این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/07/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-01-13 07:46:222025-01-15 07:20:52مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی یعنی من نچسبم به خواسته م ،یعنی من خواسته بزرگی داشتم درمود ارتقای شغلی همسرم قبل این سایت من اصرار داشتم همسرم ارتقا شغلی داشته باشه هی اصرار اصلا هم درست نمیشد بعد این سایت من کامل رها کردم گفتم خدایا هرصلاح میدونی انجام بده ،بخدا قسم همسرم در طول این یه سال چنان موفق شدن تو شغلش الانم قراره یه اتفاق عالی براشون بیوفته در مورد شغلش چون دیگه رها کردیم ،تو اون شرایطم از شغلش راضی بود لذت برد با عشق میرفت سرکار ،نتایج عالشم گرفت با قانون رهایی که خیییلی عالیه .
درمورد مهاجرت من عاشق مهاجرتم خیلی دوست دارم ولی میگم اگر تو شهر خودم تغییر کردم به جایی رسیدم میتونم بر شهر دیگه و اگه تو شهر دیگه باز موفق تر شدم میتونم برم کشور دیگه تا تو کشورم تغییر نکردم من هرکشوری برم تغییر نمیکنم باید رو باورهام کارکنم عالی شم بعدتکاملو طی کنم بعد برم کشور دیگه .
درمورد روابط :اگه ما خودمون رو دوست داشته باشیم برای خودمون ارزش قائل باشیم جهان هم به فرکانس های ما پاسخ میدهد .قانون برانگیختگی تو دوره عشق و مودت عالیه باعث شد برم دوره رو دوباره مرور کنم من این تمرین انجام دادم بشدت جواب داده خیلی نتایج عالی گرفتم .
من اگه رو باورهام خیییلی کار کنم تغییر کنم مثل همون کسی که میره بدنسازی اگه یه جلسه نره فرم بدنش تغییر نمیکنه چون رو خودش کارکرده
باورم همین طوره اگه من رو باورهام کار کنم زیاد یه شبه که خراب نمیشه ،هرچقدر قوی تر باشی نتایج عالی تر میگیری ومن خودم خیییلی زیاد باید رو باورهام کار کنم که یه شبه از بین نره مقاوم و محکم باشه با توکل بر خدا و آموزه های استاد عزیزم .
استاد من این گام و بیشتر نکته برداری کردم تا تمرکزم بیشتر باشه ،این پروژه بی نظیره خداروهزاران مرتبه شکر خودمو ،باورهامو دارم پیدا میکنم روشون کار کنم
سلام خدمت شما استاد عزیزم، خانم شایسته ی شایسته، و همه دوستان ارزشمندم
آخ آخ آخ استاد چقدددددر این نکته مهمیه که در مورد روی باورها کار کردن و نشونه اش احساس خوب داشتن یا زجر کشیدن، گفتین! یعنی این یکی از اساسی ترین مشکلات من بود اصلا درک خود این مفاهیم استاد چقدر طول کشید تا من اصلا اینارو درک کنم و قابل فهم باشه برام یعنی اصلا انگار من میگم تو عالم دیگه ای سیر میکردم و نمیشنیدم چی میگین شما، و چرا من میام همیشه راحت همه چیزمو میگم اینجا، بخاطر اینکه به این مفاهیم رسیدم هی به مرور و چقدر خدارو شکر میکنم که با همه کم و کاستی هام و روزای خوش و ناخوش و خواسته و ناخواسته ای که داشتم با امید یا نا امیدی و.. اما به یاری الله توی مسیر موندم و به درک و فهم بهتری رسیدم تو این برهه از زندگیم.
یعنی استاد من وقتی به خودم و درکم از این آگاهیا دارم الان نگاه میکنم میبینم تا الان من انگار فقط داشتم میشنیدم ولی فکر نمیکردم که آیا دارم عمل میکنم یا اصلا حواسم نیست دارم چیکار میکنم!؟
• باورهارو که داریم درست میکنیم از اونور هم نباید بچسبیم به خواسته، باید رها باشیم و اجازه بدیم به وقتش جهان اون خواسته رو وارد تجربه زندگیمون کنه.
• افکار و باورهای توئه که داره زندگیتون ایجاد و خلق میکنه، هیچ عامل بیرونی ای در کار نیست، تمام اتفاقات رو تو داری خلقش میکنی حالا یا آگاهانه، یا ناآگاهانه.
• مکان مهم نیست، شما از هر جایی که هستی شروع میکنی، لذت میبری و روی خودت کار میکنی به خواسته هات میرسی و بعد نیاز باشه مکان زندگیتم عوض میشه.
• اگه داری رو باورات کار میکنی ولی حالت بده یعنی داری مسیرو اشتباه میری! مثل اینه که وقتی تشنته یه لیوان آب خنک بخوری، چقدر احساس خوبی داری و لذت میبری و حالت جا میاد؟ مگه میشه بگیم اَی بابا من تشنمه بازم باید آب بخورم!!!؟
• وقتی از روی ناخواسته ها توجه تو ورمیداری میذاری رو خواسته هات، همون لحظه حالت خوب میشه و احساس خوبی پیدا میکنی.
• وقتی ما بدونیم توجه به ناخواسته ها احساسمون رو بد میکنه، وقتی بدونیم توجه به ناخواسته ها آتیشه! خب دستمون رو نمیکنیم تو آتیش دیگه! بحث تلاش هست دیگه و باید تلاش کنیم عمل کنیم و ذهنمون رو کنترل کنیم و توجه مون رو بذاریم روی خواسته ها و داشته هامون، موضوع اینه که آیا میدونی توجه به ناخواسته ها، آتیشه!؟ یا نمیدونیم؟ همیشه اصل اینجاست، که خیلی وقتا ما نمیدونیم که ناخواسته ها آتیشن و ما رو میسوزونن!!!
• باور عالی ای که یهودی ها در مورد ثروت دارند، اینه که هرچه ثروتمند تر شوی نزد خدا محبوب تر میشوی.
• ایده های ناکار آمد نداریم، بحث مسیره، باید از مسیر لذت ببریم، مثال آقای کِیروش که میگفت ما یا بازی رو میبریم یا ازش درس یاد میگیریم! چیزی به نام شکست وجود نداره. ایده هایی رو کار کردیم که جواب نداده، اما بعدا متوجه شدم که درسها و تجربه هایی رو از اون ایده ها کسب کردم که هزاران برابر از اون جواب هایی که من فکر میکردم باید بده برام بهتر بوده.
• کسی که از شکم مامانش به دنیا میاد مگه سرمایه ای داشته اصلا؟؟ از پدران و پدرانِ پدرانِ شما میتونید بپرسید که وقتی شروع کردند مگه سرمایه ای چیزی داشتند؟؟
• فکر نکن باید از قبل یه گروهی داشته باشی یا شریک داشته باشی تا به موفقیت برسی یا کاری رو شروع کنی، وقتی روی باورات کار کنی و کاری رو شروع کنی و حالت خوب باشه، اگه نیاز باشه دستان دیگه میان به کمکت.
مهترین نکته در این فایل برای من این بود که اگر داری روی باورهات کار میکنی و زجر میکشی یعنی داری در جهت نادرست حرکت میکنی
دقیقا چندروز پیش در یکی از کامنتهام نوشتم که یه وقتایی که میشینیم فایل گوش میدم و نکته برداری میکنم احساس اینو دارم که دارم درس میخونم و انگار این کار برام مثل یه وظیفه ست که باید حتما انجام شه، اومدم به خودم گفتم هر وقت که از نوشتن خسته شدی استراحت کن ، هر وقت نیاز داشتی به سکوت فایلو متوقف کن ، هروقت دوست داشتی فیلم ببینی ببین، هروقت دوست داشتی بری توو جمع خانواده ت برو ، برو باهاشون غذا بخور ، برو باهاشون فیلمای خنده دار نگاه کن، برو باهاشون توو طبیعت، برو درمورد چیزای خوب باهاشون صحبت کن ، هر وقت دوست داشتی هوا بخوری برو پیاده روی کن و هر کار دیگه ای که بهت احساس خوب میده رو انجام بده ، مگه استاد نمیگه موضوع مهم در زندگی احساس خوب داشتنه ،خب برو به سمت احساس خوب و تا جایی که از لحاظ ذهنی ذهنت کشش داره فایل گوش کن، عجله نکن برای اینکه زود یه فایلو گوش بدی تموم شه و زود یه دوره رو تموم کنی بری سراغ دوره بعدی ، آهسته و پیوسته برو و از مسیر لذت ببر
من گاهی یه کار اشتباهی در استفاده از فایلها میکنم نمیدونم اشتباهه یا نه ولی میدونم این روش برای من خوب نیست،اینکه میشینم ساعتها فایل گوش میدم و مینویسمو فکر میکنم و زود میخوام تمومش کنم و اینطوری هم از لحاظ جسمی و هم روحی خسته میشم اما گاهی هم شده که یه فایل نیم ساعتی رو 5 دقیقه 5 دقیقه گوش دادم و خیلی لذت بردم و خیلی درکش کردم و خیلی هم راضی بودمو حسم خوب شده به خاطر همین به این نتیجه رسیدم که برای فایل گوش دادن نباید عجله کنم باید این کار در ذهنم خیلی مفید و ارزشمند باشه بعد به فایله بپردازم و نباید برام یه کار روتین و بدون احساس باشه
من میخوام در لحظه زندگی کنم و این پروژه خیلی داره بهم کمک میکنه
خانم شایسته عزیزم و استاد عزیزم خیلی ازتون ممنونم و خیلی دوستون دارم
1-قانون رهایی یعنی ،تلاش ذهنی،من نچسبم به خواستم، من لذت ببرم از زندگی ام.
قانون رهایی یعنی توجه به خواستهها،لذت بردن از لحظه سپاسگزار بودن به خاطر آنچه که داریم،نه آنچه که نداریم.
2-قانون رهایی یعنی که توجهت را از خواستهها برداری و بگذاری روی خواستههایت.
3-یکی ازباوری که باعث تغییر زندگی ما میشود،افکار و باورهای ما داره زندگیتان را ایجاد میکند و خلق میکند و هیچ عامل بیرونی در کار نیست و هر اتفاقی که در بیرون میافتد تو داری خلقش میکند حالا یا آگاهانه یا ناگاهانه.
4-وقتی که شما در مدار درست قرار میگیرید خود به خود،جهان شما را میبرد در جای بهتر،شما از هر جایی که هستی شروع میکنی،همین که پیشرفت میکنید اگر نیاز باشد مکانتان هم خود به خود تغییر می کند.
5-حالت عالی مهاجرت یعنی اینکه شما همون جایی که هستی بتوانی نتایج خوبی بگیری،اتفاقات خوبی را خلق کنی،و احساس کنی اون زمین برایت کوچک بالاترو میخواهم بروم یک پله بالاتر.
6-شما شخصیت خود را با خود میبرید، هر کجا بروی اگر آدم ضعیف و بدبخت باشی هر کجا بروی،ضعیف و بدبختی و و اگر آدم قوی و قدرتمند باشی هر کجا بروی،آدم قوی و قدرتمند هستی.
7-به اندازهای که خودت را دوست داشته باشی و برای بقیه،ارزش قائل باشی جهان هم پاسخ میدهد به این فرکانس،روابط کاملاً برمیگردد به خود ما.
8-ما هستیم که با افکار و با باورهایمان برانگیخته میکنیم،همه آدمها یک شخصیت باحال و شخصیت مزخرف در وجودشان هست
و ما هستیم که شخصیت خوب آن انسان را میکشیم بیرون و درستکار سالم و خوش خنده و از همه لحاظ جالب
یا آن شخصیت خسیس و خسته و زورگو و خشن را میکشیم بیرون
9-هر روز سعی میکنم بهتر از روز قبلم باشم و نتایجم خودش به وجود میآید و وقتی که روی خودمون کار میکنیم نتایج خودش رو به وجود میآید و سقفی هم برای پیشرفت نیست.
10-بهتر و بهتر شویم در زمینه کنترل ذهن و این کار برای ما همه چیز را به وجود میآورد.
11-عمل با باور به وجود میآید،اگر من بدونم و باور داشته باشم که یه کاری نتیجه میدهد عمل میکنم،هر کاری که شما انجام میدهید یک ته باور دارید،
12-باور باعث عمل میشود،اگر عمل نمیکنی یعنی اینکه روی باورهایت کار نکردی،وقتی که روی باورهایت کار میکنی و به ایمان و یقین و عمل میرسی،خود به خود عمل اتفاق میافتد.
13-وقتی که روی باورهای ما کار میکنیم نتایج به واسطه باورهایمان دارد به وجود میآید،و وقتی که شما روی باورهایتان کار میکنید مثل،یک فردی میشود که خیلی خیلی مهارت پیدا میکند در انجام کار،خیلی راحتتر میتوانید این مسیرو ادامه دهید خیلی مقاومت ذهنتان کمتر میشود، خیلی نتایج خودش به وجود میآید،توی مدار درست قرار میگیری و این مدار درست کمک میکنه توی مدار درست بمانی.
14-وقتی من دارم گفتگوهای ذهنی خودم را جهت میدهم،در جهت خواستههام وقتی سپاسگزاری میکنم همون لحظه لذت میبرم.
15-وقتی من روی باورهایم کار میکنم با عشق و لذت کار میکنم،اینقدر احساس خوب به من میدهد که،اون احساس خوب از نتیجهاش،برایم مهمتر است. چون همه چیز را ما به خاطر احساس خوب میخواهیم.
16-توجه به ناخواسته ها تو را از مسیر دور میکند،سعی باید بکنی و تلاش ذهنی و کنترل ذهن که همه چیز کنترل ذهن است.
وقتی که می دانی،توجه به ناخواستهها مثل آتش است،وقتی دستترا در آتش میکنی میسوزی.
17-یهودیها باورهای بسیار بسیار درست در مورد ثروت دارند،و ارتباط مناسبی دادند ثروت را به خداوند.
18-یکی از باورهای خوبی که یهودیها دارند و خودم هم دارم ایجاد میکنم،بحث اینکه هر چقدر ثروتمندتر شوی،دست خدا محبوبتر میشوی
یکی از باورهای خیلی خوب قوم یهود است.
19-چیزی به عنوان شکست نداریم، ازآنها به عنوان تجربه باید یاد شود و مسیر است.
20-شما به هرچی علاقه داشته باشی و حرکت کنی در موردش،پیشرفت میکنی.
کسی نیست که استعداد نداشته باشد، مهم این است که بدانید در چه زمینهای استعداد داری.
و بدانید در چه زمینهای علاقه دارید،اون علاقه و عشق را کار میکنی و توش استعداد را هم پیدا میکنی.
21-شما یک حرکتی بکن، بعد میفهمی که چه زمینهای علاقه داری و چه استعدادی داری.
22-کسی که هیچ کاری نمیکند، نه باور دارد نه ایمان دارد نه علاقه دارد.
من عاشق اون آرامشی که با حرف زدن با تو می گیرم هستم .
من هیچ وقت ول کن تو نیستم آخه کجا برم که سریع پاسخم بده عشقم.
قدرتمندترین نیرو را ول کنم ،به کی رو بزنم ،که منت بذاره یا نه بگه .
فدای آفرینش وموجود شدن آنچه که میگی موجود شو ومیشه.
دوست دارم فقط قربون صدقه ات برم وبا تو عشق بازی کنم .
چه خوبه انسان خلقم کردی عزیزم ،از وجود خودت ،من را هرلخظه به یاد خودت وبزرگی وقدرتت بینداز.
ای عزیزترین دارایی ام و تنها دارایی ام .
خدایا شکرت که در این مسیر هستم ،مسیر صاف وسوت زنان که در از آرامش وحال خوبه .
استاد حس میکنم این 7ماه که از فرکانس شهر قبلی ام دور شدم ،حتی تقاضاهای همسرم که بیا. پیش ما ونمی شه ،داره پیغام خدا را می رسونه که آره این تنهایی خیلی برات خوبه .
این هجرت وپا روی ترس هات گذاشتن ،تورا به من نزدیکتر میکنه ومثل غار حرای پیامبر به خودش نزدیکم کرده .
فرسنگ ها از افکاروباورهای خانواده حتی نزدیکترین افراد به من ،جدا شدم واحساس کردم که محیط برام کوچیک شده ولایق بهترین جاها هستم .
بهترین باوری که تو این 7ماه باوجود اینکه ذهنم خیلی مقاومت داشت این بود که من خالق زندگیم بودم و هستم و خواهم بود .
به خدا ،تا وقتی این را نپذیرفتم ،همه را مقصر می کردم وحال خوبی نداشتم و بقیه را مسئول هر اشتباهی که کردم می دونستم .
این تنهایی ودور شدن از اطرافیانم ،خیلی نعمت بزرگی بود برام .
اره استاد جان ،این بهترین باوری است که می تونه به ما کمک کنه .
به لطف خدا چقدر درکم جدیدا با این پروژه ،بالاتر رفته و بهتر می فهمم مغز حرف هاتون را .
دقیقا ،وقتی که از همون جایی که بودم وبا وجود تضادهایی که در محل زندگی و محیط قبلی داشتم ،به زیبایی ها توجه می کردم،خداوند هم هدایتم کرد به راحتی وسوت زنان ،بدون اینکه پولی برای پول پیش خونه داشته باشیم ،به شهر بهتر هدایتم کرد.
بهشت را ندیده باید خرید .
خداوند به کسانی که بدون اینکه فرش قرمزی پهن کرده باشند براش ،پاسخ میده و جایزه میده .
هرجا توکل کردم ،به خدا،جواب گرفتم.
هرجا تسلیم شدم از همون اول وسپردم به خودش ،خیلی راحت کارها را انجام داد برام.
هرجا که به آنچه که ندیدم بیشتر از آنچه که دیدم ایمان آوردم ،اسان شد برای آسانی ها برام .
چه جاهایی که برای مجوز رفتم که حتی مدارک لازم داشت ونداشتم ،جور شد.
چه جاهایی که برای مجوزاب به اداره آب رفتم وبا رفتنم ،همون جا یه لایحه تصویب شد از ریئس اونجا وبه نفعم شد.
ذهنم حرف میزد هرلحظه ،ولی قلبم من را مطمئن میکرد وحتی میگفت کجا برم یا نرم .
من می خواهم دنیا را بگردم وثابت بودن و یکنواختی را دوست ندارم ومی دونم از این شهر تهران هم خدا هدایتم می کنه به کشورهای بهتر ،ومن باید روی باورهای خودم کار کنم فقط ،وتمرکزم روی خودم باشه ،نه همسر ،نه فرزند ،نه بقیه .
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و همه دوستای گلم در این سایت بهشتی
مریم جان یه تشکر ویژه ازت بکنم که داری قدم به قدم جوری این فایلارو میزاری که دقیقا داره پازل رو کنار هم میچینه و عجیب دارم با این گام ها به مدار بالاتر میرم
سپاس گزارم ازت استاد عزیزم با این آگاهی های نابی که بهم میدی توی این فایلا
خدایا کمک کن و قلبم رو برای درک این آگاهی ها باز کن تا در عمل اجراشون کنم
بریم سراغ این فایل
وقتی کامنتارو به ترتیب امتیاز میخوندم دیدم بچه ها از نتایجشون گفتن اومدم من اینجا بنویسم و رد پا بزارم برای خودم و نتایجی که تا الان کسب کردم رو بگم تا هم انگیزه ای باشه برای بچه هایی که تازه اول راهن و هم تشکر کنم از شما با گفتن نتایجام استاد عزیزم چون جبران این همه عشقی که پشت این صحبت هاتون هست تنها و تنها با گفتن نتایج ادا میشه و تمام.
سال 98 به واسطه سفر به دور امریکا باهاتون اشنا شدم و هیچ درکی از حرفیی که میزدین نداشتم گوش میکردم ها استاد واقعا زمان هم میذاشتم برای گوش کردن اما فقط گوش میکردم نه درکی از کنترل ورودی داشتم نه درکی از این جمله که خودمون زندگیمون رو خلق میکردیم داشتم
همش ترس داشتم مورد آزمایش خدا قرار بگیرم به واسطه حرفایی که شنیده بودم
نماز و حجاب رو از سر اجبار خانواده داشتم
ترس از عالم و ادم داشتم همه توی زندگی من خدا بودن جز خدا
و میتونین تصور کنین که مشرک ترین بودم
کم کم که رفت و رفت من همچنان گوش میکردم و استاد استمرارمو داشتم توی مسیر انگار وجودم میدونست تهش همینه ها مسیر همینه واسه همینم هست از سال 98 که باهاتون آشنا شدم قطع و وصلی بود اما نشد از مسیر برگردم بگم نه اینا الکیه حتی اگه نتیجه هم نمیدیدم اصلا همچین حرفی نمیزدم
توی تمام این سال ها دفترهای شکرگزاریم بود و من شکر میکردم بابت نعمت ها حتی اگه درکی نداشتم
یادمه رابطه عاطفیم که تموم شد عین همه دخترا دیگه نشستم و گریه کردم و فقط یادمه توی سایت دنبال این بودم که حالمو خوب کنم تااز تو عقل کل فهمیدم وابستگیه و این وابستگی یعنی شرک رفته رفته کار کردم تا بهتر و بهتر شدم
استاد هنوزم میگم از سال 98 بگیر تا 1401 من کار میکردم یکی در میون اما تو مسیر بودم و درکی هم نداشتم نتایجم میومد کم و بیش
اما کنترل ورودی نبود. باورهای توحیدی نبود و هیچی نبود
تا رسیدیم به سال 1401 انگار اون استمرار تو مسیره کم کم داشت منو آشنا میکرد با یه چیزایی
خواسته هایی که خلق میشدن برام بیشتر شده بود حالا هرچقدر کم اما همونام قدرت میداد بهم اما نمیدونم چرا درک نداشتم حالا یا از اون آدمام کع تو دوره احساس لیاقت میگین دیر درک میکنن اما درک که میکنن دیگه میرن عین جت من از اونام فک کنم
خلاصه استاد قشنگم از اون دانشجوهای پیله ات بودم و هستم
با اینکه اره همه پول رو میبینن و منم همین بودم
چون فک میکردم پول داشتن یعنی احساس خوب و خوشبختی
رابطه خوب داشتن یعنی احساس خوب و خوشبختی
همش بری مسافرت یعنی خوشبخترینی توی جهان و حالا منی که با 28 سال سنم فقط 1 بار مسافرت رفتم یعنی بدبختم
خدا هم که اصلا توی زندگی من معنا نداشت اومدم توی سایت برای اینکه پولدار بشم و به همه نشون بدم شماهایی که دارین مسخرم میکنین که فایل گوش میدی این همه پس کو نتایجت همش هم داری پول میدی محصول میخری بیایین اینم پولم اما از استمرار توی این مسیر فهمیدم اصلا مهم نیست که به بقیه نشون بدی یا ندی اصلا بقیه ای مهم نیستن که خودتو عشق است
چرا اون موقع میخواستم نشون بدم؟
چون درسامو اون موقع یاد نگرفته بودم که تمرکزت رو بزار رو خودت دهنت رو ببند چیکار بقیه داری
اما همه اینایی که میگم واقعا تکامل واقعا تکامل و درکه و اگه به درک نرسی اصلا و اصلا نمیتونی عملیش کنی
استاد توی کامنتای قبلیم توضیح دادم که این استمرار و هی در این مسیر موندن چیشد
اینم بگم واقعا با اون باورای داغون به خواسته هام میرسیدم ها البته که نصف و نیمه و ناقص به اونایی هم که میرسیدم صددرصد باور درستی بود که میرسیدم اما حاضر نبودم خیلی چیزا رو عوض کنم دقیقا اوایل حتی 2 سال پیش میخواستم قانون شبیه من باشه نه من شبیه قانون
مثلا من کاری میخواستم که حقوقش روزی باشه کسی همکارم نباشه همه چی دست خودم باشه جمعه هام تعطیل باشه و استاد بعد چند وقت دقیقا خدا کاری رو آورد توی مسیرم که الان 3 ساله دارم اینجا کار میکنم و دقیقا همینه و شما میگی باورات عوض کنی کارت همونه اما درآمدت بیشتر میشه و ساعت کااریت کمتر
بخدا همینه من از وقتی یعنی استاد از مهرماه امسال 1403 که دیگه خیلی جدی تر دارم کار میکنم کارم همون کاره؛ ساعت کاریم کمتر حقوقمم رفت بالاتر و امسال وقتی خودمو با پارسال مقایسه میکنم پساندازمم بیشتر از پارسال و اصلا ورودی هام بیشتر شده
استاد از پارسال که تمرکز رو از روی رفتار آدم ها برداشتم و گذاشتم رو خودم و گذاشتم رو خوبی هاشون و قضاوت کردن رو کمتر کردم نمیگم قطع چون گاهی میاره برام رفتار آدم ها 180 درجه عوض شده حتی همون یکی دوتایی هم که تا پارسال ممکن بود رفتار خوبی نداشته باشن امسال عجیب عوض شدن و اصل کیف میکنم و هربار به خودم اینو یادآوری میکنم اینا به خاطر تغییر فرکانسهای تویه ها و مطمئنم که بهترم خواهد شد و الان یکساله که داره این رفتارهای خوب بیشتر و بهتر میشه اونجا میفهمم که میگین وقتی رو خودت کار میکنی اوایل نشونه ها میاد اما تو ادامه بده تا زمانی که همیشه نتیجه هست اون موقع بفهم باورت عوض شده و به ثبات فرکانسی رسیدی
استاد عزیزم از لحاظ روابط با آدم ها یکساله که به آرامش رسیدم و چقدر با هرکسی برخورد میکنم عالیه و دارم روی باورهای مخربم برای رابطه عاطفی کار میکنم که قطعا تویه یه کامنت دیگه که بیام نتایج های دیگه رو بگم اونم قید میکنم که خلق شد.
از لحاظ ثروت استاد خدارو صد هزار مرتبه شکر که درآمدی دارم و همیشه خدا روزی برام میاد حالا از هرطریقی هست
من چون بخاطر قانون سلامتی خیلی چیزارو حذف کردم پارسال خودم تغذیه ام رو میخریدم اما استادامسال همه رو مامانم داره برام میخره و هرماهم میگه انقد بخرم بسه برات تا آخر ماه
استاد سپاس گزار خداوندم که همچین فرشته ای رو تو زندگیم گذاشته و حتی نتیجه بعدیم بهتر شدن رابطه ام با مادرم و پدرم واقعا قبلا چقدر دعوا میکردیم الان به جز حرفای قشنگ و احترام به هم چیزی نمیبینم و استاد هزاران باررفتار قشنگی که میبینم خداوند رو شکر میکنم بابت این آرامشی که عطا کرده بهم هم به من هم خانوادم و انقد مارو در صلح کرد با خودمون
مورد بعدی آرامشی هست که دارم استاد هیچکسی این آرامش رو نمیفهمه که واقعا بزرگترین ثروت میتونه آرامش باشه و همین ارامش که باشه بقیه چیزا میاد من حتی هنوز اونقدر درک نکردم ولی بچه ها همین آرامشی که دارین رو بچسبین و بدونین توی مسیر درستین بخدا اون پول ماشین و خونه و رابطه عاطفی میاد اما این مسیری که اگه الان ازش لذت نبری نمیاد همین ثانیه ای که اگه الان ازش لذت نبری بر نمیگرده و واقعا من خودم جای کار داره اینو درک کنم ولی بهتر از قبل شدم چون دیگه عجله نمیکنم برای رسیدن به خواسته
و استاد مهم ترین نتیجه پیدا کردن خداست استاد خدایی رو بهم نشون دادین که فرای هرچیزیه که فکرشو بکنی
من با این خدا دارم عشق میکنم
شده رفیق صمیمیم
شده همه چیز زندگی من
شده رفیقی که تا میترسم از چیزی میاد دستمو میگیره و به یادم میاره که هست و تکامل رو یادآوری میکنه برام و همراهمه و با خودش میرم تو دل ترس ها
استاد میگین تسلیم و نشانه اش اینه آرومی یک هفته است که اینجوری شدم بعد تقریبا 6 یا 7 ماه تمرکزی کار کردن رو باورها و توحید و عمل کردن و صحبت کردن باهاش قبلا شاید ته دلم یکم میترسیدم اما بخدا این هفته ذهن اصلا نتونست منو بترسونه که پول نداری استاد از وقتی پول تو جیبم تموم شد نعمت های خدا که تموم نمیشه من رایگان تا خونه میرم دلم چیزیو بخواد به راحتی بهم میده اصلا استاد تو میفهمی که دارم چی میگم شاید من توی وادی ایمان مهدکودکی باشم و شما در لول فوق دکتری ولی بخدا همین لول مهدکودکش اینجوریه انقد داره روون میکنه برام چه برسه هرچی برم جلوتر
استاد تو مسیری اومدم که حاضر نیستم حتی یک ثانیه رو بدون هدایت های خدا بگذرونم برای هر چیزیم ازش دارم یاد میگیرم هدایت بخوام هرچیزی
اصلا نمیخام این رشته اتصالم قطع بشه نمیدونی چه آرامشی بهم داده همین خدا که حاضر نیستم با هیچی عوضش کنم بخدا اگه الان بهم بگن کو پولت تو این همه جر دادی خودتو تو مسیر حیف درک نمیکنن اما استاد ساعت ها میتونم از هدایت های خدام بگم و اشک بریزم و هی حرف بزنم
بخدا این خدا پولم میده چرا نده رو باورام کار کنم میده
استاد چند وقت پیش بهم الهام کرد قراره جا به جات کنم و مهاجرت کنی از این مکانت و داره قدم به قدم بهم میگه و نمیدونی هربار داره آمادم میکنه و منو میبره بالاتر
حتی اومدن توی همین پروژه هم برنامه ریزی خودش بود من ازش خواستم کمک کنه مدارم رو ببرم بالاتر چند روز بعد این پروژه اومد رو سایت
هدایتم کرد ثروت 1 رو شروع کنم کنار احساس لیاقت و دارم آروم آروم پیش میرم و دیگه فاطمه قبل نیستم که فقط گوش بدم الان دارم ثانیه به ثانیه حرفاتون رو تزریق میکنم تو وجودم و فکر میکنم دارم کار میکنم که پا بزارم روی ترسم که بهم گفت بزن بیرون از کارت بگم چشم بهم گفت برو از اینجا بگم چشم و یه باوری که خداوند اگاهه عجیب به جونم نشست همون بار اولی که از زبونتون شنیدم .
استاد عزیزم اینا نتایجی بود که گرفتم و ان شالله تو یه کامنت دیگه چند ماه بعد از نتایج بزرگتر از اینا میگم براتون
استاد نتایج صد درصد زیاده بوده که نمیشد توی این کامنت همه رو گفت هم یادم نمیومد هم نمیشد با آب و تابی که میشه تو صوت توضیح داد اینجا تو کامنت بگی فقط همینا یادم اومد که گفتم منم بیام بنویسم که انقد این ذهن نگه بزار نتایج بزرگ بشه بزرگ بشه نتیجه بزرگ و کوچیک نداره همینکه من به خواسته میرسم و الان آرامش دارم یعنی نتیجه بزرگ و تمام شد و رفت و از این به بعد هرچند وقت یکبار توی فایلی که خدا هدایت کنه نتایج چندین ماهه رو مینویسم و از روان شدن چرخ زندگیم میگم تا هم بقیه بخونن و کیف کنن هم شما بخونی و کیف کنی هم خودم کیف کنم از این زندگی قشنگ. صدها هزاران مرتبه شکرت خدایا برای این مسیر فوق العاده
ممنونم از نوشتن این کامنت و اشتراک گذاری احساس زیبات .
میشه گفت منم دقیقا توی همین مراحل تو هستم و دارم از آموزشها و حال خوشم و آرامشم لذت میبرم .
خدا رو شکر میکنم اگه هنوز به ثروتی که مد نظرم بود نرسیدم اما غرق در شادی و آرامشم و چرخ زندگیم به زیبایی و روانی هر چه تمامتر در حال چرخیدن هست و من این حال خوش رو با هیچ چیزی عوض نمیکنم .خدایا شکرت .
من میدونم که در نتیجه به تمامی خواسته هام میرسم و بهش ایمان دارم که در بهترین مسیر قرار دارم و هر لحظه در آغوش خداوند مهربانم هستم و با هدایتهای مستمرش منو به بهترین مسیر سرسبز و خوش آب و هوا سوق میده که فقط لذت ببرم و عشق کنم .
بازم ممنونم فاطمه جون بابت کامنت زیبات و واست بهترینها رو آرزو میکنم .
عرض سلام و درود خدمت استاد ارزشمندم و اعضایی که کامنت رو میخونند
یکی از دلایلی که ما گاهی دیر به خواسته هامون میرسیم اینه که مدام به خواسته میچسبیم و همش منتظریم که نتیجه کی میاد و از این حرفا و با این کار وابسته هدف میشیم و از مسیر راست خارج میشیم حالا یکدفعه این اتفاق نمیفته ولی آروم آروم از مسیر خواسته دور میشیم چرا چون وقتی به خواستمون میچسبیم یا در واقع وابسته میشیم اون احساس ترس و نگرانی سراغمون میاد و نمیزاره احساسمون خوب باشه و آرامش رو ازمون میگیره و طبق قانون احساسمون که ترس و نگرانی باشه فرکانس هایی از همین جنس به جهان ارسال میکنیم و اتفاقات و شرایط ناخواسته رو تجربه میکنیم پس خیلی مهمه که در حین کار کردن رو ذهنمون و ایجاد افکار و باورهای خوب خواسته رو رها کنیم این رها کردن یعنی اجازه دادن به خداوند که بهترین ها رو طبق فرکانس های خوبمون واسمون بوجود بیاره در بهترین زمان و این کار کردن رو افکار و باورهامون باید تا همیشه ادامه داشته باشه طبق گفته استاد این کار ذهنی مثل آب خوردن هر روزمون هست کسی نمیگه من دیروز آب خوردم امروز دیگه بدنم نیاز به آب نداره و همینجور که جسممون برای اینکه سلامت باشه و توانایی داشته باشه باید هر روز تغذیه مناسب بهش برسونیم و این روتین تا هنگامی که زنده هستیم ادامه داشته باشه و ذهن هم باید هر روز افکار و ورودی ها وباورهای خوبی بهش بدیم که به هر آنچه که میخوایم برسیم و مسئله مهاجرت کردن که استاد در موردش صحبت کردن طبق گفته های استاد هر چیزی باید تکاملش طی بشه که نتیجه خوبی بگیریم اینطور نیس که یه شخصی که باورهای مخربی داره که نتیجه باورهاش تو زندگیش مشخصه با مهاجرت کردن به کشور دیگه بتونه زندگیش رو تغییر بده چون این شخص هر جا بره نتیجه باورهاشو میبینه و تغییر اوضاع بیرونی فقط با تغییر ذهن انجام میشه پس این شخص اول باید رو باورهاش کار کنه تا اوضاع بهتر بشه و جهان هر بار با تغییر باورهاش اونو وارد یه مدار بالاتر بکنه و وقتی اوضاع خیلی بهتر شد اگه هدف مهاجرت باشه خداوند اونو به جایی بهتر هدایت میکنه.
استاد خیلی خوشحالم که شاگرد شما هستم شما دستی از دستان خداوند هستین و اعتبار بودن در این سایت و تموم کامنت ها و موفقیت ها به خود خداوند برمیگرده.
خدایا مارو به راهی هدایت کن که در مسیر رسیدن به خواسته هامون حرکت کنیم الهی آمین.
قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی (اعراض از نا خواسته ها)
قانون رهایی یعنی نچسبیدن به خواسته و لذت بردن از زندگی
قانون رهایی یعنی توجه به خواسته ها،سپاسگزار بودن بخاطر داشته ها،اعراض از نا خواسته ها
(در لحظه زندگی کردن)
مهمترین باوری که میتونه کمک کنه به من برای اینکه دچار روز مرگی نشم و از ریل خارج نشم اینه که منم که با افکار و باورهام اتفاقات زندگی خودمو خلق میکنم،(ممکنه آگاهانه یا ناآگاهانه باشه)هیچ عامل بیرونی تأثیری در زندگی من نداره
حالت عالی مهاجرت اینه که درهمون جایی که هستیم باید اینقدر نتیجه و پیشرفت عالی کرده باشیم اینقدر اتفاقات خوب خلق کرده باشیم که بعد برای رفتن به یه پله بالاتر به فکر مهاجرت باشیم
اگه فکر میکنی رفتن به یه جای دیگه باعث میشه نتیجه و اوضاع تغییر کنه سخت در اشتباهی
چون تو هر کجا که میری شخصیت خودتو با خودت میبری
به اندازه ای که خودتو دوست داشته باشی و برای دیگران هم ارزش قائل باشی جهانم به همون شکل پاسخ فرکانس های تورو میده
ما هستیم که با افکار و باورهامون برانگیخته میکنیم اون وجه خاص از آدمارو
همه ی ما آدمها یه شخصیت باحال و یه شخصیت مزخرف توی وجودمون هست
حالا ما با افکار و فرکانس های خود میتونیم شخصیت خوب آدم هارو بکشیم بیرون یا وجه بد اونهارو یعنی کاملا بر میگرده به خود ما
هر روز باید سعی کنم بهتر از دیروزم باشم و اگه روند همیشگی من به این شکل باشه مسلما نتایج خودش میاد
تا جایی که زنده هستم سعی کنم هر بار بهتر و بهتر بشم توی همه زمینه ها
بهتر و بهتر شدن توی کنترل ذهنه که میتونه همه چی رو برای ما بوجود بیاره
عمل کردن با باور بوجود میاد اگه من باور داشته باشم که یه کاری نتیجه میده عمل میکنم اگه باورم این باشه که نتیجه نمیده که عمل نمیکنم
سلام و درود فراوان به استاد عزیز و گرانقدرم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی.
«عملکردهایی که نشانه ی آن اجرای قانون است».
خدا را شکر تو این چند سال اخیر عملکردهای زیادی داشتم که به نظر خودم نشونه ی این بوده که تونستم قانون رو خوب اجرا کنم .
اگه نگاه کلی داشته باشم ، تو زمینه ی سلامتی خیلی نگاه خوبی دارم و به ندرت پیش میاد که خودم یا بچههام یا همسرم مریض بشیم.
به همون اندازه که سعی میکنیم روحمونو جلا بدیم از جسممونم سعی میکنیم درست مراقبت کنیم.
دوره قانون سلامتی نگاهمو به خیلی چیزها تغییر داد و آگاهیهامو نسبت به تغذیه و مراقبت جسم اضافه کرد . اگه بخوام صادقانه بگم دقیقاً طبق روشی که استادعزیز تو این دوره عرض کردن کار نمیکنم اما خیلی چیزها رو دیگه رعایت میکنم و خدا را شکر از سلامتی کاملی بر خوردارم.
اما اگر در زمینه مالی بخوام صحبت کنم میتونم بگم خیلی چیزها رو رعایت کردم . تو دورههای مختلف خیلی چیزها آموختم و از اونجایی که نسبت به هیچ کدوم از صحبتهای استاد مقاومتی نداشتم سعی کردم هر کدوم از اونها رو تک تک انجام بدم .
عبارتهای تاکیدی زیادی تو دوره 12 قدم و دوره ثروت یک، یاد گرفتم که تک تک اون جملهها رو تو این سالها انقدر با خودم تکرار کردم تا ملکه ی ذهنم شدن و اینکه همشونو باور میکنم و از اونجایی که باور کردم نتایج خوبی هم دریافت کردم البته که به لحاظ مالی نسبت به چند سال پیشمون پیشرفت داشتیم مطمئن هستم که پیشرفتهای بهتری هم خواهیم داشت. یادم میاد که چند سال پیش با قناعت زندگی میکردم ولی الان خدا را شکر در آرامش و آسایش مالی به سر میبرم.
به میزانی که ایمانم نسبت به خداوند قدرتمند قویتر میشه ترمزهایی که نسبت به این قضیه دارم بیشتر از بین میرن . همونطور که گفتم مقاومتی در برابر آگاهیهایی که از استاد عزیز یاد میگیرم ندارم یعنی فراوانی و فزونی نعمت خداوند را باور میکنم اما یه جاهایی پیش میاد که خواستههای مالی ای که دارم رو با عقل و منطق خودم میسنجم یعنی باورهامو با شرایط و موقعیت الانم میسنجم و از اونجایی که ما انسانها همیشه دنبال اینیم که اول بدونیم چطور و چ جور قراره اتفاق بیفته ، وقتی که آگاهی نسبت به این قسمت داشته باشیم ینی باید بسپاریمش به خدا ، پیش خودمون بدست اووردن خواسته رو طبیعی میدونیم و اگه باور نداشته باشیمش دور از دسترس میبینیم که خب این سالها خیلی تمرین کردم که به چگونگی و رسیدن به خواستههام توجهی نکنم و همه چیز را به دستای قدرتمند خداوند بسپارم. پله پله پیشرفت کردم و به درکهای بهتری رسیدم . چیزی که در حال حاضر هستش اینه که یاد گرفتم در لحظه زندگی کنم و به آینده فکر نکنم و از نعمتها و داشتههایی که در حال حاضر دارم لذت ببرم وسعی کنم تمامی نگرانیها و ترسهامو به دوش خداوند بذارم و با آرامش به مسیرم ادامه بدم . این احساسم واقعیه واقعاً دیگه به آینده فکر نمیکنم و نگران چیزی نیستم چون خدا رو بیشتر باور کردم و بیشتر به این درک رسیدم که ممکنه آیندهای وجود نداشته باشه چون مرگ هر لحظه ممکنه یقمونو بگیره . بنابراین بهتره این روزها رو مثل گذشته ،از دست ندیم و سعی کنیم به بهترین شکل ممکن زندگی کنیم.
در مورد روابط هم همینطور ! البته در مورد روابط با دیگران میشه یه تجربههایی داد و در مورد روابط عاطفی با همسر هم ، میشه تجربههای دیگهای داد.
وجه اشتراکی که در دو وجود داره اینه که هر چقدر تونسته باشی روی اعتماد به نفس و عزت نفست کار کرده باشی و حس خود ارزشمندی خودت را بالا برده باشی یعنی برای توانمندیها و مهارتهات ارزش قائل باشی و حس لیاقت رو تو وجود خودت بالا برده باشی میتونی با دیگران و با همسرت روابط بهتری ایجاد کنی .
آموزش و یادگیری مطالب تو زمینه ی روابط باید دو جانبه و دو طرفه باشه یعنی هر انتظاری که از دیگران داری خودت هم متقابلاً همون رفتار و برخورد رو با دیگران داشته باشی تا به نتایج خوبی برسی.
یعنی اگر دوست نداری کسی به حریم شخصی تو تجاوز کنه تو هم نباید به حریم شخصی کسی تجاوز کنی.
اگه حد و مرزها و خط قرمزهای برای خودت داری با شناخت بیشتر از دیگران باید شما هم به حد و مرزها و خط قرمزهای دیگران احترام بذارید.
همونجوری که خودت دوست داری با احترام و در کمال آرامش و دوستانه کسی از تو انتقاد کنه، تو هم باید حواست به این موضوع باشه.
اگه یه وقتایی دوست داری تنها باشی باید اجازه بدی دیگران هم اگر تمایل به تنهایی داشتن شما مزاحمشون نشی.
همونطور که خودمون دوست داریم در مورد اعتقادات و امورات شخصی مثل سلیقه و علایقمون کسی نظر نده ما هم به اعتقادات و سلایق و علایق دیگران نباید کاری داشته باشیم.
اگه دوست داریم دیگران بیشتر به ویژگیهای مثبت ما توجه داشته باشن ما هم در مورد دیگران باید تمرکز روی ویژگیهای مثبتشون داشته باشیم.
اگه دوست داریم تحسین بشیم که البته نباید وابسته به این موضوع باشیم باید یاد بگیریم ما هم به هر نحوی دیگران را تحسین کنیم.
اگه دوست داریم دیگران از ما توقع و انتظار زیادی نداشته باشند ما هم نباید از دیگران توقع و انتظار زیادی داشته باشیم.
در کل که هرچه برای خود میپسندیم برای دیگران هم بپسندیم و دست از رفتارهای خودخواهان و خودپسندانه خودمون برداریم. اینطور میشه که روابط خوبی با دیگران و حتی همسر و فرزندانمون میتونیم داشته باشیم . این شده که خدا را شکر روابط خوبی با دیگران دارم بخصوص با افراد نزدیک دو خانواده یعنی هم خانواده ی خودم و هم خانواده ی همسرم . خدا را شکر بدون مشکل و رابطهای که ازش راضی هستم چون در حد تعادل ارتباط برقرار میکنم حتی با پدر مادر خودم .
هر چقدر با خودت در صلح باشی بیشتر وجه خوب دیگران رو جذب میکنی .
چطور میشه با خود درصلح باشی ؟! یعنی بیشتر تمرکز روی خودت داشته باشی و دنبال تغییرات درونی خودت باشی.
در مورد روابط عاطفی با همسر علاوه بر رعایت نکاتی که بالا عرض کردم یه موضوعاتی فرق داره و اون اینکه شما شریک زندگی هم هستید و توقع و انتظاراتتون نسبت به همدیگه شکل دیگهای میتونه داشته باشه. اول اینکه یاد گرفتیم هر جایی نیاز دیدیم با احترام و بدون سرزنش بیان احساس ، کنیم.
با همسرهامون مثل طلبکارا صحبت نکنیم . برخوردی که خودم همیشه داشتم که خداروشکر تو این سالها کم کم از بین بردمش .
هیچکس هیچ وظیفهای در مقابل ما نداره اگر هر همسرامون لطف و محبتی در حق ما دارن باید سپاسگزارشون باشیم و یاد بگیریم شخصاً از خودشون قدردانی کنیم و بیشتر به داشتهها و نعمتهایی که داریم توجه کنیم تا کمتر از همدیگه رنجش بگیریم . اگه خواسته یا هدفی داریم خودمون به خاطرش تلاش کنیم نه اینکه توقع کنیم طرف مقابلمون برای رسیدن ما به خواستههامون تلاش کنن. برای رسیدن به خواستههامون بیشتر توقع و انتظارمونو سمت خدا ببریم و اگر لازمه و نیازه ، که حرکتی کنیم خودمون اقدام کنیم . اگر با موانع و یا ترمزهایی روبرو میشیم به جای خشم و عصبانیت میتونیم صبوری کنیم و همچنان متوکل به خدا باشیم. روی باورهامون بیشتر کار کنیم تا بهتر نتیجه بگیریم.
تو زندگی مشترک خیلی از باورها و خیلی از نگاهها نسبت به همسرامون اشتباه بوده . باید به تک تکشون توجه کنیم و روی تغییر تک تکشون کار کنیم .
خود من ، به خاطر باورهای غلطی که تو زمینه ی روابط عاطفی داشتم آسیبها و ضربههای زیادی به خودم و هم به همسرم زدم که با متوجه شدنش سعی بر تغییر دادنشون داشتم و هنوزم دارم .
البته که با خوب شدن روابطمون و اینکه هر روز میبینم روابطمون بهتر از قبل میشه متوجه میشم که تونستم قوانین رو درست انجام بدم. حتی خود همسرم بارها بهم گفته و میگه ناهید ممنونم ازت تو چقدر تغییر کردی ، چقدر خوب شدی . تو روابط عاطفی ایرادگرفتنهای من و غر زدنهای من خیلی شدتش زیاد بود . چون توقع و انتظاراتم زیاد بود و اینکه همیشه تمرکز بر نقاط منفی همسرم داشتم تا مثبتهاش. به همین جهت احساس میکردم مرد خوبی ندارم.
ولی استاد عزیز طوری قوانین رو برام جا انداخت که تازه متوجه شدم مرد من خیلی هم خوبه . بینهایت ویژگیهای مثبتی داره که تو خیلی از مردها نمیبینم. بنابراین یاد گرفتم بیشتر دوسش داشته باشم و بیشتر با احترام باهاش رفتار کنم و بیشتر بش آزادی بدم .
بهترین نتیجهای که تو این زمینه از قانون گرفتم بدست اووردن آرامش و لذت بردن از زندگیمه .
همه چیز به درون خودمون برمیگرده برای بدست اووردن هر چیزی به جای تمرکز به دنیای بیرون و عوامل بیرونی ، باید به درون خودمون رجوع کنیم و هر تغییری که لازمه انجام بدیم با این باور که حتماً اتفاقات خوبی را تجربه خواهیم کرد.
تو همه ی زمینهها حتی تو زمینه ی روابط عاطفی ، داشتن ایمان به خدا و اعتماد به قوانین جهان هستی خیلی زودتر از اینکه فکرشو بکنیم ما رو به خواستههامون میرسونه .
فقط نباید عجله کرد بلکه باید صبور بود و بدون کنترل هیچ چیزی ، رها و در لحظه زندگی کرد. اونوقته که بدون اینکه متوجه بشی میبینی به اون چیزایی که میخواستی رسیدی . کنترل و تجسم زیاد از حد خواستهها ، ما را ازشون دورتر میکنه و کاری میکنه که لحظههای حال را از دست بدیم. هر چیزی تا وقتی که حس خوب ازش دریافت میکنیم قشنگ و درسته . اگه دیدیم خارج از این حس رفتیم بدونیم که باید سریع ذهنمون رو کنترل کنیم و بیایم تو لحظه ی باشیم و روی داشته هامون بیشتر متمرکز بشیم و بیشتر سپاسگزارشون باشیم .
ممنون و سپاس از وجود استاد عزیزم که فقط وجود ایشون عامل تغییرات من بوده و هست.
سلام ب دوست خوبم ناهیدخانم عزیز.مرسی عزیزم بابت کامنت زیبات.چقدر مسائلی ک درمورد ارتباط باهمسر گفتید برای من کارساز و مفید هستند.دوبار این قسمت رو خوندم و لذت بردم و تصمیم گرفتم منم کم کم ب همین شیوه ای ک شما گفتی باهمسرم رفتارکنم.البته از وقتی دوره کشف قوانین رو کار میکنم بی اینکه کارخاصی بکنم رفتارهمسرم خیلی بهترشده و همچنین رفتارخودم.
خیلی مهربانترشده.حواسش بیشتر ازقبل بمن هست.جملاتی بکارمیبره ک تابحال ازش نشنیده بودم و ازین بابت شاکرخداوندم.اینکه گفتید وقتی چیزی یاخاسته ای داریم انتظار نداشته باشیم ک کسی برامون برطرف کنه،تکلیف منو توی خیلی چیزا روشن کرد.خیلی حرفاتون برام الهام بخش بود.ممنونم ازتون. و خداروشکر برای اینکه منو ب خوندن چنین کامنتهایی هدایت میکنه و خداروشکر بابت وجود تک تک شما دوستان ک در بالابردن آگاهی بمن کمک میکنید و خداروشکر برای این سایت و استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته ی کوشا و دلسوز.
اگه آگاهانه توجه و تمرکزتون روی ویژگیهای مثبت همسرتون باشه و هر جایی که هر لطف و محبتی ازش دیدید ازش تشکر کنید، لطف و محبت بیشتری دریافت میکنید.
از طرفی در خلوت خودتون میتونید سپاسگزار خداوند باشید .
حتی اگه با مسائلی مواجه بودید که تمایل به انجام اینکار نداشتید سعی کنید ذهنتون رو کنترل کنید و حتی بر خلاف میلتون بود توجه به ویژگی های مثبتش داشته باشید تا آرامشتون بهم نریزه .
همین تمرین به مرور باعث میشه خیلی صبور تر بشید و پذیرش خیلی چیزا رو داشته باشید و هر رفتار و کنش همسرتون ، اذیتتون نکنه .
یاد میگیریم خیلی جاها حقو به اونها بدیم و بیشتر درکشون کنیم .
فقط نباید عجله کرد بلکه باید صبور بود و بدون کنترل هیچ چیزی ، رها و در لحظه زندگی کرد. اونوقته که بدون اینکه متوجه بشی میبینی به اون چیزایی که میخواستی رسیدی .
سلامی از جنس نام زیبای خدا.
چقدر شما کامل و عالی نوشتید و مخصوصا این قسمت حرفهاتون که راجع به اصل رها کردن و در لحظه زندگی کردن نوشتید؛ همون اصلی که من تازگیا دارم خیلی بهش فکر میکنم چون دیدم و با خودم فکر کردم که هر آنچه تا امروز به دست آوردم از قضا نه با تجسم مداوم و گیر دادن و بی صبری که با قانون رها کردن و رهایی به دست اومده حتی اون زمانی که اصلا از قوانین اطلاعی نداشتم.
به هر حال سپاس از یادآوری که کردید که برای من هم خیلی مفید بود.
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جون
وهمه دوستانم
باران:
قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی یعنی من نچسبم به خواسته م ،یعنی من خواسته بزرگی داشتم درمود ارتقای شغلی همسرم قبل این سایت من اصرار داشتم همسرم ارتقا شغلی داشته باشه هی اصرار اصلا هم درست نمیشد بعد این سایت من کامل رها کردم گفتم خدایا هرصلاح میدونی انجام بده ،بخدا قسم همسرم در طول این یه سال چنان موفق شدن تو شغلش الانم قراره یه اتفاق عالی براشون بیوفته در مورد شغلش چون دیگه رها کردیم ،تو اون شرایطم از شغلش راضی بود لذت برد با عشق میرفت سرکار ،نتایج عالشم گرفت با قانون رهایی که خیییلی عالیه .
درمورد مهاجرت من عاشق مهاجرتم خیلی دوست دارم ولی میگم اگر تو شهر خودم تغییر کردم به جایی رسیدم میتونم بر شهر دیگه و اگه تو شهر دیگه باز موفق تر شدم میتونم برم کشور دیگه تا تو کشورم تغییر نکردم من هرکشوری برم تغییر نمیکنم باید رو باورهام کارکنم عالی شم بعدتکاملو طی کنم بعد برم کشور دیگه .
درمورد روابط :اگه ما خودمون رو دوست داشته باشیم برای خودمون ارزش قائل باشیم جهان هم به فرکانس های ما پاسخ میدهد .قانون برانگیختگی تو دوره عشق و مودت عالیه باعث شد برم دوره رو دوباره مرور کنم من این تمرین انجام دادم بشدت جواب داده خیلی نتایج عالی گرفتم .
من اگه رو باورهام خیییلی کار کنم تغییر کنم مثل همون کسی که میره بدنسازی اگه یه جلسه نره فرم بدنش تغییر نمیکنه چون رو خودش کارکرده
باورم همین طوره اگه من رو باورهام کار کنم زیاد یه شبه که خراب نمیشه ،هرچقدر قوی تر باشی نتایج عالی تر میگیری ومن خودم خیییلی زیاد باید رو باورهام کار کنم که یه شبه از بین نره مقاوم و محکم باشه با توکل بر خدا و آموزه های استاد عزیزم .
استاد من این گام و بیشتر نکته برداری کردم تا تمرکزم بیشتر باشه ،این پروژه بی نظیره خداروهزاران مرتبه شکر خودمو ،باورهامو دارم پیدا میکنم روشون کار کنم
ممنونم ازت استاد گلم و مریم جون عزیزم
خییلی عالی بود
خدانگهدار تا گام بعدی
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت شما استاد عزیزم، خانم شایسته ی شایسته، و همه دوستان ارزشمندم
آخ آخ آخ استاد چقدددددر این نکته مهمیه که در مورد روی باورها کار کردن و نشونه اش احساس خوب داشتن یا زجر کشیدن، گفتین! یعنی این یکی از اساسی ترین مشکلات من بود اصلا درک خود این مفاهیم استاد چقدر طول کشید تا من اصلا اینارو درک کنم و قابل فهم باشه برام یعنی اصلا انگار من میگم تو عالم دیگه ای سیر میکردم و نمیشنیدم چی میگین شما، و چرا من میام همیشه راحت همه چیزمو میگم اینجا، بخاطر اینکه به این مفاهیم رسیدم هی به مرور و چقدر خدارو شکر میکنم که با همه کم و کاستی هام و روزای خوش و ناخوش و خواسته و ناخواسته ای که داشتم با امید یا نا امیدی و.. اما به یاری الله توی مسیر موندم و به درک و فهم بهتری رسیدم تو این برهه از زندگیم.
یعنی استاد من وقتی به خودم و درکم از این آگاهیا دارم الان نگاه میکنم میبینم تا الان من انگار فقط داشتم میشنیدم ولی فکر نمیکردم که آیا دارم عمل میکنم یا اصلا حواسم نیست دارم چیکار میکنم!؟
• باورهارو که داریم درست میکنیم از اونور هم نباید بچسبیم به خواسته، باید رها باشیم و اجازه بدیم به وقتش جهان اون خواسته رو وارد تجربه زندگیمون کنه.
• افکار و باورهای توئه که داره زندگیتون ایجاد و خلق میکنه، هیچ عامل بیرونی ای در کار نیست، تمام اتفاقات رو تو داری خلقش میکنی حالا یا آگاهانه، یا ناآگاهانه.
• مکان مهم نیست، شما از هر جایی که هستی شروع میکنی، لذت میبری و روی خودت کار میکنی به خواسته هات میرسی و بعد نیاز باشه مکان زندگیتم عوض میشه.
• اگه داری رو باورات کار میکنی ولی حالت بده یعنی داری مسیرو اشتباه میری! مثل اینه که وقتی تشنته یه لیوان آب خنک بخوری، چقدر احساس خوبی داری و لذت میبری و حالت جا میاد؟ مگه میشه بگیم اَی بابا من تشنمه بازم باید آب بخورم!!!؟
• وقتی از روی ناخواسته ها توجه تو ورمیداری میذاری رو خواسته هات، همون لحظه حالت خوب میشه و احساس خوبی پیدا میکنی.
• وقتی ما بدونیم توجه به ناخواسته ها احساسمون رو بد میکنه، وقتی بدونیم توجه به ناخواسته ها آتیشه! خب دستمون رو نمیکنیم تو آتیش دیگه! بحث تلاش هست دیگه و باید تلاش کنیم عمل کنیم و ذهنمون رو کنترل کنیم و توجه مون رو بذاریم روی خواسته ها و داشته هامون، موضوع اینه که آیا میدونی توجه به ناخواسته ها، آتیشه!؟ یا نمیدونیم؟ همیشه اصل اینجاست، که خیلی وقتا ما نمیدونیم که ناخواسته ها آتیشن و ما رو میسوزونن!!!
• باور عالی ای که یهودی ها در مورد ثروت دارند، اینه که هرچه ثروتمند تر شوی نزد خدا محبوب تر میشوی.
• ایده های ناکار آمد نداریم، بحث مسیره، باید از مسیر لذت ببریم، مثال آقای کِیروش که میگفت ما یا بازی رو میبریم یا ازش درس یاد میگیریم! چیزی به نام شکست وجود نداره. ایده هایی رو کار کردیم که جواب نداده، اما بعدا متوجه شدم که درسها و تجربه هایی رو از اون ایده ها کسب کردم که هزاران برابر از اون جواب هایی که من فکر میکردم باید بده برام بهتر بوده.
• کسی که از شکم مامانش به دنیا میاد مگه سرمایه ای داشته اصلا؟؟ از پدران و پدرانِ پدرانِ شما میتونید بپرسید که وقتی شروع کردند مگه سرمایه ای چیزی داشتند؟؟
• فکر نکن باید از قبل یه گروهی داشته باشی یا شریک داشته باشی تا به موفقیت برسی یا کاری رو شروع کنی، وقتی روی باورات کار کنی و کاری رو شروع کنی و حالت خوب باشه، اگه نیاز باشه دستان دیگه میان به کمکت.
سپاسگزارم
سلام بر عزیزانم
سلام بر استاد عزیزم
سلام بر خانم شایسته عزیزم
خدارو شکر که رسیدیم به گام سیزدهم
مهترین نکته در این فایل برای من این بود که اگر داری روی باورهات کار میکنی و زجر میکشی یعنی داری در جهت نادرست حرکت میکنی
دقیقا چندروز پیش در یکی از کامنتهام نوشتم که یه وقتایی که میشینیم فایل گوش میدم و نکته برداری میکنم احساس اینو دارم که دارم درس میخونم و انگار این کار برام مثل یه وظیفه ست که باید حتما انجام شه، اومدم به خودم گفتم هر وقت که از نوشتن خسته شدی استراحت کن ، هر وقت نیاز داشتی به سکوت فایلو متوقف کن ، هروقت دوست داشتی فیلم ببینی ببین، هروقت دوست داشتی بری توو جمع خانواده ت برو ، برو باهاشون غذا بخور ، برو باهاشون فیلمای خنده دار نگاه کن، برو باهاشون توو طبیعت، برو درمورد چیزای خوب باهاشون صحبت کن ، هر وقت دوست داشتی هوا بخوری برو پیاده روی کن و هر کار دیگه ای که بهت احساس خوب میده رو انجام بده ، مگه استاد نمیگه موضوع مهم در زندگی احساس خوب داشتنه ،خب برو به سمت احساس خوب و تا جایی که از لحاظ ذهنی ذهنت کشش داره فایل گوش کن، عجله نکن برای اینکه زود یه فایلو گوش بدی تموم شه و زود یه دوره رو تموم کنی بری سراغ دوره بعدی ، آهسته و پیوسته برو و از مسیر لذت ببر
من گاهی یه کار اشتباهی در استفاده از فایلها میکنم نمیدونم اشتباهه یا نه ولی میدونم این روش برای من خوب نیست،اینکه میشینم ساعتها فایل گوش میدم و مینویسمو فکر میکنم و زود میخوام تمومش کنم و اینطوری هم از لحاظ جسمی و هم روحی خسته میشم اما گاهی هم شده که یه فایل نیم ساعتی رو 5 دقیقه 5 دقیقه گوش دادم و خیلی لذت بردم و خیلی درکش کردم و خیلی هم راضی بودمو حسم خوب شده به خاطر همین به این نتیجه رسیدم که برای فایل گوش دادن نباید عجله کنم باید این کار در ذهنم خیلی مفید و ارزشمند باشه بعد به فایله بپردازم و نباید برام یه کار روتین و بدون احساس باشه
من میخوام در لحظه زندگی کنم و این پروژه خیلی داره بهم کمک میکنه
خانم شایسته عزیزم و استاد عزیزم خیلی ازتون ممنونم و خیلی دوستون دارم
به نام خداوند بخشاینده مهربان
نکات کلیدی گام 13
1-قانون رهایی یعنی ،تلاش ذهنی،من نچسبم به خواستم، من لذت ببرم از زندگی ام.
قانون رهایی یعنی توجه به خواستهها،لذت بردن از لحظه سپاسگزار بودن به خاطر آنچه که داریم،نه آنچه که نداریم.
2-قانون رهایی یعنی که توجهت را از خواستهها برداری و بگذاری روی خواستههایت.
3-یکی ازباوری که باعث تغییر زندگی ما میشود،افکار و باورهای ما داره زندگیتان را ایجاد میکند و خلق میکند و هیچ عامل بیرونی در کار نیست و هر اتفاقی که در بیرون میافتد تو داری خلقش میکند حالا یا آگاهانه یا ناگاهانه.
4-وقتی که شما در مدار درست قرار میگیرید خود به خود،جهان شما را میبرد در جای بهتر،شما از هر جایی که هستی شروع میکنی،همین که پیشرفت میکنید اگر نیاز باشد مکانتان هم خود به خود تغییر می کند.
5-حالت عالی مهاجرت یعنی اینکه شما همون جایی که هستی بتوانی نتایج خوبی بگیری،اتفاقات خوبی را خلق کنی،و احساس کنی اون زمین برایت کوچک بالاترو میخواهم بروم یک پله بالاتر.
6-شما شخصیت خود را با خود میبرید، هر کجا بروی اگر آدم ضعیف و بدبخت باشی هر کجا بروی،ضعیف و بدبختی و و اگر آدم قوی و قدرتمند باشی هر کجا بروی،آدم قوی و قدرتمند هستی.
7-به اندازهای که خودت را دوست داشته باشی و برای بقیه،ارزش قائل باشی جهان هم پاسخ میدهد به این فرکانس،روابط کاملاً برمیگردد به خود ما.
8-ما هستیم که با افکار و با باورهایمان برانگیخته میکنیم،همه آدمها یک شخصیت باحال و شخصیت مزخرف در وجودشان هست
و ما هستیم که شخصیت خوب آن انسان را میکشیم بیرون و درستکار سالم و خوش خنده و از همه لحاظ جالب
یا آن شخصیت خسیس و خسته و زورگو و خشن را میکشیم بیرون
9-هر روز سعی میکنم بهتر از روز قبلم باشم و نتایجم خودش به وجود میآید و وقتی که روی خودمون کار میکنیم نتایج خودش رو به وجود میآید و سقفی هم برای پیشرفت نیست.
10-بهتر و بهتر شویم در زمینه کنترل ذهن و این کار برای ما همه چیز را به وجود میآورد.
11-عمل با باور به وجود میآید،اگر من بدونم و باور داشته باشم که یه کاری نتیجه میدهد عمل میکنم،هر کاری که شما انجام میدهید یک ته باور دارید،
12-باور باعث عمل میشود،اگر عمل نمیکنی یعنی اینکه روی باورهایت کار نکردی،وقتی که روی باورهایت کار میکنی و به ایمان و یقین و عمل میرسی،خود به خود عمل اتفاق میافتد.
13-وقتی که روی باورهای ما کار میکنیم نتایج به واسطه باورهایمان دارد به وجود میآید،و وقتی که شما روی باورهایتان کار میکنید مثل،یک فردی میشود که خیلی خیلی مهارت پیدا میکند در انجام کار،خیلی راحتتر میتوانید این مسیرو ادامه دهید خیلی مقاومت ذهنتان کمتر میشود، خیلی نتایج خودش به وجود میآید،توی مدار درست قرار میگیری و این مدار درست کمک میکنه توی مدار درست بمانی.
14-وقتی من دارم گفتگوهای ذهنی خودم را جهت میدهم،در جهت خواستههام وقتی سپاسگزاری میکنم همون لحظه لذت میبرم.
15-وقتی من روی باورهایم کار میکنم با عشق و لذت کار میکنم،اینقدر احساس خوب به من میدهد که،اون احساس خوب از نتیجهاش،برایم مهمتر است. چون همه چیز را ما به خاطر احساس خوب میخواهیم.
16-توجه به ناخواسته ها تو را از مسیر دور میکند،سعی باید بکنی و تلاش ذهنی و کنترل ذهن که همه چیز کنترل ذهن است.
وقتی که می دانی،توجه به ناخواستهها مثل آتش است،وقتی دستترا در آتش میکنی میسوزی.
17-یهودیها باورهای بسیار بسیار درست در مورد ثروت دارند،و ارتباط مناسبی دادند ثروت را به خداوند.
18-یکی از باورهای خوبی که یهودیها دارند و خودم هم دارم ایجاد میکنم،بحث اینکه هر چقدر ثروتمندتر شوی،دست خدا محبوبتر میشوی
یکی از باورهای خیلی خوب قوم یهود است.
19-چیزی به عنوان شکست نداریم، ازآنها به عنوان تجربه باید یاد شود و مسیر است.
20-شما به هرچی علاقه داشته باشی و حرکت کنی در موردش،پیشرفت میکنی.
کسی نیست که استعداد نداشته باشد، مهم این است که بدانید در چه زمینهای استعداد داری.
و بدانید در چه زمینهای علاقه دارید،اون علاقه و عشق را کار میکنی و توش استعداد را هم پیدا میکنی.
21-شما یک حرکتی بکن، بعد میفهمی که چه زمینهای علاقه داری و چه استعدادی داری.
22-کسی که هیچ کاری نمیکند، نه باور دارد نه ایمان دارد نه علاقه دارد.
به نام خداوند بخشاینده مهربان
خدای قشنگم ،قربونت برم که قشنگی
دورت بگردم خدای بزرگم که شنواودانایی .
قربان آغوش گرم وامن وراحتت برم که مرا سفت بغل کردی ومی فشاری .
من عاشق اون آرامشی که با حرف زدن با تو می گیرم هستم .
من هیچ وقت ول کن تو نیستم آخه کجا برم که سریع پاسخم بده عشقم.
قدرتمندترین نیرو را ول کنم ،به کی رو بزنم ،که منت بذاره یا نه بگه .
فدای آفرینش وموجود شدن آنچه که میگی موجود شو ومیشه.
دوست دارم فقط قربون صدقه ات برم وبا تو عشق بازی کنم .
چه خوبه انسان خلقم کردی عزیزم ،از وجود خودت ،من را هرلخظه به یاد خودت وبزرگی وقدرتت بینداز.
ای عزیزترین دارایی ام و تنها دارایی ام .
خدایا شکرت که در این مسیر هستم ،مسیر صاف وسوت زنان که در از آرامش وحال خوبه .
استاد حس میکنم این 7ماه که از فرکانس شهر قبلی ام دور شدم ،حتی تقاضاهای همسرم که بیا. پیش ما ونمی شه ،داره پیغام خدا را می رسونه که آره این تنهایی خیلی برات خوبه .
این هجرت وپا روی ترس هات گذاشتن ،تورا به من نزدیکتر میکنه ومثل غار حرای پیامبر به خودش نزدیکم کرده .
فرسنگ ها از افکاروباورهای خانواده حتی نزدیکترین افراد به من ،جدا شدم واحساس کردم که محیط برام کوچیک شده ولایق بهترین جاها هستم .
بهترین باوری که تو این 7ماه باوجود اینکه ذهنم خیلی مقاومت داشت این بود که من خالق زندگیم بودم و هستم و خواهم بود .
به خدا ،تا وقتی این را نپذیرفتم ،همه را مقصر می کردم وحال خوبی نداشتم و بقیه را مسئول هر اشتباهی که کردم می دونستم .
این تنهایی ودور شدن از اطرافیانم ،خیلی نعمت بزرگی بود برام .
اره استاد جان ،این بهترین باوری است که می تونه به ما کمک کنه .
به لطف خدا چقدر درکم جدیدا با این پروژه ،بالاتر رفته و بهتر می فهمم مغز حرف هاتون را .
دقیقا ،وقتی که از همون جایی که بودم وبا وجود تضادهایی که در محل زندگی و محیط قبلی داشتم ،به زیبایی ها توجه می کردم،خداوند هم هدایتم کرد به راحتی وسوت زنان ،بدون اینکه پولی برای پول پیش خونه داشته باشیم ،به شهر بهتر هدایتم کرد.
بهشت را ندیده باید خرید .
خداوند به کسانی که بدون اینکه فرش قرمزی پهن کرده باشند براش ،پاسخ میده و جایزه میده .
هرجا توکل کردم ،به خدا،جواب گرفتم.
هرجا تسلیم شدم از همون اول وسپردم به خودش ،خیلی راحت کارها را انجام داد برام.
هرجا که به آنچه که ندیدم بیشتر از آنچه که دیدم ایمان آوردم ،اسان شد برای آسانی ها برام .
چه جاهایی که برای مجوز رفتم که حتی مدارک لازم داشت ونداشتم ،جور شد.
چه جاهایی که برای مجوزاب به اداره آب رفتم وبا رفتنم ،همون جا یه لایحه تصویب شد از ریئس اونجا وبه نفعم شد.
ذهنم حرف میزد هرلحظه ،ولی قلبم من را مطمئن میکرد وحتی میگفت کجا برم یا نرم .
من می خواهم دنیا را بگردم وثابت بودن و یکنواختی را دوست ندارم ومی دونم از این شهر تهران هم خدا هدایتم می کنه به کشورهای بهتر ،ومن باید روی باورهای خودم کار کنم فقط ،وتمرکزم روی خودم باشه ،نه همسر ،نه فرزند ،نه بقیه .
خدایا،لحطه ای به خال خودم مرا وامگذار .
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و همه دوستای گلم در این سایت بهشتی
مریم جان یه تشکر ویژه ازت بکنم که داری قدم به قدم جوری این فایلارو میزاری که دقیقا داره پازل رو کنار هم میچینه و عجیب دارم با این گام ها به مدار بالاتر میرم
سپاس گزارم ازت استاد عزیزم با این آگاهی های نابی که بهم میدی توی این فایلا
خدایا کمک کن و قلبم رو برای درک این آگاهی ها باز کن تا در عمل اجراشون کنم
بریم سراغ این فایل
وقتی کامنتارو به ترتیب امتیاز میخوندم دیدم بچه ها از نتایجشون گفتن اومدم من اینجا بنویسم و رد پا بزارم برای خودم و نتایجی که تا الان کسب کردم رو بگم تا هم انگیزه ای باشه برای بچه هایی که تازه اول راهن و هم تشکر کنم از شما با گفتن نتایجام استاد عزیزم چون جبران این همه عشقی که پشت این صحبت هاتون هست تنها و تنها با گفتن نتایج ادا میشه و تمام.
سال 98 به واسطه سفر به دور امریکا باهاتون اشنا شدم و هیچ درکی از حرفیی که میزدین نداشتم گوش میکردم ها استاد واقعا زمان هم میذاشتم برای گوش کردن اما فقط گوش میکردم نه درکی از کنترل ورودی داشتم نه درکی از این جمله که خودمون زندگیمون رو خلق میکردیم داشتم
همش ترس داشتم مورد آزمایش خدا قرار بگیرم به واسطه حرفایی که شنیده بودم
نماز و حجاب رو از سر اجبار خانواده داشتم
ترس از عالم و ادم داشتم همه توی زندگی من خدا بودن جز خدا
و میتونین تصور کنین که مشرک ترین بودم
کم کم که رفت و رفت من همچنان گوش میکردم و استاد استمرارمو داشتم توی مسیر انگار وجودم میدونست تهش همینه ها مسیر همینه واسه همینم هست از سال 98 که باهاتون آشنا شدم قطع و وصلی بود اما نشد از مسیر برگردم بگم نه اینا الکیه حتی اگه نتیجه هم نمیدیدم اصلا همچین حرفی نمیزدم
توی تمام این سال ها دفترهای شکرگزاریم بود و من شکر میکردم بابت نعمت ها حتی اگه درکی نداشتم
یادمه رابطه عاطفیم که تموم شد عین همه دخترا دیگه نشستم و گریه کردم و فقط یادمه توی سایت دنبال این بودم که حالمو خوب کنم تااز تو عقل کل فهمیدم وابستگیه و این وابستگی یعنی شرک رفته رفته کار کردم تا بهتر و بهتر شدم
استاد هنوزم میگم از سال 98 بگیر تا 1401 من کار میکردم یکی در میون اما تو مسیر بودم و درکی هم نداشتم نتایجم میومد کم و بیش
اما کنترل ورودی نبود. باورهای توحیدی نبود و هیچی نبود
تا رسیدیم به سال 1401 انگار اون استمرار تو مسیره کم کم داشت منو آشنا میکرد با یه چیزایی
خواسته هایی که خلق میشدن برام بیشتر شده بود حالا هرچقدر کم اما همونام قدرت میداد بهم اما نمیدونم چرا درک نداشتم حالا یا از اون آدمام کع تو دوره احساس لیاقت میگین دیر درک میکنن اما درک که میکنن دیگه میرن عین جت من از اونام فک کنم
خلاصه استاد قشنگم از اون دانشجوهای پیله ات بودم و هستم
با اینکه اره همه پول رو میبینن و منم همین بودم
چون فک میکردم پول داشتن یعنی احساس خوب و خوشبختی
رابطه خوب داشتن یعنی احساس خوب و خوشبختی
همش بری مسافرت یعنی خوشبخترینی توی جهان و حالا منی که با 28 سال سنم فقط 1 بار مسافرت رفتم یعنی بدبختم
خدا هم که اصلا توی زندگی من معنا نداشت اومدم توی سایت برای اینکه پولدار بشم و به همه نشون بدم شماهایی که دارین مسخرم میکنین که فایل گوش میدی این همه پس کو نتایجت همش هم داری پول میدی محصول میخری بیایین اینم پولم اما از استمرار توی این مسیر فهمیدم اصلا مهم نیست که به بقیه نشون بدی یا ندی اصلا بقیه ای مهم نیستن که خودتو عشق است
چرا اون موقع میخواستم نشون بدم؟
چون درسامو اون موقع یاد نگرفته بودم که تمرکزت رو بزار رو خودت دهنت رو ببند چیکار بقیه داری
اما همه اینایی که میگم واقعا تکامل واقعا تکامل و درکه و اگه به درک نرسی اصلا و اصلا نمیتونی عملیش کنی
استاد توی کامنتای قبلیم توضیح دادم که این استمرار و هی در این مسیر موندن چیشد
اینم بگم واقعا با اون باورای داغون به خواسته هام میرسیدم ها البته که نصف و نیمه و ناقص به اونایی هم که میرسیدم صددرصد باور درستی بود که میرسیدم اما حاضر نبودم خیلی چیزا رو عوض کنم دقیقا اوایل حتی 2 سال پیش میخواستم قانون شبیه من باشه نه من شبیه قانون
مثلا من کاری میخواستم که حقوقش روزی باشه کسی همکارم نباشه همه چی دست خودم باشه جمعه هام تعطیل باشه و استاد بعد چند وقت دقیقا خدا کاری رو آورد توی مسیرم که الان 3 ساله دارم اینجا کار میکنم و دقیقا همینه و شما میگی باورات عوض کنی کارت همونه اما درآمدت بیشتر میشه و ساعت کااریت کمتر
بخدا همینه من از وقتی یعنی استاد از مهرماه امسال 1403 که دیگه خیلی جدی تر دارم کار میکنم کارم همون کاره؛ ساعت کاریم کمتر حقوقمم رفت بالاتر و امسال وقتی خودمو با پارسال مقایسه میکنم پساندازمم بیشتر از پارسال و اصلا ورودی هام بیشتر شده
استاد از پارسال که تمرکز رو از روی رفتار آدم ها برداشتم و گذاشتم رو خودم و گذاشتم رو خوبی هاشون و قضاوت کردن رو کمتر کردم نمیگم قطع چون گاهی میاره برام رفتار آدم ها 180 درجه عوض شده حتی همون یکی دوتایی هم که تا پارسال ممکن بود رفتار خوبی نداشته باشن امسال عجیب عوض شدن و اصل کیف میکنم و هربار به خودم اینو یادآوری میکنم اینا به خاطر تغییر فرکانسهای تویه ها و مطمئنم که بهترم خواهد شد و الان یکساله که داره این رفتارهای خوب بیشتر و بهتر میشه اونجا میفهمم که میگین وقتی رو خودت کار میکنی اوایل نشونه ها میاد اما تو ادامه بده تا زمانی که همیشه نتیجه هست اون موقع بفهم باورت عوض شده و به ثبات فرکانسی رسیدی
استاد عزیزم از لحاظ روابط با آدم ها یکساله که به آرامش رسیدم و چقدر با هرکسی برخورد میکنم عالیه و دارم روی باورهای مخربم برای رابطه عاطفی کار میکنم که قطعا تویه یه کامنت دیگه که بیام نتایج های دیگه رو بگم اونم قید میکنم که خلق شد.
از لحاظ ثروت استاد خدارو صد هزار مرتبه شکر که درآمدی دارم و همیشه خدا روزی برام میاد حالا از هرطریقی هست
من چون بخاطر قانون سلامتی خیلی چیزارو حذف کردم پارسال خودم تغذیه ام رو میخریدم اما استادامسال همه رو مامانم داره برام میخره و هرماهم میگه انقد بخرم بسه برات تا آخر ماه
استاد سپاس گزار خداوندم که همچین فرشته ای رو تو زندگیم گذاشته و حتی نتیجه بعدیم بهتر شدن رابطه ام با مادرم و پدرم واقعا قبلا چقدر دعوا میکردیم الان به جز حرفای قشنگ و احترام به هم چیزی نمیبینم و استاد هزاران باررفتار قشنگی که میبینم خداوند رو شکر میکنم بابت این آرامشی که عطا کرده بهم هم به من هم خانوادم و انقد مارو در صلح کرد با خودمون
مورد بعدی آرامشی هست که دارم استاد هیچکسی این آرامش رو نمیفهمه که واقعا بزرگترین ثروت میتونه آرامش باشه و همین ارامش که باشه بقیه چیزا میاد من حتی هنوز اونقدر درک نکردم ولی بچه ها همین آرامشی که دارین رو بچسبین و بدونین توی مسیر درستین بخدا اون پول ماشین و خونه و رابطه عاطفی میاد اما این مسیری که اگه الان ازش لذت نبری نمیاد همین ثانیه ای که اگه الان ازش لذت نبری بر نمیگرده و واقعا من خودم جای کار داره اینو درک کنم ولی بهتر از قبل شدم چون دیگه عجله نمیکنم برای رسیدن به خواسته
و استاد مهم ترین نتیجه پیدا کردن خداست استاد خدایی رو بهم نشون دادین که فرای هرچیزیه که فکرشو بکنی
من با این خدا دارم عشق میکنم
شده رفیق صمیمیم
شده همه چیز زندگی من
شده رفیقی که تا میترسم از چیزی میاد دستمو میگیره و به یادم میاره که هست و تکامل رو یادآوری میکنه برام و همراهمه و با خودش میرم تو دل ترس ها
استاد میگین تسلیم و نشانه اش اینه آرومی یک هفته است که اینجوری شدم بعد تقریبا 6 یا 7 ماه تمرکزی کار کردن رو باورها و توحید و عمل کردن و صحبت کردن باهاش قبلا شاید ته دلم یکم میترسیدم اما بخدا این هفته ذهن اصلا نتونست منو بترسونه که پول نداری استاد از وقتی پول تو جیبم تموم شد نعمت های خدا که تموم نمیشه من رایگان تا خونه میرم دلم چیزیو بخواد به راحتی بهم میده اصلا استاد تو میفهمی که دارم چی میگم شاید من توی وادی ایمان مهدکودکی باشم و شما در لول فوق دکتری ولی بخدا همین لول مهدکودکش اینجوریه انقد داره روون میکنه برام چه برسه هرچی برم جلوتر
استاد تو مسیری اومدم که حاضر نیستم حتی یک ثانیه رو بدون هدایت های خدا بگذرونم برای هر چیزیم ازش دارم یاد میگیرم هدایت بخوام هرچیزی
اصلا نمیخام این رشته اتصالم قطع بشه نمیدونی چه آرامشی بهم داده همین خدا که حاضر نیستم با هیچی عوضش کنم بخدا اگه الان بهم بگن کو پولت تو این همه جر دادی خودتو تو مسیر حیف درک نمیکنن اما استاد ساعت ها میتونم از هدایت های خدام بگم و اشک بریزم و هی حرف بزنم
بخدا این خدا پولم میده چرا نده رو باورام کار کنم میده
استاد چند وقت پیش بهم الهام کرد قراره جا به جات کنم و مهاجرت کنی از این مکانت و داره قدم به قدم بهم میگه و نمیدونی هربار داره آمادم میکنه و منو میبره بالاتر
حتی اومدن توی همین پروژه هم برنامه ریزی خودش بود من ازش خواستم کمک کنه مدارم رو ببرم بالاتر چند روز بعد این پروژه اومد رو سایت
هدایتم کرد ثروت 1 رو شروع کنم کنار احساس لیاقت و دارم آروم آروم پیش میرم و دیگه فاطمه قبل نیستم که فقط گوش بدم الان دارم ثانیه به ثانیه حرفاتون رو تزریق میکنم تو وجودم و فکر میکنم دارم کار میکنم که پا بزارم روی ترسم که بهم گفت بزن بیرون از کارت بگم چشم بهم گفت برو از اینجا بگم چشم و یه باوری که خداوند اگاهه عجیب به جونم نشست همون بار اولی که از زبونتون شنیدم .
استاد عزیزم اینا نتایجی بود که گرفتم و ان شالله تو یه کامنت دیگه چند ماه بعد از نتایج بزرگتر از اینا میگم براتون
استاد نتایج صد درصد زیاده بوده که نمیشد توی این کامنت همه رو گفت هم یادم نمیومد هم نمیشد با آب و تابی که میشه تو صوت توضیح داد اینجا تو کامنت بگی فقط همینا یادم اومد که گفتم منم بیام بنویسم که انقد این ذهن نگه بزار نتایج بزرگ بشه بزرگ بشه نتیجه بزرگ و کوچیک نداره همینکه من به خواسته میرسم و الان آرامش دارم یعنی نتیجه بزرگ و تمام شد و رفت و از این به بعد هرچند وقت یکبار توی فایلی که خدا هدایت کنه نتایج چندین ماهه رو مینویسم و از روان شدن چرخ زندگیم میگم تا هم بقیه بخونن و کیف کنن هم شما بخونی و کیف کنی هم خودم کیف کنم از این زندگی قشنگ. صدها هزاران مرتبه شکرت خدایا برای این مسیر فوق العاده
همینکه اومدم توی این مسیر یعنی خوشبختم
عاشقتونم استاد زیزم خدا شما رو برای ما حفظ کنه
ردپای گام 13
سلام فاطمه جون دوست همفرکانسیم
ممنونم از نوشتن این کامنت و اشتراک گذاری احساس زیبات .
میشه گفت منم دقیقا توی همین مراحل تو هستم و دارم از آموزشها و حال خوشم و آرامشم لذت میبرم .
خدا رو شکر میکنم اگه هنوز به ثروتی که مد نظرم بود نرسیدم اما غرق در شادی و آرامشم و چرخ زندگیم به زیبایی و روانی هر چه تمامتر در حال چرخیدن هست و من این حال خوش رو با هیچ چیزی عوض نمیکنم .خدایا شکرت .
من میدونم که در نتیجه به تمامی خواسته هام میرسم و بهش ایمان دارم که در بهترین مسیر قرار دارم و هر لحظه در آغوش خداوند مهربانم هستم و با هدایتهای مستمرش منو به بهترین مسیر سرسبز و خوش آب و هوا سوق میده که فقط لذت ببرم و عشق کنم .
بازم ممنونم فاطمه جون بابت کامنت زیبات و واست بهترینها رو آرزو میکنم .
به نام خدا
عرض سلام و درود خدمت استاد ارزشمندم و اعضایی که کامنت رو میخونند
یکی از دلایلی که ما گاهی دیر به خواسته هامون میرسیم اینه که مدام به خواسته میچسبیم و همش منتظریم که نتیجه کی میاد و از این حرفا و با این کار وابسته هدف میشیم و از مسیر راست خارج میشیم حالا یکدفعه این اتفاق نمیفته ولی آروم آروم از مسیر خواسته دور میشیم چرا چون وقتی به خواستمون میچسبیم یا در واقع وابسته میشیم اون احساس ترس و نگرانی سراغمون میاد و نمیزاره احساسمون خوب باشه و آرامش رو ازمون میگیره و طبق قانون احساسمون که ترس و نگرانی باشه فرکانس هایی از همین جنس به جهان ارسال میکنیم و اتفاقات و شرایط ناخواسته رو تجربه میکنیم پس خیلی مهمه که در حین کار کردن رو ذهنمون و ایجاد افکار و باورهای خوب خواسته رو رها کنیم این رها کردن یعنی اجازه دادن به خداوند که بهترین ها رو طبق فرکانس های خوبمون واسمون بوجود بیاره در بهترین زمان و این کار کردن رو افکار و باورهامون باید تا همیشه ادامه داشته باشه طبق گفته استاد این کار ذهنی مثل آب خوردن هر روزمون هست کسی نمیگه من دیروز آب خوردم امروز دیگه بدنم نیاز به آب نداره و همینجور که جسممون برای اینکه سلامت باشه و توانایی داشته باشه باید هر روز تغذیه مناسب بهش برسونیم و این روتین تا هنگامی که زنده هستیم ادامه داشته باشه و ذهن هم باید هر روز افکار و ورودی ها وباورهای خوبی بهش بدیم که به هر آنچه که میخوایم برسیم و مسئله مهاجرت کردن که استاد در موردش صحبت کردن طبق گفته های استاد هر چیزی باید تکاملش طی بشه که نتیجه خوبی بگیریم اینطور نیس که یه شخصی که باورهای مخربی داره که نتیجه باورهاش تو زندگیش مشخصه با مهاجرت کردن به کشور دیگه بتونه زندگیش رو تغییر بده چون این شخص هر جا بره نتیجه باورهاشو میبینه و تغییر اوضاع بیرونی فقط با تغییر ذهن انجام میشه پس این شخص اول باید رو باورهاش کار کنه تا اوضاع بهتر بشه و جهان هر بار با تغییر باورهاش اونو وارد یه مدار بالاتر بکنه و وقتی اوضاع خیلی بهتر شد اگه هدف مهاجرت باشه خداوند اونو به جایی بهتر هدایت میکنه.
استاد خیلی خوشحالم که شاگرد شما هستم شما دستی از دستان خداوند هستین و اعتبار بودن در این سایت و تموم کامنت ها و موفقیت ها به خود خداوند برمیگرده.
خدایا مارو به راهی هدایت کن که در مسیر رسیدن به خواسته هامون حرکت کنیم الهی آمین.
به نام خدای هدایتگرم
قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی (اعراض از نا خواسته ها)
قانون رهایی یعنی نچسبیدن به خواسته و لذت بردن از زندگی
قانون رهایی یعنی توجه به خواسته ها،سپاسگزار بودن بخاطر داشته ها،اعراض از نا خواسته ها
(در لحظه زندگی کردن)
مهمترین باوری که میتونه کمک کنه به من برای اینکه دچار روز مرگی نشم و از ریل خارج نشم اینه که منم که با افکار و باورهام اتفاقات زندگی خودمو خلق میکنم،(ممکنه آگاهانه یا ناآگاهانه باشه)هیچ عامل بیرونی تأثیری در زندگی من نداره
حالت عالی مهاجرت اینه که درهمون جایی که هستیم باید اینقدر نتیجه و پیشرفت عالی کرده باشیم اینقدر اتفاقات خوب خلق کرده باشیم که بعد برای رفتن به یه پله بالاتر به فکر مهاجرت باشیم
اگه فکر میکنی رفتن به یه جای دیگه باعث میشه نتیجه و اوضاع تغییر کنه سخت در اشتباهی
چون تو هر کجا که میری شخصیت خودتو با خودت میبری
به اندازه ای که خودتو دوست داشته باشی و برای دیگران هم ارزش قائل باشی جهانم به همون شکل پاسخ فرکانس های تورو میده
ما هستیم که با افکار و باورهامون برانگیخته میکنیم اون وجه خاص از آدمارو
همه ی ما آدمها یه شخصیت باحال و یه شخصیت مزخرف توی وجودمون هست
حالا ما با افکار و فرکانس های خود میتونیم شخصیت خوب آدم هارو بکشیم بیرون یا وجه بد اونهارو یعنی کاملا بر میگرده به خود ما
هر روز باید سعی کنم بهتر از دیروزم باشم و اگه روند همیشگی من به این شکل باشه مسلما نتایج خودش میاد
تا جایی که زنده هستم سعی کنم هر بار بهتر و بهتر بشم توی همه زمینه ها
بهتر و بهتر شدن توی کنترل ذهنه که میتونه همه چی رو برای ما بوجود بیاره
عمل کردن با باور بوجود میاد اگه من باور داشته باشم که یه کاری نتیجه میده عمل میکنم اگه باورم این باشه که نتیجه نمیده که عمل نمیکنم
پس باوره که باعث عمل میشود
اگه عمل نمیکنی یعنی رو باورهات کار نکردی.
خدایا شکرت بخاطر آگاهی های ناب این سلسله فایل های استاد
در پناه الله پیروز و سربلند باشید.
بنام خدای مهربان
سلام بر استاد عزیزم و خانم شایسته و همه همسفران این کشتی زیبا
از روزی که خانم شایسته استارت پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو زدن من هم یه چالش رو با خدای خودم
استارت زدم حسابی هم خط و نشون کشیدم برای خودم که حواسم باشه قراردادم با خداست و تخطی نکنم
میخواستم بگم چقدر این پروژه ایده ی خوبی بود واقعا باعث شد منو به انضباط بیشتری برسونه
انگار هر روز هر فایلی میذارید همون چیزیه که باید بشنومش
خدا رو سپاسگزارم که شما دستی شدید از دستانش که به مسیرم کمک کنید
خدا رو شکر که این چالش جدید باعث شد نه تنها باورهام قویتر شه
بلکه واقعا دست به عمل بزنم چون واقعا عملکرد نشونه میزان اجرای قانونه
آخرین گام پروژه که آپلود شد از نتایجم بیشتر براتون مینویسم
دوستون دارم….
سلام و درود فراوان به استاد عزیز و گرانقدرم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی.
«عملکردهایی که نشانه ی آن اجرای قانون است».
خدا را شکر تو این چند سال اخیر عملکردهای زیادی داشتم که به نظر خودم نشونه ی این بوده که تونستم قانون رو خوب اجرا کنم .
اگه نگاه کلی داشته باشم ، تو زمینه ی سلامتی خیلی نگاه خوبی دارم و به ندرت پیش میاد که خودم یا بچههام یا همسرم مریض بشیم.
به همون اندازه که سعی میکنیم روحمونو جلا بدیم از جسممونم سعی میکنیم درست مراقبت کنیم.
دوره قانون سلامتی نگاهمو به خیلی چیزها تغییر داد و آگاهیهامو نسبت به تغذیه و مراقبت جسم اضافه کرد . اگه بخوام صادقانه بگم دقیقاً طبق روشی که استادعزیز تو این دوره عرض کردن کار نمیکنم اما خیلی چیزها رو دیگه رعایت میکنم و خدا را شکر از سلامتی کاملی بر خوردارم.
اما اگر در زمینه مالی بخوام صحبت کنم میتونم بگم خیلی چیزها رو رعایت کردم . تو دورههای مختلف خیلی چیزها آموختم و از اونجایی که نسبت به هیچ کدوم از صحبتهای استاد مقاومتی نداشتم سعی کردم هر کدوم از اونها رو تک تک انجام بدم .
عبارتهای تاکیدی زیادی تو دوره 12 قدم و دوره ثروت یک، یاد گرفتم که تک تک اون جملهها رو تو این سالها انقدر با خودم تکرار کردم تا ملکه ی ذهنم شدن و اینکه همشونو باور میکنم و از اونجایی که باور کردم نتایج خوبی هم دریافت کردم البته که به لحاظ مالی نسبت به چند سال پیشمون پیشرفت داشتیم مطمئن هستم که پیشرفتهای بهتری هم خواهیم داشت. یادم میاد که چند سال پیش با قناعت زندگی میکردم ولی الان خدا را شکر در آرامش و آسایش مالی به سر میبرم.
به میزانی که ایمانم نسبت به خداوند قدرتمند قویتر میشه ترمزهایی که نسبت به این قضیه دارم بیشتر از بین میرن . همونطور که گفتم مقاومتی در برابر آگاهیهایی که از استاد عزیز یاد میگیرم ندارم یعنی فراوانی و فزونی نعمت خداوند را باور میکنم اما یه جاهایی پیش میاد که خواستههای مالی ای که دارم رو با عقل و منطق خودم میسنجم یعنی باورهامو با شرایط و موقعیت الانم میسنجم و از اونجایی که ما انسانها همیشه دنبال اینیم که اول بدونیم چطور و چ جور قراره اتفاق بیفته ، وقتی که آگاهی نسبت به این قسمت داشته باشیم ینی باید بسپاریمش به خدا ، پیش خودمون بدست اووردن خواسته رو طبیعی میدونیم و اگه باور نداشته باشیمش دور از دسترس میبینیم که خب این سالها خیلی تمرین کردم که به چگونگی و رسیدن به خواستههام توجهی نکنم و همه چیز را به دستای قدرتمند خداوند بسپارم. پله پله پیشرفت کردم و به درکهای بهتری رسیدم . چیزی که در حال حاضر هستش اینه که یاد گرفتم در لحظه زندگی کنم و به آینده فکر نکنم و از نعمتها و داشتههایی که در حال حاضر دارم لذت ببرم وسعی کنم تمامی نگرانیها و ترسهامو به دوش خداوند بذارم و با آرامش به مسیرم ادامه بدم . این احساسم واقعیه واقعاً دیگه به آینده فکر نمیکنم و نگران چیزی نیستم چون خدا رو بیشتر باور کردم و بیشتر به این درک رسیدم که ممکنه آیندهای وجود نداشته باشه چون مرگ هر لحظه ممکنه یقمونو بگیره . بنابراین بهتره این روزها رو مثل گذشته ،از دست ندیم و سعی کنیم به بهترین شکل ممکن زندگی کنیم.
در مورد روابط هم همینطور ! البته در مورد روابط با دیگران میشه یه تجربههایی داد و در مورد روابط عاطفی با همسر هم ، میشه تجربههای دیگهای داد.
وجه اشتراکی که در دو وجود داره اینه که هر چقدر تونسته باشی روی اعتماد به نفس و عزت نفست کار کرده باشی و حس خود ارزشمندی خودت را بالا برده باشی یعنی برای توانمندیها و مهارتهات ارزش قائل باشی و حس لیاقت رو تو وجود خودت بالا برده باشی میتونی با دیگران و با همسرت روابط بهتری ایجاد کنی .
آموزش و یادگیری مطالب تو زمینه ی روابط باید دو جانبه و دو طرفه باشه یعنی هر انتظاری که از دیگران داری خودت هم متقابلاً همون رفتار و برخورد رو با دیگران داشته باشی تا به نتایج خوبی برسی.
یعنی اگر دوست نداری کسی به حریم شخصی تو تجاوز کنه تو هم نباید به حریم شخصی کسی تجاوز کنی.
اگه حد و مرزها و خط قرمزهای برای خودت داری با شناخت بیشتر از دیگران باید شما هم به حد و مرزها و خط قرمزهای دیگران احترام بذارید.
همونجوری که خودت دوست داری با احترام و در کمال آرامش و دوستانه کسی از تو انتقاد کنه، تو هم باید حواست به این موضوع باشه.
اگه یه وقتایی دوست داری تنها باشی باید اجازه بدی دیگران هم اگر تمایل به تنهایی داشتن شما مزاحمشون نشی.
همونطور که خودمون دوست داریم در مورد اعتقادات و امورات شخصی مثل سلیقه و علایقمون کسی نظر نده ما هم به اعتقادات و سلایق و علایق دیگران نباید کاری داشته باشیم.
اگه دوست داریم دیگران بیشتر به ویژگیهای مثبت ما توجه داشته باشن ما هم در مورد دیگران باید تمرکز روی ویژگیهای مثبتشون داشته باشیم.
اگه دوست داریم تحسین بشیم که البته نباید وابسته به این موضوع باشیم باید یاد بگیریم ما هم به هر نحوی دیگران را تحسین کنیم.
اگه دوست داریم دیگران از ما توقع و انتظار زیادی نداشته باشند ما هم نباید از دیگران توقع و انتظار زیادی داشته باشیم.
در کل که هرچه برای خود میپسندیم برای دیگران هم بپسندیم و دست از رفتارهای خودخواهان و خودپسندانه خودمون برداریم. اینطور میشه که روابط خوبی با دیگران و حتی همسر و فرزندانمون میتونیم داشته باشیم . این شده که خدا را شکر روابط خوبی با دیگران دارم بخصوص با افراد نزدیک دو خانواده یعنی هم خانواده ی خودم و هم خانواده ی همسرم . خدا را شکر بدون مشکل و رابطهای که ازش راضی هستم چون در حد تعادل ارتباط برقرار میکنم حتی با پدر مادر خودم .
هر چقدر با خودت در صلح باشی بیشتر وجه خوب دیگران رو جذب میکنی .
چطور میشه با خود درصلح باشی ؟! یعنی بیشتر تمرکز روی خودت داشته باشی و دنبال تغییرات درونی خودت باشی.
در مورد روابط عاطفی با همسر علاوه بر رعایت نکاتی که بالا عرض کردم یه موضوعاتی فرق داره و اون اینکه شما شریک زندگی هم هستید و توقع و انتظاراتتون نسبت به همدیگه شکل دیگهای میتونه داشته باشه. اول اینکه یاد گرفتیم هر جایی نیاز دیدیم با احترام و بدون سرزنش بیان احساس ، کنیم.
با همسرهامون مثل طلبکارا صحبت نکنیم . برخوردی که خودم همیشه داشتم که خداروشکر تو این سالها کم کم از بین بردمش .
هیچکس هیچ وظیفهای در مقابل ما نداره اگر هر همسرامون لطف و محبتی در حق ما دارن باید سپاسگزارشون باشیم و یاد بگیریم شخصاً از خودشون قدردانی کنیم و بیشتر به داشتهها و نعمتهایی که داریم توجه کنیم تا کمتر از همدیگه رنجش بگیریم . اگه خواسته یا هدفی داریم خودمون به خاطرش تلاش کنیم نه اینکه توقع کنیم طرف مقابلمون برای رسیدن ما به خواستههامون تلاش کنن. برای رسیدن به خواستههامون بیشتر توقع و انتظارمونو سمت خدا ببریم و اگر لازمه و نیازه ، که حرکتی کنیم خودمون اقدام کنیم . اگر با موانع و یا ترمزهایی روبرو میشیم به جای خشم و عصبانیت میتونیم صبوری کنیم و همچنان متوکل به خدا باشیم. روی باورهامون بیشتر کار کنیم تا بهتر نتیجه بگیریم.
تو زندگی مشترک خیلی از باورها و خیلی از نگاهها نسبت به همسرامون اشتباه بوده . باید به تک تکشون توجه کنیم و روی تغییر تک تکشون کار کنیم .
خود من ، به خاطر باورهای غلطی که تو زمینه ی روابط عاطفی داشتم آسیبها و ضربههای زیادی به خودم و هم به همسرم زدم که با متوجه شدنش سعی بر تغییر دادنشون داشتم و هنوزم دارم .
البته که با خوب شدن روابطمون و اینکه هر روز میبینم روابطمون بهتر از قبل میشه متوجه میشم که تونستم قوانین رو درست انجام بدم. حتی خود همسرم بارها بهم گفته و میگه ناهید ممنونم ازت تو چقدر تغییر کردی ، چقدر خوب شدی . تو روابط عاطفی ایرادگرفتنهای من و غر زدنهای من خیلی شدتش زیاد بود . چون توقع و انتظاراتم زیاد بود و اینکه همیشه تمرکز بر نقاط منفی همسرم داشتم تا مثبتهاش. به همین جهت احساس میکردم مرد خوبی ندارم.
ولی استاد عزیز طوری قوانین رو برام جا انداخت که تازه متوجه شدم مرد من خیلی هم خوبه . بینهایت ویژگیهای مثبتی داره که تو خیلی از مردها نمیبینم. بنابراین یاد گرفتم بیشتر دوسش داشته باشم و بیشتر با احترام باهاش رفتار کنم و بیشتر بش آزادی بدم .
بهترین نتیجهای که تو این زمینه از قانون گرفتم بدست اووردن آرامش و لذت بردن از زندگیمه .
همه چیز به درون خودمون برمیگرده برای بدست اووردن هر چیزی به جای تمرکز به دنیای بیرون و عوامل بیرونی ، باید به درون خودمون رجوع کنیم و هر تغییری که لازمه انجام بدیم با این باور که حتماً اتفاقات خوبی را تجربه خواهیم کرد.
تو همه ی زمینهها حتی تو زمینه ی روابط عاطفی ، داشتن ایمان به خدا و اعتماد به قوانین جهان هستی خیلی زودتر از اینکه فکرشو بکنیم ما رو به خواستههامون میرسونه .
فقط نباید عجله کرد بلکه باید صبور بود و بدون کنترل هیچ چیزی ، رها و در لحظه زندگی کرد. اونوقته که بدون اینکه متوجه بشی میبینی به اون چیزایی که میخواستی رسیدی . کنترل و تجسم زیاد از حد خواستهها ، ما را ازشون دورتر میکنه و کاری میکنه که لحظههای حال را از دست بدیم. هر چیزی تا وقتی که حس خوب ازش دریافت میکنیم قشنگ و درسته . اگه دیدیم خارج از این حس رفتیم بدونیم که باید سریع ذهنمون رو کنترل کنیم و بیایم تو لحظه ی باشیم و روی داشته هامون بیشتر متمرکز بشیم و بیشتر سپاسگزارشون باشیم .
ممنون و سپاس از وجود استاد عزیزم که فقط وجود ایشون عامل تغییرات من بوده و هست.
استاد جونم مرسی که هستی .
الهی که همیشه باشی.
سلام ب دوست خوبم ناهیدخانم عزیز.مرسی عزیزم بابت کامنت زیبات.چقدر مسائلی ک درمورد ارتباط باهمسر گفتید برای من کارساز و مفید هستند.دوبار این قسمت رو خوندم و لذت بردم و تصمیم گرفتم منم کم کم ب همین شیوه ای ک شما گفتی باهمسرم رفتارکنم.البته از وقتی دوره کشف قوانین رو کار میکنم بی اینکه کارخاصی بکنم رفتارهمسرم خیلی بهترشده و همچنین رفتارخودم.
خیلی مهربانترشده.حواسش بیشتر ازقبل بمن هست.جملاتی بکارمیبره ک تابحال ازش نشنیده بودم و ازین بابت شاکرخداوندم.اینکه گفتید وقتی چیزی یاخاسته ای داریم انتظار نداشته باشیم ک کسی برامون برطرف کنه،تکلیف منو توی خیلی چیزا روشن کرد.خیلی حرفاتون برام الهام بخش بود.ممنونم ازتون. و خداروشکر برای اینکه منو ب خوندن چنین کامنتهایی هدایت میکنه و خداروشکر بابت وجود تک تک شما دوستان ک در بالابردن آگاهی بمن کمک میکنید و خداروشکر برای این سایت و استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته ی کوشا و دلسوز.
دوستتون دارم.عرفانه
سلام به شما دوست عزیز.
اگه آگاهانه توجه و تمرکزتون روی ویژگیهای مثبت همسرتون باشه و هر جایی که هر لطف و محبتی ازش دیدید ازش تشکر کنید، لطف و محبت بیشتری دریافت میکنید.
از طرفی در خلوت خودتون میتونید سپاسگزار خداوند باشید .
حتی اگه با مسائلی مواجه بودید که تمایل به انجام اینکار نداشتید سعی کنید ذهنتون رو کنترل کنید و حتی بر خلاف میلتون بود توجه به ویژگی های مثبتش داشته باشید تا آرامشتون بهم نریزه .
همین تمرین به مرور باعث میشه خیلی صبور تر بشید و پذیرش خیلی چیزا رو داشته باشید و هر رفتار و کنش همسرتون ، اذیتتون نکنه .
یاد میگیریم خیلی جاها حقو به اونها بدیم و بیشتر درکشون کنیم .
با این فرکانس با نتایج فوق العاده ای مواجه میشیم.
موفق و موید باشی دوست عزیزم .
فقط نباید عجله کرد بلکه باید صبور بود و بدون کنترل هیچ چیزی ، رها و در لحظه زندگی کرد. اونوقته که بدون اینکه متوجه بشی میبینی به اون چیزایی که میخواستی رسیدی .
سلامی از جنس نام زیبای خدا.
چقدر شما کامل و عالی نوشتید و مخصوصا این قسمت حرفهاتون که راجع به اصل رها کردن و در لحظه زندگی کردن نوشتید؛ همون اصلی که من تازگیا دارم خیلی بهش فکر میکنم چون دیدم و با خودم فکر کردم که هر آنچه تا امروز به دست آوردم از قضا نه با تجسم مداوم و گیر دادن و بی صبری که با قانون رها کردن و رهایی به دست اومده حتی اون زمانی که اصلا از قوانین اطلاعی نداشتم.
به هر حال سپاس از یادآوری که کردید که برای من هم خیلی مفید بود.
در پناه الله مهربانی ها باشید
سلام به شما دوست عزیز.
اشتباه ما آدمها اینه که برای هر چیزی ، زیادی فک میکنیم و ب خیال خودمون دنبال راهکارهای بهتری میگردیم در حالی که فقط ذهنمون رو مشوش و آشفته میکنیم.
کلید همه ی راه حل ها در رها بودن و در لحظه زندگی کردنه .
کار به این راحتی که بار خیلی از مسولیتها رو از دوشمون بر میداره برامون سخت و دشواره !
چون به قوانین جهان و هدایت خدای بزرگ و قدرتمند ایمان و اعتماد نداریم.
اما زمانی که ایمانمون به یقین برسه تازه متوجه میشیم رها بودن چ منفعتها برامون داشته و این سالها چقد بیخود و بیجهت دست و پا زدیم .
فقط کافی باورش کنیم .
انشالله همیشه تو آغوش خدا باشیم و حضور خداوند رو در تمام لحظات حس کنیم .