ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5 - صفحه 42 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5211MB27 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 526MB27 دقیقه














سلام به دوستان و استاد عزیزم
خدا را هزاران بار سپاس میگویم که من رو به این مسیر فوق العاده و پر از آگاهیهای آرامش بخش هدایت کرد.
سوال این قسمت :
آیا فکر می کنی با تمرین، تلاش و مداومت می توانی در مواردی پیشرفت کنی که اکنون درباره آن مهارت خاصی نداری یا به اصطلاح با استعداد نیستی؟
یا اینکه معتقدی اگر در زمینه ای استعداد نداشته باشی، تلاش و تمرین نمی تواند باعث پیشرفت و مهارت در آن موضوع شود؟
من اعتقاد دارم که توی هر موضوعی میشه پیشرفت کرد و این بستگی به تلاش و تمرین ما داره
هر چقدر که ما توی هر چیزی که بخوایم پیشرفت کنیم استمرار داشته باشیم و اون مبحث رو تمرین کنیم و ادامه بدیم چیزهای زیادی ازش یاد میگیریم مغزمون رو بدونه که هر غیر ممکنی رو میشه ممکن کرد با وجود الله توانمند.
ادامه بدید و روی باورهای خودتون کار بکنید قطعاً نتایج فوق العادهای رو میگیرید
پس به قول استاد موضوع استعداد نیست موضوع حرکت کردن بهبود یافتنه ایمان داشتن به خدا اینکه ما وقتی به خدا ایمان داشته باشیم حرکت میکنیم و وقتی حرکت کنیم راه به ما نشون داده میشه ما ایده میگیریم و حرکت میکنیم
و در ادامه اون نتیجه میگیریم
خیلی خوشحالم که در کنار شما عزیزان هستم
امیدوارم مطالب به دردتون بخوره
تا تمرین بعدی فعلاً ️️
به نام رب خیلی مهربونم
سلام
این فایل بینظیر نشانه امروزم هست
دلم نمیخواد فقط حرف بزنم پس از عمل کردن هام مثال میزنم برای خودم
برای ذهن چموش فراموشکاری
که دائم میخواد ناسپاس باشه و ناامیدم کنه
و من که باید با منطق بزنم تو دهنش و ساکتش کنم!
چون من راهی جز پیشرفت ندارم!!
یکی از چیزهایی که من از وقتی یادم میاد فرار میکردم ازش
بحث فروش بود
اینکه من بخوام مثلا محصولی رو بذارم برای فروش و منتظر باشم مشتری بیاد ازم خرید کنه
الان ک فکر میکنم حاضر بودم بمیرم اما اینکارو نکنم
بخاطر همین سالها کارمند بودم
کم کم که با استاد عباسمنش نازنینم آشنا شدم و در این مسیر حرکت کردم
ایده ها و الهاماتی اومد که باور کنید اصلا نمیدونستم اون زمان که این الهام و راهنمایی خداونده!!! و فکر میکردم خودم دارم یک کارایی برای زندگیم میکنم!!!!!!!!…. خدایا ببخش….
خلاصه اینکه من خیلی خوشگل وارد بحث فروش شدم!!!!
الان سایت فروشگاهی دارم
و همه تمرکز و امیدم روی این سایت هست
و دقیقا همون بحث پاشنه آشیل من که فروش بود!!!!!!!!!
الله اکبر از عظمت خدا
و الان این عاطفه جوری عاشق مشتری هست
که روزها با حال خوب تو دل خودم تکرار میکنم خدایا مشتری بفرست….خدایا بگو یکی زنگ بزنه من حرف بزنم….. یا تو ذهنم مرور میکنم اگر الان مشتری زنگ بزنه فلان محصول رو بخواد چی بگم… چی نگم…..
خلاصه که همه فکرم شده فروش! فروش! فروش!
اینها نشون دهنده اینه که وقتی به خدا اعتماد میکنی و قدم برمیداری ، خدا بقیه کارهارو برات آسون میکنه
پس کافیه قدم برداری و بری تو دل ترسهات
ایمان رو به اندازه یک ذره نشون میدی ، خدا کولاک میکنه
و من دقیقا از چیزی که خیلیبیییی میترسیدم و پا گذاشتم تو دلش دارم به موفقیت بیشتری میرسم
همونجایی که یک کوچولو ایمان نشون دادم
منی که فکر میکردم محاله ممکنه تو این کار استعداد و علاقه ای داشته باشم
وقتی یک مشتری پیام میداد روی گوشیم قلیم میومد تو دهنم!!!
قدم به قدم با هدایت خدا اینجام با حال خوب
و به لطف خدا دارم کارهامو پیش میبرم
ای خدا……… چقدر تو عزیز و بزرگواری دلبر جان
چقدر تو مهربونی خدا جون
چقدر هوای منو داری خداجون
سپاسگزارمممممممممممممم که بی منت میبخشی
منو در پناه خودت حفظ کن
که جز تو پناهی ندارم یا رب
سلام
من قبلا به همه بچه های روستام که پیشم میومدن برای مشاوره انتخاب رشته، (چون من رو به ذهن خودشون همه چی دان تصور میکنن) بهشون میگفتم ببین ایتعداد وعلاقه داری یانه
ولی ازین ببعد چیزی نمیگم شاید اشتباه باشه
تمرین: من و برادر و پدر در معامله ضعیف عمل میکنیم امشب میخوام بک معامله کنم و نتیجه را در کامنت بعد خواهم گفت
بدرود