این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-68.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-05 09:44:212024-11-08 05:33:53live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
4924نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
مطلبی رو که میخوام بیان کنم عین تجربه کاری و عملکردم هستش
۱۶سال است که کاربازاریابی آفلاین رو انجام میدم و حدود۶سال اول شروع بمعرفی خود و کارم کردم و بعد از آن خدمات و تجربیات کاری که در اختیار مشتریان میدادم منجر افزایش تعداد درخواست کنندگان شد تا زمانی که دقیقا خودم ، گفتم تا این میزان درآمد برایم کفایت میکند و نیازی به بیشتر بودن آن ندارم ، البته این رو بگم ، من الان متوجه این موضوع شدم در آن زمان بهیچ وجه نمیدونستم و بعد از آن شروع به پایین آمدن درآمد با توجه به افزایش ساعت کاری ، توام با آن افزایش بدهی و دردسرهای دیگر شدم
دقیقا یادم میاد که زمستان چند سال پیش ، دو سه روز من جهت کار بیزنس به کلی از مناطق سر زدم و حتی یک مشتری هم نتوانستم جذب کنم و روز چهارم برف شدیدی بارید و باعث شد که من پیاده سمت شرکت برم و حین رفتن از برفی که میبارید لذت میبردم و تقریبا ناحواسته ، مشکلات رو (بخاطر عدم آگاهی از قوانین)نادیده گرفتم و عین کودکی که از لیز خوردن روی برفها و دیدن گنجشگها که در اون برف و سرما رو شاخه های برف گرفته درختان ، جیک جیک میکردند میخندیم از دیدن کودکان و جوانهایی که برف بازی میکردند انرژی میگرفتم تا اینکه رسیدم شرکت و باور کنید اون روز بیشترین تماس تلفنی برای انجام کار رو داشتم و این در حالی بود که من اصلا با موضوعاتی که استاد عباس منش بیان میکنند خبر نداشتم
حدود دو سال است که سایت و مطالب استاد همدم عزیزی برای من شده ، آرامشی که پیدا کردم با هیچ مبلغ ریالی قابل خرید نیست
باور پیدا کردم که با دویدن ، حرص و جوش خوردن بجایی نمیشه رسید باید خدا خودت را باور کنی و بسپاری بخودش و فقط فقط از صمیم دل ازش بخواهی ،الان دیگه ، با توجه به تجربه قبلی که داشتم برای کسب ثروت حد و اندازه ایی قائل نیستم و میگم خدایا ازت میخوام و هر روز هم بیشتر از روز های قبل ، و مانند بچه ها هر چیزی رو که برایم خوشایند است رو میخوام و باور کنید ، که مشتریهای قبلی برایم بازاریابی میکنند
بهیچ وجه ، از اتفاقات سیاسی و اجتماعی بیرون خبر ندارم بخاطر همون کسب و کارم روز بروز بهتر و رو به رشد هستش ، سال ۹۸رو برای خودم سال شروع وفور ثروت(فکر کنم بیشتر دوستان نیز بهمین صورت بودند) اسم گزاری کردم و از اولین ساعت شروع بکار(۱۶ام فروردین)بعینه اتفاق افتاد و مشتری که چندین سال میشد که تماسی با من نداشت جهت خرید محصولی با مبلغ بالا اقدام کرد و اونجا خداوند رو شکر گفتم
با هر اتفاق بظاهر کوچک سپاسگزار خداوند هستم عین استاد که میگفت دونستم ، که در راه درست قدم برمیدارم من هم جاپای درست استاد رو پیدا کرده و ادامه میدم و اونهم فقط فقط با باور قوانین الهی میسر است
بهیچ وجه کار سخت و بغرنجی نیست باید یقین پیدا کنیم که خداوند همیشه پشتیبان و همراهمون هست امید که همگی در این راه ثابت قدم باشیم
من جواب این سوال رو با یک جمله از تعلیمات استاد شروع می کنم
اگه مثل بقیه فکر کنی… اگه مثل بقیه عمل کنی… مثل بقیه هم نتیجه میگیری
چیزی که هست اینه که قوانین الهی با قوانین انسانی متفاوت هستن
خیلی وقت ها شده از طریق کلاس ها ،اجتماع، خانواده و ….به ما گفته شده و یاد داده شده که برای رسیدن به فلان نقطه باید فلان راه رو بری یا فلان کار رو بکنی و راه درست همینه و اگر می خوای موفق بشی باید همین راه رو بری و تمرین کنی و هر کس هم که به موفقیت رسیده به خاطر تلاش اش از همین طریق بوده
مثلا در مورد سرمایه گذاری:
علم می گه باید اینجوری مدیریت سرمایه و ریسک کنی یا مدرس های علم مارکتینگ می گن باید اینجوری روی تبلیغات یاخدمات یا محصولت کار کنی و هزاران مورد دیگه
اونوقت ذهن من و شما ناخداگاه در این قالب جای می گیره و محدود میشه و با خودمون می گیم راه موفقیت همینه که اینا می گن … من باید این جوری و این شکلی تلاش کنم و پدرم در بیاد تا به موفقیت برسم (ممکنه پدرم هم درنیاد اما به راه دیگه ای فکر نمی کنم)
و این باور هر روز بیشتر و بیشتر در ذهنمون جای می گیره چون تعداد آدم هایی که (((از این طریق))) توی کسب و کار یا سرمایه گذاریشون پیش می رن خیلی خیلی خیلی بیشتر از اوناییه که راه خودشون رو رفتن و طبق ((باورهای جمعی)) عمل نکردن ولی به موفقیت های چشمگیری رسیدن
که ما هم دیدن اون یک درصد اقلیت رو می زاریم به حساب خوش شانسی و رانت و پارتی و….
من چند سال پیش در کتاب جادوی فکر بزرگ یه جمله ای رو خوندم که درست حسابی درکش نکرده بودم
توی اون کتاب نوشته بود که (( به اندازه آدم های موفق راه برای رسیدن به موفقیت وجود داره))
برداشتی که من الان و امروز از این جمله دارم اینه که لازم نیست من حتما از راهی که دیگران برای رسیدن به نعمت ها و ثروت ها رفتن برم
من می تونم راه خودم رو برم و در نهایت هم به طور طبیعی به ثروت ها ونعمت ها برسم
برای جا افتادن این موضوع یک مثال از خود استاد می زنم که با آقای هاکوپیان مصاحبه کرده بودن
ما هممون آقای هاکوپیان رو به عنوان یک آدم موفق می شناسیم ، این آدم باور داره که باید 40 سال صبح تا شب کار کنی تا موفق بشی
اما ما از یک طرف دیگه دختر و پسرایی رو می بینیم توی همین ایران با سن کم توی پیج اینستاگرامشون ویدیوهای مسخره و خنده دار درست می کنند و با تبلیغات بین پست هاشون درآمد های میلیاردی دارن
خب
اینجا هم آقای هاکوپیان به نعمت و ثروت رسیده هم اون جوون های اینستاگرامی…. پس (( به اندازه آدم های موفق راه برای رسیدن به موفقیت وجود داره))
برای همین نباید اهمیت بدیم که بقیه مردم دنیا چی رو به عنوان الگوی موفقیت پذیرفتن و چی رو نمی تونن باور کنن
ولی این به معنای بستن چشم و گوشمون روی همه چیز نیست .
ما باید اطلاعات کسب کنیم و در مورد مسایل مختلف شناخت پیدا کنیم و بعد ببینیم از این اطلاعات چی به دردمون می خوره که باور کنیم و چی به درد نمی خوره که اعراض کنیم.
یعنی برای اینکه بتونیم توی مسابقات رالی نفر اول بشیم اول از همه باید رانندگی یاد بگیریم و بدونیم کلاج و دنده چیه ولی اگه همونی که داره بهمون رانندگی یاد میده بگه ((تو تازه داری رانندگی یاد میگیری و اونهای که 10 ساله راننده هستن توی مسابقه رالی اول نمیشن و کار هر کسی نیست)) می تونیم این باور رو بریزیم دور و با ماشین از روش رد شیم D: و باور مناسب تری رو جایگزین کنیم و راه هدایت خدا رو باز بزاریم و بریم در مسابقه رالی شرکت کنیم و اول هم بشیم و برای بقیه آدم ها که باور های محدود دارن بشیم مثال یکی از اون آدم هایی که با شانس و رانت و پارتی به جایی رسیده
بازم یه مثال میارم از استاد
خود استاد عباسمنش وقتی می خواست شروع کنه به خرید ملک در آمریکا شروع کرد به کسب اطلاعات در تمام زمینه های مربوط به ملک
از نحوه خرید و فروش تا مالیات و بررسی مناطق مختلف
اما در نهایت وقتی می خواست بره پای معامله بدون وابستگی به چیزی اجازه داد تا خداوند راهنمایی اش بکنه تا به سمت بهترین ملک هدایت بشه و این طور هم شد
یه مثال دیگه هم از خود استاد در رابطه با انتخاب باورها میارم
استاد در یکی از فایل ها راجع به استاد قرآنی صحبت می کنه که قرآن رو خیلی خوب تفسیر می کنه اما باور های محدودی در زمینه ثروت داره استاد میگه تمام فایل ها رو گوش می ده و وقتی می رسه به جایی که در مورد ثروت صحبت می کنه فایل رو می زنه جلو و اصلا گوش نمی ده اون تیکه ها رو
خلاصه کلام اینکه
1.تو اطلاعات رو کسب کن وکار با ابزار ها رو یاد بگیر
2.تو باور های مناسب برای کسب و کار و هر مسله دیگه ای بساز
3.ببین با توجه به باورهات چقدر این ابزار و اطلاعات کمکت می کنن و اونهایی که به دردت می خورن رو جدا کن و اون هایی که محدودکننده هستن رو دور بریز
4.به هیچ چیز وابسته نباش و بزار خدا راهنمایی ات کنه و به قلبت گوش بده و حرکت کن حتی اگه همه دنیا مخالف تو هستن
راستی الان بهم گفته شد این رو بنویسم به اون کتاب فروشه گفتم شما معلومه اون کتاب رو خیلی کامل و بافهم کامل خوندید این سوال رو پرسیدم که شما بهش عمل کردید براتون مفید بوده و به اون مقصدتون رسیدید که کجای پازل جهان هستید ک چه چیزی در این جهان برای شما پیش بینی شده خیلی جالبه که بایه حالت تردید و غیر قابل باور گفت یه کمی٫معلوم بود اصلا اون کتاب رو باور نکرده بود و نتیجه نگرفته بود دو مطلب برام در اون لحظه برام روشن شد اول اینکه چرا اون که اینقدر مسلط به مطالب کتاب به قول خودش حرفه ای و پیچیده بود چرا نتیجه نگرفته تا از یه کتابی که خیلی ساده راحت موضاعات رو بیان کرده و دوم اینکه چرا به حرفهای که میزد عمل نکرده بود تا نتیجه بگیره که وقتی داره با اطمینان از این دو کتاب به این راحتی قضاوت میکنه و با اطمینان به من میگه این کتاب ها حرفه ای تره و بهتره ؟٫کتاب مطالب ساده(کتاب استاد) و کتاب خارجی پیچیده این یعنی ما از چیز های ساده به راحتی میگذریم و باور داریم همه چیز سخت و پیچیده و باید کارهای پیچیده و سخت انجام بدیم تا به مقصد برسیم ٫ ???? باور باور باور عمل عمل عمل به قانون خداوندا بهم کمک کن تا من بتونم به قوانین عمل کنم نه فقط یه حرف قشنگ بزنم خدا دوستت دارم همیشه ادم ها و مسیر های خوب رو در مسیرم قرار میدی
مهمترین دلیل به نظر من میتواند این باشد که استاد عباس منش باور دارند همواره خداوند ایشان را هدایت میکند و در پرتو الهام مستقیم قرار دارد و بی درنگ تصمیم میگیرد و به آن عمل میکند.
سلام و درود به شما استاد عزیزم که این مطلب را میخوانید. و سلام به تک تک دوستان هم فرکانسی
برای پاسخ به این سوال ،دو دیگاه را ارائه میکنم.
اول اینکه فاکتورهای مختلفی وجود داره برای اینکه یک مالک کسب و کار بتونه نتیجه دلخواه از لحاظ مالی و شهرت توی کارش و دوام آوردن توی بازار ،به کار ببره.این فاکتورها تمام فاکتورها نیستند ولی میشه گفت فاکتورهای مهمی هستن.
مثل زمان ایجاد کسب وکار
مکان کسب و کار
نحوه برخورد با مشتریان
چیدمان وطبقه بندی محصولات فیزیکی
ارائه تصاور ومعرفی محصولات در فضای غیر فیزیکی
تبلیغات و شیوه تبلیغات
وجود خود مالک در کسب و کار
تیپ ظاهری فروشنگان در فروشگاهها
لحن صدای فروشندگان پشت تلفن
پوشش پرسنل
استخدام وانتخاب درست پرسنل
آموزش پرسنل
زیبا سازی و استفاده از رنگ های تاثیر گذار……
والبته خیلی از نکاتی که باید نام برده شود،شما نیز میتوانید بسته به نوع کسب و کار ،این فاکتورها را کم و یا زیاد کنید.
این دیدگاه ،دیدگاه من قبل از آشنایی با سایت عباس منش و آموزه های ارزشمند استاد بزرگوار هست.
با این دیدگاه میشه درباره هرکدام از فاکتورها کتاب ها نوشت و راهکارهای روان شناسانه و حرفه ای را ارائه داد که هر مالک کسب و کاری حاظر است هزینه های گزافی بابت هرکدام از این راه کارها پرداخت کند تا شاید متفاوت عمل کند و انقلابی در نتیجه ایجاد شود.
واما دیدگاه دوم…..
این دیدگاه را دیدگاه باز اسم گذاری میکنم به خاطر اینه با ذهنی باز درک ان ساده تره.
در دیدگاه قبلی منتقدین زیادی وجود داردو راهکارهای فراوانی برای رد یا تایید آنها ارا ئه میدهند ؛
ولی، دیدگاه باز مخصوص تمام سلیقه ها وتمام کسب و کارهاست چه کسب و کارهای سنتی و فیزیکی و چه کسب و کارهای آنلاین.
توی این دیدگاه هرکسی با بکار گیری آن با هر منطقی و با هرسنی ودر هر کجای دنیامیتواند براحتی نتیجه ای را که میخواهد ایجاد کند.تنها تفاوت در تغییر دید در فاکتورها گفته شده وجود دارد که به درجه ایمان مالکان کسب و کار برمیگرده که البته زیبایی انجام آن در همین درجه نهفته است.
توی دیدگاه اول تمام فاکتورهایی که بیان شد کاملا خارج از مالک کسب و کار هست و ما در واقع کسب و کار را از مالک جدا میکنیم ولی در اینجا مالک همان کسب و کار،وکسب و کار همان مالک است.
اگر کسب و کاری موفق پیش میره مالک آن ذهن موفقی را پرورش داده و اگه کسب و کاری درآمد خیلی بالاتری نسبت به همنوع خودش داره برمیگرده به ذهن ثروتمندش.
نکته ای که باید بگم اینه که در این دیدگاه ، مالک کسب و کار خودش را مالک نمیبینه بلکه خدای اوست که مالک همه چیزه و اوست که فاکتورهای گفته شده را براش مهیا میکنه چون تنها مهیا کننده امور خداست.خدای اوست که مشتری را به سمتش هدایت میکنه،راه های تبلیغ و جذب مشتری را بهش الهام میکنه،این کسب و کار در هر زمان و در هر مکان بهترین نتیجه را دریافت میکنه؛نه عجله ای برای شروع و نه ترسی برای پایان داره.
تمام موفقیت ها و کسب درآمد بالا، نتیجه درجه ایمان به مالک اصلی اون کسب و کار هست و این تفاوت عظیم را در نتیجه ایجاد میکند.
او بینهایت است و بهترین نتیجه را که از او درخواست شود بوجود میاورد.
تنها او مالک همه چیز و همه کس است و او تنها عامل ایجاد نتیجه متفاوت در نه تنها کسب و کار بلکه در تمام جنبه های زندگیست.ایمان و توکل به اینکه مالک اصلی اوست که نتیجه را متفاوت میکند.
چقدر این دیدگاه به مالک کسب و کار آرامش میده و هر اتفاقی را فرصتی از جانب خدا برای رشد بهتر و درآمد بیشتر میبینه.
این دیدگاه شاهدین و تاکید کنندگان زیادی داره که میتوان گفت تنها استفاده کنندگان آن میتوانند تمام فاکتور ها را زیر سوال ببرند و خط بطلانی بکشند بر تمام نظریه های علمی و منطقی و روانشناسی
تنها دیدگاهی که میشه به تمام جنبه ها تعمیمش داد و نتیجه ای ایجاد کرد که نه تنها متفاوته بلکه معجزه آساست.
این همون دیدگاه من بعد از اشنایی با استاد عزیز و آموزه های ارزشمند ایشان هست.
ممنونم از اینه این مطلب رو مطالعه کردید.
سعی میکنم دیدگاه دوم رو هرروز غالبتر بر دیدگاه اول در کسب و کارم داشته باشم و خدارو شکر میگم بابت استادم که تک تک قوانین ثابت خدا رو به من یاد میده و مهمتر اینکه که خدا مالک همه چیز و همه کسه.
سپاس به خاطر دیدگاه توحیدی که به تک تک ما یاد میدی
دوست داشتم این مطلب را اظافه کنم که استاد باورهاشون رو تغییر دادن و دیگه هر کاری که انجام میدن طبق اون باور جدید پیش میبرن وتغییر باور ایشون توی تمام جنبه ها دست خدارو تو کار دیدن خیلی واضح براشون نمایان میشه و خودشونم دنبال این هستن که باورشون رو با دیدگاه توحیدی هماهنگ کنن و انجام بدن٫
یادمه روزای اولی که با ایشون آشنا شدم حرفاشون منو به وجد میاورد ولی وقتی پای عمل میومد بازم باورای قبلی رو عملی میکردم ودر واقع نتیجه باز مثل گذشته برام اتفاق میفتاد تا اینکه جدلی که برام توی ذهن بوجود اومده بود رو اروم اروم شناختم و هربار باورخوبی داشتم سریع عملم رو تطبیق میدادم البته ساده نبود باز وسط کار یامسخره م میامد یا عصبانی میشدم یا کم میاوردم و خلاصه اینکه خودم شده بودم یه نفر و باورایی که باید عملی میکردم یه لشکر که هربار بهم حمله میشد انقدر که تازه بعد از مدت ها تازه دارم یاد میگیرم چطور هماهنگ باشم چطور باورهامو توحیدی کنم وبعد که ایمانم رو بالا بردم حالا توکل کنم و عملی کنم کار سختیه هنوز ولی میدونم هرروز دارم بهتر میشم ٫میدونید نتایجی که الان دارم میگیرم خیلی عوض شده اصلا گاهی فکر مکنم من چقدر باهوش تر شدم الان تازه بیشتر میفهمم انگار فهمیدم چه کاری رو چطوری بخوام انجام بدم ٫من قبلا هیچ منبع درامدی نداشتم ولی الان نه تنها چندین منبع درامدی دارم بلکه حتی یکی از منبع درامدی من به دلار هست این نتایج رو که تنها اینها نیستند رو زمانی تونستم ایجاد کنم که تونستم باورهامو بسازم توحیدی کنم عمل کنم و سپاسگزارتر باشم٫
اینا همون چیزایی هست که میشه گفت استاد،خیلی استادانه تر انجامش میدن و نتیجه هم خب خیلی بزرگتره٫
راستی باور فراوانی خیلی نتیجه رو برای من نسبت به بقیه باورها متفاوت تر میکنه هربار که ضعیف میشه و این باورم رو نمیتونم کنترل کنم اوضاع به طرز عجیبی بهم میریزه ولی وقتی کمی بیشتر باورش دارم نمیدونید چه پیش میاد این پاشنه ارشیل منه پیداش کردم ولی مثل ماهی ?لیزه خیلی وقتا از دستم در میره
من دارم هرروز بهتر از قبل میشم وخدارا شکر میگم و از تمام قلبم از خدا میخوام که برای شما هم همینطور باشه و هر روز خییییییلی بهتر از قبل باشید٫
در مورد سوالی که دوستمون پرسیدن و با توجه به شناختی که از آقای عباس منش دارم و به نظرم :
مهمترین عاملی که ایشون رو از بقیه جدا کرده ،باور و تمرکز بر اصل کاری هست که انجام میدن نه بر روی فرعیات.
به عبارتی رو کارش تمرکز داره و عالی کارش رو انجام میده.
بنده خودم برنامه نویس هستم و مشتری هایی رو داشتم که برای ایده هاشون ,نرم افزار و یا سایتهایی رو طراحی کردم که فقط یک بار بر روی بخش فنی که دوستمون فرمودن (مانند تبلیغ و seo ) هزینه کردن و نتایج بسیار عالی گرفتن.
پس از دیدن این موارد (با پیش زمینه درک نسبی قوانین خدا در کاینات ) به این نتیجه رسیدم که صاحبان این کسب و کارها تمام تمرکزشون رو در ارائه درست و کیفیت عالی خدمت مورد نظر گذاشتن و باورشون این بوده که وظیفه شون رو در قبال کار انجام دادن و آوردن مشتری رو به خدا سپردن و به صورت کاملآ عادی در شبکه های اجتماعی فعالیت میکنن ولی نتایج عالی میگیرن!
حتی خود من هم سایت داشتم و وقتهایی که واقعآ تمام تمرکزم رو روش گذاشتم به کارم و کیفیت خدمتی که داشتم ایمان داشم (وقعآ در اون زمینه بخصوص بهترین بودم)، به صورت کاملا ماورایی مشتری هایی داشتم که از صفحات ۱۴ یا ۱۵ گوگل اومدن و یا بعد برسی و پیگیری بیشتر متوجه میشدم که از اینستا و حتی فیسبوک که اصلا فعالیت نداشتیم اومدن ( با معرفی و اشتراک لینک از طرف دوستانشون – اگه میلیونی تبلیغ میکردم همین نتیجه رو میگرفتم)
وقتهایی هم که واقعآ می خواستم برای اون سایتم تبلیغ کنم (نه اینکه تحت تاثیر عوامل بیرونی ، بلکه واقعا جهت ارضای خواسته ی درونی خودم و به عبارتی به صورت درونی بهش نیاز داشتم ?) به شدت رو باورهایی همچون -بهترین بازدهی تبلیغی یا -بهترین انتخاب ممکن رو داشتن کار میکردم و مثلا فلان بودجه رو براش تو ذهنم تعیین میکردم، و مابقی کار رو به خدا می سپردم (از ته دل)
حالا من چجوری بهترین انتخاب رو باید میداشتم و تشخیص میدادم و نتیجه چی میشد؟
بعد ایجاد باور ، قدم بعدی رو برمی داشتم :
اقدام کردن
چند تا سایت یا پیج رو انتخاب میکردم و بهشون ایمیل یا پیام میدادم واسه گذاشتن تبلیغ(در اینجا هم یه سری فاکتور رو برای خودم داشتم، مثلا چقدر به کارشون اهمیت دادن یا چه پستها و مطالبی داشتن؟ اگه یکم منفی بودن از لیستم حذف میشدن چون معتقدم منفی،منفی رو جذب میکنه و بازدهی نداره واسه من)
بعد بهش زمان میدادم که بتونم در کمال ارامش، صدا و ندای خدا رو در این مورد گوش بدم (به صورت کاملا هیجان انگیز در حد قسمت جدید گیم آف ترونز ? انتظار داشتم بهترینها سر راهم قرار بگیرند)
پیشنهادهایی که می اومدن وحشتناک عالی بودن
دقیقا حس میکردم که پیشنهادها رو خدا واسم جور کرده
حالا این وسط هم چون واقعا به کاری که خدا واسم جور کرده ایمان داشتم ، حسم رو ملاک قرار میدادم و بعد از یه چت یا تماس با شخص مدنظر که مسول تبلیغ بود ،
اگه دلشوره نداشتم و واقعآ حسم با آرامش همراه بود در اون مورد خاص ، پس انتخابش میکردم و نتایج هم بلطبع رضایت بخش می شدن.
در زمینه های دیگه هم مثل خرید و فروش وسایل که تو مراحلی از زندگیم لازم بودن هم به همین صورت عمل میکردم:
باور – ایمان – عمل – احساس خوب
درمواردی اینقدر به حسم باور داشتم که کاملا به شخص مد نظر اطمینان میکردم حتی پیش از دریافت هیچ وجهی!
حتی یک مورد هم پیش نیومده که متضرر بشم.
در اینجا فقط چند مورد رو ذکر کردم و همین دستور رو برای تمامی کارهای زندگیم گسترش دادم و نتیجه ی رضایت بخش یا عالی رو گرفتم
وقتی بیس کار رو بفهمید میتونید برای هر کاری ازش استفاده کنید.
نمیدونم تونستم منظور درونیم رو بگم یا نه
ولی در یک پارگراف میتونم بگم:
وقتی قوانین پایه رو رعایت کنید و به خدا پسپاریدش ،نشونه ها خودشون رو نشون میدن و یکم بهشون توجه کنید نیازتون رو شناسایی میکنید و به محض اینکه قدم در راه گذاشتید حس و حالتون راهنماییتون میکنن.
من به تجربه بهم ثابت شده که دنبال هر چیزی که رفتم ازم فرار کرد
درسته که باید تلاش کرد و اقدامی انجام داد ولی فقط در زمینه اینکه در کار و حرفه یا هر مورد دیگه ای متخصص بشی ولی بعد از اون دنبال مشتری و کار گشتن هر چی که بیشتر دنبالش بری بیشتر ازت فرار میکنه،من قبلا که از قوانین بی خبر بودم به عنوان مثال دنبال کار میرفتم ولی هر چی بیشتر برای کار پیدا کردن تلاش میکردم هیچ فایده ای نداشت در نهایت که خسته میشدم به خدا توکل میکردم و یک حال خوبی بهم دست میداد و بعد از خدا بابت اینکه به خواسته م رسیدم تشکر میکردم چون احساس میکردم بعد از اینکه با خدا صحبت کردم به خواسته م رسیدم و بلافاصله همون لحظه یا روز بعد بهتر از اون چیزی که میخواستم خدا بهم میداد
این موردی که گفتم یک نمونه بود،در تمام جنبه های زندگیم همین طور بوده تا وقتی که به خدا وصل نمی شدم به خواسته م نمیرسیدم باید به یک آرامشی برسی بعد آرزو محقق میشه
منم مثل استاد در زندگی جز خدا هیچ پشت و پناهی نداشتم فقط خدا بود و هست و هست و هست
معنی باور هم اینه که باور کنی فقط و فقط خدا میتونه خواستتو محقق کنه بهش شرک نورزی،حتی اگر متخصص هم نباشی شرایطی رو برات فراهم میکنه که هم در کارت متخصص شی هم درآمد داشته باشی
باعث افتخارمه که از خدای عزیزم خدای مهربونم همیشه خواستم و بی منت بهم عطا کرده
همیشه در زندگی من این موضوع هست در حال حاضرم ی موردی برام پیش اومده که هیچ کس برام هیچ کاری نکرد وقتشه که خدا رو باور کنم به خودش بگم و ازش بابت تحقق هدفم تشکر کنم تا در یک چشم بهم زدن منو به هدفم برس ونه
خیلی لذت بخشه اعتماد به نفسم میره بالا وقتی میدونم که خودم و خدا برای همه چیز کافی هستیم
سلام استاد عزیز من راجب کسب وکار چون در این حوزه فعالیت ندارم اطلاعی ندارم اما چرا سایت شما بازدید زیاد دارد چرا رتبه بالا دارد اطلاع دارم درست که شما سئو را رعایت نمی کنید یا قوانین دیگر گو گل اما به گفته خودتان بعضی از انسانهای موفق بدون دانستن قوانین آنها را اجرا میکنند مثلا شما سئو را رعایت نمی کنین اما کاربران شما بدون اینکه بدانند رعایت میکنند کلماتی که کاربران استفاده میکنند باعث میشود گوگل سایت شما را اول بیاورد در اصل یکی از دلایل پیشرفت سایت شما وجود کاربران خوب وبا حوصله است که بخاطر درس های زیبایی است که شما میدهید اما استاد عزیز از وقتی که شما کامنت محصولات را بستید و همه نمی توانن استفاده کنن سیر نزولی پیدا کردید توی رتبه بندی الکسا ۳۲۸ در ایران بودید اما الان ۵۲۸ است و رتبه جهانی شما به ۱۶۰۰۰ کاهش یافته که سیر نزولی را اثبات میکند. بیشترین سیصدو بیست سایت به شما لینک دادن که سایت هایی در تون مشاهده میشه که جنبه بک لینک دادن دارن. نمودار زیر ببینید . شما با قدرت داشتید سعود میکردید اما از وقتی کاربران دیدگاه نمیتونن بخونن هم زمان حضور کاربران در سایت کم شده و هم کاهش رتبه داشتید .
اما استاد عزیز از شما سوالی اگر کسی در مدار شما باشد و بخواهد تغییر کند قطعا محصولات شما را میخرد اما کسی که در مدار شما نباشد اگر کامنت های زیر محصولات را بخواند باز هم نه تغییر مکند نه محصول می خرد چرا شما کامنت ها رو بستید ؟شاید کسی با خواندن کامنت ها جرقه ای در ذهنش ایجاد میشد و باعث میشد در مدار قرار بگیرد و محصول بخرد من از شما خواهش می کنم برای کمک به کسانی که در مدار قرار می گیرند کامنت ها رو باز کنید شما خود گرفتید تا بهای چیزی رو پرداخت نکنید چیزی به دست نمی آورید پس مطمئن باشید کسانی که کامنتها رو می خوانند تا بهای محصول را ندهند پیشرفت چشمگیری نم کنند فقط جرقه پیشرفت شان زده میشو د با تشکر ازشما استاد عزیزم من از درسهای شما خیلی چیزها اموختم
نظر من لین هست که استاد خود به خود از طریق دوستان و افراد بخاطر کار خوبشون و بازدهی کارشان. تبلیغ دهان به دهان شده. یعنی دوستان تعریف استاد رو در جمع و معافل خود کردن کم کم مثل هرم نام استاد بزرگ و بزرگتر شد و بر سرزبانها افتاد. من هم خودم از طریق دوستان که در جمع انها بودم از استاد حرفی به میان اومد. کنجکاو شدم وارد سایت شدم. و از فایلهای رایگان استاد واقعا استفاده ها کردم. ممنون.
با یاد و نام خدا
سلام خدمت تمامی عزیزان
مطلبی رو که میخوام بیان کنم عین تجربه کاری و عملکردم هستش
۱۶سال است که کاربازاریابی آفلاین رو انجام میدم و حدود۶سال اول شروع بمعرفی خود و کارم کردم و بعد از آن خدمات و تجربیات کاری که در اختیار مشتریان میدادم منجر افزایش تعداد درخواست کنندگان شد تا زمانی که دقیقا خودم ، گفتم تا این میزان درآمد برایم کفایت میکند و نیازی به بیشتر بودن آن ندارم ، البته این رو بگم ، من الان متوجه این موضوع شدم در آن زمان بهیچ وجه نمیدونستم و بعد از آن شروع به پایین آمدن درآمد با توجه به افزایش ساعت کاری ، توام با آن افزایش بدهی و دردسرهای دیگر شدم
دقیقا یادم میاد که زمستان چند سال پیش ، دو سه روز من جهت کار بیزنس به کلی از مناطق سر زدم و حتی یک مشتری هم نتوانستم جذب کنم و روز چهارم برف شدیدی بارید و باعث شد که من پیاده سمت شرکت برم و حین رفتن از برفی که میبارید لذت میبردم و تقریبا ناحواسته ، مشکلات رو (بخاطر عدم آگاهی از قوانین)نادیده گرفتم و عین کودکی که از لیز خوردن روی برفها و دیدن گنجشگها که در اون برف و سرما رو شاخه های برف گرفته درختان ، جیک جیک میکردند میخندیم از دیدن کودکان و جوانهایی که برف بازی میکردند انرژی میگرفتم تا اینکه رسیدم شرکت و باور کنید اون روز بیشترین تماس تلفنی برای انجام کار رو داشتم و این در حالی بود که من اصلا با موضوعاتی که استاد عباس منش بیان میکنند خبر نداشتم
حدود دو سال است که سایت و مطالب استاد همدم عزیزی برای من شده ، آرامشی که پیدا کردم با هیچ مبلغ ریالی قابل خرید نیست
باور پیدا کردم که با دویدن ، حرص و جوش خوردن بجایی نمیشه رسید باید خدا خودت را باور کنی و بسپاری بخودش و فقط فقط از صمیم دل ازش بخواهی ،الان دیگه ، با توجه به تجربه قبلی که داشتم برای کسب ثروت حد و اندازه ایی قائل نیستم و میگم خدایا ازت میخوام و هر روز هم بیشتر از روز های قبل ، و مانند بچه ها هر چیزی رو که برایم خوشایند است رو میخوام و باور کنید ، که مشتریهای قبلی برایم بازاریابی میکنند
بهیچ وجه ، از اتفاقات سیاسی و اجتماعی بیرون خبر ندارم بخاطر همون کسب و کارم روز بروز بهتر و رو به رشد هستش ، سال ۹۸رو برای خودم سال شروع وفور ثروت(فکر کنم بیشتر دوستان نیز بهمین صورت بودند) اسم گزاری کردم و از اولین ساعت شروع بکار(۱۶ام فروردین)بعینه اتفاق افتاد و مشتری که چندین سال میشد که تماسی با من نداشت جهت خرید محصولی با مبلغ بالا اقدام کرد و اونجا خداوند رو شکر گفتم
با هر اتفاق بظاهر کوچک سپاسگزار خداوند هستم عین استاد که میگفت دونستم ، که در راه درست قدم برمیدارم من هم جاپای درست استاد رو پیدا کرده و ادامه میدم و اونهم فقط فقط با باور قوانین الهی میسر است
بهیچ وجه کار سخت و بغرنجی نیست باید یقین پیدا کنیم که خداوند همیشه پشتیبان و همراهمون هست امید که همگی در این راه ثابت قدم باشیم
آرزوی بهترینها را برای همه خواهانم
من جواب این سوال رو با یک جمله از تعلیمات استاد شروع می کنم
اگه مثل بقیه فکر کنی… اگه مثل بقیه عمل کنی… مثل بقیه هم نتیجه میگیری
چیزی که هست اینه که قوانین الهی با قوانین انسانی متفاوت هستن
خیلی وقت ها شده از طریق کلاس ها ،اجتماع، خانواده و ….به ما گفته شده و یاد داده شده که برای رسیدن به فلان نقطه باید فلان راه رو بری یا فلان کار رو بکنی و راه درست همینه و اگر می خوای موفق بشی باید همین راه رو بری و تمرین کنی و هر کس هم که به موفقیت رسیده به خاطر تلاش اش از همین طریق بوده
مثلا در مورد سرمایه گذاری:
علم می گه باید اینجوری مدیریت سرمایه و ریسک کنی یا مدرس های علم مارکتینگ می گن باید اینجوری روی تبلیغات یاخدمات یا محصولت کار کنی و هزاران مورد دیگه
اونوقت ذهن من و شما ناخداگاه در این قالب جای می گیره و محدود میشه و با خودمون می گیم راه موفقیت همینه که اینا می گن … من باید این جوری و این شکلی تلاش کنم و پدرم در بیاد تا به موفقیت برسم (ممکنه پدرم هم درنیاد اما به راه دیگه ای فکر نمی کنم)
و این باور هر روز بیشتر و بیشتر در ذهنمون جای می گیره چون تعداد آدم هایی که (((از این طریق))) توی کسب و کار یا سرمایه گذاریشون پیش می رن خیلی خیلی خیلی بیشتر از اوناییه که راه خودشون رو رفتن و طبق ((باورهای جمعی)) عمل نکردن ولی به موفقیت های چشمگیری رسیدن
که ما هم دیدن اون یک درصد اقلیت رو می زاریم به حساب خوش شانسی و رانت و پارتی و….
من چند سال پیش در کتاب جادوی فکر بزرگ یه جمله ای رو خوندم که درست حسابی درکش نکرده بودم
توی اون کتاب نوشته بود که (( به اندازه آدم های موفق راه برای رسیدن به موفقیت وجود داره))
برداشتی که من الان و امروز از این جمله دارم اینه که لازم نیست من حتما از راهی که دیگران برای رسیدن به نعمت ها و ثروت ها رفتن برم
من می تونم راه خودم رو برم و در نهایت هم به طور طبیعی به ثروت ها ونعمت ها برسم
برای جا افتادن این موضوع یک مثال از خود استاد می زنم که با آقای هاکوپیان مصاحبه کرده بودن
ما هممون آقای هاکوپیان رو به عنوان یک آدم موفق می شناسیم ، این آدم باور داره که باید 40 سال صبح تا شب کار کنی تا موفق بشی
اما ما از یک طرف دیگه دختر و پسرایی رو می بینیم توی همین ایران با سن کم توی پیج اینستاگرامشون ویدیوهای مسخره و خنده دار درست می کنند و با تبلیغات بین پست هاشون درآمد های میلیاردی دارن
خب
اینجا هم آقای هاکوپیان به نعمت و ثروت رسیده هم اون جوون های اینستاگرامی…. پس (( به اندازه آدم های موفق راه برای رسیدن به موفقیت وجود داره))
برای همین نباید اهمیت بدیم که بقیه مردم دنیا چی رو به عنوان الگوی موفقیت پذیرفتن و چی رو نمی تونن باور کنن
ولی این به معنای بستن چشم و گوشمون روی همه چیز نیست .
ما باید اطلاعات کسب کنیم و در مورد مسایل مختلف شناخت پیدا کنیم و بعد ببینیم از این اطلاعات چی به دردمون می خوره که باور کنیم و چی به درد نمی خوره که اعراض کنیم.
یعنی برای اینکه بتونیم توی مسابقات رالی نفر اول بشیم اول از همه باید رانندگی یاد بگیریم و بدونیم کلاج و دنده چیه ولی اگه همونی که داره بهمون رانندگی یاد میده بگه ((تو تازه داری رانندگی یاد میگیری و اونهای که 10 ساله راننده هستن توی مسابقه رالی اول نمیشن و کار هر کسی نیست)) می تونیم این باور رو بریزیم دور و با ماشین از روش رد شیم D: و باور مناسب تری رو جایگزین کنیم و راه هدایت خدا رو باز بزاریم و بریم در مسابقه رالی شرکت کنیم و اول هم بشیم و برای بقیه آدم ها که باور های محدود دارن بشیم مثال یکی از اون آدم هایی که با شانس و رانت و پارتی به جایی رسیده
بازم یه مثال میارم از استاد
خود استاد عباسمنش وقتی می خواست شروع کنه به خرید ملک در آمریکا شروع کرد به کسب اطلاعات در تمام زمینه های مربوط به ملک
از نحوه خرید و فروش تا مالیات و بررسی مناطق مختلف
اما در نهایت وقتی می خواست بره پای معامله بدون وابستگی به چیزی اجازه داد تا خداوند راهنمایی اش بکنه تا به سمت بهترین ملک هدایت بشه و این طور هم شد
یه مثال دیگه هم از خود استاد در رابطه با انتخاب باورها میارم
استاد در یکی از فایل ها راجع به استاد قرآنی صحبت می کنه که قرآن رو خیلی خوب تفسیر می کنه اما باور های محدودی در زمینه ثروت داره استاد میگه تمام فایل ها رو گوش می ده و وقتی می رسه به جایی که در مورد ثروت صحبت می کنه فایل رو می زنه جلو و اصلا گوش نمی ده اون تیکه ها رو
خلاصه کلام اینکه
1.تو اطلاعات رو کسب کن وکار با ابزار ها رو یاد بگیر
2.تو باور های مناسب برای کسب و کار و هر مسله دیگه ای بساز
3.ببین با توجه به باورهات چقدر این ابزار و اطلاعات کمکت می کنن و اونهایی که به دردت می خورن رو جدا کن و اون هایی که محدودکننده هستن رو دور بریز
4.به هیچ چیز وابسته نباش و بزار خدا راهنمایی ات کنه و به قلبت گوش بده و حرکت کن حتی اگه همه دنیا مخالف تو هستن
سلامت و خوشبخت باشید.
راستی الان بهم گفته شد این رو بنویسم به اون کتاب فروشه گفتم شما معلومه اون کتاب رو خیلی کامل و بافهم کامل خوندید این سوال رو پرسیدم که شما بهش عمل کردید براتون مفید بوده و به اون مقصدتون رسیدید که کجای پازل جهان هستید ک چه چیزی در این جهان برای شما پیش بینی شده خیلی جالبه که بایه حالت تردید و غیر قابل باور گفت یه کمی٫معلوم بود اصلا اون کتاب رو باور نکرده بود و نتیجه نگرفته بود دو مطلب برام در اون لحظه برام روشن شد اول اینکه چرا اون که اینقدر مسلط به مطالب کتاب به قول خودش حرفه ای و پیچیده بود چرا نتیجه نگرفته تا از یه کتابی که خیلی ساده راحت موضاعات رو بیان کرده و دوم اینکه چرا به حرفهای که میزد عمل نکرده بود تا نتیجه بگیره که وقتی داره با اطمینان از این دو کتاب به این راحتی قضاوت میکنه و با اطمینان به من میگه این کتاب ها حرفه ای تره و بهتره ؟٫کتاب مطالب ساده(کتاب استاد) و کتاب خارجی پیچیده این یعنی ما از چیز های ساده به راحتی میگذریم و باور داریم همه چیز سخت و پیچیده و باید کارهای پیچیده و سخت انجام بدیم تا به مقصد برسیم ٫ ???? باور باور باور عمل عمل عمل به قانون خداوندا بهم کمک کن تا من بتونم به قوانین عمل کنم نه فقط یه حرف قشنگ بزنم خدا دوستت دارم همیشه ادم ها و مسیر های خوب رو در مسیرم قرار میدی
سلام
مهمترین دلیل به نظر من میتواند این باشد که استاد عباس منش باور دارند همواره خداوند ایشان را هدایت میکند و در پرتو الهام مستقیم قرار دارد و بی درنگ تصمیم میگیرد و به آن عمل میکند.
چه عاملی باعث ایجاد تفاوت نتیجه، درکسب و کارهاست؟
سلام و درود به شما استاد عزیزم که این مطلب را میخوانید. و سلام به تک تک دوستان هم فرکانسی
برای پاسخ به این سوال ،دو دیگاه را ارائه میکنم.
اول اینکه فاکتورهای مختلفی وجود داره برای اینکه یک مالک کسب و کار بتونه نتیجه دلخواه از لحاظ مالی و شهرت توی کارش و دوام آوردن توی بازار ،به کار ببره.این فاکتورها تمام فاکتورها نیستند ولی میشه گفت فاکتورهای مهمی هستن.
مثل زمان ایجاد کسب وکار
مکان کسب و کار
نحوه برخورد با مشتریان
چیدمان وطبقه بندی محصولات فیزیکی
ارائه تصاور ومعرفی محصولات در فضای غیر فیزیکی
تبلیغات و شیوه تبلیغات
وجود خود مالک در کسب و کار
تیپ ظاهری فروشنگان در فروشگاهها
لحن صدای فروشندگان پشت تلفن
پوشش پرسنل
استخدام وانتخاب درست پرسنل
آموزش پرسنل
زیبا سازی و استفاده از رنگ های تاثیر گذار……
والبته خیلی از نکاتی که باید نام برده شود،شما نیز میتوانید بسته به نوع کسب و کار ،این فاکتورها را کم و یا زیاد کنید.
این دیدگاه ،دیدگاه من قبل از آشنایی با سایت عباس منش و آموزه های ارزشمند استاد بزرگوار هست.
با این دیدگاه میشه درباره هرکدام از فاکتورها کتاب ها نوشت و راهکارهای روان شناسانه و حرفه ای را ارائه داد که هر مالک کسب و کاری حاظر است هزینه های گزافی بابت هرکدام از این راه کارها پرداخت کند تا شاید متفاوت عمل کند و انقلابی در نتیجه ایجاد شود.
واما دیدگاه دوم…..
این دیدگاه را دیدگاه باز اسم گذاری میکنم به خاطر اینه با ذهنی باز درک ان ساده تره.
در دیدگاه قبلی منتقدین زیادی وجود داردو راهکارهای فراوانی برای رد یا تایید آنها ارا ئه میدهند ؛
ولی، دیدگاه باز مخصوص تمام سلیقه ها وتمام کسب و کارهاست چه کسب و کارهای سنتی و فیزیکی و چه کسب و کارهای آنلاین.
توی این دیدگاه هرکسی با بکار گیری آن با هر منطقی و با هرسنی ودر هر کجای دنیامیتواند براحتی نتیجه ای را که میخواهد ایجاد کند.تنها تفاوت در تغییر دید در فاکتورها گفته شده وجود دارد که به درجه ایمان مالکان کسب و کار برمیگرده که البته زیبایی انجام آن در همین درجه نهفته است.
توی دیدگاه اول تمام فاکتورهایی که بیان شد کاملا خارج از مالک کسب و کار هست و ما در واقع کسب و کار را از مالک جدا میکنیم ولی در اینجا مالک همان کسب و کار،وکسب و کار همان مالک است.
اگر کسب و کاری موفق پیش میره مالک آن ذهن موفقی را پرورش داده و اگه کسب و کاری درآمد خیلی بالاتری نسبت به همنوع خودش داره برمیگرده به ذهن ثروتمندش.
نکته ای که باید بگم اینه که در این دیدگاه ، مالک کسب و کار خودش را مالک نمیبینه بلکه خدای اوست که مالک همه چیزه و اوست که فاکتورهای گفته شده را براش مهیا میکنه چون تنها مهیا کننده امور خداست.خدای اوست که مشتری را به سمتش هدایت میکنه،راه های تبلیغ و جذب مشتری را بهش الهام میکنه،این کسب و کار در هر زمان و در هر مکان بهترین نتیجه را دریافت میکنه؛نه عجله ای برای شروع و نه ترسی برای پایان داره.
تمام موفقیت ها و کسب درآمد بالا، نتیجه درجه ایمان به مالک اصلی اون کسب و کار هست و این تفاوت عظیم را در نتیجه ایجاد میکند.
او بینهایت است و بهترین نتیجه را که از او درخواست شود بوجود میاورد.
تنها او مالک همه چیز و همه کس است و او تنها عامل ایجاد نتیجه متفاوت در نه تنها کسب و کار بلکه در تمام جنبه های زندگیست.ایمان و توکل به اینکه مالک اصلی اوست که نتیجه را متفاوت میکند.
چقدر این دیدگاه به مالک کسب و کار آرامش میده و هر اتفاقی را فرصتی از جانب خدا برای رشد بهتر و درآمد بیشتر میبینه.
این دیدگاه شاهدین و تاکید کنندگان زیادی داره که میتوان گفت تنها استفاده کنندگان آن میتوانند تمام فاکتور ها را زیر سوال ببرند و خط بطلانی بکشند بر تمام نظریه های علمی و منطقی و روانشناسی
تنها دیدگاهی که میشه به تمام جنبه ها تعمیمش داد و نتیجه ای ایجاد کرد که نه تنها متفاوته بلکه معجزه آساست.
این همون دیدگاه من بعد از اشنایی با استاد عزیز و آموزه های ارزشمند ایشان هست.
ممنونم از اینه این مطلب رو مطالعه کردید.
سعی میکنم دیدگاه دوم رو هرروز غالبتر بر دیدگاه اول در کسب و کارم داشته باشم و خدارو شکر میگم بابت استادم که تک تک قوانین ثابت خدا رو به من یاد میده و مهمتر اینکه که خدا مالک همه چیز و همه کسه.
سپاس به خاطر دیدگاه توحیدی که به تک تک ما یاد میدی
سربلند و پاینده باشید.
اردیبهشت سال عشق
سلام دوباره به شما
دوست داشتم این مطلب را اظافه کنم که استاد باورهاشون رو تغییر دادن و دیگه هر کاری که انجام میدن طبق اون باور جدید پیش میبرن وتغییر باور ایشون توی تمام جنبه ها دست خدارو تو کار دیدن خیلی واضح براشون نمایان میشه و خودشونم دنبال این هستن که باورشون رو با دیدگاه توحیدی هماهنگ کنن و انجام بدن٫
یادمه روزای اولی که با ایشون آشنا شدم حرفاشون منو به وجد میاورد ولی وقتی پای عمل میومد بازم باورای قبلی رو عملی میکردم ودر واقع نتیجه باز مثل گذشته برام اتفاق میفتاد تا اینکه جدلی که برام توی ذهن بوجود اومده بود رو اروم اروم شناختم و هربار باورخوبی داشتم سریع عملم رو تطبیق میدادم البته ساده نبود باز وسط کار یامسخره م میامد یا عصبانی میشدم یا کم میاوردم و خلاصه اینکه خودم شده بودم یه نفر و باورایی که باید عملی میکردم یه لشکر که هربار بهم حمله میشد انقدر که تازه بعد از مدت ها تازه دارم یاد میگیرم چطور هماهنگ باشم چطور باورهامو توحیدی کنم وبعد که ایمانم رو بالا بردم حالا توکل کنم و عملی کنم کار سختیه هنوز ولی میدونم هرروز دارم بهتر میشم ٫میدونید نتایجی که الان دارم میگیرم خیلی عوض شده اصلا گاهی فکر مکنم من چقدر باهوش تر شدم الان تازه بیشتر میفهمم انگار فهمیدم چه کاری رو چطوری بخوام انجام بدم ٫من قبلا هیچ منبع درامدی نداشتم ولی الان نه تنها چندین منبع درامدی دارم بلکه حتی یکی از منبع درامدی من به دلار هست این نتایج رو که تنها اینها نیستند رو زمانی تونستم ایجاد کنم که تونستم باورهامو بسازم توحیدی کنم عمل کنم و سپاسگزارتر باشم٫
اینا همون چیزایی هست که میشه گفت استاد،خیلی استادانه تر انجامش میدن و نتیجه هم خب خیلی بزرگتره٫
راستی باور فراوانی خیلی نتیجه رو برای من نسبت به بقیه باورها متفاوت تر میکنه هربار که ضعیف میشه و این باورم رو نمیتونم کنترل کنم اوضاع به طرز عجیبی بهم میریزه ولی وقتی کمی بیشتر باورش دارم نمیدونید چه پیش میاد این پاشنه ارشیل منه پیداش کردم ولی مثل ماهی ?لیزه خیلی وقتا از دستم در میره
من دارم هرروز بهتر از قبل میشم وخدارا شکر میگم و از تمام قلبم از خدا میخوام که برای شما هم همینطور باشه و هر روز خییییییلی بهتر از قبل باشید٫
آمین???????
با سلام
در مورد سوالی که دوستمون پرسیدن و با توجه به شناختی که از آقای عباس منش دارم و به نظرم :
مهمترین عاملی که ایشون رو از بقیه جدا کرده ،باور و تمرکز بر اصل کاری هست که انجام میدن نه بر روی فرعیات.
به عبارتی رو کارش تمرکز داره و عالی کارش رو انجام میده.
بنده خودم برنامه نویس هستم و مشتری هایی رو داشتم که برای ایده هاشون ,نرم افزار و یا سایتهایی رو طراحی کردم که فقط یک بار بر روی بخش فنی که دوستمون فرمودن (مانند تبلیغ و seo ) هزینه کردن و نتایج بسیار عالی گرفتن.
پس از دیدن این موارد (با پیش زمینه درک نسبی قوانین خدا در کاینات ) به این نتیجه رسیدم که صاحبان این کسب و کارها تمام تمرکزشون رو در ارائه درست و کیفیت عالی خدمت مورد نظر گذاشتن و باورشون این بوده که وظیفه شون رو در قبال کار انجام دادن و آوردن مشتری رو به خدا سپردن و به صورت کاملآ عادی در شبکه های اجتماعی فعالیت میکنن ولی نتایج عالی میگیرن!
حتی خود من هم سایت داشتم و وقتهایی که واقعآ تمام تمرکزم رو روش گذاشتم به کارم و کیفیت خدمتی که داشتم ایمان داشم (وقعآ در اون زمینه بخصوص بهترین بودم)، به صورت کاملا ماورایی مشتری هایی داشتم که از صفحات ۱۴ یا ۱۵ گوگل اومدن و یا بعد برسی و پیگیری بیشتر متوجه میشدم که از اینستا و حتی فیسبوک که اصلا فعالیت نداشتیم اومدن ( با معرفی و اشتراک لینک از طرف دوستانشون – اگه میلیونی تبلیغ میکردم همین نتیجه رو میگرفتم)
وقتهایی هم که واقعآ می خواستم برای اون سایتم تبلیغ کنم (نه اینکه تحت تاثیر عوامل بیرونی ، بلکه واقعا جهت ارضای خواسته ی درونی خودم و به عبارتی به صورت درونی بهش نیاز داشتم ?) به شدت رو باورهایی همچون -بهترین بازدهی تبلیغی یا -بهترین انتخاب ممکن رو داشتن کار میکردم و مثلا فلان بودجه رو براش تو ذهنم تعیین میکردم، و مابقی کار رو به خدا می سپردم (از ته دل)
حالا من چجوری بهترین انتخاب رو باید میداشتم و تشخیص میدادم و نتیجه چی میشد؟
بعد ایجاد باور ، قدم بعدی رو برمی داشتم :
اقدام کردن
چند تا سایت یا پیج رو انتخاب میکردم و بهشون ایمیل یا پیام میدادم واسه گذاشتن تبلیغ(در اینجا هم یه سری فاکتور رو برای خودم داشتم، مثلا چقدر به کارشون اهمیت دادن یا چه پستها و مطالبی داشتن؟ اگه یکم منفی بودن از لیستم حذف میشدن چون معتقدم منفی،منفی رو جذب میکنه و بازدهی نداره واسه من)
بعد بهش زمان میدادم که بتونم در کمال ارامش، صدا و ندای خدا رو در این مورد گوش بدم (به صورت کاملا هیجان انگیز در حد قسمت جدید گیم آف ترونز ? انتظار داشتم بهترینها سر راهم قرار بگیرند)
پیشنهادهایی که می اومدن وحشتناک عالی بودن
دقیقا حس میکردم که پیشنهادها رو خدا واسم جور کرده
حالا این وسط هم چون واقعا به کاری که خدا واسم جور کرده ایمان داشتم ، حسم رو ملاک قرار میدادم و بعد از یه چت یا تماس با شخص مدنظر که مسول تبلیغ بود ،
اگه دلشوره نداشتم و واقعآ حسم با آرامش همراه بود در اون مورد خاص ، پس انتخابش میکردم و نتایج هم بلطبع رضایت بخش می شدن.
در زمینه های دیگه هم مثل خرید و فروش وسایل که تو مراحلی از زندگیم لازم بودن هم به همین صورت عمل میکردم:
باور – ایمان – عمل – احساس خوب
درمواردی اینقدر به حسم باور داشتم که کاملا به شخص مد نظر اطمینان میکردم حتی پیش از دریافت هیچ وجهی!
حتی یک مورد هم پیش نیومده که متضرر بشم.
در اینجا فقط چند مورد رو ذکر کردم و همین دستور رو برای تمامی کارهای زندگیم گسترش دادم و نتیجه ی رضایت بخش یا عالی رو گرفتم
وقتی بیس کار رو بفهمید میتونید برای هر کاری ازش استفاده کنید.
نمیدونم تونستم منظور درونیم رو بگم یا نه
ولی در یک پارگراف میتونم بگم:
وقتی قوانین پایه رو رعایت کنید و به خدا پسپاریدش ،نشونه ها خودشون رو نشون میدن و یکم بهشون توجه کنید نیازتون رو شناسایی میکنید و به محض اینکه قدم در راه گذاشتید حس و حالتون راهنماییتون میکنن.
موفق باشید
با سلام وامید موفقیت برای همه ی اعضا
به نظر من دلیل اصلی موفقیت استاد عباس منش درک صحیح قانون جهان خلقت است اگر ما درک درستی از قانون داشته باشیم در هر
یک از موارد مانند سلامتی ،روابط وثروت میتوانیم به نتیجه برسیم،،
سلام استاد مهربونم و دوستان هم فرکانسی عزیزم
من به تجربه بهم ثابت شده که دنبال هر چیزی که رفتم ازم فرار کرد
درسته که باید تلاش کرد و اقدامی انجام داد ولی فقط در زمینه اینکه در کار و حرفه یا هر مورد دیگه ای متخصص بشی ولی بعد از اون دنبال مشتری و کار گشتن هر چی که بیشتر دنبالش بری بیشتر ازت فرار میکنه،من قبلا که از قوانین بی خبر بودم به عنوان مثال دنبال کار میرفتم ولی هر چی بیشتر برای کار پیدا کردن تلاش میکردم هیچ فایده ای نداشت در نهایت که خسته میشدم به خدا توکل میکردم و یک حال خوبی بهم دست میداد و بعد از خدا بابت اینکه به خواسته م رسیدم تشکر میکردم چون احساس میکردم بعد از اینکه با خدا صحبت کردم به خواسته م رسیدم و بلافاصله همون لحظه یا روز بعد بهتر از اون چیزی که میخواستم خدا بهم میداد
این موردی که گفتم یک نمونه بود،در تمام جنبه های زندگیم همین طور بوده تا وقتی که به خدا وصل نمی شدم به خواسته م نمیرسیدم باید به یک آرامشی برسی بعد آرزو محقق میشه
منم مثل استاد در زندگی جز خدا هیچ پشت و پناهی نداشتم فقط خدا بود و هست و هست و هست
معنی باور هم اینه که باور کنی فقط و فقط خدا میتونه خواستتو محقق کنه بهش شرک نورزی،حتی اگر متخصص هم نباشی شرایطی رو برات فراهم میکنه که هم در کارت متخصص شی هم درآمد داشته باشی
باعث افتخارمه که از خدای عزیزم خدای مهربونم همیشه خواستم و بی منت بهم عطا کرده
همیشه در زندگی من این موضوع هست در حال حاضرم ی موردی برام پیش اومده که هیچ کس برام هیچ کاری نکرد وقتشه که خدا رو باور کنم به خودش بگم و ازش بابت تحقق هدفم تشکر کنم تا در یک چشم بهم زدن منو به هدفم برس ونه
خیلی لذت بخشه اعتماد به نفسم میره بالا وقتی میدونم که خودم و خدا برای همه چیز کافی هستیم
من با خواستن و اون با اجابت کردن
با آرزوی بهترین ها برای همه
سلام استاد عزیز من راجب کسب وکار چون در این حوزه فعالیت ندارم اطلاعی ندارم اما چرا سایت شما بازدید زیاد دارد چرا رتبه بالا دارد اطلاع دارم درست که شما سئو را رعایت نمی کنید یا قوانین دیگر گو گل اما به گفته خودتان بعضی از انسانهای موفق بدون دانستن قوانین آنها را اجرا میکنند مثلا شما سئو را رعایت نمی کنین اما کاربران شما بدون اینکه بدانند رعایت میکنند کلماتی که کاربران استفاده میکنند باعث میشود گوگل سایت شما را اول بیاورد در اصل یکی از دلایل پیشرفت سایت شما وجود کاربران خوب وبا حوصله است که بخاطر درس های زیبایی است که شما میدهید اما استاد عزیز از وقتی که شما کامنت محصولات را بستید و همه نمی توانن استفاده کنن سیر نزولی پیدا کردید توی رتبه بندی الکسا ۳۲۸ در ایران بودید اما الان ۵۲۸ است و رتبه جهانی شما به ۱۶۰۰۰ کاهش یافته که سیر نزولی را اثبات میکند. بیشترین سیصدو بیست سایت به شما لینک دادن که سایت هایی در تون مشاهده میشه که جنبه بک لینک دادن دارن. نمودار زیر ببینید . شما با قدرت داشتید سعود میکردید اما از وقتی کاربران دیدگاه نمیتونن بخونن هم زمان حضور کاربران در سایت کم شده و هم کاهش رتبه داشتید .
اما استاد عزیز از شما سوالی اگر کسی در مدار شما باشد و بخواهد تغییر کند قطعا محصولات شما را میخرد اما کسی که در مدار شما نباشد اگر کامنت های زیر محصولات را بخواند باز هم نه تغییر مکند نه محصول می خرد چرا شما کامنت ها رو بستید ؟شاید کسی با خواندن کامنت ها جرقه ای در ذهنش ایجاد میشد و باعث میشد در مدار قرار بگیرد و محصول بخرد من از شما خواهش می کنم برای کمک به کسانی که در مدار قرار می گیرند کامنت ها رو باز کنید شما خود گرفتید تا بهای چیزی رو پرداخت نکنید چیزی به دست نمی آورید پس مطمئن باشید کسانی که کامنتها رو می خوانند تا بهای محصول را ندهند پیشرفت چشمگیری نم کنند فقط جرقه پیشرفت شان زده میشو د با تشکر ازشما استاد عزیزم من از درسهای شما خیلی چیزها اموختم
با سلام.
به نظر من حقیر در مورد سوال لایو استاد.
نظر من لین هست که استاد خود به خود از طریق دوستان و افراد بخاطر کار خوبشون و بازدهی کارشان. تبلیغ دهان به دهان شده. یعنی دوستان تعریف استاد رو در جمع و معافل خود کردن کم کم مثل هرم نام استاد بزرگ و بزرگتر شد و بر سرزبانها افتاد. من هم خودم از طریق دوستان که در جمع انها بودم از استاد حرفی به میان اومد. کنجکاو شدم وارد سایت شدم. و از فایلهای رایگان استاد واقعا استفاده ها کردم. ممنون.