ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1 - صفحه 127 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 1175MB25 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 124MB25 دقیقه













بنام خدا
سلام به همه عزیزان
برم سراغ اصل مطلب
قدم اول: موفقیت های افراد نزدیک
_آرمان
_ علی
_ محمد
_مرضیه
_ابراهیم
قدم دوم:
چه ایده های الهام بخش در اون افراد وجود داره و چه درسی میتونم بگیرم ازشون ؟
اولین چیز مشترک بینشون صبر هست
این افراد خیلی از من صبورتر هستند و با خودشون صلح بیشتری دارند.
چون می شناسمشون میتونم یک سری باورهاشون رو تشخیص بدم مثل :
صبر
علاقه به کار
احساس لیاقت برای زندگی بهتر
پشتکار
یکیشون که هم علاقشو داره پیش میرم و خونه خریده و هم ماشین و هفته آینده هم مراسم ازدواجش هست ( پسر عمومه)
ایشون توی سالها پیش وارد حوزه آی تی شد چون علاقه داشت و روی خودش سرمایه گذاری کرد.
مطمئنا باور خوبی داشته که این حوزه پتانسیل بالایی برای ثروت داره به همین دلیل واردش شد ادامه داد و تقریبا تکاملش رو طی کرد….
این تمرین استاد باعث شد یک سری از کج فهمی هام رو بشه
یعنی:
باورهای درست + حوزه علاقه + صبر
کلید موفقیت هست
برای من بیش از سه سال طول کشید که بفهمم فقط این نیست که روی باورهای کار کنی و هیچ کاری نکنید آخه استاد از بس میگفت فقط باور باور اینطوری برداشت کرده بودم
که پس نیازی به اقدام دیگه ای نیست
و اما سوال مهم:
واکنش من در رابطه با موفقیت افراد چیه؟؟
خب اگر طرف از نزدیکان من باشه کمی حس حسادت و عقب افتادن دارم
البته کمی خوشحالی همراهش هست قطعا
اما یوقتایی این حس خوشحالی و تحسین در. برابر حسادت و خود کم بینی کم میاره…
قبل از اشناییم با استاد که داغون بودم واقعا داغون
از بس حرص میخورم که حد نداشت…
اما بزرگترین چیزی که الهام بخش اینه که یه نگاهی هم به گذشته طرف بندازم
یعنی
باورهای
اقداماتش
صبرش
پشتکار
یعنی بجای دیدن نتیجه مسیرش رو ببینم و بعد میبینم که نه بابا حقشه این نعمت ها
یعنی یکی از بزرگترین اختلاف نگرش بین من و اونا باورهاشون راجب ثروته
یعنی ثروت براشون یه چیز عجیب و غریبی نیست
از اونجایی که حس لیاقت بهتری دارن یک سری اقدامات انجام دادن هرکسی به طریقی…
در کل این خیلی تمرین خوبیه
باعث شد یک سری انتظارات از خودم معقول تر باشه
مرسی استاد عزیزم
سلام خسته نباشید
درباره سوال
من وقتی میبینم یه نفر به موفقیت رسیده مغزم دو حالت داره حالت اول اینه که به خودم میگم دیدی اون تونست ولی تو تلاش نکردی تو همیشه دست و پا چلفتی و خیلی از این نجواهای شیطانی تو مغزم میچرخه که این حالت از حالت دومی بیشتر هست
حالا بریم سراغ حالت دومی
حالا یه طرف مغزم که باور های خوب داره میگه دیدی اون تونست پس توهم میتونی توهم تلاش میکنی توهم اهدافت برات مهمه باید الگو برداری کنی باید خوش بین باشی که توهم میتونی باید فقط باورش کنی
من خیلی از این حرف هارو تو مغزم دارم و همیشه سعی کردم باور های خوبم جای باور های بدم رو بگیره و همیشه که کسی موفق میشه با تمام وجودم سعی میکنم تحسینش کنم
یادمه اولا که کسی موفق میشد تو هر زمینه ای ذهنم پر از نجوا بود و اصلا تحسین نمیکردم
ولی الان با کمک خدای مهربان میتونم جملات تحسین بر انگیز رو به زبونم بیارم و به اون فرد رو تحسین کنم درسته که تو ذهنم 100درصد تحسین نکردم ولی خیلی تلاش میکنم که همیشه تحسین کنم
غیر ممکن فقط یک پندار است
خب بریم برای تمرین
حسین همکارم در سرکار توانست چند طراحی کند که واقعا سخت بود او در این چند سال پیشرفت های خیلی زیادی کرده است .
احساس من:احساس خوبی دارم چون باور کردم که در اینجا چقدر افراد نخبه هست که باعث میشد من هم مثل آنها پیشرفت کنم و خودم را به شرایط عالی و همیشه پیشرفت آنجا تطبیق بدم .
از چه زاویه ی مثبتی به موفقیت های این افراد نگاه کنم که باعث شود :به خود باوری برسم الهام بخش من باشد و برای اقدام در راستای تحقق خواسته هایش ایده بگیرم ؛
از زاویه ای نگاه کنم که اگر اون تونسته پس 100درصد منم میتونم و باید باورش کنم ؛از او ایده بگیرم و از او بپرسم چه باوری داشتی و فکر هایی داشتی که تونستی این کار خفن رو انجام بدی .
چه درس های میتوانم از مسیری بگیرم که منتهی به موفقیت این افراد شده است؟تسلیم نشدنانجام ندادن کار های حاشیه ای و جدی گرفتن خواسته ام اهمیت ندادن به اتفاق های بد و از همه مهمتر باور داشتن
سپاسگزار خداوند هستم که همیشه من رو یاری داده
خدایا مارا به راه راست به کسانی که به آنها نعمت دادی و نه گمراهان هدایت کن
خیلی ممنونم استاد و خانم شایسته
سلام وقتتون بخیر..این فایل درست زمانی گذاشته شد ک دختر خالم به موفقیت کاری رسیده..و من هم در افتتاحیه ک گذاشته بود شرکت کردم..چون از نزدیک دیدم ک چه چالش های رو گذراند تا به این مرحله از کسب کارش رسوند خودشو واقعا تحسینش کردم..و هر وقت ک فایل رو نمایی از سالن آرایشگاهشو میبینم بغض میکنم و از ته قلبم خوشحال میشم..
واقعا وقتی موفقیتش دیدم گفتم میشه برای منم میشه منم میتونم ایده ای ک دارم ر اجرا کنم و کسب کار حضوریمو استارت بزنم
یکی از فامیل هام با هم پیج اینستا زدیم و تو دوره موفقیت شرکت کردیم اما اون هر روز مشتریش داره بیشتر میشه و من یهو میبینم مشتری میاد چند وقت خبری نیست باز میبینم مشتری میاد…من احساس حسادت میکنم ولی با خودم میگم
واقعا اون تایمی ک اون گذاشت تو گذاشتی…اون تمرکزی ک گذاشتن تو گذاشتی.هر روز داره فعالیت میکنه تو میکنی..یا یه روز هستی یه هفته نیستی…پس خودت کم کاری کردی و به خودت ضربه زدی
یکی از نزدیکانم همسرش براش طلا خرید و من وقتی دیدم حسادت کردم ک چرا من راحت نمیتونم چیزی ک میخوام بخرم..بعد از چند لحظه گفتم ببین چه کارهای کرده کنار شغل کارمندی ک داره بزینس های دیگهای هم داره…تو دیدی ک چقدر برای خودش ارزش قائل چقدر به خودش احترام میزارم تو هم این کارها رو کن به نتیجه میرسی از این بهتر میشه تو هم ادامه بده
من میدونم اگر متعهد تر رو خودم کار میکردم و خودم رو تو اون جایگاه ها راحت میدیدم الان من هن در اون جایگاه بودم..
خدایا سپاسگزارم برای این آگاهی
خدایا کمکم کن تا درست تصمیم بگیرم..متعهد باشم و نتیجه های فوقالعاده
کسب کنم استاد عزیز برای تهیه این فایل ارزشمند از شما سپاسگزارم
به نام خدای مهربان
خداوند رو شاکرم که امروز هم به من فرصت داده تا بتوانم برای رسیدن به موفقیت تلاش کنم. خدا یا شکرت
استاد عزیز سلام امیدوارم حالتون خوب باشه
پس از پایان ترم اولم در دانشگاه برخی از دوستان نتایج بهتری از امتحاناتشون گرفتند و من در ابتدا کمی از اینکه موفقیت م کمتر بود احساس نگرانی کردم ولی پس از مدت کوتاهی به این نتیجه رسیدم که اگه این دوستانم توانسته اند در دروس خود نمرات خوبی رو کسب کنند من هم قطعا میتوانم .
خداوند را بینهایت بار شاکرم که به من این آگاهی را داد تا بتوانم روی رفتارم در گذشته و حال تمرکز کنم و خدا رو شکر میکنم که نتایج خوبی رو احساس میکنم همزمان احساسم در این زمینه بهتر و بهتر شده من میتونم در ادامه نتایج بهتری رو کسب کنم البته باید حتما نظم و ممارست در تمرینهایم داشته باشم تا با توکل به خدای مهربان در ترم جاری نتایج بهتری رو به دست بیاورم .
همچنین در بیزینسی که دارم در حال افزایش دانش ام هستم تا من هم بتوانم مثل همکارانم نتایج مالی خوبی کسب کنم خداوندا همه این اتفاقات فقط و فقط به خواست تو ممکنه و من بدون فرمان تو قادر به گرفتن نتایج خوب در کارهایم نیستم . به همین خاطر من به دریای بیکران لطف و رحمت تو امیدوارم .
خداوندا من از تو سپاسگزارم که این بندگان را سر راه من قرار میدهی و این یک نشانه است تا من به وسیله این بندگانت و با راهنمایی تو خدای مهربانم بتوانم شرایط بهتری رو تجربه کنم. خدایا شکرت
سلام استاد جانم
سلام به خانم شایسته
خوبین
البته که خوبین
خدا رو شکر که دوباره میتونم بنویسم اینجا.
در مورد سوال که چه حسی داریم در مورد تغییرات مثبت اطرافیان.
قبلنا خیلی حرص میخوردم حتی الانم کمی حرص میخورم.
ولی سعی میکنم ازش استفاده کنم و به قول شما انگیزه و الهام بگیرم برای کارای خودم.
اصلا فک نمیکنم شانسی بوده و به تلاشش آفرین میگم.
اگرم حرص میخورم به خاطر کاهلی خودم هست.
احساس بی عرضه گی نمیکنم و سعی میکنم انرژی بگیرم و اونو تو کارای خودم استفاده کنم و حتی ازش کمک میگیرم تا ایده بگیرم.
مثال بزنم
یکی از دوستای نزدیکم تو اینستاگرام خیلی پیشرفت کرد و من ازش سوال کردم چکار کرده و از چه نرم افزارهای جانبی استفاده کرده و کلی ایده گرفتم و تو کار خودم پیاده کردم.
مرسی ازتون استاد قشنگم برای این فایل قشنگ
لطفا ادامه بدین منم قول میدم تمرینات رو انجام بدم
مرسی خدا که هر چی هستم از تو هستم
خدایا شکرت
سلام وقتتون بخیر
خب یکی از دوستام با رشته متفاوت از خودمون مدیر یه شرکت شد و به اون چیزی که می گفت رسیده بود وقتی شنیدم ناراحت شدم دوست صمیمی ام بود حسم بد شد چرا براش شده اما منهنوز در حال تلاش هستم اما برای اون جواب داد
ولی با گوش دادن فایل های استاد حسم بهتر شد
ازش پرسیدم چه باوری داشتی که رسیدی
گفت باورم این بود من توانایی انجام هرکاری دارم من از پس هرکاری برمیام
گفت صاحب اون شرکت ادمی هست که انگار دستی از دست خدا برای رسیدن به ارزوهام بوده
گفت فقط یه تصویر همش باخودم داشتم که راه میرم و مدیر شرکت شدم میگفت خیلی کوتاه تصور می کردم دوستم عزت نفس هم نداره اما تو کار باورش شده که من میتونم و صاحب شرکت هم همیشه بهش میگه جلو برو ممکن نتونی ولی تلاش کنی میشه
یکی از دوستام دقیقا همون ازدواجی که من خوشم میومد رو داشت واولش حسادت بود
ولی وقتی ازدواجش دیدم دیدم چقدر اون باورهایی که مانع برام بود رو تو ذهنم شکست چون الگوهایی که پیدا می کردم نمی تونستم از نزدیک ببینم و درواقع خوشحال شدم گفتم ببین چه جوری شد
اصلا یک کسی که معرفی کردن براش و انگار دقیقا همونی بود که میخواست وازش پرسیدم گفت من ویژگی هایی که خیلی مهم بوده رو نوشتم و ازش کوتاه نیومدم
با سلام و عرض ادب به استاد
برای موفقیت بعضی افراد خیلی خوشحال شدم و ذوق کردم. مثلا:
1-1 برای دوست دانشگاهی ام که خیلی وقت بود باهاش تماس نداشتم ولی دیروز که که صحبت کردیم گفت که گالری خودشو تازه زده. خودش تنبک آموزش میده و کارهای چرمی خودشو (کیف، کیف پول و…) می فروشه و همکارش تدریس تذهیب داره.
خوشحال شدم چون زمان دانشگاه (تقریبا 10 سال پیش) خیلی دنبال این بودیم که مسیرمون رو پیدا کنیم که حالا تو رشته خودمون ادامه بدیم یا نه چیز دیگه ای.
جالبه که هر دو یه رشته مهندسی خوندیم اما ایشون تو کار هنری فعالیت داره و من اداری. که البته ایشون رو موفق تر از خودم میدونم.
1-2 ایده یا الهامی که برام اتفاق افتاد این بود که تو مسیری که تازه شروع کردم اگر تلاش کنم و بیشتر صبور باشم من هم میتونم به موقعیت هایی که در نظر دارم برسم. حداقلش اینکه تلاشم رو کردم یا از مسیرش لذت بردم.
1-3 درسهایی که گرفتم اینکه تقریبا شرایط یکسانی با هم داریم، در یه منطقه هستیم، یه رشته خوندیم، هر دو یکی از اعضای خانواده رو از دست دادیم و با این شرایط رشد کردیم اما فرق اینجاست که ایشون همراه با شرایط خوب و بد و مشکلات زندگی بر اهدافش تمرکز کرده و متوقف نشده در این مسیر.
پس نیازه که من هم روی این مهارت بیشتر کار کنم.
برای بعضی افراد دیگه خوشحال نشدم. مثلا:
2-1 یسری اقوام خارج از کشور یا داخل کشور. بیشتر احساس سرخوردگی کردم که چرا من نتونستم مشکلات زندگی رو خوب مدیریت کنم و گذاشتم به تحصیل، کارم و یا مهارتهای دیگه ای که داشتم کسب می کردم صدمه بزنه و در آخر انقدر احساس عقب افتادن در زندگی کنم.
2-2 ایده ای نگرفتم. بیشتر باعث شد در مسیرم متوقف بشم.
2-3 برای این مورد هم شرایط نزدیک بهم بود اما مادرشون براشون از همان ابتدای جوانی مشخص کرد که باید مستقل باشید و نباید انتظار کمک مالی و سرمایه از پدر داشته باشید. همین هم باعث شد که نه با تحصیلات بالا اما با کار کردن، از کارهای خیلی کوچیک تا کارهایی که بالاخره دوست داشتن، پیشرفت کنند و در مسیر بمانند و ادامه بدن.
شاید من هم با گذاشتن یه سری محدودیت ها برای خودم، زودتر بتونم به اهدافم برسم.
در آخر هم از شما استاد تشکر میکنم که این دوره رایگان رو برگذار کردید. چون تا الان تونسته بودم از فایل های رایگان استفاده کنم. اما حالا که این دوره رایگان هست، با تمرین هایی که هست و تعامل دو جانبه، فکر میکنم دوره جذاب و موفقیت آمیزی باشه.
سلام
استاد من متوجه یه نکته عجیبی در وجود خودم شدم که داستانش به این صورته:
چند روز پیش همکارم در مورد دخترش صحبت کرد و گفت که در مسابقات ورزشی شهرستان مقام اول رو بدست آورده و میخاد بره مسابقات استانی.
چند روز بعد هم خبر داد که در مسابقات استانی هم نفر اول شده و قراره چند روز دیگه بره اصفهان واسه مسابقات کشوری.
چند روز بعد هم گفت که در مسابقات کشوری نتونسته مقامی کسب کنه.
چیزی که برام خیلی عجیبه اینه که وقتی گفت در سطح شهرستان و استان اول شده من حس خاصی نداشتم ولی وقتی گفت کشوری نتونسته مقام بیاره خوشحال شدم !!!!!!!!!!!!!!!
آخه چرا باید من یه همچین حسی داشته باشم!!!!!!!!!
من نه هم جنس اونم
نه با اون هم رشته ام
از نظر سن هم بچه من حساب میشه
من اصلا ورزشکار هم نیستم!!!!
دقیق نمی فهمم دلیل این حسی که دارم چیه
شاید ذهنیت من این بوده که داره دخترش رو به رخ من میکشه
شاید این بوده که چرا بچه های من به رشته خاصی علاقه نشون نمیدن
یا شاید احساسم از این بد شد که چرا من به اندازه اون واسه رشد استعداد بچه هام وقت نمیزارم
یا چرا من هم از استعداد و توانایی های بچه هام صحبت نمیکنم
یا شاید به این دلیل که ما در روستا زندگی میکنم استعداد بچه هام داره از بین میره و مسؤل اون هم من هستم و…
من اصلا به این موضوع دقت نکرده بودم تا اینکه این فایل رو گوش کردم و چند بار هم گوش کردم.
من فکر می کردم که آدم حسودی نیستم به طوری که حتی اگه از همه طایفه و دوستان من هم سوال کنید میگن بهمن آدم حسودی نیست ولی الان که این فایل ها رو گوش میدم فهمیدم حسادت زیادی در وجودم هست ولی چون آدم درون گرایی بودم اونو بروز ندادم واسه همین هم میگم هیچ کس منو حسود نمیدونه ولی از خودم دیگه نمیتونم پنهان کنم
من در ظاهر از شکست مالی و …اطرافیان خودم ابراز ناراحتی میکنم و تأسف میخورم و با اونا هم دردی می کنم
وقتی هم موفقیتی کسب میکنند با روی خوش تبریک میگم و تحسین می کنم
ولی فقط خودم می فهمم درونم کاملا احساسات متفاوتی دارم
دلیل هایی که به ذهنم رسید میتونه اینا باشه
1_ احساس ناتوانی و تحقیر در برابر موفقیت دیگران
2_ احساس گناه از کم کاری خودم
3_ قوی تر به نظر رسیدن من هنگام شکست دیگران
4_ شاید هم احساس میکنم شکست دیگران فشار های روانی حاصله از عدم موفقیت روی منو کاهش میده
و…
اعتراف میکنم دقیق نمیدونم شاید مخلوطی از همه اینا
اما بزرگترین درسی که من از تمرین واین فایل
گرفتم این بود که با خودم هم چقدر غریبه هستم طوری که بعضی وقتا احساس میکنم اصلا هیچ شناختی روی خودم ندارم
باید با تعهد بیشتری روی خودم کار کنم و تمرین ها رو انجام بدم
باید این نگرش رو در خودم ایجاد کنم که وقتی خبر موفقیت دیگران رو میشنوم به این معنی هستش که منم در مدار موفقیت قرار گرفتم که دارم چنین خبرهایی میشنوم
نگرش درست اینه که موفقیت افراد راه رو واسه موفقیت من هموار تر می کنه نه اینکه جا رو واسه من تنگ تر می کنه
نگرش خوب بعدی اینه که جهان خیلی بزرگه هر کسی جایگاه خودش رو داره و کسی نمیتونه جای کس دیگه رو بگیره در حقیقت واسه همه جا هست
ممنون از فایل ارزشمندتون
سلام
من معمولا و قلبا برای طرف خوشحال میشم اما صدای توی مغزم اینه که اون فرد خیلی زحمت کشیده و تو نمیتونی این قدر زحمت بکشی تا به پیشربت برسی.
مثلا سمیرا دوستم مهاجرت کرد و من اگرچه برای ایشون خوشحال شدم
اما همه اش به خودم میگم اون خیلی تلاش کرد اون باهوش بود و تونست و اون واقعا به خودش ایمان داشت .
به نظرم باید یاد بگیرم که به توانایی هام اعتماد کنم
اون هم از صفر مثلا زبان آلمانی رو شروع کرد و با تکامل پیشرفت کرد