live | کنترل ورودی های ذهن - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

751 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عبدالله ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 2317 روز

    با سلام و عرض ادب و احترام به خدمت استادعزیز و همه برادران خواهران گرامی…الله رامیلیاردهامرتبه شکر مارا اگر خواهان باشیم همیشه هدایتمان خواهدکرد…ازبرادرگرامی عباس منش عزیز هم ممنون… به راستی که اسم دیگر الله شافی هستش ( هوالشافی)و این خصوصیت راخداوند دروجودتمام

    انسانهاقرار داده است وباآگاهی بر خویشتن میتوانیم خودمان دربرابر تمام بیماریهاایمن نگهداریم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    سینا احسنی گفته:
    مدت عضویت: 1119 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و بزرگوار و خانوم شایسته مهربون

    سپاسگزارم برای این فایل فوق العاده که شاید مهم ترین مبحث در زمینه موفقیت یعنی تقوا و کنترل ذهن هست

    اعتراف میکنم که حدودا بعد از یک و نیم سال حضور در سایت عباسمنش و گوش دادن شبانه روزی فایل ها تازه توانستم پاشنه آشیل اصلی خودم و دلیل بوجود نیامدن نتایج بزرگ در زندگی ام را کشف کنم و آن هم عدم کنترل ذهن بود

    این را هم بگم که من قبل از آشنایی با سایت از مخرب بودن ورودی هایی مثل اخبار و موسیقی های منفی و فیلم و سریال های نامناسب و… آگاه بودم و تقریبا آن ها تا حد زیادی از زندگی ام حذف کرده بودم (فقط اخبار ورزشی و آهنگ های شاد گوش میدادم که آن را هم تصمیم گرفتم حذف کنم)

    ولی متاسفانه پاشنه آشیل اصلی من اعتیاد به پورنوگرافی و خود ارضایی بود، چیزی که ذهن من را نابود و انرژی جسمانی ام را به طور مداوم تخلیه میکرد و عملا توانی برای رشد و پیشرفت باقی نمیماند

    و در کامنت های عقل کل هم خوانده بودم که استاد عباسمنش در دوره عشق و مودت گفته اند خود ارضایی مشکلی ندارد پس من هم هر چقدر دلم بخواهد انجام میدهم و عملا احساس گناهی هم نداشتم (مسئولیتش با افرادی که نقل قول کرده اند چون من این دوره را تهیه نکردم هنوز)

    و حتی خیلی از روانشناسان هم خود ارضایی را مضر نمیدانند و افراد مختلف بخصوص جوانان را توصیه به این کار میکنند و متوجه نیستند که چه خیانتی در حق افراد و جامعه مرتکب میشوند

    و اصلا خیلی ها این کار را اعتیاد نمیدانند چون میگویند من که ماده مخدری مصرف نمیکنم فقط خودم هستم و خودم پس من معتاد نیستم و خود ارضایی هم مشکلی ندارد تازه مفید هم هست(به قول استاد افراد معتاد پر از انکار هستند اگر مشکلشان را به آن ها گوشزد کنی بسیار عصبی میشوند و با تو برخورد جدی میکنند)

    ولی به لطف خدا چند روز پیش پرده غفلت از جلوی چشمانم کنار رفت و از خواب غفلت 13 ساله ام بیدار شدم و متوجه شدم که چه خیانت بزرگی در حق خودم و اطرافیانم کرده ام و با دستان خودم زندگی ام را نابود کرده ام (تقریبا متوجه میشوم حضرت موسی بعد از قتل و فرار از دست سربازان فرعون و گذراندن هفت شبانه روز در بیابان چه حسی داشت)

    و به لطف کامنت یکی از عزیزان با سایت مس به طلا که در زمینه ترک خود ارضایی کار میکنند آشنا شدم و تصمیم جدی بر ترک این کار ناپسند گرفتم (به همه عزیزانی که درگیر این اعتیاد هستند مراجعه به این سایت را اکیدا توصیه میکنم تا به عمق فاجعه کاری که با خودشان میکنند پی ببرند و تصمیم جدی برای آینده شان بگیرند)

    به عنوان کسی که زجر زیادی کشیده به دوستانم توصیه میکنم اصلا این کار زشت را انجام ندهند چون مساوی است با نابود کردن زندگی (من عوارض این کار مانند ضعف حافظه، مه مغزی، سستی و رخوت، بی حالی و بی حوصلگی، پیر شدن چهره، خشکی مفاصل، از دست دادن روابط، ابتلا به فقر، دوری از خداوند و عدم دریافت الهامات و… را با گوشت و پوست استخوانم درک کرده ام)

    از استاد عزیز هم خواهشمندم در این مورد بیشتر صحبت کنند چون من دانشجوی دوره های عزت نفس و احساس لیاقت هستم و جای خالی تاثیر مخرب اعتیاد (پورنوگرافی، مواد مخدر، شبکه های اجتماعی و…) بر روی اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی را در مطالب این دوره ها احساس کرده ام

    و من هم متعهد شدم تا 90 روز از هر گونه چشم چرانی در جامعه، دیدن پورنوگرافی، گوش دادن به موسیقی و…هر گونه عاملی که من را به سمت این اعتیاد ویرانگر باز میگرداند پرهیز کنم (هر روز در تمرین ستاره قطبی ام از خداوند میخواهم که در این مسیر کمکم کند چون میدانم که به تنهایی از پس این شیطان بر نمی آیم)

    در نهایت برای همه دوستانم قدرت تقوا و سلامتی روحی و جسمی را خواستارم

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      محسن فصاحت گفته:
      مدت عضویت: 1149 روز

      سلام سینا جان تبریک میگم بهت که بدون قضاوت دیگران راحت صحبت کردی و مشکل را عنوان کردی اولا که می‌توانی سوالات را از عقل کل بپرسی گرچه سوال و پاسخ هر دو هست.

      دوما بهتر است دوره عشق و مودت استاد را تهیه کنید و باورهای خوب برای ایجاد یک رابطه خوب و هدفمند ایجاد کنید و حذف مقاومت‌های ذهنی یا همان ترمزها سوما شما بیمار هستی و نمی توانی در آن لحظه کنترل ذهن داشته باشی حتی اگر بخواهی شاید حتی اگر ادامه بدهی منجر به ایست قلبی شود اول بپذیر که بیم آر بیمار هستی و ریشه در کودکی و ترسهایت دارد .

      سینای عزیز و قدرتمند ،بیماری تو ریشه در کمبود محبت دارد هیچ کس مرا دوست ندارد من از خودم متنفرم و با این عمل این گفتگوی درونی و نفرت را در ذهنت تثبیت می کنی و نجواها می آیند دیدی گفتم تو عرضه نداری یا به خود می گویی من چقدر احمقم و او این را ثابت می کند . همیشه با خود بگو من قدرتمند باهوش توانا و بهترین خلق خداوند هستم من همین جور که هستم خودم را بی نهایت دوست دارم من عاشق خودم هستم من زیبایی و سلامتی را دوست دارم من احساسات عالی دارم من ارزشمندم فیلم بانوی زیبای من را ببین و در خودت و دنیای خودت یک شاهکار ماندگار بساز از همین به اصطلاح ضعف و ناتوانی استفاده کن قدرت بگیر نیرویی بالا تر از غریزه جنسی در انسان نیست این نیروی درونی خویش را کشف کن و بیا تا فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم.

      هرگز نگران نباش این یک توهم ذهنی زود گذر و گول زننده برای ذهن است ذهن کشش و جذب به لذت دارد و این لذت کاذبی است که با تغییر فرکانس راحت قابل درمان است که اگر درمان نشود تا دوران پیری با تو خواهد بود البته اگر اجل مهلت دهد،بنابراین حتما به پزشک مراجعه کن.

      این یک چیز ساده و پیش پا افتاده است و قطعا درمان پذیر به گونه ای که تعجب می کنی از سادگی آن.

      خودارضایی دلایل زیادی دارد که یکی از آنها ایجاد تغییر لذت و رنج در ذهن شماست که با نوشتن منافع و ضررها در اهرم رنج و لذت ،به مرور بهبود پیدا می کنید و به راحتی قابل حل است و اینکه هر مسئله راه حل دارد

      چون راه حل هست مسائل هم است

      اگر راه حلی نباشد پس مسئله هم نیست

      شما دوست عزیزم باید کارکرد ذهن را بدانی و از این سد عبور کنی تا رشد کنی این یک تضاد است آمده تا به تو کمک کند و یک نوع نیازی هست که منطقی باید حل شود .

      برای راه حل موقتی به پزشک مراجعه کن تحت نظر باش حتما دارو مصرف کن این که می بینی استاد دارو مصرف نمی کند چون باورهای قدرتمند در طی سالیان ساخته مثل تنه محکم درخت ریشه های قوی دارد .

      ریشه و تنه شما هنوز جان نگرفته است در ضمن اگر شخصی مواد مصرف کند و بخواهد ترک کند در مرحله اول میل جنسی شدید پیدا می کند که اگر تحت نظر نباشد به مشکل جدی بر می خورد و دوباره احتمال اینکه به اعتیاد برگردد و لغزش کند خیلی زیاد است.

      استاد برای معتادان راه حل ان ای را داده اند .

      در دوره حل مسائل استاد می گویند هر مشکلی راه حل دارد و راه حل آن هم آسان و در دسترس و راحت است ‌این باور را داشته باش که من با افکارم خالق زندگی خودم هستم و هر مشکلی را با درایت و کمک از الهامات درونی حل می کنم حتما در درجه اول به پزشک مراجعه کن

      موفق باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محسن فصاحت گفته:
        مدت عضویت: 1149 روز

        درود

        یکی دیگر از دلایل معده درد است که فشار به معده و سپس بیضه می آورد یعنی تغذیه نامناسب

        یکی دیگر مربوط به طبع و مزاج می باشد طبع سرد گرم خشک تر

        بلغم صفرا سودا دم

        که اون هم با تغذیه مناسب حل میشه انشاءالله

        دوش گرفتن آب سرد استخر تحرک ورزش پیاده روی کوه نوردی..‌‌.

        یا ورزش مورد علاقه خودتان

        ضمنا شما باید دایم خودتان را سرگرم کنید و تا حد امکان در محیط تنها نباشید

        آگاهانه کانون توجه را بگذارید روی یک چیزی که دوست دارید مثل بازی شطرنج ….

        ذهن مثل اسب چموش است رهاش کنی معلوم نیست تو را به کجا ببرد

        این چیزهایی بود که به نظرم رسید.باز هم براتون دعا می کنم و انرژی مثبت می فرستم

        واقعا دوست دارم ازت می‌خوام نگران نباشید و به خدا توکل کنید ،موفق باشید.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          سینا احسنی گفته:
          مدت عضویت: 1119 روز

          سلام خدمت آقا محسن عزیز و بزرگوار

          ممنونم بابت لطف و محبتی که به بنده داشتید و راهکار های عالی که ارائه کردید

          من با تمام وجودم تصمیم گرفتم که این شیطان شهوت را از وجودم بیرون کنم و اطمینان دارم که به یاری الله این کار امکان پذیر هست و هر روز روی اهرم رنج و لذت و تمرین ستاره قطبی کار میکنم تا از مسیرم منحرف نشوم و ورزش منظم را هم انجام میدهم و کلا سعی میکنم زندگی با برنامه ای داشته باشم و در هر لحظه مشغول انجام کاری باشم تا به ذهنم اجازه هرز پریدن را ندهم

          انشالله خودتون و خانوادتون هم در پناه الله شاد و سالم و ثروتمند باشید

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
          • -
            محسن فصاحت گفته:
            مدت عضویت: 1149 روز

            سلام سینا جان:

            در دوره 12 قدم قدم اول جلسه چهار یا پنج استاد یک خاطره از کشتی را تعریف می کنند که غذای خوب می خوردند و زیاد می خوابیدند و یک روز که می خواهند از درب کابین بیان بیرون دیگه نمی تونن به خاطر اضافه وزن،بنابراین:

            از اهرم رنج و لذت استفاده می کنند و می نویسند معایب و محاسن ادامه روند را یا روند درست و می نویسند چه کارهایی می توانم انجام دهم برای رسیدن به وزن دلخواه

            ایشان می گویند

            اگر انگیزه کافی که از تضادها می آیند بسازیم و باورهای مناسب داشته باشیم که وقتی با تمام وجود بخواهیم باور درست در مسیر خواسته بسازیم هدایت می شویم به بهترین و راحت ترین شکل به هدف برسیم کافی است تمرکز کنیم به جای مسئله روی راه حل مسئله

            و اگزجزه و بزرگ نمایی کردم اهرم رنج لذت را تا آنجا که بوی غذا را می‌فهمیدم حالم بد می‌شد و این در حالی بود که قبلاً هوش از سرم می رفت.

            اهرم رنج لذت برای ثروت روابط جسم سالم و…..

            هر چیزی که فکر کنید جواب می دهد.

            داستان ،داستان انگیزه تمرکز و باورهاست

            شما انرژی چابکی احساس خوب و سلامتی را در اولویت هدف خود قرار دهید.موفق باشید.

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    محمد جواد اسدی گفته:
    مدت عضویت: 1156 روز

    به نام الله یکتا

    یک چیز با ارزشی که من از این فایل برداشت کردم اصل انتظاره،انتظار دیدن چه چیزی رو در زندگیم دارم؟؟؟!!!!

    اینا رو دارم مینویسم برای خودم

    من امروز انتظار دیدن یک عالمه مشتری زیبا و خوشبو و ثروتمند رو دارم که در گالریم ببینم و یک فروش عالی و با کیفیت و آسونی رو تجربه کنم

    من امروز انتظار دیدن و شنیدن و درک کردن آگاهی های ناب رو دارم

    من امروز انتظار دیدن قدرت بیشتری از توحید رو در خودم دارم و میخوام نه گفتن رو محکم تر بگم

    من امروز از خودم انتظار دارم که اینقدر به من خوش بگذره که متوجه گذر زمان نشم

    امروز میخوام یک عالمه خرید رو برای خونه انجام بدم

    من انتظار آزادی بیشتر در کارم و در زندگیم رو دارم از آزادی زمانی و مکانی و مالی

    انتظار دیدن بی نهایت زیبایی رو دارم

    انتظار دیدن خانواده ی شادم رو دارم

    انتظار داشتن ارتباطات عالی با خودم با خدام با مردم و خانواده ام رو دارم

    من امروز انتظار خوردن اون خوراکی هایی که برای من و بدن من مفید هست رو دارم

    انتظار پیاده روی در این هوای پاییزی خنک رو دارم

    انتظار لذت و آرامش و شکر گذاری از الله یکتا و تسلیم بودن رو از خودم دارم

    ما رمیت اذ رمیت لکن الله رمی

    سپاس از خانم شایسته عزیز بابت این فایلهایی که به این صورت خلاصه و مفید درآوردن و شکر بابت بودن در این سایت الهی و ممنونم از استاد عزیزم و خدا رو هزاران بار شکر بابت هر نفسی که در راه توحید میکشم و بابت این همه نعمت و رحمت و برکت…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1948 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت

    گام 14

    کنترل ورودی‌های ذهن

    وقتی که آدم توی شرایط بیماری قرار بگیره یه ذره کار سختیه کنترل ذهن

    اینکه کنترل ذهن کاریه که کار ساده‌ای نیست و آدم‌هایی می‌تونن انجام بدن که رو خودشون کار کردن که بحثی توش نیست

    اگه اینجوری بود که همه مثل هم بودن

    یعنی اگه همه می‌تونستن ذهنشون رو راحت کنترل کنن که همه نتایج خیلی بزرگی گرفته بودن

    دلیل اینکه تفاوت هست بین افراد اینه که کنترل ذهن و واکنش نشون ندادن به شرایط بیرونی نه شرایط حساس کنونی

    به شرایط بیرونی یه کاریه که آدم‌های کمی می‌تونن انجام بدن

    آدم‌های زیادی نمی‌تونن ذهنشون رو کنترل کنن نه در مورد بحث بیماری در مورد همه چیز، یعنی طرف میره بیرون ماشینش پنچر میشه اعصابش خورد میشه یه دوستی داره بهش زنگ نمی‌زنه یا این طرف اگه بهش زنگ می‌زنه جواب نمیده اعصابش خورد میشه ناراحت میشه یا مثلاً چکش برگشت خورده ناراحت میشه مشتری نمیاد ناراحت میشه یعنی آدم‌های زیادی هستن که نمی‌تونن ذهنشون رو کنترل کنن

    یه ذهنی دارن واکنش نشون میده به اتفاقات بیرونی و تا وقتی که ذهن ما به اتفاقات بیرونی داره واکنش نشون میده اتفاقات از همون جنس براش اتفاق میفته

    چون زندگی ما رو داره ذهنمون افکارمون باورهامون فرکانس‌هامون داره ایجاد می‌کنه وقتی که فرکانس‌های ما در مورد موضوعات بیرونیه حالا هرچی که اون بیرون هست و اغلبش هم ناراحت کننده است برامون، اتفاقی که میفته اینه که این فرکانس‌ها درخواست میدن به جهان که از همون جنس‌های ناراحت کننده بیشتر برای من بیار و این اتفاق میفته

    به همین دلیل زندگی برای خیلی از آدم‌ها چیه؟؟

    شرایط حساس کنونیِ درک می‌کنم که برای خود من هم یه موقع‌هایی میشه که واقعاً کنترل ذهن کار سختیه یه موقع‌هایی نمی‌تونم با دقت و کیفیت بالا این کارو انجام بدم می‌فهمم که چه نجواهایی توی ذهن آدم میاد می‌فهمم چه ترس‌هایی میاد برای منم هست برای همه هست هر کسی به هر نتیجه رسیده چه خوشبخت چه بدبخت چه فقیر چه ثروتمند چه سالم چه بیمار این داستان‌ها را داره

    اونایی که نتیجه خوبی گرفتن توی زندگیشون تونستن این ذهن رو کنترل کنن

    ولی کار راحتی هم نبوده

    هیچ وقت راحت نیست

    هرچند که هر چقدر بیشتر تمرین کنیم مثل هر کار دیگه‌ای که شما تمرین می‌کنید اولش سخته راحت میشه مثل پیانو زدن مثل گیتار زدن مثل فوتبال بازی کردن مثل هر ورزش دیگه‌ای یا هر مهارت دیگه‌ای یا هر کار دیگه‌ای که اولش سخته و پیچیده است ولی بعد از تمرین و تکرار و تکرار راحت میشه

    کنترل ذهن هم همینه راحت‌تر میشه،

    ولی همیشه چالش‌های خودش رو داره،

    اینو میگم که هم بپذیریم که دیگران هم نتونن ذهنشون رو کنترل کنن

    چون خیلی موقع‌ها میشه ما خودمون هم نمی‌تونیم

    همین که بدونیم اگه بتونیم این کارو انجام بدیم بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم دنیامون رو می‌تونیم اونجوری که دوست داریم کنترل کنیم

    در مورد بیماری‌ها رسانه‌ها خیلی زیاد جو میدن فقط تو ایران نیست توی کل دنیا همینجوریه

    یعنی اگه یه خاری توی انگشت پایی بره یه جوی میدن که حد و حساب نداره

    بهترین کار اینه که تا جایی که میشه از رسانه‌ها دوری کنیم

    یعنی از اخبار و این مسائل تا جایی که میشه نشنویم

    یه چیزایی اینقدر شایع میشه که هر کجا باشی می‌شنوید خیابون یا خونه که همه دارن در موردش صحبت می‌کنن

    ولی اگه آگاهانه سعی کنیم که توجهمون رو روش نذاریم به شما قول میدم که آدم‌های کمتری در موردش صحبت می‌کنن با شما و اگر این روند رو ادامه بدیم دیگه تقریباً میشه بگیم تبدیل میشه به صفر

    یکی از بهترین کارهایی که خیلی به من کمک کرد این بود که من اومدم تلویزیون رو توی زندگیمون حذف کردم و از اون موقعی که این کارو کردم خیلی ذهنم آروم‌تر شد

    وقتی که شما اجازه می‌دید که اخبار و رسانه‌ها و مردم زیاد تو ذهن شما حرکت کنن و حرف بزنن شما دیگه دارید تو زندگیت چیزی رو خلق می‌کنی که اونا خوراکش رو دارن میدن

    گفتم بهتون چیزی توی زندگی ما خلق می‌شه و ایجاد میشه که ذهن ما داره بهش توجه می‌کنه

    وقتی توجه رو اونا دارن به ما میدن مثل ربات داریم در خدمت بقیه آدم‌ها زندگی می‌کنیم

    ما داریم زندگیمون رو اونجوری که اونا دوست دارن خلق می‌کنیم

    حالا نمی‌خوام بگم که رسانه‌ها نشستن زندگی بقیه رو بدبخت کنن و خراب کنن

    اونا خودشون هم نمی‌دونن که این مسیری که داره میره و تمرکز می‌کنه بر روی نازیبایی‌ها که بیماری هست

    صبح تا شب میان میگن اینقدر تلفات داده اینقدر زیاد شدن اینقدر واگیر داره،

    اینقدر فلانه

    نمیان بگن که این بیماری بچه‌های کوچیک‌تر کمتر از 10 سال رو تقریباً حریف نبوده

    چرا اخبار و رسانه‌ها موضوعات منفی رو همیشه پوشش میدن؟؟

    چرا همیشه در مورد نیمه خالی لیوان صحبت می‌کنن؟؟

    دلیلش اینه که مردم اینجوری دوست دارن اونایی که اخبار نگاه می‌کنن دوست دارن در مورد بدبختی‌ها بشنون

    یعنی اون براشون جذابه

    رسانه‌ها چیزی رو تولید می‌کنن که مشتری داشته باشه

    این نیست که بشینن اتاق فکر داشته باشن بگن ما بیاییم ذهن بقیه رو عوض کنیم

    نه نگاه می‌کنه می‌بینه اگر ما خبر بدی رو منتشر کنیم یه انفجاری یه کشته‌ای 5 هزار نفر می‌خوان بشنون

    اگر بیایم در مورد تولد یک پاندای کره جنوبی صحبت کنیم بگیم اولین پاندای کره جنوبی به دنیا آمد کسی توجه نمی‌کنه،

    اگه بگی توی حمله تروریستی یارو رفته چند نفر رو کشته کل دنیا منفجر میشه ببینیم چی بوده پیگیری می‌کنن

    بعد رسانه ها هم یه همچین چیزی رو می‌خوان

    اونا هم می‌خوان طرف پیگیری کنه براش جذاب باشه تبلیغات بغلش بفروشن

    این شبکه و این ایستگاه خبریشون رو زنده نگه دارن

    اونا ننشستن ذهن بقیه رو بشورن بدبخت کنن خودشون ثروتمند بشن

    من با این دیدگاه مخالفم،

    دیدگاه من اینه که آدم‌های زیادی منفی فکر می‌کنن

    آدم‌های زیادی دنبال بدبختی‌ان

    اونا هم دارن به اون آدم‌ها خوراک میدن

    به مشتری‌هاشون دارن خوراک میدن

    اگر تو هم مشتری اونا هستی اونا دارن بهت خوراک میدن

    اگر نمی‌خوای مشتری اونا باشی خب خوراک اونا رو نخور

    چیزی رو که دریافت می‌کنه بدنت همون خروجی رو میده

    زندگی ما که جدا از دریافتی‌های ما نیست

    از ورودی‌های ما نیست

    وقتی که ما می‌شینیم صبح تا شب در مورد ورودی‌های نامناسب توجه می‌کنیم اتفاقی که میفته خروجی هماهنگ میشه با ورودی ما،

    پدر من همه اخبارها را دنبال می‌کرد صبح تا شب رادیو روشن بود این صدای رادیو هر شب تا صبح روشن بود نان استاپ

    ببین دیگه چی تو مغز پدر من رفته یا مغز ما رفته

    اگر هم می‌خوابید همیشه به حالت خواب و بیداری بود و این اخبار رو میذاشت همینجوری گوش می‌کرد

    انگار که این داره کمکش می‌کنه و این ورودی‌ها همینجوری میاد تو مغز میاد تو مغز و اون اتفاقی براش به وجود میاره که آورد تو زندگی براش

    شرایط بسیار بسیار نامناسبی بود زندگی پدر من،

    شاید هیچ وقت پدرم متوجه نشه که خودش با دست خودش این کارو کرده همیشه هم می‌گفت اینا با من اینجوری کردن اونا با من اینجوری کردن

    ولی این اخباره که داره با ما این کارو می‌کنه حالا اگر نمی‌خواهیم اون شکل زندگی رو داشته باشیم باید ورودی‌هامون رو کنترل کنیم وقتی هم که شروع می‌کنی به ورودی کنترل کردن شاید اولش یه ذره سخت باشه ولی بعد از اینکه زیاد این کارو انجام میدی و تبدیل می‌شه به مهارت شما خیلی راحت می‌تونید ذهنتون رو کنترل کنید

    یواش یواش ورودی‌های بهتری میاد،

    دلیل اینکه به آمریکا هدایت شدم و به این شرایط هدایت شدم کنترل ورودی‌های ذهن بود یعنی ورودی‌های مناسب خروجی مناسب رو ایجاد کرده

    این نبوده که من اول مهاجرت کنم بعد ذهنم رو کنترل کنم

    اول ذهن کنترل شده بعد همه این اتفاقات افتاده به واسطه کنترل ذهن،

    به واسطه ورودی‌های مناسب اتفاقات میفته این از بحث کنترل ذهن

    بحث ورودی‌های مناسب که خیلی از دوستان رعایت نمی‌کنن بعد انتظار دارن زندگیشون تغییر کنه

    کنترل ذهن یعنی اینکه ما چیزهایی رو مثل غذا

    من نمی‌دونم شما وقتی که غذا می‌خورید اگر غذا ظاهرش فاسد باشه اگر سوسکی چیزی توش باشه اگر بوی گند بده شما اون غذا رو می‌خورید یا نمی‌خورید

    به خدا حرف‌هایی که می‌شنوید اخباری که می‌بینید آدم‌هایی که باهاشون ارتباط دارید اونا هم دارن غذا به شما میدن

    با دیدگاهشون

    با افکارشون

    با حرف‌هاشون دارن به شما غذا میدن

    اگر اون غذا بوی گند میده سراغش نرو، خریدارش نباش،

    فکر نکنید غذای فاسد آدم رو مریض می‌کنه غذای روحی نامناسب و فاسد هزار برابر بیشتر آدم رو بدبخت می‌کنه

    فقط تفاوتش اینه که اگر غذای فاسد و غذای نامناسب بخوری همون موقع دلت درد می‌گیره می‌فهمی

    کل داستان فاصله بین نتیجه است

    یعنی عمل و نتیجه،

    توی غذای نامناسب شما غذای نامناسب رو می‌خوری یا توی آتیش شما دست به آتیش می‌زنی همون موقع متوجه می‌شی دستت همون موقع می‌سوزه یا غذای نامناسب می‌خوری بعدش دل پیچه می‌گیری بدن درد می‌گیری حالت بد میشه اما در مورد افکار نامناسب اینجوری نیست که همون لحظه نتیجه بگیری یا همون موقع نتیجه‌اش بیاد، چون فرکانس‌ها یه فاصله زمانی میخوان برای اینکه به یک قدرتی برسندچ و بعد نتیجه رو ایجاد کنن.

    یعنی اخبار اول میاد و بعد تو ذهن شما تکرار میشه

    اگر که تکرار بشه

    اگر که بهش توجه کنی

    یعنی اگرِ هست

    یه موقعی هست آدم اخبار رو می‌شنوه ذهنش جوری تفسیر می‌کنه اون ورودی رو به نفعش هم هست

    ولی اغلب اینجوریه که شما اون چیزی که می‌شنوید همون چیزی رو می‌شنوید که دارن میگن

    آدم‌های کمی هستن که چیزهایی رو بشنون و جوری که دوست دارن تفسیر کنن

    من الان خودم احساس می‌کنم به اونجا رسیدم که چیزهای نامناسب اگر بیاد تو گوش من جوری تو ذهن من تفسیر میشه که به من احساس خوبی میده

    یعنی من جوری ازش استفاده می‌کنم از زاویه‌ای بهش نگاه می‌کنم که نه تنها حالم بد نمی‌شه بلکه حالم هم بهتر میشه

    ولی فرکانس‌ها وقتی که میان و تکرار می‌شن و تکرار میشن و تکرار میشن اون وقت به یک قدرتی می‌رسن که اتفاقات رو رقم می‌زنن

    این یه فاصله زمانی می‌خواد،

    یعنی بستگی داره که چقدر تکرار بشن،

    بستگی داره چقدر بهش توجه کنی

    بستگی داره که گذشته‌ات چی باشه و بعد اتفاقات میفته

    ولی از اونجایی که اتفاقات جنسی شبیه اتفاقات قبلی داره

    چرا

    چون تو قبلاً همون آدم بودی و همین فکرها رو داشتی و همین باورها رو داشتی و همین نتایج رو می‌گرفتی

    الان هم اگر یه ذره نتایجت بدتر از نتایج قبلی باشه چون تفاوت زیاد نیست درک نمی‌کنی ولی یه کسی که داره تو مسیر درست میره همیشه هم غذای سالم می‌خوره یه ذره غذای ناسالم می‌خوره تفاوت زمین تا آسمونه

    این ورودی‌ها هستن که دارن اتفاقات رو رقم می‌زنن و اگه ورودی‌ها و اخبار نامناسب رو هر روز دریافت کنیم اتفاقاتی از همون جنس رو دریافت می‌کنیم

    ولی از همون جایی که فاصله فرکانسی و اون فرکانسی که بخواد اتفاقات رو خلق کنه باید یه ذره روش کار بشه و به یه قدرتی برسه تا تبدیل بشه به یک فرکانس خلق کننده

    شما درکش نکنید که این اتفاقی که توی زندگی شما افتاد به خاطر اون فرکانس

    یعنی ارتباط بین افکارتون و اتفاقات زندگیتون رو نتونید درک کنید

    فرکانس‌ها باید به یک قدرت مناسب برسن تا خلق کنن و این برای هر فردی بستگی داره که چقدر اون فکر نامناسب رو توی ذهنش می‌پرورونه و بهش توجه می‌کنه و دنبال می‌کنه و دنبال افکار نامناسب شبیه اون می‌گرده

    حالا اینکه اگر زندگی به صورت کلی مزخرف باشه مزخرف‌تر خیلی نشون نمیده به همین دلیل طرف اگر هم اتفاق بد همون موقع که اتفاق بهش فکر می‌کنه اتفاق بیفته از اونجایی که جنس اتفاقات به مزخرفی جنس اتفاقات قبلیه به درستی درک نمی‌کنه

    چون همیشه افکار نامناسب داشته و این افکار نامناسب همیشه اتفاقات نامناسب را براش به وجود آورده

    حالا یه موقع‌هایی پول گم کردن بوده یه موقع‌هایی با چک پاس نشدن بوده یه موقع‌هایی با خوردن زمین یه موقع‌هایی با تصادف کردن رابطه عاطفی از دست دادن و به شکل‌های مختلف،

    سیستم ایمنی قوی همه چیز رو می‌تونه تو خودش حل کنه

    هر چقدر که شما باورتون نسبت به بدنتون و سیستم ایمنی بدنتون قوی‌تر باشه بدن شما بهتر عمل می‌کنه

    این قانونشه

    این نگاه را باید در خودمون ایجاد کنیم که این جسم ما بسیار بسیار قویه و از پسش بر میاد و هیچ مسئله‌ای نیست که بتونه جسم ما رو از بین ببره

    واقعا هم این یه شعار نیست

    یه توهم نیست

    گلبول‌های سفید بدن ما بسیار قوی‌ان ،

    چرا آدم‌ها فکر می‌کنن مرگ یه اتفاق عجیب و غریب و بدیه

    هر کسی به یک شکلی می‌میره هیچ وقت مشخص نیست که ما کی از این دنیا می‌خواهیم بریم

    حالا یکی با بیماری می‌میره یکی با تصادف می‌میره یکی شب می‌خوابه صبح بلند نمی‌شه به هر ترتیبی این اتفاق ممکنه بیفته مرگ یه چیز کاملاً طبیعیه ما این همه سال زندگی کردیم مگه تا حالا دیدیم کسی زنده بمونه

    یه چیز طبیعیه

    ما باید باهاش راحت باشیم

    حالا این همه نگران باشیم آی می‌میریم

    اگر زمان مرگ برسه تو خودت رو بکنی توی استرلیزه‌ترین جاهای مختلف به خاطر اینکه از بیماری نخوای بمیری از چیز دیگه‌ای می‌میری این چیزی نیست که بشه جلوش رو بگیری

    اگر زمانش باشه این اتفاق میفته هیچ راهی هم براش نیست

    اگر هم زمانش نباشه تو توی دل جنگ دل خمپاره و آتش هم بری زنده می‌مونی

    پس این ترس از مرگ رو نداشته باشید

    من اینو تو ذهن خودم ایجاد کردم که موقعی که موقعش بشه این اتفاق میفته راهی هم برای گریزش نیست

    موقعی هم که موقعش نباشه امکان نداره این اتفاق بیفته هر کسی هر کاری هم بکنه هر تلاشی هم بکنه زنده می‌مونه طرف،

    این نگاه من به مرگه

    مرگ هم اصلاً چیزی نیست که آدم بشه عوضش کنه یا چیز بدی باشه

    یا چقدر بد شد که این طرف مرد

    اینکه ما خیلی موقع‌ها می‌گیم چقدر بد شد طرف مرد داریم احساس خودمون رو میگیم وگرنه برای طرف این داستان‌ها نیست،

    از زندگیتون لذت ببرید

    توی همه چیز توی هر اتفاقی میشه نکات مثبتی رو دید

    اگر ذهن مثبتی داشته باشید از دل هر اتفاقی می‌تونی زیبایی رو بکشی بیرون

    اگه زیاد این کارو انجام بده اتفاقات دیگه مثبت هستن دیگه اتفاقات ناراحت کننده نیست که بگی من به زور زیبایی رو از اتفاقات ناراحت کننده بکشم بیرون

    نه اتفاقات خودشون مثبت هستن و دیگه زندگی جوری میشه که فقط مثبت و مثبت و زیبایی و زیبایی و قشنگیه

    من یه روزی شروع کردم به کنترل ذهنم و حرکت کردم جور دیگه‌ای نگاه کنم به قضیه توی دنیای خودم و مثل بقیه مردم نباشم

    گفتم من نمی‌خواستم مثل بقیه مردم نتیجه بگیرم مثل بقیه مردم هم عمل نکردم

    اگر همه مردم به یک سمتی می‌رفتن من برعکسش رو می‌رفتم

    من دوست داشتم زندگیم جور دیگه‌ای باشه و نتایج زندگی منم الان مثل بقیه مردم نیست، این آگاهی‌ها کمک می‌کنه تا توی جایگاهی قرار بگیرید که الان من هستم

    یعنی من اون نتایجی که تو زندگیم ایجاد شده به خاطر اون آگاهی‌هاست

    به خاطر عمل کردن به اون آگاهی‌هاست

    به خاطر باور کردن اون آگاهی‌هاست

    اونا رو من باور کردم

    شاید خیلی‌ها باور نکنن

    اینم که باور نمی‌کنن چون اجازه میدن بقیه افراد تو ذهنشون تاثیر بزارن و مثل بقیه فکر می‌کنن و من اینا رو باور نکردم اینا رو قبول نکردم و نتیجه‌اش هم این شد

    زمانی که بقیه مردم درگیر افکار منفی هستن بهترین زمان برای جدا شدن از اکثریت جامعه است

    بهترین زمان برای حرکت کردن به سمت خواسته‌هاست

    به سمت چیزهای قشنگه

    یعنی وقتی که همه دارن لنگ لنگان قدم می‌زنن بهترین زمان برای حرکت کردن و قوی‌تر شدنه

    حرکت کنید

    کار کنید روی خودتون

    و یادتون باشه که 95 درصد مردم کاملاً توی مسیر اشتباه دارن حرکت می‌کنن

    اگر می‌خواهید متفاوت باشید متفاوت نتیجه بگیرید نباید مثل اون‌ها عمل کنید

    نباید مثل اون‌ها فکر کنید

    نباید مثل اون‌ها حرف بزنید

    نباید حرف‌های اونا رو بشنوید

    نباید با اون‌ها اصلاً کاری داشته باشید،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    لیلا سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 2282 روز

    سلام خدمت دوستان و استاد عزیزم…

    من توی این چند روز یه چالش سخت رو گذروندم

    بخاطر بالارفتن دلار کسبه درگهان اعتصاب کردن و به مدت 4روز کل پاساژها تعطیل شد.

    من توی این چند روز خیلی خوب تونستم ذهنم رو کنترل کنم و شرایط حساس کنونی رو به شرایط عالی کنونی تبدیل کنم.

    چند روز با خانواده استراحت کردیم و کنار ساحل خوش گذروندیم.

    شکر خدا چون قانون رو میدوستم نذاشتم این فکر منفی و ترس از بی پولی مومنتوم بگیره و بزرگتر بشه.

    من همش با خودم تکرار میکردم خدا از هزاران طریق به من روزی میرسونه خدا دستان زیادی داره…

    خدا به ماهی ته دریا روزی میده به منم روزی میرسونه

    من همش نکات مثبت این اعتصاب چند روزه رو که یک عامل بیرونی بود و من هیچ نقشی توش نداشتم،رو باخودم تکرار میکردم

    خداروشکر روز پنج شنبه صبح پاساژ ما باز شد و فروشنده های من استارت فروش رو زدن

    این اتفاق خیلی آگاهی و تجربه برای من داشت.از اونجایی که روش صیحح کنترل ذهن رو از استاد یاد گرفته بودم

    تونستم براحتی از پسش بر بیام

    خدارا هزارن مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    نسیم بابایی گفته:
    مدت عضویت: 1507 روز

    به نام خداوند هدایتگرم

    گام چهاردهم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیزم و خانواده عباس منشی

    کنترل ذهن اصله ، اصل تمرکز و هدایت مسیر زندگیمون روی تمرکز روی زیبایی ها چیزایی که میخوایم و کنترل ذهن تشکیل میشه .

    برای کنترل ذهن بهتر بهتره از رسانه ها خودمون رو دور کنیم چون رسانه ها موضوع جذب مخاطبشون روی حوادث و اتفاقات منفی جامعه هست و این باعث میشه بیننده نگران تر و مضطرب تر و توجه اش به موارد منفی باشه که این توجه کردن ها هم باعث میشه مسیر زندگیمون به بره سمت چیزایی که نمیخوایم . مهارت کنترل ذهن مثل هر مهارت دیگه ای نیازه که تمرین و تکرار داشته باشیم تا ماهر بشیم پس صبر و تکامل توی همه ی حیطه های زندگیمون باید رعایت بشه . یه شبه نمیتونیم ذهنمون رو پاک کنبم از تمام چیزایی که نمیخوایم البته اینم به درک ما از مسایل بستگی داره که میتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم که حتی به اتفاقات بد هم به چشم یه اتفاق خیر نگاه کنه.

    خدایا کمکم کن مهارت کنترل ذهنم رو عالی ببرم جلو و تمرکزم روی چیزایی باشه که میخوام . خدایااا شکرت که در مسیر درست و فوقالعاده قرار گرفتم .

    استاد قدردانتون هستم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    سیده مهین گفته:
    مدت عضویت: 2258 روز

    به نام خدایی که هستی از اوست

    که ما هر چه داریم همه از لطف اوست

    خانه تکانی ذهن (کنترل ورودی های ذهن)

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و تمامی دوستان سایت عباسمنش

    خدایا شکرت بابت آگاهی های این فایل ارزشمند

    ●اگر ذهن خود را کنترل کنیم، زندگی خودمون رو کنترل کردیم.

    ●شرایط حساس کنونی را باید تبدیل به شرایط عالی کنونی کنیم.

    ●زمانی که اکثر مردم به نکات منفی تمرکز کرده اند، بهترین زمانه برای کنترل ورودی های ذهن و توجه به نکات مثبت و تغییر.

    ●بهترین قدم برای کنترل ذهن، حذف تلویزیون و شبکه های اجتماعی و رسانه هاست و حذف آنها همان خوراک های سمی است که به ما می دهند و برای جلب مخاطب بر نکات منفی تمرکز می کنند.

    ●ورودی های نامناسبی که به ذهنمون میدیم از غذاهای سمی و کشنده ای که به جسممون میدیم بدتره.

    ●اگر بخوایم تو زندگیمون تغییر کنیم باید از کنترل ورودی های ذهنمون شروع کنیم.

    ●تاثیر مثبتی که ذهن سالم بر روی جسممان می گذارد و تاثیر منفی که ذهن ناسالم بر روی جسممان می گذارد.

    خیلی اوقات قبل از آشنایی با شما استاد عزیزم و فهمیدن قانون جذب و بعد از آشنایی با شما و قانون جذب، کنترل ذهن را در زندگیم تجربه کردم چه وقتی ترسیدم، چه وقتی نگران بودم، چه وقتی حالم بد بوده، چه وقتی افکارم منفی بوده و … تونستم احساسم را خوب کنم و افکارم را مثبت.

    انشالله با درک بهتر و بیشتر کنترل ذهن بیام در موردش بنویسم، به امید اون روز قشنگ.

    تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم.

    ما را به راه راست هدایت کن.

    راه کسانی که به آنان نعمت داده ای.

    بهترین ها را از صمیم قلبم برایتان آرزومندم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    مهدی گفته:
    مدت عضویت: 1451 روز

    به نام خداوند قادر و توانا

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان

    کنترل ذهن خیلی کار ساده‌ای نیست

    اگر ما روی ذهنمون کنترل داشته باشیم

    خیلی از اتفاقات رو میشه تغییر داد

    رسانه ها هم بدترین اتفاقات رو برای مردم نشون میدن

    کلا مردم بیشتر حوادث و اتفاقات منفی رو میپسندن

    شما برو در مورد یک موضوع خوب و اتفاق مثبت صحبت کن اصلا کسی گوش نمیده

    یا یه فیلم در مورد یک اتفاق خوب بفرست کسی اهمیت نمیده و همین موضوع برعکس کن

    یه مورد منفی و اتفاق نامناسب رو مطرح کن

    همه گوش میدن و پیگیر میشن،

    یع فیلم نامناسب و یک اتفاق تلخ رو بفرست واسشون

    ببین چطور با عشق نگاه می‌کنند

    و دلیل اخبار و مطالب نامناسب هم بخاطر توجه بیشتر بهش است که بیشتر داره نشون میدن

    من خودم یادمه چند سال قبل توی روزنامه مثلاً در مورد اتفاق منفی یه موضوع نوشته شده بود

    یک ساعت همش رو کامل میخوندم و در مقابلش یک موضوع مثبت در مورد پیشرفت یک آدم موفق همون خط اول میخوندم و ردش میکردم

    چقدر افکار منفی وارد مغزم میشد قبلا

    وخدا رو شکر الان دیگه با آگاهی کامل

    اخبار منفی به هیچ وجه گوش نمیدم

    اصلأ تلویزیون روشن نمیکنم

    توی شبکه های اجتماعی گروه های که اخبار منفی میذارن نمیرم داخلش

    وجالب تر اینکه توی مسیرم اصلأ اتفاق منفی وجود نداره چون مدارم مثبت هست

    و همش داستان های موفقیت رو میبینم و دنبال میکنم

    پس این نشون میده ورودی ها چقدر تاثیر داره توی زندگی مون ،،

    خدایا شکرت برای این مسیر زیبا و پر از اتفاقات خوب

    خدایا شکرت برای این همه نعمت و فراوانی

    تحسین میکنم این همه آگاهی و اطلاعات فوق‌العاده رو

    خدایا هزاران بار شکرت

    شاد و پیروز و سربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1358 روز

    به نام الله

    سلام گرم به استاد شایسته عزیز و سلام خدمت همه بزرگواران.

    این را خدمت آن دوست عزیزی می‌گویم که مثل من ذهن چموشی دارد و از راه‌های مختلف در حال از سر باز کردن و دور زدن قانون است.

    من عملاً دو سال است که تلویزیون نگاه نکردم، پیش خودم گفتم خب چقدر عالی من که بسیار روی ورودی‌های ذهنم کار کردم و از اخبار و فیلم‌ها و خوراک‌های مسموم خودم را دور نگه داشتم.‌پس دیگه

    ورودی هایم مشکلی ندارند.!!

    بله این برای مرحله اولیه خیلی هم عالیست اما ماجرا اینجا تمام نمی‌شود .

    از سوال خوب سمانه جان صوفی در عقل کل راجع به گیر کردن در حاشیه‌های کلامی و جواب خوب تر رویا جان محمدیان به این سوال متوجه شدم الان ذهنم خودش را با ورودی‌های دیگر مشغول کرده ورودی هایی مثل کنجکاوی در زندگی دیگران سر درآوردن از کارشون یا اینکه بقیه راجع به من چی گفتن و نظرشون چیست.

    حالا که دست ذهن برام رو شد وقتش رسیده که وارد مرحله بعدی کنترل ورودی‌ هام بشوم.

    انشاالله که خدا در همه مراحل هدایتگر همگی ما باشه.800

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: