live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه - صفحه 41 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه194MB26 دقیقه
- فایل صوتی live | خروج از جامعه "معلولان باوری" و خلق زندگی دلخواه25MB26 دقیقه













سلام استاد عزیزممممم
بخداکه ارزش این فایل ها میلیاردیه وهیچ جوره قابل پرداخت نیست
چقدخوبه که هسدین واین سایت وجودداره چقدخوبه که این قوانین رو درک وکشف کردین به الهاماتتون عمل کردین وخروجیش شده اینی که الان هس خداروصدهزاران مرتبه شکر
یه سوال خیلی عمیقی توذهنم بود نمیدونستم درست چیه غلط چیه؟!چیکارکنم؟
ازخدا پرسیدم که خدایا من چیکارکنم توبگو؟واقعاموندم (که جوابموگرفتم)
بعدش طبق قولی که به خودم دادم اومدم یکی ازفایلهای خانه تکانی ذهن رو گوش بدم که قدم 17بود جالبه چندین بار خواسته بودم اینو گوشش بدم نشده بود یاگوشی زنگ میزد یادرو میزدن یا یه کاری پیش میومد فایل 16 رو چندین وچندددبارگوشش داده بودما ولی اینو نمیتونستم واقعااااا زمان بندی خدا عجیبه
اومدم وگوش دادم وچقدحرفاتون هم مداربود بافکرایی که توسرم بود مثلا چند روزی هست که اینستارو گذاشتم کنار فقط وقتی این برنامه رو بازمیکنم که محتوایی آپلود کنم بعدسریع خارج میشم چون دارم عمیقا حس میکنم که وقت گذروندن تواین برنامه شدیدا منو باورهامو حسو حالمو فرکانسمو به هم میریزه ویجورایی فرکانس منفی ازش دریافت میکنم که فک کنم بخاطراینه که داره روحم خالص ترمیشه به سبب این دوره خانه تکانی ذهن که قدم به قدم باحوصله جلو میرم،
روحم سریعا ناخالصی هارو حس میکنه وخلاصه ازهرچی ناخالصی داره سعی میکنم دوری کنم
یه نکته هم بگم جالبه قبلا طبق گفته های اساتیداینستا که میگفتن بایدتعامل کنی هشتگ اینجوری،پست اونجوری ،ریلزهاتو اینجوری بذارو…کلیییییی پیچیدگی دیگه داره که قشنگ معلوم میکنه چقداین حرفاباقوانین جهان درتضاده ،همه اینکارارو میکردما ولی بجای افزایش فالوور هرروز ریزش داشتم واین منوشدیدا ناامیدوخسته میکرد
تاکه به این موضوع رسیدم آغااااااااا بیخالش شو
اینستاچیزی نیس که تورو به خواسته هات برسونه این مسیرالهی وآموزه های استادوسایتشه که تاحالا اینهمه نتایج برات آورده وازهمون چندروز بااینکه فعالیت چندانی ندارم هرچی به ذهنم مبرسه آپلودمیکنم وتمام !
دیگه درگیرحواشی وپیچیدگی هاش نمیشم تازه فالوور جدید هم هرروزمیاد وداستم فکرمیکردم که چقدددددماانسانها همه چیو براخودمون پیچیده وسخت کردیم
که شماتوفایل گفتین 99درصدجامعه ورسانه ها تو درو دیوارن حالشون بده بس که تمرکزوانرژی میذارن روی چیزای پوچ ومنفی…
هروقت اون آیه یادم میاد که شیطان به خدا گفته وتومیبینی که آنها شکرتورا بجانمیارن گریم میگیره…
چقد راسته این آیه
وچقدددددسپاس گذاری خوبه
یادمه یبار باهمسرم رفته بودیم یه شهردیگه کار اداری وبیمارستانی داشت ،منم بادوستم قرارگذاشتیم که وقتی رسیدم شهر اونا میرم پیشش وباهم کلی خوش میگذرونیم دوستی که ازوقتی چشم بازکردم اون کنارم بود مث خواهر،خیلییییی وقت هم ندیده بودمش خیلی ذوق داشتم
خلاصه 5صبح که قراربود راه بیوفتیم 7برسیم اونجا همسرم زودتربه کاراش برسه ومنم برم پیش دوستم ،
نگوماکه خوابیدیم ساعت هارو رو کشیدن جلو وگوشی زنگنخورده وخواب موندیم ساعت7بیدارشدیم عجله ای رفتیم،ینی عملا کل برنامه به هم خورده بود هنوزهیچی نشده !
یکم عصبی بودم ولی گفتم ذهنتوکنترل کن نذار روزت همین ب بسم الله خراب شه توجاده عکس گرفتم ابرها کوها دشتها رو میدیدم حس سپاس گذاری بهم دست میدادوبغضی میشدم مث الان،
خلاصه رسیدیم همسرم گفت من برم این مدارکو تحویل بدم توبشین توماشین من بیام
بنده خدا دوستمم ازکله صبح منتظره منه وبهم پیاممیده زنگ میزنه بدیش اینجاس اون بنده خداهم چونمعلمه از فردا که قراربود مدارس بازشه اونروزشو جلسه گذاشتن بودن قراربودصبح زود برم خونشون ساعت10 منودخترش بریم بگردیم این بعده جلسه بیاد دوباره بریم بگردیم ساعت شد9 ایناماتازه رسیدیم وداره 10میشه هنوزخبری ازهمسرم نیس درحالیکه گفته بودچندثانیه طول میکشه میرم اینارو تحویل بدم سریع برمیگردم
دیگه قاطی کردم زنگ زدم بابا کجاموندی 10شد من اون بنده خدارو کاشتم منتظره منه داره وقت جلسش میرسه بخاطرمن نرفته میگه بیام دنبالت
همسرم گفت ماشینوقفل کن بیا یه سری مدارک هست باید بدم تو زودی بااسنپ ببر من بایدبمونم اینجا اینارو که تاییدکردن میبرم یجادیگه
آغا انگار یه آب پاکی ریختن روسرم بابی میلی تمام رفتم مدارکو گرفتم بردم به اون آدرس سریع رفتم نوبت بگیرم توپذیرش ،
که گفت فلانی امروزنیستن گفتم ینی چی نیستن؟ گفت نوشتیم زدیم رو در روزهای فرد نیستن کلا، تشریف ببرید فردا بیایید
گفتم مازشهردیگه اومدیم الان چیکارکنیم؟گفت کاری ازم ساخته نیس شرمنده
ازیه طرف روستم دیرش شده هی زنگ میزنه که بیام دنبالت؟میای باهم بریم؟نمیای؟کجایی؟
از یه طرف همسرم زنگ پشت زنگ که چیشد؟برو باهاشون حرف بزن قبول کنن و…
از یه طرف یه لباسی که مدتهالازمم بود وهروقت خواستم بگیرم موجودیش تموم شده بود واینبار یکی ازفروشکاه های اون شهرموجود کرده بود میخواستم برم بگیرم وهرلحظه داشت موجودیش تموم میشد
از یه طرف شهرغریب هیچ جارو نمیشناسم ونمیتونم ول کنم بااسنپ وماشین بیرون برم
از یه طرف همسرم میگفت وایسا اونجابهت کارمیسپرم
ازیه طرف گشنمه
از یه طرف دسشویی دارم میگم خانم سرویس کجاس؟ میگه خرابه قفل کردن
دیگه پاک رد داده بودم
گوشیو برداشتم زنگ بزنم شوهرم هرچی دهنم میاد بارش کنم بعدیهو به سرم زد آغا براچی اینجا معطل شم زمانم رو بکشم الکی وقت داره میره پاشو همینجوری سرتوبندازپایین گوشیتم خاموش کن برو دنبال کارای خودت
پاشدم کمی هم ازمسیرو رفتم بعدکه پیاده روی میکردم مغزم آروم شدگفتم لعنت برشیطون،اینجوری نه تنها کاریو درست نمیکنی میزنی بدترش هم میکنی روزی که قراربود بهترین روزت باشه تبدیلش میکنی به زهرمار، نکن
خلاصه برگشتم همون جای قبلی نجواها همینطورداشت وز وز میکرد به خودم گفتم اصلا شایدیه حکمتی بوده خب شده که شده یه لحظه خودتو بذار جای شوهرت عمدی نخواسته که اینجوری بشه اونم الان خودش آشفته اس
بهترین کارچیه الان؟ اینکه ذهنتوکنترل کنی وبه رهایی برسی داشتم حرفای شمارو باخودم مرورمیکردم ومریض هایی که توبیمارستان میدیدم منو بیشترمجاب میکردکه سپاس گذارسلامتیم باشم هی شکرکردم به دوستمم گفتم توبرو به جلسه ات برس آدرس اونجارو برام بفرست کارام تموم شه میام.
یه چنددیقه ای نشده بود شوهرم گفت دارم میام دنبالت بیا بیرون بریم دنبال کارای تو ومن دوباره برگردم پی کارای خودم ومن درلحظه دیدم قدرت شکرگذاری وکنترل ذهن رو،خیلی عجیب بود شوهرم چنددیقه قبلش خیلی استرس وفشارروانی زیادی داشت وتواینجور مواقع شدیدا پرخاش میکنه درحالیکه الان خیلی متین وآروم حرف میزدومیگفت هنوزحل نشده
رفتیم ازفروشگاهه لباسه رو گرفتیم منو برد به آدرسی که دوستم فرستاده بودوخودش رفت دوباره کاراشو حل کنه دوستم منو برد خونشون کلی گفتیم خندیدیم حالمون خوبترشد بعدشم شوهرم اومددنبالم ورفتیم یه رستوران توپ بعدش کلی خریدکردیم وخندان وخوشحال شب برگشتیم خونه وچقدددددچسبید مث یک سفربود برام خیلی لذتبخش وخاطره انگیزباکلی اتفاقای خوب وبه یادماندنی
واین برام درس عبرتی شد برای همیشه تومغزم موند که کنترل ذهن جادو میکنه قدرت اینو داره یک شرایط جهنم طورو تبدیل به بهشت کنه وبرعکس
استاد درمورد خوابتون که جواب سوال من بود
همین که گفتین من یه خوابی دیده بودم شاخک هام تکون خوردتمام تمرکزم جمع حرفاتون شد انگار قلبم میگفت که این اون حرفیه که دنبالشی همون جواب سوالته ذهنم خیلی با دو دوتا چهارتا اذیت میکرددلیل برهان میاورد که فلان تصمیم رو بگیر،
بااین فایل ولی نجواهاش کمترشدباعث شدمسیراصلیم دوباره بهم یاداوری شه
الان دقیقااااا تمام نجوای ذهنم درمورد ثروته
چقد چیزایی که درمورد اون موقع خودتون گفتین وصف حال الان منه!
توزندگیم همه چی دارم به هرچی میخواستم رسیدم ازآرامش،حال خوب،سلامتی،روابط عاشقانه،عزت نفس هرچیزی که یه روزی برام رویابود محقق شده بجزثروت واقعی!
زیاد دارم تلاش میکنم بهش برسم وخداروشکرورودی مالی دارما ولی تکلیف شغلی وعلاقه ودرامدیم هنوز اونجوری که بایده مشخص نیس وازخدامیخوام هدایتم کنه امروزخواستم قران بخونم هرصفحه ای رو بازکردم نوشته بود انسان بسیارعجول وشتاب زدس منومیگفت که عجله نکن میرسی ولی ذهن خیلی اذیتم میکنه نشانه هامیادولی زیادنمیتونم خالص دریافتش کنم شک ودودلی زیاد دارم درمورد مسیرشغلیم
چندوقت پیش باخداحرف زدم وازش ثروت واقعی میخواستم میگفتم چرابهش نمیرسم؟کِی وقتش میرسه بهم بگو؟خواب دیدم مفصل بود
فقط اینوبگم یه پیرمردسالخورده نورانی چهره ریش سفیدوموسفیدکه خیلی آروم ومهربون بودمیگفت چته اینهمه جلزوولزمیکنی اونقدصداکردی خدامنوفرستادمخصوصا بیام جواب سوالاتتو بدم گفت من ازطرف خدام هرچی توذهنته بپرس
یچی تودستش داشت هرچی میپرسیدم بصورت فیلم نشون میداد که چجوری میشه،باورم نمیشدچند روزبعدیکی دوهفته بعد دقیقا همون اتفاقایی افتادکه ازش پرسیده بودم وفیلمشو نشونم داده بود وهمون صحنه ها توزندگی واقعی برام اتفاق افتادو به خواسته هام رسیدم دقیقا همونجوری که نشونم داده بود
یادمه ازش پرسیدم چراثروتمندنمیشم؟میگف میشی!گفتم دروغ میگی پس کونتیجه اینهمه تلاش میکنم
گفت ببین ؛تواون چیزی که دستش بودفیلم منو به خودم نشون میداد که کنارپرنده ها بودم باهاشون قدم میزدم اونا یهوپروازکردن من اونارو دیدم شروع کردم به بال بال زدن اونقد بال زدم تانفسم برید افتادم زمین وگریه کردم میگفتم چرا برانمیشه؟منممیخوام پروازکنم برم به آسمون چرا نمیتونم پروازکنم؟هرچی تلاش میکردم نمیشدکه نمیشد
پیرمرده گفت میبینی این تویی خودتوباپرنده ای مقایسه میکنی که پرداره ولی تونداری تواول باید راه بری رو زمین،
راه برو نخواه که یهو پروازکنی گفت میل به پرواز وآسمان باعث شده اصلازمین رو نبینی پاهاتو نبینی که میتونی راه هم بری گفت خیلی داری باهوا میری یکم صبرکن میرسی
بعدگفتم ایناحرفای صدمن یه غاز توکَت من نمیره میرسی میرسی اخه کِی؟چجوری؟گفت رو کاغذیه ذکری مینویسم بهت میدم اگراینوعمل کنی زمین وزمان مسخرت میشه تمام ثروت وسعادت دنیاواخرت بهت داده میشه،نبوده نیس ونخواهدبودچیزی که خواسته باشی وبهش نرسیده باشی اون کاغذو بهم داد وبه شکل پرنده دراومد پروازکرد رفت ازخواب پریدم…
خیلی عجیب بود…هرجی فکرکردم یادم نیومد نوشته رو کاغذ چی بود
فک میکنم اون پیرمرده آدرس سایت شمارو نوشته بوده...
درادامه کامنت اولم اینارو مینویسم که ردپا بذارم که یادم بمونه
چون عجله داشتم این یه تیکه یادم رفت بنویسم
این چندوقتی که رو دوره خانه تکانی ذهن کارمیکنم ازطریق هدایت ها به سمت یکی ازعلایقم رفتم یکی دو روزبعدش خواب دیدم داره ازدماغم شدیداخون میاد هرکاری میکنم بندنمیاد
بعدِاینکه بیدارشدم مات ومتعجب توپوست خودم نمیگنجیدم ازشادی،
این یک الهام بود یک نشانه یک مژده یک پیام ازطرف خدا…
که ثروت داره میادوهرکاری میکنم این جریان ثروت بندنمیادینی وقتی جریان ثروت به زندگیم باز شه بخوامم نمیتونم جلوشوبگیرم
ازخوشحالی گریه میکردم انگارکه ثروت زمین وزمان دست منه
شایدمسخره بیاد ولی من میدونستم که این خواب تعبیرش چیه
ثروت درکمین نشسته آماده وهیجان زده که بهم برسه
پشت درِ باورهای محدودآمیزذهنم منتظره! حتی بیشترازمن برای رسیدن به من ذوق وعجله داره
وای فاطمه
رزق تو برتو ز تو عاشق تر است
اینوبفهم
خدابازبان بی زبانی داشت اینو بهت میگفت
رزق تو بر تو ز تو عاشق تراست
کاش باورکنی اینی که داری میگی
روزی که اینوعمیقاباورکنی ثروت وارد زندگیت میشه چی بشه اونروز
خدای من حتی تصورشم منو به وجد میاره
راستش درمورد خوابهام واین مسائل باکسی حرف نزدم ونمیزنم چون فکرمیکنن توهم وخیاله بااینکه خوابهامو خیلی دیدم که تعبیرمیشه ولی منم قبل آشنایی باشما داشت باورم میشدکه این خوابها رو ول کن به دردنمیخوره ساخته وپرداخته ذهنته وجسارت گفتنشو دیگه ازدست داده بودم چه برسه به باورکردنش بااینکه میگم خیلی اتفاقاافتاده بود که قبلش خوابشو دیده بودم ولی باورمو یواش یواش ازدست داده بودم
وتوسایت هم تاحالاحرفی ازش نزده بودم مثل ی راز براخودم نگه داسته بودم وفکر میکردم اگه اینارو بگم بقیه چی فکرمیکنن مسخرم میکنن باورشون نمیشه فک میکردم ادمای اینجا مث ادمای اطراف وجامعه هسدن قضاوت میکنن میگن توهم زدی
تاااینکه دیدم نههههههه اتفاقاااااا کاملا برعکسه بیشترازخودت به گفته هات باوردارن تحسینت میکنن بهت باور میدن
ازوقتی متعهدانه دارم روخودم و دوره هاتون کارمیکنم
خیلی خوب میتونم خودافشایی کنم خیلی راحتترمیتونم بعضی چیزارو بنویسم هرچقدرمینویسم بیشترخودمو میشناسم نقاط ضعف وقوتم رو پیدامیکنم
ازبچگی دلم میخواست یجای امنی باشه بتونم حرفامو بگم،حال خوبی ها،نقطه ضعفا،درسها،عبرت ها،تجربه ها،الهامات وخواب هاکه یادم بمونه
ولی نبود یامقطی بود! مثلا توگوشی سیومیکردم خراب میشدمیسوخت تمام اطلاعات میپرید،تومموری سیومیکردم گم میشد یامیسوخت،تودفترمینوشتم راحت نبودم احتمال اینو داشت دست هرکی که افتاد بخونه ولی اینجا امن ترین جاست که هرلحظه دردسترسه وکلی آدم مثبت کنارت هسدن که کمکت میکنن باایمان تومسیرباشی نه مث مردم جامعه که دلسردت میکنن
خداروشکربابت این مسیرزیبا
درود بسیار متشکرم بابت فایل ارزشمندتون
نکاتی که من دریافت کردم از این فایل:
اینکه ثابت قدم میمونیم یا نه بستگی به نوع تفکر مون داره.
باید برای جلوگیری از فراموشی تمرین کنیم.
سپاسگزاری ابزاری است که در هر حالتی معجزه میکند.
با نوشتن لیست نکات مثبت و چیزهایی که داریم باعث شرمندگی خودمون بشیم.
شکرگزاری باید واقعی باشه.
تک تک سلول های ما به سپاسگزاری پاسخ میدهد.
ما خیلی توانمندیم برای تغییر زندگیمون.
با توجه بر چیزهای خوب اتفاقات خوب میافتد.
تو نیازی به رقابت با کسی نداری چون بقیه مثل تو فکر نمیکنن.
به نام خداوند بخشنده ومهربان
خدایا شکرت به خاطر این همه زیبایی ونعمت
انسان که موجودی فراموشکاره و وقتی نتیجه میگیره خدا رو شکر وبعدا فکر میکنه که طبیعی بود ویا از عقلش بودو دوباره کی به خودش میاد؟وقتی که دوباره مسائل ومشکلات شدت پیدا میکنه ودیگه از عقلش کاری برنمیاد اونجا دوباره میره سراغ خداوند.انسان باید در هر حالتی چه خوشیها و چه بدبختیها هیچ موقع اصلا خداوند رو فراموش نکنه ومدام له خودش بگه که من هر چه دارم از خدا دارم واینجوری اون احساس سپاسگزاری رو حفظ کنه ودر مسیر باشه واین رو باید بدونه که شیطان همیشه در کمینه.من خودم هر موقع از راه راست منحرف شدم نتابج رو چه از لخاظ مالی وچه غیر مالی دیدم وتجربه کردم به جایی میرسه که هر چقدر کار میکنی که اوضاع مالی بهتر بشه این اتفاق نمیافته از طرفی در کنارش هم میائل دیگه ای پیدا میشه مثل بد شدن روابط با همسر.پس باید همیشه شکرگزار خداوند باشی و بدونی مه هر اتفاقی در جهان به نفع توست حتی اگر ظاهر بدی داره.ممنونم از استاد عزیز و آرزوی موفقیت برای همگی
امروز 26/11/1404 هست و خداروشکر میکنم که از قسمت “من را بسوی نشانه ام هدایت کن” به این فایل زیبا و تاثیرگذار هدایت شدم. با دیدن مجدد این فایل و شنیدن خاطره استاد از تغییر ذهنیت نسبت به یک مسئله و تغییر نتیجه در لحظه، یاد یک خاطره مشابه برای خودم افتادم. چندی قبل در حال رانندگی بودم که یه برخورد جزئی با یک موتورسیکلت باعث شد که راننده موتور زمین بخوره. بعد از پیاده شدن از ماشین و چک کردن حال راکب موتور، و مطمئن شدن از سلامتش، خواستم که باهاش صحبت کنم ولی ایشون بسیار عصبی بود و قصد دعوا و درگیری با من رو داشت. بعد اینکه ایشون عصبی شد اولش من هم خواستم درگیر بشم و جواب خشونت رو با خشونت بدم اما یاد این حرف استاد افتادم که آدم تو این شرایط باید ایمان خودشو نشون بده. من به ایشون گفتم که من زنگ میزنم پلیس تا پلیس بیاد تکلیفو مشخص کنه و درگیری ما فایده ای نداره. بعدش رفتم نشستم توی ماشین و منتظر شدم که پلیس بیاد. اما این آدم همچنان قصد درگیری فیزیکی داشت و از کوره در رفته بود. من گفتم اگر ذهنمو آروم کنم میتونه شرایط تغییر کنه. خلاصش میکنم، من بجای درگیری توی ماشین نشستم و شروع کردم به خوندن اخبار ورزشی تا ذهنمو از روی اون موضوع بردارم. اتفاقی که افتاد با اینکه این آقا قصد درگیری داشت و به دوستانش زنگ زده بود که بیان تا بتونه درگیری رو بیشتر کنه، دوستان این آقا اومدن و با ایشون صحبت کردن و ایشونو آروم کردن بعدش هم از من عذرخواهی کردن و خود اون آقا هم اومد از من عذرخواهی کرد و منو بغل کرد و حلالیت طلبید. و اون لحظه ایمان من به این موضوع که ما میتونیم با تغییر نگاهمون به یک مسئله و حفظ آرامش، حتی یک دقیقه آینده خودمون رو تغییر بدیم، 100 برابر شد. امیدوارم که بتونم با مرور این خاطرات مثبت، همیشه بیش از پیش آرامش خودمو حفظ کنم تا هیچ مسئله ای نتونه منو از مدار خوبی ها خارج کنه.
سلام علیکم استادعزیز وهمراهان گرامی
دراین فایل شما تاکید زیادی داشتین روی مساله کنترل ذهن.واین همان وجه تمایز انسان با دیگر مخلوقات خداست .واین هست که وقتی خدا بشر را خلق نمود به خودش تحسین گفت.این ذهن وفکر وباورهای انسان است که اورا بهشتی یاجهنمی می کند.کنترل ذهن یا همان تقوی وپرهیزگاری که درقران بارها خداوند از ان یاد کرده.پرهیزاز افکار منفی
پرهیز از باورهای اشتباه پرهیز ازناامیدی وداشتن ایمان قوی به الله به ذات یگانه او
آنچه که مایه پیشرفت بشر میشود شناخت تواناییهای ذاتی اوست که خداوند دراوبه ودیعه نهاده.وقتی شکر گذارمیشوی وخدا رادرلحظه لحظه زندگیت مشاهده میکنی وبه ایمان میاوری دیگر نه ترسی داری ونه نگران میشوی واین یعنی کنترل ذهن وباایمان وقدرت مضاعف جلورفتن ونتایج عالی درزندگیت نمودار میشود وزاین مسیر هراحظه لذت میبری.انشالله که بتوانیم نمونه کامل از انسانی باشیم که خدا میخواهدانشالله
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه عزیزانم
امروز این فایل بینظیر نشانه من بود، و خدارو بینهایت سپاسگزارم به خاطر وجودم در این سایت و استاد چقدر به خودم بالیدم اونجا که گفتیم بچه های سایت تحسین برانگیزن و بینهایت با شنیدن این فایل حال دلم خوب شد وکلی انرژی گرفتم و قوت قلبی بود برای من
استاد یه مدت هر کاری میکنم درجا میزنم و انگار توی یک گره کوری گیر کردم و این باعث شده کلی از انرژیم گرفته بشه و همینطور که میگید وقتی از مسیر دور بشیم بدن سریع نشون میده واقعا من که مدتی از سردردم خبری نبود سردرد بودم و دیروز کلی کم انرژی بودم
هنوز نمیدونم کدوم باورمه که باعث درجا زدنم شده اما فهمیدم که من اول باید باورهامو درست کنم بعد برم برای درامد زایی
«یک چیزی که از درون من بجوشه»این جمله ی شما زنگی بود در ذهنم ببینم چیه که از درونم بجوشش بیاد چکاری انجام بدم
چکار کنم وقتی روی باورهام کار میکنم رها نکنم؟(سوالی من این مدت با درجا زدنم بارها از خودم میپرسم و میگم چکار کنم)
من چقدر باور دارم که کار کردن روی ذهنم نتایج خوبی همرا داره؟
من چقدر باور دارم که توجه به زیباییها نتایج خوبی به همراه داره؟
من چقدر باور دارم که نوشتن و شکرگزاری نتایج خوبی به همراه دار؟
من چقدر باور دارم که کنترل ذهن نتایج خوبی به همرا داره؟خیلی من باور دارم با کنترل ذهنم میتونم خلق کنم.
استاد با مثال بانک رفتنتون یاد امروز صبح افتادم مدتیه میخوام برم برای یک کار بانکی اما امروز فردا میکنم تا اینکه دیروز کارت بانکی همسرم گم شد و به اجبار باید امروز میرفت بانک تا کارت بانکی جدیدی بگیره رفتیم و نوبت گرفت و من بیرون منتظرش بودم و خداروشکر عادت کردم هر کجا هستم دنبال زیباییها باشم اطرافمو میدیدم و دنبال ماشینهای زیبا و ماشین دلخواه خودم بودم.اینم بگم موقع رفتن گفتم منم برم کارمو انجام بدم اما باز گفتم ولش کن،چون اصلا حوصله نداشتم، الان که فکر میکنم اون موقع به خودم گفتم خدایا با خودت اون موقع اصلا متوجه نبودم که اینو گفتم الان که اومدم و این کامنت و مینویسم یادم اومد خلاصه رفتیم و به همسرم گفتن نمیشه باید بره شعبه دیگه تا کارتشو بگیرن همسرم اومد و منو صدا زد و گفت تو بیا کارتو انجام بده منم رفتم و یک فرم به من دادن تا پر کنم و اون کارمند تمام کارهای منو انجام داد و نوبت به گوشی من رسید که باید همراه من میبود ولی چون دخترم کلاس مجازی داشت گذاشته بودم خونه و همراهم نبود اون کارمند بانک به من گفت پیامک براتون اومد منم گفتم گوشیم همراه نیست اون اقا یک نگاهی به من کرد و گفت خوب پس من چطوری الان بفهمم که درسته یا نه، گفتم گوشی خونه س چون دخترم کلاس مجازی داشت، در حالت معمول باید من میرفتم و گوشیمو میآوردم تا کار من انجام شه اما اون اقا در تمام مدت با مهربونی و صبوری کار منو بدون همراه داشتن گوشی انجام داد و الان که فکر میکنم من در تمام مدت دنبال نکات مثبت در بانک و بیرون بانک بودم من نا خوداگاه عادت کردم به دیدن و تحسین زیباییها واکثر اوقات توی خیابون دنبال ماشین دلخواه خودمم و ماشینهایی که زیباست و یا خانومی که راننده س رو تحسین میکنم امروز وقتی شما گفتین شکر گزاری استپ زدم و رفتم دفتر شکر گزاریمو اوردم و شروع کردم به نوشتن و شکرگزاری، یادم اومد که دیشب که رفته بودم خرید چقدر فروشنده با من با مهربانی برخورد کرد و عذر خواهی کرد فقط به خاطر چند دقیقه منتظر بودن من برای اینکه کار مشتری قبل از منو انجام بده فقط به اندازه خرید کردن و حساب کردن خرید مشتری قبل از من .
موقع شکر گزاری واقعا اشکم در اومد و اون حس شکر گزاری واقعا در وجودم یک احساس خوبی ایجاد کرد و واقعا با نوشتن میشه در خودم فرو برم و ببینم اون چیزی رو که خیلی ساده از کنارش عبور میکنم
استاد گفتین «توجه به نکات مثبت و سپاسگزاری که به احساس خوب میرسه نتیجه رو میده» و من واقعا سردردم خوب شد و حالم تغییر کرد و به حس خوب رسیدم و و تا اخر شب شاد و پر انرژی بودم
استاد گفتین« ما فراموشکاریم نتایج میاد بعد درگیر میشم یواش یواش عامل رو یادمون میره و برمیگردیم به حالت قبل»به خودم گفتم من که نتایج خوبی تا به حال گرفتم حتی از لحاظ مالی من که همیشه کارت بانکیم صفر بود اما حالا توی کارتم پول هست من همیشه به خدا میگفتم به اسانترین و راحترین شکل در امد داشته باشم مدام میگفتم پول در اوردن اسانترین کار دنیاس و واقعا هم تا حالا به همین شکل بوده پس این نتیجه رو با درست کردن باورهام و توجه به نکات مثبت بدست اوردم هر زمان میرم خرید به قدری مشتری این سوپری محله ما شلوغه که همیشه میدیدم مشتریهای زیاد رو و شکر گزار بودم میدیدم برخوردهای خوب مهربانانه اطرافیانم رو و شکر گزار بودم و دیروز و امروز صبح هیچ توجهی به برخورد خوب اطرافیانم نداشتم وبرام عادی بود
به گفته شما «فراموش کردم عامل اصلی خوشبختی چیه؟»فراموش کردم حس خوب مهمترین نکته س و با اینهمه نتیجه اما با درد ناخن کوچیک پام همه چیز یادم رفت و بهشت خودمو جهنم کردم و چسبیدن به خواسته و زور زدن برای رسیدن به خواسته از مسیر دور شدم و بدنم این الارم رو به من داد
استاد این جمله طلاییه که«سپاسگزاری در هر حالی معجزه میکنه یک ابزاری هست که در تمام حالتها کمک میکنه به اوضاع بهتر شدن و پیشرفت»
سپاسگزاری واقعی قلبت باز میشه، حالت خوب میشه، و وقتی تمرکز روی نعمت سلامتی و نکات مثبت اطرافت باشه اتفاقات خوب همراه داره
اگر ادم شروع به سپاسگزاری کنه که احساس خوب بده قلب به من میگه ،بدنم سبک میشه، ارامش پیدا میکنه.
توجه به نکات مثبت که به احساس خوب میرسه نتیجه رو میاره
یاد اون گفتگوی دوستمون در کلاپ هوس افتادم که میگفت چیزی برای سپاسگزاری پیدا نمیکرد و برای سیب توی یخچال سپاسگزاری میکرد و از اون حالت روحی داغون به حال خوب و موفقیت رسیدو گفتم من که خیلی چیزها برای سپاسگزاری دارم و خدا هزاران بار شکر نیازی نیست زیاد فکر کنم و دنبال بگردم
استاد با نوشتن نعمتها و شکر گزاری همین طور که گفتین همون لحظه تک تک سلولهای بدن عکسالعمل نشان میده
من وقتم و فرکانس و تمرکزم رو برای چی میزارم در مورد چی صحبت میکنم تمرکزم روی چیه ؟ من بیشتر وقتم برای کارهای خونه و رسیدن به هدفم و در کوچکترین زمانی که بیکار هستم و فرصت دارم در این سایتم و همیشه دنبال فرصتم برای اومدن در این سایت چون همیشه حالم خوب میشه و تمام سعی خودمو میکنم اصلا از نازیباییها صحبت نکنم و حتی به دیگران اجازه نمیدم از نازیباییها برای من بگن و الان دیگه خودشون متوجه شدن و با من در مورد نازیباییها حرفی نمیزنن و گاهی که حرفی میزنن وقتی با کم توجهی من مواجه میشن دیگه حرفی نمیزنن
استاد درمورد قران خوندن واقعا فکر میکنم وقتی این قوانین رو میدونی راحتر قران رو میفهمی چون من قبل هم قران میخواندم اما نمیفهمیدم یا شایدم باورم این بوده که نمیفهمم ونمیفهمیدم اما الان شکر خدای مهربونم خیلی بهتر قران رو میفهمم
هر انچه باور داشته باشی اتفاق میفته وقتی طبق قانون پیش بری
خلاصه ای از نکات مهم در این فایل
«(من توی بهشتم باشم اما با کوچکترین چیزی انگار توی جهنمم این کار شیطان هست»)
«ا(گر سپاسگزار باشی شما رو میافزایم شما رو بزرگ میکنم»)
«(سپاسگزاری بزرگترین دروازه نعمتهاس)»
«(سپاسگزاریی واقعییی از ته قلب که باعث میشه نه غمی ونه ترسی باشه»)
«(سپاسگزاری برای استعدادها و تواناییها به خاطر ویژگیهای خوب خودم »)
« در بدترین حالت کنترل ذهن و سپاسگزاری و توجه به نکات مثبت و زیباییها همه چی عوض میشه به نفع منه»)
«(من توانام من خالق هستم »)
«( با دیدن نازیباییها شیطان من رو گمراه میکنه و باگوش کردن به خدای درون و دیدن نکات مثبت همه چی خوب میشه و همونطوری میشه که من میخوام»)
«(برای پیشرفت و موفقیت نیاز به تقلا و زجر کشیدن نیست »)
«(با تمرکز روی فراوانی من دیگه ترسی از کمبود ندارم»)
بهترین راه شناسایی باورها عملکرد
وقتی ادم روی خودش کار میکنه اگر در فضای نا مناسب هست میریم به جای بهتر، جهان هل میده مگر وابستگی شدید داشته باشه وقتی مکانهای بهتری باشه برای فرکانس جدید من هدایت میشم مگر اینکه مقاومت داشته باشم انچه اطراف من هست هماهنگ با فرکانس من هست
«(هر حرکتی به امید تجربه های جدیدتر»)
«(احساس ترس توهم هست وقتی توی دلش بری ترسی اصلا وجود نداره»)
«(وقتی باور فراوانی در من قوی بشه من دیگه ترسی برای اینده مالی خودم ندارم»)
«(هر انچه باور داشته باشی اتفاق میفته وقتی طبق قانون پیش بری»)
در پناه خدای مهربونم باشید
سلام خدمت شما استاد عزیز
خدارو شاکرم بابت وجود شما و بایت هدایت من ب سمت زندگی زیبا الهی شکر
نشانه امروزم بازم ترکونده چ مبحث هایی باز شده
با خودم داشتم فکر میکردم که فقط ذوق از نشانه ها درست نیست و باید عمل باشه بهش همون لحظه شکرگذار شدم بخاطر وجود خواهرزاده و دخترم و پدر و مادرم و چقدر احساسم عالی شده
ب قول استاد ٱنقدر این کار راحت و ساده هست ما گول میخوریم و فکر میکنیم باید کار عجیب و غریبی بکنیم تا نتایج بیاد
سپاسگزاری و کنترل ذهن همه چیزه مسیر رسیدن ب خاسته هاست
فایل مشابه این قسمت زیبا بین باش بود که چقد مسیر شما رو نشون داده شما از همین مسیری ک گفتی
إحساس خوب=إتفاقات خوب
گذر کردین .من خودم تو سفر ب دور آمریکا و زندگی در بهشت مصداق این صحبتهای شما و گرفتم و متوجه شدم
شما خودتون هر روز و هر ثانیه دارین عمل میکنین ب این حرف ها
و چ مسائلی رو حل کردین و من میموندم حاج و واج
خودم روزهایی که حالم بهتره و حس و حالم عالیتر اتفاقات همون روز هم عالیتر پیش رفته
موضوع بعدی رابطه که بیش از 99%جامعه دیگ رابطه نیست اسمش بلکه فقط وابستگی و احتیاج ب حمایت و ترس از دست دادن هست
نمیکنه ک من عالیم اما خیلی از چند ماه پیش بهترم و این خودش نشون میده که اگه روی خودم بیشتر کار کنم نتایج هنوز بهتر هم میشه
فراوانی وقتی باور فراوانی ما خوب باشه دیگ استرس نداریم که اگه از این راه نشه چی میشه میگیم بابا فراوونه بهر حال میشه از این راه نشد ی راه دیگ
و همراهش احساس رهایی هم میاد که کار هر کسی نیست پیاده سازی این قانون
حداقل در این زمان و مکان من توش قوی نیستم وباید کار کنم
ترمز یا پاشنه آشیل منم همینه قانون رهایی
باور فراوانی از یک جهت هوایی باور 100%ب خدا میخاد که یکی هست که هوایش ب کنه و من فقط کارم لذت بردنه مثل خاب صادقانه شما
که من همون مسیر و برم و هر چقدر بتونم تواناتر باشم تو حال خوب داشتن میتونم راحتتر ب خاسته هام برسم و با دل قرص که شک و تردید آدمی رو ب راه حق هدایت نمیکنه
الهی بازم شکر
هر چقدر انرژی مثبت بفرستی همون و دریافت میکنی من ک خیلی اعتقاد دارم که ٱستاد کریم میبینم نیست خوبمون و بیشتر خودمون و داره
و همیشه بهم ثابت شده جواب نیست خوب
سلام استاد. امید وارم که حالت عالی باشه.. استاد من 3 ساله تو سایت هستم. و خیلی کم کامنت گذاشتم. امیر هستم 23 ساله از یزد.. استاد عزیزم کلییی داستان قشنگ دارم کع واست تعریف کنم. ایشالا به زودی ایفون میگیرم و تو برنامه هایه کلاب هوس شرکت میکنم.. همینجوری داشتم به صورت رندوم این فایلو گوش میدادم. گفتم حداقل بهتون بگم که من 3 ساله دارم از فایلایع رایگان استفاده میکنم. اگاهیم خیلی رفنه بالا. الان خیلی بیشتر حرفاتونو درک میکنم. هر روز دارم هدایت هارو میبینم اتفاقا رو میبینم. رو باور هایع ثروت کار میکنم کلی نتیجه گرفتم.. کسبو کار شخصیمو راه انداختم به صورت کاملا معجزه اسا. واقعا همه جاش معجزه. از خرید وسایل از اجاره مغازه. از اشنایی با دستان خدا.. از اینکه من کلا قید کاری که عاشقش بودم رو زدم. و از وقتی که تعهد دادم ک دیگ وقتشع که عمل کنم. خدا چقد قشنگ منو هدایت کرد باز سمت عشقم. سمت ارایشگری. اصلااا من دیگ نمیخاستم ارایشگری رو ادامه بدم. اما وقتی تشستم روباورام کار کردم خدا بهم گفت امیر تو عشقت ارایشگزیع.. ایشالا بزودی باهاتون حرف میزنم. خیلی حرف دارم واقعا باید به بچها بگم.. استاد منتظر خبرایع خوب از من باشید. دوستتون دارم. حتی اینم بگم که حتی مشتری هامم هم فزکانس منن. من مشتری داشتم ک یه خسی بهم گفته امییررر این مشتری فرق داره. و بعذش فهمیدم که استادشون عباسمنش هست.. و کلی باهم حرف زدیمو کلی ایمانمون قوی تر شده.. بزودی میام اساسی تعریف میکنم استاد.. عاشقتمونم. فعلا
سلام به استاد عزیز و همراهان خوب
چقدر خوبه این دیدگاهها و نظر های دوستان که در مورد فایل و اتفاقات زندگی خوب به نگارش در میارن من چند روزیه که صبح بعد بیدار شدن سراغ
هدایت روزانه میرم فایل رو گوش میکنم و نظرات رو
میخونم
دیروز که این فایل رو گوش دادم خیلی به آگاهی های من در مورد قانون و تکامل بیشتر شد
الان در روزهایی به سر میبرم که مشکلات مالی
در کسب و کارم زیاد است و همیشه استرس سپری میکنم اما دیروز با گوش دادن این فایل شروع کردم به دیدن نکات مثبت مثلا چون نتونستم چند ماه کرایه کارگاه رو بدم صاحب کارگاه ناراحت شد و سراغ املاکی رفته و گلایه کرده و گفته نمیخواهد با ما در دوره جدید قرار داد ببندد من خیلی ناراحت شدم حسم بد شد اما با گوش دادن این فایل اومدم
تمام نکات مثبت در مورد کارگاه محیط کارگاه و کاسب های اطرافم و خود صاحب ملک نوشتم و تحسین کردم و کلی حالم خوب شد
من حتی باید همون روز به چند نفر که بدهکار بودم
پول بدهم اما هیچ دریافتی نداشتم شروع به شکر گذاری کردم و دیدن نکات مثبت و اتفاقات خوبی
که برام رقم خورد در کسب کارم که باعث شد اون چند نفر اصلا در مورد پول مرا تحت فشار نزارن و تا شب آرامشم حفظ بشه و شروع به کار کنم و با حس خوب چون هر لحظه میگفتم خدای من همه چیو حل میکنه من ایمان دارم و به تلاش خودم ادامه میدم
من فهمیدم مهمترین اصل
دیدن نکات مثبت
تحسین افراد موفق
کنترل ذهن که اونم با دیدن نکات مثبت
طی کردن تکامل و به زمانبندی خدا ایمان داشتن
و توحیدی بودن در مسیر هدایت است که زیباترین
زندگی رو خلق میکنه
سپاس از استاد عزیز بابت این همه آگاهی و حس
خوب که به ما میده
خدایا شکر که شما استاد گرانقدر معلم ما در این
مسیر زیبا هستین
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
سپاسگزاری و نوشتن درباره ی نعمتها و زیبایی ها ما را به احساس خوب خواهد رساند. هم زمانی ها و نتایجی در زندگی ما رقم می خورد که خودمان کاملا متوجه می شویم که به دلیل کار کردن بر روی باورها و سپاسگزاری از خداوند و توجه به نکات مثبت است، اما چون ما این مسیر را فراموش می کنیم مسیر درست را ادامه نمی دهیم. زمانی که از نظر سلامتی دچار مشکل می شویم باید به احساس خود توجه کنیم. سپاسگزاری و داشتن احساس خوب به خاطر داشته ها و نعمت ها که باید با تمام وجود آن را احساس کنیم و به احساس خوب برسیم، در این صورت سپاسگزاری ما تاثیر گذار خواهد بود. شیطان می تواند از بهشت برای ما جهنم بسازد. خداوند فرموده اگر سپاسگزار باشید شما را می افزایم. بزرگترین دروازهی دریافت نعمتها سپاسگزاری واقعی است که باعث می شود هیچ غم و ترسی نداشته باشیم. زمانی که از داشته ها ی خود سپاسگزار باشیم بدن ما همان لحظه واکنش مثبت نشان خواهد داد و خودمان متوجه آن خواهیم شد.
اگر بتوانیم هنگام مواجهه با تضاد ها تمرکز خود را از روی آن برداشته، یا زاویه ی نگاه مان را تغییر دهیم و سپاسگزار بوده و به نکات مثبت توجه کنیم تمام اتفاقات به نفع ما خواهد شد و حتی رفتار دیگران به سمت مثبت برانگیخته شده هر چند که ظاهر قضیه یا اتفاقات از نظر ما بسیار نامناسب باشد. اگر بتوانیم ذهن خود را تغییر دهیم به راحتی می توانیم اتفاقات را دگرگون کنیم.
بسیاری از اتفاقات برای ما همین گونه رخ می دهد به محض این که به نکات مثبت توجه می کنیم شرایط ما دگرگون خواهد شد.
اکثریت جامعه بر نکات منفی و نازیبایی تمرکز و از نظر ذهنی و باورها معلولیت دارند، بنابراین با کمی کار کردن بر روی خودمان بسیار پیشرفت کرده و به سرعت از بدنه ی جامعه جدا خواهیم شد. به همین دلیل برای رشد و پیشرفت نباید عجله داشته باشیم چون مسابقه ای در کار نیست، کافی است از مسیر رسیدن به خواسته های خود لذت برده و تمرکز خود را بر روی خوبی ها و زیبایی ها بگذاریم .
مردم در کل جهان، با تمرکز به نازیبایی ها اتفاقات بد را برای خود رقم می زنند. اگر در مسیر درست پایداری و مداومت داشته باشیم تنها می توانیم رشد و پیشرفت کنیم.
زمانی که مداومت داشته باشیم به تدریج در مدار خوبی ها و زیبایی ها قرار می گیریم. اکنون ممکن است آموزه های استاد را به درستی درک نکنیم،
زمانی که از نظر فرکانسی تغییر می کنیم جهان به راحتی ما را به مکان، افراد و شرایط بهتر هدایت خواهد کرد. اگر ما از لحاظ فرکانسی به حد مشخصی برسیم حتما از جامعه جدا خواهیم شد.
مهاجرت به دلیل غلبه بر ترس ها و پا فراتر گذاشتن از محدوده ی امن خود بسیار ارزشمند است، اما زمانی که نخواهیم از مکان فعلی خود فرار کنیم .
ترس ها تنها موهومی و توهمی است و زمانی که پا در دل آنها می گذاریم متوجه می شویم که اصلا ترسی وجود نداشته است.
دوره ی عشق و مودت دوره ای عالی است که برای ما در صلح بودن با خود و داشتن احساس خوب بیشتر را ایجاد کرده است.
ما با باورها و فرکانس های خود اتفاقات زندگی خود را رقم زده و در هر لحظه می توانیم با تمرکز بر زیبایی ها و کنترل ذهن به سمت شرایط بهتر هدایت شویم .
قوانین جهان و قرآن بسیار ساده و روان است، اما اگر با باور سخت بودن به سراغ آن برویم به دلیل داشتن این باور درک ما از آن نادرست خواهد بود.
استاد با تسلط بر قوانین و ادامه و پایداری در مسیر به تمام خواسته های خود دست یافته اند، هم چنین می توانند با اطمینان اتفاقات آینده ی خود را پیش بینی کنند، بنابراین ادامه و مداومت در این مسیر برای ما آزادی در تمام جنبه ها را فراهم خواهد کرد. موفقیت در تمام جنبه ها اهمیت دارد. همه ی این موارد در صورتی رخ خواهد داد که کنترل ذهن داشته و هر روز بر روی باورهای خود به درستی کار کنیم .
خدایا شکرت
عاشقتونیم