اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اتفاقا منم موافقم که وقتی آدم ثروتمند میشه، باید یه سری برنامه هایی برای هر روزش داشته باشه و فعالیت کنه،، اصلن این جنب و جوش و تحرک باعث زنده بودن میشه، باعث بوجود آمدن شادی و نشاط توی زندگی میشه… وگرنه آب هم که راکد بمونه چه اتفاقی میفته؟!!
باورهای محدود کننده واقعا شبیه علفهای هرز رشد و گسترش سریع و زیادی دارن، باید مرتبا مهارشون کرد وگرنه دیگه چیز مثبتی توی ذهن باقی نمیمونه، ، دقت کردین چقدر راحت بوجود میان، اما مهارشون به این راحتی نیست…. چقدر بهتره که دیگه ورودی های ذهن رو آگاهانه کنترل کنیم تا جلوی رویش جدید علفهای هرز رو بگیریم و بقیه رو هم با ساخت باورهای سازنده ی قوی کم کم از بین ببریم.
خداوند هدایتمون کنه تو این مسیر تا راه برامون آسان تر بشه و با اراده بتونیم یه ذهن قدرتمند رو پرورش بدیم به لطف خدا..
سپاس گزارم از استاد عزیز که هر بار دریچه ی ذهنمون رو به موضوع مهمی باز میکنن و اینها همه باعث حرکت و رشد و آگاهی ماست.
خدایا تنها تورو میپرستم و تنهای از تو یاری میجویم.
خدایا خودت منو به راه درست هدایت کن چون من هیچی نمیدونم خودت منو راهنمایی کن که توی مسیر درست بمونم و بیشتر و بیشتر قدم بردارم.
درک من از نکات این فایل و تجربیاتم:
وقتی کار هایی رو باید انجام بدی رو انجام میدی و به موفقیت میرسی، احساس توانایی و اعتماد بنفس بهت کمک میکنه که باورهات قوی تر بشن و قدم بعدی رو محکم تر برداری و به توانایی هات ایمان بیاری.
اگر یک کاری شروع کردنش برات سخت باشه یا یک کار جدیدیو بخوای انجام بدی رو لنجام بدی، خیلی خیلی احساس قدرت میکنی و اعتماد بنفستو جوری بالا میبره که بهت کمک میکنه کار های بزرگتری انجام بدی.
وقتی کاری رو شروع میکنید:
نباید فکر کنید که کل پروژه رو باید باهم شروع کنید چون حتی تصورشم وحشتناک میشه اینجوری . شما باید اون کار رو قطعه قطعه کنید و قدم به قدم انجامش بدید و از خداوند بخواید قدم بعدی رو براتون روشن کند.
وقتی که شما توی مسیر موفقیت هستید، کارهارو که قطعه قطعه میکنید چقدر کار براتون راحت و راحتتر میشه و مراحل بعدی پر سرعت تر و ساده تر خواهند شد.
در کل مسیر موفقیت اینجوریه که اولش آهسته و با قدم های آروم و کوچیکه و با طی کردن تامل هی بزرگ و بزرگتر میشه و سرعت رشد بیشتر میشه.
دقیقا من یک آدم کمالگرا هستم آدمی که یا اون کارو عالی عالی باید انجام بدم یا اصلا انجام نمیدم و همین باعث شده من کلا هیچ حرکتی نکنم هیچ قدمی بر ندارم در نتیجه موفقیت و اعتماد به نفسی هم ندارم .
من کاملا اینو حس میکنم که مغزم پر از علف های هرزه پر از باور های محدودکننده اس.و این برعکس گفته های استاد باعث ترس و وابستگی بیشتر میشه باعث میشه از شروع هر کاری بیشتر و بیشتر بترسی که اگه اشتباه کنی چطور؟اگر بقیه کارتو تایید نکنن و مسخره ت کنن چطور؟
این باعث میشه از محیط امن خودت خارج نشی حتی یک قدم و الان که دارم مینویسم و حس میکنم این فایل پاشنه آشیل من هستش اینقدر باور های محدود کننده توی ذهنمو دارم مرور میکنم اینقدر زیادن که نمیدونم چطور بنویسمشون اما میدونم که این یک تضاد هستش و من خوشحال و سپاسگزارم که آگاهانه یکی از ناخواسته ها و مشکلاتمو امروز متوجه شدم و واقعا تصمیم دارم که از امروز کمال گرا نباشم قدم بردارم از اشتباهاتم نترسم خدایا ازت میخوام توی این مسیر منو هدایت کنی و قدم هارو یکی یکی واسم روشن کنی تا من این مسیر تکاملی رو طی کنم و این علف های هرز رو بکنم بندازم بیرون از مغزم و توی ذهنم فقط زیبایی در قالب باور های درست و قدرتمند کننده باشه.
خدایا بابت آگاهی های این فایل ازت سپاسگزارم خدایا هدایتم کن آگاهی هارو بتونم توی زندگی روزمره مم استفاده کنم و تبدیلش کنم به عادات روزانه.
به نام خدای مهربان که هرلحظه ماراهدایت وحمایت میکند ..
سلام به استادهای عزیزم.
چه قدراین فایل عالی بود ونشانه امروزمن بودکه بسیاردقیق وبه موقعه نسبت به افکارمن بود.
اول اینکه من یه کارجدیدی و برای اولین بارانجام دادم اولش خیلی سخت بود دوروزفکرمن درگیدش بود ولی رفتم درموردش اطلاعات کسب کردم و به ذهن خودم تکرارکردم که دفعه اولته مثل خیلی ازکارهایی که تاالان موفق به انجام شون شدی حتما ازاین کارهم سرفراز بیرون میای پس مطمن باش که درنهایت توموفق میشی و این کاروسپردم به خداوند وواقعا تسلیم شدم که خدایا من عقلم جواب نمیدهد من راه حلی ومیخام که آسان باشه راه حلی آسان که بی وردسرباشه خدایا توعاقلی توگره ازمشکلات بازمیکنی وشکرخدا یه ایده ویه راه حلی به ذهنم رسوند که رفتم پی ش وگرفتم وانجامش دادم وجواب داد خداروشکر وهرگاه که نجواهابه سراغم میومد تودفترم مینوشتم که خدایا کمکم کن من ومثل دفعه های قبل هدایت کن موفق بشم .ومینوشتم موفق شدم ازپس کاربه لطف خداسربلندبیرون اومدم و…..وذهنم وکتترل میکردم ..
ودرآخرکارهم که موفق شدم رفتم تودفترثبت نتایج که باعث بیشترشدن اعتمادبنفسم میشه نوشتم تاموقعی که دوباره تواون حالت قرارگرفتم بدونم که دفعه قبل من این مرحله رو گذروندم وموفق هم شدم به لطف خداوند ؛چقدراعتمادبنفسم رفت بالا قدرت وباورهام تقویت شدند وباعث شدکه قدم بعدی رو هم بردارم میدونم دفعه های قبل موفق ترم زمان کمتری وصرف اون کارمیکنم مثل استاد ابزاربهتری وبه کارمیگیرم وذهن وجسمم هم قوی ترمیشه ..
نجواهابه من چی میگفتن ؟ چندروزه خودت والاف این کارکردی انقدر ذهنت درگیرجسمت خسته به خاطر یه چندتومن انقدرزحمت بکشی ارزش نداره نداره نداره بیخیالش شو .
ولی چقدر کنترل ذهنی باورها ورفتارهای مارومیسازه این فایل که اززبان شما به اراده ی خداوند جاری شد کاملا متضاده بااین نجواها که دفعه اول طبیعیه اشکال نداره
موفقیت اولش آهسته آهسته رشدمیکنه بعدکه ادامه میدیم یعنی ادامه دادنه خیلی مهمه خیلیاهستن بااولین نجواهابی خیال میشن وادامه نمیدن ولی اگه ادامه بدیم متعهدباشیم روی باوراکارکنیم حرکت کنیم قدم برداریم سرعت نتایج بیشتروبیشترمیشود
نخواهیم که همون اول بسم الله یه کاربزرگ و تویه زمان کوچیک انجام بدیم اینجوری ذهن خیلی مقاومت میکنه وحاضرنمیشه قدم برداره پس قسمت بندی کنیم و برای ذهن آسونترمیشه (مثل یه بچه کوچیک لجباز میمونه ای ذهن که همش بایدباترفندی گولش زد گریش ودرنیاورد وراضیش کرد باتشویق باترفندکه کاری وانجام بده ووقتی انجام دادبازم تشویق وتحسین )
راستی اینم بگم موقعی که انجانش دادم اون کار و یه ایده خیلی خوب به ذهنم رسید که خیلی خوب وپرسوده وحتماانجامش میدم اگرمن قدم اول وبرنمیداشتم این ایده به ذهنم نمیرسید ..
اشتباه ×××مادرشروع کارنباید مقایسه کنیم خودمون وباافرادی که سالهاتواینکارن وتجربه دارن باید به یادبیاریم که اوناهم این راه ودرمدت زمانی طولانی پشت سرگذاشتند ویک قدم یک قدم شروع کردند تابه اینجارسیدند …
فکرمیکنم الان زمان عمل به هرچه آموختم رسیده کم کم داره کارگاهم افتتاح میشه و همینطورکسب وکارمم بهترشده نسبت به قبل …
فایل رو گوش کردم و به این فکر کردم که واقعا وقتی من میخوام کاری رو شروع کنم همون اول به تهش نگاه میکنم ، و تو ذهنم میگم وای سخته ، اینو باید بگیرم ، اینقدر درگیر میشم ، زمان زیاد باید بزارم ، وای خسته میشم و هزاران دلیل کوچک و بزرگ .
و صحبت شما :
تصمیم گرفتید این درخت ها رو قطع کنید . ولی با کوچک کردن قدم هاتون و تازه با لذت بردن از این مسیر « که این کار یه ورزش هم برام هست و آمادکی جسمانیم رو بهترم میکنه ( شرطی کردن ذهن ) »
پیش رفتید و خسته هم نشدید ( تعهد )
بلکه لذت بردید و تازه تو مسیر فهمیدید برای راحت کردن کارتون باید از چه ابزاری استفاده کنید که جدا از آسون کردن کارتون به خودتون هم آسیب نرسونید .
( طی کردن تکامل )
مهمترینش :
از کار تکراری دست نکشیدین و آنقدر ادامه دادید تا به پایان برسه و از نتیجه لذت ببرید.
و قشنگ ترش اینکه :
افرادی هستن که بیان این کارو بکنن و من راحت تو خونه استراحت کنم ( به نظرم میشه تنبلی ) ولی دوست داشتین برای خودتون کاری رو بکنید که براتون لذت بخش ترم هست و وقتی مسیر رو با موتور یا پیاده میرید با لذت نگاه کنید و اثر هنریتون رو ببینید و بگید به به ، چه کردم .
پس منم باید برای شروع :
هدفم رو انتخاب کنم و برای قدم کوچکِ اول استارت بزنم .
قطعه به قطعه و قدم به قدم ، هر روز یک قدمِ کوچک و لذت بردن از مسیر و هر قدمی که جلو میرم محکم تر و با اعتماد به نفس تر ، تا تکاملم طی بشه (به نتیجه فک نکنم) و بعد هم رسیدن به مقصد و داشتن احساس خوب .
– تو این موارد ذهن میاد میگه اگه این همه رفتی و نتیجه مورد پسندت نبود چی و تازه زمانت هم رفته و …..
( ترمز)
– این جهان بر اساس حرکته ، باید حرکت کنم و تکاملم رو طی کنم که بفهمم رسالتم چیه ؟ مسیر من چیه ؟
من باید برای خودم کاری کنم و از نقطه امنم بیام بیرون ، تو نقطه امنم بودم تا الان ، چی شد ، چیکار کردم برای خودم !!!!!!
الان میخوام بسازم من خلق و خالقم و الان ایمانم قوی تر ، چون من تصمیم میگیرم و شروع میکنم خدا هم کنارم و برام میچینه ( گاز )
با نوشتن این جمله یه حس خوبی گرفتم البته اگه مقاومت ذهنم بزاره .
بازم نمیدوتم جمله ای که برای ( گاز ) نوشتم درسته یا نه ؟!!!؟ چون به هر حال من تازه دارم رو خودم کار میکنم ،
سپاس فقط یک کلمه است ، اما قدردانیِ من از شما بی پایان است .
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم و دوستان سایت، بابت آگاهی های قسمت 9 خانه تکانی ذهن بسیار سپاسگذارم، آگاهی هایی که ازین فایل دریافت کردم رو براتون مینویسم، باورهای محدود کننده مثل علف های هرز به هم متصل هستند و باید آن ها را از ریشه قطع کنیم، ما باید کارهای به ظاهر سخت و ترسناک رو قسمت بندی کنیم و هر دفعه یک قسمت را انجام بدهیم،سپس حس قدرت، حس موفقیت در ما ایجاد و اعتماد بنفس ما بالا میرود و قسمت های بعدی را با سرعت بیشتر و راحتتر انجام میدهیم، ما باید یک قدم فراتر از محدودیت ذهنمون برداریم و بعد از موفقیت، قدم بعدی را برداریم چون که وقتی قدم اول برداریم قدم بعدی مشخص میشود و توانایی انجامش را داریم و مقاومت های ذهنمون کمتر و باورهای ما قوی تر میشود، برای رسیدن به موفقیت های بزرگ باید قدم های کوچک را مستمر ادامه بدیم، خودمون با مسیر کسی مقایسه نکنیم بلکه با قدم های قبلیمون مقایسه کنیم، خودمون تحسین کنیم، خداوند مهربان همیشه به شکل های مختلف به ما الهامات را میفرستد اون از ما بیشتر میخواهد موفق شویم و از زندگی لذت ببریم
سلام و درود خدمت استاد گرامی و مریم جان و دوستانه همراه
امروز 18 آذرماه گام دهم پروژه خانه تکانی
من از 16 آبان این پروژه رو شروع کردم و هرروز هم به نوعی درگیرش بودم منطقا الان بابد دوره رو تموم کرده باشم. ولی هنوز گام دهم هستم. دلایلش از نظر خودم کندی شروع هست مثلن من چندجلسه اول رو حدود ده روز طول کشید تا هضم و جذب و عملی کردم بعد از اون کمی رونتر شدم و حالا هر دو روز یه فایل رو انجام میدم.
همین نوشتن دیدگاه و به اصطلاح گذاشتن رد پا خودش کلی چالشه چون بایدچند بار گوش بدی تحلیل و بررسیش کنی تا بشه ردی بذاری که بنظرم بسیار سازنده و مفید هست. چون دیگه نمی تونی سرسرکی از کنارش رد بشی باید ذهنت رو به چالش بکشی، کنکاش کنی و متأثر بشی تا بتونی رد پا بذاری و این همون عملگرایی هست که با تدبیر در این برنامه قرارداده شده.
الان رفتم و دوباره اولین دیدگاهم رو خوندم، احساس رضایت کردم و دوباره تعهدم بهم یادآوری شد.
با خودم گفتم فقط کافیه متعهد باشی و کمی بیشتر تلاش کنی، اصل های زندگی رو یادداشت کنی و هرروز آویزه گوشت باشه تا تبدیل به عمل بشه و غیر از این زندگی کردن هیچ ارزشی نداره.
ممنونم از دوستانی که دیدگاهشون رو میذارند میخوام بدونید که چقدر این نوشتنها راهگشا ،انگیزه بخش و پیش برنده هست.
همیشه برای من کار کردن بیرون از خونه یک کابوس بزرگی بود خیلی ترسناک بود . و همیشه فکر میکردم از پسش برنمیام چون من هیچوقت برای کسی کار نکردم.
باورهای نادرستی در این زمینه داشتم و با کار کردن روی خودم آروم آروم این باورها نادرست جاشونو به بلورهای درست جایگزین کردن و قدم ها آروم آروم برداشته شدن .
من رفتم سرکار ، شاغل شدم ، قدم برداشتم برای بزرگترین ترس زندگیم ، که هیچ تجربه ای نداشتم ، انجام این کار بشدت در من احساس قدرت احساس توانمندی بیشتر و احساس قدرت بیشتر ایجاد کرد که قابل وصف نبود ، هر روز بیشتر از روز قبل رشد کردم ، هر روز توانایی هامو شناختم ، و اعتماد به نفسم هر روز بیشتر و بیشتر شد .
و اونقدر رشد کردم که فهمیدم لیاقت من بزرگ تر و بیشتر از اینجایی که هستم هست ، دلم جای بززگتر با ورودی مالی بیشتر را میخاست و اینبار دیگه از هیچ کار نمیترسیدم به حدی اعتماد به نفسم بالا رفته بود که تمام وجودم ایمان اورد به توانایی هام که میگفتم من از پس هر کاری برمیام ،من توانمند هستم و …..
اما با کار کردن روی خودم تصمیم گرفتم در مسیر علاقه ام قدم بردارم ، مقاومت خیلی خیلی بزرگی در این زمینه داشتم چون فکر میکردم من باید کارمند بشم من کارمندی را دوست دارم .اما بالاخره مقاومت شکست و قدم برداشتم برای علاقه ام و مشغول شدم در یوتوب…
و اما کمالگرایی و مقایسه نکردن …. خداروشکر میکنم قبل از شروع اینکار تا حدودی خب روی خودم کار کرده بودم و آشنایی داشتم با کمالگرایی و مقایسه ، بخاطر همین تونستم قدم بردارم اما اگر ادم قبل بودم هیچوقت نمیتونستم بخاطر کمالگرایی و مقایسه قدم بردارم و میگفتم کار من ارزشی نداره خیلی ساده ست اما میگفتم اشکالی نداره من با همین چیزهایی که الان در دسترسمه الان برام فراهمه قدم برمیدارم و قدم به قدم پیشرفت میکنم و در مسیر، به سمت ایده های بهتر و خلاقانه تر هدایت میشم…
هروز دارم در رابطه باهمین موضوع فایل گوش میدم از خداوند نشانه میخام برام هدایت میفرسته و همیشه با یک نوشته با فایل های دیگران با فایلاهایی که اینجا بصورت نشانه برام میاد باعث میشه من هرروز ادامه بدم و کم نیارم این فایل ها اینروزا به دادم میرسن مثل بنزین میمونه برام که موتورم روشن میشه و حرکت میکنم وگرنه ذهن پدر آدمو درمیاره …
خداروشکر میکنم اینجا هستم و قدم برداشتم در مسیر علایقم و خداروشکر میکنم دارم ادامه میدم خداروشکر میکنم خداوند منو به راه راست هدایت کرد…
استاد باید اعتراف کنم اولین بار در گذشته که این فایل را دیدم قسمتی از زندگی در بهشت بود ،شما گفتید این ها علف های هرز بودن و شما پاکسازی کردید من توی ذهنم گفتم این ها که درخت هستنداین ها که سرسبزی و زیبایی هستند
کم کم با تکرار فایل و دریافت آگاهی های دیگه و تجربه کاشت نهال گلهای فصلی کاملا متوجه شدم چه خبر است
دیدم وقتی این حجم از شاخ و برگ های باریک و نامنظم حذف بشه چه درختان زیبا و تنومندی نمایان میشه که میشه زیر سایشون لذت برد
چه جاده ها و راه هایی پیدا میشه جدید ،مفرح و ورودی به دنیا و تجربه ها
استاد به فصل کاشت نهال گل دیدم که چه قدر نهال ها کوچک و ظریف هستند و طی دو سه بار آبیاری اول علف های هرز بسیار سریع تر رشد میکنند و همه جا را سبز میکنند ولی طبق تجربه باید به سرعت درشون بیاریم وگرنه به سرعت بزرگ و بزرگ تر میشوند و ریشه های پهنی سراسر خاک میدهند و مانع رشد نهال گل میشوند و این ماجرا مرحله به مرحله ادامه دارد وقتی نهال گل بزرگتر میشه و به مرحله ی غنچه دادن میرسه پیچک های هرز میان که دور ساقه گل میپیچند و زودتر گل میدهند و چشم فریب میشوند ولی به سرعت با فشاری که به گل می آورند گل دیگه به رشدش ادامه نمیده و یهو میبینی قسمتی از باغچه پر گل در هم تنیده و زرد و فسرده شده و جالب که این اتفاق بیشتر در وسط و قلب باغچه رخ میدهد چون از دسترس دورتر است و آدم برای پاکسازی احمال میکنه
در قسمت های دیگه دیدیم که وقتی با هلیشات از فضای بالا فیلمبرداری کردید این پاکسازی چه قدر مشخص بود
استاد الان متوجه میشم که چه قدر بارها افکار عمومی نادرست به راحتی در مسیرم ریشه دوانده و من گول رشد سریع و سرسبزی به ظاهر زیبایی که ایجاد کرده را خوردم و بعد چگونه به سرعت رشد کرده و باور و خواسته اصلی من را درخودش مخفی کرده و راه دسترسی من را به اون با ایجاد ترس و دور بودن بسته و من هم رها کردم
در این فایل از شما یاد گرفتم که بله حتی جنگل وحشی را هم میشه به نفع خودمان تغییر داد با تلاش و استمرار
وای استاد شما بی نظیری
استاد یادمون دادین که از کار کردن لذت ببریم از زندگی کردن و حتی از تلاش کردن لذت ببریم
استاد من این بار واقعا دارم در لحظه زندگی میکنم دارم لذت و استفاده میبرم و آرامش دارم
همه اتفاقات کم و زیاد و حرف ها و مردم سرجاشون هستند و ادامه دارند و این من و افکار و احساس من است که تغییر کرده و هزاران بار شکر
دیدگاه ناب شما، اول صبحی من رو سرذوق آورد چون جرقه بزرگی در ذهنم زد و به قول معروف روشن شدم. من یه اخلاقی داشتم که نمی خواستم از یکسری از افکار که بعضی تبدیل به خاطره و بعضی تبدیل به باور شده بودند دست بردارم ، ذهنم خیلی مقاومت می کرد و می کنه، ینی به یک سختی و مکافات با مشاوره و تراپی بعضی مسائل رو از ذهنم حذف میکردم مثل همون گیاه ها و درختهای به ظاهر قشنگ می گفتم حیفه آخه چرا باید حذفشون کنم اونها رو جزئی از هویت خودم میدونستم. اما امروز با تفسیر قشنگ شما از این فایل استاد دیگه منطقی قبول کردم که با وجود ظاهر قشنگش مانع بزرگی هست برای دیدن زیباییهای بزرگتر و همچنین مانعی برای رشد چیزهای جدیدتر و بهتر
خدا رو شکر فکر کنم دیگه ذهنم رو بتونم قانع کنم که دست از مقاومت و لجبازی برداره و مثل یه بچه خووب مسیر درست رو طی کنه.
جمله آخر تونم که گفتین همه چیز سرجاشه وادامه داره و این منم که تغییر کردم.عالی و تکمیل کننده بود.
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان
تهران تاریخ 1404/09/13 ساعت 20:09
نشانه امروز من
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عباسمنش
خدایا شکرت واقعا که باید ما روند تکاملی خودمون رو طی و خودمان را بسپاریم به دستان پر مهر و محبت خداوند و کمی صبور باشیم..
خدایا شکرت که مهاجرت کردم به تهران اولش که آمدم هیچ درآمدی نداشتم و گفتم خدایا کمکم کن و خداوند خیلی با احترام کاری خوبی نیمه وقت برای من اوکی کرده و الان تا حدودی در آمد دارم و سرگرم هستم..
خدایا شکرت من علاقه بی نهایت شدیدی به پیادهروی دارم و خیلی روزانه راه میروم ولی وقتی به بعضی ها میگم میگن نه من نمیتونم اینقدر راه بروم و شوکه میشوند و خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت نعمت پاهای سالم و خوب و کفش های خوبی که دارم و راه میروم با تو خدای عزیزم صحبت میکنم و خیلی آرام میشوم خدایا شکرت..
به نام خداوند بخشنده
سلام بر استاد جان و دوستان
اتفاقا منم موافقم که وقتی آدم ثروتمند میشه، باید یه سری برنامه هایی برای هر روزش داشته باشه و فعالیت کنه،، اصلن این جنب و جوش و تحرک باعث زنده بودن میشه، باعث بوجود آمدن شادی و نشاط توی زندگی میشه… وگرنه آب هم که راکد بمونه چه اتفاقی میفته؟!!
باورهای محدود کننده واقعا شبیه علفهای هرز رشد و گسترش سریع و زیادی دارن، باید مرتبا مهارشون کرد وگرنه دیگه چیز مثبتی توی ذهن باقی نمیمونه، ، دقت کردین چقدر راحت بوجود میان، اما مهارشون به این راحتی نیست…. چقدر بهتره که دیگه ورودی های ذهن رو آگاهانه کنترل کنیم تا جلوی رویش جدید علفهای هرز رو بگیریم و بقیه رو هم با ساخت باورهای سازنده ی قوی کم کم از بین ببریم.
خداوند هدایتمون کنه تو این مسیر تا راه برامون آسان تر بشه و با اراده بتونیم یه ذهن قدرتمند رو پرورش بدیم به لطف خدا..
سپاس گزارم از استاد عزیز که هر بار دریچه ی ذهنمون رو به موضوع مهمی باز میکنن و اینها همه باعث حرکت و رشد و آگاهی ماست.
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
به نام خداوند. بخشنده مهربان
سلام خدمت همه عزیزان و استاد عزیزم
خداراشکر گذارم که بهترین لحظات رو با باورهای عالی سپری میکنم
در جایی که همه درگیر روز مرگی ها میشوند خداوند منو هدایت میکند که متفاوت باشم نصبت به اکثر جامعه
زمانی که رسیدم قدم دهم استاد گفتند دیگه الان باید از بدنه جامعه جدا شده باشین
نتیجه ها با نتیجه های افراد فرق داشته باشه
باورها رو تقویت کنیم و مثل اکثریت جامعه فکر و باور نداشته باشیم
اونجا تعهد دادم به خودم که تا عمر دارم باید روی باورهای کار کنم
علف های هرز را از ذهنم حرس کنم و نگذارم ریشه کنند در ذهنم و منو از مسیر خارج کنند
که ثمره مسیر رشد تکرار باورهایی است که ساختم با دوره ها
اگر داریم نتیجه قبل را میگیریم .یعنی هنوز مثل قبل داریم فکر میکنیم
اگر هنوز ترس در ذهنم وجود دارد یعنی هنوز علف های هرز در ذهن داره ریشه می دواند
و این باید تکرار شود
هیچ گاه همه چیز ثابت نمیماند آب هم ثابت باشد میگندد
پس باید خودم را مدام با جهان هستی تغییر دهم . و باور درست را جایگزین باور غلط کنم
خداراشکر که بهترین ها رو برای من فراهم کرده است
استاد ممنونم
سلام و درود به همه دوستان هم فرکانس من.
خدایا تنها تورو میپرستم و تنهای از تو یاری میجویم.
خدایا خودت منو به راه درست هدایت کن چون من هیچی نمیدونم خودت منو راهنمایی کن که توی مسیر درست بمونم و بیشتر و بیشتر قدم بردارم.
درک من از نکات این فایل و تجربیاتم:
وقتی کار هایی رو باید انجام بدی رو انجام میدی و به موفقیت میرسی، احساس توانایی و اعتماد بنفس بهت کمک میکنه که باورهات قوی تر بشن و قدم بعدی رو محکم تر برداری و به توانایی هات ایمان بیاری.
اگر یک کاری شروع کردنش برات سخت باشه یا یک کار جدیدیو بخوای انجام بدی رو لنجام بدی، خیلی خیلی احساس قدرت میکنی و اعتماد بنفستو جوری بالا میبره که بهت کمک میکنه کار های بزرگتری انجام بدی.
وقتی کاری رو شروع میکنید:
نباید فکر کنید که کل پروژه رو باید باهم شروع کنید چون حتی تصورشم وحشتناک میشه اینجوری . شما باید اون کار رو قطعه قطعه کنید و قدم به قدم انجامش بدید و از خداوند بخواید قدم بعدی رو براتون روشن کند.
وقتی که شما توی مسیر موفقیت هستید، کارهارو که قطعه قطعه میکنید چقدر کار براتون راحت و راحتتر میشه و مراحل بعدی پر سرعت تر و ساده تر خواهند شد.
در کل مسیر موفقیت اینجوریه که اولش آهسته و با قدم های آروم و کوچیکه و با طی کردن تامل هی بزرگ و بزرگتر میشه و سرعت رشد بیشتر میشه.
دقیقا من یک آدم کمالگرا هستم آدمی که یا اون کارو عالی عالی باید انجام بدم یا اصلا انجام نمیدم و همین باعث شده من کلا هیچ حرکتی نکنم هیچ قدمی بر ندارم در نتیجه موفقیت و اعتماد به نفسی هم ندارم .
من کاملا اینو حس میکنم که مغزم پر از علف های هرزه پر از باور های محدودکننده اس.و این برعکس گفته های استاد باعث ترس و وابستگی بیشتر میشه باعث میشه از شروع هر کاری بیشتر و بیشتر بترسی که اگه اشتباه کنی چطور؟اگر بقیه کارتو تایید نکنن و مسخره ت کنن چطور؟
این باعث میشه از محیط امن خودت خارج نشی حتی یک قدم و الان که دارم مینویسم و حس میکنم این فایل پاشنه آشیل من هستش اینقدر باور های محدود کننده توی ذهنمو دارم مرور میکنم اینقدر زیادن که نمیدونم چطور بنویسمشون اما میدونم که این یک تضاد هستش و من خوشحال و سپاسگزارم که آگاهانه یکی از ناخواسته ها و مشکلاتمو امروز متوجه شدم و واقعا تصمیم دارم که از امروز کمال گرا نباشم قدم بردارم از اشتباهاتم نترسم خدایا ازت میخوام توی این مسیر منو هدایت کنی و قدم هارو یکی یکی واسم روشن کنی تا من این مسیر تکاملی رو طی کنم و این علف های هرز رو بکنم بندازم بیرون از مغزم و توی ذهنم فقط زیبایی در قالب باور های درست و قدرتمند کننده باشه.
خدایا بابت آگاهی های این فایل ازت سپاسگزارم خدایا هدایتم کن آگاهی هارو بتونم توی زندگی روزمره مم استفاده کنم و تبدیلش کنم به عادات روزانه.
به نام خدای مهربان که هرلحظه ماراهدایت وحمایت میکند ..
سلام به استادهای عزیزم.
چه قدراین فایل عالی بود ونشانه امروزمن بودکه بسیاردقیق وبه موقعه نسبت به افکارمن بود.
اول اینکه من یه کارجدیدی و برای اولین بارانجام دادم اولش خیلی سخت بود دوروزفکرمن درگیدش بود ولی رفتم درموردش اطلاعات کسب کردم و به ذهن خودم تکرارکردم که دفعه اولته مثل خیلی ازکارهایی که تاالان موفق به انجام شون شدی حتما ازاین کارهم سرفراز بیرون میای پس مطمن باش که درنهایت توموفق میشی و این کاروسپردم به خداوند وواقعا تسلیم شدم که خدایا من عقلم جواب نمیدهد من راه حلی ومیخام که آسان باشه راه حلی آسان که بی وردسرباشه خدایا توعاقلی توگره ازمشکلات بازمیکنی وشکرخدا یه ایده ویه راه حلی به ذهنم رسوند که رفتم پی ش وگرفتم وانجامش دادم وجواب داد خداروشکر وهرگاه که نجواهابه سراغم میومد تودفترم مینوشتم که خدایا کمکم کن من ومثل دفعه های قبل هدایت کن موفق بشم .ومینوشتم موفق شدم ازپس کاربه لطف خداسربلندبیرون اومدم و…..وذهنم وکتترل میکردم ..
ودرآخرکارهم که موفق شدم رفتم تودفترثبت نتایج که باعث بیشترشدن اعتمادبنفسم میشه نوشتم تاموقعی که دوباره تواون حالت قرارگرفتم بدونم که دفعه قبل من این مرحله رو گذروندم وموفق هم شدم به لطف خداوند ؛چقدراعتمادبنفسم رفت بالا قدرت وباورهام تقویت شدند وباعث شدکه قدم بعدی رو هم بردارم میدونم دفعه های قبل موفق ترم زمان کمتری وصرف اون کارمیکنم مثل استاد ابزاربهتری وبه کارمیگیرم وذهن وجسمم هم قوی ترمیشه ..
نجواهابه من چی میگفتن ؟ چندروزه خودت والاف این کارکردی انقدر ذهنت درگیرجسمت خسته به خاطر یه چندتومن انقدرزحمت بکشی ارزش نداره نداره نداره بیخیالش شو .
ولی چقدر کنترل ذهنی باورها ورفتارهای مارومیسازه این فایل که اززبان شما به اراده ی خداوند جاری شد کاملا متضاده بااین نجواها که دفعه اول طبیعیه اشکال نداره
موفقیت اولش آهسته آهسته رشدمیکنه بعدکه ادامه میدیم یعنی ادامه دادنه خیلی مهمه خیلیاهستن بااولین نجواهابی خیال میشن وادامه نمیدن ولی اگه ادامه بدیم متعهدباشیم روی باوراکارکنیم حرکت کنیم قدم برداریم سرعت نتایج بیشتروبیشترمیشود
نخواهیم که همون اول بسم الله یه کاربزرگ و تویه زمان کوچیک انجام بدیم اینجوری ذهن خیلی مقاومت میکنه وحاضرنمیشه قدم برداره پس قسمت بندی کنیم و برای ذهن آسونترمیشه (مثل یه بچه کوچیک لجباز میمونه ای ذهن که همش بایدباترفندی گولش زد گریش ودرنیاورد وراضیش کرد باتشویق باترفندکه کاری وانجام بده ووقتی انجام دادبازم تشویق وتحسین )
راستی اینم بگم موقعی که انجانش دادم اون کار و یه ایده خیلی خوب به ذهنم رسید که خیلی خوب وپرسوده وحتماانجامش میدم اگرمن قدم اول وبرنمیداشتم این ایده به ذهنم نمیرسید ..
اشتباه ×××مادرشروع کارنباید مقایسه کنیم خودمون وباافرادی که سالهاتواینکارن وتجربه دارن باید به یادبیاریم که اوناهم این راه ودرمدت زمانی طولانی پشت سرگذاشتند ویک قدم یک قدم شروع کردند تابه اینجارسیدند …
فکرمیکنم الان زمان عمل به هرچه آموختم رسیده کم کم داره کارگاهم افتتاح میشه و همینطورکسب وکارمم بهترشده نسبت به قبل …
خدایاشکرت بابت امروزبابت هدایت هات وسلامتی وآگاهی هایی که دراختیارم گذاشتی ..
سلام
باور محدود کننده مانند علف هرزی می باشد .
فایل رو گوش کردم و به این فکر کردم که واقعا وقتی من میخوام کاری رو شروع کنم همون اول به تهش نگاه میکنم ، و تو ذهنم میگم وای سخته ، اینو باید بگیرم ، اینقدر درگیر میشم ، زمان زیاد باید بزارم ، وای خسته میشم و هزاران دلیل کوچک و بزرگ .
و صحبت شما :
تصمیم گرفتید این درخت ها رو قطع کنید . ولی با کوچک کردن قدم هاتون و تازه با لذت بردن از این مسیر « که این کار یه ورزش هم برام هست و آمادکی جسمانیم رو بهترم میکنه ( شرطی کردن ذهن ) »
پیش رفتید و خسته هم نشدید ( تعهد )
بلکه لذت بردید و تازه تو مسیر فهمیدید برای راحت کردن کارتون باید از چه ابزاری استفاده کنید که جدا از آسون کردن کارتون به خودتون هم آسیب نرسونید .
( طی کردن تکامل )
مهمترینش :
از کار تکراری دست نکشیدین و آنقدر ادامه دادید تا به پایان برسه و از نتیجه لذت ببرید.
و قشنگ ترش اینکه :
افرادی هستن که بیان این کارو بکنن و من راحت تو خونه استراحت کنم ( به نظرم میشه تنبلی ) ولی دوست داشتین برای خودتون کاری رو بکنید که براتون لذت بخش ترم هست و وقتی مسیر رو با موتور یا پیاده میرید با لذت نگاه کنید و اثر هنریتون رو ببینید و بگید به به ، چه کردم .
پس منم باید برای شروع :
هدفم رو انتخاب کنم و برای قدم کوچکِ اول استارت بزنم .
قطعه به قطعه و قدم به قدم ، هر روز یک قدمِ کوچک و لذت بردن از مسیر و هر قدمی که جلو میرم محکم تر و با اعتماد به نفس تر ، تا تکاملم طی بشه (به نتیجه فک نکنم) و بعد هم رسیدن به مقصد و داشتن احساس خوب .
– تو این موارد ذهن میاد میگه اگه این همه رفتی و نتیجه مورد پسندت نبود چی و تازه زمانت هم رفته و …..
( ترمز)
– این جهان بر اساس حرکته ، باید حرکت کنم و تکاملم رو طی کنم که بفهمم رسالتم چیه ؟ مسیر من چیه ؟
من باید برای خودم کاری کنم و از نقطه امنم بیام بیرون ، تو نقطه امنم بودم تا الان ، چی شد ، چیکار کردم برای خودم !!!!!!
الان میخوام بسازم من خلق و خالقم و الان ایمانم قوی تر ، چون من تصمیم میگیرم و شروع میکنم خدا هم کنارم و برام میچینه ( گاز )
با نوشتن این جمله یه حس خوبی گرفتم البته اگه مقاومت ذهنم بزاره .
بازم نمیدوتم جمله ای که برای ( گاز ) نوشتم درسته یا نه ؟!!!؟ چون به هر حال من تازه دارم رو خودم کار میکنم ،
سپاس فقط یک کلمه است ، اما قدردانیِ من از شما بی پایان است .
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم و دوستان سایت، بابت آگاهی های قسمت 9 خانه تکانی ذهن بسیار سپاسگذارم، آگاهی هایی که ازین فایل دریافت کردم رو براتون مینویسم، باورهای محدود کننده مثل علف های هرز به هم متصل هستند و باید آن ها را از ریشه قطع کنیم، ما باید کارهای به ظاهر سخت و ترسناک رو قسمت بندی کنیم و هر دفعه یک قسمت را انجام بدهیم،سپس حس قدرت، حس موفقیت در ما ایجاد و اعتماد بنفس ما بالا میرود و قسمت های بعدی را با سرعت بیشتر و راحتتر انجام میدهیم، ما باید یک قدم فراتر از محدودیت ذهنمون برداریم و بعد از موفقیت، قدم بعدی را برداریم چون که وقتی قدم اول برداریم قدم بعدی مشخص میشود و توانایی انجامش را داریم و مقاومت های ذهنمون کمتر و باورهای ما قوی تر میشود، برای رسیدن به موفقیت های بزرگ باید قدم های کوچک را مستمر ادامه بدیم، خودمون با مسیر کسی مقایسه نکنیم بلکه با قدم های قبلیمون مقایسه کنیم، خودمون تحسین کنیم، خداوند مهربان همیشه به شکل های مختلف به ما الهامات را میفرستد اون از ما بیشتر میخواهد موفق شویم و از زندگی لذت ببریم
سلام و درود خدمت استاد گرامی و مریم جان و دوستانه همراه
امروز 18 آذرماه گام دهم پروژه خانه تکانی
من از 16 آبان این پروژه رو شروع کردم و هرروز هم به نوعی درگیرش بودم منطقا الان بابد دوره رو تموم کرده باشم. ولی هنوز گام دهم هستم. دلایلش از نظر خودم کندی شروع هست مثلن من چندجلسه اول رو حدود ده روز طول کشید تا هضم و جذب و عملی کردم بعد از اون کمی رونتر شدم و حالا هر دو روز یه فایل رو انجام میدم.
همین نوشتن دیدگاه و به اصطلاح گذاشتن رد پا خودش کلی چالشه چون بایدچند بار گوش بدی تحلیل و بررسیش کنی تا بشه ردی بذاری که بنظرم بسیار سازنده و مفید هست. چون دیگه نمی تونی سرسرکی از کنارش رد بشی باید ذهنت رو به چالش بکشی، کنکاش کنی و متأثر بشی تا بتونی رد پا بذاری و این همون عملگرایی هست که با تدبیر در این برنامه قرارداده شده.
الان رفتم و دوباره اولین دیدگاهم رو خوندم، احساس رضایت کردم و دوباره تعهدم بهم یادآوری شد.
با خودم گفتم فقط کافیه متعهد باشی و کمی بیشتر تلاش کنی، اصل های زندگی رو یادداشت کنی و هرروز آویزه گوشت باشه تا تبدیل به عمل بشه و غیر از این زندگی کردن هیچ ارزشی نداره.
ممنونم از دوستانی که دیدگاهشون رو میذارند میخوام بدونید که چقدر این نوشتنها راهگشا ،انگیزه بخش و پیش برنده هست.
ارادتمند
مانا باشید.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام و عرض ادب و احترام به استادان عزیز و گرامی
همیشه برای من کار کردن بیرون از خونه یک کابوس بزرگی بود خیلی ترسناک بود . و همیشه فکر میکردم از پسش برنمیام چون من هیچوقت برای کسی کار نکردم.
باورهای نادرستی در این زمینه داشتم و با کار کردن روی خودم آروم آروم این باورها نادرست جاشونو به بلورهای درست جایگزین کردن و قدم ها آروم آروم برداشته شدن .
من رفتم سرکار ، شاغل شدم ، قدم برداشتم برای بزرگترین ترس زندگیم ، که هیچ تجربه ای نداشتم ، انجام این کار بشدت در من احساس قدرت احساس توانمندی بیشتر و احساس قدرت بیشتر ایجاد کرد که قابل وصف نبود ، هر روز بیشتر از روز قبل رشد کردم ، هر روز توانایی هامو شناختم ، و اعتماد به نفسم هر روز بیشتر و بیشتر شد .
و اونقدر رشد کردم که فهمیدم لیاقت من بزرگ تر و بیشتر از اینجایی که هستم هست ، دلم جای بززگتر با ورودی مالی بیشتر را میخاست و اینبار دیگه از هیچ کار نمیترسیدم به حدی اعتماد به نفسم بالا رفته بود که تمام وجودم ایمان اورد به توانایی هام که میگفتم من از پس هر کاری برمیام ،من توانمند هستم و …..
اما با کار کردن روی خودم تصمیم گرفتم در مسیر علاقه ام قدم بردارم ، مقاومت خیلی خیلی بزرگی در این زمینه داشتم چون فکر میکردم من باید کارمند بشم من کارمندی را دوست دارم .اما بالاخره مقاومت شکست و قدم برداشتم برای علاقه ام و مشغول شدم در یوتوب…
و اما کمالگرایی و مقایسه نکردن …. خداروشکر میکنم قبل از شروع اینکار تا حدودی خب روی خودم کار کرده بودم و آشنایی داشتم با کمالگرایی و مقایسه ، بخاطر همین تونستم قدم بردارم اما اگر ادم قبل بودم هیچوقت نمیتونستم بخاطر کمالگرایی و مقایسه قدم بردارم و میگفتم کار من ارزشی نداره خیلی ساده ست اما میگفتم اشکالی نداره من با همین چیزهایی که الان در دسترسمه الان برام فراهمه قدم برمیدارم و قدم به قدم پیشرفت میکنم و در مسیر، به سمت ایده های بهتر و خلاقانه تر هدایت میشم…
هروز دارم در رابطه باهمین موضوع فایل گوش میدم از خداوند نشانه میخام برام هدایت میفرسته و همیشه با یک نوشته با فایل های دیگران با فایلاهایی که اینجا بصورت نشانه برام میاد باعث میشه من هرروز ادامه بدم و کم نیارم این فایل ها اینروزا به دادم میرسن مثل بنزین میمونه برام که موتورم روشن میشه و حرکت میکنم وگرنه ذهن پدر آدمو درمیاره …
خداروشکر میکنم اینجا هستم و قدم برداشتم در مسیر علایقم و خداروشکر میکنم دارم ادامه میدم خداروشکر میکنم خداوند منو به راه راست هدایت کرد…
الهی صدهزار بار تورا شکر
به نام خدا
سلام استاد عزیز مریم جان و دوستان همراه
استاد باید اعتراف کنم اولین بار در گذشته که این فایل را دیدم قسمتی از زندگی در بهشت بود ،شما گفتید این ها علف های هرز بودن و شما پاکسازی کردید من توی ذهنم گفتم این ها که درخت هستنداین ها که سرسبزی و زیبایی هستند
کم کم با تکرار فایل و دریافت آگاهی های دیگه و تجربه کاشت نهال گلهای فصلی کاملا متوجه شدم چه خبر است
دیدم وقتی این حجم از شاخ و برگ های باریک و نامنظم حذف بشه چه درختان زیبا و تنومندی نمایان میشه که میشه زیر سایشون لذت برد
چه جاده ها و راه هایی پیدا میشه جدید ،مفرح و ورودی به دنیا و تجربه ها
استاد به فصل کاشت نهال گل دیدم که چه قدر نهال ها کوچک و ظریف هستند و طی دو سه بار آبیاری اول علف های هرز بسیار سریع تر رشد میکنند و همه جا را سبز میکنند ولی طبق تجربه باید به سرعت درشون بیاریم وگرنه به سرعت بزرگ و بزرگ تر میشوند و ریشه های پهنی سراسر خاک میدهند و مانع رشد نهال گل میشوند و این ماجرا مرحله به مرحله ادامه دارد وقتی نهال گل بزرگتر میشه و به مرحله ی غنچه دادن میرسه پیچک های هرز میان که دور ساقه گل میپیچند و زودتر گل میدهند و چشم فریب میشوند ولی به سرعت با فشاری که به گل می آورند گل دیگه به رشدش ادامه نمیده و یهو میبینی قسمتی از باغچه پر گل در هم تنیده و زرد و فسرده شده و جالب که این اتفاق بیشتر در وسط و قلب باغچه رخ میدهد چون از دسترس دورتر است و آدم برای پاکسازی احمال میکنه
در قسمت های دیگه دیدیم که وقتی با هلیشات از فضای بالا فیلمبرداری کردید این پاکسازی چه قدر مشخص بود
استاد الان متوجه میشم که چه قدر بارها افکار عمومی نادرست به راحتی در مسیرم ریشه دوانده و من گول رشد سریع و سرسبزی به ظاهر زیبایی که ایجاد کرده را خوردم و بعد چگونه به سرعت رشد کرده و باور و خواسته اصلی من را درخودش مخفی کرده و راه دسترسی من را به اون با ایجاد ترس و دور بودن بسته و من هم رها کردم
در این فایل از شما یاد گرفتم که بله حتی جنگل وحشی را هم میشه به نفع خودمان تغییر داد با تلاش و استمرار
وای استاد شما بی نظیری
استاد یادمون دادین که از کار کردن لذت ببریم از زندگی کردن و حتی از تلاش کردن لذت ببریم
استاد من این بار واقعا دارم در لحظه زندگی میکنم دارم لذت و استفاده میبرم و آرامش دارم
همه اتفاقات کم و زیاد و حرف ها و مردم سرجاشون هستند و ادامه دارند و این من و افکار و احساس من است که تغییر کرده و هزاران بار شکر
سلام خانم ممتاز عزیزم
دیدگاه ناب شما، اول صبحی من رو سرذوق آورد چون جرقه بزرگی در ذهنم زد و به قول معروف روشن شدم. من یه اخلاقی داشتم که نمی خواستم از یکسری از افکار که بعضی تبدیل به خاطره و بعضی تبدیل به باور شده بودند دست بردارم ، ذهنم خیلی مقاومت می کرد و می کنه، ینی به یک سختی و مکافات با مشاوره و تراپی بعضی مسائل رو از ذهنم حذف میکردم مثل همون گیاه ها و درختهای به ظاهر قشنگ می گفتم حیفه آخه چرا باید حذفشون کنم اونها رو جزئی از هویت خودم میدونستم. اما امروز با تفسیر قشنگ شما از این فایل استاد دیگه منطقی قبول کردم که با وجود ظاهر قشنگش مانع بزرگی هست برای دیدن زیباییهای بزرگتر و همچنین مانعی برای رشد چیزهای جدیدتر و بهتر
خدا رو شکر فکر کنم دیگه ذهنم رو بتونم قانع کنم که دست از مقاومت و لجبازی برداره و مثل یه بچه خووب مسیر درست رو طی کنه.
جمله آخر تونم که گفتین همه چیز سرجاشه وادامه داره و این منم که تغییر کردم.عالی و تکمیل کننده بود.
خلاصه که حسابی حالم رو خوب کردید.
سپاسگزارتون هستم
مانا باشید.
به نام فرمانروای جهان هستی
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان
تهران تاریخ 1404/09/13 ساعت 20:09
نشانه امروز من
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت وجود استاد عباسمنش
خدایا شکرت واقعا که باید ما روند تکاملی خودمون رو طی و خودمان را بسپاریم به دستان پر مهر و محبت خداوند و کمی صبور باشیم..
خدایا شکرت که مهاجرت کردم به تهران اولش که آمدم هیچ درآمدی نداشتم و گفتم خدایا کمکم کن و خداوند خیلی با احترام کاری خوبی نیمه وقت برای من اوکی کرده و الان تا حدودی در آمد دارم و سرگرم هستم..
خدایا شکرت من علاقه بی نهایت شدیدی به پیادهروی دارم و خیلی روزانه راه میروم ولی وقتی به بعضی ها میگم میگن نه من نمیتونم اینقدر راه بروم و شوکه میشوند و خدایا صد هزاران مرتبه شکرت بابت نعمت پاهای سالم و خوب و کفش های خوبی که دارم و راه میروم با تو خدای عزیزم صحبت میکنم و خیلی آرام میشوم خدایا شکرت..
به زودی فلوریدا آمریکا میبینمتون استاد گرانقدر
(In God we trust)