این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/04/abasmanesh1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2019-04-06 14:20:232024-09-24 19:24:19live | “توحید” و فعال کردن قدرت خلق درونی
1956نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چه خوب که شرک هارو پیداکردین وبا باورهای توحیدی زندگی جدیدتون رو میسازید.ته این دنیا خودت میمونی و خودت اگه بودن پیشت رب العالمین اونا رو اورده بودن.اونا دستش بودن حالا که دور شدی از خودش(وبهشون دل بستی و وابسته شدی وبرات بت شدن ویادت رفت که اونا ز طرف خدا اومده بودن تا فقط حس خوب بهت بدن)اونا هم دور میشن
چه زیبا نوشتید ، به دور از انصاف بود بخونم و ازتون تشکر نکنم
ته این دنیا خودت میمونی و خودت اگه بودن پیشت رب العالمین اونا رو اورده بودن.اونا دستش بودن حالا که دور شدی از خودش(وبهشون دل بستی و وابسته شدی وبرات بت شدن ویادت رفت که اونا ز طرف خدا اومده بودن تا فقط حس خوب بهت بدن)اونا هم دور میشن
یه جایی بد جور میخوری زمین سیلی محکمی بهت زده میشه تا پاشی من خوردم اون سیلی رو کند سال پیش اونم چند بار تا به خودم بیام .
چقدر با خودم بد تا کردم و چقدر با خدای خودم دور بودم فکر کردم میشناسمش من خدا پرستم تازه اومدم اینجا دیدم هنوز روی خط صفر واستادم .پر وجودم شرک بوده و باید با پا گذاشتن تو میدان صفر. رویکرد بکنم یک ودو بکنم و هر بار قدم هامو محکم تر کنم و هر بار تند تر کنم قدم های طی شدم و .
سپاسگزارم عزیز م که با آگاهی خودت مارو هم تلنگر زدی .
استاد جانم به قول شما قسم حضرت عباس خوردن نداره، برا اینکه کسی حرفهای شمارو باور کنه، کسیکه آمادگی داشته باشه برای درک این مطالب که شما توتمام فایلهاتون فریاد میزنید، اونهارو با گوش دل می شنوه وبا قلبش دریافت میکنه ومی پذیره، خودتونم سالهاست که میدونید چیزیهایی که میگید تجربشون کردید ودارید باهاشون زندگی می کنید ونتیجشم قشنگ معلومه تو زندگیتون…
باید انقدر از خودت از فکرت از ذهنت از اصول وعقاید وباورهات خسته وعاجز شده باشی که با تمام وجودت بگی خدایی که خلقم کردی من نه میدونم نه می تونم، توکه بلدی توکه میتونی نشونم بده، بهم یاد بده، دستمو بگیر منو ببر تومسیری که آگاههانه زندگی کنم…
انوقته که مسیر نورانی میشه، مثل روز روشن میشه برات که بابا ای بی خبر از همه جا، ایکه صدای منم منمهات گوش فلک رو کر کرده بود، این توبودی که داشتی خودت رو هر روز بدبختر میکردی، بیمارتر میکردی، فقیرتر میکردی، غمگین تر میکردی…!!
چند روز فقط چند روز سکوت کن، آروم باش، برو توطبیعت، برو قدم بزن، برو با خودت خلوت کن، ببین بیرون از تو کی قدرت اینو داره که آرامشت رو بگیره وقتی تو با جهان در صلحی وبا جهان یکی شدی؟
استاد جانم از وقتی شما با زبانی شیرین وساده و رسا گفتید که ما روحهای مفردی هستیم که تنهای تنها اومدیم وتنها هم میریم از این دنیا،من کلا دیدم به خودم وجهان عوض شد خصوصا وقتی فایلهای ظلم به خود از دیدگاه قرآن رو چندبار گوش کردم، دیگه مطمعن شدم که فقط وفقط خودم هستم که به خودم بد ( ظلم) کردم وگرنه اخه کی می تونسته بهم ظلم کنه؟
کی اصلا قدرتش رو داشته؟ به قول شما حتی اگه یکی بزنه منو بکشه مگه با مردن من نابود میشم؟
من یه روح هستم توی این جسم، اگه بگم پدرو مادرم مقصربودند که خیلی سختی از سر گذروندم!! باید بدونم که از یه تایمی من انقدر بزرگ شده بودم که خودم برای خودم زندگیمو بسازم، اگه بگم اطرافیان و جامعه و …مقصر بدبختی های من بودن اخه چطور امکانش وجود میداشت وقتی من تصمیم گیرنده واجرا کننده تمام تصمیمات زندگیم خودم بودم وهستم، کسی غیر خودم رو مقصر بدونم؟
مامانم همیشه یه حرف قشنگی میزنه میگه نادونی ما آدمها تمومی نداره، تا دم مرگ!!!
واقعا راست میگه، هر بار فکر می کنیم عاقل ودانا شدیم( یکتاپرست وتوحیدی ومتوکل) باز کافیه یه اتفاقی بیفته باز می گیم خانواده، جامعه، اوضاع اقتصادی و….. ریخته بهم جطور ما بهم نریزیم؟ مگه ما تواین جامعه زندگی نمی کنیم؟( همرنگ جماعت شدن) به قول خدا که توکتابش میگه، اگر از روی رحمتمان چیزی به او ببخشیم شاد ومغرور میشود ومی گوید خدا عزیزم کرده واگر از روی حمکت(امتحان) چیزی از او بستانیم غمگین وسرخورده میشود(ناامید) ومی گوید خدا خارم کرده!!!
خلاصه که بعضی وقتها بد مرامی داریم ما آدمها، بعضی وقتها انگاری خود خواسته میخوایم دلیل موفق نشدنهامون(نادانیهامون) رو بندازیم گردن این و اون…
خدا خیرتون بده استاد جان که گفتید تلوزیون و اخبار و…بی خیال بشیم،دو ساله دری از درهای بهشت بروم باز شده، والله من اصلا میخوام از حال کل جهان، به غیر از حال خودم وخدا و رابطمون، بی خبر باشم…
چی غمی دارم وقتی همه چیز با پذیرش صد درصد مسئولیتهای زندگیم شراکتی بین من وخدا از طریق ستاره قطبی انجام میشه، فارغ از اینکه کیا پدرو مادرم هستند وکجای این دنیان، اصلا خانواده وفامیل و کل مردم دنیا، و رئیس جمهور مملکتم و اوضاع اقتصادی کشور چطوریه و قوانین کشور چیه؟
وقتی خدای من هر لحظه جاری وساری هست توی هر چیزیکه روحم حس میکنه چشمهام می بینه، گوشهام میشنوه و جسمم لمسش میکنه وادارکم درکش میکنه…
وقتی خدا همه چیز وهمه کس میشه برام…
چه تو بیابون باشم جه وسط شهر، چه تنها باشم چه توی جمع…
به همون اندازه که توقع ام وچشم امیدم به هرکه غیر خودش هست برداشته وبسته بشه …
امااا به شرط پاکی دل، به شرط صداقت، به شرط توکل برخودش وایمان به قدرتش…
با خدا نه چیزی تموم میشه، نه از بین میره، نه دیر میشه، نه زشت میشه، نه کم میشه …..
همه چیز درون منه، در قلب من واز من، ومن موقعه ای می تونم درونم رو ببینم که فروتن ومتواضع شده باشم در برابر عظمتی که تنها رب جهانیانه اماااااااا در اوج قدرت برای منی که به سمتش دست دوستی دراز کنم اندازه فهم ودرک من کوچیک میشه دستمو میگیره و منو اندازه فهم خودش ودرک عظمت وجلال وشکوه خودش بزرگ میکنه…
اینا موقعه ای اتفاق میفته که قشنگ چک ولگد روزگار و آدمهاشو خوردی دیگه جون نداری افتادی یه گوشه تک وتنها وعاجز و تسلیم..
انوقت میاد با شکوه وجلالش، بهت میگه ما تورا تنها رها نکردیم!!!!!!!
میگه بیا دوتایی انجامش بدیم ، شراکتی، تویه سهم کوچیک که خودم بهت میگم چیه وچقدره و من برای تو سهم بزرگی رو انجام میدم ….
میدونی با گفتن نمیشه که، باید به اون درجه بسی، تا بفهمی، درکش کنی ، حسش کنی…
انشالله حالا که بهمون نعمت عطاء کرده و به راه درست زندگی آورده همیشه وهر لحظه تواین مسیر هدایتمون کنه…آمین
چقدررررررر یک فایل زیبا و عالی بود چقدرررر از خدا یاد شد در این فایل
و چقدررررررر این شور اشتیاق در باره خدا از چشم های شما معلوم بود استاد من
چقدررررر خدا را باور دارین و چقدرررر خدا همه چیز میشود.
پیش از همه این حرف را بگویم که زیاد من را تحت تاثیر قرار داد
دیروز بردارم از پیش خیاط لباس های خودش را میاورد و زمانی که رفت دوکانش بسته بود ولی یکی همانجا بود و گفته بود من خانه اش دیدم بیا ببرمت خوب برادرم رفته بود دم خانه اش
زمانی که تک تک زده و او شخص بیرون شده لباس داده و پولش گرفته میدانن چی گفته
گفته : من میخواستم عروسی بروم چون پول نداشتم دلم نمیشد ولی خدای من تو را حتی پشت در خانه ام آورد
بیبیبییببیبننننن کارر خدا را بیبینن خداوند چطور برای همه خدایی میکند نه تنها برای من نه برای استاد نه برای تو برای همه ما
چون زورش میرسد چون قدرتمند ترین قدرتمندان هست چون او صاحب اختیار هست
خدایاااا شکرت واقعا اشک هایم آمد از شنیدن این حرف
که خدایاااا تو چقدرررر مهربان هستی
از زمانی که خدا را باور کردیم دلم واقعا ارامش یافته و آرزو هایم دست یافتنی شده و حس میکنم خودم را توانا حس میکنم چون خدا همرایی من هست
استاد بیبییبین این خدا کجا رساند این همه اش پیام هست باید ما از دیگران انتظاری نداشته باشیم فقط از خدا داشته باشیم چون او بی حساب میبخشد او عالی هست
استاد این فایل تان عالی بود باید چند بار بیبینم تا درک اش کنم
استاد عالی هستین تحسین تان میکنم
واقعا همه چیز به باور ها افکار خودمان بسته گی دارد
مثلا وقتی که من میخواستم به امریکا بروم زیاد تلاش کردم نشد ولی خاله ام با دخترهایش به آسانی رفتن ، خدا خواست نخیر
چون اونا باور های عالی داشتن
از یک اتفاق چرا دو نتیجه متفاوت آمد چون اتفاقات ما را باور افکار ما رقم میزند
استاد شب یکی از دختر های را دیدم که خویشاوند ما هست فعلا در امریکا هست چقدررر این دختر خانم موفق شده واقعا تحسین اش کردم چقدررر شیک زیبا شده نوش جانش
وقتی روی خودمان کار کنیم هر روز عالی میشویم
و چقدرررر در وجود من شرک هست با انتظار های که داشتم از تبریکی سالگره گرفته تا بالاترین کار ها چقدر خنده دار هست
و استاد چقدرر زیبا گفتی که مسوولین خودمان هستیم یکی از میان ما هست و چقدررر این جمله عالی بود گفتم راست میگوید
استاد من از دولت هیچ وقت توقع نداشتیم
ولی همیشه همه چیز شانسی اتفاقی سرنوشتی فکر میکدیم
پدر مادرم هم مقصر میدیدم اگر میگفتم پولدار میبودن ایرقم میشد
ولی حالا از زمین تا به آسمان تغییر کردیم
صدقه مادر پدرم شوم شکر همین رقم هستن شکر همین رقم هستم
این بزرگترین خوشبختی و نعمت من هست که خداوند برایم عطا کرده تا من عالی شوم تا من خودم زنده گیم را بسازم خودم چیز های را که میخایم خلق کنم لذت ببریم
استاد او شرایط یکسال در خیابان برای تان موهبت بوده برای من هم همین شرایط نعمت موهبت هست که خودم بسازم
و روزی جهانی شوم یک دختر موفق خودساخته
پاکیزه توحیدی دختر موفق خودساخته یک پیلوت بینالمللی یک فضانورد عالی یک میلیاردر خودساخته
اگر در این شرایط نمیبودم آیا این خواسته های من شکل میگرفت نی
من خودم را خوشبخت ترین دختررر دنیا حس میکنم با این شرایط
که بسازم که خودم خلق کنم
استاددد من زیادددد به خودم ایمان باور دارم استاد روزی من با بزرگترین نتایج با شما صحبت میکنم استاد قسم به بزرگی خداوند قسمی خودم بسازم که مثل شما بگویم هیچ شباهتی با گذشته خودم ندارم
روزی اولین خانم ثروتمند جهان شوم ایمان دارم میشوم
در بسیاری کمنت هایم این آرزویم را نوشتیم و میشود
از همین خاطر اینجا هستم
((این که چه داشته باشی، یا چه کسی باشی، یا کجا باشی، یا مشغول چه کاری باشی تو را خوشبخت یا بدبخت نمیکند. فکر تو، تو را خوشبخت یا بدبخت میکند.))
استاد دیروز از کلکین بیرون نگاه داشتم پرنده ها را که در حال پرواز بودن در حال لذت بردن
خدا را شکر که همه چیز چقدررر برایم زیبا معلوم میشود
یک پرنده را دیدم که بالای کتاره نشتسه و تماشاه دارد
با خودم گفتم پاکیزه بیبین آیا او همین حالا دیگران میبیند حسرت میخورد که چرا اونا پرواز دارند لذت میبرند یا نگران هست که جای برای او نماند
نی او آرام آرام بود چون میدانست که من هم میتوانم پرواز کنم اصلا ایمان دارد که همین کار من هست من برای پرواز کردن هست شدیم من میتوانم و از شادی و لذت بردن پرواز کردن دیگر پرنده گان ناراحت نبود و حتی به همین هم فکر نمیکرد که به من جای بماند برای پرواز یا نه
چون میدانست اسمان بی انتها هست و هر جا دلش باشد میتواند پرواز کند و لذت ببرد اسمان بی نهایت هست و هر وقت دلش خواست میتواند پرواز کند و نه منتظر کسی بود که بیاید بگوید بیا کمک ات کنم پرواز کنی یا این رقم او رقم
حالا ما این را میتوانیم با ثروت و ثروتمندان مقایسه کنیم
این زیاد زهن من را روشن کرد
چون همه ما یک پتانسیل را برای ثروتمند شدن داریم و ثروت خدا بی نهایت هست مثل اسمان
خدایا شکرت
استاد چقدرررررر خانه تان زیبا هست
چقدررر موتر هایتان زیبا هست جقدررر زیاد هست نام خدا
چقدررررر دو چرخه هایتان زیبا هست که من عاشق دو چرخه هستم چقدر جت اسکی تان زیبا هست چقدررر محله تان پاک زیبا هست
و چقدرر فراوانی هست چقدررر سرک زیبا باران زیبا و هوایی زیبا خدایا شکرت
و با دیدن این زیبایی ها چقدررر ایمانم بیشتر شد هیچ چیز ناممکن نیست من هم میتوانم خدایا شکرت
سلام از “پروژه خانه تکانی ذهن” به این فایل هدایت شدم. امیدوارم بتونم ادامه مسیر رو هم همراهتون باشم.
یکی از مفهوم هایی که توی این فایل الان توی ذهن من بولد شده اینه که ما نباید مسئولیت زندگی خودمون رو به عهده دیگران بزاریم یا دیگران رو مسئول زندگی خودمون بدونیم. هرچقد بیشتر بتونیم این طرز تفکر رو در ذهنمون ایجاد کنیم که تنها خودم هستم که مسئول زندگیم هستم و هیچ کسی به جز خداوند نمیتونه کمکم کنه، بیشتر میتونیم کنترل داشته باشیم روی زندگی خودمون. پس این باور که من مسئول زندگی خودم هستم و هیچکس به جز خداوند نمیتونه به من کمک کنه باور ارزشمندیه که باید همیشه تکرار کنم تا ملکه ذهنم بشه.
باور های دیگه در این مورد :
من توانایی اینو دارم که مسئول زندگی خودم باشم – هیچ کس به جز خودم نمیتونه بهم کمک کنه – فقط باید از خدا کمک بخوام – من میتونم برا خودم پول بسازم – هر اتفاقی توی زندگیم افتاده به واسطه اعمال خودم بوده – کسی نمیتونه به من کمک کنه که پولدار بشم و فقط خودم هستم که میتونم پولدار بشم – هیچ کس نمیتونه توی این دنیا منو به قله موفقیت برسونه من فقط باید از خدا کمک بخوام، هرروز و هرثانیه، چون فقط خداونده که منبع قدرته.
مفهوم بعدی اینه که همه چیز درونی هستش. ما با تغییر باورها و افکار غالب، باعث تغییر ذهنمون به طوری میشیم که دیگه اون آدم قبلی به حساب نمیاییم. یعنی وجه تمایز آدمها ذهنشون هست. نه هیکل، پول، قیافه، جنسیت… تنها چیزی که یه انسان رو از دیگری جدا میکنه طرز فکر و ساختار ذهنی اون شخص هستش که شخصیت و اعمال اون فرد رو به وجود میاره. پس من تصمیم میگیرم از این فرمول استفاده کنم در هرروز زندگیم و اینگونه میتونم نتایج زندگیمو تغییر بدم :
تغییر ورودیهای ذهن -> تغییر افکار -> تغییر اعمال -> تغییر نتایج -> نتایجی همجنس ورودیها
این همون فرمول معروف آقای آلبرت انیشتین هستش که : E=mc2 که یعنی انرژی به ماده و ماده میتونه به انرژی در جهان تبدیل بشه. ورودی های ذهن ما همون انرژی و فرکانس خالص هستن که وارد ذهن ما میشن و ذهن ما اون فرکانس هارو به منبع جهان هستی ارسال میکنه و جهان هستی اون فرکانس هارو به صورت ماده به زندگی ما برمیگردونه. که اون ماده میتونه هورمون دوپامین باشه، یا یه لامبورگینی اوروس، یا جفتش. یا حتی یه فکر مشابه، فرقی نمیکنه در واقع هر چیزی که در زندگیمون میبینیم رنگی از رنگهای بی نهایتِ خداوند هستش. پس باید به این فکر کنیم که ما چه رنگی رو انتخاب کردیم ؟!
حالا راهکارهای تغییر ورودیها چی هستش ؟
صحبت کردن با خداوند و شکر گذاری :
وقتی شکرگذاری میکنیم و به خداوند میگیم که چقد دوستش داریم و از نعماتی که بهمون داده خیلی خوشحالیم یعنی داریم یه ورودی خیلی مهم به ذهنمون میدیم. داریم به داشتههای خودمون نگاه میکنیم و دیگه این تفکر که من هیچ نعمتی توی زندگی ندارم آروم آروم با این ورودی از ذهن حذف میشه و مسیر فکری ما میره به سمت داشتهها. ( نیاز به تمرین روزانه داره تا ذهنمون مثل افراد موفق این ساختار نورونی شکرگذاری رو تشکیل بده )
و نکته دوم صحبت کردن با خداست که لازم نیست در موردش توضیح بدم که چقدر میتونه آروم کنه مارو ” یاد خداوند آرامشبخش دلهاست ” و چقدر میتونه باعث شفاف شدن ذهنمون بشه، یعنی قشنگ هرچی ذهنت میاد مشکل بسازه نمیتونه ! انگار با این کار یه نگهبان خیلی بزرگ و قدرتمند دم دَر ورودی های ذهنت میزاری که هرچی فکر بیخود و مشکل ذهنت بخواد تولید کنه و وارد چرخه فرکانسی بکنه رو میزنه له و لورده میکنه.
صحبت و تفکر در مورد اتفاقات و نکات مثبت:
روی این یکی خیلی استاد عباسمنش تاکید داره. خداوند شکارچی نکات مثبت بودن رو به هممون یاد داده وقتی که یه بچه بودیم. ما ذوق یه بستنی معمولی رو میکردیم. ما موقع دیدن مامانمون کلی شگفتزده میشدیم. وقتی پدرمون از سرکار برمیگشت انگار هیچ اتفاق قشنگتری نمیتونست اون موقع بیوفته. ما ذهنمون شکارچی نکات مثبت بود، از کوچکترین فرصت واسه خوشحال بودن و بازی کردن استفاده میکردیم. وقتی ذهن کودکیم رو مرور میکنم میبینم هیچ اثری از حسادت نبود، هیچ اثری از خشم دائم نبود، هیچ اثری از نگرانی نبود، هیچ اثری از غیبت کردن نبود، هیچ اثری از نشدن و نرسیدن نبود، هیچ اثری از احساس کمبود نبود، هیچ ترسی از آینده نبود و گذشته زیاد معنی نداشت برام؛ انگار آینده اینقدر برام جالب و پر از ماجرا جلوه میکرد که گذشته در مقابلش زانو میزد. شب ها به امید بازی های فردا میخوابیدیم و اصن به فکر این نبودیم که ممکنه فردایی باشه یا نباشه ! ( برامون مهم نبود فردا چی میشه ) خوده امیدواری بودیم به معنای واقعی و یه شکارچی ماهر توی نکات مثبت. پس متعهد بشیم به خودمون که برای تغییر به یه ذهنیت قدرتمند، بهش یاد بدیم روی نکات مثبت چجوری تمرکز کنه و راهش چیه اصلا ؟ باید به چه چیزهایی توجه کنه ؟ چیا نکات مثبت به حساب میاد ؟ هرروز تا کجا میشه پیش رفت و چقدر نکات مثبت میشه پیدا کرد ؟ اینا سوالاییه که باید از خودمون بپرسیم… یکی از راهکارها برای وارد کردن این ورودیهای قشنگ به ذهنمون و تربیت ذهنمون برا یه ذهن شکارچی، تکرار کردنه. اینقدر تکرار کنیم که ذهنمون یه شکارچی زبده بشه. اینقد که یکی ازمون پرسید چه مشکلی توی زندگی داری ؟ بگی : مشکل ؟؟ چی هست اصلا ؟ من که فقط دارم قشنگی میبینم، داره تمام مسائلم حل میشه، همه چی داره قشنگ پیش میره، اینهمه نعمت و ثروت ! من که مشکل نمیبینم اصلا، زشتی نمیبینم… و دقیقا همین جملههای استاد عباسمنش رو به کار ببریم : خداروشکر من هرچی تو زندگیم خواستم رو بدست آوردم . و از زندگیم بسیار راضیم و هیچ مشکلی هم ندارم. ! یعنی مشکلات و نکات منفی به عنوان یه واقعیت مجزا به طور محسوسی از ذهنمون کمرنگ بشه و ذهنمون یه واقعیت جدید واسه خودش بسازه، یه ذهن جدید = یه زندگی جدید.
تغییر محیط و اطرافیان :
ما میتونیم با تغییر خودآگاه آدم های اطرافمون یه حجم زیادی از ورودیهای نامناسب رو کنترل کنیم. درواقع میتونیم با تغییر افرادی که با اونها در ارتباط هستیم و به پشتوانه تغییر باورها، باعث بشیم که جهان افراد مناسب در زندگیمون وارد کنه. به نظر من همونجور که خود استاد عباسمنش هم گفتن زیاد پیگیر کسایی که سخته برامون حذفشون کنیم نشیم؛ اونایی که برامون راحته رو کنار بزاریم. اونایی هم که نمیتونیم حذف کنیم رو جهان خودش برامون این کارو انجام میده و با تغییر مدار ما اونا هم به طور خودکار از زندگیمون حذف میشن و افراد مناسب جایگزین خواهند شد؛ نمیخواد ما اونا رو تغییر بدیم !
حذف کردن تلویزیون، ماهواره، شبکههای اجتماعی :
در قسمت دوم فایل “چگونه در عرض یکسال درآمد خود را چندبرابر کنیم” استاد اشاره میکنن به تغییر آدمهای اطراف و همچنین حذف کردن تلویزیون و ماهواره و شبکههای اجتماعی از زندگیمون. این یه قدم بزرگ بود برام که شبکههای اجتماعی رو تا جایی که میتونم حذف کنم از زندگیم. خیلی ذهن آدم بازتر میشه و دغدغههای ذهنی کم میشه. در واقع وقتی می افته که خودمون رو مجبور کنیم بیشتر اوقات با خودمون، خدای خودمون، و صدای درونمون تنها باشیم. وقتی دیگه نخوایم به زندگی بقیه سرک بکشیم و ببینیم اونا چجوری زندگی میکنن، که فلانی چه اِستوریای گذاشته یا فلانی چی خریده با کی دوست شده و…. بسیار ذهنمون متمرکز میشه. تلویزیون و ماهواره که واقعا عمق فاجعه هستن و تازه میفهمم چقد باور مخرب وجود داره داخلشون، حتی اون محتوایی که فکر میکنیم خوبه بازم نمیتونیم مطمئن باشیم در موردش. اخبار رو هم به هیچ عنوان نباید ببینیم، اخبار سم خالص و مرکز ورود افکار بیماریزا به ذهن هست. به هیچ عنوان سمت هیچ اخباری نباید بریم اگه واقعا خواهان تغییر ورودیها هستیم.
گوش دادن مداوم به صحبت های استاد عباسمنش :
یکی از بهترین ورودیهای ذهن من اینه که صحبتهای استاد همیشه توسط یک هدست به ذهنم جاری میشه. نمیدونین چقدر حس خوبی دارم وقتی به این فکر میکنم که یه فرد موفق داره صبح تا شب باهام حرف میزنه. حس خوبی دارم وقتی دارم به صحبتهای کسی گوش میدم که از قوانین جهان خبر داره و اونا رو داره توی زندگی خودش هم به کار میبره. من متعهد شدم به خودم که به جز افراد موفق و استاد عباسمنش به صحبت و طرز فکر هیچکس گوش ندم و حتی نخوام در موردش فکر کنم. من باید ذهنم از اون افراد تاثیر بپذیره، شاید اونا انسان های خارقالعادهای نباشن، ولی هرچی هستن از من خیلی نگاهشون به زندگی قشنگتره. خیلی خوشحالم که میتونم به وسیله اینترنت به صحبت همچین افرادی گوش بدم. اصن جوری شده که انگار دارم باهاشون زندگی میکنم، شدن رفیقای من، شدن کسایی که میخوام آدمای اطرافم در آینده مثل اونا باشن. من عاشق اینم صبح تا شب به صحبتاشون گوش بدم ازشون یاد بگیرم و توی ذهنم حرفاشون، باوراشون و نوع نگاهشون به زندگی رو حک بکنم. اینا گنج واقعیه باید سپاسگزار خداوند باشیم که این افراد با شور و اشتیاق طرز فکر خودشون رو با افراد مختلف به اشتراک میزارن و ما میتونیم با تکرار افکار اون افراد مثل اونا بشیم. یعنی کنترل ذهن داشته باشیم، ثروتمند باشیم، ببخشیم، به دیگران کمک کنیم، مثبت نگر باشیم، امیداور و با ایمان. کسایی که میخوان یه قدم عملی توی این موضوع بردارن میتونن به “پروژه خانه تکانی ذهن” که مریم خانوم به تازگی در سایت راه انداخته بپیوندند.
صحبت با خودمون در مورد باورهای مختلف ( یا نوشتن ) :
و مهمترین راه تقویت باورها و ضربه آخر به ساختمان بیمار ذهنمون صحبت با خودمون و به کار بردن جملات زیبا و قوی هستش. یعنی ما باید توجه کنیم چجوری داریم با خودمون صحبت میکنیم. باید مثل استاد عباسمنش و افراد موفق با خودمون حرف بزنیم. باید از جملات اونا استفاده کنیم موقع حرف زدن با خودمون. باید از جملات درست استفاده کنیم و اون ساختار گفتاری و طرز صحبتی که عادت داشتیم با خودمون حرف بزنیم رو بشکنیم و امیدوارانهتر – مهربانتر – محترمانهتر – صمیمانهتر – روشنفکرانهتر با خودمون صحبت کنیم. ما میتونیم به صورت خودآگاه با زیر نظر گرفتن جملاتی که توی ذهنمون به کار میبریم، آرامآرام تغییرشون بدیم. هرچند با عملی کردن راهکارهای کنترل ورودی هایی که دوستان گفتن و چندتاشو هم که بالا نوشتم، حجم زیادی از گفتگوهای ذهنی تغییر میکنه. و این جملات خیلیاشون رو از بچگی به خودمون گفتیم و ممکنه برامون سخت باشه ترک کردن عادت چند ساله، اما راهیه که آخرش به زیبا شدن وجودمون میانجامه.
خیلی خیلی خوشحالم ک به تازگی به این جمع دوست داشتنی پیوستم. واقعا خدارو شکر میکنم هنوز ک اول مسیرم و تازه وارد دانشگاه شدم با این آگاهی ها آشنا شدم و دارم روی خودم کار میکنم.
من داداشم از وقتی ک حدودا 9 سالم بود با این مطالب اشنا شد ولی خوب تا الان ک 19 سالمه هیچ وقت تمرکزی روی فایلا کار نکرده بودم اما واقعا خدارو بینهایت شکر میکنم ک همین قضیه باعث شده ک الان ک دارم تمرکزی رو خودم کار میکنم خیلی مقاومت کمتری نسبت به اگاهی های این فایلا داشته باشم. واقعا خدایا 100 هزار مرتبه شکرت
واقعا نمیتونم به یاد بیارم خدا چقدر تو این سالها به من لطف داشته و منو به مسیر های عالی هدایت کرده.
مثلا زمانی ک کلاس هفتم بودم به طور خارق العاده ای در مدرسه تیزهوشان قبول شدم و تونستم 5 سال رو کنار درسخون ترین بچه های شهرمون درس بخونم و همیشه تو این محیط پر از علم و موفقیت باشم.
و اینک واقعا نمیدونم چجوری از خداوند تشکر کنم ک کنکورمو با اینک خیلی خوب درس نخونده بودم ولی منو هدایت کرد به مشهد یکی از بهترین دانشگاه های کشور و رشته علوم آزمایشگاهی ک شاید قبلا به ظاهر میگفتم این رشته رو دوست ندارم ولی الان میفهمم ک چقد عاشق این رشته ام و واقعا خدایارو بینهایت شکر میکنم ک منو در این مسیر قرار داد.
خدایا بینهایت شکرت و واقعا مارو ببخش ک انقد فراموش کاریم ک سریع نتایج قبلیمونو تا همین ک برامون عادی میشه فراموش میکنیم. خوب من از یک روز قبل از اینک بیام دانشگاه شروع کردم به تمرکزی گوش کردن فایلا. اما بعد هر چند روز ک یکم حالم خوب میشد درگیر حواشی میشدم.
اما الان واقعا خدارو شکر میکنم ک خدا منو هدایت کرد به گوش کردن فایل دستورالعمل دوره خونه تکانی ذهن با صدای دلنشین خانم شایسته عزیز ک واقعا از صحبتشون معلوم میشه ک پر از صداقته و از قلبشون میاد.
از همین امروز با تعهد تصمیم گرفتم ک هر روز یک گام برای موفقیتم و پاک شدن ذهنم از مطالب حاشیه و ورودی های نامناسب بردارم با این باور ک خداوند هرلحظه هر ثانیه مارو هدایت میکنه و بینهایت بیشتر از ما میدونه ک چ چیزی در هر لحظه برای ما بهتره فقط ما باید هر لحظه اروم باشیم و تسلیم هدایت های خدا باشیم.
بله استاد میگیم بلاهای آسمانی ،یکی از دوستان میگفت دوره ی جنگ اینقدر حالش بد بوده که میگفته خدایا گرونی باشه هر چه مشکلات در جامعه هست باشه فقط جنگ نباشه من فقط گوش دادم در ذهنم گفتم خدا گرونی باشه جنگ نباشه چرا باید اینجوری بگیم
بله کاملا درسته اکثرا خدا را یک انسان و شخصیت قوی میدانیم که هر مشکل و بلایی میتونه بر سرمون میاره و نشسته که مارا عذاب کنه
در صورتی که اتفاقات و تضادها باعث پیشرفت میشه و خداوند درون ماهست چیزی جدا از مانیست و فقط بر اساس افکار و فرکانس ما جواب میده نه اینکه انسانی باشه که بخواهد حالا ما رو عذاب بده و…
بله الان هم زیاد هستند افرادی که چشمشون به جیب باباشون هست با اینکه چند ساله ازدواج کردند
یک نفر دیگه باید زندگی من و تغییر بدهد پدر و مادر و جامعه و همیشه از بیرون انتظار داریم که زندگیمون را درست کنیم و دیگران را مقصر میدانیم مسولین و ریس جمهور و فلان و….
تغییرات زندگی صد در صد دست خودمه و من صد در صد خالق زندگی خودم هستم اگر اینو بپذیریم خیلی مسایل دیگه حل میشه عامل بیرونی وجود ندارد برای تغییر من ، همه چی در درون منه
*
بیرون زتو نیست آنچه در عالم هست *
تو همین شرایط چطوره یکسری دارند سود میبرند و یکسری ضرر ،آیا این جای فکر نداره
همین جنگ خدا رو شکر من که در این مسیر بودم و با آموزشهای این سایت آرام بودم و مثل قبل زندگی عادیم رو میگذراندم برای من خیر داشت و یکی از نزدیکان بود که چند سال بابت موضوعی با همسرم و نهایتا با من قهر کرده بود من هم گفتم هر جور راحتین، با اینکه انسان محترمی هست ولی برداشت اشتباه و….
در زمان جنگ پیام داد که معلوم نیست اوضاع چی بشه و خلاصه آشتی صورت گرفت و همسرم و من خیلی خوشحال شدیم و نعمات دیگه و دوباره رابطه برقرار شد و شادی و مهربانی
و چنین شد از زاویه دید من خیر و برکت بود بماند خیر و برکتی که من درک نکردم
سلام به استاد ومریم شایسته عزیز و دوستنان هم فرکانس
خدارو شاکرم که امروز هدایت شدم به این دوره خانه تکانی ذهن که خیلی بهش، نیاز داشتم
چندروزی شدید درگیر نجوا های ذهنی بودم وداشتم توی باطلاق فرو میرفتم وحال خوشی رو تجربه نمیکردم دیدم شخصیت من یه جوریه که عالی، پیش، میرم ومدار و فرکانسم عالی بالا میره بعد نمیدم چرا یک دفعه همه چی رو ول میکنم و دست از کار کردن روی خودم میکشم و اجازه میدم ذهنم هر بلای سرم بیاره و اخرش به درد ورنج ختم میشود و مجبور میشوم از فشار زیاد دوباره دستم روی خدا دراز کنم وهدایت بطلبم که راهی جز این ندارم چون محاله کسی تو ازادی ورهایی وارامش زندگی کرده باشه وبتونه تو درد ورنج تحمل بیاره
که نشونه ها اومد وبیام این دوره رو با توکل بر خدا شروع کنم وازش، خواستم کمکم کنه که تا اخر این دوره بهم توان و انرژی بده و خودم تعهد دادم که تا اخر برم. الهی خودت یاورم باش
من با نوشتن مخصوصا تایپ کردن خیلی مقاومت دارم وسختم میاد و یکی از دلایل همینه که استمرار ندارم ومشارکت تو کامنت ها ندارم
کلی، تجربه و دستاورد دارم اما امان از ادم بهانه جو
اما قول دادم که این بار رو تا اخرش بیام و هر روز کامنت بزارم خدایا خودت هدایتم کن
استاد تو دوره دوازده قدم مخصوصآ سه قدم اول قشنگ بهم فهموند که خودم خالق صد در صد زندگی خودم هستم وکسی مقصر نیست اگه زندگی ام به کام من شیرین نیست و خودم قدرت خلق زندگی خودم رو دارم چون من موجودی فرکانسی هستم که در هر لحظه دارم فرکانسهایی رو به حهان هستی ارسال میکنم و جهان هموراه داره به فرکانس های ارسالی من واکنش نشان میدهد پس نتیجه میگیریم خیلی ساده من خودم با افکارم و باورهام خالق صد در صد زندگی خودم هستم نه کسی دیگر نه دولت نه پدر نه مادر
کلی اگاهی، توی متن ابتدای این فایل بود که من به دلم نشست و من یاداشتش، کردم برای خودم
هرزمان از دیگران توقع داری در مسیر شرکی،، الله اکبر
چقدر این اگاهی نابه و خالصه و با تمام تجربیات زندگی خودم هم خونی داره، هرکجا از دیگران توقع وانتظار داشتم و بدتر اسرار و پافشاری کردم دقیقآ بدترین تجربیان و احساس هارو تجربه کردم یعنی یه جور هایی از خدا نخواستم شرک ورزیدم وخداوند را بی، قدرت و هیچی فرض کردم و اون ایمان و اعتماده کامل کنار رفته،
یا مثلا وقتی روی بهبود افکار درونی ات کار میکنی دنیای بیرونی خودش درست میشه،،
من این رو بارها وبارها تجربه کردم، احساسش کردم، درکش کردم اما باز هم خیلی راحت فرامشش میکنم
چه زمانهایی من نشستم با کلی مسئله تو زندگیم اما اگاهانه توجه وتمرکزم رو گذاشتم روی مثبت کردن افکار وذهنیتم واز درون حالم بهتر شده وبه قول خودمون فرکانسم بالا اومده خیلی از چالش، ها به خودی خود حل شدن ومن فقط مات موندن اخه چه جوری،،، مگه میشه، خداوند همه کار میکه برای من به شرط پاکی دل
خدایا ما را به راه راست هدایت بفرما به راه کسانی که به انها نعمت داده ای، الهی شکرت
دیشب بلوچستان مهمون یه عزیزی بودم و زود خوابم برد و اون با دوستاش تا صبح بیدار بود .
صبح که بیدار شدم متوجه شدم که بنزینم تموم شده و جایی که پارک کردم دیگه ماشین روشن نمیشه ، یکم به هم ریختم و ناراحت شدم برگشتم داخل اتاق و دراز کشیدم و گفتم حالا تا کیی این دوستمون بیدار بشه بریم با موتورش بنزین بیاریم کولر روشن کردم و دراز کشیدم داخل اتاق و یه حسی میگفت بگیر بخواب و یه حسی میگفت نخوابی امروزت بمیره گفتم خدایا چیکار کنم و زدم نشانه امروز ، گفتم حوصله ندارم الان صدا بره داخل گوشم ، ندا آمد که صفحه رو بخون .
شرک یعنی منتظر دیگران موندن . انتظار یعنی شرک . گفتم عجب . خب حالا چیکار کنم اینجا بایستی 2کیلومتر راه برم تا مغازه پیدا کنم . کولش کنم یا وایستم یه موتوری چیزی پیداکنم و باهاش بیام و ذهن میگفت بگیر بخواب . من گفتم خدایا به امید تو و رفتم بیرون اطراف خونه نگاه کردم و گفته شد که برو بالا کنار اتوبان و من رفتم و دیدم 100متر جلوتر یه مغازه هست که چند تا دبه بنزین گذاشته روی هم و رفتم سلام علیک کردم و گفت حالا که مهمونی 50 تومن کمتر ازت میگیرم . بهش گفتم ماشین پایینتر بی بنزین شده و خودش دبه رو بغل کرد و آورد تا کنار ماشین و ریخت داخل باک و تمام .
امروز اولین فایل خانه تکانی ذهن گوش دادم البته من قبلا بارها این فایل گوش داده بودم اما سعادت نداشتم کامنت بزارم اما چون کریم جان گفتن وقت بزارید کامنت بزارید برای خودم تکلیف دونستم که حتما کامنت بزارم .
توی مدتی که با آگاهی های استاد آشنا شدم این نکته رو با جان دل درک کردم که روی هیچکس به جز خودم حساب باز نکن و از بنده خدا توقعی نداشته باش اگه به خدا وصل شید خودش بنده هاشو صف میکنه تا تورو به خواستت برسونم.
توی کامنت های قبلی همش دنبال این بودم که ترمزی باعث میشه نتونم انتقالی بگیرم و مهاجرت کنم و پیدا کنم و الان به لطف الله مهربان انتقالیم درست شده به صورت دائم و دارم مهاجرت میکنم همون شهری میخواستم واقعا معجزه وار درست شد همه چی با هم درست شد خداروشکر میکنم واقعا نور پاشید به زندگیم .
توی مسیر کارم از هیچکس توقع نداشتم همش با خدا حرف میزدم خودت کمکم کن درستش کن هدایتم کن حمایتم کن و همون آدمایی که مانع من بودن شدن دست خداوند برای درست شدن کارم .خداوند بهترین بنده هاشو تو مسیرم قرار داد تا همه چی راحت برام فراهم بشه واقعا خدارو شکر میکنم استاد ازتون ممنون من با آموزش های شما خدارو شناختم و قبل از آشنایی با شما یک انسان کافر و مشرک بودم ولی الان خداروشکر خداروشکر شناختم از خدا بیشتره سعیم بر اینه که شرک نورزم و با ایمان بیشتر به سوی اهداف جدیدم حرکت کنم .
سلام خدمت استاد عزیز و ارزشمندم و همچنین خانم شایسته مهربان ک چنین تحول و کار بزرگی رو دارن انجام میدن و همچنین سلامی خدمت دوستان و همراهان پروژه عزیزم در دوره:
خانه تکانی ذهن گام ب گام
روز اول🩵️
کامنت من شامل نکته برداری از صحبتهای گرانبهای استاد ب همراه مثال های زندگی خودم هست
ندیدن خدا مانند انسان ک ویژگیهای انسانی هم داره ( خشمگین شدن ، انتقام…خدا یک سیستم و یک انرژیه و داره واکنش نشون میده ، پاسخ فرکانسهای مارو داره میده و اگ ( کسی ت فرکانس خوب باشه هر اتفاقی بیوفته ب نفعشه، اتفاقات طبیعی واسه بزرگ شدن و رشد ما هست مثل زلزله و طوفان و سیل و … باعث ساخت خانها با استحکام بیشتر و …هر مسئلهی ب ظاهر بد ک پیش اومده باعث پیشرفت جهان شده
مسئول زندگی خودمون باشیم و منتظر ارث و اینها نباشیم و خدار ، پدر و مادر و رهبر مسئول اتفاقات زندگی ما نیستن
مسئولین از بین خود ما هستن و از کرههای دیگ ک نیومدن و نباید این دید باشه ک دیگران و دولت مسئول اتفاقات زندگی ما هستن
یک آدم بیرون از ما مسئول زندگی ما نیست
راحتترین و بی مسئولانهترین حالت اینکه ما بنشینیم یکجایی بگیم بابای من باید زندگیمو درست کنه چون منو ب دنیا آوارده یا دولت باید فلان کنه چون نفت ملی دستشون هست و اینطور بهانها
تفکر ما داره زندگیمونو خلق میکنم اون آدمی ک منتظره مسائلشو کس دیگ حل کنه همیشه مشکل داره همیشه کارش گیره همیشه منتظرباید باشه اما کسی ک میگه حالا ی اتفاقی افتاده و زلزله و طوفانو نمیشه کاریش کرد و این نگاه ک یکی دیگ باید زندگی منو تغییر بده باید بندازیم دور و همیشه باید خودمون شرایط و زندگیمونو درست کنیم و تغییر بدیم و فقط خودمون قدرت و تواناییشو داریم ک زندگیمونو بسازیم
سپاسگزاری و تغییرات مثبت در افکارمون زندگی مارو تغییر میده
سوال
1. خودمون باید چیکار کنیم؟
2. خودمون باید چطوری شرایطمونو بهتر کنیم؟
3. خودمون چطوری زندگیمونو بهتر رقم بزنیم؟
بجای اینکه این سوالاتو از خودمون بپرسیم میایم میشینیم میگیم ک آقا مسئولین واسه ما چکار کردن !!؟
((در اینجا میخوام خودم جواب این سوالات رو بدم :)
ب صورت کلی جواب تمام این سوالات از یک منبع نشات میگیرد اونم فقط مسئولیت پذیری هست ک استاد ب صورت عااالی دارن در این فایل ک فقط ظاهرش رایگانه ولی سرشار از ارزشمندی هست و با محصولات برابری میکنه توضیح میدن
براساس درک تکاملی ک من درحال حاضر دارم این هست ک اول از همه باید خودمون و خواستهای خودمون رو بشناسیم ک کلا از این دنیا چی میخوایم بعد از این مرحله باید قبول کنیم ک هر اتفاقی ک داره واسمون میوفته مسئولیتش ب صورت 100٪ با خودمونه و با دیگران و دولت و … ذهنمون رو درگیر نکنیم ک جز احساس ضعف و محدودیت و ناتوانی ثمر دیگ ای نداره وقتی قبول مسئولیت کنیم با احساس بهتر و دید باز تر در مسیر علائقمون قدم میزاریم و چون از قبل با اینکه دیگران دخالتی در زندگی من ندارن حداقل تا حدی اوکی شدیم حتی هرچند کم این موضوع رو قبول کرده باشیم بازم خیلی راحتر مسائل و مشکلات سر راهمون رو حل میکنیم و از اونجایی ک احساسمون خوبه یا حداقل خیلی کمتر بد میشه ب راه حلهای بهتر برای مسائلمون هدایت میشیم . چرا؟چون در درون خودمون واسه پیدا کردن جواب جست و جو میکنیم ن اینکه چشم و هوش و حواسمون ب پدر و مادر و دولت یا هرعامل بیرونی دیگ باشه))
هروقت این نگاه اومد ک ی عامل (بیرونی) از خودمون باید تغییر کنه ک زندگیمون بهتر بشه حالا میخواد دولت باشه یا پدر مادر باشه یا هر چیز بیرون از ما باید تغییر کنه این مشکله و اگر ایرادی هست از منه، از نگاه منه ، از باورای منه مخصوصا اینکه ما منتظریم ی اتفاقی در بیرون از ما بیوفته
{{ مسئولیت 100٪ زندگیمونو ب عهده بگیریم و هر اتفاقی در زندگیمون میوفته بخاطر افکارمونو و ب هیچ تحریم زلزله ربط نداره }}
چجوریه ک ت همین تحریمها بعضی هستن ک دارن ازش سود میبرن (( من یک مثال واضح در مورد پیشرفت در دوران سختی دارم ک واقعا با چشم خودم پیشرفت این انسان رو دارم میبینم ،( رشته من طراحی دوخت هست و بهمنی ک من کلاس دهم بودم کرونا شروع شد و مدارس کم کم کاملا مجازی شدن و کسب و کارها تعطیل شد و افرادی مثل پدر بنده ک شغلشون آزاد بود باید کارگاهشون رو تعطیل میکردن ک خب همه اینا خیلی ضرر به همه میرسوند مخصوصا ک یادمه تحریم و بالا رفتن دلار هم ب موضوع کرونا ب صورت جدی اضافه شده بوده ک وقتی بابا میخواستن سفارش درست کردن در بگیرن اول زنگ میزدن قیمت فروش آهن رو مطلع میشدن بعد ب مشتری قیمت میدادن ب صورتی ک حتی ساعتی هم قیمتها تغییر میکردن
در این بین مامانم ک ایشون هم خیاطن با استادی ب نام معصومه محمدی القار آشنا شدن ( اون موقع منو مامان با استاد آشنا نبودیم و فقط در حد خواندن کتابهایم و شنیدن اتفاقی بعضی فایلهای استاد در کانالهای تلگرامی با قوانین آشنا شده بودیم ) و خلاصه مشاورشون با مامان تماس گرفتن و ما هم بعد از دیدن کارهای ایشون و اینکه چقدر اعتبار داشتن و در کارشون حرفهای بودن ( طراح سوالات آزمون فنی حرفهای ، بیشتر از صد عنوان چاپ کتاب مربوط ب خیاطی در زمینه های مختلف و کیفیت بالای آموزش و نحوه ارائه و …) خلاصه ک مامان دورهای آموزشی خیاطی و طراحی ایشون رو ب صورت کامل خریدن ک کیفیت آموزش و فیلمبرداری ایشون اینقدر خوب بود ک واقعا حتی واسه من ک تازه وارد این کار شده بودم هم آموزشها قابل درک بود ولی ایشون این ایده اینکه آموزشهاشون رو ب صورت مجازی ارائه بدن در زمان کرونا پسرشون بهشون این ایده رو دادن وگرنه قبل از اون استاد محمدی معلم هنرستان بودن با کلی شکستهایی ک با چاپ کتاباشون مواجه شده بودن چون آموزشها داشتن ب صورت مجازی میشدن و طبق گفته خودشون کرونا محبوبشون کرد ک دیگ باید ب صورت مجازی آموزش بدن و از پتانسیل و مهارت فوق العاده ای ک دارن استفاده کنند و من واقعا پیشرفت پیج اینستاگرام، سایتشون، مشاورهاشون ،کیفت محصولات و … رو دارم میبینم ایشون ب صورت مداوم دارن با آموزشها،الگوهای آماده، دورهای مختلف و … کار خیاطی رو بسیار با کیفیت تر و آسان تر میکنند ب صورتی ک الان دیگ با طراح لباسهای فرش قرمز قرارداد برگزاری دوره میبندن و اگ در آموزشی هم خودشون حرفهای نباشن مثل الگو و دوخت لباس مردانه با بهترین خیاط مردانه دوز قرار داد میبندن و دورشو ب دورهای عالی خودشون اضافه میکنند ، این خانم واقعا تحولی بزرگ در کار خیاطی دارن ایجاد میکنند ک منشا این جسارت ب وجود آمدن کرونا بود ک درون کرونا و تحریم ایشون جهشی زدن و الان هم ک پیشرفت روز افزون دارن) ( فیلم زندگی نامشون درون سایت خودشون( دوخت برتر) هست )
اگر یک اتفاق یکسان برای دوگروه آدم با دو گروه فکریه متفاوت رخ میده و نتیایج متفاوته باید فکر کنیم ب این مسئله
باید فکر کنیم ک نکنه داستان یجیز دیگس افکارو باورهامون داره نتیجه میده
همون روز اول ک افکارمونو تغییر میدیم نتایج متفاوت میشه
باور اشتباه مردم کهگیلویه بویر احمد در انتخابات نماینده مجلس : اینکه اون نماینده ماست دیگ باید همچیزو واسه ما فراهم کنه و وظیفشه و این باور ذهن فقیره ک نماینده واسه ما جای خواب درست کنه و این دوقرون دوهزارا جلوی میلیونها میلیون ثروتو میگیره
اگر ما ب خودمون ، خدای خودمون ، تواناییهای خودمون و نیروی درونی خودمون تکیه کنیم اینکه بریم تهران و جا داشته باشیم واسمون میشه جوک چون میتونیم بهترین هتلو واسه یکسال رزرو کنیم
این شرکه ک مسئولیت زندگیمونو بندازیم گردن بقیه
مردم ذهنشون فقیره ک نمیتونن مالیات بدن ک دولت هم خدمات ارائه بده و همش میگن ما نفت داریم ،نفت خیلی وقت نیست ک اومده قبلا مردم چیکار میکردند
یکبار واسه همیشه ب خودمون بگیم با کسی هم نیازی نیس ک بحث کنیم ب خودمون بگیم ک آقا این منم ک دارم زندگی خودمو خلق میکنم و اتفاقاتو رقم میزنم بنابراین لازم نیست ک منتظر پدر و ارثیه و دولت باشم چون همه اتفاقاتو خودم میتوانم رقم بزنم
فقط اگ سعی کنیم اینطوری فکر کنیم ک ایرادهارو در درون خودمون ببینم و پیداشون کنیم و تغییرشون بدیم کلی نتایج متفاوت میگیریم
نگاه کنیم و فکر کنیم ک مملکت از این رو ب این رو میشه ی تعداد کمی همیشه وضعشان خوب بوده و منتظر منجی نیستن ک مسائلشونو حل کنه
این تفکر بیماری زاست ک نمیخواد مسئولیت زندگی خودشو بپذیره و میگه ک یکنفری از بیرون باید بیاد مسائل منو حل کنه
(من این حرف رو ک در بگی شنیدم ک میگفتن وقتی تعداد آدمهای بد و فساد زیاد بشه امام زمان روز جمعه ظهور میکنند و فقط یارانشون 113 نفر هست رو کاملا یادمه ،اینم یادمه ک میگفتن من چیکار کنم ک جزو اون 113 نفر باشم تا امام زمان ب منم کمک کنند بعد باز با خودم میگفتم من ک نمیتونم اونقدر خوب باشم ک ت کل دنیا جزو اون تعداد کم باشم حتما ی تعداد دیگ هم یار دارن ک حالا یکم گناهکار تر هستند ولی بازم حتما امام زمان هواشونو داره حالا کمتر از بقیه :/ ️
چطوری میتونیم مسائلمونو حل کنیم؟ :
اگر بتونیم فکرمونو کنترل کنیم، بتونیم کار درستو انجام بدیم ، باورهای درستی داشته باشیم
همهچیز از فکر شروع میشه وقتی ک ما فکرمونو کنترل میکنیم ب صورت تکاملی ب مسیر های درستتر نسبت ب قبل هدایت میشیم
عمل کردن ب دانستها ایمانی ک عمل نیاورد حرف مفت است
اگ ما میگیم ک باید مسئولیت زندگیمونو ب عهده بگیریم و دوروز بعد رفتارم و عملم طوری باشه ک نشون بده منتظرم یکی از بیرون کار و مسئله منو حل کنه و توقع از دیگران داشته باشیم در مسیر غلط هستیم
باید باااااید بگیم هرچی ک الان ت زندگی من هست ت هر زمینه ای: روابط ،سلامتی و ثروت و … خودم ب وجود آواردم حالا هرچی ک هست چ زشت چ خوب خودم رقم زدم
استاد میتونست کلی بهونه بیاره بابت خانواده و فرهنگ و پدرو مادر و اینها ک مثلا یکسال ت خیابونا زندگی میکرده میتونسته همرو گردن بقیه بندازه ن خودشون ولی ولیییی استاد میگه همه اون اتفاقات باعث انگیزه واسه زندگی شده باعث ب وجود اومدن آتشفشانی در وجودش شده ک زندگیشو تغییر بده و کاریم ب کسی نداشته و ب کسیم نگفته و خودشو مسئول زندگیش دونسته و نشسته زندگیشو طبق میلش ساخته
ریشه غلط اینجاست ک یک کس دیگ باید کاری کنه ک من خوشبخت بشم و از زندگیم لذت ببرم و تمااااام افرادی ک چنین فکر و ویژگی دارن همشون آدمای بدبختین اما آدمای موفق اولین ویژگی ک ایجاد میکنن اینکه منم ک دارم زندگیمو خلق میکنم و مسئول 100٪ زندیگیمم و نباید گردن کارمند و شریکو اینا بندازیم (من در حال حاضر تفکری بین این درمورد دارم ک البته در مورد ازدواجی ک فعلا داره اتفاق میوفته ب مورد اول ک آدمای بدبخت هستن خیلی شبیه ترم و ان شاالله ک با پشتکار و عمل خودم خدا هم بهم کمک کنه بر اساس صحبتهای استاد عباسمنش و خانم شایسته واقعا شایسته عزیز ب مسیر صحیح تری قدم بزازم)
این حس مسئولیت پذیریو باید اینقدر با خودمون بگیم و تکرار کنیم ک ب قول قرآن هدایت بشیم و همیشه این درخواست هدایتو از خدا داشته باشیم و اگر باور داشته باشیم و عمل کنیم چشممون ب دیگران نباشه و توقع نداشته باشیم و بریم ت دل و قلب خودمون با خدای خودمون باشیم و بنده خوبی باشیم و زندگی کنیم خداوند همه کار برامون میکنه
ما چطور حاضریم کارمند شرکتای خوب مثل گوگل و اپل و شرکتای قدرتمند باشیم چرا چون وضعشون خوبه و جایگاه عالی دارن و خیالمون راحته و نگاهمون اینکه جای پر قدرت کار کنیم و درمورد شرکتا این نگاهو داریم چطوریه ک درمورد خدا این نگاهو نداریم ؟
وقتی ک خدارو باور کنیم ب عنوان پر قدرت ترین فرمانروای دنیا مالک یومدین و اینطوری فکر کنیم ک کل دنیاها دست اونه اونوقته ک از اون مواهبشم استفاده میکنیم باور کنیم ک کل دنیا و آسمون و زمین در اختیار و مسخر ما هستن یعنی نمیتونم اینو باور کنیم بعد باورمیکنیم ک بریم کارمند شرکتای قدرتمند بشیم ک امکانات بهتری نسبت ب شرکتای معمولی تر دارن
اگر ما بنده خوبی باشیم خدا خداییشو خوب بلده انجام بده مشکل اینجاست ک ما بندگی نمیکنیم و از همه توقع داریم غیر از خداوند ، ت بندگی خوبی بکن و باورت فقط توحید باشه خدا و ایاکنعبدو و ایا کنستعین تنها تورا میپرستم و تنها از ت یاری میجویمو درست کن ت وجودت ک این موضوع هم تکامل میخواد بعد همه درا واست باز میشه ک همه دنیا با هم نمیتونن واست چنین کاری بکنن
جمله طلایی
اگر داری مثل بقیه فکر میکنی و مثل بقیه عمل میکنی ب خدا مثل بقیه نتیجه میگیری
اگ جایی موجی مردم راه میاندازن ت ادامه نده چون مثل اونا نتیجه میگیری اگ نتیجه متفاوت میخوای باید هم متفاوت فکر کنی هم متفاوت رفتار کنی
اغلب مواقع نقطه مخالف تفکر بیشتر جامعه تفکر درسته (اغلب مواقع)
همچیز توحید و خدا و ایمان ب خداست و اگ کاری میکنیم و مردم خوششون بیاد از ما و مردم بگن ک آفرین ب ت ک پشت مایی و از حق ما دفاع میکنی این شرکه
اینکه استاد اینقدر کیفیت بالایی داره سایتش و نتایجش ت هر زمینهای واسه اینکه دنبال تایید مردم نبوده و کاری کرده ک خدا و قلب خودش بهش اعتقاد داشته باشه
اگ توحید ت قلبمون بیشتر و بیشتر بشه نحوه فکر کردن و عمل کردنمون و نتایجمون تغییر میکنه و همچیزمون تغییر میکنه
تمرکزمون رو بزاریم روی کار خودمون و مسیر خودمونو بریم و کاری نداشته باشیم ک بقیه چیکار میکنن و خدای خودمون رو بشناسیم و توحید عملی داشته باشیم یعنی مسئولیت زندگیمونو ب عهده بگیریم
مردمی ک مارو میارن بالا با ی بشکن مردم پرتمون میکنن پایین مردمو ول کنیم خودمون باشیمو خدای خودمون بعد خدا آدمارو میاره همه کار میکنه و ما فقط باید روی خودمون کار کنیم و نگرانی بیرونی نداشته باشیم بقیش خودش درست میشه
هدف این بخش این بود ک خدارو مقصر ندانیم و مسئولیتو گردن بقیه نندازیم و دنبال اینکه بقیه بیان زندگیمونو درست کنن نباشین هیچ نگرانش نباشیم و باید بگیم خودمون قدرت خلق زندگیمونو داریم
وقتی ما فکرمون درست باشه حتی بلایای طبیعی ب نفع ما میشه و اصلاچیزی ب نام بلا نداریم و همچیز نعمتای خداونده ولی این نعمتهارو هم فقط یسریا دریافت میکنن و آدمایی ک در مدار مناسب باشن از بلاها ایده میگیرن و جهانو رشد میدن( مثل استاد محمدی القار)
ممنونم وقت با ارزشتونم گذاشتین و کامنت منو تا انتها خوندین امیدوارم ک این نکته برداری از فایل ب همراه مثالهای زندگی خودم چراغ راه هم واسه خودم و هم واسه افرادی ک خواستارش هستند مفید واقع شده باشه و همچنین ردپایی از من در شروع این خانه تکانی
آرامشی وصف نشدنی در همه زمینهای زندگی واسه هممون آرزو میکنم
سلام به همه اهالی سایت
و استاد خوبم
فقط اومدم چند کلامی به خودم و بقیه یاد اوری کنم و بروم همین
استاد این فایل نجات من بود
فایل لایو شما
اسمش گذاشتم فایل نجات
نجات پیدا کردم
پیدا کردم زندگیمو
سر خط پیدا کردم داشتم منحرف میشدم از اتوبان
توی خواب بودم و چشمام روی هم بود یه چیطی میگفت بیدار شو ولی میگفتم باشه بزار چشمام٫ یکم بره رو هم من بیدارم ، خیالت راحت
استاد بیدار نبودم
خدام پیدا کردم
زندگیمو
داشتم منحرف میشدم از بزرگراه خدا با کشیده که نمیتونم بگم کوچک میتونم بگم در حد متوسط بیدارم کرد
نمیدونید روزم به شبم دوخته شده از موقعی که این فایل دیدم
اومدم اینجا که بنویسم و فردا روزی که برگشتم به گذشتم نگاه کنم یاد بیاد کی نجاتم داد
کی دستم گرفت
کی دوباره زندگیم بخشید بهم
نمیدونم چی بگم
با این فایل من بیدار شدم میتومم جلوی اتفاقات درد داری که اگر بیدار نمیشدم یا دیر بیدار میشدم٫ بگیرم
حالم بد جور میگرفت
نمیتونم تصورش کنم
فکر میکنم حس جهنم و خودکشی بهم دس میداد
اشک میرختم میگفتم خدایا شکرت
قرار بود برم توی چه جهنمی تو نجاتم دادی
اخه یادم رفته بود من همون مریم چند ماه پیشم که جلوی همه به خصوص می ایستادم و حرف خودم میزدم
یادم رفته بود که چقد تلاش میکردم
خدا رو باور کنم
یادم رفته بود به همین سادگی
هزاران بهونه می اوردم برای تغییر خودم
من استارت این روش زندگی زدم
من انصراف دادم از دانشگا و کنکور که
مسئولیت زندگیم با خودمِ
چون توی رابطه هستم
این حرکت نکردنام هم تأثیر گذاشته توی رابطم
توی این بین فشار وابستگی که توی زندگیم به طرف مقابلم داشتم
داشت خفم میکرد
اخه خدارو فراموش کرده بودم
رب العالمین
فرمانروایای کل جهان
منبع ارامش و عشق و ثروت و سلامتیم رو
منبع خیر و خوبی
وقتی که حرکت نمیکنی
و خدارو فراموش میکنی
و فقط بهونه میاری و خودت گول میزنی
جهنم واقعا پاداششِ
من یه خورده ضربه خوردم که بیدر شم
یه کشیده متوسط میتونم،بگم
ولی همین یه ضربه کلی درد داشت واسم
که گفتم دیگه روی هیچ کس و هیچ چیز حساب نمیکنم
روی پدر و مادر و خواهر و فامیل و همسر و دوست و ٫٫٫ حساب نمیکنم
چه باشن توی زندگیم چه برن
واقعا دیگه مهم نیست
مهم نیست برام
حاضر نیستم این شدت درد بخاطر دیگران تحمل کنم
من مسئولیت زندگی خودم قبول نکرده بودم
و نتیجه ش دیدم
و خداروشکر میکنم خداروشکر٫ که اون اتفاقات درد اور قرار نیست بیوفته
چون من خدارو پیدا کردم و دیگه نمیخوایم ولش کنم
اصلا مهم نیست برام
دیگه مهم نیست
استاد این فایل دقیقا ذره به ذرش ثانیه به ثانیه ش با من بود
برا همین اسمش گذاشتم فایل نجات
واقعااا هنوووز مونده هنوز مونده من هنوز کوچکم
باید بزرگ بشم
خدارو باور کنم
شرک خفت میاره خواری میاره زشتی میاره بدی میاره تنفر میاره
ازتون خواهش میکنم دنبال شرک نرید
توحیدی باشین
بهونه نیارین
من با این بهونه ها داشتم جهنم درست میکردم
داشتم خودم توی چهار دیواری اتاقم زندانی میکردم
خیلی بده
به جایی میرسی که میگی حالت از خودت بهم میخوره
این بدترین چیزههههه
استاد چقد خوبه با سایت شما همراه شدم
چقد خوبه وسط راه کم،نیاورم
چقد خوبه خدا همیشه پیشمونِ
چقد خوبه دستانی به خوبی شما و بچهاا توی ان سایت هست
این سایت هزاران نفر عضو داره
این یعنی هزاران نفر انسان خوب توی این سایت هست هزاران نفر خوب توی دنیا هست
این فایل خیلی برام درس داشته و داره
هر انچه که فکر کنم لازم هست میام میگم
فقط بهونه بزارید کنار اونوقت یه قدرتی میگیرین که میگین گور بابای بقیه خدا پیشمِ
با خدا یه تیمم حرکت میکنیم
صد در صد من رشدهایی بزرگی دارم بعد از این سیلی
که میام توی سایت مینویسم
من از یه جایی به بعد حرکت نکردم یعنی فایل گوش میدادم و نتایجی میگرفتم ولی به اندازه مقدار زمانی که میزاشتم نبود
چون یادم رفته بود که خودم مسئول زندگیمم
واسه هر جیزی بهونه میاوردم
توجیییییییییه توجیههه
وقتی دیدم که با توجیه بهونه ادم چه حسی پیدا میکنه و چه شرایطی براش ایجاد میشه
دیگه خوشم نمیاد از کسی که توجیه و بهونه میاره
من به خودم قول دادم که امسال بتروکونم
فراتر از اون چیزی که فکرشو میکنم
حس هایی خوبی ام گرفتم
قدم های اول رو شروع کردم
بهونه هام دارم یکی یکی میزارم کنار
و خودم پیدا میکنم
و خودم پیدا دارم میکنم
ته این دنیا فقط خودت میمونی خدا
فقط خودت میمونی خودت
هیچ کی نیست
هیچ کسی به دادت نمیرسه
هیچ کسی اصلا نیست که به دادت برسه
بی حس میشن دیگه دوستت ندارن
اون موقعس که میفهمی اونا از خودشون چیزی ندارن اگر بودن پیشت چون رب العالمینت اونا رو اورده بود
اونا دستش بودن
حالا که از رب دور میشی اونا هم دور میشن
خیلی دلم برای روزهای قبل تنگ شده
ترمز بردارم بسازم و برم جلو
خلق کنم
من چیزایی الان دارم که یه زمانی برام بزرگ بودااا
من چیزایی خلق کردم توی کثری از ثانیه هاا
من این توانایی دارمااا
مگه هر کسی این توانایی داره
بنظرم من اونی داره که باورش کرده
معلوم نیست که زنده هستم
نمیخوام زمان مرگم حسرت این روزها بخورم که حرکت نکردم
و نرفتم سمت ارزو هام
پس باید بهونه ها ریشه کنم
اروم اروم
ایمان دارم میشه
ذهنم پر از فکر و حرفه هر روز
دیگه شکمم صدا میده
گرسنمِ
من راه میرم فکر میکنم
فکر میکنم
هدف جدیدی شروع کردم
من خیلی خوشحالم
و زنده هستم
و مثل چشمه میجوشم
مریم درویشی?
چه خوب که شرک هارو پیداکردین وبا باورهای توحیدی زندگی جدیدتون رو میسازید.ته این دنیا خودت میمونی و خودت اگه بودن پیشت رب العالمین اونا رو اورده بودن.اونا دستش بودن حالا که دور شدی از خودش(وبهشون دل بستی و وابسته شدی وبرات بت شدن ویادت رفت که اونا ز طرف خدا اومده بودن تا فقط حس خوب بهت بدن)اونا هم دور میشن
سلام یگانه یکتای عزیز
چه زیبا نوشتید ، به دور از انصاف بود بخونم و ازتون تشکر نکنم
ته این دنیا خودت میمونی و خودت اگه بودن پیشت رب العالمین اونا رو اورده بودن.اونا دستش بودن حالا که دور شدی از خودش(وبهشون دل بستی و وابسته شدی وبرات بت شدن ویادت رفت که اونا ز طرف خدا اومده بودن تا فقط حس خوب بهت بدن)اونا هم دور میشن
و این عین واقعیته
و بارها و بارها تجربش کردیم
و بازم تجربش میکنیم
تا
تا وقتی که یاد بگیریم
فقط روی خدا حساب کنیم و لاغیر
خدایا ما رو به راه راست هدایت کن
راه کسانی که به آنها نعمت دادی
سلام دوست عزیز
ممنونم برای اینکه برام نوشتی و احساس خوبت نسبت به نوشتم باهام به اشتراک گذاشتی
با خوندن پیامت حس خوبی گرفتم
دلم میخواست با کلمات ازت تشکر کنم و به دادن امتیاز قانع نشم، هرچند محدودیت ارسال کوتاه هست
برات آرزوی بهترینها دارم
👍👍👍💋
دقیقا دوست خوبم
به نام خدای هدایتگر
مریم جان سیلی هابی که نوشتی همه ما هم خوردیم شرک بزرگترین بلایسست که ما با دست خودمان آن را بر سر خودمان می آوریم .
کامنت شما زنگ بود برام .
دیگه فقط خدا بذار هرکسی میخواد بره بره . راست میگین بهونه .یاد گرفتم دیگه بهونه نیارم اگه بهشت ومیخوام بهاشو باید بدم .
یه جایی بد جور میخوری زمین سیلی محکمی بهت زده میشه تا پاشی من خوردم اون سیلی رو کند سال پیش اونم چند بار تا به خودم بیام .
چقدر با خودم بد تا کردم و چقدر با خدای خودم دور بودم فکر کردم میشناسمش من خدا پرستم تازه اومدم اینجا دیدم هنوز روی خط صفر واستادم .پر وجودم شرک بوده و باید با پا گذاشتن تو میدان صفر. رویکرد بکنم یک ودو بکنم و هر بار قدم هامو محکم تر کنم و هر بار تند تر کنم قدم های طی شدم و .
سپاسگزارم عزیز م که با آگاهی خودت مارو هم تلنگر زدی .
در پناه خدای عزت وثروت
به نام خدا
سلام طبیه جان
وقتی شرایطم دیدم که عین کسی شدم که داره فقط حرف میزنه و عملی پشتش نیست
عین کسی بودم که انگار لب پرتگاه وایستاده بوداینکه حرکت نکردم جدا
از اینکه چرا حرکت نکردم
فشار بیشتری روم بود
این فشار میخواست منو به اه و افسوس بکشِ
اما من اون موقع گفتم دو راه دارم یا شب تا صب گریه کنم ِیا از این قضیه درس بگیرم
و حرکت کنم
ار اون موقع بود که از خدا خواستم منو ادر همه ی حوزه های زندگی به توحیدی ترین مسیر ها هدایت کنه
من بیدار شدم این اینقد ارزشمنده برام که حد نداره
چون درس های گرفتم ، تجربه بدست اوردم که قبلا نداشتم
خداروشکر اوضاعم هر روز داره بهتر میشه
تا این حد ایمانم قوی ندیده بودم
تا این حد انگیزم و ارادم ندیده بودم توی این مدت
تصمیم گرفتم قبل از اینکه اتفاقی بیفته و به تضاد بخورن
بیام حرکت کنم و به سمت خواسته
تا به خودم یاد اوری کنم که همیشه باید در شرایطی که اوضاع هنوز بد نشده باز حرکت کرد
از ثانیه که تصمیم گرفتم
الهامات زیاده بهم شده
که میام یادداشتشون میکنم و
به خودم اینجا یاداوری میکنم که باید حتما بهشون عمل کنم
وقتی به منبع وصل میشی انگار راه پیدا میکنی
اصلا کار کردنت متفاوت میشع
من خیلی خوشحالم
چون تصمیم گرفتم اینبار دیگه ول نکنم
مهم نیست برام که کسی خوشش میاد یا نمیاد
من باید کار خودم انجام بدم
موفق باشی عزیزم، درسته باورهای شرک الود داری ، همه ما داریم ، ولی قدم به قدم برو جلو
پیشنهاد میکنم مقاله کمالگرایی حتما بخون
شاد و موفق باشی ?
مریم درویشی?
سلام مریم عزیز
نمیدونم از کدوم جمله ات نکته برداری کنم ، چون سراسر برایم نکته است
مرسی که یادآوری کردی
تهش هیچکسی نیست
فقط خودتی و خدا
یا اونجا که نوشتی به نظرت اونی داره ، که باورش کرده
برای من خیلی جمله ی تاثیرگذاریه
یا اینکه بهونه ها رو یکی یکی میذاری کنار
خداروشکر میکنم بابت این همه آگاهی و یادآوری و نکاتی که از این سایت و از عزیزان در اینجا به من میرسه
مریم عزیز
در پناه حق باشید
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم
روز هفتادو چهارم، روز شمار زندگی من!
استاد جانم به قول شما قسم حضرت عباس خوردن نداره، برا اینکه کسی حرفهای شمارو باور کنه، کسیکه آمادگی داشته باشه برای درک این مطالب که شما توتمام فایلهاتون فریاد میزنید، اونهارو با گوش دل می شنوه وبا قلبش دریافت میکنه ومی پذیره، خودتونم سالهاست که میدونید چیزیهایی که میگید تجربشون کردید ودارید باهاشون زندگی می کنید ونتیجشم قشنگ معلومه تو زندگیتون…
باید انقدر از خودت از فکرت از ذهنت از اصول وعقاید وباورهات خسته وعاجز شده باشی که با تمام وجودت بگی خدایی که خلقم کردی من نه میدونم نه می تونم، توکه بلدی توکه میتونی نشونم بده، بهم یاد بده، دستمو بگیر منو ببر تومسیری که آگاههانه زندگی کنم…
انوقته که مسیر نورانی میشه، مثل روز روشن میشه برات که بابا ای بی خبر از همه جا، ایکه صدای منم منمهات گوش فلک رو کر کرده بود، این توبودی که داشتی خودت رو هر روز بدبختر میکردی، بیمارتر میکردی، فقیرتر میکردی، غمگین تر میکردی…!!
چند روز فقط چند روز سکوت کن، آروم باش، برو توطبیعت، برو قدم بزن، برو با خودت خلوت کن، ببین بیرون از تو کی قدرت اینو داره که آرامشت رو بگیره وقتی تو با جهان در صلحی وبا جهان یکی شدی؟
استاد جانم از وقتی شما با زبانی شیرین وساده و رسا گفتید که ما روحهای مفردی هستیم که تنهای تنها اومدیم وتنها هم میریم از این دنیا،من کلا دیدم به خودم وجهان عوض شد خصوصا وقتی فایلهای ظلم به خود از دیدگاه قرآن رو چندبار گوش کردم، دیگه مطمعن شدم که فقط وفقط خودم هستم که به خودم بد ( ظلم) کردم وگرنه اخه کی می تونسته بهم ظلم کنه؟
کی اصلا قدرتش رو داشته؟ به قول شما حتی اگه یکی بزنه منو بکشه مگه با مردن من نابود میشم؟
من یه روح هستم توی این جسم، اگه بگم پدرو مادرم مقصربودند که خیلی سختی از سر گذروندم!! باید بدونم که از یه تایمی من انقدر بزرگ شده بودم که خودم برای خودم زندگیمو بسازم، اگه بگم اطرافیان و جامعه و …مقصر بدبختی های من بودن اخه چطور امکانش وجود میداشت وقتی من تصمیم گیرنده واجرا کننده تمام تصمیمات زندگیم خودم بودم وهستم، کسی غیر خودم رو مقصر بدونم؟
مامانم همیشه یه حرف قشنگی میزنه میگه نادونی ما آدمها تمومی نداره، تا دم مرگ!!!
واقعا راست میگه، هر بار فکر می کنیم عاقل ودانا شدیم( یکتاپرست وتوحیدی ومتوکل) باز کافیه یه اتفاقی بیفته باز می گیم خانواده، جامعه، اوضاع اقتصادی و….. ریخته بهم جطور ما بهم نریزیم؟ مگه ما تواین جامعه زندگی نمی کنیم؟( همرنگ جماعت شدن) به قول خدا که توکتابش میگه، اگر از روی رحمتمان چیزی به او ببخشیم شاد ومغرور میشود ومی گوید خدا عزیزم کرده واگر از روی حمکت(امتحان) چیزی از او بستانیم غمگین وسرخورده میشود(ناامید) ومی گوید خدا خارم کرده!!!
خلاصه که بعضی وقتها بد مرامی داریم ما آدمها، بعضی وقتها انگاری خود خواسته میخوایم دلیل موفق نشدنهامون(نادانیهامون) رو بندازیم گردن این و اون…
خدا خیرتون بده استاد جان که گفتید تلوزیون و اخبار و…بی خیال بشیم،دو ساله دری از درهای بهشت بروم باز شده، والله من اصلا میخوام از حال کل جهان، به غیر از حال خودم وخدا و رابطمون، بی خبر باشم…
چی غمی دارم وقتی همه چیز با پذیرش صد درصد مسئولیتهای زندگیم شراکتی بین من وخدا از طریق ستاره قطبی انجام میشه، فارغ از اینکه کیا پدرو مادرم هستند وکجای این دنیان، اصلا خانواده وفامیل و کل مردم دنیا، و رئیس جمهور مملکتم و اوضاع اقتصادی کشور چطوریه و قوانین کشور چیه؟
وقتی خدای من هر لحظه جاری وساری هست توی هر چیزیکه روحم حس میکنه چشمهام می بینه، گوشهام میشنوه و جسمم لمسش میکنه وادارکم درکش میکنه…
وقتی خدا همه چیز وهمه کس میشه برام…
چه تو بیابون باشم جه وسط شهر، چه تنها باشم چه توی جمع…
شادی میخوام؟ آرامش میخوام؟ آزادی میخوام؟ روابط عاشقانه میخوام؟ پول ومال واموال میخوام؟ آبرو عزت میخوام؟ اصلا هرچی بخوام بهم عطاء میکنه .. ..
اماااا …
به همون اندازه که توقع ام وچشم امیدم به هرکه غیر خودش هست برداشته وبسته بشه …
امااا به شرط پاکی دل، به شرط صداقت، به شرط توکل برخودش وایمان به قدرتش…
با خدا نه چیزی تموم میشه، نه از بین میره، نه دیر میشه، نه زشت میشه، نه کم میشه …..
همه چیز درون منه، در قلب من واز من، ومن موقعه ای می تونم درونم رو ببینم که فروتن ومتواضع شده باشم در برابر عظمتی که تنها رب جهانیانه اماااااااا در اوج قدرت برای منی که به سمتش دست دوستی دراز کنم اندازه فهم ودرک من کوچیک میشه دستمو میگیره و منو اندازه فهم خودش ودرک عظمت وجلال وشکوه خودش بزرگ میکنه…
اینا موقعه ای اتفاق میفته که قشنگ چک ولگد روزگار و آدمهاشو خوردی دیگه جون نداری افتادی یه گوشه تک وتنها وعاجز و تسلیم..
انوقت میاد با شکوه وجلالش، بهت میگه ما تورا تنها رها نکردیم!!!!!!!
میگه بیا دوتایی انجامش بدیم ، شراکتی، تویه سهم کوچیک که خودم بهت میگم چیه وچقدره و من برای تو سهم بزرگی رو انجام میدم ….
میدونی با گفتن نمیشه که، باید به اون درجه بسی، تا بفهمی، درکش کنی ، حسش کنی…
انشالله حالا که بهمون نعمت عطاء کرده و به راه درست زندگی آورده همیشه وهر لحظه تواین مسیر هدایتمون کنه…آمین
به نام خداوند که همیشه کنار من هست در قلب من هست
به نام انکه من و او یکی هستیم
به نام رفیق صمیمی من عاشق من
به نام خدایی که همیشه به درخواست ها چشم میگوید
به نام خدایی که همه چیز هست
به نام خدایی که هدایت میکند حمایت میکند
به نام رب جهان پرودگارررر عالم
سلام به استاد عزیزم استاد توحیدی ام
سلام به مریم زیبایم سلام به بچه های عزیز سایت
چقدررررررر یک فایل زیبا و عالی بود چقدرررر از خدا یاد شد در این فایل
و چقدررررررر این شور اشتیاق در باره خدا از چشم های شما معلوم بود استاد من
چقدررررر خدا را باور دارین و چقدرررر خدا همه چیز میشود.
پیش از همه این حرف را بگویم که زیاد من را تحت تاثیر قرار داد
دیروز بردارم از پیش خیاط لباس های خودش را میاورد و زمانی که رفت دوکانش بسته بود ولی یکی همانجا بود و گفته بود من خانه اش دیدم بیا ببرمت خوب برادرم رفته بود دم خانه اش
زمانی که تک تک زده و او شخص بیرون شده لباس داده و پولش گرفته میدانن چی گفته
گفته : من میخواستم عروسی بروم چون پول نداشتم دلم نمیشد ولی خدای من تو را حتی پشت در خانه ام آورد
بیبیبییببیبننننن کارر خدا را بیبینن خداوند چطور برای همه خدایی میکند نه تنها برای من نه برای استاد نه برای تو برای همه ما
چون زورش میرسد چون قدرتمند ترین قدرتمندان هست چون او صاحب اختیار هست
خدایاااا شکرت واقعا اشک هایم آمد از شنیدن این حرف
که خدایاااا تو چقدرررر مهربان هستی
از زمانی که خدا را باور کردیم دلم واقعا ارامش یافته و آرزو هایم دست یافتنی شده و حس میکنم خودم را توانا حس میکنم چون خدا همرایی من هست
استاد بیبییبین این خدا کجا رساند این همه اش پیام هست باید ما از دیگران انتظاری نداشته باشیم فقط از خدا داشته باشیم چون او بی حساب میبخشد او عالی هست
استاد این فایل تان عالی بود باید چند بار بیبینم تا درک اش کنم
استاد عالی هستین تحسین تان میکنم
واقعا همه چیز به باور ها افکار خودمان بسته گی دارد
مثلا وقتی که من میخواستم به امریکا بروم زیاد تلاش کردم نشد ولی خاله ام با دخترهایش به آسانی رفتن ، خدا خواست نخیر
چون اونا باور های عالی داشتن
از یک اتفاق چرا دو نتیجه متفاوت آمد چون اتفاقات ما را باور افکار ما رقم میزند
استاد شب یکی از دختر های را دیدم که خویشاوند ما هست فعلا در امریکا هست چقدررر این دختر خانم موفق شده واقعا تحسین اش کردم چقدررر شیک زیبا شده نوش جانش
وقتی روی خودمان کار کنیم هر روز عالی میشویم
و چقدرررر در وجود من شرک هست با انتظار های که داشتم از تبریکی سالگره گرفته تا بالاترین کار ها چقدر خنده دار هست
و استاد چقدرر زیبا گفتی که مسوولین خودمان هستیم یکی از میان ما هست و چقدررر این جمله عالی بود گفتم راست میگوید
استاد من از دولت هیچ وقت توقع نداشتیم
ولی همیشه همه چیز شانسی اتفاقی سرنوشتی فکر میکدیم
پدر مادرم هم مقصر میدیدم اگر میگفتم پولدار میبودن ایرقم میشد
ولی حالا از زمین تا به آسمان تغییر کردیم
صدقه مادر پدرم شوم شکر همین رقم هستن شکر همین رقم هستم
این بزرگترین خوشبختی و نعمت من هست که خداوند برایم عطا کرده تا من عالی شوم تا من خودم زنده گیم را بسازم خودم چیز های را که میخایم خلق کنم لذت ببریم
استاد او شرایط یکسال در خیابان برای تان موهبت بوده برای من هم همین شرایط نعمت موهبت هست که خودم بسازم
و روزی جهانی شوم یک دختر موفق خودساخته
پاکیزه توحیدی دختر موفق خودساخته یک پیلوت بینالمللی یک فضانورد عالی یک میلیاردر خودساخته
اگر در این شرایط نمیبودم آیا این خواسته های من شکل میگرفت نی
من خودم را خوشبخت ترین دختررر دنیا حس میکنم با این شرایط
که بسازم که خودم خلق کنم
استاددد من زیادددد به خودم ایمان باور دارم استاد روزی من با بزرگترین نتایج با شما صحبت میکنم استاد قسم به بزرگی خداوند قسمی خودم بسازم که مثل شما بگویم هیچ شباهتی با گذشته خودم ندارم
روزی اولین خانم ثروتمند جهان شوم ایمان دارم میشوم
در بسیاری کمنت هایم این آرزویم را نوشتیم و میشود
از همین خاطر اینجا هستم
((این که چه داشته باشی، یا چه کسی باشی، یا کجا باشی، یا مشغول چه کاری باشی تو را خوشبخت یا بدبخت نمیکند. فکر تو، تو را خوشبخت یا بدبخت میکند.))
استاد دیروز از کلکین بیرون نگاه داشتم پرنده ها را که در حال پرواز بودن در حال لذت بردن
خدا را شکر که همه چیز چقدررر برایم زیبا معلوم میشود
یک پرنده را دیدم که بالای کتاره نشتسه و تماشاه دارد
با خودم گفتم پاکیزه بیبین آیا او همین حالا دیگران میبیند حسرت میخورد که چرا اونا پرواز دارند لذت میبرند یا نگران هست که جای برای او نماند
نی او آرام آرام بود چون میدانست که من هم میتوانم پرواز کنم اصلا ایمان دارد که همین کار من هست من برای پرواز کردن هست شدیم من میتوانم و از شادی و لذت بردن پرواز کردن دیگر پرنده گان ناراحت نبود و حتی به همین هم فکر نمیکرد که به من جای بماند برای پرواز یا نه
چون میدانست اسمان بی انتها هست و هر جا دلش باشد میتواند پرواز کند و لذت ببرد اسمان بی نهایت هست و هر وقت دلش خواست میتواند پرواز کند و نه منتظر کسی بود که بیاید بگوید بیا کمک ات کنم پرواز کنی یا این رقم او رقم
حالا ما این را میتوانیم با ثروت و ثروتمندان مقایسه کنیم
این زیاد زهن من را روشن کرد
چون همه ما یک پتانسیل را برای ثروتمند شدن داریم و ثروت خدا بی نهایت هست مثل اسمان
خدایا شکرت
استاد چقدرررررر خانه تان زیبا هست
چقدررر موتر هایتان زیبا هست جقدررر زیاد هست نام خدا
چقدررررر دو چرخه هایتان زیبا هست که من عاشق دو چرخه هستم چقدر جت اسکی تان زیبا هست چقدررر محله تان پاک زیبا هست
و چقدرر فراوانی هست چقدررر سرک زیبا باران زیبا و هوایی زیبا خدایا شکرت
و با دیدن این زیبایی ها چقدررر ایمانم بیشتر شد هیچ چیز ناممکن نیست من هم میتوانم خدایا شکرت
روز هفتاد چهارم تحول من
در الله مهربانم شاد شاد باشید
روز اول – 1
سلام از “پروژه خانه تکانی ذهن” به این فایل هدایت شدم. امیدوارم بتونم ادامه مسیر رو هم همراهتون باشم.
یکی از مفهوم هایی که توی این فایل الان توی ذهن من بولد شده اینه که ما نباید مسئولیت زندگی خودمون رو به عهده دیگران بزاریم یا دیگران رو مسئول زندگی خودمون بدونیم. هرچقد بیشتر بتونیم این طرز تفکر رو در ذهنمون ایجاد کنیم که تنها خودم هستم که مسئول زندگیم هستم و هیچ کسی به جز خداوند نمیتونه کمکم کنه، بیشتر میتونیم کنترل داشته باشیم روی زندگی خودمون. پس این باور که من مسئول زندگی خودم هستم و هیچکس به جز خداوند نمیتونه به من کمک کنه باور ارزشمندیه که باید همیشه تکرار کنم تا ملکه ذهنم بشه.
باور های دیگه در این مورد :
من توانایی اینو دارم که مسئول زندگی خودم باشم – هیچ کس به جز خودم نمیتونه بهم کمک کنه – فقط باید از خدا کمک بخوام – من میتونم برا خودم پول بسازم – هر اتفاقی توی زندگیم افتاده به واسطه اعمال خودم بوده – کسی نمیتونه به من کمک کنه که پولدار بشم و فقط خودم هستم که میتونم پولدار بشم – هیچ کس نمیتونه توی این دنیا منو به قله موفقیت برسونه من فقط باید از خدا کمک بخوام، هرروز و هرثانیه، چون فقط خداونده که منبع قدرته.
مفهوم بعدی اینه که همه چیز درونی هستش. ما با تغییر باورها و افکار غالب، باعث تغییر ذهنمون به طوری میشیم که دیگه اون آدم قبلی به حساب نمیاییم. یعنی وجه تمایز آدمها ذهنشون هست. نه هیکل، پول، قیافه، جنسیت… تنها چیزی که یه انسان رو از دیگری جدا میکنه طرز فکر و ساختار ذهنی اون شخص هستش که شخصیت و اعمال اون فرد رو به وجود میاره. پس من تصمیم میگیرم از این فرمول استفاده کنم در هرروز زندگیم و اینگونه میتونم نتایج زندگیمو تغییر بدم :
تغییر ورودیهای ذهن -> تغییر افکار -> تغییر اعمال -> تغییر نتایج -> نتایجی همجنس ورودیها
این همون فرمول معروف آقای آلبرت انیشتین هستش که : E=mc2 که یعنی انرژی به ماده و ماده میتونه به انرژی در جهان تبدیل بشه. ورودی های ذهن ما همون انرژی و فرکانس خالص هستن که وارد ذهن ما میشن و ذهن ما اون فرکانس هارو به منبع جهان هستی ارسال میکنه و جهان هستی اون فرکانس هارو به صورت ماده به زندگی ما برمیگردونه. که اون ماده میتونه هورمون دوپامین باشه، یا یه لامبورگینی اوروس، یا جفتش. یا حتی یه فکر مشابه، فرقی نمیکنه در واقع هر چیزی که در زندگیمون میبینیم رنگی از رنگهای بی نهایتِ خداوند هستش. پس باید به این فکر کنیم که ما چه رنگی رو انتخاب کردیم ؟!
حالا راهکارهای تغییر ورودیها چی هستش ؟
صحبت کردن با خداوند و شکر گذاری :
وقتی شکرگذاری میکنیم و به خداوند میگیم که چقد دوستش داریم و از نعماتی که بهمون داده خیلی خوشحالیم یعنی داریم یه ورودی خیلی مهم به ذهنمون میدیم. داریم به داشتههای خودمون نگاه میکنیم و دیگه این تفکر که من هیچ نعمتی توی زندگی ندارم آروم آروم با این ورودی از ذهن حذف میشه و مسیر فکری ما میره به سمت داشتهها. ( نیاز به تمرین روزانه داره تا ذهنمون مثل افراد موفق این ساختار نورونی شکرگذاری رو تشکیل بده )
و نکته دوم صحبت کردن با خداست که لازم نیست در موردش توضیح بدم که چقدر میتونه آروم کنه مارو ” یاد خداوند آرامشبخش دلهاست ” و چقدر میتونه باعث شفاف شدن ذهنمون بشه، یعنی قشنگ هرچی ذهنت میاد مشکل بسازه نمیتونه ! انگار با این کار یه نگهبان خیلی بزرگ و قدرتمند دم دَر ورودی های ذهنت میزاری که هرچی فکر بیخود و مشکل ذهنت بخواد تولید کنه و وارد چرخه فرکانسی بکنه رو میزنه له و لورده میکنه.
صحبت و تفکر در مورد اتفاقات و نکات مثبت:
روی این یکی خیلی استاد عباسمنش تاکید داره. خداوند شکارچی نکات مثبت بودن رو به هممون یاد داده وقتی که یه بچه بودیم. ما ذوق یه بستنی معمولی رو میکردیم. ما موقع دیدن مامانمون کلی شگفتزده میشدیم. وقتی پدرمون از سرکار برمیگشت انگار هیچ اتفاق قشنگتری نمیتونست اون موقع بیوفته. ما ذهنمون شکارچی نکات مثبت بود، از کوچکترین فرصت واسه خوشحال بودن و بازی کردن استفاده میکردیم. وقتی ذهن کودکیم رو مرور میکنم میبینم هیچ اثری از حسادت نبود، هیچ اثری از خشم دائم نبود، هیچ اثری از نگرانی نبود، هیچ اثری از غیبت کردن نبود، هیچ اثری از نشدن و نرسیدن نبود، هیچ اثری از احساس کمبود نبود، هیچ ترسی از آینده نبود و گذشته زیاد معنی نداشت برام؛ انگار آینده اینقدر برام جالب و پر از ماجرا جلوه میکرد که گذشته در مقابلش زانو میزد. شب ها به امید بازی های فردا میخوابیدیم و اصن به فکر این نبودیم که ممکنه فردایی باشه یا نباشه ! ( برامون مهم نبود فردا چی میشه ) خوده امیدواری بودیم به معنای واقعی و یه شکارچی ماهر توی نکات مثبت. پس متعهد بشیم به خودمون که برای تغییر به یه ذهنیت قدرتمند، بهش یاد بدیم روی نکات مثبت چجوری تمرکز کنه و راهش چیه اصلا ؟ باید به چه چیزهایی توجه کنه ؟ چیا نکات مثبت به حساب میاد ؟ هرروز تا کجا میشه پیش رفت و چقدر نکات مثبت میشه پیدا کرد ؟ اینا سوالاییه که باید از خودمون بپرسیم… یکی از راهکارها برای وارد کردن این ورودیهای قشنگ به ذهنمون و تربیت ذهنمون برا یه ذهن شکارچی، تکرار کردنه. اینقدر تکرار کنیم که ذهنمون یه شکارچی زبده بشه. اینقد که یکی ازمون پرسید چه مشکلی توی زندگی داری ؟ بگی : مشکل ؟؟ چی هست اصلا ؟ من که فقط دارم قشنگی میبینم، داره تمام مسائلم حل میشه، همه چی داره قشنگ پیش میره، اینهمه نعمت و ثروت ! من که مشکل نمیبینم اصلا، زشتی نمیبینم… و دقیقا همین جملههای استاد عباسمنش رو به کار ببریم : خداروشکر من هرچی تو زندگیم خواستم رو بدست آوردم . و از زندگیم بسیار راضیم و هیچ مشکلی هم ندارم. ! یعنی مشکلات و نکات منفی به عنوان یه واقعیت مجزا به طور محسوسی از ذهنمون کمرنگ بشه و ذهنمون یه واقعیت جدید واسه خودش بسازه، یه ذهن جدید = یه زندگی جدید.
تغییر محیط و اطرافیان :
ما میتونیم با تغییر خودآگاه آدم های اطرافمون یه حجم زیادی از ورودیهای نامناسب رو کنترل کنیم. درواقع میتونیم با تغییر افرادی که با اونها در ارتباط هستیم و به پشتوانه تغییر باورها، باعث بشیم که جهان افراد مناسب در زندگیمون وارد کنه. به نظر من همونجور که خود استاد عباسمنش هم گفتن زیاد پیگیر کسایی که سخته برامون حذفشون کنیم نشیم؛ اونایی که برامون راحته رو کنار بزاریم. اونایی هم که نمیتونیم حذف کنیم رو جهان خودش برامون این کارو انجام میده و با تغییر مدار ما اونا هم به طور خودکار از زندگیمون حذف میشن و افراد مناسب جایگزین خواهند شد؛ نمیخواد ما اونا رو تغییر بدیم !
حذف کردن تلویزیون، ماهواره، شبکههای اجتماعی :
در قسمت دوم فایل “چگونه در عرض یکسال درآمد خود را چندبرابر کنیم” استاد اشاره میکنن به تغییر آدمهای اطراف و همچنین حذف کردن تلویزیون و ماهواره و شبکههای اجتماعی از زندگیمون. این یه قدم بزرگ بود برام که شبکههای اجتماعی رو تا جایی که میتونم حذف کنم از زندگیم. خیلی ذهن آدم بازتر میشه و دغدغههای ذهنی کم میشه. در واقع وقتی می افته که خودمون رو مجبور کنیم بیشتر اوقات با خودمون، خدای خودمون، و صدای درونمون تنها باشیم. وقتی دیگه نخوایم به زندگی بقیه سرک بکشیم و ببینیم اونا چجوری زندگی میکنن، که فلانی چه اِستوریای گذاشته یا فلانی چی خریده با کی دوست شده و…. بسیار ذهنمون متمرکز میشه. تلویزیون و ماهواره که واقعا عمق فاجعه هستن و تازه میفهمم چقد باور مخرب وجود داره داخلشون، حتی اون محتوایی که فکر میکنیم خوبه بازم نمیتونیم مطمئن باشیم در موردش. اخبار رو هم به هیچ عنوان نباید ببینیم، اخبار سم خالص و مرکز ورود افکار بیماریزا به ذهن هست. به هیچ عنوان سمت هیچ اخباری نباید بریم اگه واقعا خواهان تغییر ورودیها هستیم.
گوش دادن مداوم به صحبت های استاد عباسمنش :
یکی از بهترین ورودیهای ذهن من اینه که صحبتهای استاد همیشه توسط یک هدست به ذهنم جاری میشه. نمیدونین چقدر حس خوبی دارم وقتی به این فکر میکنم که یه فرد موفق داره صبح تا شب باهام حرف میزنه. حس خوبی دارم وقتی دارم به صحبتهای کسی گوش میدم که از قوانین جهان خبر داره و اونا رو داره توی زندگی خودش هم به کار میبره. من متعهد شدم به خودم که به جز افراد موفق و استاد عباسمنش به صحبت و طرز فکر هیچکس گوش ندم و حتی نخوام در موردش فکر کنم. من باید ذهنم از اون افراد تاثیر بپذیره، شاید اونا انسان های خارقالعادهای نباشن، ولی هرچی هستن از من خیلی نگاهشون به زندگی قشنگتره. خیلی خوشحالم که میتونم به وسیله اینترنت به صحبت همچین افرادی گوش بدم. اصن جوری شده که انگار دارم باهاشون زندگی میکنم، شدن رفیقای من، شدن کسایی که میخوام آدمای اطرافم در آینده مثل اونا باشن. من عاشق اینم صبح تا شب به صحبتاشون گوش بدم ازشون یاد بگیرم و توی ذهنم حرفاشون، باوراشون و نوع نگاهشون به زندگی رو حک بکنم. اینا گنج واقعیه باید سپاسگزار خداوند باشیم که این افراد با شور و اشتیاق طرز فکر خودشون رو با افراد مختلف به اشتراک میزارن و ما میتونیم با تکرار افکار اون افراد مثل اونا بشیم. یعنی کنترل ذهن داشته باشیم، ثروتمند باشیم، ببخشیم، به دیگران کمک کنیم، مثبت نگر باشیم، امیداور و با ایمان. کسایی که میخوان یه قدم عملی توی این موضوع بردارن میتونن به “پروژه خانه تکانی ذهن” که مریم خانوم به تازگی در سایت راه انداخته بپیوندند.
صحبت با خودمون در مورد باورهای مختلف ( یا نوشتن ) :
و مهمترین راه تقویت باورها و ضربه آخر به ساختمان بیمار ذهنمون صحبت با خودمون و به کار بردن جملات زیبا و قوی هستش. یعنی ما باید توجه کنیم چجوری داریم با خودمون صحبت میکنیم. باید مثل استاد عباسمنش و افراد موفق با خودمون حرف بزنیم. باید از جملات اونا استفاده کنیم موقع حرف زدن با خودمون. باید از جملات درست استفاده کنیم و اون ساختار گفتاری و طرز صحبتی که عادت داشتیم با خودمون حرف بزنیم رو بشکنیم و امیدوارانهتر – مهربانتر – محترمانهتر – صمیمانهتر – روشنفکرانهتر با خودمون صحبت کنیم. ما میتونیم به صورت خودآگاه با زیر نظر گرفتن جملاتی که توی ذهنمون به کار میبریم، آرامآرام تغییرشون بدیم. هرچند با عملی کردن راهکارهای کنترل ورودی هایی که دوستان گفتن و چندتاشو هم که بالا نوشتم، حجم زیادی از گفتگوهای ذهنی تغییر میکنه. و این جملات خیلیاشون رو از بچگی به خودمون گفتیم و ممکنه برامون سخت باشه ترک کردن عادت چند ساله، اما راهیه که آخرش به زیبا شدن وجودمون میانجامه.
دوستتون دارم. فعلا.
سلام دوستان عزیزم.
خیلی خیلی خوشحالم ک به تازگی به این جمع دوست داشتنی پیوستم. واقعا خدارو شکر میکنم هنوز ک اول مسیرم و تازه وارد دانشگاه شدم با این آگاهی ها آشنا شدم و دارم روی خودم کار میکنم.
من داداشم از وقتی ک حدودا 9 سالم بود با این مطالب اشنا شد ولی خوب تا الان ک 19 سالمه هیچ وقت تمرکزی روی فایلا کار نکرده بودم اما واقعا خدارو بینهایت شکر میکنم ک همین قضیه باعث شده ک الان ک دارم تمرکزی رو خودم کار میکنم خیلی مقاومت کمتری نسبت به اگاهی های این فایلا داشته باشم. واقعا خدایا 100 هزار مرتبه شکرت
واقعا نمیتونم به یاد بیارم خدا چقدر تو این سالها به من لطف داشته و منو به مسیر های عالی هدایت کرده.
مثلا زمانی ک کلاس هفتم بودم به طور خارق العاده ای در مدرسه تیزهوشان قبول شدم و تونستم 5 سال رو کنار درسخون ترین بچه های شهرمون درس بخونم و همیشه تو این محیط پر از علم و موفقیت باشم.
و اینک واقعا نمیدونم چجوری از خداوند تشکر کنم ک کنکورمو با اینک خیلی خوب درس نخونده بودم ولی منو هدایت کرد به مشهد یکی از بهترین دانشگاه های کشور و رشته علوم آزمایشگاهی ک شاید قبلا به ظاهر میگفتم این رشته رو دوست ندارم ولی الان میفهمم ک چقد عاشق این رشته ام و واقعا خدایارو بینهایت شکر میکنم ک منو در این مسیر قرار داد.
خدایا بینهایت شکرت و واقعا مارو ببخش ک انقد فراموش کاریم ک سریع نتایج قبلیمونو تا همین ک برامون عادی میشه فراموش میکنیم. خوب من از یک روز قبل از اینک بیام دانشگاه شروع کردم به تمرکزی گوش کردن فایلا. اما بعد هر چند روز ک یکم حالم خوب میشد درگیر حواشی میشدم.
اما الان واقعا خدارو شکر میکنم ک خدا منو هدایت کرد به گوش کردن فایل دستورالعمل دوره خونه تکانی ذهن با صدای دلنشین خانم شایسته عزیز ک واقعا از صحبتشون معلوم میشه ک پر از صداقته و از قلبشون میاد.
از همین امروز با تعهد تصمیم گرفتم ک هر روز یک گام برای موفقیتم و پاک شدن ذهنم از مطالب حاشیه و ورودی های نامناسب بردارم با این باور ک خداوند هرلحظه هر ثانیه مارو هدایت میکنه و بینهایت بیشتر از ما میدونه ک چ چیزی در هر لحظه برای ما بهتره فقط ما باید هر لحظه اروم باشیم و تسلیم هدایت های خدا باشیم.
متشکرم
سلام و درود
امیدوارم حال دل همگی خوب باشد
بله استاد میگیم بلاهای آسمانی ،یکی از دوستان میگفت دوره ی جنگ اینقدر حالش بد بوده که میگفته خدایا گرونی باشه هر چه مشکلات در جامعه هست باشه فقط جنگ نباشه من فقط گوش دادم در ذهنم گفتم خدا گرونی باشه جنگ نباشه چرا باید اینجوری بگیم
بله کاملا درسته اکثرا خدا را یک انسان و شخصیت قوی میدانیم که هر مشکل و بلایی میتونه بر سرمون میاره و نشسته که مارا عذاب کنه
در صورتی که اتفاقات و تضادها باعث پیشرفت میشه و خداوند درون ماهست چیزی جدا از مانیست و فقط بر اساس افکار و فرکانس ما جواب میده نه اینکه انسانی باشه که بخواهد حالا ما رو عذاب بده و…
بله الان هم زیاد هستند افرادی که چشمشون به جیب باباشون هست با اینکه چند ساله ازدواج کردند
یک نفر دیگه باید زندگی من و تغییر بدهد پدر و مادر و جامعه و همیشه از بیرون انتظار داریم که زندگیمون را درست کنیم و دیگران را مقصر میدانیم مسولین و ریس جمهور و فلان و….
تغییرات زندگی صد در صد دست خودمه و من صد در صد خالق زندگی خودم هستم اگر اینو بپذیریم خیلی مسایل دیگه حل میشه عامل بیرونی وجود ندارد برای تغییر من ، همه چی در درون منه
*
بیرون زتو نیست آنچه در عالم هست *
تو همین شرایط چطوره یکسری دارند سود میبرند و یکسری ضرر ،آیا این جای فکر نداره
همین جنگ خدا رو شکر من که در این مسیر بودم و با آموزشهای این سایت آرام بودم و مثل قبل زندگی عادیم رو میگذراندم برای من خیر داشت و یکی از نزدیکان بود که چند سال بابت موضوعی با همسرم و نهایتا با من قهر کرده بود من هم گفتم هر جور راحتین، با اینکه انسان محترمی هست ولی برداشت اشتباه و….
در زمان جنگ پیام داد که معلوم نیست اوضاع چی بشه و خلاصه آشتی صورت گرفت و همسرم و من خیلی خوشحال شدیم و نعمات دیگه و دوباره رابطه برقرار شد و شادی و مهربانی
و چنین شد از زاویه دید من خیر و برکت بود بماند خیر و برکتی که من درک نکردم
در پناه خداوند یکتا شاد و پیروز و سعادتمند باشید
سلام دوست توحیدی من
امیدوارم هرکجا باشی روی شونه های خداوند کارهاتو انجام بدی
الله و اکبر از شرک که چقدر مخفی و چقدر آرام و بدون صدا و حرکت به قلب ما وارد میشه
یهو زمانی متوجه میشی که کلی ناخواسته وارد زندگیت شده
دیگه چرخ زندگی مثل قبل روان نیست و یه گاری سنگینم به خودت بستی و هر چی تلاش میکنی میبینی نمیشه
یه لحظه برمیگردی به عقب میبیینی ای دل غافل من شرک ورزیدم
اونجاست که مثل یونس به درگاهش زانو میزنی و میگی
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین
به نام خدا…
سلام به استاد ومریم شایسته عزیز و دوستنان هم فرکانس
خدارو شاکرم که امروز هدایت شدم به این دوره خانه تکانی ذهن که خیلی بهش، نیاز داشتم
چندروزی شدید درگیر نجوا های ذهنی بودم وداشتم توی باطلاق فرو میرفتم وحال خوشی رو تجربه نمیکردم دیدم شخصیت من یه جوریه که عالی، پیش، میرم ومدار و فرکانسم عالی بالا میره بعد نمیدم چرا یک دفعه همه چی رو ول میکنم و دست از کار کردن روی خودم میکشم و اجازه میدم ذهنم هر بلای سرم بیاره و اخرش به درد ورنج ختم میشود و مجبور میشوم از فشار زیاد دوباره دستم روی خدا دراز کنم وهدایت بطلبم که راهی جز این ندارم چون محاله کسی تو ازادی ورهایی وارامش زندگی کرده باشه وبتونه تو درد ورنج تحمل بیاره
که نشونه ها اومد وبیام این دوره رو با توکل بر خدا شروع کنم وازش، خواستم کمکم کنه که تا اخر این دوره بهم توان و انرژی بده و خودم تعهد دادم که تا اخر برم. الهی خودت یاورم باش
من با نوشتن مخصوصا تایپ کردن خیلی مقاومت دارم وسختم میاد و یکی از دلایل همینه که استمرار ندارم ومشارکت تو کامنت ها ندارم
کلی، تجربه و دستاورد دارم اما امان از ادم بهانه جو
اما قول دادم که این بار رو تا اخرش بیام و هر روز کامنت بزارم خدایا خودت هدایتم کن
استاد تو دوره دوازده قدم مخصوصآ سه قدم اول قشنگ بهم فهموند که خودم خالق صد در صد زندگی خودم هستم وکسی مقصر نیست اگه زندگی ام به کام من شیرین نیست و خودم قدرت خلق زندگی خودم رو دارم چون من موجودی فرکانسی هستم که در هر لحظه دارم فرکانسهایی رو به حهان هستی ارسال میکنم و جهان هموراه داره به فرکانس های ارسالی من واکنش نشان میدهد پس نتیجه میگیریم خیلی ساده من خودم با افکارم و باورهام خالق صد در صد زندگی خودم هستم نه کسی دیگر نه دولت نه پدر نه مادر
کلی اگاهی، توی متن ابتدای این فایل بود که من به دلم نشست و من یاداشتش، کردم برای خودم
هرزمان از دیگران توقع داری در مسیر شرکی،، الله اکبر
چقدر این اگاهی نابه و خالصه و با تمام تجربیات زندگی خودم هم خونی داره، هرکجا از دیگران توقع وانتظار داشتم و بدتر اسرار و پافشاری کردم دقیقآ بدترین تجربیان و احساس هارو تجربه کردم یعنی یه جور هایی از خدا نخواستم شرک ورزیدم وخداوند را بی، قدرت و هیچی فرض کردم و اون ایمان و اعتماده کامل کنار رفته،
یا مثلا وقتی روی بهبود افکار درونی ات کار میکنی دنیای بیرونی خودش درست میشه،،
من این رو بارها وبارها تجربه کردم، احساسش کردم، درکش کردم اما باز هم خیلی راحت فرامشش میکنم
چه زمانهایی من نشستم با کلی مسئله تو زندگیم اما اگاهانه توجه وتمرکزم رو گذاشتم روی مثبت کردن افکار وذهنیتم واز درون حالم بهتر شده وبه قول خودمون فرکانسم بالا اومده خیلی از چالش، ها به خودی خود حل شدن ومن فقط مات موندن اخه چه جوری،،، مگه میشه، خداوند همه کار میکه برای من به شرط پاکی دل
خدایا ما را به راه راست هدایت بفرما به راه کسانی که به انها نعمت داده ای، الهی شکرت
درود بر استاد عباسمنش وبانو شایسته
درود بر دوستان عزیز
دیشب بلوچستان مهمون یه عزیزی بودم و زود خوابم برد و اون با دوستاش تا صبح بیدار بود .
صبح که بیدار شدم متوجه شدم که بنزینم تموم شده و جایی که پارک کردم دیگه ماشین روشن نمیشه ، یکم به هم ریختم و ناراحت شدم برگشتم داخل اتاق و دراز کشیدم و گفتم حالا تا کیی این دوستمون بیدار بشه بریم با موتورش بنزین بیاریم کولر روشن کردم و دراز کشیدم داخل اتاق و یه حسی میگفت بگیر بخواب و یه حسی میگفت نخوابی امروزت بمیره گفتم خدایا چیکار کنم و زدم نشانه امروز ، گفتم حوصله ندارم الان صدا بره داخل گوشم ، ندا آمد که صفحه رو بخون .
شرک یعنی منتظر دیگران موندن . انتظار یعنی شرک . گفتم عجب . خب حالا چیکار کنم اینجا بایستی 2کیلومتر راه برم تا مغازه پیدا کنم . کولش کنم یا وایستم یه موتوری چیزی پیداکنم و باهاش بیام و ذهن میگفت بگیر بخواب . من گفتم خدایا به امید تو و رفتم بیرون اطراف خونه نگاه کردم و گفته شد که برو بالا کنار اتوبان و من رفتم و دیدم 100متر جلوتر یه مغازه هست که چند تا دبه بنزین گذاشته روی هم و رفتم سلام علیک کردم و گفت حالا که مهمونی 50 تومن کمتر ازت میگیرم . بهش گفتم ماشین پایینتر بی بنزین شده و خودش دبه رو بغل کرد و آورد تا کنار ماشین و ریخت داخل باک و تمام .
تجربه من از نشانه امروز من .
درپناه الله یکتا شاد باشید .
سلام خدمت استاد عباس منش و مریم جان بی نظیر
امروز اولین فایل خانه تکانی ذهن گوش دادم البته من قبلا بارها این فایل گوش داده بودم اما سعادت نداشتم کامنت بزارم اما چون کریم جان گفتن وقت بزارید کامنت بزارید برای خودم تکلیف دونستم که حتما کامنت بزارم .
توی مدتی که با آگاهی های استاد آشنا شدم این نکته رو با جان دل درک کردم که روی هیچکس به جز خودم حساب باز نکن و از بنده خدا توقعی نداشته باش اگه به خدا وصل شید خودش بنده هاشو صف میکنه تا تورو به خواستت برسونم.
توی کامنت های قبلی همش دنبال این بودم که ترمزی باعث میشه نتونم انتقالی بگیرم و مهاجرت کنم و پیدا کنم و الان به لطف الله مهربان انتقالیم درست شده به صورت دائم و دارم مهاجرت میکنم همون شهری میخواستم واقعا معجزه وار درست شد همه چی با هم درست شد خداروشکر میکنم واقعا نور پاشید به زندگیم .
توی مسیر کارم از هیچکس توقع نداشتم همش با خدا حرف میزدم خودت کمکم کن درستش کن هدایتم کن حمایتم کن و همون آدمایی که مانع من بودن شدن دست خداوند برای درست شدن کارم .خداوند بهترین بنده هاشو تو مسیرم قرار داد تا همه چی راحت برام فراهم بشه واقعا خدارو شکر میکنم استاد ازتون ممنون من با آموزش های شما خدارو شناختم و قبل از آشنایی با شما یک انسان کافر و مشرک بودم ولی الان خداروشکر خداروشکر شناختم از خدا بیشتره سعیم بر اینه که شرک نورزم و با ایمان بیشتر به سوی اهداف جدیدم حرکت کنم .
ب نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استاد عزیز و ارزشمندم و همچنین خانم شایسته مهربان ک چنین تحول و کار بزرگی رو دارن انجام میدن و همچنین سلامی خدمت دوستان و همراهان پروژه عزیزم در دوره:
خانه تکانی ذهن گام ب گام
روز اول🩵️
کامنت من شامل نکته برداری از صحبتهای گرانبهای استاد ب همراه مثال های زندگی خودم هست
ندیدن خدا مانند انسان ک ویژگیهای انسانی هم داره ( خشمگین شدن ، انتقام…خدا یک سیستم و یک انرژیه و داره واکنش نشون میده ، پاسخ فرکانسهای مارو داره میده و اگ ( کسی ت فرکانس خوب باشه هر اتفاقی بیوفته ب نفعشه، اتفاقات طبیعی واسه بزرگ شدن و رشد ما هست مثل زلزله و طوفان و سیل و … باعث ساخت خانها با استحکام بیشتر و …هر مسئلهی ب ظاهر بد ک پیش اومده باعث پیشرفت جهان شده
مسئول زندگی خودمون باشیم و منتظر ارث و اینها نباشیم و خدار ، پدر و مادر و رهبر مسئول اتفاقات زندگی ما نیستن
مسئولین از بین خود ما هستن و از کرههای دیگ ک نیومدن و نباید این دید باشه ک دیگران و دولت مسئول اتفاقات زندگی ما هستن
یک آدم بیرون از ما مسئول زندگی ما نیست
راحتترین و بی مسئولانهترین حالت اینکه ما بنشینیم یکجایی بگیم بابای من باید زندگیمو درست کنه چون منو ب دنیا آوارده یا دولت باید فلان کنه چون نفت ملی دستشون هست و اینطور بهانها
تفکر ما داره زندگیمونو خلق میکنم اون آدمی ک منتظره مسائلشو کس دیگ حل کنه همیشه مشکل داره همیشه کارش گیره همیشه منتظرباید باشه اما کسی ک میگه حالا ی اتفاقی افتاده و زلزله و طوفانو نمیشه کاریش کرد و این نگاه ک یکی دیگ باید زندگی منو تغییر بده باید بندازیم دور و همیشه باید خودمون شرایط و زندگیمونو درست کنیم و تغییر بدیم و فقط خودمون قدرت و تواناییشو داریم ک زندگیمونو بسازیم
سپاسگزاری و تغییرات مثبت در افکارمون زندگی مارو تغییر میده
سوال
1. خودمون باید چیکار کنیم؟
2. خودمون باید چطوری شرایطمونو بهتر کنیم؟
3. خودمون چطوری زندگیمونو بهتر رقم بزنیم؟
بجای اینکه این سوالاتو از خودمون بپرسیم میایم میشینیم میگیم ک آقا مسئولین واسه ما چکار کردن !!؟
((در اینجا میخوام خودم جواب این سوالات رو بدم :)
ب صورت کلی جواب تمام این سوالات از یک منبع نشات میگیرد اونم فقط مسئولیت پذیری هست ک استاد ب صورت عااالی دارن در این فایل ک فقط ظاهرش رایگانه ولی سرشار از ارزشمندی هست و با محصولات برابری میکنه توضیح میدن
براساس درک تکاملی ک من درحال حاضر دارم این هست ک اول از همه باید خودمون و خواستهای خودمون رو بشناسیم ک کلا از این دنیا چی میخوایم بعد از این مرحله باید قبول کنیم ک هر اتفاقی ک داره واسمون میوفته مسئولیتش ب صورت 100٪ با خودمونه و با دیگران و دولت و … ذهنمون رو درگیر نکنیم ک جز احساس ضعف و محدودیت و ناتوانی ثمر دیگ ای نداره وقتی قبول مسئولیت کنیم با احساس بهتر و دید باز تر در مسیر علائقمون قدم میزاریم و چون از قبل با اینکه دیگران دخالتی در زندگی من ندارن حداقل تا حدی اوکی شدیم حتی هرچند کم این موضوع رو قبول کرده باشیم بازم خیلی راحتر مسائل و مشکلات سر راهمون رو حل میکنیم و از اونجایی ک احساسمون خوبه یا حداقل خیلی کمتر بد میشه ب راه حلهای بهتر برای مسائلمون هدایت میشیم . چرا؟چون در درون خودمون واسه پیدا کردن جواب جست و جو میکنیم ن اینکه چشم و هوش و حواسمون ب پدر و مادر و دولت یا هرعامل بیرونی دیگ باشه))
هروقت این نگاه اومد ک ی عامل (بیرونی) از خودمون باید تغییر کنه ک زندگیمون بهتر بشه حالا میخواد دولت باشه یا پدر مادر باشه یا هر چیز بیرون از ما باید تغییر کنه این مشکله و اگر ایرادی هست از منه، از نگاه منه ، از باورای منه مخصوصا اینکه ما منتظریم ی اتفاقی در بیرون از ما بیوفته
{{ مسئولیت 100٪ زندگیمونو ب عهده بگیریم و هر اتفاقی در زندگیمون میوفته بخاطر افکارمونو و ب هیچ تحریم زلزله ربط نداره }}
چجوریه ک ت همین تحریمها بعضی هستن ک دارن ازش سود میبرن (( من یک مثال واضح در مورد پیشرفت در دوران سختی دارم ک واقعا با چشم خودم پیشرفت این انسان رو دارم میبینم ،( رشته من طراحی دوخت هست و بهمنی ک من کلاس دهم بودم کرونا شروع شد و مدارس کم کم کاملا مجازی شدن و کسب و کارها تعطیل شد و افرادی مثل پدر بنده ک شغلشون آزاد بود باید کارگاهشون رو تعطیل میکردن ک خب همه اینا خیلی ضرر به همه میرسوند مخصوصا ک یادمه تحریم و بالا رفتن دلار هم ب موضوع کرونا ب صورت جدی اضافه شده بوده ک وقتی بابا میخواستن سفارش درست کردن در بگیرن اول زنگ میزدن قیمت فروش آهن رو مطلع میشدن بعد ب مشتری قیمت میدادن ب صورتی ک حتی ساعتی هم قیمتها تغییر میکردن
در این بین مامانم ک ایشون هم خیاطن با استادی ب نام معصومه محمدی القار آشنا شدن ( اون موقع منو مامان با استاد آشنا نبودیم و فقط در حد خواندن کتابهایم و شنیدن اتفاقی بعضی فایلهای استاد در کانالهای تلگرامی با قوانین آشنا شده بودیم ) و خلاصه مشاورشون با مامان تماس گرفتن و ما هم بعد از دیدن کارهای ایشون و اینکه چقدر اعتبار داشتن و در کارشون حرفهای بودن ( طراح سوالات آزمون فنی حرفهای ، بیشتر از صد عنوان چاپ کتاب مربوط ب خیاطی در زمینه های مختلف و کیفیت بالای آموزش و نحوه ارائه و …) خلاصه ک مامان دورهای آموزشی خیاطی و طراحی ایشون رو ب صورت کامل خریدن ک کیفیت آموزش و فیلمبرداری ایشون اینقدر خوب بود ک واقعا حتی واسه من ک تازه وارد این کار شده بودم هم آموزشها قابل درک بود ولی ایشون این ایده اینکه آموزشهاشون رو ب صورت مجازی ارائه بدن در زمان کرونا پسرشون بهشون این ایده رو دادن وگرنه قبل از اون استاد محمدی معلم هنرستان بودن با کلی شکستهایی ک با چاپ کتاباشون مواجه شده بودن چون آموزشها داشتن ب صورت مجازی میشدن و طبق گفته خودشون کرونا محبوبشون کرد ک دیگ باید ب صورت مجازی آموزش بدن و از پتانسیل و مهارت فوق العاده ای ک دارن استفاده کنند و من واقعا پیشرفت پیج اینستاگرام، سایتشون، مشاورهاشون ،کیفت محصولات و … رو دارم میبینم ایشون ب صورت مداوم دارن با آموزشها،الگوهای آماده، دورهای مختلف و … کار خیاطی رو بسیار با کیفیت تر و آسان تر میکنند ب صورتی ک الان دیگ با طراح لباسهای فرش قرمز قرارداد برگزاری دوره میبندن و اگ در آموزشی هم خودشون حرفهای نباشن مثل الگو و دوخت لباس مردانه با بهترین خیاط مردانه دوز قرار داد میبندن و دورشو ب دورهای عالی خودشون اضافه میکنند ، این خانم واقعا تحولی بزرگ در کار خیاطی دارن ایجاد میکنند ک منشا این جسارت ب وجود آمدن کرونا بود ک درون کرونا و تحریم ایشون جهشی زدن و الان هم ک پیشرفت روز افزون دارن) ( فیلم زندگی نامشون درون سایت خودشون( دوخت برتر) هست )
اگر یک اتفاق یکسان برای دوگروه آدم با دو گروه فکریه متفاوت رخ میده و نتیایج متفاوته باید فکر کنیم ب این مسئله
باید فکر کنیم ک نکنه داستان یجیز دیگس افکارو باورهامون داره نتیجه میده
همون روز اول ک افکارمونو تغییر میدیم نتایج متفاوت میشه
باور اشتباه مردم کهگیلویه بویر احمد در انتخابات نماینده مجلس : اینکه اون نماینده ماست دیگ باید همچیزو واسه ما فراهم کنه و وظیفشه و این باور ذهن فقیره ک نماینده واسه ما جای خواب درست کنه و این دوقرون دوهزارا جلوی میلیونها میلیون ثروتو میگیره
اگر ما ب خودمون ، خدای خودمون ، تواناییهای خودمون و نیروی درونی خودمون تکیه کنیم اینکه بریم تهران و جا داشته باشیم واسمون میشه جوک چون میتونیم بهترین هتلو واسه یکسال رزرو کنیم
این شرکه ک مسئولیت زندگیمونو بندازیم گردن بقیه
مردم ذهنشون فقیره ک نمیتونن مالیات بدن ک دولت هم خدمات ارائه بده و همش میگن ما نفت داریم ،نفت خیلی وقت نیست ک اومده قبلا مردم چیکار میکردند
یکبار واسه همیشه ب خودمون بگیم با کسی هم نیازی نیس ک بحث کنیم ب خودمون بگیم ک آقا این منم ک دارم زندگی خودمو خلق میکنم و اتفاقاتو رقم میزنم بنابراین لازم نیست ک منتظر پدر و ارثیه و دولت باشم چون همه اتفاقاتو خودم میتوانم رقم بزنم
فقط اگ سعی کنیم اینطوری فکر کنیم ک ایرادهارو در درون خودمون ببینم و پیداشون کنیم و تغییرشون بدیم کلی نتایج متفاوت میگیریم
نگاه کنیم و فکر کنیم ک مملکت از این رو ب این رو میشه ی تعداد کمی همیشه وضعشان خوب بوده و منتظر منجی نیستن ک مسائلشونو حل کنه
این تفکر بیماری زاست ک نمیخواد مسئولیت زندگی خودشو بپذیره و میگه ک یکنفری از بیرون باید بیاد مسائل منو حل کنه
(من این حرف رو ک در بگی شنیدم ک میگفتن وقتی تعداد آدمهای بد و فساد زیاد بشه امام زمان روز جمعه ظهور میکنند و فقط یارانشون 113 نفر هست رو کاملا یادمه ،اینم یادمه ک میگفتن من چیکار کنم ک جزو اون 113 نفر باشم تا امام زمان ب منم کمک کنند بعد باز با خودم میگفتم من ک نمیتونم اونقدر خوب باشم ک ت کل دنیا جزو اون تعداد کم باشم حتما ی تعداد دیگ هم یار دارن ک حالا یکم گناهکار تر هستند ولی بازم حتما امام زمان هواشونو داره حالا کمتر از بقیه :/ ️
چطوری میتونیم مسائلمونو حل کنیم؟ :
اگر بتونیم فکرمونو کنترل کنیم، بتونیم کار درستو انجام بدیم ، باورهای درستی داشته باشیم
همهچیز از فکر شروع میشه وقتی ک ما فکرمونو کنترل میکنیم ب صورت تکاملی ب مسیر های درستتر نسبت ب قبل هدایت میشیم
عمل کردن ب دانستها ایمانی ک عمل نیاورد حرف مفت است
اگ ما میگیم ک باید مسئولیت زندگیمونو ب عهده بگیریم و دوروز بعد رفتارم و عملم طوری باشه ک نشون بده منتظرم یکی از بیرون کار و مسئله منو حل کنه و توقع از دیگران داشته باشیم در مسیر غلط هستیم
باید باااااید بگیم هرچی ک الان ت زندگی من هست ت هر زمینه ای: روابط ،سلامتی و ثروت و … خودم ب وجود آواردم حالا هرچی ک هست چ زشت چ خوب خودم رقم زدم
استاد میتونست کلی بهونه بیاره بابت خانواده و فرهنگ و پدرو مادر و اینها ک مثلا یکسال ت خیابونا زندگی میکرده میتونسته همرو گردن بقیه بندازه ن خودشون ولی ولیییی استاد میگه همه اون اتفاقات باعث انگیزه واسه زندگی شده باعث ب وجود اومدن آتشفشانی در وجودش شده ک زندگیشو تغییر بده و کاریم ب کسی نداشته و ب کسیم نگفته و خودشو مسئول زندگیش دونسته و نشسته زندگیشو طبق میلش ساخته
ریشه غلط اینجاست ک یک کس دیگ باید کاری کنه ک من خوشبخت بشم و از زندگیم لذت ببرم و تمااااام افرادی ک چنین فکر و ویژگی دارن همشون آدمای بدبختین اما آدمای موفق اولین ویژگی ک ایجاد میکنن اینکه منم ک دارم زندگیمو خلق میکنم و مسئول 100٪ زندیگیمم و نباید گردن کارمند و شریکو اینا بندازیم (من در حال حاضر تفکری بین این درمورد دارم ک البته در مورد ازدواجی ک فعلا داره اتفاق میوفته ب مورد اول ک آدمای بدبخت هستن خیلی شبیه ترم و ان شاالله ک با پشتکار و عمل خودم خدا هم بهم کمک کنه بر اساس صحبتهای استاد عباسمنش و خانم شایسته واقعا شایسته عزیز ب مسیر صحیح تری قدم بزازم)
این حس مسئولیت پذیریو باید اینقدر با خودمون بگیم و تکرار کنیم ک ب قول قرآن هدایت بشیم و همیشه این درخواست هدایتو از خدا داشته باشیم و اگر باور داشته باشیم و عمل کنیم چشممون ب دیگران نباشه و توقع نداشته باشیم و بریم ت دل و قلب خودمون با خدای خودمون باشیم و بنده خوبی باشیم و زندگی کنیم خداوند همه کار برامون میکنه
ما چطور حاضریم کارمند شرکتای خوب مثل گوگل و اپل و شرکتای قدرتمند باشیم چرا چون وضعشون خوبه و جایگاه عالی دارن و خیالمون راحته و نگاهمون اینکه جای پر قدرت کار کنیم و درمورد شرکتا این نگاهو داریم چطوریه ک درمورد خدا این نگاهو نداریم ؟
وقتی ک خدارو باور کنیم ب عنوان پر قدرت ترین فرمانروای دنیا مالک یومدین و اینطوری فکر کنیم ک کل دنیاها دست اونه اونوقته ک از اون مواهبشم استفاده میکنیم باور کنیم ک کل دنیا و آسمون و زمین در اختیار و مسخر ما هستن یعنی نمیتونم اینو باور کنیم بعد باورمیکنیم ک بریم کارمند شرکتای قدرتمند بشیم ک امکانات بهتری نسبت ب شرکتای معمولی تر دارن
اگر ما بنده خوبی باشیم خدا خداییشو خوب بلده انجام بده مشکل اینجاست ک ما بندگی نمیکنیم و از همه توقع داریم غیر از خداوند ، ت بندگی خوبی بکن و باورت فقط توحید باشه خدا و ایاکنعبدو و ایا کنستعین تنها تورا میپرستم و تنها از ت یاری میجویمو درست کن ت وجودت ک این موضوع هم تکامل میخواد بعد همه درا واست باز میشه ک همه دنیا با هم نمیتونن واست چنین کاری بکنن
جمله طلایی
اگر داری مثل بقیه فکر میکنی و مثل بقیه عمل میکنی ب خدا مثل بقیه نتیجه میگیری
اگ جایی موجی مردم راه میاندازن ت ادامه نده چون مثل اونا نتیجه میگیری اگ نتیجه متفاوت میخوای باید هم متفاوت فکر کنی هم متفاوت رفتار کنی
اغلب مواقع نقطه مخالف تفکر بیشتر جامعه تفکر درسته (اغلب مواقع)
همچیز توحید و خدا و ایمان ب خداست و اگ کاری میکنیم و مردم خوششون بیاد از ما و مردم بگن ک آفرین ب ت ک پشت مایی و از حق ما دفاع میکنی این شرکه
اینکه استاد اینقدر کیفیت بالایی داره سایتش و نتایجش ت هر زمینهای واسه اینکه دنبال تایید مردم نبوده و کاری کرده ک خدا و قلب خودش بهش اعتقاد داشته باشه
اگ توحید ت قلبمون بیشتر و بیشتر بشه نحوه فکر کردن و عمل کردنمون و نتایجمون تغییر میکنه و همچیزمون تغییر میکنه
تمرکزمون رو بزاریم روی کار خودمون و مسیر خودمونو بریم و کاری نداشته باشیم ک بقیه چیکار میکنن و خدای خودمون رو بشناسیم و توحید عملی داشته باشیم یعنی مسئولیت زندگیمونو ب عهده بگیریم
مردمی ک مارو میارن بالا با ی بشکن مردم پرتمون میکنن پایین مردمو ول کنیم خودمون باشیمو خدای خودمون بعد خدا آدمارو میاره همه کار میکنه و ما فقط باید روی خودمون کار کنیم و نگرانی بیرونی نداشته باشیم بقیش خودش درست میشه
هدف این بخش این بود ک خدارو مقصر ندانیم و مسئولیتو گردن بقیه نندازیم و دنبال اینکه بقیه بیان زندگیمونو درست کنن نباشین هیچ نگرانش نباشیم و باید بگیم خودمون قدرت خلق زندگیمونو داریم
وقتی ما فکرمون درست باشه حتی بلایای طبیعی ب نفع ما میشه و اصلاچیزی ب نام بلا نداریم و همچیز نعمتای خداونده ولی این نعمتهارو هم فقط یسریا دریافت میکنن و آدمایی ک در مدار مناسب باشن از بلاها ایده میگیرن و جهانو رشد میدن( مثل استاد محمدی القار)
ممنونم وقت با ارزشتونم گذاشتین و کامنت منو تا انتها خوندین امیدوارم ک این نکته برداری از فایل ب همراه مثالهای زندگی خودم چراغ راه هم واسه خودم و هم واسه افرادی ک خواستارش هستند مفید واقع شده باشه و همچنین ردپایی از من در شروع این خانه تکانی
آرامشی وصف نشدنی در همه زمینهای زندگی واسه هممون آرزو میکنم
در پناه حق باشید