live | عمل به الهامات قلبی - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1229 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    راضیه کریمی گفته:
    مدت عضویت: 971 روز

    بسم الله الرحمان الرحیم

    سلام خدمت استادعزیزم بانوی شایسته عزیز و دوستان نازنینم

    خداوند را سپاسگزارم بمن توافق داد ردپای ازخود برای گام ششم بذارم

    راجع به اینکه استاد میگن شما روی خودت کار کن خداوند شمارا در زمان مناسب درمکان مناسب قرار میدهد، یا شرایط طبق خواسته شما پیش میره را من خیلی قشنگ درک میکنم. چرا؟

    چون من از روزی که با تعهدی تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم. دوست نداشتم زیاد با دنیایی بیرون یا جامعه در ارتباط باشم،

    خداوند هم دقیقآ منو در همچون موقعیت بسیار بسیار از نظری خودم عالی قرار داد.

    خداراشکر من الان با درامدی خیلی عالی که برای خودم در مدت یک سال تعین کرده بودم بعد 5 ماه بهش رسیدم،

    و به کاری هدایت شدم که من شاید در طی 24ساعت 4ساعتش را مصروف باشم ونتونم آن کاری میخوام را انجام بیدم بقیه 20ساعتش وقتم آزاد هست که میتونم خیلی خیلی عالی روی خودم کار کنم، دوره ها را بسیار عالی هم شرایط خریدش را دارم هم شرایط کارکردن رویش را دارم

    ومن دوست نداشتم تا یک مدت با افراد های جامعه در ارتباط باشم چون احساس میکردم اگر من تصمیم دارم خودم را از لحاظ روحی از جامعه جدا کنم در قدم اولش باید از لحاظ فزیکی هم از جامعه فاصله بگیرم که باورهای جدیدم زودتر شکل بگیرد،که دقیقآ همونطوری میخواستم شد من الان جای هستم میخواستم باشم از هر لحاظ، از لحاظ زیبایی، لحاظ افراد های عالی ومناسب وثروتمند از هرنگاه جای که جز احترام چیزی دیگه را نمیبینم

    خلاصه بسیار بسیار از شرایط فعلی خود راضی هستم وسپاسگزار

    خدایاشکرت

    ومن دارم بوی پیشرفت های بزرگترم را از هر لحاظ حس میکنم که در آینده های نزدیک از نتایجم به شما دوستان خواهیم گفت.

    دوستتان دارم در پناه الله ثروتمند وسعادتمند در دنیا وآخرت باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    امیر عباس تیموری گفته:
    مدت عضویت: 2372 روز

    به نام یکتای بی همتا.باعرض سلام،ادب واحترام خدمت همه ی عزیزان هم خانواده ام و پدرومادراین خانواده بزرگ،زیبا،عاشق و همفکر و همدل استادعباس منش وخانم شایسته.خدای یکتا رابسیارشاکروسپاسگزارم که مرا به سمت این خانواده هدایت نمود.تجربه ای بسیار باارزش را که مرتبط با همین لایو هست را به دست اوردم که برایتان می نویسم.دوستان من یک شرکت دارم که کارهای خدماتی،اشپزی،فضای سبز و…ازطریق مناقصه ها انجام می دهم.من درمناقصه اشپزخانه اداره ای برنده شدم،با توجه به اینکه اصلا کار آشپزخانه انجام نداده بودم،اما من انسان ریسک پذیریم و عاشق به چالش کشیدن خودمم.وبه صورت معجزه اسایی توانستم یک سراشپز حرفه ایی را جدب کنم،اما یه جای کار من می لنگیدباتوجه به اینکه ما برای اولین بار در طول کار اشپزخانه،لوح تقدیر گرفته بودیم و ان عدم رضایت کلی از دستپخت مابود.یادم هست که چه شبهایی خودم وسرآشپز به خاطرتعهدی که داشتیم تا نزدیکای صبح درحال اماده سازی برای ناهار فردا بودیم.تااینکه بازهم به صورت معجزه آسایی با این خانواده فوق العاده آشنا شدم،واشنائیم هم ازفایلهای توحیدعملی آغاز شد،باگوش دادن فایلها به صورت مکرر انگار که انسان دیگری شده بودم،شروع به ساخت وتقویت باورهای توحیدی نمودم ،باورهایی که به من میگفت اگرمن ازقوانین خدای یکتاکه مافوق تنام قوانین است استفاده نمایم،هیچ نیرو وقدرتی قادر نخواهدبود که به من ضربه بزند،چونکه قانون موظف است جواب ارتعاشات خوب مرا بدهد،من به این باور رسیده بودم که تمام اتفاقات و تمام انسانهادستی ازدستان خدای یکتا برای برگرداندن جواب ارتعاش من هستند،حتی اگردرظاهر بد باشند،مثل یک امپول که باکمی دردهمراه است اما برای بیمار مفیداست.تا اینکه به من گفتند که بایدقراردادرافسخ نمایم.از انجا که من به این باور رسیده بودم که در این دنیا که قوانینی داردبسیارزیبا،جهان شمول،ثابت،منظم ودقیق.به طوریکه در طول حیات سیاره زمین این قوانین ثابت بوده اند.مثل شدت و قدرت نیروی جادبه زمین.ومی دانستم که جواب هرعملی راعکس العملی است مساوی باان ودرخلاف جهت ان.ایمان داشتم که جواب ارتعاشات من بایداتفاقات خوب باشد،این طرز فکراحساس ارامش فوق العاده ای رادرمن ایجادکردومن قرارداد رافسخ نمودم،وانهاهم کارکرد ما وضمانت نامه ام را برگرداندند،تا اینکه درنتیجه ساخت وتقویت باورهایم ،درچندین استعلام مربوط به دانشگاه علوم پزشکی برنده شدم و درامدم را ازصفر به ۱میلیون ،سپس ۲میلیون،والان به ۱۰ میلیون رسانده است.مدتی که بیماری کرونا کسب وکارها رامختل نمود،تازه کسب و کارمن که مربوط به دانشگاه علوم پزشکی بود رونق گرفت،واگر در کسب وکار قبلی ام(اشپزخانه) می ماندم،با اتفاقات بدی روبرو میشدم.و اکنون ایمانم بسیارقویتر شده که قوانین جهان هستی موظفندجوابارتعاشات مرا بدهند،درهرجایی که باشم واز هزاران راه.درحال حاضرهم در حال ساخت وتقویت باورهای فراوانی،راحتی وسرعت هستم که باهر روز زندگیم شاهد خلق اتفاقات زیبایی در زندگیم هستم.خداراصدهزارمرتبه شکر.من می خواهم به جای اینکه من دنبال رزق بدوم،باورهایی رابسازم که رزق دنبال من بدود،با تلاش فیزیکی کمتر.والان نتایجش را می بینم.ونتایج هرگزاشتباه نمی کنند.وتمرین وتکرارمادرمهارتهاست.دوستان عزیز مطمئن باشیدکه هدایت شدن من وشما به سمت این خانواده تابع نظم و قانون است،همان نظم وقانونی که اگاهی دارداز رویش یک دانه وافتادن یک برگ،اخه مگرمی شود،افتادن یک برگ ازدرخت براساس نظم و حساب باشد واتفاقات زندگی من باری به هرجهت!تشکرمی کنم از خدای یکتا که مرا به سمت این مسیر واگاهیها هدایت نمودو از استادعباس منش،خانم شایسته وشمادوستان که وقت گداشتیدبسیارمتشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    علیرضا برزگرزاده گفته:
    مدت عضویت: 3194 روز

    سلام الله اکبر!!!من اصلا درگیر سفرنامم هدایت شدم فقط به این فایل که محشششششرررر بوووود محشر فقط همینو میتونم بگم فقط کنجکاو شدم عکس این فایل جذبم کرد(هدایت!)پریشب با دوستم بیرون بودم گفت تو باید کاری عملی کنی نمیشه فقط خونه باشی این دوستم تازه کمی بهتر شده و تغییر کرده قبلش از درو دیواااررر براش بدبختی و بدبیاری می‌بارید و خیلی خیلی دور بود از منبع و عدم ارزشمندی الان دو هفته ای هست که خیلی بهتر شده البته دو هفته ای که قبلش براش خیلی پی ریزی شده و تکامل شو فکر کرده من با اون دیدگاه متواضعانه گفتم علیرضا؟؟؟🤔🤔🤔🤔🙇💡درسته مدارش و آگاهی هاش خیلی پایین تر از توعه اما به حرفش فکر کن البته اون فکر میکرد من بیکار نشستم خونه و کاری نمیکنم که اینو میگفت منم حالیش نمیکردم که قضیه از چه قراره چون از اهداف و برنامه هام به کسی نمیگم اصولا.گفتم علیرضا درسته اون از بی خبری نسبت به تو و شیوت برای کارکردن رو خودت و شیوه رسیدن به خواسته هات چیزی نمیدونست ولی علیرضا این ی پیامههههه. استقبال کننده از تغییرات باش و تغییر کن🤔🙇💡👌👍💪و به خودم گفتم علیرضا حدود4ماهه که خیلی محکم داری رو خودت کار میکنی🤔وقت اقدام عملی و انجام قانون در عمل و قدم برداشتن نشده؟نباید راستی قدمی عملی برداری؟خداشاهده میخواستم تو عقل کل سرچ کنم این مسأله و سوالم رو خلاصه مشغول سفرنامه شدم که این فایل دیشب جذبم کرد و دیشب و امروز دوبار مفصصصل دیدمش و دقیقااااااا هدایت شدم به جواب این سوال و چندتا سوالی که از قبل داشتم😳😳 الله اکبرررررررر👌🤔😶😯😮

    اول اینکه با خوندن متن محشششششرررر خانوم شایسته درباره این قسمت که از لحن و سبک نوشتنش مشخصه کار ایشونه و قطعاااااا هدایتی و الهامیه فهمیدم درسته آره من سر ی مسأله ای روند قبلی و رویه روتین و از رونق افتادمو ادامه دادم و آشغال هارو ریختم زیر مبل و مقاومت در برابر تغییر اما خب خداروشکر من تغییر رو پذیرفتم و حتم داشتم کارم درسته که این متن خیلی خیلی دقیق و حساب شده این موضوع رو برام یادآوری کرد👌👌👌👌👌👌👌👍👍👍👍👍لایک واقعا👍.

    اما جواب سوال اصلیم و برداشت هام از پاسخ دستی بنام عباسمنش به سوالم💯💡🙇🤔:

    راهش اینه که همه چیز آقا از فرکانس ها و افکار و فرکانس های غالب ما(باورهای)ما ناشی میشه ینی همه چی فکره نه عمل البته که عمل خیلی خیلی مهمه و خب این فرکانس ها منتهی میشه به ی عمل اما خب پایش بیسش اون فکرس اون باورس اون فرکانسس که منتهی به ی عمل شد دیگه پس اصل و اساس فرکانسه شما با ارسال فرکانس بهتر با داشتن فکر بهتر که ارسال میکنی به جهان هستی شخصیتت عوض میشه تبدیل میشی به ی کس دیگه و نکته طلایی اینجاست:فکر عالی فرکانس عالی لاجررررررمممممم چه بخوای چه نخوای

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    بیتا احسانی گفته:
    مدت عضویت: 2230 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیز و دوستان هم فرکانسی

    هفتاد و دومین ردپای من، خدایا شکرت

    “تعهد” ، چیزی که کل زندگیت رو تغییر میده

    همین که با ایمان قوی تعهد میدی که تغییر کنی و تو این مسیر هر اتفاقی بیفته تو از تصمیمت برنمیگردی، کل زندگیت زیر و رو میشه

    من دقیقا از همون روزی که بطور جدی تصمیم گرفتم که این وضعیت رو تغییر بدم و تو حال بد نمونم و تو دفترم نوشتم و امضا کردم و تعهد دادم که تغییر میکنم، خداوند من رو به فایل های روزشمار زندگی هدایت کرد و نگم براتون از نتایج! تازه اینا اول راهه، چه تغییر های بزرگ و مثبتی که در راهه

    ایده هایی که در مورد کارم بهم الهام میشه، خیلی عجیبن اما نتایجشون و نگم براتون که چه کار عالی میشه نهایتا،

    از همون روز اولی که این کار رو شروع کردم به خدا گفتم که این دستانی که این کار رو پیش میبره دستان توعه نه من! تویی که داری این کار رو انجام میدی، همونطور که الان این خداس که بهم میگه و من مینویسم

    ترس داشتم از اینکه نکنه من این کار رو شروع کنم و نتونم انجامش بدم و ادامه بدم، اما خدا گفت تو حرکت کن ،تو برو تو دل ترس هات ،تو به این الهام که من گفتم این کار رو شروع کن و هزاران هزار نشونه بهت نشون دادم رو شروع کن، من ادامه راه رو بهت میگم

    و همینطور که قدم اول رو بهم گفت قدم های بعدیش رو هم گفت و باز هم خواهد گفت اونقدری که بهترین کار رو انجام بدم و به اتمام برسونم

    معلومه کاری که خدا بهت میگه و انجام میدی متفاوت تر و با کیفیت تر و زیباتر از کارهای بقیه اس

    خدا تکه، بینظیره

    خدایا شکرت

    خدایا سپاسگزارم که من رو به این مسیر زیبا هدایت کردی و در هر لحظه هدایتگر منی

    استاد عزیزم عاشقتونم و خوشحالم که میشناسمتون

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    جمال خسروی گفته:
    مدت عضویت: 1556 روز

    سلام استاد خوبم

    سلام بانوی زیبای این خانواده سبز

    سلام به تک‌تک دوستانم‌

    احساساتم عالیه خدارو شکر سپاسگذارم

    سپاسگذارم بابت این همه دلیل برای احساس خوب داشتن خدایا شکرت

    سپاسگذارم بابت استاد واین فایلهای بی نظیر

    تکراری نیستن بخدا گوهر هستند وتا غرق نشویم درک نمی‌کنیم که زندگی با قوانین چه راحت وساده وپر از خوشبختی است .

    سپاسگذارم

    وکامنت دوست خوبم علی ابودر دایی من خیلی دوست دارن این کامنت ها رو بخونم وهر فایل یه کامنت کپی میکنم تا ردپا باشد واحساس خوبم رو گسترش دهم سپاسگذارم

    علامت فهم اینکه ما به اصلِ خود نزدیک شده ایم

    از احساسات و امیدی که به زندگی داریم

    میتوان غلظتش را فهمید

    اینکه به اصلِ خود نزدیک شویم ، یعنی :

    از زاویه و از چشم خداوند جهان را نظاره گر شویم

    از زاویه و چشم خداوند به فرزند خود ، به همسر خود و اطرافیان نگاه کنیم

    از زاویه و چشم خداوند قضاوت کنیم

    از زاویه و چشم خداوند سرزنش کنیم

    از زاویه و چشم خداوند صحبت کنیم

    از زاویه و چشمان خداوند بیاندیشیم

    از زاویه و‌چشم خداوند به دشمنِ خود بنگریم

    چون اگر از این زاویه به دشمن نگاه کنیم

    دشمنی نخواهیم دید

    بلکه نوع نگاه و تصویر افکار ناخالص ماست که دشمن را به وجود آورده است

    و تجمع آن افکار ناخالص و دور شدن از آن است خویشتن باعث شده است که دشمنی مخوف را در درون خود به وجود بیاوریم

    پذیرفتن باورهای خوب و زندگی کردن با باورهای خوب

    که به تو احساس آرامش می دهد

    و بُنیادین کردن آنها باعث می‌شود تا به این اصل بِرِسی که : اصل من همان چیزی است که همیشه :

    عشق ، سعادت ، سلامتی ، تندرستی ، ثروت ، شادکامی و موفقیت و اُمید را تجربه می کند

    اگر کمتر از اینها را تجربه می کنی

    بدان که هیچ رابطه ای با اصل خود نداری

    نزدیک شدن به اصلِ خود ، نزدیک کردن جسم به روح است

    یعنی از زاویه یِ آن روح ، جسم را مدیریت کنیم

    مثلاً :

    اگر پدر یا مادر یا اطرافیان تو یا کسی صحبت از بیماری می کند

    اگر حرف های او را بپذیری

    و تایید کنی و در ذهن بچرخانی

    این نشان می‌دهد که تو از اصلِ خود دوری

    ولی وقتی که در همان حین میبینی که سلامت هستی تندرست هستی

    و بدون اینکه با طرف مقابلت گلاویز شوی

    یا با طرف مقابلت درگیر شوی

    یا بخواهی مقابله به مثل کنی

    یا بخواهی موزه گیری کنی

    اعتقاد داری که خداوند هیچ میانه ای با بیماری ندارد

    و بدن ذرات خداوند است

    و دلیلی وجود ندارد که این جسم من برهم بخورد

    این آگاهی‌ها ، آگاهی‌هایِ روح هستند

    چون به تو آرامش میدهد

    اینجاست که تو یاد گرفته ای

    چگونه به اصل خود نزدیک شوی

    مدتی باید دست به آچارِ آگاهانه زیستن باشیم

    در طول ساعات و شبانه روز برخورد ما با تضاد ها و ناخواسته ها کم نیست

    این تضاد ها و ناخواسته ها و ابزارها ، تصاویری هستند

    که آمده‌اند تا به ما بیاموزند

    غرق در آن تضاد ها نشویم

    که دچارشان شویم

    بلکه به خواسته‌های خود بیندیشیم

    بلکه به یاد بیاوریم آن خواسته ها و آن آگاهی هایی که به ما حال خوب میدهد

    اینجاست که وقتی شما در برابر این ناخواسته ها

    قرار گرفتید

    حُکمِ آموزشکده‌ ای است

    که شما را به اصل خویش نزدیک میکند

    آن لحظه ای که تصمیم میگیری از یک زاویه خوب

    در مواجهه با مسائل و مشکلات ، به جهان نگاه کنی

    آن زمان ، زمانی است که جسم آرام آرام به همسایگی روح و اصلِ خودش نزدیک می شود

    من تقریباً سعی می کنم اکثر شبهای قبل از خوابیدن نگاه کنم که امروز در طول ساعاتی که گذشت

    چقدر ذهنم را به سمت خواسته ها

    و چیزهایی که میخواستم ، هدایت کردم

    و الان تقریباً پس از گذشت چندین ماه

    وزنه یِ ذهنی من به سمت چیزهایی است که می خواهم یعنی بیشتر مدت طول روز ذهنمان درگیر تخیلات و تصورات خوب و عملکرد های خوب است

    این یعنی بیشتر طالب این شده ایم

    که خود را از آگاهی‌های روح جدا نکنیم

    چون وقتی که جسم از آگاهی های روح جدا می شود

    آن جسم مجبور می شود که به یک طریقی آرامش بگیرد ممکن است به سمت اعتیاد برود

    ممکن است به سمت امیال جنسی برود

    ممکن است به سمت پرخوری و چاقی برود

    ممکن است این جسم به سمت یک بیماری حرکت کند

    ممکن است این جسم به سمت افتادن در دام نگرانی ها حرکت کند

    و تمام این نشانه ها به آن دلیل است که :

    ما از حضور آن روح ، خود را محروم کرده ایم

    اگر در لحظه باشی

    و به اصلِ خودت و به آگاهی های روح خودت که همیشه در تو تلمبار هستند ، متصل شوی

    هیچگاه خود را وارد اعتیاد نمیکنی

    چون ایمان داری که من به هزاران منبعِ فوران کننده یِ احساس خوب متصل هستم و

    نیازی ندارم که یک ابزار بیرونی به من آرامش بدهد

    اگر با آگاهی های روح حرکت کنی

    ایمان داری که ذرات بدنت خود هوشمند هستند

    سلول ها خود شهرک هایی هستند ، سراسر دانایی

    و پویایی و امورات خود را به عالی‌ترین شکل ممکنه انجام میدهند

    و لمس می کنی این سلول‌های خودت را

    لمس می‌کنی این جمعیت میلیاردی خداوند درونت را

    و اینجاست از لذت و شگفتی بدن خود هیچگاه دست به پرخوری نمیزنی

    بدنت افسانه وار حرکت می‌کند

    و افسانه وار رشد خواهد کرد

    افسانه وار به زندگی نگاه می کند

    افسانه وار دائم تندرستی و سلامتی و زیبایی را تجربه می‌کند

    ????????????

    با آموزش دادنِ دیده ها ، شنیده ها و افکار خود به سمت خوبی ها ، به سمت چیزهایی که دوست داریم ببینیم و بشنویم ، به سمت نکات مثبت ، باعث می شود که ما بیشتر تابعِ اصل خود باشیم ، تا اینکه تابع شرایط و اتفاقاتِ بیرون

    ????????????

    در هر روز صدها و هزاران نفر در قلمرو زندگی ما صحبت از نگرانی‌ها بیماریها چالشها فقر و کمبودها می کنند ، اگر قرار باشد که خود را با آنها وصل کنیم ، که دیگر اصلی برای ما باقی نمی ماند ، این هجوم از بیماری ها و چالش ها و فقر ها ، خار و خاشاک ها هستند ، اما ما می توانیم در میان آن ها با توجهی که به احساسات خود داریم ، دائم در محافظت باشیم ، حفاظی که برای خود به وجود می آوریم ، باعث میشود که آرام آرام دوستدارِ اصل خویشتن و روح خود شویم و دیگران تاثیر روی ما نگذارند و تنها از آگاهی های خوب خود متاثر شویم

    ????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
    مدت عضویت: 2002 روز

    سلام استادان عزیزم.

    استاد عباسمنش عشقم و مریم خانم شایسته عزیز.

    خیلی دوستون دارم استاد، از صمیم قلبم میگم.

    خدارو بینهایت شکر که در این‌مسیر قرار گرفتم و کمکم و تکاملی دارم معنا و مفهوم تک تک سخنان شما را درک میکنم.

    یکی از راه هایی که استاد من دارم به شناخت خودم میرسم، خودمو کشف میکنم و با تلاش و کنترل ذهنم سعی به تغییر خودم و شخصیتم برمیدارم، همین برخورد من با تضاد هاست، که البته به حمد الله یکتا همش تضاد های کاریست.

    خداوند خیلی توی این کمتر از یکسالی که من شروع کردم خوب هدایتم کرد و به لطف خودش چشم و گوش منو به دریافت این آگاهی ها باز کرد و الان که به سال گذشته نگاه میکنم تقریبا شبیه یک معجزه بوده.

    البته که استاد آموزش‌های شماست که داره دانش من رو بالا میبره مخصوصا جلسه چهارم از قدم پنجم کلا نگاه من به تضاد را تغییر داد. مثلا من قبلا فقط میگفتم اگر تضادی پیش اومد من فقط باید ذهنمو کنترل کنم تا خوبی هاش را بعدا ببینم. الان فهمیدم که اگه یه تضادی رخ داد چقدر باعث خوشبختی منه و تضاد توی کار و زندگی و در مسیر خواسته هام دقیقا برای رسیدن من به خواسته هام هست!!!

    استاد بینهایت ازتون سپاسگزارم. بی نهایت.

    بینهایت خداوند را سپاسگزارم بخاطر این دوره عالی که شما آماده کردید.

    همیشه این خواسته را از خدای یکتا داشته ام که هدایتم کند و قدرت درک آگاهی ها و عمل کردن به اون آگاهی ها را به من عطا کند که طبق بیانات شما این مهمترین عامل تغییر در زندگی ماست، رسیدن به این حد از آزادی زمانی،مالی،مکانی.

    احساس خوب، آرامش و احساس خوشبختی داشتن است.

    میتونم بگم استاد توی همین 5 ماه گذشته من به تضاد هایی برخورد کردم که اگر منِ پارسال بود (یعنی از دی ماه 1400 تا خرداد 1401)، خیلی خیلی کم می‌آوردم و از بین میرفتم. اما به لطف رب العالمین و آگاهی هایی که هر روز دارم بیشتر دریافت میکنم، و مخصوصا همین فایل و فایل جلسه چهارم قدم پنجم به جایی رسیدم که هر اتفاقی را خیر میدونم، سریعا مغزم میگه ببین قطعا خیر توش هست و تو فقط ذهنتو کنترل کن.

    به فایلها گوش میدم، مثال های شما را واس خودم یاد آور میشوم و خدا میدونه حالم خوبه. شاید حتی ظاهر قضیه خوب نباشه، ولی من گفتم ببین استاد نتیجه گرفته تو این مواقع، خودم توی این مواقع نتیجه گرفتم، توی این شرایط چقدر واسم بهتر شد، توی فلان شرایط چقدر پیشرفت کردم، توی هر شرایطی بهتر و بهتر و بهتر شده، پس آروم باش، لذت ببر و مقاومت نکن. از خدا هدایت بخواه، خدا راه را نشان میدهد.

    الان بزرگترین درسی که صبح بهم الهام شد سر همین تضاد (تا اینجا بزرگترین) این بود که من مفهوم اینکه شما میفرمایید به خودی خود ارزشمند هستید را درک کردم. من یکم نگران شدم سر این تضاد و احساس می‌کردم عزت نفسم داره خورد میشه، بعد صبح بهم الهام شد تو به خودی خود ارزشمندی نه به خاطر کاری که انجام دادی و یا مدرکت یا تعداد صفر توی حسابت یا هر چیز فیزیکی بیرون خودم. نمیگم بشینم تو خونه و بگم من ارزشمندم و هیچ غلطی نکنم، ولی بدونم ارزشمندی من به این ها نیست.

    استاد من اکثر پیشرفت هام و اون نقطه عطفی که رسیدم؛ میتونم بگم درست بعد از تضاد هام اتفاق افتاده واسم. و رسیدم به آنچه درخواستم بوده است.

    ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    سمن ناز عیوضی گفته:
    مدت عضویت: 881 روز

    سلام و درود خدمت استاد عزیز و مریم جان وتمامی هم گروهی های عزیزم

    روز ششم از خانه تکانی ذهن 2403/07/12

    خدایا هر آنچه دارم از آن توست

    به احترام زندگی صبور می مانم و رها میکنم رها کردنی ها را

    من ایمان دارم آنچه را که باید اتفاق بیفتد در زمان و مکان مناسب خود با زیباترین شکل ممکن به وقوع می پیوندد

    خدایا به من آرامشی عطا کن آرامشی که من بودن را کنار بگذارم و در آغوش تو رها شوم نگرانی هایم را کنار بگذارم و به تو تکیه کنم میدانم همه چیز به واسطه ی عشق الهی به موقع انجام میشود

    ای مهربان ترین یاریم کن تا از افکار منفی دوری کنم چرا که به شدت سطح انرژی و ارتعاش مرا پایین می‌آورد و باعث می‌شود که نتوانم هدایت و حمایت های الهی و امواج مثبت را جذب و دریافت کنم

    خدایا شکرت که حال دلم با تو خوبه

    استاد عزیزم،مریم جانم بینهایت ازتون سپاسگزارم بابت تمام کارهایی که برای ما میکنید و دوست دارید ماهم مثل شما باشیم و بتوانیم توحیدی عمل کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1520 روز

    سلاممم

    خدایا عاشقتم یعنی

    تو ریز ریز کارها حواست بهمون هست, فقط این منم که باید تو فرکانس قرار بگیرم

    امروز داشتم برمیگشتم خونه من همیییشه کلید داشتم و اصلا نیازی به چک کردن نیست چون تو کیفمه ولی موقع برگشتن دیدم عه کلیدمو نیوردم توراه زنگ زدم به مامانم که بیام ازت کلیدت رو بگیرم یا بابا خونه ست؟ گفت نه برو زنگ بزن چند دقیقه بعد خودش زنگ زد گفت کلیدمو سر راهت بیا ازم بگیر ! منم اینکارو کردم و رفتم خونه دیدم عه کسی نیست و یه ربع بعد بابام اومد ,رفته بود خرید, گفتم عههههه خدا بازم منو از قبل اماده کرد که نرم پشت در خونه و دوباره برگردم از مامانم کلیدو بگیرم , این اتفاقات کوچیکی که خدا هدایت میکنه خیلییییی میچسبه به ادم و انگار داره بهم میگه

    فاطمه همیییشه حواسم بهت هست تو هر چیزی , تو فقط تو فرکانس عالی باش و حالتو خوب نگه دار

    یاد این فایل افتادم که نشانه روزم بود پریشب , چقدر گوش دادن به این فایلها برام باعث شده از کنار اتفاقاتی که همیشه برام میفته ساده نگذرم و سپاسگزاری کنم و همینطور ظرفم رو بزرگتر کنم, چقدر دوستت دارم استاد عزیزم دوست داشتنم نسبت به شما و مریم جان اندازه ای نداره واقعا! بی نهایته به معنای واقعی ,ازین دوست داشتنایی که صرفا فقط عشقه و بس!

    شاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    امیر علایی گفته:
    مدت عضویت: 3090 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و سرکار خانم شایسته و تمام دوستان دوست داشتنی

    تصمیم بگیریم آگاهانه از کوچکترین زمان ها برای پیشرفتمون استفاده کنیم. آگاهانه زمان گذاشتن نیازمند باور به قوانین جهان هستی داره که اگه من روی خودم و باورهام کار کنم و زاویه دیدم رو تغییر بدم زندگیم تغییر میکنه. کسی که این رو باور کرده باشه میتونه متعهدانه انجامش بده.

    ما با برخورد به تضادها متوجه خواسته هامون میشیم و میدونیم که چه چیزی از جهان می‌خواهیم ولی برای اثبات خواسته ها به جهان هستی نیازمند برداشتن قدم ها هستیم. خداوند زمانی که تعهد مارو ببینه، ایمان مارو ببینه اون موقع جهان درها رو باز میکنه و پاسخ میده.

    زمانی که من از همه جا قطع امید میکنم و تمرکز رو می زارم بر روی خودم و کاری که دارم انجام میدم. یعنی وقتی بگم من نه ارثی میخوام. نه از کسی کمک میخوام،نه از کسی انتظار دارم به من کمک کنه و… اون موقع فقط روی خودم توانایی های خودم حساب باز میکنم، در غیر این صورت برای انجام هیچ کاری ١٠٠ خودم رو نمیزارم، چون هرجا که نیاز به فشار آوردن بیشتر به خودم باشه، نیاز باشه تو دل ترس هام برم به شیوه ها و بهانه های مختلفی ازش فرار میکنم و خودم رو در آرامش ذهنی که، فعلا قراره از فلان جا یه پولی برسه، حالا من که انقدر بهم ارث میرسه آیندم تضمینه و…. قرار میدم.

    ولی اگر بدونم و پذیرفته باشم که فقط و فقط باید روی خودم حساب باز کنم و خودم مسئول ١٠٠% زندگیم هستم هر کاری که لازم باشه برای رسیدن به موفقیت انجام میدم. چون امیدی به اتفاق خارج از خودم ندارم و فقط روی خودم و خدای خودم حساب باز میکنم. اون موقع هست که ما روی توانایی هامون کار می‌کنیم. اون موقع هست که ما متعهدانه روی باور هامون کار می‌کنیم. اون موقع هست که دیگه ترسی از هیچ اقدامی نداریم بلکه ترس از نرسیدن و تو وضعیت خسته کننده و خوردن چک و لگدای بیشتری از خداوند رو داریم. چون دیگه میدونم من باید زندگیم رو بسازم و نه کس دیگه ای.

    حتی در تجارت خودمون وقتی ما روی مشتری حساب باز میکنیم که گفته من فلان قدر میخرم ازت،من تا آخر ماه انقدر جنس میخوام و…. ما شل میکنیم روند کاریمون رو ذهنمون میگه خب دیگه این ماهم که فعلا فروش داره اتفاق میفته حالا زیادم خودت و درگیر مشتری های دیگه نکردی اشکالی نداره یه خورده به خودت استراحت بده. بعدش میبینیم که چجوری هر چی به آخر ماه نزدیکتر میشیم نگرانی های بیشتری میاد سراغمون و ترس های بیشتری ما رو در برمیگیره.

    یک فایلی استاد دارن که توش در مورد دادن جایزه درست به ذهن صحبت میکنن. اینکه اگه کاری رو انجام دادی و دست آوردی و داشت برات به خودت جایزه دست آوردهای بیشتر بده.

    شاید ما اصلا از نظر مالی‌ نیازی نداشته باشیم که فروش بیشتری ایجاد کنیم، یا حتی وزن بیشتری کم کنیم، تمرکز بیشتری برای کار بر روی خودمون داشته باشیم و…. . مسئله اینه که من به ذهنم متعهد بودن رو آموزش میدم. بهش یاد میدم همیشه باید در مسیر درست قدم برداریم.

    برای تغییرات بنیادی باید متعهدانه روی خودمون کار کنیم. نباید وقتمون رو بیهوده هدر کنیم

    با تغییر باورها اتفاقاتی در مسیر میفته برامون که از نظر خیلی ها منطقی و قابل باور نیست ولی جهان هستی میدونه چجوری کارها رو پیش ببره.

    باید همیشه از خودمون بپرسیم چجوری میتونیم امروز از این آگاهی ها توی زندگیمون استفاده کنیم. چجوری میتونیم شخصیت خودمون رو تغییر بدیم. کسی که برای خودش ارزش قائل باشه نمیزاره درگیر روزمرگی بشه و مثل عموم مردم زندگی کنه.

    دلیل نتایج در زندگی تغییر باورها و شیوه ی تفکری و در تغییر شخصیت هست و این تغییرات در نهایت تبدیل میشه به یک سری اعمال از یک شخصیت جدید.

    توی مسیر باید ایده های الهامی رو انجام بدیم

    اینکه ففط روی خودمون کار کنیم ولی هیچ اقدامی نداشته باشیم یعنی باوری در ما تغییر نکرده.

    برای ساختن باورهای خوب باید منطق درست به ذهن داد. ذهن با منطق کار میکنه. منطق درست و الگوهای مناسب رو به ذهن داد.باید به ذهنمون ثابت کنیم که درست فکر می‌کنیم با آوردن منطق و الگو.

    مدار ما با هر بار کار کردن روی خودمون تغییر میکنه و این باعث میشه از اتفاقات و آگاهی های تکراری، درک های جدیدی به دست بیاریم.

    توجه به ترس ها و نگرانی ها و کمبودها باعث میشه از نظر ذهنی نرسیدن، در ترس بودن و کمبودها منطقی بشه برامون. ولی وقتی من آگاهانه‌ دلایل منطقی فراوانی، ثروت، نعمت، شادی، سلامتی و… رو به ذهنم میدم در کنارش الگوهای مناسب رو پیدا میکنم و بهشون توجه میکنم و در موردشون با خودمون حرف میزنیم که وقتی اینها تونستند پس منم میتونم و در حال کار کردن روی باورهامون هستیم که مثلا ثروت به راحتی بدست میاد، اونوقت باورهای ریشه ای ما در حال تغییر هست.

    یعنی مشخص کردن یک باور مثل دنیا پر از فراوانی است،در کنارش آوردن دلایل منطقی برای این باور و باز هم در کنارش پیدا کردن الگوهای مناسب این باور و توجه به اونها، همه ی اینها میشود شروع به تغییر یک باور.

    و راه حل کردن ریشه ای مسائل، با تغییر باورها و تغییر شخصیت به صورت بنیادی است.

    اینجوری ترس های بیهوده ما هم از بین میره. ترس هست که مارو از حرکت بازمیداره. ترس هست که دلیل تمام بدبختی ها و عقب موندگی های آدمها شده.باید یاد بگیریم با تغییر باورها در مورد ترس هامون جلوشون وایسیم و با اقدام کردن به خودمون و جهان هستی ثابت کنیم که ما تغییر کردیم و اونجا انقدر اعتماد به نفسمون بالا میره و انقدر از این مسیر تغییر لذت میبریم که تبدیل میشیم به آدمی که عاشقانه روی باورهای خودش برای تغییر درست کار میکنه و زمانش رو هدر نمیده. زمانی که با منطق ترس ها از بین میره، مسیرها برای اقدام باز میشه.

    و خداوند همه ی مارو در هرلحظه هدایت میکنه.گاهی اوقات هدایت ها برای ما غیرمنطقی به نظر میاد یعنی دلیلی برای انجام اون کار نمی‌بینیم ولی همونجا باید بریم انجامش بدیم. هدایت در مورد اقدام خارج از منطق ما هست. یعنی شرایط اقدامش رو داریم و اصلا برامون منطقی نیست که انجامش بدیم،دلیلش اینه اگه قرار باشه ما با منطق خودمون بریم جلو که همیشه همین جایی که هستیم درجا میزنیم. هدایت یعنی نشون دادن ایمان و شجاعت بیشتر و رفتن تو دل ترس های بزرگتر و برداشتن قدم ها. چون مدار داره بالاتر میره هدایتی که میشیم شاید منطقی نباشه برامون، ولی وقتی که انجامش میدیم و نتیجه رقم میخوره تازه اونجا منطقی میشه و جالبتر اینه هدایت بعدی برای ورود به مدار جدید هم شاید برامون منطقی نباشه ولی دیگه میدونیم باید انجامش بدیم و این تکامل به درستی میره جلو و ما تبدیل میشیم به کسی که هدایت هارو میفهمه و انجام میده. باید قدم های اول رو با شجاعت و ایمان بیشتری برداریم تا منطق هدایت توی ذهنمون شکل بگیره با گرفتن نتایج.

    ما با نگرانی هامون نمیتونیم جلوی تغییرات رو بگیریم، انسانهای شجاع میگن من همینی که فعلا میدونم رو عمل میکنم بقیش به من گفته میشه تو مسیر و میفهمم چرا باید تغییرات رو در خودم انجام میدادم.

    گوش کنیم که قلبمون بهمون چی میگه و با ایمان و تعهد و توکل اقدام کنیم.

    ثروتمند و سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: