مصاحبه با استاد | فرصت «لذت بردن از مسیر رشد» را از خودت نگیر - صفحه 58
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | فرصت «لذت بردن از مسیر رشد» را از خودت نگیر228MB38 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | فرصت «لذت بردن از مسیر رشد» را از خودت نگیر36MB38 دقیقه














خدایا شکرت دقیقاً خواسته من این بود یعنی نمیدونستم باید چیکار کنم
همه اش تو فکر این بودم که چرا اون اتفاقه که میخوام همین الان نیست…
ممنونم از استاد عزیزم
الان با دیدن این فایل فهمیدم که
باید باورهامو درست کنم
تو عشق و علاقه ام حرکت کنم
و استمرار داشته باشم و مسیرو برم خودش اتفاق می افته
البته باید الگوهای مناسبم پیدا کنم
سلام
گام 18:
من هر فایلی که از مصاحبه با استاد رو گوش میدم به این فکر میکنم که چقدر این صحبت ها به مسئله ای که بهش برخورد کردم مربوطه و این نشون میده من در مسیر درستی هستم و خداوند داره هدایتم میکنه که یکی یکی پله های تکاملم رو طی کنم.
امروز داشتم کارامو میکردم و باور های خوب رو مرور میکردم و به این نتیجه رسیدم که من الان توی مسیر پیشرفت هستم و دارم جلو میرم چون استاد توی فایل قبل گفتن شما یا داری جلو میری و پیشرفت میکنی یا به نجواهای شیطان گوش میدی و پس رفت میکنی، هیچ وقت آدم ثابت نیست توی مسیر زندگی و من دیدم نتایجی که گرفتم هر چند کوچک هستند اما بهم احساس خوب میدن و رضایت دارم از خودم پس این نشون میده که من در مسیر پس رفت و سقوط نیستم و اگر تو مسیر عقب رفتن نیستم و هیچ وقت هم نمیتونم ثابت باشم، پس دارم پیشرفت میکنم و این حرفای خداوند بود که قلب منو آروم کرد… این تمییز دادن صدای خداوند از نجوای شیطان خیلی بهم آرامش میده چون من وقتی میفهمم که حرفای محدودکننده یه تله ست تا منو بندازه توی احساس بد و هی من بیشتر بهش فکر کنم بیشتر اهمیت بدم و تصورات منفی رو گسترش بدم به خودم میگم اینکه اصل نیست اینکه یه سری خزعبلات شیطانیه و راحت همون لحظه قطعش میکنم و میگم وعده ی شیطان فقر و فحشاست و فقط وعدهی خداونده که حقه.
حالا نکته هاق این فایل:
اول که ما به اقتضای ویژگی های بشریمون یه سری نیاز ها داریم و نیاز به جلب توجه هم یکی از اون هاست حالا اگه من بخوام خیلی به این نیازم اهمیت بدم از تعادل خارج میشه و من دیگه فقط برای حرف مردم و تعریف و تمجید شنیدن و فالوور و سابسکرایبر و لایک بیشتر زندگی میکنم و علایق خودم توی طمع بیشتر خواستن گم میشه، و حالت دیگهی مواجه شدن با این نیاز هم سرکوبشه و اونم باز حالت تعادل نیست چون هدف زندگی لذت بردن و احساس خوبه و اگه این نیاز به اندازه بهش توجه بشه و به دست بیاد اتفاقا تجربه زندگی رو خیلی برامون لذت بخش تر میکنه و این کار ماست که با باورهای درست، میزان و کیفیت این نیاز رو مشخص کنیم.
یکی دیگه از نکته های مهم این فایل برای من عشق به اون کاری که داریم و قدم برداشتن با لذت از مسیرمون بود که من خیلی بهش فکر کردم و انصافا دارم عالی عمل میکنم توی این بخش و هر بار میرم سر تمرین میبینم بقیه بازیگرا انگار مجبورشون کردن یا همیشه شاکین که چرا کارگردانمون اینطوری تمرین داده یا این طوری رفتار کرده یا صحبت کرده ولی برای من بیشتر تبدیل شده به یه بازی! چون قوانینش رو میدونم که احساس خوب مساوی اتفاقات خوب پس فقط لذت میبرم و این باعث شده قوهی خلاقیتم هم رشد کنه چون ذهنم آزاد و آرومه و میدونم اگر با عشق این مسیر رو برم تهش لذت بیشتر ، ثروت ، شهرت و بی نیازیه.
خدارو شکر میکنم بابت این تجربه ها و آگاهی ها خدایا سپاسگزارم
ممنونم استاد و تیم عزیز سایت
به نام خدای زیبایی ها
کار من هر لحظه زیبایی ها رو دیدن و تحسین کردن
از این فایل دریافتم که به کاری که علاقه دارم با همین چیزی دارم شروع کنم به پردازم حرف مردمم مهم نباشه برم روی باورهای ثروت کار کنم و ادامه بدم با عشق شوق پشتکار تا درها باز بشه هدایت بشم تکاملی میرسم به اون چه میخوام
نزارم نیاز جلب توجه دیگران اصل باشه که دردسر میشه برام بپذیرم و کنترل کنم وجالب بعد سال ها الان درک کردم فکر میکردم مسائل انگیزشی درون منو نفی میکنه از این چیزی که هست میخواد سرپوش بده اگه خشم دارم اگه حالم بده که تو احساس خوب باشه اما نه من میپذیرم و به احساس خوب میرسم کنترل میکنم و چه قدر قضاوت ها دور می کرد منو از این مسیر.خدایا شکرت هدایتگری من در شروع کسب. کارم هستم و چقدر لازم بود شنیدن این آگاهی ها.لذت ببرم باید تکاملی طی بشه اگر که میخوام برند بشم هم کارم خوب بشه هم باورهام عوض بشه و از راه درست مسیر درست حرکت کن اگر نتایج پایدار میخوای.دنبال نتایج لحظه ای نباش این پاشنه آشیل تو هر کاری وارد شدم نتیجه نبود ول میکردم با این که خیلی هم مستعد بودم. با ادامه دادن من نتایج پایدار بزرگ میاد.
شهر چیه، من اگه تو هر گروه و جمعی میرم بهترین نباشم ادامه اش نمیدم! یعنی تو باشگاه، تو شرکتی که کار می کنم، تو گروه مربوط به یه موضوع خاص که آدما دور هم جمع میشن یه کاری رو انجام بدن، توی یه جمع یا یه دورهمی حالا چه اون دورهمی متشکل از کسایی باشه که میشناسم چه یه دورهمی ای باشه که برای اولین بار شرکت می کنم، تور یا سفر و طبیعتگردی گروهی. یعنی اگه من توی این جمع ها و گروه ها شاخص نباشم و ندرخشم دو حالت ایجاد میشه اول اینکه خیلی تلاش می کنم از خودم و استراحتم میزنم(مثلا تو محل کارم یا گروه های کاری)، خیلی به خودم فشار میارم(باشگاه) یا هر کاری می کنم که دیده بشم(کمک بیش از اندازه، حرف زدن و شیرین کاری، خلاصه یه جوری یه کار می کنم به چشم بیام) و تشویق بشم و جلب توجه کنم(توی دورهمی ها، سفر و …) و حالت دوم اینه که ول می کنم و دیگه نمیرم و ادامه نمیدم که اغلب هم چنین شده چون اون جور که میخوام یا به اندازه ای که میخوام دیده نمیشم، یا تحسین نمیشم یا به هر حال اون حد از فشار و ماسک زدن رو مدت طولانی که نمیتونم ادامه بدم لذا رها کردم(مثلا کلاسهای ورزشی، کوهنوردی، کارم در حوزه فرانت اند، گروه مشارکت در پروژه های اپن سورس و …) اصلا حالا میفهمم چرا من کلا سلف استادی کردن رو ترجیح میدم و مثلا کلاس زبان نمیرم چون نمیتونم تحمل کنم تو کلاس نفر اول نباشم و میدونم انقدر برام این موضوع مهمه که باید همه جوره زمان و انرژی بزارم که جزو نفرات اول تا سوم باشم بماند که بعضی وقتا حتی دوم و سوم هم برام قابل اعتنا و ارزشمند نیس و میخوام حتما بهترین باشم. واسه همین چون نمیخوام مجبور شم تو کلاس زبان به خودم فشار زیادی برای بهترین بودن بیارم، همش ترجیح دادم خودم زبان بخونم. ببین نمیخوام بگم سلف استادی کردن بده ها. باتوجه به خیلی از پارامترها، حداقل درحال حاضر شاید گزینه مناسب تری برای من باشه ولی میخوام ببینم که عاقا اینکه دوست دارم سلف استادی کنم و ترجیح میدم کلاس نرم یه دلیلشم اینه که نمی تونم حریف ذهنم برای مقایسه کردن بشم نمی تونم نیاز و تمایل شدیدم به مورد توجه واقع شدن رو کنترل کنم. وگرنه میدونم توی خونه و تنهایی، من بهتر میتونم تمرکز کنم تا توی جمع یا هزار و یک مزیت دیگه که سلف استادی داره مثل اینکه تایمش دست خودته و منعطفه، میتونی یه جا رو متوجه نشدی ویدیو آموزشی رو ببری عقب و دوباره و چند باره اون تکه رو گوش بدی. ولی حواسم باشه فارغ از همه این مزایا که خیلیم خوبن، ولی یه چیزای دیگه هست که باعث شده من این روش یادگیری رو انتخاب کنم که اون چیزا خوب نیستن و نقطه ضعفن و من باید حلشون کنم، مواردی مثل همین که میخوام بهترین باشم و مدام خودم رو با بقیه مقایسه می کنم و حرف مردم و تحسین و توجهشون خیلی برام مهمه جوری که واقعا روی انگیزه و اعتماد به نفس و تلاش و امیدم تاثیر میزاره، که اینا همه اش به خاطر ضعف در عزت نفس و احساس لیاقت هست که باید خیلی جدی روی خودم کار کنم. البته با هدایت های خداوند از دیروز شروع کردم به تمرین و مرور و یادگیری در حوزه کارم(فرانت اند) و بعدش هم میخوام در اون گروه توسعه اپن سورس مجدد همکاری کنم. باید در عمل و البته ارام ارام و تکاملی(فعلا در این گروه توسعه و شاید یه شرکت ریموتی) در عمل تمرین کنم و یاد بگیرم که همزمان که در گروه ها حضور پیدا می کنم درعین حال حواسم باشه که موفقیت هام برای خودم باشه نه برای اینکه مورد تحسین دیگران واقع بشم، اشکالی نداره که ادم مورد تحسین قرار بگیره ها اگه تحسینم کردن خیلیم عالی، بپذیرمش ولی اینکه تحسین شدن رو مبنای اقدامات و تلاشهام و موفقیتم قرار بدم، از استراحتم و برنامه های خودم بزنم که جلوی بقیه بهتر و خفن تر دیده بشم و از پوست خودم درمیام، و همه زندگیم این بشه که چیکار کنم بقیه بگن به به چه چه، به جای اینکه رضایت خودم و مسیر الهامات خودم رو در پیش بگیرم. بعد به مرور تعاملاتم رو عمدا و اگاهانه بیشتر می کنم تا تو این موضوع قوی تر بشم مثلا حتی وقتی کارم ریموت هستش گاهی حضوری هم میرم یا شاید اصلا یه مدت حضوری رفتم، یا با اینکه میتونم تو خونه زبان تمرین کنم یا خودم یوگا و … کار کنم اما میرم در کلاس حضوری شرکت می کنم تا به این ضعفم بهتر و بیشتر غلبه کنم و تو نادیده گرفتن حرف مردم و الویت قرار دادن احساس و الهامات خودم قوی تر بشم چون همه اینا در جمع معنا داره و هرچی در جمع های بیشتری(و به خصوص متخصص تر حالا چه در حوزه کارت، چه در حوزه زبان، چه در زمینه یه ورزش) باشی نیاز به عزت نفس و احساس لیاقت قوی تری هست که بتونی همچنان سبک شخصی خودت رو زندگی کنی و حرف و تحسین بقیه تو رو از مسیر خودت خارج نکنه و همچنان بین یه عالمه آدم توانمند قادر باشی توانمندیهای خودت رو ببینی و خودت رو ارزشمند بدونی و اتفاقا انرژی و انگیزه و ایده بگیری از اون فضا و ادم های توانمند و موفق که باز هم خودت رو بهتر و توانمندتر کنی.
– حواسم باشه ازونورم بوم هم نیفتم، نیاز به توجه یه نیاز طبیعیه ولی مثل هر چیز دیگه ای وقتی از حد بگذره مشکل ساز میشه. وگرنه در حد معقول طبیعیه که من دوست داشته باشم به موفقیتهایی برسم که بقیه تحسین کنن، یا لباسی بپوشم که بقیه هم خوششون بیاد و تعریف کنن و … ولی اینکه دیگه من خودم رو نادیده بگیرم و فقط در هر جنبه از زندگیم و کارم دنبال این باشم که چیکار کنم که بقیه خوششون بیاد و بقیه ازم تعریف کنن، به این حد که برسه دیگه اشتباهه و مهم تر از همه، الویت قرار دادن جلب تحسین و توجه دیگران، برای من خوشبختی و رضایت و شادی نمیاره. البته که در نظر دارم تحسین دیگران یه بخشی از لذت و نعمتهای این جهان هستش و هرموقع به سمتم اومد با خوشحالی میپذیرمش و اگه یه جاهایی خودم یا دیگران کاری یا حرف و عملی رو انجام دادیم برای جلب توجه هم باهاش راحتم، میپذیرم که من انسانم گاهی ممکنه برای جلب توجه یه کارایی بکنم ولی در عین حال همواره سعی میکنم اصول اساسی زندگی و کارم رو روی جلب توجه بقیه بنا نکنم بلکه روی هدایت های خداوند، احساس خوب و رضایت خودم و خواسته های قلبی خودم بنا کنم. هدف اساسی و اصلی زندگی، لذت بردن از زندگی و شاد بودنه که با زندگی کردن به سبک شخصی و پیروی از الهامات درونیم حاصل میشه.
– اگه من از کار و حرفه ام لذت میبرم پس کل هدف همین لذت بردنه، دیگه اینکه چقدر از نظر بقیه کارِ من عالیه، یا آیا دیگران منو موفق میدونن یا چقدر تو نظر بقیه من خفن هستم، مهم نیس. همین ادامه دادن و لذت بردن در نهایت حتما نتایج عالی برام ایجاد میکنه(وقتی باورهای درست هم داشته باشی ثروت هم وارد زندگیت میشه)
وقتی میخوای بهترین باشی تقلا می کنی، به جای اینکه از کاری که انجام میدی لذت ببری و به صورت تکاملی رشد کنی تو مسیر مختص به خودت(که از طریق الهامات و ایده ها و نشانه ها بهش هدایت میشی) مسیری که برای تو با توجه به ویژگیهات، گذشته ات، امکانات فعلیت و … راحت ترین و دلپذیرترین و سریعترین راه رسیدن به خواسته هات هستش. در اینصورت در مسیر هموار(برعکس اکثر آدما) حرکت خواهی کرد و سوت زنان لذت میبری و رشد می کنی و روز به روز ثروتمندتر و موفق تر هم میشی حتی اگه در حال حاضر از خیلی ها عقب تر هستی و درامد و ثروتت کمتره. پس دیدن تقلاها و شکل عملکردی اون ادما و یه مقدار نتایجی که گرفتن تو رو به اشتباه نندازه که بخوای تو هم مثل اونا عمل کنی و روندت و کارهات رو از اونا تقلید کنی که بهت قول میدم در اون صورت مسیر سخت و زندگی ناخوشی رو تجربه می کنی(و قبلا هم تجربه کردی) پس بچسب به الهامات خودت و هدایتهای خداوند در زندگیت که از طریق ایده ها و نشانه ها و … دریافت می کنی و پیرو قلبت و احساس خوب خودت باش و همواره تکامل رو هم در نظر بگیر. در دراز مدت شاید مثلا 5 سال و 10 سال بوضوح میبینی که چقدر از تمام کسایی که فکر میکردی در حوزه کاری تو پیشرو و خفن هستن یا افرادی که فکر میکردی خیلی موفق و ثروتمندن(در حالیکه یه جاهایی انگار خیلیم مطابق قوانین جهان عمل نمیکردن) جلوتر و موفق تر و ثروتمندتر و ‘شادتر’ و سلامت تر هستی.
– دقیقا من تو حوزه کاری خودم هم دیدم افرادی که فوق العاده دانش و تجربه بالایی دارن ولی درامدشون چندان جالب نیس یعنی با اون حد از توانمندی قائدتا باید خیلی ثروتمندتر باشن ولی نیستن، درحالیکه یه سری افراد رو دیدم که خداییش در مقابل افراد خیلی متخصص پشیزی نبودن و هیچی بارشون نبود اما چقدر موقعیت کاری بهتر و درامدهای بالاتر و شرایط عالیتری داشتن. اینجا تفاوت باورها بوضوح قابل مشاهده اس. پس کار کردن و تمرین در حوزه علاقه مندی ام از من یه متخصص میسازه ولی لزوما متخصص بودن در کاری که بهش عشق و علاقه داری منجر به ثروتمند شدن نمیشه بلکه باید باورهام رو هم در مورد پول درست کنم، باورهای توحیدی و قدرتمندکننده در خودم ایجاد کنم، احساس لیاقت و عزت نفس خودمو بالا ببرم تا پول زیاد و ثروت وارد زندگیم بشه. وگرنه بدون باورهای درست و توحیدی و قدرتمندکننده، صرفا یه متخصصِ بی پول/کم پول خواهم بود.
– هدف از زندگی این نیس که ما از بقیه موفق تر یا معروفتر باشیم. چشمت رو روی تلاشها، نتایج، موفقیتها، پیشرفتها، و نعمتهای دیگران ببند و چشمت رو تنظیم کن روی خودت و زندگیت، روی تک تک تلاشهات، پیشرفتها و نتایجت حتی خیلی کوچک، روی بهبودهات حتی اونایی که خیلی جزیی هستن اون وقت میبینی چقدر زندگی لذت بخش تر میشه چقدر احساس رضایت بیشتری داری و احساس خوشبختی می کنی و اگه این روند درست و باورهای توحیدی و قدرتمندکننده رو ادامه بدی میبینی که خیلی زود نتایجت و پیشرفتهات بزرگ و بزرگتر میشن
– کسب و کار با استمرار و باورهای درست و عشق و علاقه شکوفا میشه. با احساس خوب و با لذت بردن از لحظه به لحظه زندگیم کسب و کارم رو ادامه بدم و دنبال نتایج لحظه ای هم نباشم، نتیجه لحظه ای همون لذت بردن از کاریه که انجام میدم، نتایج بلندمدت که ثروت و موفقیت و شهرت هستش وقتی ادامه میدی میاد. ممکنه نتایج در مدت زمانی که تو انتظار داشتی بوجود نیاد ولی حتما محقق میشه اگه اون 3تا چیز(استمرار، باورهای درست، علاقه) رو انجام بدی یعنی در حوزه علاقه ات استمرار داشته باشی و باورهات رو در مورد ثروت و موفقیت و … درست کنی (باورهای توحیدی و قدرتمندکننده و احساس لیاقت و عزت نفس بالا).
– وقتی میخوام ببینم چه باور و الگوهایی درست و در جهت خواسته من هستن دو تا چیز رو بررسی کنم اینکه چقدر اون باور و اون الگو توحیدی هستش و به من احساس قدرت میده نه ضعف(مثالش: بیرون اومدن از رابطه ی نامناسبی که تمام هزینه هام رو میداد و میگفت تو بدون من نمیتونی و دووم نمیاری اما من باور و تکیه ام به خدا بود و میدونستم اون کاره ای نیس و روزی منو خدا میده، اوکی شدن اولین کارم در برنامه نویسی درحالیکه دانش کمی داشتم و تجربه ای نداشتم اما باور داشتم خدا کمکم میکنه) ، دوم اینکه ایا در قلبم احساس خوب و ارامش ایجاد می کنه(مثالش: بیرون اومدن از صندوقداری و تمام وقت اموزش دیدن در حوزه برنامه نویسی که موقع این تصمیم قلبم اروم بود) یا قلبم گرفته میشه و دلهره و احساس ناخوشایند در من ایجاد می کنه(مثالش: وقتی برای اوکی شدن کار مناسب روی کمک دیگران حساب کرده بودم، وقتی لینکدین رو اصل قرار داده بودم، توجه و الگو قرار دادن ادمایی که صبح و شبشون رو بهم دوخته بودن تا در این کار موفق بشن، فکر کردن به ازدواج به عنوان راه حل مسایل مالی ام، حساب کردن روی دیگران برای تامین هزینه هام، دادن اعتبار رفاه و راحتی هایی که تو زندگیم برام ایجاد شده به ادم هایی که معرفم شدن و صاحبخونه و … همه اینا مواردی بودن که قلب منو گرفته/فشرده و احساس منو بد میکردن)
– به نتایج و پیشرفتهای بقیه نگاه نکنم چون واقعا تو نمیتونی بفهمی اون فرد چقدر علاقه و استمرار داشته چه باورهایی رو از بچگی داشته که الان انقدر سریعتر و بهتر از تو داره نتیجه میگیره ولی در مورد خودت اشراف کامل داری و میدونی که از چه شرایط ناجالب، عزت نفس و احساس لیاقت پایین و باورهای داغونی شروع کردی و همچنین میدونی که خداوند این قدرت رو بهت داده که فارغ از شرایط گذشته و الانت، زندگی دلخواهت رو برای خودت خلق کنی از طریق باورهای بهتر و توحیدی و قدرتمندکننده و احساس لیاقت و عزت نفس بالاتری که در خودت داری ایجاد می کنی. و در نهایت به هر جایگاه و هر میزان ثروت و موفقیتی که بخوای میرسی با استمرار در پیروی از همین قوانینی که داری یادشون میگیری.
– نیاز به مورد توجه واقع شدن، نیاز به اینکه از طرف بقیه احساس مهم بودن بهم داده بشه، طبیعیه، مثل تمام امیال دیگه، نباید سرکوبش کنم و بگم چرا من این نیاز رو دارم انسان خوب انسانیه که اصلا این احساس رو نداره و جلب توجه نمی کنه، اتفاقا انسان خوب انسانیه که همه این امیال و نیازها و احساس ها رو داره ولی کنترلش می کنه مثلا در مورد نیاز به مورد توجه واقع شدن، نمیاد کل زندگیش رو روی این موضوع بچینه. من در مورد سایر امیال و نیازهام هم لازمه همچین نگاه و درکی داشته باشم و سرکوبشون نکنم بلکه مدیریتشون کنم و به شکل درست و در زمان مناسب و در حد اعتدال برآورده شون کنم. تمام امیال ما از جمله خشم، شهوت و … به یه مقداری لازمن ولی بیشتر از اون باید مدیریت و کنترل بشن. خودت رو همینجوری که هستی بپذیر با همین امیال و احساسات(چون قطعا نیاز بوده که خدا در وجود ما گذاشته)، تا بتونی به جای سرکوب یا افراط، مدیریت و کنترلشون کنی. همه احساسات به یه مقداری وجودشون مفیده حتی اگه درحال حاضر فایده اش رو ندونم، از جمله خشم که شاید برای دفاع از خودم مفیده و فواید دیگه که الان به ذهنم نمیرسه
– همه ادمها حتی رییس جمهور هم که باشی باز از اینکه بهت توجه بشه و احساس مهم بودن بهت داده بشه خوشت میاد و لذت میبری، پس از این موضوع برای احساس خوب دادن به اطرافیانم استفاده کنم و بهشون احساس مهم بودن بدم مثلا با کلامم و تعریف کردن ازشون، البته با حفظ ارزش و جایگاه خودم یعنی جوری نباشه که خودمو بیارم پایین تا طرف مقابل احساس مهم بودن کنه، در درونم، خودم رو مهم و ارزشمند بدونم و نگاهم به جایگاه خودم، بالا و مهم باشه و اونوقت با حرف و تعریف به طرف مقابل احساس مهم بودن بدم یعنی حواسم به نحوه کلام و تعریفم باشه، اینجوری نباشه که خودمو بیارم پایین و اونو ببرم بالا، بلکه با تعریف صادقانه و به جا به فرد مقابل احساس ارزشمندی و مهم بودن بدم. میتونم از خودم هم جلو آینه تعریف کنم و اینجوری به خودم احساس ارزشمندی و مهم بودن بدم، یه بخشی از این نیاز طبیعی ام رو میتونم اینجوری ارضا کنم تا انقدر در هر کاری و در هر قدمم تو زندگی دنبال تحسین و توجه دیگران نباشم. اینجوری تا حدودی پر میشم از تشویق و تحسین و توجه حتی اگه این توجه و تحسین ها فقط از طرف خودم به خودم در جلوی آینه باشه.
– درمورد بیزینس ادامه بدید و ادامه بدید تو مسیری که بهش علاقه دارین. اگه الان دقیق نمی دونی به چه مسیری علاقه داری، نگرانش نباش ‘حرکت’ کن، تو اولین چیزی که حس می کنی بهش علاقه داری پیش برو. با لذت بردن از زندگی، با تمرکز بر زیبایی های زندگی تون، با کنترل ورودی هاتون، با احساس خوب و سعی کردن بر اینکه به حساس خوب برسین شما هدایت میشی به جای درست، جایی که باید باشی، ممکنه جایی که هدایت شدی قدم اول باشه نه کسب و کار نهاییت ولی ازونجا چیزای جدیدی میفهمی، از درون خودت چیزای جدیدی میفهمی، خودت رو بهتر میشناسی، تواناییهات شکوفا میشه و دوباره هدایت میشی به جای بعدی و در نهایت هدایت میشی به کاری که عاشقش هستی شایدم از همون قدم اول هدایت بشی به کاری که واقعا عاشقش هستی. در کل خیلی اسون بگیرین. لذت ببر از این مسیر و انقدر نخواه زود تو اون حوزه موفق بشی زود همه چیز رو یاد بگیری، به خودت فرصت بده تا از این فضا لذت ببری عجله نکن سخت نگیر، بزار اتفاق میفته بزار یاد میگیری بزار پیش میری بزار اینا همش درست میشه فقط لذت ببر، یعنی تکاملت رو توی مسیر طی کن و نخواه یه شبه به همه چیز برسی، بخوام زود یاد بگیرم پرونده اش رو ببندم زود تمومش کنم زود برم مرحله بعدی، اونم تو چیزی که از همه لحاظ برای من جدیده(برنامه نویسی) به جاش لذت ببرم چون مغز من به دلیل جدید بودن همه چیز، یه سری مقاومتها داره، بزارم اروم اروم نرم بشه، در ادامه با سرعت بالاتر خودش مطالب رو مثل اسفنج جذب می کنه و سریعتر پیشرفت می کنم.
یعنی این رعایت نکردن تکامل(پاشنه آشیل منه) و فشار زیاد اوردن به خودم و لذت نبردن از مسیر دهن منو صاف کرد توی شغلم، یعنی الان که فکر میکنم شاید 5،6 دفعه یا بیشتر هی من زور زدم تلاش و تقلای زیاد و زجر فراوان به خودم دادم که زودتر پیشرفت کنم زودتر مباحث رو یاد بگیرم یعنی هر بار نتیجه نمیگرفتم فکر میکردم باید بیشتر تلاش کنم و هی گاز میدادم در حالیکه دلیل نتیجه نگرفتنم این بود که اولا تکامل رو رعایت نمیکردم دوما باورهام ایراد داشت و احساس لیاقتم پایین بود، انقدر این شکست تکرار شد و شد و شد(5،6 بار) تا بالاخره من بفهمم اشکال کجاست ولی اگه پیوسته در حال کار کردن روی خودم و باورهام باشم خیلی زود میفهمم مسیرم غلطه و اشکال از کجاست و درستش می کنم.
یعنی الان خنده ام میگیره چجوری تقلا میکردم زودتر یاد بگیرم، برم مرحله بعد، فشار زیاد به خودم میاوردم که مثلا حداقل روزی 5ساعت مفید آموزش ببینم، بعد خب عملا چون تکامل رو رعایت نکرده بودم نمیتونستم اون حد از کمیت و کیفیت رو ادامه بدم 4روز انجام میدادم 3روز ول میکردم 2 هفته انجام میدادم بعد انقدر زده میشدم یه مدت ولش میکردم الان میخندم که عاخه چرااا، اونهمه زجر چرا عاخه، خب اروم اروم با ساعت کم که برای ذهنت راحت بود شروع میکردی لذت میبردی بعد پله پله بیشترش میکردی البته الان شده خاطره و بهش میخندم ولی اون موقع پدرم دراومد و واقعا روزای زجراور و شرایط سختی رو برای خودم بوجود اورده بودم و عملا اون تایمها زندگی نکردم بلکه زجر کشیدم، هم روزایی که با فشار زیاد، تمرین و یادگیری داشتم زجر کشیدم و زندگی نکردم هم روزایی که به دلیل اون فشار کلا ول میکردم و کاری نمیکردم باز هم از عذاب وجدان اینکه چرا کاری نکردم زجر میکشیدم. این رعایت نکردن تکامل رو تو زبان یاد گرفتنم هم داشتم، یه مدت پرفشار میذاشتم پشت زبان خوندن بعد ول میکردم ولی الان خداروشکر بیش از دو ماهه که پیوسته دارم روزی 1،2 ساعت زبان تمرین می کنم. در مورد کارم هم از دیروز شروع کردم به مرور و تمرین و یادگیری و میخوام ایشالا تکاملی پیش برم و از مسیر لذت ببرم.
– سرهنگ ساندرز تازه در 65 سالگی وارد یه حوزه کاری جدید شد. پس محدودیتی وجود نداره که در طول زندگیم فقط تو یه موضوع علاقه مند باشم و موفقیت بدست بیارم یعنی اگه بخوام مثلا سالها بعد میتونم در یه حوزه دیگه برم و در اونجا هم رشد کنم. مثالهاش هم زیاده: پژمان جمشیدی، هادی ساعی، علیرضا دبیر، ارنولد شوارتزنگر(که در 3 حوزه مختلف موفقیت بدست اورد، و در اواخر بدسازی اش که هنوز داشت در مسابقات کسب مقام می کرد هم زمان بازیگری هم میکرد)
– این مطالبی که نوشتم و درک و فهمی که داشتم از این فایلی که در بخش هدایت من اومده بود برام، به این دلیل هست که حدودا 1ماهه دارم پیوسته هر روز فایل(باتمرکز نه مثل لالایی) گوش میدم چون من این فایل رو قبلا هم گوش داده بودم همون موقع که با زجر و فشار زیاد (رعایت نکردن تکامل، دنبال تایید بقیه بودن و …) داشتم تو شغلم آموزش میدیدم و تقلا میکردم برای پیشرفتم اما اصلا متوجه اگاهی های ناب این فایل نشده بودم.
به نام خداوند این جهان زیبا
سلام به استاد عزیزم و مریم قشنگم
خیلی ممنونم بابت این فایل و خداروشکر که گام 18 رو هم در کنارتون بودم …
استاد عزیز این فایل یکی از مشکلات اساسی من بود و باورم نمیشه که چقدر قشنگ به جواب همه سوالام رسیدم ، یعنی من واقعا گیر کرده بودم تو این موضوع چون من خیلی تحسین میکنم افرادی رو که در یک زمینه مورد علاقه شون پیشرفت میکنن به درآمد عالی میرسن و شناخته میشن و همیشه دوست داشتم منم همینطور بشم و یکی از هدفای اصلیم همین دیده شدن بود.
به طوری که من یه روز داشتم فکر میکردم که اگه من بخوام از فضای مجازی دور باشم چجوری به دنیا نشون بدم که من چقدر خوبم و فلان چون تا اینجا همه ی افرادی که من تحسین میکردم تو فضای مجازی صدشون و میزاشتن .
البته نمیگم فضای مجازی خوب نیست بلکه میتونه خیلی کمک کنه ولی چون من یکی از ضربه هام همین شبکه های مجازیه با اینکه موضوعاتی که دنبال میکنم اصلا بد نیستن ولی بازم حسم بد میشه و همش این سواله بود که چجوری هم معروف بشم هم نیام تو فضای مجازی…
وقتی این فایل گوش دادم ینی یه آب بود رو آتیش
یعنی خودم فکر نمیکردم انقدر این موضوع تو ذهنم ریشه کرده بود انقدر که ذهنم حداقل یه بار تو روز به این موضوع فکر میکرد یا اینکه مثلا الان من نمیدونم کدوم مسیر و برم و اصلا باید چیکار کنم و فلان ولی الان انقدر ذهنم آروم شد که حددددد نداره (:
باید هزاران بار این فایل و گوش بدم تا بدونم هدف اصلی زندگی چیه و انقدر به خودم سخت نگیرم تو همه چیز عالی باشم .
و من خیلی تجربه ها دارم که بدون نگرانی و دغدغه این که حتما شاخ بشم تو یه کاری هم لذت بردم از مسیر و هم به جای خیلی خوبی رسیدم و باید اونا رو هم به خودم یادآوری کنم …
خیلی سپاسگزارم بابت این پروژه و این فایل محشرررر امیدوارم بهترینا براتون رقم بخوره ….
از خدای خوبم میخوام یار و یاورم باشه در تمام لحظات زندگیم ((:
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی
خب من به این خیلی فک کردم که چقد شهرت و بهترین شدن برام مهمه و دیدم که من اصلا علاقه ای به مشهور شدن ندارم در واقع خیلی علاقه مندم تو هنرم موفق بشم و موفقیت از نظر من تولید با کیفیت و خلاقانه هست که خب مشتری زیاد و خوبی داشته باشه
من کسب و کار مورد علاقم رو پیدا کردم و براش قدم برداشتم و دارم کار میکنم و الان فقط تشنه ثروت ساختن ازش هستم و میدونم که باید رو باورهای ثروت سازم کار کنم
این رد پا رو جا میزارم برای خودم تا زمانی که بتونم پول خوبی بسازم از هنرم و دوباره بیام و کامنت بزارم
تنها تورا میپرستم وتنها از تویاری میجویم
من را به راه راست به راه انانی که بهشوننعمتداده ای هدایت کن
نهانانی که غضب کرده ای ونه گمراهان
.
«یاوهاب»
سلامبه استاده جان ومریم جاندلم
وسلام به همه دوستای خوبم
خدایا شکرت برای این اکاهی سرشار از حسخوبوخالص
چقدر این ضحبت هارواحتیاجداشتم
چقدرنیازمبود بشنوم باید استمرارداشته باشم
باید ادامه بدم
به دنبال یع شبه رشد کردن نباشم
موفقیت یع مسیره
و من اللنامروزی کع دارم اینفایل و تماشا میکنم
درکمنسبتبه ماه ها وسالها وهفته ها پیش حتی تغییر کرده و جقدر بع خودم افتخارمیکنم
من الان هفته هاست مستمردارم روی سایت فعالیت میکنم
روی علاقم هر روز قدم برمیدارم
روزی نیست مندرمسیرعلاقم حرکتی نکنم
و معلومه ما انسان ها اجتماعی هستیم ودوسداریم دیده بشیم
من شخصا دیده شدن برام انکیزه است
اما باید مراقب باشم
باید مرزگذاری کنمبرای خودم که چطورعملکنم
تا حدی درسته که دیده بشی
یعنی درواقع توخودتم نخوای اما اگر کارت خوب باشه
صداقت داشته باشی
کیفیت محصولت بالا باشه
دیده میشی
اسمت همه جا پخشمیشه
دیده شده کاری نداره
اینکه چطوردیده بشیم مهمه
اینکه پایدار دیده بشیممهمه
از رضاگلزار پرسیدن دلیل موفقیتا چیه؟
گفت شما یه نفروبگو 24 سال مداوم روی بیلیورد باشه
اینهمشاز استمرار و دیسسپلین و عشق میاد
اینکه برنامه داره تویزندگیش
اینکه یه شبه نشده گلزار
زمان برده
همه ادمای موفق همینن یه شبه نشده برت پیت
منم میخوامهمینباشم
امروز تصمیم کرفتم عشق کنم لذت ببرم
اینکه دارمساعت ها زمان میزارمبرای کارم یعنیدارمعشقمیکنم زجرکشیدننیس
همین امروزداشتمبا عزیژدلم حرفمیزدم بهش گفتم
رسیدن به خواسته هامودوسدارم
میخوام به موفقیت برسم
میخوام به خواسته هام برسم
میخوام مهاحرت کنم میخوام دبی برم
امریکا برم اسپانیا استرالیا سوییس فرانسه المان
کانادا پاریس و و و
کفتم معلومه که میشه این همه ادم تونستن برن
ماهم میتونیم
داشتم میکفتم برای موفقیتم چقدر باید تلاش کنم
هر جقدر باشه امجامش میدم
بهاشو پرداخت میکنم
چون منم ثروت ومیخوام
منماستقلال مالی زمانی مکانیشو میخوام
منم میخوامتجربه کنمممممکمم
بها داره ؟ باشه
جشم پرداخت میکنم
چون مناومدمتو این دنیا بهترین زندگیوداشته باشم
منبنده برکزیده خداوندم
پس خدا بیشتراز مندوسداره که منرشد کنم
پیشرفت کنم
ثروتمند بشم
خدا عاشق منهبه فکرمنهبا منه برای منارزش قائلع
مننزد خدا محبوبم
من نزد خدا مقدسم
من نزد خدادوسداشتنی هستم
خداوند عاشق منه منمدوسداره
پس بیشتر از من میخواد منموفق بشم
:)
به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
مهاجرت به مدار بالاتر
موضوع مهم در زندگی لذت بردن از مسیر رشد هستش. اینکه به خودم سخت نگیرم و هی نخوام توی همه چی عالی باشم و هی نخوام خودم رو با بقیه مقایسه کنم و هی نخوام زودتر به فلان خواسته برسم تا شعاف کنم.
همین که علایق خودم رو تا حدودی میشناسم این خودش ارزشمنده و باید همینطور ادامه بدم و از مسیر کاریم لذت ببرم و کمال گرایی نکنم و خودم رو بابت هر بهبود کوچکی تحسین کنم .
البته که نباید صفر و یکی باشم و جلب توجه تا حدی نیاز هست و همه ی ما آدم ها دوست داریم جلب توجه کنیم ولی این رو من باید متعادل کنم .
موفقیت ادامه دارد در صورتی که من کار کردن روی خودم و ذهنم رو ادامه بدم.
خب اینم از رد پای بعدی من ،، یادم باشه تعهد دادم
خدایا شکرت
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم آقا رضا
ممنونم از کامنته عالیتون
فقط باید روی خودمون کار کنیم و از مسیر لذت ببریم
روی خودمون کار کنیم و بهتر شدنها و بهبودهای کوچیک رو جشن بگیریم و به خودمون تحسین بگیم
و هر دفعه بهتر و بهتر میشیم
خیلی با انرژی بود
در پناه خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین
سلام به استاد محترم، خانم شایسته و دوستان عزیز و خوبم
خیلی خوشحال و شکر گذارم که امروز هم سعادت اینو داشتم زندگی کنم و از لطف هدایت های خداوند بهره مند بشم
دوتا مسئله در این روز ها برای من پیش اومده بود که خیلی هم ذهنم رو هم وقتم رو درگیر کرده بود و نمیتونستم انرژیم رو درست متمرکز کنم
یک انتخاب بین کاری که به شدت دوسش دارم و حاظرم با عشق بدون هیچ بهایی انجامش بدم یا کاری که در آمد فوقالعادهای داره و من اصلا بهش علاقه ای ندارم
دومین مسئله هم سخت گیری به خودم و عجله برای بدست آوردن هرچه زود تر نتایج بود
این دوتا خیلی ذهن من رو درگیر کرده بود و همچنین بعد از آشنایی با این سایت و استاد خوبم سعی میکردم خیلی زود و در روز چند تا فایل ببینم برای پیشرفت خودم و حتی بعد از خسته شدن به خودم میگفتم که باید ادامه بدی و بیشتر وقت بزاری
امروز که شروع کردم به دیدن فایل ها اولین قسمت رو از خدا خواستم که هدایتم کنه و من رو در مسیر درست قرار بده
در حالی که من بعد از اون فایل 2 تا فایل دیگه نگاه کردم که همشون در یک راستا بودن
هدایت امروز من لذت بردن از مسیر بود
من حس میکنم این جمله همه جواب هارو داشت به من میداد
اینکه سعی کنم در مسیر پیشرفت خودم در این سایت عجبله نکنم و سعی کنم در مسیر رشد تکاملی لذت ببرم و هر روز بیشتر شکر گذار خداوند باشم
حتی جواب اینکه من کدوم کار رو برای خودم انتخاب کنم هم در این هدایت الهی وجود داشت مسیری که من بهش علاقه داشته باشم استمرار هم برای من میاره و من باید بر روی ساختن باور های قدرتمند کننده و ثروت آفرین در حوضه کاری خودم کار کنم
شده چندین ساعت پای درس نشستم و تلاش کردم اون هم با عجله که اینکارو بکن اونکارو بکن ولی در آخر نتیجه دل به خواه اون لحظه رو نچشیدم،هم حس نا امیدی و هم حس سر خوردگی بهم دست داده و از ادامه مسیر به مرور زمان منصرف شدم
تو این فایل هدایت بر این بود که سعی کنم در هر مسیری که هستم چه در تحصیل که استاد عزیز فرمودن همه کسانی که تحصیل رو تموم کرده بودن میگفتن از مسیر و محیطی که در اون هستن لذت ببرین و چه در مسیر کار به دنبال علایقم برم و به لذت بردن از زندگی و راضی کردن خودم در این مسیر اهمیت بدم و بیشتر بر روی باور های سازنده و تقویت کننده و ثروت آفرین کار کنم چون تر کیب این 3 تا هم باعث خوشحالی قلبی و استمرار و هم موفقیت مالی میشه
ممنونم از خداوند که امروز هم منو مورد لطف خودش قرار داد و راهنماییم کرد
ممنونم از استاد عزیز و خانم شایسه که این آگاهی های ارزشمند رو به دستمون میرسونن
همه دوستان، خانم شایسته و استاد محترم رو به خدای بزرگ میسپارم
همیشه شاد، سلامت، ثروت مند و سعادت مند در دنیا و آخرت باشید
به نام خدا
آنچه من از این گام میفهمم این است که وقتی من در مسیر موفقیت قرار میگیرم و حتی از همان آغاز روال موفقیت، موضوعات مورد نظر من تغییر خواهند کرد؛ زیرا در طول مسیر، ذهن من هم رشد میکند و از محدویت قبلی خارج و افق دیدم گستردهتر میشود. بنابراین، باید در راه گام بردارم و ادامه دهم؛ مسیر خود چگونگی کار را نشان خواهد داد.
این که من بخواهم بهترین باشم، فینفسه خوب است؛ ولی اگر این خواسته ناشی از مقایسه من با دیگران باشد، نشانه کمبود احساس ارزشمندی و نقص عزت نفس من است. کمالگرایی، نوعی سمّ ذهنی است که فرصت لذت بردن از مسیر را به خاطر سراب بهترین بودن، از من سلب میکند و زندگی من و اطرافیانم را تبدیل به جهنّم میکند. اگر هدف راستین و اصلی من، لذت بردن از هر لحظه زندگیام باشد، آنگاه سایر اهداف من، وسیله رسیدن به همین هدف اصلی خواهد شد و موضوعیت خود را از دست میدهد.
پرسش اصلی این است که من از نظر چه کسی باید موفق باشم یا موفق به نظر برسم. دیدن خودم در آینه رتبهبندی دیگران، یعنی وابستگی من به عاملی غیر از خودم، یعنی احساس خوشبختی مشروط، احساس لذت مشروط؛ شرطی که در دست دیگران است و من را مانند یک معتاد به دنبال کسب نظر مساعد دیگران خواهد انداخت و عمله نگاه و قضاوت دیگران میکند و نه پادشاه و خالق زندگی خودم. حال آن که اگر من مشغول کاری باشم که به من لذت میدهد، دیگر چه تفاوتی میکند که دیگران من را موفق و خوشبخت تلقی کنند یا نکنند. احساس لذت مشروط، هم امکان لذت بردن در طول مسیر را از من میگیرد و هم احساس لذت پس از رسیدن به هدفم را؛ زیرا همواره نگران قضاوت دیگران و جایگاه خودم در آینه مقایسه آنان خواهم بود. احساس لذت از یک چیز با احساس نگرانی درباره همان چیز، قابل جمع نیست. من اگر در مسیر درست باشم و مسیر درست را به درستی طی کنم، نگاهم به بهترین بودن و مقایسه خودم با دیگران یا قضاوت مقایسهای دیگران نسبت به خودم، به طور خودکار از بین خواهد رفت.
عشق و علاقه به انجام یک کار، استمرار در آن کار و ایجاد باورهای ثروتساز، به طور قطع به موفقیت مالی میانجامد. مهم این است که من کاری به بقیه و مقایسه خودم با آنها یا قضاوت آنها نداشته باشم و در هر لحظه، از کارم و سبک زندگی شخصیام لذت ببرم.
هدف و خواسته مورد علاقه من، ممکن است بر خودم هم پوشیده باشد. در واقع، دانستن این حقیقت که خواسته واقعی هر آدم چیست، موضوعی بسیار دقیق است و نیاز به خودشناسی و تعمق فراوان دارد. آنچه میتواند در خودشناسی و کشف این حقیقت بسیار موثر باشد، کسب تجارب مختلف در کارهای متفاوت است. تجارب مختلف، موجب شکوفایی ذهن آدمی نسبت به خودش میشود و بین ذهن و روح ارتباط روشنتر و هماهنگی بیشتری ایجاد میکند. شاید بتوان گفت که قانون تکامل در شناخت خواسته واقعی نیز عمل میکند و هر خواسته، پایه شناخت خواسته بعدی و بعدی و در نهایت، خواسته واقعا مورد علاقه روح آدمی خواهد شد. خداوندا، در این مسیر به تو توکل میکنم و از تو یاری میجویم تا راه روشن هدایت را در برابر چشمهای من قرار دهی و یاریام کنی تا با گامهای استوار در آن مسیر حرکت کنم و عهد خودم با تو را ادا کنم. الهی آمین.