ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5 - صفحه 30 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5211MB27 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 526MB27 دقیقه














سلااام خدمت استاد عزیزم که پیامبر زمان من محسوب میشه
سلااام خدمت مریم عزیزم که الگوی من هستن توی خانه داری و انجام هر کاری که قبل از آشنایی فکر میکردم خیلی از کارها مردونه است
و سلااام خدمت همه دوستان هم فرکانس خودم
خدااا رو هزاران بار شکر میکنم که توی مسیر آگاهی و درک قوانین جهانش هستم و با عمل به آگاهی ها روز به روز زندگی باکیفیت تری رو دارم تجربه میکنم
و یه سپاسگزاری ویژه از استادم به خاطر اینکه این آگاهی های ناب و خالص رو در اختیار ما میزارین
من میخوام توی کامنتم به سوال این قسمت جواب بدم که مدتهاست به این جواب رسیدم و همیشه سعی کردم که چیزی رو باور کنم که بهم قدرت میده و کمکم میکنه
چند نکته رو هم که از صحبت های استاد بنا به درکم استخراج کردم رو مینویسم
و تمرینات رو باید انجام بدم و اینجا فعلا چیزی نمیتونم بگم تا انجامش ندادم
به نظر من استعداد هیچ نقشی نداره اینجا عشق و علاقه حرف اول رو میزنه
در هر زمینه ای با آموزش و تمرین و تکرار میشه ماهر و حرفه ای شد منتها عشق و علاقه لازمه که انسان تلاش و مداومت داشته باشه و ادامه بده تا پله های تکامل رو یکی پس از دیگری پشت سر بزاره و ماهر و ماهر و ماهرتر بشه و موفقیت های بزرگ و بزرگ تر کسب کنه
نکات :( اصل )
استمرار و ادامه دادن
ایمان و توکل به خدا و باور داشتن
تلاش و حرکت کردن
عشق و علاقه
باور قدرتمند : تحسین و تشویق برای تلاش کردن
باور ضعیف : تحسین و تشویق برای استعداد خاص ذاتی
من یه مثال در مورد این بزنم که مربوط میشه به پسرم
پسر من توی درس ریاضی فوق العاده ست و همیشه باورمون اینه که مثل خودم توی ریاضی استعداد داره و همیشه هم نمرات عالی میگیره ولی همین چند وقت پیش وقتی فهمیدم که دو نفر دیگه هم توی کلاسشون هست که ریاضی حتی از اون بهترن یکم احساس خلا کرد چون همیشه به خاطر این استعداد تشویق میشد
ولی توی درس علوم نمره پایین تری گرفت و به خودش متعهد شد تا جبران کنه و تلاش کرد و ارتقا پیدا کرد اینجا خودش رو با کسی مقایسه نکرد چون باور رشد و پیشرفت توش بود و حسابی هم احساس خوبی داشت
نکته ای که استاد توی این فایل گفتن و مقایسه کردن خیلی جای تامل داره که ما تحسین کنیم نه استعداد رو بلکه تلاش برای ارتقا و پیشرفت رو تحسین کنیم
سپاسگزارم استاد جان که باز هم مثل همیشه کمک کردی آگاه بشیم به یه باور دیگه و با تمرین و تکرار توی وجودمون رشدش بدیم
با سلام خدمت استاد عزیز و تمام خانواده عباسمنش.
بنده تازه عضو شدم مدتیه فایلهای استاد رو گوش میدم تو حرفای استاد یسری تناقض ها هس. نمیخام استاد عباسمنش رو به چالش بکشم قصد اینه بفههم طرز فکر درس چجوریه.یه مورد از فایل هایی که من دیدم و احساس کردم تناقض هس اینه که استاد تو فایلاشون میگن با هرچه بجنگی موندگارترش میکنی و دراین مورد بارها و بارها مفصل صحبت کردن و تو فایل دیگه در مورد افکار منفی صحبت کردن که اسم فایلش اینه چجوری از قدرت گرفتن افکار منفی جلو گیری کنیم و تو این فایل ایشون میگن باید با افکار منفی مقابله کنیم تا نتونن قد علم کنن. من یکم گیج شدم لطفا از خانواده عباسمنش میخام کسی که میتونه منو راهنمایی جامع بکنه و یه توضیح مفصل بهم بده در این مورد تا بتونم این قضیه رو درک کنم
سلام به دوست عزیز .ورود شما به سایت رو تبریک میگم.ببینید یکی از دلایلش اینه که تازه شروع کردید ونیاز دارندکه بارها وبارها فایل هارو گوش کنید تا به درک درستی برسید.من هم اوایل آین مشکل رو داشتم.شما نیاز دارید تکامل رو طی کنید.من الان چیزهایی رو درک میکنم که اوایل ورودم اصلا نمیفهمیدم .اصلا یه سری موضوعات رو درک نمیکردم.باید به خودت زمان بدی.الان وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم میبینم هر چیزی که باهاش میجنگیدم بدتر میشد .اون موقع هیچ درکی از قوانین جهان نداشتم.اما الان وقتی موضوعی که دوستش ندارم رو رها میکنم میبینم که خیلی راحتر حل میشه.در ضمن اینکه مقابله کردن با جنگیدن فرق میکنه.در واقع ما میتونیم ار اتفاقات بد زندگی هم در جهت رشد وتوسعه خودمون استفاده کنیم.و در واقع به هیچ اتفاقی با دید منفی نگاه نکنیم ودر واقع جهت مثبتش رو ببینیم.
سلام دوست عزیز. اگر جنگیدن رو به معنی “تقلا کردن و دست و پا زدن” بگیریم و مقابله کردن رو “تلاش برای پیدا کردن راه حل”، درکِ حرف استاد بسیار راحت میشه. ما قرار نیست سرمونو کنیم زیر برف و بی توجه به مسائل و چالش ها باشیم، اما با توکل به خدا و ایمان به تنها منبع قدرتی که میتونه بهمون کمک کنه، به صلح آمیزترین و ساده ترین شکل ممکن مسائلمون رو حل می کنیم. مثلا رفتار کسی شما رو اذیت میکنه. شما نباید در مقابل فرد و نه حتی در ذهنت با اون فرد بجنگی و خودخوری کنی و… با تغییر توجه به جنبه های مثبت اون فرد و یا کلا بی توجهی به اون وجه منفی از فرد، شما مهمترین قدم رو برداشتید برای حل مساله تون. حالا مثلا ممکنه بگی اون فرد هیچ خوبی ای نداره. این موقع ها من میگم اون فرد عزیز دل کسی که هست، اصلا بنده خدا که هست؛ همین کلا حس ما رو به اون فرد بهتر میکنه. البته که اولش سخته و چنین نگاهی کم کم تبدیل میشه به شخصیت ما که تمرکز کنیم رو خوبی آدما.. خب ببین ما اینجا تلاش کردیم مقابله کنیم با مشکل رابطه ایمون اما نجنگیدیم، وارد بحث و جدل و غیبت و نشخوار فکری نشدیم.. دنبال حل مساله رفتیم و قطعا بعد از تغییر نوع نگاه و احساسمون، بهترین راه حل ها بهمون الهام میشه. من از وقتی نصمیم گرفتم به جای جنگیدن با آدم ها و یا شرایط بد، دنبال راه حل با تغییر احساس و نوع نگاهم بشم، میتونم بگم اصلا چالش یا مشکل خاصی ندارم و خودبه خود مسائلم حل میشن به لطف خدای مهربان.
راستی سوالاتتون رو میتونید تو بخش “عقل کل” سایت بپرسید. دوستان عالی راهنمایی میکنن.
مجتبی عزیز اول اینکه خوش امدی ولی تا انجایی که من متوجه شدم از صحبتهای استاد ایشون میگویند در برابر افکار منفی اگاهانه فکر رو ت و ذهنتو کنترل کنی ببین کنترل کردن افکار هم همش مربوط به ورودیهای ذهنت هست اگر ورودیها را کنترل کنی دیگر افکار منفی نداری و موضوع دیگر هم که در قران اومده موضوع اعراض هست که همه جای قران خدا میفرماید در برابر مشکلات اعراض کنید تا در زندگی شما بیشتر نشوند چون شما طبق قانون جذب به هرچی توجه کنی از همون موضوع تو زندگیت بیشتر وبیشتر میشود
سلام استاد جانم و همه عزیزای دلی که میخونی متنو
خب استاد استعداد ازنظر من فقد تکرار و تمرین در هر عرصه ایست که من مهارتی درآن ندارم .
و برای من چنین است و حالاها بیشتر باورمیکنم که تکرار و تمرین چقدر خودش یک استعداد و مهارت فوقالعاده عالی هست که باید بیشتر رویش کار کنم ،تا به ای وسیله بتونم آنچه برم سخت جلوه میکنه و ذهن میگه نمیشه فقد به سادگی با تکرار توجه و تمرین بدست بیارم
و ای خیلی قانون ساده و عاشقانه ایست که بیشتر به درک مهربانی خداوند پی میبرم و سپاس خدای ره که چنین قوانین آسان و ساده طرح کرده که عملش لذت بخش هست و باعث رشد از هر لحاظی میشه چون در عین زمان لذت میبری چیزای بیشتری برای لذت بردن جذبت میشه اینست خدای دادگر من عاشقتم
واو خدایم بابت سایت و مسیر زیبای که وارد زندگیم و این همه فایلهای فوقالعاده ازت ممنونم رفیق واز شما استاد جانم خیلی خیلی سپاسگزارم استاد جان تشکر که وخت و انرژی میگزراین سپاس وجود پر برکت و فوقالعاده عالی تان
بنام خدا
سلام استاد عزیزم بله من فکر میکنم باتلاش وتمرین میتونم به اون چیزی که دوست دارم انجام بدم میرسم
مثل رانندگی شاید یکم باید بیشتر تلاش میکردم ولی تونستم گواهینامه مو بگیرم درسن چهل سالگی با پنج بار رد شدن امتحان ولی مهم اینه من تونستم این کارو انجام بدم
جالبه وقتی من ثبت نام کردم برای کلاس ها اصلأ ماشینم نداشتم وقتی مهاجرت کردم به شهر دیگه خیلی روند انتقال طول کشید وپروسه طولانی وسختی بود اینجا ایین نامه زود دفعه اول قبول شدم ولی توی شهری نه طول کشید
یااموزش زبانم که تونستم یاد بگیرم والان اهنگ های خارجی رو میخونم ولی باورم این بود من حافظه م ضعیفه ولی شوق زیادی داشتم
ووووو…
تمرکز روی استعداد باور محدود کننده ست ،تمرکز روی چیزی که تلاشی براش نکردی هیچ بازخوردی نداره واستاد داره اشاره میکنه که توانایی در یادگیری رو با مانعی به نام استعداد ندارم نباید نابود کرد
با شکر و سپاس خداوند متعال و هدایتگر
من اصلا اعتقادی به استعداد ندارم بنده تازه از سن 35 سالگی شروع به یادگیری مهارتهایی مثل کیک و شیرینی پزی ،خیاطی،رانندگی،اشپزی،کار جوجه و کباب،فست فود،کافی شاپ ،کردم و واقعا با تمرین و تکرار بسیار کارها رو درست یاد گرفتم و الان جز مهارتهایم هست که میتوانم انجام دهم و ایمان دارم هر کاری رو واقعا بخواهم یاد میگیرم و با تمرین و تکرار در انجامش ماهر میشوم مثل یادگیری زبان که در حال اموزش دیدن هستم و این را لطف خدایی میدانم که ما رو برای خواسته هایمان کامل نه بلکه کافی خلق کرده هست
با تشکر از فایل ارزشمند استاد خدا قوت
به نام خدای مهربان و روزی رسان ،، خدایی که تمام نعمت ها و خیر و برکت از جانب اوست.
درود و احترام
ذهنیت قدرتمند کننده در برابر محدود کننده قسمت 5
سوال : آیا فکر می کنی با تمرین، تلاش و مداومت می توانی در مواردی پیشرفت کنی که اکنون درباره آن مهارت خاصی نداری یا به اصطلاح با استعداد نیستی؟
یا اینکه معتقدی اگر در زمینه ای استعداد نداشته باشی، تلاش و تمرین نمی تواند باعث پیشرفت و مهارت در آن موضوع شود؟
پاسخ من :
به نظرم اگر در زمینه ای که مهارت خاصی ندارم باور بر تمرین و تکرار ندارم و یا باورم اینه حتی اگر تمرین و تکرار هم داشته باسم چون توش استعداد ندارم یا چون از سنم گذشته دیگ نمیتونم توش پیشرفت خاصی بکنم .
و یا باورم اینه باید از بچگی شزوع میکردم .
و یا باورم اینه استعداد توی بچگی بیشتر از بززگسالیه.
و یا باورم اینه چون از بچگی شروع نکردم الان دیگ دیزه ،، چون توی بچگی ادم استعدادش بیشتره.
خصوصا توی بحث ورزش که علایق من هستش ، من خیلی این باور رو دارم که ادم باید از بچگی شزوع کنه به ورزش کردن و در بززگسالی دیگ نمیشه. خصوصا این که مثلا دوست داشته باشم و ارزو داشته باشم که جهانی یا المپیکی بشم ولی توی ذهنم این هست که چون از بچگی شزوع نکردم دیگ دیزه و نمیشه و چون توی بچگی ادم استعدادش بیشتره ..
در مورد ادم های خیلی موفق مثل فرشچیان و شجریان و ورزشکارات موفقی چون لیونل مسی و کریس رونالدو و چه میدونم مثلا مایکل فلپس بیشتر باورم اینه که اینا عجیب غریب بودن و استعداذ خاصی داشتن و یا اینا چون از بچگی شزوع کردن موفق شدن !!
یعنی یه باور بنیادین خصوصا توی بحث ورزش و ورزش قهرمانی و ورزش المپیکی من توی ذهنم دازم اونم اینه که باید از بچگی شزوع میکردم و اونایث که موفق شدن همه از بچگی شزوع کردن !!!
……………………………………………………………………
تمرین
مرحله ی اول:
مهارتی که فکر می کنی در آن استعدادی نداری یا متقاعد شده ای که به درد انجام آن کار نمیخوری را انتخاب کن.
کلید: ترجیحاً موضوعی را انتخاب کن که کسب مهارت در آن، به شما کمک می کند. خواه در شغل و درآمد شما، خواه در زندگی شما به هر شکل دیگری.
سپس یک هدف قابل دستیابی و معقول برای بهبود در آن مهارت را در نظر بگیر؛ پیرامون آن موضوع مطالعه و تحقیق کن؛ ایده های قابل اجرا برای شروع کار را یادداشت کن و قدم اول را در آن راستا بردار.
در زمینه نقاشی و خطاطی و شعر و شاعری،، اینا مهارت هایی بود که همش به من میگفتن توش استعداد ندارم.
در زمینه دوستیابی و ارتباط اجتماعی و مهارت های ارتباطی همیشه مشکل داشتم و همیشه از بچگی به من میگفتن تو اصلا بلد نیستی با کسی دوست شی و به من میگفتن تو اصلا اجتماعی نیستی و استعدادش رو نداری!!
ولی در زمینه ریاضیات و زبان انگلیسی و ورزش و اینا من خیلی به زعم دیگران با استعداد بودم.
ولی الان که فکرش زو میکنم موضوع اصلا استعداد نبود چون من اصلا به نقاشی و خطاطی و شعر علاقه نداشتم و ندارم و یادگیری این ها به من کمکی نمیکنه چون اصلا دوسشون ندارم. پس نتیجه میگیرم اگر همون موقع بچگی هم با علاقه تمرین میکردم اینا رو حتما موفق میشدم و ربطی به استعداد ندارد.
ورزش و زبان انگلیسی و ادامه تحصیل :
خب اینا رو به زعم دیگران من خیلی با استعداد بودم ولی خیلی زود این استعداد داشتن منو گمراه کرد و باعث شد تمرین نکنم و ادامه ندم پس توی این ها هم پیشرفت نکردم .
و اگر الان در زمینه ورزش موفقیت هایی زو کسب کردم به خاطر استعداد نبوده،، چون به خاطر تمرین و تکرار زیاد و تمرکز بوده و از بچگی هم شروع نکردم.
پس این موضوع بزای زبان انگلیسی و ادامه تحصیل هم صادق است و باید تکرار و تمرین کنم و ادامه بدم .
……………………………………………………………………
مزحله ی دوم :
در طی برداشتن هر قدم در راستای این هدف، بهبودهایی که در این روند ایجاد می کنی را ببین و در یک دفترچه یاد داشت کن. خیلی سخاوتمندانه این کار را انجام بده و حتی کوچکترین بهبودها را ببین و یادداشت کن. حتی بهبودهایی که ذهن شما می خواهد آنها را بی ارزش جلوه دهد را نیز جدی بگیر.
پاسخ من :
بدنم منطعف تر شده .
یه سری حرکات یوگا رو بهتر انجام میدم مثل هند استند.
یه ذره کتاب ارشد خوندم.
دفترچه ارشد رو مطالعه کردم این یعنی پیگیر ادامه تحصیل هستم.
با ادم هاارتباط بهتری از نظر کلامی برقرار میکنم.
………………………………………………………………….
مرحله سوم :
در طی روند پیشرفت، لیست بهبودهای خود را مرور کن و با استفاده از این شواهد، مرتباً این نکته را به ذهن خود یادآوری کن که : حتی در مواردی که فکر می کردی به درد انجام آن کار نمی خوری و استعداد نداری، ببین چقدر پیشرفت داشته ای!
پاسخ من:
فکر میکردم توی یادگیری یه سری حرکات یوگا اصلا خوب نیستم ولی این چند وقته که با راعایت قانون تکامل و به صورت مستمر دارم تمرین میکنم خیلی بهتر شدم .
در ارتباط با ادم ها خیلی مشکل داشتم ولی الان خیلی بهتر شدم به طور که خواهر زادم یه بار به من گفت که تو EQ خیلی بالایی داری وخوب بلدی با ادم های مختلف ارتباط برقرار کنی و یه جورایی دارم کم کم باور میکنم من یه کاریزمای شخصیتی خوب دارم برای جذب ادم ها و ارتباط با اون ها ،، این در حالی بود که من قبلا اصلا ارتباط برقرار کردن بلد نبودم و به شدت از این موضوع هراس داشتم.. این در حالی بود که همیشه به من میگفتن من اصلا ادم اجتماعی نیستم و خیلی تند مزاج هستم و هیچ وقت بلد نیستم با کسی ارتباط برقرار کنم .. ولی با تمرین و تکرار و ادامه دادن بسیار بسیار در این زمینه مهارت کسب کردم و حتما میتونم بهتر و بهتر بشم.
خب اینم از رد پای من از گام بعدی،، یادم باشه تعهد دادم.
خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به دوستان هممسیر.
.
چقدر از این جلسه لذت بردم.
چون نیاز داشتم دوباره بشنوم،
و برام مرور بشه.
یه جاهایی ذهنم میافتاد روی کلام استاد،
و دقیقاً همنظر میشدم.
اونی که ادامه میده پاداش میگیره:
من تو آشپزی رفتم،
و در سه ماه از یه ظرفشور به کمک آشپز تبدیل شدم،
و غذاهای زیادی یاد گرفتم.
فکر میکردم رانندگی کار سختیه،
ولی یادش گرفتم،
و 18 ساله گواهینامه دارم،
بدون حادثه.
ویندوز،
پاورپوینت،
تدوین و ..،
خیلی مهارت ها رو همینطوری با قدمبهقدم یاد گرفتم.
آیا فکر میکنی با تمرین، تلاش و مداومت میتونی در مواردی پیشرفت کنی که اکنون درباره آن مهارت خاصی نداری یا به اصطلاح با استعداد نیستی؟
من قبلاً که خیلی از لحاظ عزت نفس افتضاح بودم.
همش به خودم میگفتم من استعدادشو ندارم.
من نمیتونم این کارو یاد بگیرم.
از بچگی ریاضی برام کابوس بود،
و خیلی بهش مقاومت داشتم،
و برام تلخ بود،
و اصلاً نتونستم درکش کنم.
یه چندماه قبل چندتا ترفند محاسبه ریاضی
که توش خلاقیت داشت رو یاد گرفتم،
و چقدر خوشم اومد،
و گفتم پسر چرا اینجوری تو مدرسه یاد نمیدن.
روش قبلی خیلی خشک و سخت بود،
اما اینجوری محاسبات راحته.
یا من تو زبان علاقه دارم،
ولی اونجوری که باید رشد نکردم،
و فهمیدم روش من ایراد داره،
و دقیقاً با استاد همنظرم،
پسر مشکل از اون کار نیست،
گاهی ما روش رو اشتباه میریم،
و من روش رو عوض کردم،
و دیدم اینجوری خیلی لذت میبرم.
در واقع من اگر خودم رو بشناسم،
خیلی راحت میتونم تو هر کاری روش خودمو جلو برم،
و مهارت کسب کنم.
دقیقاً مثال مسی رو میشه تو بدنسازی زد،
کسی که تمرین مرتب داره،
و اصول رو رعایت میکنه،
با کسی که دلبخواهی و از روی بینظمی تمرین میکنه،
نتایج شبیه نیستن.
.
اونایی که بولد میشن،
و به موفقیت میرسن،
چون تو مسیر علاقهشون بودن،
و با تلاش کردن به میوه رشد رسیدن،
ولی اگر علاقه داشته باشی،
ولی نظم نداشته باشی،
کار خرابه.
مهارتی که فکر میکنی در آن استعدادی نداری یا متقاعد شدهای که به درد انجام آن کار نمیخوری را انتخاب کن.
یکی از مهارتهای دیگه ای که فکر میکردم استعداد ندارم،
بحث کدنویسی هست.
با این روش میام یه برنامه میچینم،
که هر روز دقایقی با حس خوب تمرین کنم.
چون یاد گرفتنش به درک کارم کمک میکنه،
و باعث پیشرفتم میشه.
میخوام به ذهنم ثابت کنم،
که میشه تو هر کاری با مداومت پیروز شد.
خدایاشکرت
با سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان
بنظرم انسان توانایی این رو داره در هر شغل و هر حیطه ای موفق بشه البته اگر در زمینه ای که استعداد داره یعنی در جایی که بهتر از بقیه افراد یاد میگیره میتونه بهتر و بهتر بشه و سرعت عمل و سرعت یادگیری بالاتری داره و میتونه جز بهترین ها باشه و کسی که در زمینه ای استعداد نداره میتونه در هر زمینه ای یاد بگیره تمرین کنه مخصوصا امروزه که برای یادگیری خیلی راحت میتونیم عمل کنیم
برای جمع بندی اینو میتونم بگم که در هر حیطه ای چه استعداد داشته باشیم چه نداشته باشیم میتونیم جز بهترین ها باشیم به شرط باور های درست در این زمینه و تمرین و یادگیری همیشگی
با سپاس از استاد عزیزم و مریم جان
سلام به استاد عزیز و مهربانم که عاشقانه این فایلها را اماده میکنند …
در مورد سوال ..من تجربه این مورد رو بارها داشتم .مثل زمانی که میخاستم رانندگی یاد بگیرم .من گواهینامم رو 12 سال پیش گرفتم هنوز خیلی اون موقعها خانمها مثل الان با اعتماد ب نفس رانندگی نمیکردند ولی یادمه وقتی ثبت نام کردم با خودم گفتم همه باید برن کلاس تا یاد بگیرن و منم مطمینم یاد میگیرم ک خداروشکر همین مسیر هم بود .و واقعا این باور از زمانهای دور در من بوده ک اگر هرکار حدیدی را بخام شروع کنم این باور را دارم ک باید براش زمان بزارم و قطعا یاد میگیرم .استعداد نیست بلکه علاقه است ک گاهی افراد در بعضی کارها پیشرفت میکنند علاقه ب اون کار در واقع سختی رو کمرنگ و یا اصلا سختی نمیبینن و ادامه میدن و در نتیجه موفق میشن ..البته موفق شدن هم برای هرکسی اون چیزی ک در ذهن اون طرف هستش ..
مثال بعدی کار خیاطی که یاد گرفتم با اینکه مامانم دایم میگفت تو بی هنری و اصلا استعداد نداری ولی من دوست داشتم همیشه خودم رو به چالش بکشم و رفتم و یاد گرفتم ا ن قدر ک در زمان یادگیری مربی دوخت لباسهای مشتری رو به من میسپرد و از من خواست که کنارش بمونم برای کمک کردن …و فک میکنم فقط زمان تقریبی 5 یا 6 ماه بود ک من ب این نتیجه رسیدم ..
و یک زمانی هم در حالی در خیاطی موفق بودم و درامد خوبی داشتم ب خاطر اینکه از بچگی عاشق کوتاهی مو و صدای قیچی بودم اون کار رو رها کردم و رفتم اموزش .اوایل یادمه با خودم میگقتم خدایا میتونم یاد بگیرم فقط سر بشورم ولی خوب مسیرهای گذشته اومد جلوی نظرم و گفتم لیلی در هر کاری ک بمونی و ادامه بدی قطعا اون کار رو یاد میگیری و تمرکزت رو بزار روی این کار فقط ..و ابان خداروشکر 5 سال هستش ک در این حوزه هستم و به لطف الله بسیار توانمند و عالی از زمانی ک شروع کردم برای مشتری کار انجام دادم تا ب الان ب لطف خدای مهربان همه راضی بودن از پیشن رفتن ..میخام بگم ک واقعا وقتی بری در دل کار و البته دوست داشته باشی که یاد بگیری قطعا نتیجه خواهی گرفت و در اون حرفه میشرفت خواهی کرد …
سپاسگزارم استاد عزیز بابت توضیحاتتون و کلام دلنشین و زیباتون که بسیار صداتون به دل میشینه ..
بخش سوم
استاد ی مورد دیگه هم هست که باید روش کار کنم
اونم رابطه ام با بچه هام هست
بارها تصمیم گرفتم که ی جور دیگه باهاشون رفتار کنم ( بهتر، بدون عصبانیت)
و انگار جهان میخواد من امتحان کنه
از سر صب یکی یا هر دو دست میذارن روی نقطه انفجار من
و باید روی اون پاشنه اشیل هام کار کنم
باید فکر کنم که اگر دوباره همچین حرکتی از فرزندم سر زد من چ واکنشی داشته باشم
اصلا نیازه واکنش نشون بدم
باید تلاش کنم بجای ی مادر سختگیر
ی دوست باشم
براش روزانه وقت بذارم
از خواهرم ( روانشناس کودک هستن) راهنمایی بگیرم
کتاب بخونم
توی نت سرچ کنم
و اگاهتر بشم
نه اینکه با روش تربیتی ٣٠ سال پیش بخوام پیش برم
نیازهای پسر و دخترم بشناسم و برای بهبود مهارتهاشون کنارشون باشم و قوت قلب
الان دو روزه که دارم تلاش میکنم
تُن صدام پایین باشه
و با هر اشتباه یا تنشی بین اونها باهم
عصبانی نشدم
هر روز توی کدنویسی هم از خدا برای این مسیر کمک میگیرم
باید تلاش کنم و این دفعه ب یک هفته برسم
و بعد ده روز
و بعد دوهفته
بازه های زمانی کوتاه مدت برای خودم بذارم
و قانون تکامل رو درنظر بگیرم