مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است64MB21 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است19MB21 دقیقه













گام سیزدهم – پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
.
سلام
از خان بی نهایت هستی ، به مقدار ظرفیت ظرفت میتونی برداشت کنی. این یه قانونه و تو همه چی اجرا شده
و در خصوص این فایل هم صادقه.
مطالب زیادی گفته شد که در ظرفیت فعلیم دو مورد قرار گرفت که در راستای تعهدم راجبش مینویسم.
1. اصل رهایی.
2. کارکردن رو ذهن یه روند دائمیه.
مثه پرورش عضله، تا وقتی تمرین میکنی بدنت رو فرمه، به همین نسبت تا وقتی رو باورات کار میکنی زندگیت رو فرمه، ولش کنی مرحله مرحله همه چی برمیگرده قبل.
این یه قانونه مثه غذا خوردن مهم نیس خوشم بیاد یا نه، بدنم نیاز به غذا داره و باید مطابق نیازش مواد مغزی برسونم.
مهم نیست امروز چقد به بدنم غذا رسوندم، باز فردا تا پایان عمر این نیاز هست و من مجبورم برای ادامه حیات این تغذیه رسانی درست را هررررر روز انجام بدم و اگه تخطی، کم کاری کنم پدر در میاد و جسمم مریض میشه.
به همین نسبت ذهنمم هر روز تا پایان عمر نیاز به تغذیه با ورودی های خوب ، پرورش باورهای قویتر داره.
اگه تخطی یا کم کاری کنم جوری پدرم درمیاد که ضررش بارها بیشتر از تغذیه نامناسب رسوندن به بدنمه.
ینی بهتره سـم بخورم اما ورودی نامناسب به خورد ذهنم ندم.
(باید اهرم رنج و لذتی که نوشتم اپدیت بشه و موضوع بالارو توش بگنجانم)
.
1. یادم اومد یه زمانی فک میکردم تنها تکه پازل گم شده آگهی هام، قانون رهاییه.
خیلی سفت و سخت برنامه ریختم! تمام صفحاتی که در محصولات و عقل کل به هرشکلی ربطی پیدا میکرد به کلید واژه «رهایی» زیر رو کردم.
قبل ادامه کامنتم لازمه بگم جلسه اول دوره راهنمای عملی یکی از بهترین منابع راجب اصل رهایی هست،(جلسه چهارم که پیشنهاد شده محوریت اگاهی هاش روی مبحث تمرکزه)
خلاصه ماجرا با توجه به ظرف و مدار اون موقعم چیزی که دمبالش پیدا نشدو بیخیال این موضوع شدم، یا بهتره بگم رهاش کردم.
روزا گذشت تا اینکه در ابتدایی ترین دیالوگ های این فایل اون تکه پازلی که گم بود، ظاهر شد…
چراغی تو مغزم روشن شد و فهمیدم :
عامو اصل رهایی همون بازی کنترل ذهن خودمونه.
قانون رهایی چیزی جدای از سایر قوانین نیست،
نباید اسم و عناوینی که ادما راجب هرچیزی درست کردن، گولم بزنه و حس سردرگمی به خودم بدم..
کل ماجرا اینکه توجهم از روی ناخواسته ها بردارم و بذارم روی خواسته ها.
حالا در مسیر زندگی این فعل میشه یین و یانگ.
گاهی جوری غرق توجه به خواستت شدی که حست از حالت خوب خارج میشه – ینی همون توجه کردنه که موجب رسیدن به خواستت میشد، تغییر ماهیت میده و موجب دور شدن میشه، اینجور وقتا باید اون فعل، اون توجه کردن رها بشه و از زاویه ای دیگه بهش نگاه کرد.
مثلا بگی اگه باشه چقد خوب میشه، اگه هم نباشه کلی نعمت همین الان دارم یا شاید بهترش بشه و…
خداروشکر. که به این درک رسیدم. دلم میخاد درعمل هم به همین راحتی نوشتن، اجراش کنم.
ربنا ازت تقاضا دارم کمکم کنی تا بتونم میل و عطش و نیازم را نسبت به اهداف و خواسته ها در وجودم کنترل کنم، بتونم زیبایی ها و نعمت هایی که تو زندگیم جاری هست ببینم و بابتشون حالم خوب و سپاسگزار باشم، رویکردم نسبت به خواسته ها، خواهش نباشه،،، ذوق و اشتیاق باشه…
.
سپاسگزارم
1736+
بنام خالق هستی که همه چیزم هستی
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه همراهان گرامی
گام 13 : عملکردهایی که نشانه اجرای قانون است
1- قانون رهایی یعنی تلاش ذهنی ، من لذت ببرم و نچسبم به خواسته و اینکه تا به خواسته نرسیدم زندگی مزخرفه
لذت بردن از لحظه ها ، سپاسگذار بودن بخاطر داشته ها
این ها قانون رهایی هستن
اینکه توجه از ناخواسته ها برداریم
سعی م در این هست که این سبکی باشه روزهام
در بیشتر ساعات به این روش دارم پیش میرم ولی هست روزهایی که افکار حجوم میارن
البته که الان کنترلش راحت تر شده و هر بار هم بهتر و راحت تر میشه کنترلش کرد
ولی باز خیلی راه دارم تا بهبود بدم
اما نسبت به گذشته خیلی بهبود داشتم در این 4 سال کلا روندم رو به رشد بوده ولی در این یک سال اخیرکه ستاره قطبی شروع کردم حقیقتا خیلی رشدم بیشتر از قبل شده و در بیشتر زمان ها احساساتم خوب هست
2- بزرگترین باوری که زندگی مون میتونه تغییر بده این هست که افکارمون داره زندگی مون خلق میکنه و هیچ عامل بیرونی نیست ، باور به اینکه تمامی اتفاقات زندگی مون بدون استثنا خودمون خلق می کنیم
حالا یا اگاهانه یا نا اگاهانه
من از این تفکر خیلی زمان هایی که میرم تو حس غم و ناراحتی و میخوام خودم قربانی شرایط بدونم خیلی سریع میاد و میگه این بازار غم و جمع کن و الکی خودت به مظلومیت نزن چون داری خودت میسازی این شرایط
باورتون نمیشه شده وسط یک گریه ای که شدت گرفته بوده با این حرف سریع اشکام خشک بشه و از اون فاز بیام بیرون
چون دیگه ذهنم نمیتونه من گول بزنه و دستش رو شده و دیگه باید این ضمیر ناخوداگاه متوجه کرد که دیگه نمیشه با اون حرف های قدیمی این معصومه رو ساکت کنی که در همین شرایط باید بمونه و هیچ راهی نیست !!!!
3- مکان زندگی در موفقیت هیچ تاثیری نداره
مکان هم یکی از عوامل بیرونی هست
هر چیزی که به غیر از درون ما مربوط میشه عامل بیرونی هست و هرگز عامل بیرونی نمیتونه دلیل اصلی پیشرفت و موفقیت باشه فقط باورهای ما عامل موفقیت هست
و من در مورد کار هم در محل کار قبلی شروع کردم به اینکه در این مکان که میگن نمیشه مشتری نمیاد در یک پاساژ که مشتری نمیاد و اینکه من از یک فرد دیگه حقوق ثابت میگرفتم
ولی به خودم گفتم با همین کارهایی که بلدم در همین مکان درامدداشته باشم
که خداوند هدایتم کرده به اینکه همینجا کارت ویزیت بزنم و برای خودم ثبت نام های اینترنتی انجام بدم
و بعد که به درامد جداگانه رسیدم و دیدم دیگه در این مکان پیشرفت نمیکنم و به یک مدار بالاتر رسیدم بعد از اون کار در اومدم که درامد بیشتری داشته باشم و خدا رو شکر الان که حتی کار ثابتی ندارم پس اندازم 8 برابر دو ماه قبلی که از اون کار بیرون اومدم هست خدا رو شکر
و این نشون میده که من درس درست یادگرفتم که باید عوامل بیرونی بزارم کنا ر و در درون باورم درست کنم و وقتی نتیجه گرفتم بعد برای رفتن به مدار بالاتر تغییر مکان دادم با اینکه الان برای کسی کار نمیکنم و در منزل کار میکنم ولی خداوند به راحتی برام مشتری میشه خدایا شکرت
4- به اندازه ای که خودمون دوست داشته باشیم روابط خوبی با دیگران داریم
و رفتاری که با ما میشه بر میگرده به درون ما و ما شخصیت ادم ها رو از درونشون میکشیم بیرون با دیدگاهی که نسبت بهشون داریم
و من هم در این زمینه یکم میشه گفت بهبود داشتم در روابطم و الان اطرافیان رفتارهای بهتری دارن با من
5- سقفی برای پیشرفت وجود نداره و میتونه همیشه بهتر بشه
6- عمل با باور بوجود میاد ، ما وقتی باور نداشته باشیم که کاری جواب نمیده عملی نمیکنیم
الان من دارم فکر میکنم که باور ندارم که کارم جواب میده در زمینه فایل درست کردن که عمل نکردم و باورم به خودم در این زمینه خوب نیست و باید درست کنم ببینم چرا هنوز خودم باور ندارم که حرکت نمیکنم
7- تا زمانی که روی باورهامون کار میکنیم نتایج خوب میاد و به میزانی که کار کردیم همیشه این کنترل ذهن راحت تر میشه و شرایط هم بهتر میشه و اینطور نیست که خیلی سریع برگردیم به قبل از کار کردن روی باورهامون زمان میبره
و این به ما نشون میده مثل غذایی که میخوریم و همیشه حواسمون هست چی میخوریم باید همینطور در مورد ذهنمون دقت کنیم که چی میخوریم
ولی با کار کردن مقاومت های ذهنی کمتر میشه و مهارت کنترل ذهن بیشتر میشه و کار اسان تر میشه و به همون اندازه هم نتایج بزرگتر گرفته میشه و اینطور نیست که مثل روزهای اولی که مقاومت زیادی داشتیم و انرژی زیادی از ما میگرفت
و اینطور هست که انرژی کمتری میزاری ولی نتایج بزرگتر میشه
اولش سخت تره و انرژی و تمرکز زیادی نیاز داره در ابتدای کار ولی بعد یجورایی خیلی روتین وراحتتر میشه برامون
8- شکست نداریم همه چیز تجربه هست
من چقدر این جمله رو دوست دارم همیشه من با کلمه شکست مقاومت داشتم و اینکه استاد هم تایید کردن که درست خوشحالم میکنه
9- استعداد چیز مادرزادی برای موفقیت نیست 0 درصد
ولی علاقه باعث حرکت و باعث پیشرفت کردن ما میشه
این هم یکی از اون باورهایی هست که خیلی به من کمک میکنه
چون من باور استعداد مادرزادی خیلی موثر میدونستم و از زمانی که حرف های استاد شنیدم دارم تلاش میکنم بگم که پولساز بودن استعدادی نیست که فقط گروهی داشته باشن
بلکه به اعتماد به خود و درون خود و خودباوری باعث میشه که خودمون باور کنیم که پولساز هستیم و با این باور درها رو باز میکنیم برای ثروتمند شدن
10- بدون سرمایه هم میشه موفقیت شد همه افرادی که ثروتمند شدن یک جایی از صفر شروع کردن
و من هم خودم در همین شرایط شروع کردم و میخوام به موفقیت برسم و خودم یک الگویی بشم برای موفقیت از صفر وبدون سرمایه و حمایت مالی از طرف شخص دیگه و بدون قرض و وام و….
11- قرار نیست همون اولین راهی که رفتیم به ما جواب بده
این هم یک باور خوبی هست که به ما کمک میکنه کمالگرا نباشیم و خیلی زود نا امید نشیم و ادامه بدیم و کارهای جدید امتحان کنیم
12- تنها میتونیم ثروتمند بشیم و نیاز به گروه نداره
راستش من کلا باوردارم که تنهایی بهتر میشه موفق شد
البته این باور من هست و شاید دیگران نپسندن ولی من کلا ادم کار تیمی به اون شکل رایج نیستم
ادم منعطفی هستم ولی به این دلیل که اگه کاری انجام بشه نتایج خوبی نده ترجیح من اینه که کل مسولیت با من باشه و نگم شریکی داشتم و تقصیر اون بود این برای من از 100 تا فحش بدتره
و دوست دارم بیشتر کارها رو خودم انجام بدم
امروز فایل پر از نکته بود که کل داستان قانون جهان هستی در بر گرفته بود
استاد و خانم شایسته از شما بی نهایت سپاسگذارم برای تمامی تلاش هایی که برای هدایت ما انجام میدید
خداوند نگهدار و محافظ شما باشه
خدایا تنها تو را میپرستم و از تو یاری میجویم مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به انها نعمت دادی
خدای من ، من اسان کن برای اسانی ها
در پناه خدای همیشه هدایتگر که وعده هاش حق باشیم .
بنام خدایی مهربان
سلام به همه دوستان خوبم و استاد عزیزم
چقدر این آگاهی بموقع بود، همین دیشب از خداوند پرسیدم پس چی وقت من ادامه بدهم ، تا چه وقت تلاش کنم ، چرا اوضاع عالی نمیشه .
اما خداوند چقدر قشنگ جواب داد و او اینکه از قانون رهایی استفاده کنیم به خواسته ما نچسپیم، لذت ببریم از مسیریکه ادامه میدهیم. سپاسگذار باشیم برای داشته های ما ، باید لذت ببریم از داشته های ما، توجه کنیم به خواسته های و از ناخواسته های ما دوری کنیم .
و نکته خیلی مهم اینکه همین که از ناسپاسی رسیدیم به سپاسگذاری، همین کافی ، کافیست . دنبال نتایج نباشیم اما این به این معنی نیست که نتایجی بوجود نیایید چون طبق قانون ما نتیجه افکار ما را وارد زنده گی ما میکنیم.
در مورد مهاجرت، تا وقتی که از جائیکه استیم باید لذت ببریم اما وقتیکه همه چیز عالی شد ، و کوچک شد باید بریم سراغ یک چالش دیگر .
اگر آدم ضعیفی باشی ، هر جائیکه بری باز هم ضعیف استی ، واز این مورد همه مان مثال داریم که میشناسیم اقارب و دوستان مانرا که در بهترین کشور دنیا رفتند آمریکا یا حتی سویس اما باز هم گله و شکایت دارند .
در مورد روابط ، به اندازه که بخودت ارزش قائل استی ، دیگران برایت ارزش قائل اند .این ما هستیم که شخصیت خوب آدم ها را برانگیخته میکنیم یا شخصیت بد شانرا . و هر قدر که روی خودمان کار کنیم به هماندازه شخصیت خوب آدمهارا برانگیخته میکنیم.
خداره صد هزار مرتبه شکر برای این سایت و آگاهی
سلام به عزیزای دل
امروز چند تا هدایت قشنگ رو دریافت کردم دلم میخاد بنویسم اینجا
صبح که خواستم برم بیرون مامانم گف شیر بگیرم داشتم میرفتم که هدایتی گف برو داخل این مغازه یکم مقاومت کردم و یهو گفتم شاید هدایته برو خب چی میشه اگه بری . رفتم داخل مغازه دیدم فروشنده لبنیاتی هم اونجاست گفتم عه داشتم میومدم پیشت شیر بگیرم گف خب واستا الان میرم .
بعد همونجا پاسخ هدایتم رو گرفتم چون اگه میرفتم لبنیاتی بسته بود و من نمتونستم شیر بگیرم .
بعد به سمت لبنیاتی که داشتم میرفتم چشمم به کافینت افتاد دوباره هدایت بم گف برو ازین سوالاتو بپرس شاید بتونه راهنمایی کنه رفتمو یه اقای خیلی خوش برخوردی بود و منو راهنمایی کرد و گف پیش آقای فلانی که مربوط به لوازم کامپیوتر میشه هم برو اون اطلاعات بسیار کاملتری داره و قطعا چیزی که مد نظرته رو بت راهشو میگه فقط بعدازظهر برو چون صبحا اصولا نیست .
بعد از خرید شیر میخاستم بیام که بدمشون به مامانم صاحب یه بنگاه رو دیدم که ایشون رو تاحدودی میشناختم دوباره هدایت گفت در مورد سوال دیگت هم ازین بپرس پرسیدم و اون هم با احترام و خوش برخوردی گف تلاشمو میکنم مورد مد نظرتون رو پیدا کنم و قرار شد شب باهاش یه تماس داشته باشم
بعد رفتم به سمت لوازم کامپیوتری اما یادم رفته بود که کافینت بم گفته بود شب برم چون صبحا نیست . نزدیک مغازش شدم دیدم اتفاقا خودش هستش و باهاش صحبت کردم و خیلی راهنمایی عالی بم کرد تقریبا یجورایی یکی از مهم ترین نگرانی در مورد شروع کسب و کارم رو برطرف کرد
توی مسیر برگشتم به سمت ماشینم ی تضادی پیش اومد که نتونستم خودمو کنترل کنم و ناراحت شدم و به خدا شاکی شدم
سوار ماشینم شدم و دیدم ماشین استارت نمیخوره گفتم خداجون سعی میکنم ذهنمو کنترل کنم و حالمو خوب نگه دارم توروخدا ماشینم روشن بشه . توی بازار اصلی شهر بودم و همه جا شلوغ
بعد دیدم یه آقای اومد دو تا ماشین جلوتر از ماشین من سوار ماشینش شد دوباره هدایت گف ازش کمک بگیر رفتم بش گفتم. ماشین خودشو خاموش کرد و اومد استارت زد دید روشن نمیشه گف فک کنم باید هلش بدیم . کاپوت رو زد بالا و یه حرکت کوچولو انجام داد گف استارت بزن به محض زدن دیدم ماشینم روشن شد و کلی از خدا و اون آقا تشکر کردم که مورد مهمی نبود و اکی شد
اومدم اطراف خونمون دیدم هوا خیلی باحاله ماشینو گذاشتم و گفتم یکم همین اطراف پیاده روی میکنم من پیاده روی رو دوس دارم و حالم رو خوب میکنع از طرفی با خداوند هم صحبت میکنم و باعث میشه حس آرامش نابی پیدا کنم .
هوا کاملا عالی و آسمون صاف بود و هیچ پرنده ای تو آسمون نبود تقریبا بین 1و نیم الی 2 بعدازظهر بود .حین پیاده روی به خدا گفتم خداجونم همینجوری دلم میخاد یه چیزی ازت بخام چون تو اجابت کننده ای منم اینجوری بت اعتماد بیشتری میکنم. بش گفتم میخام الان با اینکه هیچ پرنده ای نیست یه پرنده خوش صدا بیاد و با صدای زیباش آواز بخونه در نزدیکی من
به اطراف نگا میکردم و منتظر اجابت بودم بعد از دقایقی با فاصله های چند دقیقه ای دیدم پرنده ای رو پشت بوم در حال آواز . یا پرنده ای در حال پرواز و آواز . و چندین صحنه قشنگ دیگه از پرنده ها
خیلی ذوق کردم که خداوند اینقد زود اجابت کرد . قربون خدای مهربون رزاق مهربون بخشنده ثروتمندم بشم من
خداجونم به هر خیری که از طرفت بهم برسه فقیرم . هر چه دارم از توست و تو برای من کافی هستی . الخیر فی ما وقع
به نام خالق شگفتی ساز سلااام
خیلی خوش حالم خداجونم شکرت شکر برای حال خوبم
شکرت برای عشق بازی شبانه مون شکرت که هرشب هستی و هستم و صدای هم رو میشنویم. شکرت برای خنده ها و شادی های ایم چند روز ، شکرت برای نشان دادن توانایی هایی که همه به لطف تو کسب کردم، شکرت برای عزت و اعتماد به نفسی که به وجودم تزریق کردی ، شکرت برای گل سر پروانهای زیبایی که کادو گرفتم امروز. شکرت برای ماهی و خوراکی های خوشمزه، شکرت برای یادگرفتن….
استاد خیلی خوش حالم این خبر مال دیروز هست اما در مدار نوشتنش نبودم.
دیروز که مادرم مخالف سرکار رفتن من بود و پدرم شب قبلش گفته بود برو ، دیدم قبول نمیکند مادرم اول جرو بحث کردم باهاش در حالت بگو بخند و شوخی بعد که دیدم دارد جدی میشه بیخیال شدم اون موقع این فایل گوش میکردم به احساسم نگاه کردم دیدم چقدر زیاد وابسته رسیدن به خواستهام هستم جوری که به شدت نگران رسیدنم با خودم گفتم بابام میاد راضیش میکند میرم استاد این جمله مثل چی خورد تو سرم که ای دل غافل قدرت رو از مادرت بگیری بدهی به پدرت ؟ خدا چی کارست پس؟ اونجا بود که قبل از این که پدرم زنگ خونه رو بزنه به کارفرما گفتم به دلایل شخصی نمیتوانم بیام از طرفی دیگه کلی تشکر کردم بابت فرصتی که داده و طبق عادتم که اگه پیشنهادی برای بهبود داشته باشم میدهم شروع کردم به نوشتن پیشنهاد هام. استاد دونه دونه پیشنهاد هام رو میخواند و جواب میداد اولش با خودم گفتم آخه بنده خدا چرا هی دفاع میکنی ؟ بعد گفتم ولش کن براش آرزوی موفقیت کردم و گفتم آنچه که بنده دیدم بازگو کردم به هرحال شما به خاطر تجربه بالایی که دارید به چم و خم کار وارد هستید و…. همین یک ساعت نشد
ازم علت انصرافم رو خواست و کلی تعریف کرد که تا حالا مربی به ریز بینی و نکته سنجی و دلسوزی من ندیده که در چند ساعتی که هست این طوری به نکات توجه کند بعدشم میخواست نظرم عوض کند گفتم مسیر دور بودکه دیگه چیزی نگفت و قطع کرد
بعدش نمی دونم یک ساعت شد یا نه دوباره زنگ زد این بار با یک پیشنهاد به مدت یک ماه به طور آزمایشی به جای 4 تا 8 ( ساعتی که براش مهم بود و دراولویت) 2 تا 6 و تعویض و جبرانی شیفت هم نه شب بلکه صبح از طرفی به جای 4 ت حقوق 5 ت بهم میدهد که هزینه راهم دربیاد و این پول از پولی که به بقیه که مثل من هستند بیشتر هست تازه اون ها سابقه کار دارند من ندارم اونها چند سال پیشش کار میکنند و من هیچی اصلا من تا الان این کار انجام ندادم و صادقانه از همان روز اول داخل رزومه ام هم گفتم با این که نوشته بود حداقل یک سال سابقه کار،
فقط همان روز مصاحبه چند ساعت رفتم.
قرار شد فکرم بکنم و به بنده خدا خبر بدهم
خیلی از شنیدن این خبر خوش حال شدم و این رو به خاطر عمل به آنچه که از قانون رهایی در این فایل درک کردم می دانم. همه این ها به لطف خداست استاد به بزرگیش قسم که هیچی نمیدانم حتی فکر نمیکردم این پیشنهاد دادن برای بهبود یک کسب و کار، بشه به عنوان یک ویژگی مهم ،یک دارایی بهش نگاه کرد.
تا همین جا خدارو شاکرم تا همین جا که ظرفم رشد پیدا کرده هنوزم نمیدانم کی میرم یا نمیرم خانوداه پذیرفته اما هنوز زمانش نرسیده و من خوب میدانم به خاطر باورهای خودم هست این تضادداومد تا بهم نشان بده چقدر باید زیاد روی این که من خالق زندگی خودم هستم و نه هیچ کس دیگه کار کنم اما خوش حالم خوش حالم از این که خدا نشانم داد که چه کارها برام میکند وقتی من اعراض کنم از هر گونه بحث و جدل وقتی بسپارم به خودش و بگم تا همین جا عالی بود بیشتر کارمیکنم نتایج بهتر میشه و در ذهنم تلاش کنموقدرت رو از بقیه بگیرم.
خدایا صد هزار مرتبه شکر به کرم و بزرگیت به جبار بودنت به غفار بودنت به رزاق بودنت شکر
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می خواهم مرا به راه راست هدایت کن . راه کسانی که نعمت داده ای نه راه کسانی که غضب کردی و نه راه گمراهان
آمین یاربالعالمین
به نام خدای روزی رسان
درود و احترام
کار کزدن روی باورها چیزی جز اقدام کردن در جهت اگاهی های مناسب نیست .
بهترین زمان برای مهاجرت موقعیه که در جای فعلی نتایج مناسبی مثلا از لحاظ مالی کسب کرده باشم. این یعنی چی؟ این یعنی اگر در جای فعلی نتایج خوب مالی کسب کنم ،، من تونستم مهارت ثزوتمند شدن رو بیاموزم و بعد اون مهارت ثروتمند شدن رو هر جا با خودم ببرم در نتیجه دز جای دیگه هم از لحاظ موفق میشم. چون ثزوتمند شدن یک مهازته که باید قدم به قدم کسب بشه..
این موضوع در مورد روابط و سلامتی و غیره هم صدق میکند ..
مثلا من همین توی شهرستان ،، مهارت های ارتباط برقرار کزدن رو دارم یاد میگیرم و دارم خیلی خوب بلد میشم که چطور با ادم ها ارتباط موثر برقرار کنم و این باعث شده همینجا در همین شهر کوچک من کلی دوستای خوی دور و برم جمع بشن !! هر کی همون نگاه اول من رو میبینه میخواد کاری برام انجام بده ،، بدون اینکه من رو بشناسه اصلا !! و این برای من عحیبه که چطوری اخه ؟؟ این طرف که اصلا منو نمیشناسه پس چرا همون نگاه اول اینقدر با من محبت رفتار کرد !!؟؟؟ شاید خدا کاری کرده که ادما یه جوری خاصی منو میبینن و دز واقع من توی چشم ادم ها خیلی دوست داشتنی به نظر بیام !! اینا نتیجه ی کنترل ورودی های ذهن و ادامه دادن و نوشتن این فایل هاست !! و این خیلی حس خوبی به من میده که چقدر دوست داشتنی به نظر میام و همه دوستم دارن و کلی ادم باحال دازه دورم جمع میشه !!
پس اگر دنبال اینم که مهاجرت کنم و در شهر دیگه یا کشور دیگه شرایط خوبی رو تجر به کنم باید اول تونسته باشم در جای فعلی مهارت های ارتباطی و مهارت ثزوتمند شدن رو کسب کنم ،، چون این مهارت ها استعدادی نیستن بلکه اکتسابی هستند !!
مثلا یکی از نکات مهم احترام به ادم ها با هر شغل و تحصیلات و قیافه وووو که دارن هستش !!!
به نظرم هر انسانی میتونه فرکانس صداقت و پاکی و درستی و راستی رو دریافت کنه و اگر من در مسیر درست باشم ،، این فرکانس زو انسان ها دریافت میکنند . چون حس لیاقت یه چیز درونیه ..
و اگر قلبت رو به سمت پاک شدن هدایت کنی ،، خداوند کاری میکنه که دلنشین و دوست داشتنی بشی و ادم ها با همون برخورد اول فرکانس عشق و محبت و صداقت و درستی در وجود تو رو بفهمن و دریافتش کنن !!
خب اینم از زد پای بعدی من ،، یادم باشه تعهد دادم
خدایا شکرت
به نام خدا
آنچه من از این گام میفهمم این است که قانون رهایی، یعنی ادامه تلاش ذهنی و ادامه احساس خوب؛ قطع نظر از وجود فیزیکی ناخواستهها یا عدم تحقق خواستهها. اصل، این است که من «بی قید و شرط» و از جمله بدون این شرط که خواستهام محقق شود، احساس خوب داشته باشم و سپاسگزار خداوند باشم. قانون رهایی، یک رویکرد است که من را از هر قدی و بند برای اتصال به خدا و دوست داشتن خدا و سپاسگزار بودن از خدا ها میکند. قانون رهایی به این معنا نیست که دست از تلاش فیزیکی یا خواستهام بکشم یا کار روی باورهای ذهنیام را متوقف کنم. قانون رهایی، به فرمایش مولوی یعنی:
«آب کم جو، تشنگی آور به دست؛ تا بجوشد آبت از بالا و پست».
پس من نباید روی نداشتن خواستهام متمرکز شوم و با فکر روی نداشتن خواستهام آن را بخواهم؛ بلکه باید از همین لحظه سپاسگزار باشم؛ زیرا که اگر باور و توکلم به خداوند، راستین باشد، شک نخواهم داشت که خواستهام محقق خواهد شد. قانون رهایی یعنی آزاد کردن خودم از دنیایی فیزیکی پیرامونم که آن را واقعیت مینامم و باور ذهنی و تلاش و تلاش و تلاش فیزیکی بر اساس باورهای ذهنی برای خلق و جذب همان دنیای فیزیکی که میخواهم داشته باشم.
قانون رهایی مبتنی بر این باور بنیادین است که من با افکار و باورهای خودم، خالق زندگیام هستم و هیچ عامل بیرونی در کار نیست که آن را بسازد یا خراب کند. به همین علت، نه زمان، نه مکان، نه موقعیت، نه سن و سال، نه جنسیت، نه وضعیت جسمانی من و نه هیچ عامل دیگری جز باورهای واقعی ذهنی من در تحقق خواستههایم اثر ندارد. خواستههای من و تحقق آنها به باورهای ذهنی من باز میگردد و من هر که و هر چه و هر کجا و به هر شکل که باشم، باورهای ذهنیام را با خودم خواهم داشت و زندگی خودم را بر اساس همان باورها خلق خواهم کرد. پس اگر قرار باشد من تغییری در زندگیام بدهم و از جمله تغییر مکان دهم، باید بر اساس باورهای درستی باشد که موجب خلق خواستههایم شده و این تغییرات در جهت گسترش و افزایش موفقیتهایم باشد و نه به انگیزه فرار از مشکلات یا عوض کردن زمین بازی یا ترس یا تتفر یا طمع و یا هر چیز دیگری که مبتنی بر اراده آزاد من برای انتخاب موقعیت بهتر در جهت افزایش موفقیتم نباشد.
آنچه در ارتباط من با افراد بسیار مهم است، این نکته است که من با توجه با باورهای ذهنی خودم، کدام بُعد از شخصیت افراد مخاطبم را جذب میکنم؛ زیرا همه افراد بدون استثناء، چندبُعدی هستند. رویکرد من باید این باشد که هر روز روی خودم کار کنم و کنترل ذهن داشته باشم تا نتایج بهتری بگیرم و به همین ترتیب، ادامه بدهم و گام بردارم.
اعمال من با باورهای من ایجاد میشوند و همجهت هستند. عمل من، محصول باور من است؛ هر چه که باشد. عمل نکردن، نشانه باور نداشتن است. پس اگر میخواهم زندگی بهتری داشته باشم، باید بهایش را بپردازم؛ یعنی هر روز و هر روز وهر روز روی باورهای خودم کار کنم؛ نه از سر اجبار و تکلیف، بلکه به عنوان یک تعهد نسبت به خودم که هم انجام آن لذتبخش است و هم موجب احساس خوب میشود. این وضعیت فقط در صورتی ایجاد خواهد شد که با استفاده از اهرم رنج و لذت، کار روی باورهایم تبدیل به یک نیاز لذتبخش شود: مانند این که هر چقدر ثروتمندتر شوم، نزد خدا محبوبتر خواهم بود و هر چه که به افکار منفی و فقر نزدیکتر شوم، به آتش سوزنده نزدیکتر خواهم شد. بدین شکل، عمل روی باورهایم باید به حدی برسد که ملکه ذهنم شود و برای ثبات آنها، نیاز به صرف انرژی خیلی زیادی نداشته باشم.
آنچه موجب موفقیت در همه جنبههای زندگی میشود، باورهای درست و راستین، کنترل ذهن و ادامه دادن است و نه هیچ عامل دیگری. خدای بزر گ، من در این راه، به تو توکل میکنم و فقط از تو یاری میجویم تا تسلیم افکار منفی نشوم و محکم استوار با ایمان راسخ، در جهت هدایت تو به سوی نعمتهای بیحساب تو گام بردارم. خداوندا، از تو سپاسگزارم که من را به این راه هدایت کردی و از تو میخواهم که یاور من در ادامه این راه باشی. الهی آمین.
به نام خداوند مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
برای رسیدن به یه خواسته باید تمرکزت بر زیباییها نکات مثبت باشد
کنترل ذهن داشته باشیم و در هر شرایطی بتونبم احساسمون رو خوب نگه داریم
شخصیتمون رو رشد بدیم
ناسپاسی نکنیم گله و شکایت نباشه
نگاهمون به همسر و فرزندانمون نگاه توحیدی باشه بله اینا رو برای خودم نوشتم که هر موقع برگشتم نوشتمو ببینم و بفهمم چقدر تغییر کردم
و کجاها ایراد دارم
بیشتر اینهایی که نوشتم عملکرد به قانونه
اگر اجرا شود صد در صد جواب مثبت میگیریم
که منخودم بعضی از رفتارها و باورها رو ترمز دارم
که باید بیشتر روشون کار کنم
بیشتر فایل گوش بدم و بیشتر تمرکزمو بذارم روی فایلها
امروز دوباره گفتم و تعهد دادم به خودم دوره کشف قوانین زندگی رو شروع کنم از اول و به یاری خدا نتایج بهتر میشود
خدایا در این تفسیر زیبا دستمو بگیر و کمکم کن
در پناه خداوند مهربان باشین
سلام و صد سلام
در مورد مهاجرت کنم نظر استاد رو دارم که ما باید اونجایی که هستیم اینقدر رشد کنیم و نتیجه کسب کنیم و دیگه به به جایی برسیم که اون مکان حالا روستاس شهره مرکز آستانه پایتخته یا کشور برامون کوچیکه شده و چیزی نیست که تجریش نکرده باشیم و همه چیز برامون ساده راحت شده به دست آوردنش بعد اگر غلط و زنجیرها باز باشه جهان خودش ما رو به سمت جای بهتر شرایط بهتر میبره اصلا نیازی نیست ما براش زور و تقلایی کنیم و اتفاقا به این شکل هم خیلی آماده هستیم برای موقعیت جدید ظرفمون به اندازه ای بزرگ هست که گنجایش جای جدید رو داشته باشه.
و اینکه واقعا درسته دقیقا بزرگترین و اصلی ترین باوری که نیاز داریم برای شروع تغییر و انگیزه به ما میده برای حرکت در مسیر تغییر باورها و ادامه دادنش تا جایی که نتایج پر رنگ و قابل لمس بشه و ادامه دار هم بمونه همینه که من با افکارم با باورهایم زندگیم رو خلق میکنم در تمام جنبه هاش و اگر این افکاری که تو ذهنم هست و مدام داره میچرخه و یک جنسی از احساس رو در من در مورد اون موضوع بوجود میاره رو کنترل کنم و تغییر بدم قدرتمند کننده اش کنم چیزی نیست که بخوام و نتونم به دست بیارم.
قانون رهایی هم همینه وقتی ما از لحاظ احساسی احساس خوبمون رو به داشتن اون خواسته گره نزدیم و داریم مسیر زندگیمون رو ادامه میدم با حال خوب از اونجایی که احساس خوب مساوی اتفاقات خوب هست طبق همین قانون جهان ،فاصله فرکانسی ما با اون خواسته با همین احساس خوب پر میشه و یک هو چشم باز میکنیم میبینیم داریمش و ازش لذت هم میبریم و تو تمام این مدتم لذتم بردیم الان لذت بیشتری هم میبریم و از همه طرف سود کردیم.
ولی از اونجایی که اکثر ما یک خواسته رو داریم و هی زود میخوایم بهش برسیم فقط برای دراوردن چشم بقیه و نشون دادن خودمون به دیگران اینه که به هول ولا میوفتیم عجله داریم میترسیم کارهای احمقانه میکنیم و اغلب با به دست نمیاریم یا با هزار بدبختی به دستش میاریم بعدشم برامون کاملا عادی و مسخره میشه خوب که چی اینه که اصلا لذت بردن از زندگی همش موکول میشه به کسب اون خواسته و اون خواسته و تهشم هیچی میوفتیم میمیریم بدون اینکه هیچ لذتی از زندگی برده باشیم فقط دویدیم و دویدیم هرچیم جمع کرده بودیم رو باید بگذاریم بریم برای وراث و بریم.
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
این فایل نشانه امروز من بود و واقعا برای من عالی محشر بود
چقدر حس و حال خوب به من داد
آرامش به من داد
من را جلوتر برد
به من انگیزه داد و من را بیشتر و بیشتر کمک کرد تا بتوانم بدانم که در مسیری که هستم کاملا درست است
وقتی من در اکنون خودم موفق هستم هر جای دیگر در این کره خاکی باشم باز موفق و پیروز خواهم بود اما زمانی که در جایی که کار می کنم و زندگی می کنم موفق نیستم
ترسو و خسته و کسل هستم
ناامید و دلمرده هستم
بی شک هر جای دیگر این جهان که باشم باز و باز همین روال و همین موضوع است
چقدر این موضوع مهم و فوق العاده بود و این برای من این حکم را داشت که باید و باید روی باورهای خودم کار کنم
باید باورهایی درست و عالی را در مورد این قوانین این جهان برای خودم بسازم
در واقع هر چه بیشتر تلاش کنم بیشتر و بهتر نتیجه خواهم گرفت و چقدر این موضوع درست و عالی بود
سپاس از خدای مهربانی که امروز صبح من را به این فایل ارزشمند خدایت کرد
سپاس از خدای هربان زیبای خودم
سپاس از خدای فراوانی ها