مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است - صفحه 41


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

885 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1514 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    چه زمان تلاش فیزیکی و ذهنی برای تحقق خواسته ضروری و چه زمان قانون رهایی موثر است؟

    -این دو جدا از هم نیستند

    -قانون رهایی به معنای انجام ندادن هیچ اقدامی نیست

    بلکه قانون رهایی به معنای:

    -تلاش ذهنی

    -وابستگی نداشتن به خواسته ها

    -لذت بردن از لحظه لحظه ی زندگی فارغ از رسیدن به خواسته ها

    -توجه به خواسته ها

    -سپاسگزاری از داشته ها

    -شکایت نکردن از نداشته ها

    -توجه بر خواسته ها و عدم توجه به ناخواسته هاست

    اگر تنها یک باور باعث تغییر زندگی شود آن باور کدام است؟

    افکار و باورهای ماست که زندگی ما را خلق می کند و هیچ عامل بیرونی در رخ دادن اتفاقات زندگی ما دخیل و موثرنیست

    هر اتفاقی به وسیله ی باور و فرکانس های ما به صورت ناآگاهانه یا آگاهانه خلق می شود

    ایا مکان زندگی در موفقیت های شما تاثیرگذار بوده؟

    -سکونت در کشور آمریکا پس از موفقیت رخ داده است

    سکونت در مکان خاص:

    *عامل تاثیر گذار و موثر در موفقیت ها و شکست های ما نیست

    زمانی که باورهای درست داشته و در مدار صحیحی قرار بگیریم و

    از محل سکونت کنونی خود شروع به تغییر باورهایمان کنیم:

    -اگر نیاز باشد مکان ما تغییر خواهد کرد

    بهترین حالت مهاجرت:

    -زمانی است که در محل سکونت فعلی خود نتایج عالی از تغییر باورهایمان گرفته سپس برای گرفتن نتایج بزرگتر به مکان دیگر مهاجرت کنیم

    اگر دلیل مهاجرت ما:

    -فرار از مسائل و مشکلات رخ داده شده به جای انتخاب آگاهانه باشد درست و اصولی نیست

    -شخصی که در محل سکونت خود نمی تواند به نتایج عالی و درستی دست یابد در سایر کشورها نیز نمی تواند چون:

    اتفاقات و شرایط زندگی ما به واسطه ی باورها و افکارمان و نه عامل بیرونی مانند مکان رقم می خورد

    تکامل در مهاجرت از جایی شروع می شود که ما:

    شروع به:

    -پیشرفت

    -کسب مهارت

    -نتیجه گرفتن

    در محل سکونت کنونی خود کنیم

    چون:

    -الگوهایی را در محل سکونت خود میابیم که با داشتن شرایطی مشابه با شرایط کنونی ما به موفقیت و پیشرفت دست یافته اند

    بنابراین:

    *ما می توانیم و باید در محل سکونت کنونی خود نتیجه گرفته سپس اقدام به مهاجرت کنیم

    ذوق و انگیزه ی خود را به جای مهاجرت:

    *بر تحقق نتایج عالی در شهر یا کشور خود قرار داده و پس از تحقق نتیجه اقدام به مهاجرت کنیم

    در زمینه ی روابط چه باورهایی دارید که همه شما را دوست دارند؟

    -به اندازه ای که خودمان را دوست داشته و

    -برای خود ارزش قائل باشیم :

    *جهان به همان شکل به فرکانس های ما پاسخ می دهد

    روابط :

    -کاملا مربوط به ماست

    -ما هستیم که با باورها و افکار خود واکنش های مثبت یا منفی افراد را به نفع یا ضرر خود برانگیخته می کنیم

    -همه ی افراد بدون استثناء ویژگی های مثبت یا منفی دارند

    زمانی که روی باورهای خود به درستی کار کنیم:

    *شخصیت مثبت افراد را به نفع خود برانگیخته خواهیم کرد

    سقف اهداف شما چیست؟

    -هر روز سعی می کنم بهتر از روز قبل باشم

    زمانی که بر روی باورهای خود به خوبی کار می کنیم:

    *نتایج خود به خود برای ما رخ می دهد

    سقفی:

    -برای رشد و پیشرفت وجود ندارد

    -تا زمانی که زنده هستیم می توانیم رشد و پیشرفت در تمام زمینه ها داشته باشیم

    -هر بار سعی کنیم در زمینه ی کنترل ذهن عملکردی بهتر از قبل داشته باشیم

    بالاخره باید عمل کنیم یا باور سازی؟

    -زمانی که بر روی باورهای خود به خوبی کار کنیم:

    می توانیم عمل کنیم*

    *عمل با باور شکل می گیرد

    اگر باور داشته باشیم انجام کاری نتیجه بخش است:

    عمل می کنیم

    اگر باورهای نامناسبی داشته باشیم:

    -اقدام به عمل نمی کنیم

    ایا اگر روی باورهای خود کار نکنیم نتایج بد و نامناسبی کسب کرده و احساسمان بد خواهد شد؟

    -مهم نیست دانستن قانون:

    احساس خوب یا بد در شما ایجاد می کند بالاخره چنین اتفاقی رخ خواهد داد

    اگر به درستی روی باورهای خود کار کنیم:

    *یک شبه و یک دفعه نتایج ما تغییر نخواهد کرد اما

    *راحت تر می توانیم مسیر درست را ادامه داده و

    *مقاومت و ترمزهای ذهنی ما به شدت کاهش میابد و

    *نتایج خود به خود برای ما رخ می دهد

    *در مدار درست قرار خواهیم گرفت و نتایج حاصل از آن به ما کمک می کند در مدار درست باقی بمانیم

    *باورهای درست ما را به شرایط افراد اتفاقات و ایده های مناسب هدایت می کند

    *زمانی که بر روی باورهای خود به درستی کار می کنیم همان لحظه احساس خوبی را تجربه کرده چون

    *کار کردن بر روی باورها بسیار لذت بخش است

    *ما تمام خواسته های خود را تنها برای دستیابی به احساس خوب می خواهیم

    چگونه توجه خود را از روی ناخواسته ها برداشته بر خواسته های خود قرار دهیم؟

    اگر بدانیم:

    *با توجه به ناخواسته ها از مسیر اصلی دور می شویم توجه خود را بر خواسته ها قرار می دهیم

    زمانی که بدانیم توجه به ناخواسته ها مانند آتش است دست خود را در آتش فرو نمی بریم*

    اصل و اساس این است که بدانیم:

    -با توجه به ناخواسته ها و نکات منفی اتفاقات بد و نامناسب را برای خود رقم می زنیم

    چرا یهودیان ثروتمند هستند؟

    -چون باورهای مناسبی در زمینه ی ثروت در ذهن خود و

    -ارتباط مناسبی بین ثروت و خداوند ایجاد کرده اند

    یکی از بهترین باورهای آنها این است:

    به میزانی که ثروتمندتر شوی نزد خداوند محبوب تری

    آیا ایده های ناکارآمد به ذهنتان رسیده چگونه آنها را تشخیص دادید؟

    -ما ایده های ناکارآمد نداریم

    -چیزی به اسم شکست وجود ندارد

    -شکست ها : تجربیات و درس هایی هستند که به رشد و پیشرفت بیشتر ما می انجامند

    ممکن است ایده های ما:

    نتایج عالی برایمان به همراه نداشته باشند اما درس ها و تجاربی از آنها کسب می کنیم که هزاران برابر بیشتر از نتایج مورد انتظار ما ارزش دارند

    -به زندگی خود به شکل صفر و یک نگاه نکنیم

    تا چه میزان استعداد را عامل موفقیت می دانید؟

    -اگر استعداد را عاملی ارثی در نظر بگیریم صفر درصد اما

    اگر استعداد را علاقه در نظر بگیریم:

    -با حرکت در مسیر استعداد و علایق خود به رشد و پیشرفت دست خواهیم یافت

    همه ی افراد استعداد دارند:

    برای یافتن استعداد خود بررسی کنیم به چه موضوعی علاقمندیم؟

    بر روی علایق خود به درستی کار کنیم:

    *در آن استعداد میابیم

    برخی افراد هیچ اقدامی انجام نمی دهند و

    -انتظار دارند علایق و استعداد خود را بیابند

    در مسیر علایق خود حرکت کنیم:

    -به تدریج استعدادهای خود را میابیم

    آیا بدون داشتن سرمایه ی اولیه می توان به موفقیت و پیشرفت دست یافت؟

    -بله 100 درصد

    -تمام کارآفرینان موفق بدون داشتن سرمایه ی اولیه و از صفر کسب و کار خود را آغاز کرده اند

    -گذشتگان ما همگی از صفر به موفقیت و پیشرفت دست یافته اند

    تا به حال شکست خورده اید؟

    چیزی به اسم شکست وجود ندارد:

    -شکست ها همان تجربیات هستند

    -بارها و بارها مسیرهایی را طی کردم که نتیجه ی مورد انتظار را برایم به همراه نداشته است از آنها تجربه کسب کرده و در آینده هزاران برابر بیشتر از آنها منتفع شده ام

    آیا به تنهایی می توان به ثروت دست یافت یا گروهی؟

    بله با داشتن باورهای درست:

    جهان ما را به سمت گروه مناسب هدایت می کند *

    *دستان خداوند در مسیر تحقق اهدافمان به ما کمک خواهد کرد و

    *لازم نیست حتما در گروهی حضور داشته باشیم تا به ثروت و موفقیت دست یابیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  2. -
    رویا طالبی گفته:
    مدت عضویت: 1966 روز

    به نام خدای مهربان بخشنده

    پله سیزدهم

    پله رهایی

    مهاجرت

    تغییر باورها

    و کار کردن روی باور با شور و شوق

    به نظر من قانون رهایی اینکه با شرایط و آدمها نجنگی تو خودت کار درست رو انجام بدی تو تلاش خودت رو بکنی نتیجه رو به خدا بسپاری و دیگه نگران نتبجه نباشی

    یعنی تو سمت خودت رو درست انجام بدی

    شد خداروشکر

    نشد یه تجربه به دست میاری

    و با هیچی نمیجنگی

    من قانون رهایی رو اینجوری درک کردم یعنی با اینکه خواسته داری ولی الان هم داری از زندگیت لذت میبری از لحظه هات لذت میبری از صدای یک گنجیشک هم لذت میبری و با جان و دل صدای اون رو گوش میدی و سپاسگزار داشته هات هستی و سپاسگزار اون گوش سالمی هستی که صدای به این زیبایی رو میشنوی

    تو اگر در این راستا حرکت کنی از لحظه لحظه زندگیت لذت ببری سپاسگزار داشته هات باشی و ظرفت رو بزرگ تر کنی خداوند تورو به مکان بزرگتر و بهتر هدایت می کند میشه یه مهاجرت عالی سرشار از لذت نه با زجر و بدبختی شبانه از کوه ها رفتن

    یعنی اگر با لذت روی باورهات کار کنی این اتفاق میفته

    من به شخصه وقتی رو باورهام کار میکنم

    مثلا فایل گوش میکنم

    کتاب میخونم همون لحظه سبک بال میشم

    همون لحظه مسرور و شاد میشم

    میگم بابا همین که الان انقدر حالم خوبه پس این راه درست هست از فردا چه کسی خبر آورده

    طبق قانون احساس خوب مساوی اتفاقات خوب و فردام و کل هفتم عالی میشه

    یعنی روزی نیست که من فایل گوش نکنم

    اگر فایل گوش نکنم انگار یه چیزی گم کردم

    خداروشکر با حس و حال خوب دارم رو خودم کار میکنم و سعی میکنم هر روزم بهتر از دیروز باشه

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  3. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2077 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم

    سلام خدمت خانم شایسته

    سلام خدمت دوستان توحیدی

    آقا کی گفته تحقیق کردم به نتیجه نرسیدم؟! بی نهایت منبع به زبان انگلیسی هست که باورهای یهود رو واکاوی میکنه.

    مثلا در هر شغلی فقر و ثروت وجود دارد. شغل نه باعث فقر می شود و نه ثروت می آورد. همه چیز بر اساس شایستگی فرد تعیین می شود تلمود بابلی کیدوشین 82

    و اما در مورد مقاومت و تفاوتش با تسلیم بودن میخوام یه مثال کاربردی بزنم که برای خودم و خیلیا حل شه ان شاالله.

    ما وجودیم.. ما ذات الهی هستیم.. همون که استاد میفرمایند انرژی (البته نه اون انرژی که تو فیزیک خوندیما!! مراقب باشیم نگاه ذهنی به این داستان نداشته باشیم)

    حالا این وجود قراره به ظهور برسه در این عالم.

    یه وقت هست این وجود که به قول عرفا مقام جمع الجمع رو داره یعنی تمام زیبایی ها به صورت بالقوه در اون وجود داره و قراره به تکثر و ظهور برسه، به خاطر غفلت و نگاه ذهنی در انسان خودشو نادیده میگیره و سعی میکنه از طریق ریخته شدن در ظرفهایی که ذهن بشر ساخته (پیش زمینه ها) به خودش موجودیت بده.. مثل آبی که شکل هر ظرفی رو به خودش میگیره.. این باعث میشه اولا اون وجود هیچوقت خودشو به ظهور نرسونه و تهش بشه شکل همون ظرفی که ذهن براش ساخته.. و این باعث میشه این وجود بی نهایت طلب و نامحدود دچار رنج ناشی از محدودیت و فنا و عدم شکوفایی بشه.. این میشه مقاومت.. یعنی اولا که اون وجود و انرژی متجلی نمیشه.. و بعد سعی میکنه خودشو در قالب الگوهایی قرار بده که هیچ معیاری برای ارزشمندی اونها وجود نداره..

    در حالت دوم این وجود خودش میاد قالب هایی رو در هر مرحله میسازه و در اون متجلی میشه و از این جریان خودشناسی مسروره و دایما آگاهیش گسترده تر میشه نسبت به خودش و به موازات اون ظهورش قوی تر و جلوه گر تر میشه. در این حالت این وجود میاد در قالب کسب و کاری که خودش طراحی کرده و از جامعه و … الگو نگرفته به ظهور میرسونه..

    در این حالت این وجود میاد در روابط متجلی میشه.. در ثروت سازی.. در کسب و کار و در تمام این مراحل هیچ وابستگی و محدودیتی نیست.. این وجود میاد رابطه میسازه که عشقبازی کنه نه اینکه خودشو در اون رابطه پیدا کنه و برای خودش موجودیتی وابسته به دیگران بسازه.. در نگاه دوم هیچ وابسته گی، عجله و محدودیت وجود نداره.. و دایما با حال خوب این جریان ادامه داره

    و این رو هم بگم که این داستان فقط مال این دنیا نبوده و بعد از این هم تمامی نخواهد داشت

    این که خداوند میفرماید من این هستم من آن هستم.. مثلا بدیع السماوات و الارض و.. این صفات تجلی وجود در این عالم هستن.. به موازات رهایی از ذهن شرطی شده و یکی شدن با وجود، ما هم میشیم بدیع و نوآوری میکنیم.. ما هم میشیم رحمان و جلوه های عطوفت و مهربانی بی دلیل ما به اطرافیان تسری پیدا میکنه..

    این میشه همان تعریف خلافت اللهی.. ما خلیفه خداوندیم. .ما اومدیم به این دنیا تا متجلی بشیم.. نیومدیم برای خودمون ثروت بسازیم که ازش هویت بگیریم.. اومدیم هویتمون رو در قالب ثروت متجلی کنیم و بهش آگاه بشیم..

    لذت حقیقی، عشق و خوشبختی واقعی، اینها ایجاد نمیشن بلکه میشه بهشون آگاه شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  4. -
    عباس نوربخش گفته:
    مدت عضویت: 912 روز

    بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش

    سلام وادب واحترام

    استادعزیزم اگراجازه بدیدمن ازداستانهای مهاجرتهای خودم شهربه شهرروبگم واین داستان بی نهایت بدردافرادخواهدخورد:من ازسال 1363درقزوین به دنیاآمدم وتاسن 19سالگی قزوین بودم وبه دلیل خدمت سربازی رفتم تهران وسال1384خدمتم تمام شدودرست دوماهه بعدش ازدواج کردم ودوباره بااینکه شرایط مالیم درقزوین فوقالعاده بودامابدلیل اینکه همسرسابقم افکارش این بودکه ازخانوادهادورباشیم زندگی بهتری داریم رفتیم تهران و2سال تهران بودیم واونجابه خیلی چیزهارسیدم امابازبه دلایل تضاد تفکراتی که باهمدیگه داشتیم، بازبرگشتیم قزوین وبعدازیکسال مهاجرت کردیم به قم واونجابدون اینکه کسی روبشناسم بهترین کارهای فنی مهندسی روانجام میدادم ومسئول بودم به صورت کارمندی…چون فقط توکلم به خدابودالی غیرو این عامل موفقیتم بودودوتافرزندانم قم بدنیااومدن وبازدیدم احساس میکنم بایدبرم گیلان وامااونجادیگه تصمیم جدی گرفتم ازهمسرسابقم جدابشم واول خیلی سخت بودچون همه چی روبردوحتی بچه هام روومن بدون پول واعتباروفرزندوسلامتی وهیچی وهیچی ،زیرخط فقر اومدم گیلان وبازهم باصبروتوکل به خداوحرکت به جلوالبته باایمان وعمل صالح …درحال حاضرهم باعشق جدیدم وفرزندان مشترک همسرسابقم بامن ودرشهررویای بچگیم سیاهکل وکاری که مثل استادتفریح من هست صنعت گردشگری وهمه چی عالیه وسلامتی بی نظیربدون قرص وداروهیچی تاالان تو2سال عالیه عالیم وفقط استاددارم اینجاازلحاظ مالی مدارم روبالا میبرم وبعداین هم هدفم این هست که تمام دنیاروبگردم …

    خلاصه اینهاروگفتم که بگم:

    مهاجرت اول ؛اینکه دل بزرگی میخوادو

    دوم ؛اینکه بایدخودت رومحک بزنی درمهاجرت های کوچیک بعدبه مهاجرتهای بزرگ فکرکنی وهمچنین به نظرمن چیزی که داری نفروشی وهرشهری یاکشوری رفتی بازبسازی همه چی رومثل اسرائیلی هاواین تجربه من بوده دراین چندسال زندگیم درمهاجرت واینم بگم من خیلی مطالعه کردم مثل استادچون عاشق مطالعه عمومی م وقرآن زیادمیخوانم اونم به زبان مادری ام همین…

    واینهاروگفتم چون دوست داشتم اینجا،مطرح کنم ،اول برای یادآوری خودم وبعد،دوستانی که درفرکانسش هستندببیندواستفاده ببرندبه امیدخدا…

    دوستون دارم وازخالق یکتاآرزوی:سلامتی/خوشبختی/ثروتمندی وسعادتمندی دردنیاوآخرت روبراتون خواستارم…

    یاحق///

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
    • -
      رسول میرزایی گفته:
      مدت عضویت: 2847 روز

      به نام خدا

      عباس آقا سلام وقت بخیر.

      دوست عزیزم خیلی تحسینتون میکنم که تونستید از منطقه امن خودتون مهاجرت کنید و مهمتر ایمانتون رو بخدا بصورت عملی نشون بدید

      ونتایج عالی بگیرید

      واقعیتش من از سن 20 سالگی خیلی خیلی علاقه به مسافرت و تجربه های جدید و گشت و گذار داشته ام

      و آرزوی خیلی بزرگی همیشه برام بوده که مهاجرت کنم به شهرهای دیگه کشورم مخصوصا منطقه شمال

      چندسالیه که ازداوج کردم الان خانمم هم راضی هستند برای مهاجرت

      چند بار خواستم اقدام کنم

      ولی چون هنوز به درآمد راضی کننده و استقلال مالی پایدار نرسیدم

      این حرف استاد میاد توی ذهنم که هر کجا که برید باورهاتون و شخصیتتون هم دنبالتون میاد

      ایشون میگند که در بحث ثروت باید آنقدر روی خودتون کار کنید که در همون مکان و شرایط وشغل وضعیتتون بهتر بشه و بعد هدایت میشید به شرایط بهتر

      بخاطر همین اقدام نمیکنم

      و همش با خودم میگم من که هنوز نتونستم بصورت پایدار پول بسازم

      پس میخوای بری اونجاها توی شهر غریب چکاری بکنی که پول در بیاری و …

      نمیدونم این بخاطر ترسم میاد همش توی ذهنم یا درسته؟؟؟

      همیشه هم یه حسی ته قلبم بهم میگه تا مهاجرت نکنی پیشرفت نمیکنی …

      مهاجرت رو خیلی دوست دارم معاشرت کردن با آدم‌های جدید و با فرهنگ های متفاوت

      تجربه مکان‌های متفاوت

      و فکر میکنم با مهاجرت میتونم خودمو در همه ابعاد گسترش بدم

      و همینطور هم میخوام پسرم که 3 سالشه محدود بار نیاد و مثل خودم با ترس بزرگ نشه

      خیلی ذهنم درگیر این مسئله شده اگر با تجربیاتی که دارید راهنمایی بفرمایید سپاسگذارتون میشم.

      در پناه خدا باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        عباس نوربخش گفته:
        مدت عضویت: 912 روز

        بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش

        سلام وادب دوست عزیزم آقارسول باحال

        امیدوارم هرجاهستیدسلامت وخوشحال وثروتمندباشیددرپناه خداوندیکتا

        اماگفتیدازتجربیاتی که داریدراهنماییم کنید:بزاریداول ازتجربه بگم که ازکجا میاد

        ببینیددوست عزیزم بغول انیشتین اگرکسی اشتباه نکنه تجربه نمیکنه واگرکسی تجربه نکنه موفق نمیشه “پس نتیجه میگیریم اولین راهنمایی به شمادوست عزیز اشتباه کن حتی غلط تاتجربه کسب کنی “این موضوع بی نهایت مهم هست “بنده به شما نمیتونم بگم مثل منه عباس نوربخش باش و”وارد ترسهات شو چون اول اینکه نمیدونم شماتوچه شرایطی هستید”اماشرایط خودم رومیدونستم شرایط من این بودکه من مجبورشدم ازجایی که کلی اعتبارساخته بودم بلندشم برم شهردیگه وچون توشرایطش قرارگرفتم “کم کم واردترسهام شدم وموفقیتهایی که بعداز20سال جابه جایی شهربه شهربهش رسیدم ولی خیلی اوایلش سخت بودبخاطراین به راحت ترین شکل ممکن میتونم به افرادبگم چجوری این کارروبکنند:

        اول:اشتباه کن حتی کوچیک تاتجربه کنی

        دوم:واردترسهات شو

        سوم:دلت روبزرگ کن وایمان خالصانه به خودت وخدای خودت داشته باش

        چهارم :به احساست بی نهایت توجه کن وچون الهامات درزمان آرامش بهت گفته میشه اول خودت رو چندمدتی به آرامش برسون وبعدسوال بپرس ازخدات مثلا:سوال:خدایا مهاجرت کنم یانه ؟و….

        پنجم :درشهری که هستی به جاهایی بروکه کمترین “افرادشهرتون رفته باشند

        مهم ترین نکته درمهاجرت:هیچوقت پل پشت سرت روخراب نکن و(مثل :اسراییلیهاباش “حتی بمیرنداموالشون رونمیفروشند)اموالت رونفروش واعتبارت روخراب نکن بخاطرمهاجرت “اول مسافرت کن چندروزوچندهفته وتمام شرایط رودرنظربگیر وبعدکم کم به صورت تکاملی شروع کن اگرروستا هستی برویک روستای بزرگترزیاددورنه نزدیک وبعدشهربزرگتروو…بازم میگم دوست عزیزم مهاجرت دلیل میخوادمن دلیل داشتم واونم اینکه میخواستم جهان روبیشتر ببینم نه برای فرارازچیزی فقط بخاطرلذت پس اگردلیل مهاجرتت لذت وحس خوب هست ازکوچیک شروع کن وکم کم به صورت تکاملی وفرکانسی هدایت میشی به جاهای بهتروبهتر..

        استادعباس منش هم اگرگفتندبایددرجایی که هستیدبه موفقیتهایی برسید منظورشان این بوده که اگرفکرمیکنیدازشهری به شهردیگه یاازکشوری به کشوردیگه برید برای اینکه شهرخودتون یاکشورخودتون روبدمیبینید وجای پیشرفت نمیبینیداین اشتباه بی نهایت خطرناک هست مثل اینکه شما ازقانون فرارکنیدبخوایدبریدکشوردیگه برای نجات که طبق قانون بدون تغییرخداوند”چون همیشه باترس زندگی میکنیداین غلط هست “اما اگرمیخوایدبرای لذت ودیدن جهان بهتری برید اول بایدتوشهرودیارخودتون به جاهایی رفته باشیدکه خودافرادشهرتون نرفته باشند”این کاررو من انجام دادم توهرشهری بودم ویکی ازعوامل موفقیتم هم همین بوده الان هم توسیاهکل هستم جاهایی رفتم که افرادی که تواین شهربه دنیا اومدن اصلا بلدنیستندکجاست؟/خخخ/واین خیلی مهم است”نمیدونم چقدرمنظورم روتونستم براتون واضح وروشنش کنم “اما امیدوارم که متوجه شده باشید وراه درست روکه خداتون بهتون میگه هدایت بشید…بازم سوالی بوددرخدمتم دوست عزیزم/یاحق

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1443 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    این جلسه را من اینگونه درک می کنم که باید از اکنون خودم لذت ببرم

    اکنون حال خودم را خوب نگه دارم

    اکنون سپاسگذار واقعی باشم

    این یکی از بهترین درس هایی است که باید و باید همیشه در زندگی خودم بکار بگیرم

    هر زمان خوبی ها و حال خوبی ها و آنچه که دارم را ببینم و از آن لذت ببرم همین روند سبب می شود که بهتر و بهتر بتوانم هم آسایش داشته باشم هم بهترین نتایج را بگیرم

    وقتی که خوب ببینم بی شک بهتر و خوبتر هم دریافت خواهم کرد

    این بزرگترین درس امروز برای من بود

    هر جه من بهتر روی خودم کار کنم نتایج بهتری هم خواهم گرفت و جهان هم به من کمک خواهد کرد

    این بزرگترین درس است و باید و باید این را بدانم که از هرچیزی و هر کاری که لذت ببرم همان لذت بردن من را جلو

    می برد

    این لذت بردن یک انگیزه است و سبب می شود که به بهترین ایده ها و الهامات عمل کنم

    در کنار همه اینها کمک گرفتن از خدای مهربان

    او را امین و معتمد خود ساختن

    از او کمک گرفتن

    او را در همه کارهای خودم سهیم و شریک بدانم

    بی شک دستهای او همیشه در حال کمک کردن به من خواهد بود

    اما این را باید بدانم

    این را باید در نظر بگیرم که قدم بردارم

    حرکت کنم

    همین حرکت کردن نشان از ایمان من است و با نشان دادن ایمان خودم به جهان هستی در این مسیر موفقیت از آن من خواهد بود

    چقدر شنیدن این صحبت ها برای من آرامش بخش و انگیزه دهنده بود

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    مریم پهلوان گفته:
    مدت عضویت: 2297 روز

    به نام خداوند رحمان

    سلام به همه دوستان گل

    قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی یعنی به خواسته ام نچسبم از زندگیم لذت ببرم یعنی لذت بردن از لحظه،سپاسگذاربودن از آنچه داریم وشاکی نباشیم از آنچه نداریم.

    قانون رهایی این نیست که کاری نکنیم اتفاقا باید یه کاری بکنیم چه کاری؟توجه‌ها تو از روی ناخواسته برداری وروی خواسته ها بزاری

    بهترین باور برای تغییر زندگی اینه خودم با افکار وباورهام زندگیم رو دارم خلق میکنم.

    درمورد روابط ،به اندازه ای که خودت رودوست داشته باشی وبرای بقیه ارزش قائل باشی جهان هم به همون شکل پاسخ می‌دهد به این فرکانس.ما برانگیخته میکنیم انسانها رو که چه رفتاری با ما داشته باشند چون در ذات هرانسانی هم ویژگی های خوب هست هم بد.

    سقف اهداف استاد اینه که هر روز سعی کنه از دیروزش بهترباشه درهمه زمینه ها در زمینه کنترل ذهن که این کار همه چی رو به وجود میاره.

    عمل با باور به وجودمیاد اگر من باور داشته باشم کاری جواب می‌دهد عمل میکنم اگر عمل نمیکنی یعنی روی باورهات کار نکردی وقتی به یقین برسی خودبه خود عمل انجام میدهی.

    اگه داری روباورهات کارمیکنی وزجر میکشی بدون که مسیر رو داری اشتباه میری.

    استاد اصلا زجر نمیکشه وقتی روی کفتگوهای ذهنیش کارمیکنه وجهت می‌دهد به سمت خواسته ها وسپاسگذاری میکندهمون لحظه لذت میبره همون لحظه احساس خوب داره واین احساس خوب از نتیجه مهم تره.

    همین که بدونی توجه به ناخواسته تورا از مسیر دور میکنه دیگه دستتو داخل آتش نمیبری.

    یهودیها به این علت ثروتمندن که باورهای درستی دارند باور دارن که هرچه ثروتمندترشوم نزد خدا محبوبترم.

    چیزی به نام شکست نداریم همش تجربه هست واون تجربه ها درمسیر زندگی خیلی راهگشا هستن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1179 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم همه از اوست خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته زیبا

    الهی شکرت برای این حجم از آگاهی که امروز روزیم کردی و هدایتم کردی

    منم همینطور بودم نه اینکه بگم اصلا برطرف شده نه این باور اشتباه هنوز بامن هست اما نسبت به قبل بهتر شده و دارم بهتر هم میکنم و هر چه بهتر نتایج هم بهتر می‌شود

    باور کمبود من این بود که از مادرم به ارث برده بودم و تا این سن میکشم با خودم باید زن حتما یه پس انداز داشته باشه باید برای روز مبادا نگه داری و امروز با این فایل خیلی برام روشن شد و از امروز این اشتباه رو با خودم حمل نمیکنم

    وقتی ایمان داری چرا پس انداز کنی پس انداز یعنی من به خدا ایمان ندارم شاید یه روزی بمونم و همین پس انداز به دردم بخوره و همون هم میشه چون باورش کردیم و همون پس انداز یا پول اندکی یا طلاست بدرد میخوره و گره رو باز میکنه و تازه با خودمون میگیم دیدی شد من گفتم بدرد میخوره باور کمبود ناشی از نا آگاهی

    اما اگر روی باورهامون کار کنیم و راه درست رو بریم طبق قوانین به هیچ چیزی نیاز نیست خداوند خودش درست می‌کند از بی نهایت طریق

    یه ماه پیش موقعی که میخواستم دخترمو عروس کنم هیچی پول نداشتیم فقط یه ربع سکه و دو تا انگشتر و یه النگو داشتم و وقتی باهمسرم صحبت کردیم گفت حتما خدا خودش درست میکنه اگه درجه آخر نشد مجبورا همینا رو می‌فروشیم و اما ته دل هر دوی ما امیدمون خدا بود نه به کسی

    ودر آخر هم همون خدا درست کرد چون باورش کرده بودم اگر من فروش طلا رو باور میکردم باید طلا می‌فروختم و بازهم کارم راه نمی‌رفت

    ولی وقتی فقط و فقط روی او حساب باز میکنی از اون حدی که فکر میکردی بیشتر هم بهت می‌دهد الهی شکرت

    به جای پس انداز کردن باید باورها رو تقویت کنیم باور فراوانی

    وقتی به خداوند می‌سپاریم و از قانون رهایی استفاده می‌کنیم دیگه نگرانی و استرس و ناامیدی جایی نداره و پوچه

    قانون رهایی یعنی من می‌سپارم به قدرت اصلی که خداوند است و خواستمو میگم بهش و دیگه به بقیش کاری ندارم چون از عهده من خارجه و از زندگی کردنم لذت میبرم

    و اینم بگم که تا حالا این خداوند بوده که تمام کارهامو برام انجام داده چه بسا بعضی‌ها رو شکر کردم بعضی ها رو هم یادم رفته اما خداوند رحمان و رحیمه و هر لحظه هدایت میکنه ولی وقتی بهش میسپاری و دست میکشی و اعلام میکنی ناتوانی معجزه می‌کند برات خدایا بازهم شکرت که الان اینجایم الان آگاهانه ازت درخواست میکنم بر ام درست بچین

    از مسیر لذت بردن با احساسه خوب و فرکانس خوب یعنی داری تکاملتو طی میکنی و خداوند به وعده خود وفادار است

    اگر من طبق قانون ثابت خداوند مسیر درست رو برم از همون جایی که هستم لذت ببرم شکرگزاری کنم با همون پولی که دارم کارمو شروع کنم ترمزهامو پیدا کنم مقاومت‌ها رو بشکنم جهان پاداش‌های بی نظیری به من می‌دهد و چرخ رندگی و کسب و کارم روان میشود

    استاد تو تمام فایلهاشون به چند نکته اساسی اشاره میکنن که سر منشا داشتن همه چیزها و خواسته هاست

    ایمان و توکل به خداوند

    باور داشتن قدرت خداوند

    احساسه خوب داشتن

    کنترل ذهن و کنترل ورودیها

    فرکانس خوب فرستادن

    شکرگزاری و تحسین کردن

    و از مسیر لذت بردن

    خدایا ممنونتم که امروز منو هدایت کردی تا بیام و این آگاهی‌ها رو این ایده و راهکار رو به من نشون بدی

    گفتی بنده خوبم کبری جان صبح که تو دفترت نوشتی یه ایده یا راهکاری خوب به من بده تا درآمدم ببرم بالا بفرما عزیزم حالا ببینم تو چکار میکنی

    و من میگم من قدم برمیدارم ولی بازهم تو دستمو بگیر نذار از مسیر درست خارج بشم

    استاد جانم عزیزم ممنونتم که هر روز چشمانمان رو به لطف خداوند باز میکنیم و میایم تو سایت به به می‌بینیم همون چیزی رو که سوال داشتم خداوند جواب داده اونم از زبون استاد عزیزم

    متشکرم سپاسگزارتون هستم

    مریم جان ممنونم عزیزم

    بهترینها نصیبتون از این چیزی که دارین درپناه خداوند باشین

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    نازیلا محجوب گفته:
    مدت عضویت: 740 روز

    وَإِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ ۖ وَإِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

    و اگر از خدا به تو ضرری رسد هیچ کس جز خدا نتواند تو را از آن ضرر برهاند، و اگر از او به تو خیری رسد (هیچ کس تو را از آن منع نتواند کرد) که او بر هر چیز تواناست. 17 انعام

    سلام استاد جان

    سلام خانم شایسته‌ی نازنین

    و داداشیا،آبجیا، عباس منشی‌های گل

    یک صبح دیگه و یک روزی زیبا، امیدوارم روزتون پر باشه از لبخند و احساسِ خوب.

    عملکردن به قانون نشانه‌ی ایمان و تقواست.

    من که می‌سنجم روندِ تکامل خودمو ک چرا دیر شد رسیدن به خواسته هام؛ متوجه میشم من ک باشما آشنا شدم ققط فایل های شما را ازیک کانال تلگرامی ک دوره ها را گذاشته بود به شکل غیرقانونی، منم می‌شنیدم

    ولی دریغ از رخدادهای مدنظرم

    میگفتم آره بشنو ببین چقد خوب حرف میزنه

    یکروز، یک جایی، یک سالی، پول ک دستم آمد میرم پول دوره های ایشون می‌پردازم

    هر روز غرق درهمین شنیدن ها و نرسیدن ها

    اون موقع تصورم این بود عضو سایت شدن هن با پرداخت پول ممکنه، یکروز ک گفتم ببینم چه به چیه این سایت ک دیدم نه بابا، اصنم پولکی نی!

    عضو شدم

    از اون روزی ک عضو شدم تا فعل حال من معنی تعهد، اراده کردن، معنی کار روی باور، معنی حس خوب = اتفاقات خوبُ درک میکنم.

    من ذهنم داره برنامه ریزی میشه به موفقیت

    از کِی؟

    از وقتی ک دوره خریدم

    از وقتی ک بهای موفقیتُ پرداختم.

    من هر روز دارم خودم و ضعف های شخصیتمو به لطف دوره عزت نفس می‌شناسم که رشد میکنم.

    من عمل کردنُ با پوست و گوشت استخوانم دارم میفهمم.

    تا فقط یک گوشه نشسته باشی نتیجه رخ نمیده

    باید عمل کنی

    و تغییرات در وجودت ایجاد بشه اون موقع نتایج ایجاد میشه

    امروز بخودم گفتم نازی تو تجسم خلاق و سایر موارد تمرینات انجام دادی صبح بعد نماز، حال نچسپ به خواسته‌ات رها کن و بشین ازین لحظه لذت ببر.

    و واقعن دارم معنی زندگی در لحظه حال میفهمم چون همین فرکانس های اکنون ماست که آینده ما رو میسازه

    دارم به لطف پروردگار و آموزه‌های استاد به خواسته هام ک دیگه بعید نمیدانم از خودم میرسم.

    استاد عزیز تن‌تون سلامت و لب‌هایتان پر از لبخند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    امیرحسین روشنگر گفته:
    مدت عضویت: 2015 روز

    سلام استاد همین الان که دارم اینو می‌نویسم از خواب بیدار شدم و و سوالی داشتم از خدا و رها کرده بودم و خواسته ای از خداوند راجب کسب کار از دل تضادی که بهش برخوردم در دلم شعله میزنه منتهی ویژگی های کاری،همین الان میخواستم ثبتش کنم و صدای خودمو ضبط کردم و اون الهام این بود،

    خود شما اومدین اتاقم با مریم جان و بمن گفتین این باورو با خودت تکرار کن هدایت میشی

    (من میتونم در مسیر علاقم که طرح الهی منه کار کنم حرکت کنم هم میتونم ازش پول ثروت بسازم)

    هزاران بار جواب سوالهام در خواب بمن الهام شما حتی چند بار بمن در خوابم زمان رسیدن به خواسته ای گفته شده و من برای اینکه یادم نره نوشتم و دیدم دقیقا اتفاق افتاد و آدم تفاوت خواب و الهام قشنگ می‌فهمه آنقدر به این موضوع باورم دارم که بهم گفته بشه برو در دل آتیش چشم بسته میرم.

    شما خودت این باورو در خواب فریاد می‌زدی سرم تکرارش کن با خودت خبخود در ها باز میشه و رها باش

    اصلا این جمله تو خوابم بمن آرامش داد واقعا نمیدونی با چ حسی دارم اینو می‌نویسم استاد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    ارزو طلائی گفته:
    مدت عضویت: 1716 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام خانم شایسته نازنین

    خوشحالم که به لطف خداوند تا این گام پیش آمدم

    چندین سال قبل مهاجرت کردم، مهاجرتی که یک جورایی فرار از بعضی اخلاق و رفتارهای افراد دورو برم بود، آن مهاجرت با اینکه خیلی خیر و برکت برام داشت، اما دوباره همان رفتارها را از افراد دورو برم جذب کردم چون من شخصیت دلسوزانه ،حمایتگرانه و تلاش برای خوشبخت کردن دیگران را تغییر نداده بودم و باز هم از اطرافیانم ناسپاسی می‌دیدم که به شدت حال مرا خراب میکرد

    با آموزه های استاد این شخصیت را کم کم تغییر دادم ،بیشتر به خودم و خواسته هام اهمیت دادم و فقط تلاشم برای احساس خوب خودم بود. نتیجه این شد ،خیلی از افراد از دورو برم حذف شدند و رفتارها اطرافیان با من تغییر کرد یادمه اسامی چند تن از افرادی که یک جورایی از دستشون ناراحت بودم نوشتم و خصوصیات خوبشون را تحسین میکردم رفتارهایی از این افراد دیدم که برای من چیزی شبیه معجزه بود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: