این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-68.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-05 09:44:212024-11-08 05:33:53live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
4924نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
پروژه خانه تکانی ذهن | گام سیزدهم
خداروشکر که یک گام دیگه از پروژه متحول کننده خانه تکانی ذهن رو برداشتیم صحبت از نتایج این پروژه خیلی زوده اما در همین دوازده گام در زندگی من داره یه اتفاقاتی میفته که نشون میده پروژه داره کار خودش رو میکنه و من هم صحبت کردن درباره نتایج رو به انتهای دوره موکول میکنم…
اما درباره این فایل بسیار مهم که خیلی آگاهی داره و من چندین و چند بار گوشش دادم یعنی تشخیص اصل از فرع درباره نتایج در چند روز اخیر اتفاقات جالبی برام افتاده:
دیشب یه مصاحبه دیدم از یک دختر موفق اهوازی که در 19 سالگی به درآمد +دو میلیارد رسیده بود مصاحبه و سوالات بی هدف مجری پر بود از مسائل حاشیه ای که باعث شده بود اون دختر خانم هم به حاشیه کشیده بشه و نتونست اونطور که باید و شاید درباره نتایجش صحبت کنه و از اونجا که من هم تشنه شنیدن این موفقیت ها هستم خیلی منتظر بودم که بگه چطور با اینکه شهرستانی هست به این درآمد رسیده یا با این سن کم چطور اونقدر موفق شده اما مصاحبه کاملا حاشیه ای و پیش پا افتاده بود اما من شاگرد استاد عباس منش هستم و استاد به من یاد داده که مثل یک شکارچی ماهر در کمین نکات مثبت بشینم و اون ها رو شکار کنم بنابراین بیخیال مصاحبه شدم اما بیخیال شکار نشدم و رفتم دنبال تحقیق کردن درباره این دختر خانم موفق و کل زندگیش رو زیر و رو کردم و نکات مثبتش رو کشیدم بیرون قبلش بگم که ایشون اینستاگرام رو آموزش میدن
ایشون در بحث خودباوری خیلی خودش رو قبول داشت و میگفت من با مهارتم هر طور که بخوام و درهر پلتفرمی میتونم پول بسازم و این کار رو هم در سایت و تلگرام و اینستاگرام انجام داده بود…
ایشون از قدرت تجسم بسیار استفاده میکنه و یک سمینار 1500 نفری در تهران برگزار کرده بود که میگفت هرشب با این آرزو که روزی روی استیج برم شب ها سر بر بالین میگذاشتم
یا یه سفری رفته بود دبی و قبل از سوارشدن به هواپیما میگفت این لحظه رو هزاران بار تجسم کردم
در بحث باور فراوانی میگفت اونقدر توی دنیا فراوانی هست که من اصلا نگران نیستم که آیا مشتری هست یا نیست چون هر روز و هر لحظه و از بی نهایت راه میشه پول ساخت…
ایشون در عمل و در ناخودآگاه اصل رو از فرع خیلی خوب تشخیص داده بودند اما نمیدنستن که دلیل نتایج شون چیه چه در مصاحبه چه در سایت و پیج اینستاگرامی شون دائما از تبلیغات به عنوان سکوی پرتاب خودشون صحبت میکردند و به بقیه آموزش میدادند اما غافل از اینکه دلیل نتایج بسیار بزرگ این خانم همون تجسم ها همون احساس خود ارزشمندی ها همون باور فراوانی ها و همون باورهای توحیدی بود….
کاری که استاد عباس منش به خوبی در زندگیش انجام داده و داره به وضوح آموزش میده به این دلیل هیچ جای دنیا چه در بحث آموزش چه در بحث نتیجه کسی به گرد پای استاد هم نمیرسه
حالا که من استادی به این خوبی دارم که اینقدر واضح داره اصل رو از فرع تشخیص و به من یاد میده کجا دنبال چی میگردم؟؟؟
همه چی همین جاست فقط من باید به ایده هام عمل کنم چطوری؟
با ایجاد احساس خود ارزشمندی
با ایجاد باور فراوانی
با ایجاد باورهای توحیدی
با عمل به ایده هایی که بعد از ساختن این باور ها به من الهام میشه اونوقت براحتی پول و ثروت و نعمت و سلامتی و در یک کلام خوشبختی وارد زندگی من میشه…
صحبتی از استاد زلزله ای در افکار من ایجاد کرده
«پول نتیجه است هدف نیست
پول نتیجه تغییر شخصیت در تمام جنبه هاست»
به این معنی که اگر میخوای تو هم (خودم رو میگم) به درآمد بالا برسی نباید پول رو هدف خودت قرار بدی بلکه باید هدف تو ایجاد یک شخصیت پولساز ایجاد یک شخصیتی که خودش رو باور داره و ایجاد یک شخصیتی که باور توحیدی داره باشه و نتیجه ساختن این شخصیت پول و نعمت است …
این یعنی تشخیص اصل از فرع…
یه روزی به دلیل تضادهای سختی که داشتم آرزوی درآمد و پول بالا رو کردم و چون تلاش کردم هم بهش رسیدم اما دیدم از یه جایی به بعد دیگه انگیزه ندارم که اون مبلغ رو بیشتر کنم انگار دیگه ظرفم پر شده بود و دیگه برای افزایش درآمدم تلاشی نکردم و طبق قانون بدون تغییر خداوند در این دنیا دو راه بیشتر وجود نداره یا تو در حال پیشرفت و صعودی یا در حال پسرفت و سقوط حالت سومی وجود نداره و من هم چون هرروز بهدنبال بهبود نبودم از مسیر خارج شدم…
الان درک کردم که آقا به هرحال تو خالقی تو قدرت تغییر زندگیت رو داری اگر هدفت رو پول بزاری بهش میرسی اما اگه ظرفت بزرگ نباشه اگه شخصیتت رو تغییر نداده باشی اون پول برات خوشبختی نمیاره بنابراین با پروژه خانه تکانی ذهن من به یک درک عالی رسیدم اون هم اینکه :
«پول نتیجه است هدف نیست
پول نتیجه تغییر شخصیت در تمام جنبه هاست»
و من از امروز تصمیم گرفتم که یک شخصیت پولساز یک شخصیت توحیدی یک شخصیت با باور خود ارزشمندی بسازم و این هدف بزرگ و جدید من هست که اگر به خوبی از پسش بربیام نتیجه قطعا پول و نعمت و خوشبختی است این قانون بدون تغییر خداوند است و هرگز تغییر نمیکنه و این یعنی تشخیص اصل از فرع که نتایج را به دنبال دارد…
مریم جان زیباییم از شما تشکر می کنم که دوره رو برای ما آماده کردید و من هروز چشممو که باز میکنم میام سایت تا آگاهی جدید رو دریافت کنم به لطف خدا
متن این فایل خودش جداگانه یه فایل پر از آگاهی هست
چرا همه عاشق استاد هستن چون استاد میگه هر آنچه با قلبتون و روحتون در هماهنگ هست باید اونو انجام بدین هر آنچه که با شرایط و موقعیت فعلیتون جور هست اونو انجام بدین معلومه که همه عاشق استاد میشن
من کلا هیچ شبکه اجتماعی ندارم و این به لطف الله و آموزه های استاد عزیز هست امروز داشتم با همسایه ام صحبت میکردم که استاد عزیز رو معرفی کردم گفت آدرس اینستای استاد رو بزن من رفتم آدرس استاد رو سرچ کردم دیدم استاد تیک آبی خورده تو اینستا تو اونجا دقیقا گفتم استاد برای این تیک آبی حتی یه دیقه هم تلاش نکرده چون در مسیر درست هست مسلما همه چیزهای خوب و خواستنی بدون زحمت و رنج برای استاد محیا میشه
استاد میگن که این فرکانس هست که کارهارو انجام میده واقعانم هم اینطور هست چرا ما اینقدر به استاد و مریم جان علاقه داریم چون هر حرفی که میزنن اول خودشون به اون عمل میکنن بعد به ما میگن و این فرکانس خالص و این گفتار خالص باعث جذب ما میشه
خداروشکر میکنم که در مدار انسان های پاکی مثل شما هستم
سلام وهزاران درود به استادان ارجمندم ودوستان توحیدی ام
خداراسپاسگزارم که در این مسیر زیبا در گامی دیگر همراه وهمقدم شما عزیزان هستم
خداروشکر برای بودن در یک روز زیبای دیگر ،برای بوی خوش زندگی
خداروشکر وهزاران شکر برای وجود عزیزانم ،دوستان الهی ام
خداراهزاران بار شکر وسپاس بخاطر وجود خودش
خدا راهزاران هزار بار شکر وسپاس بخاطر انسانهای با محبتی که در مسیر زندگی ام قرار داه است
علت موفقیت استاد در کسب وکار خود بدون اینکه تبلیغی بکنند
از لحظه ای که فایل پلی شد وشروع کردم به گوش دادن همانطور که آگاهیهای دوره فوق العاده احساس لیاقت برام مرور می شد یه حسی از درونم می گفت چون استاد از درون خود الهام میگره درونی که به منبع واصل خود وصل هست وبه این اصل ایمان دارد وباور دارد که مسیر درست مسیر کامیابی همین هست
استاد جان تمام فایلهایی که آماده کردند نکته به نکته آن را در زندگی خود عمل کردند وبا نتیجه ومنطق صحیح آموزشهای خود را ارائه می دهند وهمین هست که اگر ما در مدار وفرکانس دریافت آگاهیها باشیم آگاهیها روح تشنه ما را سیراب می کند چون مارو به خودمون به اصلمون بر میگرداند نه آن چیزی که دیگران از ما انتظار وتوقع دارند
استاد جان اینقدر خودش وتواناییهایش را باور دارد اینقدر خوب قانون تکامل را درک کرده وبه قانون عمل کرده ،که دیگه اصلا کار نداره بقیه دارند چیکار میکنند چون باور دارد فراوانی نعمت وثروت در جهان را ،باور داره رزق نامحدود خداوند را پس تمرکز را گذاشته رو خودش نه دیگران ،باور دارد که روزی رسان خداوند است پس بدون ترس ونگرانی مسیری را که باور دارد درست هست مصمم وبا تعهد ادامه می دهد
استاد شایسته عزیزم سپاسگزارم از شما ،که از الان نتایج این خانه تکانی شروع شده وداره خودش را نشون میده خدایا هزاران هزار بار توراشکر وسپاس که در مدار عمل به این دوره ارزشمند قرار داشتم
عاشقتونم
در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید در دنیا وآخرت
سلام به هم فرکانسهای عزیزم و مریم بانو عزیز تر از جانم .
این فایل استاد در مورد کسب و کار و مشتری بود که چطور مشتری خودمون زیاد کنیم.
چیزی که من تو کسب و کار خودم فهمیدم اینه که من باید کیفیت کارمو ببرم بالا اونم با قانون تکامل و کم کم و سرم تو کار خودم باشه و هی سرک نکشم تو کار بقیه که دارن چیکار میکنند که این باعث میشه که حس عجله و عقب موندن بهم بده که این باعث نشتی انرژی میشه و نمیزاره کار خودمو بکنم.
خداوند در درون منه و با منه و هر سوالی داشته باشم اون جواب میده فقط تو بپرس و باور داشته باش اون از زبون یه بچه یا یه کتاب یا یه فیلم بلاخره جواب بهت میده نگران نباش و مشتری اومدن کار من نیست اون کار خداست من سمت خودمو انجام میدم خداوند هم سمت خودشو خداوند روزی رسانه جهانه به اندازه ی که ما اونو بزرگ ببینیم خداوند همه ی این جهان داره اداره میکنه به همه ی موجودات آسمان و زمین روزی میده بعد نمیتونه مشتری برای تو بیاره البته که میتونه اما به اندازه ی ظرفمون میتونیم بگیریم نه بیشتر دوستان بیایم با شکرگزاری با راضی بودن با احساس خوب ظرف وجودمون بزرگ تر کنیم تا خداوند از راه های خیلی ساده آسان کنه برای ما آسانی را .
به نام خداوند نشان دهنده مسیر خوبیها و نشان دهنده مسیر اصل از فرع به ما
ردپای امروز من در گام سیزدهم
خداروشاکرم بعد وقفه چند روزه دوره دریافت انرژی پاک دوباره راه افتاد تا ما ازاین الهامات پاک الهی انرژی پاک بگیریم و زندگیمونو بسازیم خداروشکرررر که در مسیرم در حرکتم و بابت فایل جدید استادم که گذاشته بودن در این وقفه چندروزه که بهترین جایگزین و ناب ترین آگاهی رو داشته تشکر ویژه دارم استاد با این فایل و لیلا جان عزیز با به اشتراک گذاشتن موفقیتش همه مارو ناک اوت کردن درود بر همه اونایی که موفق شدن و اومدن موفقیتشونو کامنت کردن تا دل ماگرم بشه تا ایمان ما بالا بره الهی شکررررت منم میخوام الگو بشم برای گسترش جهانت.
بریم به درس امروزمون بپردازیم؛
که تشخیص اصل از فرع میباشد من این فایل ویکسال پیشم گوش داده بودم این یکی از اون فایلایی بود که چندصدبار گوشش کردم و کامنتاشو خوندم یادمه که چه انقلابی در من ایجاد شد که دگرگونی و خوشحالی که کارکردن و برام آسون کرده که اصلاااا تو کاسبیم بدنبال فرعیات نیستم درسته هنوز به موفقیت مالی نرسیدم ولی میدونم اصلش در درون من که باید تغییر کنه با تغییرات اون بیرون میدونم که اصلا وابدااااا اتفاقی نخواهد افتاد و چقد با خیال راحتتر ازاونموقع دارم زندگی میکنم و بابتش شکرگزار خدایم هستم وقدردان استادباعشقم با این فایل های ناااااب.
بعد اومدم کامنت علی اقا حیدری رو خوندم که خیلییی دگرگون شده درونم چقد زیباست وقتی با یک تلنگر از طرف خدا یهویی کلی از اون باورهای سیمانی و بتونی درونت تخریب میشه چه حال خوبی به آدم اونلحظه دست میده که وصف پدیر نیست که برای من خیلی اینجا تو این سایت اتفاق افتاد وخداروشکر میکنم و از علی آقای حیدری هم بسیاااار ممنونم برای کامنت عالی اش.
من امروز اینو آموختم که :
اصل خداست ،اصل ایمان به رزّاق بودن خداست ،اصل توکل و اعتماد داشتن به الله ست،اصل قادرمطلق دانستن ربّ هست ،اصل ایمان به هادی بودن وحامی بودن و حافط بودن اوست ،اصل تنها منبع قدرت وثروت دانستن اوست، وبقیه غیر ازاینا همه وهمه فرع هستن که مارو به بیراهه وناکجا اباد میبرند،
مثل اینکه بگیم بازار خرابه،فلانی رو ببین چقد خرشانسه ویا اینکه نباد اینجا مغازه میگرفتم باید برم فلان جای شهر یا سر گدر مغازه بگیرم باید حتمااا تبلیغات شهری داشته باشم تابلوی مغازم واقعااا باید تابلو باشه نورپردازی مغازه خیلی باید زیبا باشه ولی دیدم تو شهر خودم کاسبی هست که در یکجایی که اصلا مغازش تو دید نیست با یک تابلوی قدیمی و یک مغازه ای که یک دونه لامپ بزور داره و جنسها همه سرهم ریخته نشسته تو این مغازه داره پول پارو میکنه اینارو که میبینم بیشتر به اصل وفرع بودن حرفای استاد پی میبرم که مهم اینه بفهمیم اصل در کار چیه در ارتباط چیه ….بله هرچیزی که مارو وادار میکنه تا قدرت و از خدا بگیریم بدیم به چیز دبگه یا کس دیگه اونا فرع اند و به شرک مارو میکشانند که برکت و ازما دور میکنه،پس یاد گرفتم اگه با تمام وجودم به رزاقیت خدا ایمان داشته باشم به قادر مطلق بودن او به هدایتگر بودن او به همه چی دان بودن او ایمان داشته باشم باید مثل آب خوردن پول دربیارم و در کارم در ارتباطم در هر امورم هیجگونه تقلا یا سختی و رنج فیزیکی نباید داشته باشم اصل اینه که آسان شوم برای آسانی ها واین تنها با اتصال با خدا امکان پدیره پس وقتی روزی رسان اونه مشنری هام همه ازاو دستور میگیرن پول وثروت از طرف اونه چرا نگران باشم و دنبال قدرت غیر او باشم چون هیج قدرتی بالاتر از قدرت او نیست فقططط کافیه به این ایمان داشته باشم یعنی در ضمیرناخوداگاهم این باور بشینه دیگه تمومه هیج نگرانی وجود نخواهد داشت.
الهی شکررررت برای این آگاهی ناب امروزم خداروشکر که ضمیرناخودآگاهم داره آماده دریافت این آگاهی وتبدیل ان به باور درست میشه و زندگیم براحتی ساخته میشه به سمت زیبایی ،
خداروشکررررر که کمکم میکنی تا بفهمم که دیگه قدرت و به دلار به شانس به آمریکا به رییس جمهوری به تغییر شرایط بیرونی ندم و اصل و در ایجاد آرآمش درونی و ایجاد ایمان بیشتر و پاکسازی باورهام بدانم و بس.
که الگوی ما در اینکار خودتی استاد باعشقم در روابط مالی ومعنوی نمونه بارز هستین خصوصا روابط رویایی زناشویی که شما و مریم جان نامبروان هستین که میخوام از شما الگو بسازم برای ذهنم که وقتی برای استادم شده پس حتما برای منم میشه استاد بدون اینکه هیچ تقلایی فیزیکی بکنه عشقش همه جا جاریه و ساری و رو دوش خدا نشسته خداوند تمام دلها رو داره از بهترین و هموارترین راه براش نرم میکنه و چقد این اتفاق زیباست چقد این موفقیت زیباست چقد این رابطه زیباست چقد این وابسته نبودن زیباترینه خدایا میخوام کمکم کنی تا به تو وصل بشم تا همه اموراتمو طبق آیه 2و3 سوره مبارک طلاق خودت برام انجام بدی و من فقط لدت ببرم ولذت ببرم ولذت و عشق دنیارو بکنم بدون هیج محدودیتی.الهی امین
اینم درس امروزم همراه با دوستان بی نطیر الهی ام در گام سیزدهم
سلام دوست خوبم ، کامنتت چقدر زیبا بود،چقدر درک و مفهوم خوبی داشت. زیبا نوشته بودید،هزار بار ارزش خواندن را دارد کامنت شما. چقدر زیبا اصل را گفته بودید، اصل خیلی مهمه توحید خیلی مهمه و با کامنت شما بار دیگر بهم یادآوری شد که اصل چیه فرع چیه
سپاس از شما و سپاس از خدای خودم که منو به خوندن این کامنت هدایت کرد.
جواب این سوال در دل همین صحبتهایی که استاد در فایل گفته نهفته است.
فرق بین کجا باید از یک ابزاری استفاده کنیم، کجا باید روی خدا حساب کنیم چیه؟
اینکه استاد عزیز تمرکز بر روی کار خودش است به سمت فرعیات رقبا نمیرود،که ببیند چه کسی چه کاری را انجام میدهد.
این ارزشمندی استاد از درون است و یک نگاه توحیدی دارد و مسیر درست را میرود نمیخواهد ظاهرسازی کند چون اصلاً به هیچ عنوان برایش اهمیت ندارد که دیگران در چه راستایی ثروت میسازند.
او به آنچه که الهام میگیرد عمل میکند چون اعتقاد دارد این دیدگاه را دارد و سعی میکند که این باور را داشته باشد که بیش از نیاز انسانها نعمت و ثروت و فراوانی و سلامتی و روابط خوب است.
دلیل اصلی موفقیت سایت استاد اینه که: زمانی که این دیدگاهها را داشته عمل میکرده و نتایج را میدیده و در مورد سایت هم در زمان گذشته نمیدانسته و به مرور یاد گرفته است.
و هیچ اعتقادی به تبلیغات ندارد و همیشه دنبال تفاوت قائل شدن بین اصل و فر ع بوده است که بفهمد کدام اصل است که بیشتر رویش تمرکز کند و چه چیزی فرع است .چه در قرآن و در زندگیش.
همیشه دیدگاهش به اصل بوده وبه این قوانین عمل میکرده.
ما اگر به بقیه میگوییم که مسیر اصل و فرع چیه؟باید خودمان هم عمل کنیم و یک تلنگری برای ایجاد حرکت در مسیر درست اصل برایمان باشد نه که فقط بخواهیم بگوییم و هیچ عمل و نتیجهای نباشد فقط نصیحت باشد. نباید هیچ تناقض با آن حرفها و عمل باشد.
«رفتار و فرکانس انسان هست که کار را انجام میدهد افراد از رفتار و عمل شما تاثیر میگیرند نه از حرفهای شما»
«هیچ انسانی کامل نیست فقط خداوند کامل است و بینقص»
نتایج موفقیت استاد همه از تلاشی بوده که افکار مثبتی که در وجود خودش ساخته است و تبدیل کرده به باور و عمل کردن ایجاد شده است.
نکته: اگر میخواهی پیشرفت کنی اول به خودت بگو و همیشه گوشه ی ذهنت باشه که خودت اولین نفر باشی، که اینجوری عمل کنی و هیچ کمالگرایی در کار نباشد.
ما باید برای درک اصل تمرکز بگذاریم روی قانون جهان هستی که چی اصل است و چی نیست.
سلام و صدسلام به استاد عزیزم، خانم شایسته نازنینم و تمام خانواده عباس منش،
فقط روی خودت حساب کن یعنی چی یعنی توحیدی عمل کن یعنی اون قدر برای خودت ارزش قائل شود که مطمئن باشی و باور داشته باشی که تنهانیستی و خدا هدایتت میکنه،
تو قدم بردار، تو بگوچی مخایی، تو هدفت را واضح و مشخص کن ،
بعد بیرس خدا جونم چکار کنم تا به هدفم برسم؟
بهت میگه مطمن باش
بعد عمل کن همین
و روی هیچ کس و هیچ چیزی غیر خورت حساب نکن
، عمل کن ،
درطی مسیر واضح میشه برات که چی مخایی،
اول باید هدایت اولی را انجام بدی ، بعد تصحیح مسیر میکنی ، شاید اون اقدام را عوض کنی،
قدم به قدم بهت گفته میشود و تو عمل میکنی
، تو فکر نکن بقیه چکار کردن، و چکار می کنن،
از نظر علم مغزشناسی این ثابت شده که ما از موقعی که در شکم مادر بودیم توانایی خلق داشتیم، قادر مطلق بودیم ، ما توانایی داشتیم که هر جوری که دوست داریم و هماهنگ باشه همه اندام های بدنمون بسازیم بدنمون را،
یه جوری ساختیم که همه چی اوکی باشه برامون، برا همین استاد میگه ما خودیم انتخاب کردیم همه چی را،
بله ،
خودمون خواستیم این سایر بازو را، این چشم ها را،
باورتون میشه طبق علم عصب شناسی نوین تاثیر ژن ها بسیار کم است ،
خلاصه اینکه طبق آن تجربیاتمون، باورهامون، رفتار اطرافیانمون ما یه دریافتهایی را در مغزمان حک کردیم و راههای درست شده توی مغزمان ،
پس مغز من ، تجربیات من، باورهای من ، همه چی من خاص است ، فقط و فقط مال خودمه،
و طبق همین باورها به من آگاهی میاد که چکار کنم تا یه قدم از قدم قبلی ام رشد کنم،
ببین من چقدر ارزشمندم که خاص هستم و دقیقا طبق خودم بهم آگاهی میاد و
البته اومدن آگاهی هم از نظر علم عصب شناسی ثابت شده
، و آن آگاهی کامل بسیار مختص خودم است،
فقط برای من کار میده و نه برای هیچ کس دیگه ای،
پس نمیشه یه نفر دیگه به من بگه که من چکار کنم و
یا من به یه نفر دیگه بگم که چکار کنه و
از نظر علمی ثابت شده که جواب نمیدهد.
وقتی من اول قدر خودم را بدانم، خودم را ارزشمند بدانم ،خاص بدانم ،خودم را دوست داشته باشم ،آن کاری را انجام میدادم که حالم خوبه باهاش ،
لذت میبرم از انجام دادنش،
مسابقه با بقیه هم نمیدم،
کار خودم را پیش میبرم،
آخه منی که قلب درست کردم، کلیه خلق کردم، نمیتونم خونه خلق کنم، نمیتونم پول خلق کنم،
فقط باید باور کنم خودم را، توانایی هایم را، خالق بودنم را و توحیدی عمل کنم،
تمام تمرکزم را بگذارنم روی خودم،
توانایی هامو بیشترش کنم،
روی استعدادهایم سرمایه گذاری کنم
و امروزم را بهتر از دیروز کنم،
اخه چرا عجله کنم،
چرا مسابقه بدم با بقیه، همه چی هست به اندازه زیاد هم هست ، فراوان ،
خوب دیگه ، لذت ببرم وپیش برم ،
به خدا خیلی ساده است ،
ما زندگی را سختش کردیم برا خودمون ،
خودمون را دوست داشته باشیم
و وقتی یه ذره، یه کوچولو رشد کردیم ، ذوق کنیم ، افتخار کنیم به خودمون،
سلام و درود به استاد عزیز و نازنینم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی.
خیلی وقتا غبطه ی آدمهایی که خوب حرف میزدن و تو جمعها فن بیان خوبی داشتن رو میخوردم.
از نظرم اونا آدمهای عاقل و با منطق بالایی بودن خب از بچگی یاد گرفته بودیم به ظاهر آدمها بیشتر توجه کنیم و دیگران رو از روی ظاهرشون قضاوت کنیم .
از وقتی شروع به تغییرات خودم کردم از اونجایی که نکته سنجتر و نکته بینتر شدم دقتم نسبت به آدما و رفتارها و کردارهاشون خیلی بیشتر شد. طوری شده بود که هر رفتار و منشی که از کسی میدیدم متوجه میشدم چ افکار و باوری پشتشه !!!
اکثر آدمها نقاب میزدن و اکثراً چهره ی دورویی داشتن همه دوست داشتن خودشونو خوب جلوه بدن.
البته ناگفته نمونه خودمم جز این دسته افراد بودم.
انقدی که قضاوت و تایید و تحسین بقیه برام مهم بود موضوعات دیگه برام حائز اهمیت نبود بنابراین از اونجایی که ظاهر و باطنم متفاوت بودن و من دنبال مهر تایید از طرف دیگران بودم. سعی میکردم وجه خوب خودمو به دیگران نشون بدم.
یه دورهای بود که هرکی بهتر بلد بود کسیو نصیحت کنه به نظر عاقلتر میرسید. هر کی که خودشو عقل کل میدونست بیشتر بالای منبر میرفت و بیشتر دیگران رو موعظه میکرد. منم مستثنی از بقیه نبودم.
دقیقاً این اخلاقو خیلی داشتم چون خودمو خیلی قبول داشتم هرچی میگذشت بیشتر متوجه شدم که هیچی نمیدونم و تو جایگاهی نیستم که بخوام کسیو موعظه کنم.
یه جاهایی دلم میخواست خودمو به دیگران ثابت کنم که بعدها متوجه شدم همه ی اینا از روی ضعف و کمبود اعتماد به نفسم بود. تو هیچ جریانی خودمو قبول نداشتم فقط میخواستم با نقاب زدن به دیگران بفهمونم که برای خودم کسی هستم تا دیگران متوجه ی کمبودهای من نشن .
غافل از اینکه خودم به ذهنم دروغ میگفتم و خودمو از خود واقعیم دور میکردم.
وقتی با استاد آشنا شدم و وارد برنامههای استاد شدم تاسف خوردم به حال خودم که با وجود این همه ندونم کاری و این همه نقص و ضعف چطور در مقابل دیگران سینه سپر میکردم. تازه اینجا بود که متوجه شدم چ مسیر اشتباهی رو طی کردم و چقد وقت و انرژی خودمو برای ثابت کردن و نصیحت کردن برای دیگران گذاشتم در حالی که هیچ نشونهای از عملکرد درستی از خودم نبود. البته که با ناصداقتیم پیش دیگران شخصیت دیگهای نشون داده بودم اما خودم ک میدونستم چ اعجوبهای هستم .
جالب اینجاست که فکر میکردم کسی متوجه نمیشه انگار همه ی آدما رو خنگ محسوب میکردم .همه خوب میفهمیدن چون فرکانس ما همون چیزی که هستیم رو یعنی وجه اصلی خودمون رو نشون میده حالا دیگران بهمون چیزی نمیگفتن دلیل بر این نبود که کارمون درست بود و و دیگران ما را اونطور که نشون میدادیم پذیرفته بودن. فک میکنید بساط غیبت برای چ موقعه هایی هستش؟! برای اینجور موقعها !!!!!
و همه ی اینها در حالی بود که خودم حالم از نصیحت کردن به هم میخورد و به هیچ وجه دوست نداشتم کسی منو نصیحت کنه و هیچ گوش شنوایی برای شنیدن پند و اندرز دیگران نسبت به خودم نداشتم طوری رفتار میکردم که کسی اجازه نداشته باشه که بخواد منو نصیحت کنه . کلاً آدم خیلی خودخواهی بودم آنچه برای خود میپسندیم برای دیگران نمیخواستم .
نمیدونم این همه ضعف از کجا میومد و چرا من اینطور بودم و خوبه کاره ایم نبودم و موفقیت خاصی هم بدست نیوورده بودم که انقد شاخ بازی در میووردم.
از وقتی که تو مسیر کسب آگاهی قدم برداشتم تازه متوجه شدم که نیاز به تغییرات زیادی دارم چون با خودم عهد کرده بودم صادقانه پیش برم باید نواقص خودمو میپذیرفتم تا بتونم یکی یکیشونو تغییر بدم دیگه میدونستم اگه نپذیرم هیچ اتفاق جدیدی تو زندگیم خلق نمیشه . از اونجایی که خیلی خسته و درمونده و پریشون حال بودم باید به عهد خودم وفا میکردم .کم کم قضاوتها رو کنار گذاشتم سعی کردم آدمها رو تو جایگاه خودشون درک کنم .منم منم رو از زبونم بندازم ، ادعاهای بیخودی نکنم. واقعاً اگه خودم موفقیتی تو زمینهای ندارم سعی کنم در موردش حرفی نزنم ، نظری ندم .
سعی کردم خودمو بیشتر بشناسم و با شناخت بیشترم غلبه به کمبودها و ضعفهای خودم داشته باشم. از راه درستش به خودم بها و ارزش بدم. با خودم صادق باشم .جایی که باید، سکوت کنم و جایی که لازم بود فقط نظر بدم بدون اینکه تحمیلش کنم. نخوام علاقه و سلیقه و عقاید خودمو به کسی تحمیل کنم و به خاطر دستگیری ضعف کسی ، اونو مورد سرزنش قرار بدم .جایی که ذهنم سمت کسی میرفت باید یاد میگرفتم کنترلش کنم و ذهنمو جهت دهی کنم به سمت رفع نواقص و ضعفهای خودم.
چون میدونستم نصیحت کردن و پند و اندرز به کسی جواب نمیده و از اونجایی که خودم اصلاً از این داستان خوشم نمیومد خیلی تلاش کردم همین حسو نسبت به دیگران داشته باشم و دست از تجربه دادن و نصیحت کردن به کسی بردارم باید سکوت میکردم و تا کسی ازم درخواست کمکی نداشت نباید تو هیچ اموری دخالت میکردم .خدا رو شکر که این مواردو یاد گرفتم و مثل گذشته پیش نمیرم.
از استاد یاد گرفتم دست از توضیح دادن و توجیه کردن کارام دست بر بردارم.
به قول استاد عزیز باید اجازه بدیم نتایج زندگیمون تغییراتمون رو به دیگران اثبات کنه نیازی نیست من زوری بزنم و بیام از تغییراتم برای کسی حرف بزنم همه اونچه که باید ببینن رو میبینن و خیلی خوب درک میکنن.
باز هرچی بیشتر پیش رفتم متوجه شدم اصلاً ضرورتی نداره که بیایم به این فکر کنیم که حالا که ما تغییر کردیم دیگران در مورد ما چی میگن یا چ نگاهی به ما دارن ؟! انقدر باید غرق کارهای شخصی و امورات روز مره ی خودمون باشیم که اینجور مسائل برامون ارزشی نداشته باشه. یعنی از صبح تا شب فقط دنبال رضایت خاطر خودمون باشیم.
با بودن در احساس خوب و قدم گذاشتن در راه درست دیگران هم نسبت به ما حس خوب خواهند داشت و اگر نیاز ببینند از ما تجربه کسب خواهند کرد.
ما خودمونو خیلی غرق فرعیات و حواشی های زندگی کردیم. هر چقد خودتو از این فرعیات دور نگه داری به اصل بیشتر نزدیک میشی. اصل همون چیزیه که منو به آرامش میرسونه ، منو به خواستههام نزدیکتر میکنه ، حس لیاقت منو بیشتر میکنه ، لذت بیشتری تو زندگی بهم میده. بنابراین تو همه ی زمینهها اصل رو پیدا کنیم تا از طریق همون پیشرفتهای چشمگیری داشته باشیم.
اصل مسیر الهیه !
اصل قبول و باور قدرت خداست !
اصل هدایت پروردگارمونه!
اصل تسلیم بودنه !
اصل توکل کردنه !
اصل صبر با احساس خوبه!
اصل توجه به الهامات خداونده !
اصل اعتماد و ایمان به قوانین جهانه!
زمانی که بتونیم به درک هر کدوم از این اصلها برسیم مسیر خوشبختی و سعادت دو جهان رو برای خودمون رقم زدیم .میتونیم با هر بار تجربه کردن متوجه بشیم که بودن در افکار و باورهای مثبت چ حس قدرتمند کنندهای بهمون میده. حالا هر کسی با توجه به میزان درک خودش نسبت به این اصلها میتونه خالق اتفاقات خوب یا بد زندگیش باشه.
با شناخت این اصلها میشه به ثروت رسید و به لحاظ مالی خودتو بینیاز از هر کسی ببینی .
میشه روابطها رو خوب کرد .
میشه سلامتی جسمی و روحی داشت .
میشه ارتباط خوبی با خداوند گرفت.
و در آخر میشه لذت خوشبختی رو چشید.
بینهایت خداوند رو سپاس میگم و از استاد عزیزم به خاطر تغییرات مثبتم تو این زمینهها تشکر و قدردانی میکنم .خدا رو شکر که تو همه ی زمینهها از دیگران دل کندیم و به قدرت خداوند ایمان اووردیم .
تو قسمت عقل کل سایت واقعاً تجربهای داشته باشم و حس کنم که میتونم دلی به کسی کمک کنم ،مطلب مینویسم به هیچ وجه به خاطر تایید و یا تحسین کسی این کارو نمیکنم .چون قرار نیست کسی جایزه ای بهمون بده .
بیشترین انگیزهای که تو این قسمت سایت دریافت میکنم اینه که با پاسخ دادنم آگاهیهای خودم رو میسنجم و با نوشتن ، علاوه بر کمک به دوستی ،درسها و آگاهی های استاد رو مرور میکنم .یه جورایی خودمو محک میزنم ببینم چقد میتونم درس پس بدم.
از دوستانی که تو این قسمت سایت به کسانی که نیاز به راهنمایی دارن ، در حد درک خودشون کمک میکنن تشکر و سپاسگزاری میکنم .
از استاد عزیز هم ب خاطر طراحی این قسمت بی نهایت سپاسگزارم .
چیزی که من درمورد این سوال به ذهنم میرسه اینه که استاد شما اول از همه وارد کاری شدین که بهش عشق داشتین،اینقدر که کلی فایل هدیه ساختین و به قول خودتون ما باید شغلی رو انتخاب کنیم که اگه بابت اون کار پولی هم دریافت نکردیم بازم با عشق و لذت انجامش بدیم
دومین و مهمترین عامل نگاه توحیدی شما بوده که باعث این نتایج شده ،شما شانس و پارتی و تبلیغات در ذهنتون جایی نداره و بجای اون خداوند رو تنها پشتیبان خودتون دونستین و نگاهتون به کسی جز خدا نبوده چون باور دارین که خداوند قدرتمندترین فرمانروای جهانه و خیر مطلقه و عاشق بنده هاشه و همیشه برامون خوب میخواد و بهترین اتفاقات رو در بهترین زمان بوجود میاره و بهترین تبلیغات رو توسط بنده هاش براتون انجام میده حتی توسط کسایی که میخوان شما رو تخریب کنن.
سوم اینکه شما ترس و نگرانی ای نداشتین چون خداوند رو همیشه حامی خودتون و همراه و حمایتگر و هدایت کننده ی خودتون میدونستین.
چهارم اینکه شما فراوانی جهان رو باور داشتین و همیشه روی این موضوع کار میکنید و طبق قانون، به هرچیزی که باور داشته باشی جهان از همون جنس اتفاق رو وارد زندگیت میکنه و شما هرروز دارین این فراوانی رو میبینید و تحسین میکنید و حتی دستاوردهای دیگرانم تحسین میکنید بجای حسادت کردن. به همین خاطر احتمالا کلمه ی رقیب برای شما خنده دار باشه چون این کلمه از باور کمبود میاد.
پنجم اینکه بجای تمرکز گذاشتن روی اینکه دیگران دارن چکار میکنن ، تمرکز همیشگی و ادامه دار روی بهبود محصولاتتون و افزایش آگاهی و رشد خودتون و همچنین عمل به الهامات درونیتون گذاشتین.
بنظر من اینا اصل بودن تو مسیر شما و احتمالا خیلی موارد دیگه که گفتین توی دوره روانشناسی ثروت 3 اومده.
استاد ازتون ممنونم که هرروز مسیر رو برامون ساده تر میکنید.
به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین
پروژه خانه تکانی ذهن | گام سیزدهم
خداروشکر که یک گام دیگه از پروژه متحول کننده خانه تکانی ذهن رو برداشتیم صحبت از نتایج این پروژه خیلی زوده اما در همین دوازده گام در زندگی من داره یه اتفاقاتی میفته که نشون میده پروژه داره کار خودش رو میکنه و من هم صحبت کردن درباره نتایج رو به انتهای دوره موکول میکنم…
اما درباره این فایل بسیار مهم که خیلی آگاهی داره و من چندین و چند بار گوشش دادم یعنی تشخیص اصل از فرع درباره نتایج در چند روز اخیر اتفاقات جالبی برام افتاده:
دیشب یه مصاحبه دیدم از یک دختر موفق اهوازی که در 19 سالگی به درآمد +دو میلیارد رسیده بود مصاحبه و سوالات بی هدف مجری پر بود از مسائل حاشیه ای که باعث شده بود اون دختر خانم هم به حاشیه کشیده بشه و نتونست اونطور که باید و شاید درباره نتایجش صحبت کنه و از اونجا که من هم تشنه شنیدن این موفقیت ها هستم خیلی منتظر بودم که بگه چطور با اینکه شهرستانی هست به این درآمد رسیده یا با این سن کم چطور اونقدر موفق شده اما مصاحبه کاملا حاشیه ای و پیش پا افتاده بود اما من شاگرد استاد عباس منش هستم و استاد به من یاد داده که مثل یک شکارچی ماهر در کمین نکات مثبت بشینم و اون ها رو شکار کنم بنابراین بیخیال مصاحبه شدم اما بیخیال شکار نشدم و رفتم دنبال تحقیق کردن درباره این دختر خانم موفق و کل زندگیش رو زیر و رو کردم و نکات مثبتش رو کشیدم بیرون قبلش بگم که ایشون اینستاگرام رو آموزش میدن
ایشون در بحث خودباوری خیلی خودش رو قبول داشت و میگفت من با مهارتم هر طور که بخوام و درهر پلتفرمی میتونم پول بسازم و این کار رو هم در سایت و تلگرام و اینستاگرام انجام داده بود…
ایشون از قدرت تجسم بسیار استفاده میکنه و یک سمینار 1500 نفری در تهران برگزار کرده بود که میگفت هرشب با این آرزو که روزی روی استیج برم شب ها سر بر بالین میگذاشتم
یا یه سفری رفته بود دبی و قبل از سوارشدن به هواپیما میگفت این لحظه رو هزاران بار تجسم کردم
در بحث باور فراوانی میگفت اونقدر توی دنیا فراوانی هست که من اصلا نگران نیستم که آیا مشتری هست یا نیست چون هر روز و هر لحظه و از بی نهایت راه میشه پول ساخت…
ایشون در عمل و در ناخودآگاه اصل رو از فرع خیلی خوب تشخیص داده بودند اما نمیدنستن که دلیل نتایج شون چیه چه در مصاحبه چه در سایت و پیج اینستاگرامی شون دائما از تبلیغات به عنوان سکوی پرتاب خودشون صحبت میکردند و به بقیه آموزش میدادند اما غافل از اینکه دلیل نتایج بسیار بزرگ این خانم همون تجسم ها همون احساس خود ارزشمندی ها همون باور فراوانی ها و همون باورهای توحیدی بود….
کاری که استاد عباس منش به خوبی در زندگیش انجام داده و داره به وضوح آموزش میده به این دلیل هیچ جای دنیا چه در بحث آموزش چه در بحث نتیجه کسی به گرد پای استاد هم نمیرسه
حالا که من استادی به این خوبی دارم که اینقدر واضح داره اصل رو از فرع تشخیص و به من یاد میده کجا دنبال چی میگردم؟؟؟
همه چی همین جاست فقط من باید به ایده هام عمل کنم چطوری؟
با ایجاد احساس خود ارزشمندی
با ایجاد باور فراوانی
با ایجاد باورهای توحیدی
با عمل به ایده هایی که بعد از ساختن این باور ها به من الهام میشه اونوقت براحتی پول و ثروت و نعمت و سلامتی و در یک کلام خوشبختی وارد زندگی من میشه…
صحبتی از استاد زلزله ای در افکار من ایجاد کرده
«پول نتیجه است هدف نیست
پول نتیجه تغییر شخصیت در تمام جنبه هاست»
به این معنی که اگر میخوای تو هم (خودم رو میگم) به درآمد بالا برسی نباید پول رو هدف خودت قرار بدی بلکه باید هدف تو ایجاد یک شخصیت پولساز ایجاد یک شخصیتی که خودش رو باور داره و ایجاد یک شخصیتی که باور توحیدی داره باشه و نتیجه ساختن این شخصیت پول و نعمت است …
این یعنی تشخیص اصل از فرع…
یه روزی به دلیل تضادهای سختی که داشتم آرزوی درآمد و پول بالا رو کردم و چون تلاش کردم هم بهش رسیدم اما دیدم از یه جایی به بعد دیگه انگیزه ندارم که اون مبلغ رو بیشتر کنم انگار دیگه ظرفم پر شده بود و دیگه برای افزایش درآمدم تلاشی نکردم و طبق قانون بدون تغییر خداوند در این دنیا دو راه بیشتر وجود نداره یا تو در حال پیشرفت و صعودی یا در حال پسرفت و سقوط حالت سومی وجود نداره و من هم چون هرروز بهدنبال بهبود نبودم از مسیر خارج شدم…
الان درک کردم که آقا به هرحال تو خالقی تو قدرت تغییر زندگیت رو داری اگر هدفت رو پول بزاری بهش میرسی اما اگه ظرفت بزرگ نباشه اگه شخصیتت رو تغییر نداده باشی اون پول برات خوشبختی نمیاره بنابراین با پروژه خانه تکانی ذهن من به یک درک عالی رسیدم اون هم اینکه :
«پول نتیجه است هدف نیست
پول نتیجه تغییر شخصیت در تمام جنبه هاست»
و من از امروز تصمیم گرفتم که یک شخصیت پولساز یک شخصیت توحیدی یک شخصیت با باور خود ارزشمندی بسازم و این هدف بزرگ و جدید من هست که اگر به خوبی از پسش بربیام نتیجه قطعا پول و نعمت و خوشبختی است این قانون بدون تغییر خداوند است و هرگز تغییر نمیکنه و این یعنی تشخیص اصل از فرع که نتایج را به دنبال دارد…
ممنونم از استاد شایسته عزیز بابت این پروژه زیبا
ممنون از بچه های سایت بابت کامنت های عالی
سلام دوست عزیزم
چه دیدگاه فوق العاده قشنگی داری نسبت به مسائل
چقد ذوق کردم وقتی زحمت کشیدی رفتی نکات مثبت اون خانم موفق رو بیرون کشیدی و ثبت کردی و با ما در میون گذاشتی
واقعا لذت بردم
و سپاسگزارم ازت بابت آگاهی نابتون بابت دیدگاه قشنگتون که در اختیار ما هم قرار دادید
به نام خدای مهربان
سلام استاد عزیز
و مریم جان زیبا
مریم جان زیباییم از شما تشکر می کنم که دوره رو برای ما آماده کردید و من هروز چشممو که باز میکنم میام سایت تا آگاهی جدید رو دریافت کنم به لطف خدا
متن این فایل خودش جداگانه یه فایل پر از آگاهی هست
چرا همه عاشق استاد هستن چون استاد میگه هر آنچه با قلبتون و روحتون در هماهنگ هست باید اونو انجام بدین هر آنچه که با شرایط و موقعیت فعلیتون جور هست اونو انجام بدین معلومه که همه عاشق استاد میشن
من کلا هیچ شبکه اجتماعی ندارم و این به لطف الله و آموزه های استاد عزیز هست امروز داشتم با همسایه ام صحبت میکردم که استاد عزیز رو معرفی کردم گفت آدرس اینستای استاد رو بزن من رفتم آدرس استاد رو سرچ کردم دیدم استاد تیک آبی خورده تو اینستا تو اونجا دقیقا گفتم استاد برای این تیک آبی حتی یه دیقه هم تلاش نکرده چون در مسیر درست هست مسلما همه چیزهای خوب و خواستنی بدون زحمت و رنج برای استاد محیا میشه
استاد میگن که این فرکانس هست که کارهارو انجام میده واقعانم هم اینطور هست چرا ما اینقدر به استاد و مریم جان علاقه داریم چون هر حرفی که میزنن اول خودشون به اون عمل میکنن بعد به ما میگن و این فرکانس خالص و این گفتار خالص باعث جذب ما میشه
خداروشکر میکنم که در مدار انسان های پاکی مثل شما هستم
عاشقتونم
دوستتون دارم
در پناه یکتا بی همتا
بنام خالق زیبایی ها ،بنام اوکه هرچه دارم از اوست
سلام وهزاران درود به استادان ارجمندم ودوستان توحیدی ام
خداراسپاسگزارم که در این مسیر زیبا در گامی دیگر همراه وهمقدم شما عزیزان هستم
خداروشکر برای بودن در یک روز زیبای دیگر ،برای بوی خوش زندگی
خداروشکر وهزاران شکر برای وجود عزیزانم ،دوستان الهی ام
خداراهزاران بار شکر وسپاس بخاطر وجود خودش
خدا راهزاران هزار بار شکر وسپاس بخاطر انسانهای با محبتی که در مسیر زندگی ام قرار داه است
علت موفقیت استاد در کسب وکار خود بدون اینکه تبلیغی بکنند
از لحظه ای که فایل پلی شد وشروع کردم به گوش دادن همانطور که آگاهیهای دوره فوق العاده احساس لیاقت برام مرور می شد یه حسی از درونم می گفت چون استاد از درون خود الهام میگره درونی که به منبع واصل خود وصل هست وبه این اصل ایمان دارد وباور دارد که مسیر درست مسیر کامیابی همین هست
استاد جان تمام فایلهایی که آماده کردند نکته به نکته آن را در زندگی خود عمل کردند وبا نتیجه ومنطق صحیح آموزشهای خود را ارائه می دهند وهمین هست که اگر ما در مدار وفرکانس دریافت آگاهیها باشیم آگاهیها روح تشنه ما را سیراب می کند چون مارو به خودمون به اصلمون بر میگرداند نه آن چیزی که دیگران از ما انتظار وتوقع دارند
استاد جان اینقدر خودش وتواناییهایش را باور دارد اینقدر خوب قانون تکامل را درک کرده وبه قانون عمل کرده ،که دیگه اصلا کار نداره بقیه دارند چیکار میکنند چون باور دارد فراوانی نعمت وثروت در جهان را ،باور داره رزق نامحدود خداوند را پس تمرکز را گذاشته رو خودش نه دیگران ،باور دارد که روزی رسان خداوند است پس بدون ترس ونگرانی مسیری را که باور دارد درست هست مصمم وبا تعهد ادامه می دهد
استاد شایسته عزیزم سپاسگزارم از شما ،که از الان نتایج این خانه تکانی شروع شده وداره خودش را نشون میده خدایا هزاران هزار بار توراشکر وسپاس که در مدار عمل به این دوره ارزشمند قرار داشتم
عاشقتونم
در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید در دنیا وآخرت
سلام به هم فرکانسهای عزیزم و مریم بانو عزیز تر از جانم .
این فایل استاد در مورد کسب و کار و مشتری بود که چطور مشتری خودمون زیاد کنیم.
چیزی که من تو کسب و کار خودم فهمیدم اینه که من باید کیفیت کارمو ببرم بالا اونم با قانون تکامل و کم کم و سرم تو کار خودم باشه و هی سرک نکشم تو کار بقیه که دارن چیکار میکنند که این باعث میشه که حس عجله و عقب موندن بهم بده که این باعث نشتی انرژی میشه و نمیزاره کار خودمو بکنم.
خداوند در درون منه و با منه و هر سوالی داشته باشم اون جواب میده فقط تو بپرس و باور داشته باش اون از زبون یه بچه یا یه کتاب یا یه فیلم بلاخره جواب بهت میده نگران نباش و مشتری اومدن کار من نیست اون کار خداست من سمت خودمو انجام میدم خداوند هم سمت خودشو خداوند روزی رسانه جهانه به اندازه ی که ما اونو بزرگ ببینیم خداوند همه ی این جهان داره اداره میکنه به همه ی موجودات آسمان و زمین روزی میده بعد نمیتونه مشتری برای تو بیاره البته که میتونه اما به اندازه ی ظرفمون میتونیم بگیریم نه بیشتر دوستان بیایم با شکرگزاری با راضی بودن با احساس خوب ظرف وجودمون بزرگ تر کنیم تا خداوند از راه های خیلی ساده آسان کنه برای ما آسانی را .
به نام خداوند نشان دهنده مسیر خوبیها و نشان دهنده مسیر اصل از فرع به ما
ردپای امروز من در گام سیزدهم
خداروشاکرم بعد وقفه چند روزه دوره دریافت انرژی پاک دوباره راه افتاد تا ما ازاین الهامات پاک الهی انرژی پاک بگیریم و زندگیمونو بسازیم خداروشکرررر که در مسیرم در حرکتم و بابت فایل جدید استادم که گذاشته بودن در این وقفه چندروزه که بهترین جایگزین و ناب ترین آگاهی رو داشته تشکر ویژه دارم استاد با این فایل و لیلا جان عزیز با به اشتراک گذاشتن موفقیتش همه مارو ناک اوت کردن درود بر همه اونایی که موفق شدن و اومدن موفقیتشونو کامنت کردن تا دل ماگرم بشه تا ایمان ما بالا بره الهی شکررررت منم میخوام الگو بشم برای گسترش جهانت.
بریم به درس امروزمون بپردازیم؛
که تشخیص اصل از فرع میباشد من این فایل ویکسال پیشم گوش داده بودم این یکی از اون فایلایی بود که چندصدبار گوشش کردم و کامنتاشو خوندم یادمه که چه انقلابی در من ایجاد شد که دگرگونی و خوشحالی که کارکردن و برام آسون کرده که اصلاااا تو کاسبیم بدنبال فرعیات نیستم درسته هنوز به موفقیت مالی نرسیدم ولی میدونم اصلش در درون من که باید تغییر کنه با تغییرات اون بیرون میدونم که اصلا وابدااااا اتفاقی نخواهد افتاد و چقد با خیال راحتتر ازاونموقع دارم زندگی میکنم و بابتش شکرگزار خدایم هستم وقدردان استادباعشقم با این فایل های ناااااب.
بعد اومدم کامنت علی اقا حیدری رو خوندم که خیلییی دگرگون شده درونم چقد زیباست وقتی با یک تلنگر از طرف خدا یهویی کلی از اون باورهای سیمانی و بتونی درونت تخریب میشه چه حال خوبی به آدم اونلحظه دست میده که وصف پدیر نیست که برای من خیلی اینجا تو این سایت اتفاق افتاد وخداروشکر میکنم و از علی آقای حیدری هم بسیاااار ممنونم برای کامنت عالی اش.
من امروز اینو آموختم که :
اصل خداست ،اصل ایمان به رزّاق بودن خداست ،اصل توکل و اعتماد داشتن به الله ست،اصل قادرمطلق دانستن ربّ هست ،اصل ایمان به هادی بودن وحامی بودن و حافط بودن اوست ،اصل تنها منبع قدرت وثروت دانستن اوست، وبقیه غیر ازاینا همه وهمه فرع هستن که مارو به بیراهه وناکجا اباد میبرند،
مثل اینکه بگیم بازار خرابه،فلانی رو ببین چقد خرشانسه ویا اینکه نباد اینجا مغازه میگرفتم باید برم فلان جای شهر یا سر گدر مغازه بگیرم باید حتمااا تبلیغات شهری داشته باشم تابلوی مغازم واقعااا باید تابلو باشه نورپردازی مغازه خیلی باید زیبا باشه ولی دیدم تو شهر خودم کاسبی هست که در یکجایی که اصلا مغازش تو دید نیست با یک تابلوی قدیمی و یک مغازه ای که یک دونه لامپ بزور داره و جنسها همه سرهم ریخته نشسته تو این مغازه داره پول پارو میکنه اینارو که میبینم بیشتر به اصل وفرع بودن حرفای استاد پی میبرم که مهم اینه بفهمیم اصل در کار چیه در ارتباط چیه ….بله هرچیزی که مارو وادار میکنه تا قدرت و از خدا بگیریم بدیم به چیز دبگه یا کس دیگه اونا فرع اند و به شرک مارو میکشانند که برکت و ازما دور میکنه،پس یاد گرفتم اگه با تمام وجودم به رزاقیت خدا ایمان داشته باشم به قادر مطلق بودن او به هدایتگر بودن او به همه چی دان بودن او ایمان داشته باشم باید مثل آب خوردن پول دربیارم و در کارم در ارتباطم در هر امورم هیجگونه تقلا یا سختی و رنج فیزیکی نباید داشته باشم اصل اینه که آسان شوم برای آسانی ها واین تنها با اتصال با خدا امکان پدیره پس وقتی روزی رسان اونه مشنری هام همه ازاو دستور میگیرن پول وثروت از طرف اونه چرا نگران باشم و دنبال قدرت غیر او باشم چون هیج قدرتی بالاتر از قدرت او نیست فقططط کافیه به این ایمان داشته باشم یعنی در ضمیرناخوداگاهم این باور بشینه دیگه تمومه هیج نگرانی وجود نخواهد داشت.
الهی شکررررت برای این آگاهی ناب امروزم خداروشکر که ضمیرناخودآگاهم داره آماده دریافت این آگاهی وتبدیل ان به باور درست میشه و زندگیم براحتی ساخته میشه به سمت زیبایی ،
خداروشکررررر که کمکم میکنی تا بفهمم که دیگه قدرت و به دلار به شانس به آمریکا به رییس جمهوری به تغییر شرایط بیرونی ندم و اصل و در ایجاد آرآمش درونی و ایجاد ایمان بیشتر و پاکسازی باورهام بدانم و بس.
که الگوی ما در اینکار خودتی استاد باعشقم در روابط مالی ومعنوی نمونه بارز هستین خصوصا روابط رویایی زناشویی که شما و مریم جان نامبروان هستین که میخوام از شما الگو بسازم برای ذهنم که وقتی برای استادم شده پس حتما برای منم میشه استاد بدون اینکه هیچ تقلایی فیزیکی بکنه عشقش همه جا جاریه و ساری و رو دوش خدا نشسته خداوند تمام دلها رو داره از بهترین و هموارترین راه براش نرم میکنه و چقد این اتفاق زیباست چقد این موفقیت زیباست چقد این رابطه زیباست چقد این وابسته نبودن زیباترینه خدایا میخوام کمکم کنی تا به تو وصل بشم تا همه اموراتمو طبق آیه 2و3 سوره مبارک طلاق خودت برام انجام بدی و من فقط لدت ببرم ولذت ببرم ولذت و عشق دنیارو بکنم بدون هیج محدودیتی.الهی امین
اینم درس امروزم همراه با دوستان بی نطیر الهی ام در گام سیزدهم
امضا.مجید باعشق
سلام دوست خوبم ، کامنتت چقدر زیبا بود،چقدر درک و مفهوم خوبی داشت. زیبا نوشته بودید،هزار بار ارزش خواندن را دارد کامنت شما. چقدر زیبا اصل را گفته بودید، اصل خیلی مهمه توحید خیلی مهمه و با کامنت شما بار دیگر بهم یادآوری شد که اصل چیه فرع چیه
سپاس از شما و سپاس از خدای خودم که منو به خوندن این کامنت هدایت کرد.
به نام خداوند جهان آفرین
سلام
جواب این سوال در دل همین صحبتهایی که استاد در فایل گفته نهفته است.
فرق بین کجا باید از یک ابزاری استفاده کنیم، کجا باید روی خدا حساب کنیم چیه؟
اینکه استاد عزیز تمرکز بر روی کار خودش است به سمت فرعیات رقبا نمیرود،که ببیند چه کسی چه کاری را انجام میدهد.
این ارزشمندی استاد از درون است و یک نگاه توحیدی دارد و مسیر درست را میرود نمیخواهد ظاهرسازی کند چون اصلاً به هیچ عنوان برایش اهمیت ندارد که دیگران در چه راستایی ثروت میسازند.
او به آنچه که الهام میگیرد عمل میکند چون اعتقاد دارد این دیدگاه را دارد و سعی میکند که این باور را داشته باشد که بیش از نیاز انسانها نعمت و ثروت و فراوانی و سلامتی و روابط خوب است.
دلیل اصلی موفقیت سایت استاد اینه که: زمانی که این دیدگاهها را داشته عمل میکرده و نتایج را میدیده و در مورد سایت هم در زمان گذشته نمیدانسته و به مرور یاد گرفته است.
و هیچ اعتقادی به تبلیغات ندارد و همیشه دنبال تفاوت قائل شدن بین اصل و فر ع بوده است که بفهمد کدام اصل است که بیشتر رویش تمرکز کند و چه چیزی فرع است .چه در قرآن و در زندگیش.
همیشه دیدگاهش به اصل بوده وبه این قوانین عمل میکرده.
ما اگر به بقیه میگوییم که مسیر اصل و فرع چیه؟باید خودمان هم عمل کنیم و یک تلنگری برای ایجاد حرکت در مسیر درست اصل برایمان باشد نه که فقط بخواهیم بگوییم و هیچ عمل و نتیجهای نباشد فقط نصیحت باشد. نباید هیچ تناقض با آن حرفها و عمل باشد.
«رفتار و فرکانس انسان هست که کار را انجام میدهد افراد از رفتار و عمل شما تاثیر میگیرند نه از حرفهای شما»
«هیچ انسانی کامل نیست فقط خداوند کامل است و بینقص»
نتایج موفقیت استاد همه از تلاشی بوده که افکار مثبتی که در وجود خودش ساخته است و تبدیل کرده به باور و عمل کردن ایجاد شده است.
نکته: اگر میخواهی پیشرفت کنی اول به خودت بگو و همیشه گوشه ی ذهنت باشه که خودت اولین نفر باشی، که اینجوری عمل کنی و هیچ کمالگرایی در کار نباشد.
ما باید برای درک اصل تمرکز بگذاریم روی قانون جهان هستی که چی اصل است و چی نیست.
شادباشید.
سلام ب استاد عزیزو بانو شایسته و سپاس بابت زحماتتون
سلام ب دوستان
سلام ب روی ماه خودم
جواب سوال استاد بنظرم میشه اینجوری داد ک
وقتی ما روی باورهامون کار میکنیم وقتی روی درون
خودمون کار میکنیم بیرون خود بخود درست میشود
و همینطور اینکه هر کس ک بخدا ایمان داره و باورش
این هست که هر کسی ک نیازه خدا خودش اون آدم
ها رو اون مشتری هارو میاره در مسیرش قرار میده
شما عاشق کارت باش و کارت رو درست انجام بده
اون خدا هست ک خودش کارهارو درست میکنه و
آدم های درست رو ب سمت شما هدایت میکند
و همچنین من یاد گرفتم رفتار انسان و فرکانس انسان هست ک کار هارو انجام میدهد افراد از حرف های ما تاثیر زیادی نمیگیرند از اعمال و رفتار ما تاثیر میگیرند
لیلا اگر میخواهی ب کسی راهکاری بدهی مثلا چطور کنترل ذهن کنه چطور پیشرفت کنه چطور ب آگاهی ها عمل کن اول اول خودت به گفته های خودت عمل کن
گام سیزدهم،تشخیص اصل از فرع
سلام و صدسلام به استاد عزیزم، خانم شایسته نازنینم و تمام خانواده عباس منش،
فقط روی خودت حساب کن یعنی چی یعنی توحیدی عمل کن یعنی اون قدر برای خودت ارزش قائل شود که مطمئن باشی و باور داشته باشی که تنهانیستی و خدا هدایتت میکنه،
تو قدم بردار، تو بگوچی مخایی، تو هدفت را واضح و مشخص کن ،
بعد بیرس خدا جونم چکار کنم تا به هدفم برسم؟
بهت میگه مطمن باش
بعد عمل کن همین
و روی هیچ کس و هیچ چیزی غیر خورت حساب نکن
، عمل کن ،
درطی مسیر واضح میشه برات که چی مخایی،
اول باید هدایت اولی را انجام بدی ، بعد تصحیح مسیر میکنی ، شاید اون اقدام را عوض کنی،
قدم به قدم بهت گفته میشود و تو عمل میکنی
، تو فکر نکن بقیه چکار کردن، و چکار می کنن،
از نظر علم مغزشناسی این ثابت شده که ما از موقعی که در شکم مادر بودیم توانایی خلق داشتیم، قادر مطلق بودیم ، ما توانایی داشتیم که هر جوری که دوست داریم و هماهنگ باشه همه اندام های بدنمون بسازیم بدنمون را،
یه جوری ساختیم که همه چی اوکی باشه برامون، برا همین استاد میگه ما خودیم انتخاب کردیم همه چی را،
بله ،
خودمون خواستیم این سایر بازو را، این چشم ها را،
باورتون میشه طبق علم عصب شناسی نوین تاثیر ژن ها بسیار کم است ،
خلاصه اینکه طبق آن تجربیاتمون، باورهامون، رفتار اطرافیانمون ما یه دریافتهایی را در مغزمان حک کردیم و راههای درست شده توی مغزمان ،
پس مغز من ، تجربیات من، باورهای من ، همه چی من خاص است ، فقط و فقط مال خودمه،
و طبق همین باورها به من آگاهی میاد که چکار کنم تا یه قدم از قدم قبلی ام رشد کنم،
ببین من چقدر ارزشمندم که خاص هستم و دقیقا طبق خودم بهم آگاهی میاد و
البته اومدن آگاهی هم از نظر علم عصب شناسی ثابت شده
، و آن آگاهی کامل بسیار مختص خودم است،
فقط برای من کار میده و نه برای هیچ کس دیگه ای،
پس نمیشه یه نفر دیگه به من بگه که من چکار کنم و
یا من به یه نفر دیگه بگم که چکار کنه و
از نظر علمی ثابت شده که جواب نمیدهد.
وقتی من اول قدر خودم را بدانم، خودم را ارزشمند بدانم ،خاص بدانم ،خودم را دوست داشته باشم ،آن کاری را انجام میدادم که حالم خوبه باهاش ،
لذت میبرم از انجام دادنش،
مسابقه با بقیه هم نمیدم،
کار خودم را پیش میبرم،
آخه منی که قلب درست کردم، کلیه خلق کردم، نمیتونم خونه خلق کنم، نمیتونم پول خلق کنم،
فقط باید باور کنم خودم را، توانایی هایم را، خالق بودنم را و توحیدی عمل کنم،
تمام تمرکزم را بگذارنم روی خودم،
توانایی هامو بیشترش کنم،
روی استعدادهایم سرمایه گذاری کنم
و امروزم را بهتر از دیروز کنم،
اخه چرا عجله کنم،
چرا مسابقه بدم با بقیه، همه چی هست به اندازه زیاد هم هست ، فراوان ،
خوب دیگه ، لذت ببرم وپیش برم ،
به خدا خیلی ساده است ،
ما زندگی را سختش کردیم برا خودمون ،
خودمون را دوست داشته باشیم
و وقتی یه ذره، یه کوچولو رشد کردیم ، ذوق کنیم ، افتخار کنیم به خودمون،
احسنت بگیم به خودمون ، و پیش بریم
سلام و درود به استاد عزیز و نازنینم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی.
خیلی وقتا غبطه ی آدمهایی که خوب حرف میزدن و تو جمعها فن بیان خوبی داشتن رو میخوردم.
از نظرم اونا آدمهای عاقل و با منطق بالایی بودن خب از بچگی یاد گرفته بودیم به ظاهر آدمها بیشتر توجه کنیم و دیگران رو از روی ظاهرشون قضاوت کنیم .
از وقتی شروع به تغییرات خودم کردم از اونجایی که نکته سنجتر و نکته بینتر شدم دقتم نسبت به آدما و رفتارها و کردارهاشون خیلی بیشتر شد. طوری شده بود که هر رفتار و منشی که از کسی میدیدم متوجه میشدم چ افکار و باوری پشتشه !!!
اکثر آدمها نقاب میزدن و اکثراً چهره ی دورویی داشتن همه دوست داشتن خودشونو خوب جلوه بدن.
البته ناگفته نمونه خودمم جز این دسته افراد بودم.
انقدی که قضاوت و تایید و تحسین بقیه برام مهم بود موضوعات دیگه برام حائز اهمیت نبود بنابراین از اونجایی که ظاهر و باطنم متفاوت بودن و من دنبال مهر تایید از طرف دیگران بودم. سعی میکردم وجه خوب خودمو به دیگران نشون بدم.
یه دورهای بود که هرکی بهتر بلد بود کسیو نصیحت کنه به نظر عاقلتر میرسید. هر کی که خودشو عقل کل میدونست بیشتر بالای منبر میرفت و بیشتر دیگران رو موعظه میکرد. منم مستثنی از بقیه نبودم.
دقیقاً این اخلاقو خیلی داشتم چون خودمو خیلی قبول داشتم هرچی میگذشت بیشتر متوجه شدم که هیچی نمیدونم و تو جایگاهی نیستم که بخوام کسیو موعظه کنم.
یه جاهایی دلم میخواست خودمو به دیگران ثابت کنم که بعدها متوجه شدم همه ی اینا از روی ضعف و کمبود اعتماد به نفسم بود. تو هیچ جریانی خودمو قبول نداشتم فقط میخواستم با نقاب زدن به دیگران بفهمونم که برای خودم کسی هستم تا دیگران متوجه ی کمبودهای من نشن .
غافل از اینکه خودم به ذهنم دروغ میگفتم و خودمو از خود واقعیم دور میکردم.
وقتی با استاد آشنا شدم و وارد برنامههای استاد شدم تاسف خوردم به حال خودم که با وجود این همه ندونم کاری و این همه نقص و ضعف چطور در مقابل دیگران سینه سپر میکردم. تازه اینجا بود که متوجه شدم چ مسیر اشتباهی رو طی کردم و چقد وقت و انرژی خودمو برای ثابت کردن و نصیحت کردن برای دیگران گذاشتم در حالی که هیچ نشونهای از عملکرد درستی از خودم نبود. البته که با ناصداقتیم پیش دیگران شخصیت دیگهای نشون داده بودم اما خودم ک میدونستم چ اعجوبهای هستم .
جالب اینجاست که فکر میکردم کسی متوجه نمیشه انگار همه ی آدما رو خنگ محسوب میکردم .همه خوب میفهمیدن چون فرکانس ما همون چیزی که هستیم رو یعنی وجه اصلی خودمون رو نشون میده حالا دیگران بهمون چیزی نمیگفتن دلیل بر این نبود که کارمون درست بود و و دیگران ما را اونطور که نشون میدادیم پذیرفته بودن. فک میکنید بساط غیبت برای چ موقعه هایی هستش؟! برای اینجور موقعها !!!!!
و همه ی اینها در حالی بود که خودم حالم از نصیحت کردن به هم میخورد و به هیچ وجه دوست نداشتم کسی منو نصیحت کنه و هیچ گوش شنوایی برای شنیدن پند و اندرز دیگران نسبت به خودم نداشتم طوری رفتار میکردم که کسی اجازه نداشته باشه که بخواد منو نصیحت کنه . کلاً آدم خیلی خودخواهی بودم آنچه برای خود میپسندیم برای دیگران نمیخواستم .
نمیدونم این همه ضعف از کجا میومد و چرا من اینطور بودم و خوبه کاره ایم نبودم و موفقیت خاصی هم بدست نیوورده بودم که انقد شاخ بازی در میووردم.
از وقتی که تو مسیر کسب آگاهی قدم برداشتم تازه متوجه شدم که نیاز به تغییرات زیادی دارم چون با خودم عهد کرده بودم صادقانه پیش برم باید نواقص خودمو میپذیرفتم تا بتونم یکی یکیشونو تغییر بدم دیگه میدونستم اگه نپذیرم هیچ اتفاق جدیدی تو زندگیم خلق نمیشه . از اونجایی که خیلی خسته و درمونده و پریشون حال بودم باید به عهد خودم وفا میکردم .کم کم قضاوتها رو کنار گذاشتم سعی کردم آدمها رو تو جایگاه خودشون درک کنم .منم منم رو از زبونم بندازم ، ادعاهای بیخودی نکنم. واقعاً اگه خودم موفقیتی تو زمینهای ندارم سعی کنم در موردش حرفی نزنم ، نظری ندم .
سعی کردم خودمو بیشتر بشناسم و با شناخت بیشترم غلبه به کمبودها و ضعفهای خودم داشته باشم. از راه درستش به خودم بها و ارزش بدم. با خودم صادق باشم .جایی که باید، سکوت کنم و جایی که لازم بود فقط نظر بدم بدون اینکه تحمیلش کنم. نخوام علاقه و سلیقه و عقاید خودمو به کسی تحمیل کنم و به خاطر دستگیری ضعف کسی ، اونو مورد سرزنش قرار بدم .جایی که ذهنم سمت کسی میرفت باید یاد میگرفتم کنترلش کنم و ذهنمو جهت دهی کنم به سمت رفع نواقص و ضعفهای خودم.
چون میدونستم نصیحت کردن و پند و اندرز به کسی جواب نمیده و از اونجایی که خودم اصلاً از این داستان خوشم نمیومد خیلی تلاش کردم همین حسو نسبت به دیگران داشته باشم و دست از تجربه دادن و نصیحت کردن به کسی بردارم باید سکوت میکردم و تا کسی ازم درخواست کمکی نداشت نباید تو هیچ اموری دخالت میکردم .خدا رو شکر که این مواردو یاد گرفتم و مثل گذشته پیش نمیرم.
از استاد یاد گرفتم دست از توضیح دادن و توجیه کردن کارام دست بر بردارم.
به قول استاد عزیز باید اجازه بدیم نتایج زندگیمون تغییراتمون رو به دیگران اثبات کنه نیازی نیست من زوری بزنم و بیام از تغییراتم برای کسی حرف بزنم همه اونچه که باید ببینن رو میبینن و خیلی خوب درک میکنن.
باز هرچی بیشتر پیش رفتم متوجه شدم اصلاً ضرورتی نداره که بیایم به این فکر کنیم که حالا که ما تغییر کردیم دیگران در مورد ما چی میگن یا چ نگاهی به ما دارن ؟! انقدر باید غرق کارهای شخصی و امورات روز مره ی خودمون باشیم که اینجور مسائل برامون ارزشی نداشته باشه. یعنی از صبح تا شب فقط دنبال رضایت خاطر خودمون باشیم.
با بودن در احساس خوب و قدم گذاشتن در راه درست دیگران هم نسبت به ما حس خوب خواهند داشت و اگر نیاز ببینند از ما تجربه کسب خواهند کرد.
ما خودمونو خیلی غرق فرعیات و حواشی های زندگی کردیم. هر چقد خودتو از این فرعیات دور نگه داری به اصل بیشتر نزدیک میشی. اصل همون چیزیه که منو به آرامش میرسونه ، منو به خواستههام نزدیکتر میکنه ، حس لیاقت منو بیشتر میکنه ، لذت بیشتری تو زندگی بهم میده. بنابراین تو همه ی زمینهها اصل رو پیدا کنیم تا از طریق همون پیشرفتهای چشمگیری داشته باشیم.
اصل مسیر الهیه !
اصل قبول و باور قدرت خداست !
اصل هدایت پروردگارمونه!
اصل تسلیم بودنه !
اصل توکل کردنه !
اصل صبر با احساس خوبه!
اصل توجه به الهامات خداونده !
اصل اعتماد و ایمان به قوانین جهانه!
زمانی که بتونیم به درک هر کدوم از این اصلها برسیم مسیر خوشبختی و سعادت دو جهان رو برای خودمون رقم زدیم .میتونیم با هر بار تجربه کردن متوجه بشیم که بودن در افکار و باورهای مثبت چ حس قدرتمند کنندهای بهمون میده. حالا هر کسی با توجه به میزان درک خودش نسبت به این اصلها میتونه خالق اتفاقات خوب یا بد زندگیش باشه.
با شناخت این اصلها میشه به ثروت رسید و به لحاظ مالی خودتو بینیاز از هر کسی ببینی .
میشه روابطها رو خوب کرد .
میشه سلامتی جسمی و روحی داشت .
میشه ارتباط خوبی با خداوند گرفت.
و در آخر میشه لذت خوشبختی رو چشید.
بینهایت خداوند رو سپاس میگم و از استاد عزیزم به خاطر تغییرات مثبتم تو این زمینهها تشکر و قدردانی میکنم .خدا رو شکر که تو همه ی زمینهها از دیگران دل کندیم و به قدرت خداوند ایمان اووردیم .
تو قسمت عقل کل سایت واقعاً تجربهای داشته باشم و حس کنم که میتونم دلی به کسی کمک کنم ،مطلب مینویسم به هیچ وجه به خاطر تایید و یا تحسین کسی این کارو نمیکنم .چون قرار نیست کسی جایزه ای بهمون بده .
بیشترین انگیزهای که تو این قسمت سایت دریافت میکنم اینه که با پاسخ دادنم آگاهیهای خودم رو میسنجم و با نوشتن ، علاوه بر کمک به دوستی ،درسها و آگاهی های استاد رو مرور میکنم .یه جورایی خودمو محک میزنم ببینم چقد میتونم درس پس بدم.
از دوستانی که تو این قسمت سایت به کسانی که نیاز به راهنمایی دارن ، در حد درک خودشون کمک میکنن تشکر و سپاسگزاری میکنم .
از استاد عزیز هم ب خاطر طراحی این قسمت بی نهایت سپاسگزارم .
استاد جونم مرسی که هستی.
الهی که باشی همیشه.
به نام خدا
سلام به دوستان عزیزم و دو استاد بینظیرم
چیزی که من درمورد این سوال به ذهنم میرسه اینه که استاد شما اول از همه وارد کاری شدین که بهش عشق داشتین،اینقدر که کلی فایل هدیه ساختین و به قول خودتون ما باید شغلی رو انتخاب کنیم که اگه بابت اون کار پولی هم دریافت نکردیم بازم با عشق و لذت انجامش بدیم
دومین و مهمترین عامل نگاه توحیدی شما بوده که باعث این نتایج شده ،شما شانس و پارتی و تبلیغات در ذهنتون جایی نداره و بجای اون خداوند رو تنها پشتیبان خودتون دونستین و نگاهتون به کسی جز خدا نبوده چون باور دارین که خداوند قدرتمندترین فرمانروای جهانه و خیر مطلقه و عاشق بنده هاشه و همیشه برامون خوب میخواد و بهترین اتفاقات رو در بهترین زمان بوجود میاره و بهترین تبلیغات رو توسط بنده هاش براتون انجام میده حتی توسط کسایی که میخوان شما رو تخریب کنن.
سوم اینکه شما ترس و نگرانی ای نداشتین چون خداوند رو همیشه حامی خودتون و همراه و حمایتگر و هدایت کننده ی خودتون میدونستین.
چهارم اینکه شما فراوانی جهان رو باور داشتین و همیشه روی این موضوع کار میکنید و طبق قانون، به هرچیزی که باور داشته باشی جهان از همون جنس اتفاق رو وارد زندگیت میکنه و شما هرروز دارین این فراوانی رو میبینید و تحسین میکنید و حتی دستاوردهای دیگرانم تحسین میکنید بجای حسادت کردن. به همین خاطر احتمالا کلمه ی رقیب برای شما خنده دار باشه چون این کلمه از باور کمبود میاد.
پنجم اینکه بجای تمرکز گذاشتن روی اینکه دیگران دارن چکار میکنن ، تمرکز همیشگی و ادامه دار روی بهبود محصولاتتون و افزایش آگاهی و رشد خودتون و همچنین عمل به الهامات درونیتون گذاشتین.
بنظر من اینا اصل بودن تو مسیر شما و احتمالا خیلی موارد دیگه که گفتین توی دوره روانشناسی ثروت 3 اومده.
استاد ازتون ممنونم که هرروز مسیر رو برامون ساده تر میکنید.
دوستتون دارم
خدانگهدار