مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    296MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

739 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ایرج قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1653 روز

    سلام استاد عزیزم و عرض ادب خدمت خانم شایسته مهربان

    بی نهایت ممنون از اینکه مارا در این اگاهی های ناب سهیم میکنید

    استاد باور قلبی به الهام و هدایت دقیقا شبیه به خودرو شما و رانندگی در حالت اتو هست

    شاید ادم به دلیل تکرار شیوه زندگی و عقلانیت مثل رانندگی با ماشین های معمولی که فرمان باید توسط راننده کنترل شود اگر پشت خودرو شما بنشیند هر چند که باور داشته باشد که خودرو نیازی به کنترل فرمان ندارد باز هم یک استرس و دلنگرانی در وجودش شکل بگیرد اعتماد به رب و الهام چنان باید درونی باشد که با خیال راحت دست را از روی فرمان عقلانیت محض در زندگی برداریم و بگذاریم خداوند هدایتمان کند و مهمتر اینکه به این هدایت و الهامات ایمان کامل داشته باشیم احتما لا استاد خود شما هم اوایل که پشت فرمان این فورد زیبا مینشستید با استرس فرمان را رها میکردید و تکرار این موضوع این اعتماد را میدهد که الان با خیال راحت فرمان را رها کرده و با ما صحبت میکنید به نظرم اومد که میتونه مثال خوبی باشه دوستدار شما و همراهان 😀

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  2. -
    نگین گفته:
    مدت عضویت: 3015 روز

    به نام رب یگانه فرمانروای هستی کسی که قدرت آسمانها و زمین و تمام ثروت ها از آن اوست

    درود بر استادان جان و دوستان الهیه من

    استاد یه فایل 4 دقیقه ای انقدر حرف داشت من اصن ضربان قلبمو حس میکنم

    میخوام از تجربه ی اخیر خودم بگم

    چون من یکم سرتقم و گاها مقاومت دارم در مورد هدایت های واضح خداوند حس میکنم خداوندم تریکی تر :) داره بهم الهام میکنه که من قدمی بردارم

    اتفاقی که چند روز اخیر برای من افتاد رو میگم

    مثلا من از وقتی که مهاجرت کردیم به استانبول عملا به جز اطراف خونه که برای پیاده روی تنهایی بارها رفتم برای هیچ کار دیگه ای تنهایی از خونه بیرون نرفتم.یعنی جوری که به عمقه شهر برم.

    حالا منی که برای خودم گولاخی بودم و تنهایی سفرمیرفتم سوار ماشینم میشدم میزدم به دل جاده یه دختر تنها میرفتم سفر یا با آدمایی که نمیشناختم اصلا میرفتم ازین تورهای یک روزه یا مهمونی دعوت میشدم میسپردم به حسم و ایمان به حفاظت لحظه ای خدا از من میرفتممم و بعدددد رسیدم استانبول و در فضای امن خودم مونده بودم.

    یعنی چون عشق جانمم بود و من حس میکردم مثل یک ملکه کارام انجام میشه تمام مسیریابی ها انجام میشه و بدون ذره ای چالش کل کارها رواله و بعد کم کم دیدم من دارم از استانبول که 7.5 برابر تهران هستش میترسم

    یهو دیدم من از اینکه تنهایی برم جایی با توجه به اینکه زبونشونم بلد نیستم و حمایت همیشگیه عشق جانم روهم داشتم حالا میترسم ازینکه برم تنهایی بیرون و میترسم ازینکه مسیر رو اشتباهی برم یا اینکه سختم بشه یا اینکه چون انگلیسی بلد نیستن من دچار مشکل میشم یا دم شیطان رجیییم گرم که میومد میگفت

    اگه اینترنتت قطع شد چی؟

    اگه گوگل ترنسلیته کار نکرد چی؟

    اگر گوگل مپه درسته کار نکرد چی؟

    اگر راننده تاکسیه تورو برد یه جای دیگه چی؟

    اگه نتونستی بهش بگی منظورت چیه چی؟

    اگه تو یه شهر که 7.5 برابر از تهران بزرگتره مسیر رو گم کردی چی؟

    اگه اتوبوس یا مترو اشتباهی سوار شدی چی؟

    رفتی یه جای ناشناخته حالا چطور میخوای راهتو پیدا کنی دختر؟

    توام که جذااااب حالا بیا تشخیص بده کدوم آدم نیتش خیره کدوم نه !!!!!!!!!!!!

    به خودم اومدم دیدم واویلا ازون گولاخ قدیمی یه دختر ترسوی تی تیش مونده که اصلا با روحیم سازگار نیست

    گفتم خدایا قربونت برم من رو ببخش که رفتم تو قالبی که اصن هماهنگه با من نیست

    حالا چیکار کنم؟

    خوب اوایل این گفتگوهای ذهنی جوری بود که اصلا حسش به عشق جانمم میرسید دیگه.قشنگ اینو دیگه یاااد گرفتم هر چی خودم در مورد خودم فکر میکنم بقیه هم همونو فکر میکنن.قشنگ تجربش رو با والدینم داشتم.

    وقتی خودم پذیرفتم گولاخم آزادیام بیشتر شد و اصلا به لطف خدا به زبونشون مهر سکوت زده میشد و فقط حمایتشون بود برای من که موجب رشد بیشترم میشد و به دلم ترس نمیفتاد و راحت میرفتم خودمو دنیامو تجربه میکردم.

    اون احساس امنیته که از درون داشتم در بیرون من نمود پیدا کرده بود.

    حالااا رسیده بودم اینجا درس جدید اما ترم بالاتر و چالش های جذاب جدید بیشتر

    اصلا ناراحت میشدم از فکر کردن بهش

    چون انصافا توقعم خیلی از خودم بیشتر بود

    حس میکردم پسرفت کردم که چرااا من الان باید این دغدغم باااشه؟؟؟

    انقدر اجازه داده بودم تو محیط امنم بمونم که دلایل ذهنیم کلی برای خودشون پر و بال بگیرن

    دقیقا نکته اینجااست که من با تمااایل شدید درونی دوست داشتم این شرایط این ترس من از بین بره

    خوب خدا بهم گفت نگین جان اگه خاطره شریفتون باشه شما یکی از دلایلی پا شدی اومدی استانبول این بود میخواستی تورلیدر بشی و خواسته ی قدیمیت بوده

    براشم اولی که رسیدی یه اقداماتی کردی

    الان جنابعالی میخوای تور دور محله برا ملت برگذار کنی؟

    گفتم نه خدا جون من میخوام یه سفری برا ملت رقم بزنم که همیشه تو ذهنشون بمونه و حک بشه و میدونم که اگه بخوااااام میتوووونم

    خدا گفت تو میگی اگه بخواااااای اما خدا پیقمبری واقعا به اون خوااااستنه نرسیدی یا ازش میترسی که اصلا بخواهیش؟

    اگه ترسه که قطعا ترسته پس خودت و من این وسط چی هستیم؟

    انقدر گفتی به من و به خودت ایمان داری این بود؟

    تیز گرفتم قضیه چی هست که این گفتگوهای ذهنیه من چه کرده؟

    خیلی قشنگ و واضح خدا بهم گفت تو همه کارایی که داری میکنی رو ول کن بچسب به تورلیدری اگه راست میگی

    گفتم بابا خدایا قربونت برم الان من دانشجوام کلاس دارم کارم که از تو خونست به شدت تمرکز میخواد بعد مسیرا طولانیه به بقیه چیزا نمیرسم باید غذا بپزم خونه تمیز کنم مثلا الان بانو و مدیر داخلی یه خونم :||

    اصن خودم شگفت زده شدم وقتی دیدم دارم چیا به خدا میگم

    یهو به خودم اومدم گفتم چشم

    به محضی خودم آروم شدم و خواستم برم تو دل ترسام عشق جانمم یه آرامشی پیدا کرد گفت قبل از من تو پروردگاری داری که همیشه حافظ تواه منم حمایتت میکنم بری تو دل این ترست

    اصلا کلی ایده ها از طریق ایشون اووومد

    شماره برام پیدا کرد شروع کردم به تماس گرفتن و سوال پرسیدن و اونجا دیدم در حین همین قدم ابتدایی برای چندتا تماس من بدنم از ترس یخ کرده :|

    متوجه شدم واویلاااا قضیه خیلی جدیه هر چی هست باید انجامش بدم که قشنگ مشخصه خیلی دیگه تو محیط امنم موندم

    خلاصه که تو تماسا که نهایتا فقط قرار بر خبر دادن اونها شد من دستاوردم مقابله با ترسم و گذر کردن ازش بود

    قدم بعدی که خدای زیرکم بهم گفت این بود که بشینم تحقیق کنم که اگه بخوام تور خصوصی برگذار کنم کجاها ببرم ملت رو خوبه

    جالبه فهمیدم دیگه از بودن تو شلوغی خوشم نمیاد و بهتر درکش کردم فکر میکردم این یه حال گذرا برای منه اما متوجه شدم نه یه جورایی داره فیکس میشه در من و دوست دارم اگه هم قراره تور لیدر باشم تورلیدر خصوصی باشم و فقط برای آدم هایی که نمیخوان فقط یه سفر خارج اومده باشن تورلیدری کنم دوست دارم برا کسایی باشه که واقعا عاشق سفر و دیدن جاهای ناب و خاصن و ارزش کار منو بفهمن

    خیلییی شیک یه تحقیق قشنگ کردم و کلی دیدم باز تر شد و به کامنت یکی از دوستان هدایت شدم که اصن مغزم سوت کشییید

    اون دوستمون گفته بود مدرک تورلیدریمو تو سال گذشته گرفتم الانم تور میرم

    یکی دیگه از دوستان پرسیده بود چه تورهایی؟

    اونم پاسخ داده بود با افتخار من الان خودم مسافر تورهایی هستم که خداوند تورلیدرشونه

    من پوینت و هدایت خدارو گرفتم

    واضح بهم گفت خوشگله من بیا حالا باهم بریم کم کم بگردیم دوتایی خودم تورلیدرت میشم از من یاد بگیر برا قدم های بعدیت که اگه خواستی واقعا تورلیدر شی چه کارهایی باید بکنی

    مشتریاتم که خودم برات میفرستم

    تو بیا بریم به سبک من عمل کن

    گفتم رو جفت چشمااام رب العالمین من

    خلاصه که لیستمو آماده کردم که کم کم با خدا جونم بریم دوتایی به گشت شهری بپردازیم هر هفته یا ماه جاهای خفن خفن و باحال رو بهم نشون بده

    جالبه که قدم بعدیمو اینجوری هدایت شدم و دیگه چک و چونه رو گذاشتم کنار و سریع میگفتم چشششم

    گفت حالا بیا همین هفته ای تنهایی برو دانشگاه

    تو تا حالا حتی کارت متروبوستم عشق جانت بهت میداده اصن میدونی کدوم کارت برا چیه؟

    گفتم نه انصافا

    قدم بعدی رو برداشتم و عشق جانمم شلوغ بود اون روز و دانشگاه نیومد

    چقدر در مسیر لذت بردم و فایل گوش دادم و اصلا قبل ازینکه به ایستگاه دانشگاه برسم از حجم بالای آگاهی های دوره قانون آفرینش مسخ شده بودم که نزدیک بود ایستگاه رو پیاده نشم یهو دیدم خدا گفت نگین قربونت بشم بالا رو یه نگاه بنداز دیدم واویلا متروبوس تو ایستگاه وایساده مثل برق گرفته ها پریدم بیرون

    اگه خدا بهم نگفته بود انصافا تا میدون تکسیم میرفتم :)

    دیگه ذوق مرگ ترین بودم که چقدر در آغوش گرم خداوند فعلا یه تور دو نفره دانشگاه رو در اوج حواس جمعی خدا داریم پیش میریم

    روز دومم رفتم و تمام ترسااام نابود شد

    یعنی میدونید رب العالمین قدم به قدم منو هدایت کرد و من فهمیدم که غفلتم در مورد این تواناییم باعث شده بود که توش ضعیف بشم

    الان مسیر برام واضح شده به آرامش رسیدم و قدمای بعدی برام واضح تر شده

    میدونم شاید نخوام تورلیدر بشم ولی خوووب میدونم که میخوام اراده کردم بدون ترس نه تنها هر جای استانبول که همه جای دنیارو اراده کردم سفر کنم برم بگردم و این در گرو این نباشه که یک نفر همراهم باشه

    خدارووو سپاسگزارم بابت همراهی عشق جانم که رشد من رو رشد خودش میدونه و قدم به قدم همراهیم کرد و حتی اونم تو این مسیر کلی رشد کرد و فهمید که نباید نگران من باشه و ما خدایی داریم که هر لحظه همراه ماست

    به قولی ما بندگیمونو کنیم بذاریم خدا هم خداییش رو بکنه و از سر راه بریم کنااار انقد وول نخوریم وسط ماجرا.والاااا

    تمام این قدمای کوچیک باعث شد من کلییی اعتماد به نفسم بره بالا تو خیلی چیزا

    مثل تحقیق کردن و نمیدونین که چه پروژه هایی که نوشتم برا دو تا از درسامون

    هم گروه خودمون هم گروه عشق جانمو مدیریت کردم و عملا انقدر دستاورد داشت این قضیه برام که باورتون نمیشه

    میدونید چه چیزش برام جالبه؟

    اینکه ما فکر میکنیم میخوایم یک وجه از شخصیتمون رو رشد بدیم و قدم برمیداریم برای رشدمون تو اون وجه

    اما رب العالمین جوووری برکت میده به کلی از توانایی هامون و جوری اون شخصیت جنگجوی درونمون رو بیدار میکنه کلی وجه ازمونو رشد میده و من عاشق این به قول آمریکایی ها

    Adventurer

    ماجراجو بودن خدام

    البته که این رب العالمینه که اینجوری در ما نمود پیدا میکنه

    نهایتا آره یادآوری بشه بهم که تی تیشی بودن با من سازگار نیست و این خاصیته منه و من یک ماجراجوی جذابم

    دوستون دارم

    در پناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
    • -
      زیبا گفته:
      مدت عضویت: 2797 روز

      به نام خداوند هادی و هدایتگر

      سلام نگین جان

      چه خوب نوشتی و چه خوب داشتن هدایت و پیداکردن مسیر و حرفهای ذهن

      از بیرون رفتن از نقطه امن

      از تور لیدر بودن و از سفر دونفره دانشگاه با خدا

      نگین جان بنویس باز

      از هدایتهای که میشی با سفرهای دونفره و ایده ها خیلی لذت بردم و آرامش اینکه ببین همیشه خدا هست و کارها رو چطور انجام میده

      ایول بهت

      سفر و گشتن در جهان خداوند خوش بگزره

      شاد موفق و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        نگین گفته:
        مدت عضویت: 3015 روز

        درود و سلام زیبای نازنینم

        سپاسگزارم ازت بابت کامنت زیبات

        باعث خوشحالی و خرسندیمه که کامنتم نور و هدایت خدارو در دلت روشن کرده هم پاره ی ارزشمندم

        نمیدونم خدا گفت برات بنویسم و مینویسم

        از پشت پنجره هال و یک ویوی بی نظیر شگفت انگیز برای تو نور خدا

        این تشنگیت برای شنیدن هدایت های هر لحظه خداوند رو ستایش میکنم

        جالبه که در مورد یک تصمیم مهمی از رب العالمین هدایت خواستم و اون لحظه به لحظه از همون ابتدا داره قدم به قدم مسیر رو برام روشن میکنه و به لطف خودش در بهترین زمان که بهم بگه به سایت هم منتقلش میکنم

        سه روز پیش تصمیم گرفتم برم پیاده روی تا زیبایی های بهار رو از همین ابتدا ببینم و همراه باشم در این مسیر و رشد و روند بهار زیبااا و دیدن شکوفه های رنگی رنگیه درختا و گل های کاغذی که دارن زیاد و زیادتر میشن و وااای از این هوای مطبوووع

        بخاطر دیدن درختی که پشت پنجرست و پر از شکوفه های سفید شده انگار که لباس عروس پوشیده بر خلاف بقیه روزها از ورودیه این ور خونه رفتم.رفتم درخته و شکوفه هاشو ناز کردم و بوسیدم و دیگه خدا گفت ازین ور به پیاده رویت ادامه بده عزیز من

        در ادامه رسیدم به یه کوچه که خیلی وقت بود دیگه ازون گذر نمیکردم بخاطر اینکه همسایه ها سگ داشتن و بر خلاف بقیه کوچه ها سگ های این ها رها بودن و هر بار که قدیما میرفتم گاها زیاد بهم نزدیک میشدن و من ناخواسته تا رسیدن به خونه و شستن دستام حس خوبی نداشتم و حتی ازشون میترسیدم هر چند که بههه شدت با حیوونا آشتی شدم و دیگه از سگ و گربه نمیترسم که این ترسمم تکاملی از بین رفت اما خدا پر واااضح بهم گفت ازین کوچه برو

        گفتم خدایا اینا سگاشون رها هستن

        گفت اگه ایمان داری و امروزم که کامنت گذاشتی برای فایل ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است پس بدون که حافظت هستم پشتیبانتم و برگی بدون اذن من از درخت نمیفته پس برو از همین کوچه.

        دیگه دستور از بالا بسیاار واضح بود.

        همیین قدم به ظاهر کوچیک کلی وقتی به انتهای کوچه رسیدم حالموو عالی کرد و اعتماد به نفسم رو بالا برد و حس حمایت و مراقبت هر لحظه ی خداوند رو در دلم قوت بخشید.آخههه نه تنها هییچ سگی تو کوچه نبوود که حتی تو حیاطاشوونم نبود.یه چیز جالب بود.چون عموما همه سگ دااارن و من حتی یه صدااای واق نشنیدم.

        اون روز اصلاااا از یک مسیر جدید من رفتم پیاده روی

        جوری که تا بحال ازین مسیر به اون صورت نرفته بودم

        یهو رسیدم به یه پارک کوچیک زیباااا که اصلا تا قبلش نبووود.تازه ساخته بودن و بچه ها تو زمین بازی در حال بازی بودن و کلی نیمکت های خوشگل رااحت اینور و اونور بود و یه نیمکتش روووبروی آفتاب رو به یک ویوووی بی نظیر و شگفت انگیز از دریا و خونه های زیباااا که ثروت و فراوانی ازشون میباااره

        من خوووشبخت ترییین بودم اون لحظات

        یهوووو چشم افتاد به یه فضای زیبا تو پارک که با چمن مصنوعی درستش کرده بودن و تاپ و الاکلنگ و سرسره و … بود و یه فضااای نابی بووود

        خدای من گواهه به صورت بسیار واضح خدا بهم گفت نگین جان نظرت در مورد اینکه اینجا بیای برای اون قضیه روزا کارتو انجام بدی چیه

        اگه کسی منو میدید میگفتن این دختره یه چیش شده

        آخه من دهنم باااز مونده بود و مثل گیج و منگاااا هی اینور اونورو نگاه میکردم که خدایاااااا من که اصلا حواااسم نبووود من که فقط خواستم قدم بزنممم چطور تو یادت بوود چطور اصلا به ذهنم آوردیییی چطور انقددر واضح چطووور به این وضووح نشووونه فرستاادی؟

        یهو خدا بهم گفت نگین عزیزم من همون پروردگار یوسفم که بعد از سااال ها یادش رو به ذهن هم زندانیش انداختم که برای تعبیر خواب امپراطور مصر برن سراغ یوسفه من

        فک نکنی اون عزیز تر از تواه برای من

        اگه اون عزیز مصر شد از روی ایمانش شد

        توام عزیز منی اگه بخوای عزیز دنیاااام میکنمت

        من روووی ابرا بووودم

        خدایااااا سپاسسسگزاارتم

        بعدشم که برای امضا زدن ته همه ی این شگفتی ها در راه برگشت ازین این پارک که تا خونمون فقط 2 مین فاصله داره یهو چشمااان نازنیم رو به یک پورش پانامرای اس مشکیییی ماماااانه بوووسیدنی هدااایت کرد که من ضربان قلبم با دیدنش و زیباییش رفت بالاااا

        دیدددددم

        آااااره اینم میخوااااام

        انقدر اینجاااا ماشین های روز کمپانی های خفن دنیا زیاااده که به لطف خدا من شب و روز دارم ثروت و فراوونی رو میبینم که میگم وقتی بقیه ساختن این ثروت ها رو منم میسازم منم لایقم و این شدنیه

        همشووونم به رااحتی عین لیدی قرقریه من تو کوچه ها پااارکن جلو خونه ها

        باباااا یکی نیس بگه بنز و بی ام و پوورش رنج روور حرمت داااره :))))))))))))

        ایییینم از یک توور دور خونه هدایتی نااابه تازه از تنور در اوومده که نمیییدونم چی شد نوشتمش برای تو زیباااایه سایت الهی ماااا

        در پناااه حق باااشی عزیز دلم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          زیبا گفته:
          مدت عضویت: 2797 روز

          به نام خداوند هادی و هدایتگر

          سلام نگین جان

          وای چه زیبا هال رو به رو درختان با شکوفه و آن درخت یا شکوفه های سفید

          مثل عروس

          ممنون بابت این تور دونفره با خدا داشتی و مرا مهمان کردی

          چه پارک عالی

          چه بچه های نازی بازی میکنند

          خدایا جونم

          و اون جای دنج

          اون چمن مصنوعی و تاب

          که بشینی رو تاپ

          و لذت ببری و آنچه خدا بیاد آورد را انجام بدی

          خیلی تاب و فکر کردن روش بهم لذت داد

          نگین جان تو هم عزیز خدایی

          تبریک میگم بهت

          خدا جونم

          ماشین ماشینهای عالی با رنگهای عالی

          خدایا سپاس از اینهمه فراوانی و ثروت که خلق کردی و هر روز بیشتر میشود

          دیشب یه ماشین دیدم کلیپ بود ازش 3تا ساخته شده و قیمتش 28میلیارد دلار بود خیلی قشنگ و امکانات عالی داشت

          خدایا بابت اینهمه ثروت و فراوانی ازت سپاسگزارم

          نگین جان سپاس بینهایت

          در پرتو لطف الهی شاد موفق و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3132 روز

    به نام تنها شنوای دانا

    سلام به همگی

    یکی از بهترین نکات مهم و شفاف کننده و واقع بینی در این فایل من از قبل اینو میدونستم اما بازم در این فایل برام‌ مروری دوباره شد

    اینکه اگر ما میخواهیم ثروت وارد زندگیمون بشه باید اول تو کاری که هستیم بخصوص کاری که بهش علاقه داریم تخصص بالا و مهارت خوب و بالایی کسب کنیم بعد دیگه میتونیم از خودمون خدا،جهان انتظار داشته باشیم که ثروت وارد زندگیمون بشه تا وقتی ما مهارت بالایی در شغل مون نداریم دیگه چه انتظاری باید داشته باشیم که مردم بیایند از محصولات ما خرید و استقبال کنند یا اصلا قبل از استقبال مردم و خرید کردن اونا ازمون قبلش یه نگاه به خودمون بندازیم و صادقانه از خودمون بپرسیم و بگیم آیا واقعا از مهارتی که درحال حاضر داری راضی هستی یا اگه خودت باشی آیا حاضری از همچین فردی خرید کنی و……

    وقتی این سوال رو از خودمون بپرسیم صد در صد جوابمون منفی ست

    بنظر من چونکه چندتا دوره رو دارم خیلی وقت استفاده میکنم اولین دوره دوازده قدم رو تهیه کنیم برا اینکه خیلی بهتر معنا و مفهوم طی کردن تکامل رو درک میکنیم و از خیلی از سردرگمی ها درمیاییم و با برنامه و منظم و هدفگذاری میریم جلو بعد که یه خورده نتیجه کسب کردیم و اونموقع درکمون از رشد و آگاهی ها میره بالاتر و با درک بهتری میتونیم آگاهی های عزت نفس یا روانشناسی ثروت رو کار کنیم و همینجور دیگه ببینیم بیشتر در چه موضوعات و مسائلی مشکل داریم و بریم سراغ بقیه دوره ها

    چونکه وقتی مهارت بره بالا دیگه درک آگاهی های عزت نفس ،اعتمادبنفس خیلی راحت تر میشه و وقتی این آگاهی ها رو داشته باشی دیگه برا دریافت آموزه ها و آگاهی هایی مانند روانشناسی ثروت خیلی آماده هستی و با باورپذیری بسیار بالاتری میتونی ازشون استفاده کنی و نتایج کسب کنی

    و هرچند وقتی که مهارتت بالا بره تو کار خودت خودبخود اعتمادبنفست هم میره بالا و همین خودش باعث میشه که احساست خوب باشه و مردم بدنبالت باشن و رزق وارد زندگیت بشه،

    اونوقت دیگه با آگاهی های ثروت میتونی هرروز ثروت بیشتری کسب کنی،

    اگر دوستانی که تازه عضو شدن و هنوز آگاهی کمی دارن میتونن از آگاهی های این فایل و این کامنت ها استفاده کنند که اگر این پیش زمینه و تکامل استفاده از روانشناسی ثروت رو دارن پس از دوره های ثروت هم استفاده کنند اگه ندارند که اول برن از دوره ای که من بیشتر پیشنهاد میکنم اول از همه واردش بشید دوازده قدم بعد کم کم میتونید و میدونید که باید چکار کنید و چگونه باور بسازید و نتایج کسب کنید در هر موضوعی

    مثل خود من اوایل عضویتم تا مدتها همینجور سردرگم بودم و حتی نحوه استفاده از آگاهی هارو هم درست نمیتونستم انجام بدم فقط خودمو خسته میکردم و دور خودم میچرخیدم

    خدای من چه انرژی هایی الکی هدر دادم البته خب واقعا هم نمیدونستم که باید چگونه استفاده کنم تا بهتر و صحیح نتیجه کسب کنم و درک کنم اما خداروشکر مدتی ست که بهتر فهمیدم که دقیق باید از کجا شروع کنم و چجور با نظم و برنامه ریزی ادامه بدم‌ و برم جلو و عجله هم اصلا نداشته باشم،

    جالبه وقتی درک‌کنی که چگونه باید با اساس حرکت کنی رو خودت کار کنی و اولویت بندی کنی اونموقع خیلی بهتر درک میکنی که هر آموزه و. آگاهی در هر دوره و فایل و کامنت در اینجا با اون کارهایی که داری در عملکرد زندگیت انجام میدی در وجود و ذهنت یکی ست دیگه نمیگی ای بابا من چجوری باید ادامه بدم و ترتیب بندی کنم که هم به کارهای موردنظرم برسم هم بتونم وقت بذارم برا استفاده کردن از آگاهی های مربوطه،،

    بلکه این احساس رو داری که همشون یکی هستن مانند برنامه های تمرین ورزشی یا برنامه غذایی و هرچیز دیگه ،،

    مثلا من دارم درحال حاضر با انجام برنامه تمرینی که دارم تو رشته کاریم با استفاده از جلسه ششم قدم اول هدفگذاری کردم یکماهه البته با کمک ستاره قطبی و چندتا دیگه از بقیه فایل ها اما با جلسه ششم دارم میرم جلو و عمل میکنم که مدت یکماه رو نتیجه بگیرم بعد دوباره بازه زمانی 20 روز یا یکماه برا خودم هدفگذاری کنم تا بتونم تمرکزی و لیزری نتیجه کسب کنم و اینگونه تکامل خودمو کسب کنم

    خلاصه این فایل بحث اصلی برا من همین نکته بود که استاد شما خوب و واضح و شفاف میگی که باورسازی ثروت به این معنا نیست که ما هیچ عرزه و غلطی نکنیم و مهارت خاصی کسب نکنیم در یه کلام ارزش خاصی نداشته باشیم بعد بگیم خب من باور میکنم یا باور میسازم که ثروت و درآمد کسب کنم

    ثروت حتما میتونه وارد زندگی هرکسی بشه اما خب شرط های لازم خودش رو هم داره و باید در این جهان یه ارزشی ایجاد کنی تا ثروت هم وارد زندگیت بشه وگرنه هیچ پس لطفا بشینیم ببینیم تو شخصیت و کار خودمون چه نقاط ضعف و چه نقاط قوتی هست که با حل کردنشون بتونیم درآمد و تغییرات هم در خودمون و زندگیمون خلق کنیم

    استاد بازم یه دری از آگاهی برام باز شد و یسری موارد بهتر برام جا افتاد که شفاف ،واضح،مشخص،رک،صادقانه،عاقلانه،عاشقانه و با زبان عامیانه گفتی 😄😄😄🥰🥰🥰🤗🤗🤗

    اما باید اول بتونیم خودمونو بپذیریم و ببینیم چه موضوعاتی رو باید حل کنیم همینجور کورکورانه حرکت نکنیم

    مثلا خود من اگه آموزه های این سایت ارزشی نداشتن یا استاد مهارت و تخصص کافی در این زمینه نداشت امکان نداشت که اینجا هم بمونم پس یسری ارزش ها هست که الان خیلی هامون اینجاییم

    و همچنین من خودم تو کار موردعلاقم که شغل اصلیم هست همیشه دارم تمام تلاش خودمو میکنم که هرروز بهتر و عالی تر و حرفه ای تر بشم هرروز بفکر مهارت و کیفیت بالاتر تو کار خودم هستم چونکه همیشه تو هرکاری که انجام میدادم و همچنین الان بیشتر میخواهم اول خودم ازش لذت ببرم و راضی باشم بعد به دیگران هم بفروشم،

    به امید هرروز درک و آگاهی نتایج بیشتر و بیشتر آرزومندم برا همتون

    استاد واقعا مثل همیشه ازتون ممنونم و شما مریم بانوی عزیز و بقیه دوستانم.🤗🤗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      –– –• •••• گفته:
      مدت عضویت: 1568 روز

      درود و خداقوت جناب طبسی نژاد ، کامنت بسیار ارزشمندی بود ، خدا رو شاکرم که نعمت خواندن این کامنت رو بهم داد. یه قسمتی از کامنت فرموده بودین «تا مدتها همینجور سردرگم بودم و حتی نحوه استفاده از آگاهی هارو هم درست نمیتونستم انجام بدم فقط خودمو خسته میکردم» به نظرم میاد ، این قسمت از فعالیت شما مثل ریشه زدن یه گیاه بوده، و لازم بوده انجام بشه . اگه از همون ابتدا همه چیز پرفکت و منظم بود شاید اینقدر قوی نمی شدین . لا به لای اون سردرگمی ها شما خودتون رو شناختین و به همه سر درگمی ها غلبه کردین و الان اون درخت تنومند دانش و آگاهی شکل گرفته. یاد صحبت پروفسور سمیعی افتادم که می‌گفت اگه به زمان جوانی برگردم اشتباهات گذشته ام رو تکرار نمیکنم ، ولی اگر اشتباهات گذشته ام نبود این تجربه و دانش امروزم رو نداشتم . ببخشید من فقط نظر شخصیم رو گفتم . امیدوارم همیشه سلامت باشید و کامنتم باعث رنجش خاطر تون نشده باشه.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        سجاد طبسی نژاد گفته:
        مدت عضویت: 3132 روز

        سلام به دوست عزیزم Maverick ممنون لطف داری منم خدارو شکر میکنم از اینکه دوستانی مانند شما دارم که باعث رشد و انگیزه دادن به منه امیدوارم همیشه بهترینها و عالی ترین ها در زندگی در انتظارت باشه

        آره واقعا همین سردرگمی ها باعث میشه که آدم بیشتر قدر اون مسیر درست و ارزشمندی رو پیدا کرده بدونه و درک اینو داشته باشه که تفاوت قائل بشه بین هرچیزی و بدونه که واقعا هرنعمتی،هر هدایتی که خداوند براش آورده واقعا چقدر ارزشمنده و خداروشکر میکنم که حداقل برا دیگران هم کمک کننده باشم چونکه همونطور کامنتهای خیلی از دوستان برام باارزش و کمک کننده ست

        امیدوارم که هرجا هستی فقط زیبایی ها و آگاهی های ناب رو دریافت و تجربه کنی.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    رسول بنادری گفته:
    مدت عضویت: 1722 روز

    مثه وقتی سر کلاس با مسئله ای مواجه شدی از بچه های کلاس میپرسی و جوابو بهت میگن ولی تو شک داری جواب درست این باشه! و دوباره جواب رو از دبیر میپرسی وقتی دبیر جوابتو بهت میگه دیگه خیالت راحت میشه

    چون قبول داری ک بیشتر از تو میفهمه و حتی بیشتر از همکلاسیات

    منم باید چنین باوری رو در خودم ایجاد کنم

    یه خدایی هست ک جواب همه ی سوالات منو بلده

    خیر و شر منو بهم الهام میکنه

    نیرویی رو باور کنم ک برگی بدون اجازه ی اون روی زمین نمیوفته

    نیرویی ک جهان رو با همه پیچیدگیش خلق کرده

    مالک دنیا و اخرته

    مثه این میمونه که توی هزارتویی باشی خدا از اون بالا نگاه کنه بگه رسول تو اگه از سمت چپ بری راحت تر به مسیرت میرسی یا میگه از اونجا نرو اگه از اون ور نرو یا میگه یا میگه این مسیر سریع ترین راه.، باور داری ک یکی ب ای هزار تویه اشراف داره ک راهنماییت میکنه

    و این سیستم اینقدر دقیقه هرکی توی مدارش باشه و باور داشته باشه ک لایق هم صحبتی با خدا هست و خدا فقط خیرش رومیخواد و راه درست رو نشونش میده

    دیگه وقتی چنین نیرویی رو باور کنی

    میشی عباسمنش ک توی یه ماه توی ۳۰/۴۰ تا کلاس کنفراس میداد چون باور داشت ک خدا گفته این کار رو بکن

    بهش گفته میشه ک فلان فایل رو الان باید ضبط کنی، نمیگه من فعلا اطلاعات کافی در مورد این موضوع ندارم با رفتن ایمانش رو نشون میده و بهش گفته میشه و بعضی موقعه ها هم میگه که من این حرف ها رو نمیزنم من بلد نیستم اینا رو بگم خدا این حرف ها رو ب زبونم میاره

    اگه باور کنی میشی ابرهیم وقتی میگفت ستاره، ماه، خورشید خدای منن وقتیم غروب کردن گفت غروب کنندگان نمیتونن خدا باشن و گفت خدا اگه منو هدایت نکنی قطعا من از گمراهان میشم و هدایت شد

    قبول کرد ک یه نیرویی وجود داره ک بیشتر از اون میدونه

    میشی مادر حضرت موسی ک وقتی بهش گفته شد ک بچه شیر خوارشو بذاره تو رود نیل گفت باشه، نگفت من بیشتر از چیزی ک بهم گفته میشه بلدم و بچه رو توی بیابونی قایم میکنم، نیرویی رو قبول داشت ک خیر اون رو میخواست

    میشی موسی وقتی یکی رو کشت ب بیابون فرار کرد و گفت: خدا من محتاجم از هر خیری ک از تو ب من برسه ، نیرویی رو قبول داشت ک قدرتش از قدرت مردم بیشتره

    استاد و خانم شایسته عزیز

    خدا جفتتون رو حفظ کنه، جفتتونو

    دوستون دارم در پناه الله یکتا شاد،ثروتمند و سالم باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  5. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1201 روز

    سلام به استادبی نظیرم ومریم زیبارو

    ودوستانِ عالیم

    خدایاشکرت بابت لحظه به لحظه های زیبایی که بابودن هرنفس کنارت، در آلبوم زندگیم به یادگارمی گذاری ومن طعم خوشبختی راباتمام وجودم احساس می کنم .

    حکم دنیاهرچه که می خواهدباشد، خدایاتوبرای تمام دلخوشی هایم لازمی…..

    استادجان چقدر تصورزیبایی ازجنگل درذهنمان تداعی می کنیدوخداوندی که همه جوره براین فضااحاطه دارد و توجه مراجلب می کندکه زندگی خودرابسان این جنگل دیده که هرروزبایدباالهامات وایده هاوباور ایمان وتوکل به جلوبروم وتمام سعی ام این باشدکه هرلحظه خودرابه خداوند سپرده تابه سرمنزل مقصودبرسم واین زمانی برای من به یک باورعمیق تبدیل شدکه ذهنم رافقط به دیدن اینکه هراتفاقی درزندگیم رخ دهدطبیعی وخیراست چون خدایی درقلبم نهادینه کردم که بااعتمادکامل درک کردم اودرهرموردی صلاح وخیرمرامی خواهد،کافیست به هدایت هایش ایمان آورده ودرعمل ثابت کنم واین باعث شدصبور شده وهیچ نگرانی ودلواپسی نداشته باشم ونتایج،پاداش هایی بودکه دریافت می کردم، پاداش هایی چون داشتن احساس وحال عالی وآرامش وبه طبع شرایط وامکانات عالی برای رشدوپیشرفت درکسب وکاروزندگی وهمه آنچه که نیازبود وباتوجه به شرایط، باید باباورقانون تکامل آن را می پذیرفتم ومنتظرکارگردان زندگیم خدایم که چه پِلن زیبایی برایم چیده ،باشم و بعدنشانه هارادرک کرده وباعشق به الهامات گوش فراداده وحرکت می کردم، ،دیگرذهنم درتصرف خداوندبودومن فقط یادمی گرفتم بااحساس عالی زندگی را ادامه دهم وبعدمعجزاتی که درقالب هرچیزی توسط خداوندهویدامی شدند.

    من دراین مدت، همه اتفاقات زندگیم درهمان مسیرسرسبزوالهی به جلورفت چون باهدایت خداوندبه استادم وصل شدم ،باایشان قدم برداشتم،آموختم وباتمام وجودم همه چیزراباورکردم…..

    باهرروزبودن من تشنه ترمی شدم وخون جدیددررگهایم به جریان افتاده بود،من داشتم پاک می شدم ازهرگونه باورهای گذشته،ذهنم داشت بازوپاک می شدو دیگرتمرکزش روی زیباییهاوخدای این زیباییهامعطوف بود، من ازخودشناسی به خداشناسی واقعی رسیدم وباوربه اینکه خداوندحواسش به همه چیزهست ودرذهن آرام وپاک خودرانمایان می کندوباتوصحبت کرده ودستانت رامی گیردومسیردرست رابه تونشان می دهدچون تودیگردرمسیرراست گام هایت رامی گذاری خداوندبه جلومی رود وتمام مسیرراازبر است وتوفقط باالهاماتش ونشانه هایی که به توهمه چیزرانشان می دهدباهمان قدرت ایمان وتوکل به جلومی روی وجززیبایی چیزی نمی بینی وبعدسجده شکرگذاشته ودرهرنفس شاکربودن وسپاسگزاربودن رانفس می کشی ونفس هایت عطرخداوندرامی گیرد،خدایابابت وجودهرلحظه ات کنارم بی نهایت شاکروسپاسگزارم.

    درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی بدرخشید، دوستتون دارم.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  6. -
    سودا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2254 روز

    به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه وبه صورت کاملا طبیعی و بدیهی

    سلام به استاد و مریم عزیزم

    تحسین میکنم در ابتدا اندام فوق‌العادتون رو پوست شفاف و زیباتون رو که چهرتون رو زیباتر کرده و البته سلامتی و انرژی فوق‌العاده ای رو که دارید تحسین میکنم این تراک فورد رو که چقدر برازندتونه و کاملا راحتی صندلیهای ماشین رو از تو تصاویر هم میشه حس کرد و تحسین میکنم اینهمه سرسبزی درختهای کنار جاده رو و هوای بهاری که میشد از پوشش زیبای شما لطافت هوا رو درک کرد

    بیست و دو قسمت فایل مصاحبه با استاد که رو سایت هست فوق‌العاده زیباست و چقدر سوالهای و جوابهای عالی در اون فایلها هست که بااارها دیدمش و هر بار آگاهی جدیدی رو با بالاتر رفتن مدارم درک میکنم و حالا ادامه این فایلها که استاد با توکل به خدا به جوابهای عالی هدایت شدند

    دوره قانون سلامتی برای چه افرادی مناسب هست؟ توضیحات کاملی رو استاد جان در این چهار فایل معرفی دوره قانون سلامتی دادید که به صورت فایل هدیه رو سایت هست و توضیحاتی که در متن دوره قانون سلامتی نوشته شده کامل و دقیق هست و دسترسی به این فایلهای هدیه خیلی راحت هست از نظر من که این دوره برای همه افراد لازم هست چون هم به شناخت کامل سیستم بدن و نحوه سازوکار بدن می رسیم و هم این دوره یه سبک تغذیه ای درست رو برای تمام عمر معرفی میکنه که هم سلامتی و هم انرژی جسمانی هم زیبایی اندام و هم طول عمر بیشتر توأم با سلامتی رو به همراه داره و من عااااشق این دوره ارزشمندم که جزو خواسته هام هرروز می نویسم و از خداوند خواستم که این دوره ارزشمند قانون سلامتی رو در بهترین زمان برام تهیه کنه

    چرا هرچقدر رو دوره عزت نفس کار میکنم.بعد از یه مدت به حالت قبلی برمیگردم؟ کار کردن رو عزت نفس باید جزو برنامه همیشگیمون باشه چون عزت نفس با هر بار شکست یا نرسیدن به اهداف ،مشاجره ،تحقیر، با یادآوری خاطرات بد، با شنیدن یه سری نظرات بد در موردمون،بت کردن افراد و……. میتونه متزلزل بشه اعتماد به نفس رو یه موج سینوسی به صورت شناور هست و هیچ وقت تو این زمینه خیلی عالی نمیشیم بلکه با هربار کار کردن می تونیم بهتر بشیم و باید همیشه رو این دوره کار کنیم و کار کردن رو یه سری موضوعات مرتبط با این دوره میتونه تو روند بهبود عزت نفس کمک کنه از جمله ۱ بالا بردن مهارتها در زمینه کار مورد علاقمون ۲ پیشرفت‌های گذشته رو همیشه یادآوری کنیم و تو دفترمون بنویسیم این خیلی کمک میکنه توانایهامون رو به یاد بیاریم و این موضوع به بالاتر رفتن عزت نفس کمک میکنه ۳_ دوره ارزشمند عشق و مودت کار کردن روی روابط کمک میکنه ما در روابط با دوستان ،همکاران ،خانواده ، همسر روابط بهتری رو تجربه کنیم که میتونه این روابط بهتر به بالاتر رفتن عزت نفس هم کمک کنه . اگر همه موفقیتهای فردی رو در یک کفه ترازو بزاریم و در کفه دیگه ترازو عزت نفس رو بزاریم کفه عزت نفس به مراتب سنگینتر هست و این جمله نشون میده چقدر کار کردن رو این دوره بالابردن عزت نفس و خودباوری و باور لیاقت و….. به موفقیتهای بیشتر منجر میشه

    در دوره قانون سلامتی برای ساختن اندام متناسب و فوق‌العاده نیاز به ورزش و بدنسازی هست ؟ استاد از تضادی که با باشگاه رفتن در سن هفده سالگی داشتید و انجام اون حرکات سنگین بدون رعایت قانون تکامل ایجاد کرد شما رو از ورزش سخت تو باشگاه فراری کرد و در حال حاضر با شناخت قانون عضله سازی و هورمونهای بدن با کمترین تایم ورزش حرکات ساده کششی و شنا رفتن رو زمین و وزنه زدن در بیست دقیقه هر دور روز یکبار این عضلات زیبا رو ساختید چربی های اضافه حذف شده خوردن یک وعده غذایی مناسب و مورد نیاز بدن در روز بدون هیچ میان وعده ای خیلی راحت و ساده ولذت بخش و طبیعی به این اندام زیبا و متناسب رسیدید و البته این روند ادامه داره و بهتر بهتر هم می شید برخلاف آنچه که ما در مورد عضله سازی شنیده بودید که چه مراحل سختی رو با ورزش سنگین و وعده های متعدد غذایی باید ایجاد میشد این دوره ارزشمند برامون به راحتی نتایج عالی رو میاره و همون جور که مریم جانم هم با تجربه هایی که در گذشته با ورزش کردن طی شش، هفت سال نتونستند به عضله دلخواهشون برسند اما با این دوره با ورزش کمتر و البته با تغذیه مناسب عضلات دلخواهشون که همیشه آرزوشون بود به ساده گی همراه با قدرت بدنی مناسب و اندام مناسب رسیدند بازم مجددا این اندام زیبا و متناسب و فوق‌العاده و سلامتی و انرژی فوق‌العاده تون رو تحسین میکنم

    خداوند به شکل اتفاقات خوب وارد زندگی میشود آیا به شکل اتفاقات بد هم وارد زندگی می شود؟ خداوند به شکل اتفاقات خوب یا بد وارد زندگی ما نمیشه ما با نگاه خودمون به اتفاقات برچسب خوب یا بد میزنیم

    آیه ۲۱۶ سوره بقره : کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

    حکم جهاد بر شما مقرّر گردید و حال آنکه بر شما ناگوار و مکروه است، لکن چه بسیار شود که چیزی را مکروه شمارید ولی به حقیقت خیر و صلاح شما در آن بوده، و چه بسیار شود چیزی را دوست دارید و در واقع شرّ و فساد شما در آن است، و خدا (به مصالح امور) داناست و شما نادانید.

    تو تصویر بزرگتر وقتی به روند اتفاقاتی که تو زندگی میافته و نتایجی که ایجاد میکنه میتونیم متوجه بشیم در چه مداری هستیم چه باورهایی داریم؟ کانون توجه ما به چه چیزی هست؟ چه افکاری داریم که این اتفاقات با نتایجی متفاوت خوب و یا بد رو تجربه میکنیم اگر به درک درستی از شناخت سیستم این جهان هستی برسیم که استاد در کتاب ارزشمند چگونه فکر خدا رو بخوانیم خیلی عالی در مورد این سیستم هوشمند توضیح دادند که چطوری همه اتفاقات زندگی ما همون جور که بارها در قرآن گفته شده بما قدمت ایدیهم ،بما کانوا یعلمون ،بما کسبت ایدیهم هست و خداوند به کسی ظلم نمی کنه کسی که فرکانس غالبش عصبانیت ،خشم ،ترس و غم و نگرانی هست که به خاطر باورهای محدود کننده و نادرستش و کنترل نکردن ورودیهای ذهنش هست اتفاقات بد رو تجربه میکنه کسی که فرکانس غالبش امید و توکل و اعتماد به خداوند هست احساس خوبی رو با باورهای قدرتمند کننده داره و ورودیهای ذهنش رو کنترل میکنه از ناخواسته ها اعراض میکنه بی توجهی میکنه به نکات مثبت هر موضوعی توجه میکنه اتفاقات خوب رو تجربه میکنه در اتفاقات به ظاهر بد با تغییر زاویه دیدش با کنترل ذهن و حفظ آرامش و توجه نکردن به صحبتهای منفی میشه از اون اتفاق به ظاهر بد با طی کردن روندش نهایتا به اتفاقات فوق‌العاده رسیدید

    استاد و مریم جانم عاااااشقتونم خدایا عاشقتم که عاشقمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  7. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1879 روز

    سلام به استادعباسمنش عزیزومریم عزیزم وهمه ی دوستانم😍😍

    بازهم تشکر فراوان بابت فایلهای عالیتون😘

    میخواستم تجربه خودم رو در مورد عمل به ایده های الهامی بگم…

    سالها پیش که من باخدا میونه ی خوبی نداشتم طوریکه همش رابطمون تو گله وشکایت میگذشت، من اصلا نمی تونستم درک کنم خدایی که منوآورده بود تواین دنیا که همش سختی بکشم وعذاب ببینم تازه بعدشم قرار بود بعد مرگم برم اون دنیا توی برزخ وجهنم عذاب بکشم، چطور می تونه همیچین خدایی منوهدایت وکمکم کنه …چه برسه به اینکه بهم الهام کنه چیزیو…

    خب من وقتی به لطف الله تونستم به سمت برنامه های خودشناسی وخداشناسی برم سالها قبل، دیدم ونظرم در مورد خداوند تغییر کرد، یه جورایی آگاه شدم به اینکه بعضی از اتفاقات زندگیمو خودم رقم زدم، اما باز دیوار حاشام بلند بود وخیلی جا باخدا سرجنگ داشتم اصلا رابطمون از روی عشق وصمیمیت پیش نمیرفت ☹

    انگاری حالا بعداون سالها رابطه ای که از روی ترس واجبار وقهر وغضب بود تبدیل شده بود به یه رابطه دو طرفه خیلی معمولی🙂🙂

    طوریکه هرجا دلم میخواست ومجبور بودم بهش توکل میکردم ناچار میشدم تسلیم میشدم، یعنی اول راهها ومسیرهای خودم رو می رفتم میگفتم اول من با دانشم پیش میبرم اگه نشد مجبورشدم بعد کمک میخوام ازش…

    همینطور این رابطه سالها ادامه داشت…

    طوریکه به جایی رسیدم که گفتم خدایا خودتو بهم بشناسون، خدایا هدایتم کن که هر لحظه تسلیم تو باشم، بهت اعتماد کامل داشته باشم ونترسم وتسلیم محض باشم…

    من هی میگفتم و هی باز راه خودم رو میرفتم از داشته ها وبدست اورده ها مغرور وسرخوش واز نداده ونداشته ها دلگیرو ناراضی…

    تا اینکه لطف خدا شامل حالم شد وباشما استادعزیزم آشناشدم، بماند که بارها کل فایلهای با ارزشتون وسبک شخصیتون رو مرور کردم وسعی کردم الگوبردای کنم وتوزندگیم پیاده کنم، اما براستی که بخش های قرآنی خصوصا ظلم به خود از دیدگاه قرآن(خداوند) منو ۱۸۰ درجه تغییر داد..

    من قبلا به واسطه نیمچه مذهبی بودن خودم وخانوادم سالی چندبار ختم قرآن برمیداشتم دعاها وحدیث ها و …بماند …

    مثل کورها وکرها…!!!

    می خوندم اما نمی دیدم، گوش میکردم اما نمی شنیدم…

    نه که نخوام ، نه ، چون چشم بصیرت نداشتم، چون درک درست از خداوند نداشتم، چون خدامو نمی شناختم، چون دوستش نبودم، چون خدامو دور میدیم ، وهمش فکر میکردم یعنی باور داشتم من کی هستم که خدا بخواد با من دمخور بشه، من پراز گناهم، خدا فقط با پیامبران در ارتباط بوده…من کجا و پیامبران و بنده های باتقواش کجا….

    وقتی من خدایی رو که شما بهم معرفی کردید وقرآنی رو که منو باهاش انس والفت دادید شناختم، دریچه ای از آرامش وعشق و مهربانی، وقدرت وعظمت وسعادت به روم بازشد😍😍😍

    من هی معنی آیه های قرآن رو خوندم وهی آگاهتر شدم، دیدم واقعا خداوند چیز زیادی از بنده هاش نخواسته، تسلیم بودن یعنی همون دین اسلام، داره بهم میگه مینا تو بی صاحب نیستی، خدایی هست که حاکم جهان وجهانیانه، تورو کامل آفریده، وهمه چیز در اختیارت گذاشته، از قبل تولدت فطرتت رو که پاکی هست در وجودت به عنوان ذات انسانیت قرار داده، خیر وشر رو بهت شناسونده،پس دیگه مشکل چیه؟!! اصلا مشکلت با خدات چیه؟!!!

    هی قرآنو خوندم ودر خودم فرو رفتم وجشم دلم بازتر شد وقلبم گشوده شد، آگاهتر شدم، وقتی توی نزدیک به هزار تا فایلی که شما توی سایتتون گذاشتید از تجربه هاتون وعملکردهاتون، وحتی کامنتهای دوستان همه وهمه،بهم کمک کرد تا خودم رو خداوند رو جهانم رو بهتربشناسم ودرک کنم…

    من قبلترها شنیده بودم که باید از خداوند بخوام که به قلبم بیاد باید صداش بزنم وهدایت بخوام، منتهی قدرت تشخیص اینو نداشتم کجا سهم منه وکجا سهم خداوند…

    ولی مدتهاست به لطف خودش حدود زیادی از سهم ونقشم رو توی کل زندگیم ودرمورد تمام موضوعات یادگرفتم وهرجا می بینم سهم من نیست اون بخش از زندگیمو با خیال راحت واگذار میکنم به خدای قدرتمند ومهربانم..

    توگذشته ها من هم خدای خودم بودم هم خدای دیگران، دیگه فرصتی نمی موند خدای واقعی رو بشناسم، خدایی که گفته بنده من اندازه توانت بهت سهم میدم نه بیشتر، خودم کنارتم فقط کافیه منو صدابزنی😍😍😍

    گذشته ی منه مینا اینجوری بود که از رو نااگاهی گند میزدم بعد میشستم گله وشکایت از خدا وزمین وزمان…..

    بعد یه کم آگاهتر شدم مشورت میگرفتم بخشی از سهمو تو مسائل زندگی انجام میدادم اما تمام تلاشم رو نمیکردم اگه خوب میشد میگفتم خودم کردم اگه بدمیشد میگفتم خدا اینطور خواسته حتما…

    یه کم که گذشت وباشما وخداوند وقرآن وخودم وجهانم آشنا شدم ویادگرفتم که خودم مسئول صد درصد تصمیمات زندگیم ومسئول کل اتفاقات زندگیم هستم،وبا قوانین جهان آفرینش بیشتر آشناشدم، همیشه اول بخدا راز ونیاز میکنم ازش هدایت میخوام وطلب کمک میکنم تمام تلاشم رو میکنم سعی میکنم خودبهترینم رو به اجرا بذارم، وبعدهرجا دیدم سهم من نیست منتظر نشانه هاش میمونم…

    اون بخش طلب هدایت و دریافت الهامات وعمل به الهامات برای من توی زندگیم شده بخش هیجان انگیز زندگیم😍😍😍

    چون واقعا آرامش رو هدیه میده حتی وقتی به ظاهر چیزی قشنگ نیست درست نیست سرجاش نیست…

    اینها همه از لطف خداست…💗💗

    به قول شما استاد عزیزم قدم اول رو که بردای قدم بعدی بهت گفته میشه، کسیکه در لحظه زندگی میکنه ودر لحظه هدایت میخواد و درلحظه سعی میکنه از اونچه که هست یا اتفاق افتاده بهترین برداشت رو به نفع خودش بکنه بی شک هرچی بعدش پیش بیاد همراهش خیر وخوشی هست..

    یه مثال بزنم، من جدیدا اینو یادگرفتم هرچیز بدی رو به نفع خودم تموم کنم…😋

    چندوقت پیش یکی از اقوام که همچین چشم دیدن منو نداره🤪 برام پیام فرستاد وگفت عکس پروفایلتو دیدم چقد چاق شدی!!!!!!

    باورتون میشه اصلا ناراحت نشدم، جوابشم ندادم،گفتم مینا توچندوقته حس بی حالی داری وانرژیت کم شده، این یه اهرم باید باشه برات یه الهام یه خواسته ی اجابت شده، برای گرفتن ودریافت انرژی 😍اولین کاری که کردم برای اولین بار توعمرم رفتم باشگاه ثبت نام کردم، سایز و وزنم رو گرفتم وشروع کردم کار کردن رو خودم…

    واز خداوند تشکر کردم بابت اینکه اون پیام رو از اون شخص دریافت کردم😍

    من چاق نبودم ونیستم، اما یادم افتاد که دوساله هیچ فعالیت بیرون از خونه ندارم ،و پیاده روی هام ونرمشهای تو خونه ام رو دارم یکی در میون انجام میدم🤪یادم افتاد

    الان ۳۹ سالمه وقدرت بدنی ام هم داره کمتر میشه، وچه عالی شد که اون بنده خدا یادم انداخت که فکر سلامتیم باشم فکر اینکه قدرت بدنیم رو افزایش بدم وقتی شرایط باشگاه رفتن رو هم دارم🙂

    خب من از اون پیام می تونستم خیلی ناراحت بشم، بگم چون طرف متاسفانه از دید کل فامیل مشکل اخلاقی داره خواسته منو ناراحت کنه بهم تیکه انداخته…

    اما من از اون شرایط به نفع خودم استفاده کردم والان یکماهه میرم باشگاه وخیلی خیلی سرحالتر وشادابترم😍

    از این مثالها زیاد دارم،چه در روابط چه مالی و…

    که انگار همه چیز ضد من بوده برعلیه من بوده در صورتیکه من ازشون به نفع خودم استفاده کردم ودقیقا تو همون موضوع خودم رو قوی کردم و پله ی ترقی ساختم ازش…

    شکر الله مهربان که همه ی اینهارو از شاگردی شما استاد عزیزم دارم…😘😘😘💗

    اونجا که میگید خدارو با هلیکوپتر بالای سرتون که توی یه جنگل بی نشونه حس میکنید که داره هدایتتون میکنه قشنگ درک میکنم…

    حالا فکر کنید تواین جامعه پراز آدمهای منفی ونااگاه ،که دور آدمن، تا همش آدمو از مسیر اصلی دور کنند…

    مثال اون جنگل که آدم چندتا همراه هم داشته باشه که اونان که میگن من میدونم آخرش ماگم میشیم آخرش حیونها مارو میخورن، آخرش میفتیم رو رودخونه وغرق میشیم وهزار تا حرف منفی دیگه!!!!

    اما اونکه اعتقاد داره اعتماد داره یقین داره میگه اونکه اون بالاست اومده برای نجات هرطرف بگه من میرم ومیدونم راه هرچقدر هم پر پیچ وخم ،اما منو به رهایی به نور به آزادی …به خواسته ام میرسونه😍😍😍

    من شکر الله مهربان یادگرفتم که هرچی که بهم حس آرامش میده حس خوبی میده واز ته قلبم میاد الهام خداوندهست وباید اجراش کنم، وهرچیزیکه توش ترس هست اخرش نامشخصه اصولی نیست توش خیر من ودیگری نیست، حتی اگه با رنگ ولعابهای دل فریبانه باشه اجراش نمی کنم چون میدونم ذهنم(شیطان) داره اینهارو برام جذاب میکنه تا فریبم بده تا اشتباه کنم…

    اینکه آدم بره تو دل ترسهای بیخود والکیش عالیه، اما ترس ودلشوره هایی که گاهی میاد سراغ آدم وآدم میدونه اگه بره سمتش وانجامش بده نتیجه اش هرچی باشه آسیب زنندس ،یه ترس واقعی هست…

    کلا من معتقدم آدم باید تو همه چیز به قلبش رجوع کنه،قلب خونه ی خداست وامکان نداره دروغ بگه😍

    استاد جانم خیلی خواب می بینم که اومدید ایران ومن کنار شما ومریم جان تو سمینار وجنگل ودریا و‌.‌‌‌‌…خلاصه همه جا باشماهستم وکلی ذوق مرگم که اومدید وشمارو به همه معرفی میکنم وشماهمچنان همه جا دارید بهم درس زندگی وراستی ودرستی میدید😍😍😍

    امیددارم به لطف الله مهربان بزودی توبهترین شرایط وزمان مناسب توایران ببینمتون، مریم بانوی عزیزم میبوسمت که الگوی منی😘💗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  8. -
    اکرم مهدی گفته:
    مدت عضویت: 1517 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان عزیزم 🙂🙂

    خدارو سپاسگزارم که قسمتم کرد امروز توی پیاده روی صبح این فایل زیبا رو گوش کنم .

    و این نکته رو دوست دارم بنویسم که من قبل از اینکه قانون سلامتی رو استاد تولید کنند به دلیل یک سری بیماریهای مزمن، مشکلات جسمانی داشتم که دوموردش رو میگم یکی کمردرد و دیگری مشکلات هورمونی که خود مشکل هورمونی می تونست عامل بسیاری از بیماریهای دیگر باشد .

    ومن از خدا خواستم یک راهی را پیش روی من قرار بده که بدون مصرف داروهای شیمیایی ومراجعات مکرر به دکتر ها مشکلم رفع بشه ،شاید اگر اون زمان به کسی می گفتم به این شیوه که نوشتم میخام درمان بشم بهم می خندید ومی گفت مگه داریم یا مگه میشه 😃😃😃

    ومن یک دیدگاه که دارم نسبت به داروهای شیمیایی این هست که اگر یک درد درمان کنه عامل ایجاد بیماریهای دیگری در من خواهد شد چون این داروها با مکانیزم بدن انسان سازگار نیست .واصلا با دارو موافق نیستم.

    ویک خواسته دیگری که داشتم این بود که حاضرم چند میلیون هزینه کنم ویک مربی بدنسازی بگیرم خصوصی باهام کار کنه به صورتی که وزنم بیاد پایین ولی لاغری من بیشتر به صورت موضعی باشه نه کل بدن ……

    و وقتی استاد دوره قانون سلامتی روی سایت گذاشتند درمورد توضیح دادند حتی تاکیدشون

    روی درمان بیماریهایی مثل فشارخون وقند بود که خداروشکر من این دو بیماری نداشتم ،اما از الهام خداوند😘😘😘😘😘

    بعد از شنیدن معرفی دوره انقدر خوشحال شدم واز درون یک ندایی بهم گفت این همون چیزی که آرزوش داشتی بهش برسی برای درمان بیماریهات وتناسب اندام ،حتی در ابتدا پولش نداشتم و اعضای خانواده با خریدش باهام مخالفت کردند ولی من خرید این بسته جزوه آرزوهایم نوشتم وبعد از گذشت تقریبا دوماه بسته رو خریدم وخدارو شکر نتایج استفاده از اونو دیدم ….

    کمردرد و مشکل هورمونی رفع شد😉😉😉😉

    ووزن من ۱۰کیلو کاهش یافت و بیشتر از این میزان روهم می تونستم ولی خودم فعلا نخواستم و تناسب اندام رو تجربه کردم که تا حالا با هیچ رژیم وباشگاهی تجربه نکرده بودم 😍😍😍

    وبه یقین رسیدم که به قول استاد خداوند در هواپیما از آسمان جنگل رو نگاه می کنه وبه من که احاطه ای به شرایط و محیط دور وبرم ندارم راه رو نشون میده

    ❤❤❤❤❤❤❤

    الهی شکرت خدا بابت الهاماتی که به ما میکنی،از استاد عزیز هم بابت آگاهی هایی که می دهند بینهایت سپاسگزارم .

    دوستان گلم در پناه خداوند شاد ،سالم و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید😉😉😉

    فعلا خدانگهدار👋👋👋

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  9. -
    فاطمه خانم گل گلی گفته:
    مدت عضویت: 2691 روز

    سلام مریم جانم

    من یه تصویری از شما تو ذهنمه. تو ذهن من شما شبیه یه فرشته با دوتا بال هستین??? هرروز و هرروز دارین استفاده مارو از سایت راحت تر میکنید هرروز دارین راه بهونه های ذهن من رو میبندین. حجت دیگه داره تموم میشه به ما که دیگه نتونم بگم پول ندارم دوره هارو تهیه کنم. هرچند که با همین فایل های رایگان مخصوصا سفرنامه کلی زندگیم دگرگون شد. دارم پاشنه های آشیل و ترمز هام رو یکی یکی از اون ته تهای ذهنم میکشم بیرون. راستش بعضی موقع ها عصبیم میکنن. بعضی موقع ها خسته میشم. ولی باز این نکته میاد تو ذهنم که خودتی که خلق میکنی راه همینه. یا پشتکار داشته باش و زندگیت رو عوض کن یا برگرد به وضعیت قبلت. روزایی که رو باورهام خوب کار میکنم شبش از ذوق خابم نمیبرهخیلی این حس رو دوست دارم? خلاصه که الان که در حال نوسان و تلاش برای غلبه بر نجواهای ذهنم هستم این فایل های امکانات سایت خیلی کمکم میکنه برای غلبه بر نجواها. یجوری انگیزه میده بهم. دوباره یاد اور میشه ببین چقد رایگان داری مشاوره میگیری. در صورتی که من قبلا با اساتید دیگه کار کردم با اینکه اون هارو هم خیلی دوس دارم ولی هیچ وقت یه همچین فضایی فراهم نبود که بتونی مسائلت رو با استاد درمیون بزاری و حواب سوالت رو بگیری. ولی اینجا این سایت بخاطر این امکانات بی نظیرش من رو پایبند کرده. چون جواب تمام سوالاتم داخلش هست . خیلی جالبه که استاد از قبل جواب همه سوال های اعضارو اینطوری طراحی کرده و در اختیار همه گذاشته. الان هم که با مهربونی شما استفاده ازشون راحتر و راحتر شده. حالا فهمیدم که چرا استاد همش بهتون میگه عاشقتم من??

    ممنونم از خدای خوبم که من رو با اینجا آشنا کرد. ممنونم از شما مریم مهربون و ممنونم از استاد عزیزم. دوستتون دارم???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  10. -
    نسیم زمانی گفته:
    مدت عضویت: 1912 روز

    سلام سلام به استاد عزیزم و مریم جان نازنین

    سلام به دوستای توحیدی هم مسیر

    خداروشکر برای یه نشانه ی دیگه یه هدایت دیگه

    این فایل، «نشانه ی روز» دیروز من بود، شنبه، روز 26 از چله ی من

    که چون تو اون پارک جنگلی بودیم فقط تونستم متن مقاله ی فایل رو بخونم، نتونستم فایل رو ببینم و کامنتش رو بنویسم

    ولی کلی خدارو شکر کردم که تونستم باز یه آگاهی و یه هدایت از خدا بگیرم، ایده ی «دفترچه ی دستاوردهای من» شد درس روز بیست و ششم من

    که انشالا فردا درستش میکنم

    حالا شرح این سفر کمپینگ دو روزه هم انشالا در اولین فرصت مینویسم که چقدر زیبایی دیدیم

    درس های کلیِ این فایل:

    عزت نفس یه قرص نیست که یه بار بخوری و دیگه عزت نفست خوب بشه، همیشه باید روش کار کنی

    موفقیت مالی نیازمند اینه که شما تو یه زمینه ای حرفه ای باشی

    وقتی تو زمینه ی خاصی حرفه ای باشی، باورهات هم درست باشه اونوقت میتونی پول بسازی

    نه صرفا با باور خالی

    خدایا شکرت برای همه هدایت ها و همه نعمتهای بی شمارت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای: