ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 3 - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 3
    306MB
    32 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 3
    31MB
    32 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

604 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Zahra گفته:
    مدت عضویت: 2004 روز

    به نام رب العالمین

    سلام استاد عزیزم

    خدا رو سپاسگزارم که توفیق گوش دادن به این فایل و بهره‌مندی از آگاهی‌هاش رو به من عطا فرمود انشاالله با عمل به آگاهی هاش سپاسگزار خواهم بود انشاالله خدایا شکرت

    اشتباه اخیری که انجام دادم چی بوده و واکنش من نسبت بهش چگونه بوده؟

    اشتباه در فاکتور خرید مشتری بود در سیستم یه کالایی به جای یه دونه دو تا ثبت شده بود و من حساب کردم بعد از چند دقیقه که فاکتور رو نگاه کردم متوجه شدم و چند ثانیه ناراحت شدم آخه سابقه نداشت اشتباه کنم ولی بعد سعی کردم ذهنم رو کنترل کنم با خودم گفتم اشکال نداره من همیشه درست حساب کردم دفعه اول بود عمدی که نبود انشالله برمیگرده وقتی آروم شدم به فروشنده گفتم و ایشون گفت که از مشتری‌های دایمیه و دفعه بعد که اومد باهاش حساب میکنم ، خدا رو شکر کردم که اشتباهم مبلغ زیادی نبود با خودم گفتم حتما این اتفاق به خاطر اینه که تواناییم در کنترل ذهن بالاتر بره و مهارتم در حساب بیشتر بشه پس بهتره درسش رو بگیرم و به عنوان یه حسابدار در حساب کردن بیشتر دقت کنم و راستش از کنترل ذهنم لذت بردم چون اگر من همون آدم قبلی بودم تا وقتی اون مشتری نمیومد و پولش رو بهش نمی‌دادم عذاب وجدان و احساس گناه ،بسیار بسیار به من فشار می آورد و احتمال زیاد حسابداری رو کنار میگذاشتم اما چون خودم دیدم واکنش متفاوتم رو خیلی بهم حس خوبی داد چون برام واضح شد درکم از قانون بهتر شده و یه موضوعاتی در ذهنم تغییر کرده …

    ذهن ثروتمند در مواجه با اشتباه می پذیره اشتباهش رو و توجه می‌کنه به درسش و به پیشرفتی که با یادگیریش می‌تونه داشته باشه دقت می‌کنه و سعی می‌کنه اشتباهش رو تکرار نکنه و اونو یه فرصت برای یادگیری و پیشرفت میدونه نگاه دیگران براش مهم نیست تمرکزش روی درس و پیشرفتی که اون اشتباه براش داره

    ذهن فقیر اگه اشتباه کنه میگه وای چقدر بد شد چقدر من ناتوانم چقدر ضعیفم و خودش رو سرزنش میکنه و اگه کسی بهش اشتباهش رو بگه عصبانی میشه بهش بر میخوره نظر دیگران در موردش براش مهمه و با باورهای محدود کننده ی خودش سدی میسازه که جلو پیشرفتش رو میگیره

    ذهن فقیر وقتی یه اشتباه کنه ذهنش رو نمیتونه کنترل کنه و دوباره تکرارش می‌کنه و عملکردش رو با عملکرد دیگران مقایسه میکنه

    چیزی به عنوان استعداد ذاتی وجود نداره یه کاری رو ما شروع میکنیم تکرار و تمرین داریم و پیشرفت میکنیم

    آنچه را ما بخواهیم یاد بگیریم و پیشرفت کنیم میتوانیم یادش بگیریم البته بستگی به باورهامون داره به اینکه ذهنیت محدود کننده داریم یا قدرتمند کننده…

    اگه نظر مردم برامون مهم باشه به ما ضربه میزنه سعی کنیم نگاه مردم برامون مهم نباشه مهم پیشرفت خودمونه نگران واکنش مردم نباشیم اگر اشتباه کردیم درسش رو بگیریم و دفعه بعد بهتر عمل کنیم

    وقتی اشتباهی در کاری میکنیم فکر نکنیم بدرد اون کار نمی‌خوریم بلکه موضوع اینه که ما باید مهارتمون رو در موردش بیشتر کنیم و بهتر بشیم به توانایی هامون شک نکنیم و ببینیم ایراد کار چیه و بررسی کنیم تا دلیلش رو متوجه بشیم و اونو برطرفش کنیم

    اوایل که تازه گواهی نامه گرفته بودم می‌دیدم همش باید فکر کنم چکار کنم کی دنده عوض کنم کی چراغ راهنما بزنم کی سرعت رو کم و زیاد کنم چطور بپیچم و می‌دیدم همسرم اصلا به این موارد فکر هم نمیکنه و دست و ذهنش خودکار کارها رو انجام میده حتی وقتی داره با کسی تلفنی صحبت می‌کنه به جای اینکه ناامید بشم به این نتیجه رسیدم تفاوت ما اینه که من تازه شروع کردم و او چندین ساله رانندگی می‌کنه و من هم اگر تکرار و تمرین کنم به اینجا که خودکار ذهنم همه کارها رو انجام بده میرسم تفاوت ما فقط در اینه که من تازه شروع کردم و هنوز آنقدر تکرار نکردم که رانندگی ملکه ی ذهنم بشه…

    استاد عزیزم ممنون از توضیحات و آگاهی‌های این فایل انشاالله با عمل به آگاهی هاش سپاسگزار خواهم بود انشاالله

    دوستتون دارم و از رب العالمین براتون سلامتی شادی ثروت موفقیت و سعادت در دنیا و آخرت را خواستارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    مینا حسین نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1869 روز

    بسم رب

    سلام به استاد گرامی و عزیزم

    در جواب به این پرسش باید بگم خیلی فکر کردم

    در بیشتر مواقع خیلی با خودم خوب صحبت میکنم در زمانهایی که یک اشتباه رو انجام میدم

    بیشترین موقعی که شاید کمی حس بد بگیرم از یک اشتباه در زمان رانندگی هست که شاید چیزی که اصولی هست رو رعایت نکردم در لحظه اول شاید بگم اه گند زدی مینا ولی اشکال نداره

    سعی کن دوباره تکرار نکنی (و دقیقا فقط همینقدر طول میکشه و سریع حسم خوب میشه) و اتفاقی که می افته اینه که واقعا تکرارش نمیکنم

    اما اخیراً متوجه شدم صحبت های درونی و خود تخریب من در زمان اشتباهاتم آنچنان نیست

    بیشتر در زمانهایی هست که با حس کمبود مواجه میشم ، مثلا چند وقت پیش با همسرم در مورد این موضوع صحبت کردم که اگه خیلی پولدار بودی و اصلا نیازی به کار کردن بخاطر پول نداشتی ، دوست داشتی چه شغلی داشته باشی؟…

    جواب خودش رو داد و دقیقا همون حوضه ی کاری ای بود که الان داره

    ولی من جوابم چیز دیگه ای بود ، من نقاشم و همیشه آرزوم اینه که نیازی نباشه سفارش قبول کنم ، دلم میخواد چیزهایی که خودم دوست دارم رو بکشم و تابلوهای اورجینالم فروخته بشه

    ولی جوابی که دادم این بود شاید فلان بیزینس رو راه بندازم که ورودی مالی داشته باشم همچنان

    و بعد خودم به نقاشی کردن بپردازم

    چند روز گذشت و جوابی که دادم و از ناخودآگاهم بود رو مرور کردم…

    متوجه باور های محدودم در مورد شغل فعلیم شدم

    متوجه شدم من باور ندارم برای نقاشی های من مشتری زیاده ولی فکر میکنم تو فلان شغل مشتری بیشتره…

    من باور ندارم که از راه نقاشی میتونم پولدار شم ولی از فلان شغل میتونم…

    میدونید؟

    شاید گاهی اصلاح نکردن این باورهای اشتباه ، بدرفتاری با خودمون باشه

    گاهی باید این زاویه دیدمون رو تغییر بدیم تا بفهمیم اشکال کار کجاست

    من باور دارم که به عنوان یک استاد نقاشی و نحوه ی آموزش جزو بهترین های شهرم هستم و من حتی آموزش رایگان در آپارات هم گذاشتم و واقعا هیچ تفاوتی بین هنرجوهای حضوری و غیرحضوریم نیست و نتایج کار هنرجوهای مجازیم داره اینو اثبات میکنه، من دارم ارزش آفرینی بزرگی میکنم

    ولی اونجوری که باید آدمها و مشتریها در اطرافم نیستن

    و این نشون دهنده همین افکار محدود کننده ست ، البته اینو بگم که هربار که بکی از این موضوعات رو در مورد خودم متوجه میشم انگار یه کلید انداختم و در مغزم رو باز کردم

    اینکه اینهارو متوجه میشم و به زبون میارم انگار هر بار راه برام هموارتر میشه ، نشونه ها اینه که هر بار یه شاگرد جدید برام میاد، از جایی که انتظارش رو ندارم پول میاد، هدیه دریافت میکنم از اطرافیانم

    و پر از اتفاقات خوبه این چنینی

    فقط کافیه تو مغزمون سرچ کنیم

    وقتی سوال درست بپرسیم از خودمون ، مغزمون جواب درست بهمون میده

    موفق و پاینده باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    مهرداد یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 1300 روز

    سلام به استاد عزیز خانوم شایسته و همه دوستان

    خداراشکر که بازم هدایت شدم به فایلی که شخصیتمون رو تغییر میده میتونیم با ادامه دادن این ذهنیت خوشبختی رو تجربه کنیم .

    استاد من قبل از اشنایی با شما هر اشتباهی توی هر زمینه ای رخ میداد به شدت خودمو سرزنش میکردم و بد بیرا میگفتم و به شدت خودمو تحقیر میکردم و هر کسی هم بهم این اشتباه رو یاداوری میکرد باهاش برخورد میکردم که چرا گفتی و اوج خشم و نفرت بود.

    اما از وقتی با شما اشنا شدم به لطف خداون خیلی خیلی ارامتر شادتر صبورتر و تحمل بیشتر در مقابل اشتباهات و خطاها دارم .

    هر موقع من توی کارم اشتباهی میکنم همون وقت میخندم و سریع عوضش میکنم و اون کار رو یه جور دیگه انجام میدم

    توی کارم اولین محصولی که درست کردم و گذاشتم توی خودنم و خودم دارم ازش استفاده میکنم که همیشه جلو چشمم باشه که به خودم بگم ببین اولین محصولت این بوده و حالا ببین به چه کیفیتی داری تولید میکنی و هر روز هم به خودم میگم چطور میتونم از این راحتتر زیباتر بهتر سریعتر و پر سودتر انجام بشه

    مثلا قبلا کارهایی رو انجام میدادم که وقت بیشتر باید میذاشتم اما با این سوال اون وقتها کمتر شد و یه جور دیگه اون کار انجام شد

    حالا میشه این سوال رو توی همه کارها از خودمون بپرسیم و خداوند هم هدایت و الهام میکنه که چطور تغییرش بدیم

    خیلی راحتتر دارم از اشتباهت درس میگیرم و با هر اشتباهی به خودم میگم این اشتباه داره یه درسی به من میده که باید یاد بگیرم

    خداراشکر میکنم که از وقتی از کارگری اومدم بیرون و با توکل و ایمان برا خودم کار میکنم چقدر ارامش احساس و حال خوب دارم استرس کمتر دارم صبورتر و ریلکستر شدم و همه اینها برمیگرده به باورهای توحیدی که ساختم و خداوند هم هدایتم کرد به این مسیر پر از عشق و لذت

    استاد ازتون تشکر میکنم بابت فایلهای باارزش

    در پناه الله یکتا شادو ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3152 روز

    به نام کسی که هرلحظه عاشق و عشق منه

    سلام به بهترینها و ناب ترین های جهان

    اول از هرچیزی باید بگم واقعا مهمترین و بهترین و ساده ترین تمرینی که ممکنه خیلی اوقات یادمون میره باید انجام بدیم همین داشتن احساس خوبه که مهمترین وظیفه در هرشرایط و موقعیت برا ما آدمهاست

    من تا چندروز پیش میدیدم دارم هی تمرینات کاری خودم و اینجا رو مرور میکنم هی میری تو کار خودم عملکردهایی میکردم واقعا هم قدم برمیداشتم و کارهایی انجام میدادم اما مدام با خودم میگفتم چرا من نمیتونم این مسائل حل کنم

    – چرا من نمیتونم یه راه حل پیدا کنم

    تا اینکه بعد از اینهمه زور زدن و تمرین های مختلف و تقلا یهو به خودم اومدم گفتم خدایا من همش خودم دارم با کلام و احساسم میگم من دنبال مشکل هستم بجای راه حل

    و شکرخدا با کمک دوره شیوه حل مسائل بخصوص جلسه آخر واقعا حال منو زیبا کرد و چقدر باعث میشه که یه عالمه از اون آگاهی ها و ایده هایی که داشتیم رو بتونیم بکار بگیریم چونکه پای احساس خوب اومد وسط

    من خودم یه رفتار و حرفی که تو رابطه الانم چندروز پیش انجام دادم تا یکی دو روز اول همش با خودم میگفتم عجب اشتباهی کردم اما بعدش که همین الانم میگم نععع هیچ اشکالی نداره من دارم یاد میگیرم

    یا هروقت یه اشتباه ناخواسته ای در ارتباطم میکنم خیلی زود میتونم ذهنمو جمع کنم چونکه میگم من که نیتم خوبه پس دیگه سرزنشی ندارم واقعا این چندماه اخیر خیلی رشد کردم و خیلی رهاتر شدم که من میتونم خیلی ریلکس زندگی کنم و از چندروز پیش با وجود این تکاملم در رابطه چندبار اشتباهات کوچکی که نباید میکردمو کردم البته ناآگاهانه و ناخواسته

    اما دیگه احساس سرزنش خاصی نداشتم

    و چقدر الان بهتر متوجه میشم که اشتباهات من میتونه از شخصیت من جدا باشه

    مرحله اول:

    اشتباهی که اخیرا مرتکب شدم چیه؛

    یه حرفی که منطق هم داشتم از درست بودنش به چندتا از همکاران گرامی زدم خیلی ناراحت شدن و منو‌ مورد سرزنش قرار میدادن

    مرحله دوم :

    توضیح بده وقتی آن اشتباه رخ داد، چه احساسی داشتی؟ چطور واکنش نشان دادی و چه برخوردی با خودت داشتی؟

    آیا خودت را سرزنش کردی؛

    آیا به توانایی هایت شک کردی و از ادامه کار نا امید شدی؛

    یا اینکه تمرکز خود را بر درس ها و بهبودهایی گذاشتی که آن اشتباه می تواند برایت داشته باشد؟

    تا یکساعت اول داشتم‌خودمو سرزنش میکردم اما بعد گفتم من که ازشون عذرخواهی هم کردم ولی بهشون هم گفتم من حرفم درست و نیتم چیه،پس چرا بخوام احساس خود سرزنشی داشته باشم و مثل گذشته مدام خودمو اذیت کنم حتی اگر در همچین مواقع ای مقصر هم باشم خیلی اوقات از گذشته خودم الگو میگیرم و میرم نگاه میکنم افراد موفق و خوشبین که اشتباهات بزرگ مرتکب شدن اما خیلی راحت تونستن زود خودشونو ببخشند و خودشونو دوست داشته باشند و به راهشون ادامه بدند اینجور اتفاقات در زندگی انسانهای زیاد و حتی موفق و بزرگ زیاد رخ داده وقتی بریم بررسی شون کنیم خیلی انگیزه و ایمان و عدم گناه بهمون میده

    مرحله سوم:

    چه درس هایی می توانی از اشتباه اخیر خود بگیری تا در موقعیت های مشابه آینده، عملکرد بهتری داشته باشی؟

    این اشتباه چه فرصت هایی برای بهتر شدن برایت دارد؟

    از چه زاویه قدرتمندکننده ای باید به این اشتباه نگاه کنی تا نه تنها به توانایی هایت شک نکنی بلکه برای بهتر شدن، انگیزه بگیری؟

    وقتی من حتی حرفم بجا و درست هم باشه قبلش کمی احساس خوب و آرامش خودمو در وجودم مرور کنم و خیلی محکم اما مودبانه و با احساس دوستانه بگم اینجوری کنیم اونجوری نکنیم بهتره چونکه قدرتی و نتایجی که احساس خوب و احترام گذاشتن داره هیچی نداره و خودمم هردوتا رو بارها تجربه کردم واقعا فهمیدم ابهت و احترامی که احساس خوب برخورد مودبانه داره هیچ خشونتی به هیچ عنوان نداره

    و اگه من کمی بیشتر مینشستم با خودم فکر میکردم و احساسی عمل نمیکردم حتی همون همکارانی که اشتباهات خودشونو قبول نکردن ،اما چنان با احساس رضایت شروع به کار و ایده های بسیار زیادی رو باهام در میان میذاشتند

    مرحله چهارم

    پس از تفکر و پاسخ به سوالات مرحله قبل، بنویس چه ایده ها و راهکارهایی داری تا آن درس ها و بهبودها را در عمل اجرا کنی؟

    اول اینکه با احساس و برخورد بد چه با خودم چه با دیگران هیچ کاری انجام نمیشه اگر هم انجام بشه با زجر و بدبختی میشه که بعد کلی حسرت و احساس پشیمانی دارم از اینکه چرا مسیر رسیدن رو اینقدر برا خودم زهر کردم

    بیام اول با خودم خلوت کنم و تمام احساس مسئولیت کار به عهده بگیرم هرکی کاری انجام میده یا نمیده من کار ندارم بلکه فقط به خودم فکر کنم اینجوری اتفاقا خیلی ها دست بکار میشند و دنبال رو ام میشند و این احساس مستقل بودن و قدرتمندی رو در من میبینند اونوقت نسبت به من فقط عملکرد و موفقیت دارند نه گله و شکایت و بدبختی

    دارم جلسه آخر دوره شیوه حل مساله رو گوش میدم که خوب به آدم یاد میده حتی در بحران هم باید خوب فکر کرد و مهمترین کار اینه که من تمرکزمو فقط بذارم رو نقطه پایانی یعنی زمانی که مساله رو حل کردم و دارم لذت میبرم و هرچند تا الان با همیم تمرین خیلی چیزهارو در زندگیم بدست آوردم مثل یه خواسته ای که من در تمام زندگیم با تمام ایده هادر دنیا نتونسته بودم بهش برسم اما ازوقتی که اومدم از نقطه پایانی لذت بردم شاید باورتون نشه فقط بعد از 3 ماه تقریبا در دنیای واقعی من بهش رسیدم چیزی که تمام عمر نتونسته بودم بهش برسم ،واقعا این احساس خوب تجسم سازی چقدر بی نهایت قدرتمنده و الانم دارم برا بقیه خواسته ها و اهدافم ازش استفاده میکنم

    بهترینهارو براتون آرزو میکنم خداقوت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    نوشین نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 2365 روز

    به نام خداوند قدرتمندم

    سپاس از حضورم در امروز و در این دنیای زیبا

    سپاس از حضور استاد عباس منش عزیز که هدایتگر ما هستند

    چقدر خوشحالم که این حرفهای شما آرامشی عمیق از جنس ایمان به قلبم میدهد

    اینکه از اشتباهات درس بگیریم و هر روز بهتر بشویم

    من چطور روابطم را بهتر میتوانم بکنم

    من چطور کارم را بهبود بدهم

    من چطور با ترسهام کنار بیام

    و من چطور خودم را ببخشم برای اشتباهاتی که کردم

    و از این اشتباهات پلی برای بهتر شدن بسازم

    خدایا آرامشی ده تا بتوانم بپذیرم هر آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم و شهامتی ده که تغییر دهم هر آنچه را که می توانم و بینشی ده که تفاوت آن دو را دریابم

    من هر روز و هر لحظه از هر حیث و هر نظر بهتر و بهتر میشوم

    سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1542 روز

    سلام به همگی و استاد عزیزم

    با توجه به دو اشتباهی که اخیرا برام پیش اومد :

    تو اشتباه اول خیلی به سختی تونستم که خودم رو آروم کنم و اون گفتارهای منفی و سرزنش گر رو ببرم به سمت گفت و گوهای مثبت، که کم کم به خودم گفتم هیچ ایرادی نداره اگه این اتفاق افتاده، شاید الان باید اینجوری میشد تا من مسیرهای جدید رو یاد بگیرم و سعی کردم که درس این موضوع رو بگیرم تا دیگه پیش نیاد

    تو اشتباه دوم تو مدت زمان کمتری این سرزنش ها بود، یعنی خیلی بهتر تونستم که خودمو کنترل کنم، اما باز هم اون لحظه به خودم و توانایی هام شک کردم که شاید من هنوز به اون لِوِلی نرسیدم که بتونم تو این پوزیشن تشخیص درستی بدم یا شاید نتونستم که اونطور که باید تمرینمو انجام میدادم و همه چیو زود پیش بردم…

    ولی بعد یک ساعت که حالم بهتر شد، بیشتر فکر کردم به نتایج مثبتی رسیدم و تونستم تا حدودی خیرت موضوع رو بفهمم و یجورایی انگیزم بیشتر شد برای تغییر یکسری مسائل و همینطور وقتی بیشتر گذشت، متوجه شدم که اگه از دید مثبت بهش نگا کنم چقدر میتونه باعث بیشتر شدن اعتماد بنفس من بشه و بهم فهموند که من تو رابطه ام با افراد و همینطور کارم چقدر پیشرفت کردم و بهتر شدم

    و با گوش دادن این فایل بازم به نتایج بهتری در مورد این اشتباهات رسیدم.

    در واقع این اشتباهات باعث شد که متوجه بشم :

    خیلی زود شرایط و خودم رو قضاوت نکنم، خودم رو با دیگران مقایسه نکنم بلکه خودمو فقط با چند وقت پیش خودم مقایسه کنم که اونموقع کجا بودم الان کجا هستم و چقدر پیشرفت کردم،

    متوجه شدم که تو چه زمینه هایی باید تمرینات بیشتری کنم، بیشتر یاد بگیرم و قطعا توجهم به اهدافم باشه

    اینکه قبل از انجام کاری بیشتر بررسی کنم که آیا الان باید انجامش بدم! آیا از این مسیر برم یا مسیرهای بهتری هم هست!! و همیشه ام از خدا هدایت بخوام.

    برای اینکه بتونم این درس هارو در عمل هم اجرا کنم :

    هر روز اتفاقات خوبی که برام میفته که نتیجه کنترل ذهن و احساس خوبم بوده رو بخودم یادآوری کنم

    رو مهارت هام بیشتر کار کنم

    سعی کنم که با داشتن احساس لیاقت بیشتر برای خودم و کارم ارزش قائل باشم تا خودمو با کسی مقایسه نکنم

    تو کار بخودم سخت نگیرم و همیشه قانون تکامل به خودم یادآوری کنم تا دچار کمال گرایی نشم که بخوام همه چیو پرفکت انجام بدم و اشتباهی ازم سر نزنه!

    و از اونجایی که منم پاشنه آشیلم همیشه حرف مردم بود و خیلی به نظرات بقیه اهمیت میدادم، باید با تمرینات بیشتر باز هم این موضوع رو تو ذهنم کمرنگ تر کنم، خداروشکر الان خیلی بهتر شدم ولی اینچیزیه که باید همیشه روش کار کنم و در عین حال تمام این موارد ارتباط مستقیمی داره با اعتمادبنفس من که با تمرینات این دوره باید بهتر و بهتر انجامشون بدم

    خیلی سپاسگزارم امیدوارم تو این مسیر باز هم با انجام دوباره این تمرینات باعث بشم شخصیت بهتری از خودم بسازم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2651 روز

    به نام خداوند فراوانیها و زیبایی ها

    سلام به همه دوستان نازنینم و استاداران آگاه و ارزشمندم

    خداوند مهربانم رو هزاران بار شاکرم که در مسیر بهبود و رشد هستم و آگاهانه سعی میکنم و اقدام میکنم برای رشد شخصیتم و بهبودم و قطعا این فایل ها در این زمینه میتونه بسیار تاثیرگذار باشه

    بطور کلی هر ابزاری که بعتونه من رو روز به روز آگاه تر، شاد تر، آرام تر، سالم تر و با عزت نفس بیشتر کنه، اون مفیده و باید ازش استفاده کرد و این فایل ها، کامنت ها و نوشتن های آگاهانه خودمون هم قطعا یکی از ابزارهای بسیار کاربردیه

    پس خداوندا سپاسگذارم که من رو آگاه میکنی به این ابزارهای کمکی

    من این فایل رو تا حالا 3 بار گوش دادم و گفتم فقط بیام کامنت بخونم

    بعدش گفتم آخه چرا؟؟

    وقتی مشارکت در کامنت نوشتن انجام میشه، ذهن یه جور دیگه با این آموزه ها و درس ها برخورد میکنه و تاثیر اون آگاهی ها بسیار عمیق تر میشه پس با هدایت خداوند اومدم و شروع کردم و از خداوند میخوام که همراهم باشه

    باید بگم من الان دانشگاه سر کارم هستم. ویو اناق من رویاییه

    این یکی از سپاسگذاری های روزانه من هست که وقتی میام دانشگاه توی اتاقم و این آسمون آبی پر از ابرهای سفید خوشکل، با اون کوههای بلند که یه جاهاییشون برف هست و یه جاهایی هم به یمن بهار دل انگیز، چمن پوش شده هند رو میبینم قلبم به تپش میفته و آگاهانه بارها خداوند رو شاکر این همه زیبایی و نعمت میشم و اینجور حس و حال خودم رو برای کار کردن ، رفتار با دانشجوهام و درس دادن بسیار عالی می کنم و به طور کلی روزم رو اینطوری میسازم، به شکلی آگاهانه و با حال مثبت و عالی

    در مورد اشتباه، قطعا هممون تجربه های بسیار زیادی داریم

    بارها خودمون رو سرزنش کردیم که چرا یه جاهایی زود از کوره در رفتیم

    یه جاهایی به طور غیر عمد حرف هایی زدیم که بقیه رو آزار دادیم و رنجوندیم

    گاهی کارها و رفتارهایی کردیم که باعث تشنج در محیط خانه و دعوا و بحث شدیم

    اما مهم اینه که چقدر در این حال بد موندیم و به خود سرزنشی و تخریب خودمون ادامه دادیم

    حالا از یکی از تجربه های خودم میگم که چقدر نتایج خوب و راضی کننده ای در نهایت برای من داشته و قبل از این فایل رخ داده

    من قبلا وقتی همسرم یه حرفی میزد که مطابق میلم نبود یا اذیت میشدم، باهاش شروع میکردم به بحث کردن

    یعنی حرفهایی میزدم که همیشه به این معنی بود که تو مقصری، من بی گناهم ، تو الکی گیر میدی، اذیت میکنی، احترام نمیذاری و وووو همینجوری ادامه میدادم و خودم باعث ادامه بحث و بعدش در خیلی مواقع داد و بیدادهای همسرم و بعد هم قهر کردن هایی که بارها به ماه هم میرسید میشدم

    بعد هم به خودم حق میدادم که بله خوب کردی، حقش بود که باهاش این رفتار رو کنی و اون مقصر هست ووووو همینجوری هی نشخوار ذهنی میکردم و چون در حال بد اون ماجرا میموندم، هی ناراحتی ها، آزار ها و رنجش های بیشتری ایجاد میشه

    ولی یه روز نشستم و با خودم رک و روراست صحبت کردم و گفتم ببین، اینجوری فقط داری خودت رو آزار میدی و همسر رو با این رفتارها، عصبانی شدن ها، از کوره در رفتن ها و قهر ها، از خودت دورتر و دورتر میکنی

    حال و حوصله خودت رو از بین میبری، مگه تو نمیگی حال خوب = اتفاقات خوب، پس چرا دقیقا داری برعکس عمل میکنی و اینجوری بیشترو بیشتر جنگ و دعوا و ناراحتی و رنجش ایجاد میکنیو فاصله خودت رو با همسرت بیشتر میکنی

    دیگه سعی کردم خودم رو از حس بد دور کنم

    خودسرزنشی و تخریب شخصیتم رو کنیر گذاشتم و گفتم ببین، این طبیعیه که آدم از کوره در بره

    آدم عصبانی میشه

    آدم یه جاهایی یه حرف هایی رو نمیپذیره ولی باید با همه این ویژه ها، روی خودت، افکارت و ذهنت کنترل داشته باشی

    خدا به تو قدرت اختیار و قدرت انتخاب داده، خی اگه درست و اصولی ازش استفاده نکنه پس تو با حیوانات که قدرتی در انجام کارها و تصمیمات زنذگیشون ندارن، نداری

    از طرف دیگه، داری به مرور خودت رو فرسوده میکنی

    داری اعصاب خودت رو ضعیف میکنی

    داری حس آرامشو شادی درونی رو از خودت دور و دورتر میکنی

    و صلح درونی تو داره به جنگ درونی تبدیل میشه چرا؟؟

    چون بعد از اون جنگ و نزاع ها، همسرت از خونه میره بیرون و کلا فراموش میکنه تو چی گفتی و چکار کردی ولی تو خودت ، از درون، خودخوری میکنی و ذهن و قلب و همه وجودت رو آزار میدی

    حالا دیگه چکار میکنم:

    شده وقتایی که صحبتی میشه و من ناراحت میشم یا از اون حرف خوشم نمیاد، چند تا کار متفاوت انجام میدم

    گاهی کلا از اونجا بلند میشم و میرم تا در اون فضا نباشم و حس و حالم بد نشه، یعنی عامدانه ذهنم و توجهم رو منحرف میکنم به سمت جای دیگه

    کارهای متفاوت انجام میدم و واقعا ذهنم رو منحرف میکنم

    جالبه گاهی شده در داخل اون حرف ها، من شروع میکنم به شئخی کردن و کلا فضا عوض میشه و نه تنها نتیجه بدی بدنبال نداره بلکه به خنده و شوخی های بیشتری هم منتهی میشه

    یا وقتی از اون فضا دور میشم میرم آشپزخونه، از اونجا میگم: چیزی نمیخوی برات بیارم؟؟؟ و کلا همه چیز تغییر میکنه و من بسیار راحت تر ؛ آرام تر، شادتر و با صلح درونی بیشتری شدم

    و واقعا میبینم چقدر رفتارم با خودم با بقیه آرام تر شده از وقتی نمیخوام که یه بحث یا چیزی که خلاف خواستم هست رو ادامه بدم

    و البته یه کار دیگه هم انجام میدم:

    بعدش میشینم در مورد اون اتفاق مینویسم، ناراحتی و رنجشی اگر برام ایجاد شده رو مینویسم و به معنی واقعی کلمه، خودم رو تخلیه میکنم و بعد اون برگه رو پاره پاره میکنم و میریزم دور و میبینم چقدر حس رهایی و آرامش و خالی بودن میکنم

    من فهمیدم که انبار کردن حس های منفی در لحظه های متفاوت ، بلاخره روزی به یه انفجار مخرب منتهی میشه که دودش اول ا همه توی چشم خودم میره اما با خالی کردن اون حس روی برگه، و نه توی صورت و در برابر انسانها، من رو از درون آرام و رها میکنه و من حس بسیار مثبت تر و راحت تری داری

    و دققا دارم میبینم وقتی که این کار رو انجام میدم، چقدر رفتارهای بعدی همسرم، مهربانی و عشق و توجه مثبت بیشتری رو دریافت میکنم و ناخودآگاه حرفی زده نمیشه که من ناراحت بشم، یا حداقل خیلی خیلی بهتر از قبل هست و برای من داره این روش بسیار عالی جواب میده وفکر میکنم برای همه جواب میده چون راه درستی هست

    یا مثلا من خیلی دارم تلاش میکنم که قضاوت کردن رو کم کنم، این پاشنه آشیله من هست

    در این تایم ها سعی میکنم از فضایی که بقیه هستند و میخولاد غیبت و قضاوت کردن اتفاق بیفته دور بشم و یا آگاهانه صحبت نکنم که دقیقا دیسب همین اتفاق افتاد

    همه ما در حال تکاملیم

    همه ما روزانه باید روی خودمون و بهبود شخصیتمون کار کنیم

    همونطور که شما در فایل ” هدف گذاری امسال” بیان کردید و خدا رو شکر من خودمم از قبل همین هدف رو برای خودم گذاشتم، اگر من هدف اصلیم رشد شخصیت و شناخت وجودم و بهبود اون باشه، خواه ناخواه سایر اهداف تیک میخورن: از سلامتی و شادی و آرامش گرفته تا سفرهای عالی و عشق و ثروت و رابطه عالی با خداوند

    باید ادامه داد، باید روزانه تمرین کنیم، باید روزانه سپاسگذاری کنیم، باید روزانه خودمون رو تشویق کنیم، باید هر موفقیت کوچک را ببینیم و ازش درس بگیریم و اون رو رشد بدیم، باید با خودمون صادق باشیم و ضعف هامون رو ببینیم و برای بهبودشون تلاش کنیم و ایمان داشته باشیم با تمرین و تکرار، بهبود و رشد اتفاق میفته

    خداوندا هزاران بار شکرت که در این کامنت یار وهمراهم بودی

    عاشقتونم استادان ارزشمندم و دوستان همراهم

    ان شاالله باز هم میام و مینویسم و از کامنت های ارزشمندتون استفاده میکنم

    با عشق فراوان

    تا بعد…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    سمیه حسینی گفته:
    مدت عضویت: 954 روز

    سلام خدمت استاد ودوستان عزیز

    استاد اگر قبل تغییراتم بود روزها خودم رو شماتت میکردم وبه قول معروف دور اون کارو خط میکشیدم

    ولی الان پشتم به یه قدرت بزرگ گرمه

    میدونم من قدرت انجام هرکاری رو دارم وبعضی کارهارو چندین بار باید انجام بدم تا اوستا بشم

    هراشتباهیم رخ بده اونو یه تجربه میدونم ویه قدم برای نزدیک شدن به اون خواسته

    همیشه میگم وقتی بقیه آدما تونستن منم میتونم

    بخوام مثال بزنم تو بازی شطرنج هست

    روزهای اول من شطرنجو به دخترم یاد دادم از اونجایی که خیلی بااستعداده وبعد توسط پدرش حرفه ای شد مدام بازی رو ازمن می‌برد خیلی برام افت داشت چون خودم اول یادش دادم ولی من ناامید نشدم تمرین کردم بازی شطرنج توگوشیم ریختم ومدام بازی کردم

    حالا تقریبا سطح بازیمون هم سطح شده ومیدونم بازم تمرین کنم شکستش میدم ویه بازیکن حرفه ای میشم

    علاوه براینکه یه سرگرمی عالی تو خونه داریم

    من دختر قدرتمند خدا هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    مصطفی کرمی گفته:
    مدت عضویت: 1650 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان

    سلام به دوستان در این سایت .

    در مورد جواب دادن به سوال باید بگم که دیروز بود که این فایل فوق‌العاده رو که گوش می‌دادم. فکر می‌کردم که بین این همه اشتباه که در زندگی داشتم کدامشون رو اینجا بنویسم که هم برای خودم و برای دوستان بتونه الگو باشه.

    یک موضوع رو انتخاب کردم که خواستم در موردش بنویسم ولی دیدم یه مشکل جدید برام شکل گرفت و حس کردم همین موضوع بهتره که در موردش صحبت کنم.

    اولا که خیلی سپاسگزارم از استاد عزیزم بابت فایل جدید و امیدوارم که با مثال‌هایی که از زندگیمون صحبت میکنیم بتونیم روند رشدمون رو در هر زمینه‌ای از زندگی بهتر کنیم .

    جواب سوال

    من در برخورد با اشتباهات خودم رو سرزنش نمیکنم چون میدونم که ما پر از اشکال هستیم از صبح که پا میشیم تا شب که می‌خوابیم اشتباه میکنیم . از بیدار شدن بد موقه و ورزش نکردن و مسواک نزدن و بد رانندگی کردن و …… چه برسه به اشتباهات بزرگی که ما رو میتونه بهم بریزه.

    ولی خداروشکر من در برخورد با اشتباهات سعی میکنم منطقی عمل کنم و بپذیرم که انسان جایزالخطا هست و درس اشتباهات رو بگیرم و سعی کنم از یک سوراخ دوبار گزیده نشم.هرچند بعضی وقتها باز پیش میاد از یک سوراخ دوبار گزیده میشم چون مغز ما فراموشکار هست .

    همونطور که سیستم مغز ما این توانی رو داره که هر کاری رو با تمرین و تکرار یاد بگیره مثل مثال‌هایی که استاد فرمودند .متاسفانه در انجام بعضی کارها فراموشکارانه عمل میکنه.

    حالا در مورد اشتباهم

    دیروز متوجه شدم که یه اشتباهی چند ماه پیش کردم که گندش امروز دراومده.

    و اون هم اینه که من چند ماه پیش یه مغازه جدید رو اجاره کردم البته اشاره کنم که همونطور که در کامنتهای قبل گفتم برای شغل خانمم .ولی .قرار شد 6 ماه یا 1 سال کمکش کنم و بعد تمرکزی به خوانندگی بپردازم .بهرحال بعد از کلی بالا و پایین با املاک قرار بر این شد که اجاره 2 ماه اول رو پرداخت کنم و 3 ماه مجانی استارت کار رو بزنیم .در استرالیا معمولن وقتی یک مغازه ای رو اجاره میکنی از 2 تا چند ماه توافقی مجانی یا در اصل برای دکوراسیون و این هرفا در نظر میگرند.

    خلاصه وکیل گرفتم و قرارداد رو امضا کردم .از اونجا که بیشتر ما فکر می‌کنیم وکیلها یه آدمهای بهتر از ما هستند و باهوش‌تر از ما و کلی صفات دیگر رو هم بهشون میدیم و خودمان رو دست کم میگیریم…

    (یاد اون داستان استاد که تو دوره کشف قوانین زندگی جلسه 2 افتادم که در مورد اون وکیلی که پیشش رفته بود که مشاوره بگیره برای مهاجرت به استرالیا یا آمریکا و یا ساوت افریکا که با باورهای غلطش میخواست استاد عزیز رو از مهاجرت منصرف کنه .ولی استاد رفت به جنگ غول اخر و پیروز شد خداروشکر)

    برگردم به داستان خودم .آره به هوش وکیل اعتماد کردم و همه برگها رو امضا کردم .و تازه از تنبلی که اون همه برگه رواسکن کنه خودم رو مأمور این کار کرد و من هم چون در کارم عجله داشتم چون دیر وقت بود چک نکرده اسکن کردم و برای املاک و وکیل صاحب مغازه ایمیل کردم. کلید مغازه رو گرفتم و کارهاش رو تا تقریبا 3 هفته انجام دادم که کلی درسها تو این تعمیرات و دکوراسیون گرفتم که از اون نقاط مثبتی میدونم که خودم رو تحسین میکنم.میتونم کلی در موردش بنویسم .

    من که خودم رو آماده میکردم که آخر این ماه یعنی بعد از 3 ماه باید اولین کرایه رو پرداخت کنم .املاک بهم ایمیل داد که کرایه این ماه رو پرداخت نکردی. من هم با تعجب گفتم که هنوز یک ماه مونده تا کرایه چون 3 ماه مجانی ما توافق کردیم .ولی آنها که متوجه اشتباه ما شدند بجای 3 ماه 2 ماه رو امضا کردیم .

    حالا میگن که باید کرایه یک ماه رو که پول کمی هم نیست رو باید پرداخت کنم.براشون توضیح دادم که اشتباه صورت گرفته ولی قبول نمی‌کنند.

    من اصولا اگه جریمه برام میاد و یا هر پرداختی که باید انجام بدم سعی میکنم زود پرداخت کنم که دیگه بهش فکر نکنم .

    حالا به جای اینکه خودم رو سرزنش کنم و به خودم ایراد بگیرم که چرا هواسم نبود و چرا من برای اینکار درست نشدم و من رو چه به مغازه داری و کلی از این هرفها ترجیح میدم یه راهی برای پرداخت این کرایه که راستش فعلن آماده اون نبودم پیدا کنم و درسش رو بگیرم .

    و از انجا که میدونم آدم کم دقتی هستم تو اینجور کارها خودم رو ارتقا بدم و برای داستان‌ها و قراردادهای شبیه این موضوع حتی به وکیلم هم اکتفا نکنم و بیشتر وقت بزارم و دقتم رو در خواندن بندهای قرارداد بالا ببرم تا این اشتباه دوباره تکرار نشه.

    من به توانایی‌های که خدا بهم داده افتخار میکنم .کلی کارها رو میتونم انجام بدم اگه بخوام توضیح بدم هزارتا پیشرفت هست که این اشتباه در برابر آنها هیچی نیست. و خودم رو تحسین میکنم که احساسم رو بد نکنم و بتونم برای بهبود عملکرد در شرایط زندگی پیشرفت کنم.

    همینکه وقتی به این داستان از این ذاویه نگاه میکنم که یاد گرفتم که برای آینده تو ذهنم باشه که قراردادهای کاری و یا هرچیز دیگری رو با دقت بیشتر مطالعه کنم تا ضررهای بیشتر متقبل نشم خودش کلی سود حساب میشه .

    و این فایل استاد باعث شد که من این مثال رو تو ذهنم بسپارم و از تجربه‌ای که بدست آوردم استفاده کنم در مراحل دیگه‌ای از زندگی .

    استاد عزیزم امیدوارم تونسته باشم با این مثال درسم رو از برداشت این فایل پس داده باشم .

    خیلی دوستان دارم و آرزوی بهترینها رو برای همه دوستان در این سایت رو از خداوند متعال خواستارم.

    سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    الله نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      محمد کرمی گفته:
      مدت عضویت: 1537 روز

      سلام آقای کرمی عزیز

      چقدر دیدن فامیلی خودم توی سایت عبامنش دلچسب برام .یه جواری حسم میکنم دارم برای خودم کامنت مینویسم با دیدن فامیلیتون .

      خلاصه بگم خوشحالم که برای شما دوست هم اسم و هم فرکانسم مینویسم ..کامنت شما رو خوندم و خیلی لذت بردم از صداقت گفتارتون و متوجه شدم منم دقیقا همچین مشکلی دارم و بارها بخاطر سهلنگاری خ.دم درگیر عواقبش بودم ..با اینکه بارها برام پیش اومده بود ولی انگار با دیدن کامنت شما کدش برام جا افتاد که نسبت به قراردادی که میبندم دقیقتر بشم و تمام تلاش خودمو کنم توی این زمینه پیشرفت کنم

      نکته بعدی که از شما یاد گرفتم راجب وکیل بود که گفتین و ترمزی که ما در مورد وکیلها داریم که فکر میکنیم از ما بیشتر هالیشونه در حالی که اونا هم با باورهای خودشون زندگی میکنن و مثل ما هستن و امکان اشتباه دارن .به این معنی نیست که هر چی بگن وحی منزل

      سپاسگزارم ازت دوست عزیزم برای کامنت زیبات

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        مصطفی کرمی گفته:
        مدت عضویت: 1650 روز

        سلام آقا محمد عزیز

        اتفاقا اسم برادر کوچکترم هم محمد هست .برای من هم باعث خوشحالی هست که با شما آشنا شدم .همه ما از استاد عزیز خیلی نکته‌ها رو در زندگی یاد میگیریم که برای من یک معلم فوق‌العاده هست .امیدوارم بتونم همیشه شاگر خوبی باشم. در این سایت بی‌نظیر همه ما از همدیگه انرژی مثبت میگیریم و در این مسیر زندگی در حال رشد و توسعه شخصی در تمام ابعاد زندگی می باشیم.

        سپاسگزارم از توجه‌ به‌ دیدگاه من و سپاسگزارم از استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان. موفق و سربلند و سعادتمند باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    زیبا قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 912 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان خوبم

    استاد من چندین بار این فایل و گوش دادم و منتظر یه فرصت خوب بودم کامنت بنویسم

    خوشبختانه من از بچگی وقتی مرتکب اشتباهی میشدم

    خیلی سریع باهاش کنار می اومدم و همین طور ادامه داره

    ولی پاشنه اشیلی که تو این زمینه دارم رفتاره دیگران موقع اشتباه من بوده

    به طوری که از کودکی با کوچکترین اشتباه مورد سرزنش مادرم قرار میگرفتم ولی خب خیلی اهمیت نمیدادم

    و سریع حالم خوب میشد تا اینکه به بعد از ازدواج رسیدم

    این بار همسرم شدت سرزنش هاش خیلی بیشتر بود

    طوری که برای کوچکترین اشتباه ماه ها سرزنش میشدم

    این بار دیگه بی توجهی فایده نداشت

    و من خودم و سرزنش میکردم که اگه فلان اشتباه و نمیکردم این طور نمیشد که همسرم بخواد منو حقیر و کوچیک کنه

    تا اینکه من با شما اشنا شدم

    که هر روز خدا رو شاکرم

    و من یاد گرفتم برای خودم ارزش قایل باشم خودم و دوست داشته باشم

    شما درست میگی وقتی برای خودت ارزش قایل باشی همه برات ارزش قایل میشن

    به تازگی من کارت بنزینم و گم کردم و چون میدونستم

    میتونم از این اشتباه درس بگیرم و بارها تو ذهنم تمرین کردم که این بار همسرم چیزی نمیگه

    یا اگرم بگه برام مهم نیست مهم نظر خودمه

    مهم اینه که من ارزشمندم

    خلاصه من درسی که از این اشتباه گرفتم این بود که خیلی بیشتر مواظب کارت بنزینم و حتی کارت های عابر بانکم باشم

    و همان طوری شد که باور کرده بودم همسرم خیلی سرزنشم نکرد ، فقط یکبار اونم نسبت به قبل انگار برام هیچی بود

    و اون یکبار هیچ تاثیری در من نداشت

    انگار نشنیده بودم

    واقعا شما با ما چی کار کردین

    باورم نمیشه هربار بیشتر معجزه میبینم از عمل کردن به حرفاتون

    واقعا سپاسگزارم استاد خوبم که این قدر به ما احساس ارزشمندی میدین

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: