این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-68.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-05 09:44:212024-11-08 05:33:53live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
4924نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عباسمنش عزیز، خانم شایسته عزیز و دوستانم در پروژه خانه تکانی به صورت گام به گام
خداراسپاسگزارم که با حداقل و اندک ایمان و قدرتی که در وجود خود میدیدم منو هدایت کرد
خداراسپاس که اینجا اینجا هستم و تا الان 13 گام ،13 قدم را برداشتم و هر گام خودم متعهد به کامنت گذاشتن و خوندن کامنتهای دوستان عزیزم کردم
خداراسپاس یک بستری مثل سایت استاد عباسمنش وجود داره که میتونم برای رشد خودم و رسیدن به جواب سوالات و پیدا کردن راه ها وقت بذارم
امروز به خودم گفتم کاش برای تیم فوتسالی که در آینده قراره اونجا بازی کنم
محیطی که میخوام توش زندگی کنم و
هر جایی که رفت و آمد دارم در سطح و کیفیت این سایت باشه
خداروشکر که امروز هم فرصت اینو داشتم که از این فرصتی که خداوند بهم داده یعنی فرصت زندگی استفاده کنم، با اینکه خیلی خسته و کوفته بودم و بدنم درد میکرد و با احساس ناجالبی بلند شدم چون خیلی من از اینکه صبح ها بلند شم مقاومت دارم من از پارسال که دور و برم رو خلوت کردم شروع کردم که صبح ها بلند شدن ولی نتونستم دوام بیارم خیلی سخت بود
هر روز احساس میکردم یک جنازه رو باید از روی تخت بلند کنم بلند میشدم روزم رو شروع میکردم ولی بسیار در مقابل تغییر مقاومت داشتم و هنوزم دارم
و نمیفهمیدم برای چی دارم بلند میشم فقط میخواستم یک راهی پیدا کنم و تغییر کنم و این اصرار من باعث شد من زده بشم و
بعد از اون رها کردم و دیر تر از خواب بلند میشدم
تا همین هفته های قبل یعنی از روزی که گام اول را شروع کردم صبح زودتر بلند میشم
البته این تصمیم قبل از اینکه متوجه پروژه بشم گرفتم بخاطر اینکه تصمیمی گرفته بودم که تنهایی برای اولین بار برم اهواز هم بر ترسام غلبه کنم به عنوان یک قدم و قدمی دیگه اینکه خودم به تیمی معرفی کنم
قبلا تنهایی سفر داشتم ولی همش با حساب کردن روی اینو اون که اگر رسیدم مقصد تنها نباشم
ولی اینبار اینطوری نبود هم اسم علاقم وسط بود هم نشون دادن ایمانم به شکل واقعی
خداروشکر میکنم اما امروز با اینکه بازم برام سخته بلند شدن ولی هر روز در ادامه روی انرژیم کار میکنم بعد از 2 ساعت باز زمان میذارم و سعی میکنم روی تغییر باورها و صداهای ذهنم تمرکز داشته باشم
تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
میخوام از استاد و همینطور از علاقه و کار خودم بگم
دلیل اینکه استاد میگن من این کارایی که بقیه اساتید بازاریابی میکنن و آموزش میدن نمیکنم
دلیلش اینکه استاد بسیار باور قدرتمندی داره که تنها راه رسیدن به ثروت حرکت در مسیر علایقم هست انجام کاری که من (این من میتونه هر انسانی باشه) وقتی بهش میپردازم حالم خوبه لذت میبرم مهم تر همه نگران هیچی نیستم و باهاش عشق میکنم
مسیر من، مسیری که ازش لذت میبرم
پس همین خدایی که این اصل مهم رو بهم نشون دادی و منو هدایت کرده قدرت اینو داره که مشتری یا فالور یا شاگرد یا آمار بازدید بسیار زیاد از سایت یا هرچیزی که برای رشد کارم احتیاج دارم بهم بده و استاد اینو منطقی میکنه و کرده
یادم هست که توی دوره راهنمایی عملی استاد یه مثال منطقی داشت میگفت که همونطور که خدا داره این سیارات و خورشید و… توی مدار خودشون به گردش در میاره بدون اینکه بخواد زور بزنه یا تقلا کنه همینطور خودش با یه انرژی
به دور مدار مخصوص خودش میگرده چرا زندگی من اینطور نباشه منم میخوام بیزینس و… بدون اینکه من زور بزنم که هندل کنم چیزیو توی مسیر خودش حرکت کنه
توب کامنتهام از دوره راهنمای عملی خیلی میگم چوون من با این دوره نتیجههای گرفتم و توی مسیر علایقم قرار گرفتم و خیلی دوس دارم دوباره توی مدارش قرار بگیرم و اینبار علاقه خودم با باور توحیدی و ثروت ساز بسازم
چیزی که از حرفهای استاد توی فایل متوجه شدم اینکه من خیلی باور دارم که خودمونیم که داریم با کانون توجهمو زندگیمون رقم میزنیم
خود این فراوانی و ثروت می آفرینه
خود این عزت نفس می آفرینه
خود این احساس لیاقت می آفرینه
در نتیجه استاد عباسمنش بجای اینکه بیاد روی رشد و پیشرفت و کارها و اقدامات هم صنفی های خودش تمرکز بذاره تمرکز 100 درصدی میذاره روی خودش
اصلا اونوقت چه دلیلی داره که بره مدام سرچ کنه فلان آقا یا فلان خانم داره از چه روش های بازاریابی یا سخنرانی یا… داره استفاده میکنه
تمام تمرکز 100 درصد خودش میذاره که رشد کنه و به هیچ کسم فکر نمیکنه
خداروشکر که در این مسیر منو قرار دادی
در مورد خودم چون من فوتسالیستم و از 18 سالگی فوتسال شروع کردم با فایلهای رایگان و دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها و مهم تر همه عمل کردن به الهامات و صداهایی که میشنیدم.
خیلی خوب تکاملم طی کردم برای شروع چون من به خانوادم گفتم کنکور سفید میدم و میخوام برم فوتسال و اونا هیچ کدوم نه باور نه فکرش میکرد و من جدی ام توی این قضیه
تونستم راه خودم پیدا کنم و به اندازه که روی ذهنم کار کردم توی سالن و تمریناتم و بیرون از اون پیشرفت کردم یادم اوایل هر روز هر رشدی که داشتم بعد از تمرین مینوشتم توی کانالم
و توجه میکردم بهش
هنوزم اون کانال دارم
یه عالمه اتفاقات خوب رقم زدم
و اجازه ندادم فرع منو گول بزنه
اما از اونجا که ما خیلییییی فراموشکار هستیم
فراموش کردم و نتایجی که داشتم آرامش و احساس ارزشمندی نسبت به علاقم یا بهتره بگم کارم هر روز کمتر کمتر شد بهتره بگم نابود
و الان امروز بعد از گوش دادن به فایل و البته خوندن چند صحفه از کامنتهای این صحفه
از خودم یه چیزی متوجه شدم که من اصل درک نکردم اینکه ذهنم هنوز درگیر اینکه چه کاری انجام بدم
مثلا الان که هفته 4 لیگ برتر هست و به زودی لیگ 1 داره شروع میشه من نه تونستم تیمی برای خودم پیدا کنم
و تمریناتی که اینجا با این تیم داشتم هم کامل گذاشتم کنار چون قشنگ دیروز بهم ثابت شد که هیچچچچچ گونه ارزشی برای علاقه من یعنی فوتسال در هیچ کدوم ابعاد کارم قائل نیستن و اگر اینجا بخوام کامل توضیحش بدم اصلا اینقدر مسخررررررررس رفتارهاشون که همگی میخندین و میگین اینا دیگه کی ان تا کجااا میخوام ادامه بدن
خداروشکر که برای خودم ارزش قائل شدم و جدا شدم
بخاطر همین مدام ذهنم میگه خوب برو مربی شو خب برو پیج بزن درمورد فوتسال و فوتبال بگو
خب برو با توپ حرکت بزن و فیلم بگیر بذار
ولی این اااا چیزی نیست که من میخوام
یا مثلا هنوز که هنوز به من میگن چرا نرفتی دانشگاه و خونه ای چرا
همه اینا نشونه اینکه من هنوز مسیر علاقه شخصی خودم باور نکردم و نداشتم بخاطر همین احتمال زیاد توی این مدت هر تمرین و کار و قدم و زحمتی هم کشیدم در مسیر و هم جهت با علاقم نبوده در مسیر و هم جهت با نتایج و رشدی که میخوام نبوده و اتفاقا منو دور کرده بوده
و همینطور هیچوقت نتونستم به مرحله ای برسم که از علاقم پول در بیارم چون به ایدم و مسیرم اونقدری باور نداشتم و
باور های خوبی ام ندارم
که مثلا بگم من فوتسالیستم و این شغل منه اصلا به شکل شغل توی ذهنم نمیبینمش
بخاطر همین به مربی و شاگردای سالنی هدایت شدم که اونا هم فوتسال اولیت آخرشون و اصلا باور ندارن که فوتسال میتونه شغل بشه
و به عنوان فوتسالیست خودشون شاغل بدونن
هدایت شدم به مربی و هم تیمی هایی که فکر میکند فوتسال یه تفریح که آخر هفته بیایم یه توپ بزنیم بخاطر همین هم یه سری جریانات اتفاق افتاد و یکسری تبعیض ها قائل شدن برای فوتسال نسبت به بقیه رشته ها اون سالن که همین مفهوم و پیام میداد
بنظر من اصل و اساس و جواب سوال این دوستمون اینه
و بقیه مباحث مثل بازاریابی و فروش و فالور و شاگرد و.. چجوری باشه برمیگرده به اینکه چه باورهایی داریم و مسلما هرکس به باور خودش هدایت میشه
باورهای توحیدی استاد جواب سوال این فایل است که این باور توحیدی من سعی کردم که تا جایی که میتونم درموردش صحبت کنم، این باور توحیدی جا داره بیشتر از زاویه های دیگه در موردش صحبت بشه بخاطر همین یه باور خاص نیست بلکه مجموعه ای از باورهای هم ریشه است که این نتایج بینظیر رقم زده برای استاد،
بخاطر همین برمیگردم همون جمله اصلی کامنتم که ما داریم با کانون توجهمو اتفاقات زندگیمون رقم میزنیم و این خودش باورهای فراوانی میسازه لیاقت هم میسازه
هرچقدر که من این اصل مهم درک کردم بقیه موارد هم درک میکنم
خداروشکر میکنم بخاطر اینکه تونستم این آگاهی ها این مطالب رو اینجا بیاد بیارم و بنویسم و قومی برداشته باشم در جهت رسیدن به رویاهام و آرزو هام و احساس خوب درونی خودم
این آگاهی ها خیلی ارزشمنده چون من بعد از سال دوباره دارم آرام و کم کم بیاد میارم
از خدای خودم میخوام کمکم کنه که عمل کنم و این چیزایی که نوشتم رو بتونم به عالی ترین شکل ممکن حتی فراتر از تصورم عمل کنم
آخ چقدر قشنگ میشه که من روزی برسه که از علاقم که برای اینکه توی مسیرش قرار بگیرم همه چیز دادن به درآمد برسم
خودم رئیس خودم باشم خودم بیشتر از همیشه کشف کنم
از دوستان عزیزم که چندین گام از من جلوتر هستن بخاطر کامنتهای خوبشون بسیار سپاسگزارم
اگه اتفاقی برای یک نفر تونسته پس توهم راحت میتونی دیگه انجام بدی با تکامل
مثلا…
خونه 180 میلیاردی مگه هست توقم دیشب با حشاب کتاب اینکه بهترین قیمتام باشه نیس حرف الکی بوده وهمه مسخره میکردن من یاده حرف استاد افتادم وقتی
تو راه حرکت میکنی موفقیت همینجور جادویی رشد میکنن بزرگو بزرگتر میشن شاید برا بقیه یه دروغه ولی هست ومنطقی هم نباشه
تو تحسین کن
خبرهایی از موفقیت ایلانو تحسین میکنم خدایا بیشتر بهش بده براش ببارون نور برکتو زهرا میشه ارزش بیشتر بهتر ساده تر خلق کرد
خبرهایی از دارایی خونه 180میلیاردی که من خودم شک کردم صدو هشتادو میلیارد چجوری بنویسم خخخ ولی میدونم هست میدونم میشه وتو راه خواسته هر خواسته ای ممکنه وایده اش میاد
من دوست دارم همیشه تو راه مستقیم تو راه نعمتها باشم تو راه دوستی وارتباط با رب از این ازادی ولیاقت ازادی شکر
تفاوت بین اصله وفرع
دلیل اصلی موفقیت چیه اتفاقی بعد این فایل به فایلی هدایت شدم در مورد همین موضوع دقیق یه لحطه شک کردم بعد گفتم برم یادم میاد موضوع دلیل اصلیه موفقیته بعد عجیب دیدم اره برخوردم به دوتا فایله پشته سر هم در مورد علت اصلی موفقیت
درکه که بهش رسیدم
باورها در مورد موفقیت بود
گاهی خبراهایی میشنوعی منطقی نیس خیلی بیشتر شبیه مسخره بازی تا واقعیت
مثل برای الان ما خونه 180 میلیاردی شبیه دروغه ولی وقتی باور اینکه خدا بی نهایت بخشنده مهربان
باور اینکه خدا با هدایت بنده هاش توی راه نعمتاش تکاملی پشت سر هم نعمت میبخشه و این موقعه ها بدون مقایسه بقیه کنی از روی نگرانی بقیه چه دست اوردایی تو هیچ چیز تحسین کن میشه این نتیجه های کوچیکت روزی بزرگ خواهند شد
بعضی چیزا ظاهرشم خیلی منطقی بود اشتبه فرعه
مثلا فلان افراد موفق که همش تو کار تبلیق هستند یا خیلیا که کارشون با تبلیغ قبول دارن که باید دیده بشن
ولی یه باور طلایی هست
اصله محصول با کیفیته تبلیقات وجاشو اینا فرعه
مثلا یکی محصول خوب بده یه جا پرت باشه مغازش کوچیک بزرگ لوکس هرچی مهم نیس مهم کالای با کیفیته
مثال
استاد درسهای قانون الهیو که درک کرده اموزش میده ساده وماهم راحت با دستای خدا هدایت میشیم وبه کار میگیریم ورشد میکنیم
حالا ساعته استاد لوکیشن کفش اسمش رنگ چشماش اینا فرع ینی مهم نیس خیلی ساده
ما یه اصلی داریم تو جهان که در کل کشورها یکیه: آدمهای ثروتمند دنبال کار با کیفیت هستند و حاضرند بهاش هر چقدر هم که باشه رو بپردازند.
وقتی که شما این رو درست درک کنی، دنبال این هستی که کیفیت کارت رو بهتر و بهتر کنی. خدمت یا بیزنسات رو سادهتر، زیباتر، در دسترستر قرار بدی و ارائهاش کنی و این سوال تو ذهنته که چطور کیفیت کارت رو بهتر کنی؟ و این یعنی اینکه تمرکزت، روی کار خودت هست.
ولی خیلیها این تمرکز رو میبرن روی تبلیغات الکی، شکست حریفان و خیلی کارهای بیهوده دیگه…
خیلیها هم که قانون رو نمیدونند، میرن دنبال حرفهای قلمبه سلمبه و توهم میزنن که سواد دارن، مثلا “استراتژی اقیانوس آبی”، “اصول بازاریابی مدرن” و… آقاجان، قانون کیهانی از هر علم دیگهای صدها سال جلوتر و بهتره.
اینکه تو تمرکز بزاری رو کارهای رقیبات، انرژی بزاری که نابودشون کنی، طبق اصل قانون، رقیبهای بیشتری برای خودت میتراشی! و انرژیت بجای اینکه صرف توسعه بیزنس خودت بشه، صرف کارهای الکی دیگه شده.
نظر قانون در این باره چیه؟
ثروت بی انتهاست و برای هر کسی، بیش از نیازش ثروت و نعمت هست.
شما هر بار با پیروی از الهاماتت، همیشه به راههای بهتر و ثروتسازتر هدایت میشوی.
قانون میگه اگر شما در جهت نابودی دیگران کار کنی، فقط خودت رو نابود میکنی. چون خداوند به هر کسی اجازه رشد و زندگی داده. شما توجهات رو از فقر بردار، بزارش روی فراوانی، اونوقت میبینی دیگه تمایل نداری اصلا ببینی که چکار میکنه.
نگاهی بندازیم به تبلیغات:
پیش خودتون فکر کنید، چی میشه یه مغازه کوچیک مثل لباس فروشی، خرازی، بستنی فروشی همیشه پر مشتری هست و هیچ تبلیغی هم نداره؟
چرا اینقدر سرشون شلوغه؟ اونم تمام سال!
در پاسخ به این سوال میرسیم به کارهای اصل و کارهای فرع که شما بانجام کارهای اصلی، نتایج بزرگ خلق میکنی و کارهای فرعی خودبخود حل یا رفع میشن.
بازم بریم سراغ قانون و بیان کارهای اصلی:
🟢 فراوانی هست، برای هر بیزنسی بینهایت مشتری هست. و البته که باورهای افراد تعیین میکنه چقدر مشتری داشته باشن.
🟢 مشتریها به سمت شما هدایت میشن. البته که کارتون باید با کیفیتتر باشه.
🟢 از زندگی و کارت لذت ببرید. این آخری تنها مربوط به کار نیست و در تمام زندگیتون باید از این زندگی لذت ببرید. هر چقدر لذت و شادیتون بیشتر باشه، نعمت هم بیشتر میاد.
البته لذت همراه با رشد و بزرگ شدن شخصیت دیگه، نه اینکه مشروب بزنی من میخوام لذت ببرم.
اینا اصولی هستن که باعث گسترش یه کسب و کار میشن.باعث وفوور نعمت و مشتری تو کسب و کارت میشن.
این رفتار شماست که نتایج رو خلق میکنه! حرف رو که همه میزنن! اگر شما رفتار و اعمالت نشون میده دنبال تبلیغات نیستی و حرص نمیزنی، این نشون میده چقدر باور ساختی! این نشون میده که فراوانی جهان رو بهتر درک کردی، هدایت مشتریها به سمتت رو بهتر درک کردی و نتیجه افزایش ثروت و نعمت تو زندگیته.
اگر میگی فراوانی هست ولی در به در تبلیغ میکنی که تو رو خدا بیاید بخرید، این معلومه که داستان رو نفهمیدی.
آدمی که قانون رو بلده از خودش و تواناییهاش البته تبلیغ میکنه، از محصولاتش و خدماتی که میده، حرف میزنه و اونارو بخوبی معرفی میکنه، منظورم اینه که شما پول بدی به یک شخص دیگه که اون بره، برای شما مثلا تبلیغ کنه! در واقع کسی که نتونه محصول و خدمت خودش رو خوب معرفی نکنه، اون بیزنس خوبی نخواهد داشت. ولی فرقه بین اینکه تو با احساس ارزشمندی خودت رو تبلیغ کنی با اینکه تو با احساس فقر و کمبود، پول بدی یکی دیگه راجع بهت یا بیزنسات حرف بزنه. اگر جهت رو کم کنی و ثابت کردن خودت تبلیغ میکنی که دیگه فاتحه بیزنسات خونده شده و این برات یه تله و دام هست. اما وقتی با خلوص قلب و خدمتگذاری داری کار میکنی، افراد ” فرکانس شما رو دریافت میکنن” و همراهت میشن. بدون هیچ تبلیغی!
حالا بیاید نگاهی بندازیم به فرعیاتی که ظاهرشون فقط قشنگه، زرق و برق الکی!
* کت و شلوار و بسیار اتو کشیده باشید.
این خوبه که آدم مرتب و تمیز باشههاااا
ولی یه سریها ادا درمیارن که مثلا پرستیژ بالا و فلان، بعد اینقدر خدمت و محصولاتشون بیکیفیت هست که آدم میگه اینا هیچی بارشون نیست. تو سخنرانیهاشون چرت و پرت میگن. یه مثال بزنم! یه ورکشاپ رفته بودم، طرف وسط ورکشاپ، پشت میکروفن، مشغول خوردن خوراکی شد! بنده خدا تعارف هم زد به اون چهل، پنجاه نفر… بعد با باورهای محدودش گفت: میدونید دیگه، تدریس شغلی هست که آدم وسطش ضعف میکنه و … منم حالا این رسااالت افتاده بر دوشم و….
* برای ضبط چندین دوربین و استودیو حرفهای لازمه
اینم از همون کلاس بازی درآوردنهاست دیگه، کمالگرایی و محدودیت. بعد میبینی با افکتهای فلان و غیره…یه کلیپ بدون محتوا 10 دقیقهای تولید میکنن که عملا نمیشه بیش از 10 دقیقه باشه، چون تهیه همون کلیپ 3 روز زمان میبره.
* استفاده از علللللللم روووز
این یکی دیگه واقعا چرته!
مثلا ادعا ”استراتژی اقیانوس آبی” میدونید چیه؟ انکه بزن حریف رو نابود کن که تو زنده بمونی! بعد اینو بزار کنار فراوانی ببین چقدر پوچه! میگم یه سریها توهم با سوادی دارن و تو عالم هپروت سیر میکنن ولی من بخودم یادآوری میکنم، اگر تو این مسیر خطرناک برم، این مسیر هیچ انتهایی نداره و من بیشتر و بیشتر نابود میشم.
اگر من درک کنم در مقابل خداوند که فراوانی کل جهان هست، من چقدرر کوچیکم….میتونم بفهمم که این منم که باید بزرگ بشم، باید تغییر کنم و باید رشد کنم.
جهان بیرون من آلردی درست هست، کاریش نمیخواد بکنم، من باید تغییر کنم. من باید رشد کنم.
در پناه الله مهربان، ثروتمند در تمام ابعاد زندگیتون باشید که ثروت خودشه
اصل چیه؟ افکار و باورها و فرکانس های خودم خالق صد در صد تمام تجربیات زندگیم است
برای خلق زندگی دلخواه باید به کنترل ذهن و کنترل ورودی ها بپردازم مهمترین مسله توجه لحظه ای به احساسم و کانون توجهم است
اگر دارم به رابطه عاطفی خوب فکر میکنم ولی حالم خوب نیست یعنی در مسیر خلق ناخواسته هستم یعنی دارم خلاف جهت میرم
حالا فرع چیه
در روابط عاطفی فکر کنیم فلان عامل بیرونی باعث داشتن آن رابطه دلخواه است مثلا سن خانواده وضعیت مالی زیبایی و ….
توحید یعنی همه قدرت را بدی به خدا در هر زمینه ای
شرک یعنی بقیه مهم آن بقیه باید خوششون بیاد فلان عامل را باید داشته باشم فلان ویژگی را باید داشته باشم
فرع یعنی رفتن دنبال نخود سیاه و گمراه شدن از مسیر و جاده اصلی که به قول استاد سوت زنان شما را به خواسته هایتان میرساند
این قانون سهل و ممتنع هست آنقدر راحته که باورش نمیکنیم سختش میگیرم
باید اصل درست بشه تا فرعیات هم به خودی خود دزست بشه درست کردن اصل سمت من است و اوکی کردن فرعیات سمت خداست، اصل همان جهاد اکبر است که سمت من است و وقتی من تو جهاد اکبر موفق عمل کنم خدا تمام جهاد اصغر ها (فرعیات)را به نفع من اوکی میکند، یعنی همزمانی ها پیش میاد اون چیزی که فکر میکردم نقطه ضعفمه میشه نقطه قوتم دستان خدا میاد ایده ها میاد در زمان و مکان مناسب قرار میگیرم اون اتفاق یا اون فرد که فکر میکردم به ضررمه به نفعم میشه و هزاران اتفاق دیگه که هرگز از دست این ذهن منطقی و کوچک و محدود من برنمیاد
خدایا مرا از مسیر هموار به ارامش درونی برسان و سعادت دنیا و آخرت را از همون جاده جنگلی نصیب من کن خدایا مرا آسان کن برای دریافت نعمت ها
الهی هدایتم را سپاس، الهامات را سپاس، قوانین جهان را سپاس
تشخیص اصل از فرع
” اصل ” بنظرم همون درک قوانین ثابت جهان، ایمان و باور قلبی به خدا، ناامید و دلسرد نشدن در مسیر و طی کردن تکامل هست.
” فرع ” همون ابزارها مثل تبلیغات، و نمای فروشگاه و بنر و وسایل جانبی
بنظرم اول باید اصل درست باشه، تا فرع هم کمک کننده باشه
وقتی ته ذهنم اینه این کسب و کار خوب نیست، به نتیجه نمیرسه، هر چقدر که تبلیغ کنم نتیجه نمیده.
این جمله خانم شایسته عزیز در فایل معرفی دوره که گفتن ؛ اگه مسئله ای هست که فعلا راهی براش نداری و نمیدونی چطوری حل کنی، بگو این مسئله رو همینجا رها میکنم روی باورهام کار میکنم تا قدم و راه مناسب بهم گفته شه. در مورد کسب و کارم مدتی رشد داشتم ولی الان مدتهاست که رشدی نداشتم و پسرفت کردم.
همین جمله خانم شایسته رو گفتم و مسئله رو رها کردم. و الان فایل سیزدهم بهم گفته شده که ؛
1_ دلیل عدم رشدم اینه که تمرکزم رو از کار اصلی برداشتم و رفتم سراغ حاشیه ها و اتفاقاتی که در جریانه
2_ درگیر فرع شدم، باورهای مخرب
اینکه شرکت دوره، هزینه پست زیاده و مشتری حاضر نیست پرداخت کنه و مردم پول دستشون نیست و …
3_ اینکه در این مسیر کسی بیاد و کمک کنه و بگه چیکار کنم، توقع داشتن از دیگران
و الان تصمیم گرفتم که فقط برگردم به درون خودم، به باورهای خودم، اونا رو پیدا کنم، اصلاح کنم، از کسی توقعی نداشته باشم، کم کم قدم بردارم، تا قدم های بعدی گفته شه، تکاملم رو طی کنم، صبور باشم، ناامید نشم، توانایی هام رو به خودم یاداوری کنم، به رقبا کاری نداشته باشم، روی خودم تمرکز کنم.
به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین
سلام استاد و مریم جان
در مورد تبلیغ من فکرنکنم بازدیدی که خدا برات انجام بده کسی بتونه انجام بده
فقط وقتی مشتری اومد اتفاقی افتاد باید بدانیم که از کجاست و خود را لایق اون بدونیم
یه مشتری داشتم اومد غریبه بود گفتم شماره من بهتون داده گفت تو مغازه پرسیدم یه نفر گفت این شماره زنگ بزن کارت انجام میده
پس خیلی پیش میاد این اتفاقات
و درمورد نصیحت هر وقت میخوام چیزی بگم جدیدا تو این چند ماه اخیر یه لحظه میگم
خودت چی
یاد یه حرفی از پیامبر میفتم که میگن روزی مردی آمد و گفت فرزندم را نصیحت کن خرما کمتر بخورد
پیامبر میگه برو فردا بیا
فردا میاد و پیامبر با فرزندش حرف میزنه
دلیل این که چرا فردا بیام را مرد میپرسند
و پیامبر میگه دیروز خودم خرما خورده بودم نمی تونستم پسر شما را نصیحت کنم
دقیق چرا ما باید بگیم وقتی خودمون نمی تونیم انجام بدیم
این فایل جای تفکر بسیار دارد
خدایا ما را در درک آسان مطالب و اجرای آگاهی های که روزیم کردی یاری کن
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال
به نام خدای بخشنده مهربان
سلام به استاد عباسمنش عزیز، خانم شایسته عزیز و دوستانم در پروژه خانه تکانی به صورت گام به گام
خداراسپاسگزارم که با حداقل و اندک ایمان و قدرتی که در وجود خود میدیدم منو هدایت کرد
خداراسپاس که اینجا اینجا هستم و تا الان 13 گام ،13 قدم را برداشتم و هر گام خودم متعهد به کامنت گذاشتن و خوندن کامنتهای دوستان عزیزم کردم
خداراسپاس یک بستری مثل سایت استاد عباسمنش وجود داره که میتونم برای رشد خودم و رسیدن به جواب سوالات و پیدا کردن راه ها وقت بذارم
امروز به خودم گفتم کاش برای تیم فوتسالی که در آینده قراره اونجا بازی کنم
محیطی که میخوام توش زندگی کنم و
هر جایی که رفت و آمد دارم در سطح و کیفیت این سایت باشه
خداروشکر که امروز هم فرصت اینو داشتم که از این فرصتی که خداوند بهم داده یعنی فرصت زندگی استفاده کنم، با اینکه خیلی خسته و کوفته بودم و بدنم درد میکرد و با احساس ناجالبی بلند شدم چون خیلی من از اینکه صبح ها بلند شم مقاومت دارم من از پارسال که دور و برم رو خلوت کردم شروع کردم که صبح ها بلند شدن ولی نتونستم دوام بیارم خیلی سخت بود
هر روز احساس میکردم یک جنازه رو باید از روی تخت بلند کنم بلند میشدم روزم رو شروع میکردم ولی بسیار در مقابل تغییر مقاومت داشتم و هنوزم دارم
و نمیفهمیدم برای چی دارم بلند میشم فقط میخواستم یک راهی پیدا کنم و تغییر کنم و این اصرار من باعث شد من زده بشم و
بعد از اون رها کردم و دیر تر از خواب بلند میشدم
تا همین هفته های قبل یعنی از روزی که گام اول را شروع کردم صبح زودتر بلند میشم
البته این تصمیم قبل از اینکه متوجه پروژه بشم گرفتم بخاطر اینکه تصمیمی گرفته بودم که تنهایی برای اولین بار برم اهواز هم بر ترسام غلبه کنم به عنوان یک قدم و قدمی دیگه اینکه خودم به تیمی معرفی کنم
قبلا تنهایی سفر داشتم ولی همش با حساب کردن روی اینو اون که اگر رسیدم مقصد تنها نباشم
ولی اینبار اینطوری نبود هم اسم علاقم وسط بود هم نشون دادن ایمانم به شکل واقعی
خداروشکر میکنم اما امروز با اینکه بازم برام سخته بلند شدن ولی هر روز در ادامه روی انرژیم کار میکنم بعد از 2 ساعت باز زمان میذارم و سعی میکنم روی تغییر باورها و صداهای ذهنم تمرکز داشته باشم
تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
میخوام از استاد و همینطور از علاقه و کار خودم بگم
دلیل اینکه استاد میگن من این کارایی که بقیه اساتید بازاریابی میکنن و آموزش میدن نمیکنم
دلیلش اینکه استاد بسیار باور قدرتمندی داره که تنها راه رسیدن به ثروت حرکت در مسیر علایقم هست انجام کاری که من (این من میتونه هر انسانی باشه) وقتی بهش میپردازم حالم خوبه لذت میبرم مهم تر همه نگران هیچی نیستم و باهاش عشق میکنم
مسیر من، مسیری که ازش لذت میبرم
پس همین خدایی که این اصل مهم رو بهم نشون دادی و منو هدایت کرده قدرت اینو داره که مشتری یا فالور یا شاگرد یا آمار بازدید بسیار زیاد از سایت یا هرچیزی که برای رشد کارم احتیاج دارم بهم بده و استاد اینو منطقی میکنه و کرده
یادم هست که توی دوره راهنمایی عملی استاد یه مثال منطقی داشت میگفت که همونطور که خدا داره این سیارات و خورشید و… توی مدار خودشون به گردش در میاره بدون اینکه بخواد زور بزنه یا تقلا کنه همینطور خودش با یه انرژی
به دور مدار مخصوص خودش میگرده چرا زندگی من اینطور نباشه منم میخوام بیزینس و… بدون اینکه من زور بزنم که هندل کنم چیزیو توی مسیر خودش حرکت کنه
توب کامنتهام از دوره راهنمای عملی خیلی میگم چوون من با این دوره نتیجههای گرفتم و توی مسیر علایقم قرار گرفتم و خیلی دوس دارم دوباره توی مدارش قرار بگیرم و اینبار علاقه خودم با باور توحیدی و ثروت ساز بسازم
چیزی که از حرفهای استاد توی فایل متوجه شدم اینکه من خیلی باور دارم که خودمونیم که داریم با کانون توجهمو زندگیمون رقم میزنیم
خود این فراوانی و ثروت می آفرینه
خود این عزت نفس می آفرینه
خود این احساس لیاقت می آفرینه
در نتیجه استاد عباسمنش بجای اینکه بیاد روی رشد و پیشرفت و کارها و اقدامات هم صنفی های خودش تمرکز بذاره تمرکز 100 درصدی میذاره روی خودش
اصلا اونوقت چه دلیلی داره که بره مدام سرچ کنه فلان آقا یا فلان خانم داره از چه روش های بازاریابی یا سخنرانی یا… داره استفاده میکنه
تمام تمرکز 100 درصد خودش میذاره که رشد کنه و به هیچ کسم فکر نمیکنه
خداروشکر که در این مسیر منو قرار دادی
در مورد خودم چون من فوتسالیستم و از 18 سالگی فوتسال شروع کردم با فایلهای رایگان و دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها و مهم تر همه عمل کردن به الهامات و صداهایی که میشنیدم.
خیلی خوب تکاملم طی کردم برای شروع چون من به خانوادم گفتم کنکور سفید میدم و میخوام برم فوتسال و اونا هیچ کدوم نه باور نه فکرش میکرد و من جدی ام توی این قضیه
تونستم راه خودم پیدا کنم و به اندازه که روی ذهنم کار کردم توی سالن و تمریناتم و بیرون از اون پیشرفت کردم یادم اوایل هر روز هر رشدی که داشتم بعد از تمرین مینوشتم توی کانالم
و توجه میکردم بهش
هنوزم اون کانال دارم
یه عالمه اتفاقات خوب رقم زدم
و اجازه ندادم فرع منو گول بزنه
اما از اونجا که ما خیلییییی فراموشکار هستیم
فراموش کردم و نتایجی که داشتم آرامش و احساس ارزشمندی نسبت به علاقم یا بهتره بگم کارم هر روز کمتر کمتر شد بهتره بگم نابود
و الان امروز بعد از گوش دادن به فایل و البته خوندن چند صحفه از کامنتهای این صحفه
از خودم یه چیزی متوجه شدم که من اصل درک نکردم اینکه ذهنم هنوز درگیر اینکه چه کاری انجام بدم
مثلا الان که هفته 4 لیگ برتر هست و به زودی لیگ 1 داره شروع میشه من نه تونستم تیمی برای خودم پیدا کنم
و تمریناتی که اینجا با این تیم داشتم هم کامل گذاشتم کنار چون قشنگ دیروز بهم ثابت شد که هیچچچچچ گونه ارزشی برای علاقه من یعنی فوتسال در هیچ کدوم ابعاد کارم قائل نیستن و اگر اینجا بخوام کامل توضیحش بدم اصلا اینقدر مسخررررررررس رفتارهاشون که همگی میخندین و میگین اینا دیگه کی ان تا کجااا میخوام ادامه بدن
خداروشکر که برای خودم ارزش قائل شدم و جدا شدم
بخاطر همین مدام ذهنم میگه خوب برو مربی شو خب برو پیج بزن درمورد فوتسال و فوتبال بگو
خب برو با توپ حرکت بزن و فیلم بگیر بذار
ولی این اااا چیزی نیست که من میخوام
یا مثلا هنوز که هنوز به من میگن چرا نرفتی دانشگاه و خونه ای چرا
همه اینا نشونه اینکه من هنوز مسیر علاقه شخصی خودم باور نکردم و نداشتم بخاطر همین احتمال زیاد توی این مدت هر تمرین و کار و قدم و زحمتی هم کشیدم در مسیر و هم جهت با علاقم نبوده در مسیر و هم جهت با نتایج و رشدی که میخوام نبوده و اتفاقا منو دور کرده بوده
و همینطور هیچوقت نتونستم به مرحله ای برسم که از علاقم پول در بیارم چون به ایدم و مسیرم اونقدری باور نداشتم و
باور های خوبی ام ندارم
که مثلا بگم من فوتسالیستم و این شغل منه اصلا به شکل شغل توی ذهنم نمیبینمش
بخاطر همین به مربی و شاگردای سالنی هدایت شدم که اونا هم فوتسال اولیت آخرشون و اصلا باور ندارن که فوتسال میتونه شغل بشه
و به عنوان فوتسالیست خودشون شاغل بدونن
هدایت شدم به مربی و هم تیمی هایی که فکر میکند فوتسال یه تفریح که آخر هفته بیایم یه توپ بزنیم بخاطر همین هم یه سری جریانات اتفاق افتاد و یکسری تبعیض ها قائل شدن برای فوتسال نسبت به بقیه رشته ها اون سالن که همین مفهوم و پیام میداد
بنظر من اصل و اساس و جواب سوال این دوستمون اینه
و بقیه مباحث مثل بازاریابی و فروش و فالور و شاگرد و.. چجوری باشه برمیگرده به اینکه چه باورهایی داریم و مسلما هرکس به باور خودش هدایت میشه
باورهای توحیدی استاد جواب سوال این فایل است که این باور توحیدی من سعی کردم که تا جایی که میتونم درموردش صحبت کنم، این باور توحیدی جا داره بیشتر از زاویه های دیگه در موردش صحبت بشه بخاطر همین یه باور خاص نیست بلکه مجموعه ای از باورهای هم ریشه است که این نتایج بینظیر رقم زده برای استاد،
بخاطر همین برمیگردم همون جمله اصلی کامنتم که ما داریم با کانون توجهمو اتفاقات زندگیمون رقم میزنیم و این خودش باورهای فراوانی میسازه لیاقت هم میسازه
هرچقدر که من این اصل مهم درک کردم بقیه موارد هم درک میکنم
خداروشکر میکنم بخاطر اینکه تونستم این آگاهی ها این مطالب رو اینجا بیاد بیارم و بنویسم و قومی برداشته باشم در جهت رسیدن به رویاهام و آرزو هام و احساس خوب درونی خودم
این آگاهی ها خیلی ارزشمنده چون من بعد از سال دوباره دارم آرام و کم کم بیاد میارم
از خدای خودم میخوام کمکم کنه که عمل کنم و این چیزایی که نوشتم رو بتونم به عالی ترین شکل ممکن حتی فراتر از تصورم عمل کنم
آخ چقدر قشنگ میشه که من روزی برسه که از علاقم که برای اینکه توی مسیرش قرار بگیرم همه چیز دادن به درآمد برسم
خودم رئیس خودم باشم خودم بیشتر از همیشه کشف کنم
از دوستان عزیزم که چندین گام از من جلوتر هستن بخاطر کامنتهای خوبشون بسیار سپاسگزارم
با ایمان
مریم درویشی
1403/7/22
به نام تنها خالق وحاملی همه مون
اینکارو بکن نکن
تشخیص اینکه این قدم اصله یا نیس طبق قانونه یا نه
خبرهای از موفقیت وثروتهای عجیب بقیه
تحسین کنی وباور کنی میشه
اگه اتفاقی برای یک نفر تونسته پس توهم راحت میتونی دیگه انجام بدی با تکامل
مثلا…
خونه 180 میلیاردی مگه هست توقم دیشب با حشاب کتاب اینکه بهترین قیمتام باشه نیس حرف الکی بوده وهمه مسخره میکردن من یاده حرف استاد افتادم وقتی
تو راه حرکت میکنی موفقیت همینجور جادویی رشد میکنن بزرگو بزرگتر میشن شاید برا بقیه یه دروغه ولی هست ومنطقی هم نباشه
تو تحسین کن
خبرهایی از موفقیت ایلانو تحسین میکنم خدایا بیشتر بهش بده براش ببارون نور برکتو زهرا میشه ارزش بیشتر بهتر ساده تر خلق کرد
خبرهایی از دارایی خونه 180میلیاردی که من خودم شک کردم صدو هشتادو میلیارد چجوری بنویسم خخخ ولی میدونم هست میدونم میشه وتو راه خواسته هر خواسته ای ممکنه وایده اش میاد
من دوست دارم همیشه تو راه مستقیم تو راه نعمتها باشم تو راه دوستی وارتباط با رب از این ازادی ولیاقت ازادی شکر
تفاوت بین اصله وفرع
دلیل اصلی موفقیت چیه اتفاقی بعد این فایل به فایلی هدایت شدم در مورد همین موضوع دقیق یه لحطه شک کردم بعد گفتم برم یادم میاد موضوع دلیل اصلیه موفقیته بعد عجیب دیدم اره برخوردم به دوتا فایله پشته سر هم در مورد علت اصلی موفقیت
درکه که بهش رسیدم
باورها در مورد موفقیت بود
گاهی خبراهایی میشنوعی منطقی نیس خیلی بیشتر شبیه مسخره بازی تا واقعیت
مثل برای الان ما خونه 180 میلیاردی شبیه دروغه ولی وقتی باور اینکه خدا بی نهایت بخشنده مهربان
باور اینکه خدا با هدایت بنده هاش توی راه نعمتاش تکاملی پشت سر هم نعمت میبخشه و این موقعه ها بدون مقایسه بقیه کنی از روی نگرانی بقیه چه دست اوردایی تو هیچ چیز تحسین کن میشه این نتیجه های کوچیکت روزی بزرگ خواهند شد
بعضی چیزا ظاهرشم خیلی منطقی بود اشتبه فرعه
مثلا فلان افراد موفق که همش تو کار تبلیق هستند یا خیلیا که کارشون با تبلیغ قبول دارن که باید دیده بشن
ولی یه باور طلایی هست
اصله محصول با کیفیته تبلیقات وجاشو اینا فرعه
مثلا یکی محصول خوب بده یه جا پرت باشه مغازش کوچیک بزرگ لوکس هرچی مهم نیس مهم کالای با کیفیته
مثال
استاد درسهای قانون الهیو که درک کرده اموزش میده ساده وماهم راحت با دستای خدا هدایت میشیم وبه کار میگیریم ورشد میکنیم
حالا ساعته استاد لوکیشن کفش اسمش رنگ چشماش اینا فرع ینی مهم نیس خیلی ساده
بنام خداوند مهربان
تشخیص اصل از فرع
دلیل اصلی موفقیت، رشد و پیشرفت یک بیزنس چیست؟
جواب اینه: تمرکز شما روی چیه؟
ما یه اصلی داریم تو جهان که در کل کشورها یکیه: آدمهای ثروتمند دنبال کار با کیفیت هستند و حاضرند بهاش هر چقدر هم که باشه رو بپردازند.
وقتی که شما این رو درست درک کنی، دنبال این هستی که کیفیت کارت رو بهتر و بهتر کنی. خدمت یا بیزنسات رو سادهتر، زیباتر، در دسترستر قرار بدی و ارائهاش کنی و این سوال تو ذهنته که چطور کیفیت کارت رو بهتر کنی؟ و این یعنی اینکه تمرکزت، روی کار خودت هست.
ولی خیلیها این تمرکز رو میبرن روی تبلیغات الکی، شکست حریفان و خیلی کارهای بیهوده دیگه…
خیلیها هم که قانون رو نمیدونند، میرن دنبال حرفهای قلمبه سلمبه و توهم میزنن که سواد دارن، مثلا “استراتژی اقیانوس آبی”، “اصول بازاریابی مدرن” و… آقاجان، قانون کیهانی از هر علم دیگهای صدها سال جلوتر و بهتره.
اینکه تو تمرکز بزاری رو کارهای رقیبات، انرژی بزاری که نابودشون کنی، طبق اصل قانون، رقیبهای بیشتری برای خودت میتراشی! و انرژیت بجای اینکه صرف توسعه بیزنس خودت بشه، صرف کارهای الکی دیگه شده.
نظر قانون در این باره چیه؟
ثروت بی انتهاست و برای هر کسی، بیش از نیازش ثروت و نعمت هست.
شما هر بار با پیروی از الهاماتت، همیشه به راههای بهتر و ثروتسازتر هدایت میشوی.
قانون میگه اگر شما در جهت نابودی دیگران کار کنی، فقط خودت رو نابود میکنی. چون خداوند به هر کسی اجازه رشد و زندگی داده. شما توجهات رو از فقر بردار، بزارش روی فراوانی، اونوقت میبینی دیگه تمایل نداری اصلا ببینی که چکار میکنه.
نگاهی بندازیم به تبلیغات:
پیش خودتون فکر کنید، چی میشه یه مغازه کوچیک مثل لباس فروشی، خرازی، بستنی فروشی همیشه پر مشتری هست و هیچ تبلیغی هم نداره؟
چرا اینقدر سرشون شلوغه؟ اونم تمام سال!
در پاسخ به این سوال میرسیم به کارهای اصل و کارهای فرع که شما بانجام کارهای اصلی، نتایج بزرگ خلق میکنی و کارهای فرعی خودبخود حل یا رفع میشن.
بازم بریم سراغ قانون و بیان کارهای اصلی:
🟢 فراوانی هست، برای هر بیزنسی بینهایت مشتری هست. و البته که باورهای افراد تعیین میکنه چقدر مشتری داشته باشن.
🟢 مشتریها به سمت شما هدایت میشن. البته که کارتون باید با کیفیتتر باشه.
🟢 از زندگی و کارت لذت ببرید. این آخری تنها مربوط به کار نیست و در تمام زندگیتون باید از این زندگی لذت ببرید. هر چقدر لذت و شادیتون بیشتر باشه، نعمت هم بیشتر میاد.
البته لذت همراه با رشد و بزرگ شدن شخصیت دیگه، نه اینکه مشروب بزنی من میخوام لذت ببرم.
اینا اصولی هستن که باعث گسترش یه کسب و کار میشن.باعث وفوور نعمت و مشتری تو کسب و کارت میشن.
این رفتار شماست که نتایج رو خلق میکنه! حرف رو که همه میزنن! اگر شما رفتار و اعمالت نشون میده دنبال تبلیغات نیستی و حرص نمیزنی، این نشون میده چقدر باور ساختی! این نشون میده که فراوانی جهان رو بهتر درک کردی، هدایت مشتریها به سمتت رو بهتر درک کردی و نتیجه افزایش ثروت و نعمت تو زندگیته.
اگر میگی فراوانی هست ولی در به در تبلیغ میکنی که تو رو خدا بیاید بخرید، این معلومه که داستان رو نفهمیدی.
آدمی که قانون رو بلده از خودش و تواناییهاش البته تبلیغ میکنه، از محصولاتش و خدماتی که میده، حرف میزنه و اونارو بخوبی معرفی میکنه، منظورم اینه که شما پول بدی به یک شخص دیگه که اون بره، برای شما مثلا تبلیغ کنه! در واقع کسی که نتونه محصول و خدمت خودش رو خوب معرفی نکنه، اون بیزنس خوبی نخواهد داشت. ولی فرقه بین اینکه تو با احساس ارزشمندی خودت رو تبلیغ کنی با اینکه تو با احساس فقر و کمبود، پول بدی یکی دیگه راجع بهت یا بیزنسات حرف بزنه. اگر جهت رو کم کنی و ثابت کردن خودت تبلیغ میکنی که دیگه فاتحه بیزنسات خونده شده و این برات یه تله و دام هست. اما وقتی با خلوص قلب و خدمتگذاری داری کار میکنی، افراد ” فرکانس شما رو دریافت میکنن” و همراهت میشن. بدون هیچ تبلیغی!
حالا بیاید نگاهی بندازیم به فرعیاتی که ظاهرشون فقط قشنگه، زرق و برق الکی!
* کت و شلوار و بسیار اتو کشیده باشید.
این خوبه که آدم مرتب و تمیز باشههاااا
ولی یه سریها ادا درمیارن که مثلا پرستیژ بالا و فلان، بعد اینقدر خدمت و محصولاتشون بیکیفیت هست که آدم میگه اینا هیچی بارشون نیست. تو سخنرانیهاشون چرت و پرت میگن. یه مثال بزنم! یه ورکشاپ رفته بودم، طرف وسط ورکشاپ، پشت میکروفن، مشغول خوردن خوراکی شد! بنده خدا تعارف هم زد به اون چهل، پنجاه نفر… بعد با باورهای محدودش گفت: میدونید دیگه، تدریس شغلی هست که آدم وسطش ضعف میکنه و … منم حالا این رسااالت افتاده بر دوشم و….
* برای ضبط چندین دوربین و استودیو حرفهای لازمه
اینم از همون کلاس بازی درآوردنهاست دیگه، کمالگرایی و محدودیت. بعد میبینی با افکتهای فلان و غیره…یه کلیپ بدون محتوا 10 دقیقهای تولید میکنن که عملا نمیشه بیش از 10 دقیقه باشه، چون تهیه همون کلیپ 3 روز زمان میبره.
* استفاده از علللللللم روووز
این یکی دیگه واقعا چرته!
مثلا ادعا ”استراتژی اقیانوس آبی” میدونید چیه؟ انکه بزن حریف رو نابود کن که تو زنده بمونی! بعد اینو بزار کنار فراوانی ببین چقدر پوچه! میگم یه سریها توهم با سوادی دارن و تو عالم هپروت سیر میکنن ولی من بخودم یادآوری میکنم، اگر تو این مسیر خطرناک برم، این مسیر هیچ انتهایی نداره و من بیشتر و بیشتر نابود میشم.
اگر من درک کنم در مقابل خداوند که فراوانی کل جهان هست، من چقدرر کوچیکم….میتونم بفهمم که این منم که باید بزرگ بشم، باید تغییر کنم و باید رشد کنم.
جهان بیرون من آلردی درست هست، کاریش نمیخواد بکنم، من باید تغییر کنم. من باید رشد کنم.
در پناه الله مهربان، ثروتمند در تمام ابعاد زندگیتون باشید که ثروت خودشه
به نام خدا
سلام بر استاد عزیز و همه دوستان
گام سیزدهم تشخیص اصل از فرع
اصل چیه؟ افکار و باورها و فرکانس های خودم خالق صد در صد تمام تجربیات زندگیم است
برای خلق زندگی دلخواه باید به کنترل ذهن و کنترل ورودی ها بپردازم مهمترین مسله توجه لحظه ای به احساسم و کانون توجهم است
اگر دارم به رابطه عاطفی خوب فکر میکنم ولی حالم خوب نیست یعنی در مسیر خلق ناخواسته هستم یعنی دارم خلاف جهت میرم
حالا فرع چیه
در روابط عاطفی فکر کنیم فلان عامل بیرونی باعث داشتن آن رابطه دلخواه است مثلا سن خانواده وضعیت مالی زیبایی و ….
توحید یعنی همه قدرت را بدی به خدا در هر زمینه ای
شرک یعنی بقیه مهم آن بقیه باید خوششون بیاد فلان عامل را باید داشته باشم فلان ویژگی را باید داشته باشم
فرع یعنی رفتن دنبال نخود سیاه و گمراه شدن از مسیر و جاده اصلی که به قول استاد سوت زنان شما را به خواسته هایتان میرساند
این قانون سهل و ممتنع هست آنقدر راحته که باورش نمیکنیم سختش میگیرم
باید اصل درست بشه تا فرعیات هم به خودی خود دزست بشه درست کردن اصل سمت من است و اوکی کردن فرعیات سمت خداست، اصل همان جهاد اکبر است که سمت من است و وقتی من تو جهاد اکبر موفق عمل کنم خدا تمام جهاد اصغر ها (فرعیات)را به نفع من اوکی میکند، یعنی همزمانی ها پیش میاد اون چیزی که فکر میکردم نقطه ضعفمه میشه نقطه قوتم دستان خدا میاد ایده ها میاد در زمان و مکان مناسب قرار میگیرم اون اتفاق یا اون فرد که فکر میکردم به ضررمه به نفعم میشه و هزاران اتفاق دیگه که هرگز از دست این ذهن منطقی و کوچک و محدود من برنمیاد
خدایا مرا از مسیر هموار به ارامش درونی برسان و سعادت دنیا و آخرت را از همون جاده جنگلی نصیب من کن خدایا مرا آسان کن برای دریافت نعمت ها
سلام و عشق فراوان به استاد عزیزم و مریم بانو
سلام به بچه های بهترین سایت دنیا
استاد جان شما عالی و بی نظیر هستین
خداوند بزرگ رو شکر میکنم بابت هدایت من به این سایت عالی و بی نظیر
خدا رو شکر بابت این اعتقاد بزرگ و زیبای شما
و همینه که بهترین و زیباترین زندگی رو تجربه میکنید.
استاد جان شوهر من کافی شاپ داره
که خودم برای مشتری های عزیزمون کیک خونگی میپزم و شوهرم میبرن مغازه و خدا رو شکر فروش عالی و خوبی داریم
استاد شوهرم صبح ساعت 6 که مغازه رو باز میکنن اول روزشون رو باصدای دلنشین شما شروع میکنن
و به قول خودشون شارژ میشن و روزشون رو شروع میکنن
خدا رو هزار مرتبه شکر شوهرم عاشق کارشه
و لذت میبره و حالش خوب و عالیه
و حتی این حال خوب رو به مشتری ها هم انتقال میده
وقتی مشتری میاد مغازه چقدر تعریف میکنن از مغازه،چقدر تحسین میکنن،که چقدر خوش سلیقه
،چقدر انرژی مثبت داره مغازمون که انتقال داده میشه به مشتری های عزیزمون
خدا رو هزار مرتبه شکر خداوند عزیزم از طریق دستان بزرگش به ما ایده ی صبحانه دادن
که چرا صبحانه نمیدین
و خدا رو هزار مرتبه شکر از آموزه های شما استاد عزیزم یاد گرفتیم که شروع کنیم و امید به خدا شروع کنیم
استاد جان همون روز رفتیم برای مغازه ظرف و وسایل مورد نیاز خریدیم
و فردا صبح بهترین عدسی و خوراک لوبیا رو پختم و شوهرم بردن مغازه
به به چه استقبالی شد استاد جان
خدا رو هزار مرتبه شکر حتی فروشی داشتیم که فکرش نمیکردیم روز اول استقبال خوبی داشتن مشتری های عزیزمون
خدا رو هزار مرتبه شکر همین جور که میگین شروع میکنیم به عمل کردن،و خداوند بزرگ هم یاریمون میکنه و عالی ترین نتیجه ها رو میگیریم
استاد جان من همیشه و هر لحظه باور دارم که شما رو از نزدیک خواهم دید و از نتیجه هام براتون میگم و لذت خواهین برد
و یک شب تا صبح رو با مریم جانم صحبت میکنم
مریم جانم خیلی آروم و حال دلشون خیلی خوبه
من عاشق صحبت کردنم،و شما و مریم جان هم عاشق گوش کردن بزرگترین نتیجه ها که فقط تحسین کنید و لذت ببرین
خدا رو هزار مرتبه شکرررر که دارمتون
خدا رو هزار مرتبه شکر بابت این سایت عالی و بی نظیر
به امید دیدار شما استاد عزیزم و مریم بانو
به امید دور هم جمع شدن دوستان سایت عباسمنش انشالله
من درخواست میکنم و مطمئنم میشود
سلاماستاد گرامی و دوستان همراه
الهی هدایتم را سپاس، الهامات را سپاس، قوانین جهان را سپاس
تشخیص اصل از فرع
” اصل ” بنظرم همون درک قوانین ثابت جهان، ایمان و باور قلبی به خدا، ناامید و دلسرد نشدن در مسیر و طی کردن تکامل هست.
” فرع ” همون ابزارها مثل تبلیغات، و نمای فروشگاه و بنر و وسایل جانبی
بنظرم اول باید اصل درست باشه، تا فرع هم کمک کننده باشه
وقتی ته ذهنم اینه این کسب و کار خوب نیست، به نتیجه نمیرسه، هر چقدر که تبلیغ کنم نتیجه نمیده.
این جمله خانم شایسته عزیز در فایل معرفی دوره که گفتن ؛ اگه مسئله ای هست که فعلا راهی براش نداری و نمیدونی چطوری حل کنی، بگو این مسئله رو همینجا رها میکنم روی باورهام کار میکنم تا قدم و راه مناسب بهم گفته شه. در مورد کسب و کارم مدتی رشد داشتم ولی الان مدتهاست که رشدی نداشتم و پسرفت کردم.
همین جمله خانم شایسته رو گفتم و مسئله رو رها کردم. و الان فایل سیزدهم بهم گفته شده که ؛
1_ دلیل عدم رشدم اینه که تمرکزم رو از کار اصلی برداشتم و رفتم سراغ حاشیه ها و اتفاقاتی که در جریانه
2_ درگیر فرع شدم، باورهای مخرب
اینکه شرکت دوره، هزینه پست زیاده و مشتری حاضر نیست پرداخت کنه و مردم پول دستشون نیست و …
3_ اینکه در این مسیر کسی بیاد و کمک کنه و بگه چیکار کنم، توقع داشتن از دیگران
و الان تصمیم گرفتم که فقط برگردم به درون خودم، به باورهای خودم، اونا رو پیدا کنم، اصلاح کنم، از کسی توقعی نداشته باشم، کم کم قدم بردارم، تا قدم های بعدی گفته شه، تکاملم رو طی کنم، صبور باشم، ناامید نشم، توانایی هام رو به خودم یاداوری کنم، به رقبا کاری نداشته باشم، روی خودم تمرکز کنم.
سپاس بابت آگاهی های دوره
فاطمه سادات.
سلام عزیزانم.
ممنون خانم شایسته ی عزیز واسه این جمله ی زیبا که پایین فایل ثبت کردید و من بزرگ نوشتمش رو یخچال.
دوتا ماژیک آبی و قرمز دارم و یه صفحه ی بزرگ رو یخچال که هر چند روز جملات قبلیو پاک میکنم و جملات دیگه ای مینویسم.
امروز این متن زیبای شمارو نوشتم:
توحید یعنی شراکت با خداوند
حساب کردن روی این نیرو
اعتماد به هدایت های این نیرو
لبیک گفتن به الهامات این نیرو
گاهی نجواهای شیطان در ابتدای کار زیاد میشه که اوووووو کو تا بخوای تو برسی به اون نقطه از کار.
توکه یاد نداری
تو که حرفه ای نیستی
تو که تو دانشگاه مدرکشو نداری
و….
و من میگم همین قدی که میدونم رو اقدام میکنم.
هرروز یه مقدار درباره اش میخونم و مطلب یاد میگیرم.
کاری نباید داشته باشم که بقیه تو این زمینه چیکار میکنن و به کجاها رسیدن
فقط نباید فاصله بگیرم.
هرروز هرچی تونستم میخونم و یاد میگیرم.
واقعا عرشیا جان درست گفتند که اینهمه مطالب رایگان هست تو اینترنت در همه ی زمینه ها.بگرد هرچی که هست در زمینه ی کاری خودت،یاد بگیر.
به بعدا و آینده و آخرش چی میشه نباید توجه کنم.
فقط هرروز یک مطلب بیشتر از دیروز یاد گرفته باشم.
در مسیر علاقه هم که باشه دیگه چند برابر از درو دیوار ایده و هدایت و دستان خدا میرسن به کمک.
سپاسگزارم استاد عزیزم.
به نام خدای هدایتگر
باید دنبال این باشم که چی اصل هست و درک کنم چیزی که فکر میکنم اصل آیا واقعا اصل هست یا ن ؟
اینکه من دیگران رو تحلیل کنم فرع
رقیبی وحود نداره
رقیب من دیروز من
آیا ازش بهتر شدم ؟ازش جلو زدم ؟
اصل تمرکز من به خودم و بهبود دادنش هست
وقتی من خودمو تغییر میدم چهان بیرونم هم تغییر میکنه
باید دنبال این باشم که چی اصلو تمرکز بزارم رو اون
تو هر کاری میرم اونجوری که دلم میخاد مشتری ندارم همش فکر میگردم این کاری که رفتم ایده ی درست نیست
فلان ایراد رو داره پس نمیتونم توش موفق باشم
ولی الان میفهمم داستان این نیست
اصل اینه مم باورهای فراوانی ام رو تقویت کنم باورم کنم ثروت و نعمت فراوان هست
باقیش اتفاق میافته
وقتی من تمرکزم رو اینه چیکار کنم مشتری بیاد
چه جنسی بیارم
چه تکنیکی اجرا کنم
نتیجه مد نطررو نمیگیرم
ولی وقتی تلاش میکنم تمرکزم رو فراوانی باشه
توجه ام رو فراوانی باشه ک فرکانسش رو بفرستم و تمرکزم رو بهبود خودم باشه مطمئنن نتیجه مورد نطرم رو به آسانی میگیرم
تمام تلاشم رو میکنم خودم رو از دیروزم بهبود بدم خدایا به امید خودت
خدایاااا شکرت
سپاسگزارم از دوستای فرکانسیم
دوستون دارم خیلی
انگار خدا داره از دهن استاد میگه من هستم ک انجام میدم این کار هارو
فقط باور کن تا دنیارو برام گلستان بکنم
شرک شرک ادمو از پا درمیاره ولی خداست ک از شدن حضورش ناپیداست واقعا
فقط باید ب خودمون بگیم من همیشه ب خودم گفتم و میگم و میشه بار دارم
شکرت الهی
فک کنم انبشتن بود ک نمیدونم کی اومده بود پیشش خانومش گفته مهمون اومده لباس بپوش گفته راهنمایی کن برن ب طرف کمد لباسم همون مثاله
باور داشته باشید
استادم مممنونم از شما بابت این اگاهی ها و
مرسی ک دستان زیبای خداوند هستی