«چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


اکثر ما در کودکی، به‌خاطر سرزنش‌ها، تحقیرها و برچسب‌هایی که از طرف خانواده و جامعه به ما زده شده است، احساس لیاقت خود را از دست داده‌ایم. به همین دلیل نیز نقطه‌ی شروع تغییر شرایطی که در آن هستیم، از برپا کردنِ جهاد اکبر برای ساختن عزت‌نفس‌مان آغاز می‌شود. اولین آجرِ این مسیر، ساختنِ باورهای قدرتمندکننده برای حل ریشه‌ایِ باورهای سمی و کشنده‌ای به نام «احساسِ گناه» و «احساسِ بی‌ارزشی» است.

امکان ندارد هم در عذابِ وجدان و احساس گناه بمانید و هم احساس لیاقت داشته باشید. هم‌نشینی این دو غیرممکن است. بدون ساختن احساس لیاقت، موفق شدن غیرممکن است. اما تا زمانی که در احساس گناه باشید، دسترسی به احساس لیاقت غیرممکن است. این یک قانون است: موفقیت و ثروت سراغ ذهنی می‌روند که آرام و مطمئن باشد؛ یعنی ذهنی عاری از احساس گناه، عذابِ وجدان و احساس بی‌ارزشی.

«احساس گناه» و «عذاب وجدان»، بزرگ‌ترین ترمز در برابر احساس خودارزشنمدی است. بنابراین پروسه‌ی ساختن احساس لیاقت، از برداشتن این ترمز و تبدیل آن به «احساس خودارزشمندی» آغاز می‌شود. و ساختن این باورها، مهم‌ترین مأموریتِ دوره احساس لیاقت است.

«احساس گناه»، در تعریف ما از «وجدان» ریشه دارد. اما اگر عمیق‌تر بنگریم، درمی‌یابیم که آنچه ما به عنوان وجدان می‌شناسیم، محصول برنامه‌ریزی‌های فرهنگی، جغرافیایی و اجتماعی است که از کودکی در ذهن ما کاشته شده است. یک رفتار خاص ممکن است در فرهنگی گناهی نابخشودنی و مایه شرمساری باشد، اما همان رفتار در فرهنگی دیگر، عملی عادی یا حتی پسندیده تلقی شود. این نسبیت فرهنگی نشان می‌دهد که بسیاری از عذاب وجدان‌های ما، نه برخاسته از تخطی از قوانین الهی، بلکه ناشی از ترس قضاوت دیگران و فشارهای اجتماعی است. خداوند در قرآن کریم، خود را بسیار توبه‌پذیر و مهربان معرفی می‌کند و می‌فرماید اگر از گناهان کبیره (شرک) دوری کنید، از لغزش‌های کوچک شما درمی‌گذرد. بنابراین، ما نباید اجازه دهیم که وجدانِ تحریف‌شده توسط جامعه، با ایجاد احساس گناه کاذب، رابطه ما را با منبع هستی خدشه‌دار کند و اعتمادبه‌نفس ما را فروبریزد.

درک توحیدی از قوانین جهان، نگاه ما را به مفاهیمی همچون «ظلم» و «حق‌الناس» نیز دگرگون می‌کند. برخلاف باورهای رایج که انسان‌ها تصور می‌کنند می‌توانند زندگی دیگران را نابود کنند یا سرنوشت کسی را تغییر دهند، قرآن کریم با صراحت و در آیات متعدد بیان می‌کند که ریشه ظلم، «ظلم به خویشتن» است. در نظام عادلانه‌ی خداوند، هیچ‌کس قدرت ندارد بر زندگی فرد دیگری تأثیر منفی بگذارد، مگر اینکه آن فرد با باورهای محدودکننده خود، اجازه ورود آن آسیب را بدهد.

داستان‌های قرآنی، همچون ماجرای حضرت یوسف، گواهی بر این حقیقت است که حتی اگر تمام دنیا جمع شوند تا کسی را که در مدار درست و ایمان به خداست زمین بزنند، مکر آن‌ها تنها نردبانی برای صعود و عزت او خواهد شد. عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. بنابراین، این توهم که ما می‌توانیم کسی را بدبخت کنیم یا دیگران می‌توانند ما را نابود کنند، شرکی پنهان و در تضاد با قدرت مطلق خداوند است. هر ضربه‌ای که به دیگران می‌زنیم، در حقیقت تیری است که به سمت روح و روان خود رها کرده‌ایم و هر عشقی که می‌ورزیم، پیش از هر چیز موجب رشد و شکوفایی خودمان می‌شود.

این نگاه توحیدی ما را از بار سنگین مسئولیت تغییر دیگران رها می‌کند. ما حتی توانایی تغییر سرنوشت نزدیک‌ترین عزیزانمان را نداریم، مگر آنکه خودشان خواهان تغییر باشند. جهان هستی بر اساس قانون مدارها و فرکانس‌ها عمل می‌کند؛ هر انسانی در مداری قرار دارد که با باورهایش هم‌جنس است و تنها با کسانی برخورد می‌کند که در همان مدار هستند.

اگر مادری تمام عمر برای هدایت فرزندش دعا کند اما فرزند نخواهد تغییر کند، تغییری رخ نمی‌دهد. ما تنها مسئول ورودی‌های ذهن و فرکانس‌های خود هستیم. وقتی ما روی خودمان کار می‌کنیم و در مدار درست قرار می‌گیریم، جهان به شکلی معجزه‌آسا افراد و شرایط نامناسب را از مسیر ما حذف و افراد هم‌فرکانس را جایگزین می‌کند. تلاش برای تغییر دیگران یا احساس گناه بابت سرنوشت آن‌ها، جنگیدن با قوانین ثابت کیهانی است. تنها کاری که از ما ساخته است، حفظ احساس خوب و ارسال فرکانس عشق است که بازتاب آن، زندگی خودمان را دگرگون می‌سازد.

خداوند هرگز مانند یک مأمور سخت‌گیر در کمین لغزش‌های ما نیست تا جریمه‌مان کند؛ او آفریدگاری عاشق است که می‌داند انسان برای رشد و تکامل، نیازمند آزمون و خطاست. تمام پیشرفت‌های بشری، از ایمنی کشتی‌ها و هواپیماها تا دستاوردهای علمی، مدیون درس‌هایی است که از اشتباهات گذشته گرفته شده است. اشتباه، بخشی از پروسه‌ی تکامل است، نه دلیلی برای احساس گناه و سرزنش. اگر خطایی مرتکب شدیم، باید درس آن را بگیریم و مسیر را اصلاح کنیم، نه اینکه با ماندن در احساس گناه، خود را در چاه تاریکی و ناامیدی حبس کنیم. احساس گناه، طبق قانون «احساس خوب = اتفاقات خوب» و «احساس بد = اتفاقات بد»، تنها باعث جذب بلاها و مشکلات بیشتر می‌شود. این یک سیستم هشداردهنده درونی است؛ به محض اینکه احساس گناه یا هر حس بدی به سراغتان آمد، باید آگاهانه زاویه دید خود را تغییر دهید و به یاد آورید که خداوند بخشنده است و شما ارزشمندید.

کلید اصلی موفقیت و شاه‌کلید تمام دستاوردها، احساس خودارزشی و عزت نفس است. احساس گناه دقیقاً همان موریانه‌ای است که ریشه‌ی این خودارزشی را می‌جود و نابود می‌کند. انسانی که خود را لایق و ارزشمند نداند و مدام در دادگاه ذهنش خود را محاکمه کند، هرگز نمی‌تواند ظرف وجودش را برای دریافت نعمت‌های بی‌پایان الهی آماده کند. ذهنی که مرتبا درگیر خودسرزنشی است، هیچ دسترسی به ایده های ثروت ساز ندارد.

از آن‌جا که هیچ‌کدام از ما باورهای صددرصد خالص نداریم، در نتیجه همیشه در معرضِ خطا، اشتباه و شرایطِ نادلخواه هستیم. اینجاست که نقش حیاتی آگاهی های دوره عزت نفس را برای رفع احساس گناه و خودسرزنشی بهتر می فهمیم. زیرا اگر «سنگربانی به‌نامِ عزت‌نفس» در وجودتان نباشد تا در مواقع بروز خطا و اشتباه، افسارِ ذهن را به‌دست بگیرد، ذهن آن‌چنان نجوایی به‌پا می‌کند و آن‌قدر آن خطاها را در نظرتان بزرگ جلوه می‌دهد و چنان دلایل منطقی برای لایق نبودن شما ردیف می‌کند و چنان باورهای مخرب و ترمزهای قوی می‌سازد که باور می‌کنید از عهده‌ی انجام هیچ کاری برنمی‌آیید!

اینجاست که آن‌همه شور و شوقی که برای رؤیاهایتان داشتید، ناگهان از بین می‌رود. زیرا میانِ خودتان و آن رؤیای زیبا، فرسنگ‌ها فاصله می‌بینید. فاصله‌ای که هیچ‌چیز قادر به پر کردنش نیست به جز ساختن عزت نفس و رسیدن به صلح درونی. به همین دلیل است که تمامِ موفقیت‌های زندگی ما، روی پایه‌ای به‌نام عزت‌نفس بنا می‌شود.

آموزه های دوره احساس لیاقت، تماما بر این اصل استوار است که: شما زمانی می‌توانید جهان بیرونتان را تغییر دهید که دنیای درونتان را سرشار از در صلح بودن با خود کنید و از درون به احساس خودارزشمندی برسید. تنها با انجام تمرینات عملی و تغییر بنیادین در باورهایتان است که نتایج ملموس پدیدار می‌شود؛ زیرا دانستنِ تنها، کافی نیست؛ باید به آنچه می‌آموزیم ایمان داشته باشیم و عمل کنیم تا عزت نفس ما ساخته شود.

انجام تمرینات دوره احساس لیاقت، باورهای قدرتمندکننده‌ای در وجود شما می‌سازد و نتایجی را وارد زندگی‌تان می‌کند که ناکامی‌های تمامِ سال‌های گذشته، جبران می‌شود. آن‌وقت، تفاوتِ زندگیِ بدون احساس لیاقت و با احساس لیاقت را به‌وضوح احساس خواهید کرد.

احساس لیاقت، انتخاب‌های آینده‌تان را در هر جنبه از زندگی تغییر می‌دهد؛ از رشته‌ای که برای تحصیل انتخاب می‌کنید، همسری که برمی‌گزینید، روابطت، شغل و حتی نوع رفتار دیگران با شما و میزان محبوبیتی که دارید و… پس خیلی فرق می‌کند اهداف زندگی‌تان را بعد از ساختنِ احساس لیاقت مشخص کنید یا قبل از آن!

تفاوت تجربه شما از کیفیت زندگی، بدون احساس لیاقت و با احساس لیاقت، از زمین تا آسمان متفاوت است. بنابراین، ارزشش را دارد که برای ساختن احساس لیاقت خود وقت بگذارید و این «جهاد اکبر» را برای ساختن آن از ریشه آغاز کنید. زیرا جهان، همیشه در برابر چنین حدی از احساس لیاقت، فقط کرنش می‌کند و چاره‌ای جز آوردن بهترین‌ کیفیت، به شرایط زندگی شما ندارد.

نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

6025 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 608 روز

    سلام به استاد عزیز و اعضای محترم سایت

    روز شمار تحول زندگی من – روز اول

    احساس گناه و عذاب وجدان واقعا اصلی ترین پاشنه آشیل منه…

    من از وقتی یادم میاد همیشه استرس داشتم که کسی ازم ناراحت نشه و دلخوری پیش نیاد و اگه حس میکردم به کسی کوچکترین آسیبی زدم با حرف و رفتارم کلییییی معذرت خواهی و ببخشید میگفتم و سعی می کردم جبران کنم…بماند که خیلی وقتها الکی معذرت خواهی میکنم و ببخشید ببخشید میگم!

    همیشه عذاب وجدان داشتم …احساس گناه شدید

    و خب قطعا اینها ریشه در نوع تربیت و فرهنگی داشت که توش بزرگ شده بودم و دختر خوب دختری بود که حرف گوش کن باشه و همه دوستش داشته باشن و یوخ روی حرف بزرگ‌ترش حرف نزنه!

    و این باورها چنان در من عمیق بود که تبدیل شده بود به شرک …شرک واقعا بلای هانمان سوزیه

    تمام ارزش و اعتبار خودم رو در تعریف و تمجید بقیه می دیدم…هرکار میکردم که بقیه تحسینم کنند…و اگه بقیه مسخرم می کردن یا تاییدم نمی کردن احساس بی ارزشی شدید می کردم

    مخصوصا پدر و مادرم…نظر اونها هنوزم که هنوزه و من 31 سالمه از نظر خودم و همه مهمتره برام و خودم می‌دونم چه نفوذی روی من دارن…اونم از باورهای بچگی هست که همیشه و همه جا گفته بودن باید حرف پدر و مادرتون رو بدون هیچ چون و چرایی قبول کنیم…

    من بعد ازدواج اولین بار تو خانواده همسرم دیدم که بچه ها به راحتی مخالفت میکنن با پدر و مادرشان و هیچی هم نمیشه! و ترسی از ناراحت شدن اونها ندارن و اونها هم اتفاقا خیلی ناراحت نمیشن…

    امیدوارم به یاری خدا بتونم این شرک هام رو از بین ببرم

    *-منطق هایی که کمکم می‌کنه احساس گناه نداشته باشم:

    1- وجدان و احساس گناه، زاده فرهنگی هست که توش زندگی میکنیم و اگه تو جامعه دیگه ای باشیم درمورد خیلی چیزها احساس گناه نداریم

    2- ما در جهان فرکانسی زندگی می کنیم و توانایی ضربه زدن و ظلم به کسی رو نداریم و زمانی که به دیگران بدی میکنیم در حقیقت به خودمان بدی می کنیم نه به اون فرد

    3- خداوند عاشق ماست و به راحتی از خطا های ما در میگذره و فقط شرک رو به هیچ وجههه نمی‌بخشه

    4- در جهان مادی هیچ کمالی وجود نداره و ما آدمها لاجرم خطا میکنیم و با اشتباهاتمون تکامل پیدا می کنیم و پیشرفت می کنیم

    5- طبق قانون (احساس خوب= اتفاقات خوب و احساس بد= اتفاقات بد) با احساس گناه و حال بد صرفا اتفاقات از همون جنس رو جذب میکنیم و همون اشتباه رو تکرار میکنیم

    خدایا کمکم کن در این راه ثابت قدم بمونم

    ممنونم از آگاهی هاتون استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین که در عمل بهبودگرایی رو به ما یاد میدین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    آرمین نصرالله خانی گفته:
    مدت عضویت: 1327 روز

    به نام خداوندبخشنده مهربان. روزشمار تحول زندگی من:روزاول💗. احساسات خوب=اتفاقات خوب. احساس گناه=احساس عذاب وجدان=اتفاقات بد.باورها کلی تر٬جامع ترند٬فندانسیون هایی هستند که روی آنها میتوان هزارهزار خواسته روقراربدیم منظور اینه ما وقتی که به یه ماشین خاص یا خونه ی خاص فکرمکنیم دقیقا اون ماشین یا خونه وارد زندگی ما نمیشه بلکه ما اگه باور داشته باشیم که ما لیاقت اون خونه یا اون ماشین رو داریم٬یا میتونیم اون خونه یا ماشین رو داشته باشیم ولایق داشتن بهترین ها هستیم این باورها باعث میشن که ما خواسته هامون وارد زندگیمون بشن.به خاطر همین احساس لیاقت ازیک باور کلی نشأت میگیره که ما به وسیله اون میتونیم هزاران هزار خواسته رو قرار بدیم.من مسئول ساختن زندگی خودم هستم من نمی تونم سرنوشت کسی رو تغییر بدم.من مسئول اتفاقات زندگی دیگران نیستم وهیچکس مسئول وعامل بوجود آوردن اتفاقات من نیست.من نمیتونم به کسی ظلم کنم وکسی نمیتونه به من ظلم کنه اگه کسی هم وارد زندگی من میشه قدرتی نداره که به من ظلم کنه من خودم به خودم دارم ظلم میکنم.همه جهان تحت قدرت واراده خداونده وخداوند برکل جهان محیطه وفقط داره به فرکانسهای من واکنش نشون میده٬همه اون افراد شرایط وایده ها واتفاقاتی که وارد زندگی من میشه همشون خداونده که داره هم تراز وهم مداربافرکانسهای من میان تو زندگیم .من مسئول مرگ پدرومادرم نیستم من مسئول مرگ برادرم نیستم٬من نباید عذاب وجدان این روداشته باشم که چرا بیشتراز پدرومادرم مراقبت نکردم من تلاش خودم روکردم اونا خودشون اون شرایط روبرای خودشون جذب کردند من نباید کل سعی وتلاشم روبزارم به خاطراینکه همه روازخودم راضی نگه دارم تا هیچکس ازدست من ناراحت نشه.من باید ذات خودم روجدا کنم ازرفتارهام ازباورهام من خیلی ارزشمندم.من نه میتونم کسی روخوشبخت کنم ونه کسی میتونه من روخوشبخت کنه هرکسی میتونه با توجهش برای خودش هرچیزی روجذب کنه.من باید اون نگاهی روکه ازخدا به عنوان موجودی که قهرآمیزه قدرتش رو ازذهنم پاک کنم همانطورکه خداوند درقرآن میفرماید مابه اون ها ظلم نکردیم اونا خودشون به خودشون ظلم کردند.من بابت وجود این سامانه دقیق احساسی که در درونم قرار داده سپاسگزارم.من بابت احساس های بدی که دارم سپاسگزارم چون داره به من آلارم میده که دارم ناخواسته جذب میکنم وبه من کمک میکنه تا به فکرچاره ایی باشم برای تغییر کانون توجهم.مانند آمپر بنزین ماشینم که اگه نبود من نمیدونستم که کی بنزینم داره تموم میشه ویه جا ممکن بود که ماشینم بنزینش تموم بشه ومن تو دردسربمونم ولی قبل ازاین اتفاق من بوسیله آمپر ازاین قضیه خبردارمیشم وسریع به فکرچاره ایی براش می افتم.من بابت احساس درد سپاسگزارم بابت احساس تب سپاسگزارم چون به من خبر از وجودیک مشکل وعفونت دربدنم میدن که من برم وبراش راه حل پیداکنن ودرمانش کنم تا حالم دوباره خوب بشه.من بابت احساس گناه سپاسگزارم چون به من داره خبرمیده که اون افکاری که تو ذهنم هست باعث جذب اتفاقاتی میشه که من به احساس کم ارزشی وگناه بیشتر میده وبه من میگه اگه میخوای این اتفاق برات نیافته کانون توجهت رو آگاهانه ببر روی احساس خودارزشی ولیاقت که اون احساس خوب به من خبرمیده آفرین داری مثل من که روحتم وازجنس خدام فکرمیکنی وداری خواسته هات روجذب میکنی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    محسن عباسی گفته:
    مدت عضویت: 482 روز

    بنام رب العالمین

    یارب العالمین من با قلبی پاک وباذهنی پاک با روحی پاک وآرام باتمام سلول های وجودم بسوی توآمدم وخودم را تسلیم تو کردم تا رستگارو خوشبخت درهردوجهان وعزیزومحبوب تو باشم الله جانم من ازتو سپاسگزارم وازتو میخواهم که مراهدایت کنی به مسیر توحیدی ونعمتهای که بربندگان صالح ات عنایت کردی

    اعتراف میکنم دراین مسیر مقدس توحیدی هیچی نیستم وهیچی نمدونم وهیچی ندارم هرچه دارم ازآن توست وازتو هرخیری که بمن برسد فقیرم ونیازمند الهی شکرت

    سلام براستاد توحیدی عباس منش وخانم شایسته زیبا وخوش چهره مهربان

    روز شمار تحول زندگی من، روز اول:

    امروز که این متن را مینویسم درست درهمین ماه سال قبل دوره مقدس 12 قدم را شروع کردم وهیچی درمورد تغییر نداشتم

    وامروز درحال این دوره زیبا را تمام کردم واززمانیکه این دوره را شروع کردم هرروزاحساسم خوب خوب بود وامیدم به الله که قبلاااا اصلا نمیشناختم صدها برابر شده اما ازنظر وردی مالی هنوز به نتایجی نرسیدم ازروزی که متوجه شدم باید تغییر کنم وازجامعه خودم دور کنم هرروز فایل های استاد درگوشم بود وامروز میخواهم موردی راکه درذهنم بوجودامده ردپاازخودم بگذارم که ان شاالله جای پایی برای دوستان دیگر باشد آمین

    من همزمان با دوره 12 قدم قرآن هم میخواندم فقط فارسی شو ویکم درمورد آن فکر میکردم وحرف های استاد را با قرآن تطبیق میدادم خیلی جاها که استاد حرف میزدنند اخرش ازقران مثال میاوردند خیلی زود درک میکردم تا این که از حرف های استاد متوجه شدم من با ابرهیم ومحمد برای خدا هیچ فرقی نداریم پیامبران خدارا انتخاب کردندونزدالله عزیزشدند.

    درحین کارکردن روی دوره ها استاد بیشتر از توحید حرف میزد وبرام خیلی این نکته مهم بود تا پیدا کنم چه میگوید تا این یکم متوجه شدم اگه من هم روی خودم کار کنم میتوانم مثل پیامبران نزدالله عزیزباشم اما چگونه ……؟

    روی این موضوع کار میکردم واز خدا کمک خواستم که چطور باید عزیزخدا باشم وچطور این همه استاد درزندگی موفق شده چگونه اتفاق می افته وخیلی جالبه… هم درقران وهم درحرف های استاد بیشتر روی الهامات گفته میشد اگه الهامات برقلبت نازل بشه زندگیت دیگرگون میشه وبرنامه ریز زندگیت الله یکتا میشود بشرط تسلیم بودن کامل وبه قول استاد باید چشم بگی وهیچ……..

    چندروز پیش این موردرا ازخدا خواستم که چرا من که بنده اوهستم همچنین حسی درقلبم وجود ندارد ومیگفتم خداوند برای من الهامی صادر نمیکند اما متوجه شدم خداوند برای همه بندگانش الهامات رو میفرسته گیرنده من اشکال داردوروی این گیرنده باید کارکنم که الهامت رادریافت کنم

    هدایت شدم به کامنت یکی ازدوستان که باید سفرنامه شروع کنی وامروز اولین روز سفرنامه من هست واین فایل شروع کردم به گوش دادن وانجام حرف های گفته شده تا ان شاالله من هم باالهامات الله یکتا ابراهیم باشم

    الهی آمین

    ویک مورد دگرکه میخوام بگم من این دوره ها را برای ثروت مندشدن وداشتن رابطه خوب با افرادخریده بودم واصلا درمورد توحید هیچی نمیدونستم که من هم الان متوجه شدم که دیگر به ثروت وهیچی دراین دنیا نمیخواهم تواگه خدا را داشته باشی همه چی داری وچندروزه یاد این متن زیبایی یکی ازدوستان بهشتی افتادم که خالی ازلطف نباشد دوباره اینجا بگذارم ودوستانم دوباره بخوانند

    (( خداوند در نسیمی ست که می وزد،خداوند پروانه ای ست که در باد میرقصد ،خداوند قلمی ست که عشق را می نویسد، خداوند سراسر زیبایست و عشق ست، خداوند در قلبیست که عشق می ورزد، خداوند طلوع خورشید است، خداوند نور آسمان ها و زمین است، من دستان خداوند هستم که می نویسد ،و زبان خداوند هستم که سخن می گوید، قلب خداوند هستم که عشق می پراکند ،من دستان سخاوتمندانه خدا هستم که می بخشد، این خداست که در قلب من تجلی یافته.

    آمده بودم میلیارد شوم عاشق و سر گشته کویت شدم

    آمده بودم تا اسرار ثروت را بیاموزم،قرآن در دستانم قراردادی گفتی بخوان، کلید گنج های زمین و آسمان را در درون کتاب خواهی یافت .

    بخوان اما با قلبت نه با ذهنت، گفتی بخوان و به دستوراتش عمل کن .

    دستورالعمل ثروت و خوشبختی ات در تمام جنبه های زندگی در این کتاب نگاشته شده است. این کتاب یک گنج نامه است. اما باید رمز گشایی کنی تا مسیر گنج ها بر تو آشکار شود.باید قلبت را پاک کنی از هر احساس ناروا.

    خواندم تورا و اجابت کردی من را ( عداونی استجب لکم)

    تو حکمت را بر قلبم جاری کردی.گفتی از توحید و یکتا پرستی شروع کن، از ابراهیم شروع کن.

    شناخت ابراهیم یعنی شناخت اسلام حقیقی .

    معنای بت شکنی ابراهیم چه بوده است؟ ابراهیم بنیان گذار نهضتی ست که می خواهد بشریت را نجات دهد. افتخار پیامبر اسلام انتساب به مذهب ابراهیم است .

    ابراهیم حنیف

    بت پرستی:پرستش مجسمه ی با یاقوت و سنگ نیست .بت پرستی توجیح وضعیت اجتماعی اسف بار کنونیت و نسبت دادن آن به معشیت الهی ست به تقدیر و سر نوشت است.

    بت پرستی قدرت دادن به شیطان و هر عامل بیرونی است. برای تاثیر به زندگیت، بت پرستی پذیرفتن نیرویی به نام شر است که زندگی تورا احاطه کرده و قدرت خلق زندگی را از تو سلب کرده است.

    بت پرستی و شرک یعنی قدرت دادن به هرکسی و هر چیزی غیر از خدا برای تاثیر در زندگیت .

    توحید و یکتا پرستی، یعنی اینکه همه ما یک رب واحد داریم، یعنی همه ما به یک اندازه به خداوند نزدیک هستیم، یعنی همه مابرابریم، همه ما به یک اندازه به منبع الهی دسترسی داریم، یعنی همه ما به یک اندازه به قدرت الهی دسترسی داریم، یعنی همه ما یک خدا داریم، همه ما یکی هستیم .

    تفاوت انسان ها به دلیل تفاوت باورهای آنها نسبت به قدرت خداوند است .

    آرامش واقعی یعنی با خدا بودن یعنی فهمیدن یکتا پرستی و اجرا کردن این قوانین))

    و مورد دیگرکه امدم بودم این متن را بنویسم وردپابگذارم این بود که دیروز (1404/11/17)تولدم بود وچقدر باذوق شوق برای خودم تولد گرفتم و عصر برای خودم کیک تولد و شمع های زیبا وکادو برای خودم خریدم که چقدر خانواده ام ازاین که برای خودم ارزش قایل شدم تعجب میکردند وخیلی خوشحال شدن وچقدر تولدم را تبریک گفتند درحالی قبلااا برای خودم ارزشی قایل نبودم ویک نکته خیلی جالب که خواستم اینجا بگم من همسرم دانشجویی کارشناسی ارشد حوزه وی است وچون دیروز من زندگی فایل استاد عرشیان نگاه کردم بودم وخیلی تحسینش کردم وحالمون عالی بودگفتم ازاین فرصت استفاده کنم وفایل که حال روز من بهترکرده برلی همسرم بگذارم وببنید تا شاید اونم هم به این فرکانس بکشونم باوجود اینکه قانون را میدانستم خواستم ببینم چه اتفاقی میافتد وجالبه فایل را برایش گذاشتم وایشون سرگرم با گوشی خودش شد ومن هم فایل رو ادامه ندادم وخاموش کردم واین رو خواستم اینجا بنویسم برای یااوری خودم وجای پای برای دیگران که ما هیچ قدرتی درتغییر دیگران نداریم

    خیلی خوشحالم دراین سایت بهشتی هستم و به خودم وخدای خودم تعهد دادم با افتخار و دراین مسیربمانم ودراین مسیر مقدس بمیرم

    الهی آمین

    آروزی خوشبختی برای همه مردم جهان را دارم

    خدانگهدار همه دوستان بهشتی هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      سیده مینا سیدپور گفته:
      مدت عضویت: 1852 روز

      به نام خداوند بخشنده ی مهربان

      سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

      وسلام به شما آقای عباسی عزیز وگرامی.

      چقدر از راز ونیاز و گفتگوی عاشقانه وعارفانتون باخدا توی اول کامتتتون لذت بردم.

      الهی صدهزار مرتبه شکر، که ما هدایت شدیم به شناخت خداوند وقوانین حاکم بر جهانش…

      به قول استادعباسمنش عزیز وقتی کسی آماده دریافت هدایت باشه وقتی کسی آماده باشه تا توحید رو درک کنه و توحیدی زندگی کنه جهان( خداوند) هم از مسیرهای مختلفی هدایتش میکنه تا این امر اتفاق بیفته..

      برای هر کدوم از ماهم سالها طول کشید تا برسیم به سیدحسین عباسمنش وآماده بشیم برای دریافت ودرک این آگاهی ها که در نهایت اصل حرفشون (( توحیدی زندگی )) کردن هست. اصل حرفشون (( یکتاپرست بودن)) هست…

      چون وقتی توحید وایمان ویکتاپرستی آدم در جایگاه درستی قرار گرفته باشه در وجودش ودر زندگیش لاجرم ، ثروت وسلامتی وعزت و شادی و آرامش هم ، همراهش به زندگی و وجود آدم میاد…

      خیلی ها ثروت رو در پول ودارایی ومال زیاد میدونند…اماا

      من به لطف الله بعد کارکرد 12 قدم و حالا بعدیکسال عمل به دوره هم جهت با جریان خداوند در حد خودم ، تونستم به این درک برسم که بزرگترین گنج ودارایی وسرمایه وثروت من، همین حس رضایت از زندگی وبندگی کردن درستم هست.

      اینکه خودم از خودم وخدام ازم راضی باشه..

      اینکه با حس آرامش وامنیت ورضایت درونی والبته سپاسگزاری قلبی بابت داشته هام بابت هر انچه که برای زندگی نیاز دارم ودر اختیارم هست، روزم رو شروع کنم…

      مگه آدم برای زندگی کردن ولذت بردن از زندگی چی نیاز داره؟

      مگه یه آدم چقدر رخت ولباس میخواد؟.

      چندتا وچندمتر سقف بالاسر وجا مکان برای زندگی نیاز داره؟..

      مگه ادمیزاد در طول شبانه روز چقدر خوراک وآب برای خوردن ونوشیدن نیاز داره؟؟؟

      مگه آدم چقدر می تونه در سفر وگردش باشه؟ اصلا گیرم مثل کارتون 80 روز دور دنیا بتونه بره کل دنیارو هم بگرده!! آخرش که چی؟

      وقتی حس رضایت درونی وحس خوشبختی نداشته باشه؟

      وقتی کامنت شمارو خوندم هدایت شدم به دیدن فایل داستان تولد آقای عرشیانفر، سر صبح چقدر قلبم باز شد، چقدر اشک شادی ریختم، چقدر از صمیم قلبم خدا رو بوسیدم ودر آغوش کشیدم و اونجا که گفتند به اون ساربان گفتند ایا در چشم شترهات خدا رو دیدی؟

      واقعا دیوانه شدم…

      من به لطف خدا و آموزشهای ناب استاد عباسمنش عزیز عادتم شده که به خاطر سپاسگزار بودن از همه چیزهایی که چشم ها می بینند وگوشهام میشنوند وقلبم حسشون میکنه، آدم هوشیار وریزبینی شدم در حس ودرک همه ی عالم هستی، حتی به قول آقای عرشیانفر حس ودرکی که در مورد اشیاء بی جان دارم، اینکه اونهارو هم موجود زنده فرض می کنم وازشون تشکر می کنم بابت اینکه دارند بهم خدمت می کنند، بدون چون وچرا…

      مثل همین بالش وپتو وتخت خوابم که هر شب ازشون تشکر می کنم والبته از خداوند ….

      ولی وقتی امروز از طریق شما هدایت شدم به فایل آقای عرشیانفر، حال عجیبی بهم دست داد و دوباره نور الهی شگرفی تمام وجودم رو پر کرد ، دقیقا همون حسی که نیاز داشتم

      ازتون بی نهایت سپاسگزارم وخواستم بگم اگر چه اون فایل روی همسرگرامیتون اثری در ظاهر نذاشت ولی تاثیری که برمن گذاشت خیلی منو دگرگون کرد، منیکه فکر میکردم حتی لحظه ای از یاد ونام خدا وحمد وسپاسش غافل نیستم، ولی امروز فهمیدم که گاهی باز هم طلب کارانه به دنبال برآوردن نیازهایی هستم که شاید بودن یا نبودنشون در زندگیم زیاد حیاتی و واجب نیست، جای اینکه تمرکز کنم روی همین نعمت هایی که الان هستند در خدمت من ، تا من راحت وآسوده فقط برای امروز، خوب بخورم وبپوشم وبخوام وبرقصم و تفریح کنم ولذت ببرم از زندگیم…

      اون چیزهایی که در اختیارم هست تا منه مینا تک وتنها وفارغ از اینکه چه کسی در کنارم هست یا نیست، در این مسیر زندگی لذت ببرم وپیش برم…

      اینکه خودم رو با گذشته خودم مقایسه کنم، نه با دیگران….

      اینکه شکرالله مهربان خداوند لطف کرده تا از جاده جهل ونادانی بیام در مسیر آگاهی وتقوا وتوحید ویکتاپرستی و درست زندگی وبندگی کردن…

      حالا چقدر تونستم موفق باشم باید نگاه به آرامش وحس شادی درونی خودم نگاه کنم…

      حس آرامش وشادی که نه به خاطر وجود افراد ومادیات ودارایی ها و اسم ورسم و …..

      بلکه فقط به خاطر شناخت ودرک ونزدیکی به خالقم در من شکل گرفته…

      اینکه میدونم یه صاحب اختیار قدرتمند دارم که عاشق منه، مالک منه، وهرلحظه داره هدایتم میکنه تا بهتر وراحتر زندگی کنم در دنیایی که از دید 99 درصد مردم پر از ترس و ناامنی و نداری و گرفتاری وبیماری ودرد ورنج هست!!!!!

      من میخوام که دنیای شخصی خودم رو داشته باشم وسعی می کنم که آگاهانه خودم اون دنیا رو داشته باشم، نه اینکه بسازمش، چون اوت دنیای پراز آرامش وشادی وحس خوشبختی هست وجود داره، من باید تلاش کنم خودم رو هر لحظه وهر شبانه روز توی اون دنیا نگهدارم …

      با خوندن قرآن، با نام ویاد خداوند وهدایت ویاری خواستن ازش، با تمرکز روی زیبایی ها، قدردان بودن برای داشته و البته به یاد مرگ بودن، که کمک میکنه این دنیا رو ابدی والبته خیلی جدی نگیرم که بخوام به خودم سخت بگیرم وبهش بچسبم!!!

      اقای عباسی عزیز وگرامی، باز هم ازتون ممنونم بابت کامنت پراز نور الهیتون..

      هر لحظه وهمیشه در پناه امن خدا باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        محسن عباسی گفته:
        مدت عضویت: 482 روز

        بنام الله ایی که درقلبم حضوردارد

        باسلام واحترام به مینا جان عزیز ودوست داشتنی

        چقدر چهره زیبا و مهربان ونورانی داشتید و وجود خداوند درلب های زیبای شما نمایان بود .

        سپاسگزارم خداوندم که بمن نوشتن اموخت تا باکلاممم بر قلب مهربان دختری زیبا بنشید وچقدر خوشحال شدم وبا پاسخ دادن به کامنتم چراغ ابی صفحه منو روشن کردید وازخداوند میخوام چراغ قلبتون همیشه به نور الله جانم روشن تر باشه

        الهی آمین

        قبل پاسخ دادن به کامنت زیبایی شما پرفایل زیبا وتاثیرگذار شما رو مطالعه کردم چقدر تحسینتون کردم واقعاااا آفرین به شما دختر زیبا وتوحیدی و عزیزکرده الله مهربانم

        آفرین آفرین خداروشکر که همچنین عزیزکرده های پرورش داده تا جهان رو زیباتر کنند برای زیبا زیستن…….

        مینا عزیز بقول استاد عزیزمم عباس منش کل قرآن بخواهیم جمع کنیم فقط یه کلمه میشه ازش بیرون دربیاریم اونم توحیده توحید…..

        وحتی کل فایل های استاد روهم بخواهیم جمع کنیم ایشونم به توحید اشاره میکنند من دراویل اصلااا اینو متوجه نمیشدم فقط ثروت ارامش وخیلی چیزهای مادی رو میخواستم اما الان فقط فکر ذهنم برای توحید گذاشتم چون اگه بقول استاد عزیزهرموقع میخواهیم بیرون برویم به مسیریاب هااعتمادمیکنیم تا مارو به مقصد برسونند

        چنددرصد هم به خدا اعتماد کنیم ماهم مثل پیامبران براش عزیزمیشیم وبه مقصدمیرسونه وهم دراین دنیا وهم آخرت به هرچیزی که بخوایم مثل استاد برامون برآورده میکنه……

        وجالبه اونم براحتی وآسانی وهرچیزی رو بخواهیم تو این دنیا داشته باشیم نیاز نیست درخواست کنیم خودش لاجرممممم برامون آماده میشه من هنوز زیاد به این درک نرسیدم اما وقتی زندگی استاد وپیامبران مطالعه میکنیم فقط ردپایی الله رو میببینم همین……

        ان شاالله که شما وخودم وهمه دوستانی که دنبال توحید هستنددراین مسیر زیبا تا روزی که هستیم بمونیم

        الهی آمین

        من از زمانی که داخل این مسیر زیبا وارد شدم که حدودا(18ماهه) چنان به آرامش وهمیشه درصلح رسیدم که تا بحال دردوران جهالتم همچنین حسی نداشتم

        اما این لذت ناب آرامش یه چیز دیگس .

        من خودم رو پیدا کردم .من حال خوب دلم رو پیدا کردم .من با خودم و خدای خودم در صلح و دوستی به سر میبریم

        دلم میخواد ساعتها تنها باشم و با خودم کیف کنم .متاسفانه قبلاااا وابسته همسری بودم که بعدهاااا به تضاد خوردم والان مثل علی بی غمممم شدم وهمیشه بخودممم میگم یا همسرممم تغییر میده برام یا ازم جدا میکنه

        قبلااااا از جداییی و طلاق بخاطر حرف مردم وبچه هامممم بخوام بگممممم شرک داشتم

        اماااا الان با لذت زندگی میکنم باور کنید اگه من جهنممم باشم فقط تلاش میکنم به زیبایی اونجا تمرکز کنمم

        دیگه توجه و تایید دیگران برام مهم نیست .

        با کوچکترین چیزی شاد میشم .

        به سختی ناراحت میشم .

        بی توقع تر شدم .

        انتقاد کمتر میکنم .

        نکات مثبت هر چیزی یا کسی برام به راحتی بلد میشه .

        زندگی رو راحت و آسون میگیرم .

        فراوانی رو خوب میبینم .

        شکر گزارتر شدم .

        به خدا که چرخ زندگیم روانتر شده .

        الان تمرین میکنم

        صبح ها وقتی چشمممم باز میکنم اول بخداااا صبح خیررر بگم اگه یه روز بمیرممم

        یادم بمونه صبح بخیررر بگم بخدااااا

        و امیدوار زندگی میکنم و این برای من از هر چیزی با ارزشتر که امیدم به روزهای عالیتر ,امیدم به فردایی بهتر از امروز ,امیدم به رسیدن به هدفهام من رو هر روز پر انرژی و شاداب میکنه .

        وقتی تمرکزم روی نکات خوب هر چیزی باشه .خود به خود هدایت میشم به مسیری که در آن اتفاقات خوب برام میوفته و احساس خوبی داشته میشم .

        خلاصه از شما دختررر زیبا سپاسگزارم ومجداااخیلی خوشحالم کردید که با ارسال کامنت زیبا ومعنویتون حال دلم عالی ترکردید

        از الله عزیزمممم سپاسگزارم که هردومو دریک مدار زیبا قرار دادتا پیام توحیدی رو بمن برسونید

        میناجان درپناه الله مهربان وآرزوی خوشبختی درکنار پسرگلت

        آرزوی ثروت خوشبختی سلامتی زندگی عاشقانه براتون امیدوارممممم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    عطیه نقدی گفته:
    مدت عضویت: 351 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استادمنش عزیز وخانم شایسته مهربان

    خدا رو هزاربار شکر بابت تعهدی که امروز به خودم دادم برای شروع به گوش دادن از اول روزشمار تحول زندگی

    0

    0

    این روزها و حوادثی که اتفاق افتاده در ایران

    هرلحظه چهره های سرشناس در استوریهای اینستا یا توئیتهاش می نویسن اگر شماغمگین هستین اگه اشکاتون سرازیر میشه افسرده هستین تبریک می گیم شما انسان هستید ومدام جامعه ومردم به هم القا می کنن اگه ناراحت وغمگین نیستین شما خالی از احساسات وقلب هستین

    0

    0

    درحالیکه من خودآگاه ، ذهنم و از جریانات اخیر منحرف کردم وحتی ی صحنه تظاهرات و اعتشاشات و ترورها رو ندیدم

    و غمگین نیستم و بیشتر انگیزه گرفتم برای تغییر شرایط زندگیم و خودشناسیم

    وبیشتر وقت خودم ومعطوف کردم به جلسات استاد ، خوندن کامتها وکامنت گذاشتن وتمرکز بر روی تابلوهای گلبرگم

    0

    0

    وخیلی قلبم آروم تره به برنامه ریزی پروردگار واین جمله

    الخیر وفی ماوقع

    از دوستان واطرافیانم کناره گرفتم ویکه وتنهاشدم

    واز این تنهایی خودآگاهانه لذت می برم

    در صورتیکه قبلا ترس کمبود از دست دادن دوستان وخانواده رو داشتم واحساسات ونظراتم و قایم می کردم .

    0

    0

    به لطف پروردگارم وآموزه های استاد الان آروم تر وشادتر درصورتی که تک وتنها هستم

    ولی توکلم به خداوند بیشتر وبیشتر شده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    Geloria گفته:
    مدت عضویت: 787 روز

    سلام سلام

    چند وقتی بود حال روحیم خوب نبود و هر روز مدام گریه می‌کردم آنقدر از خدا خواستم کمکم کنه که الهامی دورنم اومد که برو از اول روز شمار تحول زندگی من رو گوش بده ولی اینبار متفاوت از

    سری های قبل .بهم گفت یک دفتر جدید و نو بردار و هر فایل رو کامل بنویس بعدش برو 10 صفحه و حتی بیشتر از کامنت دوستان به ترتیب تاریخ و به ترتیب امتیاز رو بخون و نکاتش رو یادداشت کن یعنی در مجموع حداقل 20صفحه . و من از این هدایت آنقدر احساس راحتی و شعف و سبکبالی دارم که اصلا نمیتونم توصیف کنم حالم رو که چقدر آزاد و رها هستم.

    من قبلاً 2بار شروع کردم فایل های روز شمار تحول زندگی من رو گوش دادم ولی هر بار از وسط‌هاش رها کردم و ادامه ندادم و اصلا نمی‌نوشتم و فقط سرسری گوش می‌کردم و سری دوم شروع کردم کامنت خواندن اونم سرسری. ولی این بار این الهام که بهم شد و حس بعدش که خیلی ناب و سبک و خاص بود با خودم عهد بستم و اول دفترم نوشتم باید این 7فصل رو تموم کنی چون احساس می‌کنم قرار بعدش اتفاقات و تغییرات خاص و بزرگی در من و زندگیم ایجاد بشه و از همین حالا دارم حس می‌کنم چون واقعا حال دلم بعد از چند ماه خوب شده.

    البته این چند روز هم فقطططط فایل‌های نشانه امروز و گوش دادم و کامنت خوندم و حالم خیلی خوب شد.

    خدایا شکرت که من رو با استاد آشنا کردی و این سایت. هیچ سایت و استادی این مدلی انرژی خوب و حال خوب بهم نمی‌ده و من رو به خدا و زندگی امیدوار نمیکنه.

    هر جا کم میارم وقتی میام اینجا و فایل گوش میدم و کامنت میخونم انگار مجدد به دنیا میام .

    یک تجربه جالب از همین چند روز پیش که پدرم چندصدمیلیون طلا خرید و اشتباهی مبلغ بالایی رو به حساب شخص دیگه واریز کرد وای شما تصور کنید خونه ما چه خبر بود از یک طرف برادرم و از یک طرف پدرم . من فقط بهشون گفتم نگران نباشید و فردا بانک می‌رید و با اون شخص تماس می‌گیرد و پول برگشت داده می‌شود. این وسط برادرم که سناریویی نوشت از ندادن پول و منم گفتم اینطوری نیست من رو مسخره کرد که تو الکی خوشبینی. ولی من امیدم به خدا بود و میدونستم جهان قانون داره و فرداش طرف خیلی راحت پول رو برگردون.

    باشد که همگی رستگار شویم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    سپیده حیدری گفته:
    مدت عضویت: 62 روز

    به نام خدای مهربانی ها

    سلام به استاد عباس منش عزبزم و مریم جان

    روز شمار تحول زندگی من، روز اول:

    استاد عزیزم من این فایل شما رو با اکانت قبلیم بارها گوش دادم،اون موقع غرق در احساس گناه و عذاب وجدان بودم، بار سنگینی روی شونه هام بود، هر شب با عذاب و ناراحتی زیاد به خواب میرفتم به امید اینکه فردا روز بهتریه ولی امان از ندانستن قانون های خداوند، فردا بدتر از دیروز میشد و همیشه این سوال من بود که چرا اینطور میشه؟ من که میخوام آدم بهتری بشم، من که میخوام بهترین خودم باشم…..

    تا زمانیکه من به سایت و این فایل شما هدایت شدم، فهمیدم که من با توجه به شرایط نادلخواه و به گفته شما در این فایل “با ماندن در احساس گناه” به جای اینکه اون کار رو دیگه تکرار نکنم در واقع شرایط نادلخواه رو دوباره خلق میکنم….

    ابتدا قبول کردن این واقعیت برام دشوار بود ولی وقتی تو تجربه هام دقت کردم، دیدم روزی که “احساس گناه” خیلی زیادی داشتم شرایط بدتر بوده و روزی که “حسم خوب” بود اوضاع آروم پیش رفته…

    نمی تونم بگم خودم رو بخشیدم چون این احساس گناه من در رابطه با فرزندم هست و منی که فکرمیکردم زمانیکه بچه دار بشم ،بهترین مادر دنیا میشم،شدم یه مادر ناآگاه و ترسو به خاطر حرف و نگاه مردم…

    ولی با بارها و بارها گوش دادن به این فایل تصمیم گرفتم این بار سنگین رو”احساس گناه” که جز تجربه های بد چیزی برامون نداره بزارم زمین، به درگاه خداوند توبه کنم،آرامشم رو حفظ کنم، چون اینطوری میتونم بقیه عمرم رو مادر بهتری باشم و انصافاً هم من تلاشم رو کردم و هم خداوند خیلی کمکم کردند….

    و آرامشی که در پی این تصمیم به دست آوردم، اولین و بزرگترین نشانه و نتیجه من از سایت عباس منش هست…

    استاد عزیزم، من این گفته شما رو با گوشت و استخوان زندگی کردم که گفتید”شما هیچ قدرتی در تغییر زندگی یک نفر ندارید، هر چقدر که من تلاش کردم کسی رو تغییر بدم خودم بیشتر از صراط مستقیم دور شدم و به این نتیجه رسیدم که هر چقدر خودم درست باشم و خودم رو تغییر و بهبود ببخشم بیشتر روی عزیزانم تاثیر دارم…

    اول از معبودم و بعدش از شما استاد عزیزم و مریم نازنینم سپاسگزارم که من رو از خواب غفلت بیدار کردید♡

    به امید هدایت بیشتر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    سپیده حیدری گفته:
    مدت عضویت: 62 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عباس منش عزبزم و مریم جان

    روز شمار تحول زندگی من، روز اول:

    استاد عزیزم من این فایل شما رو با اکانت قبلیم بارها گوش دادم،اون موقع غرق در احساس گناه و عذاب وجدان بودم، بار سنگینی روی شونه هام بود، هر شب با عذاب و ناراحتی زیاد به خواب میرفتم به امید اینکه فردا روز بهتریه ولی امان از ندانستن قانون های خداوند، فردا بدتر از دیروز میشد و همیشه این سوال من بود که چرا اینطور میشه؟ من که میخوام آدم بهتری بشم، من که میخوام بهترین خودم باشم…..

    تا زمانیکه من به سایت و این فایل شما هدایت شدم، فهمیدم که من با توجه به شرایط نادلخواه و به گفته شما در این فایل “با ماندن در احساس گناه” به جای اینکه اون کار رو دیگه تکرار نکنم در واقع شرایط نادلخواه رو دوباره خلق میکنم….

    ابتدا قبول کردن این واقعیت برام دشوار بود ولی وقتی تو تجربه هام دقت کردم، دیدم روزی که احساس گناه خیلی زیادی داشتم شرایط بدتر بوده و روزی که حسم خوب بود اوضاع آروم پیش رفته…

    نمی تونم بگم خودم رو بخشیدم چون این احساس گناه من در رابطه با فرزندم هست و منی که فکرمیکردم زمانیکه بچه دار بشم،بهترین و این اولین نشانه و نتیجه من از سایت عباس منش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    فرهاد قجری گفته:
    مدت عضویت: 58 روز

    به نام خدایی که این گونه بی منت عاشق بنده های خودشه واز هر راهی فقط دنبال خیر رسوندن به بندهاشه.ودنیارو پر از این گنجینه ها آفریده

    دامن گردون پر از در است و مروارید و لعل

    می‌دوانند جانب دریای تو دریای تو

    استاد چقدر عالی مسائل رو باز میکنید واقعا ازت ممنونم مشکل خیلی از ماها همینه که باورسازی رو بلد نیستیم و برای رشد کردن در این راه پر پیچ وخم احتیاج مبرم داریم به شناخت سیستم .وراه نجاتمون جز شناخت و درک قوانین الهی نیست.

    چیزی که متوجه شدم اینه که.

    وقتی احساس گناه سراغم میاد به نکات مثبتی که شما فرمودید توجه کنم هر احساس گناهی رو از خودم دور کنم و سریعا سعی در فرستادن فرکانساهی مثبت به جهان رو پیش بگیرم و از اتفاق های مخرب بعدی جلوگیری کنم .وبرای این کار باید اول بتونم خودم رو متقاعد کنم.واین دلایل خیلی عالی و راهکارهای کاملا موثر هستند.

    اولا که احساس گناه و عذاب وجدان اصلا برای ما وجود نداره و در رسم روسومات و تفکر هر قومیت و هر نقطه جغرافیایی متفاوت هستش.

    دوم این که خداوند اینقدر عاشق ما هستش و بخشنده هستش که به جز شرک هرگناهی رو میبخشه و از خطاهای ما میگذره.وپیامران بزرگ خداوند هم اشتباهاتی داشتن.

    سوم اینکه خداوند چنان عدالتی داره که ما قدرت ضربه زدن به کسی رو نداریم وبالعکس.که موجب عذاب وجدان یا احساس گناه بشه.چون اشتباهات من به جز خودم رو هیچ کسی تاثیری نداره.واگه هرکس باورش این باشه که تا خودش نخواد هیچ اتفاق بد یا خوبی براش نمیافته مطمعا اون اتفاق براش رخ نمیده..واین یعنی عدالت محض خداوند.پس من مسولیتی درقبال دیگران ندارم و هیچ قدرتی درتعغیر یا تخریب اونا نمیتونم داشته باشم.

    دلیل بعدی اینکه اشتباهات من جز زندگی من هستش و اگه نباشن و آزمون و خطایی وجود نداشته باشه هیچ درسی وجود نداره و این اشتباهات ما هستند که باعث پیشرفت جهان میشن و باید از این اتفاقات ممنون باشیم

    واینکه هیچ نابود شدنی وجود نداره و همه از خداییم وبه سوی خدامیریم همین .

    و درک این قوانین باعث ارامش و هماهنگی ما میشه باخداوندی که عاشق ماست و ازرگ گردن به ما نزدیک تر هستش.واین راه رو برای پیشرفت ما وبرای رسیدن به خودش در جلوی راه ماگذاشته.

    ودر کل هر اتفاقی که میافته شاید به نظر ما بد باشه ولی در اصل چیزی به جز خیر نیست وهمه بهانه ای هست برای رسیدن به خداوند و وقتی این قوانین درک بشه خداوند هر خیری رو به طرف ما سرازیر میکنه.چون سیستم جهان همینه. واین عدالت سیستمی خداوند برای من شیرینترین چیزی هستش که در جهان وجود داره.که هیچ تبعیضی در دنیا وجود نداره و همه و همه میتونن هدایت بشن

    .وای خدا عاشقتم شکر شکر شکر.

    وازشما استاد عزیز کمال تشکررو دارم که این قوانین رو از زیر اقیانوسهاو پس باورهای ذهنی ما همچون در صید میکنین و میارین بیرون

    در پناه حق شاد باشین وهمیشه بدرخشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    روژان نظرپور گفته:
    مدت عضویت: 958 روز

    به نام ایزد منان

    روزشمارِ تحول زندگی من: روز اول

    درود به استاد عزیز و مریم خانوم مهربان

    خداروشکر میکنم بابت هدایت به این گام به امید پروردگار یکتا ثابت قدم باشم در این مسیر

    با شنیدن این فایل من متوجه شدم احساس گناه که استاد مثال زدن و من ندارم خداروشکر و بابت یسری چیزا ک فرهنگ و پیشینیان ما بهمون خوراندن من از اول قبول نداشتم و حس بد ب خودم راه ندادم ولی نکات خیلی خیلی مهم عالی از این فایل بی نظیر یاد گرفتم .

    همونطور که استاد گفتند ما انسانها افکار گونانی داریم در طول روز و اکثرشون پوچ و بیهود هستند و ما باید روی ذهنمون کار کنیم تا بتونیم از قدرتی که خداوند بهمون داده برای بهبود شرایط و زندگیمون استفاده بکنیم.

    ما انسانها هر لحظه درحال فرستادن فرکانس به جهان هستی هستیم و این جهان اینه درون و افکار و عقاید و باورهای ماست . ما باید از نتیجه ی زندگیمون بفهمیم این باورها و افکار در راستای خوبی و پیشرفت هستند یا خیر. اگه ما حالمون خوبه و چرخ زندگیمون روانه یعنی در فرکانس خوب قرار گرفتیم و برعکس.

    خداوند قدرت خلق زندگی خودمون به خودمون داده و قدرت خلق کردن در بستر افکار و باورهای ماست . ما باید همیشه افکار و باورهامون زیر و رو کنیم ، روی ذهنمون کار کنیم ، با تمرین ، با نوشتن، با خودمون صحبت کردن درمورد این مسائل تا شیوه فکر کردن و عمل کردنمون به مرور تغییر بکنه. چون ما آدم ها هر لحظه داریم به جهان هستی فرکانس میفرستیم و عشق ورزیدن خودش حس و حال خوبه باعث ایجاد اتفاقات خوب در زندگی ما میشه برای همین همیشه استاد تاکید میکنن احساس خوب = با اتفاقات خوب خب حالا شما در نظر بگیرید این احساس خوب در تمام جنبه های زندگیمون اعمال کنیم چه شود نتیجه…

    ما فقط قدرت خلق زندگی خودمون داریم یعنی نمیتونیم به کسی اسیب بزنیم یا کمک کنیم . اگه من به کسی کمک مالی و.. بکنم دراصل به خودم کمک کردم یا اگه بخوام به کسی بدی بکنم دراصل به خودم بدی کردم.

    بهترین راه برای رسیدن به حال خوب به فرکانسی نزدیک ب فرکانس خداوند قطعا شکرگزاری هست.

    خدایاشکرت که من هدایت کردی به این مسیر زیبا

    🍒خداوند منبع خوبی، عشق، و نعمته پس من هرچی میخوام باید از اون بخوام چون اون رَّب من هست نه کسی دیگه 🍒

    در پناه خداوند باشید🌱

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: