مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی - صفحه 17


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی
    203MB
    19 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی
    18MB
    19 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

395 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1443 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    خیلی اوقات من درگیر افکار و باورهایی می شدم که خودم را نیازمند حضور و بودن دیگران می دانستم

    همیشه دنبال آنها بودم و یک جورایی در وجود خودم به این فکر می کردم که چطور باید آن شخص را حفظ کنم

    یا اینکه به یک چیزی دل می بستم

    خیلی آنرا دوست داشتم

    همیشه نگران از دست دادن آن شخص و یا آن شی و چیز بودم

    خوب این خیلی یادم را بد می کرد

    نگران بودن

    دلشوره و استرس داشتم

    درگیر افکار بد شدن

    همه سبب می شد ک نتوانم یک آرامش خوب را داشته باشم

    اما اکنون به این درک و منطق رسیده ام که باید و باید همیشه دل به خدای خودم بسپارم و از او بخواهم که من را هدایت کند

    این واقعا برای من ارزشمند است و از اینکه می توانم به خدای خودم اعتماد کنم واز او کمکم بگیرم خداوند راه و مسیر را به من نشان خواهد داد

    اکنون به این درک و منطق رسیده ام که فقط و فقط روی خودم حساب باز کنم

    از خدای خودم کمک بگیرم

    او را همیشه دوست و یار خودم بدانم

    من آنچه که در وجود خودم دارم به من کمک می کند تا به راحتی و آسانی بتوانم به سوی موفقیت گام بردارم

    من خودم بهترین سرمایه برای خودم هستم

    حال خوبی که دارم

    احساس آرامش که دارم

    خداوندی که در کنار من است

    دوستان و فامیل و اقوامی که در کنار من هستند و دستهای خدای مهربان برای من هستند

    اینها واقعا سرمایه های من است

    هر چه بهتر و بیشتر ببینم جهان هم بهتر و بیشتر را به من می دهد

    چقدر این نگرش زیبا و عالی است

    چقدر این نوع دیدگاه حس و حال خوب به من می دهد

    واقعا خوشحال هستم که امروز به این فایل فوق العاده هدایت شدم

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    یاسمن زمانی گفته:
    مدت عضویت: 2667 روز

    به نام خدای هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو و هم خانواده ای های نازنین

    باز هم صدای منو میشنوین از روی تردمیل در باشگاه :)

    من قبلاً خیلی تو در و دیوار بودم در موضوعِ وابستگی ولی خدا رو شکر الان خیلی بهتر شدم و همیشه با خودم میگم من باید جوری باشم که هر گوشه ی دنیا هم بیوفتم وجودِ خودم و خدای خودم برام کافی باشه.

    قبلاً حتی به وسایلم هم وابسته میشدم و مثلاً اگر چیزی از وسایلم که خیلی دوسش داشتم گُم میشد یا میشکست قشنگ تا چند روز غصه میخوردم! الان هر موقع چنین اتفاقی بیوفته سریع با خودم میگم قراره یکی بهترش وارد زندگیم بشه…

    از نظر وابستگی به محل زندگی که انصافاً خیلی خوبم و اصلاً وابسته نیستم. به لطف خدا بارها از منطقه ی امنم اومدم بیرون و مهاجرت کردم. وقتی مهاجرت کردم به کانادا، پیش خواهر بزرگه م زندگی میکردم تو یه شهر کوچک شمالِ تورنتو. حدود 2 سال اونجا زندگی کردم و بعد move in کردم با خواهر دومی توی تورنتو. با اونم بالای یک سال فکر کنم زندگی کردم و بعد دوباره move کردم با خواهر سومی توی میشیگان. و بعدش توی کالیفرنیا کار پیدا کردم و اومدم اینجا. وقتی قرار شد بیام کالیفرنیا اول یه کم ترسیدم، چون از همه ی خواهرام دور میشدم و باید تک و تنها از عهده ی همه چیز تو یه جای غریب برمیومدم. ولی به لطف خدا دوباره این افکار بهم کمک کرد که هرجا باشم تنها نیستم و خدا با منه. قربون خدا برم که اونم جوابم رو داد و همه چیز برام به بهترین شکل پیش رفت.

    خدایا شکرت

    عاشقتونم استاد جان و مریم جان و همه ی دوستان جان (قلب ها)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  3. -
    محمد چکرائی گفته:
    مدت عضویت: 1799 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    داشتم فکر میکردم به دوست عزیزی که این سوالو مطرح کرده.

    اینکه چقدر خدا دوستش داره و هدایتش کرده به این سایت..

    به این سوال..

    به اولین چیزی که نیاز داره …

    و اون، خواستنه

    وقتی دقت کنی اصل و اساس NA و حرفهای استاد و درواقع قوانین جهان هستی شبیه به هم هستند

    چون مسیر اصلی رو پیدا کردن برای رسیدن به خواسته ها و ساختن زندگی .و راس همه خداوند یکتا و مهربان .

    یه فرد معتاد نمونه ی بسیار خوبیه برای مثال قوانین..

    از اولین بارهای استفاده از مواد ،فکر میکنیم زندگیمون تو مشت خودمونه وخودمون میدونیم و خودمون میتونیم و همون مسیر سنگلاخو با گاری و به زور انقدری پیش میبریم تا جایی که دیگه نمیتونیم و از پا میفتیم.

    اونوقته که دنبال یه کمک میگردیم .یکی که بتونه نجاتمون بده از قل و زنجیرهایی که به خودمون بستیم.

    یه استپ میزنیم و برمیگردیم به تمام مسیری که اومدیم ،نگاه میکنیم و اونجاست که تازه میفهمیم از مسیری که اومدیم راضی نیستیم.

    و به جایی که رسیدیم .و از جایی که هستیم اصلا راضی نیستیم و کل مسیرو با این همه سختی،اشتباه اومدیم.دنبال هر کمکی میگردیم و به تخته پاره ای چنگ میزنیم و بیشتر توی باتلاق خودمون، فرو میریم.

    اینجاست که عمیقا کمبود یه نیروی برتر رو احساس میکنیم و چه نیروئی قدرتمند تر از الله یکتا که اابته همواره هدایتمون میکرده و ما نمیدیدیم تا به اونروز.

    اونروزی که هرکاری میتونستی کردی،و نتونستی و حالا به این نتیجه رسیدی که تنهایی نمیتونی و نیاز به کمکش داری.

    این همون نقطه ی ارزشمنده تسلیمه.

    تسلیم در برابر خداوند

    این همون قدم اوله که باید بفهمیمش که بدون خداوند و قوانینش و کمکهاش نمیتونیم.

    و خواستن، در ما شکل میگیره.همون خواستن ها که نقطه ی شروع دریافت هاست.

    بعضی وقتا تجربه کردم که دعاهام خیلی زود مستجاب میشه و توی کل زندگیم برام سوال بوده که چرا یه جاهایی زود انجام میشه و یه جاهایی نه.

    یبار دقت کردم دیدم وقتایی که دعاهام زود اجابت شده ،توی یه مرحله ی اضطرار و تسلیم خاصی بودم.توی نقطه ای که کاملا تسلیم بودم و ایمان داشتم کسی یا چیزی غیر از خودش نمیتونه کمکم کنه.اون همون ایمانیه که همیشه لازم داریم ولی بقیه ی وقتا به اضطرارش نرسیدیم تا درک کنیم .به حد تسلیم بودن مثل مرده ای که هیچ حرکتی نمیتونه بکنه.

    بنظرم انجمن na همون آدمایی هستن که یه جایی از زندگیشون و بخاطر تسلیم شدنشون و خواستن اضطراری تغییر،،،

    از هدایت شدگان قرار گرفتند.

    و چه سعادتی ازین بهتر که یه جایی تسلیم خدا بشیم.

    و حداقل از اون به بعد ،با گرفتن هدایت ها ، دیگه چک و لقت قوانین رو نخوریم و ازش بهره ببریم.

    نمیدونم اون دوستمون کی این سوالو کرده و الان چه میکنه ولی قطعا مورد هدایت قرار گرفته و امیدوارم به نتایج خواسته هاش رسیده باشه.

    خدارو شکر میکنم که امروز با این فایل هدایتم کرد و بیادم آورد روزهای سختی از زندگیمو که فقط با کمک خودش تونستم پشت سر بذارم.

    شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    سیف الله خالقی گفته:
    مدت عضویت: 1262 روز

    سلام ودرود به استاد

    بزرگترین توانائی که ادم می تونه داشته باشه توانائی درونی اعتماد به خداوند هست

    که از رگ گردن به من نزدیکتر ه متو خلق کرده و من

    وقتی تصمیم بگیرم و حرکت کنم با یقین صد درصد

    به من کمک می کنه که من رشد کنم

    و خودم را بشناسم از کجا امدم به کجا می رم و برا

    چی امدم

    وقتی به اینجا آدم رسید

    می فهمه که چه توانا ئ هائی داره به شرط اینکه

    تمرین کنه و خودش را ارتقاء بده

    که حتی می تونه کوه ها را جا به جا کنه

    و به خاطر این خداوند وقتی انسان را خلق کرد

    به خودش گفت احسن الخالقین

    چون می دونست چه معجونی خلق کرده

    و اگه همین ایمان را درک کنه می فهمه که

    خداوند بزرگترین نعت را در اختیار ش گذاشته

    که خلق کنه هر چیزی که بخواد

    برآسانی و راحتی در مقیاس بزرگ حتى

    مثل زنبور عسل

    مثل باران معجز ه خداوند

    و همین که انسان بتونه تغییر بده شخصیتش را

    خودش بزرگ ترین توانائی است

    فرکانس را در ک کنه

    توجه به زیبائیها را درک کنه

    وکلا قوانین را درک کنه بالاترین موهبت را خداونه

    به او عطا کرده

    و ایا شکر ش را به جا می یاری سپاسگزاری می کنی

    و برای همین یه نعمت چقدر شکرگزار هستیم

    خدایا شکرت بابت بی نهایت نعمت هائی که عطا کردی

    بی نهایت فراوانی

    بی نهایت درخت

    پی نهایت آب

    بی نهایت گونه های گیاهی

    بی نهایت فرکانس

    پس فراوانی چیه وبه خودم می گم که بپذیرم

    بی نهایت نعت های خداوند

    که من حتی نمی تونم شمارش کنم

    و عظمت و شکوه خداوند را درک کنم

    الله اکبر به جلال و شکوه خداوند و بزرگی پروردگار

    ا اومد و او نوشت و فقط انگشت من حرکت کرد

    خدایا شکرت که هستی

    شاد و در پناه خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 42 رای:
  5. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1514 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    اگر بخواهید راهکاری به معتادان دهید اولین قدم برای ترک اعتیاد چیست؟

    اعتیاد مسئله ی پیچیده ای است:

    دلایل خلاهای درونی و عاطفی و عدم کنترل ذهن در افراد معتاد بسیار ریشه دار و اساسی است

    کسی که به سراغ مواد مخدر رفته و آن را ادامه می دهد:

    و با مصرف مواد مخدر سعی می کند احساس خود را خوب نگه دارد درمان پیچیده و دشواری دارد

    اعتیاد باعث: بسیاری از مشکلات جانبی می شود و فرد معتاد برای دستیابی به مواد مخدر ممکن است دست به هر اقدامی بزند

    اگر فردی درگیر بیماری اعتیاد است:

    می تواند در دوره های ان ای کاملا درمان شود

    اگر بخواهیم دنیای اطراف خود را بهتر بشناسیم و باور کنیم افراد تا چه حد می توانند تغییر کنند:

    می توانیم در جلسات آن ها شرکت کنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1514 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    راهکار اساسی شما برای رفع وابستگی چیست؟

    اگر وابستگی به افراد باشد:

    عاملی که باعث می شود به افراد وابسته نباشیم فکر کردن به گذرا بودن دنیا و مرگ است

    فرد مورد علاقه ی ما: ممکن است به هر دلیلی از دنیا برود

    اگر وابستگی به هر وسیله ای باشد:

    با مرگ ما از بین خواهد رفت باور به گذرا بودن دنیای مادی: به ما کمک می کند به چیزی یا کسی وابسته نباشیم و دنیا را دائمی نبینیم مرگ : در هر صورت رخ می دهد بنابراین باید زندگی را بسیار آسانتر بگیریم و از مسائل ناجالب به راحتی بگذریم افراد را در بعد: فرکانسی در نظر بگیریم زمانی که بر روی باورهای خود کار می کنیم و در مدار متفاوت قرار می گیریم مهم نیست تا چه حد تلاش می کنیم تا افرادی را در زندگی خود نگه داریم:

    مسیر ما از آنها جدا خواهد شد که همه ی ما این شرایط را تجربه کرده ایم

    اگر افراد نامناسب در اطراف ما هستند: ایراد از باورها و فرکانس های ماست افراد ممکن است به هر دلیلی تغییر کنند جهان کاملا: ما را از آنها جدا کرده و افراد هماهنگ را وارد زندگی ما می کند و افراد ناهماهنگ به راحتی از زندگی ما خارج می شوند

    مهم نیست: افراد چقدر به ما نزدیک و یا پیوند خونی با ما داشته باشند یا خیر در هر صورت طبق قانون:

    چنین اتفاقی رخ خواهد داد بنابراین زور و تقلا مفهومی ندارد بر روی باورهای خود کار کرده تا: افراد هم فرکانس به زندگی ما جذب شده افراد نامناسب از زندگی ما به راحتی حذف شوند بر روی خود و باورهای خود کار کرده تا شخصیت رشد یا فته تری داشته باشیم و

    به سمت افراد بهتر و با کیفیت تر هدایت شویم و اجازه دهیم خداوند این کار را برای ما به راحتی انجام دهد

    چه باوری پشت این طرز تفکر شماست که از دارایی خود هیچ اطلاعی ندارید و به آنها وابسته نیستید؟

    من سرمایه ی اصلی خود را: دارایی مادی نمی دانم و تمرکزی بر مقدار آنها ندارم البته از ابتدا : به این شکل فکر نمی کردم

    زمانی که خانه ای خریداری می کنیم: احساس قدرت و عزت نفس داریم اما به تدریج متوجه می شویم اگر بر روی آنها حساب کنیم:

    تمرکزمان از روی سایر مسائل برداشته خواهد شد

    بنابراین:

    دارایی اصلی خود را توکل اعتماد به نفس توانایی و مهارت خود دانسته و آنها را دارایی اصلی خود در نظر بگیریم

    این که بر دارایی های مادی خود حساب کنیم: آنها در ذهنمان بزرگتر خواهند شد در صورتی که دارایی اصلی ما:

    توانایی یادگیری حل مسئله کنترل ذهن کنترل احساسات باور به خداوند توکل به خداوند ارتباط با دیگران بهبود مهارتها بیرون آمدن از منطقه ی امن و جسارت بیشترمان است

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  7. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2430 روز

    به نام خدای زمین و آسمان

    الهی هره دارم از آنه توست

    .

    .

    .

    تا وقتی در سایت هستم و از فایل ها استفاده می کنم و فایل ها را گوش می دهم

    اصلا آدمیت و انسانیتم عوض میشه.

    وقتی استاد با این طرز بیان به خانم شایسته می گویند ««عاشقتم »»»دلم غش می ره

    و به خودم میگم واقعا میشه زندگی داشت که سراسر عشق و عاشقی باشه

    و هر کسی میگه نه بابا کو عشق کو عاشق من به خودم میگم چرا است من ندیدم تو ندیدی

    وگرنه هست از نوع و جنس خوبش هم هست

    الهی شکر

    .

    .

    .

    فایل یه رابطی بین ما و خداوند است تا راهنمای درون خودمون را بهتر بفهمیم

    الهی شکر

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    حسین شریفی گفته:
    مدت عضویت: 948 روز

    درود براستاد عزیزم،خانم شایسته و دوستان هم فرکانسم….

    حسین هستم یک معتاد و 17 سال و 106روز پاکی دارم…

    خداروسپاسگزارم که روزی اعتیاد پیداکردم به موادمخدر و این دلیلی شد که بعد با انجمن معتادان گمنام آشنا شدم…

    من هنوزم بعضی وقتها فکر میکنم که چه عواملی باعث شدکه من معتاد بشم ولی نتیجه ای نگرفتم…

    اگر بخوام بگم که وضعیت مالی و جایگاه بد اجتماعی خونواده بوده یا کمبودها یا تحقیر شدن ها یا توسری خوردن یا بی توجهی خونواده یا ناامیدی از زندگی یا بیکاری یا هرموردی که داشتم باعث شد که من برای فرار از احساس سمت مواد مخدربرم که خودمو آروم کنم میبینم افراد زیادی هم هم سن و سال من بودن و شرایط سخت تری هم شاید داشتن ولی هیچوقت سمت خلافی نرفتن و معتاد هم نشدن…

    تنها چیزی که فقط به ذهنم میرسه این بوده که من آدم زیاده خواهی بودم والانم هنوز ریشه هاش خشک نشده واگر مراقبت نکنم بازجون میگیرن…

    زیاده خواهی من به این صورت بود که توی هر موضوعی من میخواستم یک کم جلوتر ازبقیه باشم و سهم بیشتری نصیبم بشه بهر قیمتی…

    میخواستم یک کم پول بیشتری گیرم بیاد یک کم لذت بیشتری ببرم یک کم زمان بیشتری بمونم یعنی همیشه بیشتر از حد معقول و اگرم مخالفت میشد باهام کلا قید همشو میزدم یعنی حالت افراط و تفریط…یا همش یا هیچی تفکر صفر وصد…

    ولی اون چیزی که برام مهم بود پاک موندنم بود که به کمک خداوندهیچوقت لغزش نکردم و این پایه واساس کار بود…

    ورود من به بحث آموزش از زمان ورودم به NAشروع شد…

    طبق قوانین فرکانس من که عوض شد آدمهای دور و برم عوض شدن شرایط کاری و مالی من عوض شد..ارتباطات من عوض شد و درکل یک تغییر بزرگ وجهشی رخ داد که من خودم امروز باورم نمیشه که من روزی مواد خرید وفروش میکردم مصرف میکردم تودادگاه انقلاب پرونده داشتم و بعنوان یک خلافکار منو میشناختن…

    اون حسین واقعا 17 سال پیش مُرد و یک حسین دیگه زنده شد که هیچ شباهتی ، هیچ شباهت کوچکی با اون حسین قبلی نداره…

    الان خداروشکر زندگی درآمد و کسب وکار دارم هرچند که میخوام تغییرش بدم ولی دراصل دنبال پیشرفت و دنبال آرامش و آسون شدن برای آسونی ها هستم…

    اگر NAنبود واقعا من اینجانبودم که پایان کار مواد زندان تیمارستان و مرگ است وجز اینا نیست…

    فکر میکنم در هیچ جای دنیا و توی هیچ برنامه ی آموزشی نمیشه شاهد تغییراتی به بزرگی تغییرات توی ANبود…

    ما که خودمون هستیم همیشه میگیم فقط معجزه خداوند بوده که ما پاک موندیم …

    من خودم ده ها بار ترک ناموفق داشتم ولی وقتی رفتم انجمن معتادان گمنام موفق شدم تا الان پاک بمونم…

    چون اونجا بمن توجه کردن بهم احساس ارزشمندی دادن…منو بغل کردن به حرفای من گوش دادن..منو بعنوان یک معتاد پذیرفتن که من گناهی نکردم فقط اشتباه کردم و میشه جبرانش کرد…

    بهم عشق بلاعوض دادن …بی ت قع کمکم کردن…

    خدارو هزاران بار شاکرم که من زنده موندم و دارم نفس میکشم .‌..کسیک که لطف خدا شامل حالش بشه نجات پیدامیکنه واین با درخواست میسره…

    من هرلحظه میگفتم خدایا منو نجات بده دارم درد میکشم نه درد اعتیاد بلکه دردی که خونوادم داشتن جلوی چشمم ازدست میرفتن ولی من عاجز بودم توکنترل خودم…من کاره ای نبودم مواد مخدر منو کنترل میکرد…دلم میسوخت براشون ولی نمیتونستم کاری بکنم چون بجای بندگی خداوند بنده ی مواد بودم…

    سپاسگزارم استاد عزیزم که اینقد کنجکاوید که همه جا رو سرک کشیدین…

    سپاسگزارم خانم شایسته عزیز…

    سپاسگزارم دوستان هم فرکانسم…

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    ارمغان رضوی گفته:
    مدت عضویت: 1559 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت اساتید بزرگ و عزیزم عاشقتونم

    این فایل نشونه ی امروز من بود

    استاد ممنونم که همیشه هستین و دستمو میگیرین و بهم این قانون کبوتر با کبوتر باز با باز رو یادآوری میکنین

    من تو بخش روابط که از بچه ها تو عقل کل سوال پرسیدم و چقد عالی جوابمو دادن واقعا مهم ترین رابطه مون با خداوند هست و بس

    اینکه دونفر هم فرکانس نباشن هر چقدر زور بزنم تلاش کنم نمیشه نمیرسیم بهم کاملا درسته ادمی که تمرکزش رو زیبایی ها نیست مثله من نمیتونه باشه هیچ وقت و این قانون است

    دقیقا درسته من دیگه کاملا متوجه این موضوع شدم

    چشم من که رها کردم و تصمیم گرفتم بیشترو بیشتر با خودم در صلح و هماهنگی با خدا باشم و تا همیشه باید به خودم گوشزد کنم این موضوع رو که ارمغان مهم ترین رابطه ی تو با خدا هست تا همیشه و وابسته ی هیچ ادمی و هیچ چیزی تو این دنیای فانی نباش همه چی گذراس و میگذره کاملا درسته چشم

    مرسی که همیشه هستین و هوامو دارین و بموقع خودتون رو میرسونین تو زندگیم

    عاشقتونم

    فعلا در پناه الله یکتا باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  10. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2432 روز

    بنام الله یکتا

    سلام.

    من فهیمه هستم یک معتاد…

    وای امروز این فایل به عنوان “نشانه ی من” برام اومد. درحالی قسمت 35 مصاحبه با استاد برام اومد، که من چند هفته است از درد دندان و عفونت در لثه و … رنج میبردم و یکجورایی از هماهنگی با سلامتی خارج شدم. بدنم داره با این علایم میگه یک چیزی اشتباهه. این تضادها و این دردها اومدن تا به من خواسته ام رو نشون بدن. خواسته ایی بنام سلامتی کامل بدنم و خواسته ی داشتن حس سلامت بودن در تمام جنبه های اندام بدن و جسمم.خواسته ی بدون درد زندگی کردن و راحت و طبیعی و با لذت زندگی کردن… آره همه اینا یک خواسته است و خواسته ایی که وقتی کمی دچار اختلال میشه، بیشتر قدر دان این جسم و این سلامتی میشم. آره چقدر منه انسان فراموشکارم. چقدر یادم میره این بدن و تمام اندام داخلی که دارند به درستی و با نظم کار میکنند طبق اون هماهنگی براحتی در مسیر درست خودشون هستن و این منه انسان هستم، که میتونم این جسم رو با ورودی های نامناسبی که در اختیارش قرار میدم، از تعادل و هماهنگی خارج کنم و تبدلیش کنم به بیماری و بعد اون چیزی رو که خلق کردم رو تجربه کنم.بلــه این منه انسان هستم که مختارم که با اختیارم انتخاب کنم چی رو بخورم،چی رو نخورم و این منم که دارم ورودی ها رو انتخاب میکنم(آگاهانه یا ناآگاهانه) و بعد طبق قوانین این سیستم بی نقص الهی نتیجه ورودی های من میشه خروجی های متناسب با اون ورودی ها. میشه تجربه ها، میشه چیزایی که خودم باعثش شدم،(مسئولیت تمام زندگیِ من با منه) میشه چیزایی که خــلــق کردم میشه: “بیمارشدن، نقطه مقابل سلامت بودن هست.” که من واقعا باید هِی به یاد خودم بیارم که “سلامتی و سلامت ماندن” یک خواسته است و هربار بیشـتر به وضوح برام برسه. و قدردان این نعمت باشم و هربار بیشتر قدردان تر و سپاسگزارتر برای این نعمت باشم . حالا چرا من پذیرفتم که معتادم. چون کاملا میدونم چندین هفته است ورودی نامناسبی به خودم دادم که طبق قانون سلامتی و صحبت های استاد جان مثل مواد اعتیادآور برای مغز عمل میکنن. خب حالا این موضوع رو کاملا میدونم. به درد و علت درد هم آگاهم. حالا من باید عجز خودمو بپذیرم. من باید بپذیرم که معتاد شدم که این اتفاقات برام افتاده و این تضادها برای چی سراغ من اومدن.باید درس هامو بگیرم.که درس هایی برای من وجود داره که در قالب درد دندان خودشو بیشتر بهم نشون داده. جالبه من پارسال هم وضعیت دندان هام همین بود.اما اصلا یک کوچولو هم درد نداشتم، اگر هم دندان هام نزدیک به عصب بود و پوسیدگی داشتند این روند پوسیدگی بدتر نشده بود یا لااقل متوقف شده بود و قطعا رو به بهبود. چرا چون بدنم آگاهانه در مسیر ترمیم خودش بود و من آگاهانه ورودی مناسب به جسمم میدادم و آگاهانه در مسیر هماهنگی با جسمم حرکت میکردم.و نتیجه این بود که من با وجود وضعیت نامناسبی که برای دندان هام داشتم (با کم کاری خودم و سهل انگاری هام میدونم دندان های نازنینم رو از دست دادم.) اما این مسائل و دردها رو تجربه نکرده بودم چون لااقل ورودی نامناسب به بدنم نمیدادم. لااقل اون میکروب ها رو با قند و … تغذیه نمیکردم که الان اینجوری برای من شاخ شدن و زندگی دردناکی برای دهان و دندانم درست کردند. حالا این مسئله رو من میخوام ریشه ایی حل کنم و از الله یکتا راه حل های ساده و آسان میخوام. میخوام به خواسته سلامت بودن و درد نداشتن هام برسم. منی که سال ها(بیشتر از 5 سال شاید بیشتر. اصلا یادم نیست آخرین بار کی مریض شدم و دکتر رفتم و دارو خوردم واقعا یادم نمیاد.) لب به قرص و کپسول نزدم ولی حالا بخاطر عفونت دندانم مجبور شدم چندین روز چرک خشک کن بخورم.این موضوع هم باعث شده که خیلی بهم بربـُـخوره. و بیشتر مسئله رو ببینم و بخوام که ریشه ایی و اساسی برای حل این مسئله بلند بشم و تصمیم بگیرم. آره من باید بدونم ریشه معتاد شدنم چیه و اون برمیگرده به کمبودهای ذهنم که میخواد منو بیراهه بکشونه،به عدم هماهنگی برسونه،که این کمبودها در ذهنم و باورهای مخرب باعث میشه دست بزنم به تجربه کردن یکسری چیزایی که منو در منجلاب این “اعتیاد به مصرف غذاهای ناهماهنگ با بدنم” نگه داره. من تصمیم گرفتم تا این نواقص رو رفع کنم و اساسی دست به حل ریشه ایی مسئله های درونی و بیرونی خودم بزنم. و الان هیچی نمیدونم و تسلیمم در برابر نیروی برتر و اون رب عالمیان تا خودش هدایتم کنه و بگه چیکار کنم. واقعا نمیدونم از کجا و چطور باید مسئله رو حل کنم تا از یک جا دیگه مسئله جدید پیش نیاد. میخوام از اساس و ریشه برم سراغ شون و اینم بگم که پول درمان های هزینه بالای دندان پزشکی هم ندارم.ولی اینو میدونم همون خدایی که هیچ وقت منو لنگ نذاشته خودش در بهترین زمان و بهترین مکان با شرایط موجود و تکاملی که طی کردم و طی میکنم منو هدایت میکنه ب بهترین راه حل ها، خدا خودش منو هدایت میکنه به بهترین تصمیم ها. من هیچی نمیدونم اوس کریم پس فرمون کل زندگی و سلامتی و بهبود من دست خودته. به من نشان بده باید چیکار کنم از کجا شروع کنم…

    ======================================================================

    عجب سوالی بود که انگار باید یکسری چیزا رو اینجوری میشنیدم.اگر بخواهید به یک معتاد راهکاری بدهید، که از اعتیاد خلاص بشه، اون راهکار چیه؟!

    چه جالب استاد جان منم آدمی هستم که دلم میخواد، همه چی رو تست کنم. آدم کنجکاوی هستم.(کنجکاوی در مورد مواد مصرفی مثلا غذاهای ناهماهنگ با بدن کــه باید تعطیل بشه و یک عالمه علت و دلیل دارم که چرا باید تعطیل کنم…)

    چه جالب که منم از مواد مخدر و سیگار و… خیلی بدم میومد و الانشم خیلی بدم میاد. (میتونم این حس ناخوشایند به اینجور موارد رو با کمک نوشتن یک اهرم رنج و لذت درست و حسابی به مغزم بدم تا از اون مواد غذایی هم بدش بیاد.)

    واووووو با نوشتن همین دو جمله قبل،یک ایده به ذهنم زد از کجا شروع کنم. خدایا شکرت برای قدرت نوشتن و تمرکز بر روی راه حل مسئله

    ^ نگرش بدبینانه داشتن به درمان اعتیاد باعث نمیشه که من هدایت بشم درمان.

    پس من نگرش هام رو باید اول تغییر بدم و سعی کنم از زاویه دیگه به این مسئله نگاه کنم.

    (آره شاید منم این نگرش اشتباهم به اعتیاد باعث شده تا نتونم خودم براحتی در مسیر درست قرار بگیرم. اینو هم باید بیشتر بفهمم و درکش کنم همین یک جمله استاد جان در مورد نگرش اشتباه شون در مورد معتادا و موضوع اعتیاد…)

    ^استفاده از روش انجمن معتادان گمنام و دوره 12قدم انجمن NA،آدم هایی هستند که با اتصال به نیروی معنوی و خداوند پاک و سالم شدند و به جاهای خوب و عالی و موفقیت های بالاتر رسیدند.

    ^ تغییر ساختار فکری با دیدن این همه تغییر، تغییر آدم هایی که به اسفل السافلین هم سقوط کردن و الان خیلی عالی تغییر کردند و بهبود پیدا کردند پس تغییر در هر حالت و شرایطی میشود میشود میشود…(دیدن الگوها)

    ^ رفتن به جلسات انجمن برای بزرگتر شدن و فهمیدن و باورکردن “تغییر” و و باور “میشود” و بیشتر آشنا شدن و دیدن آدم هایی که، تونستند چنان تغییر کنند که اصلا با قبل خودشون خیلی متفاوت شدند و تا چه حد میتونن بهتر شوند.

    برای بهتر شدن انتهایی وجود نداره….همیشه در توبه بازه چون ما همیشه در مسیر بهتر شدن تلاش کنیم و امید مون رو از دست ندیم.

    خدایا شکرت برای نشانه ایی که بهم نشان دادی

    خدایا شکرت برای اینکه کنترل تغییر زندگی ام دست خودمه

    خدایا شکرت برای این فرصت نوشتن برای اینجا که بهترین جای دنیای منه.

    خدایا شکرت برای لپ تاپم برای این گوشه از اتاق که در آرامش میتونم از درون خودمو بیدار کنم.تا پاشم یکاری بکنم و تغییر بدم این وضعیت رو و برم به سمت بهبودهای دائمی و ادامه دار…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: