مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    296MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی
    19MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

739 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1423 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    من فایل مصاحبه با استاد رو خیلی دوست دارم و همه اونها رو گوش دادم صبح که سایت رو باز کردم و فایل جدید دیدم با اشتیاق دانلودش کردم

    استاد دقیقا این سوال دیروز تو ذهنم ایجاد شده بود که از کجا بفهمیم که چیزی که ذهنمون رو مشغول میکنه و از ما می خواد اون رو انجام بدیم یا ندیم الهامه و باید بهش گوش بدیم.

    امروز صبح که فایل را دیدم و دانلود کردم وگوش دادم خیلی ذوق کردم چون هم مثالی که زده بودید که خدا علمش به همه چیز محیطه و به ما میتونه به راحتی نعمتها یا خطرات یا راه درست و نادرست رو نشون بده با مثالی که از هلیکوپتر زدید خیلی برام جالب بود متوجه شدم که گاهی اوقات راه درست ومسیر درست و نعمتهاو خطرات به ما الهام میشه ولی ما چون اهمیت نمیدیم و بیخیال از کنار اونها میگذریم نعمت را دریافت نمی کنیم یا به خطر می‌افتیم

    درسته که ما اول راهیم و ممکنه گاهی اوقات متوجه نشیم که این راهنمایی یک الهامه اما امیدوارم با کار کردن بیشتر روی خودمون بتونیم درک بهتری از الهامات الهی داشته باشیم و با عمل کردن به اونها زندگیمان را به در تمامی جوانب بهبود ببخشید از راهنمایی شما بینهایت ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    محمد حسین زارع زاده گفته:
    مدت عضویت: 1348 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستای هم فرکانسی

    من اصلا قرار نبود کامنت بزارم

    همین کامنت گذاشتنمم هدایت شدم

    من تقریبا از تابستون 1402 یعنی تقریبا یک سال پیش یواش یواش متوجه شدم که باید کارم رو عوض کنم

    و اون کاری که بهش علاقه پیدا کردم اصلا هیچ ربطی به کاری که الان میکنم نداره این کارم در زمینه مو و زیبایی هستش اون یکی مکانیکی هستش

    خوب پارسال نسبت به الان ایمانم ضعیف تر بود درکم نسبت به قانون کم تر بود کلی ترس داشتم (الان نمیگم عالیم .عالی و بی ایراد وجود نداره ولی نسبت به پارسال خیلیی بهترم ) خلاصه پارسال فکر میکردم که حالا چهارتا کلیپ دیدم جوگیر شدم میخوام برم تو این کار و… کلی از این جور گفت و گو ها داشتم تا چند ماه

    ایده ای بهم الهام شد که تکلیفم رو روشن کنم . خدا بهم گفت برو یه جا یه تایم کوتاه شاگردی کن .هدایت شدم به یه گاراژ ماشین آمریکایی فوق العاده .و دیدم چقدر اینجا با روحیاتم سازگارتره

    تصمیمم قطعی شد

    اومدم و به کل مشتری هام گفتم که من بعد از عید کار نمیکنم دیگه

    الان بعداز عید شده من ایمانم رو نشون دادم من دیگه توی این حوزه کار نمیکنم

    بعد نجوا اومد که تو الان متاهلی این تایمی که میخوای شاگرد باشی پس خرج روزمرگیت از کجا میاد

    منم گفتم هدایت میشم

    خبر رسید که خدمت سربازی شده 14 ماه

    خدا بهم گفت برو سربازی گفتم چشم

    رفتم دفترچه خدمتم رو پست کردم بعد متوجه شدم که اونایی که متاهل هستن 2 ماه کسری دارن و حقوقشون بالاتره و تو شهر خودشون میوفتن و ساعت اداری

    الان شرایط جوریه که هم من میتونم برم توی اون حوزه آموزش ببینم هم خدمتم رو تموم کنم هم حقوق دریافت کنم

    خیلی خوبه این قانون

    استاد ازتون سپاسگذارم که اینقدر خوب و عالی تدریس میکنید از خدا سپاس گذارم که هدایت شدم به سایت شما به برنامه های شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  3. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2497 روز

    قسمت ۲۳

    مصاحبه با استاد عباسمنش

    به نام خدا… من سید حسین عباسمنش هستم و سپاسگذار خداوند هستم که به من فرصت داده که با شما عزیزانم باشم 👏👏👏👏👏 استاد جان وقتی این متن کلامی شما رو دیدم و شنیدم نمیدونید چقدر خوشحال شدم چون شما در اینستا اعلام کردید که هر کسی سوالی داره میتونه با مراجعه به قسمت مصاحبه شما با استاد عباسمنش که ۲۲ قسمت داره می تونه به جواب سوالاتش برسه.. خدارو شکر

    استاد جان مدتی بود که یک دفتری تهیه کردم یعنی قبل از نوروز سال ۱۴۰۱ و یکی از اهدافم این بود که تمام فایل های هدیه شما رو رندم مثل خانم شایسته تمرکزی بروزرسانی کنم و بنویسم و نکته برداری کنم و بعدش نتایجم رو کامنت بنویسم و روزها و شب ها در این سایت ارزشمند و گرانبها

    مون غوطه ور بودم هی میرفتم قسمت سفر نامه و بعدش میرفتم سریال زندگی در بهشت و بعدش میرفتم سریال سفر به دور آمریکا و بعدش میرفتم قسمت های توجه به نکات مثبت و بعدش عقل کل و

    بعدش کامنت ها رو میخوندم ووووو و خلاصه این دفتر رو همش نگاه می کردم و میگفتم خدایااااا من از کجا دوباره شروع کنم ؟؟؟؟ چطوری تمرکز کنم ؟؟؟ چه چیزی رو بنویسم که دفتر کامل و زیبا و درست و حسابی درست کنم ؟؟؟؟ خدااایااا هدایتم کن … من میخوام ذهن مو کنترل کنم .. من می خوام یک برنامه مشخص برای کار کردن روی خودم و افکارم داشته باشم … من می خوام هر روز در مسیر باور سازی های مناسب در این سایت داشته باشم.. استاد جان من میدونم که هر سمت و سویی میرفتم و فایل ها رو نگاه می کردم هر قسمتش پر محتواتر از هر قسمت دیگه ای بود ولی دوست داشتم بر یک قسمت از این فایل ها مثل خانم شایسته تمرکز لیزری داشته باشم و نکته ها رو بنویسم و برای هر نکته ای که استخراج می کردم نتیجه گیری کنم خلاصه با هدایت های الهی پاسخ از راه رسید و همینجوری که فهمیدم شما توی اینستا ویدیو گذاشتید یهو شما به من مسیر رو نشون دادید و هدایت

    شدم 💃💃🤩🤩🤩 و رفتم توی لپتابم فایل هایی که از چند سال پیش که در تلگرامتون ارسال کرده بودید رو قشنگ هم فولدر بندی کرده بودم رو نگاه کردم و اولین قسمت مصاحبه شما با استاد عباسمنش رو با اون بز بزی ها و آهویی عزیز رو نگاه کردم و خدارو شکر شروع کردم به نگاه کردن و مطالب اون قسمت رو نوشتم و انگار اینبار یک جور دیگه ای به این قسمت نگاه می کردم.. استاد جان نمی دونید که بجای اینکه نکته برداری کنم واو به واو حرف های شما رو نوشتم تازه برای هر پاراگراف و یا موضوع خاصی که صحبت می کردید نتیجه گیری هامو هم می نوشتم و بعد از تمام اینها توی سایت کامنت نوشتم و دیدم که من از صبح تا شب فقط روی همون قسمت اول مصاحبه دارم کار می کنم و هی تحسین تون کردم و هی می گفتم چرا قبلانا اینقدر به اون پرادایس و درختان و دریاچه و ماهی ها و اون آب و هوای بینطیر پرادایس توجه چندانی نداشتم ( البته منظور همون سه چهار پیش هستش ) البته سریال زندگی در بهشت شیوه ی زندگی منو تغییر داد ولی انگار باید یک فلش بگ به عقب میزدم و بخودم یادآوری میکردم خاطرات خوبی که با این قسمت ها در آن روزهای پرتنشم داشتم که شما دقیقا در این قسمت ۲۳ به این نکته اشاره کردید اینکه گفتید در بحث عزت نفس و اعتماد بنفس مون به خاطرات خوب

    گذشته بیشتر توجه کنید و واقعا امروز چقدر این موضوعاتی که بیان کردید همبستگی خاصی با اون مصاحبه ها داشت که من تازه قسمت اول رو شروع کردم که اون فایل ها رو عمیق درک کنم و از خانم شایسته ی عزیزم هم نهایت تشکر و قدردانی رو دارم که اون فایل ها رو بروز رسانی کردن و در ضمن بعد از نوشتن کامنت یادم افتاد که باید عرض سلام می کردم و بخاطر اینکه در قسمت ۲۳ مصاحبه با استاد عباسمنش حضور داشتید تبریک بگم و تشکر ویژه ای از شما دارم 🙋‍♀️🙋‍♀️🙋‍♀️💐💐💐💐🙏🙏🙏🤩

    خانم شایسته جان فقط یک سوالی از شما داشتم ؟؟؟

    اینکه در تلگرام استاد قبلا دومین قسمت از فایل مصاحبه ( شما ) با استاد عباسمنش یک مصاحبه ای بود که استاد در دو نقش پرسش و پاسخ صحبت می کردند و کلا بیوگرافی استاد و نحوه ی تغییرات ایشون رو در اون قسمت دیدم و خیلی خیلی برام جالبتر شده بود ( چون قبلانا بارها این قسمت رو دیده بودم ) و من اون قسمت رو کلی بازنویسی کردم و مطلب نوشتم و نکته برداری کردم به خیال اینکه قسمت دوم این مصاحبه هست ولی وقتی خواستم کامنت بنویسم دیدم در بروز رسانی این قسمت حذف شده..

    در اینجا بطور لیست وار مطالب این قسمت رو می نویسم ولی در دفترم کامل نوشتم 🤩

    اینکه .. استاد در شروع این قسمت از خداوند کمک خواستن که کمک شون کنه تا بتوانند پاسخ خوبی به این

    سوال ها بدهند

    نتیجه .. در شروع هر کاری اول از همه از خداوند کمک بخواهیم و همان هدایت الهی رو پیروی کنیم

    ۲… در مورد دوره قانون سلامتی صحبت شد که باز اینجا جا داره که برای این دوره ی بینظیر به شما و خانم شایسته جان تبریک بگم و تحسین تون کنم و به کمک خداوند هر وقت در مدارش هدایت شدم جزو لیست خریدم قرار داده شده و برای سلامتی جسم و جان و روح و روان در همه ی ابعاد باید عضله سازی کنیم و ماهیچه های عضله ذهن و باورها و افکارمون رو هم باید قوی کنیم

    ۳…. عزت نفس چیزی است که باید همیشه روی خودمون کار کنیم ..

    استاد جان دقیقا همین هفته ی پیش در مسیر یک چالشی قرار گرفتم که اگر با مباحث عزت نفس و احساس ارزشمندی شما آشنا نشده بودم حتما نجواهای نفسانی شیطانی بر من غلبه می کرد و باز دچار اشتباهات گذشته و چه بسا بدتر هم گرفتار می شدم و همش پیشنهاد های وسوسه انگیزی بهم میشد…

    یک مقدار کمی از این چالش رو برای دوستان اینجا مطرح میکنم..

    مسعله بظاهر خیلی عالی بود و البته نتیجه اش برای من خیلی عالیتر بود چون فهمیدم که نباید به کمتر از بهترین قانع بشم … دوما من برای هر خواسته ام لیست دارم و در دفتر اهدافم نوشتم.و باید قدرت خلق

    خواسته ام رو داشته باشم . و این احساس لیاقت و ارزشمندی رو در خودم تقویت کنم و مدام به احساس ارزشمندی بیشتری هدایت شوم

    داستان 👇👇👇👇

    خواستگاری داشتم دارای شرایط فوق العاده ایده عال .. سیتی زن آمریکا.. دکتر گیاه شناس… فوق العاده پولدار و با سخاوتمند و مهربان و مودب و با شخصیت و با اصالت و منو به راحتی می تونستند ببرند لوس آنجلس .. و یا اگر مایل باشم شش ماه اینور و شش ماه انور .. خلاصه بیشتر شرایط خواسته های منو داشتند که مهمترینش مهاجرت به آمریکا بود که آرزوی همیشگی ام هست و پول و ثروت هم که فوق العاده عالی بود و حتی

    برای میزبانی من و همراهان مو به یک هتل زیبا دعوت کردند بصرف عصرونه وشام ( ماه رمضان) به اصطلاع افطاری 💐 یعنی یک ظاهر فوق العاده زیبا … ولی ایشون شانزده سال از من بزرگتر بودند ( البته همسر من به رحمت خدا رفتند که اغلب دوستان سرگذشت منو میدونند ) در صورتی که اون واسطه ای که ایشونو به من معرفی کردند گفتند پنج شش سال از من بزرگتر هستند و برای من واقعا مسعله ی مهمی بود.. و یک موضوع دیگه اینکه بهم گفته بودند ایشون تا بحال ازدواج نکردند در صورتی که دو بار ازدواج نا موفق داشتند و از هر کدام از همسرشون یک فرزند پسر و از دومی یک دختر داشتند… حالا اصلا برام ازداوج های قبلی شون و فرزندانش مهم نبود فقط اینکه چرا برای این دو مسعله ایشون واقعیت امر رو به من نگفته بودند ؟؟؟ و نگران و ناراحت شدم .. و اون شخص واسطه آگاهانه و یا نا آگاهانه واقعیت رو به من نگفته بود ولی شکر خدا بعد از اینکه فهمیدم خودم رو بچالش کشیدم و از خداوند هدایت الهی طلبیدم و چون اطرافیان همش بهم میگفتن .. خب چه اشکالی داره تو خودت هم سن و سالی

    ازت گذشته …. یا حتی خواهرم گفت .. خدا که همه چی رو با هم به آدم نمیده ( باورهای نامناسب ) و یا می گفتند حُسن هاش خیلی بیشتره و خلاصه با باورهای نامناسب شون منو محاصره کرده بودند و منم می گفتم .. اگر ازدواج و یا هر رابطه ای بر اساس عشق و محبت و تفاهم یا هم فرکانس نباشه از نظر من ارزشی نداره … درسته پول و ثروت برام خیلی مهمه ولی اولویت اول من چیزهای دیگه است… خلاصه استاد جان با کنترل ذهن و باور فراوانی امروز جواب این خواستگاری رو رد کردم.. و بقول شما اتفاقات مثبت و یا منفی روند زندگی مون بر می گرده به باورها مون و من مطمعن هستم که یک باور نامناسبی اون تهه تهه ی افکارم وجود داشت که چنین تجربه ای رو داشتم و از موضوعات منفی هم اعراض کردم .. و بنظر خودم همسر خوب فراتر از حد تصور م با ایده ها و معیارهای من در این جهان فراوانع و الگوهای زیادی رو

    می شناسم که باور پذیر هستش و مطمعن هستم که خیلی خیلی بهترش هم برای من وجود داره و دارم روی باورهای این تضادم

    کار می کنم ..

    و من همه ی کارهایم رو بخدا سپردم و رها کردم مثل قسمت اول مصاحبه با استاد عباسمنش که در مورد تنظیم کار و امورات بعبعی ها از خداوند خواستتد که خودش کارهای مربوط به حیوانات پرادایس رو هندل کنه منم همه کارهامو برای هندل کردن به خداوند سپردم و برای تمام موهبت های الهی ام که در مسیر و روند زندگی ام هدایتم میکند ممنون و سپاسگذارم

    ممنون وسپاس که به این کامنت طولانی من توجه کردید و حوصله بخرج دادید و خواندید و از همه ی دوستان عزیزم در این قسمت از سایت که احساس امنیت رو دارم تشکر و قدردانی می کنم 💐💐💐🙋‍♀️🙏🙏🙏🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    علی کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 1939 روز

    سلاااااام به روی ماهتون 😍❤️😘

    به به ای جانم چه روز قشنگی😍

    چه جاده قشنگی😍

    چه ماشین قشنگی 😍

    چه خانم و ٱقای قشنگی😍❤️

    عاشقتونم من که همیشه بزرگ فکر می‌کنید و بزرگ نتیجه میگیرید، چقدرررر این فایل های مصاحبه با شما فوق‌العاده هستن یعنی چقدر درس و آموزش و نکته داخلشون هستن 🤤

    من با گوش دادن به چند قسمت از مصاحبه ها انگار بخشی از شخصیت شما رو شناختم، انگار روشن شد برام که شما کی هستید، چه باور هایی دارید، چجوری هستید و زندگی می‌کنید و این خیلی لذت بخش بود چون باعث شد اون اوایل اعتمادم به شما بیشتر بشه، شناختم کامل تر بشه،

    گاهی وقت ها توی این مصاحبه ها سوال ها اینقدر جذاب بودن و منم تشنه جواب بودم، با جواب شما ساعت ها توی فکر میرفتم

    رااااستی 😍چقدر فایل های داخل ماشین همیشه عالی میشه 😍من خیلی دوستشون دارم، هم مسیر کوتاه تر و لذت بخش تر میشه برای شما هم ما لذت 2 چندان می‌بریم 🤤

    استاد جانم نمیدونید چه لذتی داشت وقتی دوره سلامتی رو خریدم و به فایل اولیه اون گوش دادم، به خودم گفتم خدای من، من چه کار خوبی کردم این گنج بزرگ رو خریدم، من وقتی فایل چهارم معرفی دوره رو دیدم انگار ها تماما جواب سوال های من بود، انگار آماده شده بود برای من،توضیحاتی که توی اون فایل معرف بود باعث شد در اولین فرصت ممکن تهیه اش کنم 🤤 عاشقتونم من که اینقدر خوبید❤️❤️

    راجب عزت نفس گفتید واقعا همینجور، گاهی وقتا مثل یک موج هست گاهی ازش فول شدی و عزت نفس بالایی داری، و گاهی هم به علت اتفاقاتی عزت نفست کم میشه، که خود این ها هم تکاملی هست که اینقدر تکرار میشه تا تو قوی تر بشی هر دفعه، محکم تر بشی، و همیشه بهتر از دیروزت بشی🙃

    استاد جانم چه راه حل هایی دادید

    1_ کسب مهارت در رشته مورد علاقه و ماهر شدن در اون زمینه، ( این کار اصلا معجزه میکنه) نمیدونید چه حس خوبی، چه اعتماد به نفسی، به آدم میده و اگر هم مسیر رو درست انتخاب کرده باشی و در مسیر درست باشی تماماً مسیر لذت هست تکامل به لذت بخش ترین روش ممکن طی میشه، مقصدی هم وجود ندارد🙃

    2_ موفقیت های گذشته رو به یاد بیاوریم

    کاری که من خیلی وقتا هروقت حالم میره به سمت بدی یا به قول شما دستم داره میره توی آتیش انجامش میدم و چه حس خوبی به آدم میده

    3_ روابط خوب، دیدید وقتی کنار هم هستیم، چند تا دوست کنار هم هستیم چه حال خوبی چه عزت نفسی داریم، اصلا احساس اینکه یه نفر های دیگر هم هستند مثل تو، در کنارتن، دوستت دارن و تو دوستشون داری خیلی لذت بخشه🙃❤️ مخصوصا اگر اون افراد هم فرکانسی تو باشن، مثل تو فکر کنن، مثل تو رفتار کنن، این خیلی عالیه😍

    راجب عضله سازی گفتید، من ورزش میکردم و گاهی وقت ها خیلی خسته کننده میشد، اینکه می‌دیدی تلاشی به این بزرگی میکنی بعد عضله هات یه خرده بعد از یه مدتی رشد میکردن 😅اصلا انگیزه آدم میرفت

    و الان چقدر خوشحالم که قراره قانون عضله سازی رو بدونم، 🤤

    چقدر سیستمی نگاه کردن به خدا به من کمک کرد، که خودم و جهان رو بهتر بشناسم اصلا بهتر بگم انقلابی درونم به پا شد

    به قول قرآن، الخیر فی ما وقع

    اگر ما در راه درستی هستیم همان اتفاقات به ظاهر بد هم پله ای هستن برای بالا تر رفتن.

    اگر ما همیشه شادیم، خندانیم، متوکلیم، با ایمانی، و بیخیال هستیم ( فرمون زندگی مون دست خداست) یعنی اکثرا احساس خوبی داریم و رو به رشد هستیم و بیشتر اتفاقات خوب رو جذب میکنیم 🙃❤️

    عاشقتونم من😍❤️

    خیلی خیلی خیلی لذت بخش بود در کنارتون بودن❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  5. -
    معصومه کهرانی گفته:
    مدت عضویت: 1620 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان نازنینم

    من الان درست در وسط مسیری هستم که بهم گفته شد که پا در اون بگذارم…

    کمی ناهمواری هست تو این مسیر اما میدونم که تقصیر خودمه چون دستمو از تو دستای هدایتگرش رها کردم و مثل یه بچه شیطون و حرف گوش نکن به این ور و اونور سرک کشیدم برا همین کمی گم شدم

    دچار نگرانی و اضطراب شدم،بی قرار و بی حوصله شدم…گریان شدم…اما میدونم همش به خاطر بازیگوشی خودم بود.باید فقط چشم به مسیرم میدوختم و از زیبایی این مسیر و این لحظه که دستم در دستان خالق مهربونمه لذت می‌بردم.باید رو به سوی خدا میکردم باید ایمان و شادی رو در قلبم جمع میکردم باید سپاسگزاری میکردم که منو به این مسیر هدایت کرد…اما فکرم منحرف شد و نتیجش هم شد همین چند ساعت نگرانی…

    اما الان دوباره دستمو تو دستای گرمش گذاشتم و گفتم خدایا من به تو توکل کردم تو خودت من رو به این راه هدایت کردی…خیلی خیلی واضح به من گفتی که( برو این کار رو انجام بده )پس قطعا خودت کمکم میکنی…

    خودت همه چیز رو ردیف میکنی

    خودت کارها رو برام آسون و آدم ها و اتفاقات رو به نفع من پیش میبری…

    خودت دستانت رو برای رسیدن من به خواستم و برای کمک به من هدایت میکنی…

    تو سیستم ها و قانون هارو برای من دچار دگرگونی میکنی…

    چون الان دوباره دست من تو دستای توئه…

    دیگه بازیگوشی نمیکنم…

    دیگه این ور اون ور نمیپرم…

    دیگه فکرم رو به جاهای بد نمیکشونم…

    دیگه توذهنم پیش داوری نمیکنم…

    دیگه تو مغزم فخر فروشی نمیکنم…

    دیگه با ذهن نجواگرم هم پیاله نمیشم…

    دیگه بهش اجازه نمیدم از کسی انتقام بگیره،تلافی کنه،حال کسی رو بگیره…

    دیگه به خودم

    وبه آرزوها و خواسته هام

    خیانت نمیکنم…

    ذهنم رو کنترل میکنم…

    با حرف زدن باتو

    با رو کردن به سوی تو

    با متصل شدن به تو

    با نگاه کردن به تو..

    مثل کودکی که تو یه مسیر زیبا با پدرش داره قدم میزنه و عاشقانه دستش رو به دست گرم پدر سپرده و با چشمای پر حرارتش به صورت مهربون پدر نگاه میکنه…با اطمینان و آرامش…از اینکه پدر کاملا مراقبشه…و همه چیز عالیه…و فقط و فقط از زیبائی مسیر و گرمی دستان پدر لذت میبره و با اون از قشنگی ها حرف میزنه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  6. -
    مینو گفته:
    مدت عضویت: 1804 روز

    به نام پروردگار رب العالمینم

    سلام دارم خدمت استاد گرانقدرم و سرکار خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی ام

    گام 19

    استاد عزیزم

    در این فایل به دوره ی عشق و مودت اشاره کردید من چند وقت پیش این دوره رو خریدم و در این مدت فقط فایل ها رو گوش دادم و دو اتفاق عالی رودریافت کردم که خیلی برام مهم بودن

    یکی اینکه قبلا وقتی بچه ی کوچکی رو می خواستم بغل کنم مقاومت میکرد و همیشه برام سوال بود که چرا بچه ها بغلم نمیان چون برعکس من همسرم و دخترم خیلی راحت با بچه ها ارتباط برقرار میکردن ولی پریشب برادر زادم که یه دختر 15 ماهه و بسیار زیبا داره اومدن خونمون و من وقتی سه ماه بوده دیدمش چون تهران زندگی میکنن و همیشه پیشمون نیستن وقتی اومدن خونمون من از بغل باباش گرفتمش این بچه اونقدر راحت تو بغلم موند که هر کی می خواست بغلش کنه خودش رو می چسبوند به من و بغل حتی بابا و مامان خودش هم نمی رفت من خیلی خیلی خوشحال شدم برای بهتر شدن فرکانس و انرژی ام و نتیجه ی دیگری که گرفتم این بود که برای یه مشکلی که دخترم داره هر چی تلاش میکردم که بره دکتر همیشه مقاومت میکرد و می گفت تا درسم تموم نشه نمیرم چون دانشجو هستش ، بعد اینکه من فایلهای عشق و مودت رو گوش میدادم البته هندزفری تو گوشم بود ، گفتم خدایا فقط تو قادری که این دختر رو هدایت کنی

    و در کنار این گفتگو به دخترم هم حق میدادم که فعلا پیشنهاد من رو نپذیره و سوالی هم از خداوند پرسیدم گفتم چرا این دختر حرفم رو گوش نمیده درسته که درس داره ولی این ترم سه روز آخر هفته تعطیله تازه بعد عید هم چهار روزش تعطیله و استاد جان خدا شاهده که فورا خداوند این گفتگو رو با من کرد و گفت چون خودت کتفت درد میکنه و بی خیال نشستی و نمیری دکتر تو وقتی به فکر خودت نیستی حرف و سخنت تاثیر گذار نیست و واقعا جا خوردم گفتم آره واقعا راست میگی خدایا

    کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی و تصمیم جدی گرفتم که در هفته جاری برم دکتر البته قبلا سه بار رفتم دکتر ولی نتیجه بخش نبوده از خداوند قادر حکیم می خوام که این دفعه کتفم کاملا خوب بشه انشالله

    و جالبه همینکه من این تصمیم رو گرفتم روز بعدش دخترم اومد به کف پام و پاشنه ی پام کرم مرطوب کننده مالید و این حرکت محبت آمیزش تا به حال بی سابقه بود هر چند همیشه خیلی محبت میکنه و منو مدام میبوسه و ازم تشکر میکنه ولی این کارش بی سابقه بود و در پی این کار رگهای واریسی روی پام رو دید گفت مامان برای اینها برو دکتر منم گفتم آره میرم ولی تو هم برو دکتر و بزار مسائل مون رو به موقع حل کنیم و نذاریم انباشته بشه و اتفاقی که افتاد این بود که فورا موافقت کرد و من اینترنتی وقت ویزیت گرفتم و خیلی سپاسگزار خداوند شدم که اینجوری هدایت کرد من و دخترم رو

    استاد عزیز و گرانقدرم و خانم شایسته نازنین و دوستان گرامی سپاسگزارتون هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1177 روز

    اینکه شما راحت الهامات میپذیرید عالیه

    مسله اینه الهامات اول تشخیص بدیم بعد بپذیریم

    این یکم متفاوته که تمزین میخواد الان من بهتر شدم و وقتی حسم خوبه فکری میاد میگم الهام انجام میدم

    خداروشکر تلاشم روزبروز نتیجه داده و خیلی مواقع کار درست بوده

    تعهد امروز

    ملک و عمارت مجلل سلنا گومز ستاره پاپ این سال­‌ها در فورت وورث تگزاس قرار دارد. این خانه دارای یک استخر آب نمک مجهز به سرسره آبی است.

    این عمارت شامل 5 اتاق خواب، یک زمین تنیس، یک زمین گلف و یک سینمای خانگی است

    سپاس خدایم

    سلنا لایق چنین عمارتی بوده شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  8. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2028 روز

    بنام رب جهانیان انرژی ک درهمه جا و همه چی جاریه

    سلام ب همگی عزیزانم

    گام 19

    کلیدهایی برای خودشناسی و رشد ظرف درونی

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر این آگاهی های ارزشمند و این فایل فوق العاده

    سلااام صبح همگی عزیزانم بخیر و نیکی

    خدایا شکرت بخاطر این روز زیبا و پراز خیر و برکت الهی

    خدایا شکرت بخاطر این آرامش و سکوتی ک تو خونه درجریانه

    الهی شکرت بخاطر خواب راحتم

    خدایا شکرت بخاطر سقف بالای سرم

    الهی شکرت ک هدایتم کردی ب یک فیلم آموزش عالی دیگه و اطلاعاتم بهتر شد

    خدایا شکرت بابت این مسیر زیبا

    الهی شکرت بخاطر اینکه دارم ب تعهدم عمل میکنم و دارم برای رشد شخصیتم و بهبود خودم قدم برمیدارم ک مهمترین کار زندگیم هست

    داداشم قبل اینکه بره سره کار بهم گفت زکیه توی ماشینم و تمیز میکنی تا بهت فلان چیز و ک لازم داری پولشو بهت بدم

    کارتم هم روی میزه رمزشم ک بلدی

    این نشون میده ک ی چیزایی تغییر کرده درمن و برای خودم ارزش قائل شدم

    ک داداشم وقتم و کارم و ارزشمند میدونه

    ک میخواد بهاش روهم بپردازه

    چون قبلا توقع داشت ک همیشه من ماشینش و تمیز کنم

    این خبر خوبیه خدایا شکرت کارکردن روی خودم داره جواب میده

    دیروز بهم گفت ی روز باهام بریم برات کفش بخرم ؟؟؟با این کتونی هات ک نمیتونی بری برای آموزش مناسب نیس برای محیطی ک میخوایی بری

    هااا؟؟؟

    گفتم باشششش خخخخ

    خدایا شکرت سپاسگزارم

    دیروز اومدم تو دفترم ویژگی های مثبت دوتا از خواهرم و نوشتم

    یکی شون ک اصلا حرفی ندارم باهاش برای زدن ولی سعی میکنم بهش احترام بزارم چون مدارمون واقعا فرق داره

    و حرف همو متوجه نمیشیم.

    ولی داشتم درموردش می‌نوشتم ی حس قشنگ قلبم و دربرگرفت و باعث شد چشام اشکی بشه و ی حس و حال متفاوت و تجربه کنم خدایا شکرت

    میخوام ب این تمرین ادامه بدم خییلی باحاله دوسشدارم و حالم و عالی میکنه

    ویژگی ها مثبت داداشم و هم قبلا نوشتم و دیروز باز بهش اضافه کردم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت ک منو خالق زندگیم قرار دادی با افکارم و فرکانسی ک میفرستم

    شیفت داداشم صبح ،شب هست سا12 ونیم شب و من کلی تایم دارم ک روخودم کار کنم

    بدون اینکه خسته بشم از تنهایی

    و یا بترسم

    اینا نشون میده من تغییر کردم

    ب قول یکی از دوستان فک کنم ناعمه ی عزیز بود

    گفت چرا تایم ما 24 ساعته تو شبانه روز

    خییلی کمه

    چرا بیشتر نیست

    الهی صدهزار مرتبه شکر ک اینقدر درگیر خودم و سایتم ک کاری ب کسی ندارم

    دیروز تولد یکی از اجیام بود ک فراموشم شده بود ب داداشم گفته ک زکیه بهم تبریک نگفته

    واقعا یادم رفت

    خدایا شکرت بخاطر این مسیر زیبا خدا میدونه ک چ اتفاقهای فوق العاده ای قراره تو زندگیم بیفته با این کارکردن و مرور قانون و این پروژه ی فوق العاده ی مهاجرت ب مدار بالاتر

    من لایقش هستم و آماده ی دریافت نعمتهای بیشتر اتفاق های عالی تر و خیر و برکت بیشتر هستم تو زندگیم

    چون خداوند همیشه وعده ی فزونی و مغفرت و ثروت میده

    چون خداوند همیشه،همواره درحال اجابت کردن خواسته های ماست و همیشه پاسخش مثبته

    چون خداوند اجابت کننده ی دعاها ست

    چون خداوند پاسخ می‌دهد ب آنجه ازش درخواست کنی

    تنها کار من درخواست کردنه و منطقی کردن امکان پذیر بودنه تحقق خواسته ام هست

    خدایا شکرت

    عزت نفس کلید تمام موفقیت هاست

    ب قول استاد اگه همه ی عوامل موفقیت و بجز عزت نفس تو یک کفه ی ترازو قرار بدیم

    و عزت نفس و هم تو یک کفه ی دیگه قرار بدیم

    سمت عزت نفس سنگین تره

    و این نشون میده ک چقد اهمیت داره

    عزت نفس یک قرص نیست ک بخوریم و بلافاصله عزت نفسمون بالا بره و همیشه هم بالا بمونه

    با هر تحقیر شدن،مشاجره،بحث،یادآوری خاطرات بد گذشته و .. عزت نفس ما سقوط میکنه ب قعر چاه

    و برای همین باید همیشه ب خودمون یاد آوری کنیم ک چقد توانایی داریم

    چ دستاوردهای داشتیم

    چ موفقیت‌هایی کسب کردیم

    و هی تغذیه کنیم عزت نفسمون رو اعتماد ب نفسمون رو

    خدایا شکرت بابت این آکاهیهای ارزشمند

    و برای ذهن فرقی نداره تو چقد دستاورد داشتی مث استاد اگه مرور نکنی و ب یاد نیاری

    ک چ کارهایی کردی چ موفقیت های بزرکی داشتی فراموش میکنه

    چون خاصیت و ویژگی ذهن همینه

    پس بیام ی دفترچه برای بهبود های روزانه ،قدم های مثبتی ک برای رشدم و تغییر بر میدارم

    بهبود مهارت هام و تغییراتم و دستاوردهام رو بنویسم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت قلبم عاشقتم.

    ی اتفاق جالب ک دیروز افتاد

    و من متوجهش شدم این بود ک هر بار ک بعد از یک مدت چند ماهه از خونه روستامون میام اندیمشک ی حس خجالت یا بهتر بگم احساس کم بینی یا بی ارزشی دارم

    نمیدونم چرا ؟؟؟

    و جالبه چند روز از خونه بیرون نمیرم تا برام عادی بشه و عادت کنم ب شرایط

    بعد میرم

    دیروز ک آجیم با شوهرش ک اومدن دم در ک امانتی ک داشتن خونه مون و ببرن

    رفتم دم در و ک تحویل بدم ک دامادمون اومد

    گفت تا تو اینارو میبری میدی ب فرشته من برم سرویس

    چون ما خیابون اصلی هستیم و شلوغه خیابون سختم بود ک برم کنار ماشین

    دیگه مجبور شدم ببرم آجیم در ماشین و باز کرد و خواهر زاده ی کوچولو ی قشنگم وقتی منو دید دستاشو باز کرد ک بپره بغلم منو با عشق بغلش کردم

    چند دقیقه موندم و داشتم لذت می‌بردم از اون عشق و انرژی این بجه ی دوسداشتنی

    و اون حسه هم بود ولی کمتر شده بود

    فهمیدم بخاطر عدم اعتماد بنفس

    بخاطر اینکه شاید بقیه قضاوت کنن لباسهام رو

    اینکه لباسم شاید مناسب نباشه

    عدم تحمل نگاه های بقیه چون رفت و آمد زیاده

    با اینکه لباسم هم خوب بود ها فقط ی دمپایی سبز رنگ پام بود خخخخخخ

    خدایا شکرت

    من همینی ک هستم ارزشمندم

    با هر شکلی ک هستم

    باهر لباسی

    درهر وضعیتی ک هستم ارزشمند و دوسداشتنی هستم

    ثروت و باورهای قدرتمند کننده

    هیچ باور مهم خییلی قدرتمند کننده وجود نداره ک اگه درست بشه ی گونی پول از اون بالا میاد پایین برامون

    هر کسی با توجه ب محیطی ک توش بزرگ شده فرهنگی ک داشته تو خانواده ای ک بوده باورهای محدود کننده ای داره ک اگه تغییر بده هر بار شرایطش بهتر میشه

    هرچه من ثروتمند تر بشم نزد خداوند محبوب تر میشم دوسداشتتی تر میشم

    ارزشمند تر میشم

    باحال تر میشم

    و همه چی باوره

    منم باید چشم گفتن و تمرین کنم خیلی مقاومت دارم و مغرورم تو این زمینه

    منم فکر میکردم باید جواب حرف همه روندی و بنشونیش سرجاش

    ولی خیلی وقته ک بهتر شدم ولی خب باید کارکنم

    من خیلی زود عصبی میشدم و تند خو بودم و هستم ولی ی کم بهتر شدم

    باید بیشتر رو خودم کار کنم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      مهستی خیرابادی گفته:
      مدت عضویت: 1928 روز

      سلام وقت بخیر هم استانی از کامنتتون لذت بردم انشالله هممون توی همین مسیر زیبا باشیم وبهترین عملکرد رو داشته باشیم

      وشاگرد خوبی واسه استاد وبنده خوبی برای خداوند

      من اندیمشک هستم دوست دارم از نزدیک با هم آشنا بشیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        زکیه لرستانی گفته:
        مدت عضویت: 2028 روز

        بنام خدای مهربان

        سلام عزیزدلممم مهستی جان

        چقددد عالی خوشبختم عزیزم:))

        ازت خیییلی ممنونم ک باعشق برام کامنت نوشتی

        مررسی بابت این نقطه ی آبی پربرکتی ک فرستادی

        باعث شدی بیام کامنت خودم و دوباره بخونم و بیاد بیارم نمیدونی چقد انرژی گرفتم

        و باعث شدی درک مدار این فایل و کامنتهای ارزشمند دوستانم قرار بگیرم

        واقعا گنج هستن این آگاهی ها

        فایل و هنوز گوش ندادم ولی چنتا از کامنتهای مفید و ارزشمتدو خوندم‌

        الهی صدهزار مرتبه شکرت

        ان شاالله اگه قرار باشه

        در زمان و مکان مناسب همو می‌بینیم ب امید الله

        و اینکه عاشقتمممم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2461 روز

    به نام فرمانروای آسمان ها و زمین

    سلام به استاد و مریم بانو عزیزم

    سلام به دوستان هم مسیرم در جهت بهبود های دائمی

    مصاحبه با استاد_قسمت ۲۴

    در ادامه سوالاتی که قرار شد از استاد بپرسیم(البته سوال خوب) تا بهتر با نحوه نگرش ایشون آشنا بشیم،بهتر بعضی موضوعات باز بشه و مرور بشه با مثال های دیگه ایی که از موضوعات مشابه میزنند،یا اینکه فرصتی که استاد فراهم کردند شاید امثال بچه هایی که مثل من تو مصاحبه قبل در این جمع نبودن و از قافله فرصت مصاحبه با استاد جاموندن حالا بیان و از این فرصت استفاده کنند اگر سوال خوب دارند مطرح کنند. تا استاد و مریم جان هم این مسیر رو برای رسیدن به مقصد با لذت و هدفمندی بیشتری طی کنند و یک عالمه دلیل دیگه…خلاصه اینجا هم فقط من سود میبینم و ســـود

    سوالی که پرسیده شده:

    میگن در مبحث عزت نفس پاکسازی دورنی پیش نیاز عزت نفس هست آیا این درسته؟

    اینکه باید اول انسداد های عاطفی و ذهنی رفع بشه بعد عزت نفس تاثیرش عمیق بشه آیا این درسته؟

    پاسخ استاد:

    انسداد عاطفی و ذهنی چی هست اصلا؟

    (استاد برای اینکه سوال رو خوب متوجه بشن یکبار دیگه برای خودشون تکرارمیکنن.پیش نیاز ساخته شدن عزت نفس پاکسازی درونی هست؟؟؟)

    من قبلا هم گفتم این داستان پاکسازی واقعا نمیدونم بچه ها منظورشون چیه. احتمالا یکسری افراد درمورد یکسری تکنیک هایی صحبت کردند، اسمش هم گذاشتن پاکسازی و این باعث شده بقیه درمورد این موضوع ازمن بپرسند.ده ها بار هم تو لایوهای اینستاگرامی گفتم که من نمیدونم این پاکسازی چی هست. من این مفهوم رو منطورش رو نمیفهمم.برای همین هم هیچ صحبتی درمورد این موضوع ندارم.

    درمورد عزت نفس هم گفتم و اینکه چطور ساخته میشه و به چه شکل هست.

    سوال پرسیده شده:

    قدرتمندکننده ترین باوری که درباره ثروتمند شدن به شما کمک کرده چی بود؟

    پاسخ استاد:

    ببین قدرتمند کننده تـــریـــن نداریم کلـا.

    عوامل مختلفی هست که در برهه های مختلف آدم یکسری نقاط ضعف داره، میاد اونا رو برطرف میکنه و بعد یک پـله میره بالاتـر. شاید توی اون لحظه فکر کنه که اون قدرتمند کننده ترین باور بوده یا قدرتمند کننده ترین باور بوده.ولی وقتی میاد از تصویر بزرگتر نگاه میکنه میبینه ایــن بخاطر تکاملش باید تو این مرحله این قدم رو برمیداشته، یا باید این نگاه رو تغییر میداده یا این باور رو در خودش ایجاد میکرده.

    من قبلا گفتم اولین باوری که من در ذهنم درست کردم در حوزه موفقیت مالی این بوده

    (با توجه به شرایطی که من دریک خانواده مذهبی و درشهر قم بزرگ شده بودم وهمش نگاه این بود که :

    هرکسی پولدار بشه آدم نامناسبی هست، همه از راه دزدی به جایی رسیدن، کلاهبرداری کردن، هرکه بامش بیـش برفش بیـشتر، ثروتمندان هیچ وقت به بهشت نمی روند،فقیران چقدر آدم های با خدا و با ایمانی هستند، پول که همه چیز نیست و … و این باوری که خصوصا میگه ثروت تو رو از خدا دور میکنه رو من خیلی داشتم. بصورت ناخودآگاهم ، من اصلا آگاهانه نمیدونستم همچین باوری دارم وقتی اومدم بااین مباحث آشنا شدم متوجه شدم و بــعــد اومدم باورم رو تغییر دادم یــعنـی تحقیق کردم که مثلا چرا یهودی های اینقدر ثروتمند هستند؟…

    با کلی تحقیق ومصاحبه با اونا متوجه شدم اونا در دین شون یک باور بنیادی دارند

    هرچقدر ثروتمنـد تر شوی نـزد خدا محبوب تر میشوی عزیز تر میشوی، خدا بیشتر دوستت داره وقتی این باور رو درست کردم روش کار کردم موفقیت و اتفاقات های مالی عالی بدست آوردم.الـــبــتــه اینو باید بگم و هربار بیشتر نیاز هست کـه تاکید کنم کـــه موفقیت مالی نیـازمنــد اینه که شما در یک زمینه ایی بهش علاقه داری، روش تمرکز کنی و توش حرفه ایی بشی

    _این جمله فوق طلایی رو من هم باید بارها و بارها به خودم یادآوری کنم. عالی بود استاد. چراغ های خاموش ذهنم رو دوباره بهش جون دادی.الحق باید تاکید کنی استاد و بارها تکرار کنی و تکرار کنم.

    سوال پرسیده شده:

    من یک سال و نیم هست یک پاشنه آشیل ام رو پیدا کردم ولی نمیدونم چطور باید حلش کنم تا به خواسته هام برسم؟شما وقتی پاشنه آشیل خودتون رو پیدا میکنید چطور اونو حل میکنید؟

    پاسخ استاد:

    از باز کردن داستان اینکه چرا میگیم پاشنه آشیل و داستان پهلوان و اسطوره یونانی و…

    و در کل به معنی نقاط ضعف هست.

    اینکه نقاط ضعف همیشه هستند و همیشه باید روشون کار کنیم….

    استاد جان چقدر منم با گفتن کلمه چشم مشکل داشتم اما نه به حد شما فکر کنم و منم یک روز در دوران دبیرستان سعی کردم بگم. واقعا مرگم بود وقتی کلمه چشـم رو به کسی بگم. اما از این زاویه باید بیشتر یادبگیرم تا نقاط ضعفی که ترمزهای سنگینی برام ایجاد کرده رو پیدا کنم و روشون تمرکزی کار کنم.

    اینکه ما بدونیم همه ی ما آدم ها نقاط ضعف داریم باعث میشه خودمون رو بپذیریم و راحت تر روی خودمون کار کنیم.

    سپاس از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    مهدیه خجسته گفته:
    مدت عضویت: 1471 روز

    سلام و خدا قوت

    به

    استاد عزیزم

    مریم بانو

    و همفرکانسی های ارزشمندم

    و خدایا شکر بابت قوانین بدون تغییر الهی

    چقدر خداوند یکتا همه چیز رو دقیق و منظم کنار هم چیده…

    یاد قسمت ۹ زندگی در بهشت افتادم که با افتادن چکش توی آب استاد با آزمون و خطا کردن تا با آهنربا اون رو در بیارن

    اون هم یک الهام بود که به مریم جان عزیز داده شده بود

    اونجا استاد گفتن بعضی وقتا خداوند یک سری چیزهایی رو محیا می‌کنه توی مسیر قرار میده تا ما با اونها برخورد کنیم…

    دیروز کاملا اتفاقی با خودم گفتم الان ک مدار ثروتم داره هر روز بالا تر میره برم طلا بخرم یک جور سرمایه گذاری هم میشه…

    اما خب حس خوبی به این موضوع نداشتم

    تا امروز ک کاملا اتفاقی جلوی یک صرافی بودم

    احساس کردم بهم الهام شد ک برو دلار بگیر

    دلار قراره رشد کنه…

    با خودم گفتم بلافاصله زمانی ک بودجه‌ی مورد نظرم تکمیل شد به این الهام عمل میکنم

    اما هنوز درون خودم شک داشتم

    چون توی ذهنم خرید دلار برای سرمایه گذاری درست نبود

    چون خیلی وقتا همین خرید باعث نوسان بازار میشه…

    اما الان که به این فایل برخوردم میفهمم نه

    این یک الهام بوده

    به قول استاد باید باور داشته باشم که این الهام از سمت نیرویی خیلی خیلی قدرتمند تر هست

    و باید قبولش کنم و با آغوش باز به سمتش برم

    الان میفهمم لازم نیست من نگران عواقبش باشم

    اون خدایی که جهان و منظومه و کهکشان رو مدیریت میکنم کنترل نوسانات بازار ارز رو هم می‌تونه مدیریت کنه

    اصلا

    شاید با اینکارم به عنوان یکی از دستان خداوند به یک بنده ی دیگه کمک کنم

    ممنونت ازتون استاد بابت اینهمه آگاهی ارزشمند

    و خدارو شکر میکنم که هر روز تمامی کارها و از طریق الهامات قلبی بهم میگه و منو به بهترین و ساده ترین راه هدایت می‌کنه

    شاد و سلامت و ثروتمند باشید

    و بازهم خدارو شکر میکنم بابت اینهمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: