live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف
سرفصل آگاهی های این فایل شامل:
- خواستههای واقعی ما و انرژی لازم برای تحقق آنها، از تضادهای زندگی پدید میآیند؛
- به اندازه ای که مقاومت های ذهنی در برابر خواسته هایت را کم می کنی، از این تضادها به نفع خود بهره برداری می کنی؛
- در مسیر تحقق اهداف، هرگز به ذهن اجازه نده که با تمرکز بر موانع احتمالی در آینده، انرژی سازنده تو را هدر بدهد؛
- هر قدم ممکنی را بردار و ایمان داشته باش که درها باز می شود؛
- زندگی به شیوه دوره 12 قدم، ترسها و نگرانیهای بیهوده را از زندگی ما حذف میکند و چرخ زندگیمان را روان میسازد.
- ورود به مسیر “هم جهت با هدف”، بوسیله کم کردن مقاومت های ذهنی اتفاق می افتد؛
- به این توجه نکن که قوانین کلیشه ای دولت ها، چه موانعی بر سر راه اهدافت می گذارند؛
- برای تحقق خواستهها، نیاز به تقلای بیشتر نیست، بلکه نیاز به شناسایی مقاومت های ذهنی درباره خواسته ها و حذف آنهاست؛
- دوره 12 قدم به ما کمک میکند تا این مقاومتهای ذهنی را شناسایی کنیم و برای حذف آنها از ذهن، منطق بسازیم؛
- مفهوم ثبات فرکانسی؛
- چگونه انگیزه ایجاد کنیم؛
منابع مرتبط با آگاهی های این قسمت:
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف176MB27 دقیقه
- فایل صوتی live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف26MB27 دقیقه














گام دهم- پروژه خانه تکانی ذهن
سلام و درود.
دو-سه نکته ازین فایل و مبحث استمرار در مسیر هم جهت با هدف دراوردم که میخام راجبش بنویسم.
از خدا میخام این فعالیت ها منتهی بشه به راه راست، راه اونایی که خیلی شیرین و راحت نعمتا رو بدست میارن،، رزق و روزی دمبالشونه نه اینکه بدووون دنبال یه لقمه نون!
2.هر قدم ممکنی را بردار و ایمان داشته باش که درها باز میشود.
3.رویاهات کوچیکه چون باور نداری میتونی بهش برسی.
.
امروز حس کردم بالون آرزوهام نه تنها در مسیر سرزمین رویاهام در حال پرواز نیست بلکه اومده پایین و میخاد بره گوشه انباری که خاک بخوره!
به خودم گفتم چی شد که اینجوری شد؟
چی شد که دارم میرم تو جلگه کسانی که رویاهاشون کوچیکه یا باور ندارن بهش برسن؟؟
خب
راستش سختمه یه سری چیزا رو وایرال کنم و به چیزی اعتراف کنم که هیچ جوره نمیخام گردن بگیرمش. اما واقعیتی هست که باهاش روبه رو شدم و حدود دو ساله از مدارش خارج نشدم و اونم چیزی نیست جز همین چار خطی که ابتدای کامنت نوشتم.
1. تکاپو و تلاش واسه یه لقمه نان.
2. درهایی که باز نشد و چشمه ای که خشکید.
3.کوچیک و محدود شدن دنیا و خواسته ها.
————-
-خدایا دنبال راه حلی عملی برای تغییر این وضعیت هستم.
– لطفا بهم بگو چکار کنم؟
+ میدونم طبق برنامه پیش نرفت و از یه جایی به بعد فک کردی دنبال راه حلی اما داشتی به ناخواسته هات توجه میکردی.
+ از تله قربانی شرایط شدن، زهر ریخت به مغزت و رد دادی.
– اوکی همه اینا درست. نمیخام تخطعه کنی منو. لطفا راه حلو بگو.
+ باید بفهمی مشکلت چی بوده که دچار الگوهای تکرار شونده نشی.
– باشه
حالا چکار کنم؟
+ در گام های اول همین پروژه بهت گفتم. باید بزنی به در بی خیالی. با همین گزینه هایی که داری سر کن. بذار زمان بگذره.
این گذشت زمان ربطی به فراموش کردن و بیخیال شدن رویاهات نیست.
کما کان تلاش هایی که داشتی رو ادامه بده و دنبال نتیجه نباش.
توضیحاتی که استاد تو این فایل گفت شامل حالت نمیشه. شما رویاهاتو کوچیک نکردی. چون هنوز بهشون نرسیدی ناامید شدی و وا دادی.
– اره. همینه. اما فک میکنم یه جای کار میلنگه. اگه من باور سازی و اقدام عملی میکنم نباید راهی باز بشه؟ نشونه ای بیاد؟
– خودت میدونی نشونه هایی کوچیک هست. میدونم کمرنگه اما باید بتونی ذهنت کنترل کنی.
شروع کن مثه قدیم یادداشت برداری ازشون. یه بار دیگه واسش پروژه تعریف کن. باوراتو ری نیو کن.
– عامو خسته شدم به ابلفض.
فرق من با اونایی که توهم میزنن چیه؟
دوساله هیچ نتیجه ی دلخواهی نگرفتم. دیگه کی میخاد بشه؟
+اولا ناشکری میکنی.
دوما ناشکری میکنی.
سوما، ادامه بده بلاخره میشه.
گر بر بندد همه ره ها و گذر ها
ره پنهان بنماید که کس ان راه نداند.
– ولمون کن. بخدا خسته شدم ازینکه بخام به خودم امید الکی ترزیق کنم.
+ اوکی هرجور میلته.
مثه بقیه ادما خودت برگی در آب ببین و منتظر باش چی به سرت میاد.
—————–
این بود ردپای من واسه گام دهم.
حقیقتا زورم به ذهنم نرسید.
اما قبول نمیکنم مقابلش شکست خوردم.
( استاد عباسمنش دمت گرم. مغزم سوت میکشه وقتی به بدهکاریا و شبای زمستونی که تو سوییت های ناصرخسرو پاس کردی، فک میکنم. اون ایمانی که میگفت بلاخره میشه رو طلبم/میخام)
2077