مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است - صفحه 43


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

885 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 3355 روز

    به نام الله یکتا

    سلام

    الهه ام

    دیروز وقتی داشتم با خدا صحبت میکردم بهش گفتم دوست دارم مهاجرت کنم شهر دیگه و علت هایی هم گفتم و درخواست کردم که کاش یه شغلی باشه بریم اونجا و خداوند هم سریع الجواب من بعد از ظهر درخواست کردم شبش با همسرم داشتیم شام می‌خوردیم دیدیم صدای زنگ موبایل همسرم میاد و وقتی نگاه کرد گفت شماره غریبه و جواب داد و دید از کاریابی تماس گرفتن و یه کار با حقوق بالا در شهر دیگه ای که 4ساعت با ما فاصله شه برای همسرم در نظر گرفتن در صورتی که اصلا همسرم به این کاریابی نسپرده بود و خیلی وقت بود که از درخواستش به اون کاریابی هم گذشته بودوجواب همسرم یه نه بود و دقیقا همین حرف های استاد بود که من از همین جایی که هستم باید نتیجه بگیرم تو همین شهر خودم واز کسب و کار مورد علاقه خودم وقتی امروز استاد در مورد مهاجرت گفتن متوجه شدم منم انگار دارم فرار میکنم از بعضی مسائل و همون مرغ همسایه رو غاز میدونستم و من باید از همین جا به نتیجه برسم تا با عزت برم جایی که خدا هدایتم کنه

    و من خدارو دیدم توی این ماجرا که گفت

    وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

    و هنگامى که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم; دعاى دعاکننده را، به هنگامى که مرا مى خواند، پاسخ مى گویم. پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند

    خداوندا تو پاسخ گفتی تو جواب دادی چراکه نه هرچی بخوای بهت میدم و صحبت امروز استاد در مورد مهاجرت هم از طرف خودش بود که از جایی که هستی لذت ببر بزار نتیجه ها بیان از علاقت خودم به جاهای بهتر هدایتت میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 767 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    گام 12

    فایل

    عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است.

    سوره نساء

    وَمَنْ أَحْسَنُ دِینًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّهَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلًا ﴿125﴾

    و دین چه کسى بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کرده و نیکوکار است و از آیین ابراهیم حق‏گرا پیروى نموده است و خدا ابراهیم را دوست گرفت (125)

    وَلِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَکَانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ مُحِیطًا ﴿126﴾

    و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست و خدا همواره بر هر چیزى احاطه دارد (126)

    خدایا شکرت برای همین لحظه و همین صلاتم

    من تسلیمم هیچی نمیدووووونم هر آنچه دارم از آن توست

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان

    تلاش ذهنی و فیزیکی ازهم جدا نیستند

    استاد تو از فایلهابود شنیدم که گفتین تلاش فیزیکی یه بر صد است نسبت به ذهنی

    یک درصد فیزیکی

    99درصد ذهنی باید باشد

    بخدا که تازه دارم به این درک میرسم

    هر چقدر بیشتر استمرار در مسیر توحید داشته باشم

    اونوقته که بهتر درک میکنم یاد گرفتن قوانین

    هیچ انتهایی ندارد

    قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی

    یعنی من نچسبم به خواسته ام من لذت ببرم از زندگی از همین لحظه شکر گذاری کنم بابت نعمتها و داشته های زندگی ام توجه کنم به زیبایی های جهان هستی

    تمرکز کنم بر بهبود شخصیتم

    به هر چیزی بچسبم ازم دورتر میشود این قانون جهان است

    از وقتی که تمرکزم را بیشتر گذاشتم روی خودم بخدا جهان اینقدر کارهای قشنگتر و بیشتری برام انجام داده که حد ندارد

    حالا اگر بیشتر تمرکز کنم خدا میداند چقدر زندگی ام بهتر و زیباتر شود خدای مهربانم شکرت

    بخدا الان شرایطم عالیه

    ولی باز شیطان میخواد یه کاری کنه با این ذهن نجوا گر که کو نتایج بزرگت؟!

    در صورتی که در این سه چهار سالی که با استاد هستم نتایج خوبم بسیار پررنگتر شده نسبت به قبلم که در گمراهی مطلق بودم

    درسته باید دست از کمالگرایی بردارم

    نتایج مالیم هنوز چشمگیر نشده

    ولی خیلی چیزهای دیگه در زندگی ام بهتر شده

    آرامشی که دارم

    وقتها و زمانهایی که برایم خالی شده تا تنها باشم و روی خودم کار کنم

    هر بار نشانه های خداوند را بیشتر لمس میکنم

    روابطم بهتر شده

    نسبت به عوامل بیرونی خیلی وابستگی هایم کمتر شده بازهم جای کار داره

    دارد سعی میکنم شکر گذاری هامو بیشتر کنم

    زیبایی ها را ببینم

    توجه کنم به نکات مثبت افراد

    قدر داشته ها و نعمت هامو بیشتر بدونم و در مقابل خداوند متواضع و فروتن و تسلیم تر باشم

    کریدیت هر آنچه که دارم را فقط بخدا میدهم

    و میبینم که خداوند در کارهایم چطور داره منو آسان میکند بر آسانی ها

    و کلی پیشرفت های دیگر

    ولی چون نتایج مالی هنوز زیاد نشده

    باز هم ذهن داره جفتک میندازه

    بهش میگم بابا من تو تاریکی مطلق بودم

    الان سلامتی مو که بزرگترین معجزه زندگی ام هست را با هیچ ثروتی عوضش نمیکنم

    کو اون قرصهای افسردگی و استرس و ناراحتی ها

    کو اون احساس قربانی شدن ها

    کو اون مقصر دانستن دیگران

    همینکه الان این شهامت و شجاعت را داشته ام و پذیرفتم که من خالق تمام اتفاقات زندگی ام بوده ام و هستم و خواهم بود

    خودش کلی برام ارزش داره

    چون اولین قدم همینه که بپذیرم خودم با افکار و باورها و فرکانس های خودم زندگی ام را خلق کرده ام

    پس من باید تغییر کنم به مسیر درست توحید ی

    و خداوند هیچ وقت منو تنها نزاشته

    وقتی در لحظه لحظه زندگی ام ردپای خداوند را میبینم همان موقعی که در تاریکی بودم و نور امیدی در وجودم روشن بود

    همان خدای من بود که هر لحظه همراهم بوده هر لحظه نزدیک بوده و من خودم را گم کرده بودم در میان باورهای اشتباه و غالب جامعه

    و حالا که با قوانین ثابت جهانش آشنا شده ام

    بدون هیچ عجله و شتابزدگی

    با آرامش و صبر الهی هر روز قدم‌های کوچک ولی مستمر و محکم‌تری بر میدارم با توکل و ایمان و باور بخدا که هر لحظه این نیروی هدایتگر در درونم هست و هدایت مرا بر خودش واجب کرده است.

    پس من هم باید بیشتر باورش کنم

    و این توانایی را در درون خودم هم بپذیرم خودم را باور کنم

    توانایی های منحصر به فرد م را باور کنم

    خودم را و دیگران را ارزشمند بدانم

    کارهایم را ارزشمند بدانم

    همین امروز که یکی از آشنایان به همسرم گفته بود میخواد بهم سفارش کار بدهد

    خوشحال بودم

    ولی با خودم که نمیشود دروغ بگویم

    کمالگرایی بسه الهام عزیزم

    از درون خودم را باور نداشتم

    بعد به خودم گفتم چرا زود ناامید میشی از خودت

    مگه همین دیشب یک کار زیبا ی جدید را آماده نکردی و الان گذاشتی تا تحویل مشتری بدهی

    مگر برای خودت همانچیزی که مشتری امروز خواسته را اماده نکرده ای و گذاشتی یک گوشه از پذیرایی که هر کسی میبینش تحسینت می‌کنه

    چرا برای کار خودت ارزش قائل نیستی عزیزم

    وقتی به اینجا رسیدم گفتم تو رو خدا خودت را باور داشته باش

    از چی می‌ترسی

    مگر خداوند هر لحظه با تو نیست

    مگر نمی‌گویی خداوند تمام راه‌حل های مسائل مرا میداند و همواره هدایتم میکند

    مدرک داری دلیل و باور توحید ی هم داری

    اونوقت از اون طرف خودتو لایق ثروت انگاری نمیدونی؟!!

    استاد باورهای ثروتم ضعیفه

    سطلم سوراخه

    خیلی باید روشن کار کنم انشاالله که خداوند همانطور که خیلی جاها مسیرها را برایم باز کرده

    اون هر لحظه بامنه خودش در زمان مناسب باورهای قدرتمند ثروت را هم برایم حل می‌کند من تسلیمم هیچی نمیدووووونم تو می‌دونی تو آگاهی تو وهاب و رزاقی من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم

    خدایا شکرت معنوی ترین کار دنیا ثروتمند شدن است

    هر چقدر ثروتمندتر شوم نزد خدا محبوبتر م

    خداوند از خودم بیشتر دوست دارد که به تمام خواسته هایم برسم چون جهان با رسیدن من به خواسته های بیشتر گسترش پیدا میکند.

    من لایق دریافت الهامات الهی هستم

    من لایق دریافت نعمت‌های بیشتری از طرف خدا وند هستم

    من تکه ای ارزشمند از وجود پاک خداوند هستم

    من لایتنهاهی هستم

    من باور دارم که خداوند قادر مطلق است و هر لحظه در حال هدایت من به راه راست و مستقیم است

    خدایا شکرت من به هر خیری از جانب تو بهم برسد سخت فقیر ترینم

    خدایا کمکم کن

    استاد من تک تک سوالاتی که جواب دادین را تک تک به کلمات رو داخل دفتر نوشتم

    و الان هنگام کامنت هر چیزی خداوند بر قلبم جاری کرد ثبت شد من تسلیمم هیچی نمیدووووونم هر آنچه دارم از آن خداست.

    استاد بخودم قول دادم که اول از تمام لحظات زندگی ام سعی کنم لذت ببرم و بعد هر وقت خواستم روی کارهایی که خداوند هدایتم میکند و مشتری و تبلیغ کارم میشود

    با تمام وجودم بشینم و انجام بدهم وبا کیفیت باشد و لذت بیشتری ببرم

    و رها تر باشم

    به خواسته ام هم که پول هست نچسبم و خداوند تمام خواسته های مرا میداند

    من باید خودم را در مدار دریافتش قرار دهم

    و تا آماده دریافت نباشم دریافتش نمیکنم براحتی

    چون باید خواسته و باورم در یک جهت باشند .

    خدایا خودت کمکم کن تا باورهای قدرتمندم بر باورهای محدودم که نمشناسمشون قدرت بگیرند

    چون خیلی هاشون رو تا جایی که تونستم پیدا کردم و نوشتم

    نمیدووووونم دیگه من تسلیمم هیچی نمیدووووونم

    من سمت خودم که لذت بردن از زندگی است را انجام میدهم بقیش با خودت

    من تمرکزم را سعی میکنم آگاهانه ببرم روی نعمتها و ثروت‌هاو فراوانی های جهان هستی و داشته های زندگی ام و از فضل خداوند وهاب طلب نعمت و ثروت بیحسابش را دارم

    خدایا من تسلیمم هیچی نمیدووووونم هیچی حالیم نیست

    تو همه چی را میدانی تو آگاهی

    تو علمت بر تمام عالم محیط است

    کمکم کن تا بتونم سمت بندگی کردنم را بجا آورم

    خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    رامش فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 956 روز

    درود و سلام خدمت شما استاد عزیز

    امید که هر کجایی دنیا باشید خوش وآرام باشید !

    و سپاس فراوان از خانم شایسته عزیز که این پروژه را راه اندازی کردین !

    باید این فایل ها را بارها و بارها گوش گرفت هر بار یک حرف جدید پیدا میشه خدا را بی نهایت سپاسگذارم برای تمام اتفاقات عالی که برایم رخ میدهد

    همه اتفاقات ما توسط باور های ما رخ میدهد یکبار بشینیم پیش خود روی باور های خود کار کنیم از وقتی که روی باور هایم کار میکنم تمام اتفاقات زندگیم را خودم آگاهانه به وقوع میندازم باید از هر نگاه بالای باور های خود کار کنیم خصوصا باور فروانی و خدا را بی نهایت سپاسگذارم که یکتن از دانش آموزان دوره روانشناسی ثزوت هستم به تویی که میخایی باور هایت را تغییر بدهی بهترین دوره برای ایجاد باورن فراوانی همین دوره است خدا را شکر

    در حفظ الله باشید !

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3381 روز

    Olá

    درود وخداقوت فراوان بر گروه تحقیقاتی عباسمنش

    تشکر فراوان برای ادامه دادن پکیج آموزشی مهاجرت به مدار بالاتر…

    وقتی که من از همین سلامتی و آرامشی که دارم لذت ببرم و الله یکتا را شکر کنم هر آنچه که دوست دارم را در زندگی کسب میکنم و نیاز نیست که علکی خود خوری کنم.

    به خاطر همین چیزی که هست یاالله شکرت

    اگر کارها و اهدافم محقق شدند یا الله شکرت

    اگر هم محقق نشدند بازهم یاالله شکرت

    حتماً قرار است بهتر از آن را به دست بیاورم.

    خود من خیلی علاقه دارم به زبان پرتغالی و برای یادگیری این زبان تلاش میکنم،اگر توانستم به پرتغال یا برزیل مسافرت یا مهاجرت کنم یا الله شکرت اگر هم نتوانستم حداقل خودم را سرزنش نمیکنم.

    من سعی میکنم که سمت خودم را درست انجام دهم و باقی کارها و نتایج را به خداوند سپرده ام.

    من یک دوستی در گذشته داشتم که همیشه می‌گفت که انسان اگر بتواند در شهر و دیار خود موفق بشود در جاهای دیگر نیز می‌تواند موفق شود ولی اگر در شهر و دیار خود نتوانستیم جای دیگر نیز نمیتوانم…

    چندین سال پیش من برای زندگی و کار با دست خالی به تهران رفتم و بعد از چند سال مجبور شدم که به شهر خود بازگردم،اما این دوست به فعالیت خود در همین شهرستان ادامه داد و وقتی که به هرآنچه که دوست داشت در همین شهرستان خود رسید اکنون خانه و زندگی خود را به مشهدکه مرکز استان ماست برده است و آنجا کسب و کار موفقی دارد و از وضعیت خود راضی است.

    متاسفانه بیماری کمالگرایی گاهی بدجور اوضاع و احوال زندگی را به هم میریزد و ما باید آگاهانه این بیماری را مهار کنیم و آن را کنترل کنیم و همیشه حواس مان به این موضوع باشد.

    چقدر باور زیبا و خوبی قوم یهود دارند که انسان هرچقدر که ثروتمند تر شود نزد خداوند دوست‌داشتنی تر میشود و چقدر قوم یهود انسان هایی با صداقت و راستگویی هستند و چقدر عالی استاد عباسمنش این موضوع را شجاعانه در این فایل توضیح دادند که انسان هرچقدر که ثروتمند تر شود نزد خداوند عزیز تر میشود و واقعاً وقتی که انسان ثروتمند باشد می‌تواند درست کار باشد و فقر و درستکاری باهم رابطه ای برعکس دارند.

    از شما صمیمانه سپاسگزارم که این نوشته را مطالعه کردید

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3120 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به اسناد عباسمنش عزیز و خانم شایسته عزیز

    گام 13-عملکرد هایی که نشانه اجرای قانون است

    میخوام از حس خوبی که امروز از یکی از فایلهای استاد گرفتم بگم

    استاد بارها توی کامنتهام اشاره کردم به اون فایلی که در مورد رییس بانکی که یهودی بود صحبت کردین اوایل اشنایی با درونمون چقدر هماهنگ بود باعث به صلح رسیدنم شد

    هنوز متاسفانه پیداش نکردم احتمال میدم حذفش کرده باشین ولی از خاطرم نرفته

    همین باعث شد که وقتی داشتید در مورد یهودی ها و باورهای خوبشون و تحقیقات باید انجام بدیم برای ساختنش گفتید

    سریع بعد از اتمام این فایل رفتم فایل باوری که تغییرش درهایی از نعمت را به زندگی گشود نگاه کردم حدود 50 دقیقه بود حدس زدم اونجا درموردش صحبت کرده باشید

    ولی هرچی رفتم جلوتر دیگه برام فرقی نمیکرد صحبت کردین درموردش یا نه

    بخاطر اینکه این فایل چقدرر احساس خوب داشت

    وقتی تموم شد بلند شدم و راه رفتم با خودم گفتم چه فایل خوبی بود

    چقدر این اگاهی درون اون فایل حس گرما بخشی داشت

    من سعی میکنم به حرفاتون گوش بدم چون همین گوش دادن خودش کل ماجراست

    اگر گوش بدم حتما عمل میکنم و حتما نتیجه میاد

    چقدر زیبا درموزد مهاجزت صحبت کردین

    چه نشونه هایی برام داشت

    نمیخوام بیشتر بازش کنم این نشونه ها رو چون احساس میکنم باید بیشتر بشنوم تا بتونم بهتر بنویسمش

    فقط اینو میدونم باید ادامه بدم

    نقشی که باور میتونه داشته باشه انگیزه نمیتونه داشته باشه

    باوره که همه عوامل از جمله انگیزه رو میاره کنارهم قرار میده

    استاد چقدر لذت بخش بود اون مثال خاک ریز و نجواهای شیطان و باور معنوی بودن ثروت

    همین ثروت چقدر میتونه به من عزت بده سرم بالا باشه به هیچ ادمی وابسته نباشم

    کی وقتی من بهش میرسم وقتی تجربش میکنم

    دلیلی میشه برای رسیدن به خدا

    توحیدی بودن وابسته نبودن توی رابطه

    یعنی من یکی از دلایلی که ثروت میخوام بخاطر ازاد بودن و اختیار داشتن و خودم بودنه

    من خیلی جاها خودم نیستم چون ثروتمند نیستم و. اگر ثروتی بیاد خودم صاحبش نمیدونم

    همین صاحب ثروت شدن چقدر منو توحیدی میکنه خدایی میکنه

    عزت و ذلتمو دست خودم میده

    خدایا منو هدایت کن به ثروت

    خدا میدونه اگر ثروتمند باشم چقدر زندگی در تمام جنبه ها لذت بخش تره چقدر رابطه عاطفیم بی منت بی توقع تر خواهد بود

    من باید ادم باهوشی باشم از تضادهای اطرافیانم درس بگیرم یه زندگی دلخواه برای خودم تجسم کنم توی ذهنم تصویرش بکشم و بسازمش

    خدایا منو ثروتمند کن

    موضوع بعدی رها بودن هست

    با اینکه جلسه 1 راهنمای عملی درمورد رها بودن هست ولی خانم شایسته جلسه 4 را پیشنهاد داده

    خب من بعد از این فایل میرم جلسه 4 را میبینم با اینکه پروسه کار کردن روی این دوره را متوقف کردم و تمام تمرکزم روی پروژه هاست اینم مسیری بود که درمورد کار کردن خودم متوجه شدم

    ولی مقاومت خودم میذارم کنار و میرم این جلسه را گوش میدم

    رهایی یعنی باور داشتن به تحقق خواسته

    چون باور داری زور نمیزنی براش تقلا نمیکنی و لذت میبری از مسیر تحققش

    فکر نمیکنی اگر الان یه لذت متفاوت از اون که الان داری تجربه میکنی بر خلاف مسیر رسیدن خواستت هست نه انجامش میدی و. غرق در احساس خوب میشی

    باوری که در رسیدن به مهم ترین و با الویت ترین خواستم امروز متوجهش شدن باور به کمبود بود باور به کمبوده که باعث میشه تو حرص بزنی بخوای زود تند تند برسی همش ناامید باشی که نکنه نرسی یا فکر کنی نمیرسی

    من فکر میکردم کمبود فقط ربط داره به پول مثل وقتی که نگرانی که پول کم بیاری

    هرچند همونم کار نمیکردم ولی الان فهمیدم نه فقط مربوط به مسائل مالی نیست توی چیزهای دیگ هم میتونه عامل اصلی نرسیدن و نشدن و ناامیدی باشه

    مثلا امروز فایل بیستو دوم خانه تکانی را دیدم

    استاد گفت وقتی رابطه خودم با پول را درست کردم همه چیز تغییر کرد

    من یادم افتاد همیشه وقتی میرفتم بازار یا فروشگاه پول توی کارت بوده و کم نیاوردم

    ولی همیشه استرس اینگ داشتم نکنه کارت بکشه بگه ناموجود هست

    اخرین باری که یادم میاد سالها پیش بود که میخواستم یه شات قهوه بخرم برگشتنی پول کم اوردم اونم پول بود ته کارت ولی بانک اجازه برداشت نمیداد خلاصه اقاعه گفت اصلا هیچچچچچچ ایرادی نداره برو هر موقع شد بیا پولش بده

    دیگه هیچ وقت یادم نمیاد اصلا نشده توی این سالها کارتم یا کارت پدرم ببرم ناموجود بزنه ولی این ذهن برنامه ریزی شده که همش نگران باشه نگرانی درمورد اینده ای که نیومده

    حتی من امسال تابستون یه کارتی بهم داد پدرم اینو هرچی میکشیدم تموم نمیشد کسی هم بهم نگفته بود چقدر توشه پدرمم نگفته بود

    من اینو بعد تمرین میبردم هربار میکشیدم نمیدونستم چقدر توشه فقط میدونستم زیاد توشه :))) بعد هر بار میکشیدم میومدم خونه میگفتم لعنتی چرا این کارت تموم نمیشه از پدرمم سوال نمیکردم اصلا نخواستم کنجکاو بشم ولی برام جالب بود خلاصه این کارت خیلی خوب بود فکر کنم یه 30، 50، 100 تایی توش بود نمیدونم ولی نکته ش این بود که توی خریدم لذتی که باید نمیبردم چرا؟؟چون همش میخواستم خواسته هام فیلتر کنم

    یا آزادی 24 ساعت نداشتم که همیشه باهام باشه وقتی از تمرین برمیگشتم. میدادم پدرم یا مادرم

    یه باز موقع برگشتن از بازار به خونه دقیقا یه تضادی به منو مادرم اتفاق افتاد که من در وجودم من ازادی در پول میخوام من میخوام بهم ازادی بده

    یعنی دقیقا اونجا این حس ازادی بیشتر برام الویت دار شد تا اینکه صرفا یه مقدار پول زیادی داشته باشم.

    با تشکر از شما استاد عزیز و خانم شایسته عزیز

    با ایمان

    مریم درویشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    فاطمه دبیری گفته:
    مدت عضویت: 1681 روز

    بنام الله یکتاوهدایتگر

    سلام به استادتوحیدی عزیزم ومریم جان

    استادمن فایل های مهاجرت به گام بالاترازروزی که روی سایت قراردادین همشون تاالان بهم یه موضوع یادآوری میکنه که خداوندهدایتم میکنه من همیشه ودرتمام امورزندگی ام حتی کوچکترین کارهام توی کارهام خداوندهدایتم میکنه واینوواقعاباورش دارم واین روزهااین فایلهاروکه مبینم بیشتراین هدایت های خداونددرک میکنم انگاربرام واضح ترمیشن انگارشکرگزارترشدم یادم میادهرکجایی که هدایت شدم والانم میشم حتی نشانه های روزم باهمین هدایت هاادغام شده امروزنشانه روزم بازکردم فایل توحیدعملی قسمت 11بودکه شمادرموردهدایتهای خداوندصحبت کردین وچقدربه منم یادآوری شدوفایل های دوره عزت نفس که دارم گوش میکنم مفهوم هدایت برام واضح ترمیکنه

    استادهمین دیروزبادخترم رفتم مزون لباس که براش لباس بگیرم وتوی راه گفتم خدایاخودتت مثل همیشه هدایتم کن کمکم کن من به راحتی وآسانی خریدکنم ورفتم واردپاساژشدم برق های کل پاساژقطع بودوتاریک مغازه دارهابنده های خدادرگیرخودشون بودن بانورموبایل جلوبزورمیدیدن ومن رفتم یکم جلوتربازحسم گفت بروبازم طبقه پایین مزون بودبالاکلاخیاطی هابودن منم یه دوری زدم پایین توی تاریکی یه خانمی گفتش اینجااومدین الان برق نیست نمیشه لباس بپوشین بایدیک ساعت ونیم دیگه بیاین ماهرروزبرق قطع میشه این ساعت هاومیدونیم کی میاددخترمم هی غرمیزدبیابرگردیم مامان کجامیری هیچی معلوم نیست همه بستن مغازه هاشونو ومنم حسم میگفت برواینم بگم که گوشیمم شارژنداشت ونمیشدچراغ قوه گوشی استفاده کنم

    ورفتم به سمت پله برقی هارفتم بالاپله هاهم چون برق قطع بودخاموش بودبازدخترم گف کجامیری مامان باباخیاطی هستن همه من ادامه دادم ورفتم بالادوسه تامغازه ردکردم برق استراری پاساژروشن شدولی فقط داخل راهروبود مغازه هاتاریک بعدیه خانمی توی مغازش نشسته بودپاشددرمغازه بازکردبه من ودخترم گفت بفرمایین یه پیراهن دم دربودگفتم این چندگفت فلان قیمت بدم بپوشین دخترم به من نگاه کردگفتم بپوش قیمتش عالیه پوشیدوچقدرم بهش اومدوخودشم پسندکردخلاصه لباس گرفتیم بعدگفت بنده خدامن دیدم توتاریکی دارین دورمیزنین دربازکردم بیاین اینجاوازدهنم پریده این قیمت وباچراغ قوه گوشیش روشن کرددخترم پروکردوموقع کارت ب کارت هم ازفامیلیش دیدم همشهری هستیم واینهاهمه درعرض ده دقیقه کمتراتفاق افتادوبنده خدامیگفت این طبقه همه خیاطی من تازه اومدم مزون زدم وخداوندهدایتم کردبه راحتی وآسانی خریدکنم

    همین امروزباشگاه خودم بودم دستگاه آنالیزبدن که درصدچربی وعضله وهمه چیزنشون میده چقدردربدن (اینجورکه میگن) قراربودبیان ومن ثبت نام نکردم گفتم چون دارم قانون سلامتی کارمیکنم چربی بدنم احتمالانداره واومدم نزدیک خونه رسیدم یادم اومددخترم ازباشگاه خودش صدابزنم که باهم بریم بیرون رفتم باشگاه دخترم به محض واردشدن مربی اسرارکردبیاین دستگاه آنالیزآوردین تست بدین ومنم رفتم وانجام دادم وقتی برگه ام اومدهمون خانم دکترگفت چیکارمیکنین چندمدتیه که باشگاه میاین گفتم من4ماهه باشگاه میام بدنسازی وتازه 3ماه هم توخونه بایه کش کارکردم وپروتئن میخورم گفت آفرین عالیه بدنت بینظیره خیلی همه چی نرمال واندازه است بدنت اینقدرعضله داره اینقدرکم چربی وبقیه توضیحات تاموقع دخترم اومدمیگه مامان چیکارمیکنی بریم گفتم بریم وبرگه گرفتم مثل زمان مدرسه که آخرسال کارنامه میدادن نگاه میکردیم به نمرات وذوق داشتم که قبول شدم اون احساس داشتم که مسیرم درسته والان یکسال شده که دارم به شیوه قانون سلامتی عمل میکنم وباورم قوی ترشده که خداوندمنوتوی این دوره هدایت کردراه نشونم دادباکمک دستش استادعباس منش عزیزوایمانم قوی ترشدکه فاطمه ادامه بده مسیرت درسته وسلامتی داری همه چی لذت بخش تره برات استادعزیزم سپاسگزارشماهستم بابت تمام دوره های بینظیرتون این فایل های گام مداربالاترکه توحیدبه ماآموزش میدین

    خدایاشکرت هزاران مرتبه که ماروهرلحظه هدایت میکنی سپاسگزارتم

    استاداین هاشایدمساله های کوچیکی باشه امابرای من راحتی وهمواری مسیره که لذت ببرم توی این راه وپیش برم وهدایت های بزرگترکه زیاده بخوام توضیح بدم

    خدایاشکرت

    درپناه الله یکتاشادوسربلندوثروتمندباشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    عرفانه تیموری گفته:
    مدت عضویت: 2840 روز

    بنام خدا و سلام ب تک تک دوستان و استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز.

    دوست دارم باورهای قشنگی ک توی این فایل گفته شده رو واسه خودم بنویسمو تکرارکنم.

    قانون رهایی یعنی اینکه نچسبیم ب خاسته ها ولی ازونطرفم روی ذهنمون کارکنیم.چون ذهن همه چیزه.همه داستانا از همینجا یعنی از ذهن شروع میشه.

    قانون رهایی یعنی توجه ب خاسته ها درعین حال لذت بردن از لحظه و از زندگی.یعنی سپاسگذار بودن بخاطر آنچه داریم.نه شاکی بودن برای نداشته ها.

    اینا ازهم جدا نیستند.رهایی باین معنانیست ک هیچ کاری نکنیم.اون کار،توجه رو از ناخاسته ها برداشتن و روی خاسته ها گذاشتن.

    مهمترین باور برای تغییر شرایط زندگی این باوره ک ما باافکار و باورهامون شرایط زندگیمون رو خلق و تجربه میکنیم.هیچ عامل بیرونی درکارنیست.

    از بیرون،بیایم بیرون.بیایم تو خودمون.

    چه بدونی چ ندونی.چ آگاهانه چ نااگاهانه من دارم شرایط زندگیمو خلق میکنم.

    مکان زندگی هیچ تاثیری در موفقیت نداره.

    وقتی تو مدار درست باشیم خودبخود جهان مارو میبره ب جاهای بهتر.این فکر ک من ازینجایی ک هستم نمیتونم شروع کنم و باید برم جای دیگه یفکر غلطه.

    از جایی ک هستیم شروع کنیم پیشرفت کنیم اگه نیاز باشه جهان مکانمون روهم عوض میکنه.

    تکامل در مهاجرت، ازینجاشروع میشه ک من در نقطه ای ک هستم شروع ب پیشرفت و ب کسب مهارت کنم و بعد ب نتیجه گیری.چون این یک واقعیته ک خیلیا توی همین شرایط همین شهر همین کشور، موفقیتهای زیادی کسب کردند.پس منم میتونم ازهمینجا شروع کنم.بعد ک نتیجه گرفتیم بگیم حالا میخایم بریم ی مرحله بالاتر.

    اون ذوق و شوق برای مهاجرت رو بذاریم روی اونجایی ک هستیم و روی نتیجه گیری.بعد ک نتیجه گرفتیم برای نتایج بهتر آزادی بیشتر حالا بخایم مهاجرت کنیم ک اونم جهان خودش هدایت میکنه.

    درمورد روابط:باندازه ای ک خودتو دوست داشته باشی و برای بقیه ارزش قائل باشی،جهانم ب همون شکل ب فرکانسها جواب میده.

    این ماهستیم ک با افکار و باورهامون اون شخصیت مهربون خوش اخلاق مسئولیت پذیر دست و دلباز و محترم افراد رو برانگیخته میکنیم یا برعکسش اون شخصیت لجباز عصبانی خسیس بداخلاق رو.

    برای پیشرفت سقفی وجود نداره.هرروز باید سعی کنیم از روز قبل بهترباشیم و نتایج خودش بوجود میاد.تاجاییکه زنده هستیم این پیشرفت میتونه ادامه دارباشه.اگه هرروز در زمینه کنترل ذهن بهتر و بهتر باشیم،اینکار همه چیو برای ما ایجاد میکنه.

    عمل با باور بوجود میاد.اگه من بدونم و باور داشته باشم ک یک کاری نتیجه میده دست ب عمل میزنم.هرکاری ک انجام میدیم ی ته باوری ازینکه جواب میده داریم وگرنه اصلا انجامش نمیدادیم.

    اگه عمل نمیکنیم یعنی رو باورا اصلا کار نکردیم.

    وقتی باورا درست بشه و ب ایمان و یقین برسی، عمل خودبخود اتفاق میفته.

    اینکه شما با کارکردن روی باورها احساست خوبه یابد برای جهان فرقی نمیکنه.چون این قانون جهانه.ولی ب نسبتی ک خوب کارکرده و اصولی کارکرده،حالا حتی اگه روی باورهاش کارنکنه،ی شبه همه چی برنمیگرده ب اون زمان قبلش.چون اونموقع دیگه مهارت کسب کردید.خیلی راحتتر میتونه این مسیرو ادامه بده.مقاومت ذهنیش خیلی کمترمیشه.نتایج ی جاهایی دیگه خودش بوجود میاد و توی مدار درست قرارمیگیرید و این مدار درست هم کمک میکنه تو مدار درست باقی بمونید.اینجوری نیست ک از اون بالا پرت بشیم پایین.چون همونطور ک باورها زمان برده تا درست بشه و ی شبه درست نشده، همونطورم وقتی روش کار نمیکنید زمان میبره تا کمرنگ بشه.

    مسیر درست کردن باورها باید لذت بخش باشه.

    اون لحظه ک ذهنمون رو هدایت میکنیم ب سمت خاسته ها و سپاسگذاری میکنیم و حس خوب میگیریم،اون لحظه اون احساس خوبه از هرچیزی مهمتره.چون احساس خوبه ک مارو ب همه جا میرسونه.

    توجه ب ناخاسته ها مثل آتیشه.دست نمیبریم سمت آتیش.توجه ب خاسته ها گلستانه.بهشته.

    باور بسیار مهم و کلیدی یهودیا اینه ک هرچقدر ثروتمندتر شوی نزد خدا محبوبتر میشوی.

    چیزی باسم ایده های ناکارامد و شکست نداریم.

    باید بعنوان تجربه ازش یاد کنیم.گاهی یسری کارا مارو بظاهر ب اون جوابی ک میخایم نمیرسونه اما بعدها از اون کارا تجربه هایی گرفتیم ک هزاران برابر بالاتر از اون جوابهاست ک انتظار داشتیم.

    شما ب هرچیزی علاقه داشته باشید و حرکت کنی، پیشرفت میکنی.کلا آدم بی استعداد وجود نداره. ولی باید ببینید تو چ زمینه ای علاقه دارید.

    اون علاقه و عشق رو کارمیکنی روش،استعداد هم پیدا میکنی.

    بعضی آدما هیچ کاری نمیکنند بعد میگند چ جوری؟

    حرکت بکن،تو مسیر میفهمی.من اینهمه کارای مختلف انجام دادم بعد هدایت شدم ب مسیری ک واقعا عاشقش بودم.

    ب تنهایی کار رو شروع کن ادامه بده،اگه لازم باشه جهان برات تیم فراهم میکنه.

    وقتی توی مسیر درست قرار میگیری دستان خداوند میاند و بهت کمک میکنند،اما باین معنا نیست ک حتما ازقبل باید ی گروهی باشه تا تو نتیجه بگیری.

    خدایا شکرت.وقت گذاشتن برای گوش دادن و نوشتن درمورد این آگاهی ها بهترین کاریه ک میتونم برای خودم انجام بدم و اون وقت رو تو دراختیارم میذاری.خدایا ازت ممنونم.ممنونم بابت بنده های خوبت ک سالها این مسیرها رو رفتند و نتیجه گرفتند و حالا بمن کمک میشه ک خیلی زودتر و راحتتر برسم ب چیزایی ک میخام.

    ازت سپاسگذارم ک منو خالق شرایط زندگیم‌ کردی.

    شکرت برای تمایلی ک برای تغییر دارم.

    سپاسگذارم برای این زمان و مکان.

    دوستتون دارم.عرفانه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    amene nasiri گفته:
    مدت عضویت: 4177 روز

    استاد نازنینم سلام

    استاد من خیلی ممنونم بابت این فایل های پرسش و پاسخ و هم خیلی سپاسگذارم از مریم بانو که مارو در این پروژه بی نظیر سهیم کردن چون با اینکه من بعد از چند روز که عالی کار میکردم روی فایل ها تلاشم کمتر شد اما یه نتیجه فوق العاده گرفتم

    من سال ها بود به رسالتم فکر میکردم چندتا چیز تو ذهنم بود که منو گیج میکرد مثلا میگفتم بذار با رشتم کلینیک پوست ومو بزنم که هم مسیرش ب نظرم تو ذهنم ممکن تر بود هم درامدش بالاتر

    از طرفی هم دلم میخواست یه مدرسه بزنم یه اکادمی و این تو ذهنم خیلی دور از دسترس و غیر ممکن بود اماوقتی به انتهای رسیدن هردو فکر میکردم ساخت مدرسه برام خیلی خیلی لذت بخش ار بود .

    چون نمیدونستم قدم اول چیه خیلی مستعصل و خسته بودم به فکر کردن و دیگه باخودم گفتم رهاکن و فقط رو خودت کار کن حتما به تو هم گفته میشه تا اینکه چند روز پیش یه ایده خیلی خوب به ذهنم رسید برای شروعش و مصمم شدم که قدم اول همونه و باید شروع کنم و تو مسیر قدم های دیگه بهم گفته میشه

    درصورتی که من قبلا کل مسیر رو میخواستم بدونم و بعد باخودم تو ذهنم شبیه سازی کنم و بعد که به چالش ها میرسیدم میگفتم نه سخته من نمیتونم ونمیشه.

    اما الان به لطف استاد اینطوری فکر نمیکنم فقط میگم برو و قدم اول رو شروع کن .تو خودت شروع کن و بندگی کن خداوند هم وظیفشه که برات خدایی کنه پس دیگه چی میخوای.

    ممنونم از همه دوستان که با نوشتن تجربیاتشون و عملکردهاشون بهم انگیزه شروع مسیر رو میدن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    ملیحه مهارتی گفته:
    مدت عضویت: 1001 روز

    گام سیزدهم از پروژه مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر – عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است

    به نام خدایی که هر لحظه حاضره

    سلام استاد عزیز و مریم جان و همه ی دوستانم در مسیر این پروژه

    خداروشکر که باهم به گام سیزدهم پروژه رسیدیم و در کنار هم این فرصت رو داریم که رشد کنیم و از همدیگه یاد بگیریم.

    به سهم خودم میخوام درک و دریافتم رو از این گام بنویسم و ردپایی بگذارم برای خوده آینده م :)

    الهی به امید تو

    سوال اول- زمان های تمرکز روی تلاش ذهنی و زمان رها کردن خواسته ها

    ————–

    باید به این درک برسیم که تلاش ذهنی در مورد رسیدن به یک خواسته و رها کردن آن دو معقوله ی جدا از هم محسوب نمیشن.

    قانون رهایی میگه من به خواسته م وابستگی نداشته باشم و از مسیر زندگی م لذت ببرم و این رو در نظر بگیرم که خوشحالی و شادی م رو به تعویق نندازم با این فرض که من باید به اون خواسته م برسم و بعد شادی کنم.

    نه مسیرش برعکسه .

    یعنی اول به اون شادی و خوشحالی درونی میرسیم بعد نتایج این خوشحال بودن در قالب نتایج تو زندگی مون ظاهر میشه.

    قانون رهایی یعنی توجه به خواسته ها و در عین حال لذت بردن از لحظه و سپاسگزار بودن به خاطر آنچه که داریم.

    پس قانون رهایی و تلاش ذهنی در هم تنیده ست و از هم جدا نیست .

    قانون رهایی به این معنا نیست که نباید کاری بکنیم.

    کاری که باید انجام بدیم اینه که توجهمون رو بزاریم روی خواسته هامون و از ناخواسته ها اعراض کنیم .

    این مفهوم در دوره ی راهنمای عملی دستیابی به رویاها کامل تر توضیح داده شده.

    سوال دوم-اصلی ترین باور برای تغییر نتایج زندگی چیست

    ————–

    پذیرش این قانون که افکار و باورهای ماست که صد در صد نتایج زندگی ما رو رقم میزنه و ما با قدرت افکار خودمون داریم نتایج زندگی مون رو خلق میکنیم و هیچ عامل بیرونی دیگه ای در کار نیست.

    حالا این افکار و ارسال فرکانس ها میتونه ناآگاهانه باشه یا آگاهانه .

    ما در این مسیری که باهم داریم طی میکنیم سعی میکنیم سهم اون بخشی که ناآگاهانه داره رقم میخوره رو کمتر کنیم و به صورت آگاهانه بتونیم زندگیمون رو بسازیم.

    سوال سوم-نقش مکان و موقعیت زندگی در رسیدن به موفقیت ها

    ————–

    با درک و پذیرش اینکه این ما هستیم که داریم در هرلحظه با افکار و باورهامون نتایج زندگی مون رو خلق میکنیم ، نقش عوامل بیرونی مثل محل زندگی در ایجاد این نتایج پیش چشم ما کمرنگ تر میشه.

    ما باید از همونجایی که هستیم شروع کنیم و در صورت استمرار در این مسیر ، جهان هم وارد عمل میشه و سمت خودش رو به درستی انجام میده و ما خود به خود به جاهای بهتر هدایت میشیم.

    بهترین حالت مهاجرت کردن اینه که ما با داشتن دستاوردها و موفقیت هایی در محل زندگی فعلی مون ، و با ایجاد شرایط مناسب تر برای خودمون و بزرگ تر کردن زمین بازی مون اقدام کنیم.

    نباید اینطور فکر کنیم که اگر موقعیت زندگی من تغییر کنه من میتونم به موفقیت برسم چون ما هرجا بریم شخصیت خودمون رو هم با خودمون میبریم .

    در این مسیر همواره باید رعایت قانون تکامل رو هم در نظر بگیریم و با داشتن دستاورد و نتیجه در مدار فعلی مون قدم برداریم به سمت مهاجرت کردن ، با این دید که از اون چیزی که الان هستیم شرایطمون رو بهتر کنیم .

    اگر در مهاجرت کردن اجباری وجود داشته باشه یا بخوایم از موقعیت فعلی فرار کنیم ، به نتایجی که میخوایم دست پیدا نمیکنیم که هیچ ، حتی شرایط برامون سخت تر هم میشه.

    اما با اختیار و انتخاب آگاهانه و با این ذهنیت که از جایی که هستیم به یه مرحله بالاتر برسیم ، میتونیم انتظار نتیجه ی درست رو داشته باشیم.

    سوال چهارم-راز داشتن روابط عالی با همه و محبوبیت استاد

    ————–

    یکی از اصلی ترین رموز داشتن روابط عالی با دیگران اینه که رابطه ی عالی با خودمون داشته باشیم .

    هرچقدر ما خودمون رو ارزشمند بدونیم به همون نسبت جهان هم به فرکانس های ما پاسخ میده و افرادی رو سر راه ما قرار میده که با همون ارزشمندی و احترام با ما برخورد میکنن.

    مسئولیت صد در صد برخوردی که با ما توسط افراد دیگه میشه با خودمونه ، چون این ما هستیم که با توجه به فرکانسی که ارسال میکنیم اون وجه رو در طرف مقابلمون برانگیخته میکنیم .

    همه ی آدمها در نحوه ی برخوردشون میتونن یه آدم فوق العاده بداخلاق باشن یا کاملا خوش برخورد و خوش اخلاق و این موضوع یه طیفه.

    اینکه برخورد آدما با ما در کجای این طیف قرار بگیره کاملا به خود ما برمیگرده.

    هرچقدر در این مسیر ما روی خودمون بیشتر کار کنیم توانایی ما در برانگیخته کردن وجهه ی خوب آدما در برخورد با ما بیشتر میشه.

    این موضوع در جلسات دوره عشق و مودت در روابط کاملا توضیح داده شده.

    سوال پنجم-سقف اهداف

    ————–

    مسیری که ما در اون وارد شدیم و داریم روی باورهامون کار میکنیم هیچ انتهایی نداره و سقف رسیدن به درخواست هامون سقفی که در تغییر باورهامون بهش رسیدیم.

    ما هر روز به نسبت روز قبل خودمون مقایسه میشیم که چقدر تونستیم بهتر عمل کنیم .

    این مسیر انتهایی نداره و مادامی که ما در این مسیر استمرار داشته باشیم و در کنترل ذهن ماهرتر بشیم ، میتونیم نتایج بزرگ تر برای خودمون رقم بزنیم.

    سوال ششم-باید روی باورها کار کرد یا اقدامات عملی داشت؟

    ————–

    باید این رو بپذیریم که اقدام کردن با باور داشتن به وجود میاد.

    من اگر باور داشته باشم کاری که انجام میدم نتیجه میده عمل میکنم وگرنه اصلا در اون زمینه دست به اقدام نمیزنم.

    هرکاری که ما انجام میدیم به صورت ناخودآگاه باور داریم که برامون نتایجی در پی داره .

    اگر ما با تغییر باورهامون به این نتیجه برسیم که نتیجه ای که میخوایم داشتنش امکان پذیره، اونوقت خود به خود براش اقدام میکنیم .

    سوال هفتم-احساس بد از لزوم کار کردن همیشگی روی باورها

    ————–

    اگر ذهنیت ما در مورد لزوم و اهمیت کار کردن روی باورهامون درست باشه ، رنجی در این مسیر احساس نمیکنیم که بخواد حالمون رو بد کنه .

    باید لزوم بودن در این مسیر رو مثل نفس کشیدن همیشگی بدونیم ، یا مثل نیاز به غذا خوردن.

    اگر ما تشنگی مون رو با خوردن آب برطرف میکنیم برامون لذت بخشه نه رنج آور.

    پس اگر بدونیم اصل در این مسیر اینه که با توجه به نکات مثبت و سپاسگزاری قراره بیشتر در احساس خوب بمونیم و تمرین کنیم تا از همه چی لذت ببریم ، این مسیر خود به خود زیبا میشه و دیگه سختی در این مسیر حس نمیکنیم.

    بعضی وقتا احساس بد ما به خاطر نگرانی از اینه که نتایجی که بهش رسیدیم بخوان از بین برن.

    باید این رو در نظر داشته باشیم که اگر اصولی روی باورهامون کار کرده باشیم و مسیر رو درست و تکاملی طی کرده باشیم نتایج هم یک شبه از بین نمیرن.

    هرچقدر در این مسیر بیشتر بمونیم طی کردن مسیر هم برامون راحت تر میشه و هرچقدر در مسیر درست تر قرار بگیریم جهان هم از ما حمایت میکنه و شرایط زندگی ما رو به نفع ما تغییر میده و این مسیر برای ما لذت بخش تر میشه.

    همیشه باید حواسمون به داشتن احساس خوب در این مسیر باشه چون اول و آخر همه چیز رسیدن به همین احساس خوبه و ما همه ی نتایجمون رو واسه همین داشتن حال خوب میخوایم.

    سوال هشتم-چگونگی حفظ توجه به خواسته ها در مسیر

    ————–

    اگر واقعا باورمون این باشه که هرچقدر در احساس بد باشیم و به ناخواسته ها توجه کنیم ، در واقع داریم با سرعت زیاد از مسیر رسیدن به خواسته هامون دورتر میشیم ، این اضطرار رو برای خودمون به وجود میاریم که به هر روشی که بلدیم سریع تر به احساس خوب برسیم و دوباره به مسیر برگردیم.

    مثل باور به اینکه اگر دستمون رو بگیریم روی آتیش میسوزیم ، پس به هیچ وجه آگاهانه دست توی آتیش نمیکنیم.

    سوال نهم -باور یهودیان نسبت به ثروت و ارتباط آن با نتایج ایشان

    ————–

    همانطور که در دوره روانشناسی ثروت 1 توضیح داده شده ، یهودیان باورهای قدرتمند کننده ای در مورد ثروتمند شدن ایجاد کردن که هرچقدر ثروتمند تر باشی نزد خدا محبوب تری و این باور قدرتمند کننده باعث شده این افراد بتونن راحت تر به ثروت دست پیدا کنن.

    سوال دهم-روش تشخیص ایده های ناکارآمد

    ————–

    چیزی با عنوان روش های ناکارآمد وجود نداره و هرگونه اقدامی که ما انجام میدیم برای رسیدن به هدفمون جزئی از مسیر ماست و دو حالت بیشتر وجود نداره ، یا ما رو به موفقیت و نتیجه ای که انتظار داریم میرسونه یا روشی هست که ما ازش درس هایی میگیریم و به تجربیات ما اضافه میکنه و ما با استفاده از اون تجربه ها رشد میکنیم .

    نباید به این مسیر صفر و یکی نگاه بکنیم که باعث گمراهی ما بشه و سعی کنیم با تغییر زاویه ی نگاهمون به روش هایی که در مسیر رسیدن به خواسته هامون امتحانشون میکنیم ، بتونیم درس هاش رو برای خودمون بگیریم و با حس خوب ازش عبور کنیم.

    سوال یازدهم – اهمیت استعداد در رسیدن به موفقیت

    ————–

    اگر به عامل استعداد به عنوان یه عامل مادرزادی نگاه کنیم ، تاثیری در رسیدن به موفقیت نداره اما اگر عامل استعداد رو با اشتیاق و علاقه ی ما در مسیر رسیدن به هدفمون هم معنا ببینیم قطعا میتونه تاثیرگذار باشه و سرعت ما رو در رسیدن به خواسته هامون افزایش بده.

    اگر استعداد ها مون رو در راستای علائقمون به درستی شناسایی بکنیم و در این مسیر اقدام کنیم و استمرار داشته باشیم قطعا خواسته های ما به شکلی کاملا عادی و طبیعی وارد زندگی ما میشه و ما از مسیر خلق خواسته هامون لذت خواهیم برد.

    سوال دوازدهم- رسیدن به موفقیت بدون سرمایه اولیه

    ————–

    اگر باورمون این باشه که با تلاش ذهنی و توجه به خواسته هامون و ساختن باورهای قدرتمند کننده ، ایده هایی به ما در این مسیر گفته میشه که با شرایط فعلی ما انجامش شدنیه ، اونوقت متوجه میشیم که بدون سرمایه ی خاصی و با همون وضعیت فعلی مون میتونیم کار رو شروع کنیم و ایمان داشته باشیم که ماهیت ایده های الهامی این هست که قدم به قدم به ما گفته میشه و وقتی قدم اول رو برداریم قدم بعدی برامون نمایان میشه.

    سوال سیزدهم- شکست در مسیر

    ————–

    همانطور که در سوال های قبل تر توضیح داده شد چیزی به نام شکست وجود نداره و ما در این مسیر تجربه میکنیم و یاد میگریم و رشد میکنیم .

    سوال چهاردهم-رسیدن به قروت به صورت گروهی ممکنه یا انفرادی

    ————–

    اگر در مسیر رسیدن به خواسته هامون قدم های اولیه رو به درستی برداریم و تکاملمون رو هم رعایت کنیم ، افرادی به صورت دستان خداوند در مسیر ما قرار میگیرن که متعهدانه به ما در رسیدن به خواسته هامون کمک میکنند و مسیر رسیدن به خواسته ها رو برامون هموارتر میکنن.

    اما باید در نظر داشته باشیم که در شروع کار قدم های لازم در راستای ایده ی الهامی مون رو باید با ایمان برداریم و به عوامل بیرونی مثل شریک داشتن یا تیم داشتن قدرت ندیم .

    ممنون از توجهتون به کامنتم دوستان

    در پناه الله یکتا باشیم همگی :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    پژمان حاجی صفی گفته:
    مدت عضویت: 644 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد خوش صحبت و عزیز

    واقا که این جمله چقدر قشنگه که میگه

    هرچقدر که ثروتمند شوی نزد خدا عزیز تری من هر روز این جمله را تکرار میکنم و سپاسگذارم میکنم از رب .

    استاد شما گفتی به هر چی که علاقه داشته باشی واقعا پیشرفت می‌کنی بله درسته واقعا چون من از اون جمله آدمهای بودم که کار داشتم ولی علاقه نداشتم و انگار یه اجباری بود برایم که کار کنم و از روزی که با فایلهای رایگان شما شروع به تغییر کردم دنبال کاری بودم که بهم حس خوب بده و به خدا میگفتم من نمی‌دونم چیه خودت منو در مسیر قرار بده و کم کم به خودم آمدم دیدم که در مسیر با باورهای قوی که داشتم و توکل به رب افتادم داخل مسیری که دوست داشتم و هدایت شدم و دوستانی که شاگردان شما هستن و داداشم منو به این کار از طرف رب دعوت کردن و ما اولین جنس را تولید کردیم و به فروش فوقع العاده ای هم رسید و ادامه دارد و می‌خوام به اونایی که میگن نمیشه نمیشه بگم به خدا میشه به رب میشه من تو وضعیت خوبی از لحاظ مالی نبودم شروع کردم و رب خودش برات انجام میده دوستان نترسید خداشاهده منم آدم ترسوی بودم چون به خدا اعتماد نداشتم یک بار به خدا اعتماد کنید روی ایمانتان کار کنید و ببینید که چه معجزه های رخ میده خداساهده من الان تمام بدنم دارم می‌نویسم مور مور داره میشه به خدا در این مسیر هر چی هرچی هرچی که بخواهی رب برات فراهم می‌کند بابا تو بندگی تو بکن اون خدای میکند برات من اولین تجربه و موفقعبتی که داشتم گفتم خیلی راه هارو رفتم ولی نشد چون باور نداشتم .ایمان نداشتم با باور و ایمان هر کاری که بخوای میشود در مسیر درستی حرکت کن خدا خودش میبردت تو اون مسیری که دوست داری چی میخوای از این خالق کهکشانها و زمین میگه تو بخوا مابقی با من من خواستم و بهم داد و بازهم میخواهم و باز هم میدهد قربونت برم خدایا که چه قانون قشنگی داری .

    با سپاس از استاد عزیز و دوستان

    ایشالله که این متن به درد هم مسیر های الهی بخوره .

    از خود شناسی به خدا شناسی می‌رسید .

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    آخخخخییییششششش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: