آرامش در پرتوی آگاهی | قسمت 4 - صفحه 6 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

190 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهام 🌳 گفته:
    مدت عضویت: 2635 روز

    ساعت ۲:۴۵ دقیقه ی شبه

    امروز کلا حال خیلی خوشی نداشتم به چند تا تضاد باهم برخوردم…

    داشتم گریه میکردم‌ و به خدا میگفتم آرامش نیاز دارم

    و رسیدن به خواسته هام رو میخوام.

    یهو یادم افتاد خدا با گریه و زاری کاری نداره ، یاد وقتایی ک چیزی ازش خواستم بهم داده افتادم،

    یادم افتاد اون لحظه ها با لبخند و باحال خوب یا حتی مثل بچه ها شدم و تقاضا کردم … ازش درخواست کردم و اونم منو به خواسته ام رسونده…

    ی کوچولو حالم رو عوض کردم و گفتم خدایا نشانه ام رو نگاه میکنم ی چیزی بگو ک یکم به آرامش برسم…

    من دقیقا همین کلمه ها رو گفتم و اسم فایل( آرامش در پرتو آگاهی)

    راستش حتی با گوش دادنش حالم خیلی تغییری نکرد…

    اما الان که دارم مینویسم حالم هی ذره ذره داره بهتر میشه…

    خدارو شکر که شمارو داریم استاد

    واقعا تحسینتون میکنم و لذت میبرم از بهشتی که برای خودتون ساختید🌳🌲

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2453 روز

    /////روش های متافیزیکی فقط جواب میدن و باید روی متافیزیک کار کرد //// البته منظور از /باید// اینه که اگر می خوای همیشه تندرست باشی وگرنه بایدی وجود نداره

    داروهای گیاهی هم جواب داده ولی….

    در مورد ///فقط اون بیماری که بیمار داره و درمانش میکنه اون هم با اعتقاد و باور اون فرده وگرنه اصلا جواب نمیده …

    من خودم قبلا با داروهای گیاهی بسیاری از بیماری هام درمان شده چون قبول داشتم که درمان میشم و جواب هم میداد

    ولی متافیزیکی برای همیشه است…

    متافیزیک برای فقط سرماخوردگی و پادرد و کمردرد وو……. نیست برای کل اعضای بدن هسش

    برای کل بیماری هاست

    برای درمان همیشه به صورت قطع و با یقین

    باید تکرارکنیم

    تا بشه باور

    تا بشه جزیی از وجودمون که همیشه دنبالمون باشه و زنجیره ادامه دار باشه

    خدایا شکرت برای قوانین ثابتی که وضع کردی که همه جهانیان را حیرت زده کرده //شکر لله//

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1466 روز

    سلام استاد مهربان

    هیچ نمی توان در مورد این فایل نوشت

    فقط باید گفت که ای خدای من

    ممنون از تو بخاطر این همه زیبایی

    حال خوبی

    نعمت های فراوان که در اختیار من است

    هر چه بر من از خودم به خودم می رسد ضرر است

    هرچه از تو بر من می رسد خیر و برکت است

    این فایل علاوه بر یک فایل عادی

    یک فایل کاربردی و پر معنی است

    سم زدایی

    پاک شدن روح انسان

    همه اینها در جهت بهتر شدن من هستند

    ای خدای من

    ای مهربان من

    ای زیبای من

    ممنون از تو

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    مصطفی یادگاری دهکردی گفته:
    مدت عضویت: 2697 روز

    بنام رب العالمین و سلام خدمت استاد عزیزم و اعضای سایت الهی عباس منش

    خداوند را سپاسگزارم که من را به شنیدن این فایل ارزشمند هدایت کرد

    دیروز از یک سفر طولانی به خونه برگشتم و در حال رانندگی بایکی از عزیزانم به سمت یک مقصد دیگه بودم که سر صحبت های قدیمی باز شد اون حرف های که من را به هم می‌ریزد من خیلی سعی کردم ولی باز به هم ریختم و عصبی شدم واقعا به هم ریختم و بعد از این ماجرا یک ساعتی فکر کردم و به خودم گفتم مصطفی هنوز خیلی راه داری هنوز اونقدر قوی نشدی که با صحبت ها و انتقادات و نظرها و قضاوت های دیگران بهم نریزی و باید هنوز خیلی روی خودت کار کنی

    این بهم ریختگی تا شب در من بود تا به فایل آرامش در پرتوی آگاهی شماره چهار پناه آوردم و انگار آب روی آتیش بود و من را آرام کرد و بعد چندتای بعدی را هم گوش دادم و در آرامش شب را استراحت کردم

    این برای من این معنی را داره که این فایل ها من را به خود متعالی خودم وصل می‌کنه و من را به یاد خودم و اصلم میندازه چون تنها با یاد خداست که دلها آرام میگیرد.

    و امروز صبح اولین کاری که کردم گوش دادن با تمرکز و یادداشت برداری این فایل بود و دریچه های جدیدی از آگاهی به روی من باز شد.

    من از زمان فیل از دانشجویی و وقتی که شاید 18 ساله بودم به این فکر میکردم که باید تغییر کنم و زندگی بهتری داشته باشم و دنبال آگاهی های جدید بودم و تنی هرکدوم چند ماهی غرق میشدم و رها میکردم اینا بگم که من استاد رها کردن بودن و هیچ کاری را به سرانجام نرسوندم ولی اینبار همه چیز فرق می‌کنه و اینبار دارم با قانون تکامل آشنا میشم و از همه مهمتر از وقتی دارم متعهدانه این آموزه ها را اجرا میکنم نتایج کوچولو را هم میبینم و من را تشویق به ادامه می‌کنه

    یکی از نتایجی که گرفتم ترک یک عادت بد بود که مدت ها من را رها نمی کرد و این حس رهایی و آزادی که بعد از این ترک کردن دارم را نمیشه توصیف کرد احساس قدرت و اعتماد به نفس و اینکه آره همینه برو جلو تو میتونی حرکت کن و قدم‌های کوچک و مستمر را بردار.

    بازهم سپاسگزار شما استاد خوبم و مریم خانم هستم که اینقدر عاشقانه برای من و همه‌ی اعضای سایت زمان میزارین واقعا هیچ چیزی را بیشتر از این دوست ندارم که بتونم به فلوریدا سفر کنم و شما را ببینم و البته که می‌دونم باید با نتایجم اونجا باشم و من این کار را خواهم کرد.

    در پناه خداوند و به امید دیدار ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    عصمت دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 1480 روز

    سلام به فضای پاک و باصفا

    امروزم دوباره کامنتی می‌گذارم این فایلو خیلی گوش کردم اما برای اینکه بهتر متوجه بشم نوشتشو خوندم و باخودم تکرار کردم

    چیزهای که یاد گرفتم مینویسم

    از شعور کیهانی تا بیمارهای تو

    اینکه من میتونم در آرامش و از طریق ناخودآگاه ام با این شعور کیهانی ارتباط بگیرم

    وقتی من آروم باشم و آرامش تمرین کنم به چیزهای جدیدی دست پیدا میکنم و به جهان هستی نزدیک تر میشم

    اگر یک ذره ارتباط و هماهنگی خودرا با کیهان از دست بدهد آن ذره بیمار می‌شود و اگر پدیده دیگری هماهنگی خودرا به دست بیاورد ذره ارتباط خودرا کیهان به دست می آورد

    فقط برای سه روز برای خودم تمرین کنم که بیماری های که در من به وجود اومده به خاطر ناهماهنگی با شعور کیهان بوده

    وجودم پراز سمومی هست مثل غم، کینه، حسادت حسرت، خودخوری

    و این سموم همه ی وجود منو در بر می‌گیرند و چیزی برای خودم باقی نمی‌ماند

    روش های سم زدایی دو دسته هستند

    فیزیکی که مثل تمرینات تنفسیوداروهاو روغن های گیاهی و ماساژ

    متافیزیکی اصلاح روش انرژی و روش سبک زندگی

    برای سه روز تمرین کنم که بیماری های من از چه موقعی پدیدار شدند

    نشستم باخودم فکر کردم بیماری افسردگی من از چه زمانی شروع شد خودم زمانشو پیدا کردم

    از همان موقعی که هیچی از قانون بلد نبودو و خودم با دستان خودم زندگیمو نابود کردم جالبه اون موقع انگ بی عدالتی به خدا میزدم میگفتم من چی گناهی کردم که این اتفاقات بد برام افتاده بعدش متوجه شدم تقصیرخودم بوده هرخیری میرسه از طرف خداست هر شری میرسه از طرف خودمه خداوند منبع خیره

    تصمیم گرفتم درست بشم یک قدم برای حال خودم بردارم به قول استاد بقیه ی قدم هارو خدابهم میگه و الحمدلله حالم روز به روز داره بهبود پیدا میکنه و از خداوند میخام هرروز منو به بهترین راه هدایتم کنه و منم گوشامو تیز میکنم تا نشونه هامو دریافت کنم

    خدایا شکرت به خاطر امروزم که تونستم بازهم کامنت بگذارم

    خدارشکر تونستم با دستام به فرزندم غذا بدم لباسشو عوض کنم

    خدایا شکرت تونستم پوشک پسرمو با دستام عوض کنم

    خدایا شکرت امروز روز خوبی بود پراز فرصت لذت زندگی

    خدایاشکرت برای سلامتی بدنم

    خدارشکر به خاطر سلامتی چشم هام که میبینه زیبای هاتو

    خدارشکر به خاطر وجود همسرم

    خدارشکر به خاطر وجود فرزندم که پراز عشق و لذته

    خدارشکر میکنم برای این سایت پربرکت استادی مهربون و توانا

    خدارشکر میکنم برای غذایی که تونستم آماده کنم

    خدارشکر برای غذایی که تونستم بخورم

    خدارشکر به خاطر پاهام که هرجایی بخام میتونم باهاشون برم ممنون که بهم خدمت میکنین

    خدارشکر میکنم به خاطر نعمت شکرگزاری که نزدیک ترین فرکانس به خداونده

    خدارشکر میکنم به خاطر نزدیکی به خداوند

    خدارشکر میکنم برا عشقی که به عزیزانم دارم

    خدایا به خاطر تک به تک نعمت هات سپاس گذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    آرام گفته:
    مدت عضویت: 1692 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان عزیزم

    من تقریبا دو ما و نیمه که دیسک کمرم درد گرفته و میزنه به لگنم و پای چپم

    این بیماری از کجا اومد دو ماه و نیم پیش وقتی سر کار بودم بهم خبر دادن داییم از دنیا رفت. انقدر دلم می خواست از سرکار بیام بیرون و راحت بزنم زیر گریه.

    اما سر کار موندم و همش تمام اعضای بدنم رو سفت کردم که گریه نکنم و کسی چیزی نفهمه از همین جا بود که شروع شد

    هفته بعدش تصمیم گرفتم محیط کارم رو عوض کنم و دوباره انقدر به خودم استرس دادم چون محیط شغلم رو خیلی دوست دارم همه مهربونن ولی درآمدم کمه.

    و آخر سر هم رییسم حقوقم رو زیاد کرد و موندم.

    و یه مورد دیگه که یه مدتی بهش فکر می کردم که من 44 سالمه من بیمه زنان خانه دارم ،آخر عاقبتم چی میشه و همش غصه این موضوع رو می خوردم.

    الان چنان درد فکرم رو به خودش مشغول می کنه که الان دیدم یه ماه اصلا به این موضوع ها فکر نکردم.

    البته حالا درد منو خیلی می‌رسونه، ذهنم میگه اگر دردت شدید بشه دیگه نتونی بری سر کار چی؟

    اما چند روزه دهنه ذهنم رو بستم ، بهش گفتم خداروشکر هیچ قرض و وامی ندارم. فوقش ماهی دو سه بار میرم فیزیوتراپی ، خونم هم که رهنه خدا روشکر پس اجاره هم ندارم. خدایا سپاسگزارتم که انقدر درحال کمک به من هستی. هروقت هم که نشد میرم خونه ارزونتر کوچیک تر. پس دیگه از چی باید بترسم.

    پس دلم آرومتر شد. فیزیوتراپی ده جلسه رفتم و داروهای تقویتی دارم می خورم.

    اما روش اصولی و بنیادی 1_ هر روز چند دقیقه مراقبه کنم

    2_ دست از قضاوت بردارم که توش دروغ و تهمت و غیبت هست

    3_ذهنم رو با درس های استاد پر کنم

    4_سپاسگزاری برای اعضای سالمم

    4_هر نوشیدنیی می خورم هدایتش کنم بره به سمت دیسک و با نوشیدنی صحبت کنم و بهش بگم بره التهاب دیسک رو خوب کنه.

    من 2 مورد داشتم که بدنم شدید میخارید وباید براش قرص می خوردم تا آروم بشه و همه می گفتن چون کبدت چرب و داغه .من هروقت نوشیدنی می خوردم بهش می گفتم برو کبدم رو خنک کن برو چربی ها رو بشور و ببر

    و دوسال بود دیگه بدنم نمی خارید

    و قسمتی از بدنم به مدت 20 سال قارچ عجیب و سمجی داشت که هرچی دکتر میرفتم خوب نمی‌شدم

    تا اینکه این رو هم 3 ماهه خوب شدم خدایا شکرت.

    که با روش آب خوردن آگاهانه و هدایت آب به اینکه برو و تمام قارچ ها رو بشور و ببر و به کف دستم نگاه می کردم و میگفتم اون عضوم رو مثل کف دستم پاک پاک کن.

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر.

    یه نکته جالب که وقتی دردم شروع میشه اگه فایل های استاد رو شروع کنم به گوش کردن ، ول می کنه.

    خدایا ما رو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آن ها نعمت دادی ( سلامتی ثروت سعادت خوشبختی) نه راه کسانی که به آنها غضب کردی و نه گمراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    الهه گفته:
    مدت عضویت: 1488 روز

    به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیز وخانم شایسته نازنین ودوستان گرامی خداروشکر بابت این فایل گرانبها که نشانه ی امروز من بود و من بعد دوسال کار کردن یه کم از سایت دور شدم و من کسی هستم که اصلا اهل عشق دادن به کسی نیستم و دیشب دلم بدجوری خواست عشق بورزم و گفتم خدا یا دیگه خسته شدم از این همه جدی و خشک بود و سخت گیری و همش در فکرم ناخودآگاهم این بود عشق دیگران رو الکی میدیدم حتی همسرم پسرم بیشتر اوقات به من عشق میدن و من حتی از اونا هم نمی پذیرفتم با این که وقتی بیرون یه بانک یا یه سوپر میرم یکی مثلا میگه جان و بفرما و خیلی با احترام صحبت میکنه بدجوری خوشحالم میکنه حتی با مهمون هام رفتار خوبی داشتم ولی جوری رفتار میکنم اون عشق رو متوجه نشن انگار همش گفتن وابسته نشی من همش ترس از وابسته شدن این بلا رو سر خودم آوردن و از این نعمت عشق ورزیدن به این همه نعمت الله دست کشیدم و سخت گرفتم و من از این حال واقعا حسم خراب شد شکر خدا الان متوجه شدم آگاهانه سعی میکنم عشق الهی رو به یاد خدا که در قرآن گفت که حضرت سلیمان با یاد خدا به اسب محبت می‌کرد اینم از قرآنی که خودم امروز برام امد خدا یا کمکم کن من هم بی قید وشرط عشق بورزم به تمام اطرافم و با خودم در صلح باشم سپاسگزارم استاد عزیزم هستم واقعا عالی هست این همه نعمت آگاهی در پناه الله یکتا شاد ثروتمند وسعادتمند در دنیا وآخرت باشید دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    شهیده صفری گفته:
    مدت عضویت: 2177 روز

    سلام به خدایی که جهانش پر از نظم و زیباییست.سلام به استاد عزیزم.تقریبا ۱۰ روزه که وارد سایت شدم اما انگار به اندازه چند سال آرامش دارم.صادقانه بگم که قبلا افکار منفی داشتم.از خودگذشتی زیاد برای دیگران که باعث میشد خودم و فراموش کنم و همین دلیل بوجود اومدن یک سری از بیماریها هرچند کوچک مثل سردرد مقطعی و موارد دیگه میشد.قبل از آشنا شدن با گروه و خانواده خوبم یک چند وقتی یعنی از حدود تیرماه۹۸ این تلنگر بهم زده شد که از زندگیت چیزی نفهمیدی و فقط خودت و برای دیگران قربانی کردی و خودت و اذیت کردی.بماند که چقدر تلاش کردم تا افکارم بهتر بشه هنوز هم دارم رو افکارم کار میکنم و این تا ابد ادامه داره. الان که به قبل فکر میکنم میبینم من خاستم این بیماریها از تن و ذهنم ریشه کن کنم و خدای بزرگ هم به زیبایی راه و به من نشون داد.خیلی لذت بخشه که ببینی فقط با به دست گرفتن افکارت میتونی زندگیت و به بهترین شکل بسازی و نتیجش آرامشی که الان دارم.من با همین ایمان و تغییر افکارم عینکی که سالها ازش استفاده میکردم و کنار گذاشتم و شاید باورتون نشه ولی دیدم نسبت به قبل بهتر شده.سردردهام و بدون مراجعه به دکتر درمان کردم.برای داشته هام خدارو هر روز شکر میکنم.انرژی مثبتم روی گلهایی که تو اتقم هست تاثیر زیادی گذاشته و رشدشون فوق العادس.من این نشونه ها دیدم و دقت کردم و فهمیدم همه چیز دست خود من و افکارمه.من عاشق این تغییر هستم.الهی شکرت که نشونه های زیبات و هر لحظه به من نشون میدی.استاد عزیزم که از فایلهاتون کلی انرژی میگیرم و لذت میبرم.انشالا به زودی نتایج فوق العادم و از این تغییرات مثبت خدمت شما و خانواده خوبم اعلام میکنم.در پناه حق شاد ثروتمند سعادتمند باشید🌸

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    النازصالحی گفته:
    مدت عضویت: 1568 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان نازنینم و تمام دوستان هم مسیریم

    ارتباط آرامش با شعور کیهانی

    امروز که این آگاهی ها رو کسب کردم یاد روزای گذشته افتادم چه قدر ناهماهنگ بودم

    یه جایی خونده بودم بسیاری از بیماری های شما به خاطر جمع شدن انرژی ها در یک نقطه است اون موقع درکش نکردم اما الان متوجه شدم که بله وقتی جاری و رها نباشی وقتی نذاری این اصل و حقیقت این بدن که ذره ذره از انرژی حق و حقیقت است با منبع خود متصل باشد به ما هشدار میدهد با بیماری های مختلف با نا ارامی ها ….

    همه چیز از یک منبع حق و حقیقت و هستی بخش است و همه چیز هستی اش را از تنها یک منبع میگیرد تا زمانی که وصل به منبع حیات و هستی باشی وجود داری هستی داری و جریان حیات در تک تک سلولهایت جاری است اما وقتی جاری بودن و اتصال رو قطع میکنی وقتی کمی در گیر تر و زمینی تر میشیم وقتی منیت بیشتری میگیریم و اصل و اساسمون رو فراموش میکنیم گه کیستیم و از که منشاحیات و هستی را گرفته ایم دقیقا در همان لحظه که من لایتنهی رو فراموش کرده و به من فانی میچسبیم خودمون رو از تجربه ی هستی در کنار آرامش منع کرده ایم زمانی میشه گفت من هستم که متصل باشم در غیر این صورت چیزی جز یک جسم فانی وجود ندارد…..

    وقتی به خود چند سال پیشم نگاه میکنم که شدت بیماریهام با شدت غم هام را بطه ی مستقیم داشت و مقایسه میکنم با الان ام که به لطف خدای مهربون همیشه سالم و سرحال و شادم این موضوع رو بیشتر تصدیق میکنم و خوشحالم که هماهنگ شدم تا نه تنها روح و اصلم بلکه تک تک سلولهام از لذت هماهنگی و اتصال با منبع هستی برقصند و شاد باشند 😍😊💜

    الهی شکر 💜

    استاد قشنگم هماهنگ ترین فرشته ازت سپاسگذارم که مسیر هدایت و رو برام هموارو روشن کردی خدا رو سپاسگذارم که با این مسیر زیبا و با شما آشنا شدم الهی شکر 💙💙💙💙

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    سمیه گفته:
    مدت عضویت: 2327 روز

    بسم الله النّور

    سلام استاد عزیزم

    ان شاءالله که حالتون عاااالیه

    استاد امروز میخوام از اتفاق مهمی بنویسم که سال ها آرزوش رو داشتم و احساس می کنم خیلی بهش نزدیکم.

    من از سال 77 مبتلا به آسم حاد شدم و بارها به خاطرش راهی بیمارستان شده بودم و ….

    گاهی دو قدم راه رفتن عادی بدون تنگی نفس برام رویا بود. همه ی روز و شب من با تنگی نفس شدید می گذشت تا خداوند دکتری رو تو مسیرم قرار داد که آسمم رو کنترل کرد و البته به کمک داروهای خوراکی و استنشاقی و تنفسی …. بعد از یک سال که تحت درمان ایشون بودم دیگه تنگی نفس دائمی نداشتم و البته همه ی اینا به کمک دارو بود. برای افزایش حجم ریه ام همین دکتر عزیز بهم گفت بین ورزش شنا و تنیس باید یکی رو انتخاب کنم و یا هر دوتاش رو برم تا حجم ریه هام افزایش پیدا کنه ، بهتر بگم کمتر از اونی که بود نشه. من هم رفتم شنا رو یاد گرفتم و مرتب میرفتم که البته همواره قبل و بعددشنا باید اسپری تنفسی مصرف می کردم تا دچار مشکل تنفسی نشم. خلاصه کنم همیشه آرزوم بود که روزی برسه من بدون دارو عادی نفس بکشم و چند بار هم از دکترم پرسیدم این ممکنه و ایشون می گفتن حجمی از ریه ی شما تخریب شده و کار ما حفظ قسمت سالم ریه ی شماست و شما باید تا آخر عمر دارو رو مصرف کنید. اما ندایی درون من می گفت میشه و می تونی ! تا اینکه دو سه باری تصمیم گرفتم که آروم آروم داروهام رو کنار بذارم ، کمی از دوز داروهام کم می کردم، اما نمیشد. دو سه هفته ای خوب بودم اما یهو حالم به شدت بد میشد و حتی نیازم به دارو بیشتر از قبل میشد. و تا دو سه ماه حتی با مصرف دارو تنگی نفس داشتم. تا اینکه اوائل ورود به سایت شما با مجموعه فایل های آرامش در پرتو آگاهی آشنا شدم و خییییلی گوش می کردم مخصوصاً این صفحه رو. دو سه تا فایل هم از استاد دیده بودم که می گفتن سلول های بدن هر روز در حال رفرش شدن هستن و من همونجا گفتم پس سلول های ریه ی من هم می تونه درست بشه ! خیلی امیدوار شدم و به نظرم همزمان با قانون سلامتی بود که از خداوند خواستم که من رو به این خواسته ام برسونه . و خداوند هدایتی واضح در این زمینه به قلبم سرازیر کرد و من همون روز با دکترم تماس گرفتم و اونچه که خداوند به قلبم هدایت کرده بود رو برای دکترم توضیح دادم. ایشون بعد از چند ثانیه سکوت گفتن خیلی موشکافانه حواستون به تغییرات تنفسی ای که پیش میاد باشید و نمی دونم نتیجه چی میشه ، میشه امتحانش کرد ! من هم شروع کردم . اینکه چه کارهایی انجام دادم و چه مراحلی رو گذروندم رو توضیح نمیدم چون هدایتی بود به قلبم و شاید برای من اینطور جواب میداد و شاید اگه عزیز دیگه ای اون راه رو بره براش مناسب نباشه ، البته خیلی دوست دارم که مراحلی رو که رفتم روی چند نفر امتحان کنم شاید برای خیلی از بیماران آسمی جوابگو باشه البته خیلی صبر هم میخواد. من تونستم تا حد زیادی داروهام رو کم کنم و تنفسم بسیار قوی تر از قبل بشه . قبلاً با انجام کارهای سنگین تنگی نفس می گرفتم و حتماً باید اسپری میزدم اما حالا میدیدم که کمی تنگی نفس می گیرم اما بدون اسپری درست میشه و همین برای من نشانه ی خوب و روشنی بود و خیلی خداروشکر می کردم. تا اینکه هفته ی اول این ماه تو شرایط مالی سختی افتادیم و من نتونستم اسپری تنفسی ام رو بخرم.این اواخر داروم کمتر شده بود و من شبی یک قرص و یک پاف اسپری مصرف می کردم. قرص رو داشتم اما اسپری نه! یک هفته گذشت و من بدون اسپری بودم!همسرم گفت که میخواد داروم رو بگیره ازم پرسید شماره اسپری 300 بود ، گفتم نمیخواد بگیری! حالم خوبه و هیچ تنگی نفسی ندارم! گفت که نه این موقته! گفتم بر فرض موقّته بذار ببینم تا کجا پیش میره! جمعه ی قبل یعنی 23ام مرداد رفتم استخر. سه هفته بود که اسپری مصرف نکرده بودم. اولش با ترس رفتم تو آب، قسمت کم عمق. و احساس می کردم که بوی کلر اذیتم می کنه اما به خودم گفتم نه! همه چی خوبه و عادی میشه. گفتم من قانون تکامل رو اینجا رعایت می کنم و از همین کم عمق شروع می کنم. یاد اولین تمرینای آموزشی مربیم که دوازده سال پیش بود افتادم و شروع کردم همون تمرینا رو کنار دیواره استخر انجام دادم ، کمی کرال پشت رفتم . راحت نبودم اما تنگی نفس هم نداشتم. بعد یه کرال سینه رفتم دیدم اصلاً نمی تونم نفسم رو کنترل کنم. دوباره به خودم گفتم فکر کن هیچ شنایی بلد نیستی کلاس دوازده سال پیش رو بیار تو ذهنت و تمام اون مراحل رو از اول برو . درست مثل کسی که تازه داره شنا یاد می گیره اون تمرینا رو مرحله به مرحله انجام دادم و خیلی آروم آروم پیشرفت تنفسم رو حس می کردم و این بهم انگیزه ی بیشتری میداد. تا اینکه توستم تو کم عمق چند بار عرض استخر رو کرال سینه برم با یک نفس. وای خدایا ! من قبلاً با دو نفس میرفتم گاهی هم سه نفس! اما حالا تونسته بودم با یک نفس برم. دو ساعت و نیم تو کم عمق بودم که حسم گفت حالا برو عمیق. گفتم نه می ترسم! گفت برو! گفتم به ناجی بگم که من مدتیه دارو نداشتم و … مواظبم باشه؟ گفت هیچی نگو ، تو خوبی! رفتم عمیق. کرال پشت رفتم. اما از کرال سینه می ترسیدم ، از شیرجه هم می ترسیدم. بهم گفت تمرینای تنفسی ای که لبه کم عمق انجام دادی همینجا تو لبه عمیق انجام بده اما تو عمق بیشتری خودت رو نگهدار . یه کوچولو هم کرال سینه رفتم اما به خوبی کم عمق نبودم. این ترس بود که نمیذاشت. برای همین به خودم گفتم تا همینجاش رو به خوابت هم نمی دیدی که بیای استخر و اینطوری حدود سه ساعت تمرین کنی و شنا کنی اما نفست کاملاً عادی باشه. خدارو دائم شکر می کردم و اشک ذوق تو چشام بود . همون حس زیبای دورنم بهم گفت چند بار دیگه که اومدی استخر همون کارها رو تو کم عمق و عمیق انجام بده، خودبخود آماده میشی و شنات هم از قبل خیییلی قویتر میشه. و حالم اون روز عالی بود. عالی . و دچار تنگی نفس هم نشدم فقط دو روز بعدش خستگی زیادی رو تو بدنم احساس می کردم که اونم برطرف شد. و این معجزه ای بزرگ بود برام استاد. حتی اگه موقّت باشه ، این تجربه رو هیچ وقت فراموش نمی کنم. احساسم بهم میگه این تجربه باز هم تکرار میشه و من به آرزوم میرسم. خدا رو هزززززاران هزااااار شاکرم. خدایا شکرت خدایا شکرت. استاد از شما بسیار بسیار متشکرم. تک تک فایل های شما هدایتگرند. این منم که من باید خودم رو به مداری برسونم که این هدایت ها رو از فایل های شما دریافت کنم و عملی کنم. متشکرم استاد عزیزم. خدا حفظتون کنه.این دو تاکید شما تمرکز بر نقاط مثبت و رعایت قانون تکامل خیلی اون روز تو استخر بهم کمک کرد. اون روز دائم این دو اصل رو به خودم یادآور میشدم. یاد یه چیزی افتادم اون روز یه خانمی تو کم عمق بهم می گفت که من چرا وقتی به سینه شنا می کنم آب می خورم اما شما رو دیدم که یه نفس شنا می کنی! ایرادش رو بهش گفتم و بعد هم من همون تمرینای مربی خودم رو بهش یاد دادم و گفتم همیشه اول ورودت به استخر این تمرین تنفس رو انجام بده. خیلی خوشحال شد و چند بار تمرین کرد و گفت که حالا خیلی بهتر شده. ازم تشکر کرد. این حس خیلی خوبی بهم داد و تو دلم گفتم اول ورودم به استخر ترس تو دلم بود اما حالا این خانم بهم میگه تو رو دیدم که یه نفس شنا می کنی! خوشحال شدم که به خداوند و خودم اعتماد کردم و برای اولین بار بدون اسپری رفتم استخر…..

    اللّهم ثبّت اقدامنا…….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      سمیه گفته:
      مدت عضویت: 2327 روز

      بسم الله النّور

      سلام استاد عزیزم ، وقت شما بخیر و شادی

      این نوشته ادامه ی نوشته ی بالاست. دیروز نکته ای رو یادم رفت بگم، کامنتم رو ویرایش هم کردم و اینا رو تایپ کردم اما نمی دونم چرا اشتباه به جای ثبت ، حذف زدم و تغییرات ثبت نشد.

      این جمله ها از این صفحه خیلی بهم کمک کردند:

      برای سه روز آینده:

      فقط برای سه روز در گذشته خود تأمل کن. ببین بیماری‌هایی که از مدت‌ها قبل همراه تو بوده‌اند، از چه تاریخ و با چه اتفاقی یا چه دوره‌ای از زندگی تو شروع شده‌اند. ببین در آن زمان از نظر روحی چه تاثیراتی را تجربه کرده‌ای.

      بررسی کن که چگونه می‌توانی از این بیماری‌های روحی و جسمی با روشی اصولی و بنیادی رها شوی.

      از همون موقع که این جمله ها رو شنیدم شروع کردم به جستجو در گذشته ام و دلایل روحی و فرکانس های ارسالی اون زمان خودم رو یادم اومد و قشنگ فهمیدم که چرا من مبتلا به آسم شدم و بعد هم به حالت های تنفسی خودم در مواقع مختلف دقت کردم و باورهای خودم رو هم در زمینه ی مشکل تنفسی خودم تا حدود زیادی پیدا کردم. البته هنوز خیلی کار داره تا به قول استاد به صورت بنیادی مسئله رو حل کنم اما همین که در این مسیر هستم و همین نتیجه های تا این حد بزرگ بسیار برام خوشحال کننده است.

      از خدواند میخوام که درکی به من بده که خودم رو در مدار آگاهی هایی که در اختیار ما گذاشتین قرار بدم و دریافت کنم و عمل کنم به آگاهی ها ، در همه ی جوانب زندگیم.

      ممنونم استاد عزیزم که عاشقانه این فایل ها تهیه می کنید و مریم جان از شما بسیار ممنونم که گاهی برای خیلی از فایل ها دقایق طولانی گوشی رو تو دست خودتون نگهداشتین و از استاد فیلم گرفتین . به شما عزیزان خدا قوّت میگم . هر دوی شما عزیزان رو تحسین می کنم و دوستتون دارم.

      اللّهم ثبت اقدامنا….

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: