live | کنترل ورودی های ذهن - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

751 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1465 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    ممنون استاد عزیز که راه و مسیر درست زندگی کردن را به ما نشان می دهد و به ما کمک می کند تا بتوانیم به راحتی و آسانی قدم به قدم جلو برویم و حال خوب داشته باشیم

    نکته مهم در این است که من باید مراقب ذهن و رفتار و عکس العمل خودم باشم

    من باید بتوانم اعصاب خوردی را از خودم دور کنم

    باید بتوانم در مقابل مشکلات و تضاد ها و چالش هایی که در زندگی روزانه برای من رخ می دهد عکس العمل خوب و منطقی داشته باشم

    بجای اینکه از کوره در بروم

    بجای اینکه عصبانی بشوم بخواهم داد و بیداد کنم

    در حد توان خودم آرامش خودم را حفظ کنم و از خدای خودم کمک بگیرم

    دیروز در موضوع برق برقکاری مغازه خودم توانستم بعد خودم را کنترل کنم و در نهایت به یک جواب منطقی و عالی خوب رسیدم

    توانستم به این درک برسم که هدایت خدای مهربان برای من به بهترین شکل ممکن رخ داد و در نهایت به یک نتیجه فوق العاده دست پیدا کردم

    من خودم خالق زندگی خودم هستم و همه چیز برای من زمانی رخ می دهد که بتوانم توجه و تمرکز و نگاه و دید خودم را تغییر بدهم

    جالب در این است که وقتی من دیدگاه و نگاه خودم را تغییر بدهم اتفاقات و جریان زندگی من هم تغییر خواهد کرد

    و این تغییر بی شک جریان زندگی من را هم تغییر خواهد داد

    من فکرم را تغییر دادم جهان بیرون من تغییر کرد

    یک درس عالی دیگر

    منتظر اتفاقات خوب بودن

    بی شک همان اتفاقات خوب برای من رخ خواهد داد

    چقدر این بحث باور مهم است

    هر چه فکر کنم و هر جور که اعتقاد داشته باشم همان جور برای من رخ می دهد

    این مهمترین درس و نکته امروز برای من بود

    باید و باید از امروز به خودم تعهد بدهم که بیشتر مراقب ورودی های خودم باشم

    خوب ببینم تا خوب برداشت کنم

    بیشتر آرامش خودم را حفظ کنم

    کمتر عجول باشم

    آرام تر باشم

    باید و باید بتوانم توانایی های خودم را بیشتر بشناسم و در کل حال خوب را برای خودم پایدار کنم

    همه اینها برای من زمانی رخ می دهد که بیشتر و بیشتر روی خدای خودم حساب باز کنم و از او کمک بگیرم

    الهی به امید تو

    خدای من دوستت دارم

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای مهربانی ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    ملیحه مهارتی گفته:
    مدت عضویت: 1022 روز

    سلام استاد عزیز

    نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

    تا اشارات نظر (فرکانس های ذهن من) نامه رسان من و توست :)

    الان که دارم این کامنت رو مینویسم در روزهایی هستیم که میشه گفت کشورمون در حساس ترین مقطع حساس کنونی خودشه :))

    من هم در ابتدا ذهنم ناخودآگاه میخواست حالم رو بد کنه اما من آگاهانه نشستم پشت فرمون ذهنم و اجازه ندادم درگیر اخبار بد بشم

    حتی هرکسی هم داشت صحبت هایی از جنس اخبار روز با من میکرد یه لبخند تحویلش دادم و یا بحث رو عوض کردم یا اگه شنونده ی از راه دور موضوعات بودم هندزفری گذاشتم تو گوشم و آهنگ بی کلام گوش دادم که اون حرفا رو نشنوم.

    الان که این فایل رو میدیدم یادم به اون صحبت شما افتاد که همیشه میگین جهان وقتی تعهد شما رو میبینه در مقابلتون کرنش میکنه

    دقت کردم دیدم الان دو سه شبه که تو خونه اصلا تلویزیون روشن نمیشه ( و این خیلی عجیبه ) یه شب بعد اینکه تایم اخبار گذشت شنیدم مامانم به بابا گفت عههه امشب اخبار گوش نکردیم بابام هم در جوابش گفت حالا همون حرفا بود دیگه ولش کن .

    من از تو اتاق چشمام چهارتا شد که عجججب بابا از اخبار گذشته ، بعد که فکر کردم دیدم این فرکانس های منه که داره کار میکنه و جهان اطرافم رو تغییر میده .

    دیشب هم که تولد بابا بود و خواهرم و شوهرش قرار بود بیان خونه ما ، من از خدا خواستم نذاره بابام با شوهرخواهرم بشینن به بحث سیاسی و بحث روز جامعه ( تقریبا در 99 درصد مواقع این اتفاق میفته) و اگه این اتفاق هم افتاد به من کمک کنه وارد جریانشون نشم و فضام رو عوض کنم.

    بعد که مهمونی تموم شد و این دو بزرگوار رفتن من تازه یادم افتاد که حتی یک کلمه هم بحثی صورت نگرفت و فقط خوشی و شادی بود که جریان داشت.

    خداروشکر میکنم که قدرت کنترل ذهنم رو در این روزها داشتم و تاثیرش رو در جهان اطرافم و آدمای زندگیم هم میبینم.

    خداروشکر میکنم که این روزها نه تنها برای من مقطع حساس کنونی نیست بلکه مقطع شادی و لذت و حال خوب کنونیه و هر روز هم داره به لطف خدا بیشتر و بهتر میشه :)

    و خداروشکر که قوانین خداوند بی نقص کار میکنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    هدیه کردی گفته:
    مدت عضویت: 1908 روز

    سلام به استاد عزیزممم

    وخانوم شایسته مهربونم

    و سلام میکنم به همه دوستان جان در این مسیر توحیدی

    رسیدیم به گام چهاردم از گام به گام خانی تکانی

    چقدر در زمان مناسب بودم که این فایل برای من اومد

    هم زمانی داشت با کنترل فکری که باید انجام بشه

    اگر شرایطی میخوایی داشنه باشی که مثل بقیه نباشه

    پس باید جوری رفتار کنی و جوری فکر کنی که نتیجه متفاوت بگیری

    مثل بقیه فکر نکنی و حرف نزنی

    استاد اومدین داخل فایل گفتین که همه چی از فکر ما هست همه چی از کنترل ذهنه

    یعنی اگه به یه نفر یه قرص بدی و بهش بگی براش سمه با اینکه اون قرص براش خوبه

    بخوره چون باور کرده سمه بیمار تر میشه و بدتر میشه حالش

    و به یه نفر سم بدی وبگی این برات خوبه

    با اینکه باور کرده که براش خوبه بخوره بهترم میشه حالش

    چه مثالی بود

    چه حرفی زدین استاد

    اصن من همینجوری موندم و فایل رو استاپ کردم و نشستم فکر کردم

    که چقدر میتونه قدرت افکار قوی باشه

    چقدر میتونه یه فکر انقدر در ما اثر بزاره

    و همینجوری هم هست که ما باید روی خودمون کار کنیم روی افکارمون کار کنیم

    بهش غذای خوب بدیم

    بهش خوراکی بدیم که بتونه اثر خوبی روی ما بزاره

    این دنیا خر تو خره

    هر چی رو باور کنی همون برات رقم‌میخوره

    برای همینم هست که هر کسی یه فکری داره

    و بر اساس فکرش نتیجه هاشم توی زندگیش مشخصه

    و میدونید داستانش چیه ؛

    اینکه هرکسی بر اساس تجربه اش باور میسازه

    اگه بری توی یک کاری و موفق بشه

    میگه این کار خیلی خوبه

    اگه بره داخل کاری و از پسش نتونه بر بیاد و کلی بدهی بالا بیاره به واسطه باوراش

    میگه این کار بدرد نمیخوره

    و در نهایت چیزی رو داره که تجربه کرده

    اینجا من میخوام تفاوت خلق کنم زندگیمو

    میخوام زندگی رو جور دیگه ای تجربه کنم

    میخوام راحت رشد کنم و راحت ثروت وارد زندگیم بشه

    و حالا من باید روی باورام کار کنم تا از نورم جامعه جدا شم

    استاد چقدر کنترل ذهن قشنگه و همه زندگی و نتایج زندگیمون به واسطه کنترل ذهنمونه ولی همینجوری که گفتین کار سختیه و کار هر کسی هم نیست

    چقدر فایل فوق العاده ای بود

    چقدر پر از آگاهی بود

    باید هر روز به خودمون یاد آوری کنیم قانونو

    عاشقتونممم استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربونم

    از خدا میخوام کمکم کنه که از اون دسته انسان هایی باشم که بهشون نعمت داده ای نه کسانی که غضب کردی و نه گمراهان

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    عاطفه گفته:
    مدت عضویت: 699 روز

    سلام به همگی

    الان که دارم این متن رو مینویسم اشک میریزم از قدرت هدایت خداوند

    بیشتر از یک سال که درگیر بودن با بیماری منو دیگه خیلی ناامید و افسرده کرده بود و واقعا کنترل ذهن در بیماری خیلی سخته و همونجور که استاد تو این فایل بهش اشاره کردن

    و مثل همیشه هدایت شدم به فایل های استاد بدون اینکه بدونم این فایل درمورده چی هست

    و دقییییقا همون حرفایی رو زدن که تو این شرایط واقعا در مورده سلامتی نیاز داشتم

    این متن رو اینجا گذاشتم به یادگار تا بعد از بدست آوردن کامل سلامتیم مجدد پیام بذارم و بازم هزااران بار خداروشکر کنم بابت هدایتش

    خدایا من حاضرم که دستم رو بگیری به سمت سلامتی و خوشبختی و راه درست هدایت کنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      عاطفه گفته:
      مدت عضویت: 699 روز

      سلام واقعا نمیدونم چی بنویسم چجوری خدارو شاکر باشم الان سه ماه از کامنتی که قبلا گذاشتم میگذره و دقیقا یک ماه بعدش به شکل معجزه آسایی به سمت درمان هدایت شدم وتمام مسیر دستان خدا به کمکم اومدن و الان در ساااااالم ترین حالت خودم هستم

      خدایا شکرت بابت نعمت سلامتی که به من دادی و خداروهزاران بار شکر بابت استاد عزیزم که کاملا هدایت شدم به فایلشون زمانی که کاملا ناامید بودم

      اتفاق جالبی که برام افتاد مطب دکتر شهر دیگه ای بود و منم چون چند ساعت توی مسیر بودم به شدت گشنه بودم و اتفاقی هدایت شدم به یک رستوران که توی کوچه هم بود و خیلی دیدی هم نداشت و وقتی وارد رستوران شدم کارمند رستوران گفتن اینجا کاملا رزرو شده و امکان پذیرایی نداریم و صاحب مجلس (ناهار بعد از عقد) گفتن ایشون که الان اومدن مهمان ما هستن بشینن با بقیه ازشون پذیرایی بشه و به این شکل بهترین ناهار زندگیم رو خوردم

      اینم بگم اولش نمیخواستم قبول کنم و خجالت میکشیدم بعد به خودم گفتم خدا به دل بنده ش انداخته تورو امروز مهمون کنه و همون روزم پزشک به من گفتن کاملا خوب شدی

      اشکی که الان دارم میریزم از خوشحالی و افتخار به خودمه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    ستاره گفته:
    مدت عضویت: 1878 روز

    سلااام وصد سلاام به همگی

    از جمله استاد عزیز دلمم

    کنترل ورودی ذهن

    کلیدی ترین راهکاربرای کنترل تمام زندگیم

    استاد این جمله عالییی بود «که غذای نامناسب همون موقع اثرش رو نشون میده

    ورودی منفی ذهن بعد از یه زمانی که قدرت بگیره خودشو نشون میده»

    خیلییی به درکم کمک کرده

    کار راحتی نیست در ابتدا مخصوصا اگر یک فرد مثل من افکار منفی گذشته زیادی داشته باشه وقدرتشون زیاد باشه اولش که کار میکنی غیر منطقی به نظر میاد ولی با ادامه دادن این مسیر کم کم بیشتر میشه مهارت کنترل ذهن در اون مسیر جدید

    اول راه فقط باید امیدمو نتایج کم کم به وجود میاد

    یه مطلب عملی خوندم قبلا نوشته بود کلی سلول های بدون استفاده توی ذهن هست وقتی یه باور جدید یا یه مهارت جدید شروع میکنی اروم اروم مثل یه گیاه شروع به رشد میکنه هر چی بیشتر تمرین کنی توجه کنی رشد میکنه

    اگر از باور های قبلی استفاده کنی به رشد اون کمک میکنی

    برای حذف باور های گذشته تنها راهش اینکه که استفاده نکنی ضعیف وضعیف وکوچیک میشه

    یعنی کل راهش تمرین وتکرار باوری که میخوای هست

    خداروهزار مرتبه شکر

    عاشقتووونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1536 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    کنترل ورودی های ذهن

    زمانی که با چالش ها و تضادهایی مواجه می شویم:

    کنترل ذهن برای ما بسیار دشوار خواهد بود

    اگر همه ی افراد قادر به کنترل ذهن خود بودند:

    نتایج مشابهی کسب می کردند

    دلیل تفاوت بین افراد: تفاوت در میزان کنترل ذهنشان است

    کنترل ذهن واکنش نشان ندادن به شرایط بیرونی:

    کار بسیار سختی است و افراد زیادی نمی توانند ذهن خود را کنترل کنند

    تا زمانی که ذهن ما به اتفاقات بیرونی واکنش نشان می دهد:

    از همان جنس اتفاقات برای ما رخ خواهد داد

    چرا؟

    چون اتفاقات ما توسط:

    افکار باورها ذهنمان و فرکانس های ما ایجاد می شود

    زمانی که فرکانس های ما مربوط به موضوعات بیرونی و غالبا ناراحت کننده است:

    فرکانس های ما مسائل ناراحت کننده ی بیشتری را برایمان رقم می زند

    و زندگی برای ما همیشه:

    با سختی و زجر همراه است

    هر فردی به هر نتیجه ای دست یافته:

    توانسته ذهن خود را کنترل کند

    هر چند: با تکرار و تمرین مانند هر مهارتی کنترل ذهن ما راحت تر و آسانتر خواهد شد اما همواره با چالش هایی همراه است

    بپذیریم:

    *همواره و همیشه نمی توانیم ذهن خود را کنترل کنیم

    *اگر بتوانیم ذهن خود را کنترل کنیم زندگی خود را کنترل می کنیم

    برای کنترل ذهن:

    ورودی های خود را به شدت کنترل کنیم:

    تلویزیون اخبار رسانه ها افراد منفی … را به صورت کامل حذف کنیم

    ما با کانون توجه خود:

    اتفاقت زندگی خود را خلق می کنیم

    با توجه به رسانه های جمعی: اجازه می دهیم آنها زندگی ما را کنترل کنند

    چرا رسانه های جمعی تنها در مورد موضوعات منفی صحبت می کنند؟

    چون اخبار نامناسب: مخاطب پسندتر و جذابتر هستند

    افراد بسیار زیادی به دنبال اتفاقات نامناسب هستند:

    رسانه های اجتماعی به آنها خوراک می دهند

    اگر قصد نداریم مشتری آنها باشیم:

    اخبار نامناسب را دریافت نکنیم

    ذهن ما ورودی ها را دریافت کرده: متناسب با آن ها به ما خروجی ارایه می دهد و اتفاقات نامناسب را برای ما رقم می زند

    در ابتدا کنترل ذهن و ورودی ها:

    دشوار است اما به مرور مانند هر مهارت دیگری انجام آن راحت تر شده و ورودی هایی را دریافت می کنیم که:

    به رشد و پیشرفت ما کمک می کند

    به واسطه ی کنترل ذهن و ورودی های مناسب:

    خروجی های مناسبی را دریافت می کنیم

    غذاهای فاسد و نامناسب ذهنی:

    ضررهایی به مراتب بسیار بیشتری از غذاهای نامناسب جسمی برای ما ایجاد می کند تفاوت آن در این است که:

    تاثیر غذای نامناسب بر جسم ما بسیار مشهودتر از ذهن ماست

    چون:

    فرکانس ها مدتی طول می کشد تا به نتایج زندگی ما تبدیل شوند

    زمانی که به ورودی های نامناسب توجه کرده:

    آنها را در ذهن خود تکرار و مرور می کنیم قدرت زیادی پیدا کرده و پس از مدتی اتفاقات مشابه با آن را در زندگی خود تجربه می کنیم

    باید بتوانیم :

    به اتفاقات نامناسب از زاویه ای نگاه کنیم یا آن را به گونه ای متفاوت در ذهن خود تفسیر کنیم که به ما احساس بهتری دهد

    از آن جایی که باورهای ما اغلب نامناسب است:

    با نامناسب تر شدن ورودی ها متوجه رخ دادن اتفاقات نامناسب تر نخواهیم شد:

    به همین دلیل اغلب افراد متوجه بدتر شدن اوضاع تدریجی خود نیستند

    اما اگر همواره در مسیر درست حرکت کنیم:

    به محض بد شدن اوضاع و نتایج متوجه خواهیم شد که ورودی های ذهنی نامناسب داشته ایم و با تغییر آنها:

    دوباره به مسیر صحیح باز می گردیم

    افراد در مدار نامناسب:

    همواره در انتظار رخ دادن اتفاقات نامناسب هستند

    افراد در مدار مناسب:

    همواره در انتظار رخ دادن اتفاقات مناسب هستند

    برای ایجاد باور مناسب در زمینه ی سلامتی بدانیم:

    -سیستم ایمنی بدن ما حاصل میلیون ها سال تکامل و بهبود مستمر است

    -بدن ما از هزاران بیماری به سلامت عبور کرده و اعضای بدن بسیار قوی و قدرتمندند

    -نسل های قوی تر همواره باقی مانده و نسل های ضعیف تر در گذشته نابود شده اند

    -به میزانی که به عملکرد قوی سیستم ایمنی خود ایمان و باور داشته باشیم جسم ما عملکرد بسیار بهتری از خود نشان خواهد داد

    -ذهن ما بر جسم مان تاثیر گذار است به میزانی که باورها و احساس بهتری در مورد جسم خود داشته باشیم جسم سالم تری خواهیم داشت

    -گلبول های سفید ما بسیار قدرتمند هستند

    -هر کسی به شیوه ی متفاوتی می میرد و مرگ پدیده ای طبیعی است که برای همه ی افراد رخ می دهد بنابراین اگر زمان مرگ فرا رسیده باشد راهی برای گریز از آن نیست و هیچ عاملی نمی تواند جلوی آن را بگیرد

    -تضادها و مشکلات همیشه وجود دارند از تک تک لحظات خود لذت ببریم و احساس خوبی داشته باشیم

    با تمرکز بر نکات مثبت: زندگی ما هر بار زیباتر خواهد شد

    اگر قصد گرفتن نتایج متفاوت از عموم جامعه را داریم:

    باید متفاوت از آنها باور و عمل کنیم

    زمانی که تمرکز اکثر افراد بر نازیبایی ها و نکات منفی است:

    بهترین زمان برای جدا شدن از بدنه ی جامعه است

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    اکرم گلرخ گفته:
    مدت عضویت: 819 روز

    سلام استاد عزیزم استاد مهربونم استاد ارزشمند خودم

    سپاسگذاری به خاطر وجود شما یکی از سپاسگذاریهای هر رو منه.

    من هر روز تو زندگیم معجزه حرفای شما رو میبینموهر روز ایمانم به شما وباورهاتون بیشتر میشه ، حرفهایی که تو هیچ کتابی نیومده اصلا نیست.

    تو این مدتی که جدی‌تر رو خودم کار میکنم زندگیم تغییر کرده آرام تر زیباتر ومرفه تر از قبل شده ونتایج هر روز بزرگتره

    .من همسر یه نظامی هستم که چندین ساله درگیر جنگ سوریه شدیم .همسرم علارغم مخالفت من به ماموریت میرفت من وبچه هارو تنها میزاش وسختی هایی که من درگیرش بودم بینهایت بود.من او روزها شما رو نداشتم که اگر بودید اون سختی ها نبود.

    به هر حال جنگ سوریه زندگی منو درگیر کرده بود.همه جا حرف جنگ بود وحمایت نقدی ومردمی به سوریه وهمسر من که میرفت و میومد .منم تحمل میکردم بااین باورکه ثواب داره خودم رو آرام میکردم .حالا بعد از ده سالالان یک هفته ای هست که سوریه سقوط کرده واون همه کمک وحمایت وسختی ها نمیدونم چی شد.من خیلی خوب تاثیر حرفای شمارتو این اتفاق دیدم کمک کردن به آدمهایی که خودشون سرنوشت کشورشون واسشون مهم نیست سرانجام نداره

    من همه اون سختی هارو تنهایی هارو بهانه های دخترامووکمبودهارو فراموش کردم چون از شما یاد گرفتم روی منفی ها خط بکشم ودر لحظه زندگی کنم .

    استاد عزیزم خیلی حرف دارم واسه گفتن در مورد جنگ سوریه نبودن همسرم نیش وکنایه های اطرافیان ترحم مردم به خودم وبچه ها که نمی تونم زیبا بنویسم امیدوارم شما حرف دل منو بدونید وناگفته هارو بشنوید.الان که دارم باهاتون حرف میزنم گریم گرفته وچقدر خوشحالم که شمارو دارم ایمان قلبی دارم به درستی مسیرتان درستی باور هاتون درستی سبک زندگیتون اخلاص و خداباوریتون.وبا خودم عهد بستم تا آخرین لحظه عمرم به شما متعهد باشم به حرفاتون عمل کنم و خوشبخت ترین آدم روی این کره زیبا و شگفت انگیز باشم. خدایا سپاسگذارم که استادرو دارم.

    ظ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    محمد طاها افضلی نیا گفته:
    مدت عضویت: 608 روز

    سلام به استاد عزیز و مریم شایسته و دوستان

    من همش با خودم فکر می کردم که چطور می تونم ذهن ام رو زمانی که وارد مکانی می شه که پر از ناخواسته و توجه بر نکات منفی هست کنترل کنم همش با خودم می گفتم که باید اعراض کنم یا بحث رو عوض کنم و یا اهمیت ندم و … ولی من الان که به عمل خودم نگاه می کنم تازه می فهمم چرا استاد می گه کنترل ذهن کار ساده ای نیست یسری جاها واقعا سخت می شد که اعراض کرد و نادیده گرفت و حتی یسری جاها به قدری افراد منفی می شدن که پیدا کردن ویژگی مثبت و تمرکز روی اون خیلی سخت می شد چیزی که من فهمیدم اینه که فرقه بین اعراض و فرار خیلی وقتا بوده که من بجای اعراض از ناخواسته از اون فرار می کردم که این یعنی من اون ناخواسته رو به شکل یک حقیقت پذیرفته بودم تو زندگیم چون آدم از چیزی که فکر می کنه واقعا تو زندگی اش هست و وجود داره فرار می کنه ولی اعراض واقعی و اهمیت ندادن به ناخواسته یعنی اینکه واقعا به این درک رسیده باشی که اون موضوع منفی درست نیست و حقیقت واقعی فقط و فقط خوشبختی و آرامش توعه. و تو بجای فرار باید با اون مسئله رو به رو بشی و اون رو حل کنی, یک بار برای همیشه و از ریشه.

    اون وقته که میشه اعراض کرد زمانی که دیگه به باور های مخرب دیگران ذره ای باور نداریم و به جای اون ها باور های درست و دیدگاه خودمون رو داریم.درست مثل استاد که به باور ها و اصل هایی رسیده و اون هارو جوری در ذهن اش ثابت کرده که هیچ چیزی و هیچ کسی جز خودش نمی تونه اون ها رو تغییر بده و روش تاثیر بزاره, درواقع زمانی میشه با یک باور مخرب و یک ورودی نادرست واقعا مقابله کرد و جلوش رو گرفت که به این باور قلبی رسیده باشیم که اون ورودی و باور درست نیست و به ما آسیب می زنه.

    شما رو به خدای بزرگ می سپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    Shirin گفته:
    مدت عضویت: 2517 روز

    سلام استاد گرامی

    ممنونم از این فایل بینظیر که توش یه جوری مرور کل درسایی بود که توی این سایت آموزش دیدیم و آموختیم اینجا و امروز همون تضادی هست که ما تک تک ایرانی های توی ایران زندگی می کنیم در کنار بقیه مردمی که توی کشورای مختلفی درگیر این مسله شدن بر خوردیم تضادی که یه فرصت کاملا مناسبیه که خودت و ذهنت رو به چالش بکشی و ببینی چقدر ذهنی که ساختی تحت تاثیر واقایع اطرافش قرار می گیره و ماوجه نیشی که بله چی توی این اتفاق عظیم نهفته است و واقعا این اتفاق اونقدر بد نیست یعنی اصلا بد نیست من به دید غربال بهش نگاه می کنم به اینکه چقدر می تونی افسار ذهنت رو محکم توی دستات بگیری توی این اتفاق به ظاهر نا خوشایند که از نظر من پر از آگاهی درسای بزرگ اتفاقای زیبا در آینده نزدیک به قول استاد عباس منش نهفته ست مثل همون جنگلای که استاد توی درساشون مثال زدن توی استرالیا آمریکا و کشورای دیگه کاملا سوخت و خاکستر شد و شاید به دید بعضی از آدما دیگه جبران نمیشد در صورتی که گیاهان از دل همون خاکسترا و خاک تفت دیده رشد کرد که دانشمندان جهان حیرت زده شدن این اتفاق دیر یا زود حل میشه اما این ما هستیم که ایمان کنترل ذهن و رفتارای مناسب با این اوضاع رو باید داشته باشیم این همه آموزش رو باید نشون بدیم جوابشو امروز یه امتحان برای من برای تو و اینکه توی لحظه به لحظه این اتفاق حضور خدوند متعال رو فراموش نکنیم و بدونیم اگه خودمون رو سپردیم به دستان قدرتمندش اجازه ندیم این نجواهای شیطون غلبه کنند به وجودمون

    گر نگهدار من آن است که من می دانم

    شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

    به امید حق

    ممنونم از شما استاد این لحظه هم از راه دور حواستون به شاگرداتون هست پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    ارشیا گفته:
    مدت عضویت: 2441 روز

    سلام.

    چه عالی و چه زیبا.

    چه اسب زیبایی بود(براونی)

    واقعا درسته که خیلی اتفاق ها افتاده ولی میشه همونطور که گفتین با تمرکز بر نکات مثبت و کنترل ذهن و ورودی های ذهنمون شرایطو برای خودمون تغییر بدیم و با اکثریت متفاوت باشیم.

    مرسی استاد خوبم چقدر پردایس زیباست و ببیی هاتونم که انگاری خیلی شیطونن.

    خوبه که تا خدا رو داریم‌غمی نداریم و اون همیشه هدایت گر ماست تا در همه شرایط با اتکا به اون از زندگی روزمره ای که اکثریت در اون غری میشن جداشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: