live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج - صفحه 265

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    79MB
    17 دقیقه
  • فایل صوتی live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    16MB
    17 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

4924 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 2235 روز

    چه عواملی نتایج یک کسب و کار را متفاوت می‌کند؟ چه عواملی سبب می‌شود‌، فردی مثل استاد عباس‌منش با اینکه آنچه را که متخصصین‌ علم بازاریابی مهم می‌دانند، انجام نمی‌دهد‌ اما در کسب و کار خود به موفقیت‌هایی دست می‌یابد که سایر کسب و کارهای آن حوزه، با وجود اجرای فرامین متخصصین بازاریابی، دست نیافته‌اند؟”

    استاد من فکر میکنم تفاوت در باورهاست

    تفاوت در فیلتر کردن ورودی ها و عمل به الهاماته

    شما از کارتون لذت بردید روش کار کردید

    و به الهاماتتون عمل کردید

    طوری که خودتون آموزش دیدید اونجوری هم توی سایت گزاشتید تا به دانشجوهاتون آموزش

    بدید البته دانشجوهاتون هم خودشون هرچقدر تلاش کردن و خواستن آموزش دیدن

    نتایج استاد به خاطر شکرگزاری

    و مهم نگرفتن این تکنیک ها

    و قرار دادن اصلی که لازمه در سایت

    البته استاد باکمک الله با شکرگزاری هدایت شد به اصل

    برای اینکه اصل رو پیدا کنی

    باید شکرگزاری کنی

    فیلتر کنی وردی هاتو

    به الهاماتت گوش کنی و عمل کنی

    وقتی اینکارهارو میکنی الهامات خودش میاد

    و همه الهامات در جهت شکرگزاری و احساس ارزشمندی بیشتر هست.

    و توی ساخت دوره ها هم از خداوند کمک خواست

    از شکرگزاری و دیدن توانایی های خودش خودباوری خودش کمک گرفت و گزاشت خداوند برکلامش جاری بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    فهيمه گفته:
    مدت عضویت: 2253 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلامی گرم خدمت استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته بی نهایت مهربانم و بقیه عزیزان

    .

    تکامل

    این نوع نگاه که من میخوام بهترین باشم بهت کمک نمیکنه..

    همین امروز و همین دو ساعت پیش داشتم برنامه ای میدیدم درباره شرکت Nvidia

    این کمپانی کار خودش رو با کارت های گرافیکی شروع کرد..نخستین محصول عمده‌ی انویدیا، کارت گرافیکی RIVA 128 بود که در دسامبر 1997 به بازار عرضه شد و با موفقیت مواجه شد. هم اکنون بسیاری کمپانی ها وابستگی های عمیقی به تولیدات این کمپانی دارد…مثل نت فیلیکیس ..مثل Hp ، آمازون..کمپانی مادر هوش مصنوعی که پلتفرم های دیگه زیر مجموعه اش هستن..

    یعنی این کمپانی انویدیا انقدر بزرگ هست در حال حاضر.

    سه تا بنیانگذار داره و اصلی ترینشون که بیشترین سهام این کمپانی رو داره آقای جنسن هوانگ هست ..ایشون نظر بسیار جالبی داره و میگه ما هیچ وقت ویژن برای چند ساله آینده نداریم…ما هیچ وقت محصولی رو برای اینکه در آینده مشکلی رو حل کنه نداریم…ما تمرکزمون روی تولید محصولاتیه که در حال حاضر مشکلی رو حل کنه…و میگه تکنولوژی هر روز تغییر میکنه و اصلا نمیشه برای آینده هدفگذاری کرد..ما برای امروز کار میکنیم…

    و میبینیم که همچین فردی الان به غول تکنولوژی تبدیل شده ..چیزی که استاد در این فایل بهش اشاره کرد …اصلا با این دید که میخوام نفر اول بازار خودم بشم …کمک نمیکنه …به نظرم حتی شاید باعث پسرفت هم بشه …چون ذهن همین که بشنوه میخواهی خیلی بزرگ بشی ، از همون قدم های اول جلوتو میگیره…واسه همینه استاد همه اش میگه تکامل.

    من اینو باور دارم که اهداف بزرگ داشته باش…ولی قدم هات رو کوچیک بردار..

    ولی ته دلت بدون تو جزئی از خداوندی و توانایی خیلی بزرگ شدن رو داری…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1278 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    شکرت به خاطر عشق ایمانی که در قلبم قرار دادی ومنو کشوندی به این الماس بزرگ

    و چقدر ارامش ورفتارهام الهی درس کردی

    تبلیغ

    شنیدن حرف خدا شنیدن اون جوابی که میخاستی

    من بزرگ ترین اتفاق زندگیم زمان دریافت بزرگترین هدیه ام بود

    رابطم سرد شد اروم اروم تا درجه ای که دیگه واقعا دنبال راه حل بودم دنبال حل مسلم بودم و جوابی به شیرینی همه زندگیم اومد اگاهی خالص به سادگی کشف شد

    که از اون کشف کارم شده کشف بیشتر ایمان ومعجزات زندگیم

    خیلیا میرن زیر نظر های اموزش بازاریابی که میگه اگه میخای محصولی به فروش بره باید یه تابلو بزرگ جلوی همه بزاری ببینن برن سراغش

    ولی وقتی به خدا بسپریم برات میفروشه

    اون موقعه که من دنبال حل بودم اولین ایده هام اشتب وسخت جواب ندادن ولی کمی بعد جواب طلایی جواب حل واقعی راه حل همیشگی براش اومد

    من روزی معجزه هدایت به سایت کلی قدرت داره و میتونه کلی معجزات دیگه روز های طلایی بسازه

    البته معجزات من فقط اون روزا نیس خیلی ماجزات طلایی هست تو زندگیم

    خداجونی شکرت برای این ارامش سکوت تمرکزی که قدم اصلی هدایتیت میزارم و ایمانمو بیشترر بیشتر میکنم

    میدونی اون یه جنس ایمان یه اگاهیه منطقی

    زهرا از خدا هدایت بخواه که قدم اصلی با درکش بهت بگه که با ایمان انجام بدی

    الان خدا بهش گفت ببین من مشتریو از جایی که فکرشو نمیکنی به سمتت میکشم کسی که تشنه این اگاهیه و زندگیشو میترکونه وهمین اتفاقم شد

    کی این کارو کرد خدا

    و استادم با ایمان به قدم ها حرفایی که خدا میزد خیلی ساده گفت

    زهرا خیلی ساده رو شونه خدا نشست

    خیلی ساده ارزش ساخت با خدا همکاری کری کرد دمت گرم قلبم باز شد

    منم ازت هدایت میخام همکارت باشم ارزش خلق کنم

    میخام یادم باشه همه چیشو از تو بپرسم اونجوری که تو میگی باشه

    میخام ایمانم با لیاقت باشه

    ایمانی واقعی باشه

    همونی کع راحت منو به خودش وصل کرد وهدایتم کرد جواب داد اجابتم کرد همواره تو همه چیزه زندگیم اجابت میکنه

    منم همون جوری که واقعا خودمو لایق دونستم برای حل

    همون جوری که ایمان داشتم حل میشه

    همون جوری که خاستنه واقعی وقوی بود

    خدایا شکرت اتفاق افتاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 920 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان

    آگاهی های این فایل برای من

    بیش از نیاز ما ثروت و فراوانی در این جهان وجود داره این یکی از باورهایی هست که من خیلی باید روی خودم کار کنم

    قبل اینکه بخوام کسی رو نصیحت کنم برگردم به رفتار و عملکرد خودم نگاه کنم و سعی کنم که انقدر عملکرد خوب و عالی داشته باشم که دیگران به این طریق از من الگو بگیرند

    زمانی که ورودی های ذهنم رو کنترل میکنم و مدیریت ذهن رو یاد میگیرم آرام تر میشم و الهامات خداوند رو بهتر میتونم بشنوم

    همیشه به اصل توجه کنیم اصل اینه که تمرکزمون رو بگذاریم روی خودمون به دیگران کاری نداشته باشیم شخصیتمون رو عالی کنیم کیفیت کارمون رو عالی کنیم باورهامون رو درست بسازیم بقیه کارها خود به خود حل میشه

    در پناه خداوند شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سعیده آقایاری شیخ نشین گفته:
    مدت عضویت: 2266 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    خدایا ازت میخوام کمک کنی بنویسم آنچه بهم کمک میکنه تا عملکرد بهتر داشته باشم….تعریف عملکرد بهتر هم شما مشخص کردی…یعنی عمل اصلی من بندگی شماست…تسلیم بیشتر به جریان هدایت شدن از راه هماهنگی با فرکانس شماست….یعنی ناظر ذهنم باشم تا افکار و اعمالم بیشتر با توحید منطبق بشن…روی باورهای توحیدی بیشتر کار کنم تا بهتر درکشون کنم و بهتر بتونم ازشون استفاده کنم…تلاش به عمل به توحید در زندگی روزمره باعث میشه من با فرکانس خداوند (منبع همه خواسته های من) هماهنگ تر بشم…و مسیرهای بهتر و بهتر برام باز میشه…جریان هدایت منو به ایده ها و راهکارهای بهتری میرسونه که باید بهشون عمل کنم…عمل به ایده های الهامی باعث میشه نتایج به صورت تکاملی بهتر و بهتر بشه…من این روش رو این دستورالعمل رو دارم اجرا میکنم و دارم ازش نتایج عالی میگیرم

    امروز صبح بالاخره تونستم بعد از مدتها صبح زود بیدار بشم…یه حسی بهم گفت برم پارک محله…قبلا این حس با من حرف میزد اما من نمیشنیدم…یا بهش بی توجهی میکردم…اصلا باور نداشتم این کلامی که توی گوشم زمزمه میشه منشا اش از خداست…اما از بس فایلهای استاد رو شنیدم باور کردم چنین چیزی وجود داره…استاد مثل یه آدمی که خیلی بااشتها غذا میخوره و وقتی میبینیش حتی اگه گرسنه ات نباشه دلت میخواد ازش بچشی…جوری با ذوق و شوق از نتایج شون حرف میزنن و اعتبار همه رو به دریافت هدایت های الهی ارتباط میدن….داستان هدایت هاشون رو با جزییات تعریف میکنن…آیات قرآن وعده های خداوند به مومنان رو جوری با عشق تعریف میکنه…که ما ناخودآگاه دیگه ملکه ذهنمون شده که اصلا راه دیگه ای وجود نداره…اگه من با دنیای بیرون ارتباط نداشتم یعنی سر کار نمیرفتم و صبحتهای آدمها رو نمیشنیدم واقعا دیگه یادم میرفت که اصلا راه دیگه ای بجز ارتباط با رب برای موفق شدن هست…یعنی یادم رفته گذشته خودم چجوری بودم…

    در حال حاضر تنها راهی که همیشه به نظرم میاد این هست که من روی این آگاهی ها کار کنم…خودم رو در معرض کلام خداوند و آگاهی های سایت قرار بدم…خودم رو با این آگاهی های بمباران کنم بعد میدونم که اتصالم به خداوند باعث میشه سوالاتم و نیازهام از مسیرهای درست و به موقع به آسانی برطرف میشن…

    واقعا من الان نمیتونم به راه دیگه ای فکر کنم

    الان که فکرش رو میکنم از سالها قبل همیشه برام سوال بود که چرا برندهای معروف انقدر هزینه تبلیغات میدن….همیشه وقتی دوستام یا فامیل با شگفت زدگی میگفتن فلان فوتبالیست مثلا انقدر با نایکی قرارداد بسته…تا تبلیغ کنه برای این کمپانی…واقعا میگفتم مگه کسی هست نایکی رو نشناسه؟ مگه اصلا این برند نیاز داره به تبلیغ؟ یا خیلی برندهای دیگه…همیشه هم جواب بقیه این بود که توی بچه ای از این چیزا چی سر میاری…اونا یه عالمه رقیب غول دارن…وقتی اونا انقدر تبلیغ میکنن باید اینا هم تبلیغ کنن…یک تئوری دیگه این بود که از دل برفت هر آنکه از دیده برفت…اگه دیده نشی مشتری هم سراغت نمیاد

    فکر من این بود که من باید عالی بشم و وقتی عالی شدم من مشتری های خاص پیدا میکنم…حالا درسته تعریف عالی برای من به خاطر باور کمالگرایی و هزار باور محدودکننده که ریشه در عزت نفس پایین داشتند خیلی دور از دسترسم شده بود…اما من یه الگویی داشتم اونم شرلوک هلمز و برادرش بودند…وقتی داستان شون رو خوندم که شغل شون رو اختراع کرده بودند…خیلی برام جالب بود…باز با همون باور محدودم میگفتم خارج چقدر خوبه اونجا شما میتونی شغل دلخواهت رو اختراع کنی…وقتی دیده بودم این دو برادر علاقه شون به حل مسائل در دو حوزه کاملا متفاوت رو تبدیل به بیزنس متناسب با شخصیت شون کرده بودند…و هر دو بسیار ثروتمند بودند در همون نوجوانی این رویا در من ساخته شد که بخوام توی علاقه ام رشد کنم به بقیه مشاوره بدم…برم خارج تا شناخته تر بشم تا بتونم ثروتمندتر بشم…یعنی من از کسانی بودم که این باور رو داشتم که فقط خارج میشه به ثروت زیاد رسید…اینجا اصلا برای شغل من فایده نداره…بعد هم به جای تمرکز روی بهبود خودم اومدم تمرکز کردم روی چگونگی رفتن به خارج….و چون توی ذهنم سختش کرده بودم جهان هم بهم سخت میگرفت….

    اما از زمان آشنایی به استاد من با همه مقاومتهایی که توی یکی دو سال اول داشتم کم کم اون باورهای قدیمی شل شدند…خلاصه من رفتن به خارج رو رها کردم و سپردمش به دستان قدرتمند رب

    شروع کردم به بهتر کردن خودم در همینجا….و گسترش دادن خودم

    مثلا خواسته اخیرم این بود که در کارم باز مهارتهام رو بهتر کنم…کار کردن در جای خاصی مد نظرم بود اما ترس هم داشتم…اما واقعا میخواستمش…چند روز نگذشت به طرز معجزه آسایی آگهی دیدم که اونا کسی رو میخوان…رفتم درخواست دادم گفتن کسی رو گرفتن…بعد گفتم اگه علاقه داشتید با من تماس بگیرید…به یکی دو روز نشد که تماس گرفتن میتونی از همین ماه بیای…یکی مهاجرت کرده ما نیاز به شما داریم…

    همین الان هم وسط نوشتن این کامنت یهو بهم زنگ زدن و همه کارها رو خودشون انجام دادند و من رفتم برای هماهنگی ها…به امید الله از هفته آینده میرم شروع به کار میکنم…تا همین الانش توی جلسات آموزشی کلی چیز یاد گرفتم و هیجان دارم باز یاد بگیرم….

    اصلا من درخواستی برای کار ندادم فقط این ایده در ذهنم چرخید که برم یه همچین جای بزرگی کار کنم و این آگهی رو هدایتی دیدم…

    پس هدایت کار میکنه

    پس هدایت اصل و اساسه…

    پس هدایت وقتی نعمتی رو بهم میده که من آماده دریافتش باشم….

    پس من باید روی خودم کار کنم که این اصلی ترین کارمه

    آدمهای مناسب از هر جایی از دنیا باشند منو پیدا میکنند

    من نیازی به الگوی بیرونی ندارم…زندگی خودم بزرگترین گواهه برام که مسیر هدایت چجوری کار میکنه…

    من زمانی میخواستم با خارجی ها کار کنم…باز هم دستان خداوند از راه های بسیار دور، متخصصین رشته من آدمهای سرشناس از آمریکا و کانادا و استرالیا و سنگاپور اومدن و به من فرصت همکاری دادن و من یاد گرفتم….اعتماد به نفس ساختم…توانایی هایی خدادادی ام رو پرورش دادم و به چشم دیدم…تا ما از توانایی در عمل استفاده نکنیم و نتیجه ازش نگیریم اعتماد به نفسی ساخته نمیشه…اعتماد به نفس فقط در عمل ساخته میشه

    دو تا از دوستانم بیزنس شخصی خودشون رو شروع کردن در یک رشته یکسان…هر دو همکلاسی های دانشگاهم بودن و از نزدیک میشناسم شون….یکی از اونها فقط روی یک زمینه کار میکنه…یه دستگاهی خریده و با اون خدماتش رو ارائه میده…خیلی هم دقیقه…و کارش خوبه…گزارش هاش رو میبینم واقعا دقیقه…حتی یکی از آشنایان گزارش هاش رو برده بود کانادا متخصصین اونجا کف کرده بودن…کلی تحسین اش کرده بودند…این دوستم حتی یکبار بهم نگفته برام تبلیغ کن…یا ندیدم توی فضای مجازی بخواد برای خودش تبلیغ کنه

    اما دوست دیگه ام نمیگم کیفیت اش بده…اما شنیدم از دوستان که کامل نیست…عالی نیست…و حتی پشیمون شده بودند کسی رو براش ارجاع کردند…اما مدام توی کار تبلیغ هست….در تمام فضای مجازی و هنوز کار رو شروع نکرده رفته تعداد زیادی دستگاه گرون خریده…حتما هم دلیل اینکه انقدر تبلیغ میکنه این هست که به خاطر اونهمه وام حتما زیر فشار هست…اون استرس حتما نمیذاره بخواد تمرکزش روی بهبود خودش باشه…با اینکه خیلی دختر خوبی هست اما تا به حال چندین بار شنیدم که پرسنل اش باهاش به مشکل برخوردن و ازم خواسته کسی رو معرفی کنم…مدت افتتاح کسب و کارش از دوست دیگه ام کمتره اما اونقدر آگهی استخدام ازش دیدم که جای تعجبه

    در صورتی که دوست دیگه ام تا بحال نشیندم با پرسنل به مشکل برخورده باشه

    یکی دیگه از منطق های استاد برای اینکه تبلیغات نمیکنند یا از پلاگین های خاصی برای پربازدید کردن سایت استفاده نمیکنن این هست که قرار نیست همه مشتری این محصولات باشند…استاد همیشه شعارش اینه من روی خودم کار میکنم و جهان آدم مناسب رو سر راه من قرار میده…اصلا مشتری مناسب کیه؟ کسی هست که دقیقا به اون محصول نیاز داره…متعهده…محصول رو تهیه میکنه و نتیجه میگیره و خود اون آدم میشه بهترین تبلیغ برای اون کالا

    اگه من با بدو بدو و تبلیغات آدمها رو بیارم تا وادارشون کنم از خدماتم استفاده کنن اما من آماده ارائه خدماتی متناسب با نیاز اون آدم نباشم اون وقت نتیجه بد میشه و این فرد اصلا تبلیغات سو میکنه برام

    چیزی که ماها توجه نمیکنیم این هست که بجز هزینه ای که اغلب کسب و کارها برای تبلیغات میپردازن…هزینه های سرسام آوری هست که برای بیمه ها میدن…برای شکایات و خسارات به مشتری هاشون میدن…چه به وکلاشون چه به خود مشتری ها…حالا اینا منهای هزینه های روانی درگیری های این نوع از مسائل هست

    پس از خدا میخوام منو هدایت کنه به مسیر تکاملی هدایتی هموار…که در این مسیر من تمرکزم روی خودم هست نه اینکه بازار چطوره…کمکم کنه که من بهتر بشم و در بهترین زمان درست و مناسب من هدایت بشم به مدارهای بالاتر…آدمهای مناسب بیان سراغم…تبلیغات اصلا کار خداست نه من….

    یه جمله ای از استاد خیلی توی گوشم زنگ میزنه….خدای من کیهان رو مدیریت میکنه…کسب و کار کوچیک من رو نمیتونه مدیریت کنه که براش به قدر ارزن هم نیست؟

    امروز داشتم به این فکر میکردم که خداوند چه قدرت نافذی داره که بدون نیاز به دیده شدن اینجوری قلب ها رو به تسخیر میاره…که استاد هر بار از کارش میگه نمیتونه نگه اعتبار اصلی به خدای من برمیگرده…به من میگه برو توی دل ترس هات من با اینکه نمیبینمش بهش اعتماد میکنم و انجامش میدم….چیزی که شاید اگه آدمی ازم بخواد به خاطر حرفش که انقدر واضحه با گوشام میشنوم کمتر بهش اهمیت میدم اما به حسی که در وجودم شکل میگیرم بیشتر اعتماد میکنم

    البته من کلی روی خودم کار کردم اما هنوز اعتمادم به خدا یک از صفر هم نیست…اما انصافا بیشتر از قبل سعی میکنم بهش گوش بدم….

    از خدا میخوام بهم توکلی مثل استادم بده…بهم باورهای قوی مثل استادم بده که نتایج زندگی ام باز هم بیشتر و بهتر بشه

    خوشبختی این روزهای زندگی من تجربه کردن بیشتر خداوند در همه گام هام هست…میگه برو بیا بشین اینکارو بکن…گوش میدم چشم میگم…خیلی اوقات هم گوش نمیدم اما به اندازه ایمان الانم عمل میکنم و زندگی ام واقعا آسون تر شده

    دیروز خیلی نجواهای ذهنم مسخره ام میکردن برای کارهایی که میکنم…حرفهایی که اخیرا کسی بهم زده بود ناراحتم کرده بود…گاهی آدم از این جملات مسخره آدمها خسته میشه که چقدر یکسری نداشته هات رو به رخت میکشن و هر بار میبینن هم اون حرفها رو میزنن…جالبه خسته هم نمیشن…البته من مثل قبل اهمیت نمیدم چون از این مسیر نتیجه گرفتم و فعلا قصد ندارم جا بزنم اما از کلام قرآن که شفای دلهاست کمک گرفتم…این آیات رو اضافه میکنم شاید برای بقیه هم راه گشا باشه:

    سوره حجر

    وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمَا یَقُولُونَ

    ما می دانیم که تو از آنچه می گویند، دلتنگ می شوی. (97)

    فَسَبِّـحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَکُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ

    پس [برای دفع دلتنگی] پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی و از سجده کنان باش. (98)

    وَاعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّىٰ یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ

    و پروردگارت را تا هنگامی که یقین بر تو فرا رسد.، بندگی کن. (99)

    سپاس الله ای رو که این کلام زیبا رو به زبان استاد جاری کرد

    شکر که امروز هم در این کلاس درس حضور داشتم :))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 1325 روز

    سلام به همه دوستانم

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته

    چقدر صحبت های این فایل من رو عمیقأ به فکر فرو برد اگر چه بارهای این فایل رو دیده بودم اما نکته بسیار مهمی که می‌خوام بهش اشاره کنم یک «چرا» ساده است. چرا من می‌خوام بهترین باشم حالا در هر چیزی که بهش علاقه دارم پول، شغل و…

    چرا من می‌خوام ثروتمند ترین فرد بشم یا چرا در شغلم بهترین باشم، وقتی یه چرا در کنار اینها میزاریم باورهامون خودشون رو نشون میدن

    چون می‌خوام هر چی دلم میخواد داشته باشم

    چون می‌خوام هر جا دلم میخواد سفر کنم

    چون می‌خوام ببخشم

    چون می‌خوام سالم ترن خوراک رو استفاده کنم

    چون می‌خوام تجربه ای که اگر با ثروت میشه داشت تجربش کنم و…

    استاد به قول خودتون در ثروت 1 میگید بعد از یک جایی به بعد دیگه ثروت اون رنگ اولیه خودش رو نداره جایی که که ما می‌خوایم همه چیز داشته باشیم و بعد بهش میرسیم و بعد از اون فقط می‌خوایم آرامش داشته باشیم و کاری رو انجام بدیم که عاشقشیم و با اون کار عشق میکنیم هر روز به عشق همون از خواب بیدار میشیم.

    الان که دارم برای چندمین بار این فایل رو گوشش میدم فیلم رو نگه داشتم و با خودم گفتم واقعا چرا؟ چرا من می‌خوام بهترین توی کارم باشم بعضی اوقات احساس میکنم دارم زور میزنم برای انجام یک کاری که بشه و نمیشه و وقتی رهاش میکنم فرداش اتفاق میوفته خیلی شگفت انگیزه این رهایی همون در حال زندگی کردنه بنظرم در حال که باشیم اتفاقات خوب خودشون سراغمون میاد.

    توی یه فایلی که در باره تجسم صحبت میکنید میگید وقتی یک موضوعی رو تجسم میکنید باور های مخرب یا ترمزهای اون رو میتونید راحت پیدا کنید.

    مثلا اگر من دارم به ثروت فکر میکنم و در واقع دارم تجسمش میکنم یهو میگم این کار رو میکنم اون کار رو میکنم مسافرت میرم هدیه برای خودم و خونوادم میخرم بعد میخورم به اینکه نکنه گمراه بشم نکنه کار غیر اخلاقی هم با اون پول بکنم اینجا یک باور مخرب در میاد حالا باید برم روی اون باور کار کنم الگو پیدا کنم تا اون رو به یه باور خوب تبدیل کنم.

    سر همین فایلتون هم همینطور شد من میگم چرا من می‌خوام این همه ثروتمند بشم با این همه ثروت می‌خوام چی کار کنم بعد که ثروتمند شدم که البته بایدم بشم و سیر بشم از هر آنچه که می‌خوام داشته باشم تا بتونم بگذرم تا بتونه رها بشه ذهنم بعد رسیدم به اون «چون» ها.

    یه جای دیگه توی همین فایل میگید

    “این باور و این نگاه که من می‌خوام در رقابت با بقیه در مقایسه با بقیه می‌خوام اون برترینها باشم اگر یک نفر خداوند رو جهان هستیم رو درک کرده باشه میگه من می‌خوام به استقلال مالی برسم…”

    این نگاه اگر در رقابت با در مقایسه یا شبیه اینها باشه خودش از خداوند دور شدنه از منبع دور شدنه باز هم بحث توحیدی میاد وسط که اگر هر کاری می‌خوایم انجام بدیم فقط و فقط باید برای رضای خدا و در مسیر به سمت خواسته های او باشه ولاغیر. به باور من (البته اگر اشتباه میکنم در این مورد بگید) این هم خودش از همون شرک هایی هست که به قول پیامبر مثل مورچه سیاه در دل تاریکی شب بر روی سنگ سیاهه. از این حیث که من دارم برای رقابت برای چشم و همچشمی برای خودبرتری و… می‌خوام فلان موفقیت رو کسب کنم مصداق شرک خفی هست چرا که هر عملی فقط باید در جهت رضایت پروردگار باشه. البته این برای کسانی هست که چنین دیدگاهی داشته باشند خب خیلی ها هم هستند آگاهند و قوانین رو درک کردند ‌و با نگاه توحیدی می‌خوان به ثروت می‌خوان به موفقیت برسند که جهان رو جای زیباتری برای زندگی کردند بکنند.

    انشاالله همه ما با تمام وجود عمل کنیم به آیه ایاک نعبد و و ایاک نستعین و فقط و فقط او را عبد کنیم بندگی کنیم و تنها و تنها مطلق از او استعانت،یاری،کمک بخواهیم.سخن کوتاه کنم

    خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشیّ و ما (نظامی)

    انشالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1614 روز

    به نام خدای معجزه ها

    سلام استاد قشنگ و مریم زیبا

    و سلام به دوستای این حوالی

    به رسم معرفت بی نهایت سپاس گذارم بابت این فایل فوق العاده

    گاها واقعا لازمه ی چرتکه بندازیم بین ذهن و روح ببینیم چخبره. چک کنیم ببینیم اینا با هم رفیقن یا روبروی هم وایسادن و میخوان دوئل کنن. بد نیست هر گاهی خودمون ایمانمون رو بزاریم کفه ترازو و وزنشو چک کنیم ببینیم سنگینی میکنه یا نه قبل از اینکه جهان این کارو کنه. اصلا ببینیم ایا اصلا ما خودمون کدوم طرفی هستیم دوست داریم کدوم کفه سنگینی کنه برامون.

    و سوال پر معنی دوستمون منو وادار کرد بشم قاضی بین عقل و قلب.

    وقتی به قول ی دوستی ما فقط پوسته قانون رو درک میکنیم فک میکنیم بشینیم تو خونه و هیچ عمل فیزیکی انجام ندیم از اسمون و زمین هرچی که میخوایم برامون میباره چونکه مدعی هستیم باورهامون رو تغییر دادیم. اما برای منی که هزاران نتایج دیدم تا این لحظه زندگیم زمانی مطمئن شدم که باورهام واقعی هستن که منو وادار میکردن ی کار عملی انجام بدم هر جا هر فکری یا هر ایده ای به ذهنم میرسید که پشتش هیچ عمل فیزیکی نبود قشنگ میدونستم که مسیر اشتباه رو داره میگه.

    اصلا وقتی باورت درست شده باشه تو رو وادار به حرکت میکنه و شاید هزاران بار این مسیر رو رفته باشی اما این بار بهت میگه قطعا نتیجه ای داره و تو قشنگ از مسیری که چندین بار رفتی و‌نتیجه نگرفتی وقتی با این باور جدید حرکت میکنی توپ طلا منتظرته. همین سال قبل وقتی کارمو شروع کردم بهم گفته شد برو چندین شهر دیگه تو سایت تبلیغ جنستو‌کن اولش گفتم بابا تو همین شهر خودم مشتری سایت ندارم چه برسه استان دیگه اما من دیگه مچ گرفتن رو خوب بلد بودم گفتم به من گفته شده من انجام میدم نتیجه مهم نیست.

    اولین اگهی تبلیغاتی رو مشهد زدم دومین اگهی شهرکرد و‌سومین اگهی اصفهان و بعدیش بندر عباس و بعدیش اهواز

    دقیقا مشهد جنس فروختم حتی اصفهان حتی شهرکرد و حتی بندر عباس و اهواز شد شهری که هر هفته جنس بفرستم.

    اونجا بود که من با تک تک سلول های بدنم متوجه شدم باوری قوی شده که بعدش تو رو وادار به حرکت کنه تورو انگیزه ای بده که تمام نشدن هارو ی تنه کاور کنه. من دیگه دلیلی برای استپ نداشتم

    این شد ی الگو که هر جا هر باوری میخواستم بسازم میگفتم حرکت بعدیش چیه باید چیکار کنم باید چه اقدامی کنم؟و این شده بود ی خط مش برای ساختن هر باوری

    دقیقا همین امروز اول صبح یکی واقعا بهم گفت امروز کلا بیخیال باش کلا هیچ اگهی فروش نزن اصلا نمیخواد چیزی اگهی کنی خودش میفروشه. یکی از همکارا پیام داد چی داری جنس؟ گفتم امروز اجازه فروش ندارم گفت چرا گفتم امروز نوبت خداست بفروشه من هیچ کاره ام یکی دیگه از همکارا پرسید گفتم امروز قرنطینه هستم گفت یعنی چی گفتم امروز اجازه اگهی جنس ندارم اجازه ندارم لیست موجودی بفرستم میخندید میگفت یعنی چی گفتم هیچی بیخیال

    ولی من واقعا میدونستم که تو تو‌قرنطینه ام و اگه قراره فروشی باشه خودش انجام میده که دقیقا هم همین کارو کرد.

    بدون هیچ تلاش من حداقل امروز 3 میلیون سود به من رسوند. بدون اینکه من کوچکترین تلاشی کرده باشم.

    قطعا اگه غیر از این بود جای تعجب داشت که کارکرد قانون اوکی نیست.

    وقتی هدایت میشه و من انجام میدم یعنی من سهم خودمو رفتم نوبت اونه که سهمشو انجام بده.

    اصلا همین دم غروب وقتی موقع تایم ناهار و شام من یکی شد و عزیز دلی عاشقانه برای من غذا درست کرد ی همکار قدیمی چت با مزه ای رو با من شروع کرد و نتیجه این شد که اون بشه تامین کننده جنس و من بشم توزیع کننده. این چیزی بود که چند روز پیش خیلی خالصانه ازش خواستم من خواستم این بود ی لینک تهیه جنس به من بده کاملا خالص و من باید بهش خودمو ثابت میکردم. باید از لینک قبلی کنده میشدم و دقیقا لینک قبلی اعلام لیست موجودی کرد و من با اینکه مشتری داشتم اما گفتم من با خدا بستم اون قراره خودش جور کنه. یعنی من اون روز اقدام عملی رو کردم و امشب خدا جوابشو داد نمیتونم بگم این لینک جدید قطعا همونی هست که باید باشه اما خدا کمتر از دو روز بهم گفت ببین حواسم بهت هست تو فقط نگران نباش و خیالت تخت باشه هر جا سپردی به من و توکل کردی من دو دستی قاپیدم و دارم کاراشو انجام میدم

    یعنی حض کردمااااا

    انصافا اگه جز این بود خیلی جای تعجب داشت یعنی قانون میرفت زیر سوال

    خدایا هزاران بار شکرت

    نگاه خدا همینقدر همه جوره حواسش هست حتی نمیزاره شک به دلت بیفته حتی نسبت به کارکرد قانون چه برسه نسبت به خودش. و هر جا سریدی دختر قطعا پای شیطان وسط بوده و نتیجه شرک خودت بوده.

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  8. -
    نیلوفر فولادی گفته:
    مدت عضویت: 1906 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عباسمنش عزیزم، خانم شایسته دوست داشتنی و خانواده عزیزم.

    فایل سیزدهم از پروژه ی خانه تکانی ذهن، گام به گام.

    نکات مهم و آگاهی های فایل:

    _ما چیکار داریم بقیه چیکار می کنن؟ ما کار ِ خودمونو انجام بدیم. باید توی کسب و کار تمرکز رو از روی “رقبا” برداریم. باید توی فلسفه ی شما رقیبی وجود نداشته باشه.

    _بیش از نیاز انسان ها: ثروت هست ، فراوانی هست ، نعمت هست ، اینجوری نیست که فکر کنیم یه نعمت محدودی هست حالا همه دارن می ریزن سرش ، دارن میخورنش، اگه دیر برسی بقیه خوردن. یا نباید بذاری بقیه بخورن، تا تو بهش برسی و… ازین صحبتا که همه جا میگن.

    _ سعی کنید که اعتقادتون روی فراوانی باشه. سعی کنید کاری به بقیه نداشته باشید. کسب و کار بقیه رو چک نکنید. سایت بقیه رو چک نکنید.

    سوال: چی میشه که خیلی از افراد توی کسب وکارشون هیچ تبلیغاتی انجام نمیدن ، ولی فروش بالایی دارن و درآمد بالایی دارن. و برعکس افرادی هم هستن با تبلیغات خیلی زیاد امّا فروش و درآمد خاصی ندارن؟

    (اگر بخوام جواب خودمو به این سوال بگم ، بعد از سالها آشنایی با استاد عباسمنش عزیزم و استفاده از فایلهای هدیه و محصولات ارزشمند سایتشون دیگه برای همه ما بچه های سایت کاملا واضح و روشنه که اصل و اساسی که استاد نه تنها کسب و کار ، بلکه کلّ زندگیشونو روی اون بنا کردن همون توحید و تکیه و توکل کردن فقط و فقط به اون نیرو و منبعیه که تمام هستی از اون شکل گرفته ، و همون نیرو داره تمام هستی رو اداره می کنه ، به همه چیز آگاهه و هر لحظه در حال پاسخ دادن به درخواست های ماست. این دیگه کاملا برای ما که داریم با آموزه های استاد کار می کنیم واضح و آشکاره که استاد روی عوامل بیرونی هیچ حسابی نمی کنن. و تمرکزشون فقط روی کار ِ درست و انجام دادن اون کار با بهترین کیفیت هست. و خداوند بقیه کارهارو براشون انجام میده.

    و این در مورد همه کسب و کارهایی که به این شیوه عمل می کنن صدق می کنه. وقتی باورهای درست وعالی درمورد خودمون ، کارهامون و محصولات و خدماتمون و همچنین باورهای عالی درمورد کسب ثروت داشته باشیم ، نیازی به این نداریم که به دیگران پول بدیم تا مارو معرفی کنن.

    وقتی شخصیت زیبا برای خودمون ، و کیفیت بالا برای محصولات و خدماتمون ارائه میدیم ، دیگه سمت خودمونو انجام دادیم و خداوند به بی نهایت طریق و خیلی ساده و راحت و آسون مشتری ها ، و افراد مناسب رو به سمت ما هدایت می کنه.

    درمورد خودم تجربه ای اگر بخوام بگم ، چون من کار هنری انجام میدم و در اینستاگرام کارهامو به اشتراک میذارم ، من تا حالا هیچ تبلیغی نکردم حتی به این شکل که از دیگران بخوام پیج منو معرفی کنن ، ولی فالوورهای زیادی جذب پیج من شدن فقط و فقط بخاطر کیفیت و خلاقیتی که توی آثارم بوده. و من همه اونهارو از طرف خدای مهربونم میدونم.

    جالبه این چندروز ذهنم درگیر یه موضوعی بود و می دیدم یه عالمه از هنرمندانی که تو حوزه کار من دارن فعالیت می کنن، به گروه هایی پولهای نسبتا قابل توجهی میدن تا مثلا یکی دوتا از کارهاشونو تو فلان نمایشگاه و بهمان موزه و گالری به نمایش بذارن ، تا مثلا دیده بشن یا رزومه جمع کنن و شناخته بشن.

    هیچ وقت درون من نتونست بپذیره که برای دیده شدن یه همچین کارهایی انجام بدم ، هرچند ظاهر خیلی شیک و موجهی داشته باشه! به نظر خودم کارهای من اونقدر ارزشمندن که نیازی ندارم پول بدم بقیه کارامو به نمایش بذارن. خودشون دیده میشن و خداوند هرروز داره ابزارهای ساده تر و در دسترس تر و رایگان در اختیارم قرار میده تا آثار زیبام نه تنها توی یک فضای محدود ، بلکه در کلّ دنیا دیده بشه.

    جالبه که کارهای من با همین به اشتراک گذاشتن ساده توی یه شبکه اجتماعی بدون هیچ هزینه و برو بیایی ، از سرتاسر دنیا دنبال کننده و بیننده داره و هر روزم به لطف خدای مهربونم داره بیشتر و بیشتر میشه. چون من فقط به حس درونم اعتماد می کنم.

    حالا اگه آدم بتونه در مورد کسب ثروت هم باورهای عالی بسازه از همین راه های ساده و بدون هزینه نه تنها در کل دنیا شناخته میشی ، بلکه یه عالمه ثروت و موفقیت مالی هم وارد زندگیت میشه.)

    _بین “اصل” و “فرع” تفاوت قائل بشید. بفهمید چی اصله که باید بیشتر تمرکز کنیم روش و چی فرعه؟

    تو این دنیایی که همه دارن همه حرفی میزنن ، کدوم “اصلیه که داره کارو انجام میده؟”

    با این نگاه باید بیایم عمل کنیم به اصل! دنبال فرع نریم. وقت زیادی نذاریم. این مطالبو نخونیم که مثلا چه شیوه های فیلمبرداری… با یه موبایل ساده هم میشه کارو پیش بُرد. هیچ دوربین خاصی لازم نیست. هیچ تکنیک خاص و هیچ ژانگولر بازی هم توی بحث تولید محتوا لازم نیست…غیر از خود ِ اون محتوا ، غیر از اون اساس و اصل محتوا.

    _اگه داریم به بقیه راه درست رو می گیم ، “یه تلنگر هم به خودمون بزنیم.” آدمی نباشیم که فقط نصیحت کنیم. فقط به بقیه بگیم راه درست چیه. کسی رو نصیحت نکنیم مگر اینکه خودمونم انجام بدیم اون کاری که میگیم درسته.

    بعد از مدتی عملاً نیازی به نصیحت کردن نیست. رفتار انسان ، فرکانس انسانه که کارو انجام میده واقعا. یعنی افراد از حرفای شما تاثیر زیادی نمی گیرن. افراد از رفتار شما تاثیر می گیرن. از اعمال شما تاثیر می گیرن. حرفو که همه می تونن بزنن. کاری نداره

    _ اگر داری به کسی کمک می کنی خیلی خوبه. داری هدایتش می کنی. کمکش می کنی. بهش ایده میدی. راهکار میدی. میگی باید اینجوری افکارتو کنترل کنی. باید اینجوری زندگی کنی. باید اینجوری رفتار کنی و….و…و…

    ولی همیشه گوشه ی ذهنت باشه که:” خود ِ من اولین نفر باید سعی کنم که اینجوری عمل کنم. ”

    هیچ کمال‌گرایی هم نباشه. که حتما صددرصد همونجوری که میگم عمل کنم. سعی کنم عمل کنم ، از یه درصد شروع کنیم بشه 5درصد و 10 درصد و 20درصد و…بره بالاتر

    _ خیلی خیلی مهمه که ما درک کنیم قوانین جهان هستی رو. بدونیم که تمرکزمونو روی چی بذاریم. چی مهمّه. چی مهم نیست.

    خداجونم شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    هدیه کردی گفته:
    مدت عضویت: 1914 روز

    سلام سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربونم

    سلام به دوستان خوبم توی این مسیر توحیدی و بهشتی

    موضوعی که توی این فایل گفته شد

    ما باید حواسمون باشه که روی اصل تمرکز کنیم

    دقیقا همون چیزی که سبک شخصی خودمون هست

    به دنبال احساس درونیمون بریم

    چیزی که بهمون گفته میشه رو انجام بدیم

    وقتی قلبت میتونه باهات حرف بزنه

    وقتی احساست میتونه بهت بگه چیکار کن

    وقتی تو کاملا آگاه هستی به آگاهی درونت

    پس چرا بیایی به چیزی که همه میگن گوش بدیو بخوایی که مثل بقیه عمل کنی

    استاد عزیزم دلیل موفقیت سایتتون و خودتون و زندگی تون توحیده و تمام

    چرا میگم توحید

    چون شامل همه چیز میشه

    شما داریک قدرت میدین به آگاهی دنیا نه قدرت بدین به آگاهی مردم

    شما میایین توی مسیرتون به چیزایی هدایت میشین که باورشو ساختین و خواسته شماست

    قلبتون باهاتون حرف میزنه

    توحیدی که به تو میگه چیکار کن چیکار نکن

    یه مثالی دارم از این مسائل تبلیغات که دوسدارم واقعا تعریفش کنم هر موقع هم ذهنم بخواد بیاد بهم بگه برای تبلیغات و ویو اینکارو بکن من این الگو قوی رو میدم بهش

    استاد جانم من توی پیج اینستام کم فعالیت میگردم

    و شاید دوتا پست بیشتر نداشتم از خودم

    با 200 تا ویو 100 تا فالوور

    و بعد یه ویدئو گذاشتم که فقط سرفا جهت اینکه یه فعالیتی باشه از من توی پیجم و پیجمو میخواستم و تصمیم داشتم کم کم روش کار کنم

    دقیقا وقتی من این پست رو گذاشتم توی اینستا

    بعد از یک هفته ویو رفت میلیونی

    و فالوور های من از 100 نفر شدن 6 هزار نفر

    توی یک هفته همه این اتفاقات افتاد

    و من اصن توی پیجم فعالیت نداشتم

    هیچی حتی یدونه استوری و یدونه از اون نکاتی که بقیه میگفتن باید انجام بدی رو انجام ندادم

    گفتم اصن ولشکن اگه به این باشه من‌نمیخوام

    میخوام به هدایت درونم وصل بشم و چیزی که قلبم باهاش راحته برم جلو

    دقیقا وقتی تصمیم گرفتم که فقط به هدایت هام گوش بدم این اتفاقات قشنگ افتاد برای من

    چقدر برام درس داشت چقدر برام خوب بود

    استاد همه میومدن ازم میپرسیدن چجوری ؟

    گفتم من نمیدونم چجوری

    فقط دنبال هدایت هات باش

    متوجه حرفم نمیشدن و میگفتن برو بابا رفتی فالوور فیک خریدی

    گفتم حالا تو بگو فیکه

    ویو رو که تو دیگه نمیتونی بری بخری

    اینو گفتم کلا دیگه رفت توی خودش

    وقتی اومدین گفتین توی این فایل که شما از قانون های دیگران و قانون های بازاریابی استفاده نکردین و انقدر سایت توحیدی داره میره جلو و میاد بالا

    فقط یاد این تجربه خودم افتادم کا واقعا همینه

    آدم وقتی کیفیت کارش بالا باشه

    وقتی ایمان داشنه باشه

    وقتی توی کارش سعی کنه بهترین خودشو ارائه بده

    درسته بقیه نمیبینن ولی خدا که هست

    خدا داره میبینه

    پس انسان هارو هدایت میکنه به سمت تو

    این داستان هدایت

    این داستان درون

    و این داستان عمل به این دوتا خودش تکاملیه

    چون من یه زمانی برای فالوور و ویو خیلی کارا میکردم

    ادیت های خفن

    بدم بقیه تبلیغات کنن برام پیجمو تگ کنن

    استاد اللن همینجوری توی اکسپلور میرم میبنیم پستام همش توی پیجای بقیه است

    بقیه دارن تبلیغات میکنن برام بدون اینکه من بدونم

    و خبر داشته باشم

    پستای منو میزارن

    توحید وقتی توی زندگیمون باشه

    خدا خودش همه چیز می‌شود همه کس را

    خدایا شکرت برای وجودتون

    الهی هزار مرتبه شکر که هستین

    عاشقتونم

    چقدر مسیر زندگیم داره روون تر میشه هر روز

    احساس میکنم تغییراتو

    احساس میکنم این همه نتیجه ها همش نتیجه کار کردن روی خودمه

    و استاد عزیزم خانه تکانی ذهن مثل یک دوره پولی باید بهش بها بدیم و تمرکز بزاریم

    چون هیج فرقی با دوره نداره

    حتی میتونم بگم

    من با خانه تکانی ذهن فهمیدم که باید اصن چجوری قوانین رو در عمل پیاده کنم که هنوزم کار دارم

    خدایا شکرت برای این فرصت

    استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربونم عاشقتونمممم

    چه‌گنج رایگانی روی سایت قرار دادین

    عاشقتونم یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    ستاره گفته:
    مدت عضویت: 1884 روز

    سلااااام

    استاد عزیزمممم

    تشخیص اصل از فرع

    چقدر زیبا ودلنشین صحبت کردید

    درمورد نتایج خودتون گفتید من تنها کسی که دیدم خلاف جریان میره وانقد عالی نتیجه گرفته شمایید

    همه انقدر قانون برای اینستاگرام ودیده شدن برای چندتا لایک بیشتر ساعتها زمان میزارن

    من خودم پیج زدم کارهامو گذاشتم انقدر منو تشویق میکردن بیا فلان ساعت پست بزار روزی 3 استوری وریلز زیاد درست کن تا ویو بگیری

    از این چرندیات واقعا به هول ولا افتا ه بودم حالم بد بود هم احساس عقب افتادن بودن از بقیه بخاطر اینکه از وقتی با شما اشنا شدم از این فضا دور بودم هم اینکه همش باید مراقب پیج وساعت میبودم که کی بزارم لایک و ویو بیشتری میگیره وسعی کردم تکامل رو رعایت کنم واصلا فالور برام مهم نباشه وفقط عکس کارمو بزارم بیام بیرون به گفته ی شما والان عجله ای ندارم اروم اروم کار تولید میکنم وعکس میزارم دیگه اهمیتی نداره برام چه ساعتی بزارم یا چند نفر بپسندن یا نه فقط میخوام تمرکزی روی باور هام کار کنم قلبم یک صدا مدتهاست بهم میگه روی خودت کار کن تا جریان الهی هدایتت کنه به مسیر وشغل درست اگر همینه کمکت میکنه رشد کنی اگه چیز دیگه ای یه هدایت میشی

    استاد شما همیشه جزو مثال های منید برای منطقی کردن باورهای جدید که استاد چندین شغل عوض کرد وقتی درمسیر درست قرار گرفت خدا هدایتش کرد وحتی شد اولین در این حوزه پس اعتماد کن وروی خودت کار کن بهت گفته میشه

    زندگی خیلی بدی بود همون مدت کوتاه که فقط ظاهر خوب بسازم برای تایید گرفتن از بقیه جو بسیار سمی ومقایسه ی شدیدی هست که اگر داخلش باشی بخوای یا نخوای مقایسه شکل میگیره که تمام تلاشمو میکنم به کمترین حد استفاده برسم وفقط جنبه اموزش وکارم رو پیش ببرم

    این جمله تون رو دوست دارم در ذهنم حک کنم که «رقیبی وجود نداره بیش از اندازه نیاز ادمها نعمت وثروت وفراوانی هست» دقیقا درسته

    من یاد نگرفتم طلب کنم

    واقعا یه باور جمعی شده که انگار نعمت ها یه تعداد مشخصی یه که فقط همونه یه سری از قبل برداشتن یا باید اونو بگیریم یا اون باقی مونده رو بجنگیم بگیریم

    واینکه همیشه تو فایلهاتون میگید بی ایراد نیستی وشما هم باورهات هنوز ایراد داره خیلی به من به شخصه کمک کرد چونکه توی ذهنم یه فردی ساخته بودم از شما که 100٪ عمل میکنه من هم نمیتونستم بی ایراد باشم واین مقایسه باعث میشد فکر کنم هیچ وقت به جایگاه درک ونتایج شما نمیرسم

    یه مورد دیگه اینکه به جای نصیحت دیگران اول به خودم بگم دقیقا درسته انگار من حفظ میکردم چی درسه چی غلط وبه بقیه بگم ولی خودم خیلی جاها نادیده بگیرم وعمل نکنم چقدر این جمله نکته داره که فقط روی خودم کار کنم وکاری به بقیه نداشته باشم من به حدی رشد میکنم که بقیه ازم الگو میگیرن چون رفتارمو میبینن

    خیلی ممنونم استاد عزیزم بابت اگاهی های نابت

    خدایا شکرت

    عاشقتوووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: