آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 4 - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

190 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1689 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    ریشه همه خرابکاریها در ذهنه ،ذهن اوضاع رو بد جلوه داده،ذهن نیاز ها رو برات ایجاد کرده،ذهن ترسها رو رقم زده آسیب ها رو ذهن زده و همه چی در ذهن شکل گرفته.

    وقتی بدنیا اومدیم لوح پاک بودیم و اگه الان بتونیم لوح پاک بشیم همه اون آلودگی‌ها میره.

    روش اصولی همون برگشتن به اصل و لوح پاک هست

    روش اصلی همون داشتن احساس خوب

    روش اصولی همون در لحظه بودن و زندگی کردنه

    اصل خداست،انجام ایاک نعبد و ایاک نستعین

    اصل در خودمونه

    اگر خواستیم شفا بگیریم باید ذهن رو پاک کنیم از هر شرکی

    باید به قلبمون خوب گوش بدیم

    باید هدایت ها رو عمل کنیم

    داشتن هر چی که میخای ازت دور نیست

    خیلی نزدیکه

    آنچه دور میکنه ذهن و اطلاعات نادرستشه

    پس به امید الله

    بودنِ در این سایت و نوشتن و خواندن و درک کردن و عمل ما رو وارد بهشت میکنه

    سعادت دنیوی و اخروی رو برای همه آرزومندم

    با تقدیم احترام

    استاد عزیزم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    محمد شادی گفته:
    مدت عضویت: 1107 روز

    بادرود به استادعزیز وخانوم شایسته

    امروز صبح که این فایل رو دیدم که نشانه امروزم بود چندین بار گوش کردم ما اگر قوانین جهان رو درست درک بکنیم زندگی از هر لحاظ لذت بخش و زیبا خواهد شد قوانین جهان آنقدر دقیق و بجاهستن که ذره ای اشتباه وجود ندارد . هر لحظه خداوند یکتا رو شکر میکنم که من رویا این قوانین آشنا کرد وهدایتم کرد تا بهتر زندگی کردن رو یاد بگیرم من طوری زندگی کردم که از لحاظ سلامتی واقعاً از خیلی قبلها باور داشتم که هیچ بیماری جرعت نزدیک شدن به من رو ندارد و نخواهد داشت والان هم که در این مسیر هستم خیلی سالم تر و عالی تر زندگی میکنم چون همه چیز در عالم انرژی است حتی بیماری وبی پولی و… هرچیز که فکرش را بکنیم انرژی است وما خودمون میتوانیم این انرژی را کنترل بکنیم وانطور که میخواهیم زندگی بکنیم ولذت ببریم مواظب ورودی های ذهن باشیم تا در معرض افکار منفی قرار نگیریم ودرست وبهتر زندگی بکنیم باتشکر از دوستان عزیزم در خانواده عباس منش .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    مصطفی فرخی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1300 روز

    تنها از تو یاری میجوییم و تنها از تو یاری میجوییم

    درست است واقعا زمانی رو یادم میاد که تویه کودکی از بیماری بی توجه ای رنج میبردم بیماری ایی که باعث میشد که در واقع مورد ظلم قرار بگیرم بیماری ایی که برای اینکه مورد توجه باشم کاری میکرد که بدهکار شوم مورد ظلم باشم تا حس قربانی شدن داشته باشم بیماریی که با اینکه میدانم صد درصد مشکلات و موفقیت های زندگیم در گرو نگرش منه نذاره که قبولش کنم و روی خودم کار کنم تا از این مشکلات بگذرم بیماریی که مرا به افسردگی به مسخره شدن به احساس بد و… برد بیماریی که سر منشا تمام مشکلات چه جسمی چه مادی چه روحی و…….. باشه بیماریی به نام احساس جلب توجه و حس قربانی شدن

    به قول استاد یا بهتره بگم چیزی که من درک کردم خدا یعنی اطلاعاتی که بین تمام ذرات جهان وجود داره خدایی که کاری نداره که چی میخوای کاری داره که به چه چیزی توجه میکنی خدایی که میگه مرا بخوان تا تو را اجابت کنم بحث بحث چگونه خوانده شدن هست خدا انرژیه انرژیی که فقط میشود با انرژی صدایش کنی انرژیی که فقط با توجه و باور هات به صورت ناخود آگاهت میخوانیش انرژیی که با کانون توجه ات زندگیت رو میسازی بله این خداست این کسی است که محمد در قرآنش او را معرفی میکند انرژیی که بدون هیچ گونه تفاوتی بین تمام مخلوقینش در نگاهش به آن ها خیر میرسانند و مخلوقینی که به صورت ناخود آگاه و یا خودآگاه این خیر رو از خودشون دریغ کردن این همان نکته ای هست که باعث تمام بیماری ها میشود این رو برای رد پای خودم نوشتم و واقعا تام این حرف ها بهم الهام شده و یه حسی بهم میگفت که بنویسمش

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1299 روز

    سلام استاد جانم،چقدرنیازداشتم به شنیدن این فایل واگاهی این فایل بهم الهام شدتابیام آرامش درپرتوالهی رودوباره وصدباره گوش کنم ،بااینکه اینو توی موزیک ضبط دارم ولی اومدم بگم من همیشه وهرلحظه نیازدارم به شنیدن آگاهی های ناب،امروز توی موقعیتی بودم که نمیدونستم دلیلش چیه امروز جوابمو تواین فایل گرفتم شعور کیهانی ،که مثل وای فای میمونه وماکه ذره ای ازاین شعور کل هستیم ذره ای ازکل،واگربیماری تووجودم هست دلیلش درونی وروحیه نه فقط جسم،هماهنگی باکل کیهان بیماری هارو ازبین میبره،من ذره ای ازکل هستم هروقت که مثل سلولی میشم که باکل بدن یکی نباشه دچار اختلال میشه من هم بهم میریزم هم جسمی،هم روحی و روانی تعادلمو ازدست میدم میفهمم وجودمو سموم گرفته،افکاربد،کینه ها،نگرانی ها هروقت درمن زیاد میشه سمی میشم،خدایا چقدر خوبه این آگاهی ها،بیماری هاازچه تاریخی واردشدند خودشناسی وتعمق زیاد تفکر،خلوت کردنه که بهم یاداوری میکنه ازاصل خودم دورافتادم وباید چاره ای بیندیشم به دنبال درمان مقطعی وجسمی نباشم اون وقت تمام بیماریها وانرژی های منفی ازوجودم بیرون میرن چون دیگه وجودم پرازاو شده ،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1070 روز

    4مین گام به مهاجرت خودشناسی وخداشناسی دوره ی جدیدساخته ی خودم توی سایت بهشتی.

    خدایش احساس بزرگی میکنم که 3تادوره ی هدیه استادروبه پایان رساندم حالاخودم دیگه دوره سازشدم استادجون البته بالطف الله وفایلهای شماو دوره هایی که مریم جون برامون طراحی کردن.

    منم که بلدنیستم شماهارودنبال کنم گفتم خدایاچکارکنم گفت بیاخودمون دوتایی دوره بسازیم تابزرگ بشی.

    دست ازطلب ندارم//// تاکام دل برآید////یاجان رسدبه جانان///_یاجان زتن درآید.اونقدر، در میزنم این خونه رو تاببینم لطف صاحب خونه رو.

    شمابااسب پیشتاز بتازید، منم باهمون سوادخودم روی شانه های خدا محکم میشینم میام آخرش به هم می رسیم. مهم ماندن توی مسیرهست که همه باهم هستیم ومهم نتیجه دیدن است.خدایا رهبریتم کن من بدون تومیترسم قدم بردارم ولی باتوشیری درنده هستم.ای که مرا خوانده ای راه نشنام بده.

    به نام عشق هرلحظه ام بابا خدا سلام به خدا.

    سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم درسایت بهشتی.

    بابایی سپاسگذارم بابت سلامتی خودم وخانواده ام وفرشته الهیم وخانواده ی سایت بهشتی ام.

    استاد راست وصداقت ازحرفهاتون خیلی چیزی دستگیرم نمی‌شود!!!!!

    البته شماآنچه رابایدبگین خوب میگین من متوجه نمی‌شوم وسریع کامنت عزیزان رو میخونم .

    حالاهمین که بلدم مینویسم .

    زمای که پسرکوچکم تازه به دنیاآمده بودشایدبعداز40روزیابیشتریادم نیست حالم ناخوب بود داشتم میرفتم دکتر توی مسیرپاهام به صورت خودکاربه پشت هم گیرکردودرجاقفل شدچنددقیقه ایستادم تاپاهام ازهم بازشدوبه مسیرادامه دادم رسیدم دکترفکرکنم سرم اشتباه به من وصل کردندهمونجاحالم بدترشد بردنم دکتردیگرگفت به این سرم حساس بوده خدایاشکرت بچم شیرمیخوادنمیتونم بچه م رو نگهداری کنم اونقدرکه بدنم خارش داشت شبانه رو یک چاقودستم بودفقط به بدنم میکشیدم وبه عزیزدلم ومادربهشتی ام وبچه هام میگفتم کمکم کنین!میومدم توی حیاط تابرسم سرویس وبرگردم تومسیرکف دستهاموبه دیوارهای سیمانی میکشیدم ازبس که دستام نازک شده بودکهنه های بچه رو نمیتونستم بشورم الهی اون روزهارو دیدم هیچوقت برنگرده.

    بعداز2سال دردکمرشدم وحشتناک توی این 2دوره مریضی مستاجربودیم.

    بعدبنایی کردیم دوباره بعدازیک سال دردکمرم به پاهام میریخت دیگه توی خانه دادمیزیدم حتی جاریم اومده بود خانه ی ما به گریه کردنهای من گریه میکردالان 25سال از اون وقت میگذره هنوزاثرش دربدنم هست.

    آشغال زیرمبل شده البته یک ماه دوره ی مقدس قانون سلامتی رو اجراکردم تولددوباره داشتم ولی برای شروع من زودبود.

    به قول دوستمون بایدملکه وار قانون سلامتی را اجراکنم .

    امیدوارم که خدادرعالیترین زمان منو توی مسیرسلامتی هدایتم میکنه واین ذره ای که شمامیگین باشعورکیهانی یکی میشه رو من درک وفهم کنم گیرائیم بالامیره ازاعماق وجودم فهم کنم سریع نتیجه میگیرم.

    خدایاخودت میدونی من یکم خیلی بچه هستم بایدحرف به مغزواستخونم بشینه همین که متوجه بشم یعنی ازاون گوله برفی که راه میفته من سریعترپیش میرم.

    خب تمام این مریضیهاازفرکانس عقلی خودم بوده وانگشت قضاوت ومقصربودن رو، روی کسی نمیذارم دیگه تو همین جامعه وخانواده بزرگ شدم چکارکنم؟

    حالاکه لطف خدارو که همیشه شامل حال منو خانواده ام از، ازل اجدادتاخاتممون بوده رو، فهم ودرک میکنم خب پس توهمین مسیر قدم قدم پیش میرم ومدام توی مسیرحرکت شکروسپاس وامتنان دارم خدایاشکرت که توی این بهشت درآغوشت گرفته ای خدایاصبرم رازیادکن قدرت قدمهام روزیادکن انرژی جسمی فکری ذهنی احساسات وقلبی ام وهرچی توی مسیربایدبکارببرم روبرام مهیاکن آخه من به دستان قدرتمندفیزیکی ومتافیزیکی تونیازمندم من بایدخیلی نتیجه ببینم.

    من خیلی به خودم افتخارمیکنم که ازاول قبل از آشنایی با قانون جذب همیشه حقیقت رو میگفتم چون خیلی رک هستم از اینکه پشت سردیگران حرف بزنم نفرت داشتم.و به کسی هم اجازه ی حرف زدن پشت سردیگران رو نمیدادم بعضیهاواقعاازاینکارم راضی بودندوهنوزهم به یادگار برای دوستان یافامیلها مونده.

    اگه کسی به عزیزدلم چیزی میگفت عزیزدلم درجوابشون میگفت ازلیلاکسی دروغ نمیشنودچون زن من صادق است و خیلها به ظاهر دوسش دارن ولی به باطن ازش نفرت دارند.

    وهمیشه میگفت اگه خانم منوکناردیواربذارن وتیربارو ، روبروش قراربدن بگن یک چیزی دیگه بگوبه نفعت باشه میگه من راستشومیگم هرچندبه ضررم باشه.

    خدارو بابت این عملم شکرمیکنم چون استادزندگیم مادرم خیلی رک وقدربود.

    پدرساکت وباافتخاراعتبارکل فامیل بودبزرگ مردبودکه یادپدرمادرم همیشه دردل روستاییهامون وفامیلهابه یادگارمونده یادتون گرامی که مارو اینجورتربیت کردین.

    توی خونه هرکاری انجام میدم مرقصم میخونم و میگم به من میگن لیلای پنجه طلا.

    ازم بچگی همین کاره بودم.

    یک خاطره براتون تعریف کنم رفتم پلیس+10برای تعویض گواهینامه: گفتندتا کارهای دفتری راانجام میدیم سریع بروطبقه ی بالاچشم پزشکی آخروقت بودپذیرش گفت دیره گفتم دیگه کارمنوراه بندازین یک دخترجوان قبل من بودولی قسمت اداری هم کارداشت گفتم کارمادوتا خانم رو، راه بندازین آقای پزشک متوجه شد گفت بذارحاج خانم تشریف بیارن اون خانم جوان هم رسیدبالاخره هردو واردشدیم آقای دکتر چشمهارومعاینه کردخوب بود بشین پاشو دستهاپایین بالاروی پنجه وپاشنه منم که خیلی شوخ هستم درحال قِر دادن جلوی دکترمیرفتم میگفتم آقای دکتر به من میگن لیلای پنجه طلا گفت توآشپزخونه گفتم همه جا خندیدوبرگم رو امضاکردگواهینامه م رو گرفتم.ولی چندسال هست اصلاپشت فرمون ننشستم ونمیدانم ازکجاشروع کنم خواهرم بعدازمن گواهینامه گرفت الان همیشه خودش پشت فرمونه البته خدابیامرزشوهرش بیماری سرع داشت خودش مجبوربودمسئولیت زندگی 100٪غیرازدرآمدباخودش بود .

    خداروشکرمیکنم اون زمانی که مریضی زیادمیکشیدم فرهنگ آشنایی با قانون جذب رو نداشتم ولی خدایش با همون بی فرهنگی قانون جذب هم خدامارو ، وانگذاشت. چوب ندانم کاریهارو خوردم ولی دم خداگرم اون معرفت رو برای بنده هاش بکارمیبره واقعا. اگه خانواده داشت میگفتم خدا اصل ونصب داره!!! خدا ریشه داره !!!!!

    عاشقتونم استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم.

    ببخشیدکسانی که به من رای هم میدهید من بلدنیستم حتی همون رایهاروبیارم بخونم ولی ازهمینجا همه شمارو میبوسم دست مریزاد دم همتون گرم.عصرجمعه س خدایاتوفیقم بده بعدازنمازمغرب واعشاء برم پیاده روی کنارحاشیه ی وکیل آباد چایی آماده س ازدیدن مردم لذت میبرم حالااگه میل داشتم چایی نوش جان می کنم وگرنه ازحضورمردم وجای لذت بخش استفاده میکنم شماهم بفرمایید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    ارمان مشایخی گفته:
    مدت عضویت: 3859 روز

    الان در حال دانلودم……ولی امشب تصمیم گرفتم فایل که تو این سایت دانلود کردم دباره گوش بدم و به تمام وجودم تمرینات انجام بدم تا فردی موفق و ثروتمند باشم ….به امید و سلامتی همه اونایی که میخوان موفق بشن انشالا که همه به ارزو و رویاهای خود برسن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    اقدس نظری گفته:
    مدت عضویت: 1334 روز

    سلام، من هنوز فایل را گوش ندادم اما تجربه خودم که به وضوح دیدم ولمس کردم را براتون تعریف کنم

    من حدود یکسال ونیم پیش خودم کارگاه خیاطی داشتم و کسی ازم خواست تا باهم شریک کاری بشیم مزون بزنیم خوب من داشتم کارم را انجام می‌دادم اما ایشون با اصرار زیاد واین که تمام امکانات من آمادس وفقط شما بیا و برش ودوخت و امکانات کارگاه با شما، خوب از اونجا که من از مکان کارم میخواستم جابجا بشم ومدتی بود دنبال یک مکان تمیز میگشتم واجاره بالا بود قبول کردم، واین اولین اشتباهم بود چون روی دیگران حساب باز کردم نه روی خدا وخودم

    که کار را شروع کردیم وحدود 6 ماه از صبح تا غروب من یه لنگه پا برش میزدم ودوزندها می دوختند وایشون هم اطراف ما خرده کاری انجام می‌دادند، بعد از 6ماه اطرافیان ایشون شروع کردند به دخالت ومن کمک کم دلسرد شدم از این روند کار وچون مکان از ایشون بود اصلا دلم نمیخواست اونجا دیگه باشم وتا جایی که گفتند من میخوام لباس آماده بیارم وخودم کار کنم ومن هم که برای آماده کردن امکانات این مکان بسیار زحمت کشیده بودم واز طرفی نمیدونستم جواب همسرم وبقیه را چی بدم، ناخودآگاه در ذهنم اومد که بگم دکتر گفته ایستادن زیاد برات خوب نیست ونباید کار کنی وبه این بهونه جدا بشم البته زانوهام کمی اذیتم می‌کرد ودیگه مرتب هر کس ازم می‌پرسید پس چرا کارت را ول کردی میگفتم که به خاطر زانو درم واین واقعا ملکه ذهن من شد به طوری که دیگه نمی تونستم راه برم وحدود 3 ماه اصلا از خونه خارج نشدم وبعدش هم حدود چند ماهی اصلا یک قدم راه هم نمی‌رفتم بیرون از خونه تا اینکه به خودم اومدم وگفتم این ذهنیت من بود که این مسیر را برام رقم زد وباید درستش کنم، وشروع کردم به رفتن به باشگاه اصلاح درمانی والان حدود نزدیک یکسال هست که باشگاه میرم وخدا ا شکر خیلی بهتر شده‌ام وتصمیم هم گرفتم که فقط روی خدا حساب باز کنم ودوباره امید به خدا. کارم را با قدرت وتونامندی بیشتر شروعکنم وبه خودم اعتماد کامل داشته باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    فاطیما گفته:
    مدت عضویت: 2602 روز

    سلام به همه دوستان. مینویسم تابماند .امروز نشانه هدایت من این صفحه بود خدایا شکرت .هنوز چشام درست کامل باز نمیشه گوشیو برداشتم ووارد سایت شدم خواستم یه نشونه پیدا کنم برای امروزم. چه قدر همه چیز عالی پیش میرود وقتی که افکار بیخود وتوهمی ورنجش های بیش از حد داریم باعث میشه که این رنجش ها در رولن وجان ما نفوذ کنه وروی روح ما اثر بگذارد. دنیا را رها کنیم باقیل وقال هایش اینقدر حساس وروان رنجور نباشیم از اتفاقات .این خاصیت دنیاس که این همه سنگ جلوی پا میندازه حالا این سنگ ها حرف های نسنجیده دیگران هس .مشکلات روابطی هس مالی هس حالا من چرا باید این مشکلاتو بزرگ کنم روش تمرکز کنم که بخواد سلامتی منم درگیر کنه. پس من از امروز خودمو به آغوش خدا میسپارم وکاری یه هیچی ندارم فقط عاشق میمونم عاشقانه زندگی میکنم .عاشق گوشاش کره چشاش کوره از هر چیزی که بخواد عشقشو ازش بکیره عشق من خدایی که منو خلق کرده پس هرچیزی که بخواد تورو از من بگیره برای من بی ارزشترین است ومن هیچ اعتبار وتمرکز وارزشی بهش نمیدم. بچه ها وقتی تلاش میکنیم یه چیزی نباشه دقیقا اون چیز وجود پیدا میکنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    معصومه عرب دشتی گفته:
    مدت عضویت: 1597 روز

    سلام به همه دوستان

    من این فایل رو تا بار بیستم ک گوش دادم فقط می‌شنیدمش چندبار دیگه که گوش کردم درکش کردم خیلی گوش دادم این فایل رو نمیدونم دقیقا بار چندم بود که داشتم گوشش میدادم وقتی به اونجارسید که گفت در زندگی خودت تامیل کن ببین ازکی بیماری های تو به وجود اومدن رفتم تو فکر یادم اومد ک از چه تاریخ و از چه روز و چه سال چشمای من حساسیت گرفت و مجبورم می‌کرد که هرسال سالی دوبار برم دکتر داروها و ک مصرف میکردم خوب بودم ولی وقتی تموم میشدن داروها باز شروع به درد کردن میکردن وقتی مچ

    ذهنمو گرفتم و دلیل درد کردن چشمامو پیدا کردم که چجور من با دستای خودم این بیماری رو چندسال برای خودم درست کردم امسال که رفته بودم دکتر بعد از درک کردن این فایل من دیگه از داروها استفاده نکردم بجاش روی خودم کار کردم روی ذهنمو افکارم که این بیماریمو با افکارم درست کردم باید با افکارمم خوبش کنم بعد از اون تصمیم من الان چشمام خیلی بهترشده کمتر اذیتم میکنه ولی من تصمیم گرفتم که کامل خوب بشه و با کمک الله مهربان ایشالا که موفق میشم و حتما نتیجه بهترمو زیر همین فایل کامنت میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: