اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
فایلهای خانه تکانی ذهن بی نظیره هر کدوم از فایلها کلی باورهای خوب داره که باید در ذهنم منطقی کنم قبلا هم این فایلها را گوش کرده بودم ولی فکر نمیکردم اینقدر نکات مهم را برام یادآوری کنه
وقتی با تعهد شروع به تغییر طرز فکرم میکنم زمانهایی برام باز میشه که بتونم تنها باشم و باورهای خوب را در ذهنم منطقی کنم و خدا هم وقتی این تعهد را میبینه راهها را آسان میکنه چون قانون جهان اینه که باید پیشرفت کنه خدا بیشتر از من میخواد که من پیشرفت کنم در همه جنبه ها
تصمیم گرفتم از هر دقیقه از زمانم برای پیشرفتم استفاده کنم
هر جایی و در هر موقعیتی باشم نظرها را بخونم عبارات تاکیدی بگم سپاسگزاری کنم و در زمانهایی که تنها هستم و تمرکز بیشتری دارم روی فایلها کار کنم و تمرینها را انجام بدم
با تمرکز تو اتاقم هستم و گوشی را قطع میکنم و تمام تمرکزم را روی فایلها میزارم و هر جمله ای که میشنوم استپ میکنم و با خودم حرف میزنم الکو پیدا میکنم تا این فکر در ذهنم منطقی بشه و این کار باعث شده بهتر بتونم باورسازی کنم
من با متنی که تو مقدمه پروژه خانه تکانی ذهن بود باورسازی را یاد گرفتم چقدر عالی خانم شایسته خوبیها روش کار کردن روی فایلها را توضیح دادن
تلاش ذهنیه که باعث ایجاد نگاه جدید به مسایل میشه و یک باور جدید در ذهنم میسازه و نتایجم تغییر میکنه
داستان کشتی حضرت موسی را از بچگی شنیده بودم اما وقتی تو مدار پایین باشی نمیتونی درکش کنی و ازش درس بگیری اما امروز وقتی فکر کردم دیدم استاد درست میگه الهامات ممکنه خیلی ساده ، عجیب و در نظر خیلی ها احمقانه باشه
ساختن کشتی در خشکی و بالای کوه
خودم را تصور کردم در اون زمان وقتی ببینم کسی بالای کوه کشتی بسازه شاخ درمیارم به عقلش شک میکنم اما این الهامی از طرف خدا به پیامبرش نوح بود
و از این واقعه درس گرفتم که اگه الهامی به ذهنم اومد که با عقل و منطق خودم و دیگران غیر ممکن بود یاد داستان حضرت نوح بیفتم که اگر الهامی اومد شاید عجیب و احمقانه به نظر بیاد اما همون کار حلال مسایل من و باعث رشدم خواهد شد
درود و مهر به استاد شایسته ی مهربان و استاد عباسمنش عزیز
گام ششم از پروژه ی جادویی خانه تکانی ذهن رو هم به لطف الله مهربان با عشق دیدم، با عشق شنیدم و با تمام وجود درک کردم
چقدر این فایل مثل فایلهای دیگه تاثیرگذار بود.
خدایا شکرت برای هدایت شدنم به این فایل زیبا
استاد وقتی از کنترل ذهن در شرایط نادلخواه صحبت کردید یاد خودم افتادم که قبل از آشنایی شما و این سایت پر از آرامش که هنوز نه خدا رو میشناختم نه آگاه بودم جریان بیماری که درموردش صحبت کردید همه رو ترسونده بود و اکثر فامیل مادری من این بیماری رو گرفتن و اونایی حالشون خیلی بد شد که آدمای خیلی خیلی ترسویی بودن و خیلی دیر خوب شدن و وقتی مادر من این بیماری رو گرفتن هیچکس حتی خواهر و پدر و برادرم از ترس نتونستن ازشون پرستاری کنن و من با یه ایمان قلبی قوی یکماه کامل از مادرم پرستاری میکردم و حتی نزدیکشون مینشستم و همیشه دلم قرص بود که هیچ اتفاقی واسم نمیفته و به مادرم هم روحیه دادم و خداروشکر خیلی زود سلامتیشون رو بدست آوردن و من هم سالم تر از قبل….
و یا
در مورد شرایط اخیر کشورمون سعی کردم اصلا اخبار و رسانه ها رو دنبال نکنم و همیشه از آدمایی ک حرف این شرایط و اتفاقات نادلخواه رو میزدن فاصله میگرفتم و خداروشکر خیلی آرامش داشتم نسبت به بقیه…
و فقط به موهبت های این اتفاقات فکر کردم…
استاد شما گفتید ایمان، توکل، تعهد و باور درسته که نتایج درست رو رقم میزنه و من از روزی که به خودم و خدای خودم تعهد دادم پروژه خانه تکانی رو انجام بدم اتفاقات عالی پشت سر هم واسم رخ میده چون همین پروژه هم خودش از الهامات الهی بود زمانی که توی سایت بلاتکلیف میچرخیدم و نمیدونستم از کجا شروع کنم و مدام کسی بهم میگفت از خانه تکانی ذهن و کتابهای استاد شروع کن و وقتی اومدم تا استارت کار رو بزنم البته بعد از خواندن کتابهای شما و آشنایی با خداوند دستم خورد روی خوش آمدگویی سایت و هدایت شدم به خانه تکانی ذهن و مطمئن شدم و به این الهام عمل کردم و نمیدونید چقدر زندگی من قشنگ شده و نتایج بینظیری گرفتم به لطف الله و صحبت های زیبای شما
استاد من و همسرم با پیروی بی چون و چرا از الهامات الهی به مکان و زمان مناسب تر هدایت شدیم و به یک. شهر بزرگ و عالی مهاجرت کردیم
و با شرایط و اتفاقات عالی و مناسب همنشین شدیم.
استاد عزیزم از خداوند برای شما و عزیز دلتون مریم جان که عزیز دل ما هم هستند سلامتی و سعادت آرزومندم.
بارها و بارها شده که هممون باقدرت تصمیم گرفتیم که یه دوره ی جدید رو بخریم و با دقت هرچه تمام روی خودمون کار کنیم و بعدش دیدیم که زندگیمون توی تمام جنبه ها تغییر کرده و خداوند درهارو به رومون باز کرده ولی وقتی باز اوضا کمی بتهر میشه نمیایم روی خودمون کار کنیم و بگیم چطورمیشه از این بهتر بشه و رها میکینم همه چیز رو و دوباره بدتر از قبل میشیم
2توخودت تغییر کن به بقیه کاری نداشته باش ،جهان روی متفاونی به تو نشون میده
مثل زمانی که میایم روی ارزشمندی و عزت نفسمون کار میکنیم رفتار همه با ما عوض میشه ،هپه بهمون بیشتر احترام میزران ،ازمون تعریف میکنن ،حتی کادوی بیشتری برای تولدمون بهمون میرسه
3تضاد هاموقعییت هاییه که افراد گمراه از هدایت شدگان سرند میشن
چقدر این جمله زیبا و پرمعناست
خداوند با جهانی که پویاست دائم داره اون هایی که ایستا هستن رو زیر چرخاش له میکنه و اون هایی که پویا و فعالا رو بهشون بال و پرمیده برای بلندتر پرواز کردن
وقتی این مثال رو میزنیم یادم میاد به دکه هاو مغازه های ته بازار چه های قدیمی که فقط چهار تا جنس خاک گرفته با یه پیر مرد چروک ویه شیشه ویترین خاک گرفته و کثیف توشون مومده و نه مشتری و نه جنس جدید و نه برکتی
بیایم تصمیم بگیریم جزو کدوم دسته میخایم باشیم
1 اون هایی که توی تضاد ها له میشن
2اون هایی که توی تضاد ها یا قبل از اون ها با تغییر کردن از این تضاد به عنوان موهبت الهی به نفع خودشون استفاده میکنن
4وقتی روی خودت کار کنی ایده های بهت الهام میشه و باید حتما اون رو انجام بدی چون بعدش نتیجه میاد و بعدازاومدن نتایج باور ما قوی تر میشه و این رونده همیشکی باورها و الهاماته
6وقتی دیدگاهت متفاوت باشه توی شرایط به ظاهر سخت همگانی به آگاهی هایی هدایت میشی که تورو به آرامش میرسونه فارغ از این که دیگران چی دارن تجربه میکنن
مثال :یادم میاد 4ماهه پیش همون روزایی که جنگ بود و اینترنت قطع بود من باخانمم حرکت کردیم رفتیم به سمت عسلویه برای خرید لوازم خانگی ،واصلا نمیدونستم چه خبره
وقتی رسیدیم دیدیم همه جا خلوت و تعطیله .پرسیدیم گفتیم چه خبره؟گفتن مگه نمیدونیین دیروز 30 کیلومتری اینجا بمب انداختن ؟گفتیم نه
خلاصه توی همون حال همه میگفتن هیشکی باز نمیکنه برین بعد ازجنگ بیاین ،داشتیم میگشتیم یهو دیدیم یه مغازه بازه مقداری از لوازمو با قیمت خوب گزفتیم و اومدین بیرون دیدم یکی دیگه هم داره کرکره رو داره میده بالا ،رفتیم یه تلوزیون بزرگ و شیک هم که دونه ی اخری بود با قیمت عالی از اون خریدیم ،رفتیم یه خونه گرفتیم با قیمت خوب چون خونه ها خالی بود وعصر اومدم غذا بگیرم دیدم یه مغازه ی سرویس آشپزخانه هم باز کرده و سریع برگشتم با خانوم رفتیم ماشین رو تا سقف پرکردیم ،و فرداش هم با این که جاده پر از پلیس بود و همه رو میگشتن ،ما مثل رئیس جمهور با اسکورتی الله اومدیم خونه سالم و سلامت
و بعدش هم توی همون جنگ رفتیم ماه عسل و یه روز بعد از رسیدن ما جنگ تموم شد و همه ی تهرانی که توی شمال بودن برگشتن تهران و همه ی خونه ها خالی شده بود و همه چی کیفییت مناسب داشن و قیمت ها پایین و خلوت بود همه جا
و این بود که ما حرکت کردیم و خداوند یکی یکی درهارو باز کرد
7برای ساختن باور های خوب باید به ذهنمون منطق های قوی بدیم و الگوهای مناسب باید پیدا کنیم
این رو با استاد خیلی موافقم همه ی ما که نتایجمون کنوه برای اینه که فایل ها رو چند باره باتمرکز بالا گوش نمیگیریم و نت برداری نمیکنیم و برای درک اون ها برای ذهنمون الگو نمیاریم ،منطقیش نمیکنیم و به همین خاطر حیلی زود فراموشمون میشه و چون فایل هارو حفظ کردیم فکر میکنیم باورمون عوض شده و منتظره نتیجه هستیم ،در صورتی که افزایش آگاهی نتیجه نمیاره،درک و عمل کردن به اون باعث نتیجه میشه 9راه حل مسائل اینه که ریشه ای حلشون کنیم و اون ریشه شخصییت و باور های ماست که باید تغییر کنه
و این ترسه که نمیزاره تغییر کنیم و برای فرار از ترس ها باید برای خودمون الگو منطق بیاریم
12وقتی روی خودمون کار میکنیم هدایت میشویم ،شاید هدایت هایی که میشویم از نظر دیگران احمقانه باشه ،ولی وقتی بهمون گفته شده باید بدون این که به چطور و چراییش کار داشته باشیم انجامش بدیم
13توی تمام اتفاقات زندگیمون خداوند داره راهو به ما میگه ولی ما منطقمون نمیزاره که عمل کنیم
اون هایی که روی مدار الهامات باشن میشنوند و عمل میکنند واون هایی که نزدیک به اون مدار هستن میشنون وباور نمیکنند و عمل نمیکنند
14چه کسانی توی تمام مراحل زندگی و حتی توی تضاد ها موفق هستن ؟کسانی که نمیترسن و ایمان دارن که خدواند اون هارو هدایت میکنه و بهشون مسیره درست رو میگه
15تو قدم اول رو بردار بقیش بهت گفته میشه
(توخود پای در راه بنه و هیچ مپرس، که خود راه گویدت که چون باید کرد)
خداروشکر که دارم به واسطه ی این فایل های زیبا شکلی جدید از زندگیم رو دارم تجربه میکنم ازتون سپاسگذارم برای این سایت زیبا
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت،
گام ششم
عمل به الهامات قلبی،
سعی کنیم از کوچکترین زمانمون استفاده کنیم برای پیشرفت کردن
وقتی که خداوند تعهد شما رو ببینه جهان پاسخ میده جهان درها رو باز میکنه
وقتی که شما متعهد هستید به تغییرات
این قانون جهانه
تعهد من باعث شد که این اتفاقات بیفته که من یک ورودی مالی داشته باشم یک آرامش نسبی خاطر داشته باشم و بتونم روی خودم کار کنم و بعد از اینکه من به اندازه کافی قوی شدم دیگه گفتم من اصلاً نمیخوام توی شرکت باشم با اینکه اونا داشتن حقوق میدادن و کاری هم نبود
یعنی بدون اینکه کار کنم من ماهی یک ساعت هم کار نمیکردم برای شرکت
ولی حقوق به من میدادن
دلیلش هم این بود که نمیدونستن کِی میخواد این داستان درست بشه و نمیتونستن به من هم بگن برو،
چون اگه من میرفتم وقتی که مشکلشون حل میشد میخواستن کسی دیگه رو جایگزین من کنن صدها برابر اون پولی که توی ماهیانه به من هزینه میکردن باید هزینه طرف میکردن تا اون چیزی که من بلد بودم بتونه یاد بگیره و انجام بده
عملاً باز هم نمیتونست با پول اون تجربه منو یاد بگیره چون من چند سال کار کرده بودم توی اون حوزه
پس همیشه سعی کنید از شرایطتون استفاده کنید برای کار کردن روی خودتون و فکر نکنید که موقعیتتون بده
اگر که قرنطینه است اگر که نمیتونید برید سر کار بشینید روی خودتون کار کنید
اونایی که توی این فضا هستن بهتر حرف منو میفهمن
این یک موهبته
این یک در گرانبهاست که یه شرایطی پیش بیاد که شما بتونی قشنگ فارغ از مسائل و نگرانیهای مختلف بشینی یه گوشهای توی اتاق خودت توی طبیعت جایی بشینی و صبح تا شب کار کنی
فایلها رو شروع کنید به دیدن نکته برداری کردن تفکر کردن ایده دادن
اونایی که محصولات رو خریدن بشینن همه محصولات رو چند بار هر جلسش رو گوش بدن بنویسن از اون آگاهیها توی زندگیشون استفاده کنن
ببینن چطور میتونن در عمل با تعهد بالا استفاده کنن،
این یه فرصت طلایی برای تغییر کردن
قدرش رو بدونید
فکر نکنید حالا یه اتفاقی افتاده هی منتظر باشید کی میخواد درست بشه
کی میخواد مشکل حل بشه
تو خودت تغییر کن
به مشکلات بقیه کاری نداشته باش
تو عوض شو تو یه آدم دیگهای بشو جهان روی متفاوتی به تو نشون میده
جهان واکنش متفاوتی به تو نشون میده،
به خاطر همین اونایی که توی مدار شنیدن این حرفها هستن حرف منو بهتر میفهمن
اونایی هم که نیستن که هیچ وقت نمیفهمن، پس از فرصتی که براتون به وجود اومده استفاده کنید روی خودتون کار کنید و بدونید که جهان داره به فرکانسهای شما پاسخ میده اگر شما فرکانسهای ارسالیتون مثل افکاری هست که بقیه مردم دارن شما هم نتیجه همون مردم رو میگیرید،
اگر تو هم داری مثل بقیه فکر میکنی مثل بقیه نتیجه میگیری،
اونایی هم که محصولات رو خریدن بشینن محصولات رو کار کنن
سفرنامه به دور آمریکا خودش یک دستگاه تولید فرکانس خوبه
دستگاه تولید باور خوبه
دستگاه تولید دیدن فراوانیهاست
بشینید اونو نگاه کنید
و فایلهای تمرکز بر نکات مثبت فایلهای مختلفی که توی این چند ساله روی سایت قرار دادیم استفاده کنید مخصوصاً اینکه بنویسید، یعنی این نباشه که به عنوان فیلم نگاه کنید، بنویسید فکر کنید پوز کنید که اینجا چی گفت اونجا چی گفت چه جوری میتونم استفاده کنم از این آگاهی توی زندگی خودم
چه جوری میتونم شخصیت خودم رو تغییر بدم و این یک فرصت خوبیه برای تغییر،
بچهها جهان داره سرند میکنه
این یک برههای هست که داره سرن میشه
داره یه سری آدمها از یه سری آدمها دارن جدا میشن
داره یه سری فاصله طبقاتی ما بیشتر میشه اینجا داره غربالگری اتفاق میفته
جز کدوم دسته میخوای باشی؟؟
اون دستهای که زیر این فشار له میشن؟؟
یا اون دستهای که از این اتفاق به بزرگترین و بهترین اتفاق زندگیشون یاد میکنن
یه فرصت خوبیه برای حرکت کردن
تغییر کردن
و بهتون قول میدم اگر حرکت کنید و تغییر کنید خیلی موفقیت و خوشبختی و ثروت و نعمت ساده و راحت توی زندگیتون ایجاد میشه،
اگر که شما واقعاً متفاوت باشید با اکثریت جامعه،
من خودم همیشه دارم روی خودم کار میکنم و نمیذارم روزمرگی منو درگیر خودش کنه
برای خودم ارزش قائلم و میدونم که دلیل نتایج زندگی من فرکانسها و افکارمه
میشینم روی خودم کار میکنم میشینم شخصیتم رو تغییر میدم و اون تغییره تبدیل میشه به یک اعمالی
به یک نوع رفتاری
به یک نوع شخصیت جدیدی
بعد اون کارها را انجام میدم
اون ایدهها رو که خداوند به من الهام میکنه اون ایدههای الهامی رو انجام میدم
همین لایو هم یکی از همون ایدههای الهامیه، این نیست که همینجوری روی خودم کار کنم و ایدهای هم الهام بشه هیچ غلطی هم نکنم
نه کار میکنم روی خودم، ایدهها به من گفته میشه
خداوند منو هدایت میکنه و من انجام میدم و نتایج میاد
باورها قویتر میشه
ایدهها بیشتر میشه
بعد من انجام میدم بعد نتایج میاد و این اتفاقیه که برای شما هم میفته وقتی که اینقدر خوب از این قوانین کیهانی استفاده میکنید،
برای ساختن باورهای خوب باید منطق درست رو به ذهن بدید،
ذهن منطق میخواد،
ذهن روی هوا چیزی رو قبول نمیکنه،
این نیست که من بیام بگم دنیا پر از فراوانیه بعد ذهنم هم بگه آره دنیا پر از فراوانیه،
نه منطق میخواد
الگو میخواد،
من بگم ثروتمند شدن خیلی ساده است ذهنم هم بگه ایول دمت گرم چقدر حرف خوبی زدی ثروتمند شدن خیلی ساده است،
ذهن من برعکس میگه غلط کردی هیچ هم ساده نیست پدر آدم باید در بیاد
بعد من باید براش منطق بیارم براش الگو بیارم براش دلیل بیارم براش مصداق بیارم بهش ثابت کنم که درست فکر میکنم
این کاریه که خیلیها انجامش نمیدن،
من توی تمام دورههام در مورد این صحبت کردم،
چیزی که جالبه اینه که بچههایی که از دورههای من یا از فایلهای رایگان استفاده میکنن اغلب اون چیزی رو که دوست دارن بشنون رو میشنون نه اون چیزی که گفته میشه،
شما با هر بار شنیدن فایلها با هر بار کار کردن روی خودتون مدارتون تغییر میکنه و یه سری حرفها رو که گفته شده توی اون فایل از قبل شما توی مداری بودید که نمیفهمیدیدش،
توی مدار دریافتش نبودید
به همین دلیل بارها میگم من چیزای خیلی ساده و اساسی رو واضح با 100 تا مثال توضیح دادم ولی بچهها یه برداشت کاملاً برعکسی رو داشتن،
دلیلش اینه که اصلاً اون باورها رو نساختن، فقط نشستن یه فیلمی این فایل رو مثل فیلم گوش دادن و هیچ تغییری هم نخواستن توی خودشون ایجاد کنن
ولی وقتی که میای توی این قسمت منطق رو برای خودتون برای ذهنتون یه حرفی رو که بهش میزنید منطقش رو هم براش میارید اون وقت قابل پذیرش میشه،
باید بدونید که خیلی از ترسها توهمیه و بیهوده است
راه حل مسائل ریشهایِ،
تغییر شخصیتِ،
وقتی که این تغییر به صورت بنیادین انجام میشه این ترس از بین میره
این ترس بیهوده،
به خدا ترسه که انسان رو از حرکت باز میداره،
ترسِ که دلیل تمام بدبختیهای بشره،
ترسی که من واقعاً سعی کردم توی زندگیم جلوش وایسم و بشکنم این ترس واهی رو،
اتفاقاتی که در مورد بیماریها شنیدید کاملاً طبیعی و بدیهیه،
اصلاً به صورت بدیهی اتفاقات بدتر داشته میفتاده ولی چون جو نداده بودن، چون ترس رو ایجاد نکرده بودن توجهی هم نکرده بودن و خیلی هم مسافرت میرفتن عین خیالشون هم نبود که سالیانه 7 میلیون نفر دارن به خاطر تصادفات و آلودگی میمیرن،ولی این حرفها رو که به ذهنتون میزنید میبینید که ترسی در کار نیست،
90 درصد اونایی که به این بیماری مبتلا شدن حالشون خوب شده ضد ضربه شدن، اتفاق بدی هم نیفتاده،
اتفاق بدی که برای بدن میفته بدن سریع مسئله رو حل میکنه
این کار خداونده که مشکل رو حل میکنه،
من حرفم اینه که نذارید ترس بر شما حکومت کنه نشینید پای چرت و پرتهای بقیه که آی اینجوری شد آی اونجوری شد،
هیچ اتفاق عجیب و غریبی نیست ولی ترسش خیلی عجیبه،
ترسِ بیهوده
ترسِ بیمنطق،
خدا همه ما رو هدایت میکنه،
داستان نوح رو براتون بگم
حضرت نوح داشت یه زمانی کشتی درست میکرد وسط کوه
یعنی همین الانش یکی رو شما ببینید،
اون موقع که مردم خیلی آگاهیشون کمتر بود، یکی رو میبینید وسط کوهستان مثلاً تو تهران کشتی درست میکنه،
حالا اون موقع با چوب بوده الان با فایبر گلس داره درست میکنه
یه کشتی عظیمی که نیاز به چند صد گونه حیوان یا جانوری و انسان رو برداره با خودش ببره،
شما چه فکری میکنید؟؟
میگید این دیوانه است این آدم ابلهه چه کاریه داره انجام میده
نوح این کارو انجام میداد
چرا این کارو انجام میداد
به خاطر اینکه خداوند از یه چیزی در آینده بهش گفته بود
نگفته بود چه اتفاقی دقیقاً میخواد بیفته، گفته بود کشتی رو الان باید بسازی
و اون این کارو کرد
مسخرهاش کردن
توهین کردن بهش
فرزند خودش توهین کرد بهش
ازش جدا شد
ولی اون کار خودش رو کرد و بعدش یه اتفاقی افتاد که تا اون موقع نمیدونست چیه و بعد که افتاد فهمید و بعدش دید که از قبل محیا شده،
این داستان همیشه تو طول تاریخ اتفاق میفته،
تمام اتفاقاتی که میفته و تمام ترسی که توی جامعه هست یه سریها از قبل براش مهیا هستن
یه سری ها این اتفاقات باعث پیشرفت کوانتومیشون میشه
اونایی که به الهاماتشون گوش کردن،
تمام ما به یک اندازه وصلیم به خداوند،
توی تمام قسمتهای زندگی خدا به همه ما داره میگه ولی ما گوش نمیکنیم
ما منطقمون نمیذاره که درک کنیم،
خداوند مثل یک دستگاه فرستنده رادیوییه، این داره الهامات رو به همه میگه
یعنی این داره در لحظه به صورت نان استاپ توقف ناپذیر این آگاهیها رو منتشر میکنه اینجوری نیست که بگیم به یه سریها این آگاهیها رو میده
نه این آگاهیها داره پخش میشه تو جهان, مثل نور آفتاب مثل دستگاه فرستنده رادیویی، ولی اونایی که توی اون موج دریافت هستن دریافت میکنن
اونایی هم که یه ذره نزدیک موج هستن دریافت میکنن ولی گوش نمیکنن،
یعنی صداهه رو میشنون ولی صداهه رو باور نمیکنن و عمل نمیکنن،
الهامات داره به شما میگه که یه سری کارها رو انجام بده
جهان همیشه در حال تغییره
هیچ چیزی ایستا و پابرجا نیست
همه چیز مثل فصول داره تغییر میکنه
اگر فکر میکنی کاری داری که همیشه همینه و همیشه همینجوریه که اوضاع میتونه به صورت بنیادین تغییر کنه،
کیا آمادهان برای تغییر؟؟
نه کسایی که میترسن
کسایی که ایمان دارن که خداوند اونها رو هدایت میکنه به مسیر درست
یعنی آدمایی که نگرانن با نگرانی کسی نتونسته جلوی اتفاقات رو بگیره
با نگرانی بدبخت کردن خودشون رو،
کسی که ایمان داره که من دریافت میکنم الهامات خداوند رو،
بعد از چندین بار گوش دادن به گام ششم امدم برداشتم را بنویسم ، و از هر بار گوش دادن چیز های را درک کردم که در بار اول متوجه نشده بودم و همچنان کامنت های دوست های عزیزم خیلی کمک ام کرد ، از خواندن هر کامنت لذت بردم و همچنان متوجه میشدم، چه نکات را نوشته اند که من متوجه نشده بودم ، و باز دوباره گوش میدادم به فایل و نکته برداری
اولین چیزی که خیلی دوست داشتم مثال از شاگرد استاد عزیزم بود که با استمرار و وقت گذاشتن کافی ، تغیرات فوق العاده برایش رقم خورد ، و یک هوشدار برایم بود ، تا وقت کافی ، تفکر ، نوشتن و تمرکز ام را بیشتر بسازم برای فایل ها
یاد گرفتم اگر چه مصروفیت ها خیلی زیاد است ،اما وقت گذاشتن برای خود ارزشمندم را فراموش نکنم
برای ساختن باور های خوب باید منطق و الگو به ذهن بدهم , ذهن بدون منطق چیزی را قبول نمیکند ، مثلا اگر بگویم ثروتمند شدن کار ساده است ، این را ذهن قبول نمیکند به این ساده گی ، تااینکه برای ذهن دلیل و منطق درست بدهم
هزار ماشالله به استاد عزیزم ، چه دلیل فوق العاده برای ذهن خود و در آن لایف به هزاران نفر آموخت تا از ترس و وحشت ان مرض در امان بمانند، من عاشق این این راهکار بنیادی استاد عزیز هستم ، واقعا شگفت زده شدم ، چه زیبا با ارقام و دلیل های منطقی ترس را از بین بردند ،
به خوبی به خاطر دارم ان روز ها را ، تعدا زیادی ، از ان مرض نه بلکه از ترس زیاد به مشکل افتادند ویا از بین رفتن ،
بنیاد همه بدبختی ها ترس است
الهامات خداوند همیشه به ما میشود اما منطق ما نمیگذارد درک اش کنیم
برای دریافت الهامات و ایده ها باید افکار و فرکانس ها و شخصیت ما تغیر کند ، و بعد از دریافت ایده به ان عمل کنیم ، بدون آنکه قدم بعد و یا نتیجه آخر را بدانیم ( همان طور که استاد عزیز پاسپورت شان ر تمدید کردن، فقد برای اینکه برایشان قلب شان گفته بود ) از نتیجه ان ایمان ما قوی میشود و همین طور ادامه پیدا میکند
بعد از هر تضاد به ظاهر ناخوشایند ، نتیجه اش خیر و برکت است
جهان همیشه در حال تغیر است ، و این تغیر برای کسانی آسان است که به خدا ایمان دارند و مطمن اند که خدا آنها را هدایت میکند نه برای کسانیکه نگرانی و ترس دارند
موفقیت های بزرگ به کسانی رخ میدهد که مختلف فکر کردند و به یک نیرو بزرگ وصل بودند ، الهام گرفتند و عمل کردند
بارها و بارها این کلمه در فایل های مختلف استاد تکرار میشه. تمرکزت رو بذار روی خودت.
آگاهانه تمرکزت رو بذار روی زیبایی ها و نکات مثبت.
تمرکزت رو از روی عوامل بیرونی بردار.
تمرکزی روی دوره ها کار کن.
باورهای خوب بساز و روشون تمرکز کن.
علایقت، توانایی هات و استعدادهات رو بشناس و روشون تمرکز کن.
یک کار رو انتخاب کن و تمام تمرکزت رو بذار روش.
تمرکزت رو از روی نکات منفی بردار.
تمرکزت رو بذار روی آگاهی ها و عمل بهشون در زندگیت.
گام ششم در مورد عمل به الهامات قلبیه. چه زمانی الهامات رو دریافت میکنیم؟ وقتی تمام تمرکزمون روی خودمون باشه و آگاهانه به زیبایی ها و فراوانی ها توجه کنیم، به دانسته ها و آگاهی ها عمل کنیم، ورودی های ذهن رو کنترل کنیم، روی احساس ارزشمندی و لیاقتمون کار کنیم و باورهای قوی بسازیم.
مدت زمان زیادی نیست که با دوره های استاد همراهم، اما از روز اول جهانم تغییر کرده و نشانه ها رو میبینم. میبینم که خداوند به من وصله و همه ی ما به یک اندازه دسترسی به هدایت خداوند داریم. آروم ترم و این باعث شده الهامات رو بشنوم. مدتیه به تضادی در کسب و کارم خوردم، به خداوند توکل کردم و آرومم و مطمئنم این تضاد قراره خیلی بزرگم کنه. به راه های رشد کردن فکر میکردم و از خدا خواستم هدایتم کنه، متوجه شدم تمرکزم پراکنده اس و در طول روز چندین پروژه رو موازی پیش میبرم و تمرکزم روی کارم نیست. در حین کار استرس نرسیدن به پروژه های بعدی رو دارم و توی هیچ کدوم به مومنتوم نمیرسم و فرکانس هام آستانه ی ارتعاشی مناسب برای خلق واقعیت دلخواهم رو ندارن. وقتی این فایل رو گوش دادم آروم شدم و جوابم رو گرفتم، باید تغییر کنم باید انتخاب کنم و تمرکزم رو بذارم روی 1 کار بدون ترس با ایمان قدم بردارم و مطمئن باشم خدایی که من رو هدایت کرده به این مسیر، نقشه ی راه توی دستشه. اون به فرکانس های من که ساخته ی خواسته ی من، کانون توجهم و باورهامه پاسخ میده. مهم اینه که این خواسته واضح باشه که متمرکز باشه. که من تمام تمرکزم رو بذارم روی اون 1 کار تا نتیجه بگیرم و تبدیلش کنم به واقعیت زندگیم.
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخوام. به راه راست هدایتم کن، راه کسانی که به اونها نعمت و فراوانی دادی.
امروز 21آبان 1404هستس و و حدود پنج شش سال از ضبط این فایل میگذرد ولی برا من تازه تازه هستش چون تو جهان هستی همه جور تضادی بر میخوریم و اون ما هستیم که چه نگاهی به اون اتفاق داشته باشیم حالا اون زمان بیماری بوده به مرور زمان کلی اتفاق دیگه افتاده و ما نباید ترس داشته باشیم و اون را به عنوان یه نعمت نگاه کنیم و چقدر استاد قشنگ منطقی کردن که اصلا این بیماری ترس ندارد تو اتفاقات دیگه هم همینه ما باید یاد بگیرم و ذهن را منطقی کنیم خیلی فایل آموزنده ای بود هم از لحاظ دریافت الهامات قلبی که باید به اون عمل کنیم هم این که هر تضاد یا اتفاق نعمت هست برای ما و جهان کلی تو این تضاد ها پیشرفت کرده و به این جا که هست رسیده
سلام به همه عزیزان و استاد عزیزفایل 6خیلی تاثیر گزار بود چند روزه روش تمرکز کردم و چند باری گوش دادم امیدوارم خوب درک کرده باشم برام خیلی جالب شد که نگرانی و ایمان به خدا دو مقوله جدا هستن و وقتی به احساسات خودم فکر میکنم متوجه میشوم که نصف احساس روزانه من نگرانی بوده و چقدر از خدا فاصله میگرفتم در تلاشم احساسم رو خوب نگه دارم بتونم فاصله رو با خدا کم کنم بلکه بتونم به ندای درونم گوش کنم و طبق ندای قلبم حرکت کنم
یه جمله ای رو استاد همیشه تو فایلهاشون میگن: ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است
ولی من میگم :
عمل بدون عقیده فایده نداره
به نظر من این دو جمله مکمل هم هستند
وقتی من عملم با عقیده باشه هر چند کوچک در من ایمان کوچکی را میتواند بسازد
و اگر همین قدمهای کوچک را ادامه بدهم تبدیل به ایمان بزرگتری میشود
ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت استعمل بدون عقیده فایده ندارد
در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق و سربلند و ثروتمند باشید
سلام ،درود بر تو ای هم مسیر
امیدوارم تو هم وجود خداوند را تایید کرده باشی تا او برایت کارهایی که باید و فرا ذهن توست انجام دهد
خدایا شکر.ممنونم از خدا و استاد گرامی
این فایل یادآوری که از فرصتی که خداوند در حال حاضر برایم گذاشته استفاده کنم و به بهترین نسخه ای که
می خواهد تبدیل شوم تا کار هایی که قرار است بسپارد را جوری انجام دهم که هرکسی که با آن خدمت روبرو شد،
پیاده سازی خدا را با رقص در نظم ببیند
اگر شما هم در این شرایط هستید مطمئن باشید که او شما را برای کارهایی بزرگی داره آماده می کند
خدایا سپاس گذارم توام، برای این یادآوری.
نکته ای که قابل توجه است، خدایی که ما را در چنین شرایطی قرار داده 100%
مطمئنا راه حل آن را هم به ما می دهد با الهامات درونی و بیرونی
و قرار است کار هایی انجام دهیم و نتایجی بگیریم که غیر قابل باور باشند.
ما اطمینان داریم.
بیاید تسلیم او شویم و در راهی که او می گوید قدم برداریم.
سلام به استاد عزیز و همه دوستان
فایلهای خانه تکانی ذهن بی نظیره هر کدوم از فایلها کلی باورهای خوب داره که باید در ذهنم منطقی کنم قبلا هم این فایلها را گوش کرده بودم ولی فکر نمیکردم اینقدر نکات مهم را برام یادآوری کنه
وقتی با تعهد شروع به تغییر طرز فکرم میکنم زمانهایی برام باز میشه که بتونم تنها باشم و باورهای خوب را در ذهنم منطقی کنم و خدا هم وقتی این تعهد را میبینه راهها را آسان میکنه چون قانون جهان اینه که باید پیشرفت کنه خدا بیشتر از من میخواد که من پیشرفت کنم در همه جنبه ها
تصمیم گرفتم از هر دقیقه از زمانم برای پیشرفتم استفاده کنم
هر جایی و در هر موقعیتی باشم نظرها را بخونم عبارات تاکیدی بگم سپاسگزاری کنم و در زمانهایی که تنها هستم و تمرکز بیشتری دارم روی فایلها کار کنم و تمرینها را انجام بدم
با تمرکز تو اتاقم هستم و گوشی را قطع میکنم و تمام تمرکزم را روی فایلها میزارم و هر جمله ای که میشنوم استپ میکنم و با خودم حرف میزنم الکو پیدا میکنم تا این فکر در ذهنم منطقی بشه و این کار باعث شده بهتر بتونم باورسازی کنم
من با متنی که تو مقدمه پروژه خانه تکانی ذهن بود باورسازی را یاد گرفتم چقدر عالی خانم شایسته خوبیها روش کار کردن روی فایلها را توضیح دادن
تلاش ذهنیه که باعث ایجاد نگاه جدید به مسایل میشه و یک باور جدید در ذهنم میسازه و نتایجم تغییر میکنه
داستان کشتی حضرت موسی را از بچگی شنیده بودم اما وقتی تو مدار پایین باشی نمیتونی درکش کنی و ازش درس بگیری اما امروز وقتی فکر کردم دیدم استاد درست میگه الهامات ممکنه خیلی ساده ، عجیب و در نظر خیلی ها احمقانه باشه
ساختن کشتی در خشکی و بالای کوه
خودم را تصور کردم در اون زمان وقتی ببینم کسی بالای کوه کشتی بسازه شاخ درمیارم به عقلش شک میکنم اما این الهامی از طرف خدا به پیامبرش نوح بود
و از این واقعه درس گرفتم که اگه الهامی به ذهنم اومد که با عقل و منطق خودم و دیگران غیر ممکن بود یاد داستان حضرت نوح بیفتم که اگر الهامی اومد شاید عجیب و احمقانه به نظر بیاد اما همون کار حلال مسایل من و باعث رشدم خواهد شد
استاد عزیز سپاسگزارم
به نام یگانه معبودم
درود و مهر به استاد شایسته ی مهربان و استاد عباسمنش عزیز
گام ششم از پروژه ی جادویی خانه تکانی ذهن رو هم به لطف الله مهربان با عشق دیدم، با عشق شنیدم و با تمام وجود درک کردم
چقدر این فایل مثل فایلهای دیگه تاثیرگذار بود.
خدایا شکرت برای هدایت شدنم به این فایل زیبا
استاد وقتی از کنترل ذهن در شرایط نادلخواه صحبت کردید یاد خودم افتادم که قبل از آشنایی شما و این سایت پر از آرامش که هنوز نه خدا رو میشناختم نه آگاه بودم جریان بیماری که درموردش صحبت کردید همه رو ترسونده بود و اکثر فامیل مادری من این بیماری رو گرفتن و اونایی حالشون خیلی بد شد که آدمای خیلی خیلی ترسویی بودن و خیلی دیر خوب شدن و وقتی مادر من این بیماری رو گرفتن هیچکس حتی خواهر و پدر و برادرم از ترس نتونستن ازشون پرستاری کنن و من با یه ایمان قلبی قوی یکماه کامل از مادرم پرستاری میکردم و حتی نزدیکشون مینشستم و همیشه دلم قرص بود که هیچ اتفاقی واسم نمیفته و به مادرم هم روحیه دادم و خداروشکر خیلی زود سلامتیشون رو بدست آوردن و من هم سالم تر از قبل….
و یا
در مورد شرایط اخیر کشورمون سعی کردم اصلا اخبار و رسانه ها رو دنبال نکنم و همیشه از آدمایی ک حرف این شرایط و اتفاقات نادلخواه رو میزدن فاصله میگرفتم و خداروشکر خیلی آرامش داشتم نسبت به بقیه…
و فقط به موهبت های این اتفاقات فکر کردم…
استاد شما گفتید ایمان، توکل، تعهد و باور درسته که نتایج درست رو رقم میزنه و من از روزی که به خودم و خدای خودم تعهد دادم پروژه خانه تکانی رو انجام بدم اتفاقات عالی پشت سر هم واسم رخ میده چون همین پروژه هم خودش از الهامات الهی بود زمانی که توی سایت بلاتکلیف میچرخیدم و نمیدونستم از کجا شروع کنم و مدام کسی بهم میگفت از خانه تکانی ذهن و کتابهای استاد شروع کن و وقتی اومدم تا استارت کار رو بزنم البته بعد از خواندن کتابهای شما و آشنایی با خداوند دستم خورد روی خوش آمدگویی سایت و هدایت شدم به خانه تکانی ذهن و مطمئن شدم و به این الهام عمل کردم و نمیدونید چقدر زندگی من قشنگ شده و نتایج بینظیری گرفتم به لطف الله و صحبت های زیبای شما
استاد من و همسرم با پیروی بی چون و چرا از الهامات الهی به مکان و زمان مناسب تر هدایت شدیم و به یک. شهر بزرگ و عالی مهاجرت کردیم
و با شرایط و اتفاقات عالی و مناسب همنشین شدیم.
استاد عزیزم از خداوند برای شما و عزیز دلتون مریم جان که عزیز دل ما هم هستند سلامتی و سعادت آرزومندم.
مانا باشید به لطف یزدان
سلام وقت همگی بخیر
قدم 6خانه تکانی ذهن گام به گام
موضوع فایل تغییر قبل از تضاد
1تعهد باعث باز شدن درها میشود
وقتی خداوند تعهدت راببیند هدایت هایش را آشکارا ارزانی ات میکند
بارها و بارها شده که هممون باقدرت تصمیم گرفتیم که یه دوره ی جدید رو بخریم و با دقت هرچه تمام روی خودمون کار کنیم و بعدش دیدیم که زندگیمون توی تمام جنبه ها تغییر کرده و خداوند درهارو به رومون باز کرده ولی وقتی باز اوضا کمی بتهر میشه نمیایم روی خودمون کار کنیم و بگیم چطورمیشه از این بهتر بشه و رها میکینم همه چیز رو و دوباره بدتر از قبل میشیم
2توخودت تغییر کن به بقیه کاری نداشته باش ،جهان روی متفاونی به تو نشون میده
مثل زمانی که میایم روی ارزشمندی و عزت نفسمون کار میکنیم رفتار همه با ما عوض میشه ،هپه بهمون بیشتر احترام میزران ،ازمون تعریف میکنن ،حتی کادوی بیشتری برای تولدمون بهمون میرسه
3تضاد هاموقعییت هاییه که افراد گمراه از هدایت شدگان سرند میشن
چقدر این جمله زیبا و پرمعناست
خداوند با جهانی که پویاست دائم داره اون هایی که ایستا هستن رو زیر چرخاش له میکنه و اون هایی که پویا و فعالا رو بهشون بال و پرمیده برای بلندتر پرواز کردن
وقتی این مثال رو میزنیم یادم میاد به دکه هاو مغازه های ته بازار چه های قدیمی که فقط چهار تا جنس خاک گرفته با یه پیر مرد چروک ویه شیشه ویترین خاک گرفته و کثیف توشون مومده و نه مشتری و نه جنس جدید و نه برکتی
بیایم تصمیم بگیریم جزو کدوم دسته میخایم باشیم
1 اون هایی که توی تضاد ها له میشن
2اون هایی که توی تضاد ها یا قبل از اون ها با تغییر کردن از این تضاد به عنوان موهبت الهی به نفع خودشون استفاده میکنن
4وقتی روی خودت کار کنی ایده های بهت الهام میشه و باید حتما اون رو انجام بدی چون بعدش نتیجه میاد و بعدازاومدن نتایج باور ما قوی تر میشه و این رونده همیشکی باورها و الهاماته
6وقتی دیدگاهت متفاوت باشه توی شرایط به ظاهر سخت همگانی به آگاهی هایی هدایت میشی که تورو به آرامش میرسونه فارغ از این که دیگران چی دارن تجربه میکنن
مثال :یادم میاد 4ماهه پیش همون روزایی که جنگ بود و اینترنت قطع بود من باخانمم حرکت کردیم رفتیم به سمت عسلویه برای خرید لوازم خانگی ،واصلا نمیدونستم چه خبره
وقتی رسیدیم دیدیم همه جا خلوت و تعطیله .پرسیدیم گفتیم چه خبره؟گفتن مگه نمیدونیین دیروز 30 کیلومتری اینجا بمب انداختن ؟گفتیم نه
خلاصه توی همون حال همه میگفتن هیشکی باز نمیکنه برین بعد ازجنگ بیاین ،داشتیم میگشتیم یهو دیدیم یه مغازه بازه مقداری از لوازمو با قیمت خوب گزفتیم و اومدین بیرون دیدم یکی دیگه هم داره کرکره رو داره میده بالا ،رفتیم یه تلوزیون بزرگ و شیک هم که دونه ی اخری بود با قیمت عالی از اون خریدیم ،رفتیم یه خونه گرفتیم با قیمت خوب چون خونه ها خالی بود وعصر اومدم غذا بگیرم دیدم یه مغازه ی سرویس آشپزخانه هم باز کرده و سریع برگشتم با خانوم رفتیم ماشین رو تا سقف پرکردیم ،و فرداش هم با این که جاده پر از پلیس بود و همه رو میگشتن ،ما مثل رئیس جمهور با اسکورتی الله اومدیم خونه سالم و سلامت
و بعدش هم توی همون جنگ رفتیم ماه عسل و یه روز بعد از رسیدن ما جنگ تموم شد و همه ی تهرانی که توی شمال بودن برگشتن تهران و همه ی خونه ها خالی شده بود و همه چی کیفییت مناسب داشن و قیمت ها پایین و خلوت بود همه جا
و این بود که ما حرکت کردیم و خداوند یکی یکی درهارو باز کرد
7برای ساختن باور های خوب باید به ذهنمون منطق های قوی بدیم و الگوهای مناسب باید پیدا کنیم
این رو با استاد خیلی موافقم همه ی ما که نتایجمون کنوه برای اینه که فایل ها رو چند باره باتمرکز بالا گوش نمیگیریم و نت برداری نمیکنیم و برای درک اون ها برای ذهنمون الگو نمیاریم ،منطقیش نمیکنیم و به همین خاطر حیلی زود فراموشمون میشه و چون فایل هارو حفظ کردیم فکر میکنیم باورمون عوض شده و منتظره نتیجه هستیم ،در صورتی که افزایش آگاهی نتیجه نمیاره،درک و عمل کردن به اون باعث نتیجه میشه 9راه حل مسائل اینه که ریشه ای حلشون کنیم و اون ریشه شخصییت و باور های ماست که باید تغییر کنه
و این ترسه که نمیزاره تغییر کنیم و برای فرار از ترس ها باید برای خودمون الگو منطق بیاریم
12وقتی روی خودمون کار میکنیم هدایت میشویم ،شاید هدایت هایی که میشویم از نظر دیگران احمقانه باشه ،ولی وقتی بهمون گفته شده باید بدون این که به چطور و چراییش کار داشته باشیم انجامش بدیم
13توی تمام اتفاقات زندگیمون خداوند داره راهو به ما میگه ولی ما منطقمون نمیزاره که عمل کنیم
اون هایی که روی مدار الهامات باشن میشنوند و عمل میکنند واون هایی که نزدیک به اون مدار هستن میشنون وباور نمیکنند و عمل نمیکنند
14چه کسانی توی تمام مراحل زندگی و حتی توی تضاد ها موفق هستن ؟کسانی که نمیترسن و ایمان دارن که خدواند اون هارو هدایت میکنه و بهشون مسیره درست رو میگه
15تو قدم اول رو بردار بقیش بهت گفته میشه
(توخود پای در راه بنه و هیچ مپرس، که خود راه گویدت که چون باید کرد)
خداروشکر که دارم به واسطه ی این فایل های زیبا شکلی جدید از زندگیم رو دارم تجربه میکنم ازتون سپاسگذارم برای این سایت زیبا
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت،
گام ششم
عمل به الهامات قلبی،
سعی کنیم از کوچکترین زمانمون استفاده کنیم برای پیشرفت کردن
وقتی که خداوند تعهد شما رو ببینه جهان پاسخ میده جهان درها رو باز میکنه
وقتی که شما متعهد هستید به تغییرات
این قانون جهانه
تعهد من باعث شد که این اتفاقات بیفته که من یک ورودی مالی داشته باشم یک آرامش نسبی خاطر داشته باشم و بتونم روی خودم کار کنم و بعد از اینکه من به اندازه کافی قوی شدم دیگه گفتم من اصلاً نمیخوام توی شرکت باشم با اینکه اونا داشتن حقوق میدادن و کاری هم نبود
یعنی بدون اینکه کار کنم من ماهی یک ساعت هم کار نمیکردم برای شرکت
ولی حقوق به من میدادن
دلیلش هم این بود که نمیدونستن کِی میخواد این داستان درست بشه و نمیتونستن به من هم بگن برو،
چون اگه من میرفتم وقتی که مشکلشون حل میشد میخواستن کسی دیگه رو جایگزین من کنن صدها برابر اون پولی که توی ماهیانه به من هزینه میکردن باید هزینه طرف میکردن تا اون چیزی که من بلد بودم بتونه یاد بگیره و انجام بده
عملاً باز هم نمیتونست با پول اون تجربه منو یاد بگیره چون من چند سال کار کرده بودم توی اون حوزه
پس همیشه سعی کنید از شرایطتون استفاده کنید برای کار کردن روی خودتون و فکر نکنید که موقعیتتون بده
اگر که قرنطینه است اگر که نمیتونید برید سر کار بشینید روی خودتون کار کنید
اونایی که توی این فضا هستن بهتر حرف منو میفهمن
این یک موهبته
این یک در گرانبهاست که یه شرایطی پیش بیاد که شما بتونی قشنگ فارغ از مسائل و نگرانیهای مختلف بشینی یه گوشهای توی اتاق خودت توی طبیعت جایی بشینی و صبح تا شب کار کنی
فایلها رو شروع کنید به دیدن نکته برداری کردن تفکر کردن ایده دادن
اونایی که محصولات رو خریدن بشینن همه محصولات رو چند بار هر جلسش رو گوش بدن بنویسن از اون آگاهیها توی زندگیشون استفاده کنن
ببینن چطور میتونن در عمل با تعهد بالا استفاده کنن،
این یه فرصت طلایی برای تغییر کردن
قدرش رو بدونید
فکر نکنید حالا یه اتفاقی افتاده هی منتظر باشید کی میخواد درست بشه
کی میخواد مشکل حل بشه
تو خودت تغییر کن
به مشکلات بقیه کاری نداشته باش
تو عوض شو تو یه آدم دیگهای بشو جهان روی متفاوتی به تو نشون میده
جهان واکنش متفاوتی به تو نشون میده،
به خاطر همین اونایی که توی مدار شنیدن این حرفها هستن حرف منو بهتر میفهمن
اونایی هم که نیستن که هیچ وقت نمیفهمن، پس از فرصتی که براتون به وجود اومده استفاده کنید روی خودتون کار کنید و بدونید که جهان داره به فرکانسهای شما پاسخ میده اگر شما فرکانسهای ارسالیتون مثل افکاری هست که بقیه مردم دارن شما هم نتیجه همون مردم رو میگیرید،
اگر تو هم داری مثل بقیه فکر میکنی مثل بقیه نتیجه میگیری،
اونایی هم که محصولات رو خریدن بشینن محصولات رو کار کنن
سفرنامه به دور آمریکا خودش یک دستگاه تولید فرکانس خوبه
دستگاه تولید باور خوبه
دستگاه تولید دیدن فراوانیهاست
بشینید اونو نگاه کنید
و فایلهای تمرکز بر نکات مثبت فایلهای مختلفی که توی این چند ساله روی سایت قرار دادیم استفاده کنید مخصوصاً اینکه بنویسید، یعنی این نباشه که به عنوان فیلم نگاه کنید، بنویسید فکر کنید پوز کنید که اینجا چی گفت اونجا چی گفت چه جوری میتونم استفاده کنم از این آگاهی توی زندگی خودم
چه جوری میتونم شخصیت خودم رو تغییر بدم و این یک فرصت خوبیه برای تغییر،
بچهها جهان داره سرند میکنه
این یک برههای هست که داره سرن میشه
داره یه سری آدمها از یه سری آدمها دارن جدا میشن
داره یه سری فاصله طبقاتی ما بیشتر میشه اینجا داره غربالگری اتفاق میفته
جز کدوم دسته میخوای باشی؟؟
اون دستهای که زیر این فشار له میشن؟؟
یا اون دستهای که از این اتفاق به بزرگترین و بهترین اتفاق زندگیشون یاد میکنن
یه فرصت خوبیه برای حرکت کردن
تغییر کردن
و بهتون قول میدم اگر حرکت کنید و تغییر کنید خیلی موفقیت و خوشبختی و ثروت و نعمت ساده و راحت توی زندگیتون ایجاد میشه،
اگر که شما واقعاً متفاوت باشید با اکثریت جامعه،
من خودم همیشه دارم روی خودم کار میکنم و نمیذارم روزمرگی منو درگیر خودش کنه
برای خودم ارزش قائلم و میدونم که دلیل نتایج زندگی من فرکانسها و افکارمه
میشینم روی خودم کار میکنم میشینم شخصیتم رو تغییر میدم و اون تغییره تبدیل میشه به یک اعمالی
به یک نوع رفتاری
به یک نوع شخصیت جدیدی
بعد اون کارها را انجام میدم
اون ایدهها رو که خداوند به من الهام میکنه اون ایدههای الهامی رو انجام میدم
همین لایو هم یکی از همون ایدههای الهامیه، این نیست که همینجوری روی خودم کار کنم و ایدهای هم الهام بشه هیچ غلطی هم نکنم
نه کار میکنم روی خودم، ایدهها به من گفته میشه
خداوند منو هدایت میکنه و من انجام میدم و نتایج میاد
باورها قویتر میشه
ایدهها بیشتر میشه
بعد من انجام میدم بعد نتایج میاد و این اتفاقیه که برای شما هم میفته وقتی که اینقدر خوب از این قوانین کیهانی استفاده میکنید،
برای ساختن باورهای خوب باید منطق درست رو به ذهن بدید،
ذهن منطق میخواد،
ذهن روی هوا چیزی رو قبول نمیکنه،
این نیست که من بیام بگم دنیا پر از فراوانیه بعد ذهنم هم بگه آره دنیا پر از فراوانیه،
نه منطق میخواد
الگو میخواد،
من بگم ثروتمند شدن خیلی ساده است ذهنم هم بگه ایول دمت گرم چقدر حرف خوبی زدی ثروتمند شدن خیلی ساده است،
ذهن من برعکس میگه غلط کردی هیچ هم ساده نیست پدر آدم باید در بیاد
بعد من باید براش منطق بیارم براش الگو بیارم براش دلیل بیارم براش مصداق بیارم بهش ثابت کنم که درست فکر میکنم
این کاریه که خیلیها انجامش نمیدن،
من توی تمام دورههام در مورد این صحبت کردم،
چیزی که جالبه اینه که بچههایی که از دورههای من یا از فایلهای رایگان استفاده میکنن اغلب اون چیزی رو که دوست دارن بشنون رو میشنون نه اون چیزی که گفته میشه،
شما با هر بار شنیدن فایلها با هر بار کار کردن روی خودتون مدارتون تغییر میکنه و یه سری حرفها رو که گفته شده توی اون فایل از قبل شما توی مداری بودید که نمیفهمیدیدش،
توی مدار دریافتش نبودید
به همین دلیل بارها میگم من چیزای خیلی ساده و اساسی رو واضح با 100 تا مثال توضیح دادم ولی بچهها یه برداشت کاملاً برعکسی رو داشتن،
دلیلش اینه که اصلاً اون باورها رو نساختن، فقط نشستن یه فیلمی این فایل رو مثل فیلم گوش دادن و هیچ تغییری هم نخواستن توی خودشون ایجاد کنن
ولی وقتی که میای توی این قسمت منطق رو برای خودتون برای ذهنتون یه حرفی رو که بهش میزنید منطقش رو هم براش میارید اون وقت قابل پذیرش میشه،
باید بدونید که خیلی از ترسها توهمیه و بیهوده است
راه حل مسائل ریشهایِ،
تغییر شخصیتِ،
وقتی که این تغییر به صورت بنیادین انجام میشه این ترس از بین میره
این ترس بیهوده،
به خدا ترسه که انسان رو از حرکت باز میداره،
ترسِ که دلیل تمام بدبختیهای بشره،
ترسی که من واقعاً سعی کردم توی زندگیم جلوش وایسم و بشکنم این ترس واهی رو،
اتفاقاتی که در مورد بیماریها شنیدید کاملاً طبیعی و بدیهیه،
اصلاً به صورت بدیهی اتفاقات بدتر داشته میفتاده ولی چون جو نداده بودن، چون ترس رو ایجاد نکرده بودن توجهی هم نکرده بودن و خیلی هم مسافرت میرفتن عین خیالشون هم نبود که سالیانه 7 میلیون نفر دارن به خاطر تصادفات و آلودگی میمیرن،ولی این حرفها رو که به ذهنتون میزنید میبینید که ترسی در کار نیست،
90 درصد اونایی که به این بیماری مبتلا شدن حالشون خوب شده ضد ضربه شدن، اتفاق بدی هم نیفتاده،
اتفاق بدی که برای بدن میفته بدن سریع مسئله رو حل میکنه
این کار خداونده که مشکل رو حل میکنه،
من حرفم اینه که نذارید ترس بر شما حکومت کنه نشینید پای چرت و پرتهای بقیه که آی اینجوری شد آی اونجوری شد،
هیچ اتفاق عجیب و غریبی نیست ولی ترسش خیلی عجیبه،
ترسِ بیهوده
ترسِ بیمنطق،
خدا همه ما رو هدایت میکنه،
داستان نوح رو براتون بگم
حضرت نوح داشت یه زمانی کشتی درست میکرد وسط کوه
یعنی همین الانش یکی رو شما ببینید،
اون موقع که مردم خیلی آگاهیشون کمتر بود، یکی رو میبینید وسط کوهستان مثلاً تو تهران کشتی درست میکنه،
حالا اون موقع با چوب بوده الان با فایبر گلس داره درست میکنه
یه کشتی عظیمی که نیاز به چند صد گونه حیوان یا جانوری و انسان رو برداره با خودش ببره،
شما چه فکری میکنید؟؟
میگید این دیوانه است این آدم ابلهه چه کاریه داره انجام میده
نوح این کارو انجام میداد
چرا این کارو انجام میداد
به خاطر اینکه خداوند از یه چیزی در آینده بهش گفته بود
نگفته بود چه اتفاقی دقیقاً میخواد بیفته، گفته بود کشتی رو الان باید بسازی
و اون این کارو کرد
مسخرهاش کردن
توهین کردن بهش
فرزند خودش توهین کرد بهش
ازش جدا شد
ولی اون کار خودش رو کرد و بعدش یه اتفاقی افتاد که تا اون موقع نمیدونست چیه و بعد که افتاد فهمید و بعدش دید که از قبل محیا شده،
این داستان همیشه تو طول تاریخ اتفاق میفته،
تمام اتفاقاتی که میفته و تمام ترسی که توی جامعه هست یه سریها از قبل براش مهیا هستن
یه سری ها این اتفاقات باعث پیشرفت کوانتومیشون میشه
اونایی که به الهاماتشون گوش کردن،
تمام ما به یک اندازه وصلیم به خداوند،
توی تمام قسمتهای زندگی خدا به همه ما داره میگه ولی ما گوش نمیکنیم
ما منطقمون نمیذاره که درک کنیم،
خداوند مثل یک دستگاه فرستنده رادیوییه، این داره الهامات رو به همه میگه
یعنی این داره در لحظه به صورت نان استاپ توقف ناپذیر این آگاهیها رو منتشر میکنه اینجوری نیست که بگیم به یه سریها این آگاهیها رو میده
نه این آگاهیها داره پخش میشه تو جهان, مثل نور آفتاب مثل دستگاه فرستنده رادیویی، ولی اونایی که توی اون موج دریافت هستن دریافت میکنن
اونایی هم که یه ذره نزدیک موج هستن دریافت میکنن ولی گوش نمیکنن،
یعنی صداهه رو میشنون ولی صداهه رو باور نمیکنن و عمل نمیکنن،
الهامات داره به شما میگه که یه سری کارها رو انجام بده
جهان همیشه در حال تغییره
هیچ چیزی ایستا و پابرجا نیست
همه چیز مثل فصول داره تغییر میکنه
اگر فکر میکنی کاری داری که همیشه همینه و همیشه همینجوریه که اوضاع میتونه به صورت بنیادین تغییر کنه،
کیا آمادهان برای تغییر؟؟
نه کسایی که میترسن
کسایی که ایمان دارن که خداوند اونها رو هدایت میکنه به مسیر درست
یعنی آدمایی که نگرانن با نگرانی کسی نتونسته جلوی اتفاقات رو بگیره
با نگرانی بدبخت کردن خودشون رو،
کسی که ایمان داره که من دریافت میکنم الهامات خداوند رو،
به من گفته میشه و من عمل میکنم،
بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم ، خانم مریم مهربان و دوستان
هم مسیر
خدا را شکر به وجود استاد عزیز
خدا را شکر به این خانواده
خدا را شکر به کامنت های زیبای عزیزانم
بعد از چندین بار گوش دادن به گام ششم امدم برداشتم را بنویسم ، و از هر بار گوش دادن چیز های را درک کردم که در بار اول متوجه نشده بودم و همچنان کامنت های دوست های عزیزم خیلی کمک ام کرد ، از خواندن هر کامنت لذت بردم و همچنان متوجه میشدم، چه نکات را نوشته اند که من متوجه نشده بودم ، و باز دوباره گوش میدادم به فایل و نکته برداری
اولین چیزی که خیلی دوست داشتم مثال از شاگرد استاد عزیزم بود که با استمرار و وقت گذاشتن کافی ، تغیرات فوق العاده برایش رقم خورد ، و یک هوشدار برایم بود ، تا وقت کافی ، تفکر ، نوشتن و تمرکز ام را بیشتر بسازم برای فایل ها
یاد گرفتم اگر چه مصروفیت ها خیلی زیاد است ،اما وقت گذاشتن برای خود ارزشمندم را فراموش نکنم
برای ساختن باور های خوب باید منطق و الگو به ذهن بدهم , ذهن بدون منطق چیزی را قبول نمیکند ، مثلا اگر بگویم ثروتمند شدن کار ساده است ، این را ذهن قبول نمیکند به این ساده گی ، تااینکه برای ذهن دلیل و منطق درست بدهم
هزار ماشالله به استاد عزیزم ، چه دلیل فوق العاده برای ذهن خود و در آن لایف به هزاران نفر آموخت تا از ترس و وحشت ان مرض در امان بمانند، من عاشق این این راهکار بنیادی استاد عزیز هستم ، واقعا شگفت زده شدم ، چه زیبا با ارقام و دلیل های منطقی ترس را از بین بردند ،
به خوبی به خاطر دارم ان روز ها را ، تعدا زیادی ، از ان مرض نه بلکه از ترس زیاد به مشکل افتادند ویا از بین رفتن ،
بنیاد همه بدبختی ها ترس است
الهامات خداوند همیشه به ما میشود اما منطق ما نمیگذارد درک اش کنیم
برای دریافت الهامات و ایده ها باید افکار و فرکانس ها و شخصیت ما تغیر کند ، و بعد از دریافت ایده به ان عمل کنیم ، بدون آنکه قدم بعد و یا نتیجه آخر را بدانیم ( همان طور که استاد عزیز پاسپورت شان ر تمدید کردن، فقد برای اینکه برایشان قلب شان گفته بود ) از نتیجه ان ایمان ما قوی میشود و همین طور ادامه پیدا میکند
بعد از هر تضاد به ظاهر ناخوشایند ، نتیجه اش خیر و برکت است
جهان همیشه در حال تغیر است ، و این تغیر برای کسانی آسان است که به خدا ایمان دارند و مطمن اند که خدا آنها را هدایت میکند نه برای کسانیکه نگرانی و ترس دارند
موفقیت های بزرگ به کسانی رخ میدهد که مختلف فکر کردند و به یک نیرو بزرگ وصل بودند ، الهام گرفتند و عمل کردند
در پناه خدای یکتا شاد ، سلامت و ثروتمند باشید
به نام خدای بخشنده و مهربانم
سلام به همه ی شما عزیزان
سعیده هستم.
تمرکز
بارها و بارها این کلمه در فایل های مختلف استاد تکرار میشه. تمرکزت رو بذار روی خودت.
آگاهانه تمرکزت رو بذار روی زیبایی ها و نکات مثبت.
تمرکزت رو از روی عوامل بیرونی بردار.
تمرکزی روی دوره ها کار کن.
باورهای خوب بساز و روشون تمرکز کن.
علایقت، توانایی هات و استعدادهات رو بشناس و روشون تمرکز کن.
یک کار رو انتخاب کن و تمام تمرکزت رو بذار روش.
تمرکزت رو از روی نکات منفی بردار.
تمرکزت رو بذار روی آگاهی ها و عمل بهشون در زندگیت.
گام ششم در مورد عمل به الهامات قلبیه. چه زمانی الهامات رو دریافت میکنیم؟ وقتی تمام تمرکزمون روی خودمون باشه و آگاهانه به زیبایی ها و فراوانی ها توجه کنیم، به دانسته ها و آگاهی ها عمل کنیم، ورودی های ذهن رو کنترل کنیم، روی احساس ارزشمندی و لیاقتمون کار کنیم و باورهای قوی بسازیم.
مدت زمان زیادی نیست که با دوره های استاد همراهم، اما از روز اول جهانم تغییر کرده و نشانه ها رو میبینم. میبینم که خداوند به من وصله و همه ی ما به یک اندازه دسترسی به هدایت خداوند داریم. آروم ترم و این باعث شده الهامات رو بشنوم. مدتیه به تضادی در کسب و کارم خوردم، به خداوند توکل کردم و آرومم و مطمئنم این تضاد قراره خیلی بزرگم کنه. به راه های رشد کردن فکر میکردم و از خدا خواستم هدایتم کنه، متوجه شدم تمرکزم پراکنده اس و در طول روز چندین پروژه رو موازی پیش میبرم و تمرکزم روی کارم نیست. در حین کار استرس نرسیدن به پروژه های بعدی رو دارم و توی هیچ کدوم به مومنتوم نمیرسم و فرکانس هام آستانه ی ارتعاشی مناسب برای خلق واقعیت دلخواهم رو ندارن. وقتی این فایل رو گوش دادم آروم شدم و جوابم رو گرفتم، باید تغییر کنم باید انتخاب کنم و تمرکزم رو بذارم روی 1 کار بدون ترس با ایمان قدم بردارم و مطمئن باشم خدایی که من رو هدایت کرده به این مسیر، نقشه ی راه توی دستشه. اون به فرکانس های من که ساخته ی خواسته ی من، کانون توجهم و باورهامه پاسخ میده. مهم اینه که این خواسته واضح باشه که متمرکز باشه. که من تمام تمرکزم رو بذارم روی اون 1 کار تا نتیجه بگیرم و تبدیلش کنم به واقعیت زندگیم.
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخوام. به راه راست هدایتم کن، راه کسانی که به اونها نعمت و فراوانی دادی.
به نام خداوند بخشنده مهربان
روز شمار تحول زندگی من روز 72
سلام و درود فراوان خدمت استاد و دوستان محترم
امروز 21آبان 1404هستس و و حدود پنج شش سال از ضبط این فایل میگذرد ولی برا من تازه تازه هستش چون تو جهان هستی همه جور تضادی بر میخوریم و اون ما هستیم که چه نگاهی به اون اتفاق داشته باشیم حالا اون زمان بیماری بوده به مرور زمان کلی اتفاق دیگه افتاده و ما نباید ترس داشته باشیم و اون را به عنوان یه نعمت نگاه کنیم و چقدر استاد قشنگ منطقی کردن که اصلا این بیماری ترس ندارد تو اتفاقات دیگه هم همینه ما باید یاد بگیرم و ذهن را منطقی کنیم خیلی فایل آموزنده ای بود هم از لحاظ دریافت الهامات قلبی که باید به اون عمل کنیم هم این که هر تضاد یا اتفاق نعمت هست برای ما و جهان کلی تو این تضاد ها پیشرفت کرده و به این جا که هست رسیده
سلام به همه عزیزان و استاد عزیزفایل 6خیلی تاثیر گزار بود چند روزه روش تمرکز کردم و چند باری گوش دادم امیدوارم خوب درک کرده باشم برام خیلی جالب شد که نگرانی و ایمان به خدا دو مقوله جدا هستن و وقتی به احساسات خودم فکر میکنم متوجه میشوم که نصف احساس روزانه من نگرانی بوده و چقدر از خدا فاصله میگرفتم در تلاشم احساسم رو خوب نگه دارم بتونم فاصله رو با خدا کم کنم بلکه بتونم به ندای درونم گوش کنم و طبق ندای قلبم حرکت کنم