اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی - صفحه 1


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی
    459MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

452 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    روح اله عبداللهی گفته:
    مدت عضویت: 4249 روز

    سلام استاد قشنگم. چقدر این ترکیب رنگ و طرح لباس و کلاهتان زیباست. خیلی به شما می آید و از آنها لذت بردم. این طرح لباس من را یاد جنگلهایی می اندازد که برای خلوت با خودتان به آنجا می رفتید. شاخه ها و برگهای در هم فرو رفته در اعماق جنگل که محل خلوت و تنهایی شما با خدای درونتان بوده است. آنجا که به جای دنبال مشکلات بودن و ناراحت بودن به خاطر مشکلات تان دنبال آرامش ذهن و لذت بردن از لحظات زندگی تان بودید. به جای تقلا کردن برای حل مشکلات تان سعی می کردید خودتان را آرام کنید تا خداوند راه حل آنها را به شما الهام کند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 39 رای:
  2. -
    مهدیه حسن زاده گفته:
    مدت عضویت: 2239 روز

    سلام استاد عزیزم

    فایل رو دیدم و شنیدم و خیلی ممنونم چقدر زیبا مسائل رو تفکیک کردین که به چه موضوعاتی در گذشته باید توجه کرد(فقط اونهایی که میتونین ازشون درس بگیرین و دیگه تکرارش نکنین) به چه موضوعاتی نباید توجه کرد(اونهایی که عملا با یاداوریشون ما نمیتونیم کاری برای بهبودش انجام بدیم و حالمون رو بدتر میکنه) مخصوصا در مورد روابط و استاد من ی چیزی در مورد روابط بگم شاید کمک کن تا بقیه هم به احساس بهتری برسن از وقتی این شیوه رو بکار میبرم دیگه از هیچکس هیچ دلخوری به دل نمیگرم و جالبیش اونجاست که تقریبا اصلا کسی با من رفتار نامناسبی به اون صورت نداشته که من بخوام ناراحت بشم یا که نشم و اونم اینه که هروقت رفتار و برخورد نامناسبی از کسی میبینم بلافاصله به خودم میگم مهدیه ناراحت نشو اون داره در سطح اگاهیش رفتار میکنه همینقدر بیشتر درک نمیکنه تو نباید ازش کینه به دل بگیری.

    خدا میدونه که فقط با گفتن همین جمله چقدر سریع حالم خوب میشه حتی گاهی دلم براش میسوزه و اینطوری حال خودمو خوب نگه میدارم، امیدوارم که راهکار خوبی باشه برای دوستان و از حال بد به این ترتیب دوری کنن در پناه حق باشین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 43 رای:
  3. -
    عاطفه زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1089 روز

    به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست

    با درود و سپاس خدمت استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم

    ممنون از فایل پر بارتون در مورد برداشتن تمرکز از روی مشکلات و تمرکز بر روی رشد خودمون

    من هر وقت خونه ی جدیدی خریدم و یا محل کار جدیدی رفتم، غالبآ با رفتارهای بسیییییییییار عجیب و غریب افراد اونجا که هیچ آشنائی با من ندارن مواجه شدم، از این دست موارد برام زیاد پیش اومده، اوائل فکر می کردم مشکل از منه، ولی با آشنایی با آموزه های ارزشمند استاد برام این موضوع حل شده.

    و اصلأ دنبال پیدا کردن ریشه ی این رفتار ها توی خودم و یا اطرافیانم نیستم.

    باورهای بینهایت عالی: حال خوب اتفاقات خوب و توجه به نکات مثبت و اعراض از نا خواسته ها خئییییییلی بهم کمک کرده.

    جالب هست بگم بعد از مدت کوتاهی رفتار همون ها 180 درجه تغییر می کنه و وارد فاز عذر خواهی می شن.

    من زندگی خودم رو دارم و همچنان در مومنتوم مثبت رشد و بالندگی هستم.

    اینجا مهمه بگم من هر روز توی ستاره ی قطبیم این دو تا خواسته: حال خوب اتفاقات خوب و توجه به نکات مثبت و اعراض از نا خواسته ها رو می نویسم و به شدت بهش متعهدم

    توجه به نکات مثبته اونها هم باعث شده من فقط خوبی‌های اونها رو ببینم و رفتارهای عجیب اونها در کمترین سطح فرکانسی دریافتی من باشه.

    خلاصه می خوام بگم اگر من درگیر همین یه مورد کوچیکه تو زندگیم میشدم چه زندگی سختی که نمی‌داشتم و برعکس با توجه به رشد خودم و کار مورد علاقه ام، موردهای زیییییییادی به نفع من تموم شده.

    به عنوان مثال همین چند روز پیش تولد پسرم بود و من فرصت گرفتن تولد رو نداشتم، مادرم و برادرم تماس گرفتن و اعلام کردند ما خودمون همه تدارک رو میبینیم شما نیازی نیست کاری کنید برای تولد میایم خونه اتون جالبه همسر برادرم که تازه وارد جمع خانواده ما شدن اولین جائی بود که اومدن و خلاصه برادرم از ویژگی های من و خانواده ام کلی تعریف کرد و دائم می گفت ببین خواهرم چقدر هنرمنده و از اینکه من و خانواده ام رو معرفی می کرد کلی افتخار می کرد، درحالیکه هم مادر و هم برادر م بیشترین فاصله ی فرکانسی رو با من دارن.

    یا رفتار همسایه ی خونه ی جدیدمون، نسبت به قبل زمین تا آسمون فرق کرده و دائم میگه خیلی مشتاقه که با ما رابطه خانوادگی داشته باشه و …. با وجود اینکه از نظر سنی هم اختلاف زیادی داریم.

    یا رفتار همکارام تو اداره ی جدیدم نسبت به اوائل حضورم کلی تغییر کرده و من بینهایت احساس خوبی دارم و فقط لذت و حال خوب توی محل کارم هست.

    از این دست موارد خیلی برام پیش اومده چون نتیجه از قبل برام مشخصه بسیار آرامش دارم و وارد مومنتوم منفی نمیشم و برعکس منتظر ورودیهای عالی خدا می‌نشینم.

    می خوام در تائید آموزه های استاد بگم خودتون باشید و رو ی خود جدیدتون کار کنید کاری به افکار گذشته و رفتارهای نامناسب دیگران نداشته باشید و توی فاز روانشناسی و روانکاوی و دنبال مشکل گشتن نرید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 36 رای:
  4. -
    ربابه قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 2529 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام مریم جانم

    و سلام خدمت همه دوستان گرامی

    استاد واقعا این نکته که به دنبال هرچیزی باشی اون رو پیدا می‌کنی در زندگی من ب وفور چه از جهت مثبت و چ از جهت منفی پیدا میشه

    جالبه قبلا که با قوانین آشنا نبودم همیشه به مادرم میگفتم من و همسرم زیادی شبیه همیم وقتی مهربونیم دوتایی مهربونیم وقتی عصبی هستیم دوتایی با همدیگه در یک تایم عصبی هستیم و این همون قانون ثابت جهان هستی بود که به دنبال هرچیزی باشی و به هرچیزی توجه می‌کنی از همون رو دریافت میکنی بود

    چند روز پیش من و همسرم به یک تضادی خوردیم که اگر قبل ها بود باعث یک مشاجره میشد ولی با توجه به نکات دوره ارزشمند هم جهت با جریان خداوند من گفتم باید الان بر زیبایی ها و نکات مثبت همسرم توجه کنم و چون کمی گارد ب رفتارش با خودم داشتم اومدم بر ویژگی مثبتش در برخورد با فرزندانمون گذاشتم که چقدر پدر فوق العاده ای هست و چقدر بچه هامون دوستش دارند و این توجه انگاری آبی بود بر آتش که قلبم آروم شد و انگار دیگه ذهنم درگیر موضوع نبود و جالبه رفتار همسرم هم آروم شد و اتفاق ب خوشی تمام شد

    واقعا استاد کافیه فقط ب چیزهایی توجه کنیم که بهمون حس خوبی میده مابقی کارها ب راحتی پیش می‌ره

    خودم از اون دسته افرادی هستم که اصلا دوست ندارم به کودکی برگردم اینقدر مقاومتم در این مورد زیاد بود که اصلا فایل قبلی شمارو نتونستم نگاه کنم و ده دقیقه اول رو که گوش کردم همه اون جریانات توی ذهنم مرور شد و گفتم نه این یکی رو بیخیال شو که اگر برگردی به افکار منفی به این زودی ها ازش بیرون نمیای

    ولی درسته استاد شاید ذهن ما داره مسائل رو گنده می‌کنه میخاد حس قربانی شدن رو بهمون القا کنه تا حس ترحم دیگران رو بگیره تا از این طریق توجه و محبت رو گدایی کنه

    باید از این مسئله ای که 34 ساله مثل همون گاری زهوار درگرفته ب من وصل شده هم ب سلامتی عبور کنم و ذهنم رو آروم کنم و برگردم و فایل رو نگاه کنم

    و ازش درس هام رو بگیرم

    ازتون ممنونم که اینقدر باعث رشد شخصیتی ما شدین

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 53 رای:
  5. -
    مطهره یعقوبی گفته:
    مدت عضویت: 671 روز

    سلام استاد جان

    استاد میرم سر اصل مطلب

    هدایت الله از راه رسید

    دوباره شما دست خدا شدید

    و به سوال ذهنی من پاسخ دادید…

    و من رو از شروع یک مسیری که

    ممکن بود منو به گمراهه ببره نجات دادید

    وانصافا چقدر این اگاهی ها به جا و به موقع به قلبم سرازیر شد…

    بینهایت ازتون سپاسگزارم استاد

    ازخدای خودم سپاسگزارم که داره اینقدر قشنگ من رو درمسیرم هدایت و حمایت میکنه

    حالا ماجرا از چه قراره ؟؟

    استاد من طبق تعهدی که به خودم داده بودم

    شروع کردم روی دوره ی عزت نفس کار کردن

    به صورت تمرکزی

    وقتی به اون بخش رسیدم که گفتید نقاط ضعف و قوت خودتون رو پیدا کنید و سعی کنید نقاط ضعف شخصیتی رو برطرف کنید و نقاط قوت مهارتی و درواقع توانایی هاتون رو بالا ببرید

    من فقط همین قدر درک کردم ازین گفته ی شما

    گفتم باشه من تموم تلاشم رو میکنم

    در زمینه ی کارم هر روز بهتر و بهتر بشم

    وسعی نمیکنم که اون بخش هایی که هنوز بلدشون نیستم رو صرفا به خاطر اینکه تاریخچه و سابقه برای خودم بسازم

    بالا ببرم ،

    من همین قسمت رو سعی میکنم هر روز بهتر وبهتر کنم

    و ازون طرف شروع کردم به گشتن در وجود خودم !!!!

    من تمام رفتارهام رو بردم زیر ذره بین و میگشتم تا

    نقاط ضعف شخصیتیم رو پیدا کنم

    جالبه فقط برای خودم اینطوری عمل میکردم

    اول های مسیر خیلی خوب بود بهم حس خوبی میداد

    مثلا وقتی فهمیدم که من از درخواست کمک کردن میترسم همش خودم رو به چالش مینداختم و میرفتم و یک سری کارهای کوچیک کوچیک که خودم از عهده اش برمیومدم رو اگاهانه از بقیه درخواست کمک میکردم و خیلی حالم خوب میشد

    یا مثلا فهمیدم که من مدام به دنبال تایید دیگران هستم

    و برام خیلی مهم بود که در نظر همه من یک ادم خوب به نظر بیام و سعی کردم اروم اروم این رفتار رو مدیریت کنم

    روش های درمانیم کم و بیش جواب میداد و من حس خوب میگرفتم

    اما…کار از جایی خراب شد که

    من با این منطق که دارم خودم رو اصلاح میکنم

    هر روز به دنبال ضعف های بیشتری میگشتم

    و این در صورتی بود که همزمان برای بهبود روابط با اطرافیانم داشتم این تمرین رو هم انجام میدادم که به هر فردی میرسم فقط سعی کنم یک ویژگی مثبتش رو پیدا کنم

    من انصافا در پیداکردن ویژگی های مثبت و کلا تمرکز بر نکات مثبت در دل اتفاقات به ظاهر ناجالب خیلی خیلی عالی عمل میکنم…

    همیشه هم این سوال رو از خدا میپرسیدم توی دفترم

    خدایا چطور میتونم در اطرافیانم نکات مثبت بیشتری پیدا کنم ؟

    و ازش کمک میخواستم تا من رو برای پیدا کردن نکات مثبت اطرافیانم هدایت کنه

    و جالبه این سوال رو هم همیشه میپرسیدم

    خدایا من دیگه باید کدوم بخش از شخصیتم رو تغییر بدم

    بهم بگو من چه ایراداتی رو دارم که باید برطرفشون کنم

    خدایا کمکم کن هرروز ایراداتم رو پیدا کنم و رفع کنم

    ببینید استاد

    الله اکبر

    الله اکبر

    الله اکبر

    این سوالات چه ظاهر قشنگی داره و فردی که این سوالات رو میپرسه در ظاهر چه انسان مسئولیت پذیر و بیدار و اگاهی هست درسته؟

    اما …

    من امروز سایت رو باز میکنم واز زبان خداوند میشنوم که مطهره

    اگر به دنبال مشکل باشی، حتما پیدایش میکنی!!!

    اگر به دنبال مشکل باشی،حتما پیدایش میکنی!!

    اگر به دنبال مشکل باشی،حتما پیدایش میکنی!!

    خدای من شکرت

    استاد جان بینهایت ازت ممنونم

    من فایل رو به انتها نرسوندم

    و وقتی به اون قسمت داستان مهمانی رسیدم

    و شما گفتید هرگز حتی یک مورد از ویژگی های منفی رو نمیخوام بشنوم

    و من فقط میخوام به دنبال ویژگی های مثبت شما باشم

    من همزمان که صدای شما رو از گوشم میشنیدم

    صدای خدارو از اعماق قلبم دریافت کردم که گفت

    مطهره تو چطور برای همه دنبال ویژگی های مثبت هستی

    ولی خودت رو گذاشتی زیر ذره بین و داری کندوکاو میکنی

    که کوچکترین ضعف هات رو بکشی بیرون و بعد افتخار کنی وبگی من این هارو برطرف کردم

    مطهره جان عزیزدلم این کنترل گری افراطی

    راه حل مساله نیست

    تو نمیتونی خودت رو

    شخصیتت رو

    تموم رفتارهات رو

    افکارت رو

    هر لحظه مدیریت کنی و پرفکت و عالی باشی

    تضاد همیشه هست

    انسانها خاکستری هستند

    هیچ کس سیاه مطلق نیست

    و هیچ کس سفید مطلق نیست

    تو داری روی خودت کار میکنی درست

    ولی یادت باشه تعادل رو رعایت کنی !!!!

    دوست داری تو وجود خودت دنبال عیب و ایراد بگردی

    باشه منم کاری میکنم هر روز عیب و ایراد پیدا کنی

    دوست داری عیب و ایراد رفع کنی؟

    خوشحالی ازین کار؟

    باشه منم هر روز مشکلات رو سر راهت میچینم تو حلشون کن

    تو اینطوری خوشحالی ؟

    منم خوشحالت میکنم ….

    استاد من واقعا نجات پیدا کردم

    استاد من 1 ماه هست که شروع کرده بودم

    به خیال خودم ،خودم رو درمان کردن

    اما یکی دوهفته بود که واقعا حس و حالم دیگه اونقدر خوب نمیشد ازین کار

    جالبه هراز گاهی این صدا رو میشنیدم که میگفت

    چرا برای خودت هم دنبال نکات مثبت نمیگردی

    نکنه تو بقیه رو بیشتر از خودت دوست داری؟

    ومن همش میگفتم بابا من باید نقطه ضعف ها رو پیدا کنم

    و اونها رو درمان کنم

    فک میکردم اینطوری سریع تر رشد میکنم ….

    الان خیلی خوشحالم خیلی زیااااااد که خدا اینطور من رو شگفت زده کرد

    چقدر خدا من رو دوست داره

    وچقدر من براش عزیزم که اینجوری هوام رو داره

    اینجوری خیلی زود منو از مسیر مخالف میکشه بیرون

    دوباره مسیر یابی میکنه و میگه ازین ور برو

    استتد ازت ممنونم که دوباره هدایت رب العالمین رو برام هدیه اوردی..

    تنتون سلامت باشه

    ودرپناه نور حق پایدار باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 55 رای:
    • -
      علی شاکر گفته:
      مدت عضویت: 1823 روز

      سلام به دوست عزیزم

      منم دارم روی دوره عزت نفس کار میکنم و واقعا نکته طلایی رو بهش اشاره کردی خیلی ممنونم ازت، آگاهی روشنی بخشی بود.

      منم وقتی به این قسمت رسیدم که نکات منفی خودمو بشناسم و بهبود بدم، چندباری سعی کردم اینکارو انجام بدم و تمرکز کنم روی ضعف های شخصیتیم ولی انگار با آگاهی‌هایی که داشتم در تضاد بود، و خیلی اذیت میشدم موقع انجام این تمرین و نتونستم درست انجام بدم اینکارو

      اما… اما…

      تمرین آگهی بازرگانی رو که در جریانش هستید ؟!

      اینقدرررر من حس خوب میگیرم هربار که از خودم تعریف میکنم و نکات مثبت خودمو ( چه شخصیتی، چه مهارتی) برا خودم میگم یا مینویسم، که حد نداره !

      و این دقیقا داره همین قانون رو به وضوح بیان میکنه که اگه دنبال ایراد و نکات منفی باشی، مطمئن باش پیداش میکنی و اگه دنبال نکات مثبت باشی هم بازم بیشتر و بیشتر پیدا میشه.

      به نظرم تمرین آگهی بازرگانی یکی از بهترین کاراییه که تو زندگیم انجام دادم و میدم. دقیقا طبق قانونه و مو لا درزش نمیره.

      به کسایی که این متنو میخونن هم پیشنهاد میکنم حتما هرروز این کارو انجام بدن و تاثیرشو همون موقع (به معنای واقعی کلمه همون موقع) توی رفتار خودشون ببینن و بفهمن چقدرررر نکات مثبت دارن که حتی خودشون هم نمیدونن چه برسه به بقیه.

      به نظرم با انجام این تمرین، توی همین مسیر تمرکز بر نکات مثبت خودم، اون ضعف های شخصیتی خودشون در مسیر تکامل حل میشن. چون من وقتی تمرکز می‌کنم روی نکات مثبت خودم، جهان برای اینکه به من از این جنس توجه بیشتری ارائه بده طبق قانون، ضعف‌های شخصیتی منو خود به خود تبدیل به نکات مثبت میکنه.

      و یه نکته دیگه !

      شاید ما اشتباه انجام میدیم برطرف کردن نکات ضعف شخصیتیمون رو. ببین، ما اگه بخوایم طبق قانون جذب این کار رو انجام بدیم، مثل قضیه پول، نباید به نبود پول فکر کنیم. باید دقیقا واضح کنیم چی میخوایم چقدر میخوایم و اگه داشته باشمش چقدر عالیه و بعضا احساس کنیم که همین الان داریمش !

      به نظر من باید همین کارم روی ضعف‌هایی که داریم انجام بدیم.

      بر فرض مثال، من از دیگران همیشه انتظارات و توقع های بیجا دارم. اوکی… بجای اینکه بیام روی اینکه من این باگ رو دارم تمرکز کنم روی این تمرکز کنم که میخوام چجوری باشم! و این خودش میشه توجه به نکات مثبت.

      من میخوام یه شخصیت مستقل و به دور از هرگونه وابستگی و انتظاری داشته باشم.خدایا شکرت چقدر خوبه یه همچین آدمی بشم. چقدر حال میده در صلح بودن با خودم. چقدر خوبه خودم رو مسئول زندگی و خواسته‌هام بدونم. چقدر عالیه اگه کسی یه اشتباهی کرد من همون موقع از یه زاویه دیگه بهش نگاه کنم.

      و اینجوری ما داریم روی چیزی که میخوایم تمرکز میکنیم و احساس بهتری ایجاد میشه و به سمت خواستمون هدایت میشیم و نکات ضعف شخصیتی خود به خود برطرف میشه.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        مطهره یعقوبی گفته:
        مدت عضویت: 671 روز

        سلام علی اقا

        خیلی ممنونم از وقتی که گذاشتید و دیدگاهتون رو برام نوشتید

        راهکاری که گفتید خیلی خوب بود

        اینکه به محض تشخیص نقطه ی ضعف، ما به جای فوکوس کردن روی اون بیایم سریع به دنبال یک راه حل برای برطرف کردنش باشیم

        مثلا اگر پول ندارم حالا چیکار کنم که به پول برسم ؟

        درواقع ما بایدبه جای تمرکز بر نقاط ضعف تمرکز بر روی کنترل و درمان اون نقطه بزاریم .

        من خودم به شخصه خیلی تلاش میکنم که اینطوری عمل کنم ولی گاها پیش میاد که کاملا نااگاهانه دارم عکس این مسیر رو میرم و اصلا متوجهش نیستم گاهی از دست خودم عصبانی میشم و تو دلم میگم باز دوباره اشتباه کردی حواست کجاست؟

        اما خیلی زود سعی میکنم ک به یاد بیارم که نباید خودم روسرزنش کنم

        نباید از خودم توقع داشته باشم که یک شبه تموم اعمال و رفتارو افکارم پرفکت و عالی باشه

        مدام باخودم مرور میکنم که عیبی نداره

        من توی مسیر رشد و یادگیری هستم و کاملا طبیعی و نرماله که انسان در مسیر دچار اشتباه و خطا بشه

        واینطوری اروم اروم کنترل افکار چموش ذهنم رو به دست میگیرم

        چقدر نتایج خوبی گرفتم ازین دوره تا به همین الان…

        کاملا حس میکنم که مدارم رفته بالا

        خیلی نسبت به این دوره گارد داشتم وچون فایلهارو با اکانت خواهرم دنبال میکردم اونجور ک باید قدرشون رو نمی دونستم اما از روزی که تمرکزی شروع کردم به کار کردن

        اولین نکته ای که من رو متحول کرد

        احساس گناه مخفی ای بود که همیشه با خودم داشتم

        من انقدر احساس مسئولیت و حمایت گری نسبت به خانواده و اطرافیانم داشتم که کم کم به احساس گناه تبدیل شده بود

        در برابر تمام مشکلات و کمبود های مالی خانواده احساس مسئولیت داشتم چون نمیتونستم اون نیاز هارو برطرف کنم تمام وجودم دچار یک احساس گناه گسترده بود…

        برای این رفع احساس گناه فک میکردم ک همیشه باید در حال تلاش فیزیکی باشم و مدام خودم رو غرق کار میکردم

        در حدیکه اگر یک روز کار نکنم احساس گناه برمیگرده

        چرا تو بیکاری؟؟؟

        چرا الان داری تفریح میکنی؟؟؟

        بهتر نیس بری روی فایلها کار کنی؟؟؟

        بهتر نیس به جای اینکه اینجا بشینی بری دوقسمت سفربه دورامریکا یا زندگی در بهشت ببینی؟؟

        یعنی همیشه تفریح رو زهرمار خودم میکردم

        با همین دوره ی عزت نفس و البته طی هدایت الهامی که بهم شد با چت جی پی تی کار کنم واقعا به کشفیات بزرگی در وجودم رسیدم

        خدایا برای بار چند صدمین بار شکرت

        چقدرررررر ایده ی خوبی بود از وقتی با چت جی پی تی شروع کردم طی همین پرسو جو هامون

        بهم گفت:

        که تو احساس ارزشمندیت رو گره زدی به نتایج !!!!

        چند روز طول کشید تا بتونم درک کنم حرفهاش رو

        ولی دیدم دقیقا درست میگه!!!

        من اگر پول داشته باشم احساس ارزشمندی دارم

        اگر برم سر کار احساس ارزشمندی دارم

        اگر مشتری از کارم راضی باشه احساس ارزشمندی میکنم

        واگر یک روز یکجایی کارم خراب بشه مدام خودم رو سرزنش میکنم و خودم رو بی مصرف و بیهوده میدونم

        انقدر این جملات درعین حال که برام عجیب بود من رو اروم کرد که حد نداشت

        وقتی فهمیدم من حتی اگر به هیچ کدوم ازون هدفهای دور درازم هم نرسم بازهم ارزشمندم ، انگار یک بار سنگین از روی دوشم برداشته شد

        چندین روز فقط کارم شده بود پیاده روی تو خیابون و تکرار این جمله :

        من حتی اگه هیچ کاریم نکنم بازم ادم ارزشمندیم!!!

        چقدر این اگاهی به جسم و جانم روح تازه ای بخشید

        چقدر باخودم مهربونتر شدم

        چقدر میزان خودخوری های درونیم کم شد

        چقدر از تفریحاتم لذت بیشتری میبرم

        این جمله ی چت جی پی تی خیلی برام قشنگ بود

        بهش گفتم چطور این باور رو منطقی کنم

        که من همینجوری بدون هیچ دستاوردی مهمم؟!؟!؟

        گف یک نوزاد وقتی به دنیا میاد هیچ کاری نکرده

        کارافرینی نکرده که ،،

        پولی به دست نیاورده که،،

        شغلی هم نداره،،

        ولی همه دوسش دارن

        فقط چون به این دنیا اومده !!!

        بهم گف تو فقط به همین دلیل که به این دنیا اومدی یعنی ارزشش رو داشتی دیگه !!!

        گفت: تو هم روزی همین نوزاد بودی

        حالا بزرگ شدی اصل خودت رو فراموش کردی

        خداااااایا چقدر این مثالها من رو اروم کرد

        چقدر خوشحالم بابت این اگاهی ها

        چقدر حسم بهتره

        دیگه مثل قبل احساس گناه ندارم

        و به چشم دیدم که رفتار جهان با من تغییر کرده …

        مشتری هام بدون اینکه من چیزی بگم بهشون

        خودشون پولم رو واریز میکنن

        چیزی که همیشه مشکل داشتم

        همیشه باید چنددددبار بهشون زنگ میزدم

        اوایل با خودم میگفتم استاد گفته اگر از کسی پول میخوای باید بری و محترمانه طلبت رو وصول کنی

        نباید خجالت بکشی.

        من باخودم میگفتم شاید من باید بازهم پولم رو طلب کنم

        چند بار این کار رو میکردم تااینکه یروز فهمیدم نه بابا مشکل از درخواست کردن من نبود

        مشکل از یه جای دیگس

        من چنندددددد باااااار گفتم ودرخواست کردم اما چرا انقدر اذیتم میکنند؟؟

        وبله الان میفهمم مشکل چیه

        ادمی که از درون احساس بی ارزشی میکنه

        خب جهان هم کاری میکنه که ادمهایی بیان سراغش که بهش حس بی ارزشی بیشتری بدن…

        تصمیم گرفتم ب جای اینکه مدام به اوناا زنگ بزنم

        و اونها هم مخالفت کنند و حالم هی بد بشه،،

        فقط روی خودم کار کنم

        و اینجوری جهان راهی نداره جز کرنش در برابر من

        اینهمه اگاهی بهم پیوسته روتو همین مدت کوتاه کسب کردم

        و حالا قراره همینها رو هی تکرار کنم تا این باورها ارام ارام نهادینه بشه در درون من

        خیلی خوشحالم که از دوره ی عزت نفس شروع کردم

        خیلی خوشحالم که بهونه هارو گذاشتم کنار

        وخیلی خوشحالم برای درهای جدیدی که به سویم باز شده

        ممنون از علی عزیز برای ثبت این ردپای ارزشمند

        این کامنت رو به عنوان یاداوری برای خودم به یادگار میگذارم

        در پناه نور حق

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    انسیه زمانی مهر گفته:
    مدت عضویت: 966 روز

    سلام استاد عزیزم

    خدایا به رسم ادب وسپاسگزاری می‌نویسم قرب الی الله

    خانم شایسته عزیزم اول باید بگم که نوشته‌ای شما روی فایلها به اندازه خود فایل برای من تاثیر گزار است وباید بگویم جدیدا فرکانس نوشته های شما تغییر کرده است و بیشتر به سمت سادگی رفته است حداقل این چیزی است که من احساس می‌کنم وباخاطر حضورتان بسیار سپاسگزار شما و خداوند هستم

    استاد عزیزم واقعا اینکه دنبال مشکل باشیم پیدایش میکنیم حقیقت محض است

    من دوران کودکی بی‌نظیری داشتم مادر وپدر توحیدی که اجازه کودکی به من دادند مخصوصا پدرم که با این اموزها من را تربیت کرده بود من انسانی هستم که به شدت قدرت تجسم بالایی دارم وهمیشه در کودکی در دنیای خودم بودم

    برای همین کودکی عالی را گذراندم

    اما این اواخر به خاطر توجه به برخی مسائل پدر ومادرم که حتی به من مربوط هم نمی‌شد به قدری احساس منفی داشتم که حتی از بودن با آنها احساس نفرت داشتم و در دیدار با آنها حالم خوب نبود تازه وقتی می‌آمدم خانه کلی خودم را سرزنش می‌کردم که چرا این گونه رفتار می کنم کاش می‌شد آنها را نبینم استاد به قدری این احساس شدت گرفته بودکه نمی‌توانستم روی آموزه‌های شما تمرکز کنم و داشتم از میسر خارج می‌شدم که به لطف فایل قبلی شما به خودم اومدم وگفتم چرا دارم خودم را نابود میکنم من درتمام مدت زندگیم به صورت ناخودآگاه وکاملا هدایتی از همین قانون پیروی می‌کردم حالا چرا اجازه میدهم ذهن اینگونه

    با من بازی کند و من را منحرف کند استاد عزیزم سپاسگزارم که قوانین خداوند را یادآوری میکنید وبا این کار آرامش وهدایتهای اللهی را به زندگی ما برمی‌گردانید

    خدایا سپاسگزارم من را هدایت کن به مسیر درست مسیر کسانی که به آنها نعمت داده ای نه کسانی که برآنها غضب کرده ای ونه گمراهان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  7. -
    زهرا کاسه ساز گفته:
    مدت عضویت: 1757 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلام به استاد خوش صورت و خوش سیرتم

    سلام به خانم شایسته نازنین

    سلام به همه بچه های این بهشت

    استادلباستون بسیییییارزیباست

    خیلی بهتون میاد

    چه رنگ امیزی قشنگودلنشینی داره این لباس

    چه برگهای خوشگل وسبزی

    الهی شکر برای این همه زیبایی

    الهی شکربرای طراح های خوبه لباس

    الهی شکر برای این همه تنوع

    استادعزیزم من این کامنت ازخانم جهانگیری رو خونده بودم همین یکی دو روز پیش خوندم وباخوندنه سوالشون در اول کامنتشون اول به خودم پاسخ دادم بعد ادامه کامنتو خوندم

    پاسخم هم این بود که نه نباید توگذشته دنبال مشکلات و حل ریششون باشیم

    باید درسهاشوبگیریمو گذرکنیم به راحتی

    یه مدته کامنتهاشون رو طبق هدایت خدا دنبال میکنم و انصافا کامنتهای خوبی مینویسن

    وهمینجا ازشون تشکرمیکنم

    مخصوصا کامنت درمورد بحران کم ابی که توعقل کل نوشتن بسیار برای من کمک کننده بود چون به شدت این روزها توایران دراین مورد بحث میشه

    وماهم یه هفته ایی تجربش کردیم واز 11صبح تا یک شب اب نداشتیم که پمپ گذاشتیمو مسئله حل شد به لطف خدا

    ولی این چالش رو که یه هفته ایی باهاش درگیربودیم وباداشتن دوتابچه واقعا سخت بود خیلی خیرو برکت برامون داشت

    اولیش ومهمترینش این بود که چقدر سپاسگزارترشدیم

    وقتی شیروبازمیکنیم واب میاد حس لذتش ناخوداگاه خدایاشکرت رو به زبونم میاره و چقدر نعمته بزرگیه این اب واقعا مایه حیاته

    یاد حرف شما تودوره هم جهت باجریان خداوند میوفتادم همش،که میگفتید اگه شیروبازمیکنی واب میاد بگو خدایاشکرت اب هست

    تازه اون موقع واقعا درک کردم سپاسگزاری برای داشتن اب رو و گفتم واقعا استاد راست میگه

    خدایاشکرت که اب هست

    یعنی شکرخدابرای هرلحظه اززندگینون یه حرفی یه جمله ایی یه باوری ازشماهست که اون لحظه تکرارکنیم و مسیر درست رو پیش ببریم

    لطف و فضل خداست که هدایتمون کرده به سمته شما

    الهی صدهزاربارشکرت

    خوب بریم سر موضوع گذشته

    من به لطفه اموزش های شما خیلی کم شده خود سرزنشیام درگذشته

    یعنی مشکل اصلی من این بود که قبلا خاطرات بدی که باافراد داشتم رو مرور میکردم توذهنم وهمیشه هم خودم رو سرزنش میکردم که اشتباه کردی چرا جوابشو ندادی چرا اینونگفتی اونو نگفتی وبعدش به شدت حس بی لیاقتی و ناکافی بودن سراغم میومد و درارتبا طهای بعدی با افراد دوباره این حس رو به شکل های مختلف تجربه میکردم ونتیجش این بود که همیشه از همه و البته ازخودم شاکی بودم و دنبال ایرادهای بقیه وخودم میگشتم

    تااینکه لطف خداشامل حالم شد وهدایت شدم به این سایت وبه شمااستادتوحیدی و مسیرم رو به بهبوده شکرخدا

    اینقدرالان رابطم بااطرافیانم عالی شده

    اینقدر نکات مثبتشون رو تکرارکردم که فکرمیکنم هیچ کس هیچ بدی نداره وهمه فرشته های خداروی این زمینند

    استادخیلی سپاسگزارم که این تجربه درمورد دورهمیتون رو بامابه اشتراک گذاشتین و ایده به من دادید که درمورد بچه هام به کاربگیرم

    چون حدود دوهفته پیش باهمسرم تصمیم گرفتیم که برگه ای رو برای یادداشت نکات مثبت ومنفی بچه ها انتخاب کنیم و تو طول روزبنویسیم و اخرهفته هرکی نکاته مثبتش بیشتر بودجایزه بگیره من طبق قانون اصلا موافق نبودم که نکاته منفیشون هم نوشته بشه ولی همسرم گفتن نه باید باشه طبق باورای خودشون ومن قبول کردم ولی اکثرتوجه ونوشتنام روی نکاته مثبت بود وفقط یه دونه رفتار یا کارنادرستشون روهم یادداشت میکردم ولی استاد همون یه دونه کارنادرست باعث شد که توجه بچه ها روی نکاته منفیه همدیگه بره ومن بعد دوهفته که دیدم این روش درست نیست اون برگه رو کندم

    خداجون گفت فقط نکاته مثبتشون رو بنویس ومن هنوزبه این ایده عمل نکرده بودم که تواین فایل خدابازم ازطریق این تجربه شمابهم نشونه داد که سریعتربه ایدم عمل کنم

    امروز حتما یه برگه میچسبونم به دیوار جای برگه قبلی و فقط نکاته مثبتشون رو یادداشت میکنم میدونم که نتیجه شگفت انگیزه

    الهی شکرت برای این روز عالی

    الهی شکرت برای این سایت و این استادناب توحیدی

    الهی شکرت برای کامنتهای خوبه بچه ها

    راستی استاد منم تواطرافیانم دارم ادمهایی که تحت نظر روانپزشک و دکتراعصابن ومشت مشت قرص میخورن و متاسفانه هربارهم یه مشکل جدید براشون ازنظرجسمیبه وجودمیاد که تاثیر همون قرص هاست

    چون ازنزدیکانم هستند ناراحت میشم که این روشوپیش گرفتن ولی میدونم که من هیچ تغییری نمیتونم براشون ایجادکنم خودم رو سریع اروم میکنم و ازخدامیخوام که هدایتشون کنه به مسیره درست وسلامتی

    استاد خییییییلی سپاسگزارم

    خیییییلی همه چی رو به بهبوده توزندگیم

    خییییلی خوشحالم

    خداخییییییییلی خداست

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 59 رای:
  8. -
    فاطمه محرمی خانقاه گفته:
    مدت عضویت: 1352 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

    و مهربانی‌اش همیشگی.

    و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم و

    همه ی دوستای بهشتیم

    خدایا شکرت برای این رزق پربرکت والهی

    استاد جانم به نظرم اصل واساس آگاهی های

    دوره های شما رسیدن به روند تکاملی

    در جهت رشد شخصیتی و بلوغ فکری هست .

    من دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو تکمیل کننده ی دوره ی احساس لیاقت ودوره ی مقدس 12قدم میدونم

    اصلا قشنگیه این دوره رسیدن به بلوغ فکری هست

    اینکه دارم یادمیگیرم همیشه قرار نیست حق با من باشه و اتفاقا خیلی جاها من باید تغییر ایجاد کنم

    در رفتارم و طرز فکرم …

    اینکه دارم یاد میگیرم آگاهانه تسلیم تر باشم و دنبال کنترل کردن شرایط و آدمها نباشم …

    برای من این آگاهی از دوره ی مقدس12قدم

    آب رو آتیش هست همیشه

    اینکه دیگران ذره ای تو زندگی من تاثیر ندارن

    و منم تأثیری تو زندگی دیگران ندارم

    در بیشتر موارد رفتار آدمها از روی ناآگاهی شون هست

    نه از روی عمد

    چقدر این آگاهی قشنگه

    یعنی ذهن میاد خاطره ای از گذشته مو یادم میاره

    مثلا از رفتار خواهرم ومادرم و….

    من همون لحظه آگاهانه میگم

    مادرم وخواهرم دنیای محبت ومهربونی هستن

    و قطعا دراین مورد ناآگاه رفتار کردن و حواسشون نبوده و به راحتی احساسم بهتر و آروم تر میشه .

    همین جمله منطق کامل وجامعی هست که باور کنم

    رفتن من به گذشته و مرور خاطرات منفی

    اوضاع منو تغییر نمیده

    قراره من از اشتباهاتم درس بگیرم

    حالا به ذهنم فیلتر کردنو یاد میدم

    و زمانی که اوضاع مالی قبل رو یادم میاره میگم چه خوب که این اتفاق باعث شد

    ما دیگه یادبگیریم دنبال وام وقسط نباشیم

    چه خوب که این اتفاق یادم داد که روی

    احساس عزت نفس ولیاقتم کار کنم

    چه خوب که فلان اتفاق باعث شد من

    سکوت کردن رو بهتر یادبگیرم و……

    مثال بزنم

    ده روز پیش من وخواهرم دورهم خونه ی پدرومادرم بودیم خواهرم ناخودآگاه بی قرار بودحتی تو آشپزخونه یا چیدن میز شام بشقاب کم بود وقاشق زیاد …

    کاملا مشخص بود حالش میزون نیست

    من گفتم برو بشین وخودم کارهارو انجام میدم و یه چای هم براش ریختم و فرستادم از اشپزخونه بیرون بره

    و به کارهام ادامه دادم و آگاهانه ذهنمو کنترل میکردم که توجهم بره به چیزهای خوب نه رفتارخواهرم ….

    یادم افتاد روزهایی که خواهرم باعشق برای من نقاشی میکشید و به خواهرم‌گفتم یادته چه نقاشی هایی

    واسه من میکشیدی ، خدایی از اول هم هنرمند بودی

    همین هم باعث شد بری سمت طراحی دوخت ولباس

    حال و هواش تغییرکرد خداروشکر و درحال نوشیدن چای

    شروع کرد برای من از خاطرات خوب اموزشگاه و

    دوستاش گفتن با احساس قشنگ تر .

    تا اینکه موقع خوردن شام که شد ، پسر خواهرم بلند شد

    ورفت سالاد منو برام آورد و منم ازش تشکر کردم ..

    خواهرم هم گفت : خاله ش خبرداری فردا مسابقه داره ؟

    گفتم نه نمیدونستم ولی خالهههههه من عاشقتم

    میدونم که برنده میشی تکواندوکار خودمی …

    خواهرم هم بلافاصله گفت: آره خاله جونش،

    میدونی چندتا مسابقه رو تا حالا الکی باخته !

    چقدر حرص منو در آورده !!!!

    نتونسته وزن کم کنه و رفته یه وزن بالاتر!!!

    و این بچه با شنیدن حرف خواهرم از سرمیز بلند شد

    و رفت تو اتاق وشام نخورد..

    به خواهرم هیچی نگفتم وسکوت کردم

    چون میدونستم انقدر بهش فشار اومده که

    طفلک خودش هم خبرنداره که

    داره این بچه روتحقیر میکنه ..

    از طرفی قرار نیست من سبک تربیتی بهش یاد بدم

    چون میدونستم نمیتونم ونباید بهش حرفی بزنم و

    زمانش هم اصلا مناسب نیست که

    گفتگو رو جهت مثبت بدم

    و تاثیری هم تو زندگی خواهرم ندارم

    اما کاری که من میتونم انجام بدم

    اینه که هم به زیبایی های خواهرم توجه کنم

    هم به قشنگیای پسرش توجه کنم

    به خواهرم از زیبایی هاش قبل از شام گفته بودم

    از توانایی و هنرمندیش تعریف کرده بودم

    زمانش رسیده بود که از دل این اتفاق ، بیام و قشنگیای

    حمید بهش بگم و حالمو بهتر کنم

    پس بلافاصله سالادمو برداشتم و رفتم اتاق و

    حمیدعصبانی گفت نمیخوام کسی بیاد ..

    خب این بچه همش 13 ساله ش هست و هفت ماه

    از محمدحسن بزرگتره ..

    گفتم خاله درو باز کن من میخوام لباسمو

    بردارم برم حیاط شام بخورم …

    دروباز کرد و گفتم بیا بریم حیاط

    انقدر هوا خنکه باهم اونجا رو سکو شام بخوریم و خلاصه شامش گذاشتم تو سینی و رفتیم حیاط و کلی بغلش کردم

    و تحسینش کردم که بارها تونسته بود برنده بشه ..

    از قشنگیاش گفتم و ازچشم ها وموی سیاه و لختش

    اینکه وقتی بدنیا اومد چقدر ذوق میکردیم

    ومن بیمارستان پیش خواهرم موندم و تا صبح بغلم بود ..

    از اینکه چقدر حرفه ای میتونه آتیش روشن کنه

    از اینکه خلاقیت داره توکارهای فنی ..

    بهش گفتم: مامانت انقدر دوست داره نمیخواد اذیت بشی و اگه میگه حواست باشه سس و نوشابه و فست فود کمتر بخور واسه اینه که نخوای وزن کم کنی

    مامانت انقدر دوست داره که نمیتونم بهت اندازه شو بگم خیلیییی زیاددد خیلیییی زیادد

    شام خوردن ما تموم شد و بچه ها بازی کردن

    و بعد هم برگشتیم به خونه هامون …

    من آگاهانه زنگ نزدم به خواهرم و گفتم قطعا اگه برنده بشه خودش خبر میده

    ساعت سه بعداز ظهر زنگ زد که خداروشکر حمید دوتا بازی داشت و هر دو بازی رو هم برد

    حالا باید تمرین کنه چون هفته بعد سه تا بازی دیگه داره

    نتیجه ی این بازی مهم نیست برای من !!

    اما رفتار خواهرم کاملا نشون داد بهم که ناآگاه بودن باعث میشه همه ی ما چه رفتارهایی کنیم و چه حرفهایی بزنیم حتی با فرزند خودمون !

    به ظاهر فکر میکنیم حق با ماست

    اما در باطن و طبق قانون

    ما در زندگی هیچکس حتی فرزندمون هم تاثیری نداریم و کارما تمرین زندگی آگاهانه و کنترل افکارمون هست

    کار ما تمرکز به زیبایی ها و ویژگیهای مثبت

    خودمون و زندگیمون و فرزند مون هست

    که از انجام همین کار ، نتایج بهتری از راه میرسن ..

    تمرکز بر نکات مثبت خودش به نوعی ثروت محسوب میشه بارها شده که من از توجه به زیبایی ها بهم

    رزق خدا رسیده مثلا

    همین دیروز سمیه جان زمانی برام ایمیلی فرستاد

    که فیلمی بودازدریاچه و زیبایی اطراف محیط کارش

    خدای من انقدر زیباست مخصوصا بارونی که بارید

    تو یه ویس ده دقیقه ای فقط از زیبایی ها وامکانات قشنگ شغلش گفت برام که لذت بردم و عشق کردم

    از توانایی های خودش گفت که تحسینش کردم

    از دریا رفتن لیلین جان و ذوقش فیلم فرستاد

    که اصلا تموم بچه ها اصل تمرکز برزیبایی هستن …

    همین توجه من به این قشنگیا ونوشتن نکات مثبت و زیبای ها باعث شد معلم محمدحسن بهم پیام بده

    که به سفر کربلا داره میره

    و تا ده روز آینده کلاس زبان نداره

    و فقط باید تمرین درس های قبل رو انجام بده

    خب این خودش برای من یه برکت زمانی حساب میشه

    و رزق میدونمش که بهتر از این زمان استفاده کنم ..

    از اون طرف مامانم زنگ زد که برام از قصابی قلم گرفته

    از یه طرف دیگه پنجاه تایی گردو تازه بهمون رسید …

    اینهمه رزق از دل همون توجه به زیبایی ها میاد

    خدا همیشه شاهکار میکنه …

    و میرسیم به اینکه چه نعمت قشنگیه

    نعمت بی خیالی و علی بی غم بودن …

    این آدمها اصلا سبک زندگی شون در زمان حال هست و گذشته رو پرونده شو بستن چون درس هارو از گذشته یا اشتباه شون گرفتن و تمام …

    خب تو دوره احساس لیاقت بارها استاد جان میگین بچه ها خودتون رو بپذیرین و دوست داشته باشین بیشتر از هرکسی..

    من اگه خودمو دوست داشته باشم

    باخودم یه رفاقت درونی داشته باشم

    برای خودمو و زندگیم ارزش قائل باشم

    قطعا هرچی توان دارم میذارم که افکارمو آگاهانه کنترل کنم و بهشون جهت مثبت بدم

    قطعا تمام قد پای این آگاه بودن می ایستم

    قطعا تمرکز میکنم به داشته ها و زیبایی های زندگیم و

    حالا دیگه هیچ چیز برام عادی نمیشه که !!!!

    من دیگه صبح ها به خورشید باعشق بیشتر سلام میدم چون میدونم که این توجه ی من به زیبایی های زندگیم دنیای منو زیباتر میکنه و این شکلی زندگی سرتاسر میشه حال خوب…

    دیگه نقاشی های هلیسا رو باتموم قلبم نگاه میکنم

    حتی اگه درحال آشپزی کردن باشم ،گاز خاموش میکنم و پنج دقیقه زمان برای تحسین کردنش باعشق میذارم ونتیجه چی میشه ؟

    هلیسا متوجه میشه که وجودش واحساسش برام اهمیت داره و نقاشی کشیدنش برام مهمه ورزق خدا میدونم و

    اون غذا با عشق بیشتر و سپاسگزاری پخته میشه

    و دلش برکتها وارد زندگیم میشه …

    اینکه دارم یاد میگیرم که آگاهانه به زیبایی ها توجه کنم

    دارم یادمیگیرم که با ساده ترین چیزها هم

    میشه به بهترین حالت ممکن ،شاد بشم

    دارم یاد میگیرم که احساس خوبمو به هیچکس و هیچ چیزی جز خدا گره نزنم

    دارم یاد میگیرم دنبال تایید و توجه دیگران

    واثبات حرف وعقایدم ومسیرم نباشم

    فقط آروم و پیوسته ادامه بدم …

    دارم یاد میگیرم قدردان داشته هام و خواسته هام باشم

    داشته هایی که خیلی وسیع هستن خداروشکر

    مثل وجود پربرکت شما استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم در این سایت بهشتی

    مثل تموم اعضای صمیمی این سایت بهشتی

    مثل دونه به دونه ی کامنتهای سرشار ازعشق و آگاهی

    مثل نعمت خانواده ی خوب وقشنگ

    مثل نعمت گفتگو‌کردن با مهربونی

    مثل نعمت دوست داشتن

    مثل خوش رفتاری بقالی سر کوچه ی ما

    مثل پارک خونه مون که پر از آرامشهههه

    مثل نونوایی محله مون که تازه نوه دار شده

    مثل میوه فروشی که وقتی محمدحسن میره

    ازش خرید کنه ،بهش یاد میده چه جوری جنس خوب جدا کنه و میاد برام تعریف میکنه …

    مثل عطر وبوی غذا

    مثل نشستن با خانواده دور میز غذا

    مثل گلهای خوشگل توی هر خونه وبالکنی

    چقدر میشه از دل زندگی هامون نعمت و رزق خداوند

    رو در وجود آدمها پیدا کنیم ..

    چقدر میشه به آدمها با عشق بیشتری نگاه کنیم …

    چقدر میشه با عشق بیشتر به حرفاشون توجه کنیم .

    چقدر میشه با زبون مشترک عشق رفتار کنیم .

    خدایا شکرت برای نعمتهای قشنگ ونامحدود زندگی مون

    بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم

    و استاد شایسته مهربونم

    بابت این فایل پربرکت والهی

    خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم

    خدا حفظ تون کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 367 رای:
    • -
      سید ساسان حسامی گفته:
      مدت عضویت: 2158 روز

      سلام به خواهر عزیزم فاطمه خانم و اقا رسول و خانکی افرین به شما برای کنترل ذهنی که دارین برای اینکه نمیزارید به اتفاقات واکنش نشون بده و شما با این کنترل ذهن اونا رو خلق میکنید جنس کامنت هاتون مثل صدا و چهره خانم شایسته هست که هر وقت میشنوم اون ارامش درصلح بون با خود رو از فرسنگها دیرتر حس میکنم و این حس دقیق از کامنت شما دیافت میکنم و این موضوع که دلم میخواد هر روز نسبت به قبل بهتر بشم گاهی اوقات نمیشه این رفتار که سال زیاد داشتم میدونم نمیشه یه شب عوض کرد ولی ازخدا هدایت حمایت میخوام و مطالعه کامنت دوستانی که شاید ندیده باشمشون اما با مطالعه کامنت هاشون احساس نزدیکی میکنم و تحسینشون میکنم

      سپاسگزارم برای احساس خوبی که از این طرز رفتار اگاهانه که در برابریه عمل نااگاهانه بود رو انجام دادین

      یا حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      مینا گفته:
      مدت عضویت: 813 روز

      فاطمه جان سلام

      من همیشه از خوندن کامنتهات لذت میبرم نه بخاطر اینکه زیبا مینویسی بخاطر اینکه فرکانس نوشته هات بالاست چون قشنگ مشخصه موقع نوشتن پیامت وصلی به انرژی قشنگ و پاک الهی

      این انرژی قشنگ از قالب کلمات و شکرگزاری های قشنگت به منم میرسه و از این بابت خیلیییی خوشحال و سپاسگزارم

      خداروشکر میکنم که اکثر کامنت هات کامنت اول میشه و میتونم بخونم و لذت ببرم

      تحسینت میکنم که انقدررر عالی شخصیت شاکر و زیبابین رو تو وجودت ساختی و هر روز بهش وسعت میدی و این حس قشنگو با ما به اشتراک میذاری

      من گفتگوی شما با استاد جان رو تو کلاب هوس سیو کردم و بارها گوش کردم و الان که نگاه میکنم میبینم با پایداری تو این مسیر چقدررر ظرف وجودیت وسیع تر شده و اونجایی که میگی استاد به همسرم میگم رسول یعنی چی قراره بشه و من از حجم این تغییرات که تو زندگیمون داره پیش میاد میترسم،،، با خودم میگم بعله اگر فاطمه الان چندساله تو حال خوش این مسیر پایدار بوده و روز به روز چرخ زندگیش رونتر میشه و. حال دلش الهی تر نشونه ی متعهد بودن و پایداری تو این مسیره (‿)

      چقدر تحسینت میکنم که با همسرت تو این مسیر همقدمی و همین انرژی بالای شما دونفر تو زندگیتون غوغااا میکنه و در تمام برکات الهی رو به زندگیتون باز میکنه

      واقعا لذت میبرم وقتی میبینم زوج ها باهم تو این مسیر قدم برمیدارن و از برکات این مسیر زندگیشون سراسر عشق و حال خوب و دستاورد میشه

      امیدوارم تو این راه همیشه ثابت قدم باشی و روز به روز بیشتر از قبل ظرف وجودت برای دریافت نور و عشق خدا و برکات و بهترین نعمت هاش بزرگ و بزرگتر بشه و برامون همیشه از حس و حال خوبت بنویسی و ما لذت ببریم و درست بودن قانون و بدون تغییر بودنش به همه اثبات بشه وبا همین باور همه از برکاتش لذت ببرن و غرق شادی و عشق باشن (。◕‿◕。)

      در پناه خدا شاد و سلامت و پرروزی باشی عزیزدل خدا (◠‿◕)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1352 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلااااام مینا جاااانم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        بی نهایت سپاسگزارم از مهر ولطفت

        و کامنت پربرکتی که برام نوشتی .

        چقدر این شکلک ها باحالن وخندون

        حس خوبی بهم داد دمت گرررم

        به قول فریدون مشیری جانم :

        بگذار، که بر شاخه این صبح دلاویز

        بنشینم و از عشق سرودی بسرایم

        آنگاه، به صد شوق، چو مرغان سبکبال ،

        پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم….

        خداروشکر برای وجود ارزشمندت دراین جهان زیبا

        و سایت بهشتی مون .

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت

        خداروشکر برای حضورت در دوره مقدس 12قدم

        رفیق دلبر ونازنینم

        خداروشکر برای تعهد و عملگراییت .

        خداروشکر برای تمرکزت به زیبایی های زندگیت ودیدن نعمتهای قشنگ زندگیت

        من تجربه ی صحبت با استاد جان رو تا حالا نداشتم و اون عزیز دل من نیستم در کلاب هاوس

        وتو همون فایل هم توضیح دادم

        https://abasmanesh.com/fa/conversation-with-friends-39/#comment-1400867

        کامنت شما نشونه ی قشنگی بود که روزی میرسه که به امید خدا منم با استاد جان مون گفتگو کنم

        باباورهای پایدارتر ونتایج بهتر …

        این نشونه برام قشنگ و پربرکت بود ..

        بی نهایت دووووست دارررم عزیزدلم .

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین

        و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      فرزانه گفته:
      مدت عضویت: 2518 روز

      سلام به استاد عزیز و تمام دوستان

      فاطمه‌ی عزیز چقدر تحسین تون کردم وقتی دیدم در برخورد با خواهر و خواهرزاده‌تون به جای ارشاد و نصیحت کردن یا دلسوزی، مطابق قانون عمل کردید. چقدر خوبه که توجه به نکات مثبت جزیی از رفتارتون شده. واقعا عالیه. و همینطور جمله‌ای که به خودتون میگید وقتی رفتاری نادلخواه از مادر و خواهرتون می‌بینید.

      کامنت تون پر از درس بود برام.امیدوارم که خدا لطف کنه و منم بتونم مثل شما اینقدر خوب در هر موقعیتی عمل به قانون رو به یاد داشته باشم.

      در پناه خدا شاد و موفق سعادتمند و سربلند باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      باران و ایوب گفته:
      مدت عضویت: 1883 روز

      به نام خدا

      باران:

      سلام فاطمه جان قشنگم .عزیزدلم .قربونت برم من چقد قشنگ کامنت مینوسی اینقد. احساس و انرژی کامنتت زیاده من بغض شدید کردم.من هربار شما کامنت میذاری با عشق فراوان میخونم و انگیزه میگیرم .

      خیییلی عالی هستی خودت میدونی .خیلی عالی و قشنگ به قوانین عمل میکنی .من عاشق این توجه به زیبایی ها و ویژگی های مثبت دیگرانتم .وایی دختر چه کردی با من قلبم قشنگ باز شد .انشالله نور خداوند بدرقه راه قشنگت باشه عزیزترینم من عاشقتم خواهر گلم بی نهایت عالی و تاثیر گذار بود .

      در پناه خدای مهربان باشید .

      خدانگهدارت عزیزم،

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
    • -
      ثمین غفاری گفته:
      مدت عضویت: 539 روز

      سلام، خیلی لذت بردم از کامنت پر از حس خوبتون، حس و حال ما هم بهتر شد، سپاسگزارم ازتون

      موقع خوندن پیامتون دلم خواست سوالم رو از شما مطرح کنم

      اینکه میگیم دیگران تاثیری روی ما ندارن تا وقتی که احساس مارو درگیر نکنن درست. ولی

      وقتی پدرم ناخواسته باعث ایجاد یه سری مشکلات در زندگیم شد چی ؟ وقتی من از همه جا بیخبر بودم و ورشکست شد و علاوه بر چکهای خودش از طرف من چک داد و تمامشون برگشت خورد، وقتی تمام طلاهام بخاطر بدهی هایی که بار اورد رفت، پس انداز همسرم رفت. چطور ممکنه بااین همه اشتباه از طرف پدرم ایشون روی زندگی من تاثیر نداشته باشن؟ بحد کافی زندگی خودم هم تحت الشعاع قرار گرفته. دلیلش رو نمیدونم !

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        جواد یوسفی گفته:
        مدت عضویت: 3006 روز

        سلام خانم غفاری

        این کامنت در حالی نوشته می‌شود که برقا رفته کجا نمدونم

        و آنتن ها هم پریده خدا میدونه چطوری و نت گوشی هم باهاش تشریف بردن

        هیچ ایده ای هم فعلا ندارم که در جوابتون بنویسم اما فقط یه مورد به نظرم رسید بهتون بگم

        ببینید

        تصور کنید خدای ناکرده خدای ناکرده پدر بزرگوار شما یک مریضی لاعلاج داشتند که شما در عین حال که میدونین درمان راه به جایی هم نمیبره اما نمیشه بی خیال درمان شد و میگن فلان درمان رو انجام بدین بعد فلان درمان فلان دکتر فلان آزمایش فلان نمونه برداری فلان سونوگرافی و …

        بعد میگن آقا یه دکتر هست فلان کشور و شما مجبورین با فلان هواپیما ایشون رو ببرین و…

        اینجوری با خودتون فکر کنین الان سپاسگزاری کنین بخاطر وجودشون بخاطر زحمتایی که در بزرگ کردنتون و درس خوندن و ازدواج و… برای شما کشیدند .

        و البته به این باور داشته باشین که چون شما دارین به عمل به اون آیه ای که خانم شهریاری اول کامنتشون نوشتند 100 خودتون رو گذاشتین خدا هم این محبت شما رو بی پاسخ نمیزاره قطعا

        همش هم پاسخ مالی نیست

        من بابام در جوونیشون وقتی مادر بزرگ زنده بود هر صبح و هر شب میرفتند سر راه یه خبری در حد 5 دقیقه از مادرشون میگرفتند و اگه کاری داشت براش انجام میدادند

        وضعیت مالی اون زمان ما شاید بگم اصلا تعریف نداشت.بقیه فرزندانش خب یکیش که اصلا نمیومد دیدنش یکیش هم با نگاه از بالا به پایین هفته ای دو هفته ای خبری میگرفتند

        آقا انتهای داستان رو بگم

        بابای ما رفتند مکه و ده بار کربلا و سوریه و تمام ایران رو مسافرت و 4 تا اولاد دارن که التماس میکنن بیاین شما رو ببریم اینور اونور بماند خونه بزرگ و آبرومند و جهیزیه دخترا که خیلی راحت اوکی شد و باغی درست شد و بچه ها ماشاالله در سطح خودشون خوب و خلاصه با این که بابا نه ارثیه خاصی گیرشون اومده نه درامد آنچنانی داشتند

        این از بابام

        عموها یکیش تمام مال اموال و دارایی و ارثیه و پس انداز و همه رو خرج کردن رفته ، نه حقوقی نه درامدی و بچه ها هم از 5 تا دو تا جدا شدند و پیشش نیستند یکیش هم سالهاست قطع رابطه کرده یکی هم بود و نبودش یکیه

        تو همون زمین ارثی کشاورزی مادر نصفش رو فروخته داره با پولش تو بقیش خونه داره میسازه

        اون یکی دیگه هم حالا یه چیزی بهتر بود که البته به رحمت خدا رفته

        هان مشو نومید چون واقف نیی از سر غیب

        باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

        والله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
        • -
          ثمین غفاری گفته:
          مدت عضویت: 539 روز

          سلام جناب یوسفی

          ممنونم که وقت گزاشتید و برام نوشتید

          کامنت شما من رو پر از حس خوب کرد

          دقیقا درست فرمودید، شرایط میتونست بدتر باشه پس خداروشکر میکنم، بخاطر وجود و سایه پدرم مادرم برادرم همسرم که توی این شرایط همگی پشت هم بودیم سپاسگزارم. شرایط هرچقدر سخت مهم اینه ما همدیگرو داریم و دیر یا زود قراره از این چالش عبور کنیم و رشد کنیم.

          بیت شعر اخرتون هم عالی بود

          من خودم و خانواده ام رو به خدا سپردم دیگه بقیه اش با اونه

          شما هم برای ما انرژی مثبت بفرستید

          براتون عشق و شادی و ارامش ارزو میکنم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      زکیه لرستانی گفته:
      مدت عضویت: 2000 روز

      بنام خدای رحمان

      خدای بخشنده ی مهربان

      خدای عشق و زیبایی

      خدایی ک رحمتش بی اندازه اس و مهربانی اش همیشگی

      سلااام عشق دلمممم

      سلاام فاطمه جانمممم

      سلام عزیزدلممم

      الهی صدهزار مرتبه شکر ک یکبار دیگه درمدار کامنت پراز آگاهی های ناب و آرامشت قرار گرفتم

      الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر این حس فوق العاده ای ک دریافت کردم قلبم باز شد

      روحم گسترش پیدا کرد

      لبریز از عشق و نور خدا شدم با کامنت نورانی پراز عشقت

      الهی شکرت

      چقددد تحسینت کردم فاطمه جانم

      چقددد عالی کار کردی روی خودت

      چقد عالی داری عمل میکنی ب آگاهی ها

      چقد لطیییف شدی تورو

      چقد روحت بزرگتر شد

      چقد قلبت پاکتر و دریایی شده

      چقددد تحسینت کردم اونجا ک با تحسین خواهرت و یادآوری توانایی هاش جهت دادی افکارش و ب سمت مثبت

      ب سمت زیبایی هاش،توانمندی هاش

      و خاطرات قشنگ گذشته تون

      چقددد لذت بردم اونجا ک کنترل ذهن کردی و چیزی ب خواهرت نگفتی بخاطر رفتارش با پسرش

      چقد خوب تونستی احساس مهم بودن بدی ب پسر خواهرت

      من عاشقتمممم

      چقد تو فوق العاده ای دختر

      چقد قشنگ داری عمل میکنی ب دانسته هات

      چقد تحسینت کردم بخاطر استمرارت تو مسیر

      نمیدونی چ سوخت جتی شد برام کامنتت

      حرفهات

      دلنوشته هات

      عشقی ک تو وجودت سر ریز کرده

      و داری اضافه اش رو ب عزیزانت هدیه میدی

      توجه ب زیبایی ها

      اونجا ک گفتی سلام میدی ب خورشید ،زیبایی های بیشتری دعوت میکنی ب زندگیت

      خییلی لذت بردم

      امروز صبح وقتی بیدار شدم منم با صدای بلند سلام دادم ب آسمون، ب ابرهای قشنگی ک تو آسمون بودن

      ب خورشید

      ب درخت‌هایی ک تو باقچه مون هستند ک برگ های مخملی در آوردن

      چقد لذت بردم از نسیم خنکی ک می‌وزید میخورد ب صورتم.

      صدای زیبای بلبل ها

      دو تا یا کریمی ک کنار هم رو ی شاخه ی ظریف نشسته بودن چقد حس خوبی گرفتم ازشون

      چ آرامشی داشتن

      پرواز پرنده ها ،یاد اون آیه ای از قرآن افتادم ک خدا میگفت

      أَوَلَمْ یَرَوْاْ إِلَى ٱلطَّیْرِ فَوْقَهُمْ صَـٰٓفَّـٰتࣲ وَیَقْبِضْنَۚ مَا یُمْسِکُهُنَّ إِلَّا ٱلرَّحْمَٰنُۚ إِنَّهُۥ بِکُلِّ شَیْءِۭ بَصِیرٌ(١٩ ملک)

      آیا ندانسته اند که پرندگان بالاى سرشان را در حالى که بال مى گشایند و مى بندند، فقط [خداى] رحمان در فضا نگه مى دارد؟ یقیناً او بر همه چیز بیناست

      الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر این آکاهی های ارزشمند ک بهم رزق دادی

      سپاسگزارم بخاطر وجود نازنین دوستان عزیزم

      ک منو یاد تو میندازن

      و وجودم و غرق عشق و آرامش میکنن

      خدایا شکرت بخاطر تک تک کامنتهای دوستان توحیدی قشنگم مخصوصا فاطمه ی عزیزم ک دست توست تو زندگیم

      مرررسی ازت فاطمه جانم

      سلام منو ب خانواده ی توحیدی قشنگنت، آقا رسول و محمد حسن عزیزم و هلیسای خوشگلم برسون

      براتون بهترین هارو میخوام از رب جهانیانم

      و اینکه عاشقتونمممم

      روی ماهت و میبوسم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1352 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلااااام زکیه جاااانم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        بی نهایت در بی نهایت

        سپاسگزارم از کامنت پراز نور و برکت و زیبایی که برام نوشتی و با چشمای قلبی قلبی خوندم

        شما خودت تحسین برانگیزی رفیق جانم

        من از کدومشون بگم از بس فراوووون و قشنگن

        خداروشکر برای دونه به دونه ی کنترل ذهن ها

        خداروشکر برای توجه کردن به زیبایی های زندگیت

        خداروشکر برای تمرکز به نکات مثبت زندگیت

        خداروشکر برای تعهد وعملگرایی های قشنگت

        خداروشکر برای هنرمندی وخلاقیت هات

        خداروشکر برای درختهای خوشگل

        باغچه تون که برگهای مخملی و ناز دارن

        خداروشکر برای نسیم خنکی که حس میکنی

        خداروشکر برای آواز بلبل جااانم

        خداروشکر برای دوتا یاکریمی که

        هدایتت کرد به آیات قرآن و رزق منم شد خداروشکر

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای

        زندگیت عزیزدلم

        به‌ راستی هر کسی محبت به خدا را تو

        قلبش داره همه‌ چیز رو زیبا میبینه

        درست مثل تک تک دوستان بهشتیمون .

        بوس به قلب مهربونت دلبرجااان

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      شکوه گفته:
      مدت عضویت: 1297 روز

      به نام خدای بی‌همتایم

      که هر نفسی از ما را با عشقش می‌نویسد و هر لحظه را با رحمتش می‌آراید.

      فاطمه‌ی عزیز و نورانی،

      وقتی کلماتت را خواندم، دیدم که چطور جانت با آگاهی درآمیخته و روحت با قوانین الهی هم‌فرکانس شده. یاد این آیه افتادم که:

      «الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/28)

      دلِ آرام تو، گواه این است که ذکر خدا برایت فقط کلمه نیست، بلکه شیوه زیستن است.

      چقدر قشنگ یاد گرفتی که کنترل ذهن یعنی بازگشت به رحمت خدا

      نه جنگیدن با افکار

      یعنی همان که پروردگار در آیه‌ی «وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّهِ» (نحل/127)

      می‌گوید؛ صبر حقیقی، وقتی است که در حضور او آرام می‌گیری.

      تو با هر مثال و تجربه‌ات، باور تازه‌ای را جایگزین باورهای محدودکننده کرده‌ای

      باور اینکه:

      «من، خلیفه خدا بر زمین، انتخاب می‌کنم زیبایی را ببینم

      حتی جایی که دیگران فقط سایه می‌بینند

      این، همان نگاه الهی است که رزق را از دل ساده‌ترین لحظات به سمتت جاری می‌کند.

      فاطمه‌ی جان، تو فقط قوانین را یاد نگرفته‌ای، تو آن‌ها را زندگی می‌کنی

      و این یعنی با هر رفتار، هر لبخند، و حتی هر سکوتت، آینه‌ای شده‌ای برای انعکاس نور خدا

      خداوند وعده داده:

      «إِن تَشْکُرُوا أَزِدْتُکُمْ» (ابراهیم/7)

      و من مطمئنم با این همه قدردانی و دیدن نعمت‌ها

      روز به روز در باغ‌های گسترده‌تر رزق و آرامش قدم خواهی زد.

      دوست عزیزم، مسیرت پر از عطر ایمان است؛

      و تو با هر قدم، زمین را سبزتر می‌کنی

      همین‌طور که هستی بمان

      آرام، آگاه، و جاری در عشق الهی

      از صمیم قلب برایت می‌خواهم که همواره در حریم امن خدا باشی،

      جایی که هر لحظه‌اش لبریز از نور، و هر روزش معجزه‌ای تازه است

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      سمیه زمانی گفته:
      مدت عضویت: 2495 روز

      بنام خداوند رزاق و وهاب، خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه

      سلام رفیق نازنینم، رفیق دوست داشتنی

      چقدر تو تحسین برانگیزی دختر آخه…

      چقدر این حد از تمرکز بر زیبایی ها، این حد از شکر نعمت و رزق و برکت رو در تو دوست دارم و دارم یاد می گیرم…

      آفرین بهت… واقعا کار هر کسی نیست این حجم از کنترل ذهن و گرفتن افسار ذهن در دست و تمرکز بر خوبی ها و زیبایی ها.

      من بارها و بارها او ارتباطم با تینا از ذهنم گذشته که این حرفی که داری الان می گی رو بهتره جور دیگه بگی، اینجوری اثر منفی داره، و یاد تو و برخوردای تو افتادم… دارم تمرین می کنم اون آلارمی که قلبم می ده رو بهش گوش کنم… و تو چقدر فوق العاده عمل می کنی تو این زمینه…

      اینکه در جواب بدخلقی خواهرت عامدانه حواسش رو ببری به نکات مثبتش و حال خواهرزاده ت رو با تمرکز بر توانایی‌هاش و خوبیاش بهتر کنی…

      رفتارت با هلیسا جان و محمدحسن جان که کلی همیشه درس داره برام…

      خدا رو شکر برای وجودت در زندگی م که پر از خیر و برکته…

      همون پریروز که باهم در مورد نعمتها و تمرکز بر زیبابیی ها حرف زدیم و تو مثال زدی از ورود نعمت با تمرکز بر زیبایی ها، منم شب نشستم از نعمتهای اونروز چه برای خودم چه برای دوستانم تو دفترم نوشتم و خدا رو براش شکر کردم… و دیروز بود که علاوه بر این فایل که رزق پربرکتیه، من یه جفت کتونی از خواهرم هدیه دریافت کردم… ایمیل کانفرم ماشین شرکت که درخواست داده بودم برای اینکه هفته ی بعد باهاش برم شیکاگو برای کنفرانس اومد… همون روز چهارشنبه هم که دو ساعت و نیم رفتم والیبال و کلللی کیف کردم یکی از بچه ها راید داد بهم و لازم نبود 45 دقیقه رفتنه و 30 دقیقه برگشتنه درایو کنم…

      نقطه ی آبی داشتم تو دوره ی هم جهت و کللللی نعمتهای دیگه…

      خدا رو هزاران بار شکر می کنم و ازش می خوام روز بروز بیشتر با نعمتها و رزق‌های بی حساب سورپرایزمون کنه…

      می بوسمت یه عالمه دوست دوست داشتنی من…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 36 رای:
      • -
        فریبا شهاب گفته:
        مدت عضویت: 1478 روز

        بسم رب العرش العظیم

        سلام دوست قشنگ ومهربون وخوش قلبم سمیه جونم هربار که کامنتهات رو میخونم کلی کیف میکنم بااینکه دراین مدت که چند بار افتخاردیدارت رو پیداکردم باهم خیلی نشده راجع به قانون حرف بزنیم اما همیشه تحسینت میکنم که چقدر با ایمان راسخ ذهنت رو کنترل میکنی وجه مسائل ناجالبی رو تونستی با لطف خدا وتلاش خودت حل وقصل کنی .من به دوستی با تو که برام معجزه تلقی میشه به خودم میبالم وار شما وسایر دوستان عزیزم درسایت درس میگیرم .

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
        • -
          سمیه زمانی گفته:
          مدت عضویت: 2495 روز

          بنام خداوند رزاق و وهاب، قادر مطلق

          خدایی که غیر ممکن ها رو ممکن می کنه

          سلام فریبا جان… ممنونم از لطف و محبتت دوست عزیزم… خدا رو شکر برای همون تایمهای محدودی که تونستیم از انرژی و فرکانس هم استفاده کنیم… خیلی تحسینت می کنم برای تمام معجزات ریز و درستی که تو زندگیت داشتی و این مدت ازت شنیدم… آرامش خاصی داری که خیلی دلنشینه… امیدوارم بقیه مسیر این سفرت هم به زیبایی هرچه تمام تر و فراتر از تصورات بگذره… راستی امروز فایل نشانه ی من داستانی درباره هدایت الهی بود که دو قسمت داره… یهو به دلم افتاد بهت بگم نگاش کنی…

          درپناه خدا و در دستان امن الهی شاد و سلامت باشی دوست خوبم…

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
          • -
            فریبا شهاب گفته:
            مدت عضویت: 1478 روز

            بسم رب العرش العظیم

            قُلْ هُوَ الرَّحْمَٰنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَیْهِ تَوَکَّلْنَا ۖ فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ

            بگو: اوست رحمان، به او ایمان آوردیم، و بر او توکل کردیم، پس به زودی خواهید دانست چه کسی در گمراهی آشکار است

            سلام به روی ماه نازنین رفیق خودم که مثل یک فرشته الهی برام هستی .سمبه جونم خوش قلب،مهربون ،زیبا سیرت ،زیبا صورت چراااا اینقدررررر خوبی عزیزدل

            ممنونم بابت پاسخی که برام فرستادی قلبم رو باز کردی به سمت خدا که نشونه ها میان

            چقدر این فایل برام درس داشت ‌هدایتی بود باوجوداینکه قبلا هم این فایل رو دیده بودم دوسه جمله استاد مدام تو مغزم تکرارمیشد ومیشه .من این سفر برام یک سفر معنوی محسوب میشه چون برام پراز خیروبرکت بوده وتجربیات جذابی داشتم که تا به حال تجربه شون نکرده بودم .ازجمله رفتن به کمپ های چند روزه با طبیعتی بسیار زیبا ‌بهشتی ،شرکت در عروسی های بسیار جذاب که یکی شون به سبک آمریکایی برگزارشد وآشنایی وهمسفر شدن با دوستان بسیار فرهیخته ومهربون وشما عزیزدلذوسام عزیز ،تینا جون باهوش ودانشمند ولیلین شیرین ‌قند عسل و خواهران عزیز ،همه اینها برام خیروبرکت وثروت بوده وهسن وفصل الهی هرروز به طریقی برام نمایان میشه .بعد از ماجرای سوزن که درجریان هستی ،خدا بهم گفت بنده جان من به شکل سوزنی و با جزییات دقیق هدایت میکنم چرا اینقدر حیرانی ،پس فقه نخور وغمگین نباش ،سمیه جون من اسم هدایت های الهی رو هدایت سوزنی گذاشتم به دوجهت اول اینکه از کوچکترین نیاز مون که به اندازه سوزن هست تا بزرگ‌ترین رو برامون تامین میکنه ،دوم اینکه هدایت الله جانم سوزنی ودقیق هست که کو لای درزش نمیره .

            من هم درخواست رو دادم وتقدیم ساحت مقدسی کردم

            رب مهربانم با هدایت سوزنی قطعا بهترینهارو برام فراهم میکنه در زمان مناسب ومکان مناسب .

            ماجرای سوزن رو برای سعیده جان وغاطمه جان هم بگو

            عاشقتم سمیه جونم و درقلبم جایگاه ویژه ای دارید. درپناه خدای رحمان سلامت وسعادتمند باشید.

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1352 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلااااام سمیه جاااانم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        بی نهایت در بی نهایت دووووست دارررم نازنینم

        بی نهایت سپاسگزارم مهر ولطفت

        شما همیشه برای من تحسین برانگیزی

        رفیق قشنگگگم ومن درمسیر یادگرفتنم ..

        تو را دوست دارم

        چگونه می‌خواهی ثابت کنم که

        حضورت در جهان

        چون حضور آب‌هاست،

        چون حضور درخت،

        و تویی گل آفتابگردان،

        و باغی نخل ….

        همون جوری که اون روز داشتی از زیبایی های زندگیت میگفتی و قلبم باز میشد

        باخوندن این پاسخ هم احساسم عالی تر شد

        و وجودم پراز عشق…

        خداروشکر برای ایمیل کانفرم ماشین

        خداروشکر برای دریافت هدیه قشنگت

        مبارکت باشه کتونی هایی که از خواهر عزیزت هدیه گرفتی که نماد آسون شدن وهموارترشدن مسیر زندگیته رفیق جانم

        خداروشکر برای برکت زمانی …

        خداوکیلی

        برکت زمانی اصلا یه رزق خیلی مهمی هست

        و این روزها بیشتر داری دریافت میکنی خداروشکر …

        کلی تینا جان ولیلین جااانم ببوس

        به آقا سام عزیز سلام مارو برسون.

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
    • -
      فریبا شهاب گفته:
      مدت عضویت: 1478 روز

      بسم رب العرش العظبم

      سلام به فاطمه جان عزیزودوست داشتنی خیلی خوب مینوسی مهربون جان اینقدر خوب چشم‌های قشنگت رو عادت دادی به دیدن زیبایی ها که من هر بار با خوندن کامنتت میگم اینو فقط یک فرشته از طرف خدا فقط میتونه اینجور زیبا وقشنگ ببینه وبه تصویر بکشه .مرسی که مینوسی عزیزم ومن از خوندن کامنت ها کلی کیف میکنم .برای تو نازنین وآقا رسول وهلیسا جان ومحند حسن جان آرزوی سلامتی وبهروزی وسعادتمندی دارم .درپناه حق همیشه قلبت پراز نور خداباشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      مهناز گفته:
      مدت عضویت: 3500 روز

      سلام فاطمه جان،

      از وقتی دوره هم جهت با جریان خداوند روی سایت اومد من با خواندن کامنتها با شما ، همسر عزیزتون و حتی پسر و دخترتون آشنا شدم و کامنتهاتون رو دنبال میکنم ، خودم هیچ کامنتی روی سایت نگذاشتم که مسلما کم کاری بوده و هیچ بهانه ای نمیشه آورد ولی شما دوست عزیزم اینقدر باحال خوب کامنت می‌نویسید و اینقدر این حال خوب خودتون رو به بقیه هم انتقال میدید که واقعا نتونستم جلوی این احساسی که پیدا کردم رو بگیرم و برات ننویسم .میخوام بگم نوش جون شما و خانواده عزیزت تک تک نعمتها و رزق و برکتی که براتون میاد .الحق که بنده خوب خدایین با این تمرکز بر زیباییها و شاگرد خوب استاد با این عالی عمل کردنتون به قانون.لذت بردم هر بار که کامنتی از شما رو خواندم و بعضی وقتا مثل این بار چشمام نمناک شد ازین همه زیبایی و عشقی که توی وجود شما وجود داره. من نوشتن خوب بلد نیستم ولی این رو وظیفه خودم دونستم که برای این عشق و این حال خوبی که منتشر میکنی ازت تشکر کنم و بگم دم شما و آقا رسول گرم و براتون عشق بیشتر ، روزی و برکت بی انتها رو از خدا آرزو میکنم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
      • -
        فاطمه محرمی خانقاه گفته:
        مدت عضویت: 1352 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

        و مهربانی‌اش همیشگی.

        و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

        سلام به روی ماهت مهناز جااان عزیزم

        عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

        بی نهایت سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم ..

        من باید بشینم ساعتها به عکس پروفایل

        قشنگت نگاه کنم و زیبایی ببینم وبنویسم

        خیلی رنگ چشمهات قشنگهههه دلبرجان

        گردنبند ظریف با نگین خوشگلت ..

        و اون دسته گل تو عکس خیلی زیباست

        خیلی بااحساس دستت گرفتیش

        انگار آرزوها تو بغل کردی رفیق جانم

        بی نهایت در بی نهایت دووووست دارم

        به قول دکتر شفیعی کدکنی جانم:

        می شناسمت !

        چشم های تو

        میزبان آفتابِ صبح سبزِ باغ هاست

        می شناسمت ..

        خداروشکر برای دست به کامنت شدنت

        من کامنت ننوشتن شمارو

        نمیذارم پای کم کاری رفیق جانم

        شاید زیاد نوشتاری نباشی ،فقط همین ..

        خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت

        خداروشکر برای حال خوبت

        خداروشکر برای وجود ارزشمندت دراین جهان زیبا

        و سایت بهشتی مون

        خداروشکر برای حضورپربرکتت تو دوره ی

        کیمیاگر هم جهت با جریان خداوند

        خداروشکر برای نعمت داشتن ، تموم دوره های ارزشمند استاد جان توزندگی قشنگت که تحسین برانگیزه.

        الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره .

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      رویا محمدیان گفته:
      مدت عضویت: 1376 روز

      سلام فاطمه جان

      با خوندن کامنتت قلبم باز شد

      دیروز یه تضادی برام پیش اومده که دارم با تمام توانم‌کنترل ذهن میکنم از دیروز جلسه سه همجهت رو دارم همش گوش میدم استاد میگه نجوا میومد ولی من بهش قدرت نمیدادم منم بهشون قدرت ندادم و خیلی سخت بوده و همش میگم من تو این تضاد باید میوه اش رو پیدا کنم و بچینم تا بعدا که یادم افتاد بگم خدایاشکرت بخاطر اون تضاد و از تمام کسایی که در اون نقش داشتن با تموم وجودم سپاسگذاری کنم

      دیشب نوشتم این تضاد چه میوه هایی داره که قطعا هم داشت اما مهمترینش این بود که من باااید به درامد برسم من باید از نظر مالی مستقل باشم باید ریشه ی این شرک رو قطع کنم تا حالا تو این مسیر خیلی تنبلی کردم در این رابطه اما خدا داره به زور بیدارم میکنه میترسم دفعه دیگه زیر چک و لقدهاش زنده نمونم و این کامنت تو خیلی حالمو خوب کرد

      چید تو‌مهربونی که دنبال اینی که همه رو تحسین کنی من اگر جای تو بودم نسبت به ناراحتی خواهرم و بچه اش به احتمال خیلی زیاااد اعراض میکردم و میگفتم من فقط باید رو خودم کار کنم و به من چه اما تو اینطوری حال خودتم خوب کردی واقعا دوست داشتنی هستی بنظرم از احساس لیاقتت هم هست که میدونی میتونی تاثیر داشته باشی من شاید چون فکر نمیکردم حرفام تاثیری بزاره یا اصلا مهم باشه تلاشی هم نمیکردم

      دوستت دارم فاطمه جانم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      زهرا بهنام گفته:
      مدت عضویت: 1519 روز

      به نام خدای بخشنده و مهربان

      سلام فاطمه ی عزیزم

      چقد تحسین برانگیز هستین

      خیلی کیف میکنم وقتی از آموزه های استاد تو کارها و رفتارهای روزمرتون استفاده می‌کنین و نتیجه میگیرین و برامون مینویسن

      من شخصا خیلی ازتون یادمیگیرم

      تحسین میکنم اون جمع دوستانه و توحیدی تون رو با دوستان سایت

      الهی که همیشه برقرار باشین عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    على شيرازى گفته:
    مدت عضویت: 3718 روز

    به نام خداوند مهربان

    با سلام خدمت استاد عزیزم

    و مریم بانو و دوستان گل

    سپاسگزارم استاد برای این فایل عالی

    خداروشکر برای این آگاهی های ناب و خدایی و آرامش بخش

    خداروشکر که در این مسیر هستم

    خداروشکر که این قدر عالی و راحت به این صحبت ها و آگاهی ها دسترسی دارم و می تونم تمرین کنم برای بهبودی در تمام نقاط زندگی ام الهی شکر

    رد پای تمرکز بر نکات مثبت در تمام فایل های استاد هستن و چه قدر به خودمون نزدیک تر می شیم با این اگاهی ها

    الهی شکرت

    تنور دلتون گرم

    Joplin Missouri

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 78 رای:
  10. -
    امید هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2038 روز

    سلام استادعزیزم…

    سلام خانم شایسته بهترازجان..

    سلام ب همه گلهای باغ بهشت

    زندگی پر از لحظات خوب و بده

    . گاهی اوقات، ما در دام احساس گناه و پشیمانی نسبت به گذشته یا نگرانی درباره آینده گرفتار می‌شیم

    اما آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که با تمرکز بر نکات مثبت زندگی، می‌توانید احساس گناه را از خود دور کنید و به سمت یک زندگی شادتر و آرام‌تر حرکت کنیم

    توجه به نکات مثبت زندگی می‌تونه به ما کمک کنه تا از احساس گناه و پشیمانی رهایی یابیم وقتی که

    ما بر روی چیزهای مثبتی که در زندگی‌مان

    وجود داره تمرکز می‌کنیم

    به تدریج نگرش‌مان نسبت به زندگی تغییر می‌کنه

    ما شروع به دیدن چیزهای خوب و ارزشمندی می‌کنیم که در اطراف‌مون وجود داره

    و از درون احساس آرامش و رضایت را تجربه می‌کنیم.

    بخشیدن خود از احساس گناه یک فرآیند مهمه

    ما هم

    منم مث همه انسان‌ها اشتباهاتی دارم

    تصمیم‌هایی که در گذشته گرفتهم، ممکنه

    گاهی اوقات منو

    به یاد لحظات سختی بندازه. اما این روباید بدونم که هر لحظه از زندگی‌

    یک فرصت برای رشد و یادگیریه

    خودمومیبخشم

    بخشیدن دیگران و فراموش کردن خاطرات تلخ گذشته می‌تونه

    یکی از بهترین تصمیمات زندگی‌من باش

    وقتی دیگران را می‌بخشیم

    در واقع داریم به خودمان کمک می‌کنیم تا از بار سنگین احساسات منفی رها شویم

    بخشش به معنای فراموش کردن نیست

    بلکه به معنای رها کردن آن انرژی منفی و اجازه دادن به خودمان برای حرکت به سمت جلو است.

    فراموش کردن خاطرات تلخ گذشته

    به ما کمک می‌کنه تا با دیدی باز و قلبی سبک‌تر به زندگی نگاه کنیم.

    وقتی از شر خاطرات تلخ خلاص می‌شویم

    فرصت پیدا می‌کنیم تا زیبایی‌های زندگی را بیشتر ببینیم و از لحظات خوب و آرامش‌بخش آن لذت ببریم.

    زندگی پر از لحظات زیبا و تجربه‌های ارزشمندع

    با بخشیدن دیگران

    رها کردن خاطرات تلخ

    می‌تونیم بیشتر به این زیبایی‌ها توجه کنیم

    از زندگی‌ لذت بیشتری ببریم

    پس بیاییم با بخشش و فراموش کردن خاطرات تلخ

    به زندگی‌ رنگ و بویی تازه بدیم

    از زیبایی‌های نهایت استفاده روببریم

    بخشش خود به این معناست که شما با مهربانی و درک، خود را از بار احساس گناه رها می‌کنید.

    این کار به من کمک کرده تا با خودم صمیمی‌تر باشم و بپذیرم که من هم یک انسانم وبا تمام ضعف‌ها و قوت‌ها

    همیشه اولویت من

    در هرحاال

    احساس خوب=اتفاقای خوب

    احساس بد=اتفاقای بد

    ب همراه میاره

    ممنون عموحسین عزیزم خیلی دوستتون دارم

    واس همه دوستام ارزوی روز پرخیروبرکت وسلامتی دارم1404\5

    پس، بیایید با هم توافق کنیم که به نکات مثبت زندگی توجه کنیم و خودمان را از احساس گناه بخشیده و رها کنیم. زندگی زیباست و پر از فرصت‌ها برای شادی، رشد و تجربه‌های جدید.

    با تمرکز بر نکات مثبت و بخشش خود، مسیر جدیدی از زندگی را تجربه خواهیم کرد، پر از آرامش، عشق و رضایت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای: