اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایلی که امروز دیدم یاد خودم افتادم که دقیقاااا این حرفایی که شما دارید توی این لایو سال 98 میزنید برای من اتفاق افتاد
من همیشه و همیشه میکنم که نقطه عطف زندگی من و نقطه تغییر بنیادین من دقیقااا همون سال بیماری پندمیک اتفاق افتاد .
موقعی که این بیماری اومد من توی پایین ترین سطح فرکانسی بودم ولی با این حال هیییچ وقت ترسی به دلم نیفتاد یعنی اصلا برام باور پذیر نبود که یک بیماری مثل سرماخوردگی قراره جون آدم هارو بگیره و از اونجایی که هیچ وقت باورش نکردم و نترسیدم هیچ وقت هم بهش مبتلا نشدم .
من دقیقا از عید 99 تصمیم گرفتم تغییر کنم خسته شده بودم از اون سبک. زندگی و اولین تصمیمی که گرفتم این بود که از نظر رژیم و غذایی زندگیمو تغییر بدم و بعد از اون اولین قدمی که برداشتم این بود که یک کتاب راجبه عزت نفس بخونم .
و از اونجایی که توی اون تایم نیاز زیادی به تنهایی داشتم خداوند مسیر رو برام هموار کرد و جوری شده بود که من از ساعتای 5 عصر تا 10 شب خونه تنها بودم که توی این تایم واقعااا برای خودم وقت میذاشتم البته اون موقع ها اصلا استاد نمیشناختم .
من توی اون سال 99 واااقعا تغییر کردم از نظر جسمی که حدود 20 کیلو وزن کم کردم عزت نفسم بیشتر شد و بیشتر با خودم مهربون بودم و خلاصه من همیشه از اون تایم قرنطینه به خوبی یاد میکنم .
و توی اون تایم من یه خواسته ای داشتم که یک نفر وارد زندگی من بشه که من بتونم باهاش عشق رو تجربه کنم و حرف همو توی هر زمینه ای بفهمیم
که دقیقا 13 فروردین 1400 با عشقم همسرم مهدی جان آشنا شدم که میتونم بگم بزرگترین نعمت زندگیمه و ایشون منو با استاد آشنا کرد !!
یعنی میخوام بگم اگر من توی اون تایم قرنطینه تصمیم به تغییر نمیگرفتم و روی خودم کار نمیکردم قطعا خدا فردی مثل مهدی که به قوانین آگاه بود رو سر راه من قرار نمیداد .
واقعااااا خداروشکر میکنم بابت این قضیه . من واقعاااا به این باور رسیدم که توی هر اتفاق به ظهر ناجالب یه اتفاق خیلی خوب برای من هست .
.
یه مثال دیگه بخوام خلاصه بگم برمیگرده به همین ماه اخیر درباره اتفاق جنگ !
همین اتفاق هم زمانی که افتاد و همه ترس داشتن که الان همه چی بهم میخوره و زندگیمون نابود میشه و اینا من و مهدی همیشه میگفتیم این تهش خیره برای ما و هر اتفاقی که بیفته برای ما خوبه
از اونجایی که اون تایم اینترنت نداشتیم و خب یه بخش مهمی از کار من داخل اینستاگرام بود کامل تعطیل شد . و توی اون دو سه هفته بدون اینترنت من تازه فهمیدم که من داشتم فقط بخاطر اینکه 99 درصد جامعه داخل اینستاگرام کسب و کار راه میندازن و واسه اینکه از اونا عقب نیفتند داشتم اونجا کار میکردم با اینکه از نظر قلی من هیچ علاقه ای به اینستاگرام و محیطش نداشتم و اصلا یکی از دلایلی بود که فرکانسم اومده بود پایین
واسه همین توی اون تایم اینستاگراممو پاک کردم و گفتم خدایا این فقط یکی از راه های بود که شاااااید میتونست منو موفق کنه ولی من این راهو نمیخوام و خودت منو هدایت کن به یک مسیر هموارتر و درست تر و فرکانس بالاتر .
و الان که نزدیک یک ماه از اون تصمیم میگذره باورتون نمیشه که مادوتا چقدرررررحالمون بهتره و ایمان دارم که خدا قدم های بعدی رو بهمون میشه.
خدایاشکرت بابت این فایل قشنگ که باعث شد من دوباره برام یادآوری بشه که تضادها و اتفاقات به ظاهر ناجالب برای من نقطه عطف بود .
با سلام به استاد عزیز 😍و خانم شایسته عزیز 😍وهمه همراهان و دوستان گرامی😍
من میخوام یک تجربه از ترسم
براتون بگم .
من سالن زیبایی دارم
در زمانی که ویروس به ایران اومد همه خانواده به من گفتن که نوبتهای عیدتو کنسل کن وگرنه تو هم مبتلا میشی
و من با اینکه روی باورهام و ایمانم کار میکردم و مدام در جوابشون میگفتم قدرت خدا وند و احساس خوب من بزرگتر از این بیماری است در آخر نجواهای خانواده ام در من اثر منفی گذاشت و ترس به سراغم اومد دقیقا از زمانی که تسلیم حرف خانواده ام شدم و از این بیماری ترس عجیبی به دلم افتاد ، من هم مبتلا شدم ،و در مدت زمانی که در گیر بودم متوجه شدم که ترس باعث شد تا من ایمانم را از دست بدهم و این یک درس مهم در زندگی من بود تا تسلیم نجواهای شیطانی نشونم و در چنین شرایطی باور و ایمانم به خداوند را حفظ کنم و از منطق باطل دیگران تبعیت نکنم 😍
😍خداجونم شکرت که من رو در این مسیر قرار دادی 🙏
از شما استاد عزیز هم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو در اختیار ما میزارید 🙏🌷
از هر فرصتی میشود استفاده کرد به نفع خود اگر فعلا نمیتوانم کار کنم میتوانم روی باورهای خود کار کنم و ایده ها و الهاماتم را اجرا کنم انشالله خدا کمکم کنه فکر میکنم در این قسمت کمی مشکل دارم باید فقط استفاده کرد از این فرصت
باید از قبل آماده کرد خود را مثل کشتی نوح که از قبل خود را آماده کرده بود
حتما که نباید مشکلی پیش بیاید تا تغییر کرد وقتی اوضاع خوبه باید حرکت کرد و تغییر کرد
میخوام از این فرصت استفاده کنم و پیشرفت کنم و روی باورهام کار کنم خدا بهم کمک کنه که به الهاماتم درست عمل کنم
خیلی از این پیشرفتها وقتی بوده که دیگران به عنوان یک اتفاق بد بهش فکر میکردن ولی خیلی های دیگه که در مدار درست بودن اون رو فرصت دونستن و استفاده کردن میشود از هراتفاقی به نفع خود استفاده کرد اگر در مدار درست باشی یعنی اگر با باورهای درست در مدار درست باشی همه چیز به نفع تو است اگر که تو این باور را داشته باشی
همه چیز این جهان بر پایه ی خیر است
فقط باید از هر فرصتی به نفع خود استفاده کرد هیچ چیزی به خودی خود بد یا خوب نیست ماییم که معنا میدهیم به آن اتفاق با افکار و باورهای خودمان
هیچ غیر ممکنی وجود ندارد اگر که تو باورهای درستی داشته باشی
فقط خود را در مسیر درست نگه دار و استفاده کن از هر فرصتی و پیشرفت کن
نصفه شب ساعت 4تا5صبح این فایل رو از اینستاگرام گوش دادم و واقعا خواب از سرم پرید
بسیار آگاهی های نابی بهم داد این فایل بسیار بفکر فرو رفتم
بسیار تعمق کردم
تصمیماتم رو نوشتم.باخودم تصمیم گرفتم تا وقتی که سیر بشم و درونم بگه بسه این فایل رو تکرار کنم ار بس که توش آگاهی هست..نمیدونم چرا حس میکنم توی این فایل عجیب وصل شدید این فایل حالتون خیلی خوبه خیلی بهتر
فعلا تا به اندازه کافی از آگاهی های این جلسه یا بهتر بگم این دوره استفاده نکردم چیزی در موردشون نمینویسم
تا بچه ها برن و خودشون با دقت زیاد گوش بدهند و درک کنند
بسیار سپاسگزارم
خداروشاکرم بازهم فرصت ناب و عالی برای رشد بیشتر و شکر بیشتر و بهتر بهم داد
استاد ازت ممنونم که دوباره باعث شدی جرقه ای در باورهام وایمانم وافکارم زده بشه…
دیدگاه من در مورد این بیماری به دید مثبت نگاه کردنه…
اول از هر چیزی باعث شد آدما به بهداشت فردی اهمیت بیشتری بدن ودوم اینکه به قدرت الله یکتا پی ببرن که با وجود این بیماری هم عشق فوق العاده زیادی به بندگانش داره…
واقعا بهشون ثابت کرد که خیلی دوستشون داره وبا اینکه این بیماری تمام دنیا رو گرفته ولی خدا میخواد از پیشرفت ومهارت بندگانش کمال لذت را ببره…
موقعیتی که الان پیش اومده باعث پیشرفت بشریت شده خصوصا در مورد تخصص پزشکی و دارو سازی که عمل پزشکی توانسته خیلی از داروهایی را که قدرت ساختن نشان سخت بود و کاملا آسان و در دسترس قرار بده…
در مورد رفتار و کردار بشریت هم تأثیر چشم گیری داشته.. خصوصا در مورد آدمایی که نسبت به اطرافیان خود بی تفاوت بودن و اصلا براشون مهم نبودن.. حتی پدر و مادرشان.و حتی محبت و صمیمیت واحساس مسئولیت داشتن در انتظار دیدار خویشاوندان و خیرات وکمک به خانوادهای مستضعف و بی سرپرست را خیلی زیاد شده… خدا رو صد هزار مرتبه شکر که با این روش هم میخواد به ما آدما بفهمونه که خدایی،، باشیم از جنس خودش…
در مورد این شبکه ها و اخبارات هم میخوام بگم که همش چرنده چون فقط دنبال بدبختی و نکات و مطالب منفی هستند… نشد یک بار دم از انسانیت و موفقیت و صلح وبرابری بگن.. فقط ضد بشریت حرف میزنن وای به خال کسی که پیگیر این افکار باشه چون هر بار سازی رو میزنن…
خدا رو شاکرم که انسانی مثل سید حسین را سر راهم قرار داده که دستها و نعمتهای خدا رو به ما یاد آور میشه که ارزش خود را بیشتر بدانیم که خالقی داریم خیلی بی نیازه و میخواد درک و باوری از جنس خودش را به ما هدیه بده…
استاد خیلی ازت ممنونم.. از صدای آرام بخش خودت و خانم شایسته عزیز که مکمل این موفقیت هستید… امیدوارم شاگردی لایق برای شما باشم و سرمو همیشه بالا بگیرم و باقدرت در این راه قدم بر دارم و با افتخار بگم الگوی من در زندگی سید حسین و خانواده دوست داشتنی عباس منش هستند و همیشه رو سفیدتون کنم و با کسب موفقیتم بتونم باری رو از روی دوش شما خانواده بزرگم بر دارم چون میدونم هر بار استاد موفقیت شاگرداشو مبیبنه احساس قدرت بهتری پیدا میکنه و محکمتر به راهش ادامه میده… عاشقه تونم..
سلام استاد جونی، خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی
به خدا این فایل رو از دست ندین و ارزشش رو بدونید. این یک در گرانبهاست. دیدین بعضی از آیه های قرآن رو میگن محکمات.
این فایل یکی از محکمات استاد است که البته تعدادشون خیلی خیلی زیاده ولی این فایل خیلی عالیه. 👌👌👌👌👌
من بر اساس همون تعهدی که استاد گفته در کار بدین و جهان شما رو هدایت میکنه دارم پیش میره و باورتون نمیشه که خیلی خوب جهان زمان برام بوجود میاره که روی خودم کار کنم. 🤔🤔🤔🤔
امروز یه برنامه پیاده روی برای من جور شد و هندزفری رو برداشتم و زدم به دل کوچه و خیابون و لذت بردن از هوای خوب فایلهای ناب استاد. همون طور که داشتم قدم میزدم به یه مسیری هدایت شدم که تا این چند ساله اصلا هدایت نشده بودم با اینکه به محل زندگی من خیلی نزدیک بود، ولی گفتم حالا که هدایت شده ام میرم اصلا جلوی اون رو نمی گیرم. اولش خبر خاصی نبود و یه کوچه و خیابون معمولی ولی باز رسیدم به یه دو راهه دیگه باز هدایت شدم به یه کوچه دیگهای که باز تا الان نرفته بودم این بار دیگه اومد چیزهایی که میخواستم. 👏👏👏👏
کلی ساختمان زیبا و جذاب و شیک و دوست داشتنی دیدم که کلی فراوانی نعمت های خدا رو سپاسگزار شدم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
ولی اصل هدایت این بود که من خیلی دوست دارم دارم در شهر خودمون یه خونه بزرگ ویلایی داشته باشم که هم خونه باشه و هم باغ. ولی به نظر خودم نشدنی بود چون خیلی گرونه. این کار نجواهای شیطانی بود و هست ولی در این خیابان که رفتم چند تا خونه ویلایی خیلی بزرگ دیدم که خیلی هم شیک بود و زیبا.یکی از اونها نرده های سبزی داشت که خیلی نظر من رو جلب کرد به خودش.
به خودم گفتم که ببین این خونه تو این محله که محله بسیار خوبی هم هست به این مساحت به صورت ویلایی هست پس من هم می تونم داشته باشم یه خونه ویلایی و نه یه واحد آپارتمان در یک منطقه خیلی عالی. چون ببین یکی داره، برای یکی شده پس به قول استاد باید برای من هم بشه. این قانون 👍👍👍
و از امروز برای منطقی کردن این باور خودم سعی میکنم اون خونه رو بیاد خودم بیارم و به این شکل این باور رو برای خودم منطقی کنم. 👌👌👌👌
این نشانه تعهد من بود به گوش کردن و عمل کردن به فایلهای استاد و خدا میداند که اگر این تعهد رو ادامه بدم چه اتفاقاتی خوب و عالی برای من رخ خواهد داد.
موضوع دیگه ای که از این فایل دستگیر من شد خیلی برام جالب و آموزنده بود:
من بر اساس آموزههای قدیمی که داشتم همیشه فکر میکردم که الهامات به پیامبران و امامان انجام میشه و به انسانهای عادی این موضوع انجام نمیشه. البته این برای من بود شاید برای دیگران اینطوری نباشه.
ولی در این فایل استاد به من آموخت که نه این الهامات به عباسمنش همه شده که دفترش رو جمع کنه و بزنه تو کار آنلاین کار مردم در زمانی که همه پکیج می دادند، الهام شده که بره خارج و مهاجرت کنه، به جف بزوس شده که گسترش بده کارش و الان چقدر به کارش اومده. به ایلان ماسک شده و به هزاران انسان دیگه هم شده است.
ولی مهم اینه که عمل کنی به الهامات خودت و بشنوی صدای الهامات رو.
استاد نازم ممنون ازتون که این آگاهی های ناب رو به ما میدی و خداجونی سپاسگزارم ازت که من رو در این مسیر قرار داده ای.
سپاس گزار خداوندم بابت بودن درمسیر هدایت الهی که نشانه اش احساس خوب من است .
نمیدونم از کجا شروع کنم و از کجا بنویسم !!!!
از خداوند هدایت میطلبم مثل همیشه برای نوشتن این کامنتم منو یاری کنه
یک باور بسیار خوب توی اوایل این فایل بود
و من اینطوری نوشتم توی دفترم :هر موقع به هر دلیلی بیکار شدی ،بدون یک موهبته
مثال خودمو میزنم ، چندین روز پیش سه تا خواسته تعیین کردم برای خودم
دریافت ورودی مالی با کار آسون
که سیستم پولسازی رو قطع نکنم
خواسته بعدی کارکردن روی خودم به بهترین شکل
خواسته بعدی
حرکت در مسیر علایق
و صدهزار مرتبه شکر
هر سه خواسته تیک خورد به امید خدا در عرض شاید یک هفته
من چیکار کردم ؟؟؟
من فقط سمت خودم رو انجام دادم
خب من توی کار ملک فعالیت میکردم و تصمیم گرفتم که تمام تمرکزم رو بزارم روی علاقه مندیم که بدنسازیه ،
خب هم به کار ملک و هم به حرفه بدنسازی و هم به فوتبال علاقه دارم و ثابت کردم که توی این سه حرفه میتونم موفق باشم ،ویه خودم توی این دوسال ثابت کردم که من توانایی انجام هر کاری رو دارم
وقتی تصمیم گرفتم وارد حوزه ی ملک بشم ،هدایت خواستم و وارد شدم و طولی نکشید که پول درآوردن واین پول درآوردن با استفاده انرژی ذهنی اعتماد به نفس منو صدچندان کرد و کلی چالش و موضوعات دیگه که چنان باهاشون پخته برخورد کردم که فک نمیکنم کار 99درصد مردم باشه ،
(دوستان معنای پختگی از دیدگاه مردم ،کسیه که خیلی تجربه داره و اینا ،اما در حقیقت پخته ی واقعی ماییم که آگاهیم به قوانین )
وجودم پر از گفتس و کاش هزارتا انگشت داشتم برا نوشتن
و توی فوتبال و حتی بدنسازی
من خلاصه تصمیم گرفتم و تمرکزمو کلا برداشتم از روی همه چیز و گفتم حتما باید به این سه تا خواسته زود برسم
اما نه با چسبیدن و عجله
صدهزار مرتبه شکر قانونو بلدیم
گفتم من فقط روی خودم کار میکنم و نشانه ها پشت نشانه ها اومد و دوسه روز بعد پروژهی خانه تکانی ذهن اومد و واو
چی بگم من فقط روی خودم کار کردم و سعی کردم نجواها رو مدیریت کنم ،همین ،فقط همین و خداوند کارها رو انجام داد ،باید اعتراف کنم زمانی هیچ نشانی از هیچ چیز نبود یعنی همین دو روز پیش ،معجزه ها شروع شد
اون کاری که میخواستم اسون باشه و تایم داشته باشم روی خودم و روی حوزه ی علاقه مندیم تحقیق و بررسی کنم
خودش با پای خودش اومد
خودش با پای خودش اومد
و گفتم خدایا تو مدیریت کن همه چیزو و انجام شد یک کار که روزی نیم ساعت از من وقت میگیره با ماهی 8میلیون
میبینید؟؟؟ دم گوشم بود خواسته ،فقط باید من آمادش میشدم و مدارم میرفت بالا
و درضمن یک مهارت دیگه که در حال یادگیریش هستم که 6ساعت زمان میزارم براش و ماهی 12اای 15میلیون درآمد داره
و اون 6ساعتم حتی میتونم فایل گوش بدم و بعد ادامه روزمو کلی تایم دارم که روی خودم کار کنم و از طریق علاقه مندیم شروع به کسب درآمد کنم ،که اصن برام مهم نیست کی به درآمد میرسه ،چون عاشق این کارم
داستان اون نیم ساعت ماهی 8میلیون چیه ؟؟؟
یه بنده خدایی که قبلاً باهاش تو کار ملک آشنا شدیم ،دوتا سگ داره تو ویلاش ،گف فقط روزی نیم ساعت بیاغذا و آب بزار براشون ،
چرا من هدایت شدم به این کار ؟؟؟ چون درخواست کردم و دست خداوند رو باز گذاشتم
دوباره یه پیشنهاد از داییم امروز اومد برای محصولی که توی باغش هست و بالای 15میلیون توی سه چهار روز احتمالا بزنم ،بیشتره اما کمتر نیست
من چیکار کردم ؟؟؟
من فقط روی خودم کار کردم و گفتم خدایا هرچی بگی با کله میرم توش و به قول استاد وقتی خداوند تعهد شمارو میبینه درهارو باز میکنه و شما فک کن یک فرد ناآگاه از قوانین میخواست به این خواسته ها برسه اونم توی یک هفته ؟؟؟!!!! اونم اسپری و بزنی و باشگاهتو بری و دوشتو بگیری و بشینی توی محیط دنج خونه روی خودت کار کنی !!!!!
تفاوته عظیمیه
وارد یه گفتگویی با خدا شدم امروز
موقع پیاده روی
گفت همه چیز درزمان مناسبش اتفاق میوفته
بعدش گفتم خب اینی که گفتی یعنی چی ؟؟؟
بعد خداوند بهم گف که یعنی تو روی خودت کار میکنی ،روی اعتماد به نفست روی باورهای هم جهت با خواستت و نمیچسبی به خواسته ها و این دقیقا جوابی بود که دریافت کردم و چقدر درست بود برای حال و روز این روزهایی که اینو یا گوشت و پوست و استخون درک کردم و چه لذتی داره حس خالق بودن و حس کنترل تمام جوانب زندگی
چی بگم ؟؟؟
مگه مسیری که الهامات میگه با مسیر آزمون وخطا یکیه ؟؟؟
چی بگم؟؟؟
صدهزار مرتبه شکر که هرروز درک بهتری از قانون پیدا میکنم و حرفای استاد رو بهتر درک میکنم
من فقط چند روز جدی روزی دوساعت روی خودم کار کردم ،همین !!!!
و فقط باید مقاومت هارو کنار بزاریم
و این خداوندیه که باهاش سروکار داریم
که باران رحمتش و نعمتش هر لحظه درحال باریدنه و فقط کافیه که ما ظرفمونو آمادهی دریافت کنیم ، تقصیر خدا نیست اگه نمیشه ،من توی دریافت ضعیفم ، وگرنه به محض خواستن اجابت میشود ،فقط باید روی قسمت دریافت بیشتر کارکنم و این تنها وظیفهی منه و همین کافیه که خداوند بقیه کارهارو انجام بده
سلام دوست خوبم آقای زارعی، من چند روزیه روی باورهای توحیدیم دارم کار میکنم و دلم میخواد با خدا رابطم صمیمی بشه و توحیدی عمل کنم… من به پروفایل دوستان زیادی هدایت شدم و امروز به پروفایل شما هدایت شدم….
اینکه توی این کامنتتون نوشتین که (وارد یه گفتگویی با خدا شدم و خدا بهم گفت همه چیز در زمان مناسبش اتفاق میفته) میخوام بدونم اگه منم با خدا وارد گفتگو بشم مثله شما جوابمو میده؟ یا این تکامل میخواد؟ من از اول مهرماه روی خودم جدی دارم کار میکنم اما هرچی کامنت میخونم از دوستانی که نتایج عالی گرفتن، فقط به یک چیز میرسم اونهم… حس سپاسگذاری و توحید هست…. ممنونم میشم منو راهنمایی کنید که چطور من هم وارد گفتگو با خدا بشم؟؟ آیا راحت و ساده باهاش حرف بزنم؟
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی گرامی و دوستان نازنینم
وای وای ، عمل به الهامات چی کار میکنه با ادم .
تو کامنت قبلیم نوشتم که از خدا خواستم ایاتشو بیشتر درک کنم و خدا بهم الهام کرد که هر روز فقط یک ایه رو بخونم و بهش فکر کنم .
نمی دونید تو این دو روز خدا چی کار کرده بامن ، با ایاتش .
روز اول که هدایت شدم به یه ایه که هم زمانی عجیبی با فایلی که گوش دادم داشت .
همون روز وقتی اومدم تو دفتر شکرگزاریم با خدا حرف بزنم و شکرگزاری کنم ،
بعد از کلی شکرگزاری نوشتم خدایا من عاشق این مسیر شدم ،
نوشتم تویی که این قدر قشنگ منو هدایت کردی به این سایت ، نباید اجازه بدی حتی خیلی کم از این مسیر منحرف بشم ،
نوشتم خدا من هر روز که بیشتر میشناسمت ، بیشتر عاشقت میشم .
نوشتم خدا من میخوام همیشه تا ابد کنارم باشی همین قدر نزدیک حست کنم .
حال عجیبی داشتم ، خدا رو تو ذره ذره وجودم حس میکردم
حتی چیزهایی نوشتم که باورم نمیشد من نوشتم .
نوشته بودم خدا تو رو یه جوری حس میکنم ، مثل بچه ای که تو وجودم داره رشد میکنه ، اونقدر واضح حست میکنم که تو عمرم اینجوری حس نکرده بودم .
من نمیخوام هیج وقت این حس و از دست بدم
من خیلی لذت میبرم از داشتنت از بودنت .
و کلی اشک شوق ریختم .
امروز دوباره اومدم تا ایه ی دیگه ای رو بخونم و به الهاماتم گوش کنم که
بازم خدا غافلگیرم کرد
ایه این بود :
وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى یُبَیِّنَ لَهُمْ ما یَتَّقُونَ إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
خداوند بر آن نیست که قومى را بعد از آنکه هدایتشان نمود، بىراه بگذارد تا آنچه را (که باید از آن) پرهیز کنند، برایشان بیان کند. قطعاً خداوند به هر چیزى داناست.
وای خدای من ، خدا با این ایه با من خیلی قشنگ صحبت کرد
بهم گفت بنده ی من ، وقتی من هدایتت میکنم ، امکان نداره به راحتی رهات کنم
حسی که الان دارم و با هیچی عوضش نمیکنم ،
چه قشنگه ، که وقتی ما یه قدم برمیداریم ، اون مثل مدیر برنامه ی عالی ، همه ی کارا رو درست میکنه ، برنامه ها رو کنار هم مرتب حل میکنه و میچینه
تا ما به خواستمون برسیم .
الان دارم درک میکنم نوشته ی بعضی بچه ها رو که میگفتن ، دیگه رسیدن به خواسته برامون مهم نیست ، چون داریم از مسیر لذت میبریم .
سلام به استاد عزیزم
این فایلی که امروز دیدم یاد خودم افتادم که دقیقاااا این حرفایی که شما دارید توی این لایو سال 98 میزنید برای من اتفاق افتاد
من همیشه و همیشه میکنم که نقطه عطف زندگی من و نقطه تغییر بنیادین من دقیقااا همون سال بیماری پندمیک اتفاق افتاد .
موقعی که این بیماری اومد من توی پایین ترین سطح فرکانسی بودم ولی با این حال هیییچ وقت ترسی به دلم نیفتاد یعنی اصلا برام باور پذیر نبود که یک بیماری مثل سرماخوردگی قراره جون آدم هارو بگیره و از اونجایی که هیچ وقت باورش نکردم و نترسیدم هیچ وقت هم بهش مبتلا نشدم .
من دقیقا از عید 99 تصمیم گرفتم تغییر کنم خسته شده بودم از اون سبک. زندگی و اولین تصمیمی که گرفتم این بود که از نظر رژیم و غذایی زندگیمو تغییر بدم و بعد از اون اولین قدمی که برداشتم این بود که یک کتاب راجبه عزت نفس بخونم .
و از اونجایی که توی اون تایم نیاز زیادی به تنهایی داشتم خداوند مسیر رو برام هموار کرد و جوری شده بود که من از ساعتای 5 عصر تا 10 شب خونه تنها بودم که توی این تایم واقعااا برای خودم وقت میذاشتم البته اون موقع ها اصلا استاد نمیشناختم .
من توی اون سال 99 واااقعا تغییر کردم از نظر جسمی که حدود 20 کیلو وزن کم کردم عزت نفسم بیشتر شد و بیشتر با خودم مهربون بودم و خلاصه من همیشه از اون تایم قرنطینه به خوبی یاد میکنم .
و توی اون تایم من یه خواسته ای داشتم که یک نفر وارد زندگی من بشه که من بتونم باهاش عشق رو تجربه کنم و حرف همو توی هر زمینه ای بفهمیم
که دقیقا 13 فروردین 1400 با عشقم همسرم مهدی جان آشنا شدم که میتونم بگم بزرگترین نعمت زندگیمه و ایشون منو با استاد آشنا کرد !!
یعنی میخوام بگم اگر من توی اون تایم قرنطینه تصمیم به تغییر نمیگرفتم و روی خودم کار نمیکردم قطعا خدا فردی مثل مهدی که به قوانین آگاه بود رو سر راه من قرار نمیداد .
واقعااااا خداروشکر میکنم بابت این قضیه . من واقعاااا به این باور رسیدم که توی هر اتفاق به ظهر ناجالب یه اتفاق خیلی خوب برای من هست .
.
یه مثال دیگه بخوام خلاصه بگم برمیگرده به همین ماه اخیر درباره اتفاق جنگ !
همین اتفاق هم زمانی که افتاد و همه ترس داشتن که الان همه چی بهم میخوره و زندگیمون نابود میشه و اینا من و مهدی همیشه میگفتیم این تهش خیره برای ما و هر اتفاقی که بیفته برای ما خوبه
از اونجایی که اون تایم اینترنت نداشتیم و خب یه بخش مهمی از کار من داخل اینستاگرام بود کامل تعطیل شد . و توی اون دو سه هفته بدون اینترنت من تازه فهمیدم که من داشتم فقط بخاطر اینکه 99 درصد جامعه داخل اینستاگرام کسب و کار راه میندازن و واسه اینکه از اونا عقب نیفتند داشتم اونجا کار میکردم با اینکه از نظر قلی من هیچ علاقه ای به اینستاگرام و محیطش نداشتم و اصلا یکی از دلایلی بود که فرکانسم اومده بود پایین
واسه همین توی اون تایم اینستاگراممو پاک کردم و گفتم خدایا این فقط یکی از راه های بود که شاااااید میتونست منو موفق کنه ولی من این راهو نمیخوام و خودت منو هدایت کن به یک مسیر هموارتر و درست تر و فرکانس بالاتر .
و الان که نزدیک یک ماه از اون تصمیم میگذره باورتون نمیشه که مادوتا چقدرررررحالمون بهتره و ایمان دارم که خدا قدم های بعدی رو بهمون میشه.
خدایاشکرت بابت این فایل قشنگ که باعث شد من دوباره برام یادآوری بشه که تضادها و اتفاقات به ظاهر ناجالب برای من نقطه عطف بود .
با سلام به استاد عزیز 😍و خانم شایسته عزیز 😍وهمه همراهان و دوستان گرامی😍
من میخوام یک تجربه از ترسم
براتون بگم .
من سالن زیبایی دارم
در زمانی که ویروس به ایران اومد همه خانواده به من گفتن که نوبتهای عیدتو کنسل کن وگرنه تو هم مبتلا میشی
و من با اینکه روی باورهام و ایمانم کار میکردم و مدام در جوابشون میگفتم قدرت خدا وند و احساس خوب من بزرگتر از این بیماری است در آخر نجواهای خانواده ام در من اثر منفی گذاشت و ترس به سراغم اومد دقیقا از زمانی که تسلیم حرف خانواده ام شدم و از این بیماری ترس عجیبی به دلم افتاد ، من هم مبتلا شدم ،و در مدت زمانی که در گیر بودم متوجه شدم که ترس باعث شد تا من ایمانم را از دست بدهم و این یک درس مهم در زندگی من بود تا تسلیم نجواهای شیطانی نشونم و در چنین شرایطی باور و ایمانم به خداوند را حفظ کنم و از منطق باطل دیگران تبعیت نکنم 😍
😍خداجونم شکرت که من رو در این مسیر قرار دادی 🙏
از شما استاد عزیز هم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو در اختیار ما میزارید 🙏🌷
سلام
از هر فرصتی میشود استفاده کرد به نفع خود اگر فعلا نمیتوانم کار کنم میتوانم روی باورهای خود کار کنم و ایده ها و الهاماتم را اجرا کنم انشالله خدا کمکم کنه فکر میکنم در این قسمت کمی مشکل دارم باید فقط استفاده کرد از این فرصت
باید از قبل آماده کرد خود را مثل کشتی نوح که از قبل خود را آماده کرده بود
حتما که نباید مشکلی پیش بیاید تا تغییر کرد وقتی اوضاع خوبه باید حرکت کرد و تغییر کرد
میخوام از این فرصت استفاده کنم و پیشرفت کنم و روی باورهام کار کنم خدا بهم کمک کنه که به الهاماتم درست عمل کنم
خیلی از این پیشرفتها وقتی بوده که دیگران به عنوان یک اتفاق بد بهش فکر میکردن ولی خیلی های دیگه که در مدار درست بودن اون رو فرصت دونستن و استفاده کردن میشود از هراتفاقی به نفع خود استفاده کرد اگر در مدار درست باشی یعنی اگر با باورهای درست در مدار درست باشی همه چیز به نفع تو است اگر که تو این باور را داشته باشی
همه چیز این جهان بر پایه ی خیر است
فقط باید از هر فرصتی به نفع خود استفاده کرد هیچ چیزی به خودی خود بد یا خوب نیست ماییم که معنا میدهیم به آن اتفاق با افکار و باورهای خودمان
هیچ غیر ممکنی وجود ندارد اگر که تو باورهای درستی داشته باشی
فقط خود را در مسیر درست نگه دار و استفاده کن از هر فرصتی و پیشرفت کن
خدایا به امید خودت یاری ام کن
خدایا شکرت.
سلام استاد عزیز
چی بگم
چی میتونم بگم
نصفه شب ساعت 4تا5صبح این فایل رو از اینستاگرام گوش دادم و واقعا خواب از سرم پرید
بسیار آگاهی های نابی بهم داد این فایل بسیار بفکر فرو رفتم
بسیار تعمق کردم
تصمیماتم رو نوشتم.باخودم تصمیم گرفتم تا وقتی که سیر بشم و درونم بگه بسه این فایل رو تکرار کنم ار بس که توش آگاهی هست..نمیدونم چرا حس میکنم توی این فایل عجیب وصل شدید این فایل حالتون خیلی خوبه خیلی بهتر
فعلا تا به اندازه کافی از آگاهی های این جلسه یا بهتر بگم این دوره استفاده نکردم چیزی در موردشون نمینویسم
تا بچه ها برن و خودشون با دقت زیاد گوش بدهند و درک کنند
بسیار سپاسگزارم
خداروشاکرم بازهم فرصت ناب و عالی برای رشد بیشتر و شکر بیشتر و بهتر بهم داد
همتون رو دوستدارم
سلام و عرض ادب به خانواده عزیز از جنس خداییم
استاد ازت ممنونم که دوباره باعث شدی جرقه ای در باورهام وایمانم وافکارم زده بشه…
دیدگاه من در مورد این بیماری به دید مثبت نگاه کردنه…
اول از هر چیزی باعث شد آدما به بهداشت فردی اهمیت بیشتری بدن ودوم اینکه به قدرت الله یکتا پی ببرن که با وجود این بیماری هم عشق فوق العاده زیادی به بندگانش داره…
واقعا بهشون ثابت کرد که خیلی دوستشون داره وبا اینکه این بیماری تمام دنیا رو گرفته ولی خدا میخواد از پیشرفت ومهارت بندگانش کمال لذت را ببره…
موقعیتی که الان پیش اومده باعث پیشرفت بشریت شده خصوصا در مورد تخصص پزشکی و دارو سازی که عمل پزشکی توانسته خیلی از داروهایی را که قدرت ساختن نشان سخت بود و کاملا آسان و در دسترس قرار بده…
در مورد رفتار و کردار بشریت هم تأثیر چشم گیری داشته.. خصوصا در مورد آدمایی که نسبت به اطرافیان خود بی تفاوت بودن و اصلا براشون مهم نبودن.. حتی پدر و مادرشان.و حتی محبت و صمیمیت واحساس مسئولیت داشتن در انتظار دیدار خویشاوندان و خیرات وکمک به خانوادهای مستضعف و بی سرپرست را خیلی زیاد شده… خدا رو صد هزار مرتبه شکر که با این روش هم میخواد به ما آدما بفهمونه که خدایی،، باشیم از جنس خودش…
در مورد این شبکه ها و اخبارات هم میخوام بگم که همش چرنده چون فقط دنبال بدبختی و نکات و مطالب منفی هستند… نشد یک بار دم از انسانیت و موفقیت و صلح وبرابری بگن.. فقط ضد بشریت حرف میزنن وای به خال کسی که پیگیر این افکار باشه چون هر بار سازی رو میزنن…
خدا رو شاکرم که انسانی مثل سید حسین را سر راهم قرار داده که دستها و نعمتهای خدا رو به ما یاد آور میشه که ارزش خود را بیشتر بدانیم که خالقی داریم خیلی بی نیازه و میخواد درک و باوری از جنس خودش را به ما هدیه بده…
استاد خیلی ازت ممنونم.. از صدای آرام بخش خودت و خانم شایسته عزیز که مکمل این موفقیت هستید… امیدوارم شاگردی لایق برای شما باشم و سرمو همیشه بالا بگیرم و باقدرت در این راه قدم بر دارم و با افتخار بگم الگوی من در زندگی سید حسین و خانواده دوست داشتنی عباس منش هستند و همیشه رو سفیدتون کنم و با کسب موفقیتم بتونم باری رو از روی دوش شما خانواده بزرگم بر دارم چون میدونم هر بار استاد موفقیت شاگرداشو مبیبنه احساس قدرت بهتری پیدا میکنه و محکمتر به راهش ادامه میده… عاشقه تونم..
سلام استاد جونی، خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی
به خدا این فایل رو از دست ندین و ارزشش رو بدونید. این یک در گرانبهاست. دیدین بعضی از آیه های قرآن رو میگن محکمات.
این فایل یکی از محکمات استاد است که البته تعدادشون خیلی خیلی زیاده ولی این فایل خیلی عالیه. 👌👌👌👌👌
من بر اساس همون تعهدی که استاد گفته در کار بدین و جهان شما رو هدایت میکنه دارم پیش میره و باورتون نمیشه که خیلی خوب جهان زمان برام بوجود میاره که روی خودم کار کنم. 🤔🤔🤔🤔
امروز یه برنامه پیاده روی برای من جور شد و هندزفری رو برداشتم و زدم به دل کوچه و خیابون و لذت بردن از هوای خوب فایلهای ناب استاد. همون طور که داشتم قدم میزدم به یه مسیری هدایت شدم که تا این چند ساله اصلا هدایت نشده بودم با اینکه به محل زندگی من خیلی نزدیک بود، ولی گفتم حالا که هدایت شده ام میرم اصلا جلوی اون رو نمی گیرم. اولش خبر خاصی نبود و یه کوچه و خیابون معمولی ولی باز رسیدم به یه دو راهه دیگه باز هدایت شدم به یه کوچه دیگهای که باز تا الان نرفته بودم این بار دیگه اومد چیزهایی که میخواستم. 👏👏👏👏
کلی ساختمان زیبا و جذاب و شیک و دوست داشتنی دیدم که کلی فراوانی نعمت های خدا رو سپاسگزار شدم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
ولی اصل هدایت این بود که من خیلی دوست دارم دارم در شهر خودمون یه خونه بزرگ ویلایی داشته باشم که هم خونه باشه و هم باغ. ولی به نظر خودم نشدنی بود چون خیلی گرونه. این کار نجواهای شیطانی بود و هست ولی در این خیابان که رفتم چند تا خونه ویلایی خیلی بزرگ دیدم که خیلی هم شیک بود و زیبا.یکی از اونها نرده های سبزی داشت که خیلی نظر من رو جلب کرد به خودش.
به خودم گفتم که ببین این خونه تو این محله که محله بسیار خوبی هم هست به این مساحت به صورت ویلایی هست پس من هم می تونم داشته باشم یه خونه ویلایی و نه یه واحد آپارتمان در یک منطقه خیلی عالی. چون ببین یکی داره، برای یکی شده پس به قول استاد باید برای من هم بشه. این قانون 👍👍👍
و از امروز برای منطقی کردن این باور خودم سعی میکنم اون خونه رو بیاد خودم بیارم و به این شکل این باور رو برای خودم منطقی کنم. 👌👌👌👌
این نشانه تعهد من بود به گوش کردن و عمل کردن به فایلهای استاد و خدا میداند که اگر این تعهد رو ادامه بدم چه اتفاقاتی خوب و عالی برای من رخ خواهد داد.
خدایا شکرت بی نهایت 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند
❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️
سلام استاد فرزانه و دوستان هم فرکانسی
موضوع دیگه ای که از این فایل دستگیر من شد خیلی برام جالب و آموزنده بود:
من بر اساس آموزههای قدیمی که داشتم همیشه فکر میکردم که الهامات به پیامبران و امامان انجام میشه و به انسانهای عادی این موضوع انجام نمیشه. البته این برای من بود شاید برای دیگران اینطوری نباشه.
ولی در این فایل استاد به من آموخت که نه این الهامات به عباسمنش همه شده که دفترش رو جمع کنه و بزنه تو کار آنلاین کار مردم در زمانی که همه پکیج می دادند، الهام شده که بره خارج و مهاجرت کنه، به جف بزوس شده که گسترش بده کارش و الان چقدر به کارش اومده. به ایلان ماسک شده و به هزاران انسان دیگه هم شده است.
ولی مهم اینه که عمل کنی به الهامات خودت و بشنوی صدای الهامات رو.
استاد نازم ممنون ازتون که این آگاهی های ناب رو به ما میدی و خداجونی سپاسگزارم ازت که من رو در این مسیر قرار داده ای.
🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🛣️🛣️🛣️🛣️🛣️💎💎💎💎
در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند
❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️
به نام خدای معجزه ها
یادگار 72
سلام استاد عزیزم ومریم قشنگو
وسلام به همراهان این مسیر الهی
خدایا کمکم کن
چقدر این لحظه خوابم میاد به زور چشامو باز نگه داشتم چون مدام یکی تو کلم میگفت برو بنویس
خدایا خودت بگو چی بنویسم
اول از همه چرا من این لحظه بیدارم اصلا جز محالاته که من بعد ساعت 11 بیدار باشم
من دقیقا به خاطر ی خواسته فوق العاده ای که داشتم و بهش رسیدم باید تا این لحظه بیدار میموندم
همش میگفت برو بنویس
برو امیدی شو برای یکی که دنبال نشانه میگرده
یکی میگفت برو بنویس که تا این لحظه به خاطر کار حسابداری شرکتت تا الان بیدار موندی که حساب عقب افتاده رو ثبت سیستم کنی
من ؟؟؟
شرکت؟؟؟؟
حساب عقب افتاده؟؟؟
حسابداری؟؟؟؟
وای خدای من
خدایا هزاران بار شکرت
همین انگاری چند روز پیش بود
انگاری فروردین ماه همین چند هفته پیش بود
اینقدر از شرایط مالی به صفر رسیده بودم
صفر که خوبه به زیر صفر رسیده بودم که هر روز آرزو میکردم خدایا کمک کن کارم راه بیفته این بدهی هارو پرداخت کنم حداقل برسم به صفر
اینقدر منفی و بدهی داشتم که رسیدن به صفر آرزوم بود
دقیقا تمام کلماتی که استاد گفت
همه درگیر ایام عید و تعطیلات و مسافرت
اما من تعهدی خودمو بستم به سایت با اینکه حدود یک سال وخورده ای بود عضو سایت بودم اما از فروردین ماه تعهدی نشستم پای سایت
آبجیم میگفت توکه استعداد داری و کلی هم بلدی این تایم رو به جای اینکه سایت باشی بزار آموزش ترید کردن
بعد 6 ماه ببین چه درآمدی داری
گفتم اتفاقا من معامله کردم
گفتم خدایا من 6 ماه تعهدی پای سایت هستم اگه تو این 6 ماه نتیجه نداد بعدش میرم اموزش ترید
فرض میکنم این 6 ماه هم کلا خواب بودم
دقیقا هرچی دوره از استاد خریده بودم نشستم پاش و جلسه به جلسه نکته برداری میکردم هر تمرینی که داشت با توجه به شرایطم میرفتم اجرا
وای خدای من
چه سانازی از من ساخت دوره عزت نفس
کلهم انقلاب کرد
دقیقا درگیر دوره عزت نفس بودم هدایت ها اومد قدم اول برداشتم
دقیقا تمام سختیش قدم اول بود
بعدش کرور کرور نشانه اومد هدایت اومد معجزه اومد
خدایا هزاران بار شکرت
دختری که حتی خریدن ی صبحونه آرزوش بود دقیقا یک ماه بعد از اقدام به قدم اول دفتر کار اجاره کردم
اونم دقیقا موقعیت عالی
خدای من
درامد من به جایی رسید که فقط گریه میکردم فقط اشک میریختم و میگفتم خدایا شکرت فقط بهم قدرت بده سپاس گذار این نعمتت باشم
معجزه پشت معجزه
از درو دیوار مشتری می اومد
از درو دیوار لینک عالی پیدا میشد من ازش جنس تهیه کنم
خدایا هزاران بار شکرت
اینقدر تو این چند ماه پول به حساب من اومد و جابجا شد که مجبور شدم با حساب خانواده هم کار کنم
خدایا هزاران بار شکرت
ی روزی با گریه گفتم خدایا کمک کن من به درامد برسم که واقعا این نداشتن و دست خالی بودن داره تمام ارزش و بهای منو از بین میبره
در حدی اعتماد به نفسم پایین اومده بوذ که اصلا روم نمیشد با همکاری چشم تو چشم بشم
و اما الان به لطف الله
اینقدر فروش بالایی دارم کع همیشه حساب کتاب من به هم ریخته هست و به سختی مشخص میشه واریزی و برداشت چجور بوده
دقیقا استاد جهان سرند میکنه
من با چشمای خودم دیدم
حتی الان ناخوداگاه مدل راه رفتن منم عوض شده
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت بودن درمسیر هدایت الهی که نشانه اش احساس خوب من است .
نمیدونم از کجا شروع کنم و از کجا بنویسم !!!!
از خداوند هدایت میطلبم مثل همیشه برای نوشتن این کامنتم منو یاری کنه
یک باور بسیار خوب توی اوایل این فایل بود
و من اینطوری نوشتم توی دفترم :هر موقع به هر دلیلی بیکار شدی ،بدون یک موهبته
مثال خودمو میزنم ، چندین روز پیش سه تا خواسته تعیین کردم برای خودم
دریافت ورودی مالی با کار آسون
که سیستم پولسازی رو قطع نکنم
خواسته بعدی کارکردن روی خودم به بهترین شکل
خواسته بعدی
حرکت در مسیر علایق
و صدهزار مرتبه شکر
هر سه خواسته تیک خورد به امید خدا در عرض شاید یک هفته
من چیکار کردم ؟؟؟
من فقط سمت خودم رو انجام دادم
خب من توی کار ملک فعالیت میکردم و تصمیم گرفتم که تمام تمرکزم رو بزارم روی علاقه مندیم که بدنسازیه ،
خب هم به کار ملک و هم به حرفه بدنسازی و هم به فوتبال علاقه دارم و ثابت کردم که توی این سه حرفه میتونم موفق باشم ،ویه خودم توی این دوسال ثابت کردم که من توانایی انجام هر کاری رو دارم
وقتی تصمیم گرفتم وارد حوزه ی ملک بشم ،هدایت خواستم و وارد شدم و طولی نکشید که پول درآوردن واین پول درآوردن با استفاده انرژی ذهنی اعتماد به نفس منو صدچندان کرد و کلی چالش و موضوعات دیگه که چنان باهاشون پخته برخورد کردم که فک نمیکنم کار 99درصد مردم باشه ،
(دوستان معنای پختگی از دیدگاه مردم ،کسیه که خیلی تجربه داره و اینا ،اما در حقیقت پخته ی واقعی ماییم که آگاهیم به قوانین )
وجودم پر از گفتس و کاش هزارتا انگشت داشتم برا نوشتن
و توی فوتبال و حتی بدنسازی
من خلاصه تصمیم گرفتم و تمرکزمو کلا برداشتم از روی همه چیز و گفتم حتما باید به این سه تا خواسته زود برسم
اما نه با چسبیدن و عجله
صدهزار مرتبه شکر قانونو بلدیم
گفتم من فقط روی خودم کار میکنم و نشانه ها پشت نشانه ها اومد و دوسه روز بعد پروژهی خانه تکانی ذهن اومد و واو
چی بگم من فقط روی خودم کار کردم و سعی کردم نجواها رو مدیریت کنم ،همین ،فقط همین و خداوند کارها رو انجام داد ،باید اعتراف کنم زمانی هیچ نشانی از هیچ چیز نبود یعنی همین دو روز پیش ،معجزه ها شروع شد
اون کاری که میخواستم اسون باشه و تایم داشته باشم روی خودم و روی حوزه ی علاقه مندیم تحقیق و بررسی کنم
خودش با پای خودش اومد
خودش با پای خودش اومد
و گفتم خدایا تو مدیریت کن همه چیزو و انجام شد یک کار که روزی نیم ساعت از من وقت میگیره با ماهی 8میلیون
میبینید؟؟؟ دم گوشم بود خواسته ،فقط باید من آمادش میشدم و مدارم میرفت بالا
و درضمن یک مهارت دیگه که در حال یادگیریش هستم که 6ساعت زمان میزارم براش و ماهی 12اای 15میلیون درآمد داره
و اون 6ساعتم حتی میتونم فایل گوش بدم و بعد ادامه روزمو کلی تایم دارم که روی خودم کار کنم و از طریق علاقه مندیم شروع به کسب درآمد کنم ،که اصن برام مهم نیست کی به درآمد میرسه ،چون عاشق این کارم
داستان اون نیم ساعت ماهی 8میلیون چیه ؟؟؟
یه بنده خدایی که قبلاً باهاش تو کار ملک آشنا شدیم ،دوتا سگ داره تو ویلاش ،گف فقط روزی نیم ساعت بیاغذا و آب بزار براشون ،
چرا من هدایت شدم به این کار ؟؟؟ چون درخواست کردم و دست خداوند رو باز گذاشتم
دوباره یه پیشنهاد از داییم امروز اومد برای محصولی که توی باغش هست و بالای 15میلیون توی سه چهار روز احتمالا بزنم ،بیشتره اما کمتر نیست
من چیکار کردم ؟؟؟
من فقط روی خودم کار کردم و گفتم خدایا هرچی بگی با کله میرم توش و به قول استاد وقتی خداوند تعهد شمارو میبینه درهارو باز میکنه و شما فک کن یک فرد ناآگاه از قوانین میخواست به این خواسته ها برسه اونم توی یک هفته ؟؟؟!!!! اونم اسپری و بزنی و باشگاهتو بری و دوشتو بگیری و بشینی توی محیط دنج خونه روی خودت کار کنی !!!!!
تفاوته عظیمیه
وارد یه گفتگویی با خدا شدم امروز
موقع پیاده روی
گفت همه چیز درزمان مناسبش اتفاق میوفته
بعدش گفتم خب اینی که گفتی یعنی چی ؟؟؟
بعد خداوند بهم گف که یعنی تو روی خودت کار میکنی ،روی اعتماد به نفست روی باورهای هم جهت با خواستت و نمیچسبی به خواسته ها و این دقیقا جوابی بود که دریافت کردم و چقدر درست بود برای حال و روز این روزهایی که اینو یا گوشت و پوست و استخون درک کردم و چه لذتی داره حس خالق بودن و حس کنترل تمام جوانب زندگی
چی بگم ؟؟؟
مگه مسیری که الهامات میگه با مسیر آزمون وخطا یکیه ؟؟؟
چی بگم؟؟؟
صدهزار مرتبه شکر که هرروز درک بهتری از قانون پیدا میکنم و حرفای استاد رو بهتر درک میکنم
من فقط چند روز جدی روزی دوساعت روی خودم کار کردم ،همین !!!!
و فقط باید مقاومت هارو کنار بزاریم
و این خداوندیه که باهاش سروکار داریم
که باران رحمتش و نعمتش هر لحظه درحال باریدنه و فقط کافیه که ما ظرفمونو آمادهی دریافت کنیم ، تقصیر خدا نیست اگه نمیشه ،من توی دریافت ضعیفم ، وگرنه به محض خواستن اجابت میشود ،فقط باید روی قسمت دریافت بیشتر کارکنم و این تنها وظیفهی منه و همین کافیه که خداوند بقیه کارهارو انجام بده
خدایا شکرت
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
در پناه الله یکتا .
سلام دوست خوبم آقای زارعی، من چند روزیه روی باورهای توحیدیم دارم کار میکنم و دلم میخواد با خدا رابطم صمیمی بشه و توحیدی عمل کنم… من به پروفایل دوستان زیادی هدایت شدم و امروز به پروفایل شما هدایت شدم….
اینکه توی این کامنتتون نوشتین که (وارد یه گفتگویی با خدا شدم و خدا بهم گفت همه چیز در زمان مناسبش اتفاق میفته) میخوام بدونم اگه منم با خدا وارد گفتگو بشم مثله شما جوابمو میده؟ یا این تکامل میخواد؟ من از اول مهرماه روی خودم جدی دارم کار میکنم اما هرچی کامنت میخونم از دوستانی که نتایج عالی گرفتن، فقط به یک چیز میرسم اونهم… حس سپاسگذاری و توحید هست…. ممنونم میشم منو راهنمایی کنید که چطور من هم وارد گفتگو با خدا بشم؟؟ آیا راحت و ساده باهاش حرف بزنم؟
سپاسگذارم
به نام خداوند هدایتگرم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی گرامی و دوستان نازنینم
وای وای ، عمل به الهامات چی کار میکنه با ادم .
تو کامنت قبلیم نوشتم که از خدا خواستم ایاتشو بیشتر درک کنم و خدا بهم الهام کرد که هر روز فقط یک ایه رو بخونم و بهش فکر کنم .
نمی دونید تو این دو روز خدا چی کار کرده بامن ، با ایاتش .
روز اول که هدایت شدم به یه ایه که هم زمانی عجیبی با فایلی که گوش دادم داشت .
همون روز وقتی اومدم تو دفتر شکرگزاریم با خدا حرف بزنم و شکرگزاری کنم ،
بعد از کلی شکرگزاری نوشتم خدایا من عاشق این مسیر شدم ،
نوشتم تویی که این قدر قشنگ منو هدایت کردی به این سایت ، نباید اجازه بدی حتی خیلی کم از این مسیر منحرف بشم ،
نوشتم خدا من هر روز که بیشتر میشناسمت ، بیشتر عاشقت میشم .
نوشتم خدا من میخوام همیشه تا ابد کنارم باشی همین قدر نزدیک حست کنم .
حال عجیبی داشتم ، خدا رو تو ذره ذره وجودم حس میکردم
حتی چیزهایی نوشتم که باورم نمیشد من نوشتم .
نوشته بودم خدا تو رو یه جوری حس میکنم ، مثل بچه ای که تو وجودم داره رشد میکنه ، اونقدر واضح حست میکنم که تو عمرم اینجوری حس نکرده بودم .
من نمیخوام هیج وقت این حس و از دست بدم
من خیلی لذت میبرم از داشتنت از بودنت .
و کلی اشک شوق ریختم .
امروز دوباره اومدم تا ایه ی دیگه ای رو بخونم و به الهاماتم گوش کنم که
بازم خدا غافلگیرم کرد
ایه این بود :
وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى یُبَیِّنَ لَهُمْ ما یَتَّقُونَ إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
خداوند بر آن نیست که قومى را بعد از آنکه هدایتشان نمود، بىراه بگذارد تا آنچه را (که باید از آن) پرهیز کنند، برایشان بیان کند. قطعاً خداوند به هر چیزى داناست.
وای خدای من ، خدا با این ایه با من خیلی قشنگ صحبت کرد
بهم گفت بنده ی من ، وقتی من هدایتت میکنم ، امکان نداره به راحتی رهات کنم
حسی که الان دارم و با هیچی عوضش نمیکنم ،
چه قشنگه ، که وقتی ما یه قدم برمیداریم ، اون مثل مدیر برنامه ی عالی ، همه ی کارا رو درست میکنه ، برنامه ها رو کنار هم مرتب حل میکنه و میچینه
تا ما به خواستمون برسیم .
الان دارم درک میکنم نوشته ی بعضی بچه ها رو که میگفتن ، دیگه رسیدن به خواسته برامون مهم نیست ، چون داریم از مسیر لذت میبریم .
خدایا شکرت که اینقدر به من نزدیکی
خدایا شکرت که هر روز بیشتر عاشقت میشم .