این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-68.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-05 09:44:212024-11-08 05:33:53live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
4924نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
۱.اول از همه من از کره ی مریخ نیومدم، که ندونم باور چیه! تا حالا چندین محصول سایت رو خریدم و راجب فرکانس میدونم. خیلی از تمرین ها رو انجام می دم. فایل های صوتی رو مداوم گوش می دم. پس توی همین مسیر هستم. خودم هم کسب وکار دارم. این پیش فرض اول.
۲.من چرا مخالفم!
تمام دیدگاه ها می خواد این نتیجه رو بگیره که باورها مهمه، ولی من قبول ندارم! با تمام احترام باورها مهم هستند. من این رو قبول دارم ولی اگر می خواین با سیم خارداری که به نام باور دور ذهنتون ساختید این کامنت رو بخونید بهتره ادامه ندین، چون من با عقلم قضاوت می کنم نه با الگوهایی که همه ازش فریاد بزنند.
۳.بدون تعصب بخونید.
اگر بخوام حرف بقیه رو بزنم چون همه می گن. هیچ فرقی با همون تقلید کورکورانه نداره، که خیلی ها الان درگیرش هستند. اگر قصد دارید نظر من رو بخونید لطفاً چند دقیقه فکرتون رو از هر چی می دونین و براش می جنگید خالی کنید و بعد بخونین. چون اگر بدون فکر کردن و تعصب به علایق چیزی رو بپذیرید، پذیرش ایده های جدید سخته!
۴.بازاریابی خوبه اما…
ما می گیم تبلیغات بده، بازاریابی بده، سبک استاد فرق می کنه! مهم باورها هستش! اکی درست! من می گم نه! اتفاقا تبلیغات و بازاریابی خیلی هم مهمه اما به شرطی که با باورهای درست این کار انجام بشه! چندتا تناقض ساده رو می گم.
۵.اینا بازاریابی نیست!
۱.ایمیل مارکتینگ از ابزارهای اصلی سایت برای ویو گرفتن و بازدید گرفتن هستش، الان شما خودتون آیا هر روز توی سایت هستید یا زمانی که بیشتر ایمیل دریافت می کنید، سراغش می روید؟
۲.برای فروش بیشتر دوره ی ۱۲ قدم (چون طبق اصل بازاریابی مشتری پیشنهاد ما را می خرد نه محصول را ) با ۴۰ درصد تخفیف عرضه می شه در ابتدا!
۳.هر کاربر سایت طبق برنامه عضویت ایمیل های دریافت می کنه و بعد از چند وقت یک پیشنهاد ۴۰ درصد تخفیف رو دریافت می کنه.
۴. اگر همه چیز به باور هستش و این سایت فوق العاده شده (با صرفا باورها) پس ایمیل مارکتینگ رو متوقف فرمایید. اگر همه چی باور هستش پیشنهاد ۴۰ درصد که یک ترفند در دنیای فروش محصولات آموزشی هست رو متوقف کنید. اگر همه چیز باور هستش لطفاً محصول رویاهایی که رویا نیستند که ابزار بازاریابی محصولات گران تر هستش رو یا پاک کنید و یا به شدت گرون کنید. اگر موفقیت سایت بستگی به باور داشته و برنامه بازاریابی خاصی توش نیست. کاری نداره دیگه این اقدامات رو انجام بدین.
۶. در گذشته خودتون گفتید!
توی محصول روانشناسی ثروت یک (که از سایت خریدم) استاد می گن که باید خوشت بیاد از خودت تبلیغ کنی، کارت ویزیت رو به دیگران بده و… .
الان که اعضای سایت خیلی زیاد شده و اندیشه ی شما دنبال میشه و این هم خیلی خوبه، شما باید بیاید و فریاد بزنید بگین نه بازاریابی کیلو چنده، تبلیغات مهم نیست!
این حرف رو من هم در پنج سال دیگه خواهم زد وقتی کسب وکارم به بلوغ کامل برسه شاید دیگه تبلیغات نکنم. چون مشتری، مشتری هم فرکانس خودش رو به من معرفی می کنه!
اما برای کسی که می خواد تازه شروع کنه بهش بگم نه اشتباه نکن خودت رو معرفی نکنی ها، برو دنبال باورت فقط.
۷. چرا رستوران کثیفه شلوغه؟!
شاید حرف هام به مزاج دوستان خوش نیاد ولی من قرار نیست همیشه موافق جریان آب شنا کنم.
رستورانی که امروز با صندلی نامرتب براش صف می بندن باورش خوب بوده ولی لطفاً به عقبه ی طرف هم نگاه کنید.
حرف من اینه. باور خیلی خیلی مهمه اونقدر مهم که باعث می شه ایده های بازاریابی خوب به ذهنت برسه و ازشون پول خوبی بسازی.
اما اولویت با باور خوبه و بعد ایده هایی که به ذهنت می رسد.
۸. حرف آخر
پس لطفاً نجنگیم که کل علم های دیگر رو زیر سوال ببریم و در آخر بگیم همه چیز باوره!
همه چیز باور هست من هم قبول دارم ولی بعد از شکل گیری باورهای درست همون ایده های بازاریابی و تبلیغات که قبلاً هم بوده و شاید استفاده نمی کردی به ذهنت می رسه، یک مثالی زدید گفتید درخت باغ رو سم زدید، آیا سم محصولی اضافه هستش؟ یک باغدار باید فقط باورش رو درست کنه که سم نیاز نیست؟! من حرفم اینه باور شاید به نسبت ۹۰ درصد مهم تر از تمام ایده های بازاریابی،مهارت،ترفند و … هستش ولی نباید ابزارهایی که در اختیار همین باور قرار می گیرد رو زیر سوال برد. اونا ابزار هستند و کارایی شوند بستگی به باورهای تو داره که توی چه مداری هستی و سراغش اومدی، مثل چاقو که یک ابزارهای هم برای آدم کشتن و هم برای میوه خوردن! ابزار ها مهم هستند ولی مهم تر باور هستش. پس اگر امروز من با یک باور درست به ذهنم می رسه برم سره کلاس آموزش بورس بشینم باید برم و ترفنداشم یاد بگیرم. اما اگر همین من برم سره کلاس بورس با باورهای نادرست. بورس به من کمک نمی کنه. باور درست مهم هست،خیلی هم مهمه، اما ابزار ها هم در اختیار اون هستند. مثل نصب بازی روی کامپیوتر اول مهم هستش که چه مشخصات سخت افزاری پاره سیستم،اگر مشخصات خوب باشه می تونیم بازی های مختلفی روش اجرا کنیم. اما اولویت با مشخصات سیستمه! باور همون مشخصات سیستمهای که به ما قابلیت نصب هر نرم افزار و بازی رو می ده!
۹.آهان راستی…
اگر استاد دوره ی آموزشی رفته حرف هایی که باور محدود کننده پشتش بوده نپذیرفته ولی خودش از بعضی از همون ایده ها تغییراتی روی کارش ایجاد کرده. اون بنده خدا هم که آموزش می داده مهارت زیاد داره ولی اون باورهاش یکسان نبوده با استاد. این دو نفر ابزار در اختیار جفتشون قرار گرفته اما از اونجایی که کفه ی ترازوی باور خیلی مهم تره اون فرد به موفقیت استاد نرسیده! ولی اون ابزارها رو جفتشون داشتند پس مشکل از ابزار نبوده!
به نظر شما، چه عواملی نتایج استاد عباسمنش را متفاوت کرده است؟ چه عواملی نتایج یک کسب و کار را متفاوت میکند؟
استاد برای یافتن پاسخ به سوال شما وقتی بهش عمیقا فکر میکنی دنیای درون رو به تلاطم و چالش میکشه و باز هرچه بیشتر فکر میکنی ردپای قوانین بدون تغییر خداوند را بیشتر و بیشتر پیدا میکنی و درک میکنی که تا کجاها نقش دارند.
طبق آگاهیهایی که من از قوانین جهان درک کردم وقتی شما در مدار عرضه به جهان بعنوان تولید کننده و ما در مدار دریافت از جهان بعنوان مصرف کننده قرار میگیریم، هر چیز جانبی دیگر از جمله قیمت ارزش خودشو از دست میدهد. یعنی وقتی که من در مدار دریافت محصول تولیدی شما بر حسب خواسته هایی که از قبل داشتم، قرار میگیرم دیگر قیمت محصول برام مهم نیست و نگران از دست دادن پولم نیستم، چون در طی یک مسیر تکاملی که از محصولات شما استفاده کرده ام به ایمان صددرصدی رسیده ام که هر محصولی که از سایت شما تهیه میکنم، همان آگاهیهایی را به من میدهد که من خودم به دنبالشون هستم و خواسته خودم از جهان هستی و خداوند بوده است.
تاکید میکنم ” ما خودمون به دنبالشون هستیم” و بخاطر اون آگاهیها حاضریم هر کاری انجام بدیم و هر قیمتی رو براش بپردازیم.
همچنین شما به عنوان تولید کننده محصول در طی یک مسیر تکاملی فهمیده اید که محصولی که تولید میکنید صددرصد همانی هست که کسانیکه در مدارش هستند بدون توجه به قیمتش آن را تهیه خواهند کرد. برای همین هم هست که قیمت برای شما هم مهم نیست، و به هیچ عنوان نگران فروش هم نیستید.
من مشتری نگران از دست دادن پولم نیستم و شمای تولید کننده نگران فروش نرفتن نیستید؟! از این ساده تر و راحتر در جهان وجود ندارد. و کسانی که نمیتوانند این موضوع را درک کنند بخاطر این است که در مدار درکش نیستند و هر چقدر هم توضیح داده بشه باز نمیتوانند بلافاصله درک کنند.
نوع محصول و نیتی که توسط شما و یا هر برند معروف دیگری تولید می شود تفاوتها را ایجاد میکند ودر مسیری که نیت، رسیدن به نعمتهای خداوند باشد، تولید کننده و مصرف کننده جدا از هم نیستند.
ما روزی از خداوند درخواست کردیم که جهان خودمان و قوانینش را بشناسیم تا بتوانیم خودمان و خدای خودمان را بهتر بشناسیم و در طی یک مسیر تکاملی با سایت شما آشنا شدیم، و همچنین شما هم روزی از خداوند درخواست کردید که هدایتگر انسانها باشید و در طی یک مسیر تکاملی به همین نقطه ای که ماها هم هستیم رسیدین. یعنی همه کارها را چه برای شما و چه برای ماها جهان خودش انجام داده است بدون ذره ای شک و تردید، و اینها تفاوت شما و مشتریهایتان با کسب و کارهای دیگر است.
کسب و کارهایی که به دنبال تبلیغ برای فروش و موفقیت هستند از قدرت جهان و خداوند غافل هستند، آنها میخواهند محصولی را که خودشان تولید کردند و با این افکار که مورد نیاز مردم هست، به بازار عرضه کنند و چون قسمت درخواست خود مردم و ایمان به هدایت الهی را نادیده گرفته اند، بنابراین برای راضی کردن و فروش مجبور به تبلیغات و ترفندهای تبلیغی هستند.
موضوع دیگری هم که تفاوت ایجاد میکنه احساس آرامشی ست که از سادگی بیش از حد گفته های شما به ماها منتقل میشود و هنگام شنیدن به انسان یکنوع جسارت برای عمل کردن میدهد. چطور بگم حرفهای شما درون خودش جسارت و شجاعتی دارند که براحتی به شنونده منتقل میشود.
من از افراد زیادی که مصرف کننده محصولات برند و با کیفیت هستند، شنیده ام که درمورد سادگی و راحتی و احساس آرامش و خود ارزشی که محصولات بهشون میدهد صحبت میکنند، و دلایل خرید خودشون را هم همین موضوعات میدونند، همان موضوعاتی که در فایل های شما هم به راحتی قابل مشاهده و درک و فهم است.
تفاوت نتایج شما از تفاوت نوع باورهای شما برای کسانی که درک میکنند کاملا مشهود است. شما هیچ موقع چیزی را از خودتان نگفتید بلکه چیزهایی را گفتید که بهتون الهام شده! از کجا معلومه ؟ چون خود ما تایید میکنیم، با تعداد زیاد خریدهامون ، با تعداد زیاد کامنت هایی که مینویسیم و …
این موضوع در مورد تمامی کسب و کارهای موفق هم صادق است، شرکتی مثل اپل از کجا میدونه محصول جدیدش دقیقا همون محصولی هست که مشتریهایش به راحتی و بدون اینکه به قیمتش توجه کنن میخرنش؟ خب معلومه از صفهایی که جلو فروشگاههاشون تشکیل میشه به این آگاهی ها دست پیدا میکنند. و به قول خودتان این تجارب یک شبه بدست نیامده اند و یک مسیر تکاملی طی شده است.
استاد ما و شما در یک مداریم و قلبهامون بهم پیوند خورده و با هم در ارتباط ند.
استاد وقتی فایلی تو سایت قرار میدهید پس از شنیدنش واقعا این سوال برام پیش میاد و حیرت میکنم و در عجبم که آیا ما با افکار و فرکانسهامون باعث میشیم که شما درمورد همون چیزهایی حرف بزنید که چندین روزه در فکرشون هستیم ؟! یا اینکه شما با افکار و فرکانسهاتون باعث میشن ما به چیزهایی فکر کنیم که قراره درباره شون حرف بزنین؟؟؟
برای مثال چرا باید فرزند شما مایک دقیقا همون حرفی رو بزنه که من در اون لحظه بهش احتیاج داشتم تا بشنوم؟؟؟
معلومه قدرتی پشت این باورهاست، و رازها و قوانین ساده ای وجود دارند که باعث میشن این چنین نتایج متفاوتی ایجاد شوند.
در نهایت من به نتایج شما افتخار میکنم چون که نتایج شما بهم احساس آرامش و اطمینان قلبی میدهد. و خدا رو شکر میکنم که منو هدایت میکنه تا چنین نتایج موفقی رو در جهانش ببینم و بیشتر و بیشتر بهش ایمان بیاورم.
من دانشجوی سال آخر دکترای مهندسی صنایع هستم و از لحظه ورودم به دانشگاه تا الان همش در مورد رقیب و رقبا و مانیتور کردن رفتار اونا و٫٫٫ خوندیم
ولی به نظر من حق با استاد عباس منش هست ما به جای اینکه انرژی و تمرکزمون روی حرکات و رفتا رقبا بگزاریم بهتره این انرژی رو صرف کار خودمون بکنیم ٫ فرض کنید ما تازه وارد عرصه شدیم و به رقبا نگاه میکنیم رقبا رو مثل شناگران ماهری میبینیم که با دست و پا زدند در آب به سرعت حرکت میکنند اگه ما هم بیام بدون یادگیری جزئیات و حرکات شنا فقط در آب دست و پا بزنیم قطعا غرق میشیم ما فقط دست و پا زدن اونا رو میبینیم غافل از اینکه پشت این دست و پا زدن در آب یه عالمه تکنیک و زمان و تمرین بوده که به این مرحله رسیدند، پس ما به جای اینکه به رقبا تمرکز کنیم و حرکات اونا رو تقلید کنیم بهتره به کسب و کار خودمون تمرکز کنیم تا الهامات رو خوب درک کنیم و بهش عمل کنیم و مرحله به مرحله قانون تکامل برای ما عمل کنه٫ در این حین به قانون فراوانی ایمان داشته باشید و مطمئن باشید شما هم رزق و روزی خودتون رو دارید
من خیلی وقته عضو سایت هستم ولی متاسفانه پس از مدتی درگیر درس و تز بودن برگشتم ولی یوزر پسوردم فراموش شده بود دوباره دیروز ثبت نام کردم خوشحالم که همچنان در جمع تون هستم
با سلام به همه دوستان و استاد عزیز و خانم شایسته عزیز،من از وقتی با استاد آشنا شدم روز به روز بشتر می فهم که ایشان چه ایمانی دارند آقا جان ?می خواهید بدونیدبرای چی استاد آنقدر موفق با ایمان با آیییییمان آونم ایمان واقعی نه فقط به گفتن باشه بلکه عمل می کنه خدا را شناخته حال خوبش براش از هر چیزی مهمتره،تو دنیایی که مجونی از همه چیز هست یک سبد برداشته فقط خوبی ها را جمع می کنه قدرت وجودش شناخته اتصالش به خداوند درک کرده تمام ابعاد ذهنش به روی درک جهان قدرت خداگونه اش و فراوانی ثروت از همه ابعاد زندگی هست ببینم کدام یک از ما ورودی های ذهنمان می توانیم تا چند ماه کنترل کنیم ولی استاد این کار می کنند اینکه جلوی چشمت بگیری جلوی گوشت بگیری جلوی زبانت بگیری با تمام وسوسه شیطان کار راحتی نیست ولی اسناد این کار می کنه من قسمت اول قدم اول گرفتم هر چی بیشتر گوش می دم می گم بابا چقدر ایمان استاد قلبی، هر دفعه یک چیز تازه ای از موج ایمان از این فایلها در درون استاد می فهم حالا من دارم می گم ایمان که همون باور یا هر چیزی می خواهی اسمش بزاری وقتی من شما به یک تضادی می خوریم تا چند ساعت بعد می توانیم بی خیال باشیم خدایش ییاید با خودتان صادق باشید ولی استاد همون لحظه نگاهش تغییر می ده حالا بازم می گید چرا نتیجه می گیره خب معلومه دست خدا را گرفته با خدا داره می ره جای تعجبی نداره من وشما هم آگه این کار کنیم به این جا می رسیم وقتی قدم اول گوش می دم هر دفعه یک نکته یک درس می گیرم درساشو استاد خوب می ده این من هستم که باید تمرینام خوب انجام بدم و هزاران چیز دیگری بخوام از ایمان استاد بگم کم گفتم من. می گم فقط همین همین همینه ببخشید من خیلی خودمانی واز واژ های ساده استفاده کردم در پناه رب سعادتمند باشید.
خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستانی که این متن رو میخونند سلام عرض میکنم به نظر من جواب این سوال در دو کلمه مختصر و مفید ختم میشه و اون به قول یکی از دوستان که نوشته بود ساختن باور قدرتمند استاد باعث اینهمه موفقیت ایشان شده من اعتماد رو هم به اون اضافه میکنم اعتماد به قدرتی نامحدود وبی نهایت مهربان به نام خدا استاد به نادیده ها اعتماد میکنند در صورتی که دیگران میبینندوهنوز توی اعتماد کردن دو به شک هستند این توی زندگی من اتفاق افتاده از روزی که نمی گم کاملا بلکه درصدی به این قدرت اعتماد کردم معجزه ها توی زندگیم و توی کسب و کارم دیدم باباش واقعا نمیدونم چطور شکرش رو به جا بیارم استاد عباس منش به ما یاد دادند که به حساب دو دو تاچهارتامیشه بازار و تبایغاتش نباید حسابی باز کنیم وقتی به این قدرت نادیده به نام خدای مهربان اعتماد کنیم توی درگاهش حساب دو دو تا میشه بی نهایت
سلام به همه دوستان و استاد عزیز، با اون چیزهایی که من تا حالا بدرکش رسیدم نظرم اینه که وقتی که این باورو رو داشته باشی که کارت درسته و خاص و منحصر به فردی و در اون زمینه به خودت ایمان و اطمینان داشته باشی همه چیز دست به دست هم میده که اونی که میخوای بشه. دیگه تبلیغاتم نمیخواد . خدا برات همه کار میکنه. اگه به اینکه همه چیرو باورهات هست که میسازه و خدا برات خواستت رو به واقعیت تبدیل میکنه ایمان داشته باشی به هر چی میخوای به راحتی میرسی.
به نظر من تفاوت استاد با سایر دیدگاه های موفقیتی و عامل اصلی پیشرفت استاد به طور خلاصه فیلترینگ شدید ذهن از ورود افکار منفی و در عین حال تمرکز قوی روی فرکانس های مثبت همراه با تعیین بسیار دقیق اهداف در کنار تجسم فوق العاده می باشد.
اینکه قبل از هرکاری و به کار بستن هر ایده ای و توجه به قوانین مربوط به کسب و کار، بسترهای بالا را فراهم کنیم و به ثبات نسبی دران شرایط برسیم بقیه موارد واقعا جز فرعیات هستند و خود به خود در مسیر ما قرار میگیرند.
که البته به ثبات رسیدن در کنترل افکار هم کار راحتی نیست قطعا ! سپاس از توجهتون
دوستان یکی از عواملی که به خیلی ازانسان ها اجازه نمیده بصورت طبیعی ومنطقی وبالذت وسرعت درمسیر رسیدن به اهداف وخواسته هاشون باشن اینه که دراین جهان دوقطبی وپراز تضاد دچار پارادوکس میشن ووجودشون پراز شک وتردید میشه واین دلیل بر بی نظمی ویا نقص قوانین الهی نیست بلکه دقیقا به این خاطر است که اولا اون فرد قوانین حاکم برجهان هستی که تاثیر عمیق ومستقیم برکسب وکارش داره رو خوب درک نکرده ودوما به این دلیل است که کاربرد واقعی تضادهارو نشناخته به همین دلیل هم دچار پارادوکس وشک های مضمن وشکننده میشه٫ودرنهایت به بن بست وورشکستگی وناامیدی ویاس می رسه٫من خودم چون از آموزش های اساتید بنام وبسیار موفق استفاده کردم بااینکه این اساتیدهمگی از موقعیت، توانایی کلامی،قدرت استدلال وتحصیلات عالی آکادمیک برخوردارند اما تفاوتشان بااستاد عباس منش وامثال ایشان این هست که اون اساتید بااینکه به یک درک کلی از قوانین رسیده بودند ولی حواشی وفرعیات زیادی درپازل ادراکی شون هم داشتند وبعضا وقتی از قوانین اصلی صحبت می کردنددرکنارش دهها فرع وحاشیه می ساختند
منظورم از حواشی سوق دادن ذهن مخاطب به سمت ابزارهای بظاهر علمی،تجربی وبعضاقدرتمند کسب وکار هست وبااینکه این مباحث رو درگفتارشان بسیار زیبا ومستدل وبا مثال مطرح می کردند اما بخاطر چسبیدن به حواشی که همون ابزارهای به اصلاح قدرتمند کسب وکار هست وبیش از حد مهم جلوه دادن آنها مخاطب که من وشما باشیم از اصل داستان که همان قوانین اصلی واورجینال هست باز می ماندیم٫البته من قصد ندارم آموزه های اساتیددیگر که سالها زحمت کشیده اند رو زیر سوال ببرم چون همون آموزشهاهم به من کمک کرد که به درک عمیق تر قوانین برسم ولی وقتی صحبت از نتایج ومقایسه اون نتایج درزمینه مالی وکسب وکار وزندگی شخصی وروابط وآرامشی بدست آورده اند می پردازیم کاملا پر واضح است که اساتیدی که دید عمیق تر وعملگرایانه تری نسبت به قوانین دارندوقوانین رو محور کار شون قرار دادند نه حواشی رو بسیار موفق تر توانمندتر وراحت تر به اهداف وخواسته هاشون می رسند ودستاوردها براشون شکل می گیره
ومنظور از دستاورهافقط پول نیست بلکه علاوه بر پول آرامش پایدار ،بهبود روابط خانوادگی شغلی واجتماعی، معنویت باهم دریک پک کامل منظور است٫
مبنای خودم دریادگیری وچیزی که الآن بهش رسیدم این هست که یک الگوی آموزشی دارم که بعنوان مرجع ازش استفاده می کنم وادامه مسیر یادگیریم نیزاز آموزش های اساتیددیگر ومنابع آموزشی دیگر استفاده می کنم اما نه بعنوان مرجع واصل بلکه بعنوان آموزش های تکمیلی تاقوانین واصول رو بیشتر درک کنم٫چون تمام تفاوتهانیز در همین نکته نهفته است که هرچه درک شما از قوانین بیشتر باشد وعملگرا تر باشید مسیر رسیدن به خواسته ها نیز هموارتر وجذابتر خواهد شدوشما نیز به انسانی متفاوت تبدیل می شوید٫ ایده آموزش های مرجع وغیر مرجع(تکمیلی) رو از قرآن گرفتم ودرواقع مبناش آیات محکم وایات متشابه هستند٫آیات محکم اصلند وآیات متشابه فرع ومکمل٫
البته توصیه می کنم دراین مسیر هم دچار افراط وتفریط نشوید وتمام زمان وانرژی خودرو برا صرفا آموزش های بدون نتیجه واشباع کردن حس نیاز به یادگیری بدون عمل واقدام ونتیجه نگذارید وحتما درکنار آموزش ها بقول استاد عباس منش اقدام عملی هرچند کوچک اما مستمر و در قالب راه اندازی یک کسب وکار داشته باشید
من الآن خداروشکر یک سایت بنام پازل ثروت دارم که محتوای تمام مقالاتش از طریق الهامات درونیم دریافت می کنم ومی نویسم وبصورت رایگانم روی سایت میذارم٫ویک موسسه آموزشی با ۴شعبه ویک شریک خوب دارم که خداروشکر بخاطراجرای همین قوانین اصل وساختن باورهای مناسب وقدرتمند روز به روز موفقیت هامون بیشتر وبیشتر میشه
دوستان یه نکته بسیار مهم که میتونه شما رو سریعتر به هدفاتون برسونه اینه که بعد از اینکه هدفهاتون رو مشخص کردید وکسب وکاری رو شروع کردید بیشترین تمرکزتون رو بذارید که رو خودتون وباورهاتون بصورت جدی وتمام وقت کار کنید ونتیجه صحیح کارکردن رو باورها هم دقیقا اینه که روز به روز آرامتر وشادتر باشید ودرنتیجه شاهد رشد وپیشرفت درکسب وکار وزندگی تون باشید٫ومطمئن باشید بقیه اتفاقات خوب خودش شکل میگیره وبعدش بهترین اتفاق زندگی شمااین میشه که بااون اتفاق خوب ومعجزه که خیلیا دارن براش تقلامی کنن مواجه میشید وخودش از بینهایت مسیر میاد تو زندگی وکسب وکارتون وشما رو شاد تر وخوشحالتر میکنه ودرنتیجه ایمان وباور شما برای رسیدن به خواسته های بیشتر وبزرگتر قوی تر میشه واین سیکل وچرخه زیبا وقدرتمند تا زمانی که شمابا قوانین الهی هماهنگ وهمفرکانس باشید وروی باورهاتون کار می کنیدادامه دارد٫
خب البته این موضوع همون اصول وقوانینی هست که خیلی از خیلی از انسانها از جمله اساتید موفقیت فراموشش کردن وفقط دوندگی های پراز استرس ونگرانی دارن٫
البته این نکته رو هم بگم که شما در موضوع انتخاب اساتید وآموزش هاشون در مرحله اول به دلیل تغییر بسیار سطحی باورها والگوهای منفی ومحدودی که درگذشته داشته اید ممکن است آنقدر ازاین شاخه به اون شاخه بپرید ودچار شک وتردید وتضاد بشید که تا سرحد استیصال وناامیدی ویاس پیش برید ولی این هم بادرک بیشتر قوانینی مثل قانون تکامل وصبر کردن برطرف میشه وبه مرحله ای دیگر از تجارب ادراکی از قوانین می رسیدکه نتیجه آن شکل گیری باورها وکاملتر شدن پازل آرامش شما می انجامد٫وممکن است این روند سینوسی وبالاپائین شدنها ادامه پیدا کند تا اینکه اصول وقوانین الهی درضمیر ناخودآگاه ودرسطح باورها نقش ببندد واین نیاز به یک تعهد محکم برای ادامه دادن وپیش رفتن دراین مسیردارد٫شاید مهمترین نکته درمراحل اولیه رشد و درک عمقتر قوانین همان قانون تکامل یا صبر داشتن باشد که واقعا دراین مرحله بعنوان یک شاه کلیدبرای نجات ورها شدن از قید وبند شک وتردیدها وسردرگمی هاکاربرد دارد٫وقتی که از سیر آموزش ها الگوی واقعی خودرا پیداکردید بعنوان مرجع ازآن استفاده کنید٫
این تجربه ای بود که با هزینه بسیار زیاد آموزشی وکارکردن روی خودم براساس قوانین واصول کیهانی بدست آوردم ودوست داشتم دراختیار شما دوستان عزیز بذارم٫امیدوارم که براتون مفید بوده باشه
با برداشتی که من از صحبتهای دوستمون داشتم٫ ایشون دچار یک دوگانگی هستند٫ باورشون به قوانین آفرینش هنوز به یقین تبدیل نشده٫ قبول کردند اما تسلیم نیستند٫ در زمینه عزت نفس هم احساس می کنم مشکلاتی دارند٫ ایشون تضادهای ایجاد شده در ذهن خودشون رو بعنوان یک مشکل می بینند نه خواسته ای از جهان برای رشد یا پیشرفت خودشون٫ اگر قوانین جهان را باور داشته باشیم و به قول استاد هدف نهایی را نگاه کنیم نه مراحل را و آن را به دست خالق بسپریم که خودش درست می کنه یا به قول استاد همانند کودکی باشیم که وقتی پدرش اونو بطرف بالا مینداره می خنده چون باور داره که دوباره به آغوش پدرش برمیگرده، در این صورت تسلیم می شویم و بعد هوشمندانه به نشانه ها و الهام درونی خود توجه می کنیم و همون خداوندی که تسلیمش هستیم دستانی را برای پیشرفت و برآورده کردن خواسته هایمان می فرستاد٫ البته اگر مراحل در ابتدا به کندی پیش رود نشانه تکامل تدریجی و کوچک بودن ظرفی هست که انتخاب کرده ایم٫ هرقدر ظرف خواسته هایمان و ایمان و باورهایمان بیشتر شود نشانه های موفقیت در کسب و کار بیشتر نمود می کند٫ نکته دیگر احساس می کنم برای دوستمون وجود ترمزهایی است که ایشون از وجود آنها غافل یا بی اطلاعند یک باز نگری به باورهای کهنه اسیر شده در آنها می تواند کمک شگرفی به ایشان کند
سلام به استاد عباس منش عزیز و همه اعضای دوس داشتنی سایتمون.دوست خوبم در پاسخ به سوال چالش برانگیز و قشنگ شما که نشستین و روش فکر کردین و مطرحش کردین که کمال تشکررو هم دارم،چند حالت وجود داره.اینکه یا شما به تازگی وارد این مدار شدین و آشنایی بااصل و قوانین جهان رو ندارین،یا قانون رو فهمیدین ولی هنوز درکش نکردین،یا درکش کردین و هنوز تردید و دودلی روش دارین که ایا واقعا درسته و ایا واقعا همینا هست یانه،یا اینکه توش شک هم ندارین ولی هنوز بهشون عمل نکردین.
دوست من اگر مباحث استاد رو دنبال کرده باشین متوجه میشین که همه چیز و همه چیز و همه چیز از درون ما اتفاق میوفته و جهان به فرکانس های ما در هر لحظه پاسخ میده(دوره کشف قوانین زندگی)و ما به صورت صد در صد خالق زندگی خودمون هستیمفهمیدن و درک کردن جمله ی ستاره بالا که بیس تمام دوره های استاد هست،یک فرایند تکاملی،ممارست و ادامه دادن میخواد.ممارستش از تضادهای زندگیمون میان که باعث شدن تاالان هرچقد دویدیم و به هدفمون نرسیدیم و الان دیگه دنبال اصل باشیم،اصل اینکه چیه پس(کشف قوانین زندگی،قانون آفرینش)؟مگه من چمه(عزت نفس)؟منکه هر کاری واسه موفقیت و کسب و کار و ثروت لازم بوده انجام دادم،از کارکردن فیزیکی شبانه روزی تا تغییر شغل و تبلیغات و…(بسته های روانشناسی ۱و۲و۳).وقتی دیگه خسته شدیم،سرمون رو به سمت خدا گرفتیم بالا و گفتیم خدایا دیگه بریدم.خدایا کمکم کن.وقتی اینجوری میشیم،خدا که مثل یک سیستم عمل میکنه(چگونه فکر خدارا بخوانیم)فرکانس رهایی و توحید در اون لحظه رو میگیره و هدایتمون میکنه به سایت عباس منش که ممکنه از میلیاردها طریق اتفاق بیوفته.وقتی میای اینجا اصل رو میفهمی.روزهای اول چون هنوز ذهنت خالصه و نسبت به مباحث،نجواها نیومدن نشانه ها رو میبینی.اما یکم که میگذره ذهن منطقیت به واسه ی ورودی های نامناسب و باورهای گذشته(ترمزها(کشف قوانین زندگی))شروع به کار کردن میکنن و سعی در خارج کردن از مدار رو دارن،دچار دوگانگی میشی،چون اون اصل رو فهمیدی ولی هنوز درکش نکردی.اما چون با روح تو یکیه و بهت آرامش میده،میری دنبال درک کردن اصل و اساس جهان(راهنمای عملی دستیابی به رویاها،کشف قوانین زندگی،رویاهایی که رویا نیستن،قانون آفرینش)که روند درک و تکاملیش زمان میبره و باید با صبرت ایمانت رو نشون بدی و ادامه بدی که برای خود من حدود دوسال و نیم طول کشید و تازه کم کم دارم احساس میکنم به درک قانون میرسم.وقتی که احساس درک قانون در وجودت پیدا میشه چنان آرامشی وجودت رو فرا میگیره که تا بحال احساسش نکردی،وقتی چشم هاتو میبندی احساس پرواز کردن روحت میکنی،احساس میکنی که تو ابرهایی و از هر چیزی رهایی،دیگه نگران نیستی و از همین الانت نهایت لذت رو میبری،وقتی به درک خالق بودن زندگیخودت میرسی چنان احساس قدرتی میکنی که جسمت میخواد منفجر بشه،دلت میخواد داد بکشی،هوار بکشی،ازینور به اونور بدویی و همش خدارو شکر کنی.احساس میکنی که کل کره ی زمین رو دستته و بهش تسلط کامل داری،اینجاست که این آیه میاد تو ذهنت که میگه (ما آسمان ها و زمین را مسخر شما کردیم(قانون آفرینش،۱۲قدم))و اینا همون احساساتی هستن که ما برای تجربه کردنشون وارد جهان فیزیکی شدیم.وای که چه حسیه ،وای کل موهای تنم راست شدن.اره دوست خوبم چشماتو باز میکنی میبینی بالشت زیر سرت از اشک شوق خیس شده.وقتی به این حس میرسی دیگه قانون رو درک کردی اونم با تکامل.دیگه فهمیدی همه چیز از درون تو شکل میگیره و تو خالق صد در صد زندگی خودت هستی.حالا فهمیدی وقتی استاد میگه همه چیز باوره،همه چیز باوره،همه چیز باوره(راهنمای عملی دستیابی به رویاها)ینی چی،حالا وقتشه که بهشون عمل کنیم.حالا وقتشه که روی باورسازیمون هزینه کنیماز وقتمون،انرژیمون،پولمون(عزت نفس،روانشناسی ثروت).
اینا همون تبلیغات درونی برای کسب و کارمون هستن و نه هیچ عامل بیرونی دیگه.و وقتی این باورها ساخته شدن ،بزرگترین دستاورد رو که احساس آرامش و خوب مساوی اتفاقات خوب رو کسب کردیم.و وقتی به احساس ارامش و خوب و لذت بردن از همین لحظه رو به جای استرس،نگرانی،ناامیدی جایگزین کنیم و بتونیم ذهنمون رو در جهت خواسته هامون کنترل کنیم(دستیابی عملی به رویاها،جهان بینی توحیدی،۱۲ قدم)الهامات و اتفاقات خوب خود به خود میوفتن،خدا کارش رو به بهترین شکل انجام میده.و اینجاست که باید ما ایمانمون رو نشون بدیم و حرکت کنیم.اینجا همون جایی که اقای عباس منش به درجه ی استادی رسیده.و اینجاها معلوم میشه که چقدر رو باورهامون کار کردیم،روی باورهای توحیدیمون(دانلودی های توحیدی رایگان) کار کردیم.آیا واقعا انقدر کار کردیم که کارهارو باخدا تقسیم کنیم و به اون قسمتی که به خدا مربوطه رو با خیال راحت رها کنیم و به اون بسپاریم،یا بازم برای محکم کاری از ابزارهای دیگه هم استفاده میکنین؟؟ایا واقعا انقد کار کردیم که بگیم خدایا من کسب و کارم رو راه میندازم و ازون جایی که جهانت بی نهایت فراوانی داره مشتری هارو به سمتم بفرست.آیا واقعا انقدر کار کردیم که مثل استاد عباس منش وقتی میره سمینارش و میبینه فقط یک نفر ثبت نامی داشته و نشسته تو سالن،دنیا رو سرش خراب نمیشه و احازه ورود افکار منفی و نجواهای شیطانی رو به ذهنش نمیده و بجاش میگه اشکال نداره ماباید ایمانمون رو نشون بدیم و با کنترل ذهنش از افکار منفی به افکار مثبت تبدیل میشه و با قدرت ادامه میده که نتیجه ی این دیدگاهش میشه سمینارهای چند هزار نفری(آقا من کجا داد بزنم که این نوع دیدگاهه که استاد عباس منش رو با بقیه متمایز کرده،کجا داد بزنم که این نوع ایمان داشتن به زبون اسونه و باید تو عمل نشونش بدیم؟؟؟؟)اره؟انقدر کار کردیم واقعا؟یا هنوز تو درجه ای هستیم که وقتی کسب و کارو راه میندازیم و فقط به زبون میگیم خدا مشتریشو میفرسته و وقتی خبری از مشتری نمیشه زمین و زمان رو مقصر میدونیم الی درون خودمون و باورهایی که ساخته نشدن؟؟؟و به شکل بهانه هایی از قبیل تبلیغ نکردن،لایک نگرفتن و هزاران عوانل بیرونی دیگه نشونش میدیم؟؟؟دوست خوبم من به خودم میگم،حداقل من هنوز این باورهارو خوب نساختم و ایمانم هنوز باید قوی تر بشه.ولی اینو میدونم هیچکس و هیچ عاملی غیر از خودم مقصر و مسئول شرایط زندگی و حال حاضر من نیست.پس من میام از خودم سوال میپرسم ایا واقعا به این درجه از ایمان رسیدم که کل پل های پشت سرمو خراب کنم و با یک چمدون پاشم برم شهر دیگه و بگم منم که خالق زندگی خودم هستم پس جوری که میخوام خلقشون میکنم؟صادقانه بخوام بگم من به درک خلق زندگیم دارم کم کم میرسم اما بخاطر باورهای مخرب ۲۹ ساله گذشتم هنوز به ایمانی که به عمل بی انجامد نرسیدم.پس باید رو خودم و درونم کار کنم نه عوامل بیرونی.و از شما میخوام از خودتون سوال کنین که چندتا ازون استادهایی که شما مثال اوردین ،به این درجه از ایمان رسیدن ؟؟
میدونی دوست خوبم خیلی ها به درک این آگاهی ها رسیدن و تکنیک های مختلفی واسه ی بهتر کردن احوال ادما میارن و تدریس میکنن.ولی من هنوز کسی رو مثل استاد عباس منش ندیدم که به این آگاهی ها خودش عمل کرده باشه و بیاد اصل رو به ادما بگه نه تکنیک هارو….
بله همیناست که استاد و زندگی استاد رو نسبت به بقیه متمایز کرده.
بله این نوع ایمان و عمل کردن به اون ایمان از مرجع سایت هست که من رو دوسال و نیم تو این سایت نگه داشته.و اینکه باعث شده اکثر محصولات رو از قبیل روانشناسی ثروت،جهان بینی توحیدی،رویاهایی که رویا نیستن،چرا پول زیادی وارد زندگیم نمیشه،عزت نفس،کشف قوانین زندگی ،دستیابی عملی به رویاها،قانون آفرینش و سرامد همه اونها دوره ناز ۱۲ قدم رو با عشق بخرم.حتی بااینکه از نظر مالی شرایطش نبوده.چون دنبال اصل بودم.چون مثل همه اعضای سایت درونم بهم میگه این همون سرمایه گذاری هایی هستن که باید بکنی،اره دوست من،من عشق میکنم که اینجوری تبلیغات کنم.چون استاد هم مثل من از دل تضادها اومده و بهترین گزینه دیدمش برای الگو برداری.چون استاد خودشه،چون با کسی دیگه رقابت نداره.چون بهم حس آرامش میده.چون سرلوحه ی همه ی کاراش درون خودش و احساس آرامش و لذته.اینا بودن مواردی که احساس کردم باید به جای ابزار نه فقط در کسب و کار،که در کل زندگیم به کار بگیرمشون.دوس دارم شمام مرحله ی موفقیتت رو پیدا کنی و ادامش بدی.من هنوز به تازگی تو اون مرحله ی درک اصل قوانین جهان هستم و از خدا میخوام بهمون شجاعت و ایمان در حد اعلا بده.
و از شما میخوام قبل از هرچیزی درون خودتون رو کشف کنین و بجای ابزارهای بیرونی ،باورهای درست رو جایگزین باورهای مخربتون کنین.
امیدوارم به این باور برسیم که همه چیز توحید،باور و درون ماست.
سلام
۱.من مریخی نیستم!
۱.اول از همه من از کره ی مریخ نیومدم، که ندونم باور چیه! تا حالا چندین محصول سایت رو خریدم و راجب فرکانس میدونم. خیلی از تمرین ها رو انجام می دم. فایل های صوتی رو مداوم گوش می دم. پس توی همین مسیر هستم. خودم هم کسب وکار دارم. این پیش فرض اول.
۲.من چرا مخالفم!
تمام دیدگاه ها می خواد این نتیجه رو بگیره که باورها مهمه، ولی من قبول ندارم! با تمام احترام باورها مهم هستند. من این رو قبول دارم ولی اگر می خواین با سیم خارداری که به نام باور دور ذهنتون ساختید این کامنت رو بخونید بهتره ادامه ندین، چون من با عقلم قضاوت می کنم نه با الگوهایی که همه ازش فریاد بزنند.
۳.بدون تعصب بخونید.
اگر بخوام حرف بقیه رو بزنم چون همه می گن. هیچ فرقی با همون تقلید کورکورانه نداره، که خیلی ها الان درگیرش هستند. اگر قصد دارید نظر من رو بخونید لطفاً چند دقیقه فکرتون رو از هر چی می دونین و براش می جنگید خالی کنید و بعد بخونین. چون اگر بدون فکر کردن و تعصب به علایق چیزی رو بپذیرید، پذیرش ایده های جدید سخته!
۴.بازاریابی خوبه اما…
ما می گیم تبلیغات بده، بازاریابی بده، سبک استاد فرق می کنه! مهم باورها هستش! اکی درست! من می گم نه! اتفاقا تبلیغات و بازاریابی خیلی هم مهمه اما به شرطی که با باورهای درست این کار انجام بشه! چندتا تناقض ساده رو می گم.
۵.اینا بازاریابی نیست!
۱.ایمیل مارکتینگ از ابزارهای اصلی سایت برای ویو گرفتن و بازدید گرفتن هستش، الان شما خودتون آیا هر روز توی سایت هستید یا زمانی که بیشتر ایمیل دریافت می کنید، سراغش می روید؟
۲.برای فروش بیشتر دوره ی ۱۲ قدم (چون طبق اصل بازاریابی مشتری پیشنهاد ما را می خرد نه محصول را ) با ۴۰ درصد تخفیف عرضه می شه در ابتدا!
۳.هر کاربر سایت طبق برنامه عضویت ایمیل های دریافت می کنه و بعد از چند وقت یک پیشنهاد ۴۰ درصد تخفیف رو دریافت می کنه.
۴. اگر همه چیز به باور هستش و این سایت فوق العاده شده (با صرفا باورها) پس ایمیل مارکتینگ رو متوقف فرمایید. اگر همه چی باور هستش پیشنهاد ۴۰ درصد که یک ترفند در دنیای فروش محصولات آموزشی هست رو متوقف کنید. اگر همه چیز باور هستش لطفاً محصول رویاهایی که رویا نیستند که ابزار بازاریابی محصولات گران تر هستش رو یا پاک کنید و یا به شدت گرون کنید. اگر موفقیت سایت بستگی به باور داشته و برنامه بازاریابی خاصی توش نیست. کاری نداره دیگه این اقدامات رو انجام بدین.
۶. در گذشته خودتون گفتید!
توی محصول روانشناسی ثروت یک (که از سایت خریدم) استاد می گن که باید خوشت بیاد از خودت تبلیغ کنی، کارت ویزیت رو به دیگران بده و… .
الان که اعضای سایت خیلی زیاد شده و اندیشه ی شما دنبال میشه و این هم خیلی خوبه، شما باید بیاید و فریاد بزنید بگین نه بازاریابی کیلو چنده، تبلیغات مهم نیست!
این حرف رو من هم در پنج سال دیگه خواهم زد وقتی کسب وکارم به بلوغ کامل برسه شاید دیگه تبلیغات نکنم. چون مشتری، مشتری هم فرکانس خودش رو به من معرفی می کنه!
اما برای کسی که می خواد تازه شروع کنه بهش بگم نه اشتباه نکن خودت رو معرفی نکنی ها، برو دنبال باورت فقط.
۷. چرا رستوران کثیفه شلوغه؟!
شاید حرف هام به مزاج دوستان خوش نیاد ولی من قرار نیست همیشه موافق جریان آب شنا کنم.
رستورانی که امروز با صندلی نامرتب براش صف می بندن باورش خوب بوده ولی لطفاً به عقبه ی طرف هم نگاه کنید.
حرف من اینه. باور خیلی خیلی مهمه اونقدر مهم که باعث می شه ایده های بازاریابی خوب به ذهنت برسه و ازشون پول خوبی بسازی.
اما اولویت با باور خوبه و بعد ایده هایی که به ذهنت می رسد.
۸. حرف آخر
پس لطفاً نجنگیم که کل علم های دیگر رو زیر سوال ببریم و در آخر بگیم همه چیز باوره!
همه چیز باور هست من هم قبول دارم ولی بعد از شکل گیری باورهای درست همون ایده های بازاریابی و تبلیغات که قبلاً هم بوده و شاید استفاده نمی کردی به ذهنت می رسه، یک مثالی زدید گفتید درخت باغ رو سم زدید، آیا سم محصولی اضافه هستش؟ یک باغدار باید فقط باورش رو درست کنه که سم نیاز نیست؟! من حرفم اینه باور شاید به نسبت ۹۰ درصد مهم تر از تمام ایده های بازاریابی،مهارت،ترفند و … هستش ولی نباید ابزارهایی که در اختیار همین باور قرار می گیرد رو زیر سوال برد. اونا ابزار هستند و کارایی شوند بستگی به باورهای تو داره که توی چه مداری هستی و سراغش اومدی، مثل چاقو که یک ابزارهای هم برای آدم کشتن و هم برای میوه خوردن! ابزار ها مهم هستند ولی مهم تر باور هستش. پس اگر امروز من با یک باور درست به ذهنم می رسه برم سره کلاس آموزش بورس بشینم باید برم و ترفنداشم یاد بگیرم. اما اگر همین من برم سره کلاس بورس با باورهای نادرست. بورس به من کمک نمی کنه. باور درست مهم هست،خیلی هم مهمه، اما ابزار ها هم در اختیار اون هستند. مثل نصب بازی روی کامپیوتر اول مهم هستش که چه مشخصات سخت افزاری پاره سیستم،اگر مشخصات خوب باشه می تونیم بازی های مختلفی روش اجرا کنیم. اما اولویت با مشخصات سیستمه! باور همون مشخصات سیستمهای که به ما قابلیت نصب هر نرم افزار و بازی رو می ده!
۹.آهان راستی…
اگر استاد دوره ی آموزشی رفته حرف هایی که باور محدود کننده پشتش بوده نپذیرفته ولی خودش از بعضی از همون ایده ها تغییراتی روی کارش ایجاد کرده. اون بنده خدا هم که آموزش می داده مهارت زیاد داره ولی اون باورهاش یکسان نبوده با استاد. این دو نفر ابزار در اختیار جفتشون قرار گرفته اما از اونجایی که کفه ی ترازوی باور خیلی مهم تره اون فرد به موفقیت استاد نرسیده! ولی اون ابزارها رو جفتشون داشتند پس مشکل از ابزار نبوده!
با سلام
سؤال مسابقه:
به نظر شما، چه عواملی نتایج استاد عباسمنش را متفاوت کرده است؟ چه عواملی نتایج یک کسب و کار را متفاوت میکند؟
استاد برای یافتن پاسخ به سوال شما وقتی بهش عمیقا فکر میکنی دنیای درون رو به تلاطم و چالش میکشه و باز هرچه بیشتر فکر میکنی ردپای قوانین بدون تغییر خداوند را بیشتر و بیشتر پیدا میکنی و درک میکنی که تا کجاها نقش دارند.
طبق آگاهیهایی که من از قوانین جهان درک کردم وقتی شما در مدار عرضه به جهان بعنوان تولید کننده و ما در مدار دریافت از جهان بعنوان مصرف کننده قرار میگیریم، هر چیز جانبی دیگر از جمله قیمت ارزش خودشو از دست میدهد. یعنی وقتی که من در مدار دریافت محصول تولیدی شما بر حسب خواسته هایی که از قبل داشتم، قرار میگیرم دیگر قیمت محصول برام مهم نیست و نگران از دست دادن پولم نیستم، چون در طی یک مسیر تکاملی که از محصولات شما استفاده کرده ام به ایمان صددرصدی رسیده ام که هر محصولی که از سایت شما تهیه میکنم، همان آگاهیهایی را به من میدهد که من خودم به دنبالشون هستم و خواسته خودم از جهان هستی و خداوند بوده است.
تاکید میکنم ” ما خودمون به دنبالشون هستیم” و بخاطر اون آگاهیها حاضریم هر کاری انجام بدیم و هر قیمتی رو براش بپردازیم.
همچنین شما به عنوان تولید کننده محصول در طی یک مسیر تکاملی فهمیده اید که محصولی که تولید میکنید صددرصد همانی هست که کسانیکه در مدارش هستند بدون توجه به قیمتش آن را تهیه خواهند کرد. برای همین هم هست که قیمت برای شما هم مهم نیست، و به هیچ عنوان نگران فروش هم نیستید.
من مشتری نگران از دست دادن پولم نیستم و شمای تولید کننده نگران فروش نرفتن نیستید؟! از این ساده تر و راحتر در جهان وجود ندارد. و کسانی که نمیتوانند این موضوع را درک کنند بخاطر این است که در مدار درکش نیستند و هر چقدر هم توضیح داده بشه باز نمیتوانند بلافاصله درک کنند.
نوع محصول و نیتی که توسط شما و یا هر برند معروف دیگری تولید می شود تفاوتها را ایجاد میکند ودر مسیری که نیت، رسیدن به نعمتهای خداوند باشد، تولید کننده و مصرف کننده جدا از هم نیستند.
ما روزی از خداوند درخواست کردیم که جهان خودمان و قوانینش را بشناسیم تا بتوانیم خودمان و خدای خودمان را بهتر بشناسیم و در طی یک مسیر تکاملی با سایت شما آشنا شدیم، و همچنین شما هم روزی از خداوند درخواست کردید که هدایتگر انسانها باشید و در طی یک مسیر تکاملی به همین نقطه ای که ماها هم هستیم رسیدین. یعنی همه کارها را چه برای شما و چه برای ماها جهان خودش انجام داده است بدون ذره ای شک و تردید، و اینها تفاوت شما و مشتریهایتان با کسب و کارهای دیگر است.
کسب و کارهایی که به دنبال تبلیغ برای فروش و موفقیت هستند از قدرت جهان و خداوند غافل هستند، آنها میخواهند محصولی را که خودشان تولید کردند و با این افکار که مورد نیاز مردم هست، به بازار عرضه کنند و چون قسمت درخواست خود مردم و ایمان به هدایت الهی را نادیده گرفته اند، بنابراین برای راضی کردن و فروش مجبور به تبلیغات و ترفندهای تبلیغی هستند.
موضوع دیگری هم که تفاوت ایجاد میکنه احساس آرامشی ست که از سادگی بیش از حد گفته های شما به ماها منتقل میشود و هنگام شنیدن به انسان یکنوع جسارت برای عمل کردن میدهد. چطور بگم حرفهای شما درون خودش جسارت و شجاعتی دارند که براحتی به شنونده منتقل میشود.
من از افراد زیادی که مصرف کننده محصولات برند و با کیفیت هستند، شنیده ام که درمورد سادگی و راحتی و احساس آرامش و خود ارزشی که محصولات بهشون میدهد صحبت میکنند، و دلایل خرید خودشون را هم همین موضوعات میدونند، همان موضوعاتی که در فایل های شما هم به راحتی قابل مشاهده و درک و فهم است.
تفاوت نتایج شما از تفاوت نوع باورهای شما برای کسانی که درک میکنند کاملا مشهود است. شما هیچ موقع چیزی را از خودتان نگفتید بلکه چیزهایی را گفتید که بهتون الهام شده! از کجا معلومه ؟ چون خود ما تایید میکنیم، با تعداد زیاد خریدهامون ، با تعداد زیاد کامنت هایی که مینویسیم و …
این موضوع در مورد تمامی کسب و کارهای موفق هم صادق است، شرکتی مثل اپل از کجا میدونه محصول جدیدش دقیقا همون محصولی هست که مشتریهایش به راحتی و بدون اینکه به قیمتش توجه کنن میخرنش؟ خب معلومه از صفهایی که جلو فروشگاههاشون تشکیل میشه به این آگاهی ها دست پیدا میکنند. و به قول خودتان این تجارب یک شبه بدست نیامده اند و یک مسیر تکاملی طی شده است.
استاد ما و شما در یک مداریم و قلبهامون بهم پیوند خورده و با هم در ارتباط ند.
استاد وقتی فایلی تو سایت قرار میدهید پس از شنیدنش واقعا این سوال برام پیش میاد و حیرت میکنم و در عجبم که آیا ما با افکار و فرکانسهامون باعث میشیم که شما درمورد همون چیزهایی حرف بزنید که چندین روزه در فکرشون هستیم ؟! یا اینکه شما با افکار و فرکانسهاتون باعث میشن ما به چیزهایی فکر کنیم که قراره درباره شون حرف بزنین؟؟؟
برای مثال چرا باید فرزند شما مایک دقیقا همون حرفی رو بزنه که من در اون لحظه بهش احتیاج داشتم تا بشنوم؟؟؟
معلومه قدرتی پشت این باورهاست، و رازها و قوانین ساده ای وجود دارند که باعث میشن این چنین نتایج متفاوتی ایجاد شوند.
در نهایت من به نتایج شما افتخار میکنم چون که نتایج شما بهم احساس آرامش و اطمینان قلبی میدهد. و خدا رو شکر میکنم که منو هدایت میکنه تا چنین نتایج موفقی رو در جهانش ببینم و بیشتر و بیشتر بهش ایمان بیاورم.
با سلام خدمت دوستان گرامی و استاد عباس منش
من دانشجوی سال آخر دکترای مهندسی صنایع هستم و از لحظه ورودم به دانشگاه تا الان همش در مورد رقیب و رقبا و مانیتور کردن رفتار اونا و٫٫٫ خوندیم
ولی به نظر من حق با استاد عباس منش هست ما به جای اینکه انرژی و تمرکزمون روی حرکات و رفتا رقبا بگزاریم بهتره این انرژی رو صرف کار خودمون بکنیم ٫ فرض کنید ما تازه وارد عرصه شدیم و به رقبا نگاه میکنیم رقبا رو مثل شناگران ماهری میبینیم که با دست و پا زدند در آب به سرعت حرکت میکنند اگه ما هم بیام بدون یادگیری جزئیات و حرکات شنا فقط در آب دست و پا بزنیم قطعا غرق میشیم ما فقط دست و پا زدن اونا رو میبینیم غافل از اینکه پشت این دست و پا زدن در آب یه عالمه تکنیک و زمان و تمرین بوده که به این مرحله رسیدند، پس ما به جای اینکه به رقبا تمرکز کنیم و حرکات اونا رو تقلید کنیم بهتره به کسب و کار خودمون تمرکز کنیم تا الهامات رو خوب درک کنیم و بهش عمل کنیم و مرحله به مرحله قانون تکامل برای ما عمل کنه٫ در این حین به قانون فراوانی ایمان داشته باشید و مطمئن باشید شما هم رزق و روزی خودتون رو دارید
من خیلی وقته عضو سایت هستم ولی متاسفانه پس از مدتی درگیر درس و تز بودن برگشتم ولی یوزر پسوردم فراموش شده بود دوباره دیروز ثبت نام کردم خوشحالم که همچنان در جمع تون هستم
براتون بهترین ها رو آرزومندم
با سلام به همه دوستان و استاد عزیز و خانم شایسته عزیز،من از وقتی با استاد آشنا شدم روز به روز بشتر می فهم که ایشان چه ایمانی دارند آقا جان ?می خواهید بدونیدبرای چی استاد آنقدر موفق با ایمان با آیییییمان آونم ایمان واقعی نه فقط به گفتن باشه بلکه عمل می کنه خدا را شناخته حال خوبش براش از هر چیزی مهمتره،تو دنیایی که مجونی از همه چیز هست یک سبد برداشته فقط خوبی ها را جمع می کنه قدرت وجودش شناخته اتصالش به خداوند درک کرده تمام ابعاد ذهنش به روی درک جهان قدرت خداگونه اش و فراوانی ثروت از همه ابعاد زندگی هست ببینم کدام یک از ما ورودی های ذهنمان می توانیم تا چند ماه کنترل کنیم ولی استاد این کار می کنند اینکه جلوی چشمت بگیری جلوی گوشت بگیری جلوی زبانت بگیری با تمام وسوسه شیطان کار راحتی نیست ولی اسناد این کار می کنه من قسمت اول قدم اول گرفتم هر چی بیشتر گوش می دم می گم بابا چقدر ایمان استاد قلبی، هر دفعه یک چیز تازه ای از موج ایمان از این فایلها در درون استاد می فهم حالا من دارم می گم ایمان که همون باور یا هر چیزی می خواهی اسمش بزاری وقتی من شما به یک تضادی می خوریم تا چند ساعت بعد می توانیم بی خیال باشیم خدایش ییاید با خودتان صادق باشید ولی استاد همون لحظه نگاهش تغییر می ده حالا بازم می گید چرا نتیجه می گیره خب معلومه دست خدا را گرفته با خدا داره می ره جای تعجبی نداره من وشما هم آگه این کار کنیم به این جا می رسیم وقتی قدم اول گوش می دم هر دفعه یک نکته یک درس می گیرم درساشو استاد خوب می ده این من هستم که باید تمرینام خوب انجام بدم و هزاران چیز دیگری بخوام از ایمان استاد بگم کم گفتم من. می گم فقط همین همین همینه ببخشید من خیلی خودمانی واز واژ های ساده استفاده کردم در پناه رب سعادتمند باشید.
به نام خدا
خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستانی که این متن رو میخونند سلام عرض میکنم به نظر من جواب این سوال در دو کلمه مختصر و مفید ختم میشه و اون به قول یکی از دوستان که نوشته بود ساختن باور قدرتمند استاد باعث اینهمه موفقیت ایشان شده من اعتماد رو هم به اون اضافه میکنم اعتماد به قدرتی نامحدود وبی نهایت مهربان به نام خدا استاد به نادیده ها اعتماد میکنند در صورتی که دیگران میبینندوهنوز توی اعتماد کردن دو به شک هستند این توی زندگی من اتفاق افتاده از روزی که نمی گم کاملا بلکه درصدی به این قدرت اعتماد کردم معجزه ها توی زندگیم و توی کسب و کارم دیدم باباش واقعا نمیدونم چطور شکرش رو به جا بیارم استاد عباس منش به ما یاد دادند که به حساب دو دو تاچهارتامیشه بازار و تبایغاتش نباید حسابی باز کنیم وقتی به این قدرت نادیده به نام خدای مهربان اعتماد کنیم توی درگاهش حساب دو دو تا میشه بی نهایت
همگی در پناه حق شاد پیروز و سلامت و ثروتمند باشید
سلام به همه دوستان و استاد عزیز، با اون چیزهایی که من تا حالا بدرکش رسیدم نظرم اینه که وقتی که این باورو رو داشته باشی که کارت درسته و خاص و منحصر به فردی و در اون زمینه به خودت ایمان و اطمینان داشته باشی همه چیز دست به دست هم میده که اونی که میخوای بشه. دیگه تبلیغاتم نمیخواد . خدا برات همه کار میکنه. اگه به اینکه همه چیرو باورهات هست که میسازه و خدا برات خواستت رو به واقعیت تبدیل میکنه ایمان داشته باشی به هر چی میخوای به راحتی میرسی.
سلام و دورود خدمت استاد عباسمنش و دوستان
به نظر من تفاوت استاد با سایر دیدگاه های موفقیتی و عامل اصلی پیشرفت استاد به طور خلاصه فیلترینگ شدید ذهن از ورود افکار منفی و در عین حال تمرکز قوی روی فرکانس های مثبت همراه با تعیین بسیار دقیق اهداف در کنار تجسم فوق العاده می باشد.
اینکه قبل از هرکاری و به کار بستن هر ایده ای و توجه به قوانین مربوط به کسب و کار، بسترهای بالا را فراهم کنیم و به ثبات نسبی دران شرایط برسیم بقیه موارد واقعا جز فرعیات هستند و خود به خود در مسیر ما قرار میگیرند.
که البته به ثبات رسیدن در کنترل افکار هم کار راحتی نیست قطعا ! سپاس از توجهتون
سلام به همه دوستان هم فرکانسی واستاد عباس منش
دوستان یکی از عواملی که به خیلی ازانسان ها اجازه نمیده بصورت طبیعی ومنطقی وبالذت وسرعت درمسیر رسیدن به اهداف وخواسته هاشون باشن اینه که دراین جهان دوقطبی وپراز تضاد دچار پارادوکس میشن ووجودشون پراز شک وتردید میشه واین دلیل بر بی نظمی ویا نقص قوانین الهی نیست بلکه دقیقا به این خاطر است که اولا اون فرد قوانین حاکم برجهان هستی که تاثیر عمیق ومستقیم برکسب وکارش داره رو خوب درک نکرده ودوما به این دلیل است که کاربرد واقعی تضادهارو نشناخته به همین دلیل هم دچار پارادوکس وشک های مضمن وشکننده میشه٫ودرنهایت به بن بست وورشکستگی وناامیدی ویاس می رسه٫من خودم چون از آموزش های اساتید بنام وبسیار موفق استفاده کردم بااینکه این اساتیدهمگی از موقعیت، توانایی کلامی،قدرت استدلال وتحصیلات عالی آکادمیک برخوردارند اما تفاوتشان بااستاد عباس منش وامثال ایشان این هست که اون اساتید بااینکه به یک درک کلی از قوانین رسیده بودند ولی حواشی وفرعیات زیادی درپازل ادراکی شون هم داشتند وبعضا وقتی از قوانین اصلی صحبت می کردنددرکنارش دهها فرع وحاشیه می ساختند
منظورم از حواشی سوق دادن ذهن مخاطب به سمت ابزارهای بظاهر علمی،تجربی وبعضاقدرتمند کسب وکار هست وبااینکه این مباحث رو درگفتارشان بسیار زیبا ومستدل وبا مثال مطرح می کردند اما بخاطر چسبیدن به حواشی که همون ابزارهای به اصلاح قدرتمند کسب وکار هست وبیش از حد مهم جلوه دادن آنها مخاطب که من وشما باشیم از اصل داستان که همان قوانین اصلی واورجینال هست باز می ماندیم٫البته من قصد ندارم آموزه های اساتیددیگر که سالها زحمت کشیده اند رو زیر سوال ببرم چون همون آموزشهاهم به من کمک کرد که به درک عمیق تر قوانین برسم ولی وقتی صحبت از نتایج ومقایسه اون نتایج درزمینه مالی وکسب وکار وزندگی شخصی وروابط وآرامشی بدست آورده اند می پردازیم کاملا پر واضح است که اساتیدی که دید عمیق تر وعملگرایانه تری نسبت به قوانین دارندوقوانین رو محور کار شون قرار دادند نه حواشی رو بسیار موفق تر توانمندتر وراحت تر به اهداف وخواسته هاشون می رسند ودستاوردها براشون شکل می گیره
ومنظور از دستاورهافقط پول نیست بلکه علاوه بر پول آرامش پایدار ،بهبود روابط خانوادگی شغلی واجتماعی، معنویت باهم دریک پک کامل منظور است٫
مبنای خودم دریادگیری وچیزی که الآن بهش رسیدم این هست که یک الگوی آموزشی دارم که بعنوان مرجع ازش استفاده می کنم وادامه مسیر یادگیریم نیزاز آموزش های اساتیددیگر ومنابع آموزشی دیگر استفاده می کنم اما نه بعنوان مرجع واصل بلکه بعنوان آموزش های تکمیلی تاقوانین واصول رو بیشتر درک کنم٫چون تمام تفاوتهانیز در همین نکته نهفته است که هرچه درک شما از قوانین بیشتر باشد وعملگرا تر باشید مسیر رسیدن به خواسته ها نیز هموارتر وجذابتر خواهد شدوشما نیز به انسانی متفاوت تبدیل می شوید٫ ایده آموزش های مرجع وغیر مرجع(تکمیلی) رو از قرآن گرفتم ودرواقع مبناش آیات محکم وایات متشابه هستند٫آیات محکم اصلند وآیات متشابه فرع ومکمل٫
البته توصیه می کنم دراین مسیر هم دچار افراط وتفریط نشوید وتمام زمان وانرژی خودرو برا صرفا آموزش های بدون نتیجه واشباع کردن حس نیاز به یادگیری بدون عمل واقدام ونتیجه نگذارید وحتما درکنار آموزش ها بقول استاد عباس منش اقدام عملی هرچند کوچک اما مستمر و در قالب راه اندازی یک کسب وکار داشته باشید
من الآن خداروشکر یک سایت بنام پازل ثروت دارم که محتوای تمام مقالاتش از طریق الهامات درونیم دریافت می کنم ومی نویسم وبصورت رایگانم روی سایت میذارم٫ویک موسسه آموزشی با ۴شعبه ویک شریک خوب دارم که خداروشکر بخاطراجرای همین قوانین اصل وساختن باورهای مناسب وقدرتمند روز به روز موفقیت هامون بیشتر وبیشتر میشه
دوستان یه نکته بسیار مهم که میتونه شما رو سریعتر به هدفاتون برسونه اینه که بعد از اینکه هدفهاتون رو مشخص کردید وکسب وکاری رو شروع کردید بیشترین تمرکزتون رو بذارید که رو خودتون وباورهاتون بصورت جدی وتمام وقت کار کنید ونتیجه صحیح کارکردن رو باورها هم دقیقا اینه که روز به روز آرامتر وشادتر باشید ودرنتیجه شاهد رشد وپیشرفت درکسب وکار وزندگی تون باشید٫ومطمئن باشید بقیه اتفاقات خوب خودش شکل میگیره وبعدش بهترین اتفاق زندگی شمااین میشه که بااون اتفاق خوب ومعجزه که خیلیا دارن براش تقلامی کنن مواجه میشید وخودش از بینهایت مسیر میاد تو زندگی وکسب وکارتون وشما رو شاد تر وخوشحالتر میکنه ودرنتیجه ایمان وباور شما برای رسیدن به خواسته های بیشتر وبزرگتر قوی تر میشه واین سیکل وچرخه زیبا وقدرتمند تا زمانی که شمابا قوانین الهی هماهنگ وهمفرکانس باشید وروی باورهاتون کار می کنیدادامه دارد٫
اگر بگم درمسیر موفقیت بزرگترین سرمایه تون آرامش توام باشادی وخوشحالیه اغراق نکردم٫
خب البته این موضوع همون اصول وقوانینی هست که خیلی از خیلی از انسانها از جمله اساتید موفقیت فراموشش کردن وفقط دوندگی های پراز استرس ونگرانی دارن٫
البته این نکته رو هم بگم که شما در موضوع انتخاب اساتید وآموزش هاشون در مرحله اول به دلیل تغییر بسیار سطحی باورها والگوهای منفی ومحدودی که درگذشته داشته اید ممکن است آنقدر ازاین شاخه به اون شاخه بپرید ودچار شک وتردید وتضاد بشید که تا سرحد استیصال وناامیدی ویاس پیش برید ولی این هم بادرک بیشتر قوانینی مثل قانون تکامل وصبر کردن برطرف میشه وبه مرحله ای دیگر از تجارب ادراکی از قوانین می رسیدکه نتیجه آن شکل گیری باورها وکاملتر شدن پازل آرامش شما می انجامد٫وممکن است این روند سینوسی وبالاپائین شدنها ادامه پیدا کند تا اینکه اصول وقوانین الهی درضمیر ناخودآگاه ودرسطح باورها نقش ببندد واین نیاز به یک تعهد محکم برای ادامه دادن وپیش رفتن دراین مسیردارد٫شاید مهمترین نکته درمراحل اولیه رشد و درک عمقتر قوانین همان قانون تکامل یا صبر داشتن باشد که واقعا دراین مرحله بعنوان یک شاه کلیدبرای نجات ورها شدن از قید وبند شک وتردیدها وسردرگمی هاکاربرد دارد٫وقتی که از سیر آموزش ها الگوی واقعی خودرا پیداکردید بعنوان مرجع ازآن استفاده کنید٫
این تجربه ای بود که با هزینه بسیار زیاد آموزشی وکارکردن روی خودم براساس قوانین واصول کیهانی بدست آوردم ودوست داشتم دراختیار شما دوستان عزیز بذارم٫امیدوارم که براتون مفید بوده باشه
شاد باشید
سلام دوست عزیز
سپاس فراوان ازدیدگاهتون..بسیارعالی
سلام دوستان٫
با برداشتی که من از صحبتهای دوستمون داشتم٫ ایشون دچار یک دوگانگی هستند٫ باورشون به قوانین آفرینش هنوز به یقین تبدیل نشده٫ قبول کردند اما تسلیم نیستند٫ در زمینه عزت نفس هم احساس می کنم مشکلاتی دارند٫ ایشون تضادهای ایجاد شده در ذهن خودشون رو بعنوان یک مشکل می بینند نه خواسته ای از جهان برای رشد یا پیشرفت خودشون٫ اگر قوانین جهان را باور داشته باشیم و به قول استاد هدف نهایی را نگاه کنیم نه مراحل را و آن را به دست خالق بسپریم که خودش درست می کنه یا به قول استاد همانند کودکی باشیم که وقتی پدرش اونو بطرف بالا مینداره می خنده چون باور داره که دوباره به آغوش پدرش برمیگرده، در این صورت تسلیم می شویم و بعد هوشمندانه به نشانه ها و الهام درونی خود توجه می کنیم و همون خداوندی که تسلیمش هستیم دستانی را برای پیشرفت و برآورده کردن خواسته هایمان می فرستاد٫ البته اگر مراحل در ابتدا به کندی پیش رود نشانه تکامل تدریجی و کوچک بودن ظرفی هست که انتخاب کرده ایم٫ هرقدر ظرف خواسته هایمان و ایمان و باورهایمان بیشتر شود نشانه های موفقیت در کسب و کار بیشتر نمود می کند٫ نکته دیگر احساس می کنم برای دوستمون وجود ترمزهایی است که ایشون از وجود آنها غافل یا بی اطلاعند یک باز نگری به باورهای کهنه اسیر شده در آنها می تواند کمک شگرفی به ایشان کند
سپاسگزارم از حوصله شما
به نام خداوند بخشنده ی مهربان.
سلام به استاد عباس منش عزیز و همه اعضای دوس داشتنی سایتمون.دوست خوبم در پاسخ به سوال چالش برانگیز و قشنگ شما که نشستین و روش فکر کردین و مطرحش کردین که کمال تشکررو هم دارم،چند حالت وجود داره.اینکه یا شما به تازگی وارد این مدار شدین و آشنایی بااصل و قوانین جهان رو ندارین،یا قانون رو فهمیدین ولی هنوز درکش نکردین،یا درکش کردین و هنوز تردید و دودلی روش دارین که ایا واقعا درسته و ایا واقعا همینا هست یانه،یا اینکه توش شک هم ندارین ولی هنوز بهشون عمل نکردین.
دوست من اگر مباحث استاد رو دنبال کرده باشین متوجه میشین که همه چیز و همه چیز و همه چیز از درون ما اتفاق میوفته و جهان به فرکانس های ما در هر لحظه پاسخ میده(دوره کشف قوانین زندگی)و ما به صورت صد در صد خالق زندگی خودمون هستیمفهمیدن و درک کردن جمله ی ستاره بالا که بیس تمام دوره های استاد هست،یک فرایند تکاملی،ممارست و ادامه دادن میخواد.ممارستش از تضادهای زندگیمون میان که باعث شدن تاالان هرچقد دویدیم و به هدفمون نرسیدیم و الان دیگه دنبال اصل باشیم،اصل اینکه چیه پس(کشف قوانین زندگی،قانون آفرینش)؟مگه من چمه(عزت نفس)؟منکه هر کاری واسه موفقیت و کسب و کار و ثروت لازم بوده انجام دادم،از کارکردن فیزیکی شبانه روزی تا تغییر شغل و تبلیغات و…(بسته های روانشناسی ۱و۲و۳).وقتی دیگه خسته شدیم،سرمون رو به سمت خدا گرفتیم بالا و گفتیم خدایا دیگه بریدم.خدایا کمکم کن.وقتی اینجوری میشیم،خدا که مثل یک سیستم عمل میکنه(چگونه فکر خدارا بخوانیم)فرکانس رهایی و توحید در اون لحظه رو میگیره و هدایتمون میکنه به سایت عباس منش که ممکنه از میلیاردها طریق اتفاق بیوفته.وقتی میای اینجا اصل رو میفهمی.روزهای اول چون هنوز ذهنت خالصه و نسبت به مباحث،نجواها نیومدن نشانه ها رو میبینی.اما یکم که میگذره ذهن منطقیت به واسه ی ورودی های نامناسب و باورهای گذشته(ترمزها(کشف قوانین زندگی))شروع به کار کردن میکنن و سعی در خارج کردن از مدار رو دارن،دچار دوگانگی میشی،چون اون اصل رو فهمیدی ولی هنوز درکش نکردی.اما چون با روح تو یکیه و بهت آرامش میده،میری دنبال درک کردن اصل و اساس جهان(راهنمای عملی دستیابی به رویاها،کشف قوانین زندگی،رویاهایی که رویا نیستن،قانون آفرینش)که روند درک و تکاملیش زمان میبره و باید با صبرت ایمانت رو نشون بدی و ادامه بدی که برای خود من حدود دوسال و نیم طول کشید و تازه کم کم دارم احساس میکنم به درک قانون میرسم.وقتی که احساس درک قانون در وجودت پیدا میشه چنان آرامشی وجودت رو فرا میگیره که تا بحال احساسش نکردی،وقتی چشم هاتو میبندی احساس پرواز کردن روحت میکنی،احساس میکنی که تو ابرهایی و از هر چیزی رهایی،دیگه نگران نیستی و از همین الانت نهایت لذت رو میبری،وقتی به درک خالق بودن زندگیخودت میرسی چنان احساس قدرتی میکنی که جسمت میخواد منفجر بشه،دلت میخواد داد بکشی،هوار بکشی،ازینور به اونور بدویی و همش خدارو شکر کنی.احساس میکنی که کل کره ی زمین رو دستته و بهش تسلط کامل داری،اینجاست که این آیه میاد تو ذهنت که میگه (ما آسمان ها و زمین را مسخر شما کردیم(قانون آفرینش،۱۲قدم))و اینا همون احساساتی هستن که ما برای تجربه کردنشون وارد جهان فیزیکی شدیم.وای که چه حسیه ،وای کل موهای تنم راست شدن.اره دوست خوبم چشماتو باز میکنی میبینی بالشت زیر سرت از اشک شوق خیس شده.وقتی به این حس میرسی دیگه قانون رو درک کردی اونم با تکامل.دیگه فهمیدی همه چیز از درون تو شکل میگیره و تو خالق صد در صد زندگی خودت هستی.حالا فهمیدی وقتی استاد میگه همه چیز باوره،همه چیز باوره،همه چیز باوره(راهنمای عملی دستیابی به رویاها)ینی چی،حالا وقتشه که بهشون عمل کنیم.حالا وقتشه که روی باورسازیمون هزینه کنیماز وقتمون،انرژیمون،پولمون(عزت نفس،روانشناسی ثروت).
اینا همون تبلیغات درونی برای کسب و کارمون هستن و نه هیچ عامل بیرونی دیگه.و وقتی این باورها ساخته شدن ،بزرگترین دستاورد رو که احساس آرامش و خوب مساوی اتفاقات خوب رو کسب کردیم.و وقتی به احساس ارامش و خوب و لذت بردن از همین لحظه رو به جای استرس،نگرانی،ناامیدی جایگزین کنیم و بتونیم ذهنمون رو در جهت خواسته هامون کنترل کنیم(دستیابی عملی به رویاها،جهان بینی توحیدی،۱۲ قدم)الهامات و اتفاقات خوب خود به خود میوفتن،خدا کارش رو به بهترین شکل انجام میده.و اینجاست که باید ما ایمانمون رو نشون بدیم و حرکت کنیم.اینجا همون جایی که اقای عباس منش به درجه ی استادی رسیده.و اینجاها معلوم میشه که چقدر رو باورهامون کار کردیم،روی باورهای توحیدیمون(دانلودی های توحیدی رایگان) کار کردیم.آیا واقعا انقدر کار کردیم که کارهارو باخدا تقسیم کنیم و به اون قسمتی که به خدا مربوطه رو با خیال راحت رها کنیم و به اون بسپاریم،یا بازم برای محکم کاری از ابزارهای دیگه هم استفاده میکنین؟؟ایا واقعا انقد کار کردیم که بگیم خدایا من کسب و کارم رو راه میندازم و ازون جایی که جهانت بی نهایت فراوانی داره مشتری هارو به سمتم بفرست.آیا واقعا انقدر کار کردیم که مثل استاد عباس منش وقتی میره سمینارش و میبینه فقط یک نفر ثبت نامی داشته و نشسته تو سالن،دنیا رو سرش خراب نمیشه و احازه ورود افکار منفی و نجواهای شیطانی رو به ذهنش نمیده و بجاش میگه اشکال نداره ماباید ایمانمون رو نشون بدیم و با کنترل ذهنش از افکار منفی به افکار مثبت تبدیل میشه و با قدرت ادامه میده که نتیجه ی این دیدگاهش میشه سمینارهای چند هزار نفری(آقا من کجا داد بزنم که این نوع دیدگاهه که استاد عباس منش رو با بقیه متمایز کرده،کجا داد بزنم که این نوع ایمان داشتن به زبون اسونه و باید تو عمل نشونش بدیم؟؟؟؟)اره؟انقدر کار کردیم واقعا؟یا هنوز تو درجه ای هستیم که وقتی کسب و کارو راه میندازیم و فقط به زبون میگیم خدا مشتریشو میفرسته و وقتی خبری از مشتری نمیشه زمین و زمان رو مقصر میدونیم الی درون خودمون و باورهایی که ساخته نشدن؟؟؟و به شکل بهانه هایی از قبیل تبلیغ نکردن،لایک نگرفتن و هزاران عوانل بیرونی دیگه نشونش میدیم؟؟؟دوست خوبم من به خودم میگم،حداقل من هنوز این باورهارو خوب نساختم و ایمانم هنوز باید قوی تر بشه.ولی اینو میدونم هیچکس و هیچ عاملی غیر از خودم مقصر و مسئول شرایط زندگی و حال حاضر من نیست.پس من میام از خودم سوال میپرسم ایا واقعا به این درجه از ایمان رسیدم که کل پل های پشت سرمو خراب کنم و با یک چمدون پاشم برم شهر دیگه و بگم منم که خالق زندگی خودم هستم پس جوری که میخوام خلقشون میکنم؟صادقانه بخوام بگم من به درک خلق زندگیم دارم کم کم میرسم اما بخاطر باورهای مخرب ۲۹ ساله گذشتم هنوز به ایمانی که به عمل بی انجامد نرسیدم.پس باید رو خودم و درونم کار کنم نه عوامل بیرونی.و از شما میخوام از خودتون سوال کنین که چندتا ازون استادهایی که شما مثال اوردین ،به این درجه از ایمان رسیدن ؟؟
میدونی دوست خوبم خیلی ها به درک این آگاهی ها رسیدن و تکنیک های مختلفی واسه ی بهتر کردن احوال ادما میارن و تدریس میکنن.ولی من هنوز کسی رو مثل استاد عباس منش ندیدم که به این آگاهی ها خودش عمل کرده باشه و بیاد اصل رو به ادما بگه نه تکنیک هارو….
بله همیناست که استاد و زندگی استاد رو نسبت به بقیه متمایز کرده.
بله این نوع ایمان و عمل کردن به اون ایمان از مرجع سایت هست که من رو دوسال و نیم تو این سایت نگه داشته.و اینکه باعث شده اکثر محصولات رو از قبیل روانشناسی ثروت،جهان بینی توحیدی،رویاهایی که رویا نیستن،چرا پول زیادی وارد زندگیم نمیشه،عزت نفس،کشف قوانین زندگی ،دستیابی عملی به رویاها،قانون آفرینش و سرامد همه اونها دوره ناز ۱۲ قدم رو با عشق بخرم.حتی بااینکه از نظر مالی شرایطش نبوده.چون دنبال اصل بودم.چون مثل همه اعضای سایت درونم بهم میگه این همون سرمایه گذاری هایی هستن که باید بکنی،اره دوست من،من عشق میکنم که اینجوری تبلیغات کنم.چون استاد هم مثل من از دل تضادها اومده و بهترین گزینه دیدمش برای الگو برداری.چون استاد خودشه،چون با کسی دیگه رقابت نداره.چون بهم حس آرامش میده.چون سرلوحه ی همه ی کاراش درون خودش و احساس آرامش و لذته.اینا بودن مواردی که احساس کردم باید به جای ابزار نه فقط در کسب و کار،که در کل زندگیم به کار بگیرمشون.دوس دارم شمام مرحله ی موفقیتت رو پیدا کنی و ادامش بدی.من هنوز به تازگی تو اون مرحله ی درک اصل قوانین جهان هستم و از خدا میخوام بهمون شجاعت و ایمان در حد اعلا بده.
و از شما میخوام قبل از هرچیزی درون خودتون رو کشف کنین و بجای ابزارهای بیرونی ،باورهای درست رو جایگزین باورهای مخربتون کنین.
امیدوارم به این باور برسیم که همه چیز توحید،باور و درون ماست.
در پناه خدا باشیم.
یاحق.