مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 78 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»247MB33 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»32MB33 دقیقه














جانمسان استاد
سلام به همه بر و بچه ها و استاد عزیز…..استاد اون کتابهایی که گفتین به دردتون خورد رو لطفا نام ببرید…
سلام دوست عزیزم
کتاب هایی که در حال حاضر به درد من و شما می خوره کتاب های خود استاد هست چون عصاره تمام اون کتابهایی که خوندن رو تو این کتابها آوردن : “کتاب رویاهایی که رویا نیستند” ، “کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم”
امیدوارم بخونیدشون
موفق باشین
با آرزوی ثروتمندی در مکن و زمان
سلام برهمه عزیزان. این جلسه خیلی زیبا سخن گفتید ومن خیلی لذت بردم وامیدوارم همیشه اینجوری صحبت کنید. (الان ساعت 15:43 روز چهارشنبه 97/4/20است زلزله آمد خرم آباد واز خونه زدیم بیرون. …سبحان الله. الله اکبر. …) من واقعا لذت میبرم ازاین مسیری که با هم هستیم واز شما آقای عباسمنش انتظاردارم که وقتی سخن میگویید. آنچنان درکلامتان شیرینی ومخصوصا تازگی وحلاوتی باشد که من شنونده به وجد آیم وحالا که میدانید رسالت بزرگی دارید من رحیم ؛ عضو کوچک این خانواده ؛ دوست دارم وقتی عباسمنش سخن میگوید. چنان نیرو وتازگی در سخنانش باشد که دلها زنده شوند وهرشنونده ای باگوش دادن به کلامش به وجد آید.
من خودم همیشه دوست دارم وقتی پای سخن مسؤل سایت میشینم حرف نوعی بزند وسخنی تازه بشنوم
خدایا یاریمان ده که وقتی حرف میزنیم باکلام ما ؛ دلها زنده شود. انشاءالله
استاد مثل همیشه جواباتون عالی و بی نظیر بود ممنون از اینکه هستید و با عشق به همه سوالات جواب می دید.
این موردی که فرمودید در مورد من هم صدق می کرد که وقتی فایل هاتون رو گوش می کنم خیلی دوس دارم همون لحظه اون فایل رو به دست همه ی دوست ها و اشنا ها و همه کسایی که دوستشون دارم برسونم ولی خب خیلی وقته که دیگه اینکار و نمیکنم حتی به نزدیک ترین افراد خانواده هم توصیه نمیکنم که بیان و از فایل های شما استفاده کنن چون واقعا نتیجش رو دیدم و فهمیدم که کسی که تو این مدار نیست واقعا نمیفهمه یا نمیشنوه این حرفا رو که به نظر من درست ترین جواب به اون سوال یا بهترین راه حل واسه اون مشکل میتونه باشه
بازم ممنون
ادامه 100 نکته هشتم پیام قبلی ??????
5- درسهایی که تااینجاازبازیهای جام جهانی گرفتم:
من بشخصه تمام بازیهارو دیدم..و سعی کردم قوانین موفقیت رو درتک تکشون پیداکنم…البته برداشت برای خودم اینطوربوده.
-قدرت رو فقط دردستان خداببینیم ونه در پاودست انسانها اونوقت میتونی براحتی پنالتی رونالدورو هم بگیری.
-خودت رو باورکنی وهرگز ناامیدنشی چون جهان به ادمهایی که ادامه میدن وناامید نمیشن پاداش میده.ودقیقه 95هم میتونی گل بزنی.
-وقتی اشتباهی مرتکب میشی بتونی خودت روببخشی وبااصلاح اشتباهت بهترین برد و رقم بزنی.
-غرور ومنیت رو که نشانه عدم عزت نفسه کناربذاری و بجاش عزت نفس رو درخودت بالاببری.
-هیچوقت مسوولیت افراددیگه و یک تیم و…رو به گردن خودمون نبینیم وفقط مسوول خودمون باشیم چون هیچکدوم ازما این قدرت ونداریم که به دیگران کمک کنیم.که درغیراینصورت بدجوری ضربه میخوریم وازعرش به فرش میرسیم.
-حتی تجسم شکست هم شکست میاره .پس حتی یک لحظه هم به نشدن فکرنکنیم.تا بتونیم به اسپانیا وپرتغال هم گل بزنیم.بافکرمثبت وباورخود.
-حتی برای یک لحظه هیچکس رو ازاونچیزی که قبلا بوده قضاوت نکنیم.همه چیز درهرلحظه درحال تغییره مثل ادمها وتیم ها.که آرژانتین اونطور گل میخوره و تیمی مثل روسیه اونهمه گل میزنه.وژاپن اونطورعالی بازی میکنه وگل میزنه.
-اینکه همیشه پیروزی وموفقیت رسیدن به نقطه هدف نیست.گاهی مسیر موفقیت وتلاشی که میکنیم خودش یک هدفه وشخصیتی که به اون تبدیل شدیم یک موفقیت.مثل تیم ملی ایران که فقط روی کاغذها سوم شدو درواقع برنده مسابقه بوددرمقابل قهرمان اروپا.
-ونکته اساسی تکامله.تیم ملی ما هنوزتکاملشو برای رفتن به مراحل بالاتر طی نکرده بود.ودرکش واقعا کارسختی نبود.
(من این کامنت وبصورت پاسخ در عقل کل هم نوشتم اینجا هم گذاشتم ،تا دوستانی که درون بخش نیستن هم نتایجم رو مطالع
6- دوست عزیزم مرجان دوست داشتنی
تمرین خواسته بودی برای تقویت باور فراوانی و لیاقت
برای باور فراوانی همینطور که میدونی باید چشمت فراوانی ها رو ببینه و ذهنت تحسینشون کنه. حالا در هر جنبه ای. در مقیاس بزرگ و کوچیک. از قرار گذاشتن با بنگاه و رفتن و دیدن خونه های میلیاردی گرفته تا دیدن یه عالمه مورچه روی زمین. وااای تجربه قرار با بنگاه عالیه بچه ها حتما این تمرین رو انجام بدید. من و نسیم پارسال این کارو کردیم و رفتیم کلی خونه های میلیاردی دیدیم . اصلا حس و حالش عااالیه و فوق العاده لذت بخش. نمایندگی بنز و بی ام و هم رفتیم و سوار ماشینا شدیم و خیییلی حال داد. خیلی ادم رو سرشار میکنه از حس خوب. حس ارزشمندی،حس اینکه من لایق داشتن تمام این امکاناتم. خداوند دنیا رو برای من غرق نعمت کرده تا لذت ببرم و سپاسگزارش باشم.
دیگه اینکه دیدن و تحسین فروش بالای یه مغازه ( که ما خودمون خداروشکر مثال زنده اش رو اینجا داریم اقای فراوانی عزیز اقای سرشاری :)) ) یه رستوران . و اینکه بری از جاهایی خرید کنی که باید صف وایسی که استاد گفتن تو همین دوره. خیلی مثال هست برای تقویت فراوانی اینکه تو اینترنت بگردی دنبال استارت اپ های موفق ، افراد موفق میبینی که ببین ایییییییین همه موفقیت ، این همه کسب و کار پر رونق توی همین شرایط الان ما. و هر مثال ریز و درشت دیگه. من خودم چون خیلی با غذا و مواد غذایی و غذا خوردن کیف میکنم همیشه یخچالمون برام نماد فراوانیه خداروشکر و واقعا هر روز سپاسگزارم که این همهههه غذاهای خوشمزه داریم و میخورم و لذتشو میبرم.
برای باور احساس لیاقت هم خودت برای خودت کادو بگیر ، خودتو هر چند وقت یکبار به رستوران های گرون دعوت کن. اینم خیلی کار با عشقیه که یه چند وقته انجامش ندادم و باید دوباره شروعش کنم. از خودت تعریف کن هر بار که خودتو جلو اینه میبینی قربون صدقه خودت برو و خودت جوری با خودت رفتار کن که دوست داری بقیه باهات رفتار کنن. احساس خوب خودت رو بر همه چیز مقدم بدون و برای خودت بیشتر از هررکس دیگه ای ارزش قایل باش.
در مورد عجله داشتن که به خودت بگو من برای رسیدن به اهدافم تنها کاری که باید بکنم اینه که الان رو خوب زندگی کنم. اگه الان لذت ببرم ، اگه الان ارامش داشته باشم، اگه سپاسگزار همین الان باشم میتونم به بیشتر و بهترش برسم . پس من ارومم، از الانم لذت میبرم و فردام رو بهتر و بهتر مسازم . میدونم که خدا با منه و در بهترین زمان بهترین شرایطرو برام فراهم میکنه. پس نگران هیچی نیستم دیگه . سپردم به خودش و ایمان دارم که او بهترین مدیر و مدبره.
7- دوست خوبم شادی عزیز
از کامنتت فهمیدم که خیلی شاکی هستی از محیط زندگیت و از هواش. دوست خوبم قانون چی میگه ؟ میگه تا تو نتونی از شرایط همین الانت لذت ببری و نتونی حس سپاسگزاری رو در خودت ایجاد کنی برای همین چیزی که الان داری، برای همین شرایطی که الان تو زندگیت هست، هدایت نمیشی به شرایط بهتر. پس بیا و روی خوبی های محل زندگیت تمرکز کن تا قلبا بهاحساس سپاسگزاری و شادی برسی در موردش. بقیه کارها رو جهان برات انجام میده.
خداوند همه چیز میشود همه کس را
خداوند به قدر ایمان تو فرود می اید
به قدر باور تو کار گشاست
8- این تکرار با ارزش ترین؛ بهترین؛ ناب ترین و قشنگترین تکرار هستش.
تکراری که هیچ وقت تکراری نمیشه!
تکرار ایمان به خداوند…
تکرار اینکه همه چی اونه؛
همه چی باوره؛ به خداوند؛
همه چی ایمانه؛ به خداوند؛
همه چی توکله؛ به خداوند؛
همه چی اعتماده؛ به خداوند؛
که به جایی برسی که همه چی داشته باشی ولی وابسته به هیچ چیزی نباشی؛ این یعنی رهایی واقعی؛
9- باور کنید احساس میکنم مثل یه پادشاه دارم زندگی میکنم نه به خاطر دارایی هایی که الان تو زندگیمه بلکه به خاطر نوع نگرشم. شاید از دیدگاه خیلیا خونه ای که الان من خریدم یه خونه ی معمولیه نسبتا قشنگ باشه اما برای من یه قصره چنان با شکوه و عشق بهش نگاه میکنم انگار توی یه قصر میخوام برم میرونید چرا؟ چون مطمئنم از همین راهی که این خونه رو به دست آوردم به لطف خدای مهربون همون خونه ی رویایی مو هم که استخرو جکوزی داره و توی یه جای سرسبزه و کلی اتاق و پارکینگ و اتاق بازی و همه چیز داره رو هم به دست میارم فقط کافیه از مسیر درست حرکت کنم همه چیز برام کاملا ممکن و امکان پذیره. بچه هایی که هنوز ته دلشون یکم قرص نیست و هر از گاهی چاخان میاد میگه نکنه جواب نده نکنه اینهمه رو خودت کار میکنی بی فایده باشه نکنه…. میخوام با ایماااااان و قدررررررت فریااااااد بزنم که غیر ممکنه جواب نده با ایمان بهتون میگم همونطور که نظم و نظام جهان هستی پابرجاست همونطور که شب و روز میاد و میره و روزها و هفته ها و ماهها و سالها با هماهنگی و قانون ثابت در حال حرکت و گذر هستند و خداوند به زیبایی هرچه تمام تر مدیریتشون میکنه قانون هم صد درصد جواب میده این ماییم که باید به قانون درست عمل کنیم. هرچقدر بیشتر یاد میگیریم بازهم باید پیش بریم چون هیچ پایانی برای این مسیر نیست. اما سراسر لذته سراسر عشق و خوشیه. یادمه وقتی که تازه روانشناسی ثروت 3 رو خریدم و کار میکردم خیلی از دوستانی که روانشناسی ثروت 1 رو و دوره های دیگه استاد و کار کرده بودن نتایجشون خیلی خیلی درخشانتر بود و زودتر به نتیجه میرسیدن و من همش آرزو داشتم که بتونم مثل اونا و پا به پای اونا پیشرفت کنم اما بچه ها یکم زمان میبره شاید یکی و دوسال طول بکشه که نتایج ملموس تر بشن ولی ناامید نشید هرگز ناامید نشید من تمام اون روزا بی نهایت دلم خوش بود از حال خوبی که با آموزشهای استاد دریافت کرده بودم. دلم خوش بود و واقعا خوش بود که خیلی از اتفاقات دیگه ناراحتم نمیکنه دلم خوش بود که بی نهایت عاشق خودم شدم و خیلی لذت میبردم اما وقتایی که یکم مایوس میشدم و چاخان شروع میکرد به چاخان کردن دم گوشم بازم سعی میکردم ایمانمو حفظ کنم بازم میگفتم ایاکنعبدوایاکنستعین و دستمو تو دست خدا میذاشتمو بلند میشدم . خلاصه که دوستای خوبم قانون قطعا جواب میده فقط از خدا کمک بخواین و با ایمان جلو برید و قدم بردارید من یقیین دارم که به تک تک خواسته هامون به زیباترین شکل ممکن میرسیم چون هذا من فضل ربی و خداوند مهربون من بییییییی نهایت بخشنده و مهربانه خداوند دارای فضل عظیمه خداوند بی حسااااب و کتااااب به بنده اش روزی میده به خود من که بی حسااااب روزی داده فرزند سالم پدر و مادر سالم همسر سالم تن سالم نمیدونید روزانه با چه عشقی به خاطر سلامتیم سپاسگذار خداوندم خدای من بی نهایت بخشنده است.
10- موضوع خلاصه جلسه سوم ادامه تکامل
از وقتی که رونالدو رو دیدم که همش می خندید در همه حال منم از این به بعد قرار هرچی شد فقط بخندم بریم سراغ خلاصه دوره
تکامل هم تکامل می خواهد هرچی جلوتر میریم جلسات رو بهتر درک می کنم هربار که جلسات رو نگاه می کنم و فایلهای صوتی رو گوش می کنم حتی بقیه فایلهای رایگان رو هم همینطور یه نکته هایی می شنوم که یا نشنیدم یا شنیدم یادم رفته چون اصلا درکش نکرده بودم بعد از جلسه هفتم جلسه سوم رو دوباره استفاده کردم تازه فهمیدم استاد چی میگه که اگه ده سال بعد هم این فایل ها رو گوش کنید یه نکته هایی پیدا می کنید توش که به خودتون می گید واووووو این دیگه کجا بود چه جاهایی از قانون استفاده نکردم و چه جاهایی یادم رفته و چه جاهایی فکر می کردم میدونم
درک و استفاده از قانون هم تکامل می خواهد
استاد اینجا هم اشاره کرد که من کمالگرایانه نگاه می کردم و انتظار داشتم که خیلی سریع پیشرفت کنید و همه چیز رو یاد بگیرید در صورتی که خود من هم زمان برد تا به درک درستی از قوانین رسیدم
از شما هم انتظار ندارم که قانون رو یک شبه یاد بگیرید و به درک درستی از قانون برسید و پرفکت باشید پس شما هم به خودتون سخت نگیرید و از مسیر رسیدن به خواسته ها لذت ببرید.
ولی حتی دونستن و آگاهی هم باعث عملکرد بهتر میشه و کمک می کنه تا مسیرمون رو بهتر بشناسیم مثل یک چراغ راه هست مثل یک نور افکن در مسیر ما و مقداری از مسیر رو روشن می کنه برای اینکه کل مسیر روشن بشه باید حرکت کنیم ولی با این چراغ ها امن تر و راحت تر و سریع تر میتونیم حرکت کنیم.
نکته کلیدی الهامات:آنچه الهام درونی هست و از جانب خداوند هیچ وقت از ما نمی خواهد که عجله کنیم
به قول معروف رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
ره رو آنست که آهسته و پیوسته رود
وقتی این نیروی درونی شما رو تو هول و بلا میندازه میگه زود باش فرصت ها تموم میشه بردن واییی بد بخت شدی بیچاره میشی بدو تموم شد یالا بهت استرس میده
اگه ایده ای بهت گفته میشه که نتیجه اش باور کمبود هست نتیجه استرس هست نگرانی هست اون ایده به هیچ عنوان از جانب خداوند نیست کار چاخان(یا همون اسم شناسنامه ای گولمالو) زود مچش رو بگیر بگو خر خودتی کره خرم بچه هاتن
خداوند همیشه میگه نگران نباش عجله نکن عزیزم همیشه فرصت هست همیشه نعمت هست بی نهایت نعمت و فراوانی هست از زندگی ات لذت ببر برای رسیدن به هیچ خواسته ای عجله نداشته باش خیلی سریع تر از اون که فکرش رو بکنی به خواسته هات میرسی
از زندگی لذت ببر و سپاسگذار باش سپاسگذار نعمتها باش .آرام حرکت کن شاد باش خوشحال باش خوشبخت باش زیبایی رو ببین و تحسین کن بهت داده می شود هر آنچه که بخواهی
همه چیز به موقع به تو داده می شود
همه چیز در زمان مناسب به تو گفته می شود
همه چیز در مکان مناسب به تو داده می شود
همه چیز در مسیر به تو داده می شود
فقط عجله نکن و با آرامش حرکت کن
این صدارو ذات همه ما میشناسه و تشخیص میده که از جانب پروردگار هست از جانب خدایی که مارو هدایت کرده و تا به اینجا رسونده
تکامل باید طی بشه تا آگاهی داده شود اگر افراد در مدار دریافت نباشد آگاهی دادن بهشون کمک نمی کنه
عقل ناقص ما به خیلی چیزها قد نمیده وقتی اون ارتباط اون ایمان شکل بگیره الهامات به ما گفته می شود و ما عمل می کنیم و نتایج بوجود میاد .
الهامات به شکل های مختلف (کتاب جمله از یک دوست خواب و…) گفته می شود.
ولی وقتی می شنوی و درباره اش صحبت می کنی و بهش فکر می کنی یه احساس آرامش و اطمینان قلبی شکل میگیره که این می گی این همونه خود خودش همینه که باید انجام بدهم.
خیلی حرف هارو میشنویم ولی به دلمون نمیشینه و خیلی فکر ها میاد تو سرمون ولی به دلمون نمیشینه ولی اون الهام خاص چنان به دل آدم میشینه و وصلش می کنه به منبع که کامل متوجه میشه که اون جمله از زبان خداوند هست.
برای اینکه به یک موقعیت خوبی به یک موفقیتی برسی نیاز نیست که زجر بکشی بد بختی بکشی بلا سرت بیاد نیاز هست که روی خودت کار کنی وقتی که از قانون تکامل استفاده کنی این اتفاق میافته.
بعضی وقت ها اون وسوسه هایی که زود برسم تموم شد و…شدید هست که می خوایم همه چی رو دور بزنیم می خوایم قانون تکامل رو دور بزنیم چون ذات انسان عجول هست.
همه می خوان ترین باشند ثروتمند ترین موفقترین و… اما اونهایی ترین می شوند که بدنبال ترین بودن نیستند از مسیر لذت میبرند خود به خود می بینند که ترین شده اند بدون اینکه دنبال ترین شدند باشند. نظر دیگران براشون مهم نیست
دنبال استقلال مالی واقعی هستند
به دنبال آرامش و راحتی هستند
و به بقیه کاری ندارند خودشون برای خودشون مهم و ارزشمند هستن
اما چجوری میشه تکامل رو سریع تر طی کرد؟باید سریع تر وارد بازی بشی باید سریع تر قدم برداری وقتی به ترس هات حمله کنی نگران نیستی شجاعت داری تکامل رو سریع تر طی می کنی.
با اقدام کردن با حرکت کردن با قدم هارو برداشتن میتونی تکامل رو سریع تر طی کنی.
قدم هارو متناسب با قدم قبلی بردار از نتایج قدم های قبلی قدم بعدی مشخص می شود.
باید برید ببینید سیر تکامل افراد موفق رو اون ریشه و اون جوانه زدن و بعد تبدیل به گیاه شدن رو باید ببینی که چطور رشد کرده
اگر می خواهی لذت ببری از مسیر رسیدن به خواسته ها قدم ها رو هماهنگ با قانون تکامل بردار نتایج قدم های قبلی قدم بعدی رو مشخص می کنه
اینکه از زندگی لذت ببری ارزشمند هست نه اینکه فکر کنی با رسیدن به خواسته ها از زندگی لذت خواهی برد.
با نشستن تو خونه و هیچ کاری انجام ندادن تکامل طی نمیشه بلکه تکامل با برداشتن قدم ها با حرکت و با تغییر و با ایمان و با شجاعت طی میشه.اما این حرکت و برداشتن قدم ها رو هماهنگ با قانون تکامل انجام بده
اگه اون شور و شوق و انرژی نباشه کم میاری
وقتی تکامل رو طی نمیکنی به اونچه که میرسی وکمتر از توقعت هست و سرخورده میشی
وقتی قانون تکامل رو درست درک نکنیم توقعمون بالا میره
افرادی که میگن من از دوره روانشناسی ثروت استفاده کردم پس چرا نتیجه نگرفتم حواسشون باشه حتی درک این قوانین هم تکامل می خواد بعد میرسه به مرحله عمل و سپس نتایج به تدریج ظاهر می شوند.
وقتی تکامل رو طی کنی نیاز نداری که به بقیه راجع به کارهایی که می خوای انجام بدهی و خواسته هات توضیح بدی
نتایج هر قدم باید تثبیت شده باشه و باهاش راحت شده باشی بعد بری سراغ قدم بعدی .
به اندازه ای که در مدار باشی قوانین رو درک می کنی و ازش استفاده می کنی به همین دلیل چون مدارت مرتب داره رشد میکنه
باید همیشه و همیشه این فایل هارو تکرار کنی اگر تشنه پیشرفت هستی
همیشه به خودت بگو من زود ایرادم رو پیدا می کنم و زود اقدام می کنم و زود درستشون میکنم و میرم سراغ بعدی و توشون نمی مونم
اگر ایمان داشته باشی
اگر حرکت کنی
اگر به ترسهات حمله کنی
اگر بنویسی درباره فایل ها
اگر عمل کنی
اگر فکر کنی بهشون
اگر بارها و بارها فایل هارو گوش کنی
اگر با خودت صحبت کنی درباره اش
اگر مثالهاش رو در گذشته خودت ببینی و در اطرافت پیدا کنی
زندگی ات خیلی خیلی زیبا تر قشنگ تر از اون چیزی میشه که تصورش بکنی
خیلی سریع به خواسته هات میرسی چرا؟؟!!
چون اقدام میکنی چون قدم هارو درست بر میداری چون از تجربیاتت درس میگیری مثل زیدان مسی و….
وقتی قانون رو بدونی و درک درستی از نظام جهان هستی داشته باشی
وقتی باورهای خوبی داشته باشی اونوقت معجزات اتفاق میافته
زندگی میشه لا خوف علیهم و لا هم یحزنون
پاشنه های آشیلتون رو پیدا کنید و اونجاهایی که بیشترین مقاومت رو دارید و میگی همه چی رو قبول میکنم الا این اصلا زیر بارش نمیرم و نمیتونم قبول کنم اون مهمترین پاشنه آشیلت هست.
این همون چیزیه که باید تمام تلاشت رو بکنی برای حلش جهاد اکبر می خواهد اون که تغییر کنه بقیه موارد که راحت تر هستند عوض میشن اون اصل کاری رو روش کار کن
این تغییر باور هم تکامل می خواد انتظار نداشته باش یه شبه همه چید عوض بشه و اینها همه رو درک کنی و بپذیری فکر کنی حلش کردی ولی به یه شکل دیگه خودش رو نشون میده به خودت میگی نه بابا کجا حلش کردم یه ذره بهتر شده ولی هست هنوزم
تغییر باور و فرکانس و مدار تکامل می خواد به اندازه ای که روی خودت کار می کنی به اندازه ای که حرکت می کنی به اندازه ای که ایمان داری میتونی روند رو سریع تر کنی ولی صد درصد باید تکامل رو طی کنی
باید به خودت بگی این بیماری فکری تو وجود من ریشه های عمیق داره و باید تا آخر عمر روش کار کنم
باورهای درستش رو بنویس و بدون که تا ابد باید روش کار کنی خدا میدونه که چقدر پیشرفت می کنی
11- باورِ اکثرِ مردم و اطرافیانم اینه که نباید این موقعیت و از دست میدادم,دیگه ی همچین شرایط و موقعیتی گیرم نمیاد,باید اول موقعیتِ جدیدم رو تثبیت میکردم و بعد رها میکردم این مغازه رو,اگه کارِت نگیره چی…. و از این جور حرفا.که من میدونم همه اینا حرفای شیطان هست و میخواد ارتباطِ منو با ندای درونم قطع کنه.ولی من بهشون اهمیتی نمیدم و جفت گوشامم تنظیم کردم رو ندای درونم تا ببینم به چه چیز هدایت خواهم شد
به امیدِ خدا از شنبه میرم شهرِ جدید و شروع میکنم کاری که باید شروع کنم هیچ ترسی ندارم.میدونم که خدا حتی یک ثانیه هم تنهام نمیذاره مگر اینکه خودم بخوام,مگر اینکه خودم توجه کنم به ندای شیطان.واین دونِستنِ ی اطمینانِ خاطرِ محکمی میده بهم که نگرانی رو شیفت دیلیت میکنه :)))))))
12- سلااااام استاد عزیزم. من تازه دیشب فایل اخیر مصاحبه رو دانلود کردم و دیدمش و بعد یه تعدادی از کامنتهای بچه ها رو خوندم واقعا چه جنجالی به پا شده سر این بحث رابطه ی شما با نامزدتون. دوست داشتم نظرمو اینجا بنویسم چون احساس میکنم توی اون قسمت خیلیا جبهه گرفتن نسبت به این موضوع. اینکه اکثر انسانها دوست دارن در مورد زندگی شخصی همدیگه نظر بدن از نظر من کار درستی نیست. یکی از دوستان نوشته بودن نامزد منم عضو سایته و شنیدن حرفهای استاد در فایل اخیر تاثیر بد روی افکارش گذاشته، اصلا نمیتونم درک کنم افرادی رو که به همه چیز سطحی نگاه میکنن. دوستای خوبم دیدگاه استاد هیچ منافاتی با قوانینی که در قرآن اومده نداره و هرکس کاملا مختاره که هرطور دوست داره زندگی کنه. همتون از زندگی خصوصی استاد بارها و بارها پرسیده بودید پس جرات داشته باشید و بشنوید. درسته که همه ی ما در این مسیر پیرو حرفهای توحیدی و عالی استاد عزیزم هستیم اما این دلیل نمیشه اگر از بخشی ازشیوه ی خاص زندگیشون خوشمون نیومد اینقدر جبهه بگیریم. ما همه انسانهای مجرد به دنیا میایم و مجرد از دنیا میریم. خود من از زمانی که متوجه شدم وابستگی سم رتبطه است و این موضوع رو عمیقا درک کردم و حتی مشکلات زیادی رو به خاطر باورهای غلطم در ارتباط با وابستگی در روابط رو متحمل شدم تصمیم گرفتم از بند وابستگی هام رها بشم و الان در کنار همسر عزیزم و فرزند خوبم و خانواده ی مهربانم با آرامشی هزار برابر بیشتر زندگی میکنم. دیگه خودمو مالک همسرم نمیدونم و مدام دارم روی این باور کار میکنم که همسر من یک انسان کامل آزاده و حتی به خودش هم گفتم تا زمانی که از زندگی در کنار من لذت میبری توی این رابطه بمون و اگر به این نتیجه رسیدی که زندگی مشترکت با من سخت میگذره فوری بهم اطلاع بده و مدام دارم روی خودم کار میکنم که وابسته به هیچکس جز خدای خودم نباشم چون این صحبتها توی حرف راحته اما توی عمل واقعا تعهد و ایمان و توکل قوی به خدا رو میخواد. زمانهایی رو به یاد دارم که از لحاظ عاطفی محتاج یه لبخند و محبت همسرم بودم و این احتیاجم به شدت منو خارو خفیف و ذلیل کرده بود و حالم از خودم به هم میخورد که چرا اینقدر محتاج یک نفر باید باشم اما الان هرگز هرگز هرگز اون احساسهای قبلی رو ندارم چون خدایی رو در وجودم پیدا کردم که جای تمام نداشته هامو پر کرده. و با وجود خدای خوبم هیچ خلاء عاطفی ندارم و حتی عشق عمیقی که از خدا دریافت میکنم منو به بی نیازی رسونده و همین بی نیازی باعث شده عشق عمیق تری رو از همسرم و تک تک اطرافیانم دریافت کنم. تعهد باید در عمل و رفتار باشه نه روی برگه ی کاغذ. هرکس برداشت خودش رو از رابطه ی استاد کرده و این خیلی طبیعیه اما هیچ منافاتی با تعهد استاد عزیزم نداره. استاد شما همیشه برای من نمونه ی واقعی از یک پدر نمونه و یک همسر و همراه متعهد هستید چون همیشه و در هر حال سعی میکنید بهترین نمونه از خودتون رو ارائه بدید و مهم این تلاش و سعی شماست. در رابطه خیلی خوبه که آزادی باشه اکثر ما آدما تا ازدواج میکنیم فکر میکنیم مالک طرف مقابلمون میشیم حتی فکر میکنیم مالک بچه هامونیم اما ما اصلا مالک هیچکس نیستیم ما حتی مالک جسم خودمون هم نیستیم چون این جسم ما با مرگ از روح ابدیمون جدا میشه. این به معنای بی تعهدی و بی بندوباری نیست هرگز نیست به معنای احترام و ارزش قائل شدنه به معنای درک عمیق خداوندیه که مارو برای یک ضیافت به این دنیا دعوت کرده و ما در هر لحظه از عمری که سپری میکنیم باید به خودمون یادآور بشیم که وابستگی های دنیا غل و زنجیر نشه به پاهامون باید مدام به خودمون بگیم که تک تک این وابستگی ها نعمتهاییه که خداوند به ما امانت داده و از ما گرفته میشه پس چه خوب که تا زمانی که این امانتها در دست ماست ازشون درست استفاده کنیم من زمانی که دوتا دیدگاه از استاد رو شنیدم عاشق این شخصیت شدم اولی دیدگاهی که بعد از مرگ فرزندشون داشتن و کنترلی که بر روی احساسشون داشتن در مقابل مرگ عزیزترینشون که فکر نکنم هیچ چیزی در این دنیا عزیزتر از فرزند آدم باشه و دومین دیدگاه در مورد مرگ بود که در فایل مربوط به ساختمان پلاسکو بهش اشاره کردن و من واقعا بعد از شنیدن این حرفهای استاد با خودم گفتم چقدر یک انسان داره راه رو درست میره و سعی میکنه همواره درست زندگی کنه و چه درک زیبایی از قوانین داره که این دیدگاه رو داره. و همونجا تصمیم گرفتم اونقدر روی خودم کار کنم تا من هم به این باورها برسم. امیدوارم که همیشه به عنوان افرادی که ادعا میکنیم داریم روی خودمون کار میکنیم سعی کنیم همیشه بهترین خودمون رو ارائه بدیم و از بند وابستگیها رها بشیم. اگه در بند باورهای غلط نباشیم و فقط وابسته به خدای خودمون باشیم و بس دیگه با شنیدن این دیدگاه استاد اینقدر سراسر وجودمون رو ترس نمیگیره اگه میبینید نمیتونید با این نوع دیدگاه ارتباط برقرار کنید و مقاومت ذهنتون خیلی زیاده یعنی خیلی خیلی وابسته به همسر یا نامزد یا دوست یا هرکس دیگه ای که به عنوان جنس مخالفتون در کنارتون قرار گرفته هستید و تا وقتی از بند این وابستگی ها از لحاظ درونی آزاد نشید نمیتونید تجربه ی یه ارتباط خوب و داشته باشید. اگه حالا هم فک کنید که نه من با وجود وابستگی خیلی هم رابطه ام عالیه من یقیین دارم که یه روزی به مشکل بر میخورید چون من خودم اینو خوب تجربه کردم و در تمام افراد ازرافمم دیدم که بیشترین ضربه رو از وابستگی خوردن. وابستگی با تعهد کاملا متفاوته در یک رابطه با جنس مخالف مهمترین موضوع داشتن تعهد صد در صد بدون هیچ گونه وابستگیه امیدوارم که خوب تلاش کنید تا توی این مسیر راه رو درست برید و از خدای مهربون میخوام به منم همواره کمک کنه تا وابسته به هیچکس جز خودش نباشم چون من به هر خیری که فقط و فقط از جانب پروردگارم بهم برسه سخت فقیر و محتاجم. درود بر تک تک شما عزیزان.
13- اعتماد کردن به خدا برام زیباست چون هدف دارم و دارم برای رسیدن بهش با وجود ترسم اقدام میکنم میخندم چون خودم رو میبینم که با وجود اینکه میترسم ولی محکم راه میرم، از خدا میخوام ترسها مو بگیره و به جاش ایمان و یقین رو توی دلم بگذاره و با تمام وجود باورش کنم که همیشه و همه جا باهامه، تا فقط بخندم و لذت ببرم
14- خیلی مواقع تو موقعیتهایی قرار میگرفتم که تا یه جواب نه میشنیدم بعضا بحث میکردمو حتی از کوره در میرفتم حالا میخوام از تغییر خودم بگم که چقد عوض شدم و اینا همش بخاطر استفاده از فایلهای شماست استاد،بعضی وقتا یه ویژگیهاییت تغییر میکنه که برمیگردی میگی خداایا من چجوری انقد تغییر کردم؟ بدون اینکه حتی از عبارت تاکیدی خاصی برای اون باور استفاده کرده باشم یا تمرین خاصی کرده باشم،فقط رو خودم کار کردم و آرومتر شدم در پرتو این آرامشه خیلی باورا تغییر کرد نمیدونم برای شمام پیش اومده یا نه منظورم اینه که با گوش کردن فایلها یه تغییزاتی میکنی که خودت بعدا باخبر میشی ..
15- استاد تو یکی از فایلاش گفته بود در مقابل جواب نه کوتاه نیایم.. فهمیدم اگه پافشاری و سماجت تو دریافت خواسته ام داشته باشم میتونم هر کاری رو و هر چیزی رو داشته باشم…پس در مقابل جواب نه کوتاه ننیاااااایییییم انقد پافشاری کنیم که طرف از نه گفتنش پشیمون شه ولی خودمون قدرت نه گفتن رو داشته باشیمااا
16- در مورد اینکه جملات تاکیدی رو تو گوشمون بزاریم حتی اگر حواسمون نباشه تاثیرش رو می زاره برای من اینطوری نیست من شاید یک سال هم بیشتره که جملات تاکیدیم رو گوش می کنم ولی اثرش قوی نبود ولی فکر می کنم صحبت جلسه 5 کاملا درست که ما باید تمرکز کنیم رو جملات و حسشون کنیم اینطوری بیشتر رو من تاثیر می زاره
17- تو جلسه اول ثروت2استاد میگه با پررویی از خدا درخواست کنید میگه تو به خدا اینجوری بگو« وظیفه من فقط بندگی کردنه؛ و وظیفه تو هم اینه هرچی که من میخوام برام فراهم کنی»و البته که استاد خیلی خیلهی تاکید میکنه که به شرط اینکه ته دلتون هم فقط خدارو باور داشته باشین.
18- وقتی در بهترین سفر زندگیمون باشیم اصلا به شرایط و اتفاقات بد دسترسی نداریم و و هر آنچه پیش آید خوش آید و حتی اگر اتفاقات و شرایط به ظاهر نامناسب رخ بده در واقع اینها تضاد هایی هستند که اومدن ما رو رشد بدن و با ما دوستن و خواسته های ما رو واضح میکنند و الخیر فی ما وقع.
دوستان همین موضوع هم تکامل میخواد تمرین میخواد که بفهمیم تضاد ها دوست ما هستن و بتونیم باهاشون دوست باشیم و ایمان داشته باشیم که در دل این تضاد ها راحتی و آسایش و خواسته های ما هست، ایمان داشته باشیم که در دل هر سختی، آسانیست، باور داشته باشیم که راه حل ها همیشه در دل خود مساله هست و راحت و آسون و در دسترس هست و اگر این باورها و این احساس خوب رو داشته باشیم، راه حل ها به ما گفته میشود و خواسته ها ی ما میشن واقعیت زندگی ما.
19- در مورد جلسه ی هفتم، خیلی خیلی با خودم فکر کردم و از خودم پرسیدم نسیم چه ایرادی هست که در همه ی جنبه های زندگیت داره خودشو نشون میده؟
چه ایرادی هست که در شکل های مختلف و جنبه های مختلف زندگی برات تکرار میشه؟
و جوابی که تا الان براش دارم
باور فراوانی هست که در ابعاد مختلف زندگیم و شاید زندگی همه میلنگه از بس که به ما گفتن که همه ی چیز های خوب کمه!!!!!! نسل در نسل تکرار شده و تکرار شده..
باور بعدی باور لیاقت و عزت نفس هست در جنبه های مختلف زندگی.
سیب گندیده ی بعدی، عدم استفاده ی درست از قانون درخواست هست در تمام جنبه های زندگیم و نسبت به تمام افراد.
و شاید یکی از دلایلش دیدن باورهای مادرم در این مورد بوده که در وجود من هم نقش بسته.
و احساس میکنم قانون درخواست و عزت نفس رابطه ی تنگاتنگی با هم دارند چون یکی از دلایلی که مانع درخواست کردن میشه، نبود عزت نفس هست.
باور بعدی که میلنگه در تمام ابعاد زندگی و اصل و اساس تماااااام باورها هست، باورهای توحیدی منه، توکل و ایمان من به خدای خودم هست، که باید همیشه و همیشه روی اون کار کنم.
تمام باورهای ایراداری که بیانش کردم خیلی خیلی خیلی بهتر از قبل شده، یعنی وقتی باورها تغییر میکنه، خود آدم اولین کسی هست که میفهمه از احساسش و بعد از نتایجش میفهمه و من الان میفهمم که خیلی بهتر از قبل هستم اما میگم ایراد دارم که بدونم همیشه و همیشه و همیشه باید کار کنم تا بهتر و بهتر بشه و هیییبببچ انتهایی براش نیست چون خداوند در قرآن نگفته ایمان بیاورید، فقط یک بار ایمان بیاورید و دیگه تمام شد رفت نه اینو نگفته،
خداوند میفرماید هر لحظه و همواره در حال ایمان آوردن باشید و آنقدر به ذکر خدا مشغول باشید تا لحظه ی یقین، فرا رسد و یقین یعنی، شکست محدودیت های ذهنی.
کسی که تقوا داشته باشه کسی که نفسش رو کنترل میکنه میتونه با تمرین و تکرار و تکرار و تکرار، یقین بیاورد.
الهی شکرش از درک زیبایی که نصیبمون کرده
الهی هر لحظه تون روشن از نور خدا باشه.
20- ترس اصلا معنی نداره جایی ک ایمان باشه ترس معنی نداره ، قدرت خدا خیلی قویتر از ترس هست
در پناه تنها قدرت حاکم بر جهان خدای یکتا
21- استاد دیوااااانه این کلمات فایل هشت هستم که چندین بار میگید به خخخخخخدا همه چیز تغییر میکنه
22- میخوای خدا رو پیدا کنی؟
میخوای خودتو پیدا کنی؟
میخوای هر چی که نداری رو پیدا کنی؟
این سایت و زیر و رو کن و انقدر رو خودت کار کن که خودت باشی و خدا و شیطان از دور بشینه و تماشا کنه به عشق بازیت با خدا و قُلنج کنه :)))))))
23- جلسه هشتم
بخش اول
موضوع جلسه: نحوه ساختن یک باور توحیدی مهم درباره رسیدن به خواسته و روش اجرای آن
بسیاری از خواسته ها زمانی در وجودمان شکل می گیرد و درباره شان به وضوح می رسیم که پی می بریم، داشتن و تجربه چنین خواسته ای امکان پذیر است.
به واسطه برخورد با اتفاقات و شرایط زیبا و دلخواه، خواسته هایی جدید در وجودمان شکل می گیرد و ما را به مسیرهای جدیدی هدایت می کند که قبل از آن هیچ ایده ای برایش نداشتیم، زیرا شناختی درباره اش نداشتیم.
این همان مسیری است که ما را به سمت سبک شخصی زندگی مان هدایت می کند.
مشاهده آدمهایی که همین حالا به گونه ای زندگی می کنند که رویای همیشگی مان بوده، شنیدن صحبت های آنها و آشنایی با نحوه نگاه شان، نه تنها مقاومت های ذهنی بسیاری را درباره آن نوع زیستن و تجربه آن خواسته ها، از بین می برد، بلکه باورهای قدرتمند کننده ای در وجودمان می سازد که، آن نوع زندگی را یک رویای دور از دسترس نبینیم و برای تجربه اش قدم هایی برداریم.
وقتی قادر به کنترل ذهنت باشی، با دیدن تجربه های زیبای دیگران، قادر به شنیدن این پیام خداوند می شوی که می گوید:
“اگر این فرد توانسته چنین نعمت هایی را داشته باشد، پس تو هم می توانی. زیرا نه تنها همه انسانها از توانمندی های یکسانی برخوردارند بلکه همه آنها به منبع ثروت و نعمت های بی انتهای جهان، به یک اندازه دسترسی دارند”
اما اگر فردی قادر به کنترل ذهنش نباشد، دیدن شرایط و موقعیت های زیبا و رویایی افراد موفق، نه تنها به او امید و انگیزه ای برای باور کردن خواسته یش نمی دهد، بلکه او را در احساس بسیار بد نیز قرار می دهد.
اینجاست که حتی یک الگوی عالی که می توانست امید و انگیزه را در فرد ایجاد نماید، او را به احساس یاس می رساند. زیرا نمی تواند از عهده نجواهای ذهنش برآید.
سنجیدن وضعیت ظاهرا نامناسب کنونی اش با شرایط عالی دیگران، او را به احساس عجز و ناامیدی درباره تغییر وضعیتش رسانده و نهایتا باور می کند که:
حتما او یک آدم خاص است، یا خداوند برایش خواسته، یا حتما به اندازه کافی باهوش، با استعداد و لایق نیستند و…
و این ماجرا تا آنجا ادامه می یابد که کم کم باور می کند میان او و آن شرایط زیبا، آن رابطه عاشقانه، آن زندگی مجلل و… فرسنگها فاصله است که هرگز پر نخواهد شد.
در حالیکه آن فاصله، فقط با ساخته شدن این باور توحیدی پر می شود که:
اولاً باور کنیم زندگی ما در دست باورهای ماست و بپذیریم شرایط فعلی ما فقط به واسطه باورهای گذشته ماست و با تغییر آن باورها، قابل تغییر است.
ثانیاً: باور کنیم اگر هر انسانی در هرجایی از این کره خاکی توانسته به خواسته ای برسد، قطعا ما نیز می توانیم.
زیرا خداوند به همه ما به یک اندازه نزدیک است و به همه ما به یک اندازه توانایی لازم برای ساختن زندگی دلخواه مان را بخشیده.
اما هر فرد، فقط به اندازه باورهایش قادر به دریافت هدایت الهی به سمت تجربه آن نعمت ها است.
وقتی این باور توحیدی ساخته شود، آنوقت است که می توانیم به جای حسادت یا ناامیدی، تحسین زیبایی ها را برگزید.
یادت باشد اگر با مشاهده شرایط زیبایی که در زندگی دیگران است مثل رابطه ای عاشقانه، استقلال مالی، سلامتی و … خواسته ای در دلت زنده شده، هرگز اتفاقی نیست. بلکه نشانه ای است که می گوید:
همان خدایی که چنین آرزویی را در دلت زنده نموده و امکان پذیر بودن آن شرایط را به تو نشان داده، همان خدا نیز قادر به هدایتت به سمت تجربه آن خواسته است.
به شرط آنکه فارغ از وضعیت کنونی ات، خداوند و حمایتش را باور کنی و آن خواسته را در دلت زنده نگه داری و برایش قدم برداری.
اگر سوالت این است که چه قدم هایی باید بردارم؟!
پاسخ این سوال در اولبن جلسه همین دوره مفصلا توضیح داده شده است.
سرفصل های جلسه هشتم:
باورهایی که مانع برداشتن قدم های لازم برای تحقق اهداف می شود و راههای تغییر آنها
چگونه درباره خواسته هامان به وضوح برسیم؟
مهم ترین اقدامات پس از وضوح خواسته ها
مهم ترین باور توحیدی درباره خواسته ها و راههای ایجاد و اجرای آن در عمل
چگونه شرایط آینده را به شکل دلخواه مان بسازیم
24- جلسه هشتم
(سبک شخصی)
خیلی مواقع خواسته های ما زمانی شکل میگیرن که ما میفهمیم میشود چنین خواسته ای رو داشت ،با نگاه کردن به اطرافمون ..با دیدن یه برنامه،یه عکس،یه تصویر،یه خاطره از کسی اون خواسته درون ما شکل میگیره مثلا اگه کسی بیاد تعریف که من رفته بودم فلان جا که یه دریاچه ای بود و قایق هایی بودن ما قایق ها رو ورداشتیم رفتیم کلی ماهی گرفتیم و….این ممکنه درون ما یه خواسته ای رو شکل بده که دلمون بخواد ما هم همچین جایی رو بریم و همچین تجربه ای رو داشته باشیم و اینجاست که بر اساس خاطره ای که اون فرد تعریف کرده خواسته درون ما شکل میگیره..و ممکنهتا قبل این من اصلا نمیدونستم همچین جایی وجود داره و الان که فهمیدم که هست و بهش توجه کردم اون خواسته درونم شکل گرفته..پس خیلی از خواسته های ما به این طریق شکل میگیرن یعنی تا قبل اینکه ببینیم یا کسی برامون تعریف کنه نمیدونستیم وجود داره ولی وقتی میبینیمش این خواسته شکل میگیره و به محضی که خواسته شکل گرفت در مسیر زندگیمون قرار میگیره و ما با کار کردن روی باورهامون خیلی آروم،ساده و راحت به خواستمون میرسیم،و بعد میگیم إ من عکس این خواسته رو تو دریم بوردم داشتم یا من از خدا اینو خواسته بودم ..پس اولین قدم اینه که تو ببینی اصلاچی میخوای؟؟!!چه امکاناتی تودنیا هست ؟چقد آزادی برای رسیدن به خواستت..و وقتی دقیقا میفهمی چی رو میخوای و نشانه ها و شباهت هاشو میبینی مصمم میشی که من میخوام به یه همچین شکلی زندگی کنم،در واقع با ذیدن دنیای اطرافتون خیلی از خواسته هاتون شکل میگیره که قبلاوجودنداشتن و اگر شما باورهای درستی داشته باشید اون خواسته ها باعث حسرت شما نمیشه ..چون خیلی وقتا بعضی ها باورهای اشتباهی دارن که با دیدن اینکه مثلا فلانی فلان ماشین خاصو داره،یا فلان خونه خوب روداره به جای اینکه به خودش بگه ایووول میشه اینجوریم زندگی کرد با خودش میگه ببین اینا چه جور زندگی میکنن ما با چه خفت و خاری داریم زندگی میکنیم..و به جای اینکه دیدن این ها احساس خوبی بهش بده و بگه آره!!من فهمیدم که منم میتونم این مدلی زندگی کنم همش حسرت میخوره ..وقتی که باورها خراب باشه دیدن چیزهای زیبا نه تنها باعث شادی و خوشحالی نمیشه بلکه باعث ایجاد حسرت،ناراحتی و غم میشه..
همه چیز رو باورهای ما شکل میدن..یعنی دیدن موفقیت افراد،امکانات جدید به شما قدرت میده،امید میده،آرزوهای جدید درونتون خلق میکنه،به شما هدف میده برای زندگیتون اما اگر باورها اشتباه باشن وقتی چیز قشنگی میبینی به جای اینکه احساست خوب بشه احساست بد میشه..بنابراین وقتی یه سبک زندگی،یه نعمت ،یه امکاناتی رو میبینیم اولین چیزی که به ذهنمون میرسه باید این باشه که منم میتونم این نعمتو داشته باشم..و تحسین کنیم ..مثلا اگر خونه زیبایی رو میبینیم یا ماشین مدل بالا یا هر چیز دیگه ای این تو ذهنمون بیاد که ما هم میتونیم داشته باشیم ..
یکی از اون باورهای قشنگی که خیلی کمک کنندست اینه که
((هر انسانی در هر جای کره زمین با هر سن و جنسیتی و فرهنگ و زبان تونسته به هر دستاوردی برسه من هم میتونم به اون برسم ،به شرطیکه بدونم چه باورها وچه طرز فکری رو باید داشته باشم ،یعنی اصلا اینطور نیست که شما وقتی میبینین کسی به نعمتی رسیده فک کنین که به شما داده نمیشه یا شما نمیتونین داشته باشیدش ،خیلیا میگن من شرایطم فلان طوره،من پدرم فلان ویژگی رو داره من همسرم اجازه فلان کارو بهم نمیده…ولی اصلا اینطور نیست شما میتونین اون نعمت رو داشته باشید به شرطیکه تو مدارش قرار بگیرید و با باورهاتون اون نعمت رو وارد زندگیتون کنید
توحیدی ترین نگاه هاست به جهان عستی که بدونی اون الله ای که میبینی این نعمتهارو به یک نفر داده به شما هن میدهد اون هیچ فرقی بین شما و اون نمیذاره،اون هیچ ویژگی برتری نسبت به تونداره،فقط یه سری چیزارو یادگرفته مثلا ممکنه شما تو خونوادت سچیا ذوست و آشنا کسی رو دیده باشین که راحت زبان انگلیسی صحبت کنه تنها چیزی که به ذهنتون میرسه اینه که یه سری دوره ها و کلاسها رو رفته و تمرین کرده و با علاقه ای که داشته پیشرفت کرده و تو ذهنتون اینه که اگه منم همون کارو بکنم موفق میشم حالا این مورد در مورد همه خواسته ها باید وجود داشته باشه که اگه یه نفر تونسته منم میتونم ،اینکه میگم گنده نکنید هدفهاتونو ،گنده نکنید آدمهارو به همین معنی هست که اگه یه نفربه نغمتی رسیده اون خدایی که نعمتها رو به اون داده به تو هم میده.اون خدادستش بازه،قدرتشو داره،ثروتشو داره،نعنتهاش بی نهایته،تو هر چی رو که میبینی میتونی داشتع باشی فقط باید ببینی در مدار درستی هستی یا نه،چون خدا این نعمتها رو فقط تو یه مدار قرار داده..و ممکنه من الان تو این مدار نباشم پس تنها کاری که باید بکنم اینه که خودمو به اون مدار برسونم.فرض کنید تو یه محله یکی داره نذری میده و این نذری بی نهایته ولی نذری تو محله شما نمیدن حالا شما برای اینکه نذزی رو بتونی بگیری اینه که فقط پاشی بری تواون محله و نذری رو بگیری ..قضیه دریافت نعمتها هم همینه..یعنی شما فقط باید تو مدار دریافت اون نعمت قرار بگیری و اگر تو مدارش نیستی با تغییر بلورهات واردش شی و دریافتش کنی..وقتی یه نعنتی رو میبینی باید به خودت بگی این یه نشونست که منم میتونم به خواستم برسم نه به این معنا که خدا به یه سری افراد میده بلکه به این معنا هست که خدا به یک مدار خاص میده و این معنی عدالت خداست..یعنی هر کسی میتونه وارد این مدار بشه..هر کسی میتونه از هر جایی که هست وارد اون مدار بشه،و مدارتو با فکرت تغییر میدی،و وقتی که روی باورهات کار میکنی هدایت میشی،حرکتهایی انجام میدی،آدمهایی وارد زندگیت میشن،اتفاقاتی برات میفته که تو هم اون نعمتهارودریافت میکنی.به طرق مختلف ،به هزاران طریق اون نعمتو دریافت میکنی،
اساس توحید اینه که هر کس به هر موفقیتی رسیده به هر چیزی رسیده فارغ از اینکه چقدر بزرگه چقدر دور از دسترسه نشونش اینه که تو هم میتونی بهش برسی و این باید به تو امید بده و باید تحسین کنی کسی رو که به اون نعمتها رسیده..پس مهم تلاش فکری هست و ایجاد یک سری باورهاست.
خیلیا نوخوداگاه وقتی فرد ثروتمندی رو میبینن میپرسن شغل تو چیه؟ اما شغل دلیل نیست و تو هر شغلی میشه ثروتمند و موفق بود و این شغل نیست که فرد رو به مپفقیت میرسونه ((پس هیچ عامل بیرونی در موفقیت ما نقشی نداره))و باید ببینیم چه باورهایی رو داشتن چه باورهای رو ساختن که تونستن به اون نعنت برسن..موقعیتها و نعمتهارو که میبینید اجازه بدید که یک سری خواسته ها درون وجودتون شکل بگیرن و از همون اول تو نطفه خفش نکنید..
همه چیز تغییر میکند
همه چیز تغییر میکند
همه چیز تغییر میکند
اینطور نیست که شرایط همین باشه و شما از همین شرایط بپری و به خواسته هات برسی..شرایط تغییر میکنه ،موقعیتها تغییر میکنه..ایده های جدید میاد ..نیاید با اون چیزی که الان هست فکر کنید چطورمیتونم به خواسته هام برسم،اون چیزی که الان هست به خاطر یه سری باورهای اشتباه هست که در گذشته داشتی،به خاطر عملکرد قبلیته ..اون چیزی که الان هست اصلا روش حساب نکن ،اون تغییر میکنه ،و بدون چیزی که الان هست نتیجه یه سری باورهاست..نتیجه زمانهایی هست که تو قانونو نمیدونستی،و الان که داری قانونو درک میکنی بدون همه چیز تغییر میکنه..خیلی از آدمها چون نمیتونن ارتباطی بین خواسته هاشون و شرایط فعلیشون پیدا کنند از خواستشون دست میکشن چون باور نمیکنن که بتونن داشته باشنش..حرف من اینجاست که باور کنید خداوند رو..باور کنید دستان خداوند رو..باور کنید وقتی به اون داده نشونه اینه که به تو هم میده ،باور کنید که میتونه زندگیتون تغییر کنه..وقتی اینو باور کنید میرید سراغ قدمهای کوچیکتر و آرام آرام اول به خواسته های کو چیکتون میرسید و بعد اون خواسته اصلی وارد زندگیتون میشه..بعد که به اون خواسته کوچیک رسیدین با اون قدرتی که ایجاد شده حالا سراغ خواسته بزرگتر نیرید.باور داشته باش شرایط فعلیت تغییر میکنه،ابزارهات تغییر میکنن،آدمهایی وارد زندگیت میشن ،اون فردی که تو زندگیت هست و تو اونو دلیل عذم پیشرفت خودت میدونی تغییر میکنه یا از زندکیت خیلی راحت خارج میشه وظیفه تو فقط کار کردن رو خودته..همه چیز تغییر میکنه انقدر ایستا و غیر قابل تغییر نبینید شرایط زندگیتونو..همه چیز تغییر میکنه وقتی که توداری تغییر میکنی،
اینوبدون شرایط الانت به خاطر اون چیزی هست که قبلا فرستادی بما قدمت ایدیهم هست به قول قرآن..به واسطه آنچه ارسال کردی داری بدست میاری،خداوندهیچ ظلمی به بندگانش نمیکنه،هر آنچه بدست میاری بما کانوا یعملون هست..به خاطرنوع نگاهت ،به خاطرکارایی که انجام میدی نعمتهارو وارد زندگیت میکنی.
نگاه توحیدی فقط این نیست که توکلاممون خدا خدا کنیم نگاه توحیدی یعنی اینکه ؛
باور کنیم دست خداوند رو تو زندگیمون ..وقتی باور میکنی عمل میکنی،وقتی من باور میکنم تغییر میکنم و به خاطر تغییرم خدا دستانی رو تو زندگیم میاره پس اتفاقات میتونه تغییر کنه اونوقته که من بلند میشم ،اونوقته که ایده های جدیدمو اجرا میکنم،اونوقته که قدمهامو ور میدارم..اگه باور نکرده باشم قدمی ور نمیدارم و این مصداق همون حرفیه که ((ایمان بدون عمل حرف مفته))
مثل همون داستان بنی اسرائیل،که از خدا خواستن که بهشون نعمت بده خدا به موسی گفت بریدوارد این شهر بشید نعمتها هست ،چیزی از اون بالا از طرف خدا نمیفته پایبن ،تومدارت تغییر میدی تو باید این باورو داشته باشی که حرکت کنی..بنی اسرائیل گفتن نه ،ما اگه وارد این شهر بشیم حاکم اونجا ما رو میکشه ،موسی تو برو و همه چیزرو ردیف کن اونموقع ما خواهیم آمد ،وخدا گفت به خاطراین بی ایمانی تا ابد باید سرگردان باشید..ایمان یعنی خدا گفته اون موقعیته هست تو حرکت کن،وقتی تو باورداشته باشی شرایط تغییر میکنه رو خودت کار میکنی و این یعنی ایمان واقعی..پس شما و فقط شما خالق زندگی خودتون هستیدآگاهانه یا ناآگاهانه دارید این کارو انجام میدین
پس »»»»»یکی از راههایی که خواسته های شما مشخص میشه اینه که میبینید چه چیزایی تودنیا هست ،و به جای اینکه حسرت بخورید لذت ببرید و باور کنید و اینو سند واقعی بودن خواسته هاتون بدونید ،تنها کاری که باید بکنیم اینه که تو مدار خواسته هامون قرار بگیریم و همیشه این اتفاق میتونه بیفته فارغ از اینکه وضعیت فعلی تو ،جامعه و خونوادت چیه،همه چیزتغییرمیکنه وقتی تو مدارتو تغییر میدی به همه چی میتونی برسی ،همه چیو میتونی داشته باشی..
ادامه 100 نکته هشتم در پیام بعدی ??????
استاد
عالی بود، مثل همیشه…
حض کردم
خداوند را هزاران بار شاکرم که استاد بی نظیری چون شما را در مسیر زندگیم قرار داد
سپاسگزارم
استاد سلام
امروز بعد از ظهر نزدیک 2 ساعت خواب بودم ، یعنی استاد توی خواب فقط داشتم به تک تک جملات جلسه 9 دوره جهان بینی فکر میکردم ، با خودم صحبت میکردم ، قضیه پیامبر ، هدایت خدا ، الهاماتی که میشه ، عمل هایی که باید انجام بدیم وگرنه هیچ فایده ایی نداره اصلا استاد انگار بیدار بودم ، انگار نخوابیده بودم و همین که از خواب بلند شدم دیدم توی مغزم دارم در مورد مبحث الهامات و جلسه 9 صحبت میکنم
یعنی اینقدر داره این مبحث توی ذهن و وجودم و هرلحظه تکرار میشه که حد نداره ، بحثهای توحیدی اصلا فوق العاده ست
یعنی استاد از دیروز که مطالب خوندم نبوده زمانی که ذهنم ناخودآگاه این مطالب با خودش تکرار نکنه ، خیلی ذهنم درگیرش شده و بسیار در موردش فکر میکنه و صحبت میکنه و تکرار تکرار تکرار
واقعااااا ممنونم ازتون استاد
خداجونننننننننننننننننننننننننننن شکرت ، الحمدلله رب العالمین
هذا من فضل ربی
سلام ، استاد سپاسگزارم … من هر بار از دل پاسخ هایی که به سوالات ، میدید به نکته هایی پی میبرم که واقعا برای رسیدن به خواسته هام و درک محصولاتی که تا الان خریدم ، مفید هستند ، امیدوارم این روند حالا حالا ادامه داشته باشه و شما به تمام سوالاتی که قابل پاسخ دادن باشند پاسخ بدید و برای ما توضیح بدید …ممنونم از شما
من فکر می کنم سریع ترین ساخت باور همان سریع ترین راه برای احساس خوب پیدا کردن است.
به بیانی در همان حس خوب امیدواری شادی رهایی آرامش ماندن است.
یعنی هر بار به یاد خواسته بیفتیم باورمان را با حس خوب ادامه دهیم.
خوب است استاد عباس منش یاد گذشته و سختی ها و پدرش و به قول خودش زندگی با تجربه جهنم می افتذ .
چون معمولا همه چیز برای ادم عادی می شود و شاید این یاد گذشته بهش کمک می کند سپاس گذارتر باشد .
حالا می فهمم چرا بعضی جاها باید تضاد ها را تجربه کنیم.
سلام جناب آقای عباسمنش
بازم ازتون تشکر میکنم بابت این فایل تأثیرگذار . من سعی کردم بدقت به صحبتهای شما گوش کنم در بحث باورها ی جایی از فایل میگید ساختن و از بین بردن باورها مثل کار ساختمون هستش شاید بشه در عرض یکساعت ازبین ببریش ولی قطعا نمیشه در عرض یکساعت ساختش (البته همین ساختن یک ساختمان در عرض یکساعت هم امکان داره که نمونشو میتونید از اینترنت و چینی هایی که یک خونه رو در عرض یکروز میسازند جستجو کنید.) و صد البته که شما خوب اشاره کردید به اینکه ساختن با جزییات زمان زیادی میبره و من هم قبول دارم. پس شما بطور ضمنی قبول دارید میشه باورها رو در کمتر از چند ساعت از بین برد و اون ساخت یک باوره که نیاز به نیرو و انرژی زیادی داره . و چرا این موضوع برام اینقدر مهمه بدلیل اینکه شما در همین فایل میگید من به حرفهایی که تو کتابها میخوندم عمل میکردم و با عمل و رسیدن به نتیجه برام محرز میشد که این قانونه یا نظر شخصی.( بازم اینو میگم نه من مدافع کسی هستم و نه ضد شما و اینو هم بگم که از آموزشهای شما به چنان آرامشی رسیدم که حد نداره و در بحث ثروت هم از قبل خیلی خیلی بهتر شده وشاید اگر تمرینات دوره ی روانشناسی ثروت 1 رو با ایمان بیشتری دنبال میکردم نتایج بمراتب بهتر از امروز بود.)
پس چرا باید سخن یکنفرو که رفته و تحقیقاتی کرده و به نتایجی رسیده رو بدون آزمایش و بررسی از پایه رد کنیم. خود شما مگه نمیگید یکی از باورهاتون اینه که میشه هر کاری رو بهتر و راحتتر از روز قبل انجام داد پس چرا در این مورد اینقدر پافشاری دارید چون با باورهاتون در مغایرته. چرا نشه یک شبه باوری رو از بین برد مگه کاری هست تو دنیا که انسان نتونه انجامش بده.
سلام دوست عزیز ، من کاملا شما را درک می کنم چرا که گاهی چنین تناقضات و ابهاماتی برای خودم هم پیش میاد ولی سعی میکنم برطرفش کنم و از اونجا که جهان به خواسته های ما پاسخ میده ، چند روز بعدش از طریق یک فایل یا رخدادی تو زندگیم یا هرچیز دیگری اون ابهام برطرف میشه ، در مورد مساله ای که گفتید بنظر من شما اصلا کاری به نظر و عقیده استاد در مورد تغییر باورها نداشته باش ، خودت ببین آیا میتونی یک شبه باور ریشه داری را از بین ببری یا نه ، آیا یک شبه میتونی باور کنی و بپذیری که بدست آوردن پول آسان ترین کار دنیاست یا نمیتونی ، آیا میتونی یک شبه خودت را لایق ترین آدم روی زمین ببینی که شایستگی داشتن میلیاردها تومان ثروت را داره یا نمیتونی ، آیا اگر درآمدت در حال حاضر ماهی پنج میلیون تومان هست یک شبه ذهنت باور میکنه که از فردا درآمدت ماهی صد میلیون تومان بشه یا نمیتونه ، با صداقت به این سوالات پاسخ بده و با خودت روراست باش ، من خودم بعضی باورهای سطحی غلط را براحتی تغییر دادم مثل باور سلامتی که عقیده داشتم سلامتی هرکس در دستان خودش هست ولی خانواده م قبول نداشتند و بمحض اینکه حرفهای استاد را درمورد سلامتی شنیدم باورم تغییر کرد چونکه آمادگی ش را داشتم ولی باورهای ما در مورد پول خیلی غلط و ریشه ای هست و براحتی تغییر نمیکنه