این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-68.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-05 09:44:212024-11-08 05:33:53live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
4924نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
مدت زیادی نیست که من عضو این خانواده صمیمی هستم ولی به طور جدی با دوره دوازده قدم تمرینات خودم رو با راهنمایی های استاد عزیزم شروع کردم و از هر جنبه ی زندگی ام (مالی،عاطفی ، روابط و…) در این مدت محدود کمتر از دوماه پیشرفت داشتم و خدارو هزاران هزار بار شاکرم.
در جواب این سوال باید بگم به قول استاد وقتی قانون رو بلد باشی و بهش عمل کنی بقیه ی چیزها هم خودشون مشخص میشن و یه جورایی بهت گفته میشن. فرق استاد با بقیه ی متخصصان در اینه که استاد از قانون خدا استفاده میکنه و متخصصان از قانون بشر. انسانها چون کامل نیستند پس قوانینشون هم کامل نیست و علم اونها هم کامل نیست ولی در علم خدا و راه درستی که خدا نشون میده هیچ ضعف و نقصانی نیست. پس چرا ما باید راه آدمهایی رو بریم که میدونیم علم کاملی ندارند. (حتی اگر متخصص مارکتینگ باشند یا هر رشته ی دیگه ای)
راه درست و راه استاد و راه امثال اونها مثل اینشتین ، راه خداست اونها به دنبال خدا میرن و از اون هدایت میگیرند و خدا راه درست و بهتر بگم شیوه ی درست رو بهشون میگه.
یه مثال دیگه میزنم که بهتر منظورم و بگم . یه شخصی مثل داروین که تحصیلاتش در زمینه ی الهیات بوده با الهامات قلبی و افکارش وارد سفرهایی میشه که با کشتی و …. به نقاط مختلف جهان سفر میکنه و به اکتشافاتی میرسه که در نهایت قوانین زیست رو کشف میکنه و از مهمترین نظریه پردازان در این زمینه میشه. حالا تصور کنید اگر داروین شیوه ی معمول زندگی خودش رو داشت و راهی که همراهان اون میرفتند رو میرفت آیا هیچوقت به این نتایج میرسید؟؟
بهترین راه و بهترین مسیر همونی هست که (با الهامات قلبی ) بهتون گفته میشه (مثل استاد عزیزم) و در طی این مسیر زیبا میتونید از نتایج و تجربیات علم درست بشر هم که هم راستا با علم خدا باشه و قطعا حس خوبی به شما بده (که نه ترسی در اون باشه و نه غمی) بهره هم بگیرید.
سلام به استاد عزیز و همکارانشون مخصوصا خانم شایسته مهربون و همه دوستای پر انرژی و مثبت اندیش گلم
به نظرم برای موفق شدن در کسب و کار وداشتن نتیجه عالی باید به موارد زیر عمل کنیم :
اگر خدا رو کارفرما در نظر بگیریم و این دنیا رو شرکت و یا اداره فرض کنیم واینکه از استخدام ما ( خلق کردن ما) حتما هدفی داشته و برای رسیدن به آن هدف علایق لازم را در فطرتمون قرار داده ، اولین کاری که میکنیم این هست که میریم دنبال علایقی که با فطرت پاک آدمی هیچ تضادی ندارند پس اولین عامل موفقیت همون عشق و علاقه واقعی به کار هست ، حضرت علی میفرمایند : بهترین تفریح کار است ٫ واقعا با انجام چه کاری هست که وقتی آن را انجام میدهیم به جای خستگی ، احساس لذت میکنیم ؟ در واقع ثروت به دنبال لذت و یا همون احساس خوب هست که وارد زندگیمون میشه ٫ دومین عامل تمرکز داشتن روی کار هست تمرکزی که بصورت شبانه روزی باشه و روی اصلیات ( بزرگ کردن سطل و از بین بردن سوراخهای سطل )و نه فرعیات (طرز لباس پوشیدن، با لحن خاصی صحبت کردن کلاس گذاشتن و ظاهر سازی )و تمرکز روی نکات مثبت ( شکرگزاری نعمتهایی که خداوند در گذشته و حال به ما عطا کرده )باشد نه نکات منفی مثل بالا رفتن ارز و ٫٫٫ وقتی به صورت مداوم روی کار تمرکز داشته باشیم از طرف خداوند الهاماتی به ما میشود که بسیار کمک کننده هستند این الهامات به شکل های مختلف مثل خواب دیدن و ٫٫٫ به ما گفته میشود ٫ سومین عامل داشتن عزت نفس هست کسی که عزت نفس دارد برای موفقیت کارهای خلاف فطرت انجام نمیده مثلا خراب کردن رقیب، دروغگویی ، کلاه گذاشتن سر مردم (انداختن محصول) ودزدیدن سطل دیگران ، به علت صداقتی که دارد میتواند حس اعتماد مشتریان را به خود جلب کند و مشتریان با خیال راحت از کسی که به او اطمینان دارند خرید میکند ٫ چهارمین عامل ، داشتن اعتماد به نفس است این که مطمئن هستی که میتوانی در کسب و کارت موفق باشی ( خواستن ، توانستن است )و هیچ عاملی جز خودت نمیتواند جلوی پیشرفت تو را بگیرید توجه به اینکه با تولید و فروش محصول خدمت بزرگی به جهان میکنیم حس خود ارزشمندی و احساس لیاقت را در خودمان تقویت می کنیم و این در افزایش حس اعتماد به نفس مفید است پنجمین عامل ، شور و اشتیاقی زیادی است که در این زمینه داری به تو کمک میکند که به هدفت برسی تجسم کردن زمان رسیدن به هدف و شادی که آن زمان پیدا میکنی در بالا بردن این شور و اشتیاق بسیار موثر است اما ششمین عامل رعایت قانون تکامل است توجه داشته باشیم که همیشه مدار بعدی نزدیک به مداری است که الان در آن هستیم و برای رسیدن به مدارهای بالاتر باید مدارها را یک یه یک پشت سر بگذاریم و برداشتن قدمهای کوچک و پشت سر هم در جهت رسیدن به خواسته ها مهم است هفتمین عامل داشتن باور فراوانی است (کاش موفق بشم تا این باور رو در خودم تقویت کنم) مطمئن باشیم که ثروت ونعمت مثل اکسیژن در اطراف ماست و زیاد شدن رقبا نمیتواند تاثیری در کسب و کار ما داشته باشد
٫ توانایی کنترل ذهن و توکل به خداوند مهمترین عامل است و اینکه خداوند فرمانروای جهان است و هیچ اتفاقی بدون اذن خداوند نمیفتد وقتی موارد بالا رو رعایت کنیم و به او توکل کنیم شرایط به شکلی رقم میخورد تا در مسیر درست قرار بگیریم ٫ اما آخرین عامل تاثیر گذار از نظر من ، عمل و ایمان به دانسته هاست و به قول استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است پس به جای نشستن و زل زدن به سطل دیگران به دنبال عمل به دانسته هایمان باشیم و مطمئن باشیم که در طول راه ایده های مناسب به ذهن ما خطور میکند ٫
به نظر من آنچه که نتایج را رقم می زنه میزان ایمان فرد هست ٫ بهترین و کوتاه ترین و مهم تر ازهمه کاراترین تعریفی که از ایمان پیدا کردم :
ایمان یا همان faith :
Believe to see it ٫باور کن تا ببینی
و این توانمندی بسیار خارق العاده هست که در معدود افرادی دیده می شود٫ و اکثر افراد خصوصا افرادی که به منطقی بودن شرطی شده اند جزو دسته دوم (درست عکس تعریف )یعنی see to believe هستن یعنی تا نبینن باور نمی کنند و مرتبا نجواهای ذهنی چگونه ، اخه چطور و٫٫ به ذهنشون می رسه و از این تکنیک به اون تکنیک شاخه به شاخه می روند در حالیکه شرط اصلی رو فراموش کرده اند ٫
ایمان به منزله ریشه می باشد که میوه های آن در هر فردی به صورت تکنیک های مختلف بروز می کند٫به همین علت می بینید که هر کس تکنیک های خاص خودش رو ارایه می ده ٫در
استفاده از این میوه ها (تکنیک ها) به دو نکته باید توجه کرد
۱- شاید اون میوه باب میل و مزاج شما نباشه
به همین خاطر یه عده نتیجه می گیرن و یه عده نه
۲- شما صاحب میوه ( تکنیک ) هستید نه درخت میوه ریشه دار(ایمان به تعریف فوق)
و دیر یا زود این میوه ها تمام می شه و همین علت باعث می شه خیلی ها از مکتب های مختلف موفقیت هی این شاخه به اون شاخه کنن
با این توضیحات در جواب به اینکه باور مهم هس یا تکنیک می توان این گونه جمع بندی کرد که باید ایمان داشت ( ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است ، جمله طلایی استاد )
و عمل کرد در این صورت تکنیک ها خودبخود ظاهر می شود که برای شخص منحصر به فرد هس یعنی یکی با تبلیغ فروش بالایی دارد و یکی بودن تبلیغ ٫
حال باید تکنیک ها را کنار گذاشت ؟ جواب خیر
همزمان که رو ایمان و باور هایمان کار می کنیم تکنیک هایی را که باب مزاجمان هستن (حس خوبی می دهند ) نیز انجام می دهیم و لی به هیچ عنوان وابسته نمی شویم به تکنیک (خیلی گیر نمی دیم )
نکته (عدم وابستگی به تکنیک را با عدم مداومت در انجام کار اشتباه نکنیم )
یعنی نباید دست رو دست گذاشت که یهو ایمانمان شکوفا بشه و نتایج بدست بیاد همون اول هم اگه باز باور نداریم باید عمل کنیم
(fake it to make it)
ایمان عمل میاره و عمل ایمان و این دو از هم جدا نیستن
کجا باید از ابزار برای موفقیت استفاده شود و کجا باید روی خدا حساب کنیم ؟
جواب :
اساساً یک تناقض در تفکیک مفهوم ابزار و خداوند در این سوال وجود دارد.
وقتی این فایل رو دیدم و سوال رو شنیدم مروری شد به افکاری که مدتهاست با خودم و همسرم در موردش صحبت میکنیم (چون من و همسرم خیلی با هم در مورد قوانین صحبت میکنیم )و یک یادآوری شد برای ما که تفاوت زیادی هست بین: «روی خدا حساب کردن» و«فقط روی خدا حساب کردن»!
هر بیشتر به این جمله نگاه میکنم بیشتر مطمین میشوم که رمز ارتباطی تموم فایلهای استاد عباس منش همینه ، یعنی مفهوم واقعی توحید !
ما تقریبا ۹۰-۸۰ درصد فایل های استاد رو داریم و چندین بار همشون رو دیدیم در موردشون فکر کردم و با خودم در موردشون حرف زدم و منطقی برای خودم ثابتشون کردم و تقریبا میتونم بگم موردی نبوده که با اون باورهای درون من در تضاد باشن ، شاید اول یکم توی درک کردنشون وقت گذاشتم و زمان برد، ولی هرگز چیزی نبوده که باهاش مخالفت کنم !
یادمه که فایل رایگان « بهترین باور در مورد خداوند» نقطهی عطف من در درک من از خدا شد . قبل از اون فکر میکردم؛ ابزار و عوامل بیرونی… چیزی به جز خدا…. هستند و آفریده های خداوند هستند که جزو خدا نیستند…. ولی الان بعضی وقتا با مزاح از خودم میپرسم که مگه میشه چیزی غیر از خدا رو دید !؟
در مورد جواب سوال مطرح شده هم باید بگم که تفاوتی بین «ابزار» و «خدا» نیست یعنی اگه به نوعی اون عواملی رو که استاد توی فایلها ازشون بعنوان «عوامل بیرونی» نام میبرن رو خودِ خدا بدونیم که حلّه !.. ابزار بخشی از خدا هستند که بواسطهی باورهامون شکل دادیم ، بطور مثال اگه کسی توی کانال یوتبوب موفق میشه و پول میسازه بخاطر اون کانال یوتبوبش نیست ٫بخاطر باورش از پول ساختنه به خاطر باورهایی که از ثروت …از تواناییهاش …و تمرکزی که روی کارش داره …و البته آرامشی که از ایمان میاد…, باعث شده از کانال یوتیوب ثروت بسازه ,یعنی در واقع کانال یوتیوب داره براش تبلیغ میکنه (برعکسِ خیلی افراد دیگه که دست به هر کاری میزنند تا از یوتیوب ثروت بسازند ولی به هیچ جا نمی رسند ) عوامل بیرونی رو اگه صرفا «بیرونی» یا بیرون از اصل خدا بودنشون بدونیم برای ما کار نمیکنن . وقتی همه چیرو خدا بدونیم حتی قوانین جهان رو هم بخشی از خدا بدونیم و باور قلبی داشته باشیم که ما خودمون خودِ خدا هستیم و با قدرت بینهایتمون داریم دنیای خودمون رو میسازیم قوانین درست پیش میرن . من شخصا این خلقت رو در زندگی خودم لمس میکنم در هر ۴ زمینه ؛ معنویت ، سلامتی ، روابط و ثروت …. لحظه به لحظه خلق خواسته ها و ناخواسته ها رو دارم تجربه میکنم و سعی خودم رو میکنم از همشون لذت ببرم و درس بگیرم .
وقتی شما همه چیز رو در جهان خدا ببینی دیگه برات فرقی نمیکنه که تبلیغ بکنی یا نکنی ،یعنی… چه تبلیغ بکنی یا نکنی، باز هم ثروت وارد زندگیت میشه…..ولی به اندازه باورهات…به اندازه ایمانت…..اگر تو ابزار و عوامل بیرونی رو جدا از خدا بدونی اونوقت فرمول جهان میشه (خدا + ابزار )یعنی چیزی جدا از خدا …..که در این صورت حتی اگه میلیاردها دلار هم خرج تبلیغات بکنی اون نتیجه ای که انتظار داری رو بدست نمیاری «و این یعنی شرک » یعنی حساب کردن روی چیزی جز خدا…..در حالی که در این جهان چیزی جز خداوند وجود ندارد….وقتی به این موقعیت رسیدی که :…( رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند)…..و باورش کردی و در درونت نهفته شد، اونوقت مثل استاد بدون استفاده از هیچ ابزار و عوامل بیرونی روز به روز موفق تر و ثروتمندتر میشی…..
سلام خدمت همه اعضای سایت.و استادعزیز .خوده استاد بارها گفتن که همه چیز باوره وهرکس به نسبت باورهایی که داره درباره موضوعاته مختلف نتیجه میگیره.هرکس درمورد کسب کار خود باورهایی محدود کننده ای دارد ولی مقدار این باورها برای بعضی زیاد وبرای بعضی خیلی خیلی کمتر که استاد یکی از همین نمونه هاست ونکته دیگه که هست داشتن احساسه لیاقته که هر کس خودش رو تا چ حد لایق بدونه که جهان به همون اندازه که خودت رو لایق میدونی بهت میده. واز مهم تر اینکه استاد با خدایه خودش ارتباط خوبی داره وسعی میکنه در بیشتر موارد از الهامته خدا پیروی کنه که به قوله خدا استاد اگه در ۱۰۰درصد موارد بود. چ اتفاقاتی می افتاد. خداروشکر بابت اینکه اگاهی که اینجاست
من سید محمد طباطبایی هستم یک میلیاردر خودساخته و خیلی مشتاق هستم نظر خودم را به اشتراک بگذارم
اول از همه من بر این باور هستم که عوامل مختلفی باعث موفقیت انسانها میشوند و یک عامل هم شاید بتونه باعث موفقیت و پیشرفت بشود ولی برای سبقت گرفتن از دیگران به نظر من ۳عامل وجود داره تا به پیشرفت سریعتری برسیم
۱-ذهنیت ،۲-مهارت ،۳-شخصیت
و به نظر من پایه موفقیت اول ذهنیت هستش
حالا شما هر چی هم مهارت داشته باشی ولی باوری غلط در ذهنت وجود داشته باشه شاید نتونی اون نتیجه ای رو که میخواهی بدست بیاوری .این همه استاد دانشگاه و یا دکتر ،مهندس و…وجود دارند که مهارت یه شغلی رو دارند آیا از نظر مالی پیشرفتی هم دارند یا هنوز خیلی از این افراد حقوق بگیرند چرا؟ مهمترین عاملش هم باور غلط از ثروت هستش
به نظر من کشف بزرگ قرن ۱۹ ضمیر ناخودآگاه انسانه نه بمب اتم و فیزیک .عباس منش به خوبی به این اگاهی دست پیدا کرده که ذهنیت مهمترین عامل موفقیت و انسان به هر آنچه فکر کند و در ضمیر ناخودآگاهش قرار بدهد بدست میاورد فقط باید باور داشته باشید به این موضوع و ایمان پس روی ذهنتون کار کنید و تغییر بدهید تا ثروتمند شوید
سلام به نظر من فقط دو چیز مهمه تو کسب وکار یکی الهامات خداوند ویکی تکامل که هردوتاش هم کاملا در دسترسه مخصوصا الهامات که با توجه به مرحله ومدار ما به ما گفته میشه در رابطه با تکامل هم من تو کسب وکار بابام که نگاه میکنم باورهامون تقریبا یکسانه ولی من هم گوشه ای از همون کسب وکار رو دارم ومثل ایشون نتیجه نمی گیرم ولی الان که یک سال از شروع کسب وکار شخصیم میگذره خیلی بهتر شدم وکم کم داره نتایجمون به هم میرسع ویکسان میشه شاد سالم وپیروز باشید
سال ١٣٩۶ بود که من یکی از فایل های رایگان استاد به نام چند برابر کردن درآمد رو گوش دادم و اون تعهد رو به خودم دادم و بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که ارزش ، جایگاه و تجربه ی کاری که من دارم خیلی بالاتر هستش و من باید از این شرکتی که براش کار میکنم بیام بیرون
و من عید سال ٩٧ از این شرکت بیرون اومدم،با این که هنوز فکری برای کارِ بعد از این شرکت نکرده بودم٫
بعد از تعطیلات نوروز بدون این که بدنبال کار باشم یه کار بهم پیشنهاد شد و با شروع کار توی اون شرکت میانگین درآمد من حدود ١١ برابر شده بود و در سال ٩٨ هم برام خیلی بدیهی هست که درامد سال ٩٧ رو ١٠ برابر کنم و بیشتر٫
و من دلیل این نتیجه گرفتن رو در درجه اول توکل به خدا میدونم چون من سال ٩۶ که تصمیم بیرون اومدن از اون فضای امن و آرام شغلی رو گرفتم هیچ ایده و فکری برای کار تو سال ٩٧ نداشتم و من واقعا توکل کردم و توی قلبم میدونستم که یه راهی پیدا میشه بالاخره٫
و بعد روی اعتماد به نفسم کار کردم و خودم رو کم کم باور کردم و فهمیدم که کار من ارزشمند هستش و باید هر کسی که براش کار میکنم بهای اون رو به من بده و حتی بیشتر
من یکی از دلیل های پیشرفت استاد رو توی این میبینم که واقعا خودشِ
نقش بازی نمیکنه و من از این کارش درس گرفتم و ٣٠&۴٠ درصد توی این موضوع پیشرفت کردم و نتیجه هاش برام نمایان شد که براتون گفتم٫
و یه موضوع که چند روز پیش یادم افتاد این بود که من جایگاه شغلی که الان دارم، توی دوران دبیرستان برام یه آرزو بود و الان به اون هدف که بهش فکر میکردم رسیدم و این موضوع بهم باز یاد آور شد که همچی از درون خودت شروع میشه و آروم آروم رنگ واقعیت به خودش میگیره٫
این اصل باید لحظه به لحظه به یادمون بیاد که باید مراقب درون خودمون باشیم، و با کنترل ذهن خودمون، بیرون خودمون رو خلق کنیم٫
برای همتون بهترین ها رو آرزو دارم،شاد و سلامت باشین٫
ما اولا باید بدونیم که در معرض الهامات خداوند هستیم وخدا با ما به شکلهای مختلف صحبت میکنه و به ما الهام میکنه اگر کلمه وحی را در قران بخونید خداوند میفرماید ما به مادر موسی وحی کردیم که فرزند خود را به اب بیندازد .خداوند با ما انسانها چه پیامبران و چه انسانهای معمولی ارتباط داره و اگر اینو باور داشته باشی پس هر وقت چیزی رو ازش بخوای بهت میگه و یه عده هستن که این باور رو دارند و الهامات رو می شنوند و بهش عمل میکنند این نکته اش هست و اینان رستگارانند.و ویژگی الهام از طرف خداوند اینه که احساس ارامش عمیق در قلبت ایجاد میکنه
برای رسیدن به هدفت در هر حوضه ای باید این باورها رو داشته باشی ۱.یه همچین نیروی دروجود شماهست و همیشه باشماست۲.این نیرو قدرتمندترین نیرو در جهانه .باور کنید این نیرو تمام راه کارها .شرایط .افراد و هرانچه برای رسیدن به هدفت نیاز داری میدونه و بهت میگه و برات فراهم میکنه و جهان را مسخر تو میسازد و تمام افراد ثروتمند و ازجمله استاد عباس منش از همین نیروشون استفاده کردن و موفق شدن .
و باید ازش بپرسی تا راه ها رو بهت نشون بده و اونوقت تکاملت رو طی کنی یعنی پله پله به هدفت برسی .مثال در قران در داستان حضرت موسی و عصایش که این اتفاق افتاد حضرت موسی نمیدونسته که الان عصا رو بندازه چه اتفاقی میافته فقط میدونسته که یه کمکی بهش از طرف خداوند میشه حالا چه جوری اش رو نمیدونسته و بعد هم خود حضرت موسی تعجب میکنه از اون اتفاق .
در واقع این الهام قدم به قدم به انسان میشه و اونوقت وقتی تکاملت رو طی کردی به هدفت میرسی
به همین دلیله که استاد همیشه میگند من همه چیز رو به راحتی در زندگیم به دست اوردم .
یکی دیگه از اصول که باید رعایت بشه کنترل ورودی های ذهنت هست که ورودی های ذهنت رو هماهنگ با خواسته ات بسازی و در واقع مثل یک فیلتر عمل میکنه و اونوقت در مسیر درست نشونه ها رو میبینی و در نهایت نکته مهم اینکه ما وابسته به یک ابزار یک علم یاهر چیز دیگه ای نباشیم مثلا اگر شخصی مریضه بگه تنها این دکتر خاص یا تنها این داروی خاص منو خوب میکنه و اگه این نباشه من خوب نمیشم در صورتی که شاید بایک دوش اب سرد یا هر مورد دیگه ای خوب بشه راه های خداوند بی نهایت هست .
سپاسگزارم از خداوند که به من لطف کرد تونستم در این مسابقه برای بار اول شرکت کنم
سپاسگزارم از استاد عباس منش که اینقدر زیبا روان خوب تاثیر گذار صحبت میکنند
و سپاسگزارم به خاطر فایل های رایگان که خیلی به من انگیزه داده و میدهد و امیدوارم همیشه این سایت پابرجا باشد سپاسگزارم.
سلام به همگی٫٫٫ دوست دارم واسه این کامنتم یه تیتر انتخاب کنم و اون اینه که :
“چگونگی ها ناامیدت میکنن”
بزار از خودم شروع کنم٫سال ۹۵ وارد یه شغلی شدم که پایه اش فروش بود٫هنوز ۳ روزی از استارت کارم نگذشته بود که رفتم کتاب روانشناسی فروش برایان تریسی رو خریدم و به جرآت میتونم بگم که نه تنها بهم کمکی نکرد که تا حدود خیلی زیادی روحیه عالی روزای اولم رو از بین برد٫میدونید چرا؟ چون حس کردم که فروش سخته و کار من نیست٫
۲سال بعدش زمانی که برای یه مدتی توی اسنپ کار میکردم یه روزی یه آقا پسر خوشتیپ و مرتبی رو سوار کردم که توی یه منطقه خیلی خوب شهر زندگی میکرد و میخواست بره فرودگاه٫ سر صحبت رو باهاش باز کردم و ازش شغلش رو پرسیدم و اون گفت که برای ترکیش ایرلاین (هواپیمایی ترکیه) کار میکنه و درآمدش به دلار بود٫میخواستم مسیر رسیدن به شغلش رو بدونم واسه همین ازش پرسیدم که قبلا توی ایرلاین های داخلی کار میکرده؟ و اون گفت که نه٫یهویی کارمند ترکیش ایرلاین شده بود٫وقتی بهش گفتم چجوری؟ یه لبخندی زد و گفت که از بچگی مجله های هوا و فضا رو مطالعه میکرده و یه روز اتفاقی آگهی شرکت ترکیش رو توی اینترنت میبینه و اونم میره واسه مصاحبه و هر سوالی که ازش میپرسن رو جواب میده و قبول میشه٫ (نکته قشنگ داستان چیه؟ زمانی که آگهی ترکیش رو میبینه معلم زبان بوده٫٫٫ پلن خدا رو ببینید٫٫٫چرا باید زبان بلد باشه؟!!! چون یه روزی قراره مصاحبه بده و نیاز به زبان داشته تا به رویای بچگیش برسه)
مثال بالا روش رسیدن به خواسته رو نشون میده ولی روشی که جهان واسه ما انتخاب میکنه٫ من باز هم میگم چگونگی ها لازمن ولی بیاین باور کنیم که اصل نیستن٫این چگونگی ها و روش هاست که دنیا رو سخت کرده٫ به خدا موفق شدن آسونتر از این حرفاست٫
جامعه به ما چی یاد داده دوستان؟
به ما یاد دادند که درختان را تک تک ببینیم ولی جنگل را نشانمان ندادند٫٫٫
به ما حوض آب را نشان دادند ولی دریا را نه٫٫٫
به ما گل را نشان دادند ولی گلستان را نه٫٫٫
برگردیم به سوال>
اگه مارکتینگ رو اصلی برای موفقیت در معرفی و فروش در نظر بگیریم ، سوالم اینه که : آیا هر کسی که بازاریابی میکنه کسب و کارش حتما موفق میشه؟ چه بسیارند انسانهایی که هزینه تبلیغات و بازاریابی حتی باعث ورشکستگیشون شده! آیا کمپانی رولز رویس تبلیغات تلویزیونی انجام میده؟ آیا توی خیابونها بیلبورد نصب کرده؟ پس چجوریه که همه ما به عنوان یکی از لوکس ترین خودروهای جهان میشناسیمش؟!! آیا اون شرکتی که جت شخصی میفروشه تبلیغات تلویزیونی داره؟ پس چجوری هواپیماهاش رو میفروشه؟!!!
من منکر هیچ کدوم از روش های معرفی کسب و کار نیستم اما دوست عزیزم نکته اینه >>> اگر شما در مدار ثروت باشی و بازاریابی انجام بدی قطعا کسب و کارت رشد میکنه ولی اگر در مدار فقر باشی، قویترین و بروزترین روش های بازاریابی رو هم که انجام بدی، تاثیری واست نداره٫
چقدر ما رو به دنبال چگونگی ها فرستادن٫٫٫چقدر از آرزوهامون دورمون کردن٫٫٫
دقت کردین ۹۵% آدمایی که میخوان یه کسب و کاری راه بندازن فقط دارن به این فکر میکنن که چه شغلی رو استارت بزنن یا اینکه مغازشون باید توی کدوم منطقه باشه!
آیا این جمله برای همه ما آشنا نیست؟ >>> “فلان شغل دیگه اشباع شده” و اصولا این حرف از دهان آدمهایی میاد بیرون که خودشون درگیر نون شبشون هستن٫ و ما این حرفها رو باور میکنیم٫ از همین آدما بپرسین چه شغلی الان خوبه؟ بعد از اینکه جواب داد ازش بپرسین که چرا خودت این شغلو انجام نمیدی؟ و جوابشون اقیانوسی از بهونه هاست٫٫٫
همه ما فکر میکنیم که لامپ رو ادیسون اختراع کرده ولی قبل از ادیسون اشخاص دیگری هم این کار رو کرده بودن ولی به قول رابرت کیوساکی اونها توانایی اینو نداشتن که ارزش تجاری لامپ هاشون رو توجیه کنن٫توماس ادیسونی که از مدرسه اخراج میشه چون معلم ها فکر میکردن که توانایی درک مطالب رو نداره٫بعد از اون مدتی توی ایستگاه راه آهن مجله و روزنامه و تنقلات میفروشه و همون جا یاد میگیره چطور میشه هر چیز رو فروخت٫بعد از مدت کوتاهی خودش روزنامه منتشر میکنه و تمام بچه های اطراف ایستگاه راه آهن رو استخدام میکنه تا براش انواع تنقلات و روزنامه خودش رو بفروشن٫ اون توی بچگی از یه کارمند به کارفرما تبدیل میشه٫ آیا کسی به ادیسون بازاریابی یاد داد؟!!!
فقط به رویات فکر کن و استارت بزن و هر روز و هر روز باورهاتو تقویت کن>>> خداوند بهترین بازاریاب دنیاست٫
و در انتها از خدا میخوام که بهم کمک کنه تمام مطالبی که گفتم رو خودم با تک تک سلولهای بدنم باور کنم٫٫٫یا حق
دوستان من و دوستان خدا سلام.
مدت زیادی نیست که من عضو این خانواده صمیمی هستم ولی به طور جدی با دوره دوازده قدم تمرینات خودم رو با راهنمایی های استاد عزیزم شروع کردم و از هر جنبه ی زندگی ام (مالی،عاطفی ، روابط و…) در این مدت محدود کمتر از دوماه پیشرفت داشتم و خدارو هزاران هزار بار شاکرم.
در جواب این سوال باید بگم به قول استاد وقتی قانون رو بلد باشی و بهش عمل کنی بقیه ی چیزها هم خودشون مشخص میشن و یه جورایی بهت گفته میشن. فرق استاد با بقیه ی متخصصان در اینه که استاد از قانون خدا استفاده میکنه و متخصصان از قانون بشر. انسانها چون کامل نیستند پس قوانینشون هم کامل نیست و علم اونها هم کامل نیست ولی در علم خدا و راه درستی که خدا نشون میده هیچ ضعف و نقصانی نیست. پس چرا ما باید راه آدمهایی رو بریم که میدونیم علم کاملی ندارند. (حتی اگر متخصص مارکتینگ باشند یا هر رشته ی دیگه ای)
راه درست و راه استاد و راه امثال اونها مثل اینشتین ، راه خداست اونها به دنبال خدا میرن و از اون هدایت میگیرند و خدا راه درست و بهتر بگم شیوه ی درست رو بهشون میگه.
یه مثال دیگه میزنم که بهتر منظورم و بگم . یه شخصی مثل داروین که تحصیلاتش در زمینه ی الهیات بوده با الهامات قلبی و افکارش وارد سفرهایی میشه که با کشتی و …. به نقاط مختلف جهان سفر میکنه و به اکتشافاتی میرسه که در نهایت قوانین زیست رو کشف میکنه و از مهمترین نظریه پردازان در این زمینه میشه. حالا تصور کنید اگر داروین شیوه ی معمول زندگی خودش رو داشت و راهی که همراهان اون میرفتند رو میرفت آیا هیچوقت به این نتایج میرسید؟؟
بهترین راه و بهترین مسیر همونی هست که (با الهامات قلبی ) بهتون گفته میشه (مثل استاد عزیزم) و در طی این مسیر زیبا میتونید از نتایج و تجربیات علم درست بشر هم که هم راستا با علم خدا باشه و قطعا حس خوبی به شما بده (که نه ترسی در اون باشه و نه غمی) بهره هم بگیرید.
دوستتون دارم.
هو الرزاق
سلام به استاد عزیز و همکارانشون مخصوصا خانم شایسته مهربون و همه دوستای پر انرژی و مثبت اندیش گلم
به نظرم برای موفق شدن در کسب و کار وداشتن نتیجه عالی باید به موارد زیر عمل کنیم :
اگر خدا رو کارفرما در نظر بگیریم و این دنیا رو شرکت و یا اداره فرض کنیم واینکه از استخدام ما ( خلق کردن ما) حتما هدفی داشته و برای رسیدن به آن هدف علایق لازم را در فطرتمون قرار داده ، اولین کاری که میکنیم این هست که میریم دنبال علایقی که با فطرت پاک آدمی هیچ تضادی ندارند پس اولین عامل موفقیت همون عشق و علاقه واقعی به کار هست ، حضرت علی میفرمایند : بهترین تفریح کار است ٫ واقعا با انجام چه کاری هست که وقتی آن را انجام میدهیم به جای خستگی ، احساس لذت میکنیم ؟ در واقع ثروت به دنبال لذت و یا همون احساس خوب هست که وارد زندگیمون میشه ٫ دومین عامل تمرکز داشتن روی کار هست تمرکزی که بصورت شبانه روزی باشه و روی اصلیات ( بزرگ کردن سطل و از بین بردن سوراخهای سطل )و نه فرعیات (طرز لباس پوشیدن، با لحن خاصی صحبت کردن کلاس گذاشتن و ظاهر سازی )و تمرکز روی نکات مثبت ( شکرگزاری نعمتهایی که خداوند در گذشته و حال به ما عطا کرده )باشد نه نکات منفی مثل بالا رفتن ارز و ٫٫٫ وقتی به صورت مداوم روی کار تمرکز داشته باشیم از طرف خداوند الهاماتی به ما میشود که بسیار کمک کننده هستند این الهامات به شکل های مختلف مثل خواب دیدن و ٫٫٫ به ما گفته میشود ٫ سومین عامل داشتن عزت نفس هست کسی که عزت نفس دارد برای موفقیت کارهای خلاف فطرت انجام نمیده مثلا خراب کردن رقیب، دروغگویی ، کلاه گذاشتن سر مردم (انداختن محصول) ودزدیدن سطل دیگران ، به علت صداقتی که دارد میتواند حس اعتماد مشتریان را به خود جلب کند و مشتریان با خیال راحت از کسی که به او اطمینان دارند خرید میکند ٫ چهارمین عامل ، داشتن اعتماد به نفس است این که مطمئن هستی که میتوانی در کسب و کارت موفق باشی ( خواستن ، توانستن است )و هیچ عاملی جز خودت نمیتواند جلوی پیشرفت تو را بگیرید توجه به اینکه با تولید و فروش محصول خدمت بزرگی به جهان میکنیم حس خود ارزشمندی و احساس لیاقت را در خودمان تقویت می کنیم و این در افزایش حس اعتماد به نفس مفید است پنجمین عامل ، شور و اشتیاقی زیادی است که در این زمینه داری به تو کمک میکند که به هدفت برسی تجسم کردن زمان رسیدن به هدف و شادی که آن زمان پیدا میکنی در بالا بردن این شور و اشتیاق بسیار موثر است اما ششمین عامل رعایت قانون تکامل است توجه داشته باشیم که همیشه مدار بعدی نزدیک به مداری است که الان در آن هستیم و برای رسیدن به مدارهای بالاتر باید مدارها را یک یه یک پشت سر بگذاریم و برداشتن قدمهای کوچک و پشت سر هم در جهت رسیدن به خواسته ها مهم است هفتمین عامل داشتن باور فراوانی است (کاش موفق بشم تا این باور رو در خودم تقویت کنم) مطمئن باشیم که ثروت ونعمت مثل اکسیژن در اطراف ماست و زیاد شدن رقبا نمیتواند تاثیری در کسب و کار ما داشته باشد
٫ توانایی کنترل ذهن و توکل به خداوند مهمترین عامل است و اینکه خداوند فرمانروای جهان است و هیچ اتفاقی بدون اذن خداوند نمیفتد وقتی موارد بالا رو رعایت کنیم و به او توکل کنیم شرایط به شکلی رقم میخورد تا در مسیر درست قرار بگیریم ٫ اما آخرین عامل تاثیر گذار از نظر من ، عمل و ایمان به دانسته هاست و به قول استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است پس به جای نشستن و زل زدن به سطل دیگران به دنبال عمل به دانسته هایمان باشیم و مطمئن باشیم که در طول راه ایده های مناسب به ذهن ما خطور میکند ٫
با عرض سلام و ادب خدمت همه دوستان
به نظر من آنچه که نتایج را رقم می زنه میزان ایمان فرد هست ٫ بهترین و کوتاه ترین و مهم تر ازهمه کاراترین تعریفی که از ایمان پیدا کردم :
ایمان یا همان faith :
Believe to see it ٫باور کن تا ببینی
و این توانمندی بسیار خارق العاده هست که در معدود افرادی دیده می شود٫ و اکثر افراد خصوصا افرادی که به منطقی بودن شرطی شده اند جزو دسته دوم (درست عکس تعریف )یعنی see to believe هستن یعنی تا نبینن باور نمی کنند و مرتبا نجواهای ذهنی چگونه ، اخه چطور و٫٫ به ذهنشون می رسه و از این تکنیک به اون تکنیک شاخه به شاخه می روند در حالیکه شرط اصلی رو فراموش کرده اند ٫
ایمان به منزله ریشه می باشد که میوه های آن در هر فردی به صورت تکنیک های مختلف بروز می کند٫به همین علت می بینید که هر کس تکنیک های خاص خودش رو ارایه می ده ٫در
استفاده از این میوه ها (تکنیک ها) به دو نکته باید توجه کرد
۱- شاید اون میوه باب میل و مزاج شما نباشه
به همین خاطر یه عده نتیجه می گیرن و یه عده نه
۲- شما صاحب میوه ( تکنیک ) هستید نه درخت میوه ریشه دار(ایمان به تعریف فوق)
و دیر یا زود این میوه ها تمام می شه و همین علت باعث می شه خیلی ها از مکتب های مختلف موفقیت هی این شاخه به اون شاخه کنن
با این توضیحات در جواب به اینکه باور مهم هس یا تکنیک می توان این گونه جمع بندی کرد که باید ایمان داشت ( ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است ، جمله طلایی استاد )
و عمل کرد در این صورت تکنیک ها خودبخود ظاهر می شود که برای شخص منحصر به فرد هس یعنی یکی با تبلیغ فروش بالایی دارد و یکی بودن تبلیغ ٫
حال باید تکنیک ها را کنار گذاشت ؟ جواب خیر
همزمان که رو ایمان و باور هایمان کار می کنیم تکنیک هایی را که باب مزاجمان هستن (حس خوبی می دهند ) نیز انجام می دهیم و لی به هیچ عنوان وابسته نمی شویم به تکنیک (خیلی گیر نمی دیم )
نکته (عدم وابستگی به تکنیک را با عدم مداومت در انجام کار اشتباه نکنیم )
یعنی نباید دست رو دست گذاشت که یهو ایمانمان شکوفا بشه و نتایج بدست بیاد همون اول هم اگه باز باور نداریم باید عمل کنیم
(fake it to make it)
ایمان عمل میاره و عمل ایمان و این دو از هم جدا نیستن
ارادتمند
با ارزوی موفقیت
بنام او که هر چه هست از اوست.
سوال :
کجا باید از ابزار برای موفقیت استفاده شود و کجا باید روی خدا حساب کنیم ؟
جواب :
اساساً یک تناقض در تفکیک مفهوم ابزار و خداوند در این سوال وجود دارد.
وقتی این فایل رو دیدم و سوال رو شنیدم مروری شد به افکاری که مدتهاست با خودم و همسرم در موردش صحبت میکنیم (چون من و همسرم خیلی با هم در مورد قوانین صحبت میکنیم )و یک یادآوری شد برای ما که تفاوت زیادی هست بین: «روی خدا حساب کردن» و«فقط روی خدا حساب کردن»!
هر بیشتر به این جمله نگاه میکنم بیشتر مطمین میشوم که رمز ارتباطی تموم فایلهای استاد عباس منش همینه ، یعنی مفهوم واقعی توحید !
ما تقریبا ۹۰-۸۰ درصد فایل های استاد رو داریم و چندین بار همشون رو دیدیم در موردشون فکر کردم و با خودم در موردشون حرف زدم و منطقی برای خودم ثابتشون کردم و تقریبا میتونم بگم موردی نبوده که با اون باورهای درون من در تضاد باشن ، شاید اول یکم توی درک کردنشون وقت گذاشتم و زمان برد، ولی هرگز چیزی نبوده که باهاش مخالفت کنم !
یادمه که فایل رایگان « بهترین باور در مورد خداوند» نقطهی عطف من در درک من از خدا شد . قبل از اون فکر میکردم؛ ابزار و عوامل بیرونی… چیزی به جز خدا…. هستند و آفریده های خداوند هستند که جزو خدا نیستند…. ولی الان بعضی وقتا با مزاح از خودم میپرسم که مگه میشه چیزی غیر از خدا رو دید !؟
در مورد جواب سوال مطرح شده هم باید بگم که تفاوتی بین «ابزار» و «خدا» نیست یعنی اگه به نوعی اون عواملی رو که استاد توی فایلها ازشون بعنوان «عوامل بیرونی» نام میبرن رو خودِ خدا بدونیم که حلّه !.. ابزار بخشی از خدا هستند که بواسطهی باورهامون شکل دادیم ، بطور مثال اگه کسی توی کانال یوتبوب موفق میشه و پول میسازه بخاطر اون کانال یوتبوبش نیست ٫بخاطر باورش از پول ساختنه به خاطر باورهایی که از ثروت …از تواناییهاش …و تمرکزی که روی کارش داره …و البته آرامشی که از ایمان میاد…, باعث شده از کانال یوتیوب ثروت بسازه ,یعنی در واقع کانال یوتیوب داره براش تبلیغ میکنه (برعکسِ خیلی افراد دیگه که دست به هر کاری میزنند تا از یوتیوب ثروت بسازند ولی به هیچ جا نمی رسند ) عوامل بیرونی رو اگه صرفا «بیرونی» یا بیرون از اصل خدا بودنشون بدونیم برای ما کار نمیکنن . وقتی همه چیرو خدا بدونیم حتی قوانین جهان رو هم بخشی از خدا بدونیم و باور قلبی داشته باشیم که ما خودمون خودِ خدا هستیم و با قدرت بینهایتمون داریم دنیای خودمون رو میسازیم قوانین درست پیش میرن . من شخصا این خلقت رو در زندگی خودم لمس میکنم در هر ۴ زمینه ؛ معنویت ، سلامتی ، روابط و ثروت …. لحظه به لحظه خلق خواسته ها و ناخواسته ها رو دارم تجربه میکنم و سعی خودم رو میکنم از همشون لذت ببرم و درس بگیرم .
وقتی شما همه چیز رو در جهان خدا ببینی دیگه برات فرقی نمیکنه که تبلیغ بکنی یا نکنی ،یعنی… چه تبلیغ بکنی یا نکنی، باز هم ثروت وارد زندگیت میشه…..ولی به اندازه باورهات…به اندازه ایمانت…..اگر تو ابزار و عوامل بیرونی رو جدا از خدا بدونی اونوقت فرمول جهان میشه (خدا + ابزار )یعنی چیزی جدا از خدا …..که در این صورت حتی اگه میلیاردها دلار هم خرج تبلیغات بکنی اون نتیجه ای که انتظار داری رو بدست نمیاری «و این یعنی شرک » یعنی حساب کردن روی چیزی جز خدا…..در حالی که در این جهان چیزی جز خداوند وجود ندارد….وقتی به این موقعیت رسیدی که :…( رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند)…..و باورش کردی و در درونت نهفته شد، اونوقت مثل استاد بدون استفاده از هیچ ابزار و عوامل بیرونی روز به روز موفق تر و ثروتمندتر میشی…..
تا خدا بنده نواز است …..به خلقش چه نیاز ٬
می کشم ناز یکی ……. تا به همه ناز کنم.
در پناه الله یکتا دلتان شاد و لبتان خندان
سلام خدمت همه اعضای سایت.و استادعزیز .خوده استاد بارها گفتن که همه چیز باوره وهرکس به نسبت باورهایی که داره درباره موضوعاته مختلف نتیجه میگیره.هرکس درمورد کسب کار خود باورهایی محدود کننده ای دارد ولی مقدار این باورها برای بعضی زیاد وبرای بعضی خیلی خیلی کمتر که استاد یکی از همین نمونه هاست ونکته دیگه که هست داشتن احساسه لیاقته که هر کس خودش رو تا چ حد لایق بدونه که جهان به همون اندازه که خودت رو لایق میدونی بهت میده. واز مهم تر اینکه استاد با خدایه خودش ارتباط خوبی داره وسعی میکنه در بیشتر موارد از الهامته خدا پیروی کنه که به قوله خدا استاد اگه در ۱۰۰درصد موارد بود. چ اتفاقاتی می افتاد. خداروشکر بابت اینکه اگاهی که اینجاست
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام خدمت استاد سید حسین عزیز و همه عزیزان
من سید محمد طباطبایی هستم یک میلیاردر خودساخته و خیلی مشتاق هستم نظر خودم را به اشتراک بگذارم
اول از همه من بر این باور هستم که عوامل مختلفی باعث موفقیت انسانها میشوند و یک عامل هم شاید بتونه باعث موفقیت و پیشرفت بشود ولی برای سبقت گرفتن از دیگران به نظر من ۳عامل وجود داره تا به پیشرفت سریعتری برسیم
۱-ذهنیت ،۲-مهارت ،۳-شخصیت
و به نظر من پایه موفقیت اول ذهنیت هستش
حالا شما هر چی هم مهارت داشته باشی ولی باوری غلط در ذهنت وجود داشته باشه شاید نتونی اون نتیجه ای رو که میخواهی بدست بیاوری .این همه استاد دانشگاه و یا دکتر ،مهندس و…وجود دارند که مهارت یه شغلی رو دارند آیا از نظر مالی پیشرفتی هم دارند یا هنوز خیلی از این افراد حقوق بگیرند چرا؟ مهمترین عاملش هم باور غلط از ثروت هستش
به نظر من کشف بزرگ قرن ۱۹ ضمیر ناخودآگاه انسانه نه بمب اتم و فیزیک .عباس منش به خوبی به این اگاهی دست پیدا کرده که ذهنیت مهمترین عامل موفقیت و انسان به هر آنچه فکر کند و در ضمیر ناخودآگاهش قرار بدهد بدست میاورد فقط باید باور داشته باشید به این موضوع و ایمان پس روی ذهنتون کار کنید و تغییر بدهید تا ثروتمند شوید
سلام به نظر من فقط دو چیز مهمه تو کسب وکار یکی الهامات خداوند ویکی تکامل که هردوتاش هم کاملا در دسترسه مخصوصا الهامات که با توجه به مرحله ومدار ما به ما گفته میشه در رابطه با تکامل هم من تو کسب وکار بابام که نگاه میکنم باورهامون تقریبا یکسانه ولی من هم گوشه ای از همون کسب وکار رو دارم ومثل ایشون نتیجه نمی گیرم ولی الان که یک سال از شروع کسب وکار شخصیم میگذره خیلی بهتر شدم وکم کم داره نتایجمون به هم میرسع ویکسان میشه شاد سالم وپیروز باشید
با سلام خدمت دوستان و استاد عزیز
سال ١٣٩۶ بود که من یکی از فایل های رایگان استاد به نام چند برابر کردن درآمد رو گوش دادم و اون تعهد رو به خودم دادم و بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که ارزش ، جایگاه و تجربه ی کاری که من دارم خیلی بالاتر هستش و من باید از این شرکتی که براش کار میکنم بیام بیرون
و من عید سال ٩٧ از این شرکت بیرون اومدم،با این که هنوز فکری برای کارِ بعد از این شرکت نکرده بودم٫
بعد از تعطیلات نوروز بدون این که بدنبال کار باشم یه کار بهم پیشنهاد شد و با شروع کار توی اون شرکت میانگین درآمد من حدود ١١ برابر شده بود و در سال ٩٨ هم برام خیلی بدیهی هست که درامد سال ٩٧ رو ١٠ برابر کنم و بیشتر٫
و من دلیل این نتیجه گرفتن رو در درجه اول توکل به خدا میدونم چون من سال ٩۶ که تصمیم بیرون اومدن از اون فضای امن و آرام شغلی رو گرفتم هیچ ایده و فکری برای کار تو سال ٩٧ نداشتم و من واقعا توکل کردم و توی قلبم میدونستم که یه راهی پیدا میشه بالاخره٫
و بعد روی اعتماد به نفسم کار کردم و خودم رو کم کم باور کردم و فهمیدم که کار من ارزشمند هستش و باید هر کسی که براش کار میکنم بهای اون رو به من بده و حتی بیشتر
من یکی از دلیل های پیشرفت استاد رو توی این میبینم که واقعا خودشِ
نقش بازی نمیکنه و من از این کارش درس گرفتم و ٣٠&۴٠ درصد توی این موضوع پیشرفت کردم و نتیجه هاش برام نمایان شد که براتون گفتم٫
و یه موضوع که چند روز پیش یادم افتاد این بود که من جایگاه شغلی که الان دارم، توی دوران دبیرستان برام یه آرزو بود و الان به اون هدف که بهش فکر میکردم رسیدم و این موضوع بهم باز یاد آور شد که همچی از درون خودت شروع میشه و آروم آروم رنگ واقعیت به خودش میگیره٫
این اصل باید لحظه به لحظه به یادمون بیاد که باید مراقب درون خودمون باشیم، و با کنترل ذهن خودمون، بیرون خودمون رو خلق کنیم٫
برای همتون بهترین ها رو آرزو دارم،شاد و سلامت باشین٫
سلام خدمت استاد عباس منش و دوستان عزیز
ما اولا باید بدونیم که در معرض الهامات خداوند هستیم وخدا با ما به شکلهای مختلف صحبت میکنه و به ما الهام میکنه اگر کلمه وحی را در قران بخونید خداوند میفرماید ما به مادر موسی وحی کردیم که فرزند خود را به اب بیندازد .خداوند با ما انسانها چه پیامبران و چه انسانهای معمولی ارتباط داره و اگر اینو باور داشته باشی پس هر وقت چیزی رو ازش بخوای بهت میگه و یه عده هستن که این باور رو دارند و الهامات رو می شنوند و بهش عمل میکنند این نکته اش هست و اینان رستگارانند.و ویژگی الهام از طرف خداوند اینه که احساس ارامش عمیق در قلبت ایجاد میکنه
برای رسیدن به هدفت در هر حوضه ای باید این باورها رو داشته باشی ۱.یه همچین نیروی دروجود شماهست و همیشه باشماست۲.این نیرو قدرتمندترین نیرو در جهانه .باور کنید این نیرو تمام راه کارها .شرایط .افراد و هرانچه برای رسیدن به هدفت نیاز داری میدونه و بهت میگه و برات فراهم میکنه و جهان را مسخر تو میسازد و تمام افراد ثروتمند و ازجمله استاد عباس منش از همین نیروشون استفاده کردن و موفق شدن .
و باید ازش بپرسی تا راه ها رو بهت نشون بده و اونوقت تکاملت رو طی کنی یعنی پله پله به هدفت برسی .مثال در قران در داستان حضرت موسی و عصایش که این اتفاق افتاد حضرت موسی نمیدونسته که الان عصا رو بندازه چه اتفاقی میافته فقط میدونسته که یه کمکی بهش از طرف خداوند میشه حالا چه جوری اش رو نمیدونسته و بعد هم خود حضرت موسی تعجب میکنه از اون اتفاق .
در واقع این الهام قدم به قدم به انسان میشه و اونوقت وقتی تکاملت رو طی کردی به هدفت میرسی
به همین دلیله که استاد همیشه میگند من همه چیز رو به راحتی در زندگیم به دست اوردم .
یکی دیگه از اصول که باید رعایت بشه کنترل ورودی های ذهنت هست که ورودی های ذهنت رو هماهنگ با خواسته ات بسازی و در واقع مثل یک فیلتر عمل میکنه و اونوقت در مسیر درست نشونه ها رو میبینی و در نهایت نکته مهم اینکه ما وابسته به یک ابزار یک علم یاهر چیز دیگه ای نباشیم مثلا اگر شخصی مریضه بگه تنها این دکتر خاص یا تنها این داروی خاص منو خوب میکنه و اگه این نباشه من خوب نمیشم در صورتی که شاید بایک دوش اب سرد یا هر مورد دیگه ای خوب بشه راه های خداوند بی نهایت هست .
سپاسگزارم از خداوند که به من لطف کرد تونستم در این مسابقه برای بار اول شرکت کنم
سپاسگزارم از استاد عباس منش که اینقدر زیبا روان خوب تاثیر گذار صحبت میکنند
و سپاسگزارم به خاطر فایل های رایگان که خیلی به من انگیزه داده و میدهد و امیدوارم همیشه این سایت پابرجا باشد سپاسگزارم.
سلام به همگی٫٫٫ دوست دارم واسه این کامنتم یه تیتر انتخاب کنم و اون اینه که :
“چگونگی ها ناامیدت میکنن”
بزار از خودم شروع کنم٫سال ۹۵ وارد یه شغلی شدم که پایه اش فروش بود٫هنوز ۳ روزی از استارت کارم نگذشته بود که رفتم کتاب روانشناسی فروش برایان تریسی رو خریدم و به جرآت میتونم بگم که نه تنها بهم کمکی نکرد که تا حدود خیلی زیادی روحیه عالی روزای اولم رو از بین برد٫میدونید چرا؟ چون حس کردم که فروش سخته و کار من نیست٫
۲سال بعدش زمانی که برای یه مدتی توی اسنپ کار میکردم یه روزی یه آقا پسر خوشتیپ و مرتبی رو سوار کردم که توی یه منطقه خیلی خوب شهر زندگی میکرد و میخواست بره فرودگاه٫ سر صحبت رو باهاش باز کردم و ازش شغلش رو پرسیدم و اون گفت که برای ترکیش ایرلاین (هواپیمایی ترکیه) کار میکنه و درآمدش به دلار بود٫میخواستم مسیر رسیدن به شغلش رو بدونم واسه همین ازش پرسیدم که قبلا توی ایرلاین های داخلی کار میکرده؟ و اون گفت که نه٫یهویی کارمند ترکیش ایرلاین شده بود٫وقتی بهش گفتم چجوری؟ یه لبخندی زد و گفت که از بچگی مجله های هوا و فضا رو مطالعه میکرده و یه روز اتفاقی آگهی شرکت ترکیش رو توی اینترنت میبینه و اونم میره واسه مصاحبه و هر سوالی که ازش میپرسن رو جواب میده و قبول میشه٫ (نکته قشنگ داستان چیه؟ زمانی که آگهی ترکیش رو میبینه معلم زبان بوده٫٫٫ پلن خدا رو ببینید٫٫٫چرا باید زبان بلد باشه؟!!! چون یه روزی قراره مصاحبه بده و نیاز به زبان داشته تا به رویای بچگیش برسه)
مثال بالا روش رسیدن به خواسته رو نشون میده ولی روشی که جهان واسه ما انتخاب میکنه٫ من باز هم میگم چگونگی ها لازمن ولی بیاین باور کنیم که اصل نیستن٫این چگونگی ها و روش هاست که دنیا رو سخت کرده٫ به خدا موفق شدن آسونتر از این حرفاست٫
جامعه به ما چی یاد داده دوستان؟
به ما یاد دادند که درختان را تک تک ببینیم ولی جنگل را نشانمان ندادند٫٫٫
به ما حوض آب را نشان دادند ولی دریا را نه٫٫٫
به ما گل را نشان دادند ولی گلستان را نه٫٫٫
برگردیم به سوال>
اگه مارکتینگ رو اصلی برای موفقیت در معرفی و فروش در نظر بگیریم ، سوالم اینه که : آیا هر کسی که بازاریابی میکنه کسب و کارش حتما موفق میشه؟ چه بسیارند انسانهایی که هزینه تبلیغات و بازاریابی حتی باعث ورشکستگیشون شده! آیا کمپانی رولز رویس تبلیغات تلویزیونی انجام میده؟ آیا توی خیابونها بیلبورد نصب کرده؟ پس چجوریه که همه ما به عنوان یکی از لوکس ترین خودروهای جهان میشناسیمش؟!! آیا اون شرکتی که جت شخصی میفروشه تبلیغات تلویزیونی داره؟ پس چجوری هواپیماهاش رو میفروشه؟!!!
من منکر هیچ کدوم از روش های معرفی کسب و کار نیستم اما دوست عزیزم نکته اینه >>> اگر شما در مدار ثروت باشی و بازاریابی انجام بدی قطعا کسب و کارت رشد میکنه ولی اگر در مدار فقر باشی، قویترین و بروزترین روش های بازاریابی رو هم که انجام بدی، تاثیری واست نداره٫
چقدر ما رو به دنبال چگونگی ها فرستادن٫٫٫چقدر از آرزوهامون دورمون کردن٫٫٫
دقت کردین ۹۵% آدمایی که میخوان یه کسب و کاری راه بندازن فقط دارن به این فکر میکنن که چه شغلی رو استارت بزنن یا اینکه مغازشون باید توی کدوم منطقه باشه!
آیا این جمله برای همه ما آشنا نیست؟ >>> “فلان شغل دیگه اشباع شده” و اصولا این حرف از دهان آدمهایی میاد بیرون که خودشون درگیر نون شبشون هستن٫ و ما این حرفها رو باور میکنیم٫ از همین آدما بپرسین چه شغلی الان خوبه؟ بعد از اینکه جواب داد ازش بپرسین که چرا خودت این شغلو انجام نمیدی؟ و جوابشون اقیانوسی از بهونه هاست٫٫٫
همه ما فکر میکنیم که لامپ رو ادیسون اختراع کرده ولی قبل از ادیسون اشخاص دیگری هم این کار رو کرده بودن ولی به قول رابرت کیوساکی اونها توانایی اینو نداشتن که ارزش تجاری لامپ هاشون رو توجیه کنن٫توماس ادیسونی که از مدرسه اخراج میشه چون معلم ها فکر میکردن که توانایی درک مطالب رو نداره٫بعد از اون مدتی توی ایستگاه راه آهن مجله و روزنامه و تنقلات میفروشه و همون جا یاد میگیره چطور میشه هر چیز رو فروخت٫بعد از مدت کوتاهی خودش روزنامه منتشر میکنه و تمام بچه های اطراف ایستگاه راه آهن رو استخدام میکنه تا براش انواع تنقلات و روزنامه خودش رو بفروشن٫ اون توی بچگی از یه کارمند به کارفرما تبدیل میشه٫ آیا کسی به ادیسون بازاریابی یاد داد؟!!!
فقط به رویات فکر کن و استارت بزن و هر روز و هر روز باورهاتو تقویت کن>>> خداوند بهترین بازاریاب دنیاست٫
و در انتها از خدا میخوام که بهم کمک کنه تمام مطالبی که گفتم رو خودم با تک تک سلولهای بدنم باور کنم٫٫٫یا حق