ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1 - صفحه 89 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1175MB25 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 124MB25 دقیقه














سلام استاد و دوستان،
وقتی فردی در نزدیکی یا دوستان من به جایی میرسد، بستگی به آدمش دارد، مثلا هم سن های من باشد، اولش یک مقدار این احساس میاید که وای الان من عقب میفتم. اون پیشرفت کرد ولی بعدش میتونم درک کنم و تحسینش کنم که تونست پیشرفت کنه و منم انگیزه میگیرم که یا بیشتر پیشرفت کنم یا تمرکز بیشتری روی کارم میگذارم باز همون تمرکز باعث پیشرفت بیشترم میشود.
بعضی اوقات این حس که طرف پیشرفت کرده با یک مثال توضیح بدم اینه که:
یکی از نزدیکانم برای تحصیل اومد آلمان، اونجا گفتم اولش ااا پیشرفت کرد بعد تحسینش کردم و تو ذهنم گفتم پیشرفت میکند اینجا چون خودم پیشرفت کردم و بعد ذهنم بهم گفت فردین تو هم در زمینه تحصیلی قدم بردار ولی حسم گفت نگاه کن فردین این فکر از همون مدام سطل آبت رو جابه جا کردن میاد و اونم چندماه میروی توی کارش بعد یکی دیگه رو میبنی باز تمرکزت از روی اون کار گرفته میشود.
پس بیا و روی کار خودت تمرکز کن تو که تا اینجا تا اونجایی که روی خودت کار کردی پیشرفت کردی و نتیجه های خوبی گرفتی، به قول استاد فقط باید این مسیر درست رو ادامه بدی.
الان فقط سعی میکنم روی خودم تمرکز کنم و یک قدم بهتر بشم.
نکته: بیشتر انگیزه میگیرم شاید اولش یک حسی بیاید که نامناسب باشد ولی همون حس نا مناسب مسیر غلط و درست رو بهم نشون میده و من اونجاست که انتخاب میکنم کدوم مسیر را بروم.
امیدوارم زاویه دید من براتون قابل لمس باشه و حتی مفید.
دوستون دارم
با احترام فردین هستم.
سلام به استاد عزیزم
در رابطه با سوالی که پرسیدید من در مورد افراد خانواده یا دوستان خیلی نزدیکم اگه موفقیتشونو ببینم احساس بدی بهم دست نمیده و خیلی اوقات تحسین میکنم حداقل تو ذهنم تحسین میکنم و در مورد افراد غریبهام همینجوری هستم و بیشتر میتونم تحسین کنم حتی بارها شده تو خیابون میبینم کسی ماشین خارجی سوار شده میرم باهاش حرف میزنم تحسین میکنم و تبریک میگم بعد خیلی جالبه اونام بهم میگن حتما توام یه روزی میخری منم میگم آره ، ولی در مورد افراد فامیل یا دوستان دور وقتی موفقیتشو میبینم بهم میریزم و خجالت میکشم ، واقعیت اینه حسادت نمیکنم بیشتر خجالت میکشم که فلانی از من کوچیکتره یا اصن به این حرفا نمیخوره ولی ماشین داره من هنوز پیادهام
سلام خدمت استاد گرامی و عزیز
خیلی خیلی از شما تشکر میکنم بابت این فایل عالی و آموزنده
باعث شد من به رفتارم دقت کنم و فکر کنم ونقاط ضعفم رو بشناسم
من احساس ضعیف دیده شدن میکنم و این خیلی منو اذیت میکنه البته احساس حسادت هم میکنم که نمیدونم این از همون احساس ضعیف دیده شدن نشات میگیره یا اینکه یک احساس جداست
احساس ناتوانی زیادی میکنم
و در آخر چون به قوانین آگاهی کمی دارم سعی میکنم این احساس رو از خودم دور کنم و به خودم میگم اگر اون توانسته پس منم میتوانم و این باعث میشه که خوشحال بشم
استاد عزیز از شما خیلی تشکر میکنم لطفا این فایل رو ادامه بدین تا آگاهی بیشتری نسبت به خودمون داشته باشیم
به نام خداوند مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم
جواب سوال:من در کل از دیدن موفقیت های دیگران خوش حال میشوم ولذت میبرم وتحسین میکنم در حالی که قبلا حسادت میکردم
موفقیت های افراد نزدیکم:
خواهرم که در زمینه ی نویسندگی بسیار موفق هست وقراره کتابش به زودی چاپ شود و من از این موضوع خوش حالم
و برادرم که توانسته گواهینامه پاراگلایدر بگیره.
میبینم که هردوشون در زمینه ای که بهش علاقه داشتند حرکت کردند و توانستند موفق بشوند
و درسی که میتونم از آنها بگیرم:
1 بهای هدفشون رو پرداخت کردند هم از نظر مالی،زمانی وانرژی
2 تمرین کردند وپشتکار داشتند
3 تکامل خودشون رو طی کردند
سپاس گزارم ازتون استاد عزیزم
به نام خدا خدا
با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان
من ی زمانی بود که کسی کوچکتریم موفقیت که به دست میاورد بسیار احساس بدی پیدا میکردم و احساس حسادت شدیدی داشتم که خانواده متوجه میشدن و احساس میکردم که یک فرد ناتوان هستم!!! ولی با وارو شدن به سایت الان خیر اینطور نیستم. سعی میکنم اگاهانه توی دل خودمو بعضی وقتا به طرف مقابل اعلام کنم تحسین کردنمو.
من قرار تا چند روز اینده انشالله فست فود سیار رو تاسیس کنم. به خاطر همین اکثر موقع ها میرم تو خیابون کسانی که کسب و کار سیار دارن رو نگاه میکنم تحسین میکنم و به خودم میگم این ها. این همه مشتری داره و تحسینشون میکنم و نگاه میکنم و به خودم اعلام میکنم که ببین همه اینها تونستن توهم میتونی کامران جان
من الگوم پسر عمه خودم هست که از یک زندگی خفت بار به یک زندگی بی نظیر که ثروت رو به معنای واقعی رد کرده
خداروشکر میکنم استاد بابت وجودت که چنان دیدگاه من تغییر کرده که به جای حسادت تحسین رو اگاهانه جایگزین کردن من واقعا خالق زندگی خودم هستم
سوال قسمت اول:
اگر یکی از دوستان یا نزدیکان شما به موفقیت قابل توجهی برسد، شما چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟
آیا خوشحال می شوی و انرژی و انگیزه می گیری؟!
آیا موفقیت او الهام بخش شما می شود؟!
یا شما را به احساس حسادت، ناتوانی می رساند؟!
برای من عادی است ولی اگه موفقیت بزرگی باشد در خوشحالی آن شریک میشوم و شاد و خوشحال میشوم اما سعی میکنم بعنوان یک الگو از آن بعنوان کسی که میتوانم از آن انگیزه بگیرم و درس بگیرم که میشه در هر کاری موفق شد
اما از شکست برخی نزدیکان احساسی شادی میکنم چون از نظر من انها طبق قانون عمل نکردند و باعث این شکست شدند
تمرینات این قسمت
مرحله اول: موفقیت های کسب شده توسط نزدیکان و دوستان خود را به یاد بیاور و لیستی از آنها تهیه کن.
برادر کوچک من داشتن روابط عالی با آدم های خاص بخاطر حوزه کاری
و ریسک کردن در بعضی از سرمایه گذاری
موفقیت دیگران و اطرافیان باعث شادی و انگیزه گرفتن در من میشود که این آدم با این تیپ و با این ظاهر و این سواد کم توانسته به این موفقیت برسه چرا من نمیتوانم و کلی برای من بازخورد داره
مرحله دوم: در مقابل موفقیت هر فردی که لیست کرده ای، بنویس: چه احساسی درباره موفقیت آن فرد داری؟
برادر من در روابط
احساس اینکه باید بتوان از هرکاری و در هر حوزه ی روابط ایجاد کنی ولی نه اینکه وابسته بشوی
مرحله سوم: این سوالات را از خود بپرس و به آن جواب بده.
سوال اول: از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود:
از اینکه آدم موفق بخاطر یکسری باورهای که خودش دارد توانسته به موفقیت برسه و اینکه حس اینکه اگه این توانسته من هم میتوانم به آن موفقیت برسم ولی باید اول باور کنم
به خودباوری برسم
الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایم ایده بگیرم؛
سوال دوم: چه درس هایی می توانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده است؟
خواستن توانستن است و نشد نداریم
این شعار من است در دیدن موفقیت دیگران و باید همیشه و در هر کاری بخواهیم که موفق بشویم ببینیم آیا کسانی هستند که به این موفقیت رسیدند پس من هم میتوانم
با سلام خدمت همه دوستان و استاد عباسمنش
قبلا یه همچین چیزی رو توی گوگل سرچ کردم احساس حسادت عباسمنش و یه مقاله ای در موردش خوندم تو همین سایت که کمبود عزت نفس و فراوانی باعث شده که تو این مدار بمونیم
و این مورد یکی از پاشنه های آشیل من بود که این نقطه ضعف شخصیتی به میزان قابل در رفتار من بروز می داد از دوران کودکی یا نوجوانی و هنوز هم هست و این نقطه ضعف خودش رو شدیدا در موفقیت مالی و روابط دیگران میدیدم و حس حسادت به شدت بالا می رفت و بعد دنبال نشخوارهای ذهنی که فلانی فلان بوده و از این جور حرفا و وقتی این احساس در درون منایجاد میشد دنبال یه چیزی میگشتم که سر خودم رو گرم کنم و از این مخمصه یا حس بد راحت شم و خلاصه این شد که امروز هدایت شدم به این فایل که چیزی که دنبالش بودم برای رفع آن و بهبود آن
در دیدگاه بعدی نظر خودم رو مینویسم
خدایا شکرت
با سلام و خداقوت به استاد عزیز و سرکار خانم شایسته عزیزم و به همه ی اعضای گل سایت
خداروسپاسگزارم به دلیل اینکه هدایت شدم به این فایل که مطمئنم هدایت خداوند بوده که به سمت جلو حرکت کنم
در رابطه با این سوال من از دیدن موفقیت افراد غریبه هیچوقت احساس بدی نداشتم(حداقل از وقتی با قوانین آشنا شدم)
اما این در مورد افراد نزدیکم برعکس بوده و همیشه در مورد موفقیت هاشون احساس حسادت داشتم و یجورایی دوست داشتم خودم بالا تر از اونها باشم و نمیخواستم ببینم که در رده ای بالاتر از من هستن و میدونم که همین جریان منو از خواسته هام دور کرده
مثلا سینا پسر عموم که سنش از من تقریبا 7یا8 سال کمتره وهرگاه چیزی میدونم یا میخونم یا چیزی یاد میگیرم نمیخوام اون بدونه و میخوام یجورایی دانسته های خودم بره بالا و اونها پایین تر از من باشن و یا اینکه از خود من بپرسن و من با یه حالت اینکه آره من خیلی میدونم بهشون بگم
سینا پسرعموم که توی کار برقه و تازگی پیج راه انداخته و فالوورای بالایی گرفته
که من میبینم ته دلم احساس خوبی ندارم یا اینکه نمیتونم برم ازش بپرسم که از چه راهی رفتی هروز داره پیجت بالاتر میره
زاویه مثبت این جریان رو بخوام ببینم اینه که وقتی اون توی 5یا6 ماه به همچنین موفقیتی رسیده پس من هممیتونم برسم چون از نظرمهارتی چیزی از من بیشتر نداره هرکس توی کار خودش
و اینکه من فالوور گرفتن رو یه غول میدونستم که الان باورش برام راحت تر شده
درس هایی که میتونم بگیرم اینه که چون توی پیجش بحث های آموزشی میذاره و داره به یه خواسته ای از مردم پاسخ میده هروز داره بهتر میشه پس من هم باید یه مشکلی از مردم رو حل کنم و به یه خواسته ای از مردم جواب بدم که خیلیها دنبالشن
چیزی که تا اینجا به ذهنم رسید
شادو سربلند باشید
سلام و درود .
اگر این سوال را یکسال قبل باید جواب میدادم میگفتم صد در صد اول حسودی می کردم . ناراحت میشدم که چرا من موفق نبوده ام . و مطمئنا موفقیتش را به عوامل بیرونی مثل پارتی داشتن و …. ربط میدادم .
اما الان که موفقیت نزدیکانم را می بینم خوشحال میشوم و با خود می گویماگر برای او اتفاق افتاده پس برای من هم اتفاق خواهد افتاد و از موفقیت او ایده می گیرم.
الان اعتقاد دارم در جهان جای رشد ، توسعه و پیشرفت برای همه هست .هر چقدر حرکت کنی به همان میزان جهان ترا کمک می کند و حتی شاید هم بیشتر .
شاد باشید و شکر گزار . یا علی مدد
سلام
من در مورد موفقیت های دیگران در بعضی از نفرات خیلی خوشحال میشم و بعضی از موارد احساس کمبود یا ترس میکنم
1) دوست صمیمی خودم درآمدش به 1000دلار در ماه رسید من ازاین خبر احساس خوشحالی کردم و بهش افتخار کردم ولی از طرفی دیگر احساس کمبود کردم من ازش عقب افتادم یا حس کمبود یا حسی که از من برتری پیدا کرده هم داشتم
یعنی هم باور محدود کننده و هم باور قدرتمند
دیدگاهی که میتونه حس من رو نسبت به این قضیه بهتر کنه اینه که اگه اون تونسته من هم میتونم و یا از این زاویه میتونم نگاه کنم که دوستان من آدم هایی هستند که پولساز هستند و هدف دارند و یا اینکه باعث رشد من هم خواهد شد و در باور های من هم قطعا تاثیر میگذاره
و اگه بخوام نکته مثبتی از این موفقیت دوستم ببینم این که آدم اگه هدف داشته باشه و براش تلاش کنه به اون چیزی که میخواد دست پیدا کنه
و اینکه ایشون قانون تمرکز رو رعایت کرده و تونست به این هدف دست پیدا کنه
2) موفقیت پسر عمه ام در کسب و کار
احساسی که داشتم این بود که اصلا لایقش نیست و اگه خدا بهش داده چرا به من نداده و احساس ضعف و ناتوانی داشتم و چون فامیل هم بود میگفتم حتما دیگران مقایسه میکنند و من اصلا این رو دوست نداشتم پس باور های کمبود در من حاکم بود
از نقطه دیدگاهی که به من حس خوب بده وقتی بهش نگاه کردم دیدم که اگه اون موفق شده جای من رو اول تنگ نکرده و دنیا دنیای فراوانی هست و من هم میتونم و بعد اینکه در این بازار که همه مینالند و میگند بازار خراب هست ایشون تونسته کسب و کارش رو توسعه بده واین خودش خبر خوبیه
و نکته مثبتی که میتونم از این موفقیت در بیارم این هست که تلاش مستمر باعث موفقیت مستمر میشه و در راس آن تمرکز تمرکز تمرکز که ایشون تونسته این قانون ها رو رعایت کنه
3) سخنرانی عالی یکی از افراد در فضای مجازی
خب من خودم به فعالیت های گفتگو محور همیشه علاقه داشتم و خودم را با این فرد وقتی مقایسه که کردم دیدم من اصلا نمیتونم مثل این فرد حرف بزنم و خودم رو باختم و حس نا امیدی به من دست داد و گفتم دیگه من این مسیر رو ادامه نمیدم و همه اینها یعنی باور های محدود کننده
زاویه دیدم رو که عوض کردم دیدم اول قرار نیست من هم کپی این فرد باشم و من هم میتونم به روش منحصر به فرد خودم بیام جلو دوربین صحبت کنم فقط باید تمرین کنم چون امثال این افراد هم قطعا بارها اینکار رو انجام دادند که تونستند به این مرحله برسند و این نیازمند درک قانون تکامل هست که استاد عباسمنش خیلی روش تاکید داره و من هم بایستی این قانون رو در نظر بگیرم و رعایت کنم
نکته مثبتی که ازاین سخنرانی این فرد من دیدم این بود که زبان بدن خیلی خوبی داشت و من دریافتم اگه زبان بدنم را موقع صحبت کردن بیشتر روش کار کنم من هم میتونم به اون جذابیت در صحبت برسم اگر چه فهمیدم که من به طور ذاتی خودم هم همین زبان بدن را کمی دارم
ممنون از همگی به ویژه استاد گلم عباسمنش عزیز