این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/04/abasmanesh1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-04-06 14:20:232024-09-24 19:24:19live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
1956نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و درود خداوند به استاد بزرگوارم ب شایسته یِ شایسته ام و به خانواده ی مهربان و صمیمی ام.
خداروشاکرم که مجدد بهم اذن و فرصت در کنار شما بودن و در این محیط قرار گرفتن رو داده تا باز بیام ریز بشم رو یکی از پاشنه آشیلام چرا میگم یکی چون ماشالله جدیدا هرچی فوکوس میکنم رو خودم و از یجایی ی ضعفی میزنه بیرون، حالا میام رخ عقاب میگیرم با خودم میگم ایول مهسا عجب رشدی پیشرفتی تغییراتی یهو یکی از فنرام میزنه بیرون و با قدرت میگه بشین سرجات بچه کجای کاری این هنوز اول راهه خیلی زود به خودت گفتی خب دگ تمومه، ن جانم این هنوز شروعشه…. خلاصه از حواشی بگذریم. بریم سر اصل داستان میدونی استاد من ی چیز جالبی کشف کردم وقتی فایلی از شما گوش میدم اولا ک دقیقا مشابهه و وصف حال اون شرایط و موقعیت کنونیمه و اینک مثلا تو ی فایل 40 دیقه ای ممکنه من تو 5 دیقه اول باگ خودمو شناسایی کنم تو گام اول خانه تکانی ذهن از تمام موضوعات فایل ک بگذریم هرچن همش قابل تامل و تفکر بود اما وقتی فایل رسید ب قسمت مسئولیت پذیری گفتم عاااااااااااا اینههههههه خودشههههههههههه تیکه ای ک خیلی قراره بکار من بیاد و یسری کمبود و کم و کاستی و ضعف شخصیتی در من رو جبران کنه همین مسئولیت پذیریه…. استاد من به لطف خدا و شما و خودم تا حد قابل قبولی از 100 نمره درموردسلامتی و اوضاع مالیم به خودم 50 رو میدم ولی در زمینه روابط چه کاری چه دوستانه چه خانوادگی چه زناشویی و…. و در مورد باور های توحیدی از 100 نمره به خودم نهایت 5 بدم و این دو زمینه برای من خیلی نسبت به زمینه های دیگ قابلیت کار شدن روش و تغییر باور ها و پیدا کردن ترمزا رو داره….
برسیم به نکته مهم و حائزاهمیت مسولیت پذیری علی رغم اینک سعی میکنم رو خودم کار کنم ولی همچنان با این واژه بیگانه بودم راستش
اخرین کامنت من در سایت ک دوستان اگ مطالعه کرده باشن در بخش تسلیم بودن در برابر خداوند اونجا من اشاره به ی رابط ای کردم ک دچار چلنج شدم توش…
وقتی راجب این مسولیت پذیری شنیدم دیروز
اومدم تمام ارتباطاتم از گذشته ب اکنون رو تو ذهنم مرور کردم روابطی ک خوب بوده و روابطی ک مشکل داشته یا ب مشکل خورده
فهمیدم ک این صفت یا این باور یا این اصل در زندگی من خیلی کم رنگ بوده واژه ی پر بار و سنگینه مسولیت پذیری
من بر خلاف اینک حس میکردم همیشه آدم خوبه روابط بودم ادمی ک صدشو میزاره اما کسی براش جبران نمیکنه ادمی ک به همه محبت میکن اما هچی دریافت نمیکنه ادمی ک وفاداره صادقه شوخه مهربونه توجهه میکنه فداکاری میکنه
(الان نمخام ب مسایل مربوط ب عزت نفس و احساس لیاقت و خود ارزشمندی بپردازم و کاملا ب این ضعف شخصیتی و باوری اگاهم و در تلاشم برای بهبود دادنش انشالله در موقعیت مربوط به خودش راجب این مسایل صحبت خاهم کرد)
خلاصه همیشه حس قربانی بودن حس مظلوم نمایی و حتی یسری جاها شروع ب تخریب ادما میکردم ببین فلانی چ بی شخصیته ببین فلانی چ بی فرهنگ چه بی لیاقته حیفه همه کارایی ک براشون کردم شروع میشد نجواها و خودخوری ها و….. و در 90 درصد مواقع بوممممممم رابطه از هم میپاچید یا ب نحوی دعوایی بحثی بی احترامی پیش میومد.
میدونید چرا؟ چون مهسا نمیخاست بپذیره ک عزیزم تک تک ثانیه های زندگیت رو خودت داری خلق میکنی تمام شرایط و موقعیت ها اتفاقات و انسانها نوع برخوردشون نوع رفتارشون حتی نمیخاست نوع رفتار خودشو بپذیره فکر میکرد مهسا همیشه ادم خوبس و کل ادمای این دنیا بدن انقد این موضوع خلق زندگی و خاسته ها برای من چلنج بوده و شده ک خدا عالمه گاهی میگم تقدیر چیه گاهی میگم ن دگ همینه ک هست بد یا خوب همینه توام همینی ادمام همینن اتفاقاتم همینه اما خداروشکر ی مقدار گارد خودم رو اوردم پایین و کم کم داره ب جونم میشینه کع نه خانم جان همینجوری یلخی و کشکی نمیشه گلم این جهان قانون داره
هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی
همین بود دیگ دوستان یا نه؟! خیلی حضور ذهن ندارم ولی ی چی تو همین مایه ها ک بابا همه چی ب خودت بستگی داره هر چی رخ میده خدت منبع و مرکزشی و از خودت ریشه گرفته چ مثبت چ منفی و هیچ عاملی جز خودت مسئول نیست
حتی گاهی با خودم میگفتم بابا مثلا دوستم خیلی خوب بود خیلی بمن اهمیت میداد
خانوادم ی مدت خیلی باحال بودن انرژی میدادن چرا اینا تغییرکردن یهو چرا همه چی ی شکل دیگ شد؟
اینو فک میکردما ولی دیگ ب این فک نمیکردم ک خب بابا شاید مشکل تویی شاید اخلاقته شاید رفتارته شاید باورته بشین یکم مسولیت پذیر باش همه چیو نبند به لنگ بقیه بهشون حس گناه و عذاب وجدان نده خودت با خودت زدی جاده خاکی روابطی بهم خوردی مالی بهم خوردی توحیدی بهم خوردی سلامتی بهم خوردی بعد میای میشینی داستان برای خودت میبافی ک من خوبم من اوکیم من باحالم من تلاش میکنم بقیه بدن بقیه خراب میکنن بقیه باعث این اتفاقاتن
وای استاد باورت نمیشه خجالت میکشم از گفتن این حرفا شاگرد استاد باشی و تو این مسیر باشی و اونوقت مسولیت پذیر نباشی؟
اونوقت بشینی جهان و خدا و مردم و خانواده فک فامیل و جامعه و… ببری زیر سوال
ن عزیزع من از درون خودت مشکل داری واقعا مثال کرم از خود درخته خیلی زیباستا خیلیا بد تعبیرش میکنن ولی همه ی ما یسری کرم درونمون داریم داره درخت وجودمونو میخوره باعث خشک شدن و بی ریشه شدنمون میشه باعث عدم رشد و میوه ندادنمون میشه بعد میگیم باغبون کم کاری کرد اب کم داد اب زیاد داد علف هرزارو نچید تقصیر نور خورشیده زیاد بمن تابید منو سوزوند تقصیر باده تند وزید شاخ و برگ منو شکست
حتی انقد رو متوجهه نبودم ک بابا این باد و خورشید و باغبون و مردم و فامیل و دوست اشنا دارن تضاد ایجاد میکنن ک تو مسولیت پذیر تر بشی تو مقاوم تر بشی تو تلاشتو بیشتر کنی تو خودت خالق زندگیت باشی
استاد دگ من چی بگم؟ تو چن دیقه حجت بر من تمام شد یماه بود با دوستم ک رابطمون کات شد همش خود خوری میکردم همش اونو سرزنش میکردم خودمو سرزنش میکردم دیگ قول داده بودم محبت نکنم سرد بشم یخ بشم چمدونم این چرتو پرتای شیطانی
دیروز ک فایلو گوش دادم اصا شاک شدم چنان نفوذ کرد درونم یهو جسارتی پیدا کردم شجاعتی پیدا کردم گفتم بسه خودت جذب کردی خودت خراب کردی خودت باعث شدی خودتم میتونی بسازی و درست کنی بس کن سرزنشو بس کن ملامتو بس کن احساس گناهو بس کن قربانی بودن و حس بی ارزشیو
وای استاد از دیروز ی قدرتی گرفتم ی شجاعتی گرفتم انرژیم فول شده انگار سبک شدم ی باری از دوشم برداشته شده دلم صاف شده انگار کینه ندارم انگار عاشق ادما شدم حسم خالص تر شده خلاصه ک مرسی هستی استاد مرسی ک انقد دقیق میزنی ب هدف
خداروشکر واقعا ک دوباره همزمانی ایجاد کرد دوباره سر فرصت هدایت شدم دوباره تو موقعیت خودش و مدار خودش ب خودم اومدم و اگاه شدم اصا نمیدونم دیگ چی بگم یا چجوری تشکر کنم از خداوند از استاد از شایسته جانم ازین دنیا و کائنات و قوانین بی نظیرش ازین محیط و فضای سایت ک هربار نوشتم انگار یدور خودمو زندگی کردم اون خوبی هام اون بدی هام همه چیم میاد و میریزع رو دایره و هنگام نوشتن ناظر خودم و اتفاقات زندگیم میشم
بمب انرژی شدم یعنی از شدت شعف میخاد تمام سلول هام منفجر بشه بچههاااااااا اینو از من ب یادگار داشته باید همیشه قرار نیست همه فایلای استاد براتون راهگشا باشه یا قرار نیست تمام مطلب و نکته ی فایل رو یباره و یشبه رو خودتون اجرا کنید همین نکته های کوچیک ک ممکنه از ی فایل یساعته 100 تا نکته دستگیرتون بشه با همین نکته های کوچولو و دونه دونه کم کم شخصیت جدید شکل میگیره باورای جدید شکل میگیرع مدار میرع بالا تکامل طی میشه پس خودتون رو خسته و دل زده نکنید و عجول نباشید در این راه ممنون از توجهه همگیتون
چیزی نگفتم اما ته دلم بود ، آخه نگاه مردم رو همه یار دارن.
تا الان حسم یه جور بود،
که همین الان موقع نوشتن خدا گفت مر بانو زاویه دید زاویه دید.
زاویه دیدم رو تغییر دادم، گفتم مری جان شما با دو تا بچه برید تو مطب بچه میشینه ؟
صدرصد بچه اون موقیت رو دوست نداره و تجربه بد برات میشه.
و این شد که آروم شدم.
و در ضمن مریم شما زمانی که تنها بودید همیشه همراه دو تایی میرفتید.
و در ضمن مقایسه ممنون، شاید شما الان اون آدم ها رد داشته باشی و همسر تو هم مثل همسر اون باهات بیاد مطب، برای تو مناسب نباشه، و دقیقا هم همینه چون کوچولو داریم.
و اینکه من همیشه وقتی خودم رو با گذشته خودم از نظر روابط عاطفی مقایسه میکنم ، یه حالی بدی بهم دست میده چون پسرفت داشتم.
و همیشه مینداختم گردن همسر که آره ایشون کم گذاشتن.
آخه این باور که چیز بد رو خودمون هم میتونیم وارد زندگی کنیم توم ریشه نداشت،
اما باور اینکه چیز خوب رو میتونیم وارد زندگیمون کنیم ریشه داست اونم ریشه محکم که کلی نتیجه عالی دارم ازش.
پس مری خودت خودتوارد زندگیت کردی.
و همانطور که جیزهای خوب وارد زندگیت کردی، انشالله که با اعراض از زندگیت حذف میشه.
راستی من همیشه فکر میکردم اگر بخوام چیزی رو در زندگیم درست کنم ، حتما باید کاری کنم ، بخصوص علیه اون.
سلام دردانه یِ خدا، مریم عزیزم خوشحالم برات ک در این مسیر زیبا با ما خانواده ی عباسمنشی هم گام و هم مسیر شدی و در صدد بر اومدی تا کم و کاستی ها و باگ های خودت رو شناسایی کنی بقول معروف همون ترمز ها باورها و شرک های مخفی….
بله قطعا درسته ک تمام زندگیت و شرایطتت رو خودت داری خلق میکنی حتی نوع رفتار و گفتار و کردار همسرت رو…. مریم ذهن ما آدما میتونه مثل دکمه تلوزیون آف و آن داشته باشه اما موردی ک هست اینه ذهن ما همیشه روشن و فعاله، و عمده ی فعالیتش روی نقاط منفیه تا مثبت، ببین مثلا وقتی ما تلوزیون رو روشن کردیم و در حال تماشای یک فیلم هستیم یهو یه صحنه ی ترسناک یا نامناسب وسط فیلم ظاهر میشه سریع یا رومون رو بر میگردونیم و اعراض میکنیم و میزنیم خودمونو کوچه علی چپ یا دکمه ی آف تی وی میزنیم و خاموش میشه و اون صحنه محو میشه….
وقتی شروع میکنی به مسئولیت پذیری در زندگیت در مواجهه با سختی ها نگرانی ها استرس ها یا رفتار و گفتار ناپسند و نامطلوب دیگران
مسولیت پذیری مثل دکمه ی اف تی وی عمل میکنه وقتی میپذیری و قبول میکنی ک خب اوکی همسرم قبلا خیلی باحال و کول و مهربون بوده بهم توجهه میکرده اما الان اینجوری نیست کاملا میپذیرم مسولیتش رو به عهده میگیرم ذهن نجوا گرمو خاموش میکنم میگردم دنبال اون چیزی ک باعث شده در صفحه ی تلوزیون زندگیم نا زیبایی ببینم
حالا ک فعلا تلوزیون خاموشه اما باید دنبال ریشه و علت و دلیل و ترمز مخفی بگردم تا دفعه بعد تی وی زندگیم یا ذهنم روشن شد دیگ منو نگران نکنه یا بهم تصاویر و شرایط نادلخواه و نازیبا نشون نده…..
وقتی یه تایمی همه چی گل و بلبله مثل اوایل ازدواج ولی بعد یمدت همه چی عادی و روتین یا گاهی خسته کننده و ناامید کننده میشه بخاطر عدم کنترل ذهنمونه اوایل ازدواج مدام تمرکز و توجهه ما دنبال عشق و حال و تفریح و مسافرت و گشت گذار و دور دور قربون صدقه و….. واسه همین حس و حال دو طرف مثبته و ذهن اروم و مطلوب ولی کافیه یبار ی رفتاری از طرف مقابل ببینیم یا ی حرف زشتی بزنه یا یه انتظار بیجایی داشته باشیم یا بیش از حد وابسته بشیم دمار از روزگارت در میاره این ذهن انقد نجوا میکنه انقد یه چیزیو تو ذهن بزرگ و وسواس گونه پیش میبره کلا حس و حال خوبو ازت میگیره یادت باشه نم نم رو ذهنت کار کنی و افسار ذهنت رو بدست بگیری وقتی دیدی داره اذیتت میکنه و پچ پچ میکنه و اضافه گویی سریع مسولیت بپذیر و خاموشش کن و بشین ب این فکن ک چیشد الان ب این مرحله رسیدی یا این حرفو تجربه کردی یا تو این موقعیت قرار گرفتی کم کم باورای مخفیت میاد بالا و کم کم میتونی با باورای مناسب جایگزین کنی و ذهنتو ببری سمت خوبی ها و نکات مثبت و ذهن رو روی شبکه ی دلخاه خودت تنظیم کنی تا خعلی کمتر شاهد صحنه های ترسناک و نا مناسب باشی و بشی
ازتون ممنونم بابت این اگاهی خوبی که برامون اینجا تزریق کردین تا امروز بیام و درسمو ازش بگیرم و حالشو ببرم متشکرم دوست خوبم بسیار زیبا بود کامتتتون خصوصا این قسمتی که کپی کردم اینجا بیارم
وای استاد باورت نمیشه خجالت میکشم از گفتن این حرفا شاگرد استاد باشی و تو این مسیر باشی و اونوقت مسولیت پذیر نباشی؟
اونوقت بشینی جهان و خدا و مردم و خانواده فک فامیل و جامعه و… ببری زیر سوال
ن عزیزع من از درون خودت مشکل داری واقعا مثال کرم از خود درخته خیلی زیباستا خیلیا بد تعبیرش میکنن ولی همه ی ما یسری کرم درونمون داریم داره درخت وجودمونو میخوره باعث خشک شدن و بی ریشه شدنمون میشه باعث عدم رشد و میوه ندادنمون میشه بعد میگیم باغبون کم کاری کرد اب کم داد اب زیاد داد علف هرزارو نچید تقصیر نور خورشیده زیاد بمن تابید منو سوزوند تقصیر باده تند وزید شاخ و برگ منو شکست
حتی انقد رو متوجهه نبودم ک بابا این باد و خورشید و باغبون و مردم و فامیل و دوست اشنا دارن تضاد ایجاد میکنن ک تو مسولیت پذیر تر بشی تو مقاوم تر بشی تو تلاشتو بیشتر کنی تو خودت خالق زندگیت باشی
واقعا لذت بردم ازاین قسمت کامنتون خیلی آگاهی نابی بهم داد که بله کرم از خود درخته نه عوامل بیرونی و اینکه باد خورشید دوستان اطرافیان هستن تضاد ایجاد میکنند تا تو رشد کنی دقیقا همینطوره این یعنی هر ناخواسته و تضاد ازین به بعد دیدم نیام اون طرف و تو ذهنم خراب نکنم یا باهاش درگیر نشم یا قضاوتش نکنم بلکه بگم خدایا شکرت که بوسیله این بنده ات داری منو رشد میدی داری ریشه ام را قوی میکنی تا به سمت آسمانت اوج بگیرم شکرررر که داری صبرم و امتحان میکنی تا بااین تضاد صبورتر بشم
دوست خوبم خواهر گلم مهسای عزیز دمتگررررم واقعا لذت بردم از این آگاهی که خیلییییی این روزها بکارم میاد متشکررررررم
این فایل و صحبت های استاد عزیزم برای منه که میخوام بهتر زندگی کنم و با قوانین خداوند بیشتر آشنا بشم خدایا شکرت که من میخواهم و تو راه درست را نشانم میدهی.
همین سیلی که استاد صحبت میکنند سیلی بود که در منطقه ی ما اتفاق افتاد و خانه و محله ی من در منطقه یی از شهر بود که آب نگرفت و کاملا از ما دور بود . اما از نزدیک دیدم که مردم درگیر احساس قربانی بودن و ناله بودند و یه سری هم درگیر کمک رسانی و بیشتر درگیر احساس دلسوزی کردن به مردم قربانی.
استاد تو یادم دادی که ما فقط مسئول زندگی خودمان هستیم و خودمان اتفاقات زندگیمان را رقم میزنیم و قدرت دادن به دیگران شرک است و اعتقادات توحیدی بسیار خوبی یادم دادی
بی مسئولیتی در زندگی خود باعث میشود که همیشه انگشت اشاره بسمت دیگران باشد و توقع از دیگران داشته باشیم و همیچوقت طعم خوشبختی واقعی را نفهمیم چون دیگران به اندازه ی کافی مارا نمیشناسند و درخواست های ما را نمی دانند که بتوانند به نحو احسن توقعات ما را بجا بیاورند پس مدام باید ناله کنیم و خود را در احساس بد قرار دهیم که از اون طرف هم اتفاقات بد برامون بیوفته .
من میخوام که روز به روز زندگیم بهتر بشه پس خوووووب فایل را گوش میکنم و باورهای درست را در خودم میسازم .
از جمله اینکه سیل برای بهبود جهان هستی اتفاق میوفته و باعث میشه تا مردم خانه های مقاومتری بسازند و در ساختمان سازی تحول و پیشرفت پیش میاد
استاد از وقتی که از شما یاد گرفتم که این خودمون هستیم که اتفاقات زندگیمان را رقم میزنیم بارها و بارها دیدم که وقتی خودم حال دلمو خوب میکنم و شادی های درونی در خودم ایجاد میکنم جهان اطرافم تغییر میکنه چه مالی چه روابط چه سلامتی همه چی را در برمیگیره و هر چقدر که پاداش های کنترل ذهنم را دریافت میکنم ، عمل به آموزش ها راحت و شیرین و لذتبخش تر میشه .
البته بر عکسش هم اتفاق افتاده زمانی که نتونستم ذهنم را کنترل کنم ، احساس بد داشتم و تجربیات بدی هم دریافت کردم و من مصممتر شدم که همیشه شکرکذار باشم حواسم به افکار غالبم باشه
داستان نمایندهی کهکیلویه و بویراحمد کلللی براش خندیم
پذیرفتن مسئولیت زندگی اولین قدم در راه توحید و موفقیت هست و من اگر میخوام شاد و موفق باشم اول خالق بودنم را باور کنم
در شهر ما خانواده ای با فامیلی محمدی هستند که قبل از انقلاب هم پول دار بودند و بعد از انقلاب هم با اینکه بهترین امول در وسط شهرشون را مصادره کردند اما باز الان بزرگترین کارخانه ها را دارند و بیشتر بچه هاشونن در ناز و نعمت در اروپا و آمریکا زندگی می کنند و من تازه میفهمم که اونها چون در مدار ثروت و احساس لیاقت بالا هستند همیشه ثروتمند هستند
من هم در خانواده ای بزرگ شدم که میگن آدم باید قانع باشه . آدم سلامتی داشته باشه فقط پول چیه .
دیدی فلانی پولدار شد چقدر متکبر شده چقدر فخر میفروشه . مگه پول علف خرسه . فلانی پولدار شد اما دیدی مریض شد دیدی زنش طلاق گرفت و خییییلی باورهای وحشتناک در مورد پول و ثروت
واااااقعا وقتی خوب فکر میکنم در اطرافیان افرادی هستند که میگن که اگر پدرم ،برادرم، مادرم و یا زنم فلان کرد و فلان شد که من به این روز افتادم و از این صحبتها که دو سال یا ده سال بعد هم میبینی همین حرفهارو تکرار میکنند.
بنام خداوندی که بسیار بخشنده و مهربان است.
سپاسگزار خداوندی هستم که بسیار مهربان است و منو میبخشدو همه چیز را هم بمن بخشیده
مالک همه چیز در دنیاست رب العالمین است و من شکرگذار و شاد از درون باشم او منو هدایت میکند به راه راست. راه کسانیکه همه ی نعمت ها را دارند سلامتی دارند مال ،پول ، درآمد و ثروت دارند خوشبختند رابطه ی عاطفی عالی دارند جایگاه عالی دارند یعنی همه ی چیزهای عالی در جهان را دارند فقط کافیه شکرکذار باشم فقط شکرکذار و احساس خوب داشتن و قدرت را فقط در دست خدا دیدن شرک نورزیدن
راه درست اینه که قدرت را به خدا بدی و لاغیر
شبکه های اجتماعی فقط تمرکز را از آدم میگیره پس بهتره تمرکز بزارم روی خودم و توحیدی تر شدن
تامااااام
سپاسگزارم خدایا که وقت برای آموزش خودم گذاشتم و تو فرصتش را دادی
من مسئول زندگی خودم هستم
تا زمانیکه خدارو دارم نگران چیزی نیستم
شکرگذاری میکنم و تمامی نعمتها را از خداوند دریافت میکنم مثل همیشه
درود بر استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز و دوستان گل
پروژه خانه تکانی ذهن، ،،،گام اول
بلاهای طبیعی وقتی بوجود میاد اکثریت جامعه آگاه نیستن شروع میکنن به ناله کردن و غر زدن و خدا رو مقصر دونستن و شروع میکنن به ناسپاسی کردن اگه بدونن ک این خرابی هایی که از طریق زلزله یا سیل یا طوفان به وجود میاد توش خیریت هست ایده های میاد ک خونه ها رو مقاومتر بسازن و جاهایی قدیمی تر و بافت فرسوده از بین میره و خانه های زیباتر و مقاومت تر ساخته میشه و این خیلی کمک میکنه
و اینو باید و 100درصد بپذیریم که من هستم که دارم اتفاقات زندگیم رو خودم خلق میکنم و هیچ عوامل بیرونی تاثیر در زندگیمون نداره وقتی باور این رو داریم ی کسی از بیرون باید بیاد مسائل زندگیم رو حل کنه کلا از بیس اشتباه هست چون از کودکی توی ذهن ما این بوده ک منجی میاد همه ما رو نجات میده با اسب سفید میاد و همیشه این باور بوده و خودمون رو مسئول اتفاقات زندگیمون نمیدونستیم و همه مقصر بودن الی خودمون و چقدر گمراه بودیم از این تفکرات پوچ که بخورد ما دادن و باور کردیم و خدا رو شکر میکنم ک از وقتی دارم کار میکنم روی خودم کمتر دیگران رو مقصر میدونم و کمتر غر میزنم دارم سعی خودم رو میکنم ک این باور رو داشته باشم ک منم ک دارم زندگیمو خلق میکنم با فرکانسهام با افکارم و باورهام و باید در عمل و رفتارم همین باشه که دنبال منجی نباشم منجی خودم هستم
وقتی خدا رو باور کنیم به عنوان قدرتمند ترین
فرمانروای دنیا اون وقته که از اون مواهبش استفاده میکنی و قتی با اصل وصل بشم و از اون کمک بخوام و بهش اعتماد کنم به همچی میرسم وقتی چنین خدایی داریم ک وعده فزونی و فراوانی میده چرا اعتماد نداریم و در عمل ی اتفاقی ک میفته به همه فکر میکنیم الا خدای خودمون از همه کمک میخوایم بعد نتیجه نمیده آخر خدا رو صدا میزنیم و بعد میبینیم چطور کمک میکنه یکی از دستانش میفرسته برای کمک ما بازم اونقدر ناسپاس هستم ک دوباره فراموش میکنم و میرم بازی بیرون و دنبال روزمرگی خدا همیشه حواسش بمن و همه ما بوده اما وقتی به ته باتلاق میرسیم صداش میزنم اما دارم تمام سعی خودم رو میکنم که فراموش نکنم چون وقتی خوشی هام زیاد میشه باید حواسم باشه ک خودش هم در اون لحظات شادی هم صداش کنم و سپاسگزارش باشم چون این کار رو میکنم خوشیهام هم زیادتر میشه فقط خودش برام کافیست همه جا هوامو داشته و کنارم بوده
اگه دارم مثل بقیه فک میکنم و رفتارم میکنم مثل همونا نتیجه میگیرم و مثل همونا باید تقلا کنم برای دویدن و ناسپاس میشم و افسرده
اگر میخوام متفاوت نتیجه بگیرم باید متفاوت فکر کنم و متفاوت عمل کنم
اغلب مواقع نقطه مقابل اکثریت جامعه تفکر درسته
همه چی خداست ،همه چی توکله همه چی توحیده
کسی ک به خداوند ایمان داشته برای مردم کاری نمیکنه راه درست و کار درست رو انجام میده
اگه توحید تو قلبتون بیشتر بیشتر بشه نحوه فکر کردنتون ،نحوه عملکردنتون تغییر میکنه
تو خدای خودت رو بشناس بقیه اش درست میشه
توحید عملی اینه ک مسولیت زندگی خودت رو بپذیری در عمل نه توی حرف زدن
مردمی ک روشون حساب میکنید با ی بشکن میارن پایین پس وقتی خدایی داریم که بی منت میبخشه بهت عزت واحترام میده و عاشقته و دوستت داره و همیشه کنارته و کارهات رو انجام میده و بهت شهرت میده بهت ثروت میده مشهورت میکنه همه چی بهت میده واقعا مث خود من باید بشینم فکر کنم چرا به چنین خدایی تکیه نمیکنیم و اعتماد نمیکنم وقتی توکل کردم و اعتماد کردم همه کارهام به آسانی انجام شد وقتی به غیر خدا حساب کردم بدجوری خورد توی دهنم ک به غیر از خدا حساب نکنم عاشقتم خدا جونم دوست دارم در عمل و رفتارم خدا گونه عمل کنم خدا جونم کمکم کن در هر لحظه بیادت باشم و صدات کنم و عادتم بشه صدا کردن تو رو در لحظه
امروز 16 آذر1403 برگشتم از اول فایل های خانه تکانی ذهن رو گوش بدم و اول دفترم رو که مطالب رو نوشته بودم خوندم بعد بهم گفت فایل رو هم دوباره گوش بده.
مطالب گام اول رو که قبلا نوشته بودم رو خوندم به خودم گفتم باید امروز و فردا کل مطالب رو بخونم یهو بهم گفت نخیر هنوزم همون آدمی همه اش عجله داری بابا کجاااا صبر کن تو اول مطالب همین فایل رو بفهم بهشون فکر کن بعد برو مطلب بعدی. دیدی که هر وقت با دقت و تمرکز کار کردی چطور ذهنت بهتر منطق ها رو درک کرده و بیشتر پیشرفت کردی.
گفتم چشمممم پس شروع کردم به خوندن مطالب فایل گام اول
اولین فایل، این باور توحیدی قدرتمند رو به ما یاد میده که من مسئول زندگیم هستم یعنی من خالق و به وجود آورنده زندگی خودم هستم در پس همین کلی باور کوچولو شکل می گیره.
اینکه هیچ کس در زندگی من قدرتی نداره قدرت دست خداست
اینکه منم قدرت ندارم تو زندگی کسی تغییری ایجاد کنم.
اینکه وقتی تو خودت رو مسئول زندگی خودت بدونی دنبال حل مسائل خودت میری و اون قدرت درونیت با حل هر بار مسائلت قوی تر میشه در کنارش ایمانت قوی تر میشه، اعتماد به نفس تو رشد می کنه
ولییییی هر بار که میگی نه تقصیر فلانیه، تقصیر دولته، تقصیر این وضعیت اقتصادی هست اون توانایی و قدرتی که درون تو هست ضعیف تر میشه و تو تبدیل میشی به یه موجود ضعیف و ذلیل که زیر دست بقیه هست آیا خدا تو رو اینطوری آفریده؟ نهههه خدا این قدرت خلق رو به تو داده و از همون اول با دادن این قدرت به ما نشون داده ما ارزشمند هستیم حالا چرا من بیام بگم دلار گرون شد، تورمه تو اینجوری داری به ذهنت میگی من هیچ کاره ام من بدبختم من توانایی ندارم خب چطور میخوای به تو راهکار هدایت بشی ، ایده بده به تو بلاک کردی تو اجازه ندادی بهش اصلا اجازه نمیدی به تو راهکار بده. فکر کردی چرا تو قرآن هیچ وقت از اومدن منجی صحبت نکرده؟؟؟؟؟
چون نیازی نیست کسی از بیرون بیاد زندگی من رو تغییر بده از منظر قرآن تو باید تغییر کنی تا زندگیت تغییر کنه
(من تاریخ خوندم یادم میاد استادم میگفت هر زمان که برای مردم شرایط و اوضاع سخت میشده این باور که منجی بیاد قوی تر میشده و مردم منتظر ظهور بودن تا جایی که بعضی ها اسب جایی می بستن آماده باشه برای امام زمان، یا این که جایی این رو تکرار می کردن نادری باید یعنی شخصی مثل نادر دوباره باید بیاد و مردم ایران رو از این وضعیت نجات بده
پس این باور که ما منتظر یه کسی از بیرون هستیم تا بیاد و زندگی ما رو متحول کنه یه باور ریشه دار هست)
همانا کسانی که فرشتگان آنها را در حالی که ستمکار نفس خویشند قبض روح می کنند ( به آنها ) گویند: در چه ( حالی از نظر دین ) بودید؟ گویند: ما در زمین مستضعف بودیم . فرشتگان گویند: آیا زمین خداوند وسیع نبود تا در آن مهاجرت کنید؟! پس آنان جایگاهشان جهنم است و آن بد جای بازگشتی است.
نگفته نه اینا گناه دارن بقیه بهشون ظلم کردن نه میگه تو خودت مقصر بودی.
الان هم قدرت رو به دولت، حکومت یا شخصی نده تو خودت مسئولی
نشینی بگی پدرم فلان کرده، تو شهر کوچکی هستم، کشورم فلانه، نه اینا بهااااانه هستن و اجازه نمیدن تو تغییر کنی تو رو همین طور متوقف می کنن و نتیجه توقف و سکون بدتر شدن اوضاع و احوال تو هست.
⭕مقدرات شما قبل از هر چیز، و هر کس، در دست خود شما است و هر گونه تغییر و دگرگونی در خوشبختی و بدبختی اقوام در درجه اول به خود آنها بازگشت می کند.
️شانس و طالع و اقبال و تصادف و تأثیر اوضاع فلکی و مانند اینها، هیچ کدام پایه و اساس ندارد، بلکه اساس و پایه این است که: سربلندی و سرافرازی هر ملتی و یا به عکس ذلت و زبونی او به دست خودش می باشد. حتی لطف خداوند، یا مجازات او، بی مقدمه دامان هیچ ملتی را نخواهد گرفت، بلکه این اراده و خواست ملت ها و تغییرات درونی آنهاست، که آنها را مستحق لطف یا مستوجب عذاب خدا می سازد. به تعبیر دیگر، این اصل قرآنی که یکی از مهم ترین برنامه های اجتماعی اسلام را بیان می کند به ما می گوید: هر گونه تغییرات برونی متّکی به تغییرات درونی ملت ها و اقوام است، و هر گونه پیروزی و شکستی که به قومی برسد از همین جا سرچشمه می گیرد.
این تفسیر رو هم براش نوشتن خوب بخونش.
تا تو تغییر نکنی بیرون هیچی تغییر نمی کنه
الان این تضاد بهترین فرصت برای رشد تو هست به جای ناله و شکایت ببین چکار کنی چه تغییری کنی بهتر بشی. تو هدایت میشی تو به حال خودت اینجا رها نشدی فقط اول هدایت ها کوچکه چون تو تغییرات کمه هر چه تکاملت رو بهتر طی کنی هدایت ها هم رشد می کنه و متناسب با تغییراتت اونها هم قوی تر میشه و ایمانت بیشتر میشه
الگیی از استاد بهتر که خودشون بارها توضیح دادن تو چه شرایطی بودن اگر نشسته بودن هی بهانه آورد بودن الان اینجا نبودن!!!!
به درون خودت نگاه کن ببین ایراد افکار و باورهات رو پیدا کن.
دیگه اون بهانه ها رو بذار کنار هر وقت سر و کله شون پیدا شد سریع دورشون کن چون اونها سریع افکار هم جنس خودشون رو دعوت می کنن یهو می بینی در عرض چند لحظه ناک اوت شدی حالت بد شد پس همون ثانیه اول دورشون کن و قدرت خودتت رو بیاد بیار.
خدایا ازت ممنونم، سپاسگزارم برای هدایت های نابت برای لطف و رحمتی که به ما داری
استاد عزیزم، خانم شایسته دوست داشتنی بسیار سپاسگزارم برای بارگزاری این فایل و مطالب ارزشمندتون برای صحبت های بی نظیرتون
باسلام و احترام خدمت شما استاد عزیز بانوشایسته و همراهان سایت استاد عباس منش
شرح حال این فایل در مورد این هست که شما تمام اتفاقات و تحولات زندگیه خودتو رقم میزنی، تمام انسانهای موفق همانند انسانهای ثروتمند با ایده های درست و باورهای سازنده خودشان را مسؤل تمام اتفاقات زندگیشان و جایگاه کنونی شان میدانند،و مسولیت کاری شان و عقب ماندگی اجتماعی و ذهنی شان را به سمت دیگران پاس نمیدهند در حقیقت بهانه نمی آورند،و برای هرچیزی تجربه کسب میکنند.
با تغییرات بسیاری از انسانها و موفقیت در مسیر زندگی،آنها را تحسین میکنن،بجای تخریب و فوکوس کردن روی کمبودها وشرک ورزیدن،تحسین میکنن،و عشق در روابط را سرلوحه پیشرفت میدانند،و تحسین کردن دیگران را دلیل رشد و ترقی و هدایت خداوند را الهاماتی غیبی واقعی تلقی میکنند،
همانطور که خداوند در قرآن میفرماید زمین وآسمان را مورد تسخیر انسان درآوردیم،یعنی شما در همه حال تحت حمایت و هدایت پروردگار هستی،قدرت در وجود انسانها با تغییرات باور مشهود میگردد چون باور سازنده دارم،و مسولیت زندگی ام را به گردن دیگران نیانداختم،خودم تصمیم میگیرم و به هدایت الله اعتماد کامل دارم حتی ملکی چیزی بخرم سریع رشد میکنه چون باورشو ساختم،به من وحی منزل میشه که بخر الان وقتشه،و میخرم اطمینان دارم رشد میکنه،
الان که این شرایط را داری اگه میخوای نتایجت متفاوت باشه باید متفاوت فکر کنی نسبت به دیگران،اگر داری مثل بقیه مردم فکر و عمل کنی مثل همونا غر بزنی نغ بزنی منفی باف باشی نتایجت هم مثل همونا درب و داغونه،پس باید کاری که اونا انجام میدن شما انجام ندی،برای رسیدن به نتایج مطلوب و عالی نباید مثل افراد نگران و پراسترس و با احساسات منفی عمل کنی،بلکه باید در نقطه مقابل این افراد قرار بگیری و احساسات عالی داشته باشی،
هر چه که داری یا نداری،اعم از خونه و ماشین و باغ و ویلا و هر چی که داری باید احساست خوب باشه،و برای رسیدن بخواسته ها باید باورشو بسازی من قبلاً ماشین نداشتم چقدر استپ گرفتم،چقدر سختی کشیدم برای رفتن به مراسم عروسی یا شمال و مشهد چقدر دردسر کشیدم تا باورش برام درست شد و احساسمو عالی کردم و خداروشکر تونستم ماشین مورد علاقمو بخرم،یا قبل از خرید خونه تو زمان مجردی چقدر این خونه اون خونه جابجا شدم اما احساسم خوب بود و کوچکترین ناراحتی بابت جابجایی نداشتم چون هرساله نسبت به سال قبل خونه م شرایطش و امکاناتش بهتر و بیشتر بود،تا خداروشکر خونه مو خریدم،
و همینطور الهاماتی دریافت کردم من به این جایگاه اعتقاد کامل دارم که خداوند منو هدایت کرد واقعاً زمینی سر راهم گذاشت نصف و حتی 1/3قیمت واقعی زمین و خریدم الان حدودا بعد1سال20برابر شده از نظر قیمتی،و من همه ی این تحولات رو مدیون پیشرفت ساختار ذهنی و هدایت پروردگار عالم و استفاده از قوانین و اصل قانون جهان هستم،
در همه حال لذت بردن برام عادت شده،با همه مهربان و بامحبت برخورد میکنم،و خدارو در همه حال ناظر اعمال خودم میدونم و سپاسگزار خالق بی همتا بخاطر این تحولات چشمگیر در زندگی هستم،هنوز باید خیلی خیلی استاد و امثال استاد و ثروتمندان افراد موفق رو تحسین کنم تا براحتی در مدار وفرکانس شون قرار بگیرم،
سپاسگزار خداوند بابت دریافت آگاهی ها و فراوانی ها و نعمات گسترده الهی،و تشکر از استاد عزیز و همسر مهربانش.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته همیشه مهربون و دوستان پر انرژی
خیلی وقت بود کامنت نذاشته بودم و بیشتر مطالعه میکردم نظرات بچه ها رو.
ولی با هدایت بسیار روشن خداوند در قلب خانم شایسته و هدایت در این مسیر شگفت انگیز برای ما، بسیار بسیار ترغیب شدم که نظر بذارم و توجه و تمرکزم رو بیشتر معطوف کن به مسیر و هدایت روشن.
منجی
در خیلی از ادیان صحبت های زیادی شده ولی در اسلام مخصوصا در قران به صورت مستقیم چیزی گفته نشده.
و فقط برداشت های متفاوت بوده از یک سری آیاتی که فقط میشود برداشت کرد نه اینکه دقیقا اعلام کنه.
یه سری ها هم میگن باید قران در کنار ائمه قرار داد و هر چه آنها میگن غیر از قرآن نیست ولی خب 1400 سال که گذشته و میتونه روایت ها به کلی تغییر کنه و احتمال خیلی زیاد اکثرشون جعلی هستن، چرا حضرت علی در نهج البلاغه در موردش عنوان نکرده؟؟؟
و اما منجی
چیزی که من در خودم دیدم و در اطرافیانم میبینم که الان به اطرافیان افراد دیگه کار ندارم و فقط میخوام ذهن خودم رو بگم.
من خودم همیشه حس اینو دارم که روی یکی حساب باز کنم.
مثلا روی استاد عباسمنش حساب باز کنم که میتونم باهاش زندگیم رو تغییر بدم
روی فلان نفر حساب کنم که توی کاری تخصصی م پیشرفت کنم
روی فلان دوره های اموزشی حساب کنم که بتونم یه مهارتی رو یاد بگیرم
روی خونه ایی که هستم حساب کنم که همیشه پناهگاه من خواهد بود.
روی مهارت رانندگی م حساب باز کنم که میتونم از عهده هر چالشی بربیام.
روی باهوشی خودم حساب باز کنم که فکر میکنم با یادگیری مهارت های حل چالش میتونم از پس هر چالشی بربیام.
روی اطلاعات خودم حساب کنم که چون زیاد کتاب میخونم.
روی حافظه خودم حساب کنم که میتونم خیلی چیزهارو به یاد بسپارم و ازشون استفاده کنم.
و ……….. و………………………………………. و……………………………………………………… روی همه چیز برای هر بخش از زندگیم حساب باز میکنم جز خدا
بخاطر همین هم هست که پیشرفت خاصی نمیتونم بکنم چون کلا دارم روی همه چی حساب باز میکنم جز خدا.
همیشه فکر میکردم دارم روی خدا حساب باز میکنم ولی با این فایل که ریز شدم روی زندگیم دیدم در مرحله عمل، روی همه چیز و همه کس حساب میکنم جز خدا.
و این تفاوت نتایج من با کسایی که روی خدا حساب باز میکنن.
میخوایم یه جنسی بخریم، روی یه سایت بی جان مثل دیجی کالا حساب باز میکنیم که تخفیف بهمون بده یا شرایطی رو فراهم کنه که مثلا توی ذهنمون سود کردیم که پول کمتری دادیم.
یا وقتی یه کسی لطف و محبتی میکنه، مخصوصا مالی چقدرررررررررررررر بزرگ میشه توی ذهنمون، چقدررررررررر محترم میشه، چقدررررررر عزیز میشه ….
واقعا دارم درک میکنم که توی عمق غفلت بودم و متوجه نمیشدم چونکه دائم فکر میکردم که دارم روی خدا حساب باز میکنم.
ولی قربون بخشندگی فوانین خداوند بشم که بی حساب روزی میده وگرنه حداقل ترین ش اینه که الان از شدت زهرمار بودن زندگی خودکشی کرده بودم ولی اون همیشه هست حتی اگه من نباشم با اون.
چرا غافل شدی در این زمانه؟ / ز ذکر و حمد و تسبیح شبانه
غفلت روزگار در کارم کرد / اینهمه رسوایی در سرم کرد
عمری پی سر مستی و غفلت بودیم / شکرگذار ایزدان به عادت بودیم
پس تو خدا یار دیرین جهان / بشکاف این پرده ی غفلت از سرمان
چند وقتی بود که به این درک رسیده بودم که غافل شدم از جانم و خدایم. چند روزی دقیقا قبل از شروع این مسیر و این فایل.
چرا همه رو بزرگ میکنیم جز خدا؟؟؟؟
شاید چون نمیبینیم یا مثلا چون لمس نمیکینم؟؟؟
ولی با خودمون نباید بگیم پس چطور داره اجزا بدنم کار میکنن؟؟؟ چطور نیروی گرانش داره کار میکنه؟؟؟ چجوری قلب داره پمپاژ میکنه؟؟؟ چطوری اکسیژن بینهایت رایگان در اختیارمون که نمیریم در صورتی که برای لحظه ایی نباشه میمیریم؟؟
برای همینه که قرآن تاکید داره به انسان هایی که تامل میکنن در افرینش، در هستی، در نشانه ها….
برای همینه که توی قرآن از فعل مضارع استفاده میکنه برای همه چی؛ میگه مومنین کسانی هستن که دائما به خدا توکل میکنن، آنان که به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه به آنان روزی داده ایم، انفاق می کنند.
و آنان که به آنچه به سوی تو و به آنچه پیش از تو نازل شده، مؤمن هستند و به آخرت یقین دارند.
آنانند که از سوی پروردگارشان بر هدایت اند و آنانند که رستگارند.(بقره)
و قبل از همه این آیات میگه: ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ ۛ فِیهِ ۛ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ ﴿٢﴾
در این کتاب هیچ شکی نیست؛ سراسرش برای متقین هدایت است. (2)
حالا نکته مهم اینجاست. #متقین#
(این مفهوم زیر از صفحه ایی کپی کردم)
تفاوت تقوا و ورع: تقوا از ریشه “وقی” به معنای پرهیز و حفاظت شدید است.
انسان متقی کسی است که از گناه بپرهیزد،
ورع از تقوا هم بالاتر است زیرا در ورع انسان نه تنها باید از گناهان اجتناب کند، بلکه از شبهات و حتی گاهی از کارهای حلال و مباحی که ممکن است مقدمه ای شود برای داخل شدن به گناه، نیز دوری کند.
استاد همیشه میگن که تفاوت ما با پیامبران و امامان فقط و فقط فقط در تقواست.
تقوا چیه ؟؟؟
تقوا به صورت کلی پرهیز و حفاظت شدید.
حفاظت از چی؟؟؟؟ پرهیز از چی؟؟؟
(واقعا استاد عاشقتم، که اینقدر ظریفانه این مفاهیم رو 10 تا 15 سال پیش شروع به یادگیری و درک کردی و عمل کردی و هضم کردی و باهاشون زندگی کردی و بعدش اینقدر شفاف و ساده و روان به ما انتقال دادی. واقعا ممنونم از شما و خدایی که شما و همه مون رو هدایت میکنه.)
پرهیز و حفاظت = ورودی های ذهنی
چی میشنویم ؟؟؟ چی میبینیم؟؟؟ چی گوش میدیم؟؟؟ در مورد چی حرف میزنیم؟؟؟ به چی فکر میکنیم؟؟؟ چی رو تصور میکنیم؟؟؟؟؟؟
اینا میشه هم پرهیز و هم محافظت
پرهیز کنیم از چیزایی که رنگ و بو شرک دارن و حفاظت کنیم از چیزایی که توحیدی هستن.
جلو ورودی هامون رو بگیریم و ورودی های قدرتمند بدیم.
حالا چه زمانی غفلت میاد؟؟؟؟؟
زمانی که جلو ورودی ها رو نمیگیریم آگااااااااااااااااهاااااااااااااااااااااانه
مهرداد عزیز این آگاهانه خیلی مهمه خیلیییییییییی
وقتی دائما حواسمون به ورودی ها نباشه پس تو حفاظت نمیکنی پس پرهیز نمیکنی پس انتظار رستگاری نداشته باش، تلاش کن؛ کار کن، متعهد باش، جدی باش در انجام وظیفه ت
رستگار میشی.
برای همینه باید همیشه روی خودمون کار کنیم، نه اینکه چون استاد میگه چون استاد قوانین رو درک کرده چون قران داره میگه چون قوانین حاکم بر این دنیا اینه که باید همیشه به یاد داشته باشی؛ یاداوری کنی، تکرار کنی، تا غافل نشی تا درگیر روزمره نشی
اصلااااااااا دقیقا این قضیه برمیگیرده به لیاقت…..به ارزشمندی…..
اگر خودت رو ارزشمند بدونی، لایق رستگاری بدونی، دقیقاااااااا میای تکرار میکنی، میای به یاد میاری، میای حفاظت و پرهیز میکنی….
ریشه رو دریاب…..
ته وجودمون دوست داریم به یکی به یه چیزی تکیه کنیم… ولی نمیدونیم به کی تکیه کنیم…. باید آگاهانه به چیزی تکیه کنیم که بدونیم زندگیمون برای همیشه تغییر میکنه و بهترین اتفاقات میفته…. شاید بگی چرا به خدا تکیه کنیم؟؟
خب من میگم به هرکسی دوست داری تکیه کن بالاخره یه نتیجه ایی داره، به هرکس و هرچیز تکیه کن، جواب گرفتی نوش جان ولی اگه نگرفتی بیا اینجا که عاشقانه منتظر توست….
عجیب همه چی رو ناجی میدونیم جز خدا…. همه چی….
بابا من حتی دارم الان فکر میکنم حتی حرکات بدنم رو ناجی کارای روزمره م میدونم
خدایا غفلت من رو ببخش
خیلی سخته استاد خیلییییی ولی میشه، شما توی بدترین شرایط انجام دادین و تلاش جدی و بزرگ کردین و شده پس منم انجام بدم با همون جدیت و بزرگی میشه
خیلیییییییییییی خیلیییییییی حرفها دارم، خیلی چیزا از خودم دیدم بعد از فکر کردن به این فایل و ممنونم ازتون استاد و ممتنوننمم ازتون خانم شایسته عزیز که این فایل رو قرار دادین
اگر بنده کوشش کند بندهوار / عزیزش بدارد خداوندگار
وگر کُندرای است در بندگی / ز جانداری افتد به خربندگی
قدم پیش نِه کز ملَک بگذری / که گر باز مانی ز دد کمتری
شمایی که نقش بزرگی ایفا کرده و میکنین تو بهبودهای شخصیتی و رفتاریم.
اینکه کم کم فهمیدم کنترل ذهن و توجه به زیبایی چیه، از تدریسِ شماست.
اینکه کم کم فهمیدم توحید و شرک چیه، از تدریسِ شماست.
اینکه ریز ریز دارم خودمو بهتر میشناسم، از تدریس شماست.
اینکه کم کم فهمیدم نجوا و گفتگوی ذهنی چیه، از تدریسِ شماست.
اینکه کم کم فهمیدم احساس لیاقت یا عدم ارزشمندی چیه، از تدریسِ شماست.
اینکه کم کم فهمیدم روزیِ حساب و غیر حساب چیه، از تدریسِ شماست.
من خیلی مفاهیم رو با تدریسِ شما کم کم فهمیدم و درحال یادگیری هستم.
خیلی ازتون ممنونم.
هم از شما، هم مریم جان، هم اقا ابراهیم و خانم فرهادی.
من که هیچکدوم از شما عزیزان یا بچه های سایت رو ندیدم، ولی از زیباترین و بهترین ادم های زندگیم هستین چون هر کدومتون به نوعی دارین به من کمک کنین بهتر بفهمم زندگی چیه و بهبودش چطوریه.
مقدمه ام طولانی شد ولی لازم بود.
قلبم گفت و نوشتم.
سوال: من چقدر خودمو مسئول زندگیم و اتفاقاتش میدونم؟
مسئول شادی ها و خنده ها و خوشبختیم؟
مسئول غم ها و اشک ها و احساسات منفیم؟
مسئول دارایی ها یا کاستی ها و ضعف هام؟
مسئول رشد و بهبودها، خنثی بودن و شکست هام؟
مسئول وضعیتِ مالی، شغلی، تحصیلی ام؟
من چقدر بهانه میگیرم، توجیه میکنم، ماسمالی میکنم اوضاع و شرایطمو؟
چقدر قابلیتِ پذیرشِ زندگیم با همه ی ابعادش رو دارم؟
من چقدر پیگیری و رصد میکنم دلیلِ موفقیت ها و بهبودهامو، و ادامه شون میدم؟
و چقدر باری به هر جهت ادامه میدم زندگیمو؟
کجاها فهمیدم و درک کردم روشم درسته و ادامه دادم؟
و کجاها همینطوری ادامه دادم و میدم تا یه اتفاقی بیوفته یه روزی.
چقدر قایلم که خودم میسازم شرایط رو برای خودم؟
چقدر قبول دارم خودمم که خلق میکنم تو زندگی ام هر چیزی رو؟
چقدر توحید (پذیرش مسیولیت زندگیم 100 درصد- حساب کردن فقط روی خدا) رو میفهمم و درک و اجرا میکنم؟
چقدر وقتی چالش یا ناخواسته ای پیش میاد اول به خداوند اتکا میکنم؟
از خداوند هدایت میخوام و سکوتِ ذهنی میکنم با کنترل ذهن که الهامات رو دریافت کنم؟
چقدر سر و صدا میکنم، هیجانی برخورد میکنم با چالش یا ناخواسته؟
به عبارتی به قول استاد چقدر من از دیگران توقع دارم؟ وابسته شون هستم؟ بود و نبودشون روی زندگی و خوشبختیم تاثیر میذاره؟
من چقدر مستقل فکر و عمل میکنم؟
کجاها واردِ تله ی احساس قربانی بودن میشم؟
چقدر میتونم کنترل کنم خودم رو و صحبت نکنم از نازیبایی ها، کاستی ها، ناخواسته ها، قضاوت، دروغ، مقایسه و …؟
چقدر تقصیر و مسیولیت رو میندازم گردنِ بقیه، گردنِ عواملِ بیرون از خودم؟
چقدر به ترس هام باج میدم تا مسیولیت زندگی و تصمیماتم رو نپذیرم؟
چقدر چشمم به دستِ دیگرانه تا مشکلاتم رو حل کنن؟
چقدر روی عوامل بیرونی حساب میکنم؟
چقدر وابسته ام به بیرون از خودم، به هر چیزی غیر از خدا؟
طبق گفته خانم شایسته جان، برای شروع میخوام روی جلسه اول کار کنم و خودمو واکاوی کنم روی میزان مسیولیت پذیریم نسبت به شرایطم در زندگیم با همه ی بالا و پایین هاش.
دوست دارم اینجا بنویسم که بشکنم یه چیزهایی رو درونِ خودم.
میدونم خدا برام زمان و فضاشو باز میکنه.
اینبار چون درکم نسبت به این صحبتها متفاوت شده، راحت ترم که از خودم بنویسم.
از خدا هدایت خواستم و آغاز شده این مسیر.
همین سوال ها هم اومد و نوشتمشون تا به خودم پاسخ بدم.
موقع نوشتن دقیقا مثالها اومدن جلوی چشمم.
هنوز کامنتها رو نخوندم ببینم بچه ها چی نوشتن، دوست دارم از درونم پاسخ هام جوشش کنن بیرون.
تا خودمو بهتر بشناسم و برای بهبود خودم حرکت کنم.
اولین پاسخم اینه:
من روی حیطه ی مالی، شغلی مسیولیت پذیر نیستم.
شجاعتی ندارم، اگه کاری هم انجام دادم باری به هر جهت بوده نه با مسیولیت پذیری نسبت به خودم.
من قدرتی برای خدا و خودم قایل نیستم تو این زمینه، چون حرکت مستمری ندارم.
حرکت های شغلی و مالیِ من موقتیه.
چون من میترسم…
بار شکست، بار ناتوانی، بار سرزنش شدن بهم فشار میارن و مسیولیتشون رو نمیپذیرم تا برم تو دلِ ترس هام.
اینکه وجهه ام خراب نشه مهمتره تا کاوشگرانه برم تو دل ناشناخته ها و ماجراجویانه اقدام کنم.
من پشتِ ترس هام پنهان میشم.
من نقابِ ضعیف بودن میزنم گاهی.
اینکه به اندازه کافی خوب و قوی و ارزشمند نیستم، شایسته نیستم که حقوق خوب دریافت کنم، شغلِ خوب داشته باشم…
ترس شدید دارم از شروع کردن…
همین الانشم ایده ی کسب درامد و خلق ارزش از طریق تولید محصول هنری دارم ولی شل هستم در اجرا و عملیاتی کردنش.
این ایده سخت نیست.
تو خونه میتونم انجامش بدم.
با بچه داری هم سازگاره این شغلم.
وسایل کارم آسانه و قابل شارژ هست به سادگی.
حتی ارایه شو هم انجام دادم که چطور باشه…
ترمزها چین؟
سختمه برم پرزنت کنم خودمو و پیشنهاد فروش بدم.
نحوه ی تحویل محصول چطوری میشه؟
قیمت چقدر باشه؟
خب چه باورهایی کمکم میکنن؟
هدایت، پله پله گفته میشه.
میخوام فکر کنم بعد بنویسم.
این اولین تلاشم هست برای خودشناسی در دوره ی خانه تکانیِ گام به گام.
اومدم پیاده روی الان بیرون تو محوطه ی مجتمع مون.
هوا عالیه.
دارم گوش میدم و میخوام فکر کنم به خودم و حرف های استاد و سوال هام از خودم.
من درصد زیادی تو خیلی چیزها مسیولیت زندگیمو به عهده نمیگیرم!
مسیولِ مسایل مالی زندگیم با منه نه دیگران.
مسیولیتِ وزنِ فعلی و سلامتیم به عهده ی منه، نه بارداری و زایمان و شیردهی، نه ناراحتی ها و چالش هام، نه ضعف های شخصیتی ام.
سمانه جان، وقتی مسیولیت زندگی و شرایطت رو بپذیری، میتونی تغییرش بدی، بهبودش بدی.
به نام خداوندی که تمام و ثروت و نعمت و قدرت از آن اوست
سلام و احترام
گام اول/ توحید و فعال کردن قدرت خلق درونی
مسئول و ناجی زندگی خودم تنها و تنها خودم هستم و نباید چشم انتظار مسئولین و ارث و میراث و کمک والدین باشم. بلکه باید اینقدر احساس لیاقت و ارزشمندی داشته باشم تا بتونم خدا رو به عنوان تنها منبع خوشبختی و ثروت باور کنم و بر اون خدا توکل کنم و از این خدا توقع داشته باشم و توقعم رو هر چقدر که میتونم از مسئولین و پدر و مادر و ادم ها کمتر کنم و در عوض بیشتر و بیشتر از خدای خودم متوقع باشم.
خیلی این نگاه در ما القا شده که همش باید منتظر و چشم انتظار مسئولین باشیم و مسئولین وظیفه دارن یه کاری برای ما انجام بدن !!! و این نگاه غلط باعث شده خدا رو از یاد ببریم و حتی بدتر باور داشته باشیم رها شده هستیم !!
در صورتی که من رها شده نیستم و یک نیروی هدایتگری هر لحظه داره با من حرکت میکنه ولی باوری احساس عدم لیاقت باعث میشه نتونم این نیزو رو با خودم و درون خودم باور کنم و بهش متکی باشم و در نتیجه این نوع تفکر که از باورها عدم لیاقت میاد باعث میشه به جای اینکه نگاهم به درون باشه،، همش چشم انتظار عوامل بیزونی باشم !!!
بذار ساده تر حرف بزنم :
چقدر همش به ما میگفتن برید رای بدید تا شاید فلان ادم براتون کاری بکنه !!!
چقدر به ما گفتن اگر شناسنامت مهر انتخاباتی نداشته باشه جایی کار بهت نمیدن (( نمیخوام بگم انتخابات بده و یا رای دادن بده ها ،، میخوام اینو بگم با چه تفکری داریم میریم رای میدیم ؟؟ اغلب ادم ها با این تفکر پای صندوق میرن و رای میدن تا شاید فلانی بزاشون کاری انجام بده !! ))
چقدر توی مغز ما کردن مملکت پارتی بازیه و بدون پارتی نمیشه به جایی رسید !!
و این ها احساس لیاقت رو از ما گرفته و اجاژه نمیده وصل بشیم به درون خودمون !! و حتی بدتر اینکه باعث شده باور داشته باشیم که رها شده هستیم و نیزوی هدایتگری وجود ندارد !!
پس هر چقدر که میتونم به این نگاه نزدیکتر و نزدیکتر بشم که مسئول زندگی خودم،، تنها خودم هستم. یعنی من حتی مسئولیت زندگی خودم رو به گردن خدا هم نباید بندازم !!! که عااااای خدااایااااا تو این بلا رو سر من اوردیااا !!!!
خدا وجود دارد ولی به اون شکلی که من باور کردم وجود ندارد !!! اون شکلی که من خدا رو باور کردم این بوده که خدا یک موجود و یک انسان و یک مادر دلسوز و فداکاره که همش به من عشق میده و عشق میده و خدا فقط عشق مطلقه !!!
نه این درست نیست… خدا وجود دارد ولی یه صورت یک انرژی قانونمند وجود دارد.. خدا یک انرژیه که قوانین خودش رو داره… مثل الکتریسیته که قوانین خودش رو داره… مثل مکانیک که قوانین خودش رو داره .. مثل جاذبه که قوانین خودش رو داره … مثل شیمی و ریاضیات و فیزیک که قوانین خودشون رو دارن ووووو …. شاید اصلا مشکل ازونجایی شزوع میشه که ما تعریفمون از قانون اشتباهه و اصلا نمیدونیم کلمه ی قانون چی هست ؟؟ و به خاطر همینه که خیلی ها توی این مملکت قوانین رو رعایت نمیکنند !! چون از بیس با کلمه ی قانون مشکل دارن و نمیدونن قانون چی هست ؟؟
و حالا در اسکیل بزرگتر شاید اصلا هنوز نمیدونیم قانون خداوند چی هست ؟؟!!
خدا وجود دارد و یکسزی قوانین وضع کرده است.. ولی خدا به صورت یک انسان قانونمند وجود ندارد.بلکه به صوزت یک انرژی قانونمند وجود دارد !!
مثلا قانون الکتریسیته میگه اگر دست به برق بزنی برق میگیرتت .
مثلا قانون جاذبه میگه اگر از ارتفاع خودت رو پرت کنی میوفتی زمین و احتمالا خواهی مرد !!! که بستگی به ارتفاع داره زنده موندنت !!
قانون خدا میگه اگر در احساس بد بمانی و نتونی ذهنت رو کنترل کنی قطعا اتفاقات بد رو تجربه میکنی و اکر به زیبایی ها توجه کنی قطعا به سمت زیبایی ها هدایت میشی !!!
ولی چرا این قانون ساده رو باوز نمیکنم ؟؟!! چون ذهنم زو پیچ و تاب خارهای درخت باور عدم لیاقت بسته !! و بنابزاین نمیتونم باور کنم همه چی سادس !!
چون با پیچیدگی های عوامل بیزونی که اینم ناشی از عدم لیاقته بزرگ شدیم !! و این ذهن رو این باورها بستن و ما رو از اصلمون دور کردن !!!
این از رد پای من از گام اول .. خدایا کمکم کن گام ها رو تا انتها بردارم.
خدایا هرآنچه که دارم ازآن توست وتو مالک وصاحب اختیار من هستی.. خداروهزاران بار شکر که همیشه دارم اینو یادآوری میکنم به خودم که خدایا هرآنچه که دارم ازآن توست وتو مالک وصاحب اختیار من هستی…
سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی نازنین عاشقتونم عاشقتم استاد عاشقتم مهربان استاد توحیدی من
روزشمارتحول زندگی من فایل 74…توحید وفعال کردن قدرت خلق درونی..
خداروشکر که دراین مسیر هستم خدایا چطور میتونم سپاسگزارت باشم که یکی از بابرکت ترین دستات که استاد عزیزم هست وسرراه من قرار دادی..
خداوند درپاسخ.. همواره دراین مسیر بمون بنده ی من همواره توحید وبه خودت یاداوری کن همواره دراحساس خوب باش همواره درحال سپاسگزاری باش تا بتونی این لطف منو سپاسگزار باشی..
استاد عزیزم بینهایت ازت سپاسگزارم بخدا که تمام حرفاتون از خداست نه از خودتون تمام اون چیزایی که میگید چیزایی هست که به قلبتون الهام میشه وبما انتقال میدید..
اره درسته زمانی که از خدا بخای خدا خودش راه هارو برات باز میکنه زمانی که روی خدا حساب کنی زمانی که روی توانایی خودت حساب کنی واز خدا بخای خدا درهای نعمتش رو باز میکنه وتورو به هرآنچه که میخای میرسونه..
ماباید مسئولیت صددرصد زندگیمونو بپذیریم ماخالقان زندگی خودمون هستیم و وقتی از خداوند درخواست کنیم راه و برامون باز میکنه..
خداوند همواره داره به درخواست های ما پاسخ میده.. همونجوری که خداوند قلب به ما داده به ما مغز داده به ما دست داده، چشم داده گوش داده واکسیژن بینهایت داده تا نفس بکشیم وزندگی کنیم کار هم میتونه بده شغل هم میتونه بده، درآمد هم میتونه بده خونه هم میتونه بده ماشین وهمه چی همه چی میتونه بده.. مگه قلب ما مغز ما سلامتی ما این زندگی مارو مردم یا مسئولین بما دادن که ما برای بقیه کارهامون چشممون باید به مردم باشه.. درسته به قول استاد این عین شرکه.. من اینارو به خودم میگم اینارو هرروز باید یادآوری کنم چون انسان فراموش کار هست.. دلیل استاد برای اینکه میگن این فایلها باید بشه جزئی از زندگی روزمره تون باید هزاران بار فایلا رو گوش کنید دلیلش همینه که ما فراموش میکنیم.. من روی حرفم با هیچکس نیس من با خودم هستم چون تازمانی که مرتب روی خودم کار میکنم درهر لحظه دارم فایل گوش میدم حالم خیلی عالیه ونعمتهاهم تو زندگیم جاریه.. بدون اینکه بخام از کسی توقع داشته باشم اما زمانی که روی خودم کار نمیکنم وفایل گوش نمیدم همه چی خراب میشه وچون همه چی بهم میریزه من اطرافیانم رو مقصر میدونم..
پس باید مرتب تو این مسیر باشم وادامه بدم چون این مسیر، مسیر خوشبختیه، مسیر ثروته، مسیرسلامتیه، مسیرنعمتهای فراوونه، مسیرعشقه، مسیرزیباییه، مسیرشادیه،،
این مسیر مسیر الهیه مسیر بهشته…
خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
درپناه الله یکتا شادوپیروز و ثروتمند وسعادتمند دردنیاواخرت باشید
سلام و درود خداوند به استاد بزرگوارم ب شایسته یِ شایسته ام و به خانواده ی مهربان و صمیمی ام.
خداروشاکرم که مجدد بهم اذن و فرصت در کنار شما بودن و در این محیط قرار گرفتن رو داده تا باز بیام ریز بشم رو یکی از پاشنه آشیلام چرا میگم یکی چون ماشالله جدیدا هرچی فوکوس میکنم رو خودم و از یجایی ی ضعفی میزنه بیرون، حالا میام رخ عقاب میگیرم با خودم میگم ایول مهسا عجب رشدی پیشرفتی تغییراتی یهو یکی از فنرام میزنه بیرون و با قدرت میگه بشین سرجات بچه کجای کاری این هنوز اول راهه خیلی زود به خودت گفتی خب دگ تمومه، ن جانم این هنوز شروعشه…. خلاصه از حواشی بگذریم. بریم سر اصل داستان میدونی استاد من ی چیز جالبی کشف کردم وقتی فایلی از شما گوش میدم اولا ک دقیقا مشابهه و وصف حال اون شرایط و موقعیت کنونیمه و اینک مثلا تو ی فایل 40 دیقه ای ممکنه من تو 5 دیقه اول باگ خودمو شناسایی کنم تو گام اول خانه تکانی ذهن از تمام موضوعات فایل ک بگذریم هرچن همش قابل تامل و تفکر بود اما وقتی فایل رسید ب قسمت مسئولیت پذیری گفتم عاااااااااااا اینههههههه خودشههههههههههه تیکه ای ک خیلی قراره بکار من بیاد و یسری کمبود و کم و کاستی و ضعف شخصیتی در من رو جبران کنه همین مسئولیت پذیریه…. استاد من به لطف خدا و شما و خودم تا حد قابل قبولی از 100 نمره درموردسلامتی و اوضاع مالیم به خودم 50 رو میدم ولی در زمینه روابط چه کاری چه دوستانه چه خانوادگی چه زناشویی و…. و در مورد باور های توحیدی از 100 نمره به خودم نهایت 5 بدم و این دو زمینه برای من خیلی نسبت به زمینه های دیگ قابلیت کار شدن روش و تغییر باور ها و پیدا کردن ترمزا رو داره….
برسیم به نکته مهم و حائزاهمیت مسولیت پذیری علی رغم اینک سعی میکنم رو خودم کار کنم ولی همچنان با این واژه بیگانه بودم راستش
اخرین کامنت من در سایت ک دوستان اگ مطالعه کرده باشن در بخش تسلیم بودن در برابر خداوند اونجا من اشاره به ی رابط ای کردم ک دچار چلنج شدم توش…
وقتی راجب این مسولیت پذیری شنیدم دیروز
اومدم تمام ارتباطاتم از گذشته ب اکنون رو تو ذهنم مرور کردم روابطی ک خوب بوده و روابطی ک مشکل داشته یا ب مشکل خورده
فهمیدم ک این صفت یا این باور یا این اصل در زندگی من خیلی کم رنگ بوده واژه ی پر بار و سنگینه مسولیت پذیری
من بر خلاف اینک حس میکردم همیشه آدم خوبه روابط بودم ادمی ک صدشو میزاره اما کسی براش جبران نمیکنه ادمی ک به همه محبت میکن اما هچی دریافت نمیکنه ادمی ک وفاداره صادقه شوخه مهربونه توجهه میکنه فداکاری میکنه
(الان نمخام ب مسایل مربوط ب عزت نفس و احساس لیاقت و خود ارزشمندی بپردازم و کاملا ب این ضعف شخصیتی و باوری اگاهم و در تلاشم برای بهبود دادنش انشالله در موقعیت مربوط به خودش راجب این مسایل صحبت خاهم کرد)
خلاصه همیشه حس قربانی بودن حس مظلوم نمایی و حتی یسری جاها شروع ب تخریب ادما میکردم ببین فلانی چ بی شخصیته ببین فلانی چ بی فرهنگ چه بی لیاقته حیفه همه کارایی ک براشون کردم شروع میشد نجواها و خودخوری ها و….. و در 90 درصد مواقع بوممممممم رابطه از هم میپاچید یا ب نحوی دعوایی بحثی بی احترامی پیش میومد.
میدونید چرا؟ چون مهسا نمیخاست بپذیره ک عزیزم تک تک ثانیه های زندگیت رو خودت داری خلق میکنی تمام شرایط و موقعیت ها اتفاقات و انسانها نوع برخوردشون نوع رفتارشون حتی نمیخاست نوع رفتار خودشو بپذیره فکر میکرد مهسا همیشه ادم خوبس و کل ادمای این دنیا بدن انقد این موضوع خلق زندگی و خاسته ها برای من چلنج بوده و شده ک خدا عالمه گاهی میگم تقدیر چیه گاهی میگم ن دگ همینه ک هست بد یا خوب همینه توام همینی ادمام همینن اتفاقاتم همینه اما خداروشکر ی مقدار گارد خودم رو اوردم پایین و کم کم داره ب جونم میشینه کع نه خانم جان همینجوری یلخی و کشکی نمیشه گلم این جهان قانون داره
هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی
همین بود دیگ دوستان یا نه؟! خیلی حضور ذهن ندارم ولی ی چی تو همین مایه ها ک بابا همه چی ب خودت بستگی داره هر چی رخ میده خدت منبع و مرکزشی و از خودت ریشه گرفته چ مثبت چ منفی و هیچ عاملی جز خودت مسئول نیست
حتی گاهی با خودم میگفتم بابا مثلا دوستم خیلی خوب بود خیلی بمن اهمیت میداد
خانوادم ی مدت خیلی باحال بودن انرژی میدادن چرا اینا تغییرکردن یهو چرا همه چی ی شکل دیگ شد؟
اینو فک میکردما ولی دیگ ب این فک نمیکردم ک خب بابا شاید مشکل تویی شاید اخلاقته شاید رفتارته شاید باورته بشین یکم مسولیت پذیر باش همه چیو نبند به لنگ بقیه بهشون حس گناه و عذاب وجدان نده خودت با خودت زدی جاده خاکی روابطی بهم خوردی مالی بهم خوردی توحیدی بهم خوردی سلامتی بهم خوردی بعد میای میشینی داستان برای خودت میبافی ک من خوبم من اوکیم من باحالم من تلاش میکنم بقیه بدن بقیه خراب میکنن بقیه باعث این اتفاقاتن
وای استاد باورت نمیشه خجالت میکشم از گفتن این حرفا شاگرد استاد باشی و تو این مسیر باشی و اونوقت مسولیت پذیر نباشی؟
اونوقت بشینی جهان و خدا و مردم و خانواده فک فامیل و جامعه و… ببری زیر سوال
ن عزیزع من از درون خودت مشکل داری واقعا مثال کرم از خود درخته خیلی زیباستا خیلیا بد تعبیرش میکنن ولی همه ی ما یسری کرم درونمون داریم داره درخت وجودمونو میخوره باعث خشک شدن و بی ریشه شدنمون میشه باعث عدم رشد و میوه ندادنمون میشه بعد میگیم باغبون کم کاری کرد اب کم داد اب زیاد داد علف هرزارو نچید تقصیر نور خورشیده زیاد بمن تابید منو سوزوند تقصیر باده تند وزید شاخ و برگ منو شکست
حتی انقد رو متوجهه نبودم ک بابا این باد و خورشید و باغبون و مردم و فامیل و دوست اشنا دارن تضاد ایجاد میکنن ک تو مسولیت پذیر تر بشی تو مقاوم تر بشی تو تلاشتو بیشتر کنی تو خودت خالق زندگیت باشی
استاد دگ من چی بگم؟ تو چن دیقه حجت بر من تمام شد یماه بود با دوستم ک رابطمون کات شد همش خود خوری میکردم همش اونو سرزنش میکردم خودمو سرزنش میکردم دیگ قول داده بودم محبت نکنم سرد بشم یخ بشم چمدونم این چرتو پرتای شیطانی
دیروز ک فایلو گوش دادم اصا شاک شدم چنان نفوذ کرد درونم یهو جسارتی پیدا کردم شجاعتی پیدا کردم گفتم بسه خودت جذب کردی خودت خراب کردی خودت باعث شدی خودتم میتونی بسازی و درست کنی بس کن سرزنشو بس کن ملامتو بس کن احساس گناهو بس کن قربانی بودن و حس بی ارزشیو
وای استاد از دیروز ی قدرتی گرفتم ی شجاعتی گرفتم انرژیم فول شده انگار سبک شدم ی باری از دوشم برداشته شده دلم صاف شده انگار کینه ندارم انگار عاشق ادما شدم حسم خالص تر شده خلاصه ک مرسی هستی استاد مرسی ک انقد دقیق میزنی ب هدف
خداروشکر واقعا ک دوباره همزمانی ایجاد کرد دوباره سر فرصت هدایت شدم دوباره تو موقعیت خودش و مدار خودش ب خودم اومدم و اگاه شدم اصا نمیدونم دیگ چی بگم یا چجوری تشکر کنم از خداوند از استاد از شایسته جانم ازین دنیا و کائنات و قوانین بی نظیرش ازین محیط و فضای سایت ک هربار نوشتم انگار یدور خودمو زندگی کردم اون خوبی هام اون بدی هام همه چیم میاد و میریزع رو دایره و هنگام نوشتن ناظر خودم و اتفاقات زندگیم میشم
بمب انرژی شدم یعنی از شدت شعف میخاد تمام سلول هام منفجر بشه بچههاااااااا اینو از من ب یادگار داشته باید همیشه قرار نیست همه فایلای استاد براتون راهگشا باشه یا قرار نیست تمام مطلب و نکته ی فایل رو یباره و یشبه رو خودتون اجرا کنید همین نکته های کوچیک ک ممکنه از ی فایل یساعته 100 تا نکته دستگیرتون بشه با همین نکته های کوچولو و دونه دونه کم کم شخصیت جدید شکل میگیره باورای جدید شکل میگیرع مدار میرع بالا تکامل طی میشه پس خودتون رو خسته و دل زده نکنید و عجول نباشید در این راه ممنون از توجهه همگیتون
سلام مهسا، برام جالب بود جمله که گفتی ،خانوادم یه مدت باحال و بودن و.. و یکهو تغییر رفتار دادن.
من هم چند وقت قبل داشتم به این موضوع فکر میکردم که چرا محبت همسرم، و اینکه چرا یکهو دو تاییامون و مسافرت هامون ته کشید.
راستشو بخوای خودم با تجسم این موقعیت رو جذب کردم.
اما ته ذهنم میگفت که نه فقط خوبی ها رو میشه جذب کرد.
گرچه ، تو فایل های استاد ،استاد گفته بود که خدا تو قرآن گفته ما شما رو آسان میکنیم برای آسانی ها و همچنین آسان میکنبم برای سختی ها.
الان هم در حین نوشتن بهم الهام شد، که مری تو سوره حمد هم که گفته شده خدایا من را به راه مستقیم هدایت کن راه مستقیمی که….
این یعنی هر چی بخواییم خدا بهمون میده چه بدی ها رو برای زندگیمون.
چه خوبی ها رو برای زندگیمون.
الان من با این پیام شما ، به تلنگری شد که اون چیزی که ذهنم هست ریشه بگیره،
ریشه اینکه مری علاوه بر خوبی ها ، بدی ها رو هم میتونی جذب زندگیت کنی،
راستی برای من همیشه سوال بود که چرا و چگونه ما مسئول زندگیمون هستیم.
ذهنم یه دلیل منطقی میخواست تا باور کنه.
خب راستم میگه باید بهش منطق بدم تا بزنم بشینه جاش .
الان میدونی چه منطقی به ذهنم رسید این منطق که…
خدا به ما زاویه دید داده، اگر با زاویه دید بد نگاه کنیم همون میاد،
اگر با زاویه دید خوب نگاه کنیم همون میاد،
و این زاویه دید دست خودمونه که به چه جهت تنظیمش کنیم،
زاویه بد یا زاویه خوب.
پس مری جون کسی نمیتونه زاویه دید تو رو تنظیم کنه، پس خودت مسئول زندگیت هستی.
فردا وقت دکتر دارم، همسرم گفت خودت تنها اسنپ بگیر برو،
اولش گفتم یعنی تنها با اسنپ برم گفت اره ….
رفتم غم باد بگیرم و.. یکهو یاد استاد افتادم که گفت مسئولیت مسئولیت…
چیزی نگفتم اما ته دلم بود ، آخه نگاه مردم رو همه یار دارن.
تا الان حسم یه جور بود،
که همین الان موقع نوشتن خدا گفت مر بانو زاویه دید زاویه دید.
زاویه دیدم رو تغییر دادم، گفتم مری جان شما با دو تا بچه برید تو مطب بچه میشینه ؟
صدرصد بچه اون موقیت رو دوست نداره و تجربه بد برات میشه.
و این شد که آروم شدم.
و در ضمن مریم شما زمانی که تنها بودید همیشه همراه دو تایی میرفتید.
و در ضمن مقایسه ممنون، شاید شما الان اون آدم ها رد داشته باشی و همسر تو هم مثل همسر اون باهات بیاد مطب، برای تو مناسب نباشه، و دقیقا هم همینه چون کوچولو داریم.
و اینکه من همیشه وقتی خودم رو با گذشته خودم از نظر روابط عاطفی مقایسه میکنم ، یه حالی بدی بهم دست میده چون پسرفت داشتم.
و همیشه مینداختم گردن همسر که آره ایشون کم گذاشتن.
آخه این باور که چیز بد رو خودمون هم میتونیم وارد زندگی کنیم توم ریشه نداشت،
اما باور اینکه چیز خوب رو میتونیم وارد زندگیمون کنیم ریشه داست اونم ریشه محکم که کلی نتیجه عالی دارم ازش.
پس مری خودت خودتوارد زندگیت کردی.
و همانطور که جیزهای خوب وارد زندگیت کردی، انشالله که با اعراض از زندگیت حذف میشه.
راستی من همیشه فکر میکردم اگر بخوام چیزی رو در زندگیم درست کنم ، حتما باید کاری کنم ، بخصوص علیه اون.
الان همین الان متوجه شدم که تنها اعراض کافیه.
خدایا کمک کن که به اعراض بیشتر در وجودم بره.
ممنون مهسا از پیام قشنگت
سلام دردانه یِ خدا، مریم عزیزم خوشحالم برات ک در این مسیر زیبا با ما خانواده ی عباسمنشی هم گام و هم مسیر شدی و در صدد بر اومدی تا کم و کاستی ها و باگ های خودت رو شناسایی کنی بقول معروف همون ترمز ها باورها و شرک های مخفی….
بله قطعا درسته ک تمام زندگیت و شرایطتت رو خودت داری خلق میکنی حتی نوع رفتار و گفتار و کردار همسرت رو…. مریم ذهن ما آدما میتونه مثل دکمه تلوزیون آف و آن داشته باشه اما موردی ک هست اینه ذهن ما همیشه روشن و فعاله، و عمده ی فعالیتش روی نقاط منفیه تا مثبت، ببین مثلا وقتی ما تلوزیون رو روشن کردیم و در حال تماشای یک فیلم هستیم یهو یه صحنه ی ترسناک یا نامناسب وسط فیلم ظاهر میشه سریع یا رومون رو بر میگردونیم و اعراض میکنیم و میزنیم خودمونو کوچه علی چپ یا دکمه ی آف تی وی میزنیم و خاموش میشه و اون صحنه محو میشه….
وقتی شروع میکنی به مسئولیت پذیری در زندگیت در مواجهه با سختی ها نگرانی ها استرس ها یا رفتار و گفتار ناپسند و نامطلوب دیگران
مسولیت پذیری مثل دکمه ی اف تی وی عمل میکنه وقتی میپذیری و قبول میکنی ک خب اوکی همسرم قبلا خیلی باحال و کول و مهربون بوده بهم توجهه میکرده اما الان اینجوری نیست کاملا میپذیرم مسولیتش رو به عهده میگیرم ذهن نجوا گرمو خاموش میکنم میگردم دنبال اون چیزی ک باعث شده در صفحه ی تلوزیون زندگیم نا زیبایی ببینم
حالا ک فعلا تلوزیون خاموشه اما باید دنبال ریشه و علت و دلیل و ترمز مخفی بگردم تا دفعه بعد تی وی زندگیم یا ذهنم روشن شد دیگ منو نگران نکنه یا بهم تصاویر و شرایط نادلخواه و نازیبا نشون نده…..
وقتی یه تایمی همه چی گل و بلبله مثل اوایل ازدواج ولی بعد یمدت همه چی عادی و روتین یا گاهی خسته کننده و ناامید کننده میشه بخاطر عدم کنترل ذهنمونه اوایل ازدواج مدام تمرکز و توجهه ما دنبال عشق و حال و تفریح و مسافرت و گشت گذار و دور دور قربون صدقه و….. واسه همین حس و حال دو طرف مثبته و ذهن اروم و مطلوب ولی کافیه یبار ی رفتاری از طرف مقابل ببینیم یا ی حرف زشتی بزنه یا یه انتظار بیجایی داشته باشیم یا بیش از حد وابسته بشیم دمار از روزگارت در میاره این ذهن انقد نجوا میکنه انقد یه چیزیو تو ذهن بزرگ و وسواس گونه پیش میبره کلا حس و حال خوبو ازت میگیره یادت باشه نم نم رو ذهنت کار کنی و افسار ذهنت رو بدست بگیری وقتی دیدی داره اذیتت میکنه و پچ پچ میکنه و اضافه گویی سریع مسولیت بپذیر و خاموشش کن و بشین ب این فکن ک چیشد الان ب این مرحله رسیدی یا این حرفو تجربه کردی یا تو این موقعیت قرار گرفتی کم کم باورای مخفیت میاد بالا و کم کم میتونی با باورای مناسب جایگزین کنی و ذهنتو ببری سمت خوبی ها و نکات مثبت و ذهن رو روی شبکه ی دلخاه خودت تنظیم کنی تا خعلی کمتر شاهد صحنه های ترسناک و نا مناسب باشی و بشی
بسم الله بگو خداوند هدایتت میکنه️
سلااام و درود بر مهسای عزیز دوست خوب توحیدی ام
ازتون ممنونم بابت این اگاهی خوبی که برامون اینجا تزریق کردین تا امروز بیام و درسمو ازش بگیرم و حالشو ببرم متشکرم دوست خوبم بسیار زیبا بود کامتتتون خصوصا این قسمتی که کپی کردم اینجا بیارم
وای استاد باورت نمیشه خجالت میکشم از گفتن این حرفا شاگرد استاد باشی و تو این مسیر باشی و اونوقت مسولیت پذیر نباشی؟
اونوقت بشینی جهان و خدا و مردم و خانواده فک فامیل و جامعه و… ببری زیر سوال
ن عزیزع من از درون خودت مشکل داری واقعا مثال کرم از خود درخته خیلی زیباستا خیلیا بد تعبیرش میکنن ولی همه ی ما یسری کرم درونمون داریم داره درخت وجودمونو میخوره باعث خشک شدن و بی ریشه شدنمون میشه باعث عدم رشد و میوه ندادنمون میشه بعد میگیم باغبون کم کاری کرد اب کم داد اب زیاد داد علف هرزارو نچید تقصیر نور خورشیده زیاد بمن تابید منو سوزوند تقصیر باده تند وزید شاخ و برگ منو شکست
حتی انقد رو متوجهه نبودم ک بابا این باد و خورشید و باغبون و مردم و فامیل و دوست اشنا دارن تضاد ایجاد میکنن ک تو مسولیت پذیر تر بشی تو مقاوم تر بشی تو تلاشتو بیشتر کنی تو خودت خالق زندگیت باشی
واقعا لذت بردم ازاین قسمت کامنتون خیلی آگاهی نابی بهم داد که بله کرم از خود درخته نه عوامل بیرونی و اینکه باد خورشید دوستان اطرافیان هستن تضاد ایجاد میکنند تا تو رشد کنی دقیقا همینطوره این یعنی هر ناخواسته و تضاد ازین به بعد دیدم نیام اون طرف و تو ذهنم خراب نکنم یا باهاش درگیر نشم یا قضاوتش نکنم بلکه بگم خدایا شکرت که بوسیله این بنده ات داری منو رشد میدی داری ریشه ام را قوی میکنی تا به سمت آسمانت اوج بگیرم شکرررر که داری صبرم و امتحان میکنی تا بااین تضاد صبورتر بشم
دوست خوبم خواهر گلم مهسای عزیز دمتگررررم واقعا لذت بردم از این آگاهی که خیلییییی این روزها بکارم میاد متشکررررررم
شاد و موفق و پیروز باشی
بنام رب العالمین
سلام به عزیزان فرکانس بالا
گام اول خانه تکانی ذهن
این فایل و صحبت های استاد عزیزم برای منه که میخوام بهتر زندگی کنم و با قوانین خداوند بیشتر آشنا بشم خدایا شکرت که من میخواهم و تو راه درست را نشانم میدهی.
همین سیلی که استاد صحبت میکنند سیلی بود که در منطقه ی ما اتفاق افتاد و خانه و محله ی من در منطقه یی از شهر بود که آب نگرفت و کاملا از ما دور بود . اما از نزدیک دیدم که مردم درگیر احساس قربانی بودن و ناله بودند و یه سری هم درگیر کمک رسانی و بیشتر درگیر احساس دلسوزی کردن به مردم قربانی.
استاد تو یادم دادی که ما فقط مسئول زندگی خودمان هستیم و خودمان اتفاقات زندگیمان را رقم میزنیم و قدرت دادن به دیگران شرک است و اعتقادات توحیدی بسیار خوبی یادم دادی
بی مسئولیتی در زندگی خود باعث میشود که همیشه انگشت اشاره بسمت دیگران باشد و توقع از دیگران داشته باشیم و همیچوقت طعم خوشبختی واقعی را نفهمیم چون دیگران به اندازه ی کافی مارا نمیشناسند و درخواست های ما را نمی دانند که بتوانند به نحو احسن توقعات ما را بجا بیاورند پس مدام باید ناله کنیم و خود را در احساس بد قرار دهیم که از اون طرف هم اتفاقات بد برامون بیوفته .
من میخوام که روز به روز زندگیم بهتر بشه پس خوووووب فایل را گوش میکنم و باورهای درست را در خودم میسازم .
از جمله اینکه سیل برای بهبود جهان هستی اتفاق میوفته و باعث میشه تا مردم خانه های مقاومتری بسازند و در ساختمان سازی تحول و پیشرفت پیش میاد
استاد از وقتی که از شما یاد گرفتم که این خودمون هستیم که اتفاقات زندگیمان را رقم میزنیم بارها و بارها دیدم که وقتی خودم حال دلمو خوب میکنم و شادی های درونی در خودم ایجاد میکنم جهان اطرافم تغییر میکنه چه مالی چه روابط چه سلامتی همه چی را در برمیگیره و هر چقدر که پاداش های کنترل ذهنم را دریافت میکنم ، عمل به آموزش ها راحت و شیرین و لذتبخش تر میشه .
البته بر عکسش هم اتفاق افتاده زمانی که نتونستم ذهنم را کنترل کنم ، احساس بد داشتم و تجربیات بدی هم دریافت کردم و من مصممتر شدم که همیشه شکرکذار باشم حواسم به افکار غالبم باشه
داستان نمایندهی کهکیلویه و بویراحمد کلللی براش خندیم
پذیرفتن مسئولیت زندگی اولین قدم در راه توحید و موفقیت هست و من اگر میخوام شاد و موفق باشم اول خالق بودنم را باور کنم
در شهر ما خانواده ای با فامیلی محمدی هستند که قبل از انقلاب هم پول دار بودند و بعد از انقلاب هم با اینکه بهترین امول در وسط شهرشون را مصادره کردند اما باز الان بزرگترین کارخانه ها را دارند و بیشتر بچه هاشونن در ناز و نعمت در اروپا و آمریکا زندگی می کنند و من تازه میفهمم که اونها چون در مدار ثروت و احساس لیاقت بالا هستند همیشه ثروتمند هستند
من هم در خانواده ای بزرگ شدم که میگن آدم باید قانع باشه . آدم سلامتی داشته باشه فقط پول چیه .
دیدی فلانی پولدار شد چقدر متکبر شده چقدر فخر میفروشه . مگه پول علف خرسه . فلانی پولدار شد اما دیدی مریض شد دیدی زنش طلاق گرفت و خییییلی باورهای وحشتناک در مورد پول و ثروت
واااااقعا وقتی خوب فکر میکنم در اطرافیان افرادی هستند که میگن که اگر پدرم ،برادرم، مادرم و یا زنم فلان کرد و فلان شد که من به این روز افتادم و از این صحبتها که دو سال یا ده سال بعد هم میبینی همین حرفهارو تکرار میکنند.
بنام خداوندی که بسیار بخشنده و مهربان است.
سپاسگزار خداوندی هستم که بسیار مهربان است و منو میبخشدو همه چیز را هم بمن بخشیده
مالک همه چیز در دنیاست رب العالمین است و من شکرگذار و شاد از درون باشم او منو هدایت میکند به راه راست. راه کسانیکه همه ی نعمت ها را دارند سلامتی دارند مال ،پول ، درآمد و ثروت دارند خوشبختند رابطه ی عاطفی عالی دارند جایگاه عالی دارند یعنی همه ی چیزهای عالی در جهان را دارند فقط کافیه شکرکذار باشم فقط شکرکذار و احساس خوب داشتن و قدرت را فقط در دست خدا دیدن شرک نورزیدن
راه درست اینه که قدرت را به خدا بدی و لاغیر
شبکه های اجتماعی فقط تمرکز را از آدم میگیره پس بهتره تمرکز بزارم روی خودم و توحیدی تر شدن
تامااااام
سپاسگزارم خدایا که وقت برای آموزش خودم گذاشتم و تو فرصتش را دادی
من مسئول زندگی خودم هستم
تا زمانیکه خدارو دارم نگران چیزی نیستم
شکرگذاری میکنم و تمامی نعمتها را از خداوند دریافت میکنم مثل همیشه
بنام خداوند رزاق و هدایتگرم
خدایا هر آنچه ک دارم همه از آن توست
درود بر استاد عزیزم و بانو شایسته عزیز و دوستان گل
پروژه خانه تکانی ذهن، ،،،گام اول
بلاهای طبیعی وقتی بوجود میاد اکثریت جامعه آگاه نیستن شروع میکنن به ناله کردن و غر زدن و خدا رو مقصر دونستن و شروع میکنن به ناسپاسی کردن اگه بدونن ک این خرابی هایی که از طریق زلزله یا سیل یا طوفان به وجود میاد توش خیریت هست ایده های میاد ک خونه ها رو مقاومتر بسازن و جاهایی قدیمی تر و بافت فرسوده از بین میره و خانه های زیباتر و مقاومت تر ساخته میشه و این خیلی کمک میکنه
و اینو باید و 100درصد بپذیریم که من هستم که دارم اتفاقات زندگیم رو خودم خلق میکنم و هیچ عوامل بیرونی تاثیر در زندگیمون نداره وقتی باور این رو داریم ی کسی از بیرون باید بیاد مسائل زندگیم رو حل کنه کلا از بیس اشتباه هست چون از کودکی توی ذهن ما این بوده ک منجی میاد همه ما رو نجات میده با اسب سفید میاد و همیشه این باور بوده و خودمون رو مسئول اتفاقات زندگیمون نمیدونستیم و همه مقصر بودن الی خودمون و چقدر گمراه بودیم از این تفکرات پوچ که بخورد ما دادن و باور کردیم و خدا رو شکر میکنم ک از وقتی دارم کار میکنم روی خودم کمتر دیگران رو مقصر میدونم و کمتر غر میزنم دارم سعی خودم رو میکنم ک این باور رو داشته باشم ک منم ک دارم زندگیمو خلق میکنم با فرکانسهام با افکارم و باورهام و باید در عمل و رفتارم همین باشه که دنبال منجی نباشم منجی خودم هستم
وقتی خدا رو باور کنیم به عنوان قدرتمند ترین
فرمانروای دنیا اون وقته که از اون مواهبش استفاده میکنی و قتی با اصل وصل بشم و از اون کمک بخوام و بهش اعتماد کنم به همچی میرسم وقتی چنین خدایی داریم ک وعده فزونی و فراوانی میده چرا اعتماد نداریم و در عمل ی اتفاقی ک میفته به همه فکر میکنیم الا خدای خودمون از همه کمک میخوایم بعد نتیجه نمیده آخر خدا رو صدا میزنیم و بعد میبینیم چطور کمک میکنه یکی از دستانش میفرسته برای کمک ما بازم اونقدر ناسپاس هستم ک دوباره فراموش میکنم و میرم بازی بیرون و دنبال روزمرگی خدا همیشه حواسش بمن و همه ما بوده اما وقتی به ته باتلاق میرسیم صداش میزنم اما دارم تمام سعی خودم رو میکنم که فراموش نکنم چون وقتی خوشی هام زیاد میشه باید حواسم باشه ک خودش هم در اون لحظات شادی هم صداش کنم و سپاسگزارش باشم چون این کار رو میکنم خوشیهام هم زیادتر میشه فقط خودش برام کافیست همه جا هوامو داشته و کنارم بوده
اگه دارم مثل بقیه فک میکنم و رفتارم میکنم مثل همونا نتیجه میگیرم و مثل همونا باید تقلا کنم برای دویدن و ناسپاس میشم و افسرده
اگر میخوام متفاوت نتیجه بگیرم باید متفاوت فکر کنم و متفاوت عمل کنم
اغلب مواقع نقطه مقابل اکثریت جامعه تفکر درسته
همه چی خداست ،همه چی توکله همه چی توحیده
کسی ک به خداوند ایمان داشته برای مردم کاری نمیکنه راه درست و کار درست رو انجام میده
اگه توحید تو قلبتون بیشتر بیشتر بشه نحوه فکر کردنتون ،نحوه عملکردنتون تغییر میکنه
تو خدای خودت رو بشناس بقیه اش درست میشه
توحید عملی اینه ک مسولیت زندگی خودت رو بپذیری در عمل نه توی حرف زدن
مردمی ک روشون حساب میکنید با ی بشکن میارن پایین پس وقتی خدایی داریم که بی منت میبخشه بهت عزت واحترام میده و عاشقته و دوستت داره و همیشه کنارته و کارهات رو انجام میده و بهت شهرت میده بهت ثروت میده مشهورت میکنه همه چی بهت میده واقعا مث خود من باید بشینم فکر کنم چرا به چنین خدایی تکیه نمیکنیم و اعتماد نمیکنم وقتی توکل کردم و اعتماد کردم همه کارهام به آسانی انجام شد وقتی به غیر خدا حساب کردم بدجوری خورد توی دهنم ک به غیر از خدا حساب نکنم عاشقتم خدا جونم دوست دارم در عمل و رفتارم خدا گونه عمل کنم خدا جونم کمکم کن در هر لحظه بیادت باشم و صدات کنم و عادتم بشه صدا کردن تو رو در لحظه
ایاک نعبد و ایاک نستعین
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلامممم
به استاد بی نظیرم، خانم شایسته عزیز
و دوستان نازنینم
امروز 16 آذر1403 برگشتم از اول فایل های خانه تکانی ذهن رو گوش بدم و اول دفترم رو که مطالب رو نوشته بودم خوندم بعد بهم گفت فایل رو هم دوباره گوش بده.
مطالب گام اول رو که قبلا نوشته بودم رو خوندم به خودم گفتم باید امروز و فردا کل مطالب رو بخونم یهو بهم گفت نخیر هنوزم همون آدمی همه اش عجله داری بابا کجاااا صبر کن تو اول مطالب همین فایل رو بفهم بهشون فکر کن بعد برو مطلب بعدی. دیدی که هر وقت با دقت و تمرکز کار کردی چطور ذهنت بهتر منطق ها رو درک کرده و بیشتر پیشرفت کردی.
گفتم چشمممم پس شروع کردم به خوندن مطالب فایل گام اول
اولین فایل، این باور توحیدی قدرتمند رو به ما یاد میده که من مسئول زندگیم هستم یعنی من خالق و به وجود آورنده زندگی خودم هستم در پس همین کلی باور کوچولو شکل می گیره.
اینکه هیچ کس در زندگی من قدرتی نداره قدرت دست خداست
اینکه منم قدرت ندارم تو زندگی کسی تغییری ایجاد کنم.
اینکه وقتی تو خودت رو مسئول زندگی خودت بدونی دنبال حل مسائل خودت میری و اون قدرت درونیت با حل هر بار مسائلت قوی تر میشه در کنارش ایمانت قوی تر میشه، اعتماد به نفس تو رشد می کنه
ولییییی هر بار که میگی نه تقصیر فلانیه، تقصیر دولته، تقصیر این وضعیت اقتصادی هست اون توانایی و قدرتی که درون تو هست ضعیف تر میشه و تو تبدیل میشی به یه موجود ضعیف و ذلیل که زیر دست بقیه هست آیا خدا تو رو اینطوری آفریده؟ نهههه خدا این قدرت خلق رو به تو داده و از همون اول با دادن این قدرت به ما نشون داده ما ارزشمند هستیم حالا چرا من بیام بگم دلار گرون شد، تورمه تو اینجوری داری به ذهنت میگی من هیچ کاره ام من بدبختم من توانایی ندارم خب چطور میخوای به تو راهکار هدایت بشی ، ایده بده به تو بلاک کردی تو اجازه ندادی بهش اصلا اجازه نمیدی به تو راهکار بده. فکر کردی چرا تو قرآن هیچ وقت از اومدن منجی صحبت نکرده؟؟؟؟؟
چون نیازی نیست کسی از بیرون بیاد زندگی من رو تغییر بده از منظر قرآن تو باید تغییر کنی تا زندگیت تغییر کنه
(من تاریخ خوندم یادم میاد استادم میگفت هر زمان که برای مردم شرایط و اوضاع سخت میشده این باور که منجی بیاد قوی تر میشده و مردم منتظر ظهور بودن تا جایی که بعضی ها اسب جایی می بستن آماده باشه برای امام زمان، یا این که جایی این رو تکرار می کردن نادری باید یعنی شخصی مثل نادر دوباره باید بیاد و مردم ایران رو از این وضعیت نجات بده
پس این باور که ما منتظر یه کسی از بیرون هستیم تا بیاد و زندگی ما رو متحول کنه یه باور ریشه دار هست)
یاتونه همون آیه که همیشه استاد میگن:
إِنَّ الَّذینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَهُ ظالِمی أَنْفُسِهِمْ قالُوا فیمَ کُنْتُمْ قالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَهً فَتُهاجِرُوا فیها فَأُولئِکَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصیراً
همانا کسانی که فرشتگان آنها را در حالی که ستمکار نفس خویشند قبض روح می کنند ( به آنها ) گویند: در چه ( حالی از نظر دین ) بودید؟ گویند: ما در زمین مستضعف بودیم . فرشتگان گویند: آیا زمین خداوند وسیع نبود تا در آن مهاجرت کنید؟! پس آنان جایگاهشان جهنم است و آن بد جای بازگشتی است.
نگفته نه اینا گناه دارن بقیه بهشون ظلم کردن نه میگه تو خودت مقصر بودی.
الان هم قدرت رو به دولت، حکومت یا شخصی نده تو خودت مسئولی
نشینی بگی پدرم فلان کرده، تو شهر کوچکی هستم، کشورم فلانه، نه اینا بهااااانه هستن و اجازه نمیدن تو تغییر کنی تو رو همین طور متوقف می کنن و نتیجه توقف و سکون بدتر شدن اوضاع و احوال تو هست.
آیه دیگه که :
إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ
⭕مقدرات شما قبل از هر چیز، و هر کس، در دست خود شما است و هر گونه تغییر و دگرگونی در خوشبختی و بدبختی اقوام در درجه اول به خود آنها بازگشت می کند.
️شانس و طالع و اقبال و تصادف و تأثیر اوضاع فلکی و مانند اینها، هیچ کدام پایه و اساس ندارد، بلکه اساس و پایه این است که: سربلندی و سرافرازی هر ملتی و یا به عکس ذلت و زبونی او به دست خودش می باشد. حتی لطف خداوند، یا مجازات او، بی مقدمه دامان هیچ ملتی را نخواهد گرفت، بلکه این اراده و خواست ملت ها و تغییرات درونی آنهاست، که آنها را مستحق لطف یا مستوجب عذاب خدا می سازد. به تعبیر دیگر، این اصل قرآنی که یکی از مهم ترین برنامه های اجتماعی اسلام را بیان می کند به ما می گوید: هر گونه تغییرات برونی متّکی به تغییرات درونی ملت ها و اقوام است، و هر گونه پیروزی و شکستی که به قومی برسد از همین جا سرچشمه می گیرد.
این تفسیر رو هم براش نوشتن خوب بخونش.
تا تو تغییر نکنی بیرون هیچی تغییر نمی کنه
الان این تضاد بهترین فرصت برای رشد تو هست به جای ناله و شکایت ببین چکار کنی چه تغییری کنی بهتر بشی. تو هدایت میشی تو به حال خودت اینجا رها نشدی فقط اول هدایت ها کوچکه چون تو تغییرات کمه هر چه تکاملت رو بهتر طی کنی هدایت ها هم رشد می کنه و متناسب با تغییراتت اونها هم قوی تر میشه و ایمانت بیشتر میشه
الگیی از استاد بهتر که خودشون بارها توضیح دادن تو چه شرایطی بودن اگر نشسته بودن هی بهانه آورد بودن الان اینجا نبودن!!!!
به درون خودت نگاه کن ببین ایراد افکار و باورهات رو پیدا کن.
دیگه اون بهانه ها رو بذار کنار هر وقت سر و کله شون پیدا شد سریع دورشون کن چون اونها سریع افکار هم جنس خودشون رو دعوت می کنن یهو می بینی در عرض چند لحظه ناک اوت شدی حالت بد شد پس همون ثانیه اول دورشون کن و قدرت خودتت رو بیاد بیار.
خدایا ازت ممنونم، سپاسگزارم برای هدایت های نابت برای لطف و رحمتی که به ما داری
استاد عزیزم، خانم شایسته دوست داشتنی بسیار سپاسگزارم برای بارگزاری این فایل و مطالب ارزشمندتون برای صحبت های بی نظیرتون
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
نگاه ما به خداوند:
مانند یک انسان واکنش گرا است که ناراحت و عصبانی می شود و می خواهد از ما انتقام بگیرد
خداوند سیستم و انرژی است که: به افکار و باورهای ما واکنش نشان می دهد
افرادی که در مدار مناسبی باشند:
هر اتفاقی به نفع آنها خواهد شد
تضاد و بلایای طبیعی : باعث رشد پیشرفت اکتشافات ابتکارات و اختراعات خواهد شد
نگاه خود را :به تضادها تغییر دهیم
همه ی ما تنها :مسئول زندگی خودمان هستیم
هیچ عامل بیرونی :در زندگی ما تاثیر گزار نیست
زمانی که با مشکل و مسئله ای مواجهه می شویم:
به دنبال راه حل اساسی برای حل آن بوده و منتظر نباشیم عاملی از بیرون مسائل ما را حل کند:
همه ی ما توانایی خلق زندگی خود را داریم
مسئولیت 100 درصد زندگی خود را بپذیریم:
هیچ عامل بیرونی در خلق زندگی ما موثر نیست
اتفاقات یکسان نتایج متفاوت برای افراد رقم می زند:
دلیل تفاوت در نتایج :تفاوت در باورها است
زمانی که باورهای خود را تغییر می دهیم: نتایج و اتفاقات زندگی ما کاملا تغییر خواهد کرد
اگر تنها به خودمان و خداوند ایمان و باور داشته باشیم:
نتایج و اتفاقات زندگی ما به کلی دگرگون خواهد شد
حساب کردن بر روی هر عامل بیرونی: شرک محسوب می شود
یک بار برای همیشه این قانون را به یاد داشته باشیم:
ما با باورها و فرکانس های خود اتفاقات زندگی خود را رقم می زنیم:
نیاز نیست منتظر باشیم عاملی از بیرون شرایط زندگی ما را دگرگون کند
این که ما همیشه منتظر منجی برای حل مسائل هستیم:
شرک محسوب می شود ما باید مسئولیت اتفاقات زندگی و حل مسائل خود را به عهده بگیریم
هر زمان از کسی توقع داشتیم که کاری برای ما انجام دهد یا مشکلی را برایمان حل کند: در مسیر نادرست هستیم
با داشتن باورهای مناسب:
افراد شرایط ایده ها و موقعیت ها به سمت ما هدایت خواهند شد
اولین باوری که باعث موفقیت و پیشرفت ما می شود:
پذیرفتن این اصل است که ما با باورها و فرکانس های خود اتفاقات زندگیمان را رقم می زنیم و
خالق 100 درصد اتفاقات زندگی خود هستیم
زمانی که خداوند را باور کنیم:
هیچ عامل بیرونی وجود ندارد
ما و خداوند یکی هستیم خداوند همیشه همراه ما با ما در درون ما و از رگ گردن به ما نزدیکتر است
هر کجا خداوند از کلمه ی سخر استفاده کرده:
ما و خودش را یکسان می داند
ما از خداوند هستیم
تنها کافی است باورهای خدایی داشته باشیم
خداوند همواره ما را هدایت می کند: اگر از هدایت خداوند پیروی کنیم هرگز غم و ترسی نخواهیم داشت
ما هیچ گاه رها شده نیستیم
زمانی که به خداوند متصل شویم:
تمام راه حل ها به ما گفته خواهد شد
درخواست ما از خداوند همواره این باشد که :
ما را به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه گمراهان
کسی که بنده ی خداوند باشد: خداوند برای او تمام کارها را انجام خواهد داد
خداوند را به عنوان قدرتمندترین نیرو و انرژی کل جهان و رب همه ی جهانیان باور کنیم:
تا بتوانیم از انرژی او استفاده کنیم
مشکل ما این است که :
ما خداوند را باور نداریم و بنده ی عوامل و شرایط بیرونی هستیم
اگر مانند عموم جامعه فکر و باور و عمل می کنیم:
مانند آنها نتیجه می گیریم
متفاوت :فکر و عمل کنیم
ما می توانیم همه ی خواسته های خود را محقق کنیم:
اگر کسی توانسته به اهداف مورد نظر ما دست یابد ما هم می توانیم به شرط آن که مانند او فکر و عمل کنیم
افراد موفق و ثروتمند را تحسین کنیم
خوشبختی:
داشتن احساس خوب در لحظه است
هر کاری انجام می دهیم که تایید دیگران را به دست اوریم:
در مسیر نادرست هستیم
کسی که به خداوند ایمان داشته باشد:
به دنبال تایید تحسین و ثابت کردن خودش به دیگران نیست
باورهای خود را تغییر دهیم:
خداوند در زمان مناسب افراد مناسب را به سمت ما هدایت خواهد کرد
خدایا شکرت
عاشفتونیم
74مین تحول زندگی من
موضوع فایل:لایو با استاد قسمت1
باسلام و احترام خدمت شما استاد عزیز بانوشایسته و همراهان سایت استاد عباس منش
شرح حال این فایل در مورد این هست که شما تمام اتفاقات و تحولات زندگیه خودتو رقم میزنی، تمام انسانهای موفق همانند انسانهای ثروتمند با ایده های درست و باورهای سازنده خودشان را مسؤل تمام اتفاقات زندگیشان و جایگاه کنونی شان میدانند،و مسولیت کاری شان و عقب ماندگی اجتماعی و ذهنی شان را به سمت دیگران پاس نمیدهند در حقیقت بهانه نمی آورند،و برای هرچیزی تجربه کسب میکنند.
با تغییرات بسیاری از انسانها و موفقیت در مسیر زندگی،آنها را تحسین میکنن،بجای تخریب و فوکوس کردن روی کمبودها وشرک ورزیدن،تحسین میکنن،و عشق در روابط را سرلوحه پیشرفت میدانند،و تحسین کردن دیگران را دلیل رشد و ترقی و هدایت خداوند را الهاماتی غیبی واقعی تلقی میکنند،
همانطور که خداوند در قرآن میفرماید زمین وآسمان را مورد تسخیر انسان درآوردیم،یعنی شما در همه حال تحت حمایت و هدایت پروردگار هستی،قدرت در وجود انسانها با تغییرات باور مشهود میگردد چون باور سازنده دارم،و مسولیت زندگی ام را به گردن دیگران نیانداختم،خودم تصمیم میگیرم و به هدایت الله اعتماد کامل دارم حتی ملکی چیزی بخرم سریع رشد میکنه چون باورشو ساختم،به من وحی منزل میشه که بخر الان وقتشه،و میخرم اطمینان دارم رشد میکنه،
الان که این شرایط را داری اگه میخوای نتایجت متفاوت باشه باید متفاوت فکر کنی نسبت به دیگران،اگر داری مثل بقیه مردم فکر و عمل کنی مثل همونا غر بزنی نغ بزنی منفی باف باشی نتایجت هم مثل همونا درب و داغونه،پس باید کاری که اونا انجام میدن شما انجام ندی،برای رسیدن به نتایج مطلوب و عالی نباید مثل افراد نگران و پراسترس و با احساسات منفی عمل کنی،بلکه باید در نقطه مقابل این افراد قرار بگیری و احساسات عالی داشته باشی،
هر چه که داری یا نداری،اعم از خونه و ماشین و باغ و ویلا و هر چی که داری باید احساست خوب باشه،و برای رسیدن بخواسته ها باید باورشو بسازی من قبلاً ماشین نداشتم چقدر استپ گرفتم،چقدر سختی کشیدم برای رفتن به مراسم عروسی یا شمال و مشهد چقدر دردسر کشیدم تا باورش برام درست شد و احساسمو عالی کردم و خداروشکر تونستم ماشین مورد علاقمو بخرم،یا قبل از خرید خونه تو زمان مجردی چقدر این خونه اون خونه جابجا شدم اما احساسم خوب بود و کوچکترین ناراحتی بابت جابجایی نداشتم چون هرساله نسبت به سال قبل خونه م شرایطش و امکاناتش بهتر و بیشتر بود،تا خداروشکر خونه مو خریدم،
و همینطور الهاماتی دریافت کردم من به این جایگاه اعتقاد کامل دارم که خداوند منو هدایت کرد واقعاً زمینی سر راهم گذاشت نصف و حتی 1/3قیمت واقعی زمین و خریدم الان حدودا بعد1سال20برابر شده از نظر قیمتی،و من همه ی این تحولات رو مدیون پیشرفت ساختار ذهنی و هدایت پروردگار عالم و استفاده از قوانین و اصل قانون جهان هستم،
در همه حال لذت بردن برام عادت شده،با همه مهربان و بامحبت برخورد میکنم،و خدارو در همه حال ناظر اعمال خودم میدونم و سپاسگزار خالق بی همتا بخاطر این تحولات چشمگیر در زندگی هستم،هنوز باید خیلی خیلی استاد و امثال استاد و ثروتمندان افراد موفق رو تحسین کنم تا براحتی در مدار وفرکانس شون قرار بگیرم،
سپاسگزار خداوند بابت دریافت آگاهی ها و فراوانی ها و نعمات گسترده الهی،و تشکر از استاد عزیز و همسر مهربانش.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته همیشه مهربون و دوستان پر انرژی
خیلی وقت بود کامنت نذاشته بودم و بیشتر مطالعه میکردم نظرات بچه ها رو.
ولی با هدایت بسیار روشن خداوند در قلب خانم شایسته و هدایت در این مسیر شگفت انگیز برای ما، بسیار بسیار ترغیب شدم که نظر بذارم و توجه و تمرکزم رو بیشتر معطوف کن به مسیر و هدایت روشن.
منجی
در خیلی از ادیان صحبت های زیادی شده ولی در اسلام مخصوصا در قران به صورت مستقیم چیزی گفته نشده.
و فقط برداشت های متفاوت بوده از یک سری آیاتی که فقط میشود برداشت کرد نه اینکه دقیقا اعلام کنه.
یه سری ها هم میگن باید قران در کنار ائمه قرار داد و هر چه آنها میگن غیر از قرآن نیست ولی خب 1400 سال که گذشته و میتونه روایت ها به کلی تغییر کنه و احتمال خیلی زیاد اکثرشون جعلی هستن، چرا حضرت علی در نهج البلاغه در موردش عنوان نکرده؟؟؟
و اما منجی
چیزی که من در خودم دیدم و در اطرافیانم میبینم که الان به اطرافیان افراد دیگه کار ندارم و فقط میخوام ذهن خودم رو بگم.
من خودم همیشه حس اینو دارم که روی یکی حساب باز کنم.
مثلا روی استاد عباسمنش حساب باز کنم که میتونم باهاش زندگیم رو تغییر بدم
روی فلان نفر حساب کنم که توی کاری تخصصی م پیشرفت کنم
روی فلان دوره های اموزشی حساب کنم که بتونم یه مهارتی رو یاد بگیرم
روی خونه ایی که هستم حساب کنم که همیشه پناهگاه من خواهد بود.
روی مهارت رانندگی م حساب باز کنم که میتونم از عهده هر چالشی بربیام.
روی باهوشی خودم حساب باز کنم که فکر میکنم با یادگیری مهارت های حل چالش میتونم از پس هر چالشی بربیام.
روی اطلاعات خودم حساب کنم که چون زیاد کتاب میخونم.
روی حافظه خودم حساب کنم که میتونم خیلی چیزهارو به یاد بسپارم و ازشون استفاده کنم.
و ……….. و………………………………………. و……………………………………………………… روی همه چیز برای هر بخش از زندگیم حساب باز میکنم جز خدا
بخاطر همین هم هست که پیشرفت خاصی نمیتونم بکنم چون کلا دارم روی همه چی حساب باز میکنم جز خدا.
همیشه فکر میکردم دارم روی خدا حساب باز میکنم ولی با این فایل که ریز شدم روی زندگیم دیدم در مرحله عمل، روی همه چیز و همه کس حساب میکنم جز خدا.
و این تفاوت نتایج من با کسایی که روی خدا حساب باز میکنن.
میخوایم یه جنسی بخریم، روی یه سایت بی جان مثل دیجی کالا حساب باز میکنیم که تخفیف بهمون بده یا شرایطی رو فراهم کنه که مثلا توی ذهنمون سود کردیم که پول کمتری دادیم.
یا وقتی یه کسی لطف و محبتی میکنه، مخصوصا مالی چقدرررررررررررررر بزرگ میشه توی ذهنمون، چقدررررررررر محترم میشه، چقدررررررر عزیز میشه ….
واقعا دارم درک میکنم که توی عمق غفلت بودم و متوجه نمیشدم چونکه دائم فکر میکردم که دارم روی خدا حساب باز میکنم.
ولی قربون بخشندگی فوانین خداوند بشم که بی حساب روزی میده وگرنه حداقل ترین ش اینه که الان از شدت زهرمار بودن زندگی خودکشی کرده بودم ولی اون همیشه هست حتی اگه من نباشم با اون.
بـه غفلـت رفـت عمـر نـازنینم / هـوای نفس، گشتـه هـمنشینم
چرا غافل شدی در این زمانه؟ / ز ذکر و حمد و تسبیح شبانه
غفلت روزگار در کارم کرد / اینهمه رسوایی در سرم کرد
عمری پی سر مستی و غفلت بودیم / شکرگذار ایزدان به عادت بودیم
پس تو خدا یار دیرین جهان / بشکاف این پرده ی غفلت از سرمان
چند وقتی بود که به این درک رسیده بودم که غافل شدم از جانم و خدایم. چند روزی دقیقا قبل از شروع این مسیر و این فایل.
چرا همه رو بزرگ میکنیم جز خدا؟؟؟؟
شاید چون نمیبینیم یا مثلا چون لمس نمیکینم؟؟؟
ولی با خودمون نباید بگیم پس چطور داره اجزا بدنم کار میکنن؟؟؟ چطور نیروی گرانش داره کار میکنه؟؟؟ چجوری قلب داره پمپاژ میکنه؟؟؟ چطوری اکسیژن بینهایت رایگان در اختیارمون که نمیریم در صورتی که برای لحظه ایی نباشه میمیریم؟؟
برای همینه که قرآن تاکید داره به انسان هایی که تامل میکنن در افرینش، در هستی، در نشانه ها….
برای همینه که توی قرآن از فعل مضارع استفاده میکنه برای همه چی؛ میگه مومنین کسانی هستن که دائما به خدا توکل میکنن، آنان که به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه به آنان روزی داده ایم، انفاق می کنند.
و آنان که به آنچه به سوی تو و به آنچه پیش از تو نازل شده، مؤمن هستند و به آخرت یقین دارند.
آنانند که از سوی پروردگارشان بر هدایت اند و آنانند که رستگارند.(بقره)
و قبل از همه این آیات میگه: ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ ۛ فِیهِ ۛ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ ﴿٢﴾
در این کتاب هیچ شکی نیست؛ سراسرش برای متقین هدایت است. (2)
حالا نکته مهم اینجاست. #متقین#
(این مفهوم زیر از صفحه ایی کپی کردم)
تفاوت تقوا و ورع: تقوا از ریشه “وقی” به معنای پرهیز و حفاظت شدید است.
انسان متقی کسی است که از گناه بپرهیزد،
ورع از تقوا هم بالاتر است زیرا در ورع انسان نه تنها باید از گناهان اجتناب کند، بلکه از شبهات و حتی گاهی از کارهای حلال و مباحی که ممکن است مقدمه ای شود برای داخل شدن به گناه، نیز دوری کند.
استاد همیشه میگن که تفاوت ما با پیامبران و امامان فقط و فقط فقط در تقواست.
تقوا چیه ؟؟؟
تقوا به صورت کلی پرهیز و حفاظت شدید.
حفاظت از چی؟؟؟؟ پرهیز از چی؟؟؟
(واقعا استاد عاشقتم، که اینقدر ظریفانه این مفاهیم رو 10 تا 15 سال پیش شروع به یادگیری و درک کردی و عمل کردی و هضم کردی و باهاشون زندگی کردی و بعدش اینقدر شفاف و ساده و روان به ما انتقال دادی. واقعا ممنونم از شما و خدایی که شما و همه مون رو هدایت میکنه.)
پرهیز و حفاظت = ورودی های ذهنی
چی میشنویم ؟؟؟ چی میبینیم؟؟؟ چی گوش میدیم؟؟؟ در مورد چی حرف میزنیم؟؟؟ به چی فکر میکنیم؟؟؟ چی رو تصور میکنیم؟؟؟؟؟؟
اینا میشه هم پرهیز و هم محافظت
پرهیز کنیم از چیزایی که رنگ و بو شرک دارن و حفاظت کنیم از چیزایی که توحیدی هستن.
جلو ورودی هامون رو بگیریم و ورودی های قدرتمند بدیم.
حالا چه زمانی غفلت میاد؟؟؟؟؟
زمانی که جلو ورودی ها رو نمیگیریم آگااااااااااااااااهاااااااااااااااااااااانه
مهرداد عزیز این آگاهانه خیلی مهمه خیلیییییییییی
وقتی دائما حواسمون به ورودی ها نباشه پس تو حفاظت نمیکنی پس پرهیز نمیکنی پس انتظار رستگاری نداشته باش، تلاش کن؛ کار کن، متعهد باش، جدی باش در انجام وظیفه ت
رستگار میشی.
برای همینه باید همیشه روی خودمون کار کنیم، نه اینکه چون استاد میگه چون استاد قوانین رو درک کرده چون قران داره میگه چون قوانین حاکم بر این دنیا اینه که باید همیشه به یاد داشته باشی؛ یاداوری کنی، تکرار کنی، تا غافل نشی تا درگیر روزمره نشی
اصلااااااااا دقیقا این قضیه برمیگیرده به لیاقت…..به ارزشمندی…..
اگر خودت رو ارزشمند بدونی، لایق رستگاری بدونی، دقیقاااااااا میای تکرار میکنی، میای به یاد میاری، میای حفاظت و پرهیز میکنی….
ریشه رو دریاب…..
ته وجودمون دوست داریم به یکی به یه چیزی تکیه کنیم… ولی نمیدونیم به کی تکیه کنیم…. باید آگاهانه به چیزی تکیه کنیم که بدونیم زندگیمون برای همیشه تغییر میکنه و بهترین اتفاقات میفته…. شاید بگی چرا به خدا تکیه کنیم؟؟
خب من میگم به هرکسی دوست داری تکیه کن بالاخره یه نتیجه ایی داره، به هرکس و هرچیز تکیه کن، جواب گرفتی نوش جان ولی اگه نگرفتی بیا اینجا که عاشقانه منتظر توست….
عجیب همه چی رو ناجی میدونیم جز خدا…. همه چی….
بابا من حتی دارم الان فکر میکنم حتی حرکات بدنم رو ناجی کارای روزمره م میدونم
خدایا غفلت من رو ببخش
خیلی سخته استاد خیلییییی ولی میشه، شما توی بدترین شرایط انجام دادین و تلاش جدی و بزرگ کردین و شده پس منم انجام بدم با همون جدیت و بزرگی میشه
خیلیییییییییییی خیلیییییییی حرفها دارم، خیلی چیزا از خودم دیدم بعد از فکر کردن به این فایل و ممنونم ازتون استاد و ممتنوننمم ازتون خانم شایسته عزیز که این فایل رو قرار دادین
اگر بنده کوشش کند بندهوار / عزیزش بدارد خداوندگار
وگر کُندرای است در بندگی / ز جانداری افتد به خربندگی
قدم پیش نِه کز ملَک بگذری / که گر باز مانی ز دد کمتری
(سعدی)
چهارشنبه – 4 مهر 1403 – ساعت 2:33 بامداد
به نام ایزد یکتا
سلام
استاد اول دوست دارم از شما تشکر کنم.
شمایی که نقش بزرگی ایفا کرده و میکنین تو بهبودهای شخصیتی و رفتاریم.
اینکه کم کم فهمیدم کنترل ذهن و توجه به زیبایی چیه، از تدریسِ شماست.
اینکه کم کم فهمیدم توحید و شرک چیه، از تدریسِ شماست.
اینکه ریز ریز دارم خودمو بهتر میشناسم، از تدریس شماست.
اینکه کم کم فهمیدم نجوا و گفتگوی ذهنی چیه، از تدریسِ شماست.
اینکه کم کم فهمیدم احساس لیاقت یا عدم ارزشمندی چیه، از تدریسِ شماست.
اینکه کم کم فهمیدم روزیِ حساب و غیر حساب چیه، از تدریسِ شماست.
من خیلی مفاهیم رو با تدریسِ شما کم کم فهمیدم و درحال یادگیری هستم.
خیلی ازتون ممنونم.
هم از شما، هم مریم جان، هم اقا ابراهیم و خانم فرهادی.
من که هیچکدوم از شما عزیزان یا بچه های سایت رو ندیدم، ولی از زیباترین و بهترین ادم های زندگیم هستین چون هر کدومتون به نوعی دارین به من کمک کنین بهتر بفهمم زندگی چیه و بهبودش چطوریه.
مقدمه ام طولانی شد ولی لازم بود.
قلبم گفت و نوشتم.
سوال: من چقدر خودمو مسئول زندگیم و اتفاقاتش میدونم؟
مسئول شادی ها و خنده ها و خوشبختیم؟
مسئول غم ها و اشک ها و احساسات منفیم؟
مسئول دارایی ها یا کاستی ها و ضعف هام؟
مسئول رشد و بهبودها، خنثی بودن و شکست هام؟
مسئول وضعیتِ مالی، شغلی، تحصیلی ام؟
من چقدر بهانه میگیرم، توجیه میکنم، ماسمالی میکنم اوضاع و شرایطمو؟
چقدر قابلیتِ پذیرشِ زندگیم با همه ی ابعادش رو دارم؟
من چقدر پیگیری و رصد میکنم دلیلِ موفقیت ها و بهبودهامو، و ادامه شون میدم؟
و چقدر باری به هر جهت ادامه میدم زندگیمو؟
کجاها فهمیدم و درک کردم روشم درسته و ادامه دادم؟
و کجاها همینطوری ادامه دادم و میدم تا یه اتفاقی بیوفته یه روزی.
چقدر قایلم که خودم میسازم شرایط رو برای خودم؟
چقدر قبول دارم خودمم که خلق میکنم تو زندگی ام هر چیزی رو؟
چقدر توحید (پذیرش مسیولیت زندگیم 100 درصد- حساب کردن فقط روی خدا) رو میفهمم و درک و اجرا میکنم؟
چقدر وقتی چالش یا ناخواسته ای پیش میاد اول به خداوند اتکا میکنم؟
از خداوند هدایت میخوام و سکوتِ ذهنی میکنم با کنترل ذهن که الهامات رو دریافت کنم؟
چقدر سر و صدا میکنم، هیجانی برخورد میکنم با چالش یا ناخواسته؟
به عبارتی به قول استاد چقدر من از دیگران توقع دارم؟ وابسته شون هستم؟ بود و نبودشون روی زندگی و خوشبختیم تاثیر میذاره؟
من چقدر مستقل فکر و عمل میکنم؟
کجاها واردِ تله ی احساس قربانی بودن میشم؟
چقدر میتونم کنترل کنم خودم رو و صحبت نکنم از نازیبایی ها، کاستی ها، ناخواسته ها، قضاوت، دروغ، مقایسه و …؟
چقدر تقصیر و مسیولیت رو میندازم گردنِ بقیه، گردنِ عواملِ بیرون از خودم؟
چقدر به ترس هام باج میدم تا مسیولیت زندگی و تصمیماتم رو نپذیرم؟
چقدر چشمم به دستِ دیگرانه تا مشکلاتم رو حل کنن؟
چقدر روی عوامل بیرونی حساب میکنم؟
چقدر وابسته ام به بیرون از خودم، به هر چیزی غیر از خدا؟
طبق گفته خانم شایسته جان، برای شروع میخوام روی جلسه اول کار کنم و خودمو واکاوی کنم روی میزان مسیولیت پذیریم نسبت به شرایطم در زندگیم با همه ی بالا و پایین هاش.
دوست دارم اینجا بنویسم که بشکنم یه چیزهایی رو درونِ خودم.
میدونم خدا برام زمان و فضاشو باز میکنه.
اینبار چون درکم نسبت به این صحبتها متفاوت شده، راحت ترم که از خودم بنویسم.
از خدا هدایت خواستم و آغاز شده این مسیر.
همین سوال ها هم اومد و نوشتمشون تا به خودم پاسخ بدم.
موقع نوشتن دقیقا مثالها اومدن جلوی چشمم.
هنوز کامنتها رو نخوندم ببینم بچه ها چی نوشتن، دوست دارم از درونم پاسخ هام جوشش کنن بیرون.
تا خودمو بهتر بشناسم و برای بهبود خودم حرکت کنم.
اولین پاسخم اینه:
من روی حیطه ی مالی، شغلی مسیولیت پذیر نیستم.
شجاعتی ندارم، اگه کاری هم انجام دادم باری به هر جهت بوده نه با مسیولیت پذیری نسبت به خودم.
من قدرتی برای خدا و خودم قایل نیستم تو این زمینه، چون حرکت مستمری ندارم.
حرکت های شغلی و مالیِ من موقتیه.
چون من میترسم…
بار شکست، بار ناتوانی، بار سرزنش شدن بهم فشار میارن و مسیولیتشون رو نمیپذیرم تا برم تو دلِ ترس هام.
اینکه وجهه ام خراب نشه مهمتره تا کاوشگرانه برم تو دل ناشناخته ها و ماجراجویانه اقدام کنم.
من پشتِ ترس هام پنهان میشم.
من نقابِ ضعیف بودن میزنم گاهی.
اینکه به اندازه کافی خوب و قوی و ارزشمند نیستم، شایسته نیستم که حقوق خوب دریافت کنم، شغلِ خوب داشته باشم…
ترس شدید دارم از شروع کردن…
همین الانشم ایده ی کسب درامد و خلق ارزش از طریق تولید محصول هنری دارم ولی شل هستم در اجرا و عملیاتی کردنش.
این ایده سخت نیست.
تو خونه میتونم انجامش بدم.
با بچه داری هم سازگاره این شغلم.
وسایل کارم آسانه و قابل شارژ هست به سادگی.
حتی ارایه شو هم انجام دادم که چطور باشه…
ترمزها چین؟
سختمه برم پرزنت کنم خودمو و پیشنهاد فروش بدم.
نحوه ی تحویل محصول چطوری میشه؟
قیمت چقدر باشه؟
خب چه باورهایی کمکم میکنن؟
هدایت، پله پله گفته میشه.
میخوام فکر کنم بعد بنویسم.
این اولین تلاشم هست برای خودشناسی در دوره ی خانه تکانیِ گام به گام.
اومدم پیاده روی الان بیرون تو محوطه ی مجتمع مون.
هوا عالیه.
دارم گوش میدم و میخوام فکر کنم به خودم و حرف های استاد و سوال هام از خودم.
من درصد زیادی تو خیلی چیزها مسیولیت زندگیمو به عهده نمیگیرم!
مسیولِ مسایل مالی زندگیم با منه نه دیگران.
مسیولیتِ وزنِ فعلی و سلامتیم به عهده ی منه، نه بارداری و زایمان و شیردهی، نه ناراحتی ها و چالش هام، نه ضعف های شخصیتی ام.
سمانه جان، وقتی مسیولیت زندگی و شرایطت رو بپذیری، میتونی تغییرش بدی، بهبودش بدی.
نشانه مو دو بار دیدم: پروانه
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت.
به نام خداوندی که تمام و ثروت و نعمت و قدرت از آن اوست
سلام و احترام
گام اول/ توحید و فعال کردن قدرت خلق درونی
مسئول و ناجی زندگی خودم تنها و تنها خودم هستم و نباید چشم انتظار مسئولین و ارث و میراث و کمک والدین باشم. بلکه باید اینقدر احساس لیاقت و ارزشمندی داشته باشم تا بتونم خدا رو به عنوان تنها منبع خوشبختی و ثروت باور کنم و بر اون خدا توکل کنم و از این خدا توقع داشته باشم و توقعم رو هر چقدر که میتونم از مسئولین و پدر و مادر و ادم ها کمتر کنم و در عوض بیشتر و بیشتر از خدای خودم متوقع باشم.
خیلی این نگاه در ما القا شده که همش باید منتظر و چشم انتظار مسئولین باشیم و مسئولین وظیفه دارن یه کاری برای ما انجام بدن !!! و این نگاه غلط باعث شده خدا رو از یاد ببریم و حتی بدتر باور داشته باشیم رها شده هستیم !!
در صورتی که من رها شده نیستم و یک نیروی هدایتگری هر لحظه داره با من حرکت میکنه ولی باوری احساس عدم لیاقت باعث میشه نتونم این نیزو رو با خودم و درون خودم باور کنم و بهش متکی باشم و در نتیجه این نوع تفکر که از باورها عدم لیاقت میاد باعث میشه به جای اینکه نگاهم به درون باشه،، همش چشم انتظار عوامل بیزونی باشم !!!
بذار ساده تر حرف بزنم :
چقدر همش به ما میگفتن برید رای بدید تا شاید فلان ادم براتون کاری بکنه !!!
چقدر به ما گفتن اگر شناسنامت مهر انتخاباتی نداشته باشه جایی کار بهت نمیدن (( نمیخوام بگم انتخابات بده و یا رای دادن بده ها ،، میخوام اینو بگم با چه تفکری داریم میریم رای میدیم ؟؟ اغلب ادم ها با این تفکر پای صندوق میرن و رای میدن تا شاید فلانی بزاشون کاری انجام بده !! ))
چقدر توی مغز ما کردن مملکت پارتی بازیه و بدون پارتی نمیشه به جایی رسید !!
و این ها احساس لیاقت رو از ما گرفته و اجاژه نمیده وصل بشیم به درون خودمون !! و حتی بدتر اینکه باعث شده باور داشته باشیم که رها شده هستیم و نیزوی هدایتگری وجود ندارد !!
پس هر چقدر که میتونم به این نگاه نزدیکتر و نزدیکتر بشم که مسئول زندگی خودم،، تنها خودم هستم. یعنی من حتی مسئولیت زندگی خودم رو به گردن خدا هم نباید بندازم !!! که عااااای خدااایااااا تو این بلا رو سر من اوردیااا !!!!
خدا وجود دارد ولی به اون شکلی که من باور کردم وجود ندارد !!! اون شکلی که من خدا رو باور کردم این بوده که خدا یک موجود و یک انسان و یک مادر دلسوز و فداکاره که همش به من عشق میده و عشق میده و خدا فقط عشق مطلقه !!!
نه این درست نیست… خدا وجود دارد ولی یه صورت یک انرژی قانونمند وجود دارد.. خدا یک انرژیه که قوانین خودش رو داره… مثل الکتریسیته که قوانین خودش رو داره… مثل مکانیک که قوانین خودش رو داره .. مثل جاذبه که قوانین خودش رو داره … مثل شیمی و ریاضیات و فیزیک که قوانین خودشون رو دارن ووووو …. شاید اصلا مشکل ازونجایی شزوع میشه که ما تعریفمون از قانون اشتباهه و اصلا نمیدونیم کلمه ی قانون چی هست ؟؟ و به خاطر همینه که خیلی ها توی این مملکت قوانین رو رعایت نمیکنند !! چون از بیس با کلمه ی قانون مشکل دارن و نمیدونن قانون چی هست ؟؟
و حالا در اسکیل بزرگتر شاید اصلا هنوز نمیدونیم قانون خداوند چی هست ؟؟!!
خدا وجود دارد و یکسزی قوانین وضع کرده است.. ولی خدا به صورت یک انسان قانونمند وجود ندارد.بلکه به صوزت یک انرژی قانونمند وجود دارد !!
مثلا قانون الکتریسیته میگه اگر دست به برق بزنی برق میگیرتت .
مثلا قانون جاذبه میگه اگر از ارتفاع خودت رو پرت کنی میوفتی زمین و احتمالا خواهی مرد !!! که بستگی به ارتفاع داره زنده موندنت !!
قانون خدا میگه اگر در احساس بد بمانی و نتونی ذهنت رو کنترل کنی قطعا اتفاقات بد رو تجربه میکنی و اکر به زیبایی ها توجه کنی قطعا به سمت زیبایی ها هدایت میشی !!!
ولی چرا این قانون ساده رو باوز نمیکنم ؟؟!! چون ذهنم زو پیچ و تاب خارهای درخت باور عدم لیاقت بسته !! و بنابزاین نمیتونم باور کنم همه چی سادس !!
چون با پیچیدگی های عوامل بیزونی که اینم ناشی از عدم لیاقته بزرگ شدیم !! و این ذهن رو این باورها بستن و ما رو از اصلمون دور کردن !!!
این از رد پای من از گام اول .. خدایا کمکم کن گام ها رو تا انتها بردارم.
خدایا شکرت
خدایا هرآنچه که دارم ازآن توست وتو مالک وصاحب اختیار من هستی.. خداروهزاران بار شکر که همیشه دارم اینو یادآوری میکنم به خودم که خدایا هرآنچه که دارم ازآن توست وتو مالک وصاحب اختیار من هستی…
سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی نازنین عاشقتونم عاشقتم استاد عاشقتم مهربان استاد توحیدی من
روزشمارتحول زندگی من فایل 74…توحید وفعال کردن قدرت خلق درونی..
خداروشکر که دراین مسیر هستم خدایا چطور میتونم سپاسگزارت باشم که یکی از بابرکت ترین دستات که استاد عزیزم هست وسرراه من قرار دادی..
خداوند درپاسخ.. همواره دراین مسیر بمون بنده ی من همواره توحید وبه خودت یاداوری کن همواره دراحساس خوب باش همواره درحال سپاسگزاری باش تا بتونی این لطف منو سپاسگزار باشی..
استاد عزیزم بینهایت ازت سپاسگزارم بخدا که تمام حرفاتون از خداست نه از خودتون تمام اون چیزایی که میگید چیزایی هست که به قلبتون الهام میشه وبما انتقال میدید..
اره درسته زمانی که از خدا بخای خدا خودش راه هارو برات باز میکنه زمانی که روی خدا حساب کنی زمانی که روی توانایی خودت حساب کنی واز خدا بخای خدا درهای نعمتش رو باز میکنه وتورو به هرآنچه که میخای میرسونه..
ماباید مسئولیت صددرصد زندگیمونو بپذیریم ماخالقان زندگی خودمون هستیم و وقتی از خداوند درخواست کنیم راه و برامون باز میکنه..
خداوند همواره داره به درخواست های ما پاسخ میده.. همونجوری که خداوند قلب به ما داده به ما مغز داده به ما دست داده، چشم داده گوش داده واکسیژن بینهایت داده تا نفس بکشیم وزندگی کنیم کار هم میتونه بده شغل هم میتونه بده، درآمد هم میتونه بده خونه هم میتونه بده ماشین وهمه چی همه چی میتونه بده.. مگه قلب ما مغز ما سلامتی ما این زندگی مارو مردم یا مسئولین بما دادن که ما برای بقیه کارهامون چشممون باید به مردم باشه.. درسته به قول استاد این عین شرکه.. من اینارو به خودم میگم اینارو هرروز باید یادآوری کنم چون انسان فراموش کار هست.. دلیل استاد برای اینکه میگن این فایلها باید بشه جزئی از زندگی روزمره تون باید هزاران بار فایلا رو گوش کنید دلیلش همینه که ما فراموش میکنیم.. من روی حرفم با هیچکس نیس من با خودم هستم چون تازمانی که مرتب روی خودم کار میکنم درهر لحظه دارم فایل گوش میدم حالم خیلی عالیه ونعمتهاهم تو زندگیم جاریه.. بدون اینکه بخام از کسی توقع داشته باشم اما زمانی که روی خودم کار نمیکنم وفایل گوش نمیدم همه چی خراب میشه وچون همه چی بهم میریزه من اطرافیانم رو مقصر میدونم..
پس باید مرتب تو این مسیر باشم وادامه بدم چون این مسیر، مسیر خوشبختیه، مسیر ثروته، مسیرسلامتیه، مسیرنعمتهای فراوونه، مسیرعشقه، مسیرزیباییه، مسیرشادیه،،
این مسیر مسیر الهیه مسیر بهشته…
خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
درپناه الله یکتا شادوپیروز و ثروتمند وسعادتمند دردنیاواخرت باشید