرعون
تا کنترل کنی افکارت رو و در عمل توحیدی رفتار و اجرا کنی
خدای من سپاسگزارم که انقدر دقیق و هوشمندانه به من پیامت رو رسوندی
و باز هم به کمکت نیاز دارم
قلبم رو برای آرامش و دریافت نور عظیمت باز کن
و وقتی با این سه سوره من رو متوجه کرد تا بفهمم و آگاه باشم
و وقتی ادامه سوره الرحمن رو خوندم
بهم قوت قلبی داد که حالمو خوب کرد
وَلِمَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ جَنَّتَانِ
و هر که از مقام خدایش بترسد او را دو باغ بهشت خواهد بود
و انقدر بهشت رو زیبا گفت برای من که بی نهایت ازش سپاسگزارم و تمام سعیمو میکنم تا به یاد بیارم هر لحظه و متواضع باشم
به قول اقا رضا من هیچ نمیدانم ونمیتونم کنترل کنم زهنم خودت بگو وکنترل خودکار زهنم باش
اقا واقعا لدت داشت فایل کامنتها رویایی بودن
قشنگ با اتفاق زندگیم هم خونی داره
بحث کنترل زهن وهدایت رب
میخام از سوپرایز یهیویی ربم بگم
این چند روزه عجیب مهربانیو برکت از در دیوار بیشتر اسونتر از همیشه برام پیش میومد عزیز دلم بدونه اینکه بگم چیزایی خریدای فراوانی بارها بارها چندین چندین مانتو لباس تو خونه ای وخلاصه توی بی نیازی بودیم تا دعوت به مراسم شدم کمکشون کنم وبعدم کلی هدیه عزت احترام وبعدم چقد هدیه وبعدم کنترل زهنی طلایی
وبعدم خواسته تپلم سفر پر برکت شکررر
اقا یه الگوی تکرار شونده داشتم جمعه ها که از دوره همی میومدیم اعصابم بهم میریخت دلیل هاش متفاوت بودن ولی بلاخره با یه حرفی چیزی قلبم میشکس وباید ساعتها گریه میکردم تا اروم شم
ومن به لطف خدا متوجه این اتفاق شدم واین هفته همچنان دلایل واتفاقاتی پیش اومد که مثل موج که حولت میده بندازتت تو اب منو تکون میداد وبه لطف فرمانروا رفیقم جون سالم به در بردم ونزاشتم قلبم بشکنه وشاد بودم وبعد جمعه شبش خبر اجابت خواستم اتفاق افتاد وهر شنبه که اشک میگزشت
این جمعه در حال چمدون بستن وخابیدن توی قطار رویایی دوستان رویایی بودم
شکررر
اینو مینویسم امیدم وارم نور ایمان واعتمادم به معجزه های رفیقمو فرمانروام ببرم بالاتر
اقا من همسرم تو اوج زمان کاری و کلی مخالف بود ولی اتفاقات جوری رقم خورد به راحتی رفتیم
و دوستانم اونجا قشنگ هم فرکانسم بودن انقد باهم راحت بودیم میگفتیم میخندیدیم واینکه مرا در لحظه در بهترین زمان مکان قرار میداد
امروز روز سومی است که تعهدی قوی برای کار بر روی خودم و استفاده از قوانین ، بسته ام و از خدا ممنون که دقیقا امروز این فتیل زیبا و البته با این موضوع بسیار مهم رو روی سایت گذاشتید.
فقط مفهومی مثل تقوا به نظرم خیلی جامع تر و بزرگتر از اینه که فقط مختص باشه به مسائل ذهنی …
ببینید همون مسائل دینی و … که شما فرمودین هم از ذهن نشات میگیره اصلا چجوریه که حضرت امام علی علیه اسلام میگن مراقب افکارت باش که گفتارت میشه
مراقب گفتارت باش که رفتارت میشه
مراقب رفتارت باش که سرنوشتت میشه و یعنی سرنوشتت از افکارت داره نشات میگیره بله راست میگن استاد خیلی کار سختی است کنترل افکار و خاموش کردن نجواها به همون نسبت که گوش نکردن به حرف شیطان و عواملش و دنبال گناه نرفتن اونم تو این دوره که این همون اصل تقوا هستش
ما اگه بتونیم تو هر لحظه به شیطون و نجواهاش نه بگیم
وقتی داره همه چیز بر علیه ما پیش میره همه چیز بر خلاف اون چیز دلخواه ما هست اولا باید باور کنیم که اون سر طناب دست شخص خداونده و حواسش به همه چی هست دوما ایمان بیاریم که همیشه هوا بارونی نیست و سوما اینکه درست در بعد از تاریکترین و سردترین ساعت شب ناگهان فجر صادق طلوع میکنه اونوقته که یومنون بالغیب شدیم که اولین شرط متقی بودنه که در اول سوره بقره اومده یعنی تو داری به یک چیزی باور میکنی که همه میگن نیست برو بابا خودتو گول نزن تو توهم زدی حالیت نیست حتی اون ذهن شیطون هم میگه خب راست میگن اونجاست که ایمان به غیب کار میکنه مثل اونی رفته یک دونه ای تو خاک گذاشته بعد فقطم خودش باور داره که اینجا که داره آب میده و مراقبت میکنه زیرش دونه کاشته شده هی بقیه میان میگن اه طرف زده به سرش داره زمین رو الکی آب میده با چه زحمتی ولی طرف خودش میدونه که اون دونه بزودی جوونه میزنه حالا این وسط یه وقتایی ذهنش میگه برو بابا برو یه دونه ای بکار که آنن رشد کنه
تو منطقه ما پسته خیلی زیاده اما درخت پسته خاصیتش اینه که باید حد اقل هفت هشت سال صبر کنی و از سال های دهم و به بعد بوووم درآمدش میشه میلیاردی ولی پشتش اون صبره اون ایمانه هست ولی میشه هم علف بکاری بعد یه هفته زود تر هم دربیاد و برای گوسفند بدی بخوره به مفت و هرسال همون کارو بکنی چون اینجاست که ایمان به غیب یا همون نتیجه ای که الان پیدا نیست ولی تو یقین داری که هست داره خودشو نشون میده و راه موندن توی این مسیر هم جز توجه به زیبایی های هر چند کوچولو نیست که بابتشون شکر گذار باشی و از همه مهمتر فقط تو این لحظه زندگی کنی لذت ببری و خدا رو بابت داشته ها شکر بگی اولینش اگه هیچی هیچی نباشه خود زنده بودنته که مطمئن باشید اونقد هست که بقول قرآن هرگز نمیتونی اونا رو احصا کنی
خوش باش که هر که راز داند
داند که خوشی خوشی کشاند
دایم چو شِکر تو باش شاکر
شاکر همه دم شکر ستاند …
نترس
بقول حضرت حافظ
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکَنَد
چون تو را نوحست کشتیبان ز طوفان غم مخور
استاد عباس منش اون نوحه رو کاملا بهش اطمینان کرده
بابا ما گاهی خدا رو اندازه نعوذ بالله یه راننده اتوبوس هم قبول نداریم بهش اطمینان کنیم
ممنون از این جواب زیبا و وقتی که برای نوشتنش گذاشتی.
من کاملا موافقم که گوش نکردن به نجوا های شیطان یکی از مهمترین راه های جلوگیری از گناه و سایر موارد هست ، ولی حرف من اینه مفاهیم قرآن کریم خیلی عمیق تر از اونی هست که ما صرف یه ریشه کلمه رو به دست آوردن بهش پی ببریم.
شما اگر بری و خطبه متقین امام علی (علیه السلام) تو نهج البلاغه رو بخونی و اون صفاتی که برای اونها ذکر شد رو ببینی شاید یکم بیشتر موافق با من بشی که این کلمه چقدر جامعیت داره.
اصلا خود استاد هم تو یکی از فایل ها گفتن اگر اشتباه نکنم از تفسیر نمونه استفاده میکنن برای فهم آیات.
شما اگر یه سر به یه کتاب تفسیری بزنی میبینی ذیل همین کلمه تقوا کلی توضیح و در کنارش روایت از امامان (علیهم السلام) آورده شده برای توضیح این کلمه.
به نظرم اگر استاد میگفتن : یکی از مهمترین مصادیق تقوا کنترل ذهن هست خیلی بهتر بود.
کسانی که به غیب ایمان دارن.نماز میخونن و از اون نعمتها که دادیمشون انفاق میکنن.
اینجا میشه فهمید که افراد باتقوا با کنترل ذهنشون میتونن به ایمان برسن.غیب رو باور دارن به ایمان میرسن ولی نمیتونیم بگیم مومنان و ادمای با ایمان باتقواین.
کلی با این فایل بهمون حال دادید. کلی کیف کردم… واای چه هوای فوق العاده ای… چهههه خانه های زیبایی… چه خیابون های تمیزی و چه سنگفرش های فوق العاده ای. چقدر حس آدم عالی و بهتر میشود در این هوا… چقدر قدم زدن و دویدن در چنین هوایی در چنین محله ای فوق العاده است… چقدر بی نظیر هست نوازش بخار آب و مه ی که روی دریاچه بود با صورت… چه درختان زیبا و پر انرژی ای، درختان نخل مانند فوق العاده… چه مردم شادی چقدر جالب بود تزیینات کریسمس، چه سگ بامزه ای… چقدر احساس خوبی داشتم وقتی فکر کردن به زیبایی اش، به غریزه اش برای دفاع… چه گلدان های زیبایی، گل هایی از همه رنگ… چه محله امن و ساکتی… چه ماشین های تمیزی که برق میزدند از تمیزی… چه لک لک زیبا و با مزه ای، چقدر نگاه کردن و زندگی کردن باهاشون در یک محله دیدن هر روزشون فوق العاده هست… چه پرنده هایی و صدای دلنشینشون… چقدر ریکسین و مراقبه در این هوا بی نظیر هست… چه خانه سبز رنگ و زیبایی، چقدر لذت بخش هست زندگی در خانه ای با چنین پنجره ای رو به سبزی و دریاچه و چمن و جنگل، دیدن چکیدن قطرات آب باران در دریاچه چقدر لذت بخش هست.
چه استاد فوق العاده ای…که هر موقع میبینمش خنده و احساس خوب در درونم ایجاد میشه… که مثل یک دوست صمیمی دوستش دارم…. چقدر زیباست دوست داشتن فردی(استاد عباسمنش) که هزاران کیلو متر با تو فاصله دارد اما هنگام دیدن تصویر و صدایش دوست داری او را در و آغوش بگیری و بارها ارزش تشکر کنی??
از همون اول که متن فایل رو خوندم متحیر شدم از هماهنگی و درستی این قانون… از صحبت کردن خدای درونم با من… استاد سپاسگزارم که به الهاماتتون گوش میدید و برامون فایل تهیه میکنید. باور کنید احساس کردم که خدا از طریق شما به من روحیه داد در مورد هدفی که داشته ام اما به خاطر باور های اشتباه هنوز به نتیجه دلخواهم نرسیده ام… گفت ادامه بده..
گفت کنترل ذهن همه چیز هست…
گفت تو میتونی هر چیزی رو که بخوای خلق کنی…
گفت تو فوق العاده ای…
گفت اشتباهات و گذشته رو رها کن…
گفت برچسب های اشتباه از خودت را نپذیر…
گفت فقط روی قوت ها و نکات مثبت و موفقیت هایت توجه کن…
گفت من هستم با تو هستم تا اخرش با تو هستم
گفت…
خدارو شکر که اینجا هستم و جزیی از این خانواده هستم…
خدارا صد هزار مرتبه شکر بایت این همه زیبایی و احساس خوبی که هر روز وارد زندگی ام میکند…
استاد از قالب از شما سپـــاسگــزارم بابت همه محصولات و همه فایل های رایگانی که با عشق قرار میدید…
در رابطه با توانایی کنترل ذهن میخوام خاطرهای تعریف کنم
حدود دو ماه پیش ماشین منو تو کرج سرقت کردند ساعت یازدهونیم شب اومدم که برم خونه دیدم ماشینم نیست خس خیلی بدی بود
اونجا چند لحظه بعد دعا کردم گفتم خدایا به کسی این صحنرو نشون نده چون حال آدم خیلی بد میشه
به پلیس زنگ زدم اومر صورت جلسه کرد و رفت
منم تنها مندم توی خیابون ماشین گرفتم رفتم خونه مادرم که فردا برم کاراشو انجام بدم
همون یکی دو ساعت اول سعی کردم حالمو خوب کنم وبه نکات مثبتش فک کنم اعتراف میکنم خیلی سخته ولی اینکارو کردم صب که میخواستم بیام سر مغازم برادرم گفت ماشین منو ببر قبول نکردم گفتم میخوام پیاده برم
هوا بارونی بود تو خیابون که قدم میزدم با خودم گفتم خدایا شکرت که پاهام سالمه میتونم با پاهام برم سر کارم
خدایا اینو میدونم که تو بهتر از اونو بهم میدی
شکر میکردمو اشک میریختم
فردای اون روز یکی از بستگانم زنگ زد وگفت
از بچهای اطلاعات میتونن ماشینتو صحیحو سالم بهت برگردونن فقط یه سکه بابتش باید بهشون بدی
من گفتم از شما بسیار سپاسگزارم که به فکر من هستین ممنونم ازتون ول من نمیتونم بابت پیدا کردن ماشینم شما میگین سکه من میگم حتی یه هزارتومنی هم پرداخت نمیکنم
چون من تو مداری هستم اگه این کارو انجام بدم یعنی من به خداوند ایملن ندارم .
من چشممو از اون ماشین بستم اگه قرار بر این باشه که پیدا بشه یه سرباز صفرم برام پیدا میکنه اگه که اون ماشبن قرار باشه از زندگی من بده بیرون حتما مصلحت در این بوده که اون ماشین نباشه.
درست شش روز بعد ساعت سه ونیم بعد از ظهر بود بهم زنگ زدن گفتن ماشین شما تو هشتگرد پیدا شده بیایئد ماشینو شناسایی کنید
خیلی خوشحال شدم هم به خاطر پیدا شدن ماشینم هم اینکه من توکلمو از خدا بر نداشتم بدم به بنده خدا و خدارو بسیار شکر گزاری کردم که امتحانمو خوب پس دادم
داستی کسی که بهم خبر پیداشدن ماشینو داد یه گروهبان سه وظیفه بود
منم به پاس قدر دانی چند جفت جوراب خوب ویه ست سربازی هدیه دادم
مزد کنترل ذهنمو از خدای عزیزم گرفتم وماشین به داراییم برگشت
هر جا که هستید شاد وپیروزو ثروتمند وسعادتمند در دنیاو آخرت باشید.
سلام به استاد عزیزم و مریم جان که همیشه با عشق برای ما فیلم میگیرن و استاد با عشق حرف میزنه و نکات طلایی و میگن
توانایی کنترل ذهن
کنترل ذهن یعنی تقوا یعنی ایمان من به خدایی که هرلحظه با من درون من کنار منه منو دوست داره عاشق منه و از من محافظت میکنه همه چیزو مسخر من کرده و من خلیفه و تاجدار خدا هستم روی این کره زیبا و قشنگ
کنترل ذهن یعنی آرامش
یعنی نفس عمیق کشیدن وسط جنگل روی چمن ها و بوی نم خاک و حس کردن
یعنی آخیییش چقدر این یک لیوان آب چقدر چسبید
یعنی شککرررت چقدر خواب عمیق بهم چسبید
یعنی تو هرلحظه زندگی کردن
در لحظه خوابیدن بیدارشدن نشستن خندیدن رقصیدن پابرهنه روی چمن ها راه رفتن درخت هارو بغل کردن
تقوا یعنی بدون هیچ ترسی عشقتو بغل کنی و برای اون لحظه کلیییی قربون صدقش بری
اخ که چی بگم ازاین کنترل ذهن
همه چیز از آن من
من ناظرم به ذهنم و این دستگاه تولید فرکامس تحت اختیار من
هرچی هر فرکانسی بخوام و ارسال میکنم
تلاش هم میکنم با عشق مطالعه میکنم
با عشق فایل میبینم
با عشق عبادت میکنم
باعشق روی شخصیتم کارمیکنم
با عشق مهارت یادمیگیرم برای کسب و کارم
با عشق ورزش میکنم
با عشق پیاده روی میکنم
با عشق سپاسگزاری میکنم
برای همون روز
برای همون لحظه
تلاش فیزیکی مهم نیست نه که بشینم و هیچ کاری نکنم باید قدم برداشت و اقدام کرد ،ایده اومد الهام اومد بدون ترس بدویی تو دلش شیرجه بزنی تو عمق اقیانوس
بعدش بقیش با خداست
تقوا یعنی من یک قدم بقیه قدم ها با تو خدای من رفیق من
تقوا یعنی حالم خوب
ایمان دارم خداهست و فردا و فرداهارو میسازه برام همینجورررر نعمت میاد سلامتی میاد ثروت میاد عشق میاااد
میاد میاد میاد
منم که خالقم
هرموقع اتفاقی بیوفته حتی اگر ظاهرش کجو کوله باشه و خوشم نیاد زشت باشه و ناخواسته باشه و ناجالب مهم اون اسمی که من روش میزارم مهم اینه من از دلش چی میکشم بیرون
هزاربار استاد گفته تو هرفایلی گفته احساس خدب اتفاق خوب
پس من موظفم هرلحظه با عینکی به زندگیم و اتفاقا نگاه کنم که به من حس خوب بده
اگر خیلی بار روی دوشم بزارمش تو دستای خدا
خدا کنارم
با من
همراهم
عاشقم
راه و برام رااااحت هموار زیبا میکنه
اره خودش راه آسان شدن به آسانی ها همین حال خوب
احساس خوب
توجه به نکات مثبت
تقوا ،ایمان ،ارامش
خدای من هرچقدررر بنویسم از نعمت ها و داشته هام کمه
اینقدر باید بنویسم و غرق بشم تو داشته هام که کن فیکون بشه همه چیز
همه چیز رو به بهبودی
همه چیز هرروز درحال بهتر شدن
پس من چرا غصه بخورم
شکرت خدایا
سپاسگزارم که دستمو گرفتی هدایتم کردی به راه درست ،راه کسایی که بهشون نعمت دادی
سلام به استاد عزیزم مریم جان و همه اعضای خانواده صمیمی ام
امروز صبح زدم رو نشانه ام
قبلش مشغول نشخوار ذهنی بودم که چرا پدرم واسه خونه خرید نمیکنه ، صبحانه نداریم ، آب گرمکن همیشه خرابه
من جایی که هستم خیلی می تونم خوب ذهنم رو کنترل کنم ولی تو دو تا مورد همیشه کنترل از دستم خارج میشه
اونم مربوط به خالی بودن خونه از مواد غذایی ، و آب گرمکن هست …. یعنی غذا و حموم رفتن
چون ورزش میکنم و می دونم چقد غذا تو حال جسمی و روحی ادم تاثیر میزاره
و از طرفی میبینم انقد خونسرد هست و خونه اش هیچی نیست دنبال اینه جیبش رو پر پول کنه و از بیرون سرمایه هاشو بیشتر کنه ( یعنی مردم براش مهمترن تو ذهنش تا خودش و زندگی خودش ) واقعا به هم میریزم و اصلا اهداف و مسیرم از کف خارج میشه ولج میکنم با خدا …..
تا الان نتونستم دیدگاهی پیدا کنم که بهم کمک کنه
ولی خیلی وقتا این ذهنیت بهم کمک میکنه که دیدن پدرم با این حجم از بی مسئولیتی برای من حکم ارسال فرکانس یک مرد قوی و پر مسئولیت داره …. این ذهنیت همیشه میاد تو ذهنم
ولی نسبت به شرایط الان اصلا نمی دونم چطوری به صلح برسم
یکی دعوا و درگیری داخل خونمون تهمت غیبت دروغ و منفعت طلبی اعضای خانواده ام پشت هم حرف زدن و جلو رو هم خندیدن
یکی همین عدم مسئولیت پذیری پدرم نسبت به خونه
البته همه این دو تا عامل باعث شده من یه دختر قوی و مستقل باشم و رو هیچ کی حساب نکنم
می دونم برای مخارج باید خودم خرید کنم ولی تا الان من تو حوزه عزت نفس روابط حال و احساس خوب و … کار می کردم و ثروت آلویت نیود چون تو اونا خیلی مشکل داشتم
اگر درآمدم بالا بود یا خونه داشتم از خودم ( می دونم واسه ضعف های خودمه که ندارم واسه ترس های خودم و واسه شرک و تجربه های قبلیم ) هرگز تو این موارد به هم نمی ریختم
چون وقتی خودم پول دارم خودم خرید میکنم
وقتی پول دارم خونه جدا میگیرم و اصلا این مشکلات اینجا اونجا نیست
ولی خیلی برام سخته که گفته های استاد رو تو این فایل عملی کنم
یه اهرم رنج و لذتی هست تو وجودم که بهم میگه اگر شرایط بد الانت رو بپذیری و مقاومت نکنی یعنی تو لایق اینا هستی و شرایطتت بهتر نمیشه
ولی استاد اینجا گفت راه تغییر هم این نیست باید با شرایط الانت هر چید هم بد باشه ، با افراد الانت هر چقد هم بد باشه به صلح برسی تا جهان بتونه برات کاری کنه و بهت جایزه بده و شرایط زو بهتر کنه
وقتی شرایط بهتر میشه که تو بهتر شی
واکنش ندی
زمانی من می تونم شرایط ایده آلم نسبت به چیزی که الان هست رو تغییر بدم و خلق کنم که از مقاومت و واکنش نسبت به بدی های موجود شرایط الانم دست بردارم و ذهنم رو کنترل کنم نزارم شرایط الانم روم تاثیری بزاره و حالمو بد کنه
اگر شرایط روم اثر بزاره منو به هم بریزونه پس من میشم واکنش گرا دیگه نمی تونم خلق کنم
اگر ویژگی های بد دیگران اگر نشدن های ظاهری ایمانم رو ازم بگیره من هیچ قدرتی تو خلق خواسته هام ندارم من قدرتم رو از دست میدم
حالا با هر دلیل و منطق
چرا پس باید با دست خودم خودم و ایندمو آتیش بزنم اونم به خاطر ویژگی های منفی یه آدم دیگه حالا حتی پدرم باشه چه تاثیری تو روند زندگی من داره
تنبل هست بی مسیولیت هست بی فکر هست همش دنبال اینه تایید دیگران رو بگیره ، خانواده واسم مهم نیست ، آدم دمدمی و بی فکری هست و کلی ویژگی های دیگه
یا مادرم که مکمل اون هست …
قرار نیست که تو زندگیم بمونن
همین بد بودن شرایط اینا باعث شده من از بچگی درخواست و فرکانس های ناب برای ازدواج آینده و فرد آینده بدم
همیشه هم بهترین پسرها بهم پیشنهاد میدن و همین باعث شد بفهمم بهترین مرد برای زندگی می تونه چه ویژگی هایی داشته باشه
و هیچ وقت مثل پدر و مادرم نشم …… و چیزی بشم که الان هستم و چیزی خلق کنم عکس چیزی که اینا هستن
از دیشب حالم بد شد و من تو این حال تمرینات و کارهامو نتونستم بکنم
انگار ذهنم میگه این لج کردم راه حل هست …. همون راه های شیطان
من باید تو این شرایط بپذیرم که پدرم مادرم و شرایط الان دایمی نیست
من باید بپذیرم شرایط الان تعیین کننده آینده ام نیست
من باید بپذیرم همیشه قدرت خلق زندگی و تغییر شرایط رو با کنترل ذهن ، جهت دهی به چیزی که می خوام به جای تمرکز روی چیزی که هست رو دارم
من باید بپذیرم که پدر مادر و شرایط رو خودم نساختم ولی آینده و زندکی عاطفی آینده ام رو خودم میسازم
مثل استاد که اون شرایط خانوادگی نا به سامان پر از دعوا و درگیری داشت الان یه رابطه عاطفی پر از صلح با فرد قوی
اتفاقا همه این مشکلات می تونه باعث شه من بهتر خلق کنم
من باید بپذیرم پذیرش الان و شرایطم ویپاسکذاری بابتش و لذت بردن ازش باعث نمیشه خواسته ها ازم دور شن اتفاقا باعث میشه خواسته ها نزدیک
من باید بپذیرم حتی در قعر چاه و در شرایط افتصاح اگر توان لذت بردم سپاسگذار بودن و رضایت نداشته باشم با تغییر محیط و آدم ها که همین ذهن و خودم و تمرکز ذهنیم رو میبرم پس با تغییر محیط. و شرایط بیرونی اتفاق خاصی نمی آفته
اگر می خوام تو مسیر موفق و خوشبخت باشم باید یاد بگیرم آرام بودن و لذت بردن در هر شرایطی کلید خلق اتفاقات وشرایط بهتر هست
هر چقد بهتر این کار رو کنم و تضاد روم اثر نزاره من سریع تر می تونم خلق کنم شرایط بهتر رو
با آرام گرفتن نسبت به موقعیت الانم خودم رو تو فرکانس شرایط بهتر قرار میدم و به جهان اعلام میکنم من لایق بهتر ازین هستن و می تونم برم تو مدار دریافت
با مقاومت و تمرکز رو ناخواسته من میرم تو مدار دریافت ناخواسته و واکنش گرا میشن و توی خلق نازیبایی ها می افتم
تصمیم دارم بیام بنویسم کجاها باعث میشه من کنترل ذهن رو از دست بدم و با چه منطقی از دست میدم و
بیام بنویسیم چرا نباید تو اون موقعیت کنترل ذهنم رو از دست بدم بیام بنویسم چطور می تونم نگاه کنم به اون موقعیت که تاثیر و زهرش رو توی تاثیر گذاریم بگیرم تا ازین به بعد دیگه هر بار اتفاق میوفته اینطوری منو به هم نریزه
پس همین جا شروع میکنم به نوشتن و باز کردن این قضیه
چون تنها راه خلاص شدن از اتفاقات تکراری اینه که ریشه اش رو درست کنی و ازش هی فرار نکنی
تو روانشناسی ثروت استاد میگن که فرار کردن ذهنیت افراد فقیر هست که می خوان از همه چیز فرار کنن و هیچ وقت مسیله ای نباشه و همیشه گل و بلبل
وقتی من این مسئله تکرار شونده رو نتونم تو وجودم حل و فصل کنم …. چطور می تونم درخواست شرایط بهتر رو داشته باشم
پدرم مادرم هر ویژگی بد و زشتی داشته باشن به خودشون آسیب میزنن شاید در ظاهر نجوا بگه نه به تو ضرر میزنن این همه ورزش میکنی ولی توخونه غذا نیست و حموم نیست بری پدرت همیشه دراز میکشه پولش هم داره ولی انجام نمیده ( پس تو حق داری عصبانی شی و به هم بریزی چون زحمات ورزش کردنت رو با تنبلیش هدر میده ) ولی من با این کارم دارم بهش قدرت میدم تو زندگیم اثر بزاره با دست خودم فرمون زندگیم رو میدم دستش …. اصلا به جهنم که تنبل و تن پرور و خسیس هست …. چه تاثیری تو زندگی من داره همین آدم باعث میشه من انرژی بگیرم واسه تغییر محیط و شرایطم
بودن کنار ضعیف ترین آدم ها باعث میشه من به این شرایط برسم که ادب از که آموختی
همین آدم باعثمیشه من از نظر مالی قوی و مستقل شم و هی دنبال آزادی مالی باشم
همین شرایط افتصاح که انقد ازش متنفری باعثمیشه تو توی کنترل ذهن مهارت پیدا کنی و ذهنت رو تمرکز رو نکات مثبت قوی شه چون اگر شرایط از اول برات خوب بود تو توانایی خلقت بالا نمی رفت
وقتی تو بدترین شرایط بتونی خلق کنی تو اعتماد به نفسی میگیری که همه چیز رو ازون به بعد می تونی داشته باشی
پس این چیز بدی نیست تازه به نفعت هم هست چون چشم امید به هییییچ احدی دیگه نداری وقتی اطرافت ضعیف ترین و بی مصرف ترین آدم های دنیا باشن
یا اینکه وقتی میبینم مادرم از کارهای غذا پختن میزنه خودم درست میکنم
خودم می خرم خودم درست. میکنم
یا اینکه اینجا درگیری هست دعوا و …. فایل گوش میدم به خواسته ام توجه میکنم ….
اگر تمرکز بزارم رو ناخواسته همون رو تولید میکنن و بهش قدرت اثر گذاری رو زندگیم رو میدم
دوستان این یادداشت رو چندین بار بخونین چرا که تنها یک نوشته نیست
سپاس بیکران از خدای مهربان وبزرگ که منو در فرکانس استاد و آموزه های ارزشمندشون قرار داد
درحالی دارم این نوشته رو مینویسم که برادرم در کماست چون قصد خودکشی داشت چون فکر میکرد همه باهاش دشمن هسن چون فکر میکرد که دنیا و زندگی براش تمومه و این تفکر آدمیه که دو سال پیش ازدواج کرده
سه روز پیش پس از جرو بحث با برادر دیگه سوار ماشین میشه و با تمام سرعت از جاده خارج میشه
آره اون فکر میکنه دنیا دارن بهش ظلم میکنن و برعکس همه فکر میکنن تو ناز نعمت زندگی میکنه و تا امروز که سن سی سالگیه ذغدغه مخارج و کار و درآمد نداشت
این همه تناقص تنها و تنها از ذهنه و ذهنی که کنترل نشه میتونه اینجوری ادمو به نابودی بکشه و اطرافیان رو هم عذاب بده
برادر دیگم در آستانه 50 سالگی میگه میخوام دور خانواده پدری رو خط بکشم چون بهم بدی کردن و پس از 50 سال چنتا مورد و حرف ناچیز که به خیال خودش منفی و ظلم بوده رو هزاران بار تکرار کرده و از کاه کوه ساخته میگه جون به لب شدم و… چون تنها روی چیزا منفی تمرکز داره و همه زندگیش سعی کرده بگه به من ظلم شده و من چقدر مظلومم
منم تا یه سال پیش که رو خودم کار نمیکردم و با استاد آشنا نشده بودم دقیقا همین افکار رو داشتم و امروز خدا رو شکر میکنم که با آشنایی با استاد به خدا رسیدم از بی اعتقادی محض به ایمان به خدا رسیدم و پس از اون به آرامش و ثروت رسیدم
قدر زندگی و لحظه ها رو بیشتر میدونم
جای اینکه از گذر عمر و سفید شدن موهام گله کنم خدا رو شکر میکنم که تا هنوز زنده ام و 5 روز پیش تولد41 سالگی رو جشن گرفتم و این شانس و فرصت رو خیلیا در سالهای ابتدایی عمرشون از دست دادن و سالهاست زیر خاک هسن
دوستان گرامی
نمیدونم چجوری بگم چه حال و نیتی دارم که این نوشته ها رو تایپ میکنم ولی ازتون خواهش میکنم ذهنتون رو کنترل کنین و افکازتون رو تغییر بدین اگه میخوایین دنیا و شرایط رو تغییر بدین
امیدوارم تونسته باشم مطالب رو قابل فهم بیان کرده باشم چون در شرایط نرمالی نیستم حالا
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
رمز رسیدن به موفقیت:
به دنبال نکات مثبت بودن در محلی است که اکنون زندگی می کنیم
زمانی که بتوانیم به احساس بهتر دست یابیم :
به جهان درخواست می دهیم ما را به خواسته های بیشتر برساند
خواسته ها بیشتر زمانی به وجود خواهند آمد که ما : به احساس بهتر دست یافته باشیم
چه زمانی می توانیم به احساس بهتر دست یابیم؟
زمانی که بتوانیم ذهن خود را کنترل کنیم
اصل قضیه :
چگونه ذهن خود را در شرایط به ظاهر بد کنترل کنیم و به احساس کمی بهتر دست یابیم
کنترل ذهن:
اصلا کار راحتی نیست و همه افراد نمی توانند آن را انجام دهند
افراد بسیار کمی قادرند به چنین مهارتی دست یابند
باید بتوانیم از زاویه ای به مسائل نگاه کنیم که :
به احساس کمی بهتر از قبل دست یابیم
جهان به :
فرکانس های ما پاداش می دهد نه فعالیت های فیزیکی ما
افراد موفق و ثروتمند:
توانایی کنترل ذهن و احساس دارند
توانایی این که در شرایط به ظاهر سخت بتوانند احساس خوبی داشته باشند
این پاداش به کسانی داده می شود:
که بتوانند این کار را انجام دهند
افراد نسبت به اتفاقات مثبت یا منفی:
واکنش گرا عمل می کنند
افرادموفق و ثروتمند:
واکنش گرا عمل نمی کنند
محیط اطراف خود را خلق می کنند
با چه ویژگی :
با توانایی کنترل ذهن:
در هر شرایطی چه خوب یا بد به مسائل از زاویه ای نگاه می کنند که بتوانند به احساس خوب برسند
تغییر باورها به همین معناست.
باید ذهن خود را :
مطیع و رام کنیم تا به جای واکنش گرا بودن:
ذهنی خلاق باشد
وجه مشترک افراد موفق تاریخ فارغ از تمام عوامل بیرونی:
توانایی کنترل ذهن است که افراد عادی قادر به انجام آن نیستند و نیاز به :
تکرار و تمرین دارد
باید برای دستیابی به این هدف زمان و انرژی صرف کنیم
به اندازه ای که تمرین کنیم:
می توانیم از این مهارت بیشتر استفاده کنیم
افرادی که سعی می کنند:
-کنترل ذهن داشته باشند
-به شرایط و موقعیت های به ظاهر بد از زاویه ای نگاه می کنند که به احساس خوب دست یابند
-سعی می کنند از خاطرات گذشته ی مثبت استفاده کنند که به انها احساس بهتری می دهد
-سعی می کنند به اتفاقات مثبت آینده فکر کنند که باعث ترس نشود
-سعی می کنند درباره ی خود به شیوه ای فکر کنند که به احساس بهتری دست یابند
-سعی می کنند احساس لیاقت بیشتری داشته باشند و تمرکز خود را بر نکات مثبت خود قرار دهند
-کسی که سعی می کند نجواهای ذهنی خود را کنترل کند
-سعی می کند کانون تمرکز خود را در دست بگیرد :
نه برگی در باد باشد
-سعی می کند افکار و کانون توجه خود را کنترل کند.
به نسبتی که تمرین می کنیم: نتیجه می گیریم
تمرین کردن : نیاز به کنترل ذهن دارد: چون با چند بار تمرین کردن و نتیجه نگرفتن ممکن است نا امید شویم:
نا امید نشدن
ادامه دادن
خود انگیزه بودن
همه ی این موارد نیاز به کنترل ذهن دارد
همه دوست دارند موفق شوند:
اما نیاز به کنترل ذهن دارد
اگر بدانیم که :
کنترل ذهن بسیار اهمیت دارد تمام تمرکز خود را بر روی آن قرار می دهیم
تمام نتایج ما حاصل:کنترل ذهن است
اصل را به درستی درک کنیم
باید بتوانیم :افکار و ذهن خود را بر زیبایی ها و سپاس گزاری نگه داریم
کسی که می تواند:احساس خوبی در تمام شرایط داشته باشد:
حق او است که پاداش ها را دریافت کند:
این مسیر قانون و تنها راه حل است
در زندگی تمام افراد موفق رد پای کنترل ذهن را در شرایط به ظاهر بد می بینیم:
که در قرآن با نام:
توکل و
ایمان به غیب نام برده شده است
پاداش آن :
لاخوف علیهم و لا هم یحزنون است
نه غمی از گذشته و نه ترسی از آینده دارند
افراد کمی هستند که بتوانند ذهن خود را کنترل کنند به همین دلیل :
افراد کمی هستند که خوشبختی واقعی را تجربه می کنند
کسی که در این دنیا بدبخت است:
در آخرت نیز به همین شکل است
کنترل ذهن در قرآن با نام :
تقواست
کسی که بتواند ذهن خود را در تمام شرایط کنترل کند:
زندگی خوب را در دنیا و آخرت با تمام ابعاد تجربه خواهد کرد
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
این سومین باریه که به ترتیب از دیشب تا الان خدا به من آیه ای رو یادآوری میکنه
دیشب و صبح دوتا آیه
یکی از سوره نازعات
و یکی از سوره لیل
و وقتی رد پامو نوشتم یکم بعدش دوباره این آیه به زبانم جاری شد
یَخۡرُجُ مِنۡهُمَا ٱللُّؤۡلُؤُ وَٱلۡمَرۡجَانُ
از آن دو دریا لؤلؤ و مرجان گرانبها بیرون آید
نمیدونستم کدوم سوره هست وقتی تو قسمت جستجوی اپلیکیش قرآن نوشتم دیدم سوره الرحمن آیه 22 هست
نمیدونم منظورش از این آیه برای من چیه
دیشب و صبح با سوره نازعات و لیل گفت که مراقب باش و درمورد قیامت و مثل فرعون نبودن تاکید کرد
اما سوره الرحمن و این آیه
چی چیزی باید بدونم ؟؟
در ادامه آیه ها
این آیه
کُلُّ مَنۡ عَلَیۡهَا فَانࣲ
هر که روى زمین است دستخوش مرگ و فناست
دوباره یادآوری کرد برای من
تو هیچی نیستی طیبه
وَیَبۡقَىٰ وَجۡهُ رَبِّکَ ذُو ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِکۡرَامِ
و زندۀ ابدى ذات خداى با جلال و عظمت توست
و خداست که قدرت تمام جهان هستی هست
دوباره داشت برای بار سوم آتش جهنم رو برای من یادآوری میکرد که بهم بفهمونه
ببین قدرت من رو
ببین تنها من قدرت دارم و ببین مرحله به مرحله دقیقا آیاتی از سوره هارو بهت نشونه دادم و به زبونت جاری کردم تا بفهمی چقدر دقیق و بزرگ و قدرتمندم که انقدر دقیق میگم آیاتی رو که درمورد قیامت و جهنم و عذاب جهنم هست که اگر آگاه نباشی به افکارت و کنترل نکنی ذهنت رو
و اعمالی انجام بدی تو هم با اعمالت جهنم رو برای خودت خلق خواهی کرد
پس دوباره تاکید میکنم
تو هیچی نیستی طیبه
همه کارهات رو بسپر به خدا
و بترس و عبرت بگیر از عاقبت فرعون و امثال فرعون
تا کنترل کنی افکارت رو و در عمل توحیدی رفتار و اجرا کنی
خدای من سپاسگزارم که انقدر دقیق و هوشمندانه به من پیامت رو رسوندی
و باز هم به کمکت نیاز دارم
قلبم رو برای آرامش و دریافت نور عظیمت باز کن
و وقتی با این سه سوره من رو متوجه کرد تا بفهمم و آگاه باشم
و وقتی ادامه سوره الرحمن رو خوندم
بهم قوت قلبی داد که حالمو خوب کرد
وَلِمَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ جَنَّتَانِ
و هر که از مقام خدایش بترسد او را دو باغ بهشت خواهد بود
و انقدر بهشت رو زیبا گفت برای من که بی نهایت ازش سپاسگزارم و تمام سعیمو میکنم تا به یاد بیارم هر لحظه و متواضع باشم
تَبَٰرَکَ ٱسۡمُ رَبِّکَ ذِی ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِکۡرَامِ
بزرگوار و مبارک نام پروردگار توست که خداوند جلال و عزّت و احسان و کرامت است
خدای من شکرت
سپاسگزارم ازت ربّ من
به نام خدای بخشنده مهربان
به قول اقا رضا من هیچ نمیدانم ونمیتونم کنترل کنم زهنم خودت بگو وکنترل خودکار زهنم باش
اقا واقعا لدت داشت فایل کامنتها رویایی بودن
قشنگ با اتفاق زندگیم هم خونی داره
بحث کنترل زهن وهدایت رب
میخام از سوپرایز یهیویی ربم بگم
این چند روزه عجیب مهربانیو برکت از در دیوار بیشتر اسونتر از همیشه برام پیش میومد عزیز دلم بدونه اینکه بگم چیزایی خریدای فراوانی بارها بارها چندین چندین مانتو لباس تو خونه ای وخلاصه توی بی نیازی بودیم تا دعوت به مراسم شدم کمکشون کنم وبعدم کلی هدیه عزت احترام وبعدم چقد هدیه وبعدم کنترل زهنی طلایی
وبعدم خواسته تپلم سفر پر برکت شکررر
اقا یه الگوی تکرار شونده داشتم جمعه ها که از دوره همی میومدیم اعصابم بهم میریخت دلیل هاش متفاوت بودن ولی بلاخره با یه حرفی چیزی قلبم میشکس وباید ساعتها گریه میکردم تا اروم شم
ومن به لطف خدا متوجه این اتفاق شدم واین هفته همچنان دلایل واتفاقاتی پیش اومد که مثل موج که حولت میده بندازتت تو اب منو تکون میداد وبه لطف فرمانروا رفیقم جون سالم به در بردم ونزاشتم قلبم بشکنه وشاد بودم وبعد جمعه شبش خبر اجابت خواستم اتفاق افتاد وهر شنبه که اشک میگزشت
این جمعه در حال چمدون بستن وخابیدن توی قطار رویایی دوستان رویایی بودم
شکررر
اینو مینویسم امیدم وارم نور ایمان واعتمادم به معجزه های رفیقمو فرمانروام ببرم بالاتر
اقا من همسرم تو اوج زمان کاری و کلی مخالف بود ولی اتفاقات جوری رقم خورد به راحتی رفتیم
و دوستانم اونجا قشنگ هم فرکانسم بودن انقد باهم راحت بودیم میگفتیم میخندیدیم واینکه مرا در لحظه در بهترین زمان مکان قرار میداد
با سلام خدمت استاد و تمامی دوستان
امروز روز سومی است که تعهدی قوی برای کار بر روی خودم و استفاده از قوانین ، بسته ام و از خدا ممنون که دقیقا امروز این فتیل زیبا و البته با این موضوع بسیار مهم رو روی سایت گذاشتید.
فقط مفهومی مثل تقوا به نظرم خیلی جامع تر و بزرگتر از اینه که فقط مختص باشه به مسائل ذهنی …
پس مسائل دینی و عبادی در کجای قرآن ذکر شده؟!
امیدوارم همه به راه راست هدایت شیم
موفق باشید
سلام
دوست عزیز
ببینید همون مسائل دینی و … که شما فرمودین هم از ذهن نشات میگیره اصلا چجوریه که حضرت امام علی علیه اسلام میگن مراقب افکارت باش که گفتارت میشه
مراقب گفتارت باش که رفتارت میشه
مراقب رفتارت باش که سرنوشتت میشه و یعنی سرنوشتت از افکارت داره نشات میگیره بله راست میگن استاد خیلی کار سختی است کنترل افکار و خاموش کردن نجواها به همون نسبت که گوش نکردن به حرف شیطان و عواملش و دنبال گناه نرفتن اونم تو این دوره که این همون اصل تقوا هستش
ما اگه بتونیم تو هر لحظه به شیطون و نجواهاش نه بگیم
وقتی داره همه چیز بر علیه ما پیش میره همه چیز بر خلاف اون چیز دلخواه ما هست اولا باید باور کنیم که اون سر طناب دست شخص خداونده و حواسش به همه چی هست دوما ایمان بیاریم که همیشه هوا بارونی نیست و سوما اینکه درست در بعد از تاریکترین و سردترین ساعت شب ناگهان فجر صادق طلوع میکنه اونوقته که یومنون بالغیب شدیم که اولین شرط متقی بودنه که در اول سوره بقره اومده یعنی تو داری به یک چیزی باور میکنی که همه میگن نیست برو بابا خودتو گول نزن تو توهم زدی حالیت نیست حتی اون ذهن شیطون هم میگه خب راست میگن اونجاست که ایمان به غیب کار میکنه مثل اونی رفته یک دونه ای تو خاک گذاشته بعد فقطم خودش باور داره که اینجا که داره آب میده و مراقبت میکنه زیرش دونه کاشته شده هی بقیه میان میگن اه طرف زده به سرش داره زمین رو الکی آب میده با چه زحمتی ولی طرف خودش میدونه که اون دونه بزودی جوونه میزنه حالا این وسط یه وقتایی ذهنش میگه برو بابا برو یه دونه ای بکار که آنن رشد کنه
تو منطقه ما پسته خیلی زیاده اما درخت پسته خاصیتش اینه که باید حد اقل هفت هشت سال صبر کنی و از سال های دهم و به بعد بوووم درآمدش میشه میلیاردی ولی پشتش اون صبره اون ایمانه هست ولی میشه هم علف بکاری بعد یه هفته زود تر هم دربیاد و برای گوسفند بدی بخوره به مفت و هرسال همون کارو بکنی چون اینجاست که ایمان به غیب یا همون نتیجه ای که الان پیدا نیست ولی تو یقین داری که هست داره خودشو نشون میده و راه موندن توی این مسیر هم جز توجه به زیبایی های هر چند کوچولو نیست که بابتشون شکر گذار باشی و از همه مهمتر فقط تو این لحظه زندگی کنی لذت ببری و خدا رو بابت داشته ها شکر بگی اولینش اگه هیچی هیچی نباشه خود زنده بودنته که مطمئن باشید اونقد هست که بقول قرآن هرگز نمیتونی اونا رو احصا کنی
خوش باش که هر که راز داند
داند که خوشی خوشی کشاند
دایم چو شِکر تو باش شاکر
شاکر همه دم شکر ستاند …
نترس
بقول حضرت حافظ
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکَنَد
چون تو را نوحست کشتیبان ز طوفان غم مخور
استاد عباس منش اون نوحه رو کاملا بهش اطمینان کرده
بابا ما گاهی خدا رو اندازه نعوذ بالله یه راننده اتوبوس هم قبول نداریم بهش اطمینان کنیم
موفق باشید
آقا جواد عزیز
ممنون از این جواب زیبا و وقتی که برای نوشتنش گذاشتی.
من کاملا موافقم که گوش نکردن به نجوا های شیطان یکی از مهمترین راه های جلوگیری از گناه و سایر موارد هست ، ولی حرف من اینه مفاهیم قرآن کریم خیلی عمیق تر از اونی هست که ما صرف یه ریشه کلمه رو به دست آوردن بهش پی ببریم.
شما اگر بری و خطبه متقین امام علی (علیه السلام) تو نهج البلاغه رو بخونی و اون صفاتی که برای اونها ذکر شد رو ببینی شاید یکم بیشتر موافق با من بشی که این کلمه چقدر جامعیت داره.
اصلا خود استاد هم تو یکی از فایل ها گفتن اگر اشتباه نکنم از تفسیر نمونه استفاده میکنن برای فهم آیات.
شما اگر یه سر به یه کتاب تفسیری بزنی میبینی ذیل همین کلمه تقوا کلی توضیح و در کنارش روایت از امامان (علیهم السلام) آورده شده برای توضیح این کلمه.
به نظرم اگر استاد میگفتن : یکی از مهمترین مصادیق تقوا کنترل ذهن هست خیلی بهتر بود.
در کل ممنون از پاسخی که بهم دادی.
موفق باشی
سلام جواد جان . آره راست میگی عزیز . ما خدا را اندازه یه راننده اتوبوس ………..
مشکل بشریت ویا کسانی که در بدبختی هستند همش شرک است
من تعجب میکنم از کسانیکه ؛ همش دنبال خدا میگردند ودستانشان را به آسمانها میگیرند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!! خدا کجاست ؟؟!!!
بابا ؛ تو کجایی ؟ اول برو خودت رابشناس بعد که خودت راشناختی این خدا را میشناسی که کجاست ؟
من واقعا تعجبم می آید از کسان که هنوز دنبال خدایند
خوب نگاه کن ، ببین خداوند عزیزم ؛ عکس خودش را همه جا زده . تو نمیبینی .
واقعا الان درک میکنم که چرا این همه در قرآن میگه ؛ اگر فکر کنید .اگر درک کنید . اگر تفکر وتامل کنید .
به امید جاری شدن 100% ی توحید در دل رحیم وهمه دوستداران توحید ودورشدن شرک از دل مهربان رحیم و بنده خوب ومقدسش ؛ جواد خوش سخن .
موفق باشی
سلام.
ایات اول بقره میفرماید متقین کیان،؟؟
کسانی که به غیب ایمان دارن.نماز میخونن و از اون نعمتها که دادیمشون انفاق میکنن.
اینجا میشه فهمید که افراد باتقوا با کنترل ذهنشون میتونن به ایمان برسن.غیب رو باور دارن به ایمان میرسن ولی نمیتونیم بگیم مومنان و ادمای با ایمان باتقواین.
یعنی ایمان شاید داشته باشن ولی واقعی نباشه.
ایمان زبانی باشه نه دلی و واقعی.
سلااااااااام استاد
کلی با این فایل بهمون حال دادید. کلی کیف کردم… واای چه هوای فوق العاده ای… چهههه خانه های زیبایی… چه خیابون های تمیزی و چه سنگفرش های فوق العاده ای. چقدر حس آدم عالی و بهتر میشود در این هوا… چقدر قدم زدن و دویدن در چنین هوایی در چنین محله ای فوق العاده است… چقدر بی نظیر هست نوازش بخار آب و مه ی که روی دریاچه بود با صورت… چه درختان زیبا و پر انرژی ای، درختان نخل مانند فوق العاده… چه مردم شادی چقدر جالب بود تزیینات کریسمس، چه سگ بامزه ای… چقدر احساس خوبی داشتم وقتی فکر کردن به زیبایی اش، به غریزه اش برای دفاع… چه گلدان های زیبایی، گل هایی از همه رنگ… چه محله امن و ساکتی… چه ماشین های تمیزی که برق میزدند از تمیزی… چه لک لک زیبا و با مزه ای، چقدر نگاه کردن و زندگی کردن باهاشون در یک محله دیدن هر روزشون فوق العاده هست… چه پرنده هایی و صدای دلنشینشون… چقدر ریکسین و مراقبه در این هوا بی نظیر هست… چه خانه سبز رنگ و زیبایی، چقدر لذت بخش هست زندگی در خانه ای با چنین پنجره ای رو به سبزی و دریاچه و چمن و جنگل، دیدن چکیدن قطرات آب باران در دریاچه چقدر لذت بخش هست.
چه استاد فوق العاده ای…که هر موقع میبینمش خنده و احساس خوب در درونم ایجاد میشه… که مثل یک دوست صمیمی دوستش دارم…. چقدر زیباست دوست داشتن فردی(استاد عباسمنش) که هزاران کیلو متر با تو فاصله دارد اما هنگام دیدن تصویر و صدایش دوست داری او را در و آغوش بگیری و بارها ارزش تشکر کنی??
از همون اول که متن فایل رو خوندم متحیر شدم از هماهنگی و درستی این قانون… از صحبت کردن خدای درونم با من… استاد سپاسگزارم که به الهاماتتون گوش میدید و برامون فایل تهیه میکنید. باور کنید احساس کردم که خدا از طریق شما به من روحیه داد در مورد هدفی که داشته ام اما به خاطر باور های اشتباه هنوز به نتیجه دلخواهم نرسیده ام… گفت ادامه بده..
گفت کنترل ذهن همه چیز هست…
گفت تو میتونی هر چیزی رو که بخوای خلق کنی…
گفت تو فوق العاده ای…
گفت اشتباهات و گذشته رو رها کن…
گفت برچسب های اشتباه از خودت را نپذیر…
گفت فقط روی قوت ها و نکات مثبت و موفقیت هایت توجه کن…
گفت من هستم با تو هستم تا اخرش با تو هستم
گفت…
خدارو شکر که اینجا هستم و جزیی از این خانواده هستم…
خدارا صد هزار مرتبه شکر بایت این همه زیبایی و احساس خوبی که هر روز وارد زندگی ام میکند…
استاد از قالب از شما سپـــاسگــزارم بابت همه محصولات و همه فایل های رایگانی که با عشق قرار میدید…
?????
بهترین ها رو برای همه اعضای خانواده آرزو میکنم
?????
سلام
اقا هادی شما واقعا بینظیری واقعا عالی هستی و دوست داشتنی
ممنون بخاطر دیدگاه زیباتون عزیزم
موفق باشید
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون
سلام به دوستان هم فرکانسیم
در رابطه با توانایی کنترل ذهن میخوام خاطرهای تعریف کنم
حدود دو ماه پیش ماشین منو تو کرج سرقت کردند ساعت یازدهونیم شب اومدم که برم خونه دیدم ماشینم نیست خس خیلی بدی بود
اونجا چند لحظه بعد دعا کردم گفتم خدایا به کسی این صحنرو نشون نده چون حال آدم خیلی بد میشه
به پلیس زنگ زدم اومر صورت جلسه کرد و رفت
منم تنها مندم توی خیابون ماشین گرفتم رفتم خونه مادرم که فردا برم کاراشو انجام بدم
همون یکی دو ساعت اول سعی کردم حالمو خوب کنم وبه نکات مثبتش فک کنم اعتراف میکنم خیلی سخته ولی اینکارو کردم صب که میخواستم بیام سر مغازم برادرم گفت ماشین منو ببر قبول نکردم گفتم میخوام پیاده برم
هوا بارونی بود تو خیابون که قدم میزدم با خودم گفتم خدایا شکرت که پاهام سالمه میتونم با پاهام برم سر کارم
خدایا اینو میدونم که تو بهتر از اونو بهم میدی
شکر میکردمو اشک میریختم
فردای اون روز یکی از بستگانم زنگ زد وگفت
از بچهای اطلاعات میتونن ماشینتو صحیحو سالم بهت برگردونن فقط یه سکه بابتش باید بهشون بدی
من گفتم از شما بسیار سپاسگزارم که به فکر من هستین ممنونم ازتون ول من نمیتونم بابت پیدا کردن ماشینم شما میگین سکه من میگم حتی یه هزارتومنی هم پرداخت نمیکنم
چون من تو مداری هستم اگه این کارو انجام بدم یعنی من به خداوند ایملن ندارم .
من چشممو از اون ماشین بستم اگه قرار بر این باشه که پیدا بشه یه سرباز صفرم برام پیدا میکنه اگه که اون ماشبن قرار باشه از زندگی من بده بیرون حتما مصلحت در این بوده که اون ماشین نباشه.
درست شش روز بعد ساعت سه ونیم بعد از ظهر بود بهم زنگ زدن گفتن ماشین شما تو هشتگرد پیدا شده بیایئد ماشینو شناسایی کنید
خیلی خوشحال شدم هم به خاطر پیدا شدن ماشینم هم اینکه من توکلمو از خدا بر نداشتم بدم به بنده خدا و خدارو بسیار شکر گزاری کردم که امتحانمو خوب پس دادم
داستی کسی که بهم خبر پیداشدن ماشینو داد یه گروهبان سه وظیفه بود
منم به پاس قدر دانی چند جفت جوراب خوب ویه ست سربازی هدیه دادم
مزد کنترل ذهنمو از خدای عزیزم گرفتم وماشین به داراییم برگشت
هر جا که هستید شاد وپیروزو ثروتمند وسعادتمند در دنیاو آخرت باشید.
به نام پروردگار هدایتگرم
سلام به استاد عزیزم و مریم جان که همیشه با عشق برای ما فیلم میگیرن و استاد با عشق حرف میزنه و نکات طلایی و میگن
توانایی کنترل ذهن
کنترل ذهن یعنی تقوا یعنی ایمان من به خدایی که هرلحظه با من درون من کنار منه منو دوست داره عاشق منه و از من محافظت میکنه همه چیزو مسخر من کرده و من خلیفه و تاجدار خدا هستم روی این کره زیبا و قشنگ
کنترل ذهن یعنی آرامش
یعنی نفس عمیق کشیدن وسط جنگل روی چمن ها و بوی نم خاک و حس کردن
یعنی آخیییش چقدر این یک لیوان آب چقدر چسبید
یعنی شککرررت چقدر خواب عمیق بهم چسبید
یعنی تو هرلحظه زندگی کردن
در لحظه خوابیدن بیدارشدن نشستن خندیدن رقصیدن پابرهنه روی چمن ها راه رفتن درخت هارو بغل کردن
تقوا یعنی بدون هیچ ترسی عشقتو بغل کنی و برای اون لحظه کلیییی قربون صدقش بری
اخ که چی بگم ازاین کنترل ذهن
همه چیز از آن من
من ناظرم به ذهنم و این دستگاه تولید فرکامس تحت اختیار من
هرچی هر فرکانسی بخوام و ارسال میکنم
تلاش هم میکنم با عشق مطالعه میکنم
با عشق فایل میبینم
با عشق عبادت میکنم
باعشق روی شخصیتم کارمیکنم
با عشق مهارت یادمیگیرم برای کسب و کارم
با عشق ورزش میکنم
با عشق پیاده روی میکنم
با عشق سپاسگزاری میکنم
برای همون روز
برای همون لحظه
تلاش فیزیکی مهم نیست نه که بشینم و هیچ کاری نکنم باید قدم برداشت و اقدام کرد ،ایده اومد الهام اومد بدون ترس بدویی تو دلش شیرجه بزنی تو عمق اقیانوس
بعدش بقیش با خداست
تقوا یعنی من یک قدم بقیه قدم ها با تو خدای من رفیق من
تقوا یعنی حالم خوب
ایمان دارم خداهست و فردا و فرداهارو میسازه برام همینجورررر نعمت میاد سلامتی میاد ثروت میاد عشق میاااد
میاد میاد میاد
منم که خالقم
هرموقع اتفاقی بیوفته حتی اگر ظاهرش کجو کوله باشه و خوشم نیاد زشت باشه و ناخواسته باشه و ناجالب مهم اون اسمی که من روش میزارم مهم اینه من از دلش چی میکشم بیرون
هزاربار استاد گفته تو هرفایلی گفته احساس خدب اتفاق خوب
پس من موظفم هرلحظه با عینکی به زندگیم و اتفاقا نگاه کنم که به من حس خوب بده
اگر خیلی بار روی دوشم بزارمش تو دستای خدا
خدا کنارم
با من
همراهم
عاشقم
راه و برام رااااحت هموار زیبا میکنه
اره خودش راه آسان شدن به آسانی ها همین حال خوب
احساس خوب
توجه به نکات مثبت
تقوا ،ایمان ،ارامش
خدای من هرچقدررر بنویسم از نعمت ها و داشته هام کمه
اینقدر باید بنویسم و غرق بشم تو داشته هام که کن فیکون بشه همه چیز
همه چیز رو به بهبودی
همه چیز هرروز درحال بهتر شدن
پس من چرا غصه بخورم
شکرت خدایا
سپاسگزارم که دستمو گرفتی هدایتم کردی به راه درست ،راه کسایی که بهشون نعمت دادی
سپاسگزارم استاد عزیزم بابت فایل های هدیه ارزشمندتون
و سپاسگزارم مریم جان بابت عشقی که تو این کار میزاری
بنام خدای محقق کننده خواسته هایم بزیبایی و اسانی و عزت
ستایش خدایی که به شدت کافیست
ستایش خدایی که خودش برایم همه چیز و. همه کس شده است و میشود
ـــــ
داستان کنترل ذهنـ
پررنگترین و قویترین در بحث رسیدن به خواسته هاست
من امروز دهااا بار فایلهای کنترل ذهن رو گوش کردم درواقع بدنبال تضاد روز قبل این بهترین شیوه کنترل ذهن بود برام
درواقع هدایت شدم به این سمت وسو
خداروشکر که چنین امکانی برام وجود داشت
ــــــ
درسته که در طی یکی دوساعت تونستم افکارم رو مدیریت کنم
اما نجواها میومدن و میرفتن
و من تمام مدت اگاه بودم بشون
سریعا با یکی از جملات طلایی استاد پاسخ نجواها رو. میدادم
مثلا میگفتم “خدا قراره بهترش کنه برام
خدا پاسخ میده به کسانی که ایمان دارن و صبورن”
نجواها ساکت میشدن
و دوباره مدتی بعد میومدن
و من بازهم با جملات طلایی که در واقع باورم هم بودن و هستن پاسخشوم میدادم
“خداوند با صابرین پاداش میده
خداوند همیشه راههای بیشماری داره
خداوند بهترین برنامه هارو داره”
و خب نجواها میرن
اما انگار هربار از ی سمتی پیداشون میشه
ــ
درکل ماجرای جالبی شده
اینکه کنترل ذهنی که همیشه میشنویم و. کلی هم دربارش حرف میزنیم باید عملی اجرا کنیم
اره اره
اصلا همه اینها گفتم برای رسیدن به این موضوع اینکه ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
اینکه منی که به این قوانین باور دارم در عمل چه میکنم حرف اصلیه
و خب زندگی جوریه که ما باید دانشی که در این دانشگاه میاموزیم رو عملی هم اتجام بدیم تا پاس کنیم درس رو
این دانشگاه اتفاقا جدی تره
نه زوری رو سرت هست
نه قراره مدرکی بگیری
نه استاد تهدید به انداختن کرده
این دانشگاه از اونایی که خودت باید خودت رو محک بزنی
خودت باید خودت رو امتحان کنی
نمره هم خودت باید بدی
همه کاره خودتی
ــــــــ
منی که میام هرروز مینویسم
هرروز از قوانین و زیبای هاشدمیگم
از اسون شدن چرخ زندگیم میگم
و درسهای دانشگاه رو خوب بلد شدم و کوئیز ها رو همه خوب جواب میدیم
امتحانای اصلی رو چی؟
اونجای که اوضاع بروفق مراد نیست چی؟
بازم میتونم پاس بشم
ـــــــ
حالا اگه پاس کنم باریکلااا دمم گرم
اگه نه
بازهم باید تمرین کنم
اما کارنامه ای بت نمیدن
خودت هستی که باید لیست نمره هات رو پر کنی
ـــ
و یکی از جدیترین امتحانات این دانشگاه همین مبحث کنترل ذهنه
که در هر مداری باشی یکی چند واحد رو مجبوری بگذرونی
تا اینکه بالاخره ماهر بشی
ومن از ته دلم میخام استاد کنترل ذهن باشم
استاد تحقق خواسته
استاد رعایت قوانین
الگوهم دارم
چه الگویی
خداروشکر
خداروشکر
سپاسگزارم از این درسهای پرمحتوای کاربردی
بنام خدای فراوانی ها
سلام به استاد عزیزم مریم جان و همه اعضای خانواده صمیمی ام
امروز صبح زدم رو نشانه ام
قبلش مشغول نشخوار ذهنی بودم که چرا پدرم واسه خونه خرید نمیکنه ، صبحانه نداریم ، آب گرمکن همیشه خرابه
من جایی که هستم خیلی می تونم خوب ذهنم رو کنترل کنم ولی تو دو تا مورد همیشه کنترل از دستم خارج میشه
اونم مربوط به خالی بودن خونه از مواد غذایی ، و آب گرمکن هست …. یعنی غذا و حموم رفتن
چون ورزش میکنم و می دونم چقد غذا تو حال جسمی و روحی ادم تاثیر میزاره
و از طرفی میبینم انقد خونسرد هست و خونه اش هیچی نیست دنبال اینه جیبش رو پر پول کنه و از بیرون سرمایه هاشو بیشتر کنه ( یعنی مردم براش مهمترن تو ذهنش تا خودش و زندگی خودش ) واقعا به هم میریزم و اصلا اهداف و مسیرم از کف خارج میشه ولج میکنم با خدا …..
تا الان نتونستم دیدگاهی پیدا کنم که بهم کمک کنه
ولی خیلی وقتا این ذهنیت بهم کمک میکنه که دیدن پدرم با این حجم از بی مسئولیتی برای من حکم ارسال فرکانس یک مرد قوی و پر مسئولیت داره …. این ذهنیت همیشه میاد تو ذهنم
ولی نسبت به شرایط الان اصلا نمی دونم چطوری به صلح برسم
یکی دعوا و درگیری داخل خونمون تهمت غیبت دروغ و منفعت طلبی اعضای خانواده ام پشت هم حرف زدن و جلو رو هم خندیدن
یکی همین عدم مسئولیت پذیری پدرم نسبت به خونه
البته همه این دو تا عامل باعث شده من یه دختر قوی و مستقل باشم و رو هیچ کی حساب نکنم
می دونم برای مخارج باید خودم خرید کنم ولی تا الان من تو حوزه عزت نفس روابط حال و احساس خوب و … کار می کردم و ثروت آلویت نیود چون تو اونا خیلی مشکل داشتم
اگر درآمدم بالا بود یا خونه داشتم از خودم ( می دونم واسه ضعف های خودمه که ندارم واسه ترس های خودم و واسه شرک و تجربه های قبلیم ) هرگز تو این موارد به هم نمی ریختم
چون وقتی خودم پول دارم خودم خرید میکنم
وقتی پول دارم خونه جدا میگیرم و اصلا این مشکلات اینجا اونجا نیست
ولی خیلی برام سخته که گفته های استاد رو تو این فایل عملی کنم
یه اهرم رنج و لذتی هست تو وجودم که بهم میگه اگر شرایط بد الانت رو بپذیری و مقاومت نکنی یعنی تو لایق اینا هستی و شرایطتت بهتر نمیشه
ولی استاد اینجا گفت راه تغییر هم این نیست باید با شرایط الانت هر چید هم بد باشه ، با افراد الانت هر چقد هم بد باشه به صلح برسی تا جهان بتونه برات کاری کنه و بهت جایزه بده و شرایط زو بهتر کنه
وقتی شرایط بهتر میشه که تو بهتر شی
واکنش ندی
زمانی من می تونم شرایط ایده آلم نسبت به چیزی که الان هست رو تغییر بدم و خلق کنم که از مقاومت و واکنش نسبت به بدی های موجود شرایط الانم دست بردارم و ذهنم رو کنترل کنم نزارم شرایط الانم روم تاثیری بزاره و حالمو بد کنه
اگر شرایط روم اثر بزاره منو به هم بریزونه پس من میشم واکنش گرا دیگه نمی تونم خلق کنم
اگر ویژگی های بد دیگران اگر نشدن های ظاهری ایمانم رو ازم بگیره من هیچ قدرتی تو خلق خواسته هام ندارم من قدرتم رو از دست میدم
حالا با هر دلیل و منطق
چرا پس باید با دست خودم خودم و ایندمو آتیش بزنم اونم به خاطر ویژگی های منفی یه آدم دیگه حالا حتی پدرم باشه چه تاثیری تو روند زندگی من داره
تنبل هست بی مسیولیت هست بی فکر هست همش دنبال اینه تایید دیگران رو بگیره ، خانواده واسم مهم نیست ، آدم دمدمی و بی فکری هست و کلی ویژگی های دیگه
یا مادرم که مکمل اون هست …
قرار نیست که تو زندگیم بمونن
همین بد بودن شرایط اینا باعث شده من از بچگی درخواست و فرکانس های ناب برای ازدواج آینده و فرد آینده بدم
همیشه هم بهترین پسرها بهم پیشنهاد میدن و همین باعث شد بفهمم بهترین مرد برای زندگی می تونه چه ویژگی هایی داشته باشه
و هیچ وقت مثل پدر و مادرم نشم …… و چیزی بشم که الان هستم و چیزی خلق کنم عکس چیزی که اینا هستن
از دیشب حالم بد شد و من تو این حال تمرینات و کارهامو نتونستم بکنم
انگار ذهنم میگه این لج کردم راه حل هست …. همون راه های شیطان
من باید تو این شرایط بپذیرم که پدرم مادرم و شرایط الان دایمی نیست
من باید بپذیرم شرایط الان تعیین کننده آینده ام نیست
من باید بپذیرم همیشه قدرت خلق زندگی و تغییر شرایط رو با کنترل ذهن ، جهت دهی به چیزی که می خوام به جای تمرکز روی چیزی که هست رو دارم
من باید بپذیرم که پدر مادر و شرایط رو خودم نساختم ولی آینده و زندکی عاطفی آینده ام رو خودم میسازم
مثل استاد که اون شرایط خانوادگی نا به سامان پر از دعوا و درگیری داشت الان یه رابطه عاطفی پر از صلح با فرد قوی
اتفاقا همه این مشکلات می تونه باعث شه من بهتر خلق کنم
من باید بپذیرم پذیرش الان و شرایطم ویپاسکذاری بابتش و لذت بردن ازش باعث نمیشه خواسته ها ازم دور شن اتفاقا باعث میشه خواسته ها نزدیک
من باید بپذیرم حتی در قعر چاه و در شرایط افتصاح اگر توان لذت بردم سپاسگذار بودن و رضایت نداشته باشم با تغییر محیط و آدم ها که همین ذهن و خودم و تمرکز ذهنیم رو میبرم پس با تغییر محیط. و شرایط بیرونی اتفاق خاصی نمی آفته
اگر می خوام تو مسیر موفق و خوشبخت باشم باید یاد بگیرم آرام بودن و لذت بردن در هر شرایطی کلید خلق اتفاقات وشرایط بهتر هست
هر چقد بهتر این کار رو کنم و تضاد روم اثر نزاره من سریع تر می تونم خلق کنم شرایط بهتر رو
با آرام گرفتن نسبت به موقعیت الانم خودم رو تو فرکانس شرایط بهتر قرار میدم و به جهان اعلام میکنم من لایق بهتر ازین هستن و می تونم برم تو مدار دریافت
با مقاومت و تمرکز رو ناخواسته من میرم تو مدار دریافت ناخواسته و واکنش گرا میشن و توی خلق نازیبایی ها می افتم
تصمیم دارم بیام بنویسم کجاها باعث میشه من کنترل ذهن رو از دست بدم و با چه منطقی از دست میدم و
بیام بنویسیم چرا نباید تو اون موقعیت کنترل ذهنم رو از دست بدم بیام بنویسم چطور می تونم نگاه کنم به اون موقعیت که تاثیر و زهرش رو توی تاثیر گذاریم بگیرم تا ازین به بعد دیگه هر بار اتفاق میوفته اینطوری منو به هم نریزه
پس همین جا شروع میکنم به نوشتن و باز کردن این قضیه
چون تنها راه خلاص شدن از اتفاقات تکراری اینه که ریشه اش رو درست کنی و ازش هی فرار نکنی
تو روانشناسی ثروت استاد میگن که فرار کردن ذهنیت افراد فقیر هست که می خوان از همه چیز فرار کنن و هیچ وقت مسیله ای نباشه و همیشه گل و بلبل
وقتی من این مسئله تکرار شونده رو نتونم تو وجودم حل و فصل کنم …. چطور می تونم درخواست شرایط بهتر رو داشته باشم
پدرم مادرم هر ویژگی بد و زشتی داشته باشن به خودشون آسیب میزنن شاید در ظاهر نجوا بگه نه به تو ضرر میزنن این همه ورزش میکنی ولی توخونه غذا نیست و حموم نیست بری پدرت همیشه دراز میکشه پولش هم داره ولی انجام نمیده ( پس تو حق داری عصبانی شی و به هم بریزی چون زحمات ورزش کردنت رو با تنبلیش هدر میده ) ولی من با این کارم دارم بهش قدرت میدم تو زندگیم اثر بزاره با دست خودم فرمون زندگیم رو میدم دستش …. اصلا به جهنم که تنبل و تن پرور و خسیس هست …. چه تاثیری تو زندگی من داره همین آدم باعث میشه من انرژی بگیرم واسه تغییر محیط و شرایطم
بودن کنار ضعیف ترین آدم ها باعث میشه من به این شرایط برسم که ادب از که آموختی
همین آدم باعثمیشه من از نظر مالی قوی و مستقل شم و هی دنبال آزادی مالی باشم
همین شرایط افتصاح که انقد ازش متنفری باعثمیشه تو توی کنترل ذهن مهارت پیدا کنی و ذهنت رو تمرکز رو نکات مثبت قوی شه چون اگر شرایط از اول برات خوب بود تو توانایی خلقت بالا نمی رفت
وقتی تو بدترین شرایط بتونی خلق کنی تو اعتماد به نفسی میگیری که همه چیز رو ازون به بعد می تونی داشته باشی
پس این چیز بدی نیست تازه به نفعت هم هست چون چشم امید به هییییچ احدی دیگه نداری وقتی اطرافت ضعیف ترین و بی مصرف ترین آدم های دنیا باشن
یا اینکه وقتی میبینم مادرم از کارهای غذا پختن میزنه خودم درست میکنم
خودم می خرم خودم درست. میکنم
یا اینکه اینجا درگیری هست دعوا و …. فایل گوش میدم به خواسته ام توجه میکنم ….
اگر تمرکز بزارم رو ناخواسته همون رو تولید میکنن و بهش قدرت اثر گذاری رو زندگیم رو میدم
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت دوست هم فرکانسی عزیزم
کامنتت بسیار تاثیر گذار بود برای من
کلی راهکار و ایده دریافت کردم ازش
منم بیشتر مواقع این نجواهارو در برابر اطرافیان و خانواده ام دارم
با کامنتت یادگرفتم که چطور با این نجواها برخورد کنم و با شرایط به صلح برسم
ممنونم از این که صادقانه و دلی نوشتین و کامنتتون رو با ما به اشتراک گذاشتین
امیدوارم هر کجا که هستین در مسیرتون ثابت قدم باشین و هر روز پر روزی تر و ثروتمندتر
مچکرم
در پناه خداوند موفق باشید
درود بر استاد و همراهان این خانواده صمیمی
دوستان این یادداشت رو چندین بار بخونین چرا که تنها یک نوشته نیست
سپاس بیکران از خدای مهربان وبزرگ که منو در فرکانس استاد و آموزه های ارزشمندشون قرار داد
درحالی دارم این نوشته رو مینویسم که برادرم در کماست چون قصد خودکشی داشت چون فکر میکرد همه باهاش دشمن هسن چون فکر میکرد که دنیا و زندگی براش تمومه و این تفکر آدمیه که دو سال پیش ازدواج کرده
سه روز پیش پس از جرو بحث با برادر دیگه سوار ماشین میشه و با تمام سرعت از جاده خارج میشه
آره اون فکر میکنه دنیا دارن بهش ظلم میکنن و برعکس همه فکر میکنن تو ناز نعمت زندگی میکنه و تا امروز که سن سی سالگیه ذغدغه مخارج و کار و درآمد نداشت
این همه تناقص تنها و تنها از ذهنه و ذهنی که کنترل نشه میتونه اینجوری ادمو به نابودی بکشه و اطرافیان رو هم عذاب بده
برادر دیگم در آستانه 50 سالگی میگه میخوام دور خانواده پدری رو خط بکشم چون بهم بدی کردن و پس از 50 سال چنتا مورد و حرف ناچیز که به خیال خودش منفی و ظلم بوده رو هزاران بار تکرار کرده و از کاه کوه ساخته میگه جون به لب شدم و… چون تنها روی چیزا منفی تمرکز داره و همه زندگیش سعی کرده بگه به من ظلم شده و من چقدر مظلومم
منم تا یه سال پیش که رو خودم کار نمیکردم و با استاد آشنا نشده بودم دقیقا همین افکار رو داشتم و امروز خدا رو شکر میکنم که با آشنایی با استاد به خدا رسیدم از بی اعتقادی محض به ایمان به خدا رسیدم و پس از اون به آرامش و ثروت رسیدم
قدر زندگی و لحظه ها رو بیشتر میدونم
جای اینکه از گذر عمر و سفید شدن موهام گله کنم خدا رو شکر میکنم که تا هنوز زنده ام و 5 روز پیش تولد41 سالگی رو جشن گرفتم و این شانس و فرصت رو خیلیا در سالهای ابتدایی عمرشون از دست دادن و سالهاست زیر خاک هسن
دوستان گرامی
نمیدونم چجوری بگم چه حال و نیتی دارم که این نوشته ها رو تایپ میکنم ولی ازتون خواهش میکنم ذهنتون رو کنترل کنین و افکازتون رو تغییر بدین اگه میخوایین دنیا و شرایط رو تغییر بدین
امیدوارم تونسته باشم مطالب رو قابل فهم بیان کرده باشم چون در شرایط نرمالی نیستم حالا
التماس دعا دارم برای برادرم که در کماست
سلام به برادر توحیدی عزیزم
إلهی که بهترین اتفاق ها براتون بیفته..الهی حال برادرتون خوب شده باشه..
هر اتفاقی هم که افتاده حتما خیر بوده و بقول استاد الخیر فی ما وقع
کنترل ذهن کنترل زندگی..
خدایا تنها ترا میپرستم وتنها از تو یاری و کمک و هدایت میخواهم.
خدایا مارو به راه راست راه انهایی که نعمت و برکت وثروت داده ای.
خدایا شکرت
درود بر شما و استاد و خانواده صمیمی
برادرم پس از دوهفته در کما بودن به هوش اومدن و خدا رو هزاران هزار بار شکر در وضعیت خیلی خیلی خوبی چه ذهنی و چه جسمی هستن
معجزه رو به چشم دیدم من و این رو مدیون شما و مردمی هستن که برای برادرم دعا کردن
همه اعتقاد دارن که معجزه شد
ماشین با سرعت 160 از جاده خارج شده بود و 80 متر دورتر افتاده بود 36 متر این فاصله در هوا بوده و هیچکس باور نمیکنه که راننده زنده مونده
دیشب جشن تولد 31 سالگی برادرم بود فاصله بین شانس مرگ و جشن تولدش بین یکماه بود و اگه خدا یاور و پشتیبان نباشه آدم هیچ توانایی و قدرتی نداره
سپاسگذارم
من مدیون کسانی هستم که برای برادرم دعا کردن
,, سلام به برادر عزیزم
خدایاشکرت. خدایاشکرت.
اول نقطه آبی رنگ رو دیدم کلی
ذوق کردم و بعداز خوندن
پیامتون.. از خوشحالی زیاد گریه
ام گرفت و بلند داد زدم
.خداااااااااااااا یا شکررررررررت
بینهایت سپاسگزارم از این خبر خوش عالی.
الهی که همیشه خوش خبر باشین..
زندگیتون هرروز شیرین تر دلچسب تر باشه
سپاس بیکران
بودن در کنار همچین جمع و خانواده ای انسانهای بینظیری مثل شما باعث افتخار و خوشنودی منه عمری با عزت و خوشی و تندرستی براتون آرزومندم
یه قالیچه کوچیک در قاب رو دیوار خونمون بود نوشته بود
الا بذکرالله تطمئن القلوب
دل آرام گیرد به یاد خدا
همیشه برام نامفهوم بود
تا دوسال پیش که به این درک و واقعیت رسیدم
خدا رو هزاران بار شکر
از وقتی به خدا ایمان آوردم
سبکتر و آرومتر و بی استرس و نگرانی شدم