مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهه سوادکوهی گفته:
    مدت عضویت: 3052 روز

    به نام خدای رزاق و هدایتگرم

    سلام ب استاد عباسمنش عزیزم و تمام دوستانم در سایت الهی عباسمنش.کام

    در راستای هدایتم ب سریال مصاحبه با استاد دو سه روزی هست دارم ب قسمت 21 گوش میدم و امشب تصمیم گرفتم ک راجبش کامنت بذارم ..امیدوارم هدایت خدا جاری بشه..

    تسلیم..

    تسلیم خدا بودن

    چ واژه پر باری

    تسلیم خدا بودن یعنی چی؟؟؟

    یعنی در برابر پروردگارم دستامو ب نشانه تسلیم بالا بیارم و بگم خدایا تا اینجاشو با عقل و منطق خودم رفتم ولی نشد!

    ازین ب بعدشو خودت بهم بگو و من فقط عمل میکنم و بله چشم قربان بهت میگم!

    چرا؟؟

    چون من نمیدونم

    چون من نمیدونم چطور از چ راهی چجوری قراره ب ثروت و درامدی ک میخوام برسم

    چون من نمیدونم چطور قراره مشتری ها ب زندگیم جاری بشن

    چون من نمیدونم ک چطور قراره از کاری ک دارم انجام میدم و کیک و دسرهایی ک درست میکنم ب درامد میلیاردی برسم

    چون قرااااار نیست من بدونم

    من فقط میخوام

    وظیفه خودتته ک بهم ببخشی

    من نمیدونم ولی تو میدونی

    تو خوب میدونی ک از چ راهی کِی و چجوری

    پس خودت هدایتم میکنی

    اما کِی؟

    زمانی ک دستامو بالا بیارم و بگم: من نمیدونم

    زمانی ک گوشامو تیز کنم برای شنیدن هدایتهات و عمل کنم ب هر آنچه ک بهم میگی

    حتی شاید چیزی باشه ک از دید منطقی من مسخره یا احمقانه بیاد!!

    ولی اشکال نداره

    انجامش میدم

    چون سرسپرده شدم در برابر هدایتهات

    چون خودمو سپردم ب جریان هدایت الله و چی ازین قابل اعتمادتر؟

    چی ازین آرامبخش تر؟؟؟

    تسلیم یعنی خدایا من نمیدونم ولی تو میدونی تو بهم بگو تو هدایتم کن تو راهو برام روشن کن تو راهو برام باز کن تو منو ببر ب مداری ک توش ثروتها و نعمتهای بی شمار از هر نوعی هست از قبل هست از قبل برام مهیا شده بود ولی من تو مدارش نبودم و داشتم زور میزدم ک بدستش بیارم

    اما من میخوام راه آسان رو انتخاب کنم راهی ک ب راحت ترین شکل ممکن ب تمام خواسته هام برسم

    خدا جونم انقدر نعمت و ثروت میخوام ک نتونم بشمارمشون

    میخوام انقدر ازش غنی بشم ک بتونم مثل استادم ی روزی ازش بگذرم و بگم بهش رسیدم آخییییش بهش رسیدم و طعمشو همه جوره چشیدم

    از خدا میخوام بتونیم هر روز تسلیم تر باشیم

    از خدا میخوام بهم کمک کنه هر روز هدایتهاش رو ب وضوح بیشتری دریافت کنم و بهشون عمل کنم

    از خدا میخوام کمتر روی منطقم حساب کنم و ب قلبم گوش بدم

    استاد عزیزم عاشقتم و ایمان دارم ب زودیه زود آمریکا میبینمتون (ای خدااا هر وقت اینو مینویسم ی ذوقی کل وجودمو میگیره)…

    .

    با ایمان

    الهه در مسیر بهشت

    شهریور 1400

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  2. -
    نسرین سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2765 روز

    مصاحبه با استاد قسمت 21

    به نام خدای غفور رحیم

    با سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان خوبم

    خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و با اونها ی کم بزرگتر

    خدا رو شکر برای این فایل های توحیدی که شدن مثال همون حبل اللهی که خداوند ازش صحبت میکنه توی قرآن که :

    واعتصموا بحبل الله و لاتفرقوا

    خدا رو شکر که الان مدتیه که تصمیم گرفتم فقط به ریسمان الهی چنگ بزنم و لاغیر و این فایل ها بسان همون حبل اللهی هستن به من که چسبیدن بهشون آرامش رو برام به ارمغان میاره

    الان چند روزیه که دارم این فایل رو گوش میدادم و رسیدم به اون جایی که استاد در مورد تجربه تسلیم نشدنشون توی آموزش صحبت میکنن و اقداماتی که انجام میدن و بعد متوجه شدم که من هم مدتی بود که درگیر ی چالشی شده بودم و اونم این بود که بچه ها خسته شده بودن از مبحث گرامر و مطالبی که توی کتابهاشون بود و خواستار ی تغییری بودن و من هم هی مقاومت میکردم چون فکر میکردم باید ب ی سطح خوبی از گرامر و لغت برسن و بعد برم سراغ صحبت کردنشون

    اما دیدم که هم اونا خسته شدن و هم خودم ی جورایی خسته شدم از این روتین و همین باعث شده بود که اونا هم ی جورایی زمزمه نیومدن به کلاس رو سر بدن و همین ی کم من رو نگران کرده بود که چکار کنم که هم اونا و هم خودم از این وضعیت دربیایم

    و این چالش همزمان شد با گوش دادن به این فایل که استاد میگن اگر چالش و تضادی هست برای اینه که شما این رو حل کنی و رشد کنی و اعتماد به نفست بره بالا و بزرگ بشی و ثروتمند و اگر اینکا رو نکنی کوچولو میمونی از همه لحاظ هم از بعد روحی و هم از لحاظ مالی

    به همین خاطر ی روز که خیلی از این موضوع حالم گرفته بود گفتم برم ی سرچی بکنم توی اینترنت ببینم برای تقویت مکالمه چه کار باید بکنم

    البته این رو هم بگم که من همیشه به این فکر میکردم که چکار کنم که بچه هایی که پیش من میان کلاس بتونن بعد از پایان دورشون خوب صحبت کنن و این دغدغه رو داشتم که چه کتابی رو تهیه کنم که این خواسته رو برآورده کنه که هدایت شدم به ی کتابی که فکر میکردم کتاب مناسبیه اما بعدا فهمیدم خیلی هم مناسب نیست چون مطالبش ی کم سنگین بود

    تا اینکه همین چند روز پیش بازهم گفتم برم سرچ کنم و توی حین سرچ کردن به ی کتابی هدایت شدم که دقیقا اون چیزی که مد نظرم من بود رو برآورده میکرد و خیلی از این بابت خوشحال شدم که این مساله به این راحتی حل شد و الان دیگه میدونم که چه مسیری رو باید برم به رسیدن به اون هدف و اینجوری هم خودم احساسم خوب شد و هم زمانی که به بچه ها برنامه رو اعلام کردم اونا هم لبخند رضایت اومد روی لبشون

    و این دقیقا اون چیزیه که میتونه به رشد کسب و کار من کمک کنه هم اعتماد به نفسم رفت بالا از اینکه تونستم این مساله رو حل کنم و همین میتونم از حل این مساله افراد بیشتری رو جذب کنم و ثروت بیشتری رو بسازم چون یکی از مسایلی که باعث شده بود من بی انگیزه بشم نسبت به کارم همین مساله ای بود که سالها ذهن من رو به خودش اشغال کرده بود

    خدا رو شکر برای این هدایت

    سپاسگزارم استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  3. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 966 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    امروز نرفتم روز شمار تحول زندگی اومدم اینجا چون خدا با این فایل کلی بهم کمک کرد

    البته اونجور که باید نبود ولی ته دلم بین گفتگوهایی که داشتم با خدا فهمیدم که خدا هم از این قدمی که برداشتم راضی بود ازم

    من صبح که بیدار شدم،دیروز که سر کلاس رنگ روغنم بودم پیام اومده بود از شکایتی که بابت تابلوم کرده بودم دوباره رفتم دفتر خدمات قضایی وقتی رسیدم کارمندی که کارای منو انجام داده بود و یه دختر آروم و زیبا و دوست داشتنی بود و انقدر گرم و صمیمی حرف میزنه که خیلی حس خوبی به آدم میده

    همین که منو دید گفت دختر تو کجایی ؟ اون آقایی که روز تنظیم شکایتت اینجا بود، کار هر دوتونو باهم انجام میدادم ، کلی از نقاشیات خوشش اومد ، دنبال تو میگشت

    گفت که اگر دیدمت بهت بگم، به شماره روی کارتش که بهت داده تماس بگیری خیلی از نقاشیات خوشش اومده بود و میخواست باهات حرف بزنه

    گفت که حتما بهش زنگ بزنیا ،اگر بازم بیاد اینجا من بهش میگم که به تو گفتم

    منم گفتم باشه و زنگ میزنم

    بعد که برگشتم خونه صبحانه خوردم و حاضر شدم تا ببرم نقاشیام رو جلوی مدرسه دخترونه شهرکمون ،که قبلا هم اونجا پفیلا و جاکلیدی میفروختم ،بفروشم

    ولی خیلی وقت بود نمیرفتم جلو در مدرسه و نقاشیامو برمیداشتم و میرفتم پارک و مترو و جاهای دیگه

    هی ذهنم خواست مانعم بشه

    گفتم نه باید برم، بعدِ اونم میرم مترو تا تو واگن بفروشم که دیروز نتونستم و دو روز پیش با گفتگویی که با خدا داشتم که بهم فهمونده بود که اگه مترو رو بتونی انجام بدی و ایمانت رو بهم نشون بدی خیلی درا به روت باز میشه خیلی سرعت پیدا میکنی

    چون این فروختن تو واگن و گفتن به مسافرا خیلی برام سخت بود و دیروز فهمیدم یه سری باورای محدود داشتم که مانع از حرکتم میشد

    که اینم درک کردم که خدا بهم فهموند تا من تو مترو نرم و تو واگنا بلند نگم نقاشیامو و نفروشمشون رشد نمیکنم

    بعد 12:15 رفتم جلو مدرسه دخترونه و گفتم خدا حرکت کردم خودت میبینی کمکم کن

    همین که باز کردم دانش آموزا جلو در بودن ، زود یکی اومد و داشتم میچیدم کش مو ازم خرید

    دوباره خدا لحظات اول برام مشتری آورد

    البته مشتری شد

    بعد هی پشت سر هم بچه ها دور نقاشیام جمع شدن عین نمایشگاه نگاه میکردن و ذوق میکردن

    ولی که چقدر حس خوبی داشتم الهی به زودی با تلاشام و سعی کردنام برای حرکت کردن ، یه روز برای کارای تابلوهام بیان و تو نمایشگاه ببینن

    وقتی زنگ خورد تا سری اول برن خونه هاشون و سری دوم بعد از ظهر برن مدرسه، پشت سرهم ازم میپرسیدن که خاله فردا میای ؟؟

    حتی مادراشون ،خودشون از آینه دستیا انقد خوششون اومده بود چند نفر شماره مو با پیج اینستاگرامم گرفتن تا سفارش بدن

    حتی یه خانم گفت که بهم یاد میدی ؟ شماره مو گرفت و انقدر برای بچه ها ذوق میکردم با هر ذوقشون

    خداروبی نهایت شکر میکردم و واقعا خداروشکر تو یه ساعت 215 فروش داشتم

    و حتی گفتن فردا هم بیا خاله و بعد طرح جدید هم میخواستن بگن تا سفارش بدن

    خیلی حس خوبی داشت

    یه چیز خوبی که تو اکثر بچه ها دیدم این بود که مادراشون بهشون پول تو جیبی که داده بودن حتی کوچیکترین فک کنم 5 سالش بود اومد گفت خاله من چی میتونم با پولم بخرم ؟

    گفتم مامانت کجاست گفت من پول دارم خودم میگیرم

    پولشو در آورد 50 تمن داد بهم گفت من چی میتونم برای این بخرم

    خیلی جالب بود مادرش اومد و گفت چی میخوای

    گفت که آینه دستی میخوام

    مادرش گفت آینه دستیاش 100 هست تو 50 داری

    از کش موها بردار خیلی بچه فهمیده ای بود و یه درسی که ازش یاد گرفتم میتونست خودش قشنگ بیاد و حرف بزنه

    وقتی برگشتم خونه انقدر خوشحال بودم و سپاسگزار خدای خوبم بابت تک تک لحظه های امروزم

    بعد شروع کردم به نقاشی کشیدن ، پرسیدم خدا من چه کاری باید انجام بدم تا امروز بتونم برم مترو و بلند حرف بزنم و نقاشیامو نشون بدم به آدما

    تو بهم بگو میدونم باید ایمانم رو نشون بدم تو این موضوع

    گوشیمو برداشتم و رندم مثل همیشه انتخابو سپردم به خدا اول دستمو رو فایلی گذاشتم که صدای کارمند اداره زیبا سازی شهری رو ضبط کرده بودم که درمورد نقاشی دیواری توضیح میداد

    گفتم خدا این فکر کنم ربطی به سوال من نداشتا !

    یعنی میگی من نقاشی دیواری رو هم برم انجام بدم ؟

    بعد دوباره درخواست کردم گفتم خدای من کاری کن که با فایلی که آگاهیاشو بشنوم، کمکی باشه برام تا حرکت کنم و ایمانم رو بهت نشون بدم و تو مترو بلند حرف بزنم و بفروشم

    همین که دستمو رو فایلی گذاشتم دیدم نوشته مصاحبه با استاد 21 گفتم یعنی چی میتونه باشه

    بازش کردم چون قبلا گوش داده بودم دقیق یادم نبود که استاد چه آگاهی داده

    وقتی درمورد تسلیم بودن و چالش شنیدم گفتم وای خدا دقیقا حرفی که باید بهم میگفتی رو تو این فایل گفتی که

    تسلیم باش

    اینکه ایمان داشته باش نیرویی برتر از همه نیروها هست که اگر تسلیمش بشی هدایتت میکنه که استاد در موردش قشنگ گفت

    و من گریم گرفت از وقتی اینجوری تصمیم انتخاب فایلارو به خدا سپردم دقیقا اون چیزی رو نشونم میده که باید انجام بدم و جوابمو میده

    بعد ساعت 5 عصر حاضر شدیم با مادرم بریم وقتی سوار بی آر تی شدم نشستم گفتم خدا کمکم کن نشون بدم کارامو گفتم چجوری میگیرن؟

    شنیدم تو نشون بده زود باش آره میگیرن

    سمت راستم یه دختر زیبا نشسته بود بهش گفتم میتونم وقتتونو بگیرم بعد یکی یکی همه کارامو نشونش دادم 2 تا ازم خرید کرد و 20 هزار تمن کارت به کارت کرد

    اون لحظه تنها چیزی که خوشحالم میکرد

    این بود که تونستم ،خدایا شکرت من بالاخره تونستم به کسی که کنارمه نشون بدم کارمو

    قبلا برای پول اومدن به حسابم خوشحال میشدم ولی الان خوشحالیم برای این بود که تونستم ایمانم رو به خدا درمورد این موضوع نشون بدم

    اینکه تونستم از خدا کمک بخوام و خدا کمکم کرد و گفتم

    درسته برای پول اومدن به حسابم خوشحال شدم

    ولی جدیدا بیشتر برای این خوشحال میشم که به خدا ایمانم رو نشون میدم و چشم میگم و سعی و تلاش میکنم تا بتونم رشد کنم

    این بزرگترین ذوقیه که من میکنم

    بعد رفتیم مترو تو واگن رفتیم نشستم تو نایلون بذارم دوتا دختر نشسته بودن بهشون گفتم نخواستن

    ولی گفتم خدایا شکرت تونستم بگم

    درسته نه شنیدم ولی شد

    بعد به مادرم گفتم تو برو من با قطار دیگه میام اینجوری بهتر میتونم برم و بگم

    بعد رفتم نشستم باز به یه دختر گفتم میتونم وقتتونو چند دقیقه بگیرم گفت باشه و نشونش دادم گفتم میخواین درخدمتم گفت نه و تشکر کرد

    باز گفتم خدایا شکرت همین که تونستم حرکت کنم خودش بزرگترین موفقیته

    بعد دوباره به یه دختر هم نشون دادم یکی از دستفروشا گفت آینه هات خیلی خوشگله

    بعد ولی نتونستم بلند بشم و وایسم تا بلند بگم آینه دستیا کار خودمه و به همه نشون بدم

    گفتم خدای من تمام سعیمو میکنم کمکم کن

    بعد تا تجریش که رفتم تو دلم گفتم خدا میبینی تلاشمو میکنم به قول استاد تو این فایل

    و اینکه بگم اگر بتونم این چالش رو حل کنم خیلی اعتماد به نفسم میره بالا خیلی پیشرفت میکنم

    هرچی بیشتر تلاش کنی بیشتر نتیجه شو میبینی چشم سعیمو میکنم

    بعد رفتم تو میدان تجریش یکم وایسادم نقاشیامو رو زمین چیدم و بعدداداشم اومد دنبالمون و با مادرم که رفت تا یکم بگرده برگشتیم

    استاد عباس منش میگفت اگر چالش ها رو حل کنید بزرگ میشید اگر حل نکنید کوچیک میمونید و من هر روز سعی میکنم بهتر از دیروزم باشم و پیشرقت کنم

    امروز میخواستم دستگاه کارت خوان بگیرم ولی دیدم حدود 4 میلیون میخواد یاد حرف استاد افتادم که وقتی فعلا نمیتونید چیزی رو بخرید نباید قرض بگیرید یا به سختی بخرید گفتم نه من تا وقتی که در مدار دریافتش باشم کار میکنم روی باورا و حرکت هم میکنم تا زمانش که برسه کارت خوان رو هم میگیرم

    الان خدا برام مشتری میاره که پول نقد بدن یا کارت به کارت کنن

    فردا اگر خدا بخواد دوباره تلاشم رو برای حرکت و قدم برداشتن انجام میدم

    بی نهایت سپاسگزارم از خدا که هر لحظه کمکم میکنه

    امروز که جلو مدرسه بچه ها میپرسیدن گفتم اگر دوست دارین نقاشی یاد بگیرین مسجد ثبتنام کنید میام یاد میدم

    شکرت خداجونم شکرت

    امروز صبح که داشتم برمیگشتم خونه باز رندم از خدا خواستم انتخاب کنه برام آهنگ کلاسیک انتخاب کرد از بتهون گوش دادم تو هوای زیبا و آفتابی و بهشتی

    بعد تو دلم میخواستم یه آهنگ بی کلام دیگه گوش بدم ، بعد گفتم نه طیبه تو نه ، خدا بگه بهترینه

    همین که باز رندم انتخاب رو به خدا دادم یهویی باز آهنگ با ویولن اومد برام من دیگه داشتم کیف میکردم تو آسمونا بودم

    گفتم ببین من گفتم نه انتخاب من نه ببینم خدا چی میگه که خدا بهم دقیقا دوباره آهنگ انتخاب کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  4. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 2590 روز

    سلام استاد جان

    می‌خوام به عنوان تمرین برای عزت نفسم، مسائلی که بهشون برخورد کردم و یه زمانی به چشمم خیلی بزرگ میومدن و تونستم سلامت ولی سربلند ازشون بیرون بیام رو اینجا بنویسم:

    ۱. یادمه موقع کنکور، به یه درجه ای رسیده بودم که دروس تخصصی مو دوست نداشتم و خیلی سنگین بود برام، ولی باید کنکور میدادم و رشته ی خوبی هم میخواستم، اونم دولتی. منم نشستم فوکوسم رو گذاشتم روی عمومی هام، گفتم حالا که به تخصصی ها نمیرسم، منی که عمومیام عالیه و خودمم دوستشون دارم، سعی میکنم توی اونا قویتر بشم. دو سه ماه آخر تموم سعیم این بود که عمومیامو بهتر کنم، و دروسی که سختمه رو حذف کردم. نتیجه این شد که درصد دروس عمومیم عالی شد توی کنکور و بقیه ضعف هارو جبران کرد. من الان رشته ی مهندسی کامپیوتر که پر طرفدارترین رشته ی کنکور ریاضی فیزیک هست رو در دانشگاه دولتی قم‌ (روزانه) میخونم😍💪 نتیجه ای که حتی مشاور مدرسمونم براش غیر قابل تصور بود😉

    ۲. پارسال میخواستم گواهینامه بگیرم، و یه روز بعد از ظهر رفتم امتحان آیین نامه ثبت نام کنم، بهم گفتن نزدیکترین تاریخش پس فردا صبح اول وقته. تاریخ های دیگه خیلی خیلی دور بودن خطر ویروس. حالا من محض رضای خدا یه نگاهم به این کتاب ننداخته بودم، و شنیده بودم همه کلی میخونن و بار دوم سوم قبول میشن. منم این رو برای خودم مثل بردن یه بازی دیدم. گفتم همونجور که خواندن این کتاب برای اولین بار ظاهراً سخت و غیر ممکنه(چون خود مسئول اونجا هم چند بار بهم گفت نکن اینکارو و آخرشم با پوزخند و زهی خیال باطل اسممو نوشت) گفتم بدست آوردن یه ماشین خفن میلیاردی هم سخته!! من اگه تونستم این امتحان رو قبول بشم، اون ماشینه رو هم بدست میارم. اینو برای خودم اهرم کردم و یه شبانه روز عااالی کتاب رو خوندم، و همون دفعه ی اول خیلی راحت قبول شدم 😍💪 با هر بار یادآوریش به خودم میگم تو فوق العاده ای مریم و هر مسئله ای هم پیش بیاد میتونی حلش کنی.

    ۳. امسال توی روابطم به یه تضادی خوردم، و یه نفر انگار با تموم وجودش میخواست که منو عوض کنه و کاری کنه مثل خودش فکر و عمل کنم. یاد آموزش های شما افتادم استاد و گفتم مریم اگه واقعا می‌خوای نشون بدی که عمل میکنی به آموزشها، اینجا میدون بازیه، برو ببینم چه می‌کنی.

    استاد هر بار ویژگی های مثبت اون آدم رو می‌نوشتم، و از ناخواسته ها اعراض میکردم، و صد البته با عزت نفس دیدگاه خودم رو بیان میکردم و در اون ثابت قدم بودم و نگران ناراحت شدن اون آدم نبودم. هر بار که دیدگاهم رو میگفتم بقیشو میسپردم به خدا و قلباً احساس رضایت و آرامش میکردم. نتیجه این شد که خود اون آدم دقیقا صد و هشتاد درجه عوض شد، و تازه اون دنباله روی دیدگاه من شد.

    الان هر موقع بخاطر ناراحت شدن دیگران وسوسه میشم از باور هام کوتاه بیام، یاد این تجربه میفتم و قوی تر میشم و به مسیرم ادامه میدم و می‌دونم خدا منو به بهترین راه ها هدایت می‌کنه.😍💪

    ۴. استاد من یه مدت میخواستم کیفیت انسانهای اطرافم رو بهتر کنم، می‌تونستم فرار کنم ازشون و با راه های فیزیکی ازشون دوری کنم، و می‌تونستم بزارم فرکانس های من، عمیق تر شرایط اطراف و زندگیمو پاکسازی کنن. شما توی دوره ی آفرینش گفتین هیچوقت نمیشه با تلاش فیزیکی آدمهارو از زندگیت بیرون کنی، یا آدمی رو وارد زندگیت کنی، خودت تغییر کن، جهان بقیه کارهارو انجام میده. استاد منم شروع کردم روی خودم کار کردن، و ناخودآگاه شرایط به طوری پیش رفت که آدمایی که من هرروز باهاشون در ارتباط بودم الان هفته ای یه بار هم نمیبینم، بلکه هم ماهی یه بار. و هر موقعم باهم هستیم در فرکانس خوب و عشق و مثبتی هستیم و تجربه های خوبی داریم.😍💪 و چون همه چیز بنیادی عوض شده و فیزیکی نبوده، نیازی نیست برای دوام شرایط هم من تلاش فیزیکی بکنم و خودمو به دردسر و ناراحتی بندازم، همه چیز خودش اتفاق میفته😍💪 من فقط به این راه دل بستم و ادامش میدم.

    مثل وقتی که یه گل میکاری، اگر هر لکه ای، ایرادی، توی گلی که در میاد ببینی، نمیگی مشکل از گیاهیه که کاشتم، میگی برای این نتیجه ای که من میخواستم، یه رفتار دیگه، یه کود دیگه، یه روش آبیاری و نگهداری دیگه لازم بوده، اونو تغییر میدی، و نتیجه خودش بصورت پایدار عوض میشه😍💪

    خوشحالم استاد جونم..آرومم…🙂

    اینا چیزایی بود که بعد از این ویدیو میخواستم توی دفترم برای خودم بنویسم ولی قلبم منو نوشتن یه کامنت هدایت کرد.

    امیدوارم همیشه از لحظه هاتون لذت ببرین❤️🌈

    عاشقتونم❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  5. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1926 روز

    🌻باسلام به استاد عزیز وخانم شایسته مهربونم🌻

    🎀مصاحبه با استاد قسمت۲۱🎀

    🛑❓تفاوت بین تسلیم شدن در مقابل خداوند و تسلیم شدن در برابر مشکلات رو توضیح بدید❓🛑

    تسلیم بودن در برابر خداوند به این معناست که من ایمان دارم یک نیرویی برتر از کل نیروهای جهان، که جهان رو خلق کرده و داره هدایتش میکنه،🎀

    اون من رو هدایت میکنه، من رو خلق کرده، واگه توکل کنم بهش، اگه خودم رو بسپارم بهش، اگه ازش درخواست کمک کنم، اگه باورش داشته باشم اگه ایمان بهش داشته باشم، اون من رو هدایت میکنه، 🥰💐🥳

    اون منو به مسیرهای درست هدایت میکنه، آدم های درست، شرایط درست، موقعیت‌های درست رو وارد در زندگی من میکنه، در مسیر زندگی من قرار میده🤗🌺🥰

    تسلیم بودن، یعنی اجازه دادن به خداوند که پاسخ بده به درخواست های شما،🥳🦋🌺

    چون خیلی موقع ها، ما یه چیزهایی از خداوند میخواهیم، اما تسلیم نیستیم، شرک میورزیم نگرانیم، ناراحتیم، میترسیم، غصه میخوریم،🥴

    هر کدوم از این احساس های شرک ورزیدن، غصه خوردن، نگران بودن، ترسیدن، همه اینها به معنای اینه که ما تسلیم نیستیم🤔😲🤨

    تسلیم کسیِ که بگه خدایا شکرت، راحت شدم خودم رو سپردم به تو💖🦋🌹

    تسلیم بچه ای که وقتی خودش رو میسپاره بغل پدرش یا مادرش، خیالش راحته، تسلیم بچه ای که وقتی بالای درختیه، نمیتونه بیاد پایین، هی نگاه میکنه، هی داد میزنه، جیغ میزنه،🤨

    بعد باباش میاد میگه پسرم بپر بغل من، تسلیم پسری یا دختری که میپره🤗💐🥰

    بعضی ها اون موقع هم میگن نه، میترسم بیفتم. نه،نه🥴

    اونی که تسلیمه، میپره، خودش رو پرت میکنه توی بغل باباش از اون بالا🥰

    تسلیم کسی که حالش خوبه، چرا حالش خوبه؟؟

    چون اعتماد داره به خداوند، چون میدونه وقتی خودش رو رها میکنه، میپره بغل خدا🥳💃💃🥀🎀

    تسلیم کسی که میتونه اینجوری فکر کنه، هر چند که ما هیچ کدام صفر و یکی نباید به قضیه نگاه کنیم 🦋

    من خودم نمیتونم ادعا کنم که من تسلیم محض بودم، من اصلا نمیتونم ادعا کنم که حتی یک روزی از روز های زندگیم، حتی یک ساعت تسلیم محض خداوند بودم🥀

    بنابراین ما اگه سعی کنیم به این نقطه نزدیک بشیم، کار بزرگی داریم انجام میدیم و هر چقدر که این کار رو بیشتر انجام بدیم، عادی تر میشه برامون. راحتتر میشه تسلیم خداوند بود🎀🌻

    خیلی این چیزها رو برای خودتون گنده نکنید خیلی از خودتون انتظار نداشته باشید که یک روزه فضای شرک آلود ذهنتون، تبدیل بشه به فضای توحیدی. اینها زمان میبره، اینها استقامت میخواد اینها باور میخواد، اینها تکرار میخواد، اینها تمرین میخواد👌👏👏💐

    ولی هرچقدر که بیشتر سعی کنیم، خوب بیشتر لذت می بریم، تسلیم بودن بدون شک، احساس خوب و احساس آرامشه

    الا به ذکرالله تطمئن القلوب، احساس اطمینان قلبی میاره.🥰🤗

    نشونش احساس آرامش، احساس خوب، احساس شادی، احساس لذت، احساس امید، احساس توکل،🌻🎀👌

    هرچی احساس خوب می‌شناسید، موقعی اتفاق میفته که ما تسلیم خداوندیم🌻

    که این کار تمرین میخواد، شنیدن یک سری داستان ها رو میخواد. داستان های قرآنی خیلی به من کمک کرد برای اینکه بهتر بتونم تسلیم بشم

    اتفاقاتی که برای پیامبر ما افتاد🤗🌺

    اما تسلیم بودن در برابر مشکلات، که خیلی هم جاهای مختلف مینویسیم هرگز تسلیم نشید منظورشون هرگز در مورد مشکلات و مسائل و اتفاقاتی که ناخوشاینده تسلیم نشید 👌🌻

    توکل این جاها خودشو نشون میده که شماها میپذیرید که نه، ما به کسی وابسته نیستیم، ما به خدا وابسته ایم🌹

    اگر هر کسی بره، هر اتفاقی بیفته، خدای ما که جایی نرفته، کار رو انجام میده،🎀🥰

    زمانی که برام مشکلی پیش اومده بود،برای دوره های تند خوانی، اتفاقی که افتاد این بود که من این چالش رو به عنوان یک درس، به عنوان یک تسلیم نشدن در برابر مشکلات دیدم و گفتم اصلاً من دوست دارم ببینم چه جوری میتونم این مسئله رو حل کنم👏👏👏👌🤗

    گفتم الان علاقه مندی من به اینه که آیا من توانایی حل این مسئله رو دارم یا نه. یعنی خیلی موقع ها، مسائلی که برامون به وجود میاد میتونیم با نگاه بازی بهش، با نگاه حل یک معما با نگاه یک بازی شطرنج بهش نگاه کنیم🥀

    ببینیم اصلا من میتونم این مسئله رو حل کنم اصلاً دوست دارم، خیلی کنجکاوم که ببینم میتونم این مسئله رو حل کنم🥰

    توکل به خداوند و توحید اینه که باج ندی به کسی، فکر نکنی اگه کسی بره، زندگیت داغون و نابود میشه و هیچ کار دیگه ای نمیشه کرد🥴

    نه، خدا منبع رزق و روزی ماست. هرکسی اومد و رفت توی زندگی ما، در واقع دستی از دستان خداست، اگه رفت یه دست دیگه ای هست که بیاد🤗

    یه دست که چه عرض کنم، بی نهایت دست هست. به مسائل به شکلی نگاه کنیم که این مسائل دارن ما رو به چالش میکشن برای اینکه ما بزرگ بشیم، برای اینکه ما پیشرفت کنیم🥳

    اگه من بتونم این چالش رو حل کنم، خیلی قوی تر از قبل میشم، خیلی اعتماد به نفسم میره بالا خیلی خیلی راه های ارتباط با افراد مقاوم رو پیدا میکنم، چون تا اون روز من به افرادی بر نخورده بودم که اینقدر ذهنیت منفی نسبت به من داشته باشن، و الان میخواستم با این چالش روبرو بشم و حلش کنم🥰🪴

    این تضادهایی که شما بهش برمیخورین، چالش‌هایی که شما بهش بر میخورین، اینها چیزهای بدی نیست، اینها مسائلی هستن که اگه حل کنید بزرگ میشید، ثروتمند میشید، رشد میکنید. اگه حل نکنید کوچولو میمونید

    نه به ثروت میرسید،نه به اعتماد به نفس میرسید نه به قدرت میرسید ونه به ایمان میرسید

    اگه یه مسئله‌ای به وجود میاد،بگو چطور اینو حلش کنیم، و چه موهبت هایی پشتش هست

    برای من وقتی مسئله‌ام حل شد، اون همه موفقیت بعدش ایجاد شد و تا ابد ادامه داره

    این مسائلی که حل میکنید و راه حلش رو پیدا میکنید تا ابد می تونید ازش استفاده کنید برای مسائل بعدی🎀👌

    اینه که من میگم به عنوان بازی نگاه کنید مسائل زندگی رو، به عنوان یک معما، یک پازل، نگاه کنید بهش و اینجوریه که میتونیم از این مسیر به سلامت عبور کنیم🥳🎀🦋

    تسلیم خدا بودن یعنی همون نیرویی که این جهان رو خلق کرده و در حال هدایت این جهانه

    همون نیرویی که برگی بدون اذن اون به زمین نمیفته و خالق منه،پس هادی و حامی منم هست

    اما به اندازه ایمانت به این نیرو و هماهنگ شدن با قوانینش میتونی هدایت و حمایتش رو دریافت کنی🤗👌🥳

    به اندازه‌ای که میتونی قوانین این نیرو رو در زندگی اجرا کنی، حمایت و هدایتش رو دریافت میکنی🤗

    تسلیم خدا بودن، یعنی اگه فرمان زندگیت رو به دست اون سپردی، نشونش اینه که بی چون و چرا، قوانینش رو میپذیری و اجرا میکنی🌹

    چون ایمان داری که تنها راه رسیدن به خوشبختی در تموم جنبه های زندگیت، فقط همینه 🌻🌺

    اون وقت حتی در شرایط به ظاهر نا دلخواه، میتونی هدایت این نیرو رو در قالب فرصت ها، ایده ها و راهکارهای ببینی که اومدن تا تو رو رشد بدن🥳🤗🌻

    اون وقت همه نگرانی‌هات از بین میره و تموم وجودت پر از آرامش و اطمینان میشه🦋

    تسلیم خدا بودن، یعنی اجازه ندادن به نجواهای ذهن برای نگران کردن و ناامید کردنت🦋

    تسلیم خدا بودن، یعنی اجازه دادن به قلبت برای دریافت الهامات، هدایت ها و ایده‌ها برای حل مسائلت🥰

    آدم‌های کمی میتونن تسلیم باشن، آدم‌های کمی قادرن در هر اوضاع و شرایطی، تمرکز خودشون رو بر نعمت های اطرافشون بذارن و سپاسگزار باشن💖🦋

    فقط آدم هایی که در برابر این نیرو و قوانینش تسلیم هستن، میتونن از عهده اجرای قانون احساس خوب= اتفاق های خوب

    احساس بد= اتفاق های بد

    بر بیان🪴🎀

    و به خاطر این ایمان و تسلیم بودن در برابر قوانین خداونده که میتونن اوضاع و شرایط رو به جای آن چه که هست، طوری ببینن که میخوان باشه

    به همین دلیل هم سکان کشتی زندگیشون، در دست الهامات قلبی شونه نه نجواهای ذهنشون

    و به خاطر همین هم این طور پر نشاط و امیدوارن، آرامش دارن و میتونن بدون نگرانی از آینده، از مسیر زندگی لذت ببرن🥰🦋🪴

    پس هر لحظه مراقب ورودی های ذهنشون هستن و به هر مسئله ای طوری نگاه میکنن که به احساس خوب برسن🥳🤗🥀💖🎀

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند در دنیا وآخرت باشید🦋💐🥳

    سپاسگزارم از شما استاد عزیز وخانم شایسته مهربون💖🎀🦋💐

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  6. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3244 روز

    نام خدایی که انسان را آفرید تا تجلی حضور و عظمتش باشد بر روی زمین،بنام او که هر چه دارم از اوست

    سلام به استاد عزیزم ،به استاد شایسته نازنینم ودوستان بهشتی ام

    خدایا توراهزاران هزار بارشکر وسپاس بخاطر یه روز دیگه ویه فرصت وگام دیگه

    خدایا توراهزاران هزاربار شکر وسپاس به‌خاطر بودنم در این مکان الهی

    خدایا توراهزاران هزاربار شکر وسپاس به‌خاطر روزی بی حسابی که هرروز ازراه‌های مختلف وارد زندگی ام می کنی

    خدایا تورا هزاران هزار بار شکر وسپاس بخاطر نعمت سلامتی که به من عطا کردی ،از چشمان سالمی که قدرت دیدن زیبایی های جهانت رو به من بخشیده ،گوشهای سالمی که قدرت شنیدن آوای پرندگان وعزیزانم را به من بخشیده ،از قلبی که دقیق تر از ساعت به اراده تو در حال تپیدن است وبه من زندگی می‌بخشد از هر دم وبازدمم خدایا شکرت

    زبانم قاصر است ازشمارش نعمتهایی که به من از فضل ورحمتت عطا کردی ازت ممنونم خدای مهربانم

    گام 12:تفاوت تسلیم بودن در برابر خداوند با تسلیم بودن در برابر مسائل

    تسلیم بودن در برابرخداوند به این معناست که من ایمان دارم یک نیرویی برتراز کل نیروهای جهان ،که جهان را خلق کرده وهدایت می کند، آن نیرو مرا خلق کرده که اگر من به او توکل کنم وخودم را بسپارم به او وازش درخواست کمک کنم وباورش داشته باشم وایمان به او داشته باشم او مرا به مسیرهای درست هدایت می کند وآدم‌های درست ،شرایط درست ،موقعیت‌های درست را در مسیر زندگی من قرار می دهد

    تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خداوند که به درخواست های من پاسخ دهد

    چون بعضی مواقع من درخواست‌هایی از خداوند دارم ،اما تسلیم نیستم وشرک میورزم ،نگرانم ،ناراحتم،میترسم ،غصه میخورم وداشتن هرکدام از این احساس ها،به معنای این است که من تسلیم نیستم

    تسلیم بودن کسی است که خیالش راحته میگه آخیشششششش خدایا شکرت راحت شدم خودم را سپردم به تو

    تسلیم موقعی است که وقتی خودم را میسپارم به خداوند آرامش دارم

    تسلیم کسی است که حالش خوبه ،چون اعتماد دارد به خداوند ومی داند وقتی که خودش را رها کنددر آغوش خدا جای می گیرد، جاش امنه، خیالش از هر جهت آسوده است

    هر چند هیچ کدام نباید صفر و100 به قضیه تسلیم نگاه کنیم

    هیچ وقت نمی تونیم ادعا کنیم که حتی برای یکساعت تسلیم محض خداوند بودیم بنابراین من اگر سعی کنم به این نقطه نزدیک بشم کار بزرگی را انجام دادم وهرچقدر اینکار را بیشتر انجام بدم برام راحت تر میشود، پس خیلی انتظار نداشته باشم که یک روزه فضای شرک آلود ذهنم تبدیل شود به فضای توحید واین کار نیاز به زمان ،استقامت در مسیر ،باور و تمرین دارد وهرچقدر که بیشتر سعی کنم ،بیشتراز زندگی لذت میبرم

    تسلیم بودن ،بدون شک احساس خوب واحساس آرامش به همراه دارد «الا بذکر الله تطمئن القلوب»؛

    تسلیم بودن احساس اطمینان قلبی می آورد ونشانه آن احساس خوب ،شادی لذت،امید ،توکل …. می باشد که تمام احساسات خوب موقعه ای اتفاق می افتد که من تسلیم خداوند باشم

    که این کار تمرین ،شنیدن داستان‌های قرآنی. ..را می طلبد

    تسلیم بودن در برابر مسائل ومشکلات یعنی هرگز در برابر مشکلات ومسائل تسلیم نشیم

    توکل :یعنی من به کسی وابسته نیستم من به خدا وابسته ام

    وقتی به خدا توکل کنم وتسلیم باشم از جایی که فکرش نمی کنم درهایی به زندگی من باز می شود

    خیلی از مسائلی که در زندگی بوجود میاد می‌توان با یه نگاه مثبت ،بایک نگاه بازی به آن نگاه کنیم وآن را حل کنیم

    در برخورد با مسائل وتضادهایی در مسیر:

    1_ به خداوندتوکل کنم وهرگز به کسی باج ندهم ،با این باور که من خدا را دارم وخدا منبع رزق وروزی من است وهرکسی در زندگی من آمد در واقع دستی از دستان خداست که اگر رفت بی نهایت دست دیگه ای هست که بیاد

    2_ به مسائل به شکلی نگاه کنم که این مسائل آمده اند تا من رشد کنم وبزرگ بشم وپیشرفت کنم با حل این مسائل اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنم و خیلی راههای بهتری جهت حل مسائلم پیدا میکنم

    مثال

    وقتی از همسر سابقم جدا شدم خانه ای که داشتیم نصف آن به اسم من بود وایشون وخانواده اش به هیچ وجه همکاری نمی کردند که خانه را بفروشیم من موضوع را با وکیل که آشنا بودمطرح کردم ایشون هم گفتند من خانه را از قیمت خودش دویست ،سیصد تومن ارزان تر می خرم ودیگه من خودم می‌دانم با اینها ،همسرم هم گفت اسناد خانه را بده به ایشان فرض کن اصلا نبوده بعد آن آقای وکیل گفت من خانه را برداشتم تمام مبلغ را نقد پرداخت نمی کنم وبصورت اقساط پرداخت می کنم همسرم قبول کرد ولی من اصلا راضی نبودم ولی خب در ظاهر چاره ای نبودچون همسرم عقیده داشت که شمانه وقتش رو داری که مدام بری دادگاه ونه بلدی جواب وکیل آنها را بدی بهترین کار همین هست ،من به آنها حرفی نزدم چون جای بحث نبود ولی سپردم به خدا شرایط طوری پیش رفت که این آقای وکیل دو سه ماه رفت مسافرت کاری خارج از کشور وشهرستانهای مختلف ،وکار تا جایی پیش رفته بود که ایشان حتی خانه را قیمت کرده بودند ورسیداملاکی را برا من فرستاده بودند ومن هر دفعه می گفتم خدایا سپردم به خودت من نمیدونم خودت درست کن در این فاصله اتفاقات مختلف افتاد که یه روز یکی از اعضای خانواده طرف مقابل با همسرم تماس گرفتند که مشتری آمده برا خانه شما تمایل به فروش دارید همسرم هم در جواب گفته بود بله ولی نقد،اسناد را از آقای وکیل گرفتم ونصف خانه را به مبلغ دوبرابر از آنچه وکیل پیشنهاد داده بود فروختم آن هم نقد .خدایا شکرت…شکرت…شکرت

    عاشقتونم…….

    در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید در دنیا وآخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  7. -
    نسترن فضیلت گفته:
    مدت عضویت: 2629 روز

    به نام رب العالمین

    به نام خدایی که مرا به سوی خود خواند و هر بار از غیر خود بی نیازترم کرد.

    سلااااااام استادم. سلام مریم خانم عزیز

    سلام دوستان عزیزم در این خانواده گرم و صمیمی.

    گاهی که می شینم به صحبتاتون گوش می کنم، یهو فوری استاپ می کنم، به دلیل هضم اون حرفا یا به دلیل جریانی از آگاهی که بر قلبم جاری می شه.

    امروز هدایت شدم به سمت عزت نفس و کلمه ی قائم به ذات بودن. به سمت دوست داشتن بی قید و شرط خود. تو مبحث عزت نفس که اصلا قابل مقایسه با قبل نیستم. اما بعضی متنا و کامنتهای دوستان رو که می خوندم انگار برای بار اول بودن که اون نکات و درک هارو دریافت می کردم. با اینکه خدا می دونه چندد بار گوش دادم و خوندم.

    بالای صفحه ی مصاحبه 5 (بخش اول) نوشته : جنس کلماتی که ما از شما دریافت می کنیم به دلیل جنس ایمانتون هست. ایمانی شکست ناپذیر که باعث می شه با قدرت از خودتون و دیدگاهتون صحبت کنین…… و این دقیقا یعنی قائم به ذات بودن.

    این مدت به خودم قول داده م که تا حد امکان روی باورها و نگاه توحیدیم کار کنم و تعهد دادم تلاش کنم مثل وحی منزل حرفها و صحبت های شمارو بی چون و چرا بپذیرم و درکی که از اون صحبت ها و باورها می گیرم رو در جهت علایق و سلایق خودم پیاده کنم و به همین دلیل خداروشکر می کنم که ذهن نجواگرم رو راحت تر کنار می زنم و با قدرت تر به کار کردن روی خودم جلو می رم و جالب تر اینه از وقتی این تعهد رو دادم به خودم، گاهی حس می کنم برای بار اوله که صحبتاتونو می شنوم…….. .

    در ادامه ی هدایتم، با نشانی امروز من؛ به این صفحه هدایت شدم .

    استاد این مصاحبه فوق العاده س برای کسی که می خواد واقعا توحید و یکتاپرستی رو توی تک تک لحظات زندگیش اجرا کنه. چون خیلی از ساعات زندگی ما خواه ناخواه در ارتباط با آدم های طی می شه . ما موجوداتی اجتماعی هستیم

    یادمون می ده که وابسته نباشیم به آدما. به شرایط. به وعده وعیدهااااا. خداروشکرررررررر می کنم که قبل از اینکه ازدواج کنم ابتدا با این آگاهی ها آشنا شدم و با خودم می گم هیچ وقت نباید به همسرم وابسته باشم، نباید فکر کنم شادی من، زندگی من، احساس خوب من به احساس و بودن و شادی کس دیگه ای وابسته س و این عین قائم به ذات بودنه ( و حتی دیگر روابطم با آدما ). عین وصل بودن به خدایی که درون تمام ما وجود داره و از رگ گردن به ما نزدیک تره و دارم هر لحظه بهتر درک می کنم که وقتی خداوند می گه همه چیز رو برای تو خلق کردم و تو رو برای خودم یعنی چی؟

    وقتی می گه : تو با من باش، من محبتت رو توی دل ها می کارم یعنی چی؟

    از وقتی سعی کردم به این گفته ی شما بیشتر عمل کنم که : مهمترین رابطه ی ما، رابطه با خداونده، کل دنیام تغییر کرد. رنگی رنگی شد. شاد شد و گاهی با یه آهنگ چنان از شادی به هوا می پرم و شادم که وقتی به خودم میام می بینم شدم هم رقص سماع در جمع مولوی ها.

    می فهمم اون رقصه نیست که منو به خدا نزدیک کرده، بلکه همه چیز اون نزدیکی به خدا و رها بودنه س، که تو رو به رقص و شادی وادار می کنه.

    این جملاتی که الآن می نویسم رو قبل تر ها که قائم به غیر بودم، نه جرأت فکر کردن بهش رو داشتم و نه جرأت بیان کردنش ولی منِ الآن کجا و منِ قبلی کجا . منی که من نیستم. هم جدام از همه و هم وصلم به کل جهان هستی…… خدایا چه کردی با من؟

    استاد من عاشق صحبتای شمام. بخداوندی خدا قسم خیلی وقتها با صحبتاتون از خودبیخود می شم، الآن اشک تو چشام حلقه زده و همیشه به خودم می گم، همه رو، همه ی دوره های استادو تهیه می کنی، بالاخره خدا برات یکی یکی تهیه ش می کنه(چون دوست دارم برای هر کدومش هدایت بشم و در زمان درست تهیه شون کنم) و ان شاالله که همه رو تهیه می کنم حتی دوره های بعدی که می ذارین، امااااااا می دونین چیه؟ گاهی به خودم می گم، مهم نیست که فلان دوره رو نداری، یا چه تضادی داری، همون خدایی که برای استاد هدایت و آگاهی و راه شد برای تو هم می شه حتی بارها برابر قوی تر از تمام اون دوره هاااا آگاهی ها، هدایت ها و تمام راههارو پیش پات می ذاره(گاهی با صحبتای شما، خدای درونم ،سوره ای از قرآن، آیه ای، کتابی و و و وو و) و این یعنی قائم به ذات بودن و می دونم اگر با قدرت باورش کنم با قدرت بیشتری وارد دل ترسهام، ترسهایی که از قدرت دادن به آدما، شرایط و وابستگی ها اومده، می شم. با قدرت بیشتری مسؤلیت صد در صد زندگیم رو به دستم می گیرم و می گم : خیالی نیست اگر یه در که من می بینم بسته باشه، کلید اصلی دست خدایی هست که نه تنها درون من و تمام انسان، بلکه در همه ی ذرات جهان جاریه و می گه هییییییچ ذره ای نیست که از قدرت من و احاطه ی من خارج باشه. اون راههارو بلده، هدایت ها دست اونهههههه.

    خدایی که منو هدایت کرد به این جلسه و درک هایی که از همین حرفا و از هدایت های قدم به قدم امروزم به دست آوردم، دنیایی از شگفتی رو به روی من باز کرده و می کنه.

    روابط من الآن فوق العاده س. الهی شکر اما یه چیزی رو دوست دارم همیشه به خودم یادآوری کنم از باورهای شما که : از این بهترم می شه و این درجه از خوبی و راحتی و بهتری انتهاییییییییی نداره. خدایااااا از این بهترم می شه….. .

    همیشه می گفتن مدرسه خونه ی دوم آدماس، اینجا حکم همون مدرسه ای رو داره که بعد از خونه باید سراغش بیایم.

    اینجا با شناخت خودمون به شناخت خدایی می رسیم که : فیزیک و ریاضی و زیست و دینی و نقاشی و تمام درسهاااا رو به صورت تصویری، شهودی، قانونی و صد البته توحیدی به درک و سپس عمل می رسونیم. اینجا مدرسه است. هم کلاس عمومی داره و هم کلاسای خصوصی.

    خدایاااااااااااا سپاسگزارمممم.

    استاد عزیزم مرسی بابت تک تک کلماتی که با عشق و از روی ایمانی شکست ناپذیر برای ما بیان می کنین و به ما درس آزادگی می دین.

    از خداوند می خوام که همیشه همه ی مارو در مسیر زیبای توحید و یکتاپرستی ثابت قدم نگه داره و ایمانی از جنس ایمان ابراهیم رو در قلبمون زنده کنه تا ابراهیم وار ایمان بیاریم و ابراهیم وار عمل کنیم.

    خدایاااااااااا شکرت که هر لحظه به راهها و مسیرهای درست (مسیر نعمت داده شدگان )هدایتم می کنی.

    خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می خواهیم، ما را به راه راست هدایت کن، به راه کسانی که به آنان نعمت داده ای، نه کسانی که غضبشان کردی و نه گمراهان.

    برای شما و خودم زیباترین خیرها و نیکوترین عاقبت ها رو از خداوند طلب می کنم.

    یا رب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
    • -
      فرزانه علیان گفته:
      مدت عضویت: 2112 روز

      دوست عزیزم سلام

      چقدرررر از خوندن کامنت بی نظیییرشما لذت بردم و خوشحاااال شدم

      واااقعن از صمیم قلبم تحسینتون میکنم که دارید در مسیر درک قوانین الهی حرکت میکنید درکی که از محصول عزت نفس گرفتید و توی این کامنتتون مشهوده خدایا شکررررت

      واااقعن سپاسگزارتونم که آگاهی های نابتون رو با ما به اشتراک گذاشتید

      کامنتتون برام سرشار از درسای الهی و بی نظیییر و ارزشمنده برای همین گذاشتمش جزء دیدگاه های مورد علاقم که بخونمش و بیشتر یاد بگیرم و بیشتر لذت ببرم

      آفرییییین به شما دوست هم فرکانسی من

      خیییلی دوستون دارم

      درپناه الله یگانه با آرزوی بهترینهاااا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1175 روز

    سلام به استادعزیزم ومریم نازنینم

    وهمه دوستانِ عالیم

    خداروشکر بابت نفس به نفس لحظه هایی که درکنارخداوند کشیده می شود وچه کرده بامریم گلی که اینطور ازهرمسئله ای سربلند بیرونم می آورد.

    دیروز صبح زود مصطفی بیدارم کرد وگفت مهری جان بریم بوشهر وشمابرو دریای شغاب ومن هم می روم به مادرم سری بزنم وانگارخداوند دنیا روبه من داده بود که واقعا هم داده ازطریق استادی که مرابه مسیر زیبایشان هدایت نمود،من هم فورا آماده شدم وبا رعنای زیبایمان گوگوش وار برترک موتور نشسته وباخواندن آیه الکرسی وسوار بردوش خداوند راهی شدیم وقهوه دوبل بربدن زده وغذای موتورهم درپمپ بنزین که درقسمت موتورها ،سراسر پوشیده ازگلهای زیبا بود به رعنا غذای لذیذش را خوراندیم وبا رمز یاخدا حرکت کردیم وبه سلامتی رسیدیم و مصطفی متوجه شد

    تعدادی خانم درپارک والیبال بازی می کنند (توروالیبال

    در پارک شغاب که نمونه ای ازبهشتی ترین پارک های بوشهر است نصب شده) بازی می کنند ومن هم که عشق والیبال، اما به خاطر تمرکز روی بهبودی ام که خیلی مهم تراز والیبال برایم است ودرفایلی علت کناره گیری خودرا نوشته ام ،هدایت شدم که بروم نگاه کنم ومصطفی مراپیاده کرد ورفت وقبلا هم که بوشهربودم سابقه بازی بااین عزیزان راداشتم،خلاصه سلامی باعشق کردم ونشستم وازپارک وزیبایی هایش لذت جانانه برده شکر خداوند رازمزمه می کردم ویهو سرپرست گروه مراصدا زدند وگفتند بازی می کنید ومن هم درجواب گفتم هرطور صلاح می دانید، بعد رفتم داخل زمین وهمان سرپرست دستش رادرازکرد ومن هم به دستش زده وگفتم عاشقتم وشروع کردم وپنج نفرِ قسمت زمینی که من می خواستم بازی کنم ،گفتند که مابازیکن خارجی آوردیم ….وازبس که قانون سلامتی بدن که نساخته ،اندامی عالی وعضلانی ،گفتند بدنت گرمه من گفتم عالیم،واین به احتمال صدی به نود حتما وقطعا من لژیونر والیبال درکشور زیبایی خواهم شد چون این روزها جهاداکبری ازتعلیم گرامر ومطالعه زبان انگلیسی به پا کرده ام که نگو نپرس …..

    خلاصه بعداز دقایقی بازیه عالی خداحافظی ورفتن به دیدار عظمت خداوند دریای بیکرانش ،که وقتی چشمم به جمالش می افتد اشک هایم جاری می شوند ازاین وسعت عظیم آفریده خداوندم ،دستانم رابازو تعظیم کرده ودعا کردم وزیراندازم را انداختم وبرسنگفرش آلاچیق وتکیه بریکی از پایه های تنه درخت گونه آن و رو به عظمت نشستم ودفتر شکرگزاری همان ستاره قطبی ام رابابوسه ای جانانه گشودم ونوشتم وازاین جایگاهی که امروز درآن قرار دارم ونتایج عالی ام دراین مسیر سراسر توحیدی درکنار الگویی ناب بنام استاد گرانقدرم واحساس وآرامش عالیم، خدارو شکر می کردم …

    بعد هم مجدد گوش جان سپردن به فایل تصویری(الگوی کسب وکار)وباعشق پای صحبت استاد درفضای پرادایس وتلفیق آن بادریا ،نمایش بی نظیری خلق کردم وخداوندی که کنارم نشسته بود وبرشانه هایم می زد ومی گفت الحق که شاگرد چنین استادی باید هم امروز دراین جایگاه قرارش دهم ومن هم می گفتم خداجونم عاشقتم ……

    بعدهم که عزیزدل آمدو خداحافظی بادریا تازمانیکه دیگر چشمان زیبایم آن رانمی دید،خدایاشکرت.

    بسلامتی رسیدیم اما مصطفی حالش خوب نبود ومادر روکه دیده بود وآن سبد قرص ودارو وکار به عمل دیسک کمر و….. رویش بدجور تاثیر منفی گذاشته بود وخلاصه کمی اورا آرام کردم وگفتم این تمرکز حال خودت راخراب می کند که تابه امروز این معده درد هم امانش رابریده ومن هم آمده ام باعشق درمغازه وانجام شکرگزاری ونوشتن وکارکرد روی خودم وگوش کردن به این فایل زیبا وخلاصه دنیایی برا خودم خلق کرده ام واین درحالی است که یک چالش عظیم راباموفقیت ورمز یاخدا بریم براچالش بعدو ….. پشت سرگذاشته ام وکلی ایمان وامیدم چند دوبل شده است ،خدایابی نهایت شاکروسپاسگزارم.

    ای جانم به این ذوق وشوق استاد ،بخدا همینه ،این فایل چند سال پیشه اما با فایل آخر که روی سایت قرار دارد واین شکرگزاری استاد وذوق وشوق شان تغییری نکرده وبرای منِ نوعی کلی درس وتجربه است که اگر الگویم را استاد می بینم پس دراین یکسال وچند ماه باید خودم واعمال وایمان وتوکل واحساس وآرامشم رامیزان کنم که واقعا چند چندم باقبل ازآشنایی باایشان ؟؟؟؟!!!!آیا واقعی تسلیم خداوندم

    وآیا مثل استاد این طور نفس می کشم وآغوشم را باز می کنم وبگویم (خدایاشکرت راحت شدم خودم رابه تو سپردم)

    من به اندازه سهم خود وبا شروع تغییر باورهایم وآرام آرام بااستاد قدم برداشتن وعمل به کلام گهربارشان ایمان وتوکل خود رادر هرمسئله ای شجاعانه نشان دادم ،نترسیدم چون دیگر تمام شده بود دوره جاهلیت……

    وقتی کسی راالگو قرار می دهی که خداوند مُهر تاییدش راتوسط هدایتش به سمت ایشان ،برایم رقم زد،تولد آگاهانه زندگی کردنم شروع شد، ابتدا درونم بهبود پیدا کردو ذهنم راپاک وباز وقلبم لبریزازارامش وبعد هم نتایج وپاداش های عمل به قوانین الهی دراین مسیر جادویی برایم به ودیعه قرار داد،خدایاشکرت.

    خیلی این نکته باارزش است که من باید بخواهم تا خداوند اجابت کندواین حد ازبزرگواری،دانایی وتوانایی خالقم درنوع خودش بی نظیراست ،درس هایش چقدر عمیق وقابل تامل وتفکر است یک خودسازی واقعی وجهان بینی وسیع رادربردارد،خدایاشکرت.

    استاد برایم شبیه یک لقمه بزرگ وحاضروآماده بود ومن هم نیازمند آن ،اما باید یواش یواش آن رامزه می کردم ولذت طعم آگاهی های نهفته درآن را به وجودم می خوراندم وهمه چیز به صورت کاملا تکاملی دروجود وزندکیم متجلی شد ،چه بود این لقمه لذیذ بهشتی خدایا چه می کنی والبته کاری هم نمی کنی ،شاهکار می کنی ……

    من به کسی باج نمی دهم حتی عزیزترین کسی که کنارش زندگی می کنم وبا او امروز چالشم باحضور صمیمانه خداوند واین آگاهی ها تمام شد ،صحبت هایی برزبانم جاری کرد که مصطفی فقط مرا درآغوش می گرفت ومعذرت خواهی می کرد….

    بله من فقط تسلیم ووابسته به خدا هستم حتی اگر ازصفر زندگیم شروع شود، چون کسی راپیدا کرده ام که درکنارش عالی ترین های دیگر راخلق می کنم ،به خداوندی خودش قسم باوجود آزادی درهمه چیز درحین گوش دادن باعشق به این فایل ،الهامی واضح برای کاری که عاشقش هستم به من عطا کرد وبا مصطفی مشورت کردم وگفت چشم شرایطش را برایت اوکی می کنم ،کاری عالی درهمین مکانِ زندگیم که پذیرایی آن هم جزء کسب وکارمان با گسترش عالی تر ومن هم بااین ایمان وتوکل واستادی ارزشمند وتجارب عالی وخودکفایی که خداوند به من عطا کرده کار معلمی خود را دراین حوزه شروع می کنم چون واقعا ایمان دارم که موفق هستم وموفق تر خواهم شد ،چه عالی تراز آن سالن پذیرایی باهمنشینی افرادی که مراجعه می کنند درفضایی معنوی وبا بازدهی عالی ومثمر ثمر به امید حق علیه باطل ……

    خداوند برای رشدو پیشرفت عالی تر استاد ،چه ها که نکرده ودرهمین فایل شنیدم که آن استاد تقاضای حقوق بالا تری می کند وبعد چه می شود، موجب رشدو بالندگی بی نظیرتر استاد عزیزم ودر واقع پلن های خداوند بی نظیراست هر چالش سکوی پرتاب به سمت خودش با قدرت لایتناهی ایمان وتوکل ….

    الهی شکرت …..

    درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد،سلامت وعالی باشید و بدرخشید، عاشقتونم.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
    • -
      نسیم زمانی گفته:
      مدت عضویت: 1886 روز

      سلام به مریم عزیز و خوش ذوق و خوش قلم

      اینجا صبح شنبه ست و روز تعطیل و من کنار پنجره نشستم با یه ویوی زیبا از آسمون خیییلی آبی با ابرای پفکی و درختای سبز و زیبای پارک و کامنت شما رو خوندم و واقعا لذت بردم

      مریم جان خیلی تحسینت میکنم برای همت و تعهدت در کنترل ذهن و دیدن زیبایی ها و سپاسگزاری

      خیلی زیبا تعریف کردی داستان رو

      ما باید بخوایم تا خدا اجابت کنه

      چقدر خوشحالم برای رابطه ی زیبایی که داری و چه قشنگ گفتی من به کسی باج نمیدم حتی به عزیز دلت

      و خیلی خوشحال شدم برای الهامی که در مورد کارت دریافت کردی

      و برای همه ی نتایج و موفقیت هات

      که امیدوارم روز به روز تصاعدی بیشتر بشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    حجت اله دشت پیما گفته:
    مدت عضویت: 3034 روز

    الهی به امید تو

    الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ ۖ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ ۚ أُولَٰئِکَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا یَقُولُونَ ۖ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ

    “زنان ناپاک براى مردان ناپاک و مردان ناپاک براى زنان ناپاک و زنان پاک براى مردان پاک و مردان پاک براى زنان پاک. آنها از آنچه در باره‌شان مى‌گویند منزهند. آمرزش و رزق نیکو براى آنهاست.”

    همیشه برام سوال بوده که استاد چطور اینقدر مفاهیم قرآن رو توی تک تک لحظات زندگیشون جاری کردن، یعنی وقتی ما حرفهای استاد رو گوش میدیم و بعد قرآن رو میخونیم میبینیم که همونه که استاد میگه و تونسته در زندگی ازش به درستی استفاده کنه، مثل همین آیه که استاد از طیبون هستن و خانم شایسته از طیبات و از آنچه درباره شون گفته میشه منزه هستن و آمرزش و رزق و ثروت و نعمت و برکت فراوان و نیکو در زندگی شون جاریه، چی میشه که به اینجا میرسه استاد، جواب در یک کلمه هست”توحید” توحیدی که در عمل خودشو به شکل ایمان و توکل به خدا و نه به غیر خدا نشون میده، توحیدی که قدرت رو به خدای خودش داده، توحیدی که باور کرده خودش با باورهاش خالق زندگیشه نه هییییچ عامل بیرونی، نه رشوه و پارتی و بچه های بالا بودن و…. و نتیجه هم مشخصه در تمام جنبه ها.

    – اما نگاه قرآن به ازدواج، قرآن از کلید واژه “میثاقا غلیظا” استفاده کرده و از این مفهوم 2 جای دیگر یکی برای عهد گرفتن از پیامبران و یکی دیگه از پیروان موسی، میثاقا غلیظا یعنی عهد و پیمان محکم، یعنی مرد سرپرستی زن رو تمام و کمال قبول کند با رضایت دختر و اذن ولی او، نوشتن توی شناسنامه و این موارد حالت تشریفاتی داره نه اینکه اشتباه باشه ولی ضامن خوشبختی هم نیست و حتی آزادی ها رو هم ممکنه محدود کنه…

    من به شخصه وقتی جلسه 5 رو شنیدم هیچ مقاومتی نداشتم و استاد رو هم تحسین کردم و میخوام اینو بگم که سپاسگزار خداوندم که چنین درکی به من داده با اینکه نه تجربه شو داشتم نه نمونه شو دیده بودم جایی،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  10. -
    1234 گفته:
    مدت عضویت: 2514 روز

    سلام استاد عزیزم

    واقعا سبک شخصی شما رو تحسین میکنم وعمق توحیدی بودن اون رو وفقط روی خدا حساب باز کردنش رو درک میکنم.الهی بینهایت شکر که چنین استاد همه چیز درستی رو به عنوان الگو در اختیار دارم.

    توضیحات عالی وفوق العاده وروشنگر بود وخیلی لذت بردم از میزان ایمان وخود بودن وباکی برای قضاوت ونظر مثبت یا منفی دیگران نداشتن.

    معلومه که چنین کسی که تا این حد روی خدا حساب بازمیکنه وفقط به خودش نیازمند ووابسته هست در هر موردی واز هر لحاظی فراوانی وآزادی وزندگی رو تجربه کنه وچنین روابط عاشقانه ای رو داشته باشه.الهی بینهایت شکر با تمام وجود هم به شما وهم مریم عزیز تبریک میگم.

    خیلی برام جالب بود که گفتین تا حالا کسی رو ندیدم که انقدر خوب به قانون عمل کنه حتی گاهی بهتر از من.الهی شکر بهت تبریک میگم مریم جان

    واز اینکه دوست وشریک زندگی وعشق استاد کسیه که از هر لحاظ هنرمند وعامل به قوانین ومطابق با باورهای استاد بینهایت خوشحالم.الهی شکر

    حتی خود آمریکایی ها هم از میزان عشق وصمیمیت شما حیران شدن.الهی بینهایت شکر

    واقعا ترامپ کسی نیست غیر از اون مقدار توجهی که ما بهش کردیم,اون مقدار انرژی که توذهنمون براش حواله کردیم ومیتونه از اون برعلیه خودمون استفادا کنه.مگر اینکه به دیده درس آموز بهش نگاه کنیم.

    واقعا چه اهمیتی داره که دیگران در مورد ما چه فکری میکنن, هر زمان شده باید این دندون لق رو بکنیم بندازیم دور تا از ترس قضاوت واظهار نظر مردم کلا وبه یکباره راحت بشیم .والبته اینم باید تکاملش رو طی بکنه.

    واقعا چرا ما گاهی اصلا فکر نمیکنیم انقدر قرآن میگه لعلهم یعقلون…شاید که عقلشونو بکار بندازن! بخدا خیلی وقتا در حد یک استدلال ساده هم مخمونو بکار نمیندازیم انقدر که توقضاوت دیگران غرق شدیم… آخه چرا واقعا تازه شکر خدا دارم یاد میگیرم که برای خودم تصمیم بگیرم, منطق واستدلال قابل قبول برای خودمو داشته باشم واینکه اصلا یک سری از بدیهیات واصول زندگی اصلا بدیهی نیستن کلاهبرداری محض هستن لااقل تو وضعیت کنونی.اصلا اصول نیستن بخدا حتی فرع هم نیستن واصلا با هیچ منطقی هم سازگاری ندارن.مثلا همین قضیه که یک امضا ویک سند مالکیت که دفاتر اسناد رسمی هم اونو تایید کردن میتونه ضامن یک زندگی پر سعادت وطولانی باشه?!!😂😂😂

    واین مطلب هم خیلی برام جالب بود که گفتین اگر میخواین این سبک زندگی رو بخاطر اینکه زندگی مشترکتون طولانی تره باز هم سر کاریم وول معطلیم چون تکیه ما اینجا هم کسی دیگس نه خدا!…

    من از حرفهاتون فقط منطق رو نگرفتم من حسی رو گرفتم که از زندکی مشترک والهی دو انسان در صلح با خودشون بوجود میاد.

    پشت کلام شما حسی منتقل میشه که با کلام قابل انتقال نیست وفقط کسانی که تو مدارش هستن میفهمنش.

    خوشحالم که این فایل رو نه در جواب به منتقدان سبک شخصی زندگی شما که بخاطر درک بیشتر جویندگان قوانین وحقیقت درست کردین چون اصلا حرف بقیه مهم نیست حتی به اندازه پشیزی🤗

    استاد جان شما هر چقدر هم دارا وموفق باشین حقتونه چراکه به هیچ کسی وهیچ چیز غیر از خدا وابستگی ندارین.الهی بینهایت شکر

    اون حیات پشتی زیبا واستخر زیبای آبی رنگ رو که با دستگاه فوق العاده ای که مدام هوشمندانه داره اونو تمیز میکنه وبرق میندازه تحسین میکنم.الهی شکر واقعا زیباست.

    آرامش وتمرکزی رو که حین درست کردن فایلها دارین واقعا تحسین میکنم.

    حجم اطلاعات وآگاهیها ومیزان هدایت در زندگیتون وعمل به اونها رو تحسین میکنم.

    داشتن سبک شخصی زندگی کار هر کسی نیست ایمان میخواد شجاعت میخواد باور میخواد که شکر خدا شما دارین مریم جان هم همینطور.

    تحسینتون میکنم عزیزان👏👏👏👏👏👏👏👏

    هر روزتون زیباتر والهی تر از دیروز⚘⚘⚘⚘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای: