این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-68.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-05 09:44:212024-11-08 05:33:53live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
4924نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
از اینجا شروع کنم که همهی ما خدای بسیار بزرگی که تمام امورات کوچک و بزرگ را در دست دارد٫
اما!!! کدامیک از ما خدایی را قبول داریم که قوانین بسیار شفاف و ساده را برای این دنیا وضع نموده که با پیروی از آن به همهی خواستهها خواهیم رسید٫
حالادوست من که سوال رو پرسیدن شک و دودلی شما کاملا منطقیه و نمیشه نه تایید کرد و نه ردشون کرد٫!!!?
همهی راههای تخصصی و علمی دستاوردهای بسیار بزرگی دارند و دستورالعملهای استادم هم تحولات عظیمی برای همه به دنبال دارند، و همهی این راهها مانند شاخههای تنومند یک درخت میمانند که هدفشون شکوفایی و تجلی اقتصادی، زندگی شخصی و جامعه است٫
اما ریشهی این درخت !!! بسیار مهم است ! و این همون باورهای خود من و شماست !!?
تمام این علوم و تخصص و ایدهها تاکید میکنم تمامشون! ، دارند سعی میکنند ریشه درخت ما رو
تقویت و در مسیر موفقیت مالی و کاری و خانوادگی قرار بدهند٫
حالا به تفاوت راه بزرگ کردن ریشه درخت آقای عباسمنش با علوم و تخصص میپردازیم؛
تئوریهای علمی بیشتر موارد در جهت تقویت یک یا چند مورد خاص با شما به کار میپردازند، عملی کردن آنها که غیر ممکن هم نیست، پسزمینههای خاص کاری رو میطلبه، به علایق و شاخصهای فردی کار نداره و شما باید! برای تکامل کارتون از تمام عنصرها پیروی کنید که به نظر بنده! مانند خم کردن یک تکه آهن بزرگ با فشار آب و با سرعت هر چه تمامتر هست٫ که تاکید میکنم فقط در چند مسئله خاص کاری مورد استقاده قرار میگیرن، که بعدا هم باید دوباره برای ادامه کار که نه به توان خودتون بلکه به متخصص نیازمندید٫
اما تربیت و راه و باور استاد عباس منش (که این هم خالی از اراده نیست) بدون حتی کوچکترین امکانات وحتی زیرصفر تنها و تنها با توکل خدا،عزت خودت و افکار و باورهات در مدت زمانی که اون هم به خودت بستگی داره به نتایجی در حد خودت میرسی و خواهی رسید که بزرگترین ثمره این راه آراشی است که خداوند مژده آن را به ماداده٫ ?
با ادامه راه تمام شاخصهای مناسب کاری را به دست خواهید آورد٫ خم کردن همان آهن با بالا بردن آرام آرام حرارت روی آهن٫ در تمام جنبههای زندگی (اخلاق،خانواده،احساسات، ثروت و٫٫) ?
اگر شما به رسالت آقای عباسمنش دقت کرده باشید تمام جنبههای زندگی را متحول میکنند،علوم و تخصص خود به خود وارد زندگیت میشه، تمام افراد و شرایط موفقیت(که بخشی از آن متخصصان و تئوریسیان کاری شما هستند ،که شما در موردش حرف زدید) رو، خودتون با افکار و احساسات و صد البته توکل وارد زندگیتون میکنید، کامل و و جامع با تکامل خودتون و الهامات خداوند به فنون بهتر زیستن و بکارگیری این فنون برای کارتون اشراف پیدا خواهید کرد٫?
فقط خواهشا در قدمها اول که مانند همهی کارها باید و باید بیشتر کار کنید، بیشتر به راهنماییها و توکل اعتماد داشته باشید تا چرختون راه بیفته!????
راه عملی رسیدن به موفقیت در تمام جنبهها و تنها و تنها در درون باورهای تو(ریشه) نهفته است، تنها افکار و باور و قدمهای عملی شماست که همهی جهان رو به زانو در میآورد٫(مگه بهتر از این داریم تورو خدا??)
باید توان تشخیص باورهای رسیدن یا نرسیدن به هدف خودتون رو تقویت کنید٫
کسب و کار و قوانین را اول از همه در درونمان قبول داشته باشیم، قوانینی که? استاد عزیزتر از جان? کاملا و بیآلایش توضیح میدن، که از کجا شروع میشود؟!چطور قدرت میگیرند؟! با قدرت کدامیک به چه راهی هدایت خواهی شد(بسیار مهم)!!
من شک ندارم همخانوادههای عزیز من حداقل ۹۰درصد مثل خود من از طریق هدایتی خدایی به این راه گام گذاشتهاند پس چرا باید نگران باشیم ، چرا باید به خدایی که همهی ثروتها و قدرتها و عزتها دست اوست مشکوک باشیم٫
خیلی دوستتون دارم، ??و کنار تک تک شما احساس قدرت و عزت نفس بینظیری دارم??
خیلی کوتاه و مختصر آگاهی ها و قوانینی که یاد گرفتم و سعی میکنم هر لحظه تو زندگی ام ازش استفاده کنم رو بیان میکنم
کل زندگی فقط و فقط یک بازیه ذهنیه و تماما به أفکار و باورهایی که هر لحظه از ذهنمون داره عبور میکنه برمیگرده و هیچ عامل دیگه ای در زندگیمون دخالت و قدرت نداره
تنها راه تغییر زندگی در همه زمینه هاو رسیدن به خواسته هامون ، تغییر باورهاست
وقتی که ما بتونیم این افکارو کنترل و بهترین هاشو انتخاب کنیم و متفاوت با دیگران و باورهای جامعه فکر و عمل کنیم اون موقع نتایج متفاوت از دیگران در زندگیمون نمایان میشه
اون موقع هست که متوجه میشیم که باورها دارن کار خودشون رو میکنن و شما با استعداد و تخصص کمتری نسبت به دیگران و با تلاش فیزیکی خیلی کمتر از دیگران به نتایج باشکوه و بزرگی در زندگیتون میرسین
من خودم وقتی بخوابم به هدف و یا خواسته ای برسم این موارد رو انجام میدم
١_ساختن باورهای مناسب و هم جهت با خواسته و هدف
٢_تکرام مداوم و پذیرفتن این باورها و منطقی کردنشون برای ذهن منطقی و استدلالی با دیدن نمونه های عینی
٣_تجسم اتفاقات و شرایط مرتبط با خواسته
۴_شاد بودن و شکرگزاری خداوند برای خلق موقعیت دلخواه قبل از رسیدن به خواسته(یعنی یه جوری احساس شوق و شادی داشته باشی که انگار همین چند لحظه پیش به راحتی به خواستت رسیدی)
من این آگاهی ها و قوانین را با تمام وجود درک کردم و باور دارم ولی کلی ترمز و مقاومت ذهنی دارم ولی هر روز سعی میکنم که بیشتر خودمو بشناسم و توجه ام رو این قضیه باشه
کاری که از صبح بیدار میشم انجام میدم هدفون میذارم تو گوشم و فقط فقط ذهنم رو با این آگاهی ها بمباران میکنم هر جا میرم و با هر کسی صحبت میکنم دارم قوانین رو میشنوم هم از طریق فایل های استاد و هم کتاب های صوتی ،با اینکه بیشتر ادم ها بهم طعنه و غر میزنن ولی چون تمام محیط،جامعه و خانواده فقط و فقط دارن باورهای محدود و اشتباه رو تکرار و تو ذهن ما میکنن و اگر یک روز روی خودت کار نکنی و این باورهای درست را نشنویم خیلی زود شک و تردید میاد سراغمون و دور میشیم
همه ما که در اینجا هستیم ،در این مدار قرار داریم ، راه اصلی سعادت و رمز زندگی رو بدست اوردیم مهم اینه که به خوبی و اسانی بتونیم این راز رو در زندگیمون بکار ببریم
سپاسگزارم از خداوند که من رو در این مسیر هدایت میکند و انسان های بی نظیری از جمله استاد رو در زندگی من قرار داده
سلام خدمت استاد عزیز و همه اعضا خانواده گرامی خودم….من هم معتقدم که چیزی که استاد رو از ما متمایز و متفاوت کرده دقیقا قدرت ایمان و اعتقادشون به منبع ثروت و فراوانی و برکته…ایشون ایمان و باور قلبی بسیار محکمی به خدای بزرگ و مهربان دارند..واینکه با تمام وجودشون این موضوع رو درک کرده اند که انسانها تماما و اساسا خالق زندگی خودشون هستند …خود من شخصا خیلی برام پیش اومده که مثلا با خودم میگم وقتی نیازه همه ی موجودی پولم رو خرج میکنم واسه فردا خدا بزرگه !!!!! ولی باز مردد میشم و میگم نکنه با مشکل مواجه بشم نکنم پول کم بیارم! خلاصه انواع اما و اگرها و شک و تردیدها توسط شیطان به ذهنم خطور میکنه و این یعنی باور قلبی من هنوز اشکال داره.!!!! ولی باور استاد در حدیه که در یکی از ویس هاشون گفتند که از بندر عباس با خانواده فقط و فقط با یک کیف لباس مهاجرت کردن تهران!!!!!! کدوم یکی از ماها اینقدر روی کمک و بزرگی خدا حساب می کنیم؟ همش با خودمون می گیم حالا بریم شهر غریب با بی پولی چکار کنیم ؟با بیکاری؟ تکلیف بچه هامون چی میشه؟کسی رو اونجا نداریم؟؟ و هزاران تردید و ترس ….که همه وسوسه های شیطانه و ما هم با ایمان همراه با شرک بهش اجازه میدیم ما رو نگران کنه…..از خدا میخوام ایمان و باور ما رو نسبت به خودش محکم کنه ….
دوستان نازم همه چه از باورهای مان نشأت میگیرد چه رونق باشد یا که رکود یعنی در همه جنبه های زنده گی هیچ بعد از زنده گی از آن مستثنا نیست و این را بیشتر زمانی توانستم درک کنم که در شهر که در آن زیست مینمایم در آن دو دانشگاه خصوصی وجوددارد که یکی آن خیلی امکانات و تسهیلات خوب و فیس خیلی پایین را فراهم کرده و همچنان در عرصه بازاریابی از لحاظ مالی بهای زیاد می پردازد ولی از ریس اش گرفته تا کوچکترین فرد آن به این فکر هست که امروز دانشگاه سقوط میکند؟؟؟؟؟…. یا فردا به افول مواجه خواهد شد؟؟؟؟؟…..ولی آن دانشگاهی دومی اصلا یک و صدم بهای مالی آن دانشگاهی اولی را در قسمت بازار یابی نمی پردازد و فیس اش دو برابر اون دانشگاه است و امکانات اون دانشگاه را نیز ندارد ووووووغیره اونو ندارد ولی باور بکنید که به اندازه محصل دارد که آن دانشگاهی اولی یک و صدم آن محصل را ندارد باور بکنید که این یک حقیقت است……… پس قضاوت با شماست دوستان خوبم!
سلام استاد عزیز و هم فرکانسی های عزیزم امیدوارم ک همیشه سلامتو شادو ثروتمند باشید
و اما جواب سوال
اول اینکه استاد ب خدا ایمان داره و ب اینکه فرکانس های ما هستن ک زندگی ما و اتفاقای زندگی ما و کسب و کار و رابطه و هر چیزی رو برای ما ب وجود میارن.
و دوم اینکه استاد بعد از اینکه قانون رو درک کردن و ب اون ایمان آوردن این کار بهشون الهام شده و استاد این کار رو رسالت خودشون میدونن و ایمان دارن ک بدون هیچ تبلیغ و زور بازویی میتونن بهترین درامد رو بدست بیارن.
سوم استاد هر روز و هر دقیقه روی خودشون ذهنشون باورهاشون و افکارشون کار میکنن پس این مسلمه ک مدار استاد با مدار خیلیا متفاوت باشه
دوست عزیز تو اگه باور داشته باشی ک این کاری ک میخوای شروع کنی بیشترین سود رو بهت میرسونه بدون اینکه صبح تا شب بریو کار کنی اگه باورهای ثروت رو توی خودت درست کرده باشی اگه ب خدا ب قانونش ایمان داشته باشی مطمئنن نتیجه هایی مثل نتایج استاد میگیری
توصیه من بهتون اینکه روی باور و افکارتون کار کنین و بعد اینکه ایده کاری بهتون الهام شد انجام بدین ن اینکه نا دیدش بگیرین نتیجه میگیرین .
به نظر من استاد هیچگونه دغدغه یا نگرانی نسبت به کسب و کارشون ندارند و یه جورایی مطمئن بودن و هستن که در این زمینه به هر چی میخوام میرسن
خصوصیت اصلی استاد از نظر من اینه که با خودشون در صلح هستن و دنیای درونی آرامی دارند انقدر که مطمئن هستن که مثلاً الان شبه به همون اندازه مطمئن بودن که به هر چی میخوان میرسن و نگران هیچ مسئله ای نیستن و فقط به فقط از مسیر رسیدن به خواسته هاشون لذت میبرند و وقتی بهشون میرسن خیلی بدیهی هست ٫
و اما افرادی که کسب و کار دارن به نظرم اگه بیشتر روی باورهاشون ( توحیدی ،عزت نفس ،فراوانی،تکامل،٫٫٫) کار کنند خیلی سریعتر نتیجه میگیرن تا اینکه به طرق مختلف دنبال مشتری برای خودشون باشند یا رقبا شون رو هر روز رصد بکنند تا یک وقتی از اونا عقب نمونن و موارد دیگه
همانطور که استاد گفتن اصل و فرع بودن موضوعات مهمه و به نظر من داشتن باورهای مناسب اصل هر موضوعی هستش و راههای رسیدن به اون اهداف میشه فرعیات بارها و بارها دیدم که افرادی هستند که بیشتر از همه کار می کنند و نتیجه مناسب نمی گیرند
شاید بشه اهمیت باورها را به این تشبیه کرد که برای عبور آب از جایی اگر کانال و یا لوله مناسب نداشته باشیم اون آب در منطقه وسیع تری پخش میشه ولی اثر گذاری آن به مراتب کمتر میشه و شاید اصلا به مقصد نرسه پس باید اول اصل ساخته بشه و زیر ساخت آماده بشه که همون باور های مناسبه
با دو تا بیت شروع کردم از سعدی که اولی از قدرت شماره 1 جهان میگه و دومی از زیبایی بی نهایت این جهان .
خب بریم ببینیم سر کلاس کسب و کار معلم چی از ما پرسیده:
به نظر شما، چه عواملی نتایج استاد عباسمنش را متفاوت کرده است؟ چه عواملی نتایج یک کسب و کار را متفاوت میکند؟
خب اول می خوایم بریم سراغ جواب سوال اول .راستیتش خیلی واضحه ولی من بازم از خداوند در این مورد کمک خواستم که ویژگی هایی رو از زندگی استاد بیاره که جواب سوال باشه.
با فکر کردن به این رسیدم که استاد در وهله ی اول متوجه شدم استاد روز به روز داره خالص تر میشه ؛حالا این یعنی چی .این همون روند تکامل انسان در مسیر درستشه .شما اول اگه ویدیو های اولیه ی استاد رو ببینی همش با کت شلوار و رسمیه که این رو القا می کنه علاوه بر توجه به موضوع ویدیو یه ذره هم به خودت برس ولی الان شما همش میبینی تمام توجه استاد به موضوع ویدیو هستش و داره برای ما زیبایی ها رو شرح میده بدون یه ذره توجه به اطراف و نظر دیگران.
وهله ی دوم به این اختصاص داره که استاد از خداوند در خواست هدایت می کنه تا راه های آسون تری رو جلوی راش بزاره که من ازش خیلی ازش استفاده کردم که واقعا بینظیره،و غیر مستقیم بگم این موضوع باز هم به قانون تکامل مربوطه.
وهله ی سوم توجه و تمرکز روی زیبایی هاس خیلی از ماها شنیدیم که خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد.
وهله ی چهارم نداشتن ترمز ذهنی.که خیلی مهمه وقتی که یه آدم می خواد کاری رو شروع کنه هزار جور بالا پایینش می کنه آخرشم به این نتیجه میرسه نمیشه و استاد همیشه اینو به من گفته که اوکی مهم نیست چقدر سخته یا راحت ما انجامش میدیم.
وهله ی پنجم اشاره به قانون رهایی داره که استاد عجله نمی کنه برای تولید محتوا و یا فروشش ،میاد و اونو میسپاره به خداوند بدون اینکه چوب لای چرخ خدا بکنه و خداوند هم که وعده ی پیروزی به ما داده هزاران برابر خواسته ی ما بهمون خواستمونو برمیگردونه.
خیلی عوامل دیگه ای هم هست که مهماش اینان . وعلا اگر شما هزاران نوع راه بازار یابی بلد باشی ولی افکار مناسبی نداشته باشی بازم تو رنج زندگی می کنی.
در وهله ی اول باید من برای تولید محتوا یا محصول صبور باشم <>یعنی اولش که می خوام شروع کنم از قوانین جهان استفاده کنم نه اینکه اول برم وام بگیرم.شاید این سوال تو ذهنتون پیش بیاد که وام که خوبه برای شروع کسب کار ،الان باهم تحلیلش می کنیم.پدر من دوستی داشت که در سال های 68 تا 70 فارغ التحصیل شد و در وهله ی اول یه وام 500میلیونی گرفت و یه کارخونه لبنیات توی کرج خرید و چند وقتی شروع به تولید محصول کرد و کارخونه داشت ورشکست میشد .این آدم کارخونه رو فروخت و تمام بدهی هاشو داد بدنی پشیزی نگه داشتن برای خودش.اون با مسافر کشی بازم شروع کرد و سال ها بعد سرمایه ی خوبی جمع کرد و با دوستانش شریک شد و در تهران کارخونه ی فراورده های گوشتی خریدن و بازهم ورشکستگی .این آدم مثل داستان مار گزیده دوبار از یه سوراخ گزیده نمیشه و مال این دوستمون دوبار گزیده شد به طروق مختلف ولی الان سرش به سنگ خورده و بازهم داره ثروتمند میشه همراه خانوادش از طریق درستش.این داستان پر از چیز های مفید و مضره که باهم تحلیلش کنیم .
نقاط ضعف داستان :
1_وام گرفتن :این کار اشتباه محضه چون قانون تکامل رو نقض می کنه.ما اگه پله های موفقیت رو پله پله در نظر بگیریم شما به طور معمول (راه درست)باید از پله ی اول بری بالا و پی کسب کارتو محکم بسازی تا هیچ وقت خراب نشه.ولی وقتی شما وام میگیری به طور غیر عادی مثلا در پله ی پنجم قرار میگیری و شرایط اونجا مخصوص به پله ی پنجمه و شما هم پول و شرایط مالی پله ی پنجم رو در اختیار داری اما نه از لحاظ ذهنی مال اون لولی نه تجربه که بدونی باید چیکار کنی(مهم ترین عوامل) به همین خاطر وام سمه برا انسان.
2_شریک شدن :این دوستمون و همچنین به طور خیلی خیلی شدید دلیل عدم موفقیت شون شریک شدنه .حتی خدا هم از شریک خوشش نمیاد نمیدونم اینا چطوری شریک میشن با یکی دیگه در حوضه ی کسب و کار.بیاین تحلیلش کنیم .وقتی شما شریک میشی مجبوری متعحد باشی به چیزی که شاید دوست نداشته باشی(احساس بد).و از طرفی شاید از لحاظ ذهنی شما در جایگاه بالایی باشی و شریکات لول پایین ذهنی داشته باشن در نتیجه منجر به شکست میشه.
نقاط مثبت داستان:
1_علاقه ی دوست پدرم به تولید محصولات غذایی .علاقه خیلی مهمه که این دوست عزیز عاشقشه.
2_نا امید نشدن در مسیر همون طور که گفتم این دوست بعد از دو بار ورشکست شدن اساسی بازهم نا امید نشده و داره بازهم میره جلو.
اینجا یه مثال دیگه یادم افتاد .یکی از دوستان پدرم در تهران استاد دانشگاه بود و سال 90 کارخونش 3میلیارد بدهی بالا اورد ولی بازهم امیدشو از دست نداد علی رغم اینکه زندگیش رو از لحاظ مالی از دست نداد و الان تو این شرایط به اصطلاح سخت اقتصادی 3 تا کارخونه ی بزرگ داره و یکی از کسب کار هاش ماهی 500 میلیون تومن براش پورسانت داره.واقعا پیشرفت چقدر لذت بخشه.
3_نداشتن ترمز ذهنی.که خودش واضحه
خیلی عوامل دیگه ای هستن که باید بهش اشاره بشه ولی بدونه یه ذهن درست هیچ کاری نمیشه کرد .یکی از چیز های دیگه ای که مهمه بروز بودن آدمه چون خیلی کمک میکنه به کسب و کار .یه مثال رو همیشه استاد خودش میزنه و میگه سال ها با اون همه کارمند و هیچ نتیجه ی مطلوب ولی الان با دو تا کارمند و این همه نعمت و زیبایی….
خیلی حرف زدم و الان یه ساعته دارم فکر می کنم و می نویسم امید وارم مفید بوده باشه.
آخرشم سعدی میگه:
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست در میان این و آن ، فرصت شمار امروز را
تشکر از دوست خوبمان که با پرسیدن این سوال باعث ایجاد این مسابقه گردید و همچنین تشکر از استاد و همه خانواده صمیمی عباس منش
من اینطور میتونم به این سوال پاسخ بدم طبق چیزهایی که تاکنون آموخته ام:
جهانی که ما در اون درحال زندگی هستیم یک جهان فرکانسی است و ما هم یک دستگاه تولید فرکانس هستیم که فرکانس هایی رو از طریق باورهامون به جهان ارسال می کنیم و طبق قوانین دقیقی که خداوند در این جهان وضع کرده، فرکانس های ما رو به شکل اتفاقات و نتایج در مسیر زندگیمون قرار میده.
ثروت، سلامتی، روابط عالی، کسب و کار موفق، آرامش و هرچیز دیگری ذهنی هستند و در درون ما وجود دارند و برای رسیدن به آنها ما باید از درون به آن برسیم نه از طریق شرایط بیرونی.
من از جهان بینی توحیدی یادگرفتم که متوسل شدن به هر چیزی غیر خدا (که منبع و قدرت اصلی و یکتا خالق عالم هستی است) به نوعی شرک حساب میشه و استاد به بهترین وجه ممکن این مهم رو در خود نهادینه کرده اند.
تبلیغات و بازاریابی و کارهایی از این دست تمرکز کردن روی نکات فرعی است. نکته اصلی باورهای درونی ما، جهان بینی توحیدی ما و عزت نفس ماست که باید روی اینها کار کنیم.
من فکر میکنم تفکیک کردن اصل و فرع، و متمرکز شدن و پرداختن به موارد اصلی نتایج استاد عباس منش رو متفاوت کرده است.
خیلی خوشحالم که در جمع صمیمی و گرم خانواده عباس منش هستم :))
سلام و عرض ادب خدمت هم مسافرای عزیز خودم٫
از اینجا شروع کنم که همهی ما خدای بسیار بزرگی که تمام امورات کوچک و بزرگ را در دست دارد٫
اما!!! کدامیک از ما خدایی را قبول داریم که قوانین بسیار شفاف و ساده را برای این دنیا وضع نموده که با پیروی از آن به همهی خواستهها خواهیم رسید٫
حالادوست من که سوال رو پرسیدن شک و دودلی شما کاملا منطقیه و نمیشه نه تایید کرد و نه ردشون کرد٫!!!?
همهی راههای تخصصی و علمی دستاوردهای بسیار بزرگی دارند و دستورالعملهای استادم هم تحولات عظیمی برای همه به دنبال دارند، و همهی این راهها مانند شاخههای تنومند یک درخت میمانند که هدفشون شکوفایی و تجلی اقتصادی، زندگی شخصی و جامعه است٫
اما ریشهی این درخت !!! بسیار مهم است ! و این همون باورهای خود من و شماست !!?
تمام این علوم و تخصص و ایدهها تاکید میکنم تمامشون! ، دارند سعی میکنند ریشه درخت ما رو
تقویت و در مسیر موفقیت مالی و کاری و خانوادگی قرار بدهند٫
حالا به تفاوت راه بزرگ کردن ریشه درخت آقای عباسمنش با علوم و تخصص میپردازیم؛
تئوریهای علمی بیشتر موارد در جهت تقویت یک یا چند مورد خاص با شما به کار میپردازند، عملی کردن آنها که غیر ممکن هم نیست، پسزمینههای خاص کاری رو میطلبه، به علایق و شاخصهای فردی کار نداره و شما باید! برای تکامل کارتون از تمام عنصرها پیروی کنید که به نظر بنده! مانند خم کردن یک تکه آهن بزرگ با فشار آب و با سرعت هر چه تمامتر هست٫ که تاکید میکنم فقط در چند مسئله خاص کاری مورد استقاده قرار میگیرن، که بعدا هم باید دوباره برای ادامه کار که نه به توان خودتون بلکه به متخصص نیازمندید٫
اما تربیت و راه و باور استاد عباس منش (که این هم خالی از اراده نیست) بدون حتی کوچکترین امکانات وحتی زیرصفر تنها و تنها با توکل خدا،عزت خودت و افکار و باورهات در مدت زمانی که اون هم به خودت بستگی داره به نتایجی در حد خودت میرسی و خواهی رسید که بزرگترین ثمره این راه آراشی است که خداوند مژده آن را به ماداده٫ ?
با ادامه راه تمام شاخصهای مناسب کاری را به دست خواهید آورد٫ خم کردن همان آهن با بالا بردن آرام آرام حرارت روی آهن٫ در تمام جنبههای زندگی (اخلاق،خانواده،احساسات، ثروت و٫٫) ?
اگر شما به رسالت آقای عباسمنش دقت کرده باشید تمام جنبههای زندگی را متحول میکنند،علوم و تخصص خود به خود وارد زندگیت میشه، تمام افراد و شرایط موفقیت(که بخشی از آن متخصصان و تئوریسیان کاری شما هستند ،که شما در موردش حرف زدید) رو، خودتون با افکار و احساسات و صد البته توکل وارد زندگیتون میکنید، کامل و و جامع با تکامل خودتون و الهامات خداوند به فنون بهتر زیستن و بکارگیری این فنون برای کارتون اشراف پیدا خواهید کرد٫?
فقط خواهشا در قدمها اول که مانند همهی کارها باید و باید بیشتر کار کنید، بیشتر به راهنماییها و توکل اعتماد داشته باشید تا چرختون راه بیفته!????
راه عملی رسیدن به موفقیت در تمام جنبهها و تنها و تنها در درون باورهای تو(ریشه) نهفته است، تنها افکار و باور و قدمهای عملی شماست که همهی جهان رو به زانو در میآورد٫(مگه بهتر از این داریم تورو خدا??)
باید توان تشخیص باورهای رسیدن یا نرسیدن به هدف خودتون رو تقویت کنید٫
کسب و کار و قوانین را اول از همه در درونمان قبول داشته باشیم، قوانینی که? استاد عزیزتر از جان? کاملا و بیآلایش توضیح میدن، که از کجا شروع میشود؟!چطور قدرت میگیرند؟! با قدرت کدامیک به چه راهی هدایت خواهی شد(بسیار مهم)!!
من شک ندارم همخانوادههای عزیز من حداقل ۹۰درصد مثل خود من از طریق هدایتی خدایی به این راه گام گذاشتهاند پس چرا باید نگران باشیم ، چرا باید به خدایی که همهی ثروتها و قدرتها و عزتها دست اوست مشکوک باشیم٫
خیلی دوستتون دارم، ??و کنار تک تک شما احساس قدرت و عزت نفس بینظیری دارم??
سلام خدمت همه دوستان و استاد عزیز
خیلی کوتاه و مختصر آگاهی ها و قوانینی که یاد گرفتم و سعی میکنم هر لحظه تو زندگی ام ازش استفاده کنم رو بیان میکنم
کل زندگی فقط و فقط یک بازیه ذهنیه و تماما به أفکار و باورهایی که هر لحظه از ذهنمون داره عبور میکنه برمیگرده و هیچ عامل دیگه ای در زندگیمون دخالت و قدرت نداره
تنها راه تغییر زندگی در همه زمینه هاو رسیدن به خواسته هامون ، تغییر باورهاست
وقتی که ما بتونیم این افکارو کنترل و بهترین هاشو انتخاب کنیم و متفاوت با دیگران و باورهای جامعه فکر و عمل کنیم اون موقع نتایج متفاوت از دیگران در زندگیمون نمایان میشه
اون موقع هست که متوجه میشیم که باورها دارن کار خودشون رو میکنن و شما با استعداد و تخصص کمتری نسبت به دیگران و با تلاش فیزیکی خیلی کمتر از دیگران به نتایج باشکوه و بزرگی در زندگیتون میرسین
من خودم وقتی بخوابم به هدف و یا خواسته ای برسم این موارد رو انجام میدم
١_ساختن باورهای مناسب و هم جهت با خواسته و هدف
٢_تکرام مداوم و پذیرفتن این باورها و منطقی کردنشون برای ذهن منطقی و استدلالی با دیدن نمونه های عینی
٣_تجسم اتفاقات و شرایط مرتبط با خواسته
۴_شاد بودن و شکرگزاری خداوند برای خلق موقعیت دلخواه قبل از رسیدن به خواسته(یعنی یه جوری احساس شوق و شادی داشته باشی که انگار همین چند لحظه پیش به راحتی به خواستت رسیدی)
من این آگاهی ها و قوانین را با تمام وجود درک کردم و باور دارم ولی کلی ترمز و مقاومت ذهنی دارم ولی هر روز سعی میکنم که بیشتر خودمو بشناسم و توجه ام رو این قضیه باشه
کاری که از صبح بیدار میشم انجام میدم هدفون میذارم تو گوشم و فقط فقط ذهنم رو با این آگاهی ها بمباران میکنم هر جا میرم و با هر کسی صحبت میکنم دارم قوانین رو میشنوم هم از طریق فایل های استاد و هم کتاب های صوتی ،با اینکه بیشتر ادم ها بهم طعنه و غر میزنن ولی چون تمام محیط،جامعه و خانواده فقط و فقط دارن باورهای محدود و اشتباه رو تکرار و تو ذهن ما میکنن و اگر یک روز روی خودت کار نکنی و این باورهای درست را نشنویم خیلی زود شک و تردید میاد سراغمون و دور میشیم
همه ما که در اینجا هستیم ،در این مدار قرار داریم ، راه اصلی سعادت و رمز زندگی رو بدست اوردیم مهم اینه که به خوبی و اسانی بتونیم این راز رو در زندگیمون بکار ببریم
سپاسگزارم از خداوند که من رو در این مسیر هدایت میکند و انسان های بی نظیری از جمله استاد رو در زندگی من قرار داده
سلام خدمت استاد عزیز و همه اعضا خانواده گرامی خودم….من هم معتقدم که چیزی که استاد رو از ما متمایز و متفاوت کرده دقیقا قدرت ایمان و اعتقادشون به منبع ثروت و فراوانی و برکته…ایشون ایمان و باور قلبی بسیار محکمی به خدای بزرگ و مهربان دارند..واینکه با تمام وجودشون این موضوع رو درک کرده اند که انسانها تماما و اساسا خالق زندگی خودشون هستند …خود من شخصا خیلی برام پیش اومده که مثلا با خودم میگم وقتی نیازه همه ی موجودی پولم رو خرج میکنم واسه فردا خدا بزرگه !!!!! ولی باز مردد میشم و میگم نکنه با مشکل مواجه بشم نکنم پول کم بیارم! خلاصه انواع اما و اگرها و شک و تردیدها توسط شیطان به ذهنم خطور میکنه و این یعنی باور قلبی من هنوز اشکال داره.!!!! ولی باور استاد در حدیه که در یکی از ویس هاشون گفتند که از بندر عباس با خانواده فقط و فقط با یک کیف لباس مهاجرت کردن تهران!!!!!! کدوم یکی از ماها اینقدر روی کمک و بزرگی خدا حساب می کنیم؟ همش با خودمون می گیم حالا بریم شهر غریب با بی پولی چکار کنیم ؟با بیکاری؟ تکلیف بچه هامون چی میشه؟کسی رو اونجا نداریم؟؟ و هزاران تردید و ترس ….که همه وسوسه های شیطانه و ما هم با ایمان همراه با شرک بهش اجازه میدیم ما رو نگران کنه…..از خدا میخوام ایمان و باور ما رو نسبت به خودش محکم کنه ….
دورود بر هم فرکانسی های عزیز و دوستداشتنیم
سوال خیلی عالیی
دوستان نازم همه چه از باورهای مان نشأت میگیرد چه رونق باشد یا که رکود یعنی در همه جنبه های زنده گی هیچ بعد از زنده گی از آن مستثنا نیست و این را بیشتر زمانی توانستم درک کنم که در شهر که در آن زیست مینمایم در آن دو دانشگاه خصوصی وجوددارد که یکی آن خیلی امکانات و تسهیلات خوب و فیس خیلی پایین را فراهم کرده و همچنان در عرصه بازاریابی از لحاظ مالی بهای زیاد می پردازد ولی از ریس اش گرفته تا کوچکترین فرد آن به این فکر هست که امروز دانشگاه سقوط میکند؟؟؟؟؟…. یا فردا به افول مواجه خواهد شد؟؟؟؟؟…..ولی آن دانشگاهی دومی اصلا یک و صدم بهای مالی آن دانشگاهی اولی را در قسمت بازار یابی نمی پردازد و فیس اش دو برابر اون دانشگاه است و امکانات اون دانشگاه را نیز ندارد ووووووغیره اونو ندارد ولی باور بکنید که به اندازه محصل دارد که آن دانشگاهی اولی یک و صدم آن محصل را ندارد باور بکنید که این یک حقیقت است……… پس قضاوت با شماست دوستان خوبم!
سلام استاد عزیز و هم فرکانسی های عزیزم امیدوارم ک همیشه سلامتو شادو ثروتمند باشید
و اما جواب سوال
اول اینکه استاد ب خدا ایمان داره و ب اینکه فرکانس های ما هستن ک زندگی ما و اتفاقای زندگی ما و کسب و کار و رابطه و هر چیزی رو برای ما ب وجود میارن.
و دوم اینکه استاد بعد از اینکه قانون رو درک کردن و ب اون ایمان آوردن این کار بهشون الهام شده و استاد این کار رو رسالت خودشون میدونن و ایمان دارن ک بدون هیچ تبلیغ و زور بازویی میتونن بهترین درامد رو بدست بیارن.
سوم استاد هر روز و هر دقیقه روی خودشون ذهنشون باورهاشون و افکارشون کار میکنن پس این مسلمه ک مدار استاد با مدار خیلیا متفاوت باشه
دوست عزیز تو اگه باور داشته باشی ک این کاری ک میخوای شروع کنی بیشترین سود رو بهت میرسونه بدون اینکه صبح تا شب بریو کار کنی اگه باورهای ثروت رو توی خودت درست کرده باشی اگه ب خدا ب قانونش ایمان داشته باشی مطمئنن نتیجه هایی مثل نتایج استاد میگیری
توصیه من بهتون اینکه روی باور و افکارتون کار کنین و بعد اینکه ایده کاری بهتون الهام شد انجام بدین ن اینکه نا دیدش بگیرین نتیجه میگیرین .
با سلام
به نظر من استاد هیچگونه دغدغه یا نگرانی نسبت به کسب و کارشون ندارند و یه جورایی مطمئن بودن و هستن که در این زمینه به هر چی میخوام میرسن
خصوصیت اصلی استاد از نظر من اینه که با خودشون در صلح هستن و دنیای درونی آرامی دارند انقدر که مطمئن هستن که مثلاً الان شبه به همون اندازه مطمئن بودن که به هر چی میخوان میرسن و نگران هیچ مسئله ای نیستن و فقط به فقط از مسیر رسیدن به خواسته هاشون لذت میبرند و وقتی بهشون میرسن خیلی بدیهی هست ٫
و اما افرادی که کسب و کار دارن به نظرم اگه بیشتر روی باورهاشون ( توحیدی ،عزت نفس ،فراوانی،تکامل،٫٫٫) کار کنند خیلی سریعتر نتیجه میگیرن تا اینکه به طرق مختلف دنبال مشتری برای خودشون باشند یا رقبا شون رو هر روز رصد بکنند تا یک وقتی از اونا عقب نمونن و موارد دیگه
با تشکر از همه دوستان و استاد عزیزم
سلام ودرود خدمت دوستان گرامی
همانطور که استاد گفتن اصل و فرع بودن موضوعات مهمه و به نظر من داشتن باورهای مناسب اصل هر موضوعی هستش و راههای رسیدن به اون اهداف میشه فرعیات بارها و بارها دیدم که افرادی هستند که بیشتر از همه کار می کنند و نتیجه مناسب نمی گیرند
شاید بشه اهمیت باورها را به این تشبیه کرد که برای عبور آب از جایی اگر کانال و یا لوله مناسب نداشته باشیم اون آب در منطقه وسیع تری پخش میشه ولی اثر گذاری آن به مراتب کمتر میشه و شاید اصلا به مقصد نرسه پس باید اول اصل ساخته بشه و زیر ساخت آماده بشه که همون باور های مناسبه
با سلام خدمت شما استاد عزیز و دوستانم .صد ها هزاران مرتبه خداوند مهربانم رو شکر می کنم برای تمامی نعماتم در زندگیم.
با نام و یاد او شروع می کنم ، او که نامش شادی بخش روح و آرامش بخش ذهن است.
هر که سودای تو دارد، چه غم از هر دو جهانش * نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش…
ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺧﺮﻡ ﺍﺯ ﺁﻧﻢ ﮐﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺧﺮﻡ ﺍﺯﻭﺳﺖ * ﻋﺎﺷﻘﻢ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﺯﻭﺳﺖ
با دو تا بیت شروع کردم از سعدی که اولی از قدرت شماره 1 جهان میگه و دومی از زیبایی بی نهایت این جهان .
خب بریم ببینیم سر کلاس کسب و کار معلم چی از ما پرسیده:
به نظر شما، چه عواملی نتایج استاد عباسمنش را متفاوت کرده است؟ چه عواملی نتایج یک کسب و کار را متفاوت میکند؟
خب اول می خوایم بریم سراغ جواب سوال اول .راستیتش خیلی واضحه ولی من بازم از خداوند در این مورد کمک خواستم که ویژگی هایی رو از زندگی استاد بیاره که جواب سوال باشه.
با فکر کردن به این رسیدم که استاد در وهله ی اول متوجه شدم استاد روز به روز داره خالص تر میشه ؛حالا این یعنی چی .این همون روند تکامل انسان در مسیر درستشه .شما اول اگه ویدیو های اولیه ی استاد رو ببینی همش با کت شلوار و رسمیه که این رو القا می کنه علاوه بر توجه به موضوع ویدیو یه ذره هم به خودت برس ولی الان شما همش میبینی تمام توجه استاد به موضوع ویدیو هستش و داره برای ما زیبایی ها رو شرح میده بدون یه ذره توجه به اطراف و نظر دیگران.
وهله ی دوم به این اختصاص داره که استاد از خداوند در خواست هدایت می کنه تا راه های آسون تری رو جلوی راش بزاره که من ازش خیلی ازش استفاده کردم که واقعا بینظیره،و غیر مستقیم بگم این موضوع باز هم به قانون تکامل مربوطه.
وهله ی سوم توجه و تمرکز روی زیبایی هاس خیلی از ماها شنیدیم که خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد.
وهله ی چهارم نداشتن ترمز ذهنی.که خیلی مهمه وقتی که یه آدم می خواد کاری رو شروع کنه هزار جور بالا پایینش می کنه آخرشم به این نتیجه میرسه نمیشه و استاد همیشه اینو به من گفته که اوکی مهم نیست چقدر سخته یا راحت ما انجامش میدیم.
وهله ی پنجم اشاره به قانون رهایی داره که استاد عجله نمی کنه برای تولید محتوا و یا فروشش ،میاد و اونو میسپاره به خداوند بدون اینکه چوب لای چرخ خدا بکنه و خداوند هم که وعده ی پیروزی به ما داده هزاران برابر خواسته ی ما بهمون خواستمونو برمیگردونه.
خیلی عوامل دیگه ای هم هست که مهماش اینان . وعلا اگر شما هزاران نوع راه بازار یابی بلد باشی ولی افکار مناسبی نداشته باشی بازم تو رنج زندگی می کنی.
خب حالا بریم سراغ جواب سوال دوم.به نظرم خیلی سوال زیبایی هستش.
در وهله ی اول باید من برای تولید محتوا یا محصول صبور باشم <>یعنی اولش که می خوام شروع کنم از قوانین جهان استفاده کنم نه اینکه اول برم وام بگیرم.شاید این سوال تو ذهنتون پیش بیاد که وام که خوبه برای شروع کسب کار ،الان باهم تحلیلش می کنیم.پدر من دوستی داشت که در سال های 68 تا 70 فارغ التحصیل شد و در وهله ی اول یه وام 500میلیونی گرفت و یه کارخونه لبنیات توی کرج خرید و چند وقتی شروع به تولید محصول کرد و کارخونه داشت ورشکست میشد .این آدم کارخونه رو فروخت و تمام بدهی هاشو داد بدنی پشیزی نگه داشتن برای خودش.اون با مسافر کشی بازم شروع کرد و سال ها بعد سرمایه ی خوبی جمع کرد و با دوستانش شریک شد و در تهران کارخونه ی فراورده های گوشتی خریدن و بازهم ورشکستگی .این آدم مثل داستان مار گزیده دوبار از یه سوراخ گزیده نمیشه و مال این دوستمون دوبار گزیده شد به طروق مختلف ولی الان سرش به سنگ خورده و بازهم داره ثروتمند میشه همراه خانوادش از طریق درستش.این داستان پر از چیز های مفید و مضره که باهم تحلیلش کنیم .
نقاط ضعف داستان :
1_وام گرفتن :این کار اشتباه محضه چون قانون تکامل رو نقض می کنه.ما اگه پله های موفقیت رو پله پله در نظر بگیریم شما به طور معمول (راه درست)باید از پله ی اول بری بالا و پی کسب کارتو محکم بسازی تا هیچ وقت خراب نشه.ولی وقتی شما وام میگیری به طور غیر عادی مثلا در پله ی پنجم قرار میگیری و شرایط اونجا مخصوص به پله ی پنجمه و شما هم پول و شرایط مالی پله ی پنجم رو در اختیار داری اما نه از لحاظ ذهنی مال اون لولی نه تجربه که بدونی باید چیکار کنی(مهم ترین عوامل) به همین خاطر وام سمه برا انسان.
2_شریک شدن :این دوستمون و همچنین به طور خیلی خیلی شدید دلیل عدم موفقیت شون شریک شدنه .حتی خدا هم از شریک خوشش نمیاد نمیدونم اینا چطوری شریک میشن با یکی دیگه در حوضه ی کسب و کار.بیاین تحلیلش کنیم .وقتی شما شریک میشی مجبوری متعحد باشی به چیزی که شاید دوست نداشته باشی(احساس بد).و از طرفی شاید از لحاظ ذهنی شما در جایگاه بالایی باشی و شریکات لول پایین ذهنی داشته باشن در نتیجه منجر به شکست میشه.
نقاط مثبت داستان:
1_علاقه ی دوست پدرم به تولید محصولات غذایی .علاقه خیلی مهمه که این دوست عزیز عاشقشه.
2_نا امید نشدن در مسیر همون طور که گفتم این دوست بعد از دو بار ورشکست شدن اساسی بازهم نا امید نشده و داره بازهم میره جلو.
اینجا یه مثال دیگه یادم افتاد .یکی از دوستان پدرم در تهران استاد دانشگاه بود و سال 90 کارخونش 3میلیارد بدهی بالا اورد ولی بازهم امیدشو از دست نداد علی رغم اینکه زندگیش رو از لحاظ مالی از دست نداد و الان تو این شرایط به اصطلاح سخت اقتصادی 3 تا کارخونه ی بزرگ داره و یکی از کسب کار هاش ماهی 500 میلیون تومن براش پورسانت داره.واقعا پیشرفت چقدر لذت بخشه.
3_نداشتن ترمز ذهنی.که خودش واضحه
خیلی عوامل دیگه ای هستن که باید بهش اشاره بشه ولی بدونه یه ذهن درست هیچ کاری نمیشه کرد .یکی از چیز های دیگه ای که مهمه بروز بودن آدمه چون خیلی کمک میکنه به کسب و کار .یه مثال رو همیشه استاد خودش میزنه و میگه سال ها با اون همه کارمند و هیچ نتیجه ی مطلوب ولی الان با دو تا کارمند و این همه نعمت و زیبایی….
خیلی حرف زدم و الان یه ساعته دارم فکر می کنم و می نویسم امید وارم مفید بوده باشه.
آخرشم سعدی میگه:
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست در میان این و آن ، فرصت شمار امروز را
جوابش سادست
یک کلامه
چون اقای عباسمنش دنبال عوامل اصلی کسب و کار بود وهست نه عوامل حاشیه که عموما توسط عامه مردم انجام میشه
در کل وقتی مثل بقیه فکر نمی کنی مث بقیه هم عمل نمیکنی و نتیجه ای مث بقیه نمیگیری
به همین راحتی
تشکر از دوست خوبمان که با پرسیدن این سوال باعث ایجاد این مسابقه گردید و همچنین تشکر از استاد و همه خانواده صمیمی عباس منش
من اینطور میتونم به این سوال پاسخ بدم طبق چیزهایی که تاکنون آموخته ام:
جهانی که ما در اون درحال زندگی هستیم یک جهان فرکانسی است و ما هم یک دستگاه تولید فرکانس هستیم که فرکانس هایی رو از طریق باورهامون به جهان ارسال می کنیم و طبق قوانین دقیقی که خداوند در این جهان وضع کرده، فرکانس های ما رو به شکل اتفاقات و نتایج در مسیر زندگیمون قرار میده.
ثروت، سلامتی، روابط عالی، کسب و کار موفق، آرامش و هرچیز دیگری ذهنی هستند و در درون ما وجود دارند و برای رسیدن به آنها ما باید از درون به آن برسیم نه از طریق شرایط بیرونی.
من از جهان بینی توحیدی یادگرفتم که متوسل شدن به هر چیزی غیر خدا (که منبع و قدرت اصلی و یکتا خالق عالم هستی است) به نوعی شرک حساب میشه و استاد به بهترین وجه ممکن این مهم رو در خود نهادینه کرده اند.
تبلیغات و بازاریابی و کارهایی از این دست تمرکز کردن روی نکات فرعی است. نکته اصلی باورهای درونی ما، جهان بینی توحیدی ما و عزت نفس ماست که باید روی اینها کار کنیم.
من فکر میکنم تفکیک کردن اصل و فرع، و متمرکز شدن و پرداختن به موارد اصلی نتایج استاد عباس منش رو متفاوت کرده است.
خیلی خوشحالم که در جمع صمیمی و گرم خانواده عباس منش هستم :))
سلام دوست هم فرکانسی
چقدر خوب و عالی با اینکه مدت زیادی نیست در سایت عضو هستید اینقدر خوب همه چیز رو درک کردید
بهتون تبریک میگم
دیدگاهتون عالی بود