مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی296MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی19MB21 دقیقه






سلام
اکثر ادمها مث خود من تا مطمئن نشیم قدم برنمیداریم بارها و بارها شنیدیم تو فایلها که خداوند ما رو قدم به قدم به خواستههامون هدایت میکنه ما هنوز قدم اولو برنداشتیم میخواهیم ته مسیر رو بدونیم چی میشه تا انتها رو نبینیم قدم برنمیداریم گفته شده بهمون که قدم اول اینه برو انجام بده و از اونجا که بره ذهنمون منطقی نیست تو اون شرایط برداشتن اون قدم حرکت نمیکنیم نجواها میان میگن اگه اینکارو بکنی نابود میشی شرایط از این هم که هست بدتر میشه و چون ته مسیر رو نمیبینیم عمل نمیکنیم این یعنی باور ندارم که من از این مسیر به خواستهام میرسم یعنی هنوز درگیر چگونگی هستم تا چگونگی برام واضح نشه قدم بر نمیدارم و این یعنی ضعف ایمان این یعنی باور ندارم که خدا میتونه از این مسیر منو به خواستهام برسونه مث الان من که بهم گفته شده برو دارایی تشکیل پرونده بده ذهنم میگه دیوانه ایی مگه میری زیر ذره بین هر چی کار کنی دولت ازت میگیره و …
من همینجا به خودم قول میدم که همین الان برم دارایی با بعدشم کار ندارم هر چی میخواد بشه من الان باید ایمانمو نشون بدم قدم اول رو بردارم حتما برام خوبه چون احساسم بد نیست پس این هدایت خداونده من انجامش میدم و خداوند بره من فقط خیر وخوبی خوشبختی میخواد ولا غیر
این کامنت رو هم هدایت شدم که بنویسم بعد دیدن فایل پنجره دیدگاه خود را ارسال کنید اومد رو صفحه گوشی اول گفتم چی بنویسم بعد باخودم گفتم این هدایت خداونده میگه خودش
این نشانه امروزم بود
خدایا شکرت سپاسگذارم بابت این اگاهیها و این سایت وهدایتها سپاسگذارم به تعداد نعمتهایی که تو قران گفتی اگه اقیانوسها مرکب بشن درختها قلم نمیتونید بشمرید این نعمتهای این دنیای مادی رو
ممنونم استاد و خانم شایسته ودستان عزیزم
به نام خدا
سلام آقا مهدی گل
لطفا نتیجه رفتن به دارایی رو زیر همین کامنت اگه تمایل داشتی بنویس
چرا؟
تا ایمانمون نسبت به این جور الهامات وهدایت های الهی تقویت و افزایش پیدا کنه
من چندبار به اینطور الهامات و هدایت خدا بدون مقاومت گوش دادم و عمل کردم و نتیجه ش رو هم عالی گرفتم
مثلا چندی پیش پسرم گم شد و هرجا که میشد رو گشتیم حدود 5 ساعت کل خیابون ها رو گشتیم ولی پیدا نشد الهامی در درونم گفت برو سمت اتوبان کرج – تهران
هرکی بام بود میگفت گم شدن بچه اش باعث شده عقلش رو هم از دست بده
ما با ماشین حدود 10 کیلومتر از اتوبان رو رفتیم و صدای کسایی که داخل ماشین بام بودن رو میشنیدم که زیر لب غر میزدن ولی من محکم و با اعتماد به حس درونیم جلو رفتم و پسرم رو کنار اتوبان در حالی که با چوبی داشت راه میرفت پیدا کردیم.
انشالله ما هم در مسیر مدار الهی با کار کردن روی خودمون و باورهامون به راه راست هدایت بشیم راه کسانیکه خداوند بشون نعمت داده نه کسانیکه بر آنها غضب کرده و نه گمراهان.
سپاسگزارم دوست عزیز بابت نوشتن کامنتتون
به نام خداوند بخشاینده مهربان
سلام و درود امیدوارم حالتون عالی باشه
ذهنم میگفت کامنت ننویس مرتبط نیست اما گفتم برای خودم ارزشمنده و حتما باید بنویسم
موضوع ازین قراره که امروز سه ونیم صبح از خواب بیدار شدم کمی کامنت خوندم میخاستم بخابم که خوابم نبرد گام جدید رو گوش کردم مشغول نوشتن شدم و کارهای روزمره انجام دادم، بعد از خوردن صبحانه با اینکه خیلی خوابم میومد ،حسی بهم میگفت آماده شو برو بازار برو یکم پیاده روی کن،یه مقاومتی داشتم چون واقعا خوابم میومد اما در نهایت تسلیم خداوند شدم چون حسه بیخیالم نمیشد (: از نظر ذهنم اینکار خیلی غیر منطقی بود چون باید به خودم اهمیت میدادم باید میخابیدم یعنی در حدی خوابم میومد اگه سرم میذاشتم رو بالشت جیک ثانیه خوابم میبرد.
گفتم باشه عیبی نداره به قصد لذت بردن از امروزم میرم بازار پاساژگردی و … قدم میزنم شاید ایده الهامی در کاره!
تو بازار هیچ هدفی نداشتمو هیچ ایده ای در کار نبود! ولی بهم میگفت فعلا ادامه بده خونه نرو، از صبح تا بعدازظهر بیرون بودم ساعت دو ظهر بود دوتا چایی گرفتمو تو پارک خوردم بعدش خواستم به دوست قدیمیم زنگ بزنم ولی نشد گفتم اوکی قرار نیست ازش خبر داشته باشم اصراری نیست.
دیگه راه افتادم سمت خونه تو راه نجوا داشتم میگفت ببین هیچ ایده ای نبود هیچ حس خاصیم نداشتی اصلا لذت نبردی کاش خونه میموندی دوره گوش میدادی کاش میخوابیدی ،ببین چقدر خسته شدی قیافت داد میزنه خوابت میاد الان از شدت بیخوابی بیهوش میشی ، ببین همیشه هم نباید به حست گوش بدی و…. !
نجواها خیلی زیاد بود خاموششون کردم ،تو راه به آسمون آبی و آفتابی که مستقیم به صورتم میخورد توجه کردم به راحتی رفت و آمدم توجه کردم به تغییرات آب و هوا توجه کردم که برف بود و بعدش سریع آفتاب گرم دلچسب برفارو آب کرده دیگه هر چیزی که ذهنمو رام میکرد.
رسیدم خونه و مشغول انجام کارام بودم که بخابم، خواهرم گفت ««خاله و پسرخاله اومدن اینجا و بلافاصله از محضر طلاق اومده بودن پسرخاله زنشو طلاق داده وخیلی حالش بد بود چون زنش کلاهبرداره از آب دراومده و…،پیش پای تو رفتن!!!!»» خواهرم در همین حدشو بهم گفت ولی اونها برای مادرم و خواهرم تمام قضایا رو تعریف کرده بودن.
استغفرالله ربی و اتوب الیه
متوجه شدم چرا حسم نذاشته تو خونه بمونم با اینکه از بی خوابی هلاک بودم و منطقیش این بود بخوابم و به خودم ارزش بدم
اما چون خواب سبکی دارم و با کوچیکترین صدایی بیدار میشم ،قطعا با اومدن خاله و پسرش بیدار میشدم وبقیه ماجرا…..
شاید میتونستم ایرپاد بذارمو حواسمو پرت کنم ولی فضا کاملا جو سنگینی داشته و بهرحال دیدن حالِ بد خاله و پسرش تمرکز منو میگرفته
خداجونم ممنونم مدتهاست شرایطی برام پیش میاد وقتی قراره جو منفی و غمناک بشه کلا از محیط خارجم، خدا منو میبره بیرون و بهم اجازه نمیده تو اون محیط باشم .ذهن عزیزم ببین نجواهات بیخودی بودن
الله اکبر
و اما حالا که این خبرو از زبون خواهرم شنیدم نه تغییری در حسم ایجاد شد و نه تمرکزم گرفته شد فقط گفتم حتما خیره.
خداجونم شکرت چقدر خوبه دل به دلت میدم و تو برنامه ریز زندگیمی
خداکمکم کن در موارد بیشتری بهت دل بدم تسلیمت باشم.
سلام نجمه جان
اتفاقا کامنتت خیلی عالی بود و ارزشمند.
برای من که دارم روی این باور کنم میکنم که خدا با من حرف میزنم و من رو راهنمایی میکنه،
احتمالا شما از خدا خواسته بودید که من رو توی محیط مثبت قرار بده،
و خدا هم که جز چشم چیزی نمیگه….
من از کامنتت متوجه شدم که خدا فقط در زمینه مشکلات با ما حرف نمیزنه که حل کنه،
بلکه اگر میحط آروم بخوایی خدا باهات حرف میزنم و محیط آروم رو بهت هدایت میکنه،
اگر جنسی میخوای بیا با خدا باهات حرف میزنم و چه تو قلبت چه تو زبون بنده خاش چه توی نشونه هاش، و تو رو راهنمایی میکنع
خدا رو سپاس.
موفق باشید نجمه جان
سلام دوستان عزیزم
سپاس خداوند سبحان که مرابا قوانین کیهانی و زندگز آشنا کرو و مرا جزو ۱ درصد افرادی قرار داد که آگاهانه زندگی و آینده خودم رو خلق کنم
واقعا این مصاحبه با استاد خیلی بمن کمک کرده و چراغی بوده در دل تاریکی که خودم با باورهای غلط و اشتباهی که از اطرافیان به ارث برده بودم
خیلی از ما مدتی که روی خودمون کار میکنیم چه از بعد ثروت و روابط و حتی عزت نفس و سایر چیزهایی که که برامون مهم هستن و حزوی از باور قبلیمون بودند
کمی پیشرفت میکنیم فک میکنیم دیگ تمومه من قوی شدم و نیازی نیس روی خودم و باورام کار کنم
مخصوصا “عزت نفس” که بقول استاد پاشنه آشیل من هست که همیشه باید روی خودم کار کنم
وقتی گوش دادن به فایلهی استاد و تمرین کردن رو ول کردم وبخودم مغرور شدم که دیگ همه چی اوکی هست؛ یدفه میبینم دارم برمیگردم به همون افشین قبلی
اما وقتی خودمو پیدا میکنم که با ی اتفاق به ظهر بد باز عزت نفسمو از دست دادم با توجه به تمریناتی مثله
۱.مهارت های مورد علاقمون رو بالا ببریم و تو اون زمینه خیلی قوی بشیم میبینم عزت نفسم برمیگرده و باید همیشه تو زمینه ای که قوی هستم باید قویتر و آبدیت باشم
۲.موفقیت های گذشتمون رو بیاد بیاریم یا پیشرفت هامون رو در همه زمینه ها به خودمون یاداوری کنیم که یادم باشه من چه قدرت ها و توانایی هایی دارن که منو از بقیه ام که ضعیف بودم بالا تر برده
۳. یکی از مهم ترین چیزای مرتبط با عزت نفس
در بحث روابطه که وقتی رابطمون با نزدیکان و همکاران و حتی غریبه ها عالی باشه و روی خودمون کار کنیم میبنم خودمو باور دارم
چون وقتی با همه روابطمون خوب بشه باز کمک میکنه عزت نفسمون بالا بره پس میبینم عزت نفس یعنی همه چی
به قول اشتاد عباسمنش
تمام عوامل موفقیت در مقایسه با عزت نفس در کفه ترازو خیلی سبک تر است و عزت نفس بارها و بارها سنگین تر و پررنگ تر از سایر عوامل در موفقیت هست
وقتی عزت نفس ، خودباوری ، احساس لیاقتم رو در دوره عزت نفس تقویت میکنم از همه ۹وانب پیشرفت میکنم
حال ی گریزی بزنیم به دوره سلامت:
تعریف سازمان جهانی آمریکا از فیت بودن:
اولا
اگر در وضعیت قلبی عروقی مناسبی باشید
به این صورت که تمرینات استقامتی و مقاومتی هوازی توانایی قلب ریه های شما د تامین اکسیژن در طول فعالیت بدنی پایدار باشه
دوما
استقامت و قدرت عظلانی داشته باشید به این معنی که نیروی کافی برا انجام فعالیت ها بدون خستگی رو داشته باشیم
سوما
ترکیب بدن سالم داشته باشیم که با مقدار نسبط چربی بدن ، ماهیچه ، توده استخوانی و انعطاف پذیری تعیین میشه
تعریفى که توى متن بالا خوندید نظر من درمورد فیت بودن من نیس. نظر عمه خانوم یا محمود آقا هم نیس. درحقیقت تعریفى هست که سازمان بهداشت و خدمات انسانى ایالات متحده درمورد فیت بودن ارائه داده. و همینطور که میبینید خیلى فراتر از تعاریفى هست که تو جامعه درمورد فیت بودن عنوان میشه!
تعاریفى مثل من فیت هستم چون سایز شلوار جینم مدیوم هست و من فیت هستم چون سیکس پک دارم و یا حتى فراتر ازون من فیت هستم چون ماراتن میدوم و یا من فیت هستم چون ۵٠ کیلو ددلیفت میزنم!
حال از دید من که یک مربی و قهرمان رشته های مختلف بدنسازی در سطح کشور هستم:
اگه میخواید فیت بودن خودتون رو ارزیابى کنید به پنج تا مورد زیر عمیقا فکر کنید و پیش خودتون یه دودوتا چهارتا بکنید.
مورداول: ترکیب بدنى شما (بادى کامپوزیشن). چندکیلو هستید و توى این عدد سهم چربى و عضله چقدره؟ بادى کامپوزیشن ارزیابى دقیق ترى هست نسبت به عدد ترازو یا عدد بى ام آى
اگه خانومى ٧٠ کیلویى هستى که درصد چربى بدنت کمتر از ٪١٢ و بیشتر از ٪٣٠ نیست شما امتیاز این قسمت رو بدست اوردى و برو مورد بعدى (کسی نگرفته خودش گوگل کنه😁).
مورد دوم: وضعیت قلب و عروقتون! دوقدم راه میرى هن هن میکنى؟ اتوبوس داره میره و جا موندى و نمیتونى بدویى که بهش برسى؟ اگه برسى قلبت اومده تو دهنت تاپ تاپ میکنه؟ اگه تو این وضعیت هستى باید رو قلب و عروق کارکنى.
مورد سوم استقامت عضلانى است. یعنى توانایى عضله یا گروهى از عضلات براى ادامه ى عملکرد در زمانى طولانى بدون اینکه خسته بشه! مثلا با عمه خانوم رفتى خرید. میتونى پاکت خرید تا خونه بیارى؟ یا اینکه مثلا میتونى طولانى پیاده روى کنى یا اینکه یک کیلومتر مسافت برات خیلى زیاده!
موردچهارم قدرت عضلانى هست. وقتى که نمیتونى بچه ات رو از رو زمین بلند کنى و یا وقتى که نمیتونى چمدونت رو بزارى بالاى سرت قسمت مخصوص چمدون ها توى هواپیما! و یا همیشه باید از بقیه کمک بگیرى که غذاسازو از کابینت برات بیاره؟
و مورد آخر انعطاف هست. انعطاف خوب به حفظ عضلات شما کمک میکنه و احتمال آسیب رو کمتر میکنه. ده تا پانزده دقیقه کششى بعد از تمرین خیلى جوابگو هست! انعطاف تو زندگى خیلى وقتا لازمه! دیگه بازش نمیکنم 😬
امیدوارم تونسته باشم که ذهنتون رو از باشگاه بیرون بکشم و فیت بودن رو توى زندگى روزمره اتون بگنجونم! حالا کى فیته؟ اونى که دوبنده پوشیده و عضلات زیباش رو نمایش میده شاید فقط دومورد از پنج مورد رو داشته باشه! 😊
و اما مهم ترین نکته ‼️
هرکس باید بهترین فیت خودش باشه! هیچ مرجعى براى هیچ کس وجود نداره! مرجع، دیروز شما در مقابل امروز شماست.
عظله سازی که تخصص منه یک رونده و بنظر من یک سبک زندگی هست
خیلیا مثل من عادت دارن همیشه روی عظلاتشون کار کنند
و یدفه آرنولد نمیشیم
همیشه شاگردام میپرسن چندماهه میشه سیکس پک ساخت و رسید به یه بدن ایده آل
میگم میشه بری از حسن یزدانی یا کریستینو رونالدو بمرسی چندماهه میشه یه کشتی گیر یا یه فوتبالیست قهار بشم!؟ بنظرت سوال پرسیدن دراین موارد ازونها و ازمن خنده دار نیس
خیلیا فراری هستند ازین سبک زندگی ورزشی و رژیم غذایی
ولی دوره سلامت که من بهش ورود نکردم ولی همین ک روزی ۱۰ تا ۲۰ دقیقه استاد ورزش میکنن و به رژیمش پایبند هستند نیازی به هیچ مواد ممنوعه و شیمیایی حتی مکمل (پروتیین)نیس چون خودمم نچرالم و در زمینه سلامت کار میکنم
من رژیم های مختلف رو بررسی و رو خودم بکار بردم از کتوژنیک گرفته تا فستینگ یا روزه داری خودمون
یک رژیم دیگ هم ماتو بدنسازی داریم که خیلی شبیه رژیم استاده که ما بهش میگیم رژیم غذایی OMAD (یک وعده در روز):نسخهی سختگیرانهی رژیم فستینگ است. چون باید بهمدت ۲۳ ساعت غذا نخورید و همهی کالری و مواد مغذی ضروری خود را با مصرف فقط یک وعده غذا در روز تأمین کنید.که با وادار کردن بدن به سوزاندن چربی به کاهش وزن کمک میکند.
از فواید این رژیم:
کاهش دفعات غذا خوردن در طی روز ممکن است میزان قند خون را بهبود بخشه، التهاب را کاهش دهد و بدن را برای به سوزاندن چربیها به منظور تأمین انرژی تحریک کنه
و همچنین این رژیم میتونه با کاهش فشار خون و کلسترول و بهبود کنترل قند خون از بروز بیماری قلبی جلوگیری کنه
زیاد کشش ندم فقط توصیه من اینه
اگر اصرار دارین رژیم غذایی تک وعدهای داشته باشین، قبل از شروع رژیم آزمایش خون بدین، سپس سه ماهی بعد آزمایش را تکرار کنید تا واکنش بدن خود را بسنجید.
حال شخصی که که علمش رو داشته باشه و بهش عمل کنی بهترین نتیجه رو میگیره
واقعا خوشم اومد که استاد در هر زمینه ای ورود میکنند چون شبانه روزی روش مطالعه و تحقیق میکنند و بهش عمل میکنند بهترین پیشرفت رو کردند خوشحالم که شاگردی شمارو میکنم
درکل یه یادآوری کنم از قوانین…
اتفاقات خوب و بد را گردن خدا انداختند درست نیس…
چون بقول استاد که تو کتاب چگونه فکر خدارو بخوانیم و فایل کامل سیستمی بودن این دنیارو که به یک مدرسه تشبیه کرده بودند و خدا رو به مدیر مدرسه کامل درک کردم
و اینکه ما اون اتفاق رو خوب یا بد تعریف کنیم مشخص نیس در آخر نتیجش به نفع ماست یا به ضرر ماست…
یاد داستان جالبی افتادم که تعریفش خالی از لطف نیس
در کشور چین یک پیر مرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد، همه همسایه ها برای دلداری به خانه پیر مرد آمدند و گفتند:عجب شانس بدی آوردی که اسبت فرارکرد!
روستا زاده پیر جواب داد: کسی چه می داند شاید !
همسایه ها با تعجب جواب دادن: خوب معلومه که این از بد شانسیه!
هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پیر مرد به همراه چند اسب وحشی به خانه برگشت. این بار همسایه ها برای تبریک نزد پیرمرد آمدند: عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت به همراه چند اسب دیگر به خانه بر گشت!
پیر مرد بار دیگر در جواب گفت: کسی چه می داند شاید!
فردای آن روز پسر پیرمرد در حین رام کردن اسب های وحشی، زمین خورد و پایش شکست. همسایه ها بار دیگر آمدند: عجب شانس بدی! وکشاورز پیر گفت: کسی چه می داند شاید !
چند تا از همسایه ها با عصبانیت گفتند: خب معلومه که از بد شانسیه تو بوده پیرمرد ابله !
چند روز بعد نیروهای دولتی برای سربازگیری از راه رسیدند و تمام جوانان سالم را برای جنگ در سرزمینی دوردست با خود بردند. پسر کشاورز پیر به خاطر پای شکسته اش از اعزام، معاف شد.
همسایه ها بار دیگر برای تبریک به خانه پیرمرد رفتند: عجب شانسی آوردی که پسرت معاف شد! و کشاورز پیر گفت: کسی چه می داند شاید !و …
روند اتفاقات خوب یا بد کار خداوند نیس بلکه حاصل احساس غالب ماست که بر میکرده به اونچه که فرستادیم یا انجام دادیم اگر در مقیاس بزرگتر ببینیم ما با باورهامون اون اتفاق ها رو خلق میکنیم احساس غم و اندوه و ناراحتی و عصبانیت که احساس بد داره عین همینا رو به شکل اتفاقات بد بما برمیگردونه و بالعکس احساسات خوب برابر با اتفاقات خوب
همه چی برمیگرده به کانون توجه و احساس و فرکانسمون
اعراض از نازیبایی ها به فرموده خداوند
هر اتفاقی
توجه به نکات مثبت و
اتفاق بد رو باید ازش درس بگیری و به صلاح بودنش
اتفاق به ظاهر بد باشه ولی نتیجش خوب بوده
به حرف های منفی بقیه توجه نکنیم اینجاس که باید ایمان و توکلمون رو نشون بدیم و کانون توجهمون رو بزاریم رو زیبایی ها و نیمه پر لیوان رو ببینیم…
من پیش میرم و همچنان روی خودم کار میکنم تا هر زوز ورژن بهتری از خودم بسازم☺😊
جناب عباسپور سلام و درود به شما، واقعا عالی بود ، عجب کامنت ارزشمندی ،خودش به تنهایی خلاصه چندین دوره و فایل و کتاب بود ، احسنت به شما . خدا رو شکر میکنم که به من لطف کرد و من هم تونستم عضو این خانواده ارزشمند باشم . و در طول فرایند تکامل خودم از تجربیات انسانهای فرهیخته و ارزشمندی چون شما هم بهره ببرم . الهی شکر و قدردانتون هستم .
سلام خدمت استاد عباس منش و استاد شایسته ی عزیز سه ماهی میشه که مقاله های قسمت راهکار برای مسایل رو میخونم واقعا هر کدوم از این مقاله ها خودش یه کتاب و شاید هم یه دوره باشه پر از اگاهی هستند من و دوستانی که با خرید دوره ها همفرکانس نیستیم اینجا بهترین مکان برای بالا بردن مدار هست یعنی اگه کسی این قسمت رو مطالعه نکنه و نخواد ازش استفاده کنه دنبال بهونه است و میخواد تنبلی خودش رو توجیه کنه بعد از دیدن قسمت سوم رفتم سر وقت مقاله ها و دیدم از هر دوره یه قسمت گذاشته شده رفتم قسمت هدف گذاری وقتی فایل ویدویی استاد رو دیدم خیلی ذوق زده شده گفتم خدایا شکرت که انقدر زود خواسته های ما رو اجابت میکنی اخه من دوره هدف گذاری رو خیلی دوست دارم و مشتا قم که داشته باشم دوره هدف گذاری استاد رو یه اقایی به صورت رایگان تو کانال خودش گذاشته بود من ده دقیقه گوش دادم متوجه شدم کپی صحبتهای استاد هست وفایل رو پاک کردم استاد نمیدونم چه کار کردی با ما عین صحبتهای شما رو اگه یکی بیاد رایگان هم بهمون بگه به دلمون نمیشینه
مرسی خانم شایسته عزیز عاشقتم
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
در خصوص عمل کردن به ایده هایی که به ما الهام می شود مبحث اصلی این است که باور کنیم ایده های الهامی از طرف خداوند بوده و باید به آن عمل کنیم.زمانی که این موضوع را باور کنیم شک و تردیدی نداشته و به انها عمل کرده و حرکت می کنیم مانند این که ما در جنگلی هستیم که نمی توانیم مسیر را به درستی تشخیص دهیم اما خداوند از بالا تمام مسیرها را می بیند و ما را به سمت مسیر درست هدایت می کند و اگر این اصل را باور کنیم بسیار بیشتر الهامات را جدی گرفته و به این ایده ها عمل می کنیم.
این ایده ها از طرف آگاهی برتر آمده و به ما کمک می کند به خواسته های خود برسیم. ما توانایی تشخیص مسیر صحیح را نداشته و نمی توانیم بر روی عقل خود حساب کنیم.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام به استادعزیزم ومریم جان شایسته
میدونم که سخت مشغول اماده کردن پروژه جدید هستید وما هم بسیییارمشتااق برای این دوره ی جدید الهی
نمیدونم دوره ی احساس لیاقاته 2
دوره ی شکرگزاری
ولی هرچی باشه ناب والهیه وباعث رشدبیشترشخصیته مابچه هاست
دیشب کامنته سعیده عزیز روخوندم که همش درمورد الهامات و عمل به ایده های الهامیش بود
به خودم گفتم منم میخوام خیلی بیشترازاین باخداحرف بزنم و بهم ایده والهام بگه
صبح که ازخواب پاشدم تادخترنازم روروانه مدرسه کنم ازخداپرسیدم چطوری باید صداتو توقلبم بیشتربشنوم
چطوری همیشه بهت وصله وصل باشم واون حسه ناب رو داشته باشم.
جواب اومد باید همیشه شادباشی وحاله دلت عالی باشه تاصدای منو بیشتربشنوی
البته همیشه خدایاشکرت ورد زبونمه ودارم هرلحظه باهاش حرف میزنم ولی یه حسی هست که خیلی نابه که مطمئنم همه تجربش کردید
اون حسه روهرلحظه ندارم یه حسه خوشحالی عمیق
رهایی ازهرچیزی وهرکسی
یه اعتماد وایمان محکم
نمیدونم ولی خیلی این حسه وصل شدن به منبع رودوست دارم و میخوام هرلحظه تجربش کنم
صبح که بعدازحدود20 روز فایل جدید اومد ودیدم درموردهدایته گفتم خدایادمت گرم
هدایت یه اتفاق معجزه اسا وخیلی خفن وبزرگ توزندگیمون نیست
هدایت همون ایده های هر روز هرچندکوچیکه که با عمل بهشون ودیدن نتایج باورمون نسبت به این جنس ازصدا توقلبمون بیشترمیشه
درواقع وقتی قدم اولو برداری قدم های بعدی بهت گفته میشه
به قول استاد گاهی هدایتها نتیجه خاصی برامون درحال حاضرایجادنمیکنه ولی بعدا میفهمیم که چرا همچین کاری اونروز بهم الهام شد ومن انجامش دادم ونتیجش این بوده
بارها برای خودم اتفاق افتاده که یه ایده ایی الهام شده وانجامش دادم وهیچ نتیجه ایی برام نداشته ولی بعدها فهمیدم دلیلشو وخداروشکر هرچقدر بیشتربه اینصداتوقلبت ایمان میاری بیشتروبلندترصداشومیشنوی
یه مثال ازخودم بزنم:
هفته پیش توتعطیلات عید مامهمون داشتیم برنامه این بودکه بریم بیرون برای تفریح
چندتاماشین بودیم وراه افتادیم ویکی ازفامیلها توماشین مابود
وسطای راه من یادم افتاد که کتری روخاموش کردم یانه؟؟
به همسرم گفتم ایشون هم شک داشت
سخت بود بخوایم برگردیم این مسیرو وازبقیه هم دورمیموندیم
به خدا گفتم چیکارکنم شک دارم برگردیم یانه
صدای بلندی گفت کتری زیرش روشنه روشنه
وماتصمیم گرفتیم برگردیم
فامیلمون که توماشین مابودپیاده شد ورفت تویکی دیگه ازماشینا
مابرگشتیم ودرکمال تعحب کتری خاموش بود
ومن ازخداپرسیدم پس اون صدا چی بودخدایا؟؟؟؟
بعدهم گفتم خیره حتما
راه افتادیم و تماس گرفتیم که به بقیه دوستان ملحق بشیم که گفتن ما مسیرو ادامه ندادیم والان درمانگاه هستیم؟؟؟؟
داستان این بود که اون خانمی که توماشین مابود به محض اینکه ازماشین ما پیاده میشه ومیره تویه ماشینه دیگه حالشون بدمیشه ومجبورمیشن که ببرنش درمانگاه
ومن موبه تنم سیخ شد وقتی شنیدم که چه اتفاقی افتاده وفهمیدم دلیل اون صدای بلند توقلبم رو
وخدامیدونه چه ذوقی کردم وچقدرخوشحال شدم که خدایا من دارم خوب روخودم کارمیکنم که به حال بد ادمها برخوردنمیکنم واین یه نتیجه خیلی بزرگ برامن بود که هربارکه یادم میاد این اتفاق رولبخند رولبم میشینه چون به خودم ومسیرم مطمئن ترمیشم
هدایت همون صدایی که توقلبت میگه امروزنهارچی درست کنی برای بچه ها
هدایت همون صدایی که وقتی ازدست بچه ات عصبانی میشی ومیخوای مثل قبل رفتارکنی دادبزنی یا جریمش کنی یه صدا توقلبت میگه اروم باش با ارزشترین بنده ها نزدمن باتقواترین انهاست ذهنتوکنترل کن
هدایت همون صدای بلندبچته که صبح بعداز3 ساعت کارکردن روی باورهات وقتی میخوای چنددقیقه استراحت کنی پسرت بلندصدات میزنه و اب میخواد وصدایی توقلبم میگه پاشوبسه استراحت اگه برنامه های امروزتوبه من سپردی دیگه پاشو
هدایت همونیه که تو هرباریادت میره تو دوراخرابکشیه ماشین نرم کننده بزنی و ازخدامیخوای که یادت بندازه بعد هدایت میشی تادقیقه 13 که بایدنرم کننده بریزی وتو تواتاق داری لباس جمع میکنی صدایی توقلبت میگه الان بروبریز وتومیای سمت لباسشویی میبینی دقیقا همین الان وقتشه
هدایت همونیه که دخترت به جای نهار تخمه برمیداره میخوره وتواگه مثل قبل بودی حسابی عصبانی،میشدی ولی الان یه صدایی توقلبت میگه رهاش کن وتوعمل میکنی و بهش کاری نداری واون خودش به راحتی بعدازخوردن تخمش غذاشم میخوره
هدایت والهام همونی که توهر روزصداشومیشنوی اگراروم باشی اگر نگران نباشی هر روزباهات حرف میزنه وتو تو تو اونی هستی که انتخاب میکنی به حرفاش عمل کنی یا نه؟؟؟
این تویی که بین صداهای ذهنت انتخاب میکنی که صدای شیطان روبپذیری یا صدای محکم وقوی الله رو
منم که باهربارعمل به این صدای ناب وخالص بیشتر میفهممش بیشتر جنسش رو درک میکنم وهربارکمتر بهش شک میکنم که این صدای خدابود یانه؟؟؟؟
خدای هدایتگرم سپاسگزار نعمته هدایتت هستم که هرلحظه مارو به مسیرمون مطمئن ترمیکنه
خدایاشکرت
استادرخ بنمای دلمون تنگ شده براتون
زهرای عزیزم، سلام
چقدر زیبا صدای هدایت رو در قلبمون توضیح دادید، واقعا هدایت از همین چیزهای کوچک روزمره شروع میشه و ما غافل از این ها به دنبال یک تغییر و تحول بزرگ هستیم،
همیشه وقتی میخوام به اتفاقات مثبت کوچیک فکر کنم حرف مریم جون در مورد بازی پینگ پنگ یادم میاد که میگفتن بازی پینگ پنگشون با تحسین حرکات خیلی ریز و کوچک پیشرفت کرد و الان به اینجا رسیدن و اینقدر خوب دارن بازی می کنند.
اگر همین صدای هدایت رو در خصوص اتفاقات و شرایط کوچبک روزانه بتونیم تشخیص بدیم و صداش رو بلندتر کنیم اون هدایت های بزرگ که همیشه منتظرش هستیم هم سراغمون میاد.
عزیزم باز هم از کامنت زیبات بسیار سپاسگزارم،
سلامت و موفق باشید.
سلام شیدای عزیزم
مرسی ازکامنته قشنگت که کلی بهم انرژی داد
واقعا همینطوره اگه این مسیروادامه بدیم انشاءلله به هدایتهای بیشترو بیشترهم میرسیم ازجانب فرمانروا.
خداروشکر که همگی دراین بهشت الهی مسیرخوشبختی رو ادامه میدیم
منم ازمریم جون واقعا درسهای عملی میگیرم
الگوی خوبی برای ماخانمها هستند
خداحفظت کنه مریم بانو
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت بودن در این مسیر
افراد بهشتی و یا جهنمی کسانی هستن که یک عمل رو پیوسته انجام میدن و من قدردان خداوندم که پیوسته سعی میکنم با درک قوانین وخواندن فکر خداوند از صالحان باشم و همواره از او هدایت میطلبم برای نزدیک و نزدیک تر شدن بهش چرا که همواره و تنها اورا میپرستم و تنها از خودش یاری میجویم .
جهان به باورهای من پاسخ میده ، من هر باوری بسازم از سوی جهان تایید میشود چون جهان هیچ غالب و فرمی نداره بلکه من به جهان شکل و غالب میدم و همچنین همه ی ما در یک دنیای مجزا داریم زندگی میکنیم و داریم به خداوند و جهان خداوند شکل میدیم و هر طوری شکل بدیم همونطور وارد تجربه زندگیمون میشه خداوند ،اگر باورهای محدود کننده داشته باشیم ،خداوند طبق قانون فرکانس به شکل محدودیت خودشو در زندگی ما نشون میده و اگر باور قدرتمند کننده داشته باشیم خداوند به شکل خوشبختی و آرامش و سعادت وثروت وارد زندگیمون میشه .
پس من باور دارم که هر چقدر ثروتمندتر شوم نزد خدا محبوب تر میشوم و با این باور با هر قدمی که برمیدارم در راستای ثروتمند شدن من احساس رضایت بیشتری میکنم و احساس نزدیکی بیشتری به خداوند و من در نتیجه در مداری قرار میگیرم که هر بار نتایج من بزرگتر میشه .
استاد گفتن که توی هر برهه ای به نسبت تکاملی که طی شده و اون قدمی که باید برداشته بشه و اون باوره باید روش کار بشه و چقدر این حرف درسته ،
چون ما هدایت میشویم وقتی که درمدار مناسب هستیم و وقتی که با عشق و صبری که همراه با امید وشور و شوقه داریم ادامه میدیم ،ما قدم به قدم هدایت میشویم به برداشتن ترمزها ،به کار کردن روی نقاط ضعف و قوت ،به هر باوری که باید ساخته بشه ،هر باوری که باید تقویت بشه ،هداااااااااااااایت میشویم وقتی که در مدار مناسب هستیم و به خداوند اجازه میدهیم از همان مسیری که میداند مارو به خواسته هامون برسونه ،وقتی که تسلیم هستیم و احساس خوبی داریم و در لحظه زندگی میکنیم ما مومن واقعی هستیم و به خداوند اعتماد کامل داریم چرا که نه ترسی از آینده داریم و نه غمی از گذشته و طبق قانون خداوند این آرامش ذهنی و در لحظه زندگی کردن باعث میشه الهامات رو دریافت کنیم به شرطی که باور کنیم که خداوند با ما صحبت میکنه و به قول قرآن هر لحظه داره خیر و شر مارو به ما میگه ،به شرطی که باور کنیم که هر نجوایی که دم از کوچکترین عجله و …. میزنه افکار شیطانه ،
و خداوند همواره به شما وعده ی فزونی و ثروت میدهد و شیطان همواره وعده ی فقر و کمبود و محدودیت ، درک قانون و اعتماد به قوانین الهی نتیجش تجربه ی خوشبختی و سعادته و خداوند موافق ثروتمند شدن منه ،چون ثروتمندشدن من در راستای قوانین الهی و گسترش جهانه خداونده .
خدایا هدایت کن تا ایمانم به قوانین جهانت هربار بیشتر و بیشتر و تعهدم به اجرای این قوانین در لحظه به لحظه ی زندگیم بیشتر و بیشتر بشه ،پروردگارا من بدون تو عاجز و ناتوانم در کنترل ذهنم ،پس تو یارو یاورم باش و همواره هوامو داشته باش .
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .
در پناه رب العالمین .
درود بر شما
دوست دارم بارها دیدگاه شما رو بخونم
همون چیزهایی رو نوشته بودید که من باید در این احوالاتم می شنیدم . بی نهایت سپاسگزارم که آگاهیتون رو به اشتراک گذاشتین و سپاسگزار خداوند مهربانم که من رو به متن شما هدایت کرد .
استاد عباسمنش واقعا شاگردان خیلی خوبی تربیت کردن
دوست دارم پیام شما رو جایی ذخیره کنم و بارها و بارها بخونم
در نور و عشق و برکات بی پایان الاهی باشید .
همچنین استاد و تیم حرفه ای و دلسوزشون
خدایا سپاس
سلام اقای زارعی
چقدر نوشتتون پر از هدایت بود،این فایل و این صفحه برای من نشانه روز برای تصمیم گیری در مورد قسمتی ازمسیر مورد علاقمه. و نوشته ی شما برای من پر از نکته بود که نوشتم یه جاهاییش رو. چقدر خوب که به من گوشزد شد که :«هر نجوایی که دم از کوچکترین عجله ای میزنه،افکار شیطانه».
دوست دارم اینجا یه اگاهی که درکش کردم رو بنویسم. اینکه:
خود من گاهی در فرکانس خوبی هستم یعنی آرامش دارم ،بعد فکر میکنم هر ایده و فکری به ذهنم میرسه پس درسته. در حالی که اشتباه میکنم. چون از اونجایی که خداوند در قرآن گفته نشده که ما حرف بزنیم و شیطان هم حرفشو قاتی اون نکنه. ما میگیم و شیطان هم میگه. پس اتفاقا گاهی که در فرکانس خوب و آرامش هستیم و به خدا نزدیکتر اونموقع هم شیطان حرف میزنه میخاد خرابکاری کنه. پس ما باید جنس اون حرف رو بشناسیم. بیشتر دقت کنیم. مثلا اگر میگه عجله کن پس بدونیم نجوای شیطانه.
مرسی دوست عزیز و موفق و خوش باشید همیشه
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
چرا هر چقدر بر روی عزت نفس خود کار می کنم دوباره به حالت قبلی بازمی گردم؟
عزت نفس اینگونه نیست که تنها: با یک مرتبه کار کردن همیشه بالا باقی بماند
با هر بار: شکست تحقیر و سرزنش شدن توسط دیگران مخالفت دیگران نرسیدن به اهداف انتخاب شده مشاجره بحث و گفتگو به یاد آوردن شکست ها …..ممکن است عزت نفس ما را کاهش دهد
یکی از بهترین روش های بالا بردن عزت نفس:
1-بالا بردن مهارت ها است
مهارتی را پیدا کرده که به آن علاقمندیم تمام تمرکز خود را بر روی آن قرار داده تا به فردی حرفه ای در آن حوزه تبدیل شویم
اگر در هر زمینه ای مهارت های عالی داشته باشیم: به ما کمک می کند عزت نفس بالایی داشته باشیم
2-موفقیت های خود را مرتبا به خود یاد آوری کنیم:
دفتری تهیه کرده و موفقیت های خود را در آن ثبت کنیم. موفقیت به معنای انجام کار خاص نیست همین که در هر زمینه ای از دیروز خود بهتر عمل کنیم کافی است
3-در زمینه ی روابط بر روی خود کار کنیم:
وقتی با دیگران روابط خوبی داشته باشیم : به داشتن عزت نفس بالا کمک می کند
عزت نفس مهارتی است که: باید هر روز بهبود یافته و تقویت شود
اگر تمام عوامل موفقیت و پیشرفت را در یک کفه ی ترازو و: عزت نفس را در کفه ی دیگر آن قرار دهیم عزت نفس به مراتب از تمام عوامل موفقیت: مهم تر است
در مورد عضله سازی توضیح دهید؟
زمانی که به قانون سلامتی عمل می کنیم: می توانیم چنین عضلاتی داشته باشیم
زمانی که قانون هورمن های بدن و عضله سازی را درک کنیم می توانیم: به راحتی بدون مصرف مواد غذایی نامناسب و غیر طبیعی ورزش های سنگین همراه با گرسنگی : عضلات زیبا و خوش فرمی داشته باشیم
آیا خداوند همان گونه که به شکل اتفاقات خوب وارد زندگی ما می شود به شکل اتفاقات بد هم وارد زندگی ما می شود؟
این باور و نگاه اشتباه است که: خداوند به شکل اتفاقات خوب وارد زندگی ما می شود
ما به اتفاقات: برچسب خوب و بد می زنیم ممکن است اتفاق خوب برای افراد رخ دهد: نتیجه ی بسیار بدی برای آنها داشته باشد ممکن است اتفاق بد برای افراد رخ دهد: نتایج بسیار خوبی برای آنها داشته باشد عسی ان تکرهوا شیا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیا و هو شر لکم
ممکن است از دید کلی: برای برخی افراد اتفاقاتی رخ دهد که نتیجه ی آن مناسب یا نامناسب باشد
خداوند دخالتی در: اتفاقات زندگی ما ندارد خداوند فرموده: تمام اتفاقاتی که برای شما رخ می دهد:
بما کانوا یعملون بما کسبت ایدیهم بما قدمت ایدیهم: به خاطر آن چه از پیش فرستادیم و به خاطر آن چیزی است که انجام داده ایم
خداوند: به هیچ کسی ظلم نمی کند
ما با افکار و باورهایمان : اتفاقات زندگی خود را خلق می کنیم
اگر افکار نامناسب داریم : به خاطر باورهای نامناسب ماست و اتفاقات بد را برای خود رقم می زنیم که احساس بد بیشتری را برای ما به وجود خواهد آورد
اگر افکار مناسب داریم: به خاطر باورهای مناسب ماست و اتفاقات خوب را برای خود رقم می زنیم که احساس خوب بیشتری را برای ما به وجود خواهد آورد
ما با کانون توجه باورها و افکارمان: اتفاقات زندگی خود را رقم می زنیم خداوند می فرماید: به نازیبایی ها بی توجه باشید و از آنها اعراض کنید
باید بتوانیم به تضادها و اتفاقات به ظاهر بد از زاویه ای نگاه کنیم که : در ما احساس خوب ایجاد کرده و کنترل ذهن داشته باشیم تا در پایان اتفاقات خوب را تجربه کنیم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام الله مهربان
سلام
خدایا شکرت این فایل واقعا معرکه بود و آگاهی های فوق العاده ای رو دریافت کردم
این سوال رو زیاد توی ذهنم میپرسیدم که قدرتمند ترین و مهم ترین باوری که ثروتمندان راجع به ثروت دارن چیه؟ و جوابم این بود که با ثروتمند شدن به خدا نزدیکتر میشیم. اما هیچموقع برام کافی نبود هیچموقع به حدکافی برام منطقی نبود که درکش کنم و منظور از نزدیکی به خدا بواسطه ی ثروت رو بفهمم. اما گفتم اشکالی نداره من دارم از فایلها استفاده میکنم که جواب سوالات ذهنیم رو بگیرم پس سوال رو به ذهن قلاب میکنم تا خداوند بهم جواب بده.
این تکنیک رو همیشه وقتی توی ذهنم سوالی دارم به کار میبرم دوست ندارم که از خودم نا امید بشم و بگم تو هیچی نمیدونی و چرا جواب سوال به این مهمی رو بلد نیستی! همیشه صبر میکنم تا خداوند در زمان مناسب بهم پاسخ بده و اینکه میدونم با تکاملی که طی میکنم آگاهی ها رو در مدارهایی که باتوجه به باورها و افکارم هست دریافت میکنم. و خداروشکر که امروز در مدار شنیدن این آگاهی های الهی قرار گرفتم مطمئنا امروز برای دریافتشون آماده بودم.
استاد عزیزم این جمله چقدر برای من طلایی و ارزشمند بود که گفتید: “در برهه های مختلف آدم نقاط ضعفی داره که اونهارو برطرف میکنه و بعد یک پله میره بالاتر. شاید در اون لحظه فکر کنه که این قدرتمندترین باور و قدمش بوده ولی وقتی از دید بالاتری نگاه میکنه متوجه میشه که برای تکاملش در این راه باید این قدم رو برمیداشت و این باور را تغییر میداد یا این باور رو در ذهنش ایجاد میکرد.”
من اینو میدونستم که باید روی نقاط ضعفم کارکنم و اونهارو بهبود ببخشم اما نمیدونستم که همین نقاط ضعف میتونن منجربه رشدم بشن نمیدونستم چجوری! فکرمیکردم این نقاط ضعف تاوقتی هستن من رو ضعیف نشون میدن و باید رفعشون کنم تا قوی باشم انگار یجورایی بابت نقطه ضعف داشتن خجالت میکشم و همین باعث میشد عزت نفسم کاهش پیداکنه. در واقع بقول شما ازشون یه دیو ساخته بودم که جلوی پیشرفتمو گرفته بود. تازه گاهی به خودم میگفتم این نقطه ضعف به هرحال توی وجودم هست و هرکسی نقطه ضعفی رو داره و این تاابد باهامون میمونه من که توانایی بهبودشو ندارم پس حالا که اینطوره لازم نیست براش تلاشی بکنم و باهاش کنار میام. در حقیقت ازش فرارمیکردم و بقول شما که جدیدا توی خوندن کامنت ها و مقالات دارم این آگاهی های ناب رو دریافت میکنم، آشغالا رو میزدم زیر مبل. میدونستم فلان ویژگی رو دارم که نقطه ضعفمه اما چون توانایی بهبودشو نداشتم ازش فرار میکردم.
اما حالا میدونم که باید برم راهشو یاد بگیرم و برای بهبودش تلاش کنم. درسته که همیشه باهامه و در گوشه ذهنم هست اما وقتی راهو یاد بگیرم اون دیوه رو توی ذهنم میخوابونم و کوچیکش میکنم تا مانع پیشرفتم نشه.
و نکته ی دیگه اینکه استاد من اوایل که عضو سایت شده بودم صادقانه بگم که ازتون یک آدم کامل توی ذهنم ساخته بودم. پیشرفت هایی که ازتون دیده بودم باعث شده بود که بگم خب دیگه عباس منش حالا که به این حد از موفقیت در همه ی زمینه ها رسیده پس اطلاعات زیادی هم داره و قرآن رو قورت داده و همه چیزو میدونه پس میتونه یک الگوی بسیار کامل برای من باشه. گذشت و گذشت تا وقتی که داشتم از فایل های دانلودی استفاده میکردم اونجا شما چندبار در بحث های مختلف تاکید کردید که من آدم کاملی نیستم و هیچوقت چنین ادعایی نکردم اگر شما من رو بعنوان الگو درنظر گرفتید در زمینه هایی که فکرمیکنید براتون مفیدم و بهم اعتقاد دارید الگو بردارید من اصراری ندارم که در تمام جنبه ها به حرفام عمل کنید.
تا اینکه من اینو باور کردم و هین فروتنی و صداقتتون باعث شد که انقدر عاشقانه حرفاتون رو وحی منزل بدونم و وقتی عمل کردم و نتایج رو در زندگیم بوضوح دیدم، ایمان آوردم به خدایی که شما رو بعنوان دست قدرتمندی در زندگی من قرار داده. و حرفاتون برام شد مثل چشمه ای که منِ تشنه با رسیدن بهش سیراب شدم و هر روز دارم سعی میکنم قطره قطره دریافت کنم و به تک تکشون عمل کنم و تلاش کنم برای بهبود کیفیت زندگیم. و توی این فایل هم برای بارچندم گفتید هیچکس کامل نبوده نیست و نخواهد بود. ما هیچموقع نمیتونیم به اون حد از کمال برسیم ما فقط میتونیم خودمون رو گسترش بدیم و هر روز نسخه ی بهتری از خودمون بسازیم و رشد بیشتری بکنیم. این باور هم خیلی به عزت نفس و خودباوریِ من کمک کرده جوریکه بخشی از سوالات ذهنیم راجع به خلقتم رو برطرف کرده. خدایا شکرت
و یکی دیگه تفاوتی بود که در صحبت ها و رفتار شما در اساتید دیگه میدیدم. نمیخوام مقایسه کنم و بگم مسیر اونا درسته یا غلط ولی حرفای شما یجور دیگه برام معنا داشت یجور دیگه برام قشنگ بود. که بعدها متوجه شدم این به سادگی و صداقت و توحیدی بودنتون برمیگرده که سعی میکنید خود واقعیتون رو در جلوی دوربین به نمایش بزارید و اصل براتون مهم تر از هرچیزیه. خدایا شکرت
” موفقیت مالی نیازمند اینه که شما در یک زمینه ای حرفه ای باشی و در یک موضوعی که به آن علاقه داری تمرکز کنی و در آن عالی باشی و روی خودت کارکنی تا مهارت کسب کنی و حرفه ای بشی”
این هم یک پاشنه آشیل دیگه که شناسایی کردم و چندوقته که دارم روش کارمیکنم. فکرمیکردم با درست کردن باورهای ثروتساز حتی اگه یجا بشینی میتونی پول بسازی!درک نکرده بودم از تو حرکت و از خدابرکت رو! درواقع حرکت کردن رو در ذهنم همون جون کندن برای رسیدن به پول میدونستم! میگفتم پس حالا که همه چیز باوره میشه باور ساخت و کنارشم پولدارشد! ولی…اینم باگذشت زمان درکش کروم و باورهام عوص شد که باید مهارت هامون رو افزایش بدیم و در یک کاری حرفه ای بشیم و سپس با درست کردن باورهای ثروتسازمون و با حرکت کردن و قدم برداشتن پول بسازیم. صرفا حرکت ذهنی مهم نیست حرکت فیزیکی مناسب هم مهمه که با کسب مهارت و حرفه ای شدن در یک کاری بدست میاد. و این مطلب رو خداروشکر دارم توی دوره اصول کسب و کار شخصی به خوبی درکش میکنم. که چقدر میتونه به عزت نفس وخودباوری هم کمک بکنه چون بنظرم خودش میشه رسیدن به موفقیت. موفقیتی که شما با کسب یک مهارت بدستش میاری و من خیلی خیلی خوشحال میشم از رسیدن بهش. چون وقتی آدم عاشق کارش باشه برای مهارت های بیشتری کسب میکنه هرچی که لازمه رو دربارش یاد میگیره و عشق میکنه و چه لذتی بالاترازاین؟
و در حال حاضر دارم در زمینه ی خیاطی مهارت کسب میکنم تا بخوبی حرفه ای بشم و سپس بتونم کارکنم و پول های بیشتری بسازم. الان هم که یک کارآموز هستم به لطف آگاهی هایی که دریافت کردم و تمرین و تکرار، تونستم پول های زیادی رو به زندگیم وارد کنم اما میدونم که با طی کردن تکامل و کسب مهارت های بیشتر ، زمینه برای پول ساختنِ بیشترهم فراهم میشه و خدا همواره منو به بهترینها هدایت میکنه.
الهی شکرت
استاد مرسی بابت این آگاهی های ناب
عاشقتونم♥️
به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر که تنها قدرت حاکم بر جهان هستی است.
درود خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانوم شایسته محترم و عزیز.
درود خدمت همه دوستان همفرکانسی و عزیز.
گام نوزدهم .
《کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی》
چگونه پاشنه های آشیل خود را بشناسم و روی بهبود آنها کار کنم؟ ( منظور از پاشنه آشیل، نقطه ضعف شخصیتی است که بیشترین ضربه ها از آن نقطه به زندگی ما وارد می شود)
بزرگترین پاشنه آشیل که من از بچگی داشتم کم رو بودنم بود که بشدت اذیتم میکرد این ضعف شخصیتی تا 17 سالگی با من بود و هرچه بیشتر میگذشت بیشتر میفهمیدم چقد این موضوع منو محدود میکنه و نمیتونم از پس کارها و زندگی بر بیام و چقد توی روابط با مردم ناتوان بودم بعد کم کم شروع کردم به تغییر این ضعف همونجوری که کم کم این ضعف در من شکل گرفته بود کم کم توی چندین سال طول کشید تا بشدت کمرنگ شد .
هر چقد که این ضعف رو کم میکردم از اون طرف رفتارهای متضاد رو با اون انجام میدادم تا جایی که یهو بخودم اومدم دیدم چقد تغییر کردم و هر مسئله ای توی جامعه و ارتباطاتم داشتم با پا گذاشتن روی این خصلت نامناسب اون رو حل کردم . این که استاد میگن باورهای محدود کننده از بین نمیروند و کمرنگ میشوند و همیشه باید روی اونها کار کنیم واقعاً درسته چون من الان که 39 سالمه یه جاهایی توی یه مسائلی هنوز اون ضعف نَمُرده و یه تلاشی میکنه درسته که من پا روی اون ضعف میذارم برای انجام کارها و یه سری ارتباطات، اما اون انگار آتیش زیر خاکستره و منتظره که بهش بها بدی دوباره میاد بالا نه به شکل کمرویی بلکه مثل یه ترمز یا دست انداز یا مانع که میخواد باعث توقف بشه ، برای جلوگیری از رشدش باید بخودم انگیزه بدم و با حرفها و گفتگوهای ذهنی مثبت آب بریزم و خاموشش کنم با دیدن این فایل بیشتر متوجه شدم که اگه رشد و پیشرفتم به اندازه میزان کارهایی که انجام دادم نبوده دلیلش این بوده که با وجود این ترمز نتونستم مهارتهام رو توی جامعه ارائه بدم .
نقاط قوت خیلی زیادی هم دارم توی کار خودم که باغ ویلا سازیه مهارتم به اندازه هستش که توی کاشت نهال و پرورش اون بسیار مهارت دارم توی طراحی و فضا سازی هم به اندازه ی خوبی مهارت دارم که جا داره بازم بهبود بدم ایده های خوبی دارم و ازشون استفاده میکنم ، یعنی وقتی یه ایده ی خامی میاد یکم تغییرش میدم بهش بال و پر میدم و یکی دو روزه انجامش میدم . یه سری ایده ها هم با دیدن فایلهای با کیفیت استاد ازشون الهام میگیرم .توی ساخت ویلا هم از صفر تا صد یه ویلای معمولی رو خودم مهارت رو دارم که تنهایی انجام بدم و الان دارم انجام میدم، اما برای ساخت یه ویلای با کیفیت و عالی و لاکچری اگه بخوام خودم تنهایی انجام بدم خب باید مهارت کسب کنم اما اگه بخوام از نیروی متخصص استفاده کنم میتونم انجام بدم و از پس مدیریت کار برمیام اینها نقاط قوت توی کار خودمه از نظر ارتباطات و بیان کردن مهارت و آگاهی هام در مورد کارهایی که بلدم هم توی جایگاه خوبی هستم. اما بعضی وقتها اون پاشنه آشیل مثل یه مانع از شروع کردن منعم میکنه و باعث حرکت نکردن میشه . اونجاست که باید روی نقاط قوتم کار کنم و بخودم انگیزه بدم از دستاوردهام بخودم بگم تا سوخت بشه برای حرکت کردن .
هرجا پیشرفتی داشتم و بهبودی ایجاد شده بخاطر پا گذاشتن روی این ضعف بوده . خدارو شکر الان نسبت به دوران نوجوانی هزار برابر بهتر شدم و دیگه اصلاً ربطی به اون شخصیت گذشته ندارم .
قدرتمندکننده ترین باوری که به شما در زمینه موفقیت مالی کمک کرده، چه باوری بوده است؟
توی این سوال برای من به جای موفقیت مالی الان باید بگم بهبود وضعیت مالی بهبود وضعیت آزادی مکانی و زمانی . قدرتمند ترین برای من این جمله بوده که دوازده سال پیش که میخواستم از کارگری خارج بشم و برای خودم کار کنم همش به خودم میگفتم این خداونده که روزی دهنده س برای خداوند فرقی نمیکنه که من چه شغلی داشته باشم خداوند رزق منو میده پس چرا برا خودم کار نکنم و از وقتم و انرژیم برای موفقیت دیگران استفاده کنم . با این طرز تفکر، من از اون وضعیت سخت کاری خارج شدم و هر روز آرام آرام توی تمام ضمینه ها رشد کردم . تا جایی که عضو خانواده صمیمی استاد عباسمنش شدم .
بنظر من انسانهایی که خداوند مهر جهالت رو از روی قلبشون برمیداره و به نعمت آگاهی از قوانین جهان مسلحشون میکنه و توی این مدار آگاهی ، سعادت در دنیا و آخرت قرار میگیرند که از دسته اکثریت خارج میشوند کسانی هستند که توی فطرتشون باورهای بهتری نسبت به بقیه از خداوند دارند و در مسیر توحید حرکتی کرده اند مثل تمام افرادی که توی سایت هستند اما مدار هر کدوم از ما متفاوته چون نتیجه های دوستان هم متفاوته .
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید .
با سپاس از خانوم شایسته عزیز و استاد عباسمنش عزیز و گروه تحقیقاتی عباسمنش.