مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار» - صفحه 80 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»247MB33 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | رابطه متقابل بین «تقوا» و «ثروت پایدار»32MB33 دقیقه














سلام دوستان عزیز سلام به استاد
برادر عزیز مرتضی حقیقت جو
به نظر من شما شما با آن موقعیت کاری وقتی رو برو شدید من فکر می کنم در وجود شما یک باوری هست که خودتو لایق اون موقعیت نمی دونستی این باور آنقدر قوی بوده که این موضوع را پس زده به قول استاد ما باید خودمون لایق بدونیم وباوراشو بسازیم اگر این باور داشته باشی شما هر چقدر تجسم کنی یا صحبت کنی درخواست کنی نمی توانی به آن برسی چون باورها خیلی قوی هستند سعی کن به شرایط اطراف توجه نکنید صحبت نکنید گوش ندی فکر نکنی روی خودت کار کن روی این که چه انسان خوب تحصیل کرد ه وغیره تمرکز کنی واین باورو تو خودت بساز که من لایق بهترین ها هستم بهترین شغل خانه همسر محیط کار . غیره امید وارم موقعیت بهتر از اون برات پیش بیاد تو فرکانس ش قرار بگیری یک موضوع دیگه چون شما تازه رو خودتون کار می کنید یک موقع فرکان سچتون بالا می ره ودر موفقیت بهتر قرار می گیرد ولی چون هنوز ثابت نشده خیلی زود به فرکانس قبلیتون بر می گردید
سپاسگذارم.سامان عزیز.بله دقیقا همینطوره که میگید.من این باور محدود کننده خیلی اذیتم میکنه ولی همین نشانه خیلی بزرگ و خوبی بود تا این باور لیاقت در من بیشتر شکل بگیره.
من نتایج خیلی خوبی گرفتم از بودنم در کنار شما و استفاده از تجربیات ارزشمند استاد و یقین دارم بسیار نتایج شگفت انگیز تری خواهم گرفت که درموردشون مینویسم
چقدر دووووست دارم بیام به همه نظرات پاسخهای جانانه ای بدم. ی عااااااااالمه حرف برای گفتن دارم???
اما حیف که وقت ندارم??..باور فراوانی از پریشب کارشو کرده و دیروز ی فرصتی جلوم گذشاته و ب شدت دارم روی اون کار میکنم که از فردا بترکونم ????????
استادی استوپ بزن بزار منم وقت کنم بیام تو بحثا ???
دریا خانوم
دوست عزیز
در پیامهای متعددی از شما خوانده ام که وقت ندارم… آیا این خود پاشنه آشیل شما نیست؟! چرا که کسی که درحال کار روی باور فراوانی ست به فراوانی زمان و وقت کافی هم دست می یابد.
شاد باشید و پر روزی و راضی و آزاد.
من پیام متعددی نداشتم که وقت ندارم… جز دو مورد
زود قضاوت نکنید…
ضمن اینکه تعادل رو رعایت کنید…تو دوره عزت نفس استاد میگه کارهاتون رو اولویت بندی کنید و همیهش اولین رو تیک بزنید. ی زمانی اینجا الوویتم بود والان کارای دیگه
چه بهتر ک در برابر نقد دیگران، صبورتر عمل کنیم. هر نقدی را ملاک زود قضاوت کردن قرار ندهیم. مهربان تر هم میتوان پاسخ گفت.
چه بهتر که پیامها رو مهربان تر بخونیم
و تمرکزمون رو بزاریم روی نکات مثبت پیامها
سلام ودرود دریا خانوم
موفقیتتون رو بهتون تبریک میگم ایشالا با دست پر بیای و پر از امید وخبرهای خوب .
بهترین روش برای ترک عادت های بد که وقت ما را می گیرد و اجازه نمی دهد روی اهدافمان تمرکز کنیم چیست؟
مثلا ول گشتن در فضای مجازی ، نگاه کردن بیش از حد فیلم و سریال ، بازی های کامپیوتری ، اعتیاد به فیلم های پورنوگرافی و عادت هایی از این قبیل که امروزه خیلی وحشتناک جوان ها را درگیر کرده و تمام وقت و تمرکز آن ها را گرفته است.
استاد عزیزم خواهش می کنم در این مورد صحبتی کنید
خیلی ممنون
سلام دوست عزیز
سعی کنید آرامش را در قلبتون جایگزین اضطراب و ترس و غم و غصه بکنید و باورهای مثبت را در این زمینه جایگزین باورهای منفی کنید و خودتون را از اثرات مخرب روحی و جسمی اینگونه فیلمها آگاه کنید مطمئن باشید براحتی مسئله برای شما حل خواهد شد انشالله
سلام. رحمت بر اون شیر پاکی که خوردی سید حسین.
من منظور شمارو کاملا گرفتم در مورد روابط و خودمم همینجوری فکر میکنم. یعنی بشدت مخالف عقیده و باور جامعه هستم در مورد زندگی مشترک.
مخصوصا اغلب خانمها که توی روابط شدیدا وابسته میشن.حالا نمیدونم من با هرکی دوست شدم اینجوری بوده و این وابستگی خانمها منو خیلی اذیت کرده تا جاییکه میترسم الان با کسی دوست بشم،
ی دوستی دارم خانمش اهل ی شهر دیگس و بحساب بقیه غریبه اینجا، بعد چند شب پیش من خونه اونها بودم و خانمش صبحش میرفت شهر خودشون برای مسافرت باور کنید یعنی حس کردم مثل یک پرندس که داره از قفس ازاد میشه،
منم پرسیدم دلیل این همه خوشحالی چیه گفتن اخه فردا میرم پیش مامان بابام ، گفتم یعنی تا این حد وابسته اونهایی ؟ گفت اره .
گفتم خب بنظرت الان خیلی دوسشون داری گفت خب معلومه
گفتم من منکر دوست داشتن پدر مادر نمیشم اما نه تا این حد وابستگی
این خوب نبست اصلا گفت نه اون وابستگی میره تو تار و پود ادم و فلان و بهمان ، حتی ی متلک هم بمن زد که چون من وابستگی ندارم بی هدفم و همینجوری میامو میرم ?
یعنی حتی متهمت میکنن به لائوبالی بودن ،
یا حتی اغلب مردم به این دید به ازدواج نگاه میکنن که یه حالت غل و زنجیر شدن یا بقول معروف گیر انداختن ادمه که سرش به زندگیش باشه
یا مرد ذوب بشه فنا بشه بخاطر زن و بچش
ولله به همه مقدسات قسم خدا مارو خلق نکردن که برده باشیم که تنها تعریف بشیم و خلاصه بشیم توی زن و بچه، اصل و هدف ی چیزدیگش
اینها فقط وسیله هستن برای هدف متعالی تر.
یا مخارج سنگین و مهریه های سنگین و کمر شکن برای شروع یک زندگی، طرف میفته زیر فشار و بدهی و وام چرا چون میخواد ازدواج کنه ،تا بیاد این همه وام و بدهی بده نصف عمرش تموم شده.
من بشخصه مخالف امر مقدس ازداج نیستم مخالف این باورهام در مورد ازدواج مخالف این نگرش منحوس و شیطانیم در مورد انسان و همسر و هدف و ازدواج،
چطوریه که ارزش یک انسان در مهریه زیاد و عروسی های انچنانی تعریف میشه؟
چطوریه که عشق در عادت کردن به طرف تعریف میشه؟
یعنی هرچه بیشتر عادت کنی و بیشتر وابسته تر باشی پس مرد خوبتری هستی از دید جامعه
هر چه برده تر باشی مسولیت پذیرتر تعریف میشی
من هنوز به اون گزینه مورد نظرم نرسیدم استاد
ولی اینکه میبینم یکی که نگرشش مثل منه به زندگی دلبخاهش رسیده انگار خودم رسیدم و خیلی خوشحالم
وجود شما مهر تاییدی بر افکار خودم برای خودم.
امیدوارم روزی برسه افرادی که این عقاید رو دارن در اکثریت جامعه باشن. مثل دوران رسول خدا و اصحابش
خوب و بد رو چه چیز مشخص و تعیین میکنه
برای مثال داعش آدم میکشه بخاطر عقایدش و امام حسین هم بخاطر عقایدش آدم میکشت به راستی خوب و بد چیست؟
اگه بخوایم از روی باور این مسئله رو حل کنیم هم کار داعش درسته هم کار امام حسین چون جفتشون بخاطر چیزی که بهش ایمان و باور دارن آدم میکشتن و اگر بخوایم ایمان و باور رو بذاریم کنار باید بگیم کار هر دو اشتباهه
لطفاً مفصل توضیح دهید
من اصلا کاری به بحث های دینی و اعتقادی نیست و این مثال فقط جهت شفاف سازی سوال مطرح شد لطفاً دوستان جبهه گیری دینی نکنن
استاد جونم تحسین میکنم روش زندگیت رو و سبک شخصیت رو مرحبا دارررررررری پسسسسسسسسسسر، ما فقط یک بار متولد میشیم و چه دلیلی داره به خاطر حرف مردم و اطرافیانمون بسوزیم و بسازیم، چه روش مزخرف و چه فرهنگ غلطی یک عمر پدر و مادر هامون و خودمون این مدلی زندگی کردیم سوختیم و ساختیم و گفتیم بچه هامون چی میشن، آبروی پدر و مادرمون چی میشه و هیچ کس نفهمید چی گذشت به ما و چی کشیدیم وقتی که خودمون رو اسیر کسانی کردیم که اسمشون رو گذاشته بودن توی شناسنامه هامون، خدا رو سپاس میگم که توی اون روزها که شب و روزم به خاطر فرهنگ غلط و نگاه غلط جامعه ام به زندگی، گریه بود تونستم پاک بمونم و خدا منو به این مسیر هدایتم کرد و اگر هدف بزرگم و تمرکزی که نیاز دارم برای رسیدنم به هدف نبود دقیقا طوری زندگی میکردم که استاد زندگی میکنه
دوستان خواهش میکنم بحث را عوض کنید
بعضی کامنت ها خواسته یا ناخواسته
آگاهانه یا غیر آگاهانه
انرژی منفی میدن
دوستان خواهش میکنم خییییلی وارد ریز جزئیات نشید
بقول یکی از بزرگان بهترین گلدان را هم وقتی زیر و رو کنیم یک کرم در آن پیدا میشود
استاد ما هم یک انسان است مگر بی نقص و عیب و کاملی جز خدا هم داریم؟؟
پس ب سبک شخصی همدیگر احترام بگذاریم
مخصوصا ب سبک استاد بزرگوار
نظر های خوب بدین
جبهه گیری نکنیم
مثبت نگر باشیم
و خواهش میکنم
واقعا بعضی دوستان خیلی سخت میگیرن
وقتی ما میگیم کار استاد از نظر خودش،خداش،و قرآن، حلال هستش
دیگه زوم نکنید رو جزئیات
بزارین همیشه تو حال و احساس خوب بمونیم با این سایت
این سایت سنگ صبور و مامن آرامش ملیون ها انسانی ست ک بسوی یکتا پرستی در حرکتند مطمئنا به نظرات متفاوت و عقاید متفاوت ک امری طبیعی ست می بینیم
ساده بگذر بزار جهان کار خودشو بکنه
سپاسگزارم از همه ی شما خوبان
سپاس فراوان. کاملا موافقم. رها کنیم.
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز
از شما ممنونم بابت اینکه تجربیات زندگیتون رو در اختیارمون قرار میدین وعامل پیشرفت و آگاهى ما شدین سپاسگزارم
من هم مثل شما چند سال با همسرم فقط با یه محرمیت زندگى میکردیم ولى خانوادها مخالف بودن الان هم ٧سال از زندگى مشترکمون میگذزه ٢ سال هست که خطبه عقد بینمون خونده شده ومن هیچگونه مهریه اى نخواستم و واقعا همدیگر رو دوست داریم و براى هم احترام خاصى قائلیم و الان مدتى هست که از هم دوریم انقدر عشقمون زیباست که با زیباییهاش زندگى رو ادامه میدیم و من خودم ایده ام اینه که انسانها نباید متکى به هم باشند و از هم توقع مالى داشته باشند .زندگى شما استاد عزیز قابل تحسین قابل توجهى است و در تلاش هستم براى تغییر باورهام،در ضمن سپاسگذار خداوندم انسانى چون شما در زندگى من حضور دارد
من معتقدم پیام آور این دوره از تاریخ هستید. من خیلى از خدا سپاسگذارم به خاطر الطافش
باز هم ممنون از استاد عزیزمون????
سلام استاد ممنون ک با هرفایلی صدها نکته رو بهمون یادآوری میکنید ،این اولین باره ک تو سایت نظر میگذارم پیش از این همیشه فقط میخوندم نظرات رو
فکر میکنم اعتماد به نفس و خودباوریم خیلی بیشتر شده دوست داشتم بیام نظرمو بگم…اول اینکه قضاوت ممنوع بطورکلی ،ضمیر ناخودآگاه برای قضاوت کردن برنامه ریزی شده انگار
اصلا دیگه از قضاوت کردن و نظر دادن راجع به دیگران خوشم نمیاد.
حس اولیم راجع به این فایل این بود ک انگار شمااستاد وسط مغز من یه بمب منفجر کردید ،فکر کردم دیدم از وقتی باشما همراه شدم فهمیدم آزادی یعنی چی و آزادی رو احساس کردم تجربه کردم ،من اسیرو برده یک دنیا باور محدود کننده بودم اما الان آزادی رو تجربه میکنم .چیزی ک شما در مورد رابطه عاطفیتون گفتین باعث شد من فصل سبک زندگی شخصی رو از کتاب رویاهایی ک رویا نیستن خیلی عمیق درک کنم بفهمم عمق موضوع رو….انگار چهارچوب های ذهنیم شکست و فهمیدم چقدر من میتونم اونجور ک دلم میخواد با قدرت بیشتری ازاین به بعد چهارچوب های ذهنیمو میشکنم و اونجور میشم ک خودم میخوام نه اونجور ک دیگران بمن القا کردن باشم ،،اینجوری باشم خودم خالق زندگیم میشم و میتونم بخودم بگم من انسان آزادی هستم
استادمسیری ک شما در زندگیتون در پیش گرفتین و بخاطر این مسیر به همه خواسته هاتون رسیدین مسیر توحید و یکتاپرستیه
همه باورهای شما زندگی شما رواین اصل ساخته شده …شما بیییییش از هرچیزی بر توحید تاکید دارید
تو زندگیتون فقط به خداوند محتاج و وابسته هستین
بنظر من وابستگی رو تو زندگی شما فقط نسبت بخداوند میشه پیدا کرد
استادی ک من میشناسم اصل براش توحیده ،،،این شکل رابطه رو با توجه به تضادهایی ک بهش برخورد کردین و براساس نگرش توحیدی انتخاب کردین …تضادها بشما کمک کرد ک چی میخواید
اگر میپذیرفتین ک بخاطر اینکه یه روز ک پیر شدین ممکنه بکمک احتیاج داشته باشین و پس حتما ازدواج کنید ک اونروز یکی باشه نمیدونم تروخشک بکنه شمارو
اگر اینو پذیرفته بودین مخالف باورهاتون رفتارکرده بودین چون ک اینطوری روی کسی بغیر از خداوند بخاطر دوران پیریتون در اینده حساب باز کرده بودین این میشد شرک
اونموقع من یکم شک میکردم بهتون
چون اینجوری میزدید زیر همه حرفاتون البته بازم میگم اگر ازدواج میکردید بااین فکر ک پیر شدید یکی باشه کمکتون کنه
البته من در حال حاضر نظرم اینه ادم میتونه ازدواجم بکنه و عشق رو بی شرط تجربه کنه …من ازدواج نکردم ولی بنظرم این شکلی هم میشه
من فهمیدم از حرفاتون اگر شما ازدواج کنید ممکنه براتون توقع ایجاد بشه وقتی پیر شدین شریک عاطفیتون بیاد کاراتونو بکن. تروخشکتون بکنه
خوب شاید اون شخص دلش نخواست پس شما اونو آزاد گذاشتید
در ضمن شما اصلا باور ندارید ک وقتی پیر شدید نیاز به کسی داشته باشید
تو دوره راهنمای عملی رویاها گفتین هییییچ چیز و هیچ کسی رو برای دوران پیری و کوری نذاشتم و نمیذارم
تازه شما محرم هستین مثل دوران نامزدی اما من دیدم ک تو کشورای دیگه اصلا بحث محرم بودن و صیغه و این چیزا هم نیست
شما قبلا گفته بودین تو دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها ک انسان دین داری هستید این مسئله محرم بودن قشنگ اینو نشون میده
استاد چه خوب بهم یاددادین سبک زندگی شخصی یعنی چی
شما حتی به فرزندتون وابسته نیستید ..یادمه گفتید میکائیل آزاده ک هروقت خواست بره سراغ زندگی خودش و لازم نیست نگران دوران پیری شما باشه
وااای استاد عجب فایل چالش برانگیزی شد :-) ولی نظرم اینه ک هیچگونه تضادو منافاتی بین این فایل و آموزه های شما وجونداره
سلام
از استاد عباسمنش عزیز بینهایت سپاسگزارم که این قدر صادقانه داره رفتار میکنه. اگه دقت کنیم با حساب و کتابهای معمول این کارها برای عباسمنش ضرره نه سود. چون خلاف هنجار عمومی رفتار کرده اند. اما عباسمنش داره نشون میده که خودش عملا به هدف آزادی و عشق ورزی بدون حد و مرز پایبنده با هر بهایی.
————–
نمیدونم اینها رو پاسخ میده یا نه ولی میپرسم
چرا کتابهاتو ادامه نمیدی… اون حسّه کی بهت میگه ادامه بده… من به شخصه فردی مطالعه ای هستم تا شنیداری و از کتابهای شما خیلی بیشتر از فایلهاتون دیداری شنیداری تون استفاده کرده ام.