مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 71


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نسرین سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2765 روز

    به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باوها و افکارم

    با سلام خدمت استاد توحیدی ام

    خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد که با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار

    ساتاد عزیم با چشمانی اشکبار که حاصل سرپسردگی و تسلیمم به یگانه قدتر هستیه دارم کامنت میزارم قدرتی که در دورنم بود اما فراموشش کرده بودم تا اینکه همون قدرت دست من رو گرفت و به سمت شما آورد تا با کمک شما دوباره پیداش کنم و بهش وصل بشم و از وقتی که تلاش کردم اینکار رو انجام بدم زندگیم زیبا شده .اونقدر این فایل های توحید در عمل من رو داره تحت تاثیر قرار میده که دوست دارم بارها و بارها گوششون بدم و هی نکاتش رو برای خودم بنویسم و مرور کنم و بارها این کار رو کرده و دوباره هم دارم این کار رو انجام میدم

    خوشحالم که به عنوان شاگرد شما من هم دارم مزه ی اشک بار اما شیرین وصال به ربم رو میچشم

    و اما نکات خلاصه شده ی این فایل :

    1و هیچ وقت از هیچ کس بت نیازین که اگر با باورهای شما همخوانی نداشت به هم بریزین :

    استاد عزیزم من از شما بت نساختم اما با ذهنی باز شما رو پذیرفتم و کامالا این چیزهایی که شما میگین با باورهای دورنی همن همخوانی داره و همیشه مصداقش رو دیدم و تایید کردم حاا بماند که به خاطر ترس و باورهای شرک آلودم تا حدی به این آگاهی ها عمل کردم ولی همون یکم عمل کردنه هم نتیجه داده و خوشحالم که هیچوقت جبهه گیری در مورد آگاهی هایی که بر زبان شما جاری شده نداشتم چون با درونم سازگار بوده و هست

    2. دروی هیچ کس و هیچ چیز غیر خدا حساب نکنین و گرنه چوبش رو میخورین بدجورین :

    منم چوبش رو خوردم وقتی که برای کارم بریا روباطبم روی کسانی حساب کردم که توی زندگی خودشون هم مونده بودن و با پوست و استخونم لمسش کردم و خوشحالم که از وقتی که تصمیم گرفتم روی قدرتی حساب کنم که تمام جهان تحت سیطره اونه همه چیز بخوبی پیشرفته و میره سوای از اینکه دیگران قدرت دارن یا ندارن

    3. بعضی وقتها ضربه هایی که توی زندگیون میخوریم باعث میشه که خیلی فکر کنیم و خودمون رو اصلاح کنیم :

    اومدن من توی این مسیر دقیقا بخاطر ضربه ی کاری بود که اونقدر شدید بود که خوردم کرد نه از لحاظ مالی از لحاظ عزت نفس و اعتماد به نفس و اونجا بود که خداوند من رو هدایت کرد به سمت شما تا اولین دستاوردی که از بودن با شما بدست بیارم بالا رفتن ارزشمندی و عزت نفسم باشه تا دیگه دیگران جرات جسارت و توهین به من رو نداشته باشن چون خودم برای خودم ارزشمندی و عزت قایل شدم

    4. همیشه به حرف قلبتون گوش کنید چون جایگاه خداونده

    5. خدای شما میتونه همه کار رو برای شما بکنه اگر باور کنید این رو :

    بله استادعزیزم من همه کاری برای دیگران کردم اما کسی کاری برای من نکرد اما از وقتی سعی کردم خداوند رو در وجودم پیدا کنم بدون اینکه من کاری برای اون بکنم اون داره همه کار برای من میکنه

    6. هر کسی به هر شکلی به هر شکلی میخواد طرفدار جمع کنه یعنی باورهای شرک آلود داره

    7. اگر تفاوتی هست بین رفتن و مردن طرف عاطفیت معلومه که نگران حرف مردم هستی:

    خدا رو شکر که از اون وابستگی زیادی که به طرف عاطفیم دارم با آموزش های شما و کار کردن روی خودم اومدم بیرون و الان بودن و یا نبودنش برام بدیهی شده به این معنی که اگر هم مدار و هم فرکانسیم باشم ادامه میدم اگر به هر دلیلی رفت براش آرزوی موفقیت میکنم .البته درک این قضیه 3 سال برای من طول کشید و اون اوایل که از شما این رو میشنیدم درکش برام سخت بود ولی الان خودم دارم تجربش میکنم به این معنی که ایشون رو دوست دارم اما به هر دلیلی اگر همین الان تموم بهش شاید بقول شما فقط چند ساعت نارحت بشم و این توانایی رو در خودم میبینم که براحتی کنترل کنم این قضیه رو

    8. وقتی مسیر درست باشه نتیجه درست و وقتی مسیر غلط باشه نتیجه هم نادرسته :

    خدا رو شکر که چون حالم خوبه آرامش دارم دارم پول میسازم رابطم با خودم و اطرافیانم بهتر شده شادتر دارم زندگی میکنم یعنی مسیر درسته فقط باید ادامه بدم و بهترشون کنم

    9. وقتی که با ایمان حرکت میکنی اتفاق های خوبی برات می افته :

    بله استاد جان از وقتی که دارم سعی میکنم تسلیم تر باشم و با ایمان بیشتری حرکت کنم اتفاق های خوب داره می افته که همین چند روزه چند تاش رو تجربه کردم

    10.من خیلی در لحظه زندگی میکنم( استاد):

    استاد جان من هم از شما یادگرفته که گذشته و غم غصه هاش رو بریزم دورو نگران آیندم نباشم چیزهایی که سالهی سال روح من زخمی کردن بودن و از وقتی که این کار رو دارم انجام میدم توی لحظه زندگی کردن بیشتر برام معنی پیدا کرده

    سپاسگزارم استاد به خاطر تک تک این فایل های توحیدی که داره هر روز من رو تسلیم تر میکنه در مقابل ربم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1460 روز

    به نام خدایی که توتنهایی وخلوت آدمهابهترین همدم ومونس بهترین یارویاوره،سلام به استادعزیزوهمسرگرامیش مریم جون ،بمیرم برات استاد،بگردم الهی، نبینم کسی استادمنواذیت کنه خیلی ناراحت شدم که دوران نوجوانی واویل جوانی انقداذیت شدیدچون خودم پسرنوجوان دارم خیلی راحت میتونستم درکتون کنم که چ دردهایی کشیدیدالبته خداراشکرهم خودم هم همسرم خیلی پشتش هستیم خیلی ساله یعنی ازبچگی تاالان دنبال ورزش وتوپ بوده ،چندسالیه که داره تلاش میکنه فوتبالیس شه ،ازاطرافیان آسیبهایی میخوره که توروچه به فوتبالیس شدن امامنوهمسرم دنبال روهدفش، تاجایی که میتونیم کمکش میکنیم یه سالی هم هس ازدولت استادعزیزتمام دیدوباورش وایمانش به خدا رادرجهت مثبت تغییرداده والان باانگیزه تروپرقدرت تربدون تعصب وترس هدفش رادنبال میکنه وباجدیت وتلاش دنبال هدایت خداوندمیره ،هرچی خودم ازاستاد یادبگیرم همون روزهمه اونهارابه پسرم منتقل میکنم تاهم برای خودم تکراربشه هم پسرم چیزهای جدیدی یادبگیره ،خداروشکرهم فرکانس استادهم هس وهیچ مقاومتی دربرابرآموزه هاش نداره اتفاقاهروقت چیزتازه ای یادمیگیره به نظرم اون بهترازمن عمل میکنه ومن بابت این موضوع خیلی خوشحال هستم وهرروزازخداواستادعزیزم سپاسگزاری میکنم ،اینکه انسان توشروع زندگی دردوران نوجوانی به بعدسختیهایی راببینه ودردهایی رابکشه ،به نظرم بدنیس امابه شرط اینکه ازمسیردرست خارج نشه ومثل استاددنبال گمشده خودش بگرده وخودشوزودپیداکنه تاازمسیراصلی خارج نشه واتفاقات ناگوار،روتجربه کنه ،اگه بتونه مقاومت کنه ومسیرراپیداکنه، عالیه،چون درشروع دوره جوانی هدفمندتروباانگیزه تروبااراده ترراه و مقصدش روپیدامیکنه تااینکه مثل من توجهی نداشتم دوره جوانیم وبدون هدف ودیمی زندگی کردم الان تازه متوجه شدم چقداشتباهات داشتم وچقداین اشتباهات منوازهمه چیزدورکرده بوده وخودم متوجه نبودم البته منم چندسالی هس که سعی کردم مسیردرست راپیداکنم امابه این جدی نه ،وجوداستادوآشنایی باایشون جدیت توکارم راپدیدارکردوباعث شددنبال رفع پاشنه های آشیلم ومقاومتهام برم ،مدارم وباورهام راتغییربدم،سعی کنم به تضادهای زندگیم طوردیگه ای نگاه کنم ،به قول استادانگاریه چیزی تووجودمن بودکه به این سمت کشیده شدم من سخنان استادراخیلی قبول دارم اماواقعنی بت نساختم ازش ،هروقت مطلب تازه ای ازایشون یادمیگیرم ،خودم باعقل خودم وتجربیات تلخ وشیرینم می سنجم بعدقبول میکنم ،یادم نمیادتاالان چیزی راازایشون نپذیرفته باشم ،همه چیزدرس وتجربه بوده وبس ،اینکه استادقضاوت دیگران راکنارگذاشته وباشهامت تصمیم قاطعانه ای برازندگیش داره خیلی مهم وباارزشه ،انسانهاگاهی بااین تصمیمات دورسشون امتیازبزرگی اززندگی وجهان میگیرن ،جداچراانقدمااین آدمهارابزرگ کردیم ایناتوزندگی شخصی ما چ جایگاهی دارن موقع گرفتاریهای ماچقدکمک حالمونن !منم تاچندوقت پیشاخیلی بهامیدادم به نظرودید دیگران اماخداروشکرالان به قدری توجهم به خودمه که اونارااصلن نمیبینم ،اینکه من درمسیردرست باشم وفقط دنبال تغییرخودم باشم ،خیلی ازموضوعات ومسائل برامون بی ارزش میشه وبی تفاوت ازشون عبورمیکنیم خیلی ازچیزایی که مهم بودن دیگه مهم نیستن چون تومداری قرارمیگیریم که چیزایی که ارزش واقعی دارن راپیدامیکنیم مابه درون خودقدم میزاریم وبادرون خودآشتی میکنیم بعدمی بینیم که کمبودی نداریم که بخواهیم ازطرف دیگران رفع بشه ،باخدایی آشنامیشیم که وجودش انقددلگرمی وحس خوب وشادبهت میده که بازنیازی به هیچ بنی بشری نداری ،عاشق هدایت خدام قبلاچقدسخت تصمیم میگرفتم به خصوص جاهایی که تردیدداشتم چقدلذت بخشه راحت خودتوبسپاری به خداوباهدایت اون هرچی پیش بیادهرچندناجالب ،تومی پذیری،این هدایتم ازنکته های طلایی استادهس که یادگرفتم ،جالبه که هراتفاقی که بعدش میفته راتوبدون فکرکردن وتاسف خوردن می پذیری چون باورداری که خداوندبهترین مسیریاراه راسرراهت گذاشته چون ایمان بش پیداکردی چون دست ازقدرت انسانهاکشیدی وچسبیدی به خودش ،من ازتجربه خیلی جوابهای خوب گرفتم ناراحتی هام بی نهایت کم شده استرس دیگه ندارم فقط تکیه گاهم راخدامیدونم وبس ،نقطه سرخط ،استادجونم خداروشکرکه جواب تمام سختی هایی که کشیدیدراگرفتیدالان شمابهترین جایگاه راداریدواکثراون کسانی که به شماتوجه نمی کردن وتحقیرتون میکردن حسرت شمارامیخورن ،ماازاین بابت خوشحال نمیشیم وبرای هدایتشون دعامیکنیم ولی ایناتجربه هایی باشه برای ماهاکه ماچنین برخوردهایی باکسی نداشته باشیم،عالی باشیدوهمیشه دنبال کسب آگاهی های جدیدماهم به دنبال شما، استادعزیزم عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2469 روز

    قسمت بیست و یکم ۲۱

    مصاحبه با استاد عباسمنش

    بنام خدای مهربانم

    خدایاا شکرت که امروز هم به سمت بهترینع بهترین فرصت های طلایی و کلیدی تفاوت واژه ی تسلیم در برابر خداوند با تسلیم در برابر مشکلات و تضادها زندگی هدایت شده ام

    مبحث این قسمت 👇👇👇

    تضادها .. توانایی کنترل ذهن و توحید عملی

    تسلیم خداوند بودن یعنی همان نیروی برتری که جهان رو خلق کرد و در حال هدایت این جهان است و بعبارتی ( یا مدبر الیل و الانهار) ای تدبیر کننده ی شب و روز

    همان نیرویی که برگی بدون اذن خداوند از درختی نمی افتد .. همان نیرویی که حامی و هادی و هدایتگر این جهان هستی است ..

    خدااایاااا شکرت که قدرت خداوند زندگی من رو بسمت بهترینع بهترین ها در همه ی ابعاد ولایه لایه های زندگیم هدایتم میکند و امروز هم سهم من از دریافت این

    هدایت و حمایت به اندازه ای است که ایمانم به این نیرو قدرتمند و هماهنگ شدن با قوانین این نیرو است

    بعبارتی یعنی به همان اندازه ای که می توانم قوانین این نیرو را درک کنم و بفهمم و اجرا کنم می توانم هدایت و حمایت و رحمتش را دریافت کنم خدارو شکرت

    وقتی فرمان زندگی ام را بدست قدرتمند خودش بسپارم و بدون چون و چرا قوانینش را اجرا کنم و بپذیرم آنوقت می توان گفت که تسلیم خداوند هستم

    تسلیم بودن یعنی ایمان دارم که تنها راه رسیدن به مقصد و خوشبختی و سعادت در همه ی جنبه های زندگی همین اعتماد و ایمان داشتن به این قدرت برتر است..

    حتی در شرایط بظاهر نا دلخواه می توانیم هدایت این نیرو را در قالب فرصت ها و ایده ها و راهکارهایی ببینیم که آمده اند تا ما را رشد بدهند.. و با این ایمان و یقین و اعتماد به خداوند دلمان قرص می شود و همه ی نگرانی ها و دلهره ها و ترس هایمان رنگ می بازند و وجودمون مملو از عشق و آرامش و اطمینان قلبی می شود.. وقتی کنترل ذهن داشته باشیم و ورودی های دهنمون رو کنترل کنیم دیگر نجواهای ذهنی ما فرصت ندارند که فعالیت کنند و کم رنگ تر از همیشه می شوند و با آرام شدن نجواهای ذهنی قلب ما برای دریافت الهامات و شهود و نشانه های واضح و آشکار ما را بسمت اهداف و خواسته هایمان هدایت میکند .

    خدایااا شکرت امروز از آن روزهایی است که قلبم برای این هدایت ها می تپد .. خدایااا هدایتم کن بسمت کنترل ذهنم .. خدایااا شکرت که هم اکنون بهترینع بهترین ورودی ها از طریق حواس پنجگانه ام برای افکارم هدایت شده ام.. خدارو شکرت که هم اکنون در مسیر و مدار جذب و دریافت بهترینع بهترین ورودی ها از طریق چشمانم و گوش هایم و زبانم و ذهنم برای مشارکت در زیبایی ها ست هدایت می شوم خدایااا شکرت

    من بوضوع بشارت های خوش شادمانی اعظیم را می شنوم و میبینم و میفهمم و درک می کنم و آگاه می شوم .. خدایاااا شکرت که من بوضوح و به روشنی صدای الهام و شهود و نشانه ها را می شنوم و می فهمم و درک می کنم و آگاه می شوم و بی درنگ از آن اطاعت می کنم خدایاااا شکرت

    نکته ی بسیار مهم این قسمت این است که .. افراد کمی قادرند که در هر اوضاع و شرایطی تمرکز خودشون رو بر نعمت های اطرافشان بگذارند و تحسین کنند و شکر گذار باشند و امیدوار باقی بمانند..

    فقط آدمهایی که در برابر این نیروی قدرتمتد برتر خداوند و قوانینش تسلیم هستند که از عهده ی اجرای قوانین احساس خوب = اتفاقات خوب بر بیایند و یا برعکس عمل کنند

    به همین دلیل است که اگر سکان کشتی زندگی شان را در دست الهامات و شهود و نشانه های واضح و آشکار خداوند بسپارند می توانند اوضاع و شرایط را به گونه ای که می خواهند تغییر مسیر دهند..

    یعنی کسانی که ایمان و یقین به خداوند و قوانینش دارند نه ترس دارند و نه غمگین می شوند لا خوف علیهم و لا هم یحزنون

    خدایا کمکم کن بحدی از ایمان و یقین برسم که فقط و فقط صدای بلند هدایت های الهام و شهودی ترا بشنوم و ببینم و بفهمم و درک کنم و آگاه شوم..

    الا بذکر الله تطمعن القلوب فقط با یاد خداوند قلب ها مطمعن می شود

    خدایااا شکرت

    خدایاااا کمکم کن که آگاهانه مراقب ورودی های ذهنم باشم .

    به دلیل چنین حدی از تسلیم بودن در برابر خداوند است که همواره به هر مسعله ای به گونه ای باید نگاه کرد که به احساس خوب برسیم

    تسلیم بودن یعنی اینکه بگیم آخیش خودمون رو سپردیم به خداوند هر چند هیچ وقت نمی توانیم ادعا کنیم که تسلیم محض خداوند بوده ایم ولی بقول استاد عزیزم اگر سعی کنیم حتی یک نقطه به این موضوع نزدیک شویم یعنی کار بزرگی انجام داده ایم .. و برای رسیدن به چنین تسلیمی اسقامت و باور و تمرین نیاز دارد و نشانه ی تسلیم بودن بخداوند رسیدن به احساس خوب است..

    ولی تسلیمی که نباید هیچوقت تسلیم شویم 👈🏻👈🏻 تسلیم در برابر مشکلات و مسایل سخت زندگی است که نباید تسلیم اتفاقات ناخوشایند بشویم و برای اینکه تسلیم اتفاقات نا دلخواه زندگی نشویم به اون اتفاق بعنوان بازی که حل معما است نگاه کنیم بعبارتی ببینیم که توانایی حل مسعله رو داریم یا نه … و در واقع خودمون رو برای حل مسعله به چالش بکشیم و حل مسعله رو در همه ی زمینه ها داشته باشیم..

    در این قسمت نتیجه گرفتم که همیشه برای حل هر مسعله ای نگاه مثبت داشته باشم و نگاهم یک نگاه حل بازی و یا یک بازی شطرنج و حل یک معما به مسعله باشد و به این شکل نگاه کنیم ..

    بعضی وقت ها صورت مسعله جوریست که انگار اصلا حل شدنی نیست ولی با توکل بخداوند و توحید باعث میشه که دستان خداوند از هزاران دست به کمکمون بیاید و آن مسعله رو توسط افراد و شرایط و ایده ها و مسیرهایی حل میکند که اصلا تصور نمی کردیم .. و نگران این نباشیم که اگر این شخص از زندگی مون رفت چی میشه و یا اون کار رو از دست دادیم چی میشه ؟؟ و یا این روابط خراب شد چی میشه ؟؟

    چون من باور دارم که بی نهایت دست از طرف خداوند هست که مسایل ما رو حل می کنه و این چالش ها و این تضادها به ما کمک می کند که رشد کنیم و پیشرفت داشته باشیم و حتی با حل کردن این تضادها اعتماد بنفس مون هم خیلی بالاتر می رود..

    در نهایت از این قسمت به این نتایج رسیدم .. اینکه.

    اگر مسعله ای پیش آمد باید فکر کنیم که 👈🏻🤔 چطور اون مسعله رو حل کنیم ووووووو و بفهمیم که چه موهبت هایی پشت اون حل مسعله وجود دارد..

    مثلا …. یکی از کارهاییی که برای کسب و کار باید یاد گرفت این است که برخورد با مشتریانی که ناراضی هستند.. و بصورت عملی باید یاد بگیریم که جطوری مقاومت شان را برای انصراف به موفقیت تبدیل کنیم و راههای مختلف با آدم های مقاوم رو پیدا کنیم ..

    خیلی خیلی ممنون استاد عزیزم که در این قسمت مبحث توحیدی فوق العاده ای رو یادآوری کردید و همچنین برای آگاهی های بیشتر به قسمت های توحید عملی که معرفی کردید باید مراجعه کنم و ممنون و سپاسگذارم از خانم شایسته عزیز که مقاله ها و پیش نویس های مصاحبه ها را برایمان توضیح داده اند .. ممنون و سپاس

    خدایاااا شکرت 🙏🙏🙏🙏👏👏💐💐💐💐

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    معصومه داوری گفته:
    مدت عضویت: 1531 روز

    روز پنجاه و پنجم

    سلام خدمت دوستان عزیزم

    و استادان گرامی ام

    چقدر این فایلهای توحیدی شیرین و لذت بخش هستند چقدر زمانی که گوش میدهیم آرامش خاصی بهمون میده

    و چقدر باعث میشه که ما ترمز های خودمونو سریع تر پیدا کنیم و روی آنها کار کنیم

    تنها راه اینکه باور کنیم خدایی هست و تنها روی او حساب باز کنیم ..

    ولز هر چه باعث باورهای شرک آلود میشن رو دور بریزیم و ایمان بیاوریم که خداوند هست و یاور و حامی و حمایتگر ماست

    تنها ترس است که مارو از خداوند دور می‌کند و پناه می‌بریم به عوامل بیرونی ..اگر روی ترسهامون کار کنیم

    وتسلیم امر خداوند باشیم برای خداوند کاری نداره که مارو به خواسته هامون برسونه و از بینهایت دستان قدرتمندش استفاده میکنه برای رسیدن به خواسته های ما

    اگر ما او رو باورش داشته باشیم و ایمان بیاوریم ..

    تمام مشگلات ما به خاطر وجود داشتن ترس است که منجربه مقاومت کردن آن میشیم

    ترس از دست دادن زندگی ..ترس از دست دادن کارو شغل .ترس از دست دادن همسر و فرزندان ..ترس از دست دادن موقعیت وام و پول …

    دریغ ازینکه به یاد داشته باشیم که نیروی برتری وجود دارد که ما را حمایت می‌کند..

    خداوندی که مارا تا اینجا هدایت کرده مسلما مارو تنها نمیزاره و تا آخر پشتیبان ما هست

    به شرط این که باورمون نسبت به خداوند قوی تر کنیم ..و همه چیز را بسپاریم به دستان قدرتمند او ..

    شادو پیروز و سلامت باشین ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    طيبه معصومي گفته:
    مدت عضویت: 2191 روز

    به به الهی شکر استاد عزیز

    چ بنده نابی

    چ نماینده نابی

    خدا رو شکر بابت این فایل توحیدی

    هر. وقت صدای شما رو میشنوم اروم میشم

    چقد خدا رو شاکرم بابت وجود شما

    خدا رو شاکرم بابت وجود خودش چقد دوسش دارم

    چ خدای نابی به به

    تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری میخواهیم پروردگارمممم

    تو برایمان همه و همه برایمان هیچ

    اگر لحظه ای ترسیدیم و یا نگران شدیم ما رو ببخش چون تویی همه کسمان

    یاریمان باش پروردگارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    فاطمه جهانی گفته:
    مدت عضویت: 2197 روز

    سلام و احترام

    ازکار قبلیم بخاطر یه سری مشکلات و از همه مهتر اخلاق بدشون اومدم بیرون،،،،

    یه کار جدید عالی پیدا کردم با مزایا و همکارای عالی و خیلی خوب بود تا اینکه کم کم متوجه شدم که رئیس شرکت ذاتا آدم عصبیه، البته من سعی کردم با باورای درست رفتارهای درست از این شخص ببینم…….

    اما چندوقتی برای خودم سوال شده بود که از کار استعفا بدم بیام بیرون یانه، برای همین اومدم توی قسمت من را رهنمایی کن و این فایل برام باز شد، چندین بار گوشش دادم تا بلاخره یه جمله شنیدم ازش،،،،، اینکه استاد گفتند من با شاگردهای اون دوره این طور برخورد کردم که به شکل یه بازی بهش نگاه کنم و اینکه اصلا آدمش هستم که حلش کنم یا نه، یا تسلیم میشم……… همین جمله هارو شنیدم و با خودم گفتم ببین به این شرکت به شکل یه دوره کارآموزی قانون نگاه کن،،، میخام ببینی اصلا میتونی از قانون توی موارد اینقدر کوچیک استفاده کنی یا نه،،،، یا میخای جا بزنی،،،،،، میخام ببینم میتونی یه موقعیت عالی کاری محیط شادروابط حرفه ای وکاری. قشنگ با رئیس وروابط کاری درست و قشنگ، ساعت کاری درست، حقوق عالی،، برای خودت درست کنی یا نه…….

    اون وقت که میتونی ی پله بالاتر بری و قدم های بلندتری با اعتماد به نفس جدید بسازی

    پس بمون توی کارت و وقتی که کنار پروردگارت هستی لبخند بزن و از اون بخواه که بسازه برات

    با عشق و احترام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    عبدالواحد حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2415 روز

    بنام خدای مهربانم

    رد پای ۵۷

    سلام بر همه عزیزان

    خدارا بی نهایت شکر که مرا در مسیر این ٱگاهی های ناب قرار داد و دوستان ٱگاه دارم.

    استاد عزیز چیقدر زیبا در اول قوانین و اصول را میگه و بعد چیقدر زیبا واضیح میکنه و با ٱوردن مثالها چیقدر عالی موضوع را روشن و باور پذیر میکنه، نکات عمومی که استاد اشاره کرد خیلی ٱموزنده بود:

    ۱. هیچ وقت از کسی بت نسازم و دیدگاه فرد را با خود فرد گِره نزنم از نتایج که گرفتم و از دیدگاه که برایم خوب است استفاده کنم، نه اینکه با دیدن عمل و یا گفتاری که مطابق میل ام نیس فرد و دیدگاه اش را یک جا دور بریزم و فراموشش کنم و خودم را از موفقیت دور کنم.

    ۲. نظرات بقیه اصلا برایم مهم نباشند، قوانین و اصول ام را عملی کنم فارغ از این که کسی خوشش بیاد یا نیاد و اصلا کوشش نکنم قانع اش کنم و فقط از نکات که برای من خوبه و بهیم کمک میکنه استفاده کنم و از نکات که دوست ندارم اعراض کنم و خلاص.

    ۳. غیر از خدا روی هیچ کس و هیچ چیز حساب باز نکنم و این نگاه توحیدی را خیلی دوست دارم، و خیلی کمک ام میکنه راحت تر زندکی کنم، خدارا شکر که این دو دیدگاه که اول روی هیچ چیز و هیچ کس حساب باز نکنم و دوم اینکه فقط روی خدا حساب باز کنم و فقط از خودش بخوام را در بازه زمانی خیلی کوتا یکی بعد از دیگری بهیش رسیدم و بابت این دیدگاه خدارا را خیلی سپاسگزارم و شکر گذارم و بابت این دیدگاه تشکر میکنم از استاد عزیز که رهنمای ام کرد به این مسیر توحیدی، اونم در سخت ترین شرایط زندگی، تشکررررررررر استاد عزیز.

    ۴. خدارا سپاسگزارم که اون شرایط و اوضاع سخت باعث شد خدا را پیدا کنم، توحید را درک کنم و مسیرم مشخص شود و محکم تر و با ایمان تر تصمیم گرفتم در زندگی ام قدم بر دارم، و فکر نکنم بودن کسی مرا خوشبخت میکنه و با نبودش نابود میشم، خدای که اون فرد را در زندگی ام و در خدمت ام قرار داده پس اش هم میتونه بگیره، و هم میتونه بهترشو هم وارد زندگی ام کنه، پس فقط روی خدایم حساب باز میکنم و تمام.

    ۵. در رابطه عاطفی هم چیقدر این باور ها و این دیدگاه ها زیباست، که با عث میشه هیچ چیز را دایمی فکر نکنم و تا زمانی دوست داریم باهم باشیم و هر زمانی به هر دلیلی که یکی از ما نخواستیم ادامه بدیم دیگر تمام و این اصلا ناراحتی ندارد و باعث شده اساس زندگی ام را بر پایه عشق بسازم، این نکته که استاد در باره رابطه عاطفی میگه فک کنم خوب درک میکنم چون تازه از یک وابستگی عاطفی بیرون ٱمدم و این دیدگاه های استاد و دیگر دوستان خیلی کمک ام کرد، تشکر از همه تان.

    ۶. فقط افردای که در مدار این ٱگاهی قرار داره میتونه قبولش کنه و کسی که در این مدار ٱگاهی قرار نداره و یا هنوز چک و لغد ها را نخورده این دیدگاه ها و این ٱگاهی ها را یا نمیشنوند یا میشنوند و درک اش نمیکنند و اگر بتوانند درک شان کنند واقعا زندگی عالی میشه و این هم تنها با دیدگاه توحیدی اتفاق میفته که درک کنیم و تمام.

    تشکر استاد عزیز که اینقدر رُک در این باره حرف زدین واقعا لذت بردم.

    خدارا بی نهایت سپاسگزارم و شکر گذارم که در مسیر این ٱگاهی قرار گرفتم و همیشه مرا هدایت میکنه تا به احساس خوب برسم و کمک ام میکنه که فقط با توکل و ایمان به خودش و تسلیم بودن و اینکه هر اتفاقی افتاده حتما خیریتی در اون نهفته است و حتما به خوبی و خیرم است، حتما فردی و شرایطی عالی تر را برایم در نظر گرفته فقط احساس خوبی داشته باشم، نگران نباشم، ٱرام باشم و اجازه بدم که خودش همه کار ها را به صورت طبعی و ٱسان برایم درست کند، الهی به امید خودت.

    در پناه الله مهربان شاد، ٱرام، سالم و در مسیر توحید باشین عزیزان، برای همه ما بهترین ها را از خدای مهربان خواهانم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    زهراء گفته:
    مدت عضویت: 3707 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز 55سفرنامه

    سلام به اهالی بهشت

    اول اینکه خداروشکر که در این شرایط هرجوری شده دارم سفرناممو انجام میدم هر روز

    یه جمله طلایی:وقتی آرامش داری یعنی خدا هست

    روابط و پاشنه آشیل من

    من باید درک کنم که قراره تکاملی پیش برم قراره کم کم توحیدی بشم و با ایمان

    قراره تکاملی روی هیچ کسی حساب نکنم و فقط رو خدا حساب نکنم

    قراره تکاملی مهمترین موضوع زندگیم رابطه نباشه،بلکه رابطه با خدا و حس خوب خودم به خودم باشه

    من راستش درک نمی کنم که همونطور که مرگ میتونه دو نفر رو از هم جدا کنه،رفتن یک طرف رابطه هم همینه،و یکیه

    برای من الان اصلا یکی نیس

    صریح بگم رفتن طرف برام مساویه با حس بی ارزشی،حس به اندازه کافی خوب نبودن،حس دوست داشتنی نبودن،اما مرگ طرف یه حرف دیگس

    همیشه هر وقت کنی عمیق تر درک کردم که زندگیمو خودم میسازم و هر چیز و هر کسی رو از گودی خارج کردم، اگر تضادی بود گفتم خب نتیجه میگیرم خواستم اینه و من اینو میخام و من اینو خلق میکنم،به حس و حال خوب رسیدم و نتیجش خوب بوده

    الانم خدا هدایتم کنه همینطور باشم

    خدایا شکرت

    ممنون کامنتمو خوندید

    استاد عزیز و باصفا ممنون

    همیشه سلامت و شاد باشید

    🌸🌸🌸🌸🌸🌸

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    محمد طهماسوند گفته:
    مدت عضویت: 2042 روز

    به قول جناب عباسمنش 👇

    می فرمایند:ادمها با افرادی رابطه دارند که باعث ضعفشون میشه، ‼️ولی بازم ارتباطش ن رو حفظ می‌کنند!!!!! 😯

    آقابچه خودتم اگه تو مسیر نبود تو نمیتونی کاری کنی!!! خداوند می‌فرماید اگر پدر مادرتون مشرک بودند یا افکار مناسب نداشتند شما رها کنید دیدگاهش ن رو. 😐

    مگر پسر نوح از بدها نبود؟؟ خدا بهش میگه نوح از جاهلان نباش👌🏼

    آقاجان چرا ما اسرار داریم خودمون رو گول بزنیم!!!!! بخاطر حرف دورو برامون وافراد که از نزدیکان ما هستند خودمون رو تباه کنیم!!!!!

    واقعا ریشه تمام بدبختی ما ترس هست👌🏼

    ترس ازینکه اگه کاری رو دوست نداریم رها کنیم ازکجا بیاریم بخوریم!!!! این شرک هست دیگه، شاخ دم نداره. یعنی کاره به من روزی میده نه خدا!!!! تعارف نداریم که آقاجان. بعضی نظرهای دوستان چقدر احساسی هست!!!! این احساس رو بنده همون جهل میدونم و تمام⛔

    با اجازه از استاد _بنده نظرم اینه به جای اینکه همش فکر های نجوایی داشته باشیم، بجای چرا اینجوری میشه، باید بپرسیم من چی میخوام!!!! میدونی سوال که مطرح میشه همون جواب هم شکل میگیره. آخه چرا من باید با آدمی زندگی کنم که هیچگونه افکارش مناسب نیست!!!! اصلا مگه ببخشید دوراز جونتون آدم مرض داره؟؟؟؟!!!!

    به طرف میگی خب اگه زندگی برات عذابه جدا شو، میگه 140 تا سکه مهرشه، یا خانومه میگه بچه کوچیک دارم!!!!!!! ای بابا!!!!!

    ما چیمون شده آخه؟؟ دوستانی که پیام من رو میخونید، من یه آدمی هستم ته چاه بودم. بخدا پاره کنید این حصاره دو تون رو، بخدا نماز نخونید اما شبی ده دقیقه بشینید به خدا بگید چه چیزی رو میخوایید.

    زندگی کوتاهه با باورها و سنت‌های احمقانه خرابش نکنیم‼️

    الهی همه حال دلشون خوب باشه❤️❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2180 روز

    به نام الله

    سلام به همه عزیزان

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    خدارو صدهزار مرتبه شکر میکنم که میتونم باز از فایل های زیبای شما استفاده کنم و درک کنم و بپذیرم میشود جوری دیگر به مساله ها نگاه کرد و جوری دیگر از پس مساله ها بر امد و قوی تر شد

    یادمه اوایلی که با اینجا اشنا شده بودم ی سری خواسته های کوچک البته اون موقع خیلی بزرگ بود برام رو روی کاغذی کوچک برای یک ماه مینوشتم و البته الان هم این کار رو میکنم

    خوب اون موقع و الان اصلا برای ذهنم و برای شرایطی که درش بودم قابل قبول نبود که میشه به این ها رسید میشه این بدهی رو داد میشه این مقدار خرید رو کرد و از این قبیل موضوعات ولی میگفتم من نمیدونم قانون اینه خداوند همه چیز رو درست میکنه و کم کم اون مساله ها که حل میشد به خودم میگفتم خدایا شکرت دیدی شد

    باید باز فایل ببینم باید روی خودم کار کنم باید تمرکز بزارم باید بیشتر انفاق کنم باید ایمانم رو نشون بدم و انجام میدادم ویادمه اونقدر روی بحث توحید کار میکردم و کار کرده بودم که اولا

    خودم رو بزرگتر از مساله ها میدیدم

    دوما اون ایمان و اون احساس اتصال قوی به نیروی برتر که بهم میگفت من انجامش میدم

    منم صاحب قدرت منم صاحب اختیار منم صاحب فضل باعث میشد که خود به خود به راحتی اونا حل بشن

    یادمه توی بیمارستان بچم میخواست به دنیا بیاد و گفتن که این بچه مشکل داره و باید بره فلان بیمارستان بستری بشه

    اولا هزینه اون بیمارستان کلی برام سنگین بود و بعدش اون احساسم بهم میگفت الانه باید خودتو نشون بدی الان باید ایمانتو نشون بدی یاد داستان ابراهیم افتادم اونجا که بچشو رها کرد و گفت خدایا خودت نگهدارشون باش

    خیلی اطرافیان باور داشتن به اینکه پرستارا درست میگن بنا به باور های خودشون و منو میخواستن تحت تاثیر قرار بدن

    اما اون شاکله ذهنی اون ایمانه داشت میگفت الان باید خودتو ثابت کنی

    ی لحظه برگشتم گفتم اقا اون برگه رضایت نامه رو بدید من امضا کنم هر اتفاقی افتاد خوش افتاد

    و ارام شدم و همینو گفتم دیدم ی نگاهی بهم کرد و ادامه ماجرا که همه چیز به نفع ما تموم شد و خدارو شکر هیچ مساله ای هم نداشت

    حالا نمیخواستم وارد این مساله بشم اما نمیودی از اعتماد و ایمان بود برام این مساله و چطور درها باز میشن بعد این که میسپاری همه چیز رو به خداوند

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: