این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/04/abasmanesh1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-04-06 14:20:232024-09-24 19:24:19live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
1956نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اینکه ما قدرت رو در ذهنمون از دیگران بگیریم و بدیم به خدای خودمون
اینکه توقعی از دیگران نداشته باشیم و بدونیم هر اتفاقی که داریم تجربه میکنیم حاصل افکار و باور های خود ما هست
این موضوعات پر تکراری بود که استاد عزیزم توی این لایو گفتن و بنظرم قوی کردن هر کدوم ازین باور ها توی ذهنمون باعث تغییرات شگفتی میشه
ذهنیت فقیر همیشه توجهش به نکات منفی هست حتی اگه توی شرایطی باشیم که قدم بعدی ما معلوم نیست ذهنیت منفی همیشه نفوذ بد میزنه و بعد هم که اتفاق افتاد افتخار میکنه که میدونسته قراره اینجوری بشه
اما باید بدونیم این کاملا اشتباهه
این حرف استاد رو مدت زیادی هست که سعی میکنم یاد آوری کنم به خودم اینکه اگه به تضادی برخوردیم که باب میل ما نبود توجهمون رو از روی اون برداریم و بزاریم روی کاری که به ما احساس بهتری میده
و موضوع دیگه ای که باید توجه داشته باشیم اینکه باید قدرت دیگران توی ذهنمون رو بگیریم و بدیم به خداوند که قدرت این جهان در دستان اوست
ما داریم یک مسیری رو میریم که خداوند مانند یک هلیکوپتر بالا تر توی آسمون داره کاملا این مسیر رو رصد میکنه اگه بهش اعتماد کنیم از بهترین و ساده ترین مسیر به خواسته هامون میرسیم
باید با تکرار باور های درست این قدرت رو به خداوند بدیم
از استاد عزیزم بخاطر آگاهی های این فایل تشکر میکنم
سلام ودرود بر پروردگار مهربان که هرآنچه دارم ازان اوست سلام به استاد عزیزم من تواین روزا فقط با صحبت های استاد خودمو آروم میکنم سعی میکنم باگوش دادن به فایل های ایشان بتونم ذهنم و کنترل کنم امروز این فایلو گوش کردم و دیدم واقعا استاد درست میگن این خود ما هستیم که میتونیم زندگی مونو به هرشکلی که میخواهیم بسازیم عوامل بیرونی نمی تونن روی زندگی ما تاثیر داشته باشند هرچی فکر میکنم میبینم درسته من زمانی که حالم خوب بوده برام اتفاقاتی قشنگی افتاده هروقت هم عصبانی و ناراحت بودم هم بیماری وهم اتفاقات ناجور برام پیش اومده فقط باید باور هامو نسبت به خداوند عوض کنم وتوکل وایمانم رونسبت به او قوی کنم از خداوند میخوام در این راه منو یاری کنه تا بتونم افکار ممنفی رو از خودم دور کنم سپاسگزار خداوند هستم که مرا هدایت کرد تا راین مسیر باشم و بااین سایت توحیدی آشنا بشم سپاسگزار استاد عزیز هستم
در کل دو نوع دیدگاه وجود داره که یکیش میگه این اتفاقی که افتاده تقصیر یه عاملی غیر از منه ، و یه دیدگاهی که میگه این اتفاقی که افتاده من مسئولش هستم ، تفاوت نتایج هم از زمین تا آسمون هست
یه دفعه یاد یه خاطره ای افتادم ، یادمه یه روزی با یه فردی توی رابطه بودم و رابطه به طرز نامناسبی پیش میرفت همش بی توجهی و همش ناراحتی تا اینکه بلاخره یه روز تموم شد ، یادمه توی کافه نشسته بودیم و اومدم به طرف بگم واقعا توی این چند وقته پدر منو دراوردی و حرفمو خودرم ، نه بخاطر اینکه ناراحت نشه چون دیگه برام مهم نبود و همه چیز تموم شده بود ، یه چیزی اونجا توی دلم بهم گفت این حرفو نزن و به یادم اوردم که من مسئول این هستم که رابطم بد بوده ، اون موقع فقط پذیرفتم ، هیچ ایده ای نداشتم که چرا همه چیز تقصیر من بوده ، اخه من که هرکاری میتونستم کرده بودم برای اون رابطه من کلی کادو خریده بودم همیشه سعی میکردم خوشحالش کنم ، توی ذهنم یه عالمه معما بود ، یه عامله مدرک که میخواست بگخ تقصیر تو نیست ، اما من چون باور کرده بودم که اون رابطه اگه بد بوده 100 درصد تقصیر منه حالا داشتم دنبال ایراد توی خودم میگشتم ، داشتم جواب معما رو در درون خودم پیدا میکردم ، خداشاهده حتی یه بارم پشت سر طرف و حتی توی ذهنم یادم نمیاد گفته باشم طرف چقدر ادم عوضی بود و فلان نه بخاطر اینکه خیلی دوستش داشتم یا تفاوتی برای اون ایجاد میکرد چون اگه میگفتم به این معنا بود که همین اش و همین کاسه هست و قدرت از دست من خارج میشد ، دیگه دنبال راه حل گشتن بی مفهوم بود چون تا وقتی طرف مقابل عوضی هست تو چیو میخوایی تغییر بدی
مرحله اول پذیرش مسئولیت بود و اینکه همه چیز تقصیر خودمه ، مرحله دوم پیدا کردن جواب بود
گذشت تا این برای حل معمای ذهنیم عشق و مودت رو خریدم تازه فهمیدم که درست فکر میکردم که مشکل از من بوده ، کسی که برای خودش ارزش قائل نباشه اون رفتار ها طبیعی بود باهاش بشه
بعدش هدایت شدم به دوره احساس لیاقت و فک میکنم تنها دوره ای بود که تک تک جلساتش پاشنه آشیل من بود یعنی
هر جلسه که میومد میگفتم اااا یعنی من توی اینم ایراد دارم
خلاصه الان که دو سه سالی میشه روی اون موضوعات کار کردم نمیگم عالی شدم ولی حداقلش میفهمم داستان روابط رو میفهمم داستان احساس لیاقت و آینه وار بودن جهان رو ، میفهمم تا وقتی که خودت برای خودت ارزش قائل نباشی هیچ کسی برای توی ارزش قائل نیست ، با اینکه هنوز ریشه های اون باور های کهنه و قدیمی توم هست ولی مهدی حوازاده یه آدم دیگه ای شده توی ارتباط گرفتن مخصوصا با جنس مخالف
هفته پیش یه سفر خیلییییی هدایتی رفتم شمال و شرایطی بود که یکی از فامیل های یکی از اقواممون اومده بودن ویلامون و دو تا دختر هم سن و سال من داشتن ، خیلیییییی مهدی حوازاده راحت بود پیش اینا و خیلیییییی خودش بود اص من کیف کردم از این پسر ، میتونم بگم شباهت بالای 95 درصد داشتم با زمانی که خودم تنهام یا کنار رفیقای پسر قدیمیم هستم و واقعا خودم بودم خیلی لذت بردم از اون اعتماد به نفسی که سال ها تمرینش کردم والبته که باید سال ها تمرینش بکنم
و میتونم بگم نقطه ی آغازین این تغییر ها پذیرفتن این بود که من مسئولیت 100 درصد زندگیم رو برعهده میگیریم
به نام هو اول و آخر یار ، خداوند نور ، خداوند مهربان و هدایتگرم که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه خانه تکانی ذهن _ گام یک 1 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این گام اول، که در رابطه با موضوع : ” live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی ” هست، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
ما نگاهمون به خداوند نباید مثل یه آدم باشه که در ابعاد بزرگتر و قویتر وجود داره و اینکه فکر کنیم که خداوند احساساتی عمل میکنه و…، در صورتی که اصلاً هم اینجوری نیست، در واقع خداوند یک سیستم هست و یه انرژیای هست که داره به ارتعاشات و فرکانسهای ما واکنش نشون میده، و پاسخ فرکانسهای ما رو داره به ما میده در هر لحظه، و اگر که کسی در مدار خوب باشه همیشه در شرایط خوبه و هر اتفاقی هم که بیفته به نفعش هست.
به این نکته هم باید توجه داشته باشیم که هر تضادی هم که اتفاق میفته اگر که ما بهش بتونیم با دیدگاه درست نگاه کنیم و با توکل به خداوند در مسیر الهی گام برداریم، اون تضاد و مشکلات یا منفیها باعث پیشرفت هرچه بیشتر ما خواهد شد، و باعث میشه که ما ایدههای بیشتری رو بتونیم به وجود بیاریم، و به قول استادجان : هر مسئله و مشکلی در جهان باعث شده که جهان پیشرفت کنه، و ما هر اختراعی هم که میبینیم بهخاطر یه مشکلی بوده، و هر اکتشافی که بوده بهخاطر حل کردن یه مسئلهای بوده و پاسخش شده یه اختراع، یه اکتشاف، یه محصول جدید، و ما باید نگاهمون رو نسبت به اتفاقات و شرایط و موقعیتها و تضادها و مشکلات تغییر بدیم.
نکته خیلی مهمی هم که در رابطه با اصل و اساس جهان هستی و کائنات وجود داره و خیلی خیلی مهمه و استادجان هم بهش اشاره کردن داخل فایل و توضیحاتی رو راجبش فرمودن این هست که : ما باید تمام اتفاقات زندگی خودمون رو مسئولیتش رو خودمون قبول کنیم، و نباید که کسی دیگهای رو یا عامل دیگهای رو مقصر بدونیم یا درش دخیل بدونیم، و مسئول 100 درصد زندگی ما خودمون هستیم، و ما باید این نوع نگاهی که یه نفر دیگهای باید شرایط من رو تغییر بده و زندگی ما رو تغییر بده و بهبود ببخشه و … این نوع نگاه رو باید بریزیم دور و این نوع نگاه یه نوع نگاه مخربی هست، و باید بهونهها رو بزاریم کنار که این نوع نگاهی رو داشته باشیم که دیگران مسئول هستن و … رو باید بزاریم کنار.
و هر وقت هم که ما این فکر اومد توی ذهنمون که یه عامل بیرونی باید تغییر کنه تا که زندگیمون بهتر بشه ( حالا هر نوع عامل بیرونیای )، و اگر که این تفکرات رو داریم باید بدونیم که یه نوع تفکر مخربی هستش، و باید مسئولیت 100 درصد زندگیمون رو خودمون به عهده بگیریم و بپذیریم، و هر اتفاقی هم که توی زندگی ما میفته بهخاطر افکارمونه، و ربطی به هیچ عامل بیرونیای نداره، و این ما هستیم که اتفاقات رو رقم میزنیم، ما هستیم که شرایط رو برای خودمون بهوجود میاریم، و افکار ما و نگرش ما و رفتار ما هست که اتفاقات اطرافمون رو رقم میزنه.
و این افکار و نگرش و نگاهما خیلی خیلی سریع اتفاقات اطرافمون رو به وجود میاره و خیلی سریع رقم میخوره همه چیز، و بعدش که ما این تغییرات رو در خودمون بهوجود آوردیم میرسیم به این نتیجه که چقدر نتایج رو میتونیم در زندگیمون خلق کنیم، و اونقدری همه چیز برامون خوب میشه که ما دیگه هیچ ربطی به گذشتهمون نداریم، و در واقع به یه آدم دیگه و با نتایج کاملا متفاوت تبدیل میشیم.
و این تفکرات باید به صورت بنیادین تغییر کنن که ما مسئول زندگی خودمون هستیم، این ما هستیم که داریم اتفاقات رو رقم میزنیم، این ما هستیم که داریم شرایط رو رقم میزنیم، و هیچکسی دیگهای دخیل نیست تو زندگی ما و کسی که این باور رو داشته باشه خب خود این باور شرک محسوب میشه.
نکته مهم دیگه که داخل فایل بهش اشاره شد اینه که باید صبر پیشه کنیم و عمل کنیم به دانستههامون، و به قول استاد : ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است، و باید بدونیم که همه اتفاقاتی که توی زندگیمون به وجود میاد همهش خودمون هستیم که به وجود آوردیم حالا چه خوبهش رو و چه بدش رو، اول از همه باید اینو بپذیریم تا بتونیم در این مسیر گام برداریم و خلق کنیم اتفاقات رو برای خودمون، و اولین ویژگی که باید در خودمون ایجاد کنیم همین پذیرش مسئولیت تمام اتفاقات زندگیمون هستش، و با خودمون بگیم که اگر من باورهای درست داشته باشم، اگر من ایدههای خوب داشته باشم، اگر من مسائل رو به خودم ربط بدم راه حلش رو هم پیدا میکنم.
اگر که ما این کارها رو انجام بدیم، بعدش اون حس در ما ایجاد میشه و کارها رو خود خداوند به بهترین شکل ممکن برامون انجام میده، و بعدش خداوند ما رو هدایت میکنه به راه راست و به راه کسانی که به آنها نعمت داده، و چون از دیگران کمک نمیخوایم، و چون منتظر کمک از سمت دیگران نیستیم، و چون از دیگران توقع نداریم و مسئولیت زندگیمون رو به گردن دیگران ننداختیم و …، و وقتی هم که میایم خودمون به خدای خودمون وصل میشیم و در واقع اگر که بنده خوبی باشیم و بندگی خودمون رو بکنیم برای خداوند، اون وقت هست که خداوند هم همه کارها رو برامون انجام میده و همه اتفاقات رو به بهترین شکل ممکن رقم میزنه.
ما مشکلمون اینه که از همه توقع داریم غیر از خداوند، ما اگر که بندگی خوبی بکنیم، اگر که باورمون فقط توحیدی باشه، و توی ذهنمون اینکه فقط خدا رو بپرسیتم و فقط از خدا یاری بجوییم رو درست کنیم توی وجودمون ( که البته تکامل هم میخواد ) این رو درست کنیم، و بعدش با چشم خودمون خواهیم دید که چجوری خودش درها رو برامون باز میکنه و نعمتهای فراوانی رو برامون به وجود میاره که به قول استاد اگر که کل مردم جهان جمع بشن نمیتونن اون کارها رو برامون انجام بدن.
این نکته مهم و این جمله طلایی رو باید همیشه یادمون باشه که : اگر که داریم مثل بقیه فکر میکنیم، اگر که داریم مثل بقیه عمل میکنیم، پس ما هم مثل بقیه نتیجه میگیریم، و ما نباید که راه اونها رو ادامه بدیم چون اگر که ما هم مثل اونها در اون مسیرها حرکت کنیم همون نتیجهای رو میگیریم که اونها گرفتن، اما اگر که میخوایم متفاوت نتیجه بگیریم باید متفاوت فکر کنیم، و باید متفاوت عمل کنیم، و ما باید به جور دیگهای و متفاوتی نسبت به اونها فکر کنیم و در مسیر متفاوتی گام برداریم که اغلب مواقع هم این تفکر درست نقطه متقابل فکر اونها و تفکر جامعه هست.
همه چیز خداست، همه چیز توکله، همه چیز توحیده، و اصلا نباید دنبال این باشیم که کارهایی رو کنیم که مردم خوششون بیاد و به قول معروف به به و چه چه کنن و …، ما باید همیشه کاری رو انجام بدیم که خدای خودمون، قلب خودمون، و اون مسیری رو که داریم میریم درست باشه، و هر حرفی که میزنیم باید طوری باشه که خودمون بهش اعتقاد داشته باشیم نه اینکه حرفی باشه که از جامعه و رسانهها و … تزریق شده باشه بهمون، و کسی که به خداوند ایمان داشته باشه برای رضایت یا خوب شدن در چشم مردم کاری نمیکنه، بهجاش کار درست رو میکنه و فقط و فقط خداوند رو منبع قدرت و نعمت و ثروت و همه چیز میدونه، اگر که توحید در درونمون بیشتر بشه نحوه فکر کردنمون، نحوه عمل کردنمون، و همه چیزمون تغییر میکنه.
نکتهای که خیلی خیلی مهمه و باید بهش توجه داشته باشیم همیشه اینه که : باید همیشه تمرکزمون رو بزاریم روی کار خودمون، و مسیر خودمون رو بریم، و خدای خودمون رو بشناسیم، دیگه بقیهش خودش درست میشه، و در واقع باید توحید عملی داشته باشیم، و در عمل اجرا کنیم اصل و اساس و اصول جهان هستی و خداوند رو و این یعنی اینکه ما مسئولیت زندگی خودمون رو به عهده بگیریم، و بعدش دیگه خداوند همه کارها رو میکنه برامون و ما نیازی نیست که کاری رو انجام بدیم، و به همین دلیل هست که نگرانی بیرونی اصلاً نباید داشته باشیم، خودمون روی خودمون کار کنیم و دیگه بقیهش و همه چیز درست میشه.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم.
من این فایل را مدتها پیش گوش داده بودم. ولی از اونجایی که به قول استاد شاید توی مدار این فایل نبودم خیلی هاشو یا کلا نشنیده بودم و یا فراموش کرده بودم و سپاسگزار خداوند هستم که دوباره این فایل عالی را به عنوان نشانه ی من سر راه من قرار داد. یا بهتره بگم من رو به این فایل عالی هدایت کرد.
دیشب نشسته بودم و با خودم داشتم فکر میکردم و ذهنم درگیر مسائل و اتفاقات اخیر بود. راستش این مدت خیل سعی میکنم روی افکارم و روی باورهام کار کنم که این حکومتها و دولتها نیستند که زندگی منو میسازند و و تنها خودم هستم که مسئول زندگی خودم هستم ولی زیاد موفق نیستم و هربار که میرم بازار و میام و قیمتها را میبینم ناخودآگاه ذهنم شروع میکنه به غرغر کردن که فلان چیز چقدر گرون شده و از این قبیل افکار ولی همون موقع سعی میکنم به خودم یادآوری کنم که باید اینقدر روی خودم کار کنم که هر چی هم اجناس گرون بشند روی من اثر نذاره.
همینطور که ذهنم درگیر بود اومدم توی سایت تا بتونم یکم با گوش دادن فایل های عالی استاد و آگاهی های نابشون ذهنمو درگیر خواسته هام کنم که این فایل فوق العاده اومد و از دیشب تاحالا سه چهار بار گوشش دادم و چقدر عالی و چقدر به موقع خدا منو هدایت کرد به این فایل فوق العاده.
منی که یادم رفته بود باید مسئولیت تمام اتفاقات زندگیم را خودم بپذیرم، منی که گوشه های ذهنم گاهی شرک میورزم و از غیر خدا توقع دارم دنیای منو بسازه. منی که حتی الان که دارم این کامنت را مینویسم یه چیزی پس ذهنم میگه یه جوری بنویس که بیشتر ستاره بگیری و بقیه “به به” و “چه چه” کنند، چقد نیاز داشتم به این آگاهی ها و یادآوری قوانین گفته شده توی این فایل بی نظیر و خدا چقدر زیبا و به موقع منو هدایت کرد به این صفحه.
توی این وهله از زمان دارم تنبلی میکنم و منتظرم یسری از اتفاقات بیفته تا بلکه زندگی من تحت و شعاع این اتفاقات بهتر بشه و با شنیدن آگاهی های این فایل به این نتیجه رسیدم که تنها کاری که باید بکنم اینه که متمرکز بشم روی سایت و فقط و فقط روی خودم کار کنم و تمرکزم را از اخبار و اتفاقات بیرون بردارم و به خاطر همین امروز صبح اولین کاری که کردم اینستاگرام خودم را پاک کردم چرا که بزرگترین عامل حواسپرتی این روزهام بود و اینو یه قدم مثبت میدونم برای خودم تا بتونم بیشتر روی خواسته هام تمرکز کنم تا ناخواسته هام.
دارم سعی میکنم بیشتر و بیشتر درک کنم آیه ی “ایاک نعبد و ایاک نستعین” را
دارم سعی میکنم بیشتر تکرار کنم که “ستایش میکنم خداوندی را که فرمانروای جهانیانه”.
دارم تلاش میکنم که ایمانم عمل بیاره برام و هر لحظه بتونم بیشتر به خداوند اعتماد کنم.
سپاسگزار خدای عزیز و مهربانم هستم که همواره منو به بهترینها هدایت میکنه.
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته و دوستان هم فرکانس
امروز که دارم این متن و مینویسم از هر زمان دیگه ای توی زندگیم توکل رو بیشتر تجربه کردم شرک نداشتن رو بیشتر تجربه کردم
من ابتدای مسیرم و دارم این صحبتا رو بر اساس تکاملم میگم
امسال از حال دلم خیلی مراقبت کردم تونستم نزارم تا امروز هیچ اتفاقی من در تنشهای خودش حل کنه
تونستم در مقابل ی سری مسائل ذهنم رو کنترل کنم و حالم رو خوب نگه دارم
مسائلی که شاید در گذشته میتونست اگه اتفاق بیافته کامل من و از پا در بیاره
چقدر میتونم خوشبختی رو حس کنم خدایا شکرت
تهدیدهایی که همیشه حال من و بهم میریختن الان باعث خندم میشه میگم چی پیش خودش فکر کرده مگه من چنین خدایی رو میپرستم که اختیار من و داده باشه دست ی آدم دیگه
چقدر این روزا میفهمم که خالق زندگیم خودمم
خدایا شکرت
اونقدر نداشتن شرک بهم قدرت داده که خودم و بسیار قوی و رها میبینم
تازه من که الان اول راهم چند ماهه شروع کردم و اندازه ی ی نقطه روی باورم و ذهنم کار کردم
به لطف خدا پیش برم چه خبر میشه
فقط میتونم بگم خدایااااااا خیلی دوست دارم و به خاطر تمام نعمتات شاکرتم
و از تمام دستان مهربونی که روی زمینت به بی نهایت طریق من و همراهی میکنن سپاسگزارم
من تازه پروژه رو شروع کردم و چقدر سپاسگزارم از اینکه چنین آگاهی های فوق العاده رو دادید بهمون
من قبلا توی یک آکادمی آموزش زبان کار میکردم
تقریبا تا 6 ماه اول همچی خوب بود اما بعد از 6 ماه نجواهای ذهنی من شروع شد و اون توقع از کارفرما که چرا حقوق منو افزایش نمیده
چرا کارفرما بهم ترفیع نمیده و ……
این افکار شرک آلود من باعث شد من کارم رو دیگه به خوبی سابق انجام ندم و مدام کار رو به تاخیر بندازم، تا اینکه به جایی رسیدم که دیگه جایی توی اون آکادمی نداشتم و نزدیک به اخراج شدنم بود که با یک حال نسبتا بد استعفا دادم
هرچند جدایی من از آکادمی با مسالمت و آرزوی خیر و خوشی برای خودم و کارفرما انجام شد
و درمورد توکل و توحید
استاد من بازم توی حوزه کاری یه روز به شدت غمگین بودم، دلم میخواست استقلال مالی داشته باشم و …
نشسته بودم روی سجاده ام و به مرحله تسلیم رسیده بودم، گفتم خدایا من تسلیمم، به خودت قسم نمیدونم چیکار کنم، هدایتم کن قربونت برم (این عاشقانه صحبت کردن با خدا رو از آموزه های شما دریافت کردم استاد عزیزم، و چقدر وقتی قربون صدقه خدا میرم ، خدا با نشونه هاش قربون صدقم میره، عشق منه این خدا)
خلاصه با حس تسلیم بودن از خدا درخواست کردم
و بعد از مدت کوتاهی یک پیشنهاد کاری زیبا و الهی بهم شد و من مشغول شدم
چه کارفرمای خوبی ، چه پروژه های دوست داشتنی و …..
آه خداروشکر، خداروشکر
واقعا اگه ما بندگی کنیم، خدا توی خدایی کردنش حرف نداره، اصلا جوری میچینه که هیچ انسانی نمیتونه بچینه
به نام خداوند هدایتگر مهربان
سلام به استاد و دوستان عزیزم
این لایو بنظرم روی یک موضوع بسیار تاکید داشت
اینکه ما قدرت رو در ذهنمون از دیگران بگیریم و بدیم به خدای خودمون
اینکه توقعی از دیگران نداشته باشیم و بدونیم هر اتفاقی که داریم تجربه میکنیم حاصل افکار و باور های خود ما هست
این موضوعات پر تکراری بود که استاد عزیزم توی این لایو گفتن و بنظرم قوی کردن هر کدوم ازین باور ها توی ذهنمون باعث تغییرات شگفتی میشه
ذهنیت فقیر همیشه توجهش به نکات منفی هست حتی اگه توی شرایطی باشیم که قدم بعدی ما معلوم نیست ذهنیت منفی همیشه نفوذ بد میزنه و بعد هم که اتفاق افتاد افتخار میکنه که میدونسته قراره اینجوری بشه
اما باید بدونیم این کاملا اشتباهه
این حرف استاد رو مدت زیادی هست که سعی میکنم یاد آوری کنم به خودم اینکه اگه به تضادی برخوردیم که باب میل ما نبود توجهمون رو از روی اون برداریم و بزاریم روی کاری که به ما احساس بهتری میده
و موضوع دیگه ای که باید توجه داشته باشیم اینکه باید قدرت دیگران توی ذهنمون رو بگیریم و بدیم به خداوند که قدرت این جهان در دستان اوست
ما داریم یک مسیری رو میریم که خداوند مانند یک هلیکوپتر بالا تر توی آسمون داره کاملا این مسیر رو رصد میکنه اگه بهش اعتماد کنیم از بهترین و ساده ترین مسیر به خواسته هامون میرسیم
باید با تکرار باور های درست این قدرت رو به خداوند بدیم
از استاد عزیزم بخاطر آگاهی های این فایل تشکر میکنم
سلام ودرود بر پروردگار مهربان که هرآنچه دارم ازان اوست سلام به استاد عزیزم من تواین روزا فقط با صحبت های استاد خودمو آروم میکنم سعی میکنم باگوش دادن به فایل های ایشان بتونم ذهنم و کنترل کنم امروز این فایلو گوش کردم و دیدم واقعا استاد درست میگن این خود ما هستیم که میتونیم زندگی مونو به هرشکلی که میخواهیم بسازیم عوامل بیرونی نمی تونن روی زندگی ما تاثیر داشته باشند هرچی فکر میکنم میبینم درسته من زمانی که حالم خوب بوده برام اتفاقاتی قشنگی افتاده هروقت هم عصبانی و ناراحت بودم هم بیماری وهم اتفاقات ناجور برام پیش اومده فقط باید باور هامو نسبت به خداوند عوض کنم وتوکل وایمانم رونسبت به او قوی کنم از خداوند میخوام در این راه منو یاری کنه تا بتونم افکار ممنفی رو از خودم دور کنم سپاسگزار خداوند هستم که مرا هدایت کرد تا راین مسیر باشم و بااین سایت توحیدی آشنا بشم سپاسگزار استاد عزیز هستم
به نام خدا
سلام به استاد عزیز و همه دوستان
امروز تو این لحظه توی یه شوک عجیب و غریب قرارگرفتم احساس میکنم جهان محکم زد در گوشم تا از خواب بیدار شم
جالبه برام دقیقا زمانی این اتفاق افتاد که من الان مدتی هست جدی تر دارم روی خودم کار میکنم و سعی در تغییر خودم دارم
دائم به خودم میگفتم صبور باش بزار جهانت تغییر کنه و شاید جسارتم برای مواجه با مسائل کم بود و میخواستم اتفاق ها به خودی خود ایجاد شه
اما دقیقا امروز جهان من و با مسائل مهمی که باید راجع بهشون تصمیم بگیرم مواجه کرد
امروز عجیب و غریب بود برام و خدا میدونه که چه بر من گذشت و فقط اینجا میام و پیام میزارم که یادم نره تصمیم گرفتم دوباره و هزار باره شروع کنم
از اینجا شروع میکنم و تمرکز بیشتر فقط روی خودم میگذارم
ناجی زندگیم تنها خودم هستم
فقط نفیسه خودت میدونی چقدر قدرتمندی
هزار بار تنت زخمی شده و باز بلند شدی قوی تر ادامه دادی
خودت میدونی درونت چه قدرتی هست و فقط باید ازش استفاده کنی
نفیسه تو باید خودت و به خودت ثابت کنی
هیچ قدرتی بالاتر از قدرت الله نیست
هیچ کس نمیتونه ذره ای تو زندگی تو تاثیر بذاره
و من مطمئنم به تک تک خواسته هام میرسم
تا الان تونستم از اینجا به بعد هم میتونم
اتفاقات زندگی من هم جهت با خواسته های من شکل میگیره و من به خودم تعهد میدم خودم زندگی مو میسازم
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز
در کل دو نوع دیدگاه وجود داره که یکیش میگه این اتفاقی که افتاده تقصیر یه عاملی غیر از منه ، و یه دیدگاهی که میگه این اتفاقی که افتاده من مسئولش هستم ، تفاوت نتایج هم از زمین تا آسمون هست
یه دفعه یاد یه خاطره ای افتادم ، یادمه یه روزی با یه فردی توی رابطه بودم و رابطه به طرز نامناسبی پیش میرفت همش بی توجهی و همش ناراحتی تا اینکه بلاخره یه روز تموم شد ، یادمه توی کافه نشسته بودیم و اومدم به طرف بگم واقعا توی این چند وقته پدر منو دراوردی و حرفمو خودرم ، نه بخاطر اینکه ناراحت نشه چون دیگه برام مهم نبود و همه چیز تموم شده بود ، یه چیزی اونجا توی دلم بهم گفت این حرفو نزن و به یادم اوردم که من مسئول این هستم که رابطم بد بوده ، اون موقع فقط پذیرفتم ، هیچ ایده ای نداشتم که چرا همه چیز تقصیر من بوده ، اخه من که هرکاری میتونستم کرده بودم برای اون رابطه من کلی کادو خریده بودم همیشه سعی میکردم خوشحالش کنم ، توی ذهنم یه عالمه معما بود ، یه عامله مدرک که میخواست بگخ تقصیر تو نیست ، اما من چون باور کرده بودم که اون رابطه اگه بد بوده 100 درصد تقصیر منه حالا داشتم دنبال ایراد توی خودم میگشتم ، داشتم جواب معما رو در درون خودم پیدا میکردم ، خداشاهده حتی یه بارم پشت سر طرف و حتی توی ذهنم یادم نمیاد گفته باشم طرف چقدر ادم عوضی بود و فلان نه بخاطر اینکه خیلی دوستش داشتم یا تفاوتی برای اون ایجاد میکرد چون اگه میگفتم به این معنا بود که همین اش و همین کاسه هست و قدرت از دست من خارج میشد ، دیگه دنبال راه حل گشتن بی مفهوم بود چون تا وقتی طرف مقابل عوضی هست تو چیو میخوایی تغییر بدی
مرحله اول پذیرش مسئولیت بود و اینکه همه چیز تقصیر خودمه ، مرحله دوم پیدا کردن جواب بود
گذشت تا این برای حل معمای ذهنیم عشق و مودت رو خریدم تازه فهمیدم که درست فکر میکردم که مشکل از من بوده ، کسی که برای خودش ارزش قائل نباشه اون رفتار ها طبیعی بود باهاش بشه
بعدش هدایت شدم به دوره احساس لیاقت و فک میکنم تنها دوره ای بود که تک تک جلساتش پاشنه آشیل من بود یعنی
هر جلسه که میومد میگفتم اااا یعنی من توی اینم ایراد دارم
خلاصه الان که دو سه سالی میشه روی اون موضوعات کار کردم نمیگم عالی شدم ولی حداقلش میفهمم داستان روابط رو میفهمم داستان احساس لیاقت و آینه وار بودن جهان رو ، میفهمم تا وقتی که خودت برای خودت ارزش قائل نباشی هیچ کسی برای توی ارزش قائل نیست ، با اینکه هنوز ریشه های اون باور های کهنه و قدیمی توم هست ولی مهدی حوازاده یه آدم دیگه ای شده توی ارتباط گرفتن مخصوصا با جنس مخالف
هفته پیش یه سفر خیلییییی هدایتی رفتم شمال و شرایطی بود که یکی از فامیل های یکی از اقواممون اومده بودن ویلامون و دو تا دختر هم سن و سال من داشتن ، خیلیییییی مهدی حوازاده راحت بود پیش اینا و خیلیییییی خودش بود اص من کیف کردم از این پسر ، میتونم بگم شباهت بالای 95 درصد داشتم با زمانی که خودم تنهام یا کنار رفیقای پسر قدیمیم هستم و واقعا خودم بودم خیلی لذت بردم از اون اعتماد به نفسی که سال ها تمرینش کردم والبته که باید سال ها تمرینش بکنم
و میتونم بگم نقطه ی آغازین این تغییر ها پذیرفتن این بود که من مسئولیت 100 درصد زندگیم رو برعهده میگیریم
به نام هو اول و آخر یار ، خداوند نور ، خداوند مهربان و هدایتگرم که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه خانه تکانی ذهن _ گام یک 1 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این گام اول، که در رابطه با موضوع : ” live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی ” هست، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
ما نگاهمون به خداوند نباید مثل یه آدم باشه که در ابعاد بزرگتر و قویتر وجود داره و اینکه فکر کنیم که خداوند احساساتی عمل میکنه و…، در صورتی که اصلاً هم اینجوری نیست، در واقع خداوند یک سیستم هست و یه انرژیای هست که داره به ارتعاشات و فرکانسهای ما واکنش نشون میده، و پاسخ فرکانسهای ما رو داره به ما میده در هر لحظه، و اگر که کسی در مدار خوب باشه همیشه در شرایط خوبه و هر اتفاقی هم که بیفته به نفعش هست.
به این نکته هم باید توجه داشته باشیم که هر تضادی هم که اتفاق میفته اگر که ما بهش بتونیم با دیدگاه درست نگاه کنیم و با توکل به خداوند در مسیر الهی گام برداریم، اون تضاد و مشکلات یا منفیها باعث پیشرفت هرچه بیشتر ما خواهد شد، و باعث میشه که ما ایدههای بیشتری رو بتونیم به وجود بیاریم، و به قول استادجان : هر مسئله و مشکلی در جهان باعث شده که جهان پیشرفت کنه، و ما هر اختراعی هم که میبینیم بهخاطر یه مشکلی بوده، و هر اکتشافی که بوده بهخاطر حل کردن یه مسئلهای بوده و پاسخش شده یه اختراع، یه اکتشاف، یه محصول جدید، و ما باید نگاهمون رو نسبت به اتفاقات و شرایط و موقعیتها و تضادها و مشکلات تغییر بدیم.
نکته خیلی مهمی هم که در رابطه با اصل و اساس جهان هستی و کائنات وجود داره و خیلی خیلی مهمه و استادجان هم بهش اشاره کردن داخل فایل و توضیحاتی رو راجبش فرمودن این هست که : ما باید تمام اتفاقات زندگی خودمون رو مسئولیتش رو خودمون قبول کنیم، و نباید که کسی دیگهای رو یا عامل دیگهای رو مقصر بدونیم یا درش دخیل بدونیم، و مسئول 100 درصد زندگی ما خودمون هستیم، و ما باید این نوع نگاهی که یه نفر دیگهای باید شرایط من رو تغییر بده و زندگی ما رو تغییر بده و بهبود ببخشه و … این نوع نگاه رو باید بریزیم دور و این نوع نگاه یه نوع نگاه مخربی هست، و باید بهونهها رو بزاریم کنار که این نوع نگاهی رو داشته باشیم که دیگران مسئول هستن و … رو باید بزاریم کنار.
و هر وقت هم که ما این فکر اومد توی ذهنمون که یه عامل بیرونی باید تغییر کنه تا که زندگیمون بهتر بشه ( حالا هر نوع عامل بیرونیای )، و اگر که این تفکرات رو داریم باید بدونیم که یه نوع تفکر مخربی هستش، و باید مسئولیت 100 درصد زندگیمون رو خودمون به عهده بگیریم و بپذیریم، و هر اتفاقی هم که توی زندگی ما میفته بهخاطر افکارمونه، و ربطی به هیچ عامل بیرونیای نداره، و این ما هستیم که اتفاقات رو رقم میزنیم، ما هستیم که شرایط رو برای خودمون بهوجود میاریم، و افکار ما و نگرش ما و رفتار ما هست که اتفاقات اطرافمون رو رقم میزنه.
و این افکار و نگرش و نگاهما خیلی خیلی سریع اتفاقات اطرافمون رو به وجود میاره و خیلی سریع رقم میخوره همه چیز، و بعدش که ما این تغییرات رو در خودمون بهوجود آوردیم میرسیم به این نتیجه که چقدر نتایج رو میتونیم در زندگیمون خلق کنیم، و اونقدری همه چیز برامون خوب میشه که ما دیگه هیچ ربطی به گذشتهمون نداریم، و در واقع به یه آدم دیگه و با نتایج کاملا متفاوت تبدیل میشیم.
و این تفکرات باید به صورت بنیادین تغییر کنن که ما مسئول زندگی خودمون هستیم، این ما هستیم که داریم اتفاقات رو رقم میزنیم، این ما هستیم که داریم شرایط رو رقم میزنیم، و هیچکسی دیگهای دخیل نیست تو زندگی ما و کسی که این باور رو داشته باشه خب خود این باور شرک محسوب میشه.
نکته مهم دیگه که داخل فایل بهش اشاره شد اینه که باید صبر پیشه کنیم و عمل کنیم به دانستههامون، و به قول استاد : ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است، و باید بدونیم که همه اتفاقاتی که توی زندگیمون به وجود میاد همهش خودمون هستیم که به وجود آوردیم حالا چه خوبهش رو و چه بدش رو، اول از همه باید اینو بپذیریم تا بتونیم در این مسیر گام برداریم و خلق کنیم اتفاقات رو برای خودمون، و اولین ویژگی که باید در خودمون ایجاد کنیم همین پذیرش مسئولیت تمام اتفاقات زندگیمون هستش، و با خودمون بگیم که اگر من باورهای درست داشته باشم، اگر من ایدههای خوب داشته باشم، اگر من مسائل رو به خودم ربط بدم راه حلش رو هم پیدا میکنم.
اگر که ما این کارها رو انجام بدیم، بعدش اون حس در ما ایجاد میشه و کارها رو خود خداوند به بهترین شکل ممکن برامون انجام میده، و بعدش خداوند ما رو هدایت میکنه به راه راست و به راه کسانی که به آنها نعمت داده، و چون از دیگران کمک نمیخوایم، و چون منتظر کمک از سمت دیگران نیستیم، و چون از دیگران توقع نداریم و مسئولیت زندگیمون رو به گردن دیگران ننداختیم و …، و وقتی هم که میایم خودمون به خدای خودمون وصل میشیم و در واقع اگر که بنده خوبی باشیم و بندگی خودمون رو بکنیم برای خداوند، اون وقت هست که خداوند هم همه کارها رو برامون انجام میده و همه اتفاقات رو به بهترین شکل ممکن رقم میزنه.
ما مشکلمون اینه که از همه توقع داریم غیر از خداوند، ما اگر که بندگی خوبی بکنیم، اگر که باورمون فقط توحیدی باشه، و توی ذهنمون اینکه فقط خدا رو بپرسیتم و فقط از خدا یاری بجوییم رو درست کنیم توی وجودمون ( که البته تکامل هم میخواد ) این رو درست کنیم، و بعدش با چشم خودمون خواهیم دید که چجوری خودش درها رو برامون باز میکنه و نعمتهای فراوانی رو برامون به وجود میاره که به قول استاد اگر که کل مردم جهان جمع بشن نمیتونن اون کارها رو برامون انجام بدن.
این نکته مهم و این جمله طلایی رو باید همیشه یادمون باشه که : اگر که داریم مثل بقیه فکر میکنیم، اگر که داریم مثل بقیه عمل میکنیم، پس ما هم مثل بقیه نتیجه میگیریم، و ما نباید که راه اونها رو ادامه بدیم چون اگر که ما هم مثل اونها در اون مسیرها حرکت کنیم همون نتیجهای رو میگیریم که اونها گرفتن، اما اگر که میخوایم متفاوت نتیجه بگیریم باید متفاوت فکر کنیم، و باید متفاوت عمل کنیم، و ما باید به جور دیگهای و متفاوتی نسبت به اونها فکر کنیم و در مسیر متفاوتی گام برداریم که اغلب مواقع هم این تفکر درست نقطه متقابل فکر اونها و تفکر جامعه هست.
همه چیز خداست، همه چیز توکله، همه چیز توحیده، و اصلا نباید دنبال این باشیم که کارهایی رو کنیم که مردم خوششون بیاد و به قول معروف به به و چه چه کنن و …، ما باید همیشه کاری رو انجام بدیم که خدای خودمون، قلب خودمون، و اون مسیری رو که داریم میریم درست باشه، و هر حرفی که میزنیم باید طوری باشه که خودمون بهش اعتقاد داشته باشیم نه اینکه حرفی باشه که از جامعه و رسانهها و … تزریق شده باشه بهمون، و کسی که به خداوند ایمان داشته باشه برای رضایت یا خوب شدن در چشم مردم کاری نمیکنه، بهجاش کار درست رو میکنه و فقط و فقط خداوند رو منبع قدرت و نعمت و ثروت و همه چیز میدونه، اگر که توحید در درونمون بیشتر بشه نحوه فکر کردنمون، نحوه عمل کردنمون، و همه چیزمون تغییر میکنه.
نکتهای که خیلی خیلی مهمه و باید بهش توجه داشته باشیم همیشه اینه که : باید همیشه تمرکزمون رو بزاریم روی کار خودمون، و مسیر خودمون رو بریم، و خدای خودمون رو بشناسیم، دیگه بقیهش خودش درست میشه، و در واقع باید توحید عملی داشته باشیم، و در عمل اجرا کنیم اصل و اساس و اصول جهان هستی و خداوند رو و این یعنی اینکه ما مسئولیت زندگی خودمون رو به عهده بگیریم، و بعدش دیگه خداوند همه کارها رو میکنه برامون و ما نیازی نیست که کاری رو انجام بدیم، و به همین دلیل هست که نگرانی بیرونی اصلاً نباید داشته باشیم، خودمون روی خودمون کار کنیم و دیگه بقیهش و همه چیز درست میشه.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم.
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 21 بهمن 1404
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان و همراهان گرامی
من این فایل را مدتها پیش گوش داده بودم. ولی از اونجایی که به قول استاد شاید توی مدار این فایل نبودم خیلی هاشو یا کلا نشنیده بودم و یا فراموش کرده بودم و سپاسگزار خداوند هستم که دوباره این فایل عالی را به عنوان نشانه ی من سر راه من قرار داد. یا بهتره بگم من رو به این فایل عالی هدایت کرد.
دیشب نشسته بودم و با خودم داشتم فکر میکردم و ذهنم درگیر مسائل و اتفاقات اخیر بود. راستش این مدت خیل سعی میکنم روی افکارم و روی باورهام کار کنم که این حکومتها و دولتها نیستند که زندگی منو میسازند و و تنها خودم هستم که مسئول زندگی خودم هستم ولی زیاد موفق نیستم و هربار که میرم بازار و میام و قیمتها را میبینم ناخودآگاه ذهنم شروع میکنه به غرغر کردن که فلان چیز چقدر گرون شده و از این قبیل افکار ولی همون موقع سعی میکنم به خودم یادآوری کنم که باید اینقدر روی خودم کار کنم که هر چی هم اجناس گرون بشند روی من اثر نذاره.
همینطور که ذهنم درگیر بود اومدم توی سایت تا بتونم یکم با گوش دادن فایل های عالی استاد و آگاهی های نابشون ذهنمو درگیر خواسته هام کنم که این فایل فوق العاده اومد و از دیشب تاحالا سه چهار بار گوشش دادم و چقدر عالی و چقدر به موقع خدا منو هدایت کرد به این فایل فوق العاده.
منی که یادم رفته بود باید مسئولیت تمام اتفاقات زندگیم را خودم بپذیرم، منی که گوشه های ذهنم گاهی شرک میورزم و از غیر خدا توقع دارم دنیای منو بسازه. منی که حتی الان که دارم این کامنت را مینویسم یه چیزی پس ذهنم میگه یه جوری بنویس که بیشتر ستاره بگیری و بقیه “به به” و “چه چه” کنند، چقد نیاز داشتم به این آگاهی ها و یادآوری قوانین گفته شده توی این فایل بی نظیر و خدا چقدر زیبا و به موقع منو هدایت کرد به این صفحه.
توی این وهله از زمان دارم تنبلی میکنم و منتظرم یسری از اتفاقات بیفته تا بلکه زندگی من تحت و شعاع این اتفاقات بهتر بشه و با شنیدن آگاهی های این فایل به این نتیجه رسیدم که تنها کاری که باید بکنم اینه که متمرکز بشم روی سایت و فقط و فقط روی خودم کار کنم و تمرکزم را از اخبار و اتفاقات بیرون بردارم و به خاطر همین امروز صبح اولین کاری که کردم اینستاگرام خودم را پاک کردم چرا که بزرگترین عامل حواسپرتی این روزهام بود و اینو یه قدم مثبت میدونم برای خودم تا بتونم بیشتر روی خواسته هام تمرکز کنم تا ناخواسته هام.
دارم سعی میکنم بیشتر و بیشتر درک کنم آیه ی “ایاک نعبد و ایاک نستعین” را
دارم سعی میکنم بیشتر تکرار کنم که “ستایش میکنم خداوندی را که فرمانروای جهانیانه”.
دارم تلاش میکنم که ایمانم عمل بیاره برام و هر لحظه بتونم بیشتر به خداوند اعتماد کنم.
سپاسگزار خدای عزیز و مهربانم هستم که همواره منو به بهترینها هدایت میکنه.
ممنون از مطالب عالیتون استاد عزیزم
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته و دوستان هم فرکانس
امروز که دارم این متن و مینویسم از هر زمان دیگه ای توی زندگیم توکل رو بیشتر تجربه کردم شرک نداشتن رو بیشتر تجربه کردم
من ابتدای مسیرم و دارم این صحبتا رو بر اساس تکاملم میگم
امسال از حال دلم خیلی مراقبت کردم تونستم نزارم تا امروز هیچ اتفاقی من در تنشهای خودش حل کنه
تونستم در مقابل ی سری مسائل ذهنم رو کنترل کنم و حالم رو خوب نگه دارم
مسائلی که شاید در گذشته میتونست اگه اتفاق بیافته کامل من و از پا در بیاره
چقدر میتونم خوشبختی رو حس کنم خدایا شکرت
تهدیدهایی که همیشه حال من و بهم میریختن الان باعث خندم میشه میگم چی پیش خودش فکر کرده مگه من چنین خدایی رو میپرستم که اختیار من و داده باشه دست ی آدم دیگه
چقدر این روزا میفهمم که خالق زندگیم خودمم
خدایا شکرت
اونقدر نداشتن شرک بهم قدرت داده که خودم و بسیار قوی و رها میبینم
تازه من که الان اول راهم چند ماهه شروع کردم و اندازه ی ی نقطه روی باورم و ذهنم کار کردم
به لطف خدا پیش برم چه خبر میشه
فقط میتونم بگم خدایااااااا خیلی دوست دارم و به خاطر تمام نعمتات شاکرتم
و از تمام دستان مهربونی که روی زمینت به بی نهایت طریق من و همراهی میکنن سپاسگزارم
استاد عزیزم و داداش مهدی
سلام به استاد عزیزم
من تازه پروژه رو شروع کردم و چقدر سپاسگزارم از اینکه چنین آگاهی های فوق العاده رو دادید بهمون
من قبلا توی یک آکادمی آموزش زبان کار میکردم
تقریبا تا 6 ماه اول همچی خوب بود اما بعد از 6 ماه نجواهای ذهنی من شروع شد و اون توقع از کارفرما که چرا حقوق منو افزایش نمیده
چرا کارفرما بهم ترفیع نمیده و ……
این افکار شرک آلود من باعث شد من کارم رو دیگه به خوبی سابق انجام ندم و مدام کار رو به تاخیر بندازم، تا اینکه به جایی رسیدم که دیگه جایی توی اون آکادمی نداشتم و نزدیک به اخراج شدنم بود که با یک حال نسبتا بد استعفا دادم
هرچند جدایی من از آکادمی با مسالمت و آرزوی خیر و خوشی برای خودم و کارفرما انجام شد
و درمورد توکل و توحید
استاد من بازم توی حوزه کاری یه روز به شدت غمگین بودم، دلم میخواست استقلال مالی داشته باشم و …
نشسته بودم روی سجاده ام و به مرحله تسلیم رسیده بودم، گفتم خدایا من تسلیمم، به خودت قسم نمیدونم چیکار کنم، هدایتم کن قربونت برم (این عاشقانه صحبت کردن با خدا رو از آموزه های شما دریافت کردم استاد عزیزم، و چقدر وقتی قربون صدقه خدا میرم ، خدا با نشونه هاش قربون صدقم میره، عشق منه این خدا)
خلاصه با حس تسلیم بودن از خدا درخواست کردم
و بعد از مدت کوتاهی یک پیشنهاد کاری زیبا و الهی بهم شد و من مشغول شدم
چه کارفرمای خوبی ، چه پروژه های دوست داشتنی و …..
آه خداروشکر، خداروشکر
واقعا اگه ما بندگی کنیم، خدا توی خدایی کردنش حرف نداره، اصلا جوری میچینه که هیچ انسانی نمیتونه بچینه
نمیدونم واقعا چی بگم
فقط خدارو بی نهایت سپاسگزارم
در این لحظه بسیار احساس خوشبختی و عشق میکنم
الهی شکر