live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف - صفحه 11 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف
    176MB
    27 دقیقه
  • فایل صوتی live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف
    26MB
    27 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

609 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ارزو طلائی گفته:
    مدت عضویت: 1738 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم

    سلام به تمام دوستان عباسمنشی

    دوستان زیادی در مورد نتورک (بازاریایی شبکه ای) سوال داشتندکه استادعزیز توضیحاتی درچند فایل ودوستانی هم درکامنتها یک سری توضیحات داده بودند اما گویا هنوز برای یک عده ای جای سوال است یک حس درونی بهم گفت بیام اینجا یک سری مطالب را بر اساس تجربیاتم بنویسم

    بازاریابی شبکه ای چیست؟ سوال خیلی هاست و منم طبق معمول کنجکاو بودم

    عده ای ازخوبی هاو عده ای از بدی های ان میگفتند

    اماتوضیحاتشون برای من خیلی منطقی نبود تصمیم گرفتم باوقت گذاشتن وتمرکز روی موضوعی که مد نظرم بودجواب حس کنجکاوی ام رابدهم

    شاید یکی از شیوه هامطالعه کردن باشدامابا کتابهازیاد نمیشدازحقیقت این کار سردراورد چون اکثرکتابهاخارجی بودند و معمولانویسندگان این کتابها بازاریابی شبکه ای (نتورک) کارنکرده بودندوانچه توی کتابهانوشته شده بود باکاری که درایران انجام میشدیک خورده فرق داشت

    شاید با رجوع به سایتهای متفاوت میتوانستم از اطلاعاتی که دوستان نوشته اند استفاده کنم اما بهتر دونستم برای درک بیشتر از نزدیک با کسانی که نتورک(بازاریابی شبکه ای ) کارمیکردندارتباط گرفته وباهاشون صحبت کنم.

    تااینکه اتفاقی یکی از همکارانم که چندسالی ازشون خبرنداشتم دیدم وگفتند میخواهم کارجدیدی شروع کنم ایاامکانش است همراهیم کنید تا از تجربیات شما استفاده کنم ومرا به دفتر کارشان دعوت کردنند

    بعدهامتوجه شدم این یکی از شیوه های دعوت کردن افراد برای کار درنتورک (بازاریابی شبکه ای )است.

    به این ترتیب من به دلیل حس کنجکاوی ام وارد این مجموعه ها شدم توی جلساتشون شرکت کردم یک سری جلساتشون برای عموم ازاد بود وافراددر صورت تمایل می توانستند شرکت کنند.و در نهایت تصمیم گرفتم کمی باهاشون همکاری کنم تا بهتردر روند کاری شون قرار بگیرم یکی از اهدافم این بود که بعداز یک مدت از تجربیاتم مقاله یا کتابی بنویسم تا دیگران استفاده کنند

    به این منظور به چندین استان و شهرستانهای کشورسفر کردم و توانستم باافرادبیشتری درمحیطهاوشرایط متفاوت صحبت کنم که البته کار سختی بود چون تمایلی به عنوان کردن مسائل کاری شون و حقیقتها و واقیتهای ان نداشتند اوایل درستی یا نادرستی ان چیزی که بهم میگفتند برایم سخت بود اماسعی کردم هر طور شده این کارو با اینکه برام هزینه بر و زمان بربودانجام بدهم به این صورت تاحدودی متوجه شدم که روند کاری این مجموعه هاچه شکلی است

    شاید یکی دیگه از علتهای تمایل زیادم به دونستن شیوه کارشون این بود که شنیده بودم محیط خوبی برای اشتغالزایی و موفقیت است با توجه به اینکه توی کارهای اموزشی بودم میخواستم با اطمینان از اوکی بودن کار اونو گسترش بدهم وعده ای رو مشغول به کار کنم چون چندین کار با همکارانم در زمینه اشتغالزایی انجام داده بودیم که موفقیت امیز نبود

    اوایل که به دفاترشون رفت و امد میکردم حس خوبی داشتم و کلی تحسینشون میکردم و چند مورد برام خیلی جالب بود

    اول

    همه کتاب میخوندند،من که تو کارهای اموزشی بودم میدونستم که چقدر سخت بود که بخواهی مردم عزیزمون رو کتابخون کنی چون برای همه چی وقت و پول داشتند الا کتاب خوندن

    دوم

    جلساتشون بانظم و ترتیب،کمترین هزینه وسرساعت برگزار میشد در حالی که قبلا شاهد برگزاری مهمترین جلسات توی محیط کاری خودم و خیلی جاهای دیگه بودم که شاید شما هم شاهدبودید با تاخیرو بینظمی برگزار میشد

    سوم

    شادو پر انرژی وهدفمند بودند در حالی که میدیدم حتی تو دانشگاها دانشجو ی ما هدفمند نبود

    چهارم

    روابط خانم ها و اقایون خیلی درست و مناسب بود که ما بیرون شاکی از نوع روابط بودیم

    پنجم

    احترام به پدرو مادر خیلی مد نظرشون بود و برای محبت کردن بهشون تلاش میکردند

    وخلاصه نکات مثبت و خوبی دیدم،در کل رفتارهای مودبانه داشتند که با باورها و اعتقادات ان روز من خیلی جور بود

    امابا رفت و امدهای بیشتر و اینکه کارودر شرایط و محیطهای مختلف کشورمون از نزدیک دیدم بهتردونستم که ایا ممکنه انجا را محیطی برای اشتغالزایی و موفقیت در نظر گرفت یا نه

    نمدانم که شماعزیزان تاچه حد بااستاد اشناهستید،چه اعتقادی و درکی ازصحبتهای ایشون دارید و چقدربه انچه شنیدید عمل کردید اما میخواهم توضیحاتی در مورد شیوه کار نتورک براساس اصولی که استاد برای موفقیت ،کسب ثروت،ارامش و روابط و… میگویند بدهم که استاد توی همه این زمینه ها فایلهای رایگان زیادی و محصولات دارند میتوانیند استفاده کنید من بعضی جاها اشاره به مطالب استاد و شاید فایلها کنم و برداشتمو میگم اما بهتره که حتما فایلهای استاد را گوش بدهید من قصدم تبلیغ از استاد نیست به این علت بر اساس اصولی که استاد گفتند توضیح میدم چون استاد صحبتهاشون از الهامات است که اگه فایلهاشون رو گوش داده باشید این مسئله براتون قابل درک است استاداصول اصلی رو مطرح میکند نه نظر شخصی خودشون رو

    اگه به بحث فرکانس اشنا باشید میدونید که هر کس هر جاست بر اساس فرکانسشه اگه شماالان اینجاهستید بر اساس فرکانستونه و اگه یکی جای دیگه حالا چه خوب یا بد بر اساس فرکانسش است کسی هم بازاریابی شبکه ای رفته بر اساس فرکانسش انجاست و ما نمیتوانیم فرکانس کسی رو تغییر بدهیم مگر اینکه خودش بخواهد.

    مطالب رو بر اساس تجربیاتم طی مدتی که توی نتورک رفت و امد داشتم و به دست اوردم نوشتم و این اطلاعات مربوط به زمانی است که انجا بودم وایا الان شرایط بهتر یا بدتر شده اطلاعی ندارم اصراری هم ندارم کسی مطالب منو بپذیره ممکنه افرادی که کار میکنند نتیجه گرفتند یا نگرفتند موافق و یا مخالف باشند

    همه کس میتواند برود وقت بگذاردو اطلاعات بگیرد همان طور که من وقت و هزینه گذاشتم تا به جواب سوالم برسم

    بعضی جاها اعتقادات و باورهاشون را نوشتم البته اینها نظر من نیست اگه باهاشون برخورد داشته باشید خیلی راحت عنوان میکننداین اعتقاد ماست این هم باورهای ماست

    وهر مورد که توضیح میدهم یکسری مثالها از بین مثالهای زیادی که دیدم میزنم که بهتر متوجه بشوید.

    توی این مدت با سه گروه ارتباط گرفتم وصحبت کردم

    اول :کسایی که تازه وارد این کار شدند

    دوم :کسایی که مدت زمانی کار میکردند و به اصلاح خودشون بنددار یا استپ دار شده بودند .

    سوم :کسایی که کار رو ترک کرده بودند

    البته قبل ارتباط بااین افراد یک سری سوالات اساسی داشتم که طی صحبت باانها به جواب برسم

    و البته ارتباطهای دوستانه ،مسافرتهای که باهم داشتیم و رفت وامد خانوادگی هم بی تاثیر نبود .

    این کار هم زیاد مشکل نبود چون توی هرخانواده یافامیل یامحله ای یکی دو نفری هستند که وارد بازار یابی شبکه ای شده باشند

    گروه اول

    حس و حال خیلی خوبی داشتند بسیار تا بسیارامید به زندگی و موفقیت درانهاموج میزدواقعا برای کتاب خوندن وقت میگذاشتند و خوشحال از اینکه محیط و شخصی پیداشده که با ارزش دونستن انها صحبتهاشون راگوش میدهد واگه هدف و رویایی تو زندگیشون داشتند میتونستند بدون اینکه مورد تمسخر قرار بگیرندانهارو عنوان کنند.

    گروه دوم

    کسایی که یک مدت زمانی بود انجا کارمیکردند باصحبت کردن با این افرادو دیدن رفتار و زتدگی شان متوجه میشوید، که در چه وضعیتی هستندایابه ان چیزهایی که میگویند رسیده اند یا نه

    ایا فقط خشکل و قشنگ صحبت میکند بدون ذره ای عمل و یااینکه با مسیر اشتباه میخواهند به خواسته هاشون برسند به قول استاد حرف قشنگ زدن کاری ندارد از نتیجه هاتون بگوید ،اینجاست که سفر و یارفت و امد دوستانه باهاشون مفید بود

    گروه سوم

    کسانی که بازار یابی شبکه ای رو ترک کرده بودند این افراد اطلاعات زیادی از سیستم داشتند البته باید میتوانستیم خیلی درگیرصحبتهای حاشیه ای وتوجیهاتشون نرویم

    وقتی با این افرادصحبت میکنید اگه صحبتهای استاد تو گوشتون باشددقیقاهمه چی دستتون می اید

    که ان موقع من چون با استاد اشنا نبودم یک خورده درک بعضی مسائل برام سخت بود

    من اینجا سعی میکنم ساده و خودمونی صحبت کنم

    اینجا میخوام چند تا موضوع مهم و اساسی رو که استاد روشون تاکید دارند و اینکه توی نتورک چطوری انجام میشد توضیحاتی بدهم

    البته ان زمان چون من با استاد اشنا نبودم ان روند و مسیری رو رفتم که انجا بهم اموزش داده بودند

    1-شرک وتوحید 2-فراوانی نعمت هاو فرصت ها

    3- تکامل

    4-اسون انجام شدن کارها

    5-شریک کاری و تبلیغات

    6-اموزش

    موضوع اول « توحید وشرک»

    با گوش دادن به فایلهای استاد دقیقا میدونید شرک چیست

    بعداز اشنایی با استاد متوجه شدم چقدر مشرک هستم، درصد زیادی از مامشرکیم واینو نمیدونیم چون دقیقا نمیدونیم شرک چی هست.

    توی نتورک شرک راچه شرک خفی چه اشکار زیادمیشد دید،اصلا مشرک بودنت انجا پررنگتر میشود

    اگه توحید و شرکی را که استاد توضیح دادند خوب درک کنید در رفت و امدهای اولیه خیلی راحت میتوانید اینو ببینید .البته خیلی ها متوجه این نوع رفتارهاشون نبودند همان طور که من قبل از اشنایی با استاد متوجه نبودم

    شروع صحبتهاشون کلمه به نام بالاسری بودو خدای انجا بالاسری بود.

    طرف بیش ازاندازه سپاسگذار بالاسریش بودواونوعامل نجات زندگیش وخدای موفقیتهاشون می دید و خیلی زیاد در صدد جبران کردن به اصطلاح محبتهای انهابودند

    زیادشاهد بودم که افرادحرف بالاسری رو بیشتر از پدرو مادر و یا همسر گوش داده و بهش عمل میکردند چون این باورو بهشون داده بودند که تنها یک نفره که تو رو به هر انچه بخواهی می رساند و انهم بالاسری است و با توجه به وعده و وعیده هایی که بالاسری هادر جلسات اول میدادند که شما را به تمام رویاهاتون میرسونیم و رفتارهای خوب و مودبانه ای که داشتند طبیعی بود که افراد این باورو بپذیرند

    استاد میگوینداز دیگران به خاطر کمکی به شما کردند تشکر کنید واونها رو دستی از دستان خداوند بدونید نه خدای خودتون البته اگه کمکی کرده باشند

    توی جلساتشون عنوان میکردند اگر بالاسریت به تو نگرش داشته باشد(از تو راضی باشه ،حسش به تو خوب باشه ) تو موفقی در غیر این صورت موفقیتی در کار نیست حالا چه کنید که بالاسر ی نگرش مثبت داشته باشد هر ماه ورودی بگیرید بالاسریت پورسانت بگیر شود تا زحماتشو جبران کنید چون کسی که توانایی دارد شما رو خوشبخت کند فقط بالاسریته

    لیدر ممکن بود تحصیلات دانشگاهی داشته باشد یا نه اما توی همه علوم خودشون را صاحب نظر میدونستند اقتصاد دادن جغزافیدان و.. بودند توی یکی از جلسات لیدر جلسه در مورد موضوعی اطلاعات اشتباهی داد به یکی از افراد ان جمع گفتم با سند و مدرک میتونم ثابت کنم انچه گفته اشتباه است گفت لیدر ما خدای ماست هرچه بگوید درست میگوید

    گاهی اوقات اوضاع برعکس میشد ورودی ها (سازمان ،تیم )خدا بودندطرف فکر میکرد اونی که موفقش میکند سازمانش است باید کلی زحمت میکشید تا یکی رو متقاعدکند که کد بزند بعضی ها واقعا التماس وار میخواستند افرادباهاشون بمونند

    خیلی افراد هم واقعا توقع داشتند بالاسری مشکلات هزار سالشون را در زمینه های مختلف حل کند چون دارند باهاش همکاری میکنند

    بالاسری وقتی خیالشون راحت میشد طرف دیگه موندنی شده کم کم خودشون روخدای موفقیتهای زندگی سازمانشون معرفی میکردند در واقع فرد زندگیش تو دست بالاسری و سازمانش بود

    یعنی بر حسب موقعیت و شرایط یکبار بالاسری و یکبار سازمان خدامیشد وبایدبرای رضایتشون هرانچه انها میخواستند انجام میدادند

    انجاهست و نیستت وصل میشد به سازمان و بالاسری

    خیلی ها میگویند ما توی نتورک با خدا بیشتر اشناشدیم درسته باکتابهایی که میخوندند باخدا بیشتر اشنا میشدنداما در نهایت با خدایی اشنا میشدند که انها را وصل به بالاسری میکرد

    برنامه ای به نام ارزشگذاری روی لیدرهاشون داشتند

    و انهارا شخصیتهای بسیار تا بسیار عالی وگاهی تا حدخدایی معرفی میکردند،این کار را باعث پیشرفت روند سیستم شون میدونستند ودراین زمینه فیلم اموزشی داشتنداما طی ارتباطی که باهاشون میگرفتید ان انداز ه شخصیت های بزرگی که معرفی می کردند نبودند

    استاد میگویند من ظاهرو باطنم یکیه مثالی میزنند که تو جمعی بودم یکی از دوستان کاری انجام دادکه بر خلاف انچیزی بود که توی جلساتشون گفته بودنداعتقادش این بود این حرفا برا مردمه و امامن گفتم که هرچیزی که می گویم عمل میکنم اگر سریال زندگی دربهشت وسفر به دور امریکای استاد روببینیدمتوجه یکی بودن ظاهروباطن استادوشخصیتشون میشوید

    استاد که اطلاعات و ا گاهی برای موفقیت در زمینه های مختلف به ما میدهد هزاران پله از ما بالاتره و چقدر موفقیتهای قابل لمس تو زمینه های مختلف بدست اورده است پس این شخص میتواندادعای موفق کردن دیگران را داشته باشد

    اگه شخصی چنین ادعای موفقیت دیگران را میکند باید دستاوردهایی داشته باشد وبالاتراز دیگران باشد نه هم سطح و یا حتی پایین تر از دیگران باشد

    حالا فردی که دوست و اشنایش را به نتورک دعوت میکند و قسم میخورد که شما رو خوشبخت میکنم باید خودش موفقیتهایی بدست اورده باشد در حالی که این افراد گاهی توی کوچکترین مسائل و مشکلات زندگیشون مونده بودند و کوچکترین موفقیت چه مالی و غیره انجا کسب نکرده بودند ولی همین فرد خیلی قشنگ حتی قشنگ ترازاستاد صحبت میکندو کلی ازش تعریف و تمجید میکنندگویا که بینظیر ترین شخصی است توی زندگی ات دیده ای اما همین خدا همچیش قسطیه و تمام امیدش به سازمانش است که خرید ماهانه بزند تا قسطهاشو بتواند پرداخت کند

    موضوع دوم :«فراوانی نعمت ها و فرصت ها »

    براساس صحبتهای استاد دنیاپراز فراوانی و نعمت است و چیزی به نام کمبود وجود ندارد،این کمبودهااز ذهنه و همیشه فرصت ها برای ثروتمندی و موفقیت وجود دارد،فایل باور فراوانی استاد روحتماحتما گوش بدهید

    تو این شرکتها صحبتها بیشتردر مورد کمبوده ،کمبود شغل کمبود درامد،کمبود فرصت،کمبود ادم،کمبود مشتری .ودر این زمینه ها کلی سند و مدرک می اورند و یکی ازبرنامه های مهم افراد این مجوعه ها دیدن کمبودهاو نبودن فرصتها برای ثروتمند شدن است اما استاد میگویند بروید نعمتها و فراوانی ها را ببینید

    این مجموعه ها تنها تنها فرصت ثروتمندی و موفقیت را بازاریابی شبکه ای میدونستندو خیلی هم به کتابهای نوشته شده امریکایی و افراد موفق امریکایی تو این زمینه استناد میکردندو جوری معرفی میکنند انگار درصد بالایی از مردم امریکا بازاریابی شبکه ای کار میکنند امابر اساس گفته های استاد گویامردم امریکا به این شکلی که این مجموعه ها میگویندتو این وادی ها نیستند

    وقتی به اعضاشون باور کمبود و نبودفرصتها میدهندو این باورو میدادندکه تنها راه کسب ثروت بازاریابی شبکه ای است افراد بیشتر تو وادی فقر قرار میگرفتند تاثروت وبه این علت طرف انجا چند سال کارمیکرد و غیر از بدهی و قرض چیزی نداشت.

    حتی به احادیث ائمه استناد میکردند که فرمودن فرصتها را از دست ندهید که فقط یکبار سر راهتون قرار میگیرد مثال میزدند قبلا فرصت درس خوندن و کارمند شدن بود اما خیلی ها نرفتند و فرصتو از دست دادند حالا شما این فرصت بازاریابی شبکه ای رو از دست ندهید که بعدها دچار سرزنش بچه هاتون نشوید

    طرف از ترس از دست دادن فرصت همان لحضه یک چیزی میفروخت یا پول قرض میگرفت که خرید بزند و البته خیلی طولانی میشود اگه بخوام این مطلبو خوب توضیح بدهم اما سر همین مسئله که فرصت کارمندی از دست رفته فرصت نتورکو بچسبید ورودی میگرفتند

    من باخیلی ها که صحبت میکردم علت ورودی شدنشون ترس از دست رفتن فرصت بود داستان هایی میگفتند مثلا ما قبلا فرصت خوبی برای خرید خانه ماشین ،کارمندی و…داشتیم که از دست دادیم و حالا نمیخواهیم این فرصت طلایی رو از دست بدهیم (استاد در مورد فرصتها توی فایلهای رایگانشون صحبتهای عالی دارند )

    عقیده شون این بود نتورک تو اینده مثل کارمندی امتحانهای استخدامی میخواهد مردم هم از بس پشت ازمونهای استخدامی مونده بودند از ترس وارد نتورک میشدند

    موضوع سوم «تکامل»

    استاد تکامل را جزو اصول میدانند امادر روند کاری بازاریابی شبکه ای دیده نمیشد چون اعتقاد و باوری بهش نداشتند شاید در موردش صحبت میکردند ولی در عمل بر خلاف تکامل رفتار میکردند

    استاد درموارد زیادی خواستند تکامل را رعایت کنیید مثل شروع کسب وکار،رسیدن به درامدهای بالا ،رسیدن به اعتماد به نفس و عزت نفس بالاو…

    مثلااگه میخواهید کاری را شروع کنید توی همان شرایط و با همان هزینه ای که دارید کاررا شروع کنید و تکاملی بالا بروید اما انجا از طرف میخواستند با چند ده ملیون کارو شروع کند که اگه طرف پول نداشت ازش میخواستند قرض بگیرد و حتی قرض گرفتن را اموزش میدادند، همه خریدهاشون ازلباس ،کفش ، گرفته تا خانه ،ماشین قسطی و با وام بود

    طرف ماهانه 100هزار تومن درامد نداشت امابا قسط و وام ایفون دها میلیونی میخرید واین کارو برای اینده کشورشون، نسلشون و بچه هاشون حسنه میدونستند

    اعتقاد داشتند این شکلی داریم بهای کارمون رو میدهیم قسط داشتن را جگر داشتن میدونستند اعتقاد داشتند قسط و بدهی باعث حرکت انسان میشود

    نتیجه چی میشد طرف برای پرداخت قسطهاش باید کلی زمان میگذاشت تافردی را توجیه کند که خرید بزند تا به این شکل درامد داشته باشد و قسطها پرداخت شود

    توضیحات استاد در مورد قسط و وام اگرگوش

    بدهید متوجه میشوید که چه اشتباهاتی انجام میدادند

    استاد میگویند باورایک شبه بوجود نیامدند که یک شبه از بین بروند و نمیشود یکی رو یک شبه باوراشو عوض کردو به درامدهای مالی بالا رسوند

    افرادی که وارد نتورک میشوند معمولا باورای ثروت خوبی ندارند امالیدرهای انجا بر این عقیده بودندما این توانایی را داریم ظرف چند ماه افرادرا به درامد ماهی چند ده ملیون برسونیم و یکی از برنامه هاشون رفتن توی محله های بالاشهر اجاره کردن خانه های انجا و غذا خوردن توی رستوران های ان محله ها حتی اگه شده با قسط و قرض بود که این چیزها ادمو ثروتمند نمیکند چون انچه مهمه باور ثروت داشتن است

    ما مدتهاست فایلهای استاد را گوش میدیم که هر فایل دنیایی از اطلاعات و اگاهی هاست و کلی باورهای عالی یاد میگیریم امازیاد نتوانستیم تغییر کنیم چون سالها از جاهای مختلف باورهای غلط و ورودی های اشتباه گرفتیم و زمان میبرد و تکاملی باید طی شود تا به موفقیت مالی،و …برسیم

    اما اگه جزوه هاشون رو ببینید که میشه از اینترنت یا از خودشون تهیه کرد ( البته به همین راحتی نمیدهند چون شرط داشتن انها خرید چند ده ملیونی است) این جزوه همش از اول تا اخرش 4صفحه است و جالبه که 4خط ساده و بسیار ابتدایی در مورد هدف و 4خط در مورد باور و تغییر باورها نوشته شده ومیخواهند با این مطالب ابتدایی ایران و دنیارو نجات بدهند هر کس این جزوه رو ببینه وتعقل و تفکر کندحتماخواهد گفت با این چهار خط چگونه میخواهند زندگی افراد را عوض کنند ؟؟

    طرف کتاب چند صدصفحه ای در مورد هدف و باور و تغییر باور نوشته صدها فایل درمورد این مسایل ضبط کرده اما مخاطبش هنوز نتوانسته هدفمند شود و باوراهاشو تغییر بدهد اماچطور با 4خط ابتدایی در موردباور سازی میخواهید باورای یک فرد 40ساله رو یک شبه عوض کنند ایامیشود یک شبه باورهای فردی رو عوض کرد ؟؟

    ولی اینقدر روی این جزوه چندصفحه ای ارزش گذاری میکردند خیلی بیشتر از انچه که استاد روی فایلها و محصولاتش ارزش گذاری میکند

    انها رو عالی میدونستند و اعتقاد داشتند انچنان زندگیتون عوض میشود که باور نمیکنید بنابراین طرف دها میلیون خرید میزد که این جزوه رو تهیه کند خیلی دوست دارم بروید ان جزوها رو بگیرید بعد بگذارید کنار فایلها و اطلاعات و اگاهی هایی که استاد فقط تو فایلهای رایگانشون میدهند ان موقع خواهید گفت چرا ما مردم اینقدر ساده ایم

    البته خیلی هم مفید است برای کسایی که خیلی ایراد به قیمت محصولات استاد درسایت میگیرند

    و خواهید دید این مجموعه ها روی چه پایه های سستی بنا شده است

    با دیدن ان جزوها دیگه لازم نیست کسی به شما بگوید بازاریابی شبکه ای خوب یابد است

    کسانی که واقعا فایلهای اساتید موفقیت را گوش میدادند بهتر متوجه عیب و ایرادهای انجا میشدند و انجا را ترک میکردند

    در جلسات انجا از فایلهای اساتید موفقیت و فیلم های انگیزشی استفاده میشد امابرداشتها فقط نتورکی بود

    البته کتاب هم مطالعه میکنید امافقط کتابهایی که خودشون معرفی می کردندو معنا و محتواهایی که از کتابها به اعضاشون القا میکنند این است که بازاریابی شبکه ای تنهاجایی است که شماموفق میشوید

    استاد میگویند خیلی از این کتابها اشتباهات زیادی دارند فردی که اصلا اهل مطالعه نبوده چطور میتواند اشتباهات این کتابها را متوجه بشود

    دوستانی که بسته عزت نفس را خریده اند مدتهاست روی خودشون کار میکنندولی هنوز نتوانستند از عزت نفس بالایی برخودار شوند و استاد میگویند که باانجام تمرینات و تکامل میتوانید به عزت نفس بالایی برسید

    افرادی که وارد نتورک میشوند معمولا از عزت نفس بالایی برخوردار نیستند البته همه ما اینجوری هستیم، ولی انجا اعتقادشون این بود با همین جزوه طی یک هفته یا ده روز میتوانند کاری بکنند که طرف عزت نفس واعتماد به نفس بالایی برخوردار بشود و خودشو خوشبخت کند بعد دوست، اشنا و فامیل را اورده زندگی انها راتغییرداده وخوشبخت کند که براساس تکامل چنین چیزی غیر ممکن است

    موضوع چهارم: « اسون انجام شدن کارها»

    اعتقادی به این مسئله نداشتند، خیلی خودشون را تو سختی قرار میدادند واونو عامل موفقیتشون میدونستند ، داستانهای غم انگیز زیادی از سختیهایی که کشیده بودند تعریف میکردند غذانمیخوردند ،نمیخوابیدند،هفته ها حمام نمیرفتند ،گرمای تابستان تو افتاب گرم یا سرمای زمستون توی محیطهای بازعمدا ساعتهای طولانی روی زمین مینشستند جلسه برگزار میکردند

    روزهاخانواده هاشون نمیدیدند تو بدترین شرایط کار میکردند میگفتند اگه شب خونه رفتی از پا درد وگلو دردخوابت نبرد ان روز کارنکردید افراد خیلی خیلی باور سختی کار میگرفتند کسی دنبال راحتی و اسونی کار بود بشدت سرزنش و تمسخر میشد

    موضوع پنجم :«عشق به کار »

    بر اساس صحبتهای استاد عشق به کار و باورهای ثروت ساز باعث درامد زایی میشود اما بالای 90درصد افرادی که بازاریابی کار میکردند میگفتند اصلا این کارو دوست نداریم چون هیچ جذابیتی ندارد و علاقمندی ما چیز دیگه ای است اما چون میشود اینجا پول دراورد و ما پولو دوست داریم پس مجبوریم بازاریابی شبکه ای را هم دوست داشته باشیم باورشون این بود که فقط با نتورک میشود ثروتمند شد

    اعتقاد داشتند ثروتمندان اینده کسانی خواهند بود که شبکه ساز باشند و شبکه عظیم انسانی داشته باشند با این اعتقاد همه بدو بدو در حال شبکه ساختن بودند

    و تمامی مشاغل و کسب و کارها را جوری معرفی میکردند که نمیشود با انها به پول و ثروت رسید.در حالی که استاد میگویند از هر شغلی میشود به درامد بالا رسید و نیاز نیست که شغلتو ن را عوض کنید باید عشق به کار و باور ثروت ساز داشته باشید

    اگه کسی میگفت کارنتورک را دوست ندارم اما کار خودم را دوست دارم میگفتند به خاطر کاری که دوست داشتید ازش چی دارید؟

    غیراز بی پولی ،قرض،قسط،وام،خوارشدن جلوی زن و بچه ات چی ازش دارید؟ایا اینها را دوست دارید؟

    طرف میدید از انچه عاشقش بود پول در نیاورده و باورش میشد که نتورک بهش ثروت میدهد اما غافل از اینکه عشق به کار و باور ثروتمندی است که پول وثروت می اورد تو این زمینه فایل های استاد رو اگه گوش بدهید خوب متوجه خواهید شد

    از تمام مشاغل دکتر،مهندس،وکیل،روحانی،استاد،بازاری، کارمند، هر اداره و ارگانی که بخواهید حدس بزنید وهمچنین دانشجو، بیکار،بچه،معلول ،معتاد انجا فعالیت میکردند

    این افراد از خود سوال نکرده بودند اگر همه جهان نتورک(بازاریابی شبکه ای ) کار کنند پس تکلیف دیگر مشاغل چه خواهد شد؟

    اکثر کسانی که به این کار وارد میشدند کسایی بودند که توی زندگیشون کار خاصی انجام نداده بودند ولی دلشون موفقیت و پول بدون تلاش میخواست یا کسایی وارد میشدند که مدتها تلاش کرده بودند و به ان موفقیت و ثروتی که میخواستند نرسیده بودند و سردرگم بوده دنبال راه چاره میگشتند

    لیدرها با دادن دیداز اینده ای رویایی از این افراد میخواستند کار،درس و یا حتی خانوادشون را کنار بگذارند

    حالا فرد متاهلی که کارشو کنار گذاشته ،از نتورک هم درامدندارد ، باید هرماه خرید ماهانه بزند حدس بزنید تو چه وضعیتی قرار میگرفت اینجا یک راه حل بود قرض و وام گرفتن .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      یونس چاپاشی گفته:
      مدت عضویت: 2219 روز

      سلام خانم طلایی عزیز

      امیدوارم هر روزتون بهترین روزتون باشه

      خیلی بااشتیاق کامنتتون رو خوندم و خیلی ازتون ممنونم بخاطر وقت و انرژی که گذاشتین تا دوستان مشتاق و یوال دار دیگمون به جواب برسن،خیلی با حرفاتون حال کردم ،جامع وهمه گیر بودن،فقط ای کاش اینم در نظر میگرفتید همه شرکتها و تیم ها یک استراتژی و طرز فکر ندارند،همونطور که همه اساتید موفقیت هم مشابه هم عمل نمیکنند و هرکدوم روش وطر فکر و نتیجه خودشو داره.

      بنده خودم از شیفت زده های نتورکم،وبا روش کاری که اونموقع انجام میشد موافق نبودم،ولی این صنعت هم روز به روز درحال تکامله و معایبشونم درحال تصحیحه،

      مثلا اونجاکه فرمودین تکاملو رعایت نمیکنن ،بعضی از شرکتها ،الان بهترن و به فرد اجازه ورودی گرفتن درجا نمیدهند تا چندماهی اموزششاشو ببینه و طبق سلیقه شخصی ادمارو دعوت و منفی نکنه،دوما الان خیای از شرکتها بر اساس فروش محور هستند و این هم بهترکردن،محصولات اساسی خوبی ارائه میدن وفرد فقط از فروش هم میتونه ادامه بده،ولی چ بهتر که چندنفرروهم مثل خودش بار بیاره تا اوناهم به یه شغلی برسن و درامدی هم برای بالاسری هم داشته باشن..

      ولی درموضوع شرک و باور کمبود ثزوت ونعمت و نبود شرط علاقه باهاتون موافقم،و دلیل اینکه خودم هم باوجود تجربه زیاد،بازهم وارد این کارنشدم همیناست

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      Golden Star گفته:
      مدت عضویت: 3653 روز

      بنام خدا ی مهربان و بخشنده ام

      با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز

      ممنون و سپاسگزارم از خانم طلائی عزیز که اینطور خالصانه و با حوصله و با جزئیات فراوان مطالب رو راجع به نتورک گفتید…

      براتون بینهایت آرزوی موفقیت و سربلندی دارم

      شاعر میگه: حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند

      واقعاً جواب خیلی از سوالاتم بود و ایمان پیدا کردم وقتی به خودش اعتماد می‌کنی، جواب تمام سوالاتت تمام ابهام هایی که برات وجود داشته یا به وجود میاد رو میده، هر بار به نحوی

      باید خوب گوش کنی به قلبت تا همه چیز برات واضح بشه

      خدا در قلبمون هست و هر لحظه داره آگاهمون می‌کنه

      در نهایت سپاسگزارم از خدای به این بزرگی و مهربانی از استاد گرامی و تمام اعضای خوب این خانواده ی صمیمی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      بهروز پرواز گفته:
      مدت عضویت: 4309 روز

      سلام ودرود بر شما خانم طلایی.پرودگار رو سپاسگذارم بخاطر استاد عزیز و خانم شایسته و این سایت پر محتوا . و همچنین بسیار بسیار ممنونم بخاطر این همه وقتی که گذاشتین و این همه توضیحات عالی شیوا و خالص راجع به نتورک دادین‌‌.واقعا عالی بودین. شما کسی هستین مه این کار رو تجربه کردین و زیر و بم نتورک رو دراوردین. و واقعا این نوشته هاتون برای همه اعضای سایت مفیده و بخصوص کسانی که قصد ورود به نتورک دارند و فکر میکنن که خوشبختی رو باید اونجا جستجو کرد …بازم خیلی ممنون..انشالا که در هر حرفه مشغول هستی موفق و پیروز باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    ستاره ایی در آسمان هفتم گفته:
    مدت عضویت: 697 روز

    گام دهم : استمرار در مسیر هم جهت با هدف

    نمیشه همزمان چند تا هدف داشته باشی یک هدف مشخص داشته باش که لذت میبری ازش و با قدرت روی اون هدف تمرکز کن تمرین و تکررررراااار و استمرار در مسیر

    هدفی که روش کامل تمرکز کردیم اون هدف اصلی ماست بقیه اهداف بیشتر جنبه سرگرمی و اوقات فراغت دارن

    به موانعی که ممکنه در مسیر پیدا بشه اصلا فکر نکن ، که باعث احساس بد در وجودمونمیشه .

    ما پروردگاری داریم که کل کیهان رو داره مدیریت میکنه.

    و اگر توکل بر خدا داشته باشیم و باور قوی داشته باشیم که حتما لایق رسیدن به هدف هستم موانع کار برای ما

    پیش نمیاد یا اگر بیاد خداوندطوری برای ما درستش میکنه که سختی برامون پیش نیاد.

    باورها و الگوهای موفق رو پیدا کن و تمرکز کن به روش های موفقیتشون توجه کن به مسیرش که چطوری تکامل پیدا کردن

    اونها اگر موفق شدن ما هم حتما موفق میشیم

    با حرکت مستمر در مسیر ، تکرار باورها و زمانی که جریان موفقیتت ثابت بشه ، حداقل شش ماه تا یک سال، یعنی به ثبات فرکانسی رسیدیم و آماده میشیم برای قدم های بلندتر و نتایج تصاعدی بعدی.

    به تعداد انسانهای روی زمین راه ارتباط با خدا وجود داره و الزاما تنها شیوه ارتباط با خداوند نماز نیست. چرا که در

    قران هم همچین موضوعی مطرح نشده که حتمااا همه باید به شیوه خاص نماز بخونن.

    ممکنه من انسان، یک روز با یک روشی با خداوند ارتباط بگیرم یه روز دیگه با یه روش دیگه بنا به شرایط روحی روانی یا موقیت مکانی مون راه های متفاوتی برای رابطه با الله یکتا وجود داره.

    اصل ارتباط با پروردگار هست با هر روشی که احساس خوبی داریم و امکان پذیر هست.

    وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

    چون بندگان من درباره من از تو بپرسند، بگو که من نزدیکم و به نداى کسى که مرا بخواند پاسخ مى‌دهم.

    پس به نداى من پاسخ دهند و به من ایمان آورند تا راه راست یابند.

    —————————————————–

    استاد عزیزم ممنون و سپاسگزار شما هستم که بی منت این آگاهی های رایگان رو در اختیارمون قرار میدید.

    در پناه الله یکتا شاد و موفق و ثروتمند و در ارامش باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    بیتا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 783 روز

    با سلام و احترام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوب سایت️

    خدارو هزاران بار شکر که گام دهم پروژه رو طی کردم و اگاهی های مهمی نصیب من شد خدایا شکرت

    من تقریبا 70 درصد فایل های دانلودی رو گوش داده بودم(بجز سریال ها) بعضی هاشو چندین بار گوش دادم اونقدر که میدونم برای بروزسانی کجاهای فایل کات شده ولی تا الان که نکته برداری نمیکردم و کامنت هارو نمیخوندم خیلی عمیق درک نکرده بودم خداروشکر میکنم که این قدم رو برداشتم خداروشکر ️

    نکات فایل امروز :

    مهم ترین قانون هدفگذاری، قانون توجه است نمیشه ما به چیزهای مختلفی توجه کنیم و به یک هدف خاص برسیم .

    رویاهای ما کوچکه چون باور نداریم که میتونه محقق بشه البته که رویاهای بزرگ هم با قدم های کوچک و متوالی بدست میاد

    وقتی یک هدفی رو داریم به موانع آن مثل قوانین دولت ها سیاست ها و … توجه نکنیم چون ما با خدایی طرفیک که کل کیهانو مدیریت میکند . برای کسی که هدف هاشو باور داره و ایمان داره که جهان به افکار و باورهاش پاسخ میده این قوانین حرف مفته

    ثبات فرکانسی یعنی اینکه ما یک باوری داریم که در ابتدا خیلی ضعیفه و ذهنمون کلی مقاومت داره ولی وقتی دائما روی این باور کار میکنیم و الگو پیدا میکنیم ‌ودائما به اون توجه میکنیم وتکرار میکنیم به تدریج این باور قوی تر میشه و جهان مارو به اون چیزی که بهش توجه میکنیم هدایت میکنه و ما میبینیم که یک نتیجه ی ثابت و رو به رشد داریم که هرچی بیشتر روی خودمون کار کنیم این نتیجه بیشتر و بیشتر میشود ولی نتیجه پایداره مثلا 6 ماه یکسال

    اغلب انگیزه های ما از نضادها بوجود میاد

    طبق قرآن هرکسی به شیوه ی خودش می تواند با خدا ارتباط برقرار کند و هیچ جایی در قرآن نیامده که همه ی پیامبران به یک شکل عبادت میکردن چون راه های ارتباط با خداوند بی نهایته و یک شیوه ی خاص نیست . اینها همه فرعیاته

    تعریفی که خداوند در قران از خودش کرده این است که نزدیکه و هروقت او را بخوانیم اجابت کننده است چقدرر زیبا️️

    از،خوندن کامنت های دوستان نتیجه هاشون درک عمیق شون و یکتا پرستی شون بسیار لذت برم و کیف کردم

    رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند

    خدایا شکرت️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    زیبا گفته:
    مدت عضویت: 2793 روز

    به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین

    سلام استاد و مریم جان

    تعهد دادیم که روی خودمان کار کنیم و فقط به خدا توکل کنیم

    واقعا وقتی باور نداریم هدف هم کوتاه هست

    ولی از زمانی که باور کردم میشه

    بیشتر از خدا خواستم

    و همچنین خدا خیلی ازش پرسیده نشده

    و آیه که می فرماید اگر از من پرسیدن بگو من نزدیک هستم

    آیه و مطلبی که درکش کنیم دنیا و آخرت را برای خودمان ساخته ایم

    و واقعا خدایا کمکم کن تا درک کنم این مطلب رو و درک کنم خدا را

    درک کنم توکل را

    درک کنم زندگی را

    و شهرک نورزم

    و بدانیم خدا میتونه پس توکل کنم

    شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    نازنین گفته:
    مدت عضویت: 1523 روز

    بسم الله الرجمن الرحیم

    گام دهم استمرار در مسیر هم جهت با اهداف

    نکات کلیدی:

    وقتی هدفی داریم باید تمام توجه و تمرکزمون روی اون هدف باشه

    یعنی به اون هدف فکر کنی

    دنبال یادگیری مهارتهای لازم برای رسبدن به اون هرف باشی

    باورهایی بسازی که تو رو آسونتر به اون هدف میرسونه

    تمام توجهت رو بزاری حول و حوش همون هدف و دنبال الگو بگردی که به اون هدف رسبدن تا برای ذهنت باورپدیر بشه که تو هم مبتونی برسی

    مطالعه کنی در موردش و چززهایی که باید یادبگیری بری دنبالش

    بعنی یه جورایی خودتو توش عرق کنی

    و نکته ی مهم اینکه اصلا اصلا به موانع رسبدن به اون هدف فکر نکنی

    اینکه دولتها چه سیاستی دارن

    چه قوا نینی دارن

    ایا به تو اجازه میدن یا نه

    اصلا به اینها فکر نکنی

    چون وقتی به مشکلات احتمالی بخوای فکر کنی تو اصلا حرکت نمیکنی

    ذهنت نمیزاره قدم بر داری

    نگرانی و ترس برات میاره

    اجازه نده تمرکز و توجه و انرژیت رو مشکلات بره

    فقط باید بدون توجه به موانع قدم برداری و بدونی که وقتی ایمان داری خدا کمکت میکنه

    خدایی که کل کیهان در ید قدرتشه

    خدایی که داره هنه چیز رو هدایت میکنه

    خدایی که بسیار بسبار بزرگتره از هر انچه که تو فکر میکنی و بتو قول داده که کنارتم

    همراهتم

    یارتم

    وقتی تو با این باورهای قدرتمندانه حرکت کنی برای اهدافت مطمئن باش درها برات باز میشه

    و نکته ی بسیار مهم اینه که بدونی قوانین الهی به راحتی قوانین انسانی رو دور میزنه

    من این جمله رو از قول یکی از عزیزان این سایت میگم ک هر بار که به خودم میگم چنان قدرت میگیرم که خدا میدونه

    بهتون پیشنهاد میکنم وقتی در راه حرکت برای رسیدن به اهدافتون مشکلی یا مانعی رو ذهنتون میاره جلوی چشماتون و میخواد شما رو نگران کنه

    با قدرت و با صدای بلند این جنله رو تکرار کنید و باور کنید که دقیقا همینه

    قوانین الهی به راحتی قولنین انسانی رو دور میزنن

    نمونه اش رو هم خیلی هامون تو برهه های مختلف زندگیمون دیدیم و گفتیم خدایا مگه میشه

    و دیدیم بله شده

    معجزه شده برامون

    از جایی که فکرشو نمیکردیم اتفاق افتاده

    قلبها چنان به نفع ما نرم شده که باور نمیکردیم

    مقررات و قوانین چنان عوض شده که فکر نمیکردیم

    دستان خداوند از جاهایی وارد شدن که باورمون نمیشده

    و اونجاست که میگیم خداجونم دمت گرم

    تکته بعدی :

    هررطور که راحتی و لذت میبری با خدا ارتباط برقرار کن

    هزاران راه وجود داره تا با خدا عشق بازی کنی

    اون راهی که به تو لذت میده رو انجام بده

    دتبال یع راه خاص نباش

    دتبال پیروی از ادمهای دیگه نباش

    خودت ببین چطور ارتباط برقرار کنی به ارامش میرسی

    به لذت میرسی

    به قدرت میرسی

    انگیزه میگیری برای حرکت

    نکتع مهم یعدی:

    اگر دنبال ثروت هستی یاد بگیر مولد باشی

    دنبال علاقه هات برو و با عشق ادامه بده

    هر چیزی که لازمه برای اون علاقه ات رو برو یادبگیر و اینقدر ادامه بده تا توش حرفه ای بشی

    نگاهت این باشه که درس یاد بگیری

    براش وقت بزار

    تو دلش برو

    کتاب در مورد ش بخون و با عشق دنبال کن علاقه هات رو و ایمان داشته باش به هدفت میرسی

    بقول یکی از دوستان عزیز اگر پا روی ترسهامون نزاریم و براش قدم برنداریم با ایمان و قدرت ، توی این دنیا هیچی بهمون نمیدن و فقط باید تماشاچی لذت بردن افراد با ایمان باشیم.

    خدایا هزاران مرتبه تو را سپاس

    استاد عزیزم بسیار سپاسگزار تون هستم برای نشر این اگاهی های ناب و روشن کردن مسیر ما برای رسیدن به خواسته هامون

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    علی قادری چاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2340 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض سلام و تحیت حضور عزیزان هم دل

    خدا را شکر می کنم که بنده را به دهمین روز از این پروژه با برکت رساند

    بزرگترین دستاورد این دهه قوت گرفتن عادتی جدید در وجودم هست، آن هم اینکه ابتدای روزم را بعد از سپاسگزاری با آگاهی های ناب این سایت شروع می کنم و از آن بهتر اینکه کامنتی هدایت نوشته می شود که خیلی فرکانس هایم را تنظیم می کند.

    توحید و توجه به رب این ایام با اختلاف مهمترین موضوع زندگی ام شده و خیلی سعی می کنم که ذهنم را در جهت آن قرار دهم، انصافا هدایت و لطف پرورگار است که مرا پیش می برد

    دیروز به گونه راحت و هدایتی مرا به سمت خواسته ای دیگرم، آن هم خیلی آسان و به وقتش هدایت کرد و با عزت برایم به انجامش رساند وقتی که سوار ماشین شدم ساعت ماشین برایم موحدانه چشمک زد 11؛11 مسیرم را که ادامه دادم صدای موذن رسید که می گفت حی علی الصلاه

    به خودم گفتم که الآن بهترین زمان برای توجه و عشقبازی با عزیزتر از جانم هست و با همان حال خوبم راهی نزدیکترین مسجد شدم.

    خدایا شکرت که دوباره حلاوت عبادتت را به بنده می چشانی، وقتی که از امور غفلت آور دنیایی دست و رو می شویی و دل به سوی صاحب و مالکت می کنی و بی اینکه در بند قالب و ترتیبی باشی، سفر دل را برایش می گشایی او هم در احساست جاری می شود و تو را مستفیض لذت عبودیت می کند، در آن لحظات این شعر زیبای همام، مرغ دلم را پرواز داد

    خُنُک آن روز که پرواز کنم تا ور یار

    به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

    آی که چه لذتی می دهد این عشق بازی

    خدایا شکرت

    بعد این وقتی که در مسیر برگشت به خانه بودم، ماشین نوشته ای این حال خوبم را تثبیت کرد و آن این بود که: آرامش آن است که بدانی در هر قدم دست تو در دستان خداست

    چقدر حالم خوب شد.

    خدایا شکرت

    اصلا گویی که زندگی با این نگرش روغن کاری می شود، درود بر شرفت استاد با این سخنان گوهر بارت

    واقعا چه قدرتی می دهد این باور که

    ما با خدایی طرف هستیم که کل کیهان را مدیریت می کند

    کل فایل ها و نتایجی که استاد در موردش صحبت می کند بر همین نگرش استوار است، کل زندگی او بر همین اصل سوار شده است.

    اینکه خدا را دارم و او برایم کافیست

    او هر چه که بخواهم و فرکانسش را بفرستم برایم اجابت می کند

    موضوع ساده هست ذهنت را با توجه به او به آرامش برسان بقیه کارها را او انجام می دهد

    البته منظور اینکه هدایت می شوی به راحتی و به قول قرآن آسان می شوی به آسانی ها

    قدم به قدم الهامات به تو گفته می شود و همزمانی ها رخ می دهد و تو فقط تسبیح و تهلیلش را می گویی

    واقعا همینگونه می شود اگر تو همینگونه عمل کنی

    تازه دارم کمی حرفهای استاد را از آسانی زندگیش درک می کنم.

    فکرش را بکن ابراهیم چگونه بود که همه کارها را خدا برایش انجام می داد

    آقا کار نه، کااااااااااااار

    موسی و سلیمان و عیسی و محمد و علی و …

    خدایا شکرت که این درک را برای ذهن بت سازم آسانتر کردی

    خدایا شکرت

    اگر مهمترین هدف روزانه ات را با او بودن بگذاری او با تحقق بخشیدن به باقی اهدافت این اتصال و بندگی ات را تقویت خواهد کرد، به شرطی که در هر لحظه او را ببینی و اگر هم غافل شدی زود بازگردی

    اصلا داستان اینست که

    هر کجا لطفی ببینی از کسی

    سوی اصل لطف ره یابی عسی

    این همه خوش ها ز دریاییست ژرف

    جزء را بگذار و بر کل دار طرف

    وقتی که سمت و سوی فکر و قول و فعلت توحیدی شود دیگر یگانگی را جاری می شوی

    دوئی از خود برون کردم یکی دیدم دو عالم را

    یکی جویم یکی گویم یکی دانم یکی خوانم

    خدایا شکرت که توفیق بودن در وجودت را به بنده می دهی

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2451 روز

    به نام تنها رب جهان و جهانیان

    با جهش های خودم به این نتیجه رسیدم تا قوانین الهی را تا پای جانم بهش عمل کنم وبهش رفتار کنم

    جای تعجب نداره

    جای تاسف هم نداره

    اون نتایجی که تا به الان گرفتم باعث تمام اونها عمل به قوانینی بوده که تا به الان درک کرده ام و فهمیده ام

    ارزش دوره ها بستگی به اون ذهنیتی داره که ما داریم

    اگر دوره ها قیمت هاش برامون بالاست یعنی اینکه من اماده ی دریافت قوانین نیستم چون ارزش داره برای من برای شخص من ارزش داره که بهای تمام محصولات را بدم تا جهش کنم جهش های بالا و دریافتی های بالا و بالاتر

    همیشه این سوال برام بود که چطور من با استاد عباس منش کار میکنم

    خداوند همیشه پاسخ میدهد

    چون استاد از زاویه های مختلف همیشه هر قانونی که درک کرده اند و درسته را توضیح میدهند وذهنیت من هم همین طور هست که از زاویه های مختلف همیشه بررسی میکنه

    از زاویه های مختلف سوال داره و

    جوابی براش نداشت و همیشه به در بسته می خورد

    اما الان فرق کرده و نتایج تفاوت ها را گویا ست

    خدا را بی نهایت سپاسگزارم

    من در ، دوره ی دوازده قدم با ستاره قطبی هر چی که می خواستم را دریافت می کردم اما الان خدا را بی نهایت سپاسگزارم ک هبه قواینن که عمل میکنم دارم دریافت میکنم و خیلی خوشحالم

    خوشحالی وقتتی بوجود میاد که هر چی که بخواهی را بگی و دریافت کنی و اول از خواسته های کوچیک شروع میشه باید باری کوچکترینش شادی کنی شکرگزاری کنی تا بیشتر و از طریق عمل به قوانین بهت داده شود

    امروز همسایه بالایی مون همه ی پله ها را شسته بود ، کفش های ما را جفت کرده بود ، حالا خوبه بدونید این همسایه ی ما هیچ موقع خوه نیستند ، همسرم در کارها بهم کمک میکنه ، پول هایی را دریافت میکنم که بهتر میتونم درک کنم که میتونم پول بیشتری داشته باشم ، دیگران کمتر در کارهام سرک میکشندخدا را بی نهایت سپاسگزارم

    یه حس خاصی در وجودم هستت

    یه حس الهی

    یه حس بی پایان

    می خواهم در این حوزه بمونم و حس نابی بهم میگه در همین حوزه بمون و کمکت میکنم

    بعد من می ترسم و بهم میگه همین دیدگاهی که داری می نویسی هر چی میدونی را بنویس ،

    سرسری نگیر

    پیش پا افتاده ندون

    نگو این که یه فایل رایگانه : نه این طور بهش نگاه نکن

    بلکه بگو درسته رایگانه اما صحبت های نابی درش هست که من بهش هدایت شده ام ، حتما در جهت خواسته های من هست ، الان دیگه من از آدم معمولی و. ساده ای که بودم در اومدم ، از پیله ی خودم در اومدم ، از بدنه ی جامعه کنده شده ام، استاد نابی دارم که هر لحظه به من میگه که کارت درسته یا نادرسته و خداوند را در هر لحظه دارم عبادت میکنم

    خدایا بی نهایت سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    شهریار باقری گفته:
    مدت عضویت: 1191 روز

    سلام وقت بخیر

    با تشکر از استاد عزیز بابت اموزه های خوبی که به ما منتقل میکنید

    من تمام صحبت های شما را قبول دارم و با صحبت های شما دارم زندگی میکنم و خیلی در نوع تفکر من تاثیر گذار بوده است

    اما میخواستم نکته ای را در مورد بازاریابی شبکه ای بگم , اینکه شما گفتی فقط در کشورهای جهان سوم این شرکت ها هستند , در امریکا هم هست

    شرکت amway که در سال 1959 در امریکا شروع به فعالیت کرد در قالب بازاریابی شبکه ای و خیلی شرکت های دیگه ای هم هست

    و صرفا این نیست که فردی که راس مجموعه باشه چون در راس قرار داره بیشترین درامد را هم داره , افراد خیلی زیادی هستند که از راس مجموعه یعنی از کسی که از نظر لولی بالاتر قرار داره , بیشتر درامد داره

    بیشتر از نوع فعالیت و اینکه در کجای مجموعه فرد قرار میگیره به نوع نگرش و تفکر فرد بستگی داره و به باور های اون فرد

    این تجارت هم مثل خیلی از تجارت های گوناگون در سطح دنیا , نیاز به شناخت و باور داره

    باز هم از شما ممنونم بابت صحبت های خوبتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    Ramin گفته:
    مدت عضویت: 3580 روز

    سلام به همه دوستان

    دقیقا پسر من در مورد سربازی، همچین تفکری داشت. وقتی بعد از لیسانس رفت سربازی، بعد از آموزشی در حالی که تهران داشت خدمت می‌کرد گفت من دیگه نمی‌خواهم برم سربازی، منم گفتم هیچ راهی نداره، به غیر از شرکت در کنکور فوق، اونم شروع کرد به خوندن زبان و با زدن نود درصد زبان قبول شد، وقتی رفت خودش رو ترخیص کنه، همه بهش می‌گفتند جات به این خوبی بمون سربازی تموم بشه، ولی اون گفت، میرم و دیگه هم بر نمیگردم به سربازی، من پیش خودم گفتم مگه میشه، مگه داریم، غیر ممکنه، سربازی باید رفت. دو سال بعدش وقتی همسرم گفت میخواهم ازت جدا بشم، علیرغم میل باطنیم، خوشحال شدم، چون دیدم قانون جواب داد، در واقع اون موقع که پسرم گفت دیگه نمیرم، پیش خودم گفتم، این دیگه خط قرمزه منه، اگر بتونی رد کنی به روشت ایمان میارم، وقتی معافی کفالت گرفت، گفتم الحق که ایمان اوردم، به این نوع نگرش. بماند که بعد از فوقشم، همون روز که فارغ‌التحصیل شد ، براش کار جور شد، یک کار عالی، که باز منو مبهوت خودش کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    مهدی وثوق گفته:
    مدت عضویت: 2199 روز

    گام دهم- پروژه خانه تکانی ذهن

    سلام و درود.

    دو-سه نکته ازین فایل و مبحث استمرار در مسیر هم جهت با هدف دراوردم که میخام راجبش بنویسم.

    از خدا میخام این فعالیت ها منتهی بشه به راه راست، راه اونایی که خیلی شیرین و راحت نعمتا رو بدست میارن،، رزق و روزی دمبالشونه نه اینکه بدووون دنبال یه لقمه نون!

    2.هر قدم ممکنی را بردار و ایمان داشته باش که درها باز میشود.

    3.رویاهات کوچیکه چون باور نداری میتونی بهش برسی.

    .

    امروز حس کردم بالون آرزوهام نه تنها در مسیر سرزمین رویاهام در حال پرواز نیست بلکه اومده پایین و میخاد بره گوشه انباری که خاک بخوره!

    به خودم گفتم چی شد که اینجوری شد؟

    چی شد که دارم میرم تو جلگه کسانی که رویاهاشون کوچیکه یا باور ندارن بهش برسن؟؟

    خب

    راستش سختمه یه سری چیزا رو وایرال کنم و به چیزی اعتراف کنم که هیچ جوره نمیخام گردن بگیرمش. اما واقعیتی هست که باهاش روبه رو شدم و حدود دو ساله از مدارش خارج نشدم و اونم چیزی نیست جز همین چار خطی که ابتدای کامنت نوشتم.

    1. تکاپو و تلاش واسه یه لقمه نان.

    2. درهایی که باز نشد و چشمه ای که خشکید.

    3.کوچیک و محدود شدن دنیا و خواسته ها.

    ————-

    -خدایا دنبال راه حلی عملی برای تغییر این وضعیت هستم.

    – لطفا بهم بگو چکار کنم؟

    + میدونم طبق برنامه پیش نرفت و از یه جایی به بعد فک کردی دنبال راه حلی اما داشتی به ناخواسته هات توجه میکردی.

    + از تله قربانی شرایط شدن، زهر ریخت به مغزت و رد دادی.

    – اوکی همه اینا درست. نمیخام تخطعه کنی منو. لطفا راه حلو بگو.

    + باید بفهمی مشکلت چی بوده که دچار الگوهای تکرار شونده نشی.

    – باشه

    حالا چکار کنم؟

    + در گام های اول همین پروژه بهت گفتم. باید بزنی به در بی خیالی. با همین گزینه هایی که داری سر کن. بذار زمان بگذره.

    این گذشت زمان ربطی به فراموش کردن و بیخیال شدن رویاهات نیست.

    کما کان تلاش هایی که داشتی رو ادامه بده و دنبال نتیجه نباش.

    توضیحاتی که استاد تو این فایل گفت شامل حالت نمیشه. شما رویاهاتو کوچیک نکردی. چون هنوز بهشون نرسیدی ناامید شدی و وا دادی.

    – اره. همینه. اما فک میکنم یه جای کار میلنگه. اگه من باور سازی و اقدام عملی میکنم نباید راهی باز بشه؟ نشونه ای بیاد؟

    – خودت میدونی نشونه هایی کوچیک هست. میدونم کمرنگه اما باید بتونی ذهنت کنترل کنی.

    شروع کن مثه قدیم یادداشت برداری ازشون. یه بار دیگه واسش پروژه تعریف کن. باوراتو ری نیو کن.

    – عامو خسته شدم به ابلفض.

    فرق من با اونایی که توهم میزنن چیه؟

    دوساله هیچ نتیجه ی دلخواهی نگرفتم. دیگه کی میخاد بشه؟

    +اولا ناشکری میکنی.

    دوما ناشکری میکنی.

    سوما، ادامه بده بلاخره میشه.

    گر بر بندد همه ره ها و گذر ها

    ره پنهان بنماید که کس ان راه نداند.

    – ولمون کن. بخدا خسته شدم ازینکه بخام به خودم امید الکی ترزیق کنم.

    + اوکی هرجور میلته.

    مثه بقیه ادما خودت برگی در آب ببین و منتظر باش چی به سرت میاد.

    —————–

    این بود ردپای من واسه گام دهم.

    حقیقتا زورم به ذهنم نرسید.

    اما قبول نمیکنم مقابلش شکست خوردم.

    ( استاد عباسمنش دمت گرم. مغزم سوت میکشه وقتی به بدهکاریا و شبای زمستونی که تو سوییت های ناصرخسرو پاس کردی، فک میکنم. اون ایمانی که میگفت بلاخره میشه رو طلبم/میخام)

    2077

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: