ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5 - صفحه 32 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5211MB27 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 526MB27 دقیقه














سلام و درود به همه
استاد عزیز از شما خواهش می کنم یه فایل تحت عنوان ذهنیت محدود کننده و قدرتمند کننده 6 ارائه بدین و در مورد آیه 6 و 7 سوره مبارکه علق توضیح دهید که می فرماید انسان وقتی توانگر شود طغیان می کند و یا برخی بزرگان دین میفرمایند هرچقدر مال دنیا داشته باشی به همان میزان در آخرت باید حساب پس بدی و حساب کتابت بیشتر میشه
خواهش میکنم دوستان و همراهان و استاد و همسر عزیزشون من را راهنمایی کنید بدجوری گیرم اینجا
دوست عزیزم سلام استاد همیشه میفرمایند برای خواندن قران خواهشا چند ایه قبل وبعد را بخوانید فقط یه قسمت را ملاک قرار ندهید به نظر من در ایه 5 خداوند میفرمایند ما به ادم انچه را نمی دانست به الهام خو د تعلیم دادیم باز انسان از کفر و طغیان نمی ایستد و سرکش و مغرور میشود اینجا داره درباره ایه 5 توضیح میده ودر ایه 7 میگوید چون به دارایی میرسد وبی نیاز میشود به سوی پروردگارش باز میگردد در ایه 8 اینها هیچ ربطی نداره به اینکه شما در دنیا ثروت و دارایی داشته باشی حساب کتابت بیشتر هست چون تمام ائمه و بزرگان دین ما الام همه ثروتمندان دنیا هستن اگر ثروت ودارایی بد بود امام حسن یک شبه میلیاردها ثروت خود را نمی بخشید پس امام حسن ثروت داشته عزیز البته استاد خیلی فایل درباره این بحث داشته ببخشید
سلام استاد و دوستان هم فرکانسم. عیدتون مبارک.
امروز 3 فروردین 1403 هست و من خدارو سپاسگذارم که در این روزها چقدر زمانم رو توی سایت سپری میکنم و فکر و ذکرم شده حرفای شما. میدونید الان ماه رمضانه. منم روزه ی آب گرفتم چند روزیه و این یکم روی اخلاقم تاثیر گذاشته.
یعنی بیشتر مواقع ذهنم بدخلقی و لجبازی میکنه خصوصا با خواهر کوچیکم که ازم میخواد باهاش بازی کنم. البته خیلی بهتر شدم نسبت به چند روز قبل. چند روز قبل اصلا خودمم از دست خودم متعجب و ناراحت بودم که چرا ذهنم انقدر مقاومت و لجبازی میکنه و نمیزاره برم با خواهرم بازی کنم.
الان هربار میخواد بدخلقی کنه به خودم یادآوری میکنم که انیس، احساستو خوب نگه دار.
چون احساس خوب=اتفاقات خوب. این قانونه.
اگه بخوام هی بدخلقی کنم که بدبیاری پشت بدبیاری میارم!
اصلا فراموش کردم که اومده بودم اینجا تا پاسخ سوالو بنویسم! چقدر سوال خوبی. خیلی جالبه که یکی از باور های من این بود که انسان اگر واقعا تمرکز و وقتشو بزاره روی هر مهارتی فارغ از سن و موقعیت و شغلش میتونه توی اون مهارت به مرتبه ی استادی برسه. من کاملا به این حرف باور دارم.(اگر در عمل گاهی بلغزم هم در کلام بهش باور دارم)
و بنظرم استعداد توی وجود آدم ها نیست. یعنی آدم ها با استعداد ذاتی به این دنیا نمیان بلکه این شور و شوقه که ممکنه آدم ها طبق شرایطی بدستش بیارن. مثلا یکی که در خانواده ی هنری به دنیا بیاد که هنرمند زاده نشده. صرفا بخاطر بزرگ شدن توی محیطی که همه به هنر عشق میورزند، اون هم میبینه و میخواد حس خوبی که اونها با هنر بدست آوردن رو تجربه کنه. توجه کنید میخواد اون احساس رو تجربه کنه. و گاهی آدم ممکنه به اون حس ذوق و شوق در انجام اون کار برسه گاهی هم ممکنه نه، علاقه ش چیز دیگری باشه اما بخاطر اینکه فکر کرده میتونه با اون کار(توی این مثال کار هنری و هنرمند شدن) به اون حس برسه، اون کار رو دنبال کرده و نتیجه هم نگرفته… شاید علاقه ش توی قنادی باشه و اون احساس رو با قنادی میتونه بدست بیاره نه نقاشی یا… اما بنظر من میتونه با تمرین توی هرکاری موفق شه و حتی میتونه اون شوق و ذوق رو هم بدست بیاره
جمع بندی: بله موافقم که انسان میتونه با تمرین وپشتکار و بها پرداختن به هر هدفی که میخواد برسه و هر مهارتی رو که دوست داره یاد بگیره یا در هر شغلی موفق شه.
سپاسگذارم بابت این سواله بجا!
شاد و سلامت و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت.
بنام آنکه جان آفرید
سلام به همه دوستان
وقتی به این سوال فکر کردم متوجه شدم که باور دارم هر کاری روش زوم کنم پیشرفت میکنم ولی کاری که علاقه و استعداد داشته باشم سریع تر پیشرفت میکنم
و فکر میکنم به استعداد خیلی بها دادم یعنی تا یکم تو کارم یا تو هر چی روون و راحت به هدف نمیرسیدم یه کدی تو درونم باعث میشد من متوقف بشم
الان متوجه شدم اون کد این بود که از بچگی کل تمرکز خانواده ما روی استعداد و هوش ما بود و عاملی به اسم پشتکار وجود نداشت ….. اصلا پشتکار تحسین نمیشد
ولی ازونجایی که این باور قوی دیگه داشتم که کار نشد نداره همه چیز راه داره باعث میشد با وجود اعتقاد زیاد به استعداد حرکت هم کنم ولی چون این دوتا باور با هم قاطی بود این وسط حرکت می کردم ، توقف هم میکردم و دلیل اینکه فعالیت های ذهنی و عملی ام سینوسی بود فکر کنم این کد قدیمی بود
یه جورایی ته دلم آروم گرفت
همون لحظه وقتی استاد گفت عامل اصلی استعدا نیست عامل اصلی پشتکار ایمان حرکته خدا میدونه ذهنم از قفلی درومد دیدم داره رگباری برنامه کاری فردام و راه حل و مسیر رو بهم میگه
و نکته دیگه اینکه واقعا همینطوره هر کس خودش میدونه چطوری بهتر یاد می گیره
من فکر میکنم با رفتن تو دلش و درگیر اون مهارت شدن بهتر یاد میگیرم تا خوندن تئوریش …. یعنی عملی باید یاد بگیرم و ترجیح. میدم یا کسی بهم یاد نده یا یه مربی و معلم قوی که خوب توضیح بده و اصل رو توضیح بده ( مثل استاد ) بهم یاد بده مثلا لم اصلی و درک رو بهم منتقل کنه من برم تمرین کنم همون و به دفعات زیاد و یکی هم باشه که وسط راه بهم ایمان به تونستن رو تزریق کنه مثلا یه الگویی که خودش قبلا انجام داده
یعنی فکر کنم فقط اگر بدونم میشه و واسه من امکان پذیره این مهمترین عاملی هست که باعث میشه یاد بگیرم
کلا همه چیز رو دیرتر از بقیه یاد می گرفتم
ولی وقتی یاد میگرفتم کامل و عمیق در حد حرفه ای یاد می گرفتم چون تو ذهنم باید درک میکردم و زیاد نمی تونستم مثلا حفط کنم
ترجیح میدم اول یه درک عمیق و کلی داشته باشم از یه کاری و بعد برم تکرار و تمرین کنم انقد که روش مسلط بشم و دیگه استرس نداشته باشم موقع انجام دادنش طوری که تو هر شرایطی بتونم انجام بدم
همین که نوشتن یه چیزی بهم یادآوری شد
مثلا من می خوام آشپزی کنم باید ببینم یا همه وسایلی که دارم رو ببینم جلوی چشمم باشه یا اینکه برم یه عکس غذا رو ببینم و بعد برم همون در بیارم
پس من خیلی با دیدن هست که باد میگیرم و باید واسم واضح باشه چیه ……چطوری هست و برم انجامش بدم
اگر ناواضح باشه یا دیداری نباشه باهاش به مشکل بر می خورم
چیزهای که یاد گرفتم خوب
یکیش رانندگی بود خیلی دیر یاد گرفتم خیلی خیلی تمرین کردم ( البته چون اصلا آدمی هم نبودم گوش بدم یاد بگیرم فقط خودم باید تست می کردم چون باور داشتم بقیه خیلی بد و بی حوصله آموزش میدن ، البته بعد اومدن تو سایت و ترمیم افکارم کلا مربی های معلم هام تغییر کردن و من تونستم آموزش پذیر بشم از آدم ها )
چه جالب الان زن داداشم اومده بود و داشت میگفت انیمیشن …. اره من با انیمیشن و دیدن ویدیو از اول تا آخر خیلی خیلی راحت تر از بقیه گزینه ها یاد میگیرم ….
تمرینی که دارم مربوط به شغل خودم هست
دوست دارم تو املاک لم معاملات رو پیدا کنم و بوسیله اون هر ملکی رو بفروشم یا بخرم
احساس. میکنم آموزش های املاک که هست مسئله اصلی رو نمیگه
مثلا کسی نگفته چطوری با این روش معامله صد در صد میکنی
خودم یک سری آزمون خطاهایی کردم
اونم بیشتر بازم از آموزه های استاد و مبحث کد نویسی و باورها به آموزش معاملات رسیدم
از خدا می خوام لم اصلی شغلم رو بهم بگه تا همون رو بتونم تکرار و تمرین کنم و توش حرفه ای بشم
به نام خداوند بخشنده و هدایتگرم
به نام خدایی که تمام کارهامو برام انجام میده خداوند توانا و آگاه و عالمم
سلام به استاد و مریم خانم مهربون و خوش سخنم سلام به دوستان عزیزم
هر چیزی که اگر تکرار و تمرین کنی جزء مهارتت میشه کنار تکرار و تمرین علاقه هم باشد که چاشنیشو زیاد میکنه
و به استعداد ربطی ندارد
دختر خودم از کلاس اول راهنمایی زبان خیلی دوست داشت و تکرار و تمرین میکرد و بیشتر ردی زبان انگلیسی کار میکرد و به دانشگاه هم که رسید زبان انگلیسیش هم همیشه نمرات 20 بود
و چون علاقه داشت ادامه داد و الان هم معلم زبان است در دبیرستان
چون با تکرار و تمرین و علاقه به اینجا رسید و به استعداد ربطی نداشت
هر کاری با تمرین و علاقه رشد میکند و نتیجه میدهد
همین فایلها اگر تکرار و تمرین نباشه جواب نمیدهد و استاد عزیزمون الگویی به تمام هستن با تکرار و مرور کردنشون که هی باعث میشن مرحله به مرحله رشد کنن و به ایده های جدید هدایت میشوند
و هر چه تلاش و تمرین کنی استعدادت در اون کار بیشتر میشود
خداوند یار و نگهدارتون باشه
خدایا برای تمام داشته هایم سپاسگزارتم
شکرت شکرت شکرت
سلام وعرض ادب..
استاد من این تجربه کردم که هیچ ربطی،به استعداد نداره..با تمرین وتکرار هرچی بخوای میشه..
از بچگی دوست داشتم موسیقی بنوازم ولی شرایطش جور نکردم واسه خودم..الان 34 سالمه دارم تنبک نوازی رو یاد میگیرم وپیشرفت عالی داشتم..
در بحث های دیگه هم همینطوره.. کسبو کارم..خودشناسی..ایمان به خدای مهربان..خوش اخلاقی..صبوری..بزرگ بینی و….
همش با تمرینو تکرار واسه من شدنی شده است..
خدا رو سپاس گذارم که دارم رسالتمو اجرا میکنم
خدارو شکر که شما واستاد عرشیانفر راهنمای من شدین..️
به نام خدا
سلام خدا قوت به استاد عزیزم (همسر آرمان هستم)
در قسمت های قبلی فایل اگر سوالی مطرح میشد همون لحظه جوابش رو نمینوشتم اما این بار جواب سوالتون همون لحظه اومد توی ذهنم
و دکمه استاپ رو زدم
بنظر من وقتی ایمان قوی باشه انگیزه قوی باشه امید قوی باشه هیچ کاری نیست که نشه انجام داد
حالا در موضوع استعداد بنظرم اگه بخوام یه مثالی بزنم که هممون تقریبا ازش با خبریم
اختراع برق هستش که توسط توماس ادیسون کشف شد
من فکر نمیکنم از بدو تولد این کار استعدادی بوده که داشته نکته قابل توجه اینجاست که پس از بار ها و بار ها تلاش و نا امید نشدن تونسته همچین اختراعی رو کشف کنه
اگر استعداد یک شخص در زمینه ای خوبه اما پشت بندش تلاش و علاقه نباشه این نمیتونه کافی باشه برای پیشرفت در اون زمینه
اما با یاری ( الله ) ،با ایمان ، باور ، تلاش ، ذهن مثبت داشتن ،
و تسلیم نشدن و کنترل ذهن میشه حتی در زمینه های مختلف ، مهارت یادگیری …..و غیره که برای بار اول اسمشون رو میشنویم حرفه ای بشیم و بدرخشیم
ممنون از استاد عزیزم شاد و سلامت باشید
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان مهربانم و سایر دوستان گلم
من فکر می کنم چیزی وجود نداره که کسی نتونه یاد بگیره و انجامش نده . و هر کسی اگر آموزش ببینه و دل به کار بده می تونه اون آموزه ها رو پیاده کنه و جواب بگیره . حالا یا با تلاش کمتر یا بیشتر
این رو هم از اونجا می گم که خودم وقتی درس می خوندم ، از اونجا که فکر می کردم با شرایطی که من دارم تنها درس خوندن هست که می تونه شرایط زندگی م رو بهبود بده و قبل هر درسی رو که می خواستم بخونم قبلش توی خودم ایجاد انگیزه می کردم و بعد عالی از پسش بر میومدم.
مثلا می خواستم شمی بخونم به خودم می گفتم واقعا این علم هم قشنگه مثلا راجع به مواد و ترکیبات اونها چیز یاد بگیری. یا زیست ، می گفتم جالب در مورد بدن آدم یا فلان چیز بدونی.
و من اینقدر شاید توی این کار مهارت پیدا کرده بودم که با اینکه باور اصلی من غلط بود که درس و مدرک تحصیلی عامل موثر برای ثروت و موفقیت هست و اونقدر روی این تمرکز داشتم که هیچ وقت از خودم نپرسیدم واقعا به چی علاقه دارم و آون قدر در خودم برای کاری که لازم به انجام می دونستمش ایجاد علاقه می کردم که وقتی با آموزه های استاد آشنا شدم و شنیدم می گفتن برید دنبال علایقتون به خودم می گفتم من که به همه چیز علاقه دارم و از پس همه کاری برمیام. آیانقاشی رو دوست دارم ، آره می تونم از پسش بربیام. عکاسی دوست دارم، آره می تونم.
و از خدا هدایت خواستم برای پیدا کردن مسیر و علایقم .
و بعد از کلی بررسی کردن خودم فهمیدم برخی جاها احساس حسرت داشتم که طرف دنبال ورزش بود.
تازه به خودم می گفتم خوب چه رشته ای برم. تکواندو، تیراندازی، ورزش رزمی و .. و به خودم می گفتم من از پس همه ش فکر می کنم با آموزش بربیام.
شاید این مسیری که رفتم(درس خوندن و شاگرد ممتاز بودن همیشه) در کل به خاطر همسان سازی توانایی هام طبق قانون، مسیر مستقیم نبوده ، ولی به من این اعتماد به نفس همیشه داده ، که درسته این کار رو الان نمی تونی و اطلاعی راجع به اون ندارم ولی با آموزشهایی که می بینم و می دونم خوب یاد می گیرم و از پسش بر میام.
و این رو در 3 شغلی که عوض کردم به دلیل تغییر خواسته هام، اجراش کردم و در هر سه جز افراد موفق بودم.
هم کار نصب راه اندازی سیستمها و نرم افزارهای حسابداری و اداری ، که زمان شروع تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده بودم و هیچ چیز از کامپیوتر نمی دونستم، هم کارمندی که حسابداری خونده بودم، گزارشهای مهمی رو سیستماتیک ساختیم به کمک بچه های انفورماتیک شرکت ، با تجربه و دید نرم افزاری که از کار قبلی پیدا کرده بودم ،و هم در نمایندگی بیمه که هیچ ربطی به رشته تحصیلی من نداشت و از صفر شروع کردم و بعد از 3 سال نماینده برتر بیمه توی استان شدم که خودم اصلا خبر نداشتم.
و همین سابقه در من این قدرت و توانایی رو ایجاد کرد که من می تونم زمانی که فهمیدم باید به دنبال علاقه ام برم ، کارم رو که 9 سال در اون کار کرده بودم و نماینده موفقی هم بودم ، کنار بگذارم و در حال حاضر در حال کسب مهارت در زمینه ورزش یوگا هستم و با یاری و هدایت ربم به دنبال شناخت علایق و استعدادهای درونی خودم و تجربه ورژن های جدید و هدایتی رب از خودم هستم.
با توکل به خداوندی که ازاونجا که خالق و سازنده من هست از نهان و پنهانم آگاهه من رو به مسیر زندگی هر روز لذتبخش تر و هر روز بهتر بودن هدایت می کنه.
الهی بی نهایت سپاسگزارم بابت اینکه فایل تصویری ذهنیت قدرتمند کننده در برابر ذهنیت محدود کننده قسمت 5 از سایت استاد عباس منش را دیدم وخیلی آگاهانه و با دقت گوش کردم نکته برداشتم و تمرینش را در برنامه هدفهایم جهت رشد در زمینه کاریم قرار دادم و استاد عزیز و خانم شایسته عزیز خدا قوتتون بده که شرایط این فرایند را برایمون ایجاد کردید .
سلام خدمت استاد گرامی
واقعا یک فایل بینظیر و دیگه حجت رو بر همه چیز تمام کرده ،دیگه بهانه ای نیس برامون
من قبلا کارمند بودم و هر روز به صورت تکراری یه کار خاصی رو انجام میدادم ،سالها بود که در فکر استعفا از کارم بودم ،چون از کارم اصلا راضی نبودم و خیلی اذیت میشدم ،اینو بگم من از وقتی که با سایت شما آشنا شدم و این مطالب رو گوش دادم و فایل نقش عشق و علاقه رو خیلی گوش میدادم ،
خلاصه میخواستم استعفا بدم ،همش باور های محدود توی ذهنم میومد مثل اینکه:
-دیگه دیر شده و نمیتونی مهارتی یاد بگیری ،
_الان بیمه هستی و شغل آزاد بیمه نداری ،
_سنی ازت گذشته و …….
خلاصه از این افکار توی ذهنم زیاد بود ،تا اینکه یه روز با جرات رفتم استعفا مو نوشتم رفتم دادم به رئیس و همه چیز رو گفتم و از اتاقش اومدم بیرون
اوایل همه منو نصیحت میکردن ،از همکارا گرفته تا خانواده و دوستان ،حتی از دوستان و آشنایان بهم زنگ میزدن و نصیحت میکردند که استعفا نده این کار رو نکن ،خودتو بیچاره نکن ،خلاصه منم با کلی درگیری موفق شدم که استعفا بدم
الان اومدم توی حوزه الکترونیک خیلی بهش علاقه دارم و خیلی هم حالم خوبه با اینکه هنوز درامد چندانی ندارم ولی خیلی حالم خوبه و یک دوره تخصصی از آموزش الکترونیک شرکت کردم که ان شا الله بتونم خیلی سریع تر به درامد برسم البته دوره ثروت یک رو هم تهیه کردم که دیگه اساسی کار رو شروع کنم ،ولی اینو بگم که الان مدت سه ماه هست که به صورت تمرکزی هم روی دوره ثروت هستم و هم آموزش های الکترونیک رو میبینم ،و هر روز احساس موفقیت میکنم واقعا تغییر زیباست و با یادگیری هر مرحله از مهارتم به خودم میگم ببین چقدر زود یاد میگیری چقدر راحته و با اینکه قبلا خیلی ترس داشتم که اگه برم نتونم چی ویا اگه نتونم مهارت کسب کنم چی ،کار گیرم نیاد چی ،به قول استاد با نام یاد خدا شروع میکنیم ،
با آرزوی موفقیت برای تمام دوستان سایت وان شاالله که خداوند به همتون نعمت و ثروت بی شماری رو هدیه کند. در پناه حق
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته وتمام دوستان خوب سایت
من هیچوقت تدریس رو دوست نداشتم وارائه کنفرانس هم برام خیلی سخت بود توی دوران مدرسه.
ولی خوب به واسطه ی شغلم یکی از وظایفم در زمان کار تدریس به پرسنل محل کارم بود .خیلی این کار برام سخت بود.
خیلی مقاومت داشتم یادمه حدود دو سه ماهی بود که وارد محل کارم در بیمارستان شده بودم باید برای پرسنل بیمارستان کلاس آموزشی می زاشتم اولش خیلی مقاومت داشتم و گفتم کسی رو از بیرون بیارن تا به پرسنل آموزش بده ولی خودم تازه وارد مجموعه شده بودم و نمی تونستم بیشتر از این مقاومت کنم.ودر نهایت قبول کردم. بیمارستان به خاطر نزدیک شدن به زمان اعتباربخشی ،سریعا یک سالن اجاره کرد و بیشتر از 200 نفر از پرسنل رو اونجا جمع کرد تا همه رو یکجا آموزش بدیم.
تمام مطالبم رو آماده کردم وپاورپوینت درست کردم برام خیلی سخت بود .بارها تمرین کردم ولی اونقدر استرس داشتم اصلا دلم میخواست می مردم و تو این موقعیت نبودم داشتم دیوانه می شدم. یکی از دوستانم بهم پیشنهاد کرد پروپرانول فکر می کنم بود بخورم تا ضربان قلبم کنترل بشه وبتونم کلاس رو برگزارکنم .خداروشکر کلاسم به خوبی برگزار شد و بعد مسئولمون به من گفت تو که خوب ارائه کردی پس چرا اینطور مقاومت داشتی.
بعد از اون هم بارها کلاس آموزشی برگزار کردم البته تعداد دیگه اونقدر نبود در حد 20 الی 30 نفر بودن. و هیچ وقت این کار رو دوست نداشتم. برام خیلی سخت بود. البته به خاطر اعتماد به نفس پایین و روابط اجتماعی ضعیف بود.
تا اینکه حالا اومدم سراغ شغل مورد علاقم.و یک ایده ،تدریس توی این حیطه است .وقتی خواستم یک فایل آموزشی درست کنم مدام مقاومت داشتم ذهنم می گفت صدای تو اصلا قشنگ نیست. البته دیگران این نظر رو ندارن.
کلی با خودم حرف زدم مدام مرور کردم اون دوره های آموزشی ای رو که برگزار کرده بودم هرچقدر مرور کردم و بازخوردهای بچه ها رو یاداوری کردم تونستم نقاط قوت خودم رو پیدا کنم .اینکه مطالبم رو خیلی مفید آماده می کردم .به حاشیه نمی رفتم. چیزی رو می گفتم که حتما خودم قبولش داشته باشم .پاور پوینت هام عالی بودن. ودر نهایت بچه ها می گفتن تو اون چیزی رو که تدریس می کنی ما می فهمیم چی میگی.
و البته اون مقاومت هام هم به خاطر اعتماد به نفس پایینم بود تمام تمرکزم روی نقاط ضعفم بود واگر 99 تا کار درست انجام می دادم نمی دیدم و 1 کار رو نمی تونستم انجام بدم میدیدم برام بزرگ میشد و حتی جلوی کارفرما هم بازگو می کردم .
خلاصه الان که می خواستم فایل آموزشی ضبط کنم مدام این مقاومت رو داشتم که صدام خوب نیست.
ولی مدام این کلام استاد رو با خودم تکرار می کردم که هر جایی که بیشترین مقاومت رو دارید اگر تغییرش بدید بیشترین رشد رو خواهید داشت.
من هم با همه ی مقاومت ها فایلم رو درست کردم و صدا گزاری کردم .زیاد دلچسب نبود وقتی به دخترم نشون دادم گفت مامان تو باید بری کلاس فن بیان.
بعد هم من چند تا فایل از یوتیوب دیدم در مورد فن بیان. در یکی از ویدئوها که مربوط میشد به یکی از اساتید بزرگ گویندگی در ایران که صدای فوق العاده ای هم دارن گفت در هنر گویندگی ودر هنر سخنوری اصلا صدا مهم نیست مهارت ودانش هست که مهمه تمرین و ممارست هست که مهمه. وای اگر بدونید چه باوری در من ایجاد کرد .
تا حالا داشتم زور میزدم که حرف استاد رو باور کنم که استعداد اصلا مهم نیست به خاطر موقعیتی که درش قرار گرفته بودم باورش برام سخت بود ولی همین که قدم برداشتم خداوند هدایتم کرد به فایلی که بتونم این حرف رو بشنوم و باورش کنم. اون روز انگار دنیارو به من دادن.
در حال حاضر دارم با فایل های یو تیوبی روی خودم کار می کنم تا ببینم خداوند در ادامه چطور هدایتم می کنه.
این هارو اینجا نوشتم تا شاید بتونم به کس دیگه ای کمک کنم تا این حرف رو باور کنه و قدم برداره.
خدایا سپاسگزارم به خاطر هدایت هات به خاطر فرصتی که فراهم شده تا بتونم این کامنت رو بنویسم.
استاد از شما هم بینهایت سپاسگزارم.سلامت وتندرست باشید .و براتون عمری طولانی رو آرزو می کنم.