مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 72
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»246MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»22MB24 دقیقه













سلام به استادعزیزم به مریم بانوی مهربانم وهمه ی دوستان عزیزم در این سایت..
یکی دو روز بود به تضادی برخورده بودم، دوتا راه داشتم یا مثل گذشته باهاش برخورد کنم،( بجنگم بترسم حرص بخورم تلافی کنم ساعت ها در موردش حرف بزنم باخشم گله کنم کم بیارم و……خیلی رفتارهای وافکارها وگفتارهای ناآگاهانه داشته باشم نسبت بهش)
امااااا….گفتم من شاگرد چه کسی هستم؟ نزدیک دوساله دارم با زندگی نامه راستین و درست چه کسی زندگی میکنم؟! اینموقعه ها استادم گفته چیکار کنید؟!
(تفکر کردن درست، دیدن واقعییت، تعصب نداشتن بیخود به بعضی اعتقادات،عمل نکردن مثل گذشته، توجه تمرکز بر روی نکات مثبت قضیه ، دیدن سهم ونقش خودم توماجرا، سکوت به جا داشتن، سریع واکنش نشون ندادن، خلوت کردن باخود وباچشم بصیرت وروشن بینی به موضوع نگاه کردن، نامه نوشتن برای خدا وطلب هدایت کردن، به جا ودرست وبدون قرض حرف زدن ویاعمل کردن و……)
و راه دوم رو انتخاب کردم باید می دیدم چرا این تضاد به وجود اومده قراره چه درسی ازش بگیرم…
خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هر روز درس تازه وموقعییتی وجود داره یعنی به وجود میاد که منه مینا محک زده بشم، فقط حرف زدن که نیست، من تصمیم گرفتم ۲ سال پیش همراه استاد عزیزم ودوستانم باشم اینجا تواین مسیر الهی ودرست(الهی ودرست چون ارامش و شادی وسلامتی و برکت و هرچی که خوبه تواین مسیر یکجا هست) باشم ..
باشم که تمام شخصیتم وزندگیم تغییر کنه، چون اینجا کسایی هستند که قبل من وبا من تواین مسیر قرار گرفتن ونتیجه های عالی گرفتن…
خدارو هزاران مرتبه شکر، من خودم رو با دیروزم با گذشتم مقایسه میکنم نه باکسی دیگه، اتفاقی که برای من افتاد این چند روز مختص به من بود، وقرار بود من عکس العملی متفاوت داشته باشم این موضوع واین شخص آموزگار من بود و آموزشی که باید می آموختم، حس خوبی دارم مثل گذشته رفتار نکردم وبهترین رفتار و گفتار وعملکرد رو داشتم…
همین تضادهای به ظاهر کوچیک، معمولی، پیش پاافتاده یکی یکی جمع میشه وشخصیت وزندگیمو میسازه، همینهایی که تا قبل آشنایی با شما استاد عزیزم برام حل کردنش درد داشت ترس داشت همش گند میزدم بلد نبودم چطور از پسش بربیام…
اما خدارو هزاران بارشکر به خاطر درسهایی که ازشما گرفتم…
مرا به سوی نشانه ام هدایت کن امروز اوردمنو اینجا وچقد قشنگ تو حرفهای شما که در مورد تسلیم بودن زدید،در مورد اون شاگردتون که آموزشش دادید وبرعلیه شما وبه ضد شما عملکرد و….
اما هیچکدوم از اون شرایط واون تضادها نه تنها باعث عدم پیشرفت شما نشد بلکه باعث ترقی شماشد وکلی درس وتجربه خوب گرفتید وکلی اتفاقات خوب بعدش برای شماافتاد…
چون نترسیدید، باج ندادید، حرف زور رو قبول نکردید، تضادها باعث نشد کم بیارید وا بدید وادامه ندید، بلکه صبورانه مسیر رو طی کردید ومشتاقانه هدایت خواستید و محکمتر از قبل قدم برداشتید وموانع رو یکی پس از دیگری کنار زدید….
خدارو هزاران بارشکر، وقتی آدم یادمیگیره روزانه مسایلش رو حل وفصل کنه به کمک خداوند بعد یه مدت می بینه هر روز بهتر از دیروزش شده تو آرامش داشتن تو صبور شدن تو توکل کردن، تو رسیدن به مادیات ، سلامتی داشتن روابط خوب و….
استاد عزیزم فرستاده خدا، انتخاب شده ی خدا ، راهنما وهدایتگر من روی زمین، خدارو هزاران بارشاکرم که منو سر راه مسیر الهی شما قرار داد، تا خودم رو بشناسم خدارو بشناسم جهان رو بشناسم، وهر روز سعی کنم دنیای خودم رو طوری بسازم که هم خودم لذت ببرم وراضی باشم وهم خداوند از من راضی باشه انشالله…
هنوز اول راهم امیدوار، پرقدرت، باتوکل، انشالله که تا وقتی زنده هستم مورد رحمت خداوند باشم…
برای شما استادعزیزم برای مریم بانو برای همه ی دوستانم دراین سایت وبرای خودم آرزوی تجربه کردن لحظه به لحظه در عشق وآرامش وشادی وسلامتی وثروت روز افزون رو دارم😍😍😍
دوستتون دارم😘😘😘
بنام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیز وهمراهان سایت عباسمنش
روز ۵۵
سبک شخصی:واقعا یعنی چی؟
به نظر من هر انسانی حق داره اون طور دوست داره زندگی کنه
بعضی ها تو سبک شخصی چهارچوب وارزش ها رو رعایت میکنند بعضی ها هم نه
اما همه مختارن
حالا کی درست وغلط رو مشخص کرده
انسانها
خو روز اول اولین زن ومرد رو کی به نکاح هم دراورد ،ها
کل داستان اینه زمانی دو نفر به هم علاقمند میشوند بین انها پیوند بسته میشه
حالا ماو تمامی جوامع در ادیان ان را با ثبت میکنن بعد زندگی مشترک بعد اختلاف عقیده بعد درگیری دوباره اشتی انگار یه چیزی نمیزاره خودشون باشن وانتخاب کنن واون همون ثبت محض ی هستش یا وجود بچه نه علاقه نه دوست داشتن
حالا تو بیا مثل استاد بدون هیچگونه ثبت دفتری عاشقانه در کنار هم زندگی کن
کی این رو گفته اشتباه واون رابطه پر از درگیری وتحمل همدیگر رو گفته رابطه درست
کی تعیین کرده
بله ما انسانها
مثل استاد اگاه بیندیشی وبه درکش رسیده باشی به سبک شخصی خودت احترام میگزاری
چون نتیجه درست میگه که مسیر درسته
من خودم فقط این رو میگم ومیدانم ولی اینقدر متعصب و درک های اشتباه دارم که مقاومت دارم ولی از ته دل میدانم درسته
بارها به همسرم میگم بیا دوست باشیم تا زن وشوهر ویکسری وظایف تقسیم شده
بارها به خاطر همون سند دفتری ودختر کوچلوم نبود از هم جدا شده بودیم
بحمداله با اون باورهای من همون بچه وسند امروز یه زندگی زیبا به من داده
چون درک من برای شروع زندگی ورابطه این بوده
نه درک استاد با این همه نتایج عالی
که من بخوام قضاوتش کنم
لطفا بسه
شما هم نتیجه بگیر بعد ببینم چه سبکی رو پیاده میکنید
حتما مغرور میشیم ومیخواهیم همه حرف ما رو قبول کنن و….
والا توجامعه زیاده کسایی که به مال ومنالی رسیدن …..وخودشون رو گم کردن
استاد دمت گرمه
قبولت دارم
سلام به استاد عزیزم .استاد بینهایت دوستتون دارم و خیلی خوشحالم که حدودا ۱ سال هست با شما آشنا شدم .از شما بینهایت سپاسگزارم که خیلی زیبا ما رو راهنمایی میکنید .من هر روز فایلهای رایگان رو گوش میدم و استفاده میکنم .براتون آرزوی خوشبختی و سعادت و سلامتی و عمر طولانی و با عزت دارم در کنار مریم جون .
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان موحد و ثروتمندم
استاد چرا ۱۰ سال صبر کنم تا بتونم حرف شما رو بپذیرم
فاصله دفعه اولی که این فایل ۵و۶ مصاحبه رو گوش کردم تا الان بیشتر از چند ماهی نشده
خدا پدرتونو بیامرزه فایل ۶ رو در توضیح فایل قبلیش گذاشتین
یادمه اون زمان فوق العاده فایل ۵ برام سنگین بود
باز قسمت ۶ کمی آرامترم کرد ولی الان بعد از چند ماه این فایلو گوش میکنم جالبه همه رو میپذیرم
یجورایی از خودم حیرت کردم
که چقدر این حرفای سخت برام منطقی شده
استاد یه فکت براش میارم
توی برنامه زندگی پس از زندگی که در باره تجربیات نزدیک به مرگ هست یک نفر دچار خفگی شده بود در اثر گاز گرفتگی و همسرش داشت میرسوندش بیمارستان با کلی بی تابی و گریه
اون شخص که بصورت روح ناظر بود میگفت من خیلی ناراحت بودم و عذاب میکشیدم
که چرا همسرم انقدر به من وابسته هست
اون اصلا نباید به من وابسته میبود
همین مهر تایید آموزه های شماست
از خداوند طلب یاری و هدایت میکنم
و شکرگزارشم برای این آگاهی ارزشمند
که تنها رابطه ما با خداست
امیدوارم بتونم عمل کننده بهش باشم
استاد
مرسی هستین
در پناه خدا باشید
اهدافم در۱۴۰۱
عاشق خدا بشم
بلطفش بیزنس خودمو ران کنم
بلطفش فهم و حفظ و تثبیت قرانم عالی بشه
سلام
خدا رو هزاران بار شکر میکنم که با استاد آشنا شدم و هر روز بیشتر و بیشتر قوانین رو میفهمم و این باعث خوشحالیمه🙂🙂🙂🙂
من هر وقت فایلارو گوش میکنم یکی از باورهام اصلاح میشه یا باورهای اشتباهم رو پیدا میکنم همونطور که با دیدن این فایل استاد یکی از اشتباهاتم در روابط رو کشف کردم.
خداروشکر که با استاد آشنا شدم و تاثیر هدایت خداوند رو از طریق ایشون دریافت میکنم🥰🥰🥰🥰🥰
به نام خدای مهربان
سلام به همه دوستان عزیزم
پنجاه و پنجمین روز سفرنامه:
خداروشکر میکنم بخاطر این هم زمانی. چند روز بود داشتم روابطم رو موشکافی میکردم و بلید در مورد یکسری از روابطم تصمیم اساسی میگرفتم.
چند وقت پیش توی یکی از فایلها دیدم که استاد گفتن مهمترین رابطت فقط رابطه با خدا باشه. از اون موقع به بعد انگار یک دیوار توی ذهنم ریخت پایین و پشت اون دیوار انگار پر بود از گل و درخت و انگار یک باغ زیبا بود.
تجربه وابستگی رو دارم و دقیقا ضربه ای که خوردم دقیقا از همونجا بود. وقتی که فردی توی ذهنمون انقدر بزرگش میکنیم که دیگه باور میکنیم روی ما سلطه داره و اونموقع هست که همش میگیم( هرچی تو بخوای،هرچی تو بگی) و یجورایی خودمون رو فراموش میکنیم. و فراموش میکنیم که اصلا روز اول چرا درخواست رابطه کردیم از خدا.
وقتی که اومدم رابطه م با خدا رو گذاشتم اولویت زندگیم،دیدم همه چیز در اوج آرامش خودشه. همه چیز اونطوری هست که باید باشه.
چندین سال قصد مهاجرت داشتم،اما همش میومد توی ذهنم این سوالات که پس خانواده چی،من برم کی به این کارها میرسه،کی به پدر و مادر میرسه. تمام این سوالات بخاطر شرکی که داشتم برام پیش میومد. خدا رو نادیده میگرفتم که این سوالات برام پیش میومد. اما الان میگم که همه خدای خودشون رو دارن و این خدا حواسش به همه چیز هست. من مثل دستان خدا هستم برای پدر و مادر،حالا من مباشم به هر دلیلی،اصلا طبیعی ترین دلیل که مرگ هست من رو از پدر و مادر جدا کنه،حتما خدا دستان دیگرش رو برای پدر و مادر من میفرسته. پس من نباید برای خودم و زندگیم و ذهنم ترمز ایجاد کنم. تمام تلاشم رو میکنم و پا رو گذاشتم روی گاز،اما همین باورهای شرک آمیز پای دیگم رو محکم گذاشته روی ترمز و نمیذاره من حرکت کنم.
از وقتی که اومدم به زندگی و اتفاقات زندگی از زاویه توحید نگاه کردم،درک یکسری مسائل خیلی برام راحتر شد.
وقتی مهمترین رابطه ما،رابطه با خدا باشه،وقتی باور داشته باشیم الخیر فی ما وقع باشه،دیگه نسبت به نتیجه رها هستیم. دیگه فکر نمیکنیم اگه اونطور شد چی! دیگه نمیگیم اگر این شخص نبود چی! دیگه نمیگیم اگر من نباشم چی!
سراسر قرآن فقط و فقط داره از توحید میگه. همه قرآن از توحید حرف میزنه. همه قرآن خداوند داره میکه فقط با من آروم میشید،فقط از من بخواید،فقط به یاد من باشید،من همه جیز رو به شما میدم،من همه کار برای شما میکنم. همه چیز در اختیار شما قرار داده شده و در تسخیر شماست. اصلا منطقی اینه که من به مبدأ وصل باشم. منطقی اینه که من از فرمانروای عالم بخوام. منطقی اینه که بهترین ها رو بخوام. منطقی اینه که به راحتترین شکل ممکن رو بخوام. آسان بخوام. لذتبخش بخوام. و بقول استاد من میخوام سوت بزنم و به خواسته هام برسم. تنها کسی که میتونه این خواستن هام رو بهم برسونه،فقط و فقط خداونده و من فقط و فقط روی خدا حساب میکنم.
ممنونم استاد بخاطر این فایل فوق العاده پر از آگاهی
این رک بودنتون رو من خیلی دوس دارم. این فارغ از هر نگاه بیرونی بودن به خودتون رو خیلی دوس دارم.
شاد سلامت و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت
سلام یادم هست سالها پیش مادرم زمین گیر شده بود و سکته مغزی کرده بود و فلج شد و من وبرادرم و خواهرم از اون مواظبت میکردیم ومن همش دعا میکردم که زنده بماند چون من خیلی دوستش داشتم سه سال گذشت تا اینکه حالش خیلی بد شده بود و زمانی که آن را به بیمارستان رساندیم دکتر بعد از معاینه گفت این تا ده روز دیگر زنده نخواهد بود و چندعدد قرص به اون داد گفت روزی یکی بهش بدین فکر کنم چیزی مثل ارام بخش بود و اون بنده خدا هم فقط یک جا توی خونه دراز کشیده و نمی توانست که چیزی بخوره حتی اب و من هم داشتم نگاه میکردم که چه جوری از بین داره میره و هیچ کاری از دست تو ساحته نیست نه تا اون موقع مرگی به چشم دیدم نه چیزی فقط تنها چیزی که من را ارام میکرد یک قران داشتم و قران می خوندم و با خدا صبحت میکردم که این قدر زجرش نده نه می دانستم تسلیم چیه نه می دانستم توکل چیه ونه قرانی ونه خدایی که عباس منش از اون این قدر صبحت میکرد گذشت تا اینکه بعد از دو هفته از دنیا رفت زمانی که از دنیا رفت من خیلی راحت با این قضیه کنار اومدم و باز هم قران میخوندم بدون اینکه ذره ای از این اگاهیها اطلاع داشته باشم سال بعد پدر را ازدست دادم همه ناراحت بودن ولی من اصلا ته دلم انگار یک نیروی قوی وجود داشت و هرکی چیزی میگفت من در جواب بهش میگفتم پدر مادر کی براش زنده مانده تا اخر عمر که مال من بمونه و امروز متوجه شدم توکل یعنی چی تسلیم بودن یعنی چی خدا را شکر که هر روز دری از اگاهی بر روی ما باز میشود از شما به خاطر این سایت خدایی هم ممنونم
سلام سلام
الهی دورتون بگردم من , که نبینم بچه ها حرف استاد توحیدی رو نفهمیدن و برای لحظه ایی خاطر شما مکدر شده باشه
استاد من اصل حرف شما رو کاملا فهمیدم و بهش احترام میگذارم و خیلی خیلی تحسینتون میکنم که اینقدر بدون وابستگی و در لحظه زندگی میکنید
اصل بدون وابستگی و در لحظه بودنه حال چه با ازدواج چه بدون ازدواج
چه توی ویلای 5000هزار متری باشی چه تو اپارتمان 70 متری
اصل اینه که خوشبخت و از ته قلب احساس شادی و سپاسگزاری داشته باشی
اینا اصل هستن و من بشخصه ازدواج با تشریفات رو میپسندم ولی کاملا متوجه فضای فرکانسی شما هستم
استاد چه مثال قشنگی زدین . راجع به اینکه اگر فکر نمیکنید بخاطر حرف مردمه در نظر بگیرید که شخص فوت میکنه , اونوقت نگاهتون چطوره؟
این مثال خیلی کمک میکنه به اینکه هر گاه مسئله ایی منو درگیر کرد درست یا غلط بودنش رو بسط بدم به نگاه دیگران و اونجا عمل و رفتار توحیدی رو در بیارم و انجام بدم
استاد همین لحظه ایی که دارم برای شما کامنت مینویسم درگیر ی صحبتی شدم که داره نشون میده چقدر مورد تایید بودن یا نبودن ادمها برام مهمه
تازه من شخصی ام که خیلی داره رو خودش کار میکنه حالا ببین کسی که کار نمیکنه چیه ؟
یعنی میخام بگم این اون چیزیه که تا اخر عمر با ماست و پاشنه ارشیلمونه
چقدر نگاه توحیدی که حرف دیگران برات مهم نباشه فقط ببینی در درگاه خداوند مورد قبول هست یا نه ؟بهت ارامش میده
هر چقدر بتونیم به این نگاه نزدیکتر شیم , قطعا خوشبخت تر خواهیم بود
جناب عباس منش عزیز شاکر خداوند هستم که با شما آشنا شدم.عذر منو پذیرا باش که از لفظ استاد استفاده نکردم چون به نظر من استاد فقط لفظی هست که باید به استاد هستی داده بشه استادی که من و شما رو آفریده.
به هر حال من شاکر خداوند هستم که با شما که یکی از نخبه های آفرینش هستی آشنا شدم .همینقدر که با گوش دادن به فایلهای شما نگرشم عوض شده خدا رو شاکر و سپاسگزارم که با شما آشنا شدم.از خدا میخوام مثل همیشه شاد سربلند و موفق باشید .شما بهترینی
سلام به استاد بی نظیرم و خانم مریم شایسته عزیزم
استاد بی نطیییرم چقدر عاشقانه گفتید که از خوشبختی ما لذت میبرید…وجودم پر ازعشق شد…پر از شور و نشاط …
وقتی اونطوری با محبت ومهربانی گفتید دوستتون دارم
خدارو شکر میکنم که شما استاد منید و با همه وجود میخوام اینو بگم که من هم از خوشبختی شما لذت میبرم…از رابطه قشنگتون…از در صلح بودن با خودتون…و ازینکه آرزوهاتون رو به زیبایی خلق کردید..وممنونم که تمام این زیبایی هارو با ما به اشتراک میگذارید.