مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی


سوالات:

  1. راهکار اساسی  شما برای رفع وابستگی چیست؟
  2. اگر بخواهی یک راهکار به معتاد برای ترک اعتیاد بدهی، آن راهکار چیست و اولین قدم را از کجا بردارد؟

مفاهیمی که استاد عباس منش در این قسمت توضیح داده اند شامل:

  • قوی ترین منطق برای وابسته نشدن به هر چیزی؛
  • قانون فرکانسیِ کبوتر با کبوتر باز با باز؛
  • مسیر تکاملی رفع وابستگی به هر عامل بیرونی و اتصال به نیروی درونی؛
  • دارایی های اصلی و درونی خود را بهتر بشناسیم و بیشتر روی آنها حساب کنیم؛
  • شناختن ریشه های وابستگی و درمان ریشه ای آن؛
  • انسان می تواند تغییر کند و هر شرایطی را تغییر دهد. انسان می تواند حتی از اسفل السافلین به سمت رشد و تعالی حرکت کند؛

منابع بیشتر:

سرمایه اصلی شما چیست


 

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی
    203MB
    19 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | باورهای قدرتمند کننده برای درمان وابستگی
    18MB
    19 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

395 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فهیمه پژوهنده» در این صفحه: 2
  1. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2432 روز

    بنام الله یکتا

    سلام.

    من فهیمه هستم یک معتاد…

    وای امروز این فایل به عنوان “نشانه ی من” برام اومد. درحالی قسمت 35 مصاحبه با استاد برام اومد، که من چند هفته است از درد دندان و عفونت در لثه و … رنج میبردم و یکجورایی از هماهنگی با سلامتی خارج شدم. بدنم داره با این علایم میگه یک چیزی اشتباهه. این تضادها و این دردها اومدن تا به من خواسته ام رو نشون بدن. خواسته ایی بنام سلامتی کامل بدنم و خواسته ی داشتن حس سلامت بودن در تمام جنبه های اندام بدن و جسمم.خواسته ی بدون درد زندگی کردن و راحت و طبیعی و با لذت زندگی کردن… آره همه اینا یک خواسته است و خواسته ایی که وقتی کمی دچار اختلال میشه، بیشتر قدر دان این جسم و این سلامتی میشم. آره چقدر منه انسان فراموشکارم. چقدر یادم میره این بدن و تمام اندام داخلی که دارند به درستی و با نظم کار میکنند طبق اون هماهنگی براحتی در مسیر درست خودشون هستن و این منه انسان هستم، که میتونم این جسم رو با ورودی های نامناسبی که در اختیارش قرار میدم، از تعادل و هماهنگی خارج کنم و تبدلیش کنم به بیماری و بعد اون چیزی رو که خلق کردم رو تجربه کنم.بلــه این منه انسان هستم که مختارم که با اختیارم انتخاب کنم چی رو بخورم،چی رو نخورم و این منم که دارم ورودی ها رو انتخاب میکنم(آگاهانه یا ناآگاهانه) و بعد طبق قوانین این سیستم بی نقص الهی نتیجه ورودی های من میشه خروجی های متناسب با اون ورودی ها. میشه تجربه ها، میشه چیزایی که خودم باعثش شدم،(مسئولیت تمام زندگیِ من با منه) میشه چیزایی که خــلــق کردم میشه: “بیمارشدن، نقطه مقابل سلامت بودن هست.” که من واقعا باید هِی به یاد خودم بیارم که “سلامتی و سلامت ماندن” یک خواسته است و هربار بیشـتر به وضوح برام برسه. و قدردان این نعمت باشم و هربار بیشتر قدردان تر و سپاسگزارتر برای این نعمت باشم . حالا چرا من پذیرفتم که معتادم. چون کاملا میدونم چندین هفته است ورودی نامناسبی به خودم دادم که طبق قانون سلامتی و صحبت های استاد جان مثل مواد اعتیادآور برای مغز عمل میکنن. خب حالا این موضوع رو کاملا میدونم. به درد و علت درد هم آگاهم. حالا من باید عجز خودمو بپذیرم. من باید بپذیرم که معتاد شدم که این اتفاقات برام افتاده و این تضادها برای چی سراغ من اومدن.باید درس هامو بگیرم.که درس هایی برای من وجود داره که در قالب درد دندان خودشو بیشتر بهم نشون داده. جالبه من پارسال هم وضعیت دندان هام همین بود.اما اصلا یک کوچولو هم درد نداشتم، اگر هم دندان هام نزدیک به عصب بود و پوسیدگی داشتند این روند پوسیدگی بدتر نشده بود یا لااقل متوقف شده بود و قطعا رو به بهبود. چرا چون بدنم آگاهانه در مسیر ترمیم خودش بود و من آگاهانه ورودی مناسب به جسمم میدادم و آگاهانه در مسیر هماهنگی با جسمم حرکت میکردم.و نتیجه این بود که من با وجود وضعیت نامناسبی که برای دندان هام داشتم (با کم کاری خودم و سهل انگاری هام میدونم دندان های نازنینم رو از دست دادم.) اما این مسائل و دردها رو تجربه نکرده بودم چون لااقل ورودی نامناسب به بدنم نمیدادم. لااقل اون میکروب ها رو با قند و … تغذیه نمیکردم که الان اینجوری برای من شاخ شدن و زندگی دردناکی برای دهان و دندانم درست کردند. حالا این مسئله رو من میخوام ریشه ایی حل کنم و از الله یکتا راه حل های ساده و آسان میخوام. میخوام به خواسته سلامت بودن و درد نداشتن هام برسم. منی که سال ها(بیشتر از 5 سال شاید بیشتر. اصلا یادم نیست آخرین بار کی مریض شدم و دکتر رفتم و دارو خوردم واقعا یادم نمیاد.) لب به قرص و کپسول نزدم ولی حالا بخاطر عفونت دندانم مجبور شدم چندین روز چرک خشک کن بخورم.این موضوع هم باعث شده که خیلی بهم بربـُـخوره. و بیشتر مسئله رو ببینم و بخوام که ریشه ایی و اساسی برای حل این مسئله بلند بشم و تصمیم بگیرم. آره من باید بدونم ریشه معتاد شدنم چیه و اون برمیگرده به کمبودهای ذهنم که میخواد منو بیراهه بکشونه،به عدم هماهنگی برسونه،که این کمبودها در ذهنم و باورهای مخرب باعث میشه دست بزنم به تجربه کردن یکسری چیزایی که منو در منجلاب این “اعتیاد به مصرف غذاهای ناهماهنگ با بدنم” نگه داره. من تصمیم گرفتم تا این نواقص رو رفع کنم و اساسی دست به حل ریشه ایی مسئله های درونی و بیرونی خودم بزنم. و الان هیچی نمیدونم و تسلیمم در برابر نیروی برتر و اون رب عالمیان تا خودش هدایتم کنه و بگه چیکار کنم. واقعا نمیدونم از کجا و چطور باید مسئله رو حل کنم تا از یک جا دیگه مسئله جدید پیش نیاد. میخوام از اساس و ریشه برم سراغ شون و اینم بگم که پول درمان های هزینه بالای دندان پزشکی هم ندارم.ولی اینو میدونم همون خدایی که هیچ وقت منو لنگ نذاشته خودش در بهترین زمان و بهترین مکان با شرایط موجود و تکاملی که طی کردم و طی میکنم منو هدایت میکنه ب بهترین راه حل ها، خدا خودش منو هدایت میکنه به بهترین تصمیم ها. من هیچی نمیدونم اوس کریم پس فرمون کل زندگی و سلامتی و بهبود من دست خودته. به من نشان بده باید چیکار کنم از کجا شروع کنم…

    ======================================================================

    عجب سوالی بود که انگار باید یکسری چیزا رو اینجوری میشنیدم.اگر بخواهید به یک معتاد راهکاری بدهید، که از اعتیاد خلاص بشه، اون راهکار چیه؟!

    چه جالب استاد جان منم آدمی هستم که دلم میخواد، همه چی رو تست کنم. آدم کنجکاوی هستم.(کنجکاوی در مورد مواد مصرفی مثلا غذاهای ناهماهنگ با بدن کــه باید تعطیل بشه و یک عالمه علت و دلیل دارم که چرا باید تعطیل کنم…)

    چه جالب که منم از مواد مخدر و سیگار و… خیلی بدم میومد و الانشم خیلی بدم میاد. (میتونم این حس ناخوشایند به اینجور موارد رو با کمک نوشتن یک اهرم رنج و لذت درست و حسابی به مغزم بدم تا از اون مواد غذایی هم بدش بیاد.)

    واووووو با نوشتن همین دو جمله قبل،یک ایده به ذهنم زد از کجا شروع کنم. خدایا شکرت برای قدرت نوشتن و تمرکز بر روی راه حل مسئله

    ^ نگرش بدبینانه داشتن به درمان اعتیاد باعث نمیشه که من هدایت بشم درمان.

    پس من نگرش هام رو باید اول تغییر بدم و سعی کنم از زاویه دیگه به این مسئله نگاه کنم.

    (آره شاید منم این نگرش اشتباهم به اعتیاد باعث شده تا نتونم خودم براحتی در مسیر درست قرار بگیرم. اینو هم باید بیشتر بفهمم و درکش کنم همین یک جمله استاد جان در مورد نگرش اشتباه شون در مورد معتادا و موضوع اعتیاد…)

    ^استفاده از روش انجمن معتادان گمنام و دوره 12قدم انجمن NA،آدم هایی هستند که با اتصال به نیروی معنوی و خداوند پاک و سالم شدند و به جاهای خوب و عالی و موفقیت های بالاتر رسیدند.

    ^ تغییر ساختار فکری با دیدن این همه تغییر، تغییر آدم هایی که به اسفل السافلین هم سقوط کردن و الان خیلی عالی تغییر کردند و بهبود پیدا کردند پس تغییر در هر حالت و شرایطی میشود میشود میشود…(دیدن الگوها)

    ^ رفتن به جلسات انجمن برای بزرگتر شدن و فهمیدن و باورکردن “تغییر” و و باور “میشود” و بیشتر آشنا شدن و دیدن آدم هایی که، تونستند چنان تغییر کنند که اصلا با قبل خودشون خیلی متفاوت شدند و تا چه حد میتونن بهتر شوند.

    برای بهتر شدن انتهایی وجود نداره….همیشه در توبه بازه چون ما همیشه در مسیر بهتر شدن تلاش کنیم و امید مون رو از دست ندیم.

    خدایا شکرت برای نشانه ایی که بهم نشان دادی

    خدایا شکرت برای اینکه کنترل تغییر زندگی ام دست خودمه

    خدایا شکرت برای این فرصت نوشتن برای اینجا که بهترین جای دنیای منه.

    خدایا شکرت برای لپ تاپم برای این گوشه از اتاق که در آرامش میتونم از درون خودمو بیدار کنم.تا پاشم یکاری بکنم و تغییر بدم این وضعیت رو و برم به سمت بهبودهای دائمی و ادامه دار…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2432 روز

    سلام به شما دوست ارزشمندم

    سلام به شما فاطمه سلیمی عزیزم

    چقدر خوشحالم که ردپای قشنگ تون رو دیدم، چقدر قشنگ بود، چقدر لذت بردم چقدر کیف کردم، چقدر تحسین تون کردم، چقدر خوشحال شدم روی ماهتون رو دیدم، وای که چقدر شما قشنگین آخه… اومدم تشکر کنم و تحسینی که در قلبم بارها بهتون کردم رو اینجا ثبت کنم و البته یک بخش کامنت تون رو هم برای خودم اینجا برای یادآوری بنویسم.

    اینکه نوشتین:

    یکی از سپاسگزاریهای تقریبا هر روزه من غیر از اینکه شکر می کنم که هر روز قدمی برای بهبودم برمیدارم اینه که میگم

    خدایا شکرت که بهبود شخصیتم برام مهمه

    واقعا من خودم هیچ وقت در این موضوع به این شکل سپاسگزاری نکرده بودم، چقدر قانون برام مرور شد چقدر خودمو تغییراتم برام مرور شد، چقدر جهانی که تغییر کرده به واسطه تغییر خودم بیشتر برام مرور شد و چقدر سپاسگزارم که هر روز من روی خودم و ذهنم کار کردم و بهبود شخصیتم اینقدر برام مهمه، چقدر واقعا… واقعا چقدر باید درباره همین نکته سپاسگزار باشم. چقدر باید این سرمایه های درونی خودمو بیشتر ببینم و قدر دان تر باشم. چقدر بیشتر میبینم چه زنجیرهای وابستگی رو از خودم با این نگرش های قدرتمند کننده از خودم باز کردم. فاطمه جان واقعا سپاسگزارم صمیمانه و براتون از الله یکتا بهترین بهبود های درونی و بیرونی رو خواهانم.

    ارادتمند شما فهیمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: