live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق - صفحه 41 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    207MB
    44 دقیقه
  • فایل صوتی live | استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق
    43MB
    44 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

801 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1146 روز

    به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین ودوستان بزرگوار

    خدا را شکر که من هم لایق دریافت آگاهی های ناب الهی هستم استاد عزیزم سپاس گزارم برای توضیحات عالیتون دوره دوازده قدم خیلی برام برکت داشت تمام جنبه های زندگی من کلی متحول شده کلی باور های اشتباه گذشته را دور ریختم کلی باور مذهبی که با درک قرآن در این دوره بی نظیر یاد گرفتم خدا را شکر برای وجود شما عزیزان و وجود خودم

    استاد عزیزم من با کار کردن روی خودم کلی از آدم های اطرافم حذف شدند دیگه اون زنگ زدن های بی فایده ای که فقط منو منحرف می‌کرد حذف شدند

    چقدر خداوند سریع الجوابه من این سوال در ذهنم بود چرا من دارم روی خودم کار میکنم همه از دوربرم رفتند دیگه با هیچ کس حتی مادرم هم رفت و آمد ندارم چرا قانون برای من بر عکس شده

    تا اینکه هدایت شدم به این فایل بی نظیر تمام سوالات من جواب دادید

    استاد عزیزم این چند سالی که دارم روی خودم کار میکنم خیلی احساس خوبی دارم واز تنهایی خودم لذت می‌برم تازه خدای خودم را پیدا کردم خدا واقعی خدای رحمان و رحیم خدا ی بخشنده و مهربان خدای رب العالمین من اون اوایل از ترس جهنم و وارد شدن به بهشت یه سری تکالیف مذهبی را انجام می‌دادم ولی خدا را شکر که هدایت شدم و حالا دارم آگاهانه زندگیم را خلق می‌کنم و ارتباط صمیمی با خدا خودم دارم و با هم عشق بازی می کنیم حالا دیگه با لذت نماز میخونم با لذت روزه می‌گیریم با لذت زندگی میکنم و دارم عاشقانه زندگی خودم را خلق می‌کنم

    الان بهتر نعمت های اطرافم را می بینم و سپاس گزاری میکنم الان دیگه از هر لحظه‌ی زندگیم نهایت استفاده را میکنم الان دیگه خدای من مهربان ترین و بخشنده ترین و غفور ترین رب العالمین است من تنها وتنها او را می پرستم وتنها از او کمک می خواهم همین که وجود خداوند در زندگیم حس میکنم برام کافی است

    خدایا مرا آسان کن برای آسانی ها

    تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم

    ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده‌ای نه راه گمراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    نازنین خشنود گفته:
    مدت عضویت: 1719 روز

    به نام خدای مهربان سلام استاد جان

    تجسم کردن چیزی نیست جز توجه کردن

    ما در هرلحظه داریم تجسم میکنیم

    باتوجه کردن.

    وقتی داری به اون لحظه ی فکر میکنی ک اگر کارمو درست انجام ندم رییسم سرم داد میزنه ممکنه اخراجم کنه و….

    وقتی داری فکر میکنی به اینکه اگ توی ازمون قبول نشم چی میشه…

    وقتی داری فکر میکنی اگ فردا سر کلاس استاد ازم یچیزی بپرسه ک بلد نباشم

    اینا همش تجسمه و داری با دست خودت ناخواسته هاتو ب زندگیت دعوت میکنی

    باید بپذیری ک تمام اتفاقات زندگیت رو بدون استثنا خودت خلق کردی اونوقته ک میتونی نتیجه رو تغییر بدی

    سالها خدارو مقصر میدونستم

    وقتی ی اتفاق بد میفتاد برام بهش میگفتم

    چیه چته دست از سر من بردار خدایا منو اذیت نکن

    اما الان وقتی مهربونیاشو دارم میبینم.

    منو هرروز شرمنده ی خودش میکنه.

    باخودم میگم مگ من میتونستم یک هزارم این کارارو خودم انجام بدم؟ اگ اوون نبود؟؟

    پس بی انصافیه ک اگ ی ذره ب تضاد بخورم بخوام ازون شکایت کنم

    روم نمیشه راستش

    چقدر ذوق زده شدم وقتی چند روز پیش

    ی اتفاق خیلی کوچولوی ناخواسته. افتاد

    خندیدم و گفتم خدایا نمیتونممم چیزی به تو بگم

    خودم میدونم خودم خلقش کردم (نه الکی بگم

    واقعااااا با تمام وجودم باور دارم ک خودم اینکارو کردم)

    برا همین گفتم خدایا تو مشکلی نداری اتفاقا دستت درد نکنه ک پاسخ میدی بدون ذره ای اشتباه

    نگران نباش من خودم خراب کردم خودمم فرکانسمو درست میکنم

    ازتم ممنونم ک همیشه کنارمی

    معجزه هایی از تجسم دیدم ک اگ بخوام بگم ساعت ها باید بشینم بنویسم

    خداروشکر ک اون نگاه نمیکنه ک من چه عقبه ی داشتم چ گذشته ی داشتم اون داره با فرکانسای الان من ایندمو رقم میزنه

    اون، خیلی مهربونه.

    قراره معجزه کنه مثل هرروز

    عاشقتونم استادجان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    معصومه سلمانی پور گفته:
    مدت عضویت: 1335 روز

    بنام الله مهربانم

    سلام به استادای نازنی و تحسین برانگیزم

    سلام به دوستای هم مدارم

    گام26 خانه تکانی ذهن

    تجسم کردن

    من خیلی دوس دارم ماشین بخرم خیلی ،البته خیلی وقته،و اسون بشم برای رفت و امد برای لذت بردن برای رفتن و دیدن زیباییها و نعمتها

    حالا چرا گفتم ،چون تو چند روز پیش که یکی از گامها بود استاد گفتن خواستتو نو بگین و از خدا بخواین و باعث شد با اینکه خیلی مقاومت و ترس از نشدنش رو داشتم به زبون بیارم و قتی گفتم یکم سبک شدم اخه من همیشه به با اینکه میگفتم و میگم خدادرستش میکنه خدا جورش میکنه ترس داشتم یعنی شرک

    که چجوری خدابهت بده نه پولی داری نه درامد انچنانی نه امیدی و وقتی که گفتن بگو و به بقیه اش کاری نداشته باش خدا هدایتت میکنه ،خدا قدم بعدی رو میگه. منم گفتم و بهم گفته شد اون چیزایی که گذاشتی کنار و بزار برا فروش منم گذاشتم حالا نمیدونم چی میشه .

    با فروش اونا کار خاصی شاید نشه کرد ولی همینکه قدم برداشتم و حرکت کردم قدم بعدیم گفته میشه

    من نمیدونم چجوری پولش جور میشه فقط دارم قدمایی که باید رو برمیدارم.

    امروزم که استادای گلم ت

    فایل تجسم خلاق رو برا گام 26 گذاشتن و اینم قدم بعدی که گفته شد. باید بنشینم و در موردش تو ذهنم بسازم و باهاش رانندگی کنم روکش صندلیهاچجوری باشه و .. اینقد طبیعی که لذتشو ببرم که دارم.

    تجسم همین فکرکردنای سادست که فقط باید ادامه بدم و هر روز و شب بسازم تو ذهنم و باور اینکه من لایق ی ماشین خوبم که راحت و اسون بشم برای رفت و امد برای خوش گذشتن برای سفر کردن برای حال خوب بیشتر و برای لذت بردن از زیباییها و نعمتها.

    دلیلی که اینجا نوشتم از خرید ماشین با کیفیت و عالی :

    ردپا گذاشتن از خودمه: که الان در تاریخ 1403.8.9 نه تنها ماشین ندارم حتی دوچرخه هم ندارم در اصل هیچی ندارم و با اتوبوس ،اسنپ ، پیاده روی (که عاشقشم ) این ور اونور میرم البته خداروشکر میکنم هزاران بار ولی برای اسانی و راحتی لذت بیشتر میخوامش

    من از ماشین اصلا سر در نمیارم فقط ازش خواستم ی ماشین عالی از هر لحاظ سالم و با کیفیت و عالی،از لحاظ فنی و داخلی و ظاهری براخودم بخرم که فقط کیف کنم هر زمان دلم خواست بزنم بیرون هرجا خواستم برم هر زمان اراده کردم بزنم به کوه و دشت

    نوشتم تا به حقیقت بپیونده

    نوشتم که برسم

    نوشتم که وقتی رسیدم نشونه باشه برام که دیدی شد

    نوشتم که وقتی اتفاق افتاد شکرگزارتر باشم

    نوشتم که وقتی از خودش خواستم فقط از خودش برام اتفاق افتاد

    شاید هنوزم اون ته تهای ذهنم میگه چجوری؟!ولی دارم تکرار میکنم با خودم اونش دیگه به من ربطی نداره

    حتما حتما زیر همین کامنتم خبرشو میدم. نمیدونم کی اتفاق میوفته ولی هرموقع باشه من از الان امادمشم.

    بهترین بهترینهارو برا تک تکمون میخوام

    ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    زری گفته:
    مدت عضویت: 2337 روز

    سلام استاد جانم خوبین

    میخام چشمامو ببندم و تصور کنم که روبروتون نشستم و دارم از آموزشهای فوق العادتون و تغییراتی که روی شخصیتم داشته براتون میگم …

    استاد واقعا قانون تکامل را توی آموزشهای شما باید طی کنیم، هر کدوممون یه پاشنه آشیلی داریم و باید برای حل کردنش وقت بگذاریم…

    استاد واقعا چقدر «عالی» میگین که وقت بذاریم و توی عقل کل هم کامنتها را بخونیم……

    من توی بحث تجسم خلاق خیلی گیر داشتم… ذهن بشدت منطقی و نجواگر…..

    چند روز پیش ک توی بخش عقل کل کامنت می‌خوندم هدایت شدم به صفحه ای که از دوست عزیزمون سیاوش اسماعیلی بود و چقدر قشنگ ایشون بحث تجسم خلاق را باز کرده بود و از اونجا ترمزهای ذهنی من راجبع تجسم ….. برداشته شد….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      ميم رى گفته:
      مدت عضویت: 936 روز

      سلام زرى عزیز امیدوارم حال دلت عالى باشه میشه لطفا لینک اون کامنتی که میگین(آقاى سیاوش اسماعیلى)اینجا بزارین یا اینکه از هر طریق دیگه اى که هست منو به اون کامنت راهنمایی کنید منو راغب کردین کامنتشو ببینم اخه منم دوست دارم تجسم خلاقمو تقویت کنم ودوست دارم منم استفاده کنم مرسی دوست خوبم امیدوارم همه آرزوهات بزودی زود محقق شن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        زری گفته:
        مدت عضویت: 2337 روز

        سلام دوست عزیز

        من ی کپی روی لینک آقای سیاوش زدم، دقیق بلد نبودم باید چیکار کنم، متن سوالشون در عقل کل سوال زیر هست:

        به زندگی هیچ حسی ندارم گاهی حتی افکار هم متوقف می شوند و مانند آب خنثی می شوم – صفحه 1

        https://abasmanesh.com/fa/profile/876598/

        امیدوارم لینک را درست فرستاده باشم.

        اما من ب عنوان شخصی که دوره های آموزشی زیادی را دیدم از جمله دوره دکتر دیسپنزا رو …. اما واقعا با هیچکدوم از اون اساتید ارتباط نتونستم بگیرم و اعتراف میکنم گمشته من آموزشهای استاد عباس منش بوده، و آنقدر که استاد قوانین را ساده و روان آموزش دادن، جای دیگه این راحتی و آسونی دیده نمیشه

        توضیحات سیاوش عزیز، ترمز ذهنی منو برداشت، و من بیشتر به استاد ایمان آوردم که میگن کامنت های دوستامون را هم بخونیم و از جمله هدایت های خدا چه بسا که تو کامنت دوستان باشه

        برات آرزوی موفقیت سلامتی و ثروت دارم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    سمیه ج1361 گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام به استادنازنینم وهمه ی دوستان

    ثبت میکنم بانام خدااولین کامنتم دردوره ی خانه تکانی ذهن

    یادم میادتمام دوران بچگی تجسم های زیادی روی چیزهایی که می خواستم داشتم،همیشه به قول معروف توی رویا سیرمیکردم وبرای خودم داستان هاتوی ذهنم داشتم،مدام توتنهایی باخودم صحبت میکردم واکثرا هم بازی های ذهنی داشتم.ازیه زمانی درگیرواقعیت هایی که به اصطلاح میگن بزرگ شدن ویامنطق شدم.دیگه جدی شدم وبه زندگی به صورت خیلی واقعی نگاه میکردم،اصول هرچیزی رابامنطق میسنجیدم واین ذهن منطقی درمواقعی خیلی اذییت کننده بود.شکرخداکه باهدایت هاوآشناشدن باقانون جذب وبه ترتیب آشنایی بااستادومطالعه ی کتابهابازبه مسیرگم شده راه پیداکردم ومتوجه شدم که زندگی مایعنی همون بچگی کردن،همون احساس های پاک وبی ریا،همون بی منطق بودنه وبدون دلیل رسیدن به خواسته ها.

    استادتمام صحبت های شماتوی این فایل منوبه یادخودم میاوردویادآورتمام لحظاتی که اززندگی گذرکردم میشد.وچقدربدون مقاومت تاسالهاروح وذهن پاکمون باتجسم وافکاردرست وحس خوب،خواسته هامون رااجابت میکرد.

    صحبت شمادرمورداینکه تنهامیشیم راهم تجربه کردم،منم آدمی بودم که روابط بالایی باآدمهای بسیارزیادی داشتم وبه قول معروف درخونه بازبودم وهمیشه مهمان داشتم،ولی چندسالی میشه که عده ی معدودی باهام رفت وآمددارندوتازه اینهاهم به مرورعوض وحتی کمترشدند.قبلامهم نبودکه باچه کسایی ارتباط داشته باشم وشخصیتشون وطرزفکرشون چطوری باشه،ولی الان بدون دخالت من،خودشون انتخاب شده واردزندگیم میشن واین سیستمی بودن جهان ووجودقوانین رافریادمیزنه.روزهایی که تجسم میکنم یاحتی شکرگزاری مینویسم ویاخواسته هایی که میخام اونروزرقم بخوره رایادداشت میکنم همه چیزدرآرامش وبدون هیچ تقلایی اتفاق می افته،اما امان ازروزهایی که تنبل بشم وهیچ کاری نخوام انجام بدم،اونموقع واضح میبینم ورودی های نامناسب راویادآوری بهم میشه که استادهمیشه میگن ذهن رابایدکنترل کردوچقدرحرفای شماحق وبجاست.ی جای صحبت شمامنابه یادکامنتی که مدتهاپیش توی سایت گذاشتم انداخت وامروزهم اتفاقی مرورش کرده بودم،اینکه دنبال هم فرکانس میگشتم ودوست داشتم بابچه های هم مدارآشنابشم،ودرجواب یکی ازدوستان بهم گفته بودکه جزقوانین سایت نیست،والان پاسخش برام توصحبت های شمااومد،اینکه وقتی موقعش بشه کسایی که باهات هماهنگ هستندواردمدارت میشن وباهات ارتباط برقرارمیکنن وتوهیچ کاری نبایدانجام بدی،جهان خودش همه ی کارهاراانجام میده،تنهایی هاباعث رشدذهنی تومیشن وبهترمیتونی روی باورهات کارکنی،اینکه بقیه توی فضای تونیستن ودرکت نمیکنن ومن اینابه وضوح دیدم حتی بااعضای خانواده ام،زمانی شدکه اصلاصحبت های اطرافیان برام جذابتی نداشت وتنهایی راترجیح میدادم به بودن دردورهمی ها.

    قانون همیشه داره به ماپاسخ میده،قانون جهان یکسانه وشرایط بیرونی رامابه وجودآوردیم وخودمون هم میتونیم تغییرش بدیم،این عدالت خداونده

    سپاس استادعزیزم بابت یادآوری تمام قوانین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2905 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام و احترام

    گام 26/ استفاده آگاهانه از قدرت تجسم خلّاق

    هر‌چه احساس لیاقت ادم بیشتر میشه ،، این باعث میشع بیشتر راحب خواسته هاش صحبت کنه ،، وقتی من دارم راحب خواسته هام صحبت

    میکنم پس همزمان دارم تجسم هم میکنم ..

    من بزای خودم یه دریم بورد خوشگل درست کردم و عکسای رنگی با کیفیت روش گذاشتم و میذونم یه روز حقیقت زندگی من میشن.. با خودم میگم این ها هم حقیقت میسن،، مثل خیلی چیزای دیگه یه زمانی برام بیگ شات بودن و بهشون رسیدن.. پس اون چیزایی که روی دریم بوردم گذاشتن هم بالاخره حقیقت میشن پس بهشون نچسبم..

    نکته ی جالب در اون ویدئو که از خونه ی بندر عباستون گذاشتید این بود که شما حتی اون موقع هم چقدرررر شاد و خوشحال بودید !!! و مثلا چقدر با ذوق و شوق راحب اون خونه صحبت میکردید !!

    خب اینم از رد پای من از گام 26 ،، خدایا کمکم کن گام ها رو تا انتها بردارم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    سارا درویشی گفته:
    مدت عضویت: 441 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی شما دوستان و خانواده عزیزم

    استاد و مریم جانم

    من اول درمورد تجسم فکر میکردم ک باید تکاملی باشه یعنی داشتم سختش میکردم

    یا فکر میکردم نقطه پایان دقیقا چی؟یعنی پایان خواسته

    بعد الان فهمیدم من خیلی موقع ها خودمو توی اون ماشین کمپر تصور میکنم

    یعنی وقتی اون چیزی ک دوس داری رو تصور میکنی ارتباط باهاش بهتره

    یا وقتی آهنگ میزارم می‌رقصم تصور میکنم اولین ماشینمو خریدم و اینو می‌دونم چی می‌خوام براساس تکامل مشخص کردم

    و توش دارم این اهنگو گوش میدم و میخونم

    گفتم سارا کار راحتیه ک سختش کردی ها سخت نکن مسائلو

    یا مثلا برای شغلت بیا تصور کن ک مثلا بعد چند سال کلی ویدیو ساختی کلی بازخورد خوب گرفتی کلی بازدید داشته یا حتی مثلا میتونی تصور کنی مثلا سابسکرایبر هات از 1میلیون هم رد شده

    فقط برای اینه که جهت بدی

    وگرنه قضیه اصلی قدم برداشتنه وگرنه صبح تا شب تصور کن قدم برنداری ک نمیشه

    یا برای نوشتن آرزو ها

    من گفتم یعنی چجوری حال یا آینده

    تکاملی بنویسم یعنی

    بعد فهمیدم ک نه بیا بنویس دوس داری توی سلامتی

    رابطه ها

    مالی

    شغلی

    و.. چجور شکلی باشه تا میتونی بهش دیتیل بده

    البته اولش ممکنه ذهن دقیقا ندونه چی میخواد دوراهی بمونه برای بعضی مسائل ولی کم کم بهتر میشه

    مثلا برای شغل من دقیقا می‌دونم می‌خوام چجوری باشه چنلم سبک کارم بازدید هام

    یا برای خونه هایی ک دوس دارم من چون ویدیو های زیادی درمورد خونه و شکلاش میبینم تا حد خوبی می‌دونم چجوری خونه هایی رو دوست دارم تجربه کنم

    و ب قول استاد نمی‌گم اگر خوشم نیاد پس چی میگم من میرسم اگر خوشم نیومد میدمش می‌ره تمام

    مثلا یکی از مدل خونه هایی ک دوس دارم اینه توی خونه وسیله ها کابینت ها از رنگ های متفاوت درست بشه خیلی خوشم میاد حس سرزندگی میگیرم

    یا ی خونه در یه طبقه بالا باشه همون پنت هوس

    یا مثلا این مدل خونه ها هست جلوش استخر شیشه ای هست جلوی اون جنگل وای عاشق اونام خیلی خوبه

    خونه جنگلیم ک نگم (چوبی) یه سری عکس دان کردم

    یا مثلا خیلی دوست دارم ک برم تا جایی ک میتونم همه کشور ها بدون حد و مرز

    مخصوصا کره چین ژاپن سوئیس

    لباس های کره ای بپوشم غذاهاشونو تست کنم برم تو خونه هاشون

    یادمه بچگی همیشه بانو بازی میکردم عین فیلمای کره ای

    و باید چیزایی رو بنویسیم ک میدونیم هست و دیدیم ی جایی

    و مطمنن فراتر ازش میریم

    و هی ک بریم جلو اصلا چیزایی میاد سر راهمون ک میگیم این چیه

    درمورد روابط من خیلی تنها تر از قبل شدم

    من ی عمه داشتم ک خیلی صحبت میکردیم و اونم بخاطر تغییر فرکانسی و البته تصمیم خودم رابطه کمتر شده

    هیچ هیچ هیچ دوست و رفیقی ندارم

    و حال میکنم ها

    توی رابطم ک نیستم یعنی اصلا ذهنیت درستی ندارم و برای نوشتن آرزو درمورد رابطه نمی‌دونم الان بتونم بنویسم ولی فکر کنم بشه نسبت ب چیزایی ک دیدم میتونم تصور کنم شکل رابطه رو سخت نیست

    دقیقا باید چیزایی رو بنویسم ک خودم می‌خوام باشم

    همون شخصیتی که خودم می‌خوام باشم

    ولی از سینگلی خودم دارم لذت میبرم و اصلا تو فکر رابطه نیستم می‌خوام فعلا از سینگلیم لذت ببرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    آرزو میرکاظمی گفته:
    مدت عضویت: 803 روز

    به نام آرام جانم

    سلام از گام ارزشمنده 26

    جدای از فایل جا داره از این متن نوشته زیبا و واقعا بسیار کاربردی و عالی و تو دل بروی خانم شایسته نهایت تشکر و قدردانی رو بکنم دستمریزاد

    خانم شایسته جانم بانوی نمونه سایت عباسمنش دات کام دعا میکنم در تمامی لحظات ذهن و روحتون در نهایت هماهنگی باهم باشن و این بهترین دعاییه که می تونم در حقتون داشته باشم خیلی (دوستتون دارم و با ورود به این پروژه یه احساس خالص سرشار از عشق براتون پیدا کردم)

    احساس میکنم با خوندن مقاله خانوم شایسته و صحبت های استاد امروز یه لول بالاتر مفهوم خالق بودن خودم اینکه من مسول زندگی خودم هستم رو فهمیدم.. اینکه خالق بودن یعنی اینکه من میتونم با جهت دهی آگاهانه تاکید میکنم آگاهانه افکارم رو به سمت آنچه که میخواهم ،فرکانس اون رو به جهان ارسال کنم و جهان نیز طبق قوانین بدون تغییر خداوند اساس آن فرکانس را در تجربه زندگی من بازتاب بده

    میخوام برا خودم خوردش کنم

    من در هر لحظه در هر اتفاقی تحت هر شرایطی اگه میخوام اوضاع زندگیم طبق خواسته هام پیش بره باید آگاهانه نگاهم رو توجهم رو هر طور شده ببرم سمت نکات مثبت و به داشته هام فکر کنم و سپاسگزاری کنم

    چند روزی بود یه جورایی همش به صورت جزعی با اینکه قلبم همش میگفت ارزو دست بردار اما من در پی تخریب دو نفر بودم و ذهنم هم منطقیش میکرد و بعد چند روز دیروز در کسری از ثانیه به خاطر حرکت یه فرد دیگه من خیلی ناراحت شدم یعنی مثل گلوله میتونم بگم یه فرکانس بد فرستادم و انگار ضربه آخر رو زدم و به خدا قسم بعد نیم ساعت یه بلایی از لحاظ جسمانی سرم‌ اومد که تا به حال تجربه ش نکرده بودم در همون حال بد انگار ناخودآگاه به خودم گفتم که خودت خلقش کردی میتونستی به اون حرکت از یه زاویه دیگه ای نگاه کنی و نکردی و میتونستی از خوبی‌های اون افراد بگی و نگفتی و الان حقته بخور و اصلا مطمئن بودم که خودم خلقش کردم و خودم مسولشم و اوضاعم بد بدتر میشد اما با خودم میگفتم باشه الخیر فی ماوقع حتما برام خیریتی داره و واقعا یه لحظه احساس عجز کردم و گفتم خدایا توبه میکنم تسلیمتم و عجیبه تو همون حال شروع کردم به سپاسگزاری کردن از داشته هام و آروم آروم به کمک خداوند بهتر شدم و خوابم گرفت و امروز صبح دیدم نای بیدار شدن ندارم اما به خودم گفتم تو می‌تونی، تو می‌تونی چطور وقتی فردی مریض میشه بهش نصیحت میکنی که حرکت کنه و چطور خودت عمل نمیکنی؟!

    همش تو نوت گوشیم نوشتم من میتونم

    تمرین ستاره قطبی نوشتم شکرگزاری نوشتم و پاشدم گفتم هر طور شده باید حرکت کنم و خدا رو صد هزار مرتبه شکر الان خیلی بهترم و خداوند بهم پاداش داد فداش بشم من.. خودم خلقش کردم شاید اگه قبلا بود همه چی رو مقصر میدونستم الا خودم ولی الان نههههه منم مسول 100 درصد زندگیم اگه قبل بود 3.4 روز همش غر و گله و شکایت می‌کردم اما الان میگم دختر تو اهل جا زدن نیستی این نقطه همون نقطه ایه که باید خودتو ثابت کنی حرکت کن و خدا رو شکر حرکت کردم و نوشتن خیلی روم اثر کرد و خداوند اسونم کرد برا اسونیا

    تو همون حال بدم همش به نکات مثبت به خواسته هام بالاخص هدف اصلیم فکر کردم طبق آنچه که خودم میخوام و خدا شاهده طوری وجهه مثبت همسرم برانگیخته شد که میتونم بگم روزی آرزوش رو داشتم و به خوابم هم نمیدیدم

    و یاد گرفتم زندگیم به هرسمتی بره مثبت یا منفی من کردم مسول منم من

    هر چند من هر خیری که بع سمتم میاد رو از جانب خداوند میدونم و فقط با حضور اونه که ارومم و من خالق بی چون و چرای زندگیمم

    ●●●

    استاد جان اونجایی که گفتین توی بانک به شما گفتند تو کل آمریکا این امکان پذیر نیست که شما قسطی نخری و …

    حس کردم این صحبت شیرین برا من بود

    همسر من میتونم با جرأت بگم بهترین فرد طایفه شونه و از لحاظ مهربانی ،اخلاق رفتار، تعهد و بی منت کاری انجام دادن و… عالی‌ترینه اما تا به حال اونطور که باید این وجهه های مثبتش رو من نتونستم برانگیخته کنم و جالبه چندین روزه که در بین خانواده هاشون من داشتم دونبال الگو میگشتم که ببینم اصلا هست فردی که در طایفه اینها که با همسرشون خوب باشه بعد جالبه پیدا هم کردم اما ذهنم میگفت نه فلانی فرق داره یعنی نجواهای خودش رو داشت و به من می‌گفت چون توخانواده ی اینا ارتباط خوبی بین زن و شوهر نیست پس برای تو هم نمیشه و وقتی که من اینجا دیدم که شما با وجود حرف اون آقا در بانک؛ شما صاحب همه چی شدی اونم نقد اونم تو کشور آمریکا به خودم گفتم آرزو این یه الگوعه برای تو ،میشه به خدا میشه چون همسر تو حسن های خیلی زیادی داره اما تو در تمام این مدت زندگی تمرکزت رو نکات منفیش بوده تو وابسته ش بودی قبول کن میخواستی محدودش کنی و اونقد نکات منفیشو بولد کردی که نکات مثبتش رو هیچ وقت ندیدی

    منم مثل استاد دلم میخواد تو این ایل و تبار اگه کسی نتونسته من اولین نفر باشم، اولین فردی باشم که عشق و احترام رو زنده میکنه

    وموقعیت الان من چیزی نیست جز افکار گذشته من پس همه چی حل میشه به بهترین نحوووووو با بهترین افکار

    و من با این الگو برداری مطمئنم یه روز با افتخار میام اعلام میکنم که شد آنچه دلم میخواست

    اصلا تمرکز بر زیبایی ها همه چیه

    تمرکز بر نکات مثبت همه چیه

    سپاسگزاری همه چیه و خدا رو شکر تحت هرشرایطی سپاسگزاری برام پاسخگو بوده

    و تمرین میکنم و استمرار خواهم داشت در این مسیر و ایمان دارم که پاسخ میگیرم

    ●●●

    در رابطه با تنهایی که گفتین منم خیلی گاها حسش میکنم میدونید یه اتفاقی که رخ داده، میبینم آدما دوست دارن با من باشن حس میکنم ؛اما میدونید واقعا حس میکنم با خیلیا حرفی برای گفتن ندارم نه از غرور یا خودخواهی ولی انگار حرفامون نمیخونه چون بیرون هرکس یکی دیگه رو مقصر و مسول میدونه اما من اینجا یه چیز دیگه یاد گرفتم اینجا اگه به یه فردی بگی تو خودت باعث فلان اتفاقی بهش برمیخوره بدم برمیخوره و تقریبا انگار هیچ حرف مشترکی با هیچ کس ندارم و دلم میخواد اگر باکسی حرف میزنم بسیار کوتاه باشه و به حاشیه نرم و من این تنهایی شیرین رو گاهی در یک جمع بزرگ هم احساس میکنم و واقعا انگار هر حرفی که میخوام بزنم با خودم اکثرا میگم هدفت از این حرکت چیه ؟با چه احساسی داری فلان کار رو انجام میدی؟

    فقط دو سه نفر هستن که من نمیدونم به خاطر چه باور محدودکننده ای وقتی اونا رو میبنم عوض میشم از نکات منفی میگم و از خداوند میخوام خودش کمکم کنه این مشکل رو هم حلش کنم

    و عجیبه هیچ وقت هم دونبال جمع عباسمنشی نبودم و این تنهایی شیرین رو به خیلی از جمعها ترجیح میدم

    ●●●

    من اون اوایل اونقدر حرفهای شما برام جالب میومد که تو یه جمع کوچیکی که داشتیم همش با ذوق می‌گفتم استاد عباسمنش اینو میگه اونو میگه

    ولی استاد بعد از گذشت زمان من الان اصلا دوست ندارم یه کلمه بگم از شما میدونید میگم اگه قرار باشه یکی هدایت بشه میشه نیازی نیست من داد بکشم که برید سراغ فلانی چون استاد خیلیا درک نمی‌کنند حرفهای شما رو و من یاد گرفتم که از تغییر زندگی دیگران عاجزم

    شما رو میسپارم به دستان قدرتمند رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    محمد مهوری گفته:
    مدت عضویت: 2028 روز

    به نام خداوند مهربان.

    سلام استاد عزیز و مهربانم

    خیلی خیلی خیلی خوشحالم که نشانه امروزم این فایل معجزه آساست.

    و به قولی خداوند در هر لحظه هدایتهایش را به سمت ما هدایت میکند.

    و من سپاسگزار استادی هستم که نور ایمان رو به قلبم روانه کرد تا من بتوانم خداوند را بهتر ببینم و به این طریق ، من هدایت‌های إلهی رو بهتر دریافت کنم.

    سپاسگزار و سپاسگزار و سپاسگزارم

    استاد اتفاقاً با هدایتی که دارم میشم دارم روی دوره دوازده قدم کار میکنم.

    دیشب قدم اول و جلسه پنجم که جلسه قرآنی بود رو داشتم کار میکردم و نکته برداری میکردم

    و الله اکبر

    این فایل فوق‌العاده ست

    بی نظیره

    و باز هم

    سپاسگزار و سپاسگزار و سپاسگزارم

    بریم سراغ تجسم و فعال کردن این قدرت درونی.

    خدایااااااااا من تو رو دارم

    که به من اجازه دادی با افکار و تجسم کردن میتونم بسازم هرآنچه را که در هر ابعادی که بخواهم.

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    استاد جان

    من حدود صد روز هست که با روزی دهها ساعت کار کردن تمرکزی ،و در طول روز هم با تمرکز روی نکات مثبت و فکر کردن و آرامش داشتن و احساس فوق‌العاده ی سپاسگزاری و به قول شما که میگید اینها همش تجسم خلاق هست؛

    به خیلی چیزا رسیدم

    من دارم موسیقی کار میکنم

    خداوند با تجسم کردن و تمرکز کردنم، چندین تا کتاب برای کار کردن روی موزیک به دستم داد

    دوتا ساز خوشکل و زیبا به دستم داد

    هر روز تمیزشون میکنم

    هرروز بوسشون میکنم

    هرروز سپاسگزاریشو به جا میارم

    هرروز روی کتابها و نوازندگیم کار میکنم

    و استاد جانم،

    نمیدونی داره چه اتفاقاتی توی زندگیم میفته

    الآن که دارم این کامنت رو مینویسم نمیدونید چه احساس قشنگی رو دارم تجربه میکنم

    قلبم داره تند تند میزنه

    انگشتام داره تند تند می‌نویسه

    قلبم داره پر میکشه

    خدایااااااااا سپاسگزارم

    استاد عزیزم عشق من،

    این فایل شما رو وقتی در نشانه امروزم بود دیگه فهمیدم همه چیز باهم چفته.

    همه چیز در بهترین زمان و بهترین مکان به دستم میرسه.

    بعد اینجوری هستش که من دارم مینویسم و دارم به صحبت‌های شما استاد عزیز گوش میدم

    و دوست دارم پرواز کنم

    دوست دارم فریاد بزنم بگم خدایااااااااا شکرت

    و اتفاقا بارون هم داره میزنه اصفهان

    و دیگه چی بگم فضای روحی من عرفانیه

    اوایل این صد روز که تمام تمرکزم رو گذاشتم روی کار کردن روی باورهام ، تصمیم گرفتم که به گفته های شما عمل کنم و برم سراغ علاقه هام.

    موسیقی سالهاست توی زندگی من هست

    ولی هیچ وقت با این دید به این علاقم نگاه نکرده بودم.

    به غیر از این بار

    و استاد جان

    اگه کل اون سالها رو بذارم روی یه کفه ترازو و این دو سه ماه رو بذارم روی این کفه ترازو ، این کفه ترازو بارها و بارها سنگین تره.

    حالا چرا و چجوری این اتفاق افتاد؟؟

    من اولین روزی که شروع کردم

    فهمیدم که این بار با بارهای قبلی که من نیت میکردم روی باورهام کار کنم فرق داشت

    خب تو سایت که بودم

    و هرازگاهی میومدم

    محصولاتم داشتم

    و میدونستم اینجا بهشته منه

    ولی تعهد نبود..

    ولی این بار فرق داشت

    یه جنس احساس دیگه ای رو احساس میکردم

    و شروع کردم

    از کامنت ها

    و از فایل‌های رایگان

    و بعد از چند روز فقط خوندن و نوشتن ، تازه دفترهام رو که داشت خاک میخورد از کشو آوردمشون بیرون

    و کاملاً تکاملی و آروم آروم

    شروع کردم به کار کردن

    و نوشتن

    و تمرکز کردن

    و فکر کردن

    و سپاسگزاری کردن

    و کار کردن روی محصولات

    و دفترهامو تر و تمیز کردم

    و باز هم آروم آروم

    روی تک تک فایل‌های محصولات و فایل‌های هدیه کار کردن

    و هنوز هم ادامه دارد

    و الانی که دارم کامنت مینویسم و امشب

    اتفاقی که افتاد دیدم باااااااباااااا

    اون چیزایی که از مثلاً موسیقی کار کردن ،تجسم و تصور کردم رو الان شرایطش رو دارم

    و دیدم امشبی که تونستم یه آهنگی رو که خودم برا خودم ساختمش رو بنویسم

    نُت بنویسم

    و سازی که سالها بدون اصول مینواختم

    امشب از روی کتاب با اصول و قاعده دقیق و درست و جهانیش بنوازم

    اومدم تو اتاق و به داداشم که توی همین مداره و داره روی سایت کار میکنه گفتم::

    نمیییییدونی داره چه اتفاقی درونم میفته

    باور کن به آرزوی چند ساله ام رسیدم

    که آرزو داشتم روی اصول

    بدون عجله

    با تمرین درست

    با آرامش درونی

    و

    و

    و

    و

    دارم روی سازهام و نوازندگیم کار میکنم

    و اینقدررررررررر انرژی داشتم که اومدم و این کامنت از کنار ایییییین همه انرژی ،،

    زد بیرون

    و این اتفاقها فقط توی صد روز افتاد

    برای خودم دقیقاً طبق صحبت‌های شما استاد عزیز،

    امشب شبی بود که من دیدم

    آروم آروم آروم آروم آروم قدمهام رو برداشتم

    و امشب سیل نعمتها اومد

    سِیلی از احساس خوب

    سِیلی از انرژی مثبت

    و سیلی از قلب پر از احساس خدایی اومد

    و فهمیدم و به خودم گفتم

    که

    ببین محمد،

    کار کردن و حرکت کردن با خداوند اینجوریه

    اون یهووووو کللللللی اتفاق رو با هم برات رقم میزنه

    و من امشب رو فقط به سپاسگزاری میگذرونم

    وقتی حرفهای شما رو در مورد تجسم خلاق شنیدم

    و متن اول فایل رو خوندم

    دقیقاً صحبت‌های شما رو توی جلسه سه دوره فوق‌العاده آفرینش و جلسه دوم دوره فوق‌العاده دوازده قدم رو تا حدودی یادم اومد

    و این فایل هم که دیگه احسن الله

    تمااااام

    فهمیدم توی صد روز با تجسم کردن و در مدار بودن و سپاسگزاری به امشب رسیدم ،

    توی موسیقی رو میگم

    با تجسم و تمرکز روی خودم و کار کردن و عمل کردن به الهامات، امشبم رقم خورد

    و فقط تونستم سپاسگزار شما و سپاسگزار پروردگار خودم باشم

    و باز هم سپاسگزار و سپاسگزار و سپاسگزارم

    و سپاسگزارم استاد عزیزم

    سپاسگزارم

    که این‌قدر دقیق و تمیز قوانین رو بهش عمل میکنی و‌ توضیح میدی.

    دمت گرم ، عالی هستی

    و یه اتفاق دیگه هم بنویسم که:

    بعدازظهر از سر کار اومدم

    یه استراحت کردم طبق روال هر روز

    و بعد بیدار شدم برم یه دوش بگیرم

    مادرم بهم گفت آب نیست امروز

    و واکنش من این بود ؛؛

    خندیدم توی دلم

    و گفتم چه جالب ، آب نیست

    و گفتم خدایا شکرت که آب نیست

    این تضاد به من میگه من چیو میخوام .

    و در فضای سپاسگزاری لذت بردم

    و رفتم سازمو برداشتم و رفتم توی زیرزمین و این اتفاقی که اون بالا نوشتم اتفاق افتاد.

    و حالا هم که سرشااااااار از انرژی هستم

    این لطف الهی است

    این رحمان و رحیم بودن پروردگار منه

    این حاصل فقط صد روز تعهد داشتن منه

    لحظه‌ای از قوانین خودمو جدا نکردم

    و باز هم لطف خداوند هست که شامل حال من شده

    من هم فقط سپاسگزاری میکنم

    و مینویسم::

    ایام نعبدو و ایاک نستعین

    اهدنا الصراط المستقیم

    صراط الذین انعمت علیهم

    غیر المغضوب علیهم

    والضالین

    تنها تو و فقط تو, تا ابد….

    و استاد جان ، سپاسگزار و متشکرم از شما به خاطر این لایو فوق‌العاده تون.

    سپاسگزارم از دوستانی که برا خودشون وقت گذاشتند و این کامنت رو‌ خوندند/

    و این تصاویر عالی که با ما به اشتراک میگذارید و باعث می‌شود ما بتونیم تجسم کنیم و روزی کنار شما در فلوریدای آمریکا یک زندگی خارق‌العاده رو بسازیم و این باور منه.

    باز هم سپاسگزار و سپاسگزار و سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا و مهربان

    شاد و سربلند و پیروز و ثروتمند و خوشبخت در دنیا و آخرت باشید…

    به الله مهربان میسپارمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    Vafa Vafa گفته:
    مدت عضویت: 1103 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام

    دوره 12 قدم که استاد میگن بسیار بسیار دوره فوق العاده ای هست

    جلسه دوم درباره تجسم

    چطور با تجسم میتونیم اتفاقات زندگیمون رقم بزنیم

    مثال بچه ها درکامنت ها و اینکه استاد راضی بود

    استاد میگه چقدر آدم ها غافل هستن از انرژی ذهنی

    از اینکه افکار چقد قدرت داره

    آدما درگیر زندگی روزمره میشن شرایط فعلی ابدی میدونن

    فاطمه شرایط فعلی زندگی تو ابدی و دائمی نیس

    درآمد حال حاضر تو زندگی شخصی تو محل زندگی تو ماشین زیر پات ابدی نیس

    اونهایی که باور دارن به خداوند

    به اینکه افکارشون داره زندگی اونها خلق میکنه

    ایمان دارن به نعمت های خداوند

    به تغییر در زندگی

    به فارق از اینکه الان زندگیت تو کدوم کشور تو کدوم خانواده با چه شرایطی هست و چه گذشته ای داشتی شرایط میتونه متحول بشه نه اینکه تنها عوض بشه

    فاطمه با قدرت تجسم تو میتونی تغییر بنیادین داشته باشی

    تجسم چیزی نیس غیر اینکه داری به یک موضوعی فکر میکنی

    کاری که استاد تو دوره ها انجام میده هدایت کردن فکر به مشیر درست هست

    95٪ مواقع به چیزایی که میخای فکر کن

    مثل مشتری زیاد

    مثل مشتری رنگ و دکلره

    مثل درآمد 51 میلیونی

    مثل خرید دوره روانشناسی ثروت1

    مثل خرید انگشتر

    مثل مهاجرت به گرگان

    مثل زندگی در خونه دلخواهت در نهارخوران

    تو میتونی تو دفتر کارت نشستی تو ماشینی ذهنت یک جای دیگه هست داره یه شرایط دیگه ای رو میبینه داره یک کار دیگه ای میکنه داره به موقعیت دیگه ای فکر میکنه

    تجسم کردن چیزی غیر از جهت دهی افکار به یک موضوعی در آینده نیس

    قانون جهان

    مراقب ورودی هات باش

    مراقب افکاری که تو ذهنت میاد باش

    آگاهانه از شرایط فعلی و موقعیت فعلی بیا بیرون

    پذیرفتن این که من فاطمه شرایطی که الان توش زندگی میکنم خودم تولید کردم و ساختم

    آگاهانه یا نا آگاهانه

    با یکبار فکر کردن اتفاق همون موقع نمیوفته با تکرار باور ایجاد میشه و اتفاقات رقم میزه

    حالا آگاهانه افکارت مدیریت کن

    تو روانشناسی ثروت1 میگه بیا این باورها رو آگاهانه تو ذهنت درست کن

    چرا اینقد افراد تو روانشناسی ثروت1 2 3 نتیجه گرفتن تو بحث مالی

    بخاطر اینکه یه عالمه ورودی نامناسب داشتن قبلا

    میان ورودی ها رو تغییر میدن

    مثال یک قانون در ثروت : ثروت معنوی ترین کار جهان هست

    تنها راه رسیدن به خدا ثروتمند شدن

    تو با هر بار نگاه کردن تو زندگیت خدا رو میبینی

    خدا بعنوان کسی که منو خلق کرده و این قوانین ایجاد کرده تا این نعمت ها رو داشته باشم دوست دارم

    من از اینکه الان میخام مثل استاد پیشرفت کنم چون در فقر هستم

    شاگرد استاد میخای باشی با افکار درست میتونی همه چیز تغییر بدی

    کوچکترین تغییر نتایج بزرگی ایجاد میکنه

    دنیای مادی یا رو به صفری یا رو به 100

    مثال تجسم استاد اروی و سفر ها و امکانات مثل یخچال و …

    مثل همسرش و رابطه اش

    مثل خونه ای که دلش می‌خواست داشته باشه

    مثال وقتایی که با تجسم به چیزی رسیدم خونه ای که توش زندگی میکنم

    مثل مغازه ام

    فاطمه استاد میگه الان 10 تا ماشین دارم پس ادامه بده

    استاد میگه اون موقع که تجسم میکردم به 2000 متر هم راضی بودم اما حالا 60 هکتار هست

    جدیت داشته باش تو ساختن باورهات

    به خواسته هات فکر کن و تجسم کن تا بهش برسی

    مثل منطقه ای که استاد توش زندگی می‌کنه میگه قبل فکر میکردم اینا فتوشاپ ولی حالا دارم توش زندگی میکنم

    چه دریاچه قشنگی تو محله شماست استاد

    فاطمه ناامید نشو و ادامه بده

    فاطمه قسط و قرض نکن وام نگیر

    تو قضیه کردیت که میگید بهتون گفتن هیچ کس تو آمریکا بدون وام صاحب خونه نشده حتی رئیس جمهور

    والا تو فامیل ما هم هیچ بدون وام نه خونه گرفته نه ماشین

    من چند سال پیش که سایت شما دنبال میکردم یجایی نوشتم که یک خونه میخام یکی از مشخصاتی که نوشته بودم نقد باشه ولی باور کنید تومسیر خرید انقد دوروبری ها بهم گفتن باید قرض کنی تا پیشرفت کنی آخر سر من 15 میلیون ازش رفتم زیر بار قرض و الا داشت همه چیزش نقد جلو میرفت

    منم الان خیلی دورم خلوت شده

    استاد میگه تنهایی خیلی خبر خوبه

    این قانونش هست

    برای اینه که بتونی رو خودت بهتر و بهتر کار کنی

    فاطمه لذت ببر از شرایطی که خدا برات فراهم میکنه بدون صداهای مزاحم متمرکز تر بشینی رو افکارت کار کنی و خوش باشیو شاد باشی

    تجسم کردن خیلی قدرتمند

    به چیزهایی که میخای فکر کن

    تعهد بدی و عمل کنی به خواسته هات می رسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: